لکچر نوت در مورد میوه جات برگریز


بسم الله الرحمن الرحيم ميوه جات برگريز مقدمه: افغانستان يک کشور زراعتي است. ميوه وسبزي که بخش مهم باغداري را تشکيل مي دهد، يک سکتور مهم زراعت به شمار رفته و در اقتصاد ملي کشور سهم به سزايي دارد. درنيمه اول سال 1350 صادرات ميوه هاي افغانستان درمجموع صادرات کشور بيشتر از %37 سهم داشته، وبه اشتراک بته هاي طبي، در مجموع صادرات کشور از صد فيصد %45 را تهيه ميکرد. ميوه ها در افغانستان به پيمانه وسيع تجارتي پرورش مي يابند.قبل از جنگ در افغانستان در143000هکتار زمين ميوه توليد مي شد، وتوليدات ميوه هاي سالانه کشور به 920 هزارتن ميرسيد. با آن که در پرورش ميوه هاي افغانستان تکنالوژي عصري به کار نيفتاده، مگر بازهم ميوه هاي زياد توليد ميشود، زيرا اقليم وآب وهواي افغانستان براي توليد ميوه بسيار مساعد است. ميوه ها، مخصوصاً ميوه هاي برگريز به چنان اقليمي نيازمند هستند که در تابستان هواخشک وازطرف روز آفتاب فراوان داشته باشد، ونيززمستان نسبتاًسرد باشد. درختان ميوه ازگل کردن تا پخته شدن ميوه ها، با رطوبت وهواي باراني حساسيت دادند، يعني به امراض گوناگون قارچي مصاب ميگردند. خوشبختانه افغانستان عيناً همين طور اقليم دارد که در تابستان هوا خشک وگرم ميباشد، باران نمي بارد وآفتاب فراوان دارد.ميوه ها در افغانستان درتمام ولايات پرورش مي يابند، مگر دربعضي از ولايات درمقايسه با ولايات ديگر بيشتر پرورش وتوليد مي شود، بطورمثال در ولايات کندهار، هرات، اورزگان، زابل، غزني، وردک وپروان، وهمينگونه درمقايسه با ديگر ولايات در توليد ميوه ها شهرت زياد دارند، ومقدار زياد ميوه ها را توليد مي کنند. براي آنکه باغداري در افغانستان شکل علمي را کسب کند، ودريک جريب زمين اندازه توليد ميوه ها با ساير کشورها بتواند رقابت کند، بايد براي پرورش ، اصلاح ونگهداري آنها تکنالوژي عصري زراعتي به کار انداخته شود. براي رسيدن به اين هدف به کادرهاي علمي ونشرات علمي ضرورت احساس ميگردد. مناطق مهم مولد ميوه در افغانستان: هرات، قندهار، زابل،پروان، کابل،ننگرهار، وردک، سمنگان وبدخشان ازجمله مناطق مهم مولد ميوه در افغانستان مي باشند. اگرچه ميوه جات درتمام حصص افغانستان وجود دارد، اما بعضي اقسام آن در مناطق محدود توليد ميشود. مثلاً: نارنج، ليمو، مالته وسنتره در مناطق کم ارتفاع شرقي ، انار درقندهار، تگاب وتاشقرغان ، جلغوزه در نورستان وپکتيا، پسته درهرات ، بادغيس، بغلان وسمنگان وجود دارد. بصورت عموم در حدود 20 نوع مختلف انار در مناطق مختلف افغانستان توليد مي شود. زردالو ازجمله ميوه جاتي است که توليد آن به پيمانه تجارتي در مناطق مختلف افغانستان صورت ميگيرد. اقسام مختلف آن عبارت اند از زردالوي قيسي، اميري، سفيدچه ، ميرمحمدي، قندک وشکرپاره قندهار که خيلي مشهور وشيرين مي باشد. ازهمين سبب در تمام مناطق افغانستان توليد مي شود، اقسام ممتازآن در بدخشان کابل وکوه دامن پروان توليد ميگردد.ازجمله ميوه جاتيکه به پيمانه تجارتي توليد مي شود، بادام حايز اهميت است که در ولايات مختلف کشور صورت ميگيرد. کابل وقندهار دومرکز عمده توليد بادام مي باشد.  درقسمت توليد ميوه جات، موجوديت درختان وجنگلات پسته که که در ولايات بادغيس، هرات وسمنگان بصورت وحشي مي رويند نيز قابل تذکر است. علاوتاً چارمغز نيز درولايات مختلف کشور بصورت متفرقه در ساحات کوچک توليد مي شود. درزمره ميوه جات، انگورحايزاهميت فوق العاده بوده، مخصوصاً در هرات ، قندهار، پروان وکابل ساحات وسيعي را احتوا مي نمايند. انگور نه تنها از لحاظ  استهلاک داخلي ، بلکه ازحيث تجارت خارجي نيز اهميت به سزايي دارد. نوع وحشي خودروي آن در جنگلات اسمار ودره هاي اندراب بملاحظه مي رسد. توليد وفروش انگور نقش ارزنده اي را در اقتصاد کشور دارا مي باشد. احداث باغ:قبل از آنکه دريک ساحه باغ ايجاد شود، بايد احتياط کامل شود تا جزئي ترين اشتباه رخ ندهد، زيرا يک اشتباه کوچک باعث خساره بزرگ در آينده شده وجبران آن مشکل است. چون درختان مثمر عمرچندين ساله داشته ويک اشتباه اندک سرمايه چندين ساله دهقان را ازبين ميبرد. در احداث باغ نکات ذيل بايد در نظر گرفته شود: 1.  درساحه مورد نظر بايد باغهاي ميوه موجود باشد. 2.  کدام ميوه درين ساحه رشد ونموي خوب وحاصل فراوان مي دهد. 3.  منابع آبي وآب فراوان وجود داشته باشد. 4.  بدست آوردن نهال هاي ميوه وتوليد محل آن معلوم باشد. 5.  درساحه مورد نظر بيماري درختان وجود نداشته باشد. 6.  مارکيت براي فروش وجود داشته وبه باغ نزديک باشد. 7.  خاک ساحه مورد نظر مناسب باشد. 8. توپوگرافي خوب داشته باشد، تا عمليات زراعتي بخوبي صورت گيرد. 9. عوامل اقليمي آن مد نظر گرفته شود. انتخاب محل براي باغ سازي:درافغانستان در انتخاب محل باغ بايد به سه چيز مثل موجوديت آب ، خاک واقليم توجه جدي صورت گيرد. 1-  آب(Water):درافغانستان تاکنون باغ هاي ميوه به شکل للمي وبدون آبياري وجود ندارد. ازدو جهت کميت وکيفيت پيش ازهرامر ديگر موجوديت آب به صورت کافي بسيار مهم است. در وضعيت خاص کشور کيفيت آب اهميت زيادي دارد، زيرا قسمت بيشتر خاک افغانستان خاصيت PH بلند والقلي دارد، لذا ازين سبب به چنان آبي ضرورت موجود است که بسيار اندک وهيچ نمک نداشته باشد. منبع آب هم از اهميت قابل توجه بهره مند است وآب بايد در تمام موسم نمو کردن بقدر کافي موجود باشد، تا در قسمت نموي بدني وحاصلات ميوه اثرات منفي آن ازبين برود. 2- خاک(Soil):خاک داراي مواد عضوي براي ساختن باغ ها بسيار مفيد است. مواد عضوي مثل کود حيوانات، قدرت وظرفيت خاک را در جذب آب زياد ساخته وعناصر ضروري را درخاک افزايش مي دهد. همچنين درخاک مدت نگهداري آب را طولاني مي سازد، ريشه هاي نبات وآب درخاک به آساني دويده مي تواند. خاک باغ هاي ميوه ايجاد شده بايد خاصيت القلي وسوديمي نداشته باشد، واگر در زمين رطوبت بيش از حد يا آب موجود باشد، بايد پيش از پيش از طريق زابرها( زهکشي) آب آن خارج ساخته شود، بخاطريکه ميوه بعضي از درخت ها وميوه جات برگريز مثل زردالو، شفتالو، بادام ، آلو، گيلاس وآلوبالو درمقابل رطوبت وآب هاي ايستاده حساسيت نشان ميدهند، وبه بيماري هاي قارچي مصاب مي شوند. خاک بايد دومتر عميق باشد، سنگها ولايه هاي سخت نداشته باشد، در زميني که قبلاً درآنجا باغ هاي ميوه ساخته شده باشد، بارديگر باغ هاي همان ميوه ها ساخته نشود، زيرا امکان آفات درآنجا افزايش مي يابد، وعوامل بيماري ها از باغ هاي پيشين درآنجا موجود مي باشد. 3- اقليم(Climate):درافغانستان آفتاب فراوان موجود است، ودرطول يکسال براي هيچ ميوه اي مشکل کمبود آفتاب وجود ندارد مگر حرارت چنان عامل بزرگ اقليمي است که در انتخاب محل ايجاد باغ هاي ميوه نقش قاطع وتعيين کننده دارد. بطورمثال: در انتخاب محل ايجاد باغ خنک زدگي نا وقت خزان وپيش از وقت بهار، ودرمناطق پست تجمع هواي سرد بايد حتماً درنظر گرفته شود. براي باغ هاي ميوه چنان جاي انتخاب شود که درخزان، زمستان ويا بهار امکان خنک زدگي موجود نداشته باشد. هواي سرد بهاربراي ميوه بيش ازهر زمان ديگر خساره وارد ميکند. با وجود آنکه در انتخاب محل براي ايجاد باغ هاي ميوه خنک زدگي قابل توجه زياد است، مگر هواي سرد براي مراحل مختلف حيات درختان ميوه سودمندي هاي هم دارد، ويا براي آن ضرورت احساس مي شود. بطورمثال: زخ گل هاي ميوه جات برگريز درساعات معين به کمتراز7˚C هواي سرد ضرورت دارند ، تا آنها بتوانند در بهار شگفته شوند. درختان زيتون در ماه هاي قوس وجدي براي توليد زخ گلهاي خود براي مدت 400 ساعت به هواي سرد پايين تر از 7˚C ضرورت دارند. به همين سبب تخم هاي ميوه جات به هواي سرد مرطوب ضرورت دارند، تا دوره استراحت آنها از بين برود، وآنها قابليت جوانه زدن را پيدا کنند. برخي از ميوه جات برگريز مثل گيلاس، آلوي اروپايي، سيب، ناک وآلو بالو در مناطق سردسير وهمچنان زردالو وشفتالو هم درمناطق سرد سير وهم گرمسير تربيه مي شوند. تنها ستروس به شکل تجارتي در پروژه کانال ننگرهار، لغمان وکندهار در مناطق پست تربيه مي شوند. ستروس به واسطه هواي سرد -5˚C خساره مند مي شود، لذا از آنجاييکه هواي کندهار در زمستان تا -9˚C سرد ميگردد، براي کاشتن ميوه هاي ستروس منطقه مناسب نيست.درخت انار بيشتر از -14˚C هواي سرد را متحمل شده نمي تواند، لذا درجاييکه در زمستان هوا از-14˚C بيشتر سرد مي شود، درآنجا باغ هاي انار ايجاد نشود. باد: در افغانستان بعضي مناطق مثل هرات وجود دارد که در آنجا در تابستان چند ماه بطورمسلسل باد مي وزد. باد مصرف آبي درخت ها وسطح زمين را بيشتر مي سازد که در نتيجه درخت زود زود به آب احتياج پيدا مي کند. باد ميوه ها را زخمي ساخته وشاخه هاي درختان را يکي به ديگري زده وزخمي مي سازد. درزمان گل کردن ميوه ها، باد مانع پرواز زنبورها وديگر حشرات گرديده، درحاليکه درختان ميوه دار بوسيله حشرات به گرده افشاني نيازمند هستند.براي آنکه از خساره وارد شدن باد به درختان باغ جلوگيري شده باشد، بنا برآن براي باغ سازي دوسال پيش درختان باد شکن در مقابل باد غرس گردد. درختان باد شکن مي تواند چناريا سفيدار ويا مانند آن باشد. درختان بادشکن بايد از15m بلندتر گذاشته شود، وازقسمت پاييني آن ( ساقه هاي شان) %40-30 باد بگذرد، زيرا درغير آن باد نيروي زيادي پيدا مي کند، که درنتيجه نسبت به فايده آن ، زيان آن بيشتر ميگردد. درصورتيکه باغ ها در ساحات وسيع ساخته شوند، در آن صورت درهر200m دورتر ازيک قطار، قطارهاي ديگر درختان بادشکن ايجاد گردد. اشکال مختلف غرس نهال ها:زمانيکه براي باغ محل انتخاب شد، بعدازآن بايد زمين اندازه گيري شود تا معلوم گردد که براي باغ چقدر ساحه موجود است. بعد ازآن ساحه اندازه شده به روي کاغذ ياد داشت گرديده، ونقشه باغ در روي کاغذ آماده شود. درين نقشه کشيدن چقورک براي نهالها، جوي هاي آب، پياده روها، اتاق باغبان، گودال براي ساختن کودنباتي يا سبز ومانند آن با نشاني مشخص شود.بطورنمونه درشکل ديده شود:درختان ميوه درباغ به اشکال مختلف مثل مربع، مستطيل، سه کنج، متساوي الاضلاع وبه صورت غير منظم غرس مي گردد. 1- مربع شکل:درينجا درختان درباغ به شکل مربع شانده مي شود، طوريکه درين صورت کارهاي زراعتي باغ ايجاد شده به آساني تکميل مي گردد. 2- مستطيل شکل:درين شکل باغ درختان به شکل مستطيل شانده مي شود که درين مسافه قطارها بيشتر ميگردد. 3- شکل سه کنجه:اين شکل باغ در واقع شبيه به باغ مربع شکل است، ويگانه تفاوت وفرق آن اينست که دراين جا به شکل موقتي دربين هر مربع هم نهال ميوه شانده مي شود. مثل باغ سيب که شفتالو درآن به صورت موقتي غرس مي گردد. 4- شکل مثلث متساوي الاضلاع:درختان درين شکل باغ يک ساحه شش ضلعي را بوجود مي آورند که درهر گوشه رأس (نوک) آن يک نهال غرس ميگردد. بناءً درين شکل باغ نسبت به ديگر اشکال آن درختان بيشتر گنجانيده مي شود. 5- شکل غير منظم:اين شکل باغ درکناره ها وحاشيه تپه ها وکوه ها واراضي غيرهموار ساخته مي شود. درين جا بين درختان وقطار فاصله مساوي درنظر گرفته شده نمي تواند. فاصله بين درختان:فاصله بين درختان مربوط به فکتورهاي مانند شرايط اقليمي منطقه، نوع خاک، نوع ورايتي وپايه مادري((Root Stock مي باشد. درمنطقه که خاک خوب باشد درختان به فاصله نزديک غرس مي گردد تا از ساحه کوچک استفاده اعظمي صورت گيرد. مثلاً براي انواع درختان فاصله هاي مختلف تعيين شده است، واگر فاصله بين درختان نزديک باشد، پروگرام حفاظه امراض وحشرات خوبتر اجرا گرديده، وعمليات زراعتي تا حدي مراعات ميگردد. ولي يک نکته ديگر هم قابل درک مي باشد که آن عبارت از نور آفتاب است که بايد به درخت به اندازه باشد که آفتاب درتمام قسمت هاي درختان رسيده بتواند. درجدول زير فاصله بين قطارها ودرختان ميوه نشان داده شده است:   شماره ميوه ها فاصله بين درختان فاصله بين قطارها شماره ميوه ها فاصله بين درختان فاصله بين قطارها 1 سيب 5 6 6 گيلاس 6 6 2 ناک 3 6 7 آلو وآلوچه 6 6 3 بادام 5 6 8 بهي 4 4 4 زردالو 6 6 9 انگور 2 3 5 شفتالو 6 6 10 چارمغز 15 15نوت: اين فواصل نظر به نوع ورايتي فرق مي کند، يعني اگر ورايتي قد پخش باشد، درآنصورت فواصل بين قطار وبين درختان کم درنظر گرفته مي شود. چقورک کندن براي نهال ها:امکان دارد باغدار در زمان غرس نهال وقت نداشته باشد که هم نهال را انتخاب کند وبگيرد، وهم براي آنها چقورک (گودال) حفر نمايد. ويا امکان دارد که در وقت غرس نهالها بسيار گل ولاي وباران شده باشد که درنتيجه آن کندن چقورک را با مشکلات روبرو نمايد، لذا بهترآنست که براي کندن چقورک دو يا سه هفته قبل از غرس نهال اقدام شود، بناءً درطول اين مدت به چقورک آفتاب کافي رسيده، وبرعلاوه ممکن گازهاي مضره ، ميکروب ها، تخم حشرات ولارواها نيز ازبين بروند. چقورک هريک ازنهالي ها بايد کم ازکم 60cm عمق و50cm وسعت داشته باشد. در زمان کندن بايد سعي شود که خاک روي چقورک را جدا وخاک عمق وداخل آن را جدا بيندازند. در وقت غرس نهال نخست خاک روي چقورک بعداً خاک داخل چقورک انداخته شود، زيرا خاک روي آن داراي مواد عضوي فراوان مي باشد. زمان غرس نهالي ها:درافغانستان نشاندن نهالي ميوه به نوع وقسم ميوه ومنطقه باغ ايجاد شده مربوط است. بطورمثال درمناطق سرد سيرکشور مثل: لوگر، وردک، کابل، پروان، وغزني به استثناي نهالي انگور ساير ميوه هاي برگريز از دهم حوت الي آخر آن شانده شده مي تواند. درمناطق گرمسير مثل: ننگرهار، کندهار، هلمند، فراه، لغمان، نيمروز، ارزگان ومانند آن امکان دارد از 15 دلو تا 10 حوت دوام کند. تاک هاي انگور درمناطق سرد سير افغانستان از 25حوت آغاز وتا 10 حمل دوام کرده مي تواند. ودرمناطق گرمسير از 15حوت تا آخرآن غرس شده مي تواند. درافغانستان گاه گاهي امکان دارد زمستان بسيار سرد بيايد که ممکن است تاريخ غرس نهال هاي ذکر شده تغيير نمايد. طريقه شاندن نهال(Methods of planting): 1.    نهال تا وقتي غرس ميگردد که ريشه هاي تازه ومرطوب داشته باشد. 2.  جاييکه نهال درآنجا غرس ميگردد بايد فراخ باشد تا که ريشه درسال اول به خاک هاي سخت مواجه نشود. 3.  ريشه هايکه زخمي باشد قبل ازکشت بايد توسط قيچي دُور کرده شود، وکوشش شودکه دروقت کندن نهال، نهال ريشه زياد داشته باشد، بخاطريکه براي جذب مواد غذايي زمينه خوبتري مساعد مي گردد. 4.  نهال بايد به عين اندازه عمق ايکه درقوريه است درباغ غرس شود. هميشه کوشش شودکه منطقه جوش پيوند بالاتر از سطح خاک واقع شود. درصورتيکه نقطه جوش پيوند تحت خاک باشد همان قسمت ريشه ميکند ومطلوب ما به هدر مي رود. 5.    درمناطقيکه باد وجود داشته باشد قسمت پيوندي آن به سوي وزش باد قرارداده شود. 6.  وقتيکه نهال درچقوري انداخته مي شود دروقت انداختن خاک به اطراف آن، نهال يک يا چند مرتبه بايد تکان داده شود. 7.  نهالي که قد پخش مي داشته باشد بطرف جنوب، ونهال قد بلند بطرف شمال بايد غرس گردد، بخاطريکه زياد تر آفتاب ازطرف جنوب مايل بطرف هر چيزمي باشد. 8.  بعد ازشاندن نهال بايد آبياري صورت گيرد تا خاک محکم گردد. ودرين موقع رطوبت بسيار ضروري است. بعد از شاندن نهال بايد نهال هاي باغ نشاني شود تا نوع درخت وتاريخ شاندن آن معلوم باشد. وقتيکه نهال غرس مي گردد شاخه هاي غير ضروري آنرا بايد قطع نماييم، واين عمل بخاطر اجرا مي شود که شاخچه هاي غير مطلوب آن انکشاف نکند. هرقدر که مقدار شاخچه ها را کم کنيم، به همان اندازه تبخير از درخت کم مي شود. نهال بعد شاندن به توجه زيادي ضرورت دارد. هرگاه محيط داراي باد شديد باشد، دراطراف باغ بادشکن (Wind break) ساخته شود. اگر يک نهال در هواي گرم غرس شود، پندک ها شگوفه کرده وچانس کشيدن ريشه کم است. پس در چنين موقع شاخه بري ، آبياري وآبپاشي ضرور است. آبياري باغ ها: آبياري يکي از عوامل مهم در رشد درختان محسوب مي شود، ودرختان ميوه نسبت به نوع شان احتياج شان به آب متفاوت است. با توجه به اينکه درخت از طريق ريشه حد اکثرآب مورد احتياج خود را از زمين ميگيرد، بايد درخاک آب به اندازه کافي موجود باشد. اين آب در بعضي ازنقاط دنيا تنها از طريق نزولات آسماني تامين ميگردد، ودرمناطقي کمبود آن توسط آبياري بايد تأمين گردد. کشورما در دراکثرنقاط مواجه به کم آبي است که نزولات آسماني درآن به حد کافي نيست، بنابراين دربسياري از مناطق مجبور به آبياري باغها هستيم.    روش هاي آبياري: 1.    آبياري سطحي 2.    آبياري باراني 3.    آبياري قطره اي 4.    آبياري زير زميني    تشريح روشهاي آبياري فوق در مضمون اساسات آبياري بيان ميگردد، لذا از تشريح آن درين مضمون خودداري مي گردد. درافغانستان اکثر باغ ها به شکل کرد آبياري ميشود، مگر بعضي درختان مثل زردالو، شفتالو، بادام وآلودرمقابل اين گونه آبياري حساسيت نشان مي دهند، زيرا درختان ميوه ياد شده درمقابل خاک تر حساسيت دارند. درآبياري کردي امکان دارد که آب براي چندين روز تجمع کند، لذا بايد ميوه هاي خسته سنگي به شکل جويه آبياري گردند. جويه ها درقطارهاي درختان ميوه به خط مستقيم طوري کشيده شود که مسافه بين درخت ها باريک واطراف هر درخت وسيع باشد. وسعت اطراف درختان بايد همه ساله وسيع گردد، يعني به اندازه که درخت بزرگ مي شود، به همان اندازه جويه هاي اطراف درخت وسيع ساخته شوند. اگر تنه درخت نزديک به سطح زمين مصاب به بيماري گردد، درينصورت در اطراف تنه درخت خاک فراهم آورده شود تا تنه درخت در تماس مستقيم به آب قرار نگيرد. با آبياري به نهالي تازه غرس شده توجه جدي نموده، تا آنها به تشنگي مواجه نشوند. فوايد آبياري: 1.    جبران کمبود رطوبت خاک. 2.    اصلاح اراضي ريگي. 3.    مبارزه با آفات وحشرات درزمستان با دادن يخ آب. مضرات آبياري غلط: 1.    کم شدن هواي زمين وعدم امکان تنفس ريشه. 2.    جمع شدن نمک درخاک هاي سطح الارضي دراراضي شور. 3.    شستن مواد غذايي وبردن آن به اعماق زمين در نتيجه آبياري بيش ازحد. 4.  کم کردن گرماي خاک( خصوصاً درمواقع آبياري با آب سرد). حرارت آب در موقع آبياري بايد بين 5-20˚C باشد، وباغ ها را بهتراست درشب که هوا خنک است آبياري نموده تا تبخير زياد نشود، وامراض قارچي توسعه نيابد. عمليات عمومي آبياري نباتات برگريز: ü   نباتات جديد کشت شده بايد بشکل فوري بعد ازکشت آبياري گردد. ü   درسال اول ودوم از10-7 روز به صورت وقفه اي آبياري گردد. ü   نباتات ميوه دار درفصل گرما از 20-15 روز، ودرفصل سرما از 40-30 روز آبياري گردد. کاشتن نباتات وسبزي در باغهاي تازه بوجود آمده:زمانيکه نهالي ها تازه غرس شدند تا چند سال ميوه نمي دهند. براي آنکه ازين باغ هاي جوان استفاده اعظمي شده بتواند. بنابرآن مي توان دربين قطارهاي درختان ، سبزي يا ساير نباتات کمتر رقابت کننده با درختان کاشته شوند. اين سبزيها ونباتات ازهمان نوع سبزي هاي ونباتاتي باشند که درآب وموادغذايي با درختان رقابت زياد نکنند.  پياز، بادرنگ ، تربوز، خربوزه، ترايي، شبدر ورشقه از نباتات مناسب به شمار مي روند.درباغ ها نباتات رقابت کننده مثل گندم ، جواري، باميه، بادنجان رومي، پنبه ومانند آن هيچکدام کاشته نشوند. ازين جهت که اين نباتات با درختان در استفاده ازآب ومواد غذايي رقابت زياد مي کنند، وازطرف ديگر شرايط را براي مصاب شدن درختان به امراض مساعد ميسازند.  درختان باغ وسبزي ها بايد به طريقه هاي جداگانه آبياري شوند، زيرا ضرورت آب درختان وسبزيها يکسان نيست. سوالات: 1- چرا اقليم افغانستان براي پرورش ميوه جات مناسب دانسته مي شود؟ 2- ولاياتي را که در توليد پسته وانار شهرت دارند، نام ببريد؟ 3- نکاتي را که در احداث باغ درنظر گرفته مي شود لست نماييد؟ 4- آيا باد برعلاوه خساره رساندن به درختان داراي کدام فوايد مي باشد يا خير؟ 5- اشکال مربع وسه کنج باغ با يکديگر چه فرق دارد؟ 6- چرا فاصله بين درختان ميوه يکسان نيست، شرح دهيد؟ 7- زمان غرس نهال هاي ميوه وابسته به کدام فکتورها مي باشد؟ 8- چرا ضرورت آب به تمام درختان يکسان نيست؟ 9- چرا تا وقت حاصل دادن باغ ، کاشتن بعضي از سبزيها ونباتات دربين قطارهاي درختان توصيه مي شود؟ 10- ساحات باغداري وجنگلاتي ولايت بغلان را با ارقام دقيق معلومات دهيد؟ هارمون ها ومواد تنظيم کننده رشد نباتات Hormones and plant growth regulators کلمه هارمون(Hormone) منشأ يوناني داشته، واولين بار توسط (Ernest Starling) فزيولوژيست انگليسي درسال 1905 براي هارمون هاي حيواني بکار برده شد. سپس نبات شناسان نيز از واژه هارمون براي مواديکه پديده هاي رشد ونمو نباتات را تحت تاثير قرارميدادند استفاده کردند. هارمون هاي نباتي ماده است عضوي که دربخشي ازنبات ساخته شده وبه قسمت هاي ديگري درنبات انتقال پيدا ميکند، ومي تواند با غلظت بسيارکم پديده هاي فزيولوژيکي نبات را تنظيم کند. اين پديده ها غالباً رشد ونمو مي باشند.هم اکنون مواد تنظيم کننده رشد را به پنج گروه طبقه بندي مي کنند که عبارت اند از: اکسين ها(Auxins)، جيبريلين ها(Gibberellins)، سايتوکاينين ها (Cytokinins)، ايتيلين ها(Ethylene) و مواد بازدارنده رشد (Growth Inhibitors). اکسين ها(Auxins):اکسين بطور بارزي درنوک ساقه ودر انساج جوان نبات ساخته شده وغالباً به طرف پايين ساقه حرکت مي کنند. بنابراين به نظر مي رسد که شيب غلظت، ازنوک ساقه بطرف ريشه است. يا به عباره ديگر ميزان اکسين درنوک ساقه بيشتر ودرپايين ساقه کمتر است. اکسين به دوشکل وجود دارد: 1- اکسين هاي طبيعي که در داخل نبات وجود دارد. 2- اکسين هاي مصنوعي که در آزمايشگاه ها ساخته مي شود. ازجمله اکسين هاي طبيعي مي توان از Indol acetic acid (IAA) نام برد. همچنين برخي از اکسين هاي که بطور مصنوعي در لابراتوارها ساخته شده اند قرار ذيل است:  Indol butyric acid (IBA) Naphthalene acetic acid (NAA) 2, 4-D کاربرد تجارتي اکسين ها:  1- تنک کردن، جلوگيري از ريزش گل وميوه: درباغداري وبه ويژه ميوه کاري بحث تنک کردن، ازمواردي است که دربهبود کميت وکيفيت برخي ازميوه ها نقش مهمي را بازي ميکند. معمولاً دراغلب درختان ميوه تعداد گلهاي تشکيل شده بيشتر از تعداد لازم براي توليد محصول نهايي درخت است. بناءً درميوه کاري با استفاده ازبرخي اکسين ها مانند نفتالين اسيتيک اسيد(NAA)، درختان را درزمان مناسب محلول پاشي کرده ، تاميوه هاي ضعيف تر ريزش کنند وتعداد ميوه ها کمترگرديده تا کيفيت شان افزايش يابد.حذف ميوه هاي اضافي درختان مخصوصاً سيب عملي ضروري در باغداري است. اين عمل دو نتيجه مطلوب دارد: 1- باردهي به شکل يکسال درميان را کاهش مي دهد. 2- باعث افزايش وبهبود اندازه، رنگ وکيفيت ميوه هاي برداشت شده مي گردد. اگر درختانيکه از ترکيبات کمياوي استفاده کرده اند داراي قوت کافي باشند، درآنصورت اندازه ميوه در موقع جمع آوري با ميزان تنکي ميوه ارتباط دارد. اولين تلاش درجهت حذف گل هاي سيب بطريق کيمياوي درسال 1934 وبا استفاده ازپاشيدن مواد رايج درآن زمان از قبيل سلفات مس وزنک، پولي سلفايد کلسيم وسوديم انجام گرفت.    2- ايجاد غلبه پندک انتهايي:عدم رشد جوانه هاي جانبي نباتات که دراثر وجود جوانه انتهايي ايجاد ميشود، غاليبيت انتهايي(Apical Dominance) نام دارد. علت اين موضوع آنست که اکسين توليد شده در نوک شاخه بطرف پايين حرکت کرده وبه جوانه هاي موجود در زاويه برگي مي رسد. درنتيجه غلظت اکسين درجوانه هاي جانبي ازحدلازم تجاوزکرده وبدين طريق رشد جوانه هاي جانبي محدود مي شود. حال اگر جوانه انتهايي نبات را حذف کنيم، رشدجوانه هاي راکد موجود در زاويه برگي شروع شده وشاخه هاي فرعي زيادي بر روي نبات توليد مي شود.  3- ريشه دارکردن قلمه ها:ريشه زايي قلمه ها درانواع مختلف نباتات متفاوت است، بدين معني که ممکن است نوعي وجود داشته باشد که قلمه آن به هيچ وجه نتواند ريشه توليد کند. درچنين وضعيتي احتمالاً مصرف اکسين ها زياد موثر نخواهد بود. اما معمولاً دربسياري از انواع، مصرف خارجي اکسين ها با غلظت مطلوب سبب افزايش تعداد ريشه هاي منشعب درقلمه مي گردد. ازجمله انواع اکسين ها براي تشکيل ريشه IBA وNAA بسيارمعمول است. IBA به مقاصد عمومي توليد ريشه ها بکارمي رود، غير مسموم کننده بوده وبه غلظت زياد قلمه را مسموم نمي کند. عمر ومدت استعمال IBA توسط محيط تاريک زياد شده وزود خراب نمي شود، وهم توسط يخ ساختن مدت استعمال آن زياد ميگردد. NAA هم مرکبي است که بزودي بخرابي روبرو نمي گردد، قلمه اي که با IBA ريشه نکشد، توسط NAA هم ريشه توليد کرده نمي تواند، بخاطريکه ازتمام شان IBA موثرترين مرکب است. البته استثناآت موجود است. مثلاً قلمه هاي هملوک غربي (Douglas Fire ) همراه NAA نسبت به IBA ريشه خوب توليد ميکند. مخلوط IBA+NAA براي تشکيل ريشه بسيار تاثير خوب دارد. اکثر هارمون ها درآب غير منحل بوده که اول آن را در الکول، وبعداً درآب حل ميکنند. اکسين به سه قسم استعمال مي شود: 1- محلول رقيق(Dilute Solution Soaking method): غلظت اين محلول 20-200Ppm بوده که قلمه را براي مدت 24 ساعت مي گذارند. 2- محلول غليظ (Concentrated Solution Deep method): غلظت اين محلول 500-1000Ppm بوده که قاعده هاي قلمه ها را به اندازه 1اينچ  براي 3-5sec غوطه مي دهند. 3- به شکل پودر (Powder Preparation in talk): درين شکل قاعده قلمه را درآب ترکرده وبعداً در پودر غوطه مي دهند.      نام هاي تجارتي IBA: 1.    Chryzpan (به شکل پودر). 2.    C- Mone (به شکل مايع"Liquid"). 3.    DPN-Grow (به شکل مايع). 4.    Hormex (به شکل پودر ومايع). 5.    Hormodine (به شکل پودر). 6.    Hormo-Root (به شکل پودر). 7.    Rhizopon (به شکل پودر وتابليت). 8.    Rooton (به شکل مايع). 9.    Synergol (به شکل مايع). 10.Woods Rooting Compound (به شکل مايع).    تاليفاتي که اخيراً منتشر شده کارآيي IBA را درمقياس عملي جهت استفاده براي نباتات زير در دنيا نشان داده است:سيب، شفتالو، آلو، سفيدار، کاج، مورپان، چاي، لوبيا، انگور، انجير، باميه، بادنجان، گل ياسمن وتعدادي ازگلهاي ديگر.  4- جلوگيري از رشد شاخه هاي غير مطلوب:معمولاً پس ازانجام شاخه بري، تعداد ازشاخه هاي غير مطلوب دراطراف محل برش ايجاد مي شود که بايد آنها را با قيچي حذف کرد. براي جلوگيري از رشد چنين شاخه ها توصيه ميشود که از اکسين هاي مانند NAA (بصورت محلول پاشي در محل زخم) استفاده شود، تا از رشد وتوليد اين شاخه ها ونوده ها جلوگيري گردد. 5- داشتن خاصيت علفکشي:سال ها است که کاربرد تجارتي برخي از اکسين ها به عنوان علفکش شناخته شده است. ازمهمترين اکسين هاي مورد استفاده براي اين منظور مي توان به 2,4-D و 2,4,5-T اشاره کرد. هنگاميکه ازين مواد با غلظت بالا استفاده مي شود، اثري مانند يک علفکش دارد. بخصوص علف هاي هرزه دومشيمه اي به غلظت زياد اکسين ها حساس مي باشند. 2, 4-D ازمهمترين علفکش ها است، زيرا درغلظت هاي کم موثر بوده وخطر زيادي براي کارگران ندارد وعلاوتاً اقتصادي مي باشد. جيبريلين ها(Gibberellins): تاريخچه:در اوايل قرن هجدهم دانشمندان جاپاني متوجه شدند که برخي از بته هاي برنج موجود در مزارع، رشد بيشتري نسبت به ساير بته ها دارند. تحقيقات بسياري براي پيدا کردن علت بروز اين اختلاف انجام شد که يکي از آنها آزمايش هاي دانشمند جاپاني  به نام (E. Kurosawa) بود که تحقيقات او درمزارع برنج ، اساس مطالعه روي جيبريلين ها را بنا کرد، ودرنهايت منجر به کشف جيبريلين در سال 1928 شد. تعداد جيبريلين هاي کشف شده در نباتات وقارچ هاي مختلف تا سال 1990 حدود 84 نوع بود، وازبين انواع مختلف جيبريلين، GA3 (Gibberellic acid) که داراي فورمول C19H22O6 مي باشد، ازمعروف ترين آنها بشمار مي رود. اين ماده جيبريليني است قوي که ازگذشته نيز به عنوان جيبريلين درتجارت مورد استفاده قرار گرفته است. جيبريلين ها درتقسيمات حجروي ويا طويل شدن حجرات ويا هر دوپديده مذکور دخالت دارند. اين مواد به مقدار فراوان دراعضاي درحال نمو وجود دارند، وبه ويژه دربرگ هاي جوان موجود در انتهاي شاخه، جوانه ها، تخم هاي نارس ونوک ريشه ساخته مي شوند. اثرات فزيولوژيکي جيبريلين ها: اثر اصلي جيبريلين ها رشد طولي ساقه است. اين عمل ازطريق افزايش فواصل ميانگره هاي ساقه انجام مي گيرد. اکثر دومشيمه اي ها وبرخي يک مشيمه اي ها در اثر معامله با جيبريلين رشد شان سريع مي شود. پس ارتفاع بوته ورشد نبات بطورکلي تحت تاثير جيبريلين ها مي باشد. مهمترين اثر جيبريلين ها تاثير بر نباتات قد پخش است. نباتات قد پخش در اثر محلول پاشي با اين ماده به شکل معمول ويا بسيار با قد بلند رشد مي کنند.جيبريلين ها در دوره استراحت (خواب) تخم ها نيز دخالت مي کنند، بطوريکه با تر کردن تخم هاي داراي رکود درمحلولي ازجيبريليک اسيد، خواب آنها شکسته شده وشروع به جوانه زدن مي کنند. غلظت توصيه براي انجام اين عمل در تخم بسياري از درختان ميوه 100-500Ppm ومدت زمان لازم 24-12 ساعت است. جوانه زدن تخم غله جات تحت کنترول جيبريلين ها مي باشد. بطورمثال درتخم جو جنين پس از جذب آب جيبريلين توليد مي کند، که باعث تشکيل انزايم Amylase مي شود . سپس اين انزايم سبب تبديل نشايسته به مالتوز وگلوکوز مي شود که درنتيجه مواد قندي به جنين رسيده ومنجر به جوانه زدن تخم مي گردد. کاربرد تجارتي جيبريلين ها جيبريلين ها کاربرد تجارتي زيادي دارند که درينجا به دو موارد آن اشاره ميگردد:  1- تاخير در رسيدگي ميوه ها: گاهي لازم است که رسيدن ميوه در برخي درختان به تاخير بيافتد، زيرا زمان مناسب براي عرضه به بازار وجود ندارد، ويا ميوه پس ازچيدن به سرعت نرم وفاسد مي شود. به عنوان مثال خرمالو،گيلاس وبرخي ازستروس ها را هنگاميکه ميوه آنها به رنگ سبز روشن است، با محلول پاشي بوسيله جيبريليک اسيد مي توان به مدت چند هفته ديگر آنها را به حالت سبز ونارس بر روي درخت نگهداري کرد، وعلاوه برآن برخي از مواقع اندازه ميوه نيز درشت تر مي گردد. 2- افزايش محصول در انگور:محلول پاشي با جيبريليک اسيد درتوليد انگور بي دانه از سال 1960 مروج است. اثرات فزيولوجيکي حاصل ازين محلول پاشي در انگور، رشد طولي حجرات، تُنک کردن گل ها وحجيم شدن خوشه ها مي باشد. معمولاً اگر محلول پاشي به غلظت 30-50Ppm وقبل ازعمل القاح (ريزش گلبرگ ها) انجام شود، ريزش زيادي درگلها صورت گرفته وخوشه ها باز مي شوند. بنابراين براي انگور با خوشه متراکم اين زمان مناسب است. اما اگر محلول پاشي پس از القاح انجام شود تنها مي تواند اندازه دانه ها وخوشه ها را بزرگتر کند. اين عمل بيشتر در ارقام انگور بي دانه اثر زيادي داشته است. سايتوکاينين ها (Cytokinins):سايتوکاينين ها گروپ ديگري از مواد تنظيم کننده رشد نباتات هستند که موجب انقسام حجروي مي گردند. اولين سايتوکاينين طبيعي در دهه 1950 همزمان با عصر کشف DNA توسط پروفيسورFolke skoog کشف شد. سايتوکاينين ها درحجرات نباتي درکنار اکسين ها قرار گرفته وسبب انقسام حجرات درانساج نباتي مي شوند. Zeatin يک هارمون سايتوکاينين طبيعي بوده که از اندوسپرم جواري استخراج ميگردد. سايتوکاينين برعلاوه انقسام حجرات، فعاليت هاي RNA و DNA را تنظيم ميکند. همچنين تشکيل پندک وشگوفه را تنظيم کرده ، ازريختن گلها، ميوه ها، وبرگ ها جلوگيري مي کند. حرکت سايتوکاينين از ريشه بطرف بالا توسط شيره زايلم(Xylem) صورت مي گيرد. دربخش هاي ازنبات که رشد ونموي زياد دارند، مثل تخم هاي درحال جوانه زدن ويا ميوه هاي نارس ودرحال رشد، مقدار سايتوکاينين ها بيشتر است. درجوانه هاي تازه سبز شده کاهو ونخود ودر ميوه هاي نارس سيب، رومي ، شفتالو، وآلو سايتوکاينين ها تشخيص داده شده اند. سايتوکاينين ها در نوک ريشه ساخته شده، ودرشيره زايلم حرکت کرده وبطرف برگ مي روند، ودربرگها در سنتز پروتين دخالت مي کنند. يعني سايتوکاينين ها به خاطر تاثيري که درترکيب پروتين وتيزاب هاي هستوي دارند، قادر اند پيري را دربرگ ها وساير اعضاي نبات به عقب بيندازند.گاهي سايتوکاينين ها درجوانه زني موثرثابت شده اند. بطورمثال تخم کاهو براي جوانه زني به نور نياز دارد. اما اگر تخم کاهو با کاينيتين(Kinetin) معامله شود، در تاريکي جوانه مي زنند. همچنين در برخي نباتات مثل کچالو تشکيل غده در اثر مصرف سايتوکاينين ها تحريک مي شود. ايتيلين (Ethylene):  تاريخچه:با اينکه از ساليان پيش تاثير گاز ايتيلين در رسيدن ميوه ها شناخته شده بود، اما تنها در دهه 1960 بود که ايتيلين بعنوان يک هارمون نباتي معرفي شد. ايتيلين ساده ترين ترکيب هايدروکاربن هاي غير مشبوع است که يک فراورده اصلي در صنعت نفت به شمار مي رود، بطوريکه تنها کشور جاپان درسال 1990 حدود 8 مليون تن ايتيلين توليد کرده است. اين موضوع جالب است که ايتيلين، به صورت گازي فعاليت هارموني خود را در نبات انجام مي دهد. درگذشته به کمک سوزاندن مواد نفتي در ذخيره خانه هاي محدود وسربسته، تغيير رنگ درميوه هاي سبز ونارس درون انبار ايجاد مي کردند، تا ميوه ها بازار پسندي خوبي داشته باشند. اکثر انساج زنده ايتيلين توليد مي کنند، وقارچ پني سيلينيوم از موجودات زنده ايتيلين زا است، که ميوه هاي آلوده به اين قارچ در ذخيره خانه ايتيلين توليد مي کند. اثرات فزيولوژيکي ايتيلين:ايتيلين موجب سبز زدايي درپوست ميوه ها وبخصوص جنس ستروس وکيله مي شود. درتعيين جنسيت گل در نباتات مانند بادرنگ وتربوز موثر است. وهمچنين ايتيلين سبب رسيدن وپيري ميوه ها مي شود. تاثير اين گاز بر جوانه زدن تخم ها مشخص شده است، بطوريکه درغده هاي کچالو درحال رکود معامله با ايتيلين باعث رشد جوانه ها مي شود. کاربرد تجارتي ايتيلين:کاربرد گاز ايتيلين درهواي آزاد امکان پذير نيست، ودرين شرايط بايد از ترکيبات مولد ايتيلين استفاده کرد. ازمهمترين ترکيبات کمياوي توليد کننده ايتيلين مي توان از اتفون(Ethephon) نام برد. اتفون اهميت وکاربرد زيادي درتجارت دارد. هنگاميکه پودر آن در آب ريخته مي شود توليد گاز ايتيلين مي کند. وجود اتفون(Ethephon) درنيمه دوم سال 1960 نيز تاثيري عمده درکنترول رسيدن وبهبود کيفيت ميوه سيب داشت. اتفون سرخ شدن سيب در ارقام معيني را بطور موثر بهبود بخشيده وميوه سبز را سريعاً سرخ وآماده تحويل به بازار مي کند. سيب هاي که اتفون دريافت کرده، ازآنهايي که اين ترکيب را دريافت نکرده وچندين هفته بعد برداشت شده اند ظاهراً غير قابل تشخيص مي باشند. ودرنتيجه باغداران قادراند فصل بازارشان را با کاربرد اتفون(Ethephon) توسعه دهند. استفاده از اتفون بعضي اوقات منجر به نرم شدن وريزش ميوه نيز ميگردد، اما با استفاده از دامينوزايد(Daminozide) قبل از اتفون به روي درخت ها مي توان براين مشکل غلبه کرد. امروزه از اتفون براي تحريک ريزش ميوه وتسهيل دربرداشت ميخانيکي برخي ميوه ها مثل چارمغز، گيلاس وشفتالو استفاده مي شود. براي اين منظور ده روز قبل ازبرداشت(شفتالو وگيلاس) مصرف اتفون با غلظت 500-2000Ppm توصيه مي شود. درکدوئيان مانند بادرنگ وتربوز اتفون باعث تشکيل بيشترگلهاي ماده مي شود. بطور معمول اين نباتات دراوايل فصل گلدهي، گلهاي نر بيشتري نسبت به گلهاي ماده توليد مي کنند. درين حالت غالباً مصرف اتفون از تشکيل گل نر جلوگيري مي کند. توليد گل ماده در اثر مصرف اتفون(Ethephon) روشي است کاملاً تجارتي که به منظور برداشت زودرس وافزايش عملکرد در فاميل کدوئيان انجام مي شود. يکي ديگر ازمصارف مهم ايتيلين تسريع در رساندن ميوه هاي درون انبار است، به عنوان مثال ميوه هاي نظير کيله ورومي در مراحل مختلف رشد وقبل از رسيده گي( به صورت نارس وسبز) برداشت شده و سپس درشرايط مناسب ذخيره خانه تحت معامله با ايتيلين درغلظت وزمان معين قرار ميگيرند، تا پس از تغيير رنگ به بازار عرضه شوند. مواد باز دارنده نمو(Growth Inhibitors):اين مواد از گروپ هاي مختلفي تشکيل شده اند که برخي ازپديده هاي فزيولوژيکي را در نبات متوقف ويا کند مي کنند. مواد باز دارنده نمو همانند ساير هامون ها بصورت طبيعي درنبات ترکيب شده واثراتي نظير جلوگيري از رشد ونمو ويا اثرات ضد اکسيني،جيبريليني ومانند آن دارند. همچنين مواد بازدارنده را در آزمايشگاه ها بصورت مصنوعي ترکيب مي کنند. برخي ازين مواد مانع تکثير حجرات ويا رشد حجرات نباتي مي شوند که در نتيجه ارتفاع ورشد نباتات در اثر مصرف آنها متوقف شده ويا کاهش مي يابد. مواد بازدارنده نمو به دو گروپ طبيعي ومصنوعي تقسيم مي شوند: مواد طبيعي باز دارنده نمو:بطورطبيعي در نباتات موادي وجود دارد که از رشد ونموي آنها جلوگيري مي کند. عدم رشد جوانه ها ودوره رکود تخم، پيازها وغده ها مواردي هستند که با مواد باز دارنده نمو در نباتات ارتباط دارند. آبسيزيک اسيد (Abscisic Acid) يا ABA يکي از مواد بازدارنده نمو بوده که از اعضاي مختلف نباتات بدست آمده است. نظر به نقش مهم ABA نسبت به ساير بازدارنده هاي طبيعي در رشد ونموي نباتات، درينجا به خصوصيات وبرخي از اثرات آن اشاره مي شود:  آبيسيزيک اسيد(ABA): هارموني است طبيعي که اثر بازدارندگي رشد در نباتات داشته وبطور وسيعي در بسياري از نباتات يک مشيمه ودو مشيمه اي وحتي در برخي از قارچ ها يافت مي شود . اثرات آن ضد اکسين ها وجيبريلين ها بوده وبدين ترتيب مانع رشد ونموي نبات مي شود. اولين بار درسال1963 شناسايي خصوصيات کيمياوي ABA توسط اديکوت وهمکارانش در کاليفورنيا انجام گرفت. ثابت شده است که غلظت ABA در هنگام رکود ( اواخر تابستان) دربرگ ها وجوانه هاي نبات افزايش مي يابد، وبه نظرميرسد که طول روز کوتاه آن را تحريک مي کند، يا به عباره ديگردر روزهاي کوتاه IBA دربرگ ها افزایش پیدا می کند. موضوع ریزش برگها در بسیاری از انواع نباتی در ارتباط با ABA است .از اثرات ديگر ماده، طولاني کردن دوره استراحت درتخم ها مي باشد. علاوه برآن محلول پاشي درختان ميوه با ABA سبب خواب جوانه هاي شاخه ميشود. هنگاميکه ميزان ABA درتخم بسياري از نباتات افزايش پيدا کند، باعث رکود تخم مي شود. دربرخي از انواع نباتات زمانيکه تخم در معرض سرما قرار مي گيرد، مقدار ABA درآن کاهش يافته وموجب حذف رکود مي شود. همچنين مشخص شده است که ABA سبب بسته شدن حجرات ستوماتا در برگ مي شود. غالباً وقــــــــتي نبات در شرايط خشــــــــــکي قرار ميگيرد، مـــــــــيزان ABA درآن به سرعت افزايش يافته وباعث بسته شدن ستوماتا مي شود. آزمايشی که در بادنجان رومي انجام شده، مشـخص شده است که غلظتABA موجوددر برگ هاي پژمرده رومي 50 مرتبه بيشتر از غلظت آن درحالت عادي برگ است. مواد مصنوعي باز دارنده نمو:درباغداري از مواد مصنوعي مختلفي به عنوان جلوگيري کننده نمو استفاده مي شود، مصرف اين مواد به منظورهاي متفاوتي مانند جلوگيري از ريزش برگ، کوتاه نگهداشتن نبات، تسريع در گلدهي وتنظيم برخي پديده هاي فزيولوژيکي در نبات صورت ميگيرد. برخي ازين مواد از رشد نبات کاملا جلوگيري ميکنند، درحاليکه انواع ديگري نيز وجود دارند که تنها سبب کاهش رشد کلي دراعضاي مانند شاخ وبرگ مي شوند. اين گروه ازمواد را کُند کننده رشد مي نامند. درينجا به برخي ازمهمترين مواد بازدارنده وکند کننده رشد اشاره مي شود:  مالئيک هايدرازايد Maleic Hydrazide (MH) :يکي از مواد بازدارنده رشد است. کاربرد تجارتي آن درجلوگيري از رشد جوانه هاي کچالو وپياز درهنگام ذخيره کردن است. اگرازين ماده به غلظت بالا استفاده شود همانند يک علفکش عمل مي کند. علاوه برآن از مالئيک هايدرازايد براي کاهش رشد سريع درختان وچمن ها استفاده ميشود.  آلار(Alar)، SADH (B9) :يکي ديگر از مواد پرمصرف که خاصيت کند کنندگي رشد در نباتات را دارد آلاراست. محلول پاشي با آلار باعث تاخير درپيري وجلوگيري از ريزش قبل از برداشت محصول در سيب، ناک وديگر ميوه هاي خسته دار ميشود. از آلار درگل داودي براي ايجاد قدپخشي استفاده مي شود.  سايکوسيل Cycocel (CCC) :مصرف اين ماده نيز سبب کند شدن رشد در نباتات مي شود. سايکوسل مخالف عمل جيبريلين است، بدين منظور که مصرف آن باعث کوتاه شدن فواصل بندهاي ساقه ميگردد. دربعضي از اقسام گلها ونباتات زينتي محلول پاشي با اين ماده به غلظت 2500Ppm سبب تسريع در تشکيل گل مي شود. Phosphon-D, Amo 1618:اين ماده نيز از مواد کند کننده نمو هستنند که از اهميت کمتري نسبت به آلار وسايکوسيل برخوردار هستند.  مورفکتين ها(Morphactins): از اوايل دهه 1960 گروپ هاي جديدي از مواد بازدارنده نمو که مشتق هاي ماده اي بنام Flourene-9-Carboxylic Acid  بودند، به دليل ويژه گي هاي بيولوژيکي خاصي که داشتند مورد توجه قرار گرفتند.مهمترين مورفکتين هاي موجود IT3456 و IT3233 نام دارند، که غلظت زياد براي کشتن علف هاي هرزه وجلوگيري از رشد نباتات چوبي به کار مي روند.گذارش هاي مبني برسوختگي نبات در اثرمصرف مورفکتين ها وجود دارد. در باغداري ازين مواد براي تنظيم رشد ونموي درختان وتحريک ريزش گل وميوه استفاده مي گردد.    خلاصه اين بخش:   ترکيباتي که تنظيم کننده رشد ونموي نباتات هستند: شماره   نام رايج علامت يا کود مشخصه   نام تجارتي   فعاليت تنظيم کنندگي رشد نباتات   سايرفعاليت ها 1 اتفون CEPA 68-250 اترل، سيپا، فلورل تنک کننده ميوه، تاخير دهنده رشد، تشکيل دهنده رنگدانه، رساننده ميوه، تغييردهنده جنسيت، خشک کننده علف کش 2 کلورمکوات CCC سيکوسيل بازدارنده جوانه زني، محرک جوانه گل، تشکيل دهنده رنگدانه، تغييردهنده جنسيت، تاخيردهنده پيري، افزايش دهنده تشکيل ميوه علف کش 3 2,4-D   پلنت گارد، اگروتکت، ويد بي گن تاخيردهنده پيري،ايجاد کننده گلدهي، افزايش دهنده تشکيل ميوه،رساننده ميوه علف کش 4 مالئيک هايدرازايد MH MH-30، ساکر استاف، دي کات تاخير دهنده رشد، بازدهي گلدهي، کنترول کننده جوانه محوري، ضد حشرات علف کش 5 ايتيلين     تغييردهنده جنسيت،بي برگ کننده، عامل ريزش، ازبين برنده رنگ سبز قارچ کش 6 آمترين G-34162 اويک خشک کننده علف کش 7 کينيتين     عامل شکستن خواب، محرک جوانه زدن، علف کش 8 کاکوديليک اسيد   فيترا560 بي برگ کننده علف کش 9 IBA   هورمودين ايجاد کننده ريشه، افزايش دهنده تشکيل ميوه معطرکننده 10 فلورينول IT-3235   تاخيردهنده رشد حشره کش، نيماتودکش 11 NAD,NAAm   آمايد تين دبليو تنک کننده ميوه، ايجاد کننده ريشه، علفکش 12 NAA   فروتون-N، نياگارا استيک، ترانس پلانتون بازدارنده ريزش ميوه قبل از برداشت، افزايش دهنده تشکيل ميوه، تغيير دهنده جنسيت، تاخيردهنده پيري علفکش 13 کارباريل   سوين ننک کننده ميوه حشره کش 14 دامينوزايد SADH B-9، آلار کيلار کاهش دهنده تشکيل ميوه، رساننده ميوه، تاخيردهنده پيري   15 کلورو فونيوم   فوسفون تاخيردهنده رشد، محرک جوانه گل علف کش 16 2,4,5T   فروتونA، ويدون، ويدار، براش کيلر ايجاد کننده ريشه، رساننده ميوه علف کش 17 2,4,5TP   فروتونT بازدارنده ريزش ميوه، رساننده ميوه، رساننده نيشکر علف کش 18 جيبريليک اسيد GA3 پرو جيب، جرو سول، جيب تابس، جيبرل ايجاد کننده گلدهي، محرک رشد شاخه، افزايش دهنده انگوربي دانه، افزايش دهنده تشکيل ميوه علفکش سوالات: 1.    هارمون ها ومواد تنظيم کننده رشد نباتات را تعريف نموده وبه چند گروپ تقسيم مي گردند؟ 2.    چند فايده استفاده از تنظيم کنند گان رشد نباتي را در باغداري نام بگيريد؟ 3.    کاربرد تجارتي اکسين ها وجيبريلين ها ر اواضح سازيد؟ 4.    مصارف مهم اتفون را در زراعت نام ببريد؟ 5.    مواد باز دارنده نمو چه نوع مواد بوده وموارد استعمال ABA نام بگيريد؟ شاخه بری وتربیت نهال:شاخه بری عبارت است ازکلیه عملیاتی که روی درختان انجام می شود تا به آنها شکل وفورم داده وقدرت رشد ونمو را زیاد کرده وکیفیت محصول را بهبود دهد. شاخه بری اصولاً به دومنظور خاص انجام میگیرد: یکی شاخه بری شکل دهی به نهال که باید درسالهای اولی ومراحل اولی رشد انجام شود، درین مرحله می توانیم درخت را به شکل دلخواه درآوریم، البته بعضی ازین اشکال جنبه تزئینی ونمایشی دارد. نوع دیگرآن شاخه بری باردهی است، درین نوع شاخه بری حاصل دهی سالیانه درختان تنظیم شده وشاخه های زاید حذف میگردد.شاخه بری کننده باید با اعضای درخت وطرز رشد ونموی آنها آشنایی کامل داشته باشد، وطبیعت رشد ونموی درخت را بداند. شاخه های میوه ده بخوبی تشخیص دهد، وبا دقت وتأمل به این کار اقدام نماید. شاخه بری کننده عیناً شبیه جراحی است که دراتاق عملیات میخواهد اقدام به جراحی کند. باید وسایلش آماده، برنده وتمیز باشد، وبداند که چه اعضای را باید دور کند وگرنه انجام کار بدون وسیله خوب ومهارت بهتر است صورت نگیرد. آیا طبیعت درختان را شاخه بری می کند؟ چون بعضی ها اظهار نظر کرده اند که اگر شاخه بری برای درختان لازم باشد طبیعت هم درختان جنگلی را شاخه بری میکرد.  باید گفت که اگر پس از وزش باد شدید سری به جنگل بزنیم ملاحظه خواهیم کرد که تعداد زیادی ازشاخه های خشک وآفت زده حتی برخی درختان که تنه آنها پوسیده بوده است به زمین افتاده اند، واولین اقدام درشاخه بری درختان نیز همین کار است. بنابراین طبیعت نیز درختان را شاخه بری میکند. اصول، اهداف واثرات شاخه بری ۱- حذف شاخه های خشک وآفت زده: همانطوریکه درفوق اشاره کردیم یکی از اهداف شاخه بری حذف شاخه های خشک ضعیف وآفت زده درخت است. این شاخه ها باید پس ازحذف شدن ازمحوطه باغ خارج شده وسوزانیده شود. ۲- دراثرشاخه بری تاج درخت محکمتر واستوار تر می شود. شاخه های اصلی روی تناه درخت باید متناوب ودرجهات مختلف با زاویه نسبتاً باز رشد کرده باشد، وفواصل آنها ازهم نیز باید متناسب باشد. وجود دوشاخه هم قطر ازیک نقطه تنه یا چند شاخه ازیکجا علامت ضعیف درخت است، ممکن است تنه درخت دراثر سنگینی شاخه ها به دوجهت شگافته شود، خصوصاً موقعیکه درخت با بار نشسته یا پس از نشستن برف سنگین روی شاخه ها این کار صورت بگیرد. 3- کوتاه نگهداشتن درخت: با انجام شاخه بری مخصوصاً درمراحل ابتدایی رشد، درخت کوتاه تر از درختی مشابه که شاخه بری نشده باشد، میگردد که پس ازگذشت چند سال شاخه بری درکوتاهی درخت موثر است. 4- تاثیر شاخه بری در ازدیاد قدرت رشد: قدرت رشد شاخه های باقی مانده در درخت شاخه بری شده زیاد تر میشود، زیرا مواد غذایی بیشتری به آنها می رسد واین خاصیت در درختان کهن اهمیت زیادی دارد، زیرا باشاخه بری آنها می توان جوانی را به آنها برگردانید. 5- شاخه بری باعث حذف شاخه های اضافی میشود: شاخه های اضافی قدرت درخت را کم می نماید باید آنها را فوراً قطع کرد. این شاخه ها علاوه براینکه خاصیت باردهی ندارند، چون شاخه های آبدار وتازه هستند شپشک ها وآفات مکنده را روی درخت زیاد می کنند ضمناً در درختان سیب وناک باعث شیوع امراض قارچی می شوند. باید دانست که این شاخه ها در درختانیکه شاخه بری تند وشدید شوند زیاد میشود. بنابراین درختان باید همه ساله بمقدار متعادل شاخه بری شوند اگر چندین سال باقیمانده یکباره شاخه بری گردد. اکثراً تعداد شاخه های اضافی زیاد شده واین باعث ضعف درخت می شود، برعلاوه محل قطع درشاخه بری متعادل هرساله کوچک وبه زودی محل پوست می آورد، درصورتیکه شاخه بری به تعویق افتد حذف شاخه های قطور بعداً باعث می شود که محل قطع شده دیر پوست آورده ونقطه ای برای ورود انواع عوامل آفات وامراض باشد. 6- توسط شاخه بری می توانیم قدرت رشد را از قسمت قوی به قسمت ضعیف منتقل کنیم . تاثیر شاخه بری متوجه منطقه قطع شده شاخه ها ست. درصورتیکه در قسمت ضعیف درخت بیشتر شاخه بری انجام شود قدرت رشد درخت متوجه آن منطقه خواهد شد. 7- شاخه بری باعث پهن شدن تاج وکوتاهی تنه می شود، که در نتیجه کلیه عملیات از قبیل دفع آفات شاخه بری، تنک کردن میوه وهمچنین برداشت را آسان می کند، وتنه درخت نیز از آفتاب زدگی در تابستان کمتر صدمه می بیند. 8- توسط شاخه بری درختان را به هرشکلی که بخواهیم در می آوریم البته این کار باید در مراحل ابتدایی رشد درخت آغاز شده وادامه یابد. 9- شاخه بری در مجموع میزان باردهی درخت را زیاد میکند، زیرا تناوب محصول دهی را ازبین می رود. 10- کیفیت وکمیت میوه در اثر شاخه بری بهبود می یابد، میوه درشت تر می شود ورنگ آن شفاف تر ومرغوبیت آن بیشتر می گردد. 11- شاخه بری باعث ازدیاد عمر درخت می شود، یعنی قدرت رشد آن را زیاد کرده ومقدار محصول آن را متعادل می نماید. یکی ازین نمونه درخت، درخت شفتالو است که در بین باغداران به کوتاهی عمر معروف است ومیگویند که از هفت سال بیشتر عمر نمی کند، درصورتیکه اگر درخت به خوبی شاخه بری گردد وتعادل بین قسمت هوایی وریشه آن حفظ گردد تا 25 سال بخوبی عمرکرده حاصل میدهد. باعمل شاخه بری شاخه های ضعیف را که زیر سایه شاخه ها قرار گرفته اند حذف وباعث میوه دهی وقدرت سایر شاخه ها می شود. پس بطور خلاصه می توان گفت که با ا نجام شاخه بری: ۰-حذف شاخه های ضعیف وآلوده به آفات وامراض وجلوگیری از شیوع آنها ۰-قرار گرفتن شاخه های اصلی روی تنه درخت واستحکام بیشتربا زاویه متناسب. ۰-کوتاه نگداشتن درخت . ۰-زیاد کردن قدرت رشد وانتقال قدرت رشد به منطقه ضعیف تر ۰-حذف شاخه های اضافی . ۰-پهن وگسترده نمودن تاج درخت. ۰-شکل دادن به درخت به فورم دلخواه . ۰-ازدیاد محصول با ازبین بردن تناوب باردهی . ۰-مرغوب کردن میوه ۰-ازدیاد عمر درخت ۰-ازبین بردن وحذف شاخه های ضعیف میسر خواهد بود. موقع شاخه بری:بهترین وقت شاخه بری درختان خسته سنگی بعد از جمع آوری حاصل وقبل از ریختن برگها، در حالیکه بهترین وقت شاخه بری میوه جات گوشتی در اخیر زمستان یا اوایل بهار می باشند. اگر درختان خسته سنگی ار اخیر زمستان یا اوایل بهار شاخه بری شود به مرض Gummosis گرفتار می شوند که درین وقت شیره نباتی بطرف بالا حرکت می کنند. اگر شاخه بری درختان درخزان صورت گیرد شیره بطرف ریشه ها پایین می رود، ودربهار شیره قبل ازاینکه بطرف بالا برود زخم ترمیم می شود. درشاخه بری توازن بین نموی جسمانی ومیوه  درنظر گرفته شود وازعدم توازن باید جلوگیری شود. نموی جسمانی زیاد، میوه گرفتن را کم می سازد، درحالیکه میوه زیاد نموی جسمانی را کم ساخته ودر نتیجه میوه گرفتن واندازه آن را کم می سازد.بصورت کلی دونوع شاخه بری وجود دارد، یکی شاخه بری زمستانی ودیگری شاخه بری تابستانی.   1- شاخه بری زمستانی: ازموقع ریخته شدن برگ ها تا بیدار شدن درختان امکان پذیراست. شاخه بری اساسی همان شاخه بری زمستانی است. درین دوره که درخت عاری از برگ است می توان فورم درخت را به دقت ملاحظه کرده شاخه ها را بر رسی نموده شاخه های که با هم در تماس اند یا شکل درخت را بصورت نا مطلوبی درآورده اند حذف نمود. این نوع شاخه بری در مواقع زیر انجام می شود: الف- شاخه بری دراوایل خزان: در باغهای وسیع برای اینکه شاخه بری به موقع در تمام باغ انجام شود از اوایل خزان کار شاخه بری را شروع می کنند. لیکن درین فصل شاخه بری زمستان خطر سرمازدگی شاخه ها را در بردارد. اگر سرمای سختی در محل به دنبال نیاید ومحل زخم ها باچسپ پیوند یا ماده مناسب دیگر پوشانیده شود، انواع درختان مقاوم به سرما را می توان در اوایل خزان شاخه بری کرد.  ب- شاخه بری در اواخر خزان: درختانی که  درین موقع شاخه بری می شوند احتمال سرما زدن وحتی خشک شدن آنها زیاد است. اگر درخت کاملاً به خواب نرفته باشد به سرما حساس می شوند واز بین میروند. ج- شاخه بری در زمستان: در اواخر زمستان که هوا مناسب است، بهترین موقع برای شاخه بری درختان میوه است. وهمچنین شاخه سرمازده وخشک شده از شاخه های تازه وفعال نیز تفکیک شده می تواند. د- شاخه بری پس ازآغاز رشد درخت: رشد اولیه درختان با استفاده از مواد ذخیره درخت انجام میگیرد.چنانچه قبلاً درخت را شاخه بری کرده باشیم این مواد ذخیره بین جوانه ها وشاخه های باقی مانده تقسیم می شود ورشد آنها سریع تر وبهتر می شود، درحالیکه اگر پس از آغاز رشد، درخت را شاخه بری کنیم مقدار زیاد از موادغذایی مصرف شده از بین می رود، ضمناً با بیرون آمدن برگ ها تشخیص شاخه ها قوی وضعیف مشکل می شود. وهمچنین کار وفعالیت باغبانان دراین فصل شروع شده وشاخه بری از پیشرفت کار آنان جلوگیری می نماید، بنابراین پس ازآغاز نمو به هیچ وجه توصیه نمی شود.   2- شاخه بری تابستانی:شاخه بری تابستانی از رشد درخت می کاهد، مقدار برگ ها را کم کرده ومواد ذخیره وی را در درخت کاهش می دهد. ومقدار محصول درخت را برای سال آینده کم می کند. شاخه بری تابستانی باعث شیوع امراضی چون لکه سیاه سیب وناک می شود. بناءً شاخه بری تابستانی به منظور زیر انجام می شود: الف- در درختان انگور ودیگر میوه جات دَورخوشه ها ومیوه های که در برگها پنهان اند زده می شود تا نور وهوا به داخل آنها راه یابد ومیوه بهتر پخته گردد. ب- شاخه های زاید را می توان در تابستان حذف کرد. بقایای شاخه را در موقع قطع روی تنه نگذارید:درموقع قطع شاخه مخصوصاً شاخه های ضخیم باید دقت شود که زایده ازشاخه روی تنه باقی نماند، باقی ماندن این زایده باعث پوسیدگی ونفوذ آب و ورود عوامل خارجی حشرات وآفات به داخل تنه شده ودرخت را از بین می برد. چنانچه شاخه خوب قطع شود وزایده ای ازآن باقی نماند زخم معمولاً پس از دو تاسه سال از پوست پوشیده می شود درصورت باقی ماندن زایده سال ها به طول می انجامد تا زخم پوشیده گردد. برای برش شاخه ضخیم بطوریکه در موقع جداشدن از تنه صدمه به آن نرسد وپوست اش نشکافد بهتراست ابتدا برش تقریبی در فاصله 20 سانتی متر از تنه یا شاخه اصلی داده شود. برش دوم در فاصله 10 سانتی متر برش اول درجهت مخالف انجام شود. درین صورت شاخه بدون اینکه صدمه به تنه زده باشد جدا می شود وسومین برش به موازات تنه صورت گیرد تا باقیمانده تنه جداگردد. حفاظت از محل قطع شده: محل قطع شده درحقیقت زخم است باید روی آن را با موادی پوشانیده تا ازحمله آفات وامراض مخصوصاً انواع قارچ ها وتاثیر عوامل جوی وایجاد پوسیدگی در امان باشد. پوست آوردن روی زخم به عوامل زیر بستگی دارد: ۰- نوع درخت: مثلاً درختان سیب روی زخم را زودتر ازگیلاس می پوشانند. ۰- وسعت برش: هرقدر وسعت منطقه قطع شده بیشتر باشد دیرتر روی آن پوست می آورد. ۰- زمان قطع کردن: برش های که در اوایل بهار ایجاد می شوند زودتر پوست می آورند نسبت به قطع ایکه در دیگر زمان سال صورت میگیرد. ۰- کیفیت ونوع محافظ: بعضی از باغبانان محل برش شده را با گل می پوشانند که البته دوامی ندارد. بعضی از ترکیبات کیمیاوی که به اشکال پودر ومرهم تهیه گردیده است برای پوشش مناطق برش شده مفید است. همچنین چسپ پیوند نیز در پوشش مناطق قطع شده متداول است، لکن گران تمام می شود. شاخه بری درختان میوه به اساس خاصیت تولید میوه ها الف- شاخه بری اطراف نوده های دراز درختان تولید کننده میوه: درخت شفتالو در اطراف نوده های یکساله زخ گلها را تولید می کند که بعد آنها میوه میگیرند، ازین جهت این نوده ها باریک ونازک می باشند، بناءً در تابستان به سبب سنگینی میوه های آنها، نوده ها کج شده ودرجاهای کج شده آن درزها پیدا می شود. در زمستان بنابرسردی هوا حجره های موجود درین درزها میمیرند، بنابرآن باغداران در افغانستان به این عقیده هستند که شفتالو عمر کوتاه دارند. برای آنکه مشکل بالا از بین برود باید نوده های دراز یکساله همه ساله از قسمت نوک کوتاه شوند. ب- شاخه بری درختانیکه در شاخچه کوتاه حاصل میدهند: بعضی درختان میوه دار مانند زردالو، آلوچه وبادام در اطراف شاخچه های کوتاه شان نسبت به شاخچه های دراز بیشتر حاصل می دهند.  درین درختان باید شماری از شاخچه ها کوتاه گردیده ونوده های دراز آن بسیارکوتاه نشود، زیرا کوتاه ساختن زیاد نوده های دراز سبب ایجاد نوده های تازه میگردد. ج- بعضی درختان مثل سیب وناک به اندازه زیادی میوه در نوک شاخچه های کوتاه تولید میکنند که به شمول گیلاس در میوه های یاد شده شاخچه های کوتاه تقریباً ده سال عمر تولیدی دارد. از همین سبب درختان ناک، سیب وگیلاس در مقایسه به تمام میوه های برگریز هرسال به شاخه بری اندکی نیاز دارند. درصورتیکه همه ساله % 10 نموی یکساله تولید شده در درختان سیب، ناک وگیلاس بوسیله شاخه بری از بین برده شود این را یک نوع شاخه بری نورمال گفته می توانیم.   فورم های عمده شاخه بری 1- شاخه بری با محور مرکزی(Central Leader System):امروز در باغداری تربیت نهال بدین نحو رایج نیست، زیرا درخت بلند گردیده وعملیات باغبانی چون دواپاشی، شاخه بری وبرداشت میوه مشکل می شود. لیکن درمنازل به علت اینکه هم از میوه درخت استفاده نمایند وهم جنبه زینتی داشته باشد این فورم رواج دارد.  درین سیستم شاخه مرکزی که همان دنباله تنه درخت است از لحاظ رشد ونمو برسایرشاخه ها علبه دارد. تربیت به این روش هنوز در مورد درختان چارمغز در باغها انجام می شود.  2- شاخه بری با محور مرکزی تغییرشکل یافته(Modified Leder System): سیستمی است که رواج زیاد دارد. درین روش از ارتفاع 2-3m از سطح خاک محورمرکزی را قطع می نمایند تا رشد طولی درخت متوقف گردد وشاخه های نگاه داری شده از استحکام خوبی برخوردار وشکل درخت مناسب گردد. بناءً کلیه عملیات باغبانی بعلت کوتاه ماندن درخت به آسانی انجام می شود. این فورم شاخه بری در درختان سیب، گیلاس وناک رایج است.    3- شاخه بری با سیستم میان خالی یا جام مانند (Open Central System): درین سیستم چند شاخ جانبی در اطراف انتهایی درخت انتخاب گردیده ومرکزآن عاری از شاخه می باشد. درین صورت برعلاوه آنکه مقدارمناسب نور در قسمت مرکزی درخت نفوذ کرده باعث کنترول قد درخت نیز میگردد که در نتیجه شاخه بری، یکه کاری میوه، جمع آوری حاصلات  ودواپاشی درختان به آسانی صورت میگیرد. نواقص این سیستم این است که درین حالت در درختان شاخه های ضعیف نمو کرده وشاخه های با هم نزدیک واقع می شوند. زاویه شاخها در نقطه اتصال با تنه اصلی کم میگردد که در اثر فشار وزیادت حاصل شکسته واز بین میرود. درین سیستم ممکن است رطوبت در محل انشعاب شاخه ها با عث پوسیدگی شود. این فورم بیشتر در مورد درختان بادام ، انجیر، شفتالو، بهی وشلیل رایج است.  4- شاخه بری با سیستم پهن یا سیم بندی(Espalier System):درین سیستم درختان میوه قد پخش به فورم پهن تربیه می شوند. برای انجام این کار از دیوار، سیم ودیگر اشیا استفاده می شود. بغیر از تاک ها دیگر درختان درین سیستم به شکل تجارتی مورد تربیه قرار نمی گیرند. وسایل شاخه بری:مهمترین سامان ووسایلی که در شاخه بری ضروری است عبارت ازقیچی خورد شاخه بری، قیچی بزرگ شاخه بری، اره چاقو وزینه می باشد. سامان شاخه بری قبل ازاستعمال باید خوب تیز گردیده وهم تعقیم شود. اصول تغذیه درختان میوه:درختان میوه مانند سایرنباتات عالی دارای ریشه، ساقه، برگ ومیوه بوده، این نباتات مثل سایر عالم زنده به غذا ضرورت دارند. غذای حیوانات سبزه خوار از سبزه ها وحیوانات گوشت خوار ازگوشت حیوانات سبزه خوار بطور آماده به دسترس شان قرار میگیرد. درحالیکه درختان قادر اند تا غذای خود را خود بسازند.این غذاها از عناصری بدست می آیند که در طبیعت ومحیط زیست درهوا وخاک بصورت ترکیبات متنوع وجود دارند که نباتات ودرختان بوسیله ریشه ها وبرگ های خود آن را بدست آورده و ازآن تغذیه می نمایند. این عناصرضروری را دانشمندان به چند دسته تقسیم نموده اند که عبارت اند از کاربن، اکسیجن،هایدروجن، نایتروجن، فاسفورس، پتاشیم، سلفر، کلسیم، منگنیز، آهن،مس، بوران، جست، مگنیزیم، مولبدینیم،کوبالت، وغیره.کلیه مواد فوق به استثنای کاربن، هایدروجن واکسیجن بوسیله ریشه ها ازخاک جذب شده اما کاربن، هایدروجن واکسیجن ازطریق آب وهوا گرفته می شود. باید اضافه گردد که قلت مقدار عناصر معرفی شده بنابر دلایل پراهمیت بودن آنها ازنظر رشد وتندرستی درجه بندی نگردیده، بلکه همه این عناصر آن مقداری که برای رشد سالم ماندن ومتعادل ساختن درخت ضروری است، در دسترس آنها قرار گرفته وازلحاظ اهمیت وضرورت هیچکدام بردیگری برتری ندارد. تنها فرق شان این است که بعضی ها به درجه بیشتر وبعضی ها به درجه کمتر برای نبات ضرورت است.  ازجمله عناصر 16 گانه فعلاً صرف در مورد سه عنصری که ازهمه بیشتر نباتات به آنها نیاز دارند صحبت میگردد. الف- نایتروجن(N):نایتروجن به صورت کم وبیش در هرخاکی موجود می باشد که درختان میوه می توانند ازآن استفاده نمایند. باید متوجه بود که اگر مقدار نایتروجن در مراحل اول کافی وزیاد باشد بنابر استفاده متداوم، به تدریج مقدار نایتروجن کم ترگردیده وضرورت درختان میوه را کفایت نمی کند. باید این کمبود را به موقع درک نموده وقبل ازینکه درختان به کمبود نایتروجن مواجه شوند از طریق استعمال کودهای حیوانی، کود کیمیاوی وکود سبز در تقویه درختان اقدام گردد تا درختان متذکره از رشد بازنمانده ودر صورت حاصل دهی محصول متناسب وبا کیفیت بدهد.  تاثیرات نایتروجن بالای درختان میوه: تاثیرات نایتروجن بالای درختان میوه در صورت کمبود بودن محسوس بوده وبالای هر بخش نبات اثری ازخود بجا می گذارد که این عوامل قرار ذیل است: ü   زمان تبدیل شدن گل به میوه: شگوفه درختان میوه کلاً به میوه تبدیل نگردیده ونسبت کمبود نایتروجن مقدار بیشتری از شگوفه ها قبل ازینکه به میوه تبدیل گردند می ریزند. آزمایشات نشان داده است که اگر خاک درختان میوه نایتروجن کافی نداشته باشد، لازم است که در حدود یکماه قبل از بازشدن شگوفه کود نایتروجن استعمال گردد. این موجب میگردد که تعداد زیاد گلها به میوه تبدیل گردیده  ودرختان محصولات بیشتری ببار آورند. ü   حجم میوه: دادن کود نایتروجن به تنهای اثری در حجم میوه ندارد، برعکس استعمال این کود بیشتر ازحد معمول در صورت مساعد بودن شرایط موجب میگردد که درخت بیشتر ازقدرت خود حاصل بدهد ودر نتیجه تعداد زیاد میوه از حجم آنها کاسته شود. ü   رنگ میوه: نایتروجن اثر مستقیم روی میوه ندارد، بلکه بیش ازحدآن موجب تولید شاخ وبرگ زیاد شده، باعث سایه بیشتر داخل درخت میگردد. در نتیجه عدم نفوذ نور به مقدار لازم به قسمت های داخلی درخت نرسیدن نور به میوه ها سبب می شود که میوه بی رنگ وبی کیفیت گردد. ü   اندازه استعمال نایتروجن: اگر نایتروجن به مقدار لازم درخاک موجود نباشد درخت دچار گرسنگی میگردد. البته درین شرایط دادن کود نایتروجن باعث تقویت ورشد درخت گردیده ودر بالابردن مقدار حاصل اثرمثبت خواهد داشت. ولی درخاک های که طبیعتاً غنی هستند ودرخت می تواند مقدار مواد مورد نیاز خود را ازخاک بدست آورد ضرورت به استعمال نایتروجن اضافی نمی باشد. بناءً باید یاد آور شد که دادن کود نایتروجن بیش ازحد لازم برای درخت نه تنها مفید نیست بلکه باعث بروز شرایط نامطلوب خواهد گردید. ب- فاسفورس(P):عنصردیگری که درختان میوه به آن نیاز بیشتردارند فاسفورس است. سیستم فعالیت فاسفورس بسیار زیاد مشابه به نایتروجن می باشد. معمولاً فاسفورس در انساج جوان بیشتر نسبت به انساج پیر بوده ودر بعضی انساج مقدار فاسفورس تقریباً شش برابر مقدار نایتروجن می باشد. ارتباط نسبی فاسفورس با نایتروجن وحفظ تعادل آنها در انساج نشان می دهد که این دوعنصر لازم وملزوم یکدیگر بوده ودر ترکیب اکثر مواد با هم یکجا عمل می نمایند. مصرف فاسفورس در درختان میوه:فاسفورس به محض اینکه استعمال گردید بلافاصله به انساج دیگر انتقال گردیده وبرای ساختن شاخه ها، برگ های تازه، شگوفه ومخصوصاً میوه ها مصرف میگردد. در فصل خزان قبل از ریختن برگها قسمت عمده فاسفورس موجود در قسمت فلویم ذخیره میگردد. فاسفورس در مقایسه با نایتروجن در داخل نبات سریعتر به مصرف می رسد. فرق عمده فاسفورس ونایتروجن از نظر ذخیره در انساج این است که  فاسفورس در زمان گل کردن به حد اقل ذخیره می شود درحالیکه از نایتروجن معکوس آن است.   درفرجام ازین بحث می توان چنین نتیجه گیری کرد که درختان میوه فاسفورس خود را بخوبی مصرف ونگهداری کرده می تواند. فقط مقدار باقی مانده از فاسفورس ممکن است با ریزش ویا شسته شدن برگ ها بوسیله باران از دسترس خارج میگردد. فاسفورس ذخیره شده در انساج نیز بموقع وبه آسانی بدون کدام مشکل تغییر مکان داده وبه مصرف ساختن انساج جوان وجدید که در طول دوران رشد بوجود میایند می رسد. ج- پتاشیم(K):بیشتر ازصدسال است که دانشمندان به اهمیت پتاشیم به عنوان یکی از عناصر اساسی مورد ضرورت نباتات پی برده ومقدار زیادی ازآن بوسیله کلیه نباتات همه ساله به مصرف می رسد. ازبین این نباتات شاید بیشتر ازهمه درختان میوه از پتاشیم استفاده نمایند.   درجه ضرورت درختان میوه به پتاشیم:دربین باغداران جهان این کلمه مشهور است که می گویند باغ را اگر با نایتروجن تقویت نمایی علف، واگر با پتاشیم تقویت کنی میوه زیاد میگردد. علاوتاً چنین تصور میگردد که رنگ میوه در اثر استعمال زیاد پتاشیم بهتر می شود. بناءً چون مصرف زیاد کود پتاشیم موجب می شود تا میوه جات شاداب تر، مرغوب تر وبا رنگ وروی بهتر بدست آیند بنابرآن درخت میوه برای رشد سالم وتولید بهتر به پتاشیم ضرورت حتمی دارد.  ازمجموع بحث های فوق در مورد سه عنصراساسی  که به مقدار زیاد مواد مصرف درختان میوه میباشند چنین نتیجه گیری می شود که در شرایط موجود استعمال کودها درخاک های معمولی متفاوت است. کود نایتروجن برخلاف فاسفورس وپتاشیم درخاک ذخیره نمی گردد وبه علت به سهولت حل شدن درآب واستفاده مقدار زیاد آن بزودی درخاک کمیاب میگردد. بادشکن (Wind break):یکی ازشیوه های اصولی کنترول اراضی تحت فرسایش بادی احداث بادشکن است. بادشکن درواقع برای حمایت مزارع، باغها، حیوانات خانگی وساختمانها ازاثرات سوء بادهای شدید بکارمیرود. بادشکن مانعی است که معمولاً عمود برجهت باد غالب ساخته می شود تا با کاهش سرعت باد فرسایش را محدود سازد. یک بادشکن وقتی نقش خود را به خوبی ایفا میکند که بطور صحیحی طراحی شده ودایماً در حالت بهتری نگهداری شود.باد شکن دارای فواید ونواقص بوده که مهمترین فواید آن عبارتنداز: ü   بادشکن سرعت باد را کاهش میدهد ودر نتیجه فرسایش را محدود میسازد. ü   خسارات ناشی از اثرات میخانیکی باد را کاهش میدهد. ü   حیوانات اهلی را حفاظت میکند. ü   خوراک، هیزم وزیستگاهی برای حیات ووحش بوجود می آورد. احداث یک بادشکن نواقص ومعایبی نیز دارد که مهمترین آنها عبارت انداز: در استفاده ازماشین های زراعتی مداخله میکند.بعضی ازآنها مقداری از سطح زیرکشت را اشغال میکند. دررابطه با اشغال سطح زمین بوسیله بادشکن باید اظهارداشت، گرچه بادشکن مقداری از اراضی زیر کشت را اشغال میکند ولی در اکثر موارد باعث افزایش محصول میگردد. درختان بادشکن باروری نباتات زراعتی اطراف خود را کاهش میدهند، زیرا ازیک سو روی نباتات سایه انداخته واز سوی دیگر ممکن است برای رطوبت ومواد غذایی با نباتات رقابت نمایند. البته این رقابت فقط دریک نوار باریکی است که معمولاً عرض آن از نصف ارتفاع بادشکن تجاوز نمی کند.بادشکن می تواند پناه گاه نباتات یا حیوانات مضر برای کشت وزرع باشد. انواع بادشکن:باد شکن ممکن است از مواد مصنوعی ویا ازدرخت ودرختچه ، نباتات بلند مانند جواری ، آفتابگردان وغیره تشکیل شده باشد. بنابراین دو نوع بادشکن وجود دارد: بادشکن های غیر زنده یا مصنوعی یا میکانیکی وبادشکن های زنده درختی . بادشکن غیر زنده (مصنوعی):بادشکن های مصنوعی شامل دیوارهای سنگی، فلزی، چوبی، پلاستیکی، حصیری یا دیوارهای تهیه شده از شاخه های قطع شده از درختان موجود در منطقه، دیوارهای از نوع کرباس وغیره می باشد. این بادشکن ها علاوه برکنترول فرسایش بادی برای کنترول برف در قسمت های که حرکت برف به داخل شاهراه ها، خطوط آهن، میدان های هوایی وسایر نواحی ایجاد اخلال در حرکت وسایل نقلیه می شود نیز به کار می روند. مهمترین عامل موثر در طراحی بادشکن های غیر زنده، انتخاب مواد اولیه سهل الوصول می باشد. احداث بعضی از باد شکن های غیر زنده مانند دیوارهای سنگی ودیوارهای چوبی، معمولاً گران تمام میشود. بنابراین از این نوع بادشکن ها معمولاً برای حفاظت محصولات بسیار با ارزش یا احیای پوشش مناطق فرسایش یافته مورد نظر استفاده می شود. بعضی از بادشکن های غیر زنده مانند دیوارهای بصورت پارچه ای وحصیری هرچند کمتر از بادشکن های درختی موثر میباشد ولی غالباً به دلیل قابلیت انتقال پذیری ترجیح داده می شوند. بطورکلی موقعی از بادشکن های غیرزنده استفاده می شود که: ü   شرایط محیط اجازه رشد پوشش نباتی برای ایجاد بادشکن درختی را ندهد. ü   شرایط محیط برای رشد پوشش گیاهی مناسب باشد ولی ایجاد بادشکن درختی یک ردیفه که به منظور کاهش سطح زمین اشغال شده توسط بادشکن احداث می شود، نقش موثری در کاهش سرعت باد نداشته باشد. ü   در مناطق کشت زودرس که خاک ارزش بیشتری دارد. ü   سطح حفاظتی محدود باشد. مانند حفاظت محل نگهداری حیوانات ومناطق مشابه . برای ساختن باد شکن های مصنوعی ساده میتوان از نی استفاده نمود. برای ساختن این نوع بادشکن ها، ساقه های بلند نی را با طول های مشخص بریده ودر شیارهای که به عمق حدود پانزده سانتی متر در زمین ایجاد شده اند قرار میدهند وانتهای آنها را با خاک می پوشانند. معمولاً اگر ارتفاع بادشکن یک متر یا بیشتر باشد جهت استحکام بیشتر آن ساقه های نی را به وسیله سیم به هم متصل می نمایند. برای ساختن بادشکن های حصیری، حصیرهای بافته شده از مواد نباتی مانند غلات، نی وغیره محصولات زراعتی را به صورت عمودی در زمین قرار میدهند. بادشکن های زنده (درختی): بادشکن های درختی معمولاً ازیک یا چند ردیف درخت یا درختچه تشکیل گردیده اند که معمولاً عمود برجهت باد اصلی قرار میگیرند. بسیاری ازکارشناسان حفاظت خاک اعتقاد دارندکه برای کنترول فرسایش بادی درمزارع، لازم است علاوه برایجاد بادشکن، عملیاتی نظیر کشت نواری، پوشانیدن خاک بوسیله بقایای گیاهی، تناوب زراعتی ، قلبه حد اقل وحذف عمل نرم کردن کلوخ ها نیز صورت پذیرد. دربرخی ازکشورهای اروپایی گاهی دربین ردیف های درختی بعضی نباتات را به عنوان بادشکن کشت می کنند. درجنوب هسپانیا برای این منظور ازنیشکر استفاده می شود. درایالات متحده امریکا برای حفاظت کچالو از نوارهای باریکی از جواری استفاده می کنند. این گیاهان که به عنوان بادشکن بکار می روند، معمولاً از نظر آب ومود غذایی با نباتات اطراف خود رقابت می کنند، ولی مشکل قابل توجهی را به وجود نمی آورند، وبنابراین آنها را مانند نباتات اصلی کشت نموده وهمراه با آنها وبطورهمزمان قلبه زده آبیاری می کنند. استفاده از بادشکن درختی به عنوان کنترول فرسایش بادی درتمام مناطق عمومیت نداشته وبیشتر درمناطق مرطوب به کار می رود، زیرا ازیک طرف بادشکن حمایت کامل را در برابر کنترول فرسایش بادی درتمام شرایط تضمین نمی کند  وازطرف دیگر احداث بادشکن سطح مزرعه را به قطعات کوچک تقسیم کرده ودرنتیجه انجام عملیات کشت وزرع را با مشکل مواجه می سازد. رقابت پوشش نباتی بادشکن با زراعت بر سرآب نیز عامل محدود کننده ای در مناطق خشک برای استفاده ازآن می باشد. برعلاوه درمناطق خشک مقدار باران برای رشد خوب درختان بادشکن کافی نیست. چون احداث بادشکن های بادی درختی نسبتاً پرهزینه وزمان براست باید سعی نمود تا طراحی آنها بگونه ای انجام شود که کمترین مصرف با بالاترین بهره برداری بدست آید. مهمترین عامل موثر در طراحی بادشکن های درختی ، انتخاب انواع سازگار ومناسب می باشد. بطورکلی درانتخاب نوع درخت برای بادشکن لازم است به نکات آتی توجه داشت: ü   برای انتخاب نوع درخت باید از اطلاعات محلی استفاده نمود. ü   درختان بهتراست از انواع بومی سریع الرشد باشند. ü   درختان بخصوصی درنواحی خشک دارای سیستم ریشه ای عمود می باشند تا ریشه ها ازآب عمقی استفاده کنند وبا مواد غذایی منطقه حفاظت شده رقابت نکنند. ü   بهتراست ازدرختانی استفاده نمود که دارای شاخه های گسترده درتمامی سطح وتا ارتفاع لازم برسند. بررسی ها نشان داده است که از نباتات با اندازه های مختلف استفاده نمود. ü   درانتخاب نوع درخت باید به فصل وقوع باد غالب توجه نمود، بدین معنی که اگر باد غالب درتابستان باشد می توان ازدرختان برگریز استفاده نمود، ولی اگر چنانچه باد غالب درمواقعی ازسال است که معمولاً برگ درختان خزان می کنند دراین صورت بهتراست ازدرختان که برگ ریزان ندارند استفاده شود. درمواردی هم که دریک سال در دوفصل باد غالب وجود داشته باشد مثلاً زمستان وتابستان دراین صورت بهتراست ازدرختانی که برگ ریزان ندارند استفاده شود. ü   مقاوم به باد، سرما وگرما باشند. ü   ازطرف پایین برهنه وبی شاخ وبرگ نشوند.   درطرح بادشکن درختی توجه به نکات زیر اهمیت دارد: ü   درختان را بهتراست قبلاً درنهالستان پرورش داد. معمولاً تعداد نهالها را حدود %30 بیشتر ازاحتیاج درنظر میگیرند تا جبران ضایعات احتمالی را بکند. ü   تجدید کشت قسمت های خراب شده بایستی به فوریت انجام گیرد. ü   آماده کردن زمین برای استقرار موفقیت آمیز بادشکن یعنی رشد سریع وگسترش مناسب فورم درخت ضروری است بنابراین ابعاد گودال های که برای کشت درختان حفر میشوند بایستی به اندازه کافی بزرگ باشد تا ریشه نباتات جوان بتواند درآن گسترش خوبی داشته باشد. درموارد که لایه غیرقابل نفوذی درنزدیکی سطح خاک وجود دارد لازم است به وسیله قلبه عمیق ویا هروسیله دیگری ازبین برده شود. ü   آبیاری درختان به خصوص درمناطق خشک ضروری است. ü   علف های هرزه نباتات باید کنترول شود. ü   باآفات درختان بایستی مبارزه شود، زیرا درغیراین صورت ممکن است تراکم تاج درختان کاهش یابد. ü   اطراف بادشکن را باید با سیم خاردارمحصورنمود تا ازچرا وآسیب درامان باشد. ü   ساکنان منطقه را باید به اهمیت موضوع طرح واقف  وآنها را معتقد نمود که حفظ اشجار ودرختان ازطرف اهالی به صرفه وصلاح خود آنها است. نقش باد شکن درکاهش باد:سرعت باد قبل از برخورد با بادشکن ودرفاصله ای ازآن شروع به کم شدن میکند

ميوه جات هميشه سبز(Evergreen Fruit trees)

تعريف :

ميوه جات هميشه سبز عبارت از ميوه جات است كه برگ هاي شانرا تقريبا در طول سال حفظ نموده ، اما برخي از برگ ها را ممكن است در آن مدت از دست بدهند .

تاريخ ستروس :

برخي تاريخ نويسان مانند تايو در نوشته هاي خود در سال هاي 2197 – 2205 قبل از ميلاد از ميوه جات مانند چكوتره ونارنج تذكر بعمل آورده است .برخي محققين عقيده دارند كه ميوه جات ستروس در برخي ممالك عربي مانندعراق در قرن ششم قبل از ميلاد موجود بوده است . به همين ترتيب در هندوستان نارنج ومالته اندكي قبل از ميلاد يافت مي شد.در اروپا تاريخ نويسان در سال 310 قبل از ميلاد از تورنج (Citron) نام گرفته اند ، كه بعد از آن به تدريج ميوه هاي مانند نارنج ، مالته و ليمو در آن ممالك رواح يافت.برخي محققين مانند پلني يك كتاب را در سال 77 بعد از ميلاد نشر نموده است كه در آن تورنج را به بحيث ميوه ئي توصيف نموده كه براي ساختن برخي دوا هاي طبي وعطر ها بكار ميرفت. برخي علماء به اين عقيده اند كه كه تورنج در قرن سوم بعد از ميلاد از فلسطين به ايتاليا انتقال داده شده است .بعد از آغاز دين مقدس اسلام در ممالك عربي عربي انتشارستروس همزمان با آن افزايش يافت . برخي اشخاص از نارنج وتخم آن روغن مي ساختند . ابن سينا عالم مشهور طب كه در سال 1037 عيسوي وفات يافت از نارنج شربت هاي مختلف را مي ساخت . در قرن دهم عيسوي نارنج را به ايران ، عراق ، سوريه ، فلسطين و بعدا به افريقاي شمالي وهسپانيا برده شده است .برخي عقيده دارند كه ليمودر قرن نهم  عيسوي در مصر وعراق ديده شده است . ليموي كلان ، نارنج ، چكوتره و تورنج در قرن دوازدهم عيسوي توسط عرب هاي به اروپا برده شده است . در آن جا كشت وپرورش ستروس در قرن پانزدهم عيسوي به پيمانه زياد رواج يافت. درافغانستان تاريخ پيدايش ستروس بخوبي هويدا نيست . ميوه جات ستروس مانند نارنج ، ليمو از سالهاي قبل از امروز در ولايات مانند ننگرهار ،لغمان ، كندهار ، كنر وخوست كشت وپرورش داده شده است .

انتخاب محل براي رويانيدن ستروس :

در انتخاب محل براي رويانيدن ستروس دوموضوع خيلي مهم بايد مد نظر گرفته شود

اين دو موضوع عبارت اند از :

اقليم

خاك

الف – خاك :

براي نمو ورشد ستروس بايد موضوع خاك بدقت مد نظر گرفته شود . ريشه هاي ستروس حتي تا عمق شش متر در خاك فرو ميرود وساحه انتشار نموي ريشه ها ازتنه به اطراف تا هشت متر امكان پذير است . خاك هاي كه در آن ستروس كشت وغرس ميگردد بايد عمق زياد داشته وقشر غير قابل نفوذ براي آب در نزديك ساحه ريشه قرارنگيرد .باموجوديت اين قشر سخت يا مشبوع شدن خاك با آب در ساحه ريشه ها در تابستان صورت گرفته ويا باعث قلت هوا در ساحه ريشه ها ميگردد كه خود كمبود اكسجن را در آن ساحه به بار ميآورد .ويا ساحه ريشه ها در موسوم خشك به قلت شديد آب دچار ميگردد . در خاك هاي كه آب به خوبي نفوذ كرده نتواند اكثرا در ساحه ريشه ها نمك هاتجمع نموده كه باعث كاهش نمو وحاصل خواهد شد . خاكهاي ريگي سبك يا light sands كه مواد عضوي كافي نداشته باشند براي كشت وپرورش درختان ستروس مساعد نمي باشد . اين نوع خاك ها از نگاه زهكشي بسيار خوب است ولي سطح فوقاني خاك خلي ها كم عمق بوده كه در آن بخش حاصل خيز خاك بسيار زياد تمركز يافته وطبقه فوقاني ريگي آن از لحاظ داشتن مواد عضوي خيلي ها غريب مي باشد . در زير اين سطح عموما خاك كلي   موقعيت داشته كه عمومابراي رشد درختان ستروس مساعد نمي باشند. درختان ستروس درخاك هاي مشبوع با آب براي مدت طولاني به نموي خويش ادامه داده مي تواند.ستروس را بطور عموم ميتوان در خاك هاي تيزابي والكلي رويانيد. ستروس در خاك هاي كه PH شان بين (5 – 8.5) باشد نمو نموده ميتواند . مشروط براينكه خاك ها نسبتا حاصلخيز بوده و در صورت نداشتن مواد عضوي كافي ، عناصر غذائي مورد ضرورت درخاك علاوه گردد.مشروط بر اینکه این خاک ها نسبتا حاصلخیز بوده ودر صورت نداشتن مواد عضوی کافی , عناصر غذائی مورد ضرورت در خاک علاوه گردد . بهترین خاک برای نموی ستروس خاک های لوم ریگی (sandy loam) است . همچنان خاک های ریگی نسبت به خاک های کلی عموما ضعیف تر میباشد .چون ریشه های درختان ستروس در هر چهار فصل سال وبرای سالهای متمادی به نموی خویش ادامه میدهند . بدین صورت به یک عده شرایط نامساعد محیط فزیکی وعناصر غذائی مواجه میشوند .در زمستان ریشه های عمیق نسبت به ریشه های سطحی گرم تر بوده ودر زمستان این وضع بر عکس است . به همین ترتیب ریشه های سطحی نسبت به ریشه عمیق اکسجن بیشتر میداشته باشند .بیشترین ریشه های ستروس به عمق یک متری یافت میشوند . هم چنان عناصر غذائی در قشر فوقانی خاک نسبت به قشر تحتانی خاک بشتر است.

استعمال کود به درختان ستروس :

مقدارکود ، نوع کود ،وقت وطرز استعمال کود بالای مقدار حاصل ورشد نبات تاثیر بارز دارد.

(1) نایتروجن N) : نایتروجن تأثیر زیاد بالای مقدار حاصل دارد . هرگاه تجزیه لابراتواری مقدارنایترجن را در برگ ها وخاک ستروس ضعیف نشان داد به اساس تجزیه مذکور باید مقدار مناسب نایتروجن به نبات داده شود . هرگاه فیصدی نایتروجن در برگهای ستروس به اساس وزن خشک 2.2 – 2.4 باشد ، در این صورت استعمال نایتروجن چندان تغیر مثبت در بلند بردن حاصل بوجود نمی آورد . باید از نظر  دور نداشت که مقدار زیاد نایتروجن باعث یک سلسله مشکلات برای نبات میگردد .بطورمثال:

1-  باعث اضافه شدن نمکی بودن خاک .

2-  زهری ساختن عناصردیگر .

3-  نموئی جسمی بیش ازحد .

4-  گوشتی شدن وببار آمدن انساج ملایم .

5-  کم حاصلی .

6-  حساس بودن در مقابل سردی .

7-  کم شدن جسامت میوه .

8-  ازدیاد رنگ سبز در میوه .

9-  ازدیاد ضخامت پوست میوه.

10- کاهش فیصدی شربت میوه

11- ازدیاد تیزابیت میوه وکم شدن غلظت ویتامین C  در میوه .

در ختان ستروس که در دوره حاصل دهی قرار دارند اندکی بیشتر از باز شدن گل ها در مرحله اول تولید میوه ها در ماه جوزا در موقع ریختن میوه ها به نایتروجن احتیاج زیادی میداشته باشند . در حالیکه  درختان جوان هنوز به تولید حاصل شروع ننموده وجوان هستند در طول فصل نمو خصوصا در شش ماه اول نمو به استعمال نایتروجن ضرورت پیدا خواهند کرد .هرگاه جسامت ورنگ میوه (کیفیت ) زیاد مورد نظر باشند در این صورت باید بعد از تجزیه برگ های ستروس در لابراتوار نظر به ضرورت در وقت های مختلف نایتروجن به نبات داده شود . وهرگاه کیفیت میوه مد نظر نباشد در این صورت درخت ها را باید از کمبود نایتروجن نجات داد . نظر به تحقیقاتی که در بسیاری ممالک صورت گرفته برای درختان که یک الی سه سال عمر دارند (50 – 150 ) گرام نایتروجن خالص وبرای درختان حاصل دهنده بطور اوسط (300 – 500) گرام نایترجن خالص در طول یک سال داده شود . نایتروجن را به طروق مختلف مانند قرار دادن د ر آب توسط وسایل میخانیکی وپاش دادن آن بالای برگها استعمال نمود .کود نایتروجن شامل ترکیبات امینو اسید ها ، پروتین ها ، کلوروفیل وغیره که در ستروس یافت میشوند میباشند .نایتروجن با فاسفورس وپوتاشیم انتاگونستک  potassium Antagonistic ) ) تعامل نموده وبا کلسیم ومگنیزیم تعامل موثر دارد.

2 – فاسفورس(S) :یک عنصری است که در انزایم ها نیکلوپروتین ها وادینوسین ترای فاسفیت شامل است که این ها همگی در حجرات زنده وظائف عمده را به عهده دارد . در صورت ضرورت یک مقدار مناسب فاسفورس باید به نبات داده شود . هرگاه به اساس وزن خشک فاسفورس در برگ های ستروس % 0.07 برسد . در این صورت غلظت فاسفورس در  درختان ستروس محسوس است .

استعمال زیاد فاسفورس در درختان ستروس تاثیر آتی را بدنبال دارد :

1-   در بزرگ شد ن میوه چندان تاثیر ندارد .

2-  تولید رنگ زرد در میوه کاهش میابد .

3-  ضخامت پوست میوه کاهش میابد .

4-  فیصدی شربت  میوه زیاد میگردد .

5-  فیصدی تیزابیت شربت تا اندازه تقلیل میابد .

ودر اخیر غلظت ویتامین C در شربت کاهش میابد. بعد از تجزیه خاک وبرگ های ستروس نظر به ضرورت فاسفورس به نبات علاوه گردد .هرگاه غلظت فاسفورس در درختان ستروس  زیاد گردد نموی ریشه های جذب کننده آب وعناصر غذائی کاهش می یابد . درصورت کمبود فاسفورس میتوان در حدود 60- 67 گرام را برای هر درخت استعمال گرام را برای هر در خت استعمال نمود .

3 پوتاشیم (k) :درمحلات که خاک ها PH  بلند داشته ومشکلات اضافه نمودن نمک موجود باشد از کود پوتاشیم سلفیت استفاده شود . برای هر جریب در یک سال از 15 تا 30 کیلو گرام  پوتاشیم سلفیت استعمال شود. هر گاه به اساس وزن خشک مقدار پوتاشیم در برگ ها به 0.25 فیصد برسد به استعمال پوتاشیم ضرورت است .هرگاه مقدارپوتاشیم در درختان ستروس زیاد گردد ,بزرگی میوه زیاد گردیده ,رنگ زرد میوه کاهش یافته , پوست میوه درشت میگردد, فیصدی شربت میوه کاهش می یابد , تیزابیت شربت میوه افزایش می یابد ,غلظت بلند این عنصر در حجرات سبب حساس بودن ستروس در مقابل هوای سرد می گردد.

بطور عموم استعمال زیاد پوتاشیم باعث تأثیراتی درمیوه های ستروس می گردد.

1-  جسامت میوه بسیار زیاد می گردد.

2-  سبزی رنگ میوه افزایش می یابد ودر ضمن فیصدی شربت میوه کاهش می یابد.

اقلیم و حفاظت ازهوای سرد :

عوامل اقلیمی مهم در نزدیک سطح زمین که بالای درختان ستروس و میوه آنها تاثیرعمده دارند عبارت اند از:

1-  حرارت

2-  شعاع آفتاب

3-  طول روز

4-  باران

5-  باد

6-  گرد وغبار

7-  رطوبت نسبتی

درتمام عوامل اقلیمی حرارت وانرژبا اهمیت شمرده شده اند.

اول حرارت :برعلاوه حرارت شعاع آفتاب ,رطوبت نسبتی ,سرعت جریان هوا, موجودیت آب عوامل عمده اند که درکمبود آب تاثیرمی نمایند . برخی عوامل داخلی مانند :

1-  ستوماتا در برابرتبخیر.

2-  حرارت انساج.

3-  غلظت اسموتیکی حجره بالای نبات وکم شدن آب آن تاثیر دارد.

الف – جوانه زدن تخم ها : درجه حرارت مناسب برای جوانه زدن اکثریت تخم های ستروی 31 تا 34 درجه سانتی گراد تعیین شده است . بطور عموم تخم های ستروس درحرارت 20 تا 35 درجه سانتی گراد جوانه زده می توانند.جنین تخم ها ی ستروس مانند تخم های میوه جات برگ ریز دوره استراحت ندارد. بنأ چنین تخم ها قبل ازجوانه زدن با معامله با هوای سرد ضرورت ندارند.

ب- نموی بدنی : نوده های ستروس به حرارت 25 تا 31 درجه سانتی گراد نموی سریع نموده و بالاتر ازجرارت 32 درجه سانتی گراد نموی آن بطی میشود . نموی ریشه های ستروس به حرارت 25 تا 26 درجه سانتی گراد به حد اعظمی خود می رسد . وبا حرارت بلند تر از آن کاهش می یابد . نموی ریشه ها و نوده ها به حرارت 37 تا 38 بکلی توقف می نماید.

ج- تولید گل : درمناطق نیمه حاره درماه قوس اعضای گلی نشات نموده تا و 6 تا 12 هفته بعد ازآن گل ها باز خواهند شد. درختان ستروس و گلهای انکشاف نیافته کاهش نموی بدنی در زمستان دارند ولی دوره استراحت ندارند. لیمو نسبت به تمام سپیشیز های دیگر ستروس زیاد تحت تاثیر شرایط اقلیمی قرار می گیرد. بطور مثال , محلات که زمستان ملایم دارند ,درختان لیمو در طول سال تولید گل می نماید و اما در مناطق دارای زمستان سرد تنها دربهار تولید گل می نماید.

د- تولید میوه : درمناطق نیمه حاره نموی بدنی  و تولید گل ها در بهار صورت می گیرد . ولی تعداد کمی ها که 2 تا 4 ماه در برگیرد نیز تعلق می گیرد . نموی تمام گرده آن به حرارت  15 تا 20 درجه سانتی گراد ضرورت دارد, درحالیکه گرده لیموی مکسییکویی به درجهخ حرارت یاد شده گمیت های زنده را تولید نمی تواند.

درمیوه دهی ستروس عوامل داخلی درخت .

1-  ذخیره مواد غذائی .

2-  مواد معدنـــــــــــی

3-  توازن دربین هارمون های نباتی .

وعوامل اقلیمی مانند .

1-  حـــــــــــــرارت

2-  بــــــــــــــــــــاد

3-  رطوبـــــت نسبتی

4-  رطوبـــــــت خاک

5-  امراض نقش دارند.

ریختن میوه ها جواز زیاد تر به عوامل داخلی وشریط اقلیمی مربوط می شود, که قلت آب و هوای گرم نقش زیاد دارند . خاصتا زمانی که حرارت به 40 درجه سانتی گراد برسد.

ه- مارفولوژی میوه : شرایط اقلیمی بالای شکل وضخامت پوست میوه تاثیر بارز دارد . میوه های که در رطوبت نسبتی بلند تولید شده باشند نسبت به میوه های که درمحیط خشک وگرم تولید شده اند پوست آنها دراثر فشار کم می شکند و میوه آن بسیار آب می داشته باشد . بهمین ترتیب میوه های مناطق نسبتا سرد نسبت به میوه های مناطق گرم پهن می باشند.

و- نموی میوه : هرچند که حرارت محیط در جریان سال بلند ترباشد بهمان اندازه نموی میوه سریع تر صورت میگیرد. اما نه به اندازه که خطری را برای نموی میوه ایجاد نماید . حرارت مناسب برای نموی میوه ها 20 تا 33 درجه سانتی گراد است . برخی تحقیقات نشان داده است که با اضافه شدن حرارت 10 تا 30 درجه سانتی گراد نموی میوه افزایش میابند . حرارت های پائین تر و بالا تر تأثیرات مناسب ندارند .

ز- ترکیب کیمیاوی میوه : درجه حرارت بالای خواص فزیکی وکیمیاوی میوه های ستروس تأثیر دارد . بطورمثال در جدول ذیل تأثیر حرارت بالای مالته ساتسوما نشان داده شده است .  

خواص کیمیاوی شربت میوه

خواص فزیکی میوه

حرارت به سانتی گراد

  Mg سکاربیک اسید درصد ملی لیتر

فیصدی ستریک اسید

فیصدی مواد منحل

اندکس رنگ پوست

فیصدی شربت میوه

وزن میوه به گرام

از طرف شب

از طرف روز

21

0.58

9.6

8.1

43.4

110

25- 20

35 - 30

27

0.93

14.2

11.2

37.8

76

13-11

22  -20

ط- پگمنت های میوه : چند هفته قبل از برداشت محصول ویا چیدن میوه رنگ سبز کلوروفیل ذریعه هوای سرد تخریب میگردد وبه عوض آن غلظت ها ی پگمنت های کروتینایید زرد و سرخ انکشاف میابند . عقیده براین است که ذریعه هوای سرد زخمی شده که درنتیجه آن غازایتیلین تولید میگردد, که غازمذکور پگمنت کلوروفیل را تخریب مینماید. هوای سرد وپخته شدن پوست درانکشاف کروتین ودر تخریب کلوروفیل نقش زیاد دارند .

ی- زیان های هوای گرم به ستروس :درجه حرارت 40 ویا بالاتر ازآن به میوه ها ,انساج وبرگ ها ستروس صدمه رساند. ورایتی های مختلف در برابرهوای گرم تفاوت های متفاوت نشان می دهند. بطور مثال ,درخت ها ی که برگ های انبوه دارند ومیوه ها یشان دربین برگ پنهان اند در برابرهوای گرم مقاوم اند .هرگاه درجه حرارت محیط ب 44 درجه سانتی گراد برسد, درین وقت حرارت داخل میوه تقریبا حرارت 35 درجه سانتی گراد بوده را اختیارمی نماید.

 طول روز و روشنائی :

الف – نموی بدنی : بطورطبیعی به هر اندازه که طول روز زیاد میگردد به همان اندازه نموی بدنی افزایش میابد. درباره شدت نور تاهنوز معلومات کافی بدست نیست. بخش های خارجی درخت 1 تا 10 فیصد مقدارتابش شعاع آفتاب را جذب مینماید، درحالیکه بخش های مرکزی درخت 0.5 تا 2 فیصد شعاع آفتاب را جذب مینماید.

ب- گل کردن ومیوه گرفتن : بطورخلص طول روز در تولید گل هیچ تأثیر ندارد .

2- ساینس و تکنالوژی جلوگیری ازهوای سرد : درسابق باغ های ستروس را توسط دردادن کاه در محلات مختلف باغ ، سوختاندن مواد رابری وسوختاندن دیزل دربخاری ها و استفاده ازماشین های باد کن گرم مینمودند. درقرن 20 باغ های ستروس را با آبیاری ازخطر سرما تااندازه نجاد میدادند . زیرا هوای سرد دررطوبت پائین محیط نسبت به هوای بلند محیط زیاد است. حالا شناخت اقلیمی رواج یافته است ودر رفع خطر سردی ازآن استفاده به عمل میاید.

عوامل اقلیمی

(1) هوای سرد وتوفوگرافی : درشرایط موجودیت هوای سرد هم راه با باد ،بالای تپه ها نسبت به پائین تپه سرد تر میباشد. در هوای سرد بدون وزش باد (radiation frost ) درنزديك سطح زمين هواي سرد و هوای بالاتر ازآن هواگرم تر می باشد . هرگاه 3 متربالاتراز درخت ستروس جريان باد   -6 -8 کیلو متر درساعت باشد،درین صورت هوای سرد تشعشعی  واقع  نمی شود . باغ های که در وقت هوای سرد به اندازه کافی آبیاری شده باشد نسبت به باغ های که به قلت آب دچاراند به پیمانه کم به خطر هوای سرد موجه می شوند . هرگاه درختان به اثر تشنگی زیاد حالت استراحت را اختیار نماید ،درین صورت در برابرهوای سرد مقاومت بیشتراختیارمی نماید.

 طرق موثر جلوگیری از هوای سرد:

1- معلومات کافی درباره هواشناسی : شعبات هواشناسی باید معلومات لازم هواشناسی را خاصتا در بهار وخزان بدست رس باغداران قراردهند.علاوه برآن باغداران باید ترمامیترها را درباغ های شان نصب نمایند تا از حرارت یومیه معلومات داشته باشند.

2- وقت اجرای جلوگیری از هوای سرد: هرگاه درجه حرارت باغ به صفر درجه سانتی گراد برسد،باغدارباید ماشین های بادی راکه ارتفاع آنها از زمین 10 تا 12 مترباشد،استعمال نماید. هرگاه درجه حرارت باغ به منفی 3.3 درجه سانتی گراد برسد باید بخاری های تیلی چالان شوند.

جدول ذیل یخ زدن انساج میوه را نشان میدهد.

               نوع میوه ونسج

     حرارت یخ گیری به سانتی گراد

میوه های خام وسبزنارنج ومالته .

میوه های نیمه پخته نارنج ،مالته، سنتره، چکوتره

میوه ها ی پخته نارنج،مالته وچکوتره ،سنتره.

میوه های لیموکه تقریبا 1.3 سانتی مترقطردارد.

میوه های لیمو پخته درخت.

پندک ها وگل ها.

       منفی 1.4 تا منفی 1.9

       منفی 1.7 تا منفی 2.2

       منفی 2.2 تا 2.8

       منفی 0.8 تا منفی 1.4

       منفی 0.8 تا 1.4

       منفی 2.8

بطورعموم درجه حرارت محیط باغ باید ازمنفی 2.8 درجه سانتی گراد پائین نرود. اگرماشین های بادی استعمال می شوند باید سرعت وزش باد آنها دریک ساعت 6 کیلو مترباشد. درصورتیکه درجه حرارت محیط به منفی 4 درجه سانتی گراد برسد،خصوصا دربهار،امکان صدمه به برگها میسرمی گردد. هرگاه درختان ستروس دراوايل بهار توسط هواي سرد متاثرشده باشند بايد اين نوع درختان به زودي آبياري شده و كود هاي نايتروجن دار و يك اندازه كود هاي كم مصرف بطور محلول بالاي درختان پاشيده شود . و قتيكه توده هاي نو نموي شانرا تا يك حدي تكميل كردند درين وقت قسمت هاي متآثر شده بايد شاخه بري شوند و از حمله حشرات و فنگس ها بطور جدي جلوگيري به عمل آيد . گرچه مقاومت ستروس در برابر هواي سرد به خوا ص ارثي آنها نيز مربو ط است با وجود آن هر گاه حرارت روز به 15 درجه سانتي گريد برسد درين وقت به هواي سرد بعدي مقاومت حاصل مينمايند  . در انتخا ب محل براي رويانيدن ستروس ، حفاظت از سردي اهميت اولي دارد . اولين چيزي كه مراعات شود عبارت از زهكشي هواي سرد است . انكشاف هواي سرد اكثرآ مربوط به باختن حرارت از خاك است كه بواسطه تشعشع اتموسفير بالا تر از آن صورت ميگيرد . سپس خاك به تدريج حرارت خود را از دست داده و در نهايت امر هواي نزديك به سطح زمين سرد گرديده و يك قشر هواس سرد در نزديك سطح زمين بوجود ميآيد اين هواي سرد نسبت به هواي گرم سنگين تر بوده ، بطرف پاهين تپه  و بطرف نشيبي سرازير ميگردد . بدين صورت بايد باغ ستروس مجراي زهكشي هواي سرد داشته و ممانعت در برابر آن موجود نباشد . يعني ساحه هاي پاهين تر براي زهكشي هواي سرد از باغ ستروس به دسترس باشد . خاكهاي ريگي خشك حرارت شانرا به سرعت در شبهاي سرد روشن مي بازند ،ولي موجوديت باغها در ارتفاعات نسبتآ بلند امكانات زهكشي هواي سرد را در ساحه زمين هاي با ارتفاعات پاهين تر مهيا مينمايد . برخي اوقات ممكن است محل باغ ستروس از زهكشي خوبي هواي سرد برخوردار باشد ، ولي هرگاه اين ساحه پاهينتر از پلوان هاي قوي و نسبتآ بلند بوده و يا ديوارها و غيره ممانعت در برابر آن موجود باشد درين صورت محل مذكور با سردي خطرناك مواجه گرديده و خسارات را به بار مياورد . حفاظت آبي بسيار مهم است . باغهاي ستروس كه در نزديك دند هاي بزرگ آب قرار دارند نسبت به باغ هاي ستروس كه در وادي خشك قرار دارند به خطر سردي كمتر مواجه ميشوند . دند ها  و يا جهيل هاي كم عمق در صورت مواجه شدن به باد هاي سرد و يا هواي سرد به سرعت درجه حرارت شانرا از دست ميدهند ، در اينصورت اين نوع محلات آبي خطرات سردي را از باغهاي نزديك خويش بطور قناعت بخش كاهش داده نميتواند . هرگاه بادهاي تند از سمت شمال غرب و يا شمال  بوزد ، و موقعيت شمال در سمت جنوب و يا جنوب شرق جهيل و يا دند بزرگ آب قرار داشته باشد ، درين صورت ميتوان گفت كه باغ تا اندازه در موقعيت مناسب قرار داشته و هواي سرد تآثير خطرناك بالاي درخت نخواهد داشت .

تكثير ستروس (CITRUS PROPAGATION)

تكثير ستروس با نهالي ها آغاز ميشود . در بسياري محلا ت درختان ستروس مانند مالته ، سنتره ، ليمو و غيره به واسطه شاخچه بيوند و يا پندك پيوند به وجود ميآيد.

بسترتخم (The seed bed) :

بستر تخم بايد در خاك كه به خوبي زاهكشي شده و قابليت توليد نهالي هاي درجه اول را داشته باشد موقعت پيدا كند . بهترين خاك براي بستر تخم ، لوم يا ريگي (sandy loam)  بوده كه اقلآ 30 سانتي متر عمق داشته باشد . كوشش شود كه قوريه ستروس از باغ ستروس به فاصله دور موقعيت پيدا كند تا از گزند آفات در امان باشد . براي آبياري چنين بستر بايد آب كافي موجود باشد . برخي روياننده ها بستر تخم در حال رويش را يك پوشش فوقاني ميدهند كه نور آفتاب بطور نسبي از ان نفوذ نموده بتواند . برخي ديگري رويش نهالي ها را در هواي باز اجرآ مينمايند ، مشروط بر اينكه آفتاب محل خيلي ها سوزاننده نباشد ، تابش 50 فيصد شعاع آفتاب به نهال هاي نو ظهور به كافي به نظر ميرسد . پوش نمودن بالاي چوكات بستر گرم به واسطه تكه مخمل باعث كاهش شدت تابش شعاع آفتاب ميگردد . به شكل 7 و 8 نظر اندازيد . براي جلوگيري از فنجي ( Damping – off ) كه نهالي هاي جوان را مورد حمله قرار ميدهد بايد در سطح خاك قوريه محلول هايدروكسي مركيوري كلوروفينول (Hydroxy mercurichlorophenol) پاش داده شود . ساحه مذكور بايد عاري از امراض و حشرات بوده و از صدمات هواي سرد محافظت شده بتواند . خاك حاصلخير براي رويانيدن نهالي ها انتخاب شود . كوشش بعمل آيد تا همه ساله يك خاك جديد براي قوريه انتخاب گردد و در خاك كه سال قبل در آن نهالي ها تربيه شده اند ، خود داري گردد . هرگا خاك پارساله  براي قوريه انتخاب شود بايد عاري از قارچ ها گرديده و با ميتايل برومايد و يا قارچ كشهاي ديگر معامله گردد . معامله نمودن خاك با مواد قارچ كش ويا آب خيل گرم سبب كاهش جذب مواد مانند جست ، فاسفورس و مس توسط نهال ميشود . بايد در صورت معامله خاك با مواد قارچ كش و يا آب گرم ، كود هاي ياد شده به خاك علاوه گردد و يا بالاي برگهاي نهال ها محلول هاي جست و مس پاشيده شود . كودهاي حيواني ، نباتي و كيمياوي را ميتوان در قوريه مورد نظر بكار برد . كود هاي يادشده بايد چند هفته قبل از كشت تخم ها در زمين استعمال كردند.

اهمیت گیاه هرزه

مقدمه

گياهان هرزه ناخواسته هستند كه در مصرف منابع آب وخاك دخالت واز اينرو بشكل جدي رفاه بشر را تحت تاثير قرارميدهند هم چنين به گياهان كه خارج از محل اصلي خود رشد كرده اند گياهان هرزه گفته ميشوند معمولا اين موضوع بدين معني است كه گياهان هرزه در زمين رشد ميكند كه ما ميخواهيم گياهان ديگرا توليد كنيم (زمين هاي زراعتي ) ويا اينكه گياهان هرزه در مكان هاي رشد ميكند كه ما نمي خواهيم كه گياهان هرزه در آنجا برويد در زراعت باغباني وجنگل كاري گياهان هرزه با گياهان سودمندرقابت كرده وموجب كاهش عملكرد وكيفيت محصول ميشوند از طرف ديگر گياهان هرزه در مناطق كه زراعت صورت نمي گيرد مانند محل هاي صنعتي ، كنار جاده ها، خط آهن ، فرود گاه ها مخازن وكانلهاي آب رشد ميكند بنابراين در چنين وضعيتي تمام گياهان ممكن است گناه هرزه محسوب شوند با وجود اين كه مطالعه دقيق در مورد ميزان خسارات گياهان هرزه در دنيا وجود ندارد اين مشخص است كه ميزان خسارات اتلاف محصولات زراعت در اثر گياه هرزه تاثير عوامل خراب مانند آفات وبيماري ه  بشتر است بطوريكه تقريبا نيم از خسارات وارده به توليدات زراعت به علت وجود گياهان هرزه است .بر علاوه اينكه ضرر در نباتات ميرساند گياهان هرزه داراي مفديت هم نيز ميباشد كه مفديت آن نسبت به مضريتش كمتر است كه استفاده اين گياهان به منظور سر سبز نمودن پارك ها ، چمن ها ، ميدان هاي فوتبال وغيره شرحه ها نيز كار گرفته ميشود .

تاريخچه گياهان هرزه

در زمان هاي قديم نفوس جهان خيلي كم بود انسان ها عمدتا غذائي خود را از طريق شكاري حيوانات، ماهي گيري ، جمع آوري دانه ها، ميوه تخم هاي نباتات بدست مي آوردند به تدريج نفوس جهان زياد گرديده همزمان زرع نباتات واهلي ساختن نباتات آغاز گرديد ازدياد نفوس بالنوبه فشاري بشتري را بالاي توليد وتهيه غذا والياف نباتي وارد كرده ايجاب استفاده از تكنالوژي پيشرفته را در ساحه زراعت نموده با اينكه در دهه 1970 در توليد مواد غذائي جهان يك ازدياد 36 فيصد رونما گرديد اما نتواست جواب گوئي نيازمندي روز افزون بشر گردد ويك تعداد از نفوس جهان در حالت گرسنگي ويا كمبود مواد غذائي بسر ميبرند فلهذا ضرور هرچه بشتر به مواد غذائي داشتند كه مرور زمان با استفاده از تكنالوژي پيشرفته اين امكان را ميسر ساخت تا از اين مشكلات دست يافتن . گياهان هرزه كه در آن زمان هيچ وسايل مدرن به منظوري جلوگيري واز بين بردن آن وجود نداشت وكميت وكيفيت محصولات زراعتي را كاسته ونا هنجاري هاي را براي دهاقين به بار مي آورد وسايل كه در آن زمان بخاطر كنترول گياهان هرزه كار گرفته ميشد عبارت اند از : خيشاوه بوسيله دست ، چاقو وچوب هاي نوك تيز وسايل ساده فلزي ميكردند وآهسته ، آهسته با بلند رفتن ساينس وتكنالوژي استفاده از طريقه هاي كيمياوي ، بيولوژيكي ، نتيجه بخش قناعت بخش حاصل نمودن انسان ها باري اول عاري ساختن نباتات زراعتي ازنباتات هرزه نبتيجه گيري در صورت كشت مشخص نبات حاصل بشتر نظر به شكل مخلوط با گياهان هرزه ميدهد .

اهميت گياهان هرزه

گياهان هرزه با فراهم آوردن پوشش مناسبي در سطح خاك ، از فرسايش آن به ويژه پس از برداشت محصول جلوگيري مينماند وجود متعالي از جمعيت گياهان هزره براي ساختمان خاك مفيد مي باشد كه ريشه هاي آنها تاثير در بهبود فعاليت بيولوژيكي وساختمان خاك دارد وبدين لحاظ مي توانند به عنوان كود سبز سطرح باشند .برخي مواد شيمياي مي توليد شده توسط گياهان هرزه اثري مثبتي بر گياهان زراعتي دارند به عنوان مثال (اگروستين ) توسط (سياه تخمه ) افزايش محتواي گلوتن وعملكرد گندم ميشود اين ماده مواد مشابه به آن اساسي طب سنتي را تشكيل ميدهند در صنعت دوا سازي نيز مورد استفاده قرار ميگرند .هم چنان با استفاده از گياهان هرزه در ميدان هاي فوتبال پاركهاي زينتي واطراف سركها ميكارند در ضمن به منظور تعليف علوفه حيوانات استفاده ميشود ونيز بسياري از حشرات براي تامين غذائي خود به گياهان هرزه وابسته اند .اگرچه برخي اين حشرات آفت محسوب ميشوند ولي بسياري از آنها به عنوان پرازيت طفيلي نقش مهمي در كنترول بيولوژيكي آفات به عهده دارند .ازبين گياهان هرزه باعث حمله ور شدن حشرات بالاي محصولات زراعتي ميشود بدين لحاظ برخي موارد باعي ماندن بقاياي گياهان هرزه در بين رديف هاي محصولات زراعتي براي كنترول آفات ، توسعه ميشود به مثال استفاده از چچم و ساير گياهان هرزه شرايط مناسب را براي فعاليت حشرات مفيده مانند كفش دوزك فراهم مي سازد وبرعلاوه بسياري از پرنده گان از اين حشرات تغذيه مي كنند شواهد موجود حاكي از اين است كه كاربرد بيش از حد گياهان كشها باعث كاهش شديد حمعيت حشرات مفيده است از بين رفتن گياهان هرز ه در اثري تغير عمليات زراعتي سبب كاهش تنوع گون هجوم هاي خواص گياه هرزه شده است .وجود گونه ها وجمعيت هاي گياهان هرزه بيان گر وضعيت عناصر غذائي وساختمان خاك منطقه وي ميباشد كه گياهان هرزه ساز گاري گرفته است ولي بايد توجه داشت كه عمليات زراعتي تا اندازه به نوع گياهان هرزه تاثير گزار است . به عنوان مثال استفاده از آهك وساير كود هاي باعث جذف گونه هاي گياه هرزه سازگار با خاك فقير ويا خاكها ي كم اسيدي ميشد ومتاسفانه بايد گفت كه اين هرزه گونه ها اغلب ازنادر ترين وبارزترين گياه وحشي هستند .

طبقه بندي گياهان هرزه

گياه هرزه به طرق مختلف طبقه بندي ميشود بر اساس زيستگاه دروني ، زنده گي مورفولوژي يا ساختمان گياه هاني ميباشد با توجه به اينكه براي كنترول گياه هرزه وعمليات مربوط به آن از اين اصطلاحات استفاده ميشود آنها را به ترتيب تعريف مي كنيم قرار ذيل است .

1 . زيستگاه :-

الف . خشك زي : گياهانيكه در خشكه زنده گي ميكنند .

ب . آبزي : گياهان هستند براساس ساختمان شان در داخل آب شماق روي آب (عدسك آبي[4]*) دراطراف آب وانواع گياه عادي زنده گي ميكنند .

2 . دوراني زندگي :

الف . گياه علفي : گياه هاي هستند كه داراي ساقه هاي چوبي نبوده وساقه هاي هوائي آنها هر سال از بين ميرود كه قرار ذيل تقسيم بندي ميشود .

a.گياه هاي يكساله :گياهان هستند كه تنها در يك فصل رشد وزندگي ميكند كه اين نوع گياهان به دو دسته ديگر تقسيم ميشوند گياه هاي يك ساله تابستاني وگياهان يكساله زمستاني .

b.گياهان دوساله : گياهان هستند كه طول عمر شان دو فصل را طي ميكند. كه بذري اين نوع گياه در بهار يا تابستان وخزان زمستان گذراني آنها با يك ساقه بسيار كوچك همراه با يك ريشه زخيره وي ضخيم است . بعد از اينكه انتهاي ساقه در معرض سرما قرار گرفت اين در تابستان سال دوم گل كرده ودانه توليد ميكند وسپس در خزان ميرود .

c.گياهان چندين ساله : گياهان چندين سال عبارت از گياهان هستند كه با توليد ساقه هاي رويشي قادر اند بشتر از دوساله زنده گي كنند كه به قسم ميتوان ياد آوري كرد .

d.چندين ساله ساده : اين گياه به وسيله ساقه هاي رويشي از قبيل ريشه قوي قادرت به زمستان گذراني هستند اما غالبا به وسيله بذر توليد مي نمايند .

e.چندين ساله خزنده : اين گياه ميتواند زمستان گذراني كرده وتوسط مصافه ها رويشي توليد مثل كنند وگياهاي مستقل توليد نمايند . اندامهاي رويشي قابل تكثير در اين گياه عبارت اند از : ساقه هاي زير زميني ، غده (ساقه زيرزميني متورم شده ) استولون (ساقه هاي هستند كه روي زمين به طوري افقي رشد ميكنند) وريشه هاي خزنده ميباشد.

خصوصيات گياهان هرزه

گياه هرزه عبارت از نباتي است كه خارج از خواست دهقان در مزرعه رويده ونموكرده باشد. ويا به عباره ديگر گياه هرزه عبارت از گياه است كه زيان و خسارات آن بر زراعت بيش از سودش ميباشد .بعضي از گياه هان مانند (پيچك صحرائي )، (تاج خروس وحشي )  هميشه به عنوان گياه هرزه در مزرعه محسوب ميشوند .(رشقه [7]*) در مزرعه لبلبو وجودر در مزرعه گندم گياه ناخواسته ومزاحم بوده وبا آنها مشابه گياه هرزه رفتار ميشود. نباتات هرزه شامل تمام اشكال انواع نباتي از قبيل درختان بته ها گياه پهن برگ وگياه هان گندمي برگ وغيره هستند وهم چنان گياهان هرزه آب دوست (Hydrophytes) وآب گريز يا (Xerophytes) ميباشد گياهان هرزه آب دوست نيز در دلدلزار در اطراف جوي ها ودريا ها رشد ونمومي نمايد . گياهان هرزه آب گريز در مناطق خشكه كه امكان رشد ونموي ديگر گياهان نمي باشد نمو مي نمايند. گياهان هرزه در بلند ترين درجه حرارت گرما وبلندترين درجه حرارت سرما از خود مقاومت نشان ميدهد . تكثير گياهان هرزه به دو طريق صورت مي گيرد . زوجي (Sexual ) وغيرزوجي (Asexual)ميباشد كه به طوري غير مستقيم بالاي حيوانات ونباتات ضرر وارد ميكند . بناءاولين گياه كه در مزرعه نمو ميكند گياه هرزه ميباشد آب ، مواد غذائي نور وآب را جذب نموده باعث كاهش رشد نباتات اصلي ميگردد وگياه هرزه دير جوانه ميزند موجب كاهش كيفي وكمي محصولات ميگردد در برداشت محصولات اخلال ايجاد ميكند .بذر واندام هاي نباتات زراعتي را تحت تاثير قرار ميدهد بنابرين در تصميم گيري براي كنترول گياه هرزه نبايد تنها خسارات كمي محصول درنظرگرفته واز خسارات كيفي چشم پوشيد يكي ازعوامل كه باعث كمي وكيفي محصول درمزرعه ميگردد تعداد بيشترگياهان هرزه نسبت به گياه زراعتي ميباشد. كه اين عمل باعث كاهش آب،موادغذائي ونورميگردد بدين لحاظ نباتات اصلي رشدونموي بهتركرده نميتواند.اين يكي ازجنبه هاي است كه گياه هرزه را دررقابت موفق ميكند باافزايش تراكم گياه هرزه تاثيرمنفي رابروي نبات زراعتي ميگذارد.درهرمكان كه بشردست به منظوركشت بزندگياه هرزه درآن منطقه پديدارميشود.گياه هرزه قادراند تعداد زياد تخم را توليد نمايد.بعضي گياهان هرزه قادراند تاده هاهزارتخم درهربته توليد نمايد وهيچ نوع برداشت درآن صورت نگرفته وقبل ازنباتات زراعتي رسيده دوباره به زمين برگشته درزمان ويادرجه حرارت مناسب جوانه ميزند. ناگفته نبايد گذاشت تمام تخم گياه هرزه همزمان جوانه نميزند باوجود مساعد بودن شرايط محيطي ، رطوبت،حرارت،آب وهوا اگرتمام اين ها همزمان جوانه بزند كنترول آن بسيارساده ميباشد.بذرگياه هرزه كه درخاك مدفون هستند چه بعلت خواب واستراحت بامدت 30-40 سال وحتي بيشترميتواندزنده بماند.بذرگياه هرزه درمقابل يخبندان ،خكش سالي ،آتشك،پوسيدگي درآب تخم هاي كوتاه مدت مقاوم بوده درصورت خوردن توسط حيوانات بدون تغيردفع ميشود .

3.مورفولوژي:-

ازنگاه مورفولوژي گياه هرزه به دوقسم ميباشد.

الف- دومشيمه ئي :- گياهان هستند كه دانه هاي آنها دومشيمه توليد ميكند .معمولا برگ هايشان باريك بارگ برگهاي منشعب اند وتعداد اندام هاي گل درآنها 4-5 ويا مضرب ازآنها است.آنهارا پهن برگ نيزمينامند تاتوره[8]* شبدرزرد [9]* وغيره ازجمله اين گياه هستند

2 .يك مشيمه ئي : گياهان هستند جوانه هاي آنها يك مشيمه  توليد ميكند برگها داراي رگبرگهاي موازي هستند تعداد اندامهاي گل در آنها سه يا مضرب از آن است اساسا تعداد زياد از گياهان يك مشيمه ئي هستند وبه همين ترتيب آنرا يك مشيمه ئي گويند.

خساره گياهان هرزه

يگ گياه به اين دليل گياه هرزه محسوب ميشودكه بر علاوه نا خواسته بودن مشخصه هاي ديگر نيز دارد . مثلا دارا بودن قدرت وتوليد بذر فروان ودر نتيجه وداشتن پتانسيل توليد جمعيت هاي بزرگ ، حفظ قوه ناميه بذر هاي دفن شده بر مدت طولاني ، ساز گاري دراشت داشتن اندام هاي رويشي تكثير شونده وتوانائي اشغال مكان هاي كه بشر آباد نموده واز طريق آن اقدام به توليد ميكند وبه دليل آن ها را گياه مضره ، مقاوم ، ورقيب ميدانند كه در محل هاي مناسبي مي رويند بالاي نباتات زراعتي تاثير مي نمايند وبه طريقه هاي ذيل همراه نباتات زراعتي رقابت ميگردد .

1 . مصرف آب ومواد غذائي از خاك : گياه هرزه مقداري زياد از آب ومواد غدائي خاك را مصرف كرده باعث ضعف نباتات وپايان آمدن محصولات زراعتي از نگاه كميت وكيفيت ميگردد.

2 . مصرف آب ومواد غذائي از خاك : نيز نباتات زراعتي را تحت تاثير خود در آورده علاوه از آن كه مواد غذائي وآب را از زمين ميگرد بالاي خود آن سايه نموده از رشد باز مي ماند.

3 . گياهان هرزه ميزبان آفات وبيماري ميباشد : وآفات وبيماريزي مي تواند بروي اندامهاي زير زميني وبقاياي آنها زمستان گذارني ميكنند .

4 . مزاحمت در داشت : تعداد از گياهان هرزه به ويژه گياهان هرزه خاردل (شتر خار) در داشت ايجاد مشكل مي نمايند.

5 . ايجاد مشكل در كانل هاي آبياري : وجود گياه هرزه در مسير حركت آب باعث بطي شدن حركت آب ميشود.

6 . تاثير مجود يت بقاياي گياه هرزه بالاي محصولات زراعتي وهزينه آن :وجود بقاياي گياه هرزه ويا بذري ان در مزرعه از كيفيت وارزش محصولات ميكاهند ومعارف پاك كردن محصولات را افزايش ميدهند .

7 . به ميان آوردن اختلالاط در عمليات زراعتي : مانند آبياري ، سمپاشي تنگ كردن ، كودهي برداشت محصولات وغيره اختلال ايجاد ميكند توسعه شديد گياه هرزه ميتواند انجام عمليات فوق را غير ممكن سازد.

8 . تاثير گياه هرزه بالاي محصولات حيواحي : بعضي از گياه هرزه مانند (قياق[11]*) وغيره گياهان هستند. بعضي ديگري از گياهان هرزه با داشتن تيغ وخارها از كيفيت محصولات ميكاهد مانند چسپيدن محصولات گياه هاي هرزه با پشم حيوان از كيفيت آن ميكاهد.

9. ايحادشكل درامورغيرزراعتي : انواع بسياري گياه هرزه دركارهاي غيرزراعتي مشكلات را بوجودمياورند مثلا گياه كه زيركانكريت رويده وموجب تخريب آن ميگردد.درپشت بام هاباعث چكك كردن پوشش مناطق مسكوني درمواقع بارندگي ميشود.

طريقه انتشارگياه هان هرزه

گياه هرزه هيچ وسيله به جزرشدوتوسعه آهسته ،اندام هاي خود براي حركت نداردولي به كمك انسان،پرندگان،جانوران،آب،باد،بذري نباتات زراعتي وماشين آلات كشاورزي به سرعت منتشرشده ودرمدت كوتاه منطقه وسيعي رااشغال ميكند بذرهاي كه داراي خارقلاب ياچنگال وريشك هستنداغلب به وسيله انسان ها وحيوانات تامساحت زياد حمل ونقل ميشوند اين بذره به وسيله پشم حيوانات يالباس انسان چسپيده ومنتقل ميگردند داسهااهلي ووحشي كه وجود آنها به وجود گياه بستگي دارديكي ازعوامل انتشارگياه هرزه هستند همچنان تخم گياه هرزه را به نقاط دوردست حمل نموده باعث انتشارآنها ميشوند وبراي بعضي ازبزورعبورازمعده يك جانورشرايط لازم براي سبزشدن آنها است انسان بيش ازساير عوامل درانتشاري بزري علف هاي هرزه موثراست هم اكنون مقدارزيادازگياه هرزه اروپاي درمزارع امريكاي ايجاد خساره ميكند كانال هاي اب رساني عامل مهم درانتقال گياه هرزه هستند وهمه ساله توسط آب كه درجوي هاروان است مليون ها بزري گياه هاي هرزه به مزارع برده ميشود باد نيزبزرگياه هرزه را به سادگي نقل مكان ميدهد وهم بادهاي قوي قادرند كه بزري گياه هرزه را به نقاط دوردست وحتي ازروي درياها عبوردهندبزري زيادازگياه وجود دارد كه كشاورزبدست خود باعث آلودگي گياه هرزه محسوب ميشوند هم چنان ماشين آلات زراعت ميتواند ريشه وبزري گياه هرزه را انتقال دهند بزرهاي سنگين كه به روي زمين افتاده اند باخاك مخلوط شده اند وزماني كه مرطوب ميشوند به وسيله چرخي ماشين آلات لباس وكفش انسانها وپاي حيوانات به مناطق غيري آلوده به سادگي منتقل ميگردند. گياه هرزه عبارت از هر گياه غيري مفيد ،مضر وناخواسته كه در مزارع ديده ميشود وپتانسيل متجاوزبه مزرعه را داشته باشد وبه عباره ديگر هر گياه كه بيجا رشد كرده باشد گياه هرزه است بعضي از گياه هاني خود رو بشكل گل قاصد يا پنيرك در كجا به عنوان گياه هرزه نمي دانيم مثل جو در مزرع گندم گياه مزاحم بوده وبه صورت گياه هرزه شياخته ميشود بسياري از مردم تصور نمي كنند. كه يك گياه زراعتي صرف نظر از اينكه در كجا رشد كرده مي توانند گياه هرزه باشد ويا اينكه آيا بايد آن ها را گياه هرزه بدانيم يا نه به مشكلات بوجود ميآورند بستگي دارد .مثلا در يك مزرعه جو كه به صورت فيصل براي تغذيه وتعليف دام مورد استفاده قرار ميگرد مشكل استكه دسته گندم يا يولاف را گياه هرزه ناميده ميشود. زيراوجود اين ها در آن شرايط مشكل ايجاد نمي كند ولي اگر همين مزرعه جو براي توليد بذر كشت شده مخلوط شدن گندم با يولاف با بذري جو در اين موقع مشكل ايجاد ميكند ويا هزينه براي جدا كردن آنها از محصول جو مصرف ميگرددپس در اين مورد بدون شك بايد گندم يا يولاف راگياه هرزه ناميد . بنا براين گياه كه در جا هاي خود نرويد الزاما علف هرزه يا گياه هرزه ميباشد كه در جا هاي نا خواسته رويده گياه هرزه نه تنها كميت وكيفيت محصول را پائين ميآورد . بلكه هزينه سنگين را از طريق برنامه ريزي ها وعمليات زراعتي لازم براي كنترول آنها به كشاورزان تحمل مي نمايد بهتر است گياه هرزه را به گياه مضره مقاوم ، رقيب و نا خواسته مصرف كنيم كه در فعاليت هاي بشر اختلال ايجاد مي نمايد.

كنترول گياهان هرزه

كنترول گياهان هرزه مانند ساير آفات وامراض بدو طريق اساسي يعني وقايوي ومعالجوي امكان پذيراست كنترول وقايوي گياهان هرزه نسبت به كنترول معالجوي گياهان هرزه مصارف كمتري راايجاب ميكند وزياد وقت را در بر ميگرد كنترول معالجوي گياهان هرزه وقت كم را در بر گرفته ومصارف هنگفت را ايجاب ميكند. بناء هر دو اين ميتود كنترول گياهان هرزه طوري ذيل تشريح ميگردد.

الف : كنترول وقايوي :

A –جلوگيري از توليد تخم : بقاي نسل تقريبا تمام انوع گياهان هرزه يك ساله ،دوساله به توليد تخم ارتباط دارد هر گاه از توليد تخم گياهان هرزه جلوگيري به عمل نيايد مشكلات را ايجاد مي نمايد طريق جلوگيري از تخم گياهان هرزه به طريقه هاي ذيل صورت ميگيرد .

a – قطع كردن گياهان هرزه در وقت مناسب يعني قبل از گل كردن.

b- سوختاندن قسمت هاي قطعه شده بقاياي نباتات بعد از رفع حاصل.

C-عاري ساختن آب از تخم گياه هرزه به طريقه نصب نمودن جالي جمع كننده تخم ونيز استفاده از آب پايب به حوض آب جوي استفاده از چاه ها وغيره از منابع آبي كه عاري از تخم گياهان هرزه باشد.

B- توليد و استفاده از تخم هاي عاري از تخم گياهان هرزه:در گذشته دهاقين تخم مورد نياز خود را مستقيما از مزرعه خود ويا از دهاقين هم جواري خود ميگرفت . ويااينكه از بازار ميخريدند . وفعلا هم در بسياري از قسمت ها وجود دارد اين گونه تخم علاوه براينكه خالص نبوده وحاصل را پايان مي آورد ملوث به تخم يك تعداد گياهان هرزه خيلي خطر ناك كه جلوگيري آن خيلي مشكل ميباشد مخلوط گرديده. توليد تخم هاي بذري عاري ازتخم هاي گياهان هرزه وداراي جنسيت بهتر وقدرت حاصل ريز زيادي را دارا باشد براي نيل به اين هدف كمپني ها وموسسات مشخص جهت توليد تخم هاي بذري تضمين شده در سراسر جهان بوجود آمده است . در كشور مانيز اين وظيفه به دوش شركت تخم هاي اصلاح شده ميباشد (FAO) كه اين شركت در سال 1355 تاسيس گرديده . توضيع تخم هاي اصلاح شده را به عهده دارد .

C- طروق پاك نمودن تخم:تخم نباتات بذري بعد از جمع آوري از مزرع بايد عاري از تخم گياه هرزه شود واين كار ميتوان نظر به فرق فزيكي بين شان وجود دارد مجزا نمود . در مرحله اول پاك كردن تخم ودور كردن مواد اضافي چون كاه وغيره حصص نباتات ميباشد. بعد با استفاده از غربال هاي مخصوص ميتوانيم هرنوع گياه هرزه را از تخم اصلي دور ساخته ودر نتيجه تخم قابل اعتماد بدست ميآوريم .

D- پاك كردن ماشين آلات خيشاوه وبهره برداري:چون تمام ماشين آلات زراعتي در انتشار تخم وغيره حصص نموئي گياهان هرزه رول دارد بناء دانستن اين مطلب وجلوگيري از آن يك طريقه خوب وقايوي ميباشد چنانچه ماشين هاي قطع وبسته بندي بيده ميتوان تخم گياه هرزه را با خود به مزرعه جديد نقل دهد . طروق مناسب وقايوي غرض جلوگيري از اين انتشار پاك نمودن وتمام قسمتي هاي ماشين آلات زراعتي از بقاياي نباتي ميباشد اين عمل بايد در تخم هر كار در مزرعه صورت گيرد .

F- تنظيم در حركت انتقال وچرش مواشي:تخم يك تعداد گياه هاي هرزه در جلد وپشم حيوانات چسپيده واز يك جا به جاي ديگر انتقال مي نمايند وهم چنان يك تعداد ديگري از تخم گياه هاي هرزه از جهاز هضمي عبور نموده وتعداد ديگري توسط دام حيوانات انتقال مي يابد در حركت رمه ها ، گله ها بايد توجه دقيقي صورت گيرد .

ب:  کنترول گیاهان هرزه به طریقه محالجوی :-

1- کنترول میخانیکی .

2- کنترول کیمیاوی .

3- کنرول بیولوزیکیی.

4- کنترول ایکالوزیکی.

1- کنترول میخانیکی.

a.  وجین :- انجام این عمل درزراعت های دست پاشی بسیارشکل وغیرممکن است درصورتیکه به صورت ختی کشت شده باشد عملیات وجین ساده تر,سریع ارزان ترانجام گرفته .

b. شخمه :- اولی کاری که برای آماده کردن زمین وتهیه بسته تخم انجام میشود شخم است که باانجام آن گیاه هرزه بریده شده وریشه های آن ها از خاک خارج شده درمعرض آفتاب قرارگرفته وازبین میرودویا زیری خاک رفته خفه میگردددراثنای شخم زدن زمین ,به گیاه هرزه فرصت داده شود سبزکرده نمونماید.

c.  خفه کردن گیاه هرزه:- غرق آب کردن زمین مدت (1-2) هفته امکان ازبین بردن رازیاد میکند استفاده ازاین روش به علت کم آبی درکشورمامروج مبوده وفقط برنج کاری های مورد استفاده قرارمیگردد.

d. ملچ ها :- ([12]*) هرماده که کدربوده وبتواند جلونوررا بگیرد درعین حال ارزان وکارکردن به آن ساده باشد ملچ مینامند .استفاده ازملچ زخیم مثل کاه.کلش وپلاستیک میتواند باعث خفه شدن گیاه هرزه گرددآنها بیشتردرزمین های کوچک برای محصولات گران بها استفاده میشود .

e.  سوزاندن :- سوزاندن گیاهرزه درمناطق غیرمزروعی واطراف مزارع ,جاده ها وسیله موثردرمبارزه به آنها است چون علاوه براین خود نبات ازبین میرود بذرآنراناممکن میسازد ودرضمن حشرات وقارچها نیزازبین میرود .

f.  بذررقابتی :- بعضی ازنباتات رشد سریع داشته تولید ساخته های جانبی وپنجه زیادمیکند وقدرت کافی باگیاه هرزه دارد وبه تدریج آنهارا ازبین میبرندبدین ترتیب بارشد سریع خود زمین را پوشانیده وعرصه را برای گیاه هرزه تنک میناید این نوع گیاه را بنام گیاهان رقابتی یادمیکند.مانند جو,جودر,آفتاب گردان ,شبدر,رشقه ازجمله این گونه نباتات میباشد .

g.    کنترول کیمیاوی

h.  درین روش ازمواد کیمیاوی برای کنترول گیاه هرزه استفاده میشود این مواد کیمیاوی گیاه کش نامیده میشود زمان مصرف مواد کیمیاوی (کیاه کشها ) ممکن است نسبت به گیاه اصلی وگیاه هرزه تعین میشود روش های اصلی موجود که عملا وجود دارد عبارت اند از.

v-استعمال پیش ازکاشت :- (*[13])  زمان مصرف گیاه کش بیش ازکشت گیاه اصلی مانند استفاده ازمیتایل برومایدبرای ازبین بردن بذرگیاه هرزه دربسترکاشت .

v -استعمال بیش ازبرآمدن گیاه ازخود:- زمانی کاربردگیاه کشت بیش ازظهوروبیرون آمدن گیاه اصلی وگیاه هرزه خاص ازخاک میباشد.درین روش معمولا گیاه کش به سطح خاک پاشیده میشود .

v -استعمال پس ازبرآمدن گیاه ازخاک:- زمان مصرف گیاه کش پس ازپیدایش بیرون آمدن گیاه اصلی وگیاه هرزه ازخاک است . به عنوان مثال(توفوردی ) برای کنترول پس ازرویدن گیاه بروی زمین استفاده میشود.

3- کنترول بيولوژيكي .                                                                                                                

کنترول گیاه هرزه بااستفاده ازموجودات زنده,دیگرفکری تازه است حشرات است حشرات به طورخاص برای کاهش جمعیت گیاهان هرزه به خصوص درمراتع ومناطق مشابه به کاررفته است البته این روش صرفا مقداری گیاه هرزه درمیزان حداقل نگهمیداردوکاملا آنرا ازبین نمیبرد زیرا افزیش حشرات به طورکافی به میزانی گیاه هرزه برای تأمین غذا بستگی دارد بنابرین استفاده ازحشرات برای کنترول گیاه هرزه درزراعت چندان ارزش ندارد . یکی ازطریقه های مهم کنترول بیوولوزیکی جدای حیوانات دام ها میباشد.

4- کنترول ایکالوزیکی.

منظورازکنترول ایکالوزیکی نامساعدساختن شرایط محیطی برای گیاه هرزه میباشد که ازگسترش گیاه هرزه جلوگیری گردد ودرنتیجه ازقدرت رقابت آن کاسته میشود ویانسبت به مساعدروش های کنترول اساس گردد کنترول ایکالوزیکی راهای مختلف راانجام پزیراست باافزیش تراکم میتواند برقدرت محصول افزودوازمکان توسعه گیاه هرزه کاسته ,محوصلات که تراکم بته رابه خوبی تحمل میکنندوپوشش خوبی به روی زمین به وجودمیآوردند که باعث کاهیش وهم گیاه هرزه میشوند که عبارت اند از.رشقه ,شبدر,گندم ,لوبیاوغیره.

طریقه میانه کاری در باغ های میوه

مقــــد مـــه

در بخش های چندین ساله هارتیکچرخصوصأ باغات میوه جات یک فاصله وسیعی در بین قطارهای درختان وجود دارد .که این درختان ازدوره ازدحام حاصل دهی(Juvenile stage) خورد بوده ،ساحه بین قطارها را زیاد مورد استفاده  خود قرار نمیدهد که شاید به نباتات فصل کوتاه اجازه میانه کاری را بدهد.بهر صورت به مفکوره اساسی باید هیچگاه نگذاشت تا نبات مؤ قت با نبات اصلی یا دایمی رقا بت کند.زیرا دهاقین میخواهند ازقطعه زمین محدود وکم خویش استفاده اعظمی بدست آرند.درحالیکه محققین وتجربه کاران متیقین اند که فاصله بین درختان جوان بمنظورایجاد یک ساحه خوب جذب موا د غذائی برای ریشه ورشد سالم درختان است.باغبانان مترقی وماهرین موافق اند که محصولات گندم، پنبه ، جواری ، رشقه ونیشکر که رقابت کننده خطیری درجذب فکتورهای نموئی (موادغذائی،آب ونورآفتاب)است ازکاشتن میانه کاری(Intercropping)آنها جلوگیری شود.با وجودیکه میانه کاری ستیزه جو ورقیب است ، ولی باید به طریقه احسن و علمی استفاده گردد.میانه کاری  یک ذریعه خوب بدست آوردن درآمد اقتصادی از فا صله های بین قطارهای درختان جوان میباشد .بناً خوشبختانه که افغانستان یک کشور زراعتی بوده خصوصاً برای کاشتن سبزیجات، ومیوه جات بستر خوب بشمار میرود .لذا نسبت خشکسالی ها وقلت آب ومحدودیت ساحه زمین زراعتی باید از طریقه وسیستم میانه کاری (Intercropping) مستفید گردیده تا از ضایعات آب جلوگیری شود  واستفاده مؤثراز فاصله های محدود صورت بگیرد .

کشت مخلوط

کشت مخلوط عبارت است از رشد دو یا چند نوع گیاه در یک قطعه زمین در بین قطارهای درختان چندین ساله ویا در بین گیا هان ودر یک سال میبا شد .کشت مخلوط یکی از افزایش تولید محصول با استفاده از عامل زمان میباشد روشی در راستهای نزدیک شدن بیشتر به نظامهای پا ید ار زراعت مخصوصاً باغداری میباشد در جهت دستیا بی هد ف باید متقابل گیاهان ویا درختان با یکدیگر ویا محیط زیست ، دقت لازم وکافی مبذول گردد. درهمین راستا آزمایش های گوناگون در کشور های پیشرفته صورت گرفته نتیجه مثبت را داده است .بطور کلی کشت مخلوط باعث استفاده بهتر از یک قطعه زمین در یک سال میباشد.

کشت مضاعف) دوبرابر ( (Multiple cropping)

عبارت از کشت نمودن دویا چندین نوع محصولات  در عین مزرعه در یک سال میباشد .اصطلاح عمومی کشت مضاعف (Multiple cropping) میباشد که تحت همین عنوان میانه کاری(Intercropping) وکشت منظم (Sequential cropping) است . کشت مضاعف یکی از ارزان ترین وقابل دسترس ترین روشهای افزایش تولیدات ومحصولات سیستم کشت مضاعف (Multiple cropping) کار میگیرند .ولی اگر از سیستم کشت مضاعف بشکل درست وعلمی استفاده نشود نواقص وخسارات گوناگون را ببارمیآورد .

v   نواقص سیستم کشت مضاعف :

1- رقابت بین نبات اصلی ومؤقتی در اخذ نور دارد .

2- رقابت بین نبات دایمی ومؤقتی در گرفتن مواد منرالی از خاک .

3- رقابت بین نبات دایمی ومؤقتی درجذب آب وجود دارد.

4- تبخیر وتعرق (Evapotranspiration) زیاد واقع میشود .

5- پرابلم عملیات زراعتی (Mechanization) پدید میآید .

6- جمع آوری نبات مؤقت باعث تخریب نبات دایمی میگردد.

7- رطوبت نسبتی بلند باعث پخش امراض وآفات میشود .

v   نواقص اقتصادی کشت مضاعف :

1- این سیستم بسیار مغلق وکم فهم است .

2- در بعضی موارد حاصلات پاین دارد .

3- معمولاٌ ضرورت زیاد برای مزدور های دست کار دارد .

4- کمبود اشخاص فنی دارد .

کشت حاصلات منظم (Sequential cropping)

یکی از جمله کشت مضاعف بوده که عبارت از کشت کردن دو یاچند نوع محصولات متوالی درعین مزرعه دریکسال میباشد .این طریقه آنقدر عام نبوده وقابلیت  استعمال ندارد .

میانه کاری واقسام آن (kind of intercropping  )

میانه کاری عبارت از کاشتن دو یا چندین نوع ورایتی های همزمان دریک باغ در فاصله های بین قطارها میباشد.

تحت کتگوری عمومی میانه کاری چهارکتگوری فرعی وجود دارد:

v -میانه کاری مخلوط ((Mixed intercropping: عبارت از کشت کردن دو یا زیاده محصولات در عین وقت بدون جدا ترتیب نمودن قطار ها میباشد .                   

v-میانه کاری قطاری  (Row intercropping):عبارت از کاشتن نباتات مؤقتی درعین وقت  درعین مزرعه بین نبات دایمی یااصلی  درمیان قطارها میباشد .

v-میانه کاری خطی  (Strip intercropping):عبارت از کشت کردن دویا چند نوع نبات درعین وقت به قسم را ه یا خط که اجازه کشت مستقل را بطور پهلو در پهلو بدهد میباشد .

v-میانه کاری  عوضی  (Relay intercropping):عبارت از کشت کردن دو یا زیاده نباتات درعین وقت درجریان یک قسمت دوره حیات بطورمستقل است تشکیل این میانه کاری شاید واقعاً شامل دیگردرختان بطور سیت فرعی از ابتدائی کتگوری اوقات مختلف میباشد .

میانه کاری مخلوط (Mixed Intercropping):

در کشت کردن پهلو در پهلوی محصولات زراعتی نباتات مختلف رقابت سنگینی را در تهیه و جذب فکتورهای نموئی مانند نور ، آب و مواد غذائی متحمل میگردند.پس باید در میانه کاری نباتات اصلی همرای نباتات مؤقتی دررقابت و اثرات منفی بالای نبات اصلی نداشته باشد .از کشت مخلوط در ممالک ذیل توقع بهره برداری بدست آمده است:

v  در مالیزیا بادام زمینی درزیر درختان رابر کشت میگردد.

v  همچنان از کاشتن تنباکو درزیر درختان رابر حاصلات خوبی بدست آورده اند.

v  در هندوستان سایبین زیر درختان وبین قطارهای نیشکر کشت میشود.

v  در یونان حبوبات وباقلی دربین قطار های میوجات زرع میگردد.

v  کشت مخلوط تحت شرایط نامساعد (یخی ها (Frosts)،  جمع شدن کثافات و اذیت گیاهان هرزه(Weeds).مثلاٌ در فلپین نشان داده شده که اگر لوبیای ماشدانه  همرای جواری مخلوط کشت گردد مانع رشد و رو ئیدن گیاهان هرزه  میگردد.

میانه کاری قطاری (Row Intercropping):

چون درین طریقه انواع سبزیجات  یامیوه جات کوتاه مدت در بین قطار های درختان طویل مدت یا نباتات مؤقتی درمیان نباتات دایمی کشت میگردد.بنآٌ اگراز روش میانه کاری قطاری استفاده درست و علمی صورت بگیرد مفاد بیشتر دارد ، ولی در صورت بی اعتنائی وعدم توجه مثلاٌُ کنترول نکردن گیاهان هرزه ، رعایت نکردن کود گذاری درست و آبیاری غیر منظم وغیره نواقص را برای درختان ببار میاورد.

فواید میانه کاری قطاری :

v   استفاده معقول از خالیگاها یا قطارهای بین درختان .

v   بدست آوردن یک مقدار هزینه ودرآمد هنگفتی .

v   کنترول گیاهان هرزه و امراض وآفات  در بین قطار ها .

v   ثابت کردن مواد کمک کننده  (humus) در خاک .

v   کاهش درجه حرارت از محیط درختان در ایام گرمای شدید .

v   نصب نایتروجن در بعضی موارد توسط نباتات لگیومی .

v   تحفظ رطوبت خاک و رطوبت نسبتی .

اهداف میانه کاری:

1.بدست آوردن یکمقدار درآمد وبلند بردن اقتصاد از طریق میانه کاری قبل از اینکه درختان به مرحله ازدحام حاصل دهی برسد.

۲.مقصد مهم دیگر میانه کاری استفاده بهتر از زمین زراعتی وبدست آوردن مواد غذائی برای حیوانات و مصارف انسانها میباشد.

3.استفاده وبهره برداری اعظمی از فاصله های بین قطارهای درختان میباشد.

فاصله بین درختان مربوط فکتور های ذیل است:

v        ورایتی                                (Cultivar)

v        پایه مادری                       (Root stock)

v        عملیات زراعتی           (Mechanization)

v        درختان مؤقتی                      (Filler tree)

v        حاصلخیزی خاک              (Soil fertility)

v        میانه کاری                    (Intercropping)

وسعت میانه کاری در اروپا، افغانستان وسطح جهان

میانه کاری (Intercropping) در اروپا یک عمل عامیانه قبل از ماشینی شدن ، نسلگیری نباتی واستعمال کودهای مصنوعی وآفت کش ها وسیله زیاد تشدیدی شدن آغاز تولیدات زراعتی بود.چون میانه کاری شبدر وعلف ها در چراگاه های زراعت اروپا هنوز هم قابل استفاده است . ومیانه کاری قابل زرع مانند حبوبات ، نباتات لگیومی وتخم های تیلی برای تغذیه حیوانات ومصرف انسانی تا حال عام نیست.ولی بصورت خصوصی در ولایت پیریگورد سرزمین فرانسه میانه کاری نباتات تیلی (Soybean) تحت درختان چارمغز قابل یادآوریست.در افغانستان چون زمین زراعتی کم بدسترس قرار دارد ، بنأ دهاقین ما میخواهند تا از قطه زمین محدود خویش حاصلات گزافی را بدست آورد وآن طور است که در بین قطارهای درختان میوه جات سبزیجاتی را کشت میکنند که دارای ریشه های سطحی وضعیف باشد .البته تا وقتیکه درختان جوان به ازدحام حاصل دهی نرسیده باشد وسایه آن مانع رشد سبزیجات نگردد مفیدیت میانه کاری را نشان میدهد .طوریکه بهترین میانه کاری زیر  درختان میوه جات چون سیب وزردالو کاشتن سبزیجات خصوصاً پیاز است .زیراکه پیاز دارای ریشه سطحی بوده وبادرخت رقابت نموئی نمیکند وهمچنان انواع دیگرسبزیجات از ساحه ریشه های تغذیوی (feeder roots) فاصله داشته باشد .وسیستم آبیاری آن نیز باید از درختان فرق داشته باشد .

سیستم آبیاری میانه کاری

طوریکه باغهای تک کشتی (monoculture) 3 - 2 هفته بعد به آبیاری ضرورت دارد، ولی سبزیجات به  4- 5 روز بعد به آبیاری ضرورت دارد .بدین سبب آبیاری ورطوبت زیاد مانع جذب مواد منرالی از طریق ریشه ، بند شدن مسامات (stomata) یا قطع تنفس ریشه باعث گندیدن ریشه میگردد .پس درباغاتیکه از سیستم میانه کاری استفاده میشود باید سیستم آبیاری  آن نیز مدنظر گرفته شود یعنی جدائی فزیکی (physical separate) را درنظر گرفت .

طرز العمل : به قسم حلقه اطراف درخت (Inline basin system) ساخته شود .وحلقه ها باید هرسال مطابق ریشه های تغذیوی (feeder roots) کلان ساخته شود.بخاطریکه ریشه های سطحی تغذیوی درختان هر سال بزرگ وطویل شده توسط بیل زدن یا قلبه کردن ریشه های آن قطع میشود. وامکان انتقال امراض توسط تماس آب بادرخت از این طریقه جلوگیری میشود .

انتخاب روش احداث باغ برای میانه کاری

چون روش احداث باغ میتواند به اشکال (نقشه ) مربع ، مستطیل و مثلث باشد . بناً روش کشت مربع برای مناطق گرمسیر که تابش آفتاب بیشتر داشته باشد مناسب است .درین روش کشت درختان میوه در هنگام صبح و بعد از ظهربیشترین سایه اندازی را روی همدیگر دارند ، از معایب طرح مربع ، اتلاف فضأ و حذف کار آمد درختان مؤقت است که در طول ردیفها غرس میگردد.

v   طرح مستطیل:

این طرح رضایت بخشتر از طرح مربع بوده واز فاصله بین ردیفهای کشت به منظور کار آمد ترین استفاده از زمین برای درختان مؤقت استفاده می شود. در طرح مستطیل میتوان به باروری زودتر درختان میوه رسید وروش کشت مناسب درمناطق سرد سیر است. در کشت مستطیل درختان دایم از همدیگر فاصله  بیشتری دارند .فاصله درختان در روی ردیفها کمتر از فاصله بین ردیفهای کشت میبا شد.و بین طول مستطیل درختان مؤقت را که زود تر بار میدهند ، درنظر گرفته می شود وبعد از مدتی که ازدحام حاصل دهی واقع میشود درختان مؤقت حذف میگردد.

میانه کاری نهال بین درخت   (Interplanting):

ازجمله میانه کاری قطاری (Row intercropping) میباشد که چند نمونه آن قرار ذیل است : 

v-کاکائو(Cocoa) بین ناریال (Coconut):

کاکائو مواد غذائی را در خاک غنی میسازد ، رطوبت خاک را حفظ میکند و نموی گیاهان هرزه  را سرزنش میکند. کشت تجارتی کاکائو درسال 1970 در هندوستان آغاز گردید. کاکائو یک میوه خوبی برای کارخانه جات چاکلیت سازی بشمارمیرود که میتوان طور هماهنگی با دیگر نباتات کشت گردد. کاکائو به روشنی یا نور آفتاب کم (%50) ضرورت دارد. بنأ باغهای اریکانوت (Arecanut) ونارگیل (Coconut) برای میانه کاری درختان کاکائو موقعیت مناسب میبا شد. درباغهای (Arecanut) درجائیکه فاصله آن 2.7*2.7 مترباشد کاکائو میتواندغرس گردد.وهمچنان میتواند درقطارهای متناوب درفاصله 2.7*5.4 مترغرس گردد. و درباغهای ناریال نیز در بین قطارهای آن به فاصله 2.7*2.7 متر یا به سیستم پشته دبل به فاصله 2.7 متر میانه کاری میگردد.

v-میانه کاری درخت کیله  بین قطارهای درخت ناریال :

میانه کاری درخت کیله دربین قطارهای درختان ناریال (Coconut) درممالک افریقای وهندوستان تطبیق گردیده است. چون درخت کیله نسبت به درخت ناریال قد پخش بوده وبه آفتاب یا روشنی ضرورت زیاد ندارد . زیرا که کیله درحالت نارس (Immature) جمع آوری میشود . اگر کیله دردرخت پخته گردد دروقت جمع آوری  و انتقال به مارکیت %50 یا زیاد تر آن تلف میشود .

v-میانه کاری درخت شفتالو بین قطارهای  درختان سیب :

میانه کاری درخت شفتالو دربین قطارهای درختان سیب درکشورما مروج میباشد . واین طور است که در فاصله های میان دو  درخت که از آن استفاده نشده یا خالیگاه میان درختان توسط غرس نمودن نهالهای شفتالو مستفید ومملومیگردد . واین استفاده بهتر ازمیانه کاری قطاری میباشد .بخاطر درخت شفتالو دارای قد کوتاه بوده ، عمر کم داشته وزود سرحاصل میآید .بناًٌ درختان شفتالو بطور مؤقت دربین درختان سیب غرس میگردد . وهر گاه که حجم درختان سیب بزرگ شده و در موسم ازدحام حاصل دهی برسد و برای درختان شفتالو مزاحمت ببارآورد و درختان شفتالو نیز در اخذ مواد غذائی ،جذب آب وترکیب ضیائی رقابت نماید دراین صورت درختان شفتالو قطع شود . وهمچنان دربین قطارهای درختان زردالو وسیب تاک  انگوربه شکل بته ئی تربیه میشود.واین چنین است که تاک انگور عمر کم داشته و اگر به شکل بته ئی تربیه شود بهتر خواهد بود وجای را نخواهد گرفت وبا  درختان سیب وزردالو رقابت کم خواهد داشت .

:Strip Intercropping

شامل کشت محصولات مضاعف پهلو درپهلوی خط های باریک میباشد . درینجا یک قوه مؤثریت بیولوژیکی در بین خط های باریک ساخته شده است .آن قوه باید با سرحدات بین خط ها عمل کند طوریکه محصولات همجوار از منابع نور ، کود و رطوبت خاک بطور کامل استفاده بتواند . محصولاتیکه ازین منابع در اوقات مختلف موسم مستفید گردند بعضاٌ همسایه خوبی برای نبات همجوار شده می تواند. مثلاٌ جو در ماه جولای جمع آوری میگردد منابع تولیدی زیاد را برای قطارهای نبات همسایه خود می گذارد.این سیستم اکثراٌ در بین دو سرحد  جواری کشت میگردد. چنین سیستم طریقه مغلق بوده  و به اداره و منجمنت دقیق وکنترول ومراقبت جدی ضرورت دارد.

پرابلم میانه کاری  :

دربعضی موارد از اثر استفاده نادرست وغیر علمی نباتات که بین لین ها یا قطارهای درختان کشت میگردد  رقابت های غذائی ونموئی را ببارمی آورد. وعلاوتاَ انتقال امراض وحشرات که ارزش تحفظ درختان را کاهش میدهد بمیان می آید . مثلا درپاکستان علت اصلی کم شدن درختان به طور عموم وتقلیل درختان ستروس بطور خاص از سبب کاشتن زیاد شبدر مصری (berseem ) زیر درختان ستروس میباشد .بخاطریکه محیط مرطوب ریشه درزمستان یک عامل کشنده ومخرب برای درختان ستروس میباشد  .درحالیکه علوفه شبدر مصری به آبیاری هفته وار درهمین موسم ضرورت دارد .بناً آبیاری شبدر مصری  درموسم مرطوب زمستانی باعث انتقال امراض (Root-rot & soil-borne) میگردد. همچنان فرق داشته اوقات دواپاشی باعث پرابلم ومشکلات میگردد .قسمیکه پنبه به سپری (spray) کردن آفت کشها (pesticide) پنج بار در دو ماه از 15 اگست الی 15 اکتوبر ضرورت دارد ، ولی برخلاف درختان ستروس به دواپاشی کم ضرورت دارد .لذا سپری کردن کثیرالوقوع پنبه باعث تخریش پوست وضخمی شدن درختان ستروس میگردد.

کشت و پرورش مرچ تازه

مقدمه:

از آنجای که صحت انسان نیازمند غذاهای مختلف است که بصورت متداوم از آنها استفاده میکند. برای اینکه فعالیتهای بیولوژیکی  بدن انسان به صورت خوب انجام یابد ضرورت به انرژی بوده  که این انرژی از تجزیه مواد غذایی در بدن حاصل میشود. غذای انسان دارای اجزای متعدد است که از آن جمله شحمیات ،پروتین ها وکاربوهایدریت ها میباشد که در پهلوی آن یک مقدار کمی ویتامین ها ومنرالها نیز وجود دارد که برای بدن مفید میباشد.این مقدار مواد ضرورت خود را بدن انسان از میوه جات ، حبوبات، سبزیجات و دیگر غذاهای با کیفت بدست میآورد.بناءً سبزیجات نیز در تغذیه انسان رول بسزای دارد. بصورت عموم از نگاه تخنیکی تمام نباتات سبزی است ولی به صورت خاص سبزیجات به آن نباتات اطلاق میشود که تمام حصص آن قابل خوردن باشد. مرچ نیز یکی از مهمترین سبزیجات بوده که دارای اهمیت غذایی فوق العاده ای میباشد.مرچ به قسم خشک و تازه مورد استفاده قرار میگیرد. این گیاه در آب و هوای گرمسیر و نیمه گرمسیر میروید. مرچ به مقابل هوای سرد و شبنم هیچ مقاومت نکرده و سرعت نموی آن در 11 درجه سانتی گرید بسیار بطی میباشد. معمولاً تخم مرچ را 8-10 هفته قبل از نهالی کردن در زمین در گلخانه بذر مینمایند. در وقت نهالی کردن آن زمین باید گرم بوده و درجه حرارت زمین باید بین 11-29درجه سانتی گرید  باشد.در غیر آن نهال مرچ نمو نکره و در حالت خود باقی میماند. آب هوای افغانستان خصوصاً صفحات شمال کشور برای کاشت مرچ  بسیار خوب مناسب  است  از این لحاظ  در افغانستان  برای دهاقین  یک نبات ارزشمند  به حساب می آید .

تاریخچه پیدایش مرچ:

اصلاً مرچ از مناطق حاره امریکای مرکزی و جنوبی منشأ گرفته است و بعداً به مرور زمان توسط کاشفین نهالی به اروپا انتقال داده شده است.ساحه انتشار اولی آن مکسیکو و گواتیمالا بوده است. تقریباً در نزدیکی قرن هجده بود که مرچ در امریکا معمول گرید. مرچ تند در امریکای لاتین و مرچ شرین در امریکای شمالی مروج میباشد.هر دو نوع مرچ در مناطق مختلف جهان بمشاهده میرسد.شواهد باستان شناسى نشان مى دهد كه انواع مرچ سرخ از ۷۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بخشى از رژیم غذایى ساكنان بومى آمریكا را تشكیل مى داده. عده اى معتقدند كه بومیان آمریكا بین ۲۵۰۰ تا ۳۴۰۰ سال پیش از میلاد این گیاهان را پرورش مى دادند. مرچ سرخ از گذشته هاى دور در طب گیاهى به عنوان داروى ضد نفخ، محرك هاضمه و براى درمان قولنج، اسهال، تنگى نفس، ورم مفاصل و دندان درد و غیره استفاده مى شد. امروزه معمولاً از میوه خوراكى مرچ سرخ براى تهیه انواع آچار با طعم تند، چاتنى و دیگر غذاها استفاده مى شود.بذر مرچ سبز در طی یک دوره طولانی در امریکا افزایش یافته قسمی که از لحاظ سطح زیر کشت هفدهمین و از لحاظ ارزش غذایی شانزدهین گیاه در سال 1977 م بوده است. مرچ سبز را بطور تجارتی در بیشتر از 12 ایالت و برای بازارهای محلی و مصارف خانگی در کل نقاط امریکا کشت مینمایند که سطح کشت ،عملکرد، تولید محصول و ارزش غذایی آن را در سال 1977 م در ایالت متحده امریکا تحقیق نموده اند که در جدول شماره (1) نشان داده شده است.Pimento یک نوع مرچ بوده که در ایالت جورجیا تولید میشود. Paprikas نیز یک نوع مرچ دیگر بوده که بطور کلی در نواحی کوچکی از کالفورنیا و اریزونا کشت شده و مرچ Chili به طور عمده از جنوب کالفورنیا و نیو مکزیکو بدست میآید که در شکل (2) نشان داده شده است.محصول عمده مرچ شرین تازه برای بازار در ناحیه وسیعی کشت میشود که عمدتاً در نیمه شرقی ایالات متحده امریکا میباشد.یک نوع مرچ که رنگ آن سرخ بوده و بنام مرچ سرخ نیز یاد میشود برای بار اول از سوی سرخپوستان (کاراییب) به خارج امریکا انتقال داده شد و از آن زمان به بعد به اروپا و آسیا و دیگر کشور های جهان منتشر گردید. مردم جنوب شرق آسیا ،چین و جنوب ایتالیا و مکزیکو از مرچ سرخ (بصورت خشک) در غذاهای محلی شان بیشتر استفاده مینمایند.

ایالت

فصل برداشت

سطح زیر

کشت(هکتار)

محصول در

فی هکتار(Kg)

کل تولید

(تن)

ارزش در کیلو

(دالر)

فولوریدا

بهار

3159

15665

49468

0.42

نیوجرسی

تابستان

2875

8146

3440

0.34

کارولینای شمالی

خزان

2835

4637

13141

0.24

فولوریدا

زمستان

1944

12532

26383

0.36

کالفورنیا

تابستان

1498

6892

39422

0.57

کنتاکی

تابستان

1215

9524

11568

0.24

تگزاس

تابستان

810

10652

8625

0.15

تگزاس

بهار

810

1025

8118

0.35

میشیکان

تابستان

567

9399

5327

0.31

لوئیزیانا

بهار

526

5639

2993

0.34

نیوجرسی

خزان

445

8772

3907

0.31

اوهایو

تابستان

364

1253

4566

0.42

معرفی مرچ:

مرچ گیاهی است كه در آب و هوای گرمسیر و نیمه گرمسیر می روید. میوه آن در پوششهای غلافی بلند كه به هنگام رسیدن و پخته شدن رنگ سرخ، نارنجی یا زرد به خود می گیرد، می روید. میوه این گیاه به صورت خام، پخته شده، خشک یا در قالب چاشنی پودری در صنایع غذایی و دارویی، مصرف میشود. مزه آن میوه آن تند و تیز بوده و دارای طمع خوش گوار میباشد. مرچ انواع و اقسام مختلف داشته و بعضی از آنها بسیار تند و برخی دیگر آنقدر تند نبوده و کمی شرین میباشد. مرچ در قسمت های استوائی نبات چندین ساله بوده اما در تحت شرایط اقلیم معتدله گرم یک نبات یک ساله محسوب میشود. مرچ اساساً بصورت نبات یک ساله زرع میگردد.

انواع مرچ (Pepper Varieties):

بصورت عموم در تولیدات زراعتی دو نوع مرچ وجود دارد.

1- Capsicum – annuum  (بنام مرچ سرخ):مرچ سرخ یا همان مرچ دلمه اى هیچ نسبتی با مرچ سیاه ندارد و حتى در یک خانواده کاملاً مجزا قرار مى گیرد و این نامگذارى تنها در اثر یك اشتباه صورت گرفته است. هنگامى كه كریستف كلمب ندانسته آمریكا را كشف كرد، گمان مى كرد كه به هند رسیده و این گیاه را نیز به خاطر طعم تند میوه هایش مرچ پنداشت. جنس مرچ سرخ به طور تقریبى ۲۲ نوع وحشى و ۵ نوع اهلى دارد. تمام انواع مرچ سرخ در واقع بومى نیمكره غربى اند اما از آنجا كه تقریباً به هر آب و هوایى مقاوم اند، بسیارى از انوع میوه دار آنها در سرتاسر جهان كشت مى شوند. با این حال در آب و هواى گرم محصول بهتر و خوش عطر و طعم ترى به دست مى آید.مرچ سرخ (Capsicum – annuum   دارای دو نوع بوده که مرچ تند و شرین را تشکیل میدهد. دو ورایتی مشهور مرچ تند عبارت از Klifornia و Plowando میباشد که اکثر مردم جهان روزانه از آن استفاده مینمایند.

2- Capsicum – frutescens  ( مرچ چندین ساله درخت نما):این نوع مرچ را در کشور عزیز ما افغانستان بنام مرچ سیاه نیز یاد مینمایند. مرچ سیاه دارای درخت بوده که همه ساله یک مقدار مرچ به قسم خوشه از آن بدست میاورند. مرچ سیاه را  میده یا آرد کرده و با آن  اکثر غذاها را خوش طمع میسازند.

 

 

ورایتی ها مرچ

 

مصرف

طول فصل رشد( روز)

 

طعم

شکل میوه

طول (cm)

قطر(cm)

Anaheim chili

خشک شده ،کنسروی

80

تند

15-20

3-7

California wonder

خانگی،بازاری،کنسروی

74

شرین

11-12

8-10

Ganape

بازاری

62

شرین

8-7

7-5

Cubanelle

خانگی ، بازاری

62

شرین

15

5

Emerald Giant

بازاری

72

شرین

11-2

9-4

Florida Giant

   بازاری، کنسروی

75

شرین

11-2

8-10

Hungarian Yellow wax

خانگی ، بازاری ، کنسروی

65

تند

15

3-7

Italian E1

بازاری

65

شرین

10

5

Jalapeno M

بازاری ، کنسروی

75

تند

6-2

6.9

Keystone Red . Giant

خانگی، بازاری

75

شرین

10

8-7

Lincoln Belle

خانگی، بازاری

70

شرین

11-2

8-7

Long Red Cayenne

خانگی،کنسروی،بازاری،

خشک شده

70

شرین

11

1.2

Neap  Olitan

بازاری

62

شرین

10

5

Sunnybrook

خانگی ،بازاری

73

شرین

6-2

6.9

Tabasco

کنسروی، خشک شده

95

تند

2-5

1.9

World Beater

خانگی، بازاری

70

شرین

10-11

7-7

Yolo Wonder B

خانگی، بازاری

78

شرین

      10

9.4

Yolo Wonder L

خانگی، بازاری

78

شرین

      10

9.4

 
اهمیت غذائی و دارویی مرچ:

 مرچ به نسبت داشتن ویتامین های A,B,C,E دارای اهمیت بسزایی است. مرچ دارای کراتین و اسید نیکوتین نیز میباشد. در مرچ ویتامین ها نسبت به لیمو و بادنجان رومی بیشتر بوده و مزه تلخ و تند مرچ مربوط به موجودیت ماده است که بنام کپسینشن (Capsaicin) یاد میشود.همچنان مرچ دارای املاح معدنی فراوان است. عناصری مانند کلسیم،سلفر، آهن، سدیم و به خصوص پتاشیم در مرچ سبز به حد وفور وجود دارد.همچنان مرچ دارای پروتین ، چربی، کاربوهایدریت و ترکیبات فایبری میباشد. اضافه تر از 90 فیصد وزن مرچ را آب تشکیل میدهد. از مرچ به عنوان دوا استفاده میشود و آن در درمان روماتیسم ، سوء هاضمه(Dyspepsia) ، ناراحتی ها اعصاب( Neuralgia) ، و بیماری Lumbago تجویز میگردد.برای تهیه ادویه جات از مرچ کاملاً رسیده و پخته شده استفاده مینمایند.میوه مرچ تند به حیث مساله غذاهای گوشتی و همچنان در تولیدات کنسروسازی به مصرف میرسد. از یک نوع مرچ تند و تیزیکه آنرا بنام Capsicum frutescens یاد مینمایند،چتنی ساخته میشود . مرچ را اکثراً خشک کرده و بصورت مساله دیک از آن استفاده نموده و با آن غذاها را خوش طمع میسازند.اکثراً مرچ تند، کوچک ، طویل و لوله ای بوده که این نوع مرچ را بیشتر خشک کرده و بعداً از آن استفاده مینمایند.کپسیشن موجود در مرچ باعث گرم بودن آن میشود . هر چند مرچ گیاه گرم است ، اما کپسیشن موجود در آن سبب کاهش درجه حرارت بدن میشود که یکی از دلایل اصلی تمایل مردم مناطق آب و هوای گرم به مصرف زیاد مرچ محسوب میگردد. این ماده همچنان در بسیاری از خواص دارویی مرچ کمک مینماید. ماده فوق الذکر سیستم قلبی و عروقی را تحریک ، سیستم هاضمه را تقویت و درد های روی  یا مفاصل را تسکین بخشیده و به مثل یک داروی ضد باکتریایی  و ضد عفونی عمل مینماید. مرچ مقدار کلسترول خون را پایین میآورد  که این امر باعث پایین آمدن فشار خون میشود .این گیاه همچنان از انعقاد خون در رگها جلوگیری می کند، این خواص مرچ به وقایه از امراض قلبی مثل آرترواسکلروز (سخت شدن رگها)کمک میکند. مرچ تولید مایعات سیستم هاضمه را تحریک نموده و باعث از بین رفتن بکتریاها میشود. مرچ قدرت هضم را تقویت بخشیده و سبب ازدیاد اشتها میشود. خاصیت ضد عفونی کننده مرچ از اسهال ناشی از عفونت جلوگیری مینماید. از موضوعات که در فوق ذکر شد به این نتیجه میرسیم که مرچ دارای اهمیت غذایی و  طبی(دارویی) فوق العاده ای میباشد.

اهمیت اقتصادی مرچ:

مرچ بر علاوه اهمیت غذایی اهمیت اقتصادی نیز دارد. قابل یاد آوریست که مرچ در صنعت کنسروسازی نیز استفاده میشود که از این لحاظ اهمیت اقتصادی بسزایی دارد. دهاقین میتوانند همه ساله یک مقدار زمین خود را مرچ کاشته و حاصل زحمات کار خود را از طریق فروش مرچ تازه و خشک در مارکیت بدست میآورد. در بخشهای استوائی و نیمه استوائی مرچ شرین نه تنها به منظور استفاده از میوه تازه و کنسروسازی ، بلکه برای صادرات که به صورت تازه و خشک شده به کشور های نیم کره شمالی صادر میگردد ، تربیه میشود. در مناطق که بمنظور تولیدات زرع میگردد انواع ذیل مروج است. کالیفرنیا اوندیر که میوه آن بصورت خام و هم برای تهیه غذاهای مختلف بکار میرود.  تروایرت نوع دیگری از مرچ است که اکثراً در صنعت کنسروسازی استفاده میگردد که این یک نوع تجارت برای بسیاری از کشور های امریکا و کشورهای آسیا و اروپا محسوب میگردد. انواع فوق الذکر در صورت زرع به موقع و مناسب ، اگروتخنیک خوب، حاصل زیاد میدهد.بطور مثال در فی هکتار بیشتر از 10 تن حاصل میدهد. حاصل مرچ شرین تا به 30 -20 تن فی هکتار میرسد. در بعضی حالات حتی تا به 40 تن فی هکتار و مرچ سرخ 10 تن فی هکتار میرسد که این مقدار مرچ تولید شده به مارکیت انتقال یافته و برای مستهلکین میرسد. پس هر قسم تولیدات که در مارکیت جهت فروش فرستاده شود حتماً دارای ارزش اقتصادی میباشد.

خصوصیات بوتانیکی مرچ:

نام علمی یا لاتینی آن Capsicum annuum بوده که در لسان انگلیسی آنرا بنام Pepper و در لسان آلمانی آنرا بنام Paprika و در لسان هسپانوی مرچ را بنام Pimiento یاد مینمایند. مرچ مربوط فامیل Solanaceae میباشد. سیستم ریشه مرچ تاپ روت بوده عمق اوسط آن تا به 100 سانتی متر میرسد. تشکیل میوه و گل در کمتر از 15 درجه سانتی گرید بسیار کم بوده و ضرورت به آب کم داشته و آب زیاد باعث پوسیدن و کندیدن بته آن میشود.وقتیکه ساقه اصلی آن 10-12 برگ تولید کرد به گل میرود و تولید میوه میکند. سپس شاخه های جانبی آن به وجود میآیند که در انتهای آنها گل ها ظاهر می شوند . در بعضی از ارقام آن بته عرضی رشد کرده ، روی زمین پهن میشود. برگها به صورت ساده ، منفرد، بیضوی شکل، و متناوب روی ساقه قرار دارند. اگر بر اثر جابجا شدن بته انتهای ریشه قطع نشود ، ممکن است تا عمق 50 تا 60 سانتی متری در داخل خاک رشد کند .هر گل مرچ دارای 5 گلبرگ پیوسته است که به رنگ سفید یا ارغوانی دیده میشود و حشرات در گرده افشانی آن نقش مهمی را ایفا میکنند. میوه آن بصورت پیوسته بوده که دارای تعداد زیادی تخم است و داخل آن از چندین حفره و یا قسمت تشکیل شده که ممکن است بین 2تا 4 و گاهی تا 5 قسمت متغیر باشد. گاهی اوقات روی یک بته تمام انواع میوه با حفره های مختلف دیده میشود. شکل میوه بسیار متغیر است . بعضی از آنها به صورت کشیده ،نوک تیز ، گرد و کروی، مخروطی و یا استوانه ای مشاهده میگردند. رنگ میوه نارس سبز است ولی وقتیکه پخته شد به رنگ های زرد ، سرخ و یا قهوه ای ظاهر میشود. مرچ یک سبزی یک ساله بوده که اگر هوا مساعد باشد بیش از یک سال عمر میکند و به صورت گیاه دو ساله در میآید. انواع و اقسام مختلفی دارد. گل های آن سفید و یا ارغوانی هستند و شکل میوه آن در انواع مختلف از هم تفاوت داشته و به صورت عموم کشیده نوک تیز، گرد کروی، مخروطی و یا استوانه ای به مشاهده میرسد. رنگ میوه نارس آن سبز بوده ، اما با رسیدن و پخته شدن رنگ آن سرخ یا قهوه ای تبدیل میگردد. انواع و اقسام مختلفی وجود دارد که اکثراً به شکل مخروطی، گیلاسی ، خوشه ای، کشیده و باریک و دلمه ای موجود است. مزه آنها از بسیاری تند و از برخی شرین است.مرچ دارای 2-4 جوف و تعداد زیادی تخم و گوشت میباشد.میوه متشکل از قسمت ، قسمت تولید کننده تخم و تخم میباشد. صرف قسمت گوشتی آن دارای ارزش غذایی میباشد. در مرچ تند این قسمت نازک (تقریباً یک ملی متر) خشک و در مرچ شرین گوشتی ( از 4-10 ملی متر) نرم و آبدار با مقدار کم سلولوز و مقدار زیادی کاربوهایدریت میباشد. مرچ تند بحیث مساله غذاهای گوشتی و همچنان در تولیدات کنسروسازی بمصرف میرسد. مرچ شرین بخاطر میوه تازه آن تربیه میگردد که به صورت تازه و کانسرو به مصرف میرسد. در امریکا نوع مرچ چندین ساله اندومیک که بصورت وحشی میروید خیلی زیاد است ، که میوه آن جمعاوری گردیده و در غذا های روزمره از آن استفاده میگردد.این نوع دارای بته های کوچک بوده میوه به شکل استاده و کمی خمیده بشکل کروی، مخروطی و یا استوانه عریض عز 1.5-2.5 و حتی تا به 5 سانتی متر طویل بوده رنگ آن سرخ ، ارغوانی و یا زرد و خیلی ها تند میباشد.در نقاط مختلف دنیا انواع و اقسام مختلف مرچ و وجود دارد. مثلاً در براعظم امریکا انواع ذیل منتشر میباشد.کالیفرنیا  اوندیر که میوه آن بصورت خام و هم برای تهیه غذاها استفاده میشود. بر علاوه در امریکای مرکزی انواع مرچ محلی مثل اخی چای ،اخی کاچوچا کاپی بلانکا  تربیه میگردد که میوه آن اساساً به قسم مساله دیگ بکار میرود.

آب و هوای مورد ضرورت مرچ:

مرچ از لحاظ احتیاج آب و هوا بسیار مشابه با بادنجان رومی و بادنجان سیاه است. اگر چه مرچ ممکن است درجه حرارت های پائین تری را تحمل نماید. مرچ در آب و هوای نسبتاً گرم جائیکه فصل رشد طولانی و خطر یخبندان کم است ، بهترین رشد را  مینماید. مرچ ظاهراً مقاومتر از بادنجان رومی و بادنجان سیاه میباشد. با وجود این بهترین حاصلدهی مرچ  در زمان  بارنده گی فراوان یا پراگنده و  خوب و حرارت متوسط 20-18 درجه سانتی گراد در زمان تشکیل گل میباشد.در حرارت کمتر از 13 درجه سانتی گراد رشد این بنات قطع میشود. اما حرارت بلند تر از 35 درجه سانتی گراد برای تشکیل میوه آن مساعد نمیباشد. در منفی یک درجه سانتی گراد جوانه های مرچ از بین میرود.

خاک مناسب:

نبات مرچ بمقابل رطوبت اضافی خاک عکس العمل مثبت نشان میدهد. سیستم ریشه های آن به  طوری عمده در طبقات سطحی خاک قرار میگیرد.معمولاً تخم این سبزی را هشت هفته قبل از نهالی کردن به زمین در داخل خانه و یا گلخانه بذر مینمایند. در وقت نهالی کردن ، هوا و زمین باید گرم باشد ، و گر نه نبات نمو نکرده و به حالت خود باقی میماند . خوشبختانه که نموی مرچ متکی به خاک مخصوص نبوده گل رس و خاک ریگی هر کدام برای نموی مرچ مناسب میباشد. مرچ در خاک های مختلف توافق داشته ، ولی خاک های زراعتی با قبله عمیق که عاری از سنگچل و ریگ باشد ، ترجیح میدهد. در مناطق که دوره رشد و نموی کوتاهی دارد بهتر است در خاکهای ریگی زرع گردد.خاک های لوم شنی که رطوبت را تا اندازه ای در خود حفظ کرده بتواند برای کاشت مرچ مناسب است .PH خاک بین 6.5-7.5 برای مرچ مناسب است. ولی در PH کمتر از 5.5-6.5 نیز میتواند بخوبی رشد کند و محصول دهد. مرچ PH کمی اسیدی را بهتر از بادنجان رومی و بادنجان سیاه تحمل میکند.همیشه خاک ریگی برای مرچ گرم بوده و زود رس میباشد. مواد عضوی به شکل کود حیوانی در حدود ده تن در فی جریب به خاک علاوه میگردد. یک نکته جالب دیگر این است که آب برای مرچ مانند دیگر نباتات مضر نمیباشد.

آماده ساختن زمین برای بذر مرچ:

زمینی که در بهار مرچ کاشته میشود باید در اوخر فصل خزان و یا اوایل فصل زمستان سال قبل بطور عمیق قبله گردد. اگر کود سبز یا گیاهان پوششی بکار رفته شده است ، ممکن است در اوایل یا بهار با شخم زدن زیر خاک شوند. در بهار سطح خاک باید بخوبی نرم ساخته شود.(1) عمق قلبه باید 28-30 سانتی متر باشد. اگر کمتر از 28 سانتی متر باشد هم کفایت میکند. ولی اگر 30 سانتی متر قبله شود مفید تر واقع میشود .زمین بعد از این که چندین مرتبه قبله شد  باید هموار گردد و به شکل جویه و پشته ترتیب گردد. قابل یاد آوریست که زمانی زمین قبله گردد که وتر و یا رطوبت کافی داشته باشد . به تعقیب قبله باید بلافاصله جویه ها و پشته ترتیب داده شود . در زمان ترتیب دهی جویه ها و پشته زمین باید کاملاً نم و یا رطوبت داشته باشد.

استعمال کود:

800 – 900 کیلو گرام کود حیوانی برای 350 متر مربع زمین (کرد) کفایت مینماید که در وقت آماده ساختن زمین استعمال میگردد.8 کیلو گرام کود یوریا و 6 کیلو گرام کود DAP برای 350 متر مربع زمین( کرد) کفایت میکند. که یک اندازه معین کود DAP  و نصف همان اندازه کود یوریا را قبل از شاندن نهالی ها و متباقی را بعد از 40 روز شاندن نهالی ها استعمال مینمایند. 42 کیلو گرام کود یوریا و 21 گیلو گرام کود DAP برای یک جریب زمین تعیین شده است. 2 الی 3 تن کود حیوانی در فی جریب حاصلات مرچ را از نگاه کمی و کیفی بلند میبرد. برای تهیه نهالی 56-100 گرام تخم مرچ برای فی جریب محاسبه شده است. حرارت مناسب برای جوانه زدن 24 درجه سانتی گراد در ظرف ده روز میباشد.

طریقه بذر تخم مرچ:

تخم مرچ را در مناطق گرم سیر در ماه دلو و در مناطق سرد سیر در ماه حوت کشت مینمایند. باید خاک سبک ریگی برای آماده ساختن قوریه مرچ آماده شود. 10 گرام تخم مرچ برای یک متر مربع زمین که برای قوریه مرچ در نظر گرفته میشود کفایت مینماید. قابل یاد آوریست که زمین که برای قوریه مرچ آماده مینمایم باید به قدر کافی  نم داشته باشد. در قوریه فاصله بین دو بته مرچ یا تخم مرچ باید یک سانتی متر و تخم باید به عمق یک سانتی متر به خاک نرم و مرطوب پوشانده شود تا از دسترس حشرات و مورچه ها محافظت گردد.نهالی ها بعدا 4-5 هفته زمانی که قد آنها تقریباً به 8 سانتی متر رسید باید از قوریه مرچ به مزرعه و یا کرد های آماده شده برای کشت انتقال داده شود. و همچنان روز های آفتابی پلاستیک از روی قوریه دور ساخته  شود  تا نهالی های  مرچ  از نور آفتاب بهره مند گردند. سه ساعت قبل از کشیدن نهالی ها از قوریه باید به آن آب کافی داده شود تا نهالی ها به آسانی از جایش براید و ریشه های فرعی و اصلی آن تخریب نشود. باید نهالی ها به بسیار دقت و احتیاط کامل از قوریه کنده شده و به مزرع انتقال داده شود و بلافاصله به جای اصلی شان کاشته شود. قبل یاد آوری است که مزرعه را قبل از کشیدن نهالی از قوریه باید به صورت کامل آبیاری نمایم تا رطوبت کافی برای نهالی های که در نظر است کاشته شود مهیا گردد.(12) فاصل بین بته های مرچ باید بین 30 -60 سانتی متر و فاصله بین ردیف یا قطار ها 60-90 سانتی متر باشد.

طریقه کشت مرچ در قوریه و  گلخانه:

کاشت مرچ اصلاً از قوریه  شروع می شود . کاشت مرچ معمولا در اروپا از نیمه ماه اکتبر تا نیمه ماه  نوامبر در قوریه آغاز می شود.یعنی در ماه میزان و عقرب کاشته شده و   پس از ۶۰ روز نهالی ها را به گلخانه اصلی منتقل می کنند و برای یک سال از آن محصول برداشت می نمایند.این زمان کشت می تواند برای مناطق گرم سیر در نظر گرفته شود و در مناطق  سرد سیر از اوائل تیرماه می توان کشت در قوریه را آغاز کرد .البته باید در مناطق جنوبی کشور که هوا گرمتر است محیط مناسب را برای قوریه مهیا نمود.چنانچه مقدار نوردهی و حرارت قوریه مطلوب و درست باشد نهالی پس از ۴۵ روز آماده انتقال به زمین اصلی است ، مشروط به آن که حرارت  محیط قوریه در شب و روز بین ۲۵ تا ۲۶ درجه سانتی گراد باشد و برای جوانه زدن بذر رطوبت در حدود ۸۰ درصد ایجاد گردد. با این شرایط می توان امیدوار بود که بذرها بین ۷ تا۱۰ روز جوانه بزنند در این مرحله مقدار نور برای جوانه ها بین ۱۶ تا ۱۸ ساعت در روز است. وقتی جوانه ها سر از خاک بیرون آورند حرارت محیط را باید بین ۲۳ تا ۲۴ درجه سانتی گراد و رطوبت محل را بین ۶۵ تا ۷۰ درصد تنظیم کرد در صورتی که حرارت بستر هم در حد ۲۱ درجه سانتی گراد باشد یک دوره دو هفته ای را به انتظار می نشینیم. در محل قوریه تراکم بته باید به گونه ای باشد که بر روی یکدیگر سایه ننداخته و از طرف دیگر  با رشد نهالی ها همواره جای بیشتری را برای آنها در نظر گرفت از هفته پنجم حرارت محیط را ۲۴ درجه در روز و ۲۲ درجه در شب تنظیم کرده و حرارت محیط بستر را به ۲۰ درجه سانتی گراد می رسانیم چنانچه مقدار نور از ۱۸ ساعت به ۱۴ ساعت در روز تغییر یابد با توجه به وضعیت اقلیمی پس از گذشت ۲ تا ۴ هفته گیاه جوان به اندازه ۲۰ سانتی متر ارتفاع یافته و ۴ برگ حقیقی بر روی ساقه نمایان می شود.در این حالت نهالی مرچ آماده انتقال به زمین است. فراموش نکنیم که قبل از انتقال نهالی گلخانه از هر حیث مهیا باشد تا به راحتی بتوان شرایط رشد گیاه را مهیا نمود. در اینجا باید تاکید کرد که نباید در انتقال نهالی به زمین اصلی زمان را از دست داد و تاخیر نمود.زیرا این بی توجهی باعث مشکلاتی در طول دوره رشد و باروری ایجاد می کند.از طرفی شرایط محیطی گلخانه باید از نظر نور و حرارت مطلوب و قابل کنترل بوده و فضای قوریه عاری از هر گونه علف های هرزه و آفات و بیماریها باشد تا گیاه جوان بتواند مراحل اولیه رشد خود را در شرایط مساعدی انجام دهد زیرا گیاهی که در وضعیت نامطلوب متولد می شود در ابتدا با مشکلات عمده ای مواجه خواهد شد و در صورتی که این گیاه زنده بماند هرگز نمی تواند یک گیاه سالم و قوی در دوره رشد خود باشد.حال می توان با آرامش خاطر نهالی را با تراکم ۲ بته در متر مربع کشت نمود در این شرایط یعنی پس از انتقال نهالی به گلخانه حرارت بستر بین ۱۸ تا ۲۰ درجه و حرارت فضای گلخانه در شب ۱۹ درجه و در روز ۲۱ درجه سانتی گراد و رطوبت محل بین ۵۵ تا ۶۰ درصد باید باشد با توجه به زمان کشت پس از گذشت ۴ تا ۶ هفته بته دارای شاخه و برگ و گل می شود و ارتفاع آن به ۳۰ سانتی متر می رسد. وقتی بته مرچ به ارتفاع ۳۰ سانتی متری رسید کلیه برگ ها و شاخه های فرعی و گل های آن را تا ارتفاع ۳۰ سانتی متری خشاوه می کنیم و فقط اجازه می دهیم ۲ تا ۳ شاخه فرعی رشد نماید. شایان ذکر است اولین گلی که بر روی شاخه های فرعی رویش کرده است باید حذف شود زیرا با تبدیل این گل به میوه با توجه به اینکه در بین دو شاخه فرعی شکل گرفته و رشد کرده است علاوه بر اینکه به صورت بد شکل در می آید آسیب جدی به خود بته نیز وارد می نماید. به عبارت دیگر به علت رشد میوه و فشاری که به واسطه این باروری به دو یا سه شاخه اولیه وارد می شود اولین گل شاخه های فرعی باید حذف شود. در صورتی که بته مرچ به اندازه کافی رشد کرده باشد اجازه میدهیم گل دوم به میوه تبدیل شود و اگر تمایلی به این کار نداشته باشیم فرصت مناسبی برای رشد بیشتر شاخ و برگ و ریشه بته را فراهم ساخته ایم و از طرف دیگر موقعیت را برای تبدیل گل سوم به میوه مهیا و آماده می کنیم. بدیهی است که بر روی ۲ یا ۳ شاخه مذکور تعدادی شاخه های فرعی رویش می کند که به علت حجم برگ ها می توانیم جوانه انتهایی این شاخه های فرعی را بعد از برگ اول حذف کنیم و یا در صورتی که شاخه فرعی مزاحم شاخه های دیگر شد آن را به طور کلی حذف می کنیم. توجه داشته باشید که حذف شاخه های فرعی و شاخه بری جوانه انتهایی شاخه های فرعی باید به گونه ای باشد که در نهایت میوه های مرچ در پوشش برگ ها قرار گرفته و بدین وسیله از آفتاب سوختگی در امان بماند . خاطر نشان می شویم دهاقین ماهر با توجه به فصل کاشت موقعیت بته و تراکم بته اجازه می دهند بین ۵ تا ۷ گل به میوه تبدیل شود و انتخاب به دو شاخه فرعی یا به عبارتی سه شاخه فرعی تنها بر اساس ارتفاع گلخانه تجربه دهقان و استعداد بته می باشد. بنابراین با داشتن ۲ تا ۳ شاخه فرعی بر روی هر بته جمعاً ۵ تا ۷ گل تبدیل به میوه می شود که با توجه به شکل میوه و مرغوبیت آن در صورت نیاز گل های اضافی را حذف می کنیم تا میوه های مرغوب تری برداشت کنیم این روش تا پایان دوره کشت ادامه خواهد داشت.

بستن بته مرچ:

بته مرچ بر خلاف بته بادرنگ و بادنجان رومی به پایین کشیده نمیشود بلکه بر اساس ارتفاع مفید گلخانه می توان دو تا سه شاخه را انتخاب کرده و به انتهای هریک از شاخه های فرعی نخ بسته و آنها را مانند شاخه های اصلی به دور نخ ها پیچید زیرا در پایان دوره گیاه در صورت سلامتی به اندازه ارتفاع مفید گلخانه رشد می کند. بد شکلی میوه زمانی صورت می گیرد که بعد از رویش گل٫ حرارت برای مدت طولانی مناسب گیاه نبوده و در حد ۱۴ درجه سانتی گراد بوده است.لازم به ذکر است در ماه های سرد زمستان نیز این مشکل برای گیاه بوجود می آید البته این عارضه علت دیگری هم دارد و آن وجود حشرات مضر بر روی گیاه است.این حشرات معمولا شیره گیاه را مکیده و باعث بد شکلی میوه آن میشوند در صورتی که رطوبت گلخانه به ۸۵ درصد برسد و یا در مواقع شب هوای گلخانه سرد و اطراف آن گرم باشد و یا اینکه آبیاری در طول روز دیر شروع شود میوه بته مرچ ضخیم و در نهایت دو قسمت می شود.زمانی که میوه در اندازه مناسب است ولی تغییر رنگ نمی دهد درجه حرارت متوسط در شبانه روز کم است بهتر است حداقل نیم درجه ،درجه حرارت متوسط را افزایش داد.

آبیاری مرچ:

مزرعه ( کرد مرچ) باید بطور منظم در طول فصل نمویی 14-16 مرتبه طبق ضرورت آبیاری گردد. (12) در مناطق که بارنده گی کافی وجود ندارد ولی مرچ در آن ساحه کاشته میشود ، آبیاری مناسب جهت دسترسی نبات مرچ به آن ضرورت است. تعداد دفعات آبیاری باید به مقدار کافی باشد تا یک مقدار رشد متداوم را تأمین کند. نهالی ها در وسط پشته شانده میشود و بعداً آبیاری در جویه ها صورت میگیرد که البته مقدار آن خیلی زیاد نمیباشد. دومین آبیاری در روز دوازدهم بعد از آبیاری اول صورت میگیرد تا سیستم ریشه بهتر و عمیق تر انکشاف نماید. در شروع شگوفه مرچ آبیاری کمتر صورت گرفته و در وقت شگوفه مکمل آبیاری قطع میگردد، تا این که شرایط برای انتقال از نمو به باروری مساعد گردد، در شروع پیدا شدن تخمدان میوه آبیاری از سر گرفته میشود و بعد از هر جمع آوری حاصل آبیاری صورت میگیرد.(5) نورم آبیاری در آغاز مرحله نموئی 250 تا 300 متر مکعب فی هکتار و در مرحله تشکیل شدن میوه 400 تا 500 متر مکعب فی هکتار تعیین گردیده است. زرع نبات مرچ بدون نهالی هم امکان پذیر است تعداد آبیاری آن در مرحله نموئی اولی 1-2 مرتبه بیشتر میباشد. 

خشاوه مرچ:

جهت محو نمودن گیاهان هرزه عملیات زراعتی در بین قطار ها به عمق 2.5-5 سانتی متر صورت میگیرد.کرد مرچ را باید 2 -3 مرتبه خشاوه نموده و تمام گیاهان هرزه آن از بین ببریم.

امراض و آفات مرچ:

به ارتباط امراض ، آفات و حشرات نبات مذکور لازم تذکر بدهیم که مرچ افغانستان به امراض و حشرات بسیار کم مبتلا میگردد. اما در ممالک دیگر اکثر امراض و حشراتیکه بالای بادنجان رومی و بادنجان سیاه تأثیر می اندازد ،بالای مرچ نیز حمله ور میگردد. بته نوجوان و نو کشت شده اگر در سطح زمین باشد از این خطر کاسته میشود. همچنان مشکلات دیگری از قبیل مرض پوسیده گی انجام میوه که بادنجان رومی به آن مبتلا میشود مرچ نیز به آن مبتلا میشود.از امراض مهم مرچ میتوان از شته ها ، ترپس، کرم شب پره زمستانی، ککهای گیاهی( Flea beetles) و انواع مختلف نیماتود ها مانند Root-Knot-nematode نام برد. آنترکنوز (Anthracnose) ، پژمرده گی باکتریایی که بنام ( Bacterial Wilt) نیز یاد میشود، لکه برگی، پوسیده گی میوه(Fruit rot)،سفیدک حقیقی ( Powdery mildew) ، بیماری بته مری مرچ  که بنام (Phytophthora capsici Leonian) یاد میشود، و انواع بیماری های ویروسی نیز از جمله امراض مهم مرچ میباشد که بالای مرچ حمله نموده و سبب کاهش کمیت و کیفیت مرچ شده و حاصل مرچ را کاهش میدهد.

بعضی از آفات مهم مرچ قرار ذیل است.

1- جدا شدن میوه از بته قبل از رسیدن کامل:این عارضه ممکن است در اول دوره اتفاق بیافتد و علت آن مربوط می شود به برگ های اولیه که هنوز کوچک هستند و نمی توانند به مقدار کافی مواد لازم را تولید کنند با افزایش برگ می توان این نقص را برطرف کرد.       
2- تغییر رنگ میوه در حالیکه اندازه میوه کوچک است:
علت این مشکل یا بخاطر تعداد بیش از حد میوه بر روی شاخه ها است و یا اینکه فاصله گره ها کم و برگ ها کوچک است.برای رفع این نارسایی بهتر است درجه حرارت متوسط گلخانه را ۱ تا ۲ درجه افزایش داده و گیاه را وادار به رشد و رویش بیشتری بنماییم. به طور معمول فاصله بین گره ها باید حدود ۶ تا ۷ سانتی متر با شد و شرایط گرم گلخانه نیز می تواند باعث ریز شدن میوه ها گردد.در صورتی که انتهای میوه فاسد و یا پوسیده شود کمبود کلسیم علت اساسی آن می باشد و از آنجا که مقدار نیاز مرچ به کلسیم زیاد بوده و کمبود آن مشکلات زیادی را برای تولید محصول فراوان و مرغوب ایجاد می کند می توان از نوعی کود کامل که دارای ۵.۲۲ فیصد کلسیم می باشد و با نام کال ماکس عرضه میگردد، استفاده نمود با اضافه کردن این ماده به رژیم غذایی گیاه می توان این عارضه را بر طرف کرد.

3- آفتاب سوختگی مرچ: آفتاب سوختگی هم یکی از عوارضی است که به اثر تابش بیش از حد آفتاب بر روی میوه بر می گردد. برای اینکه مرچ دچار این مشکلات نشود شما می توانید با پوشش برگ ها بر روی میوه از شدت تابش نور آفتاب بر روی میوه جلوگیری کنید و بالاخره آسیب های  که بوسیله گنجشک ها بوجود می آید. مرچ های رنگی در طول زمان رشد خود دچار دگرگونی هایی می شود که لازم است گلخانه داران عزیز در این مورد هم اطلاعاتی داشته باشند مثلا واریتی های  بیانگا که به رنگ سرخ کم رنگ مشهور است در ابتدا به همین رنگ است و سپس به رنگ سرخ کامل در می آید و واریتی های  زرو(یک نوع مرچ است ) ابتدا به رنگ بنفش است و چنانچه چیده نشوند به رنگ سرخ تبدیل می شود. در حقیقت به خاطر زودرسی این دو واریتی و تقاضای بیشتر مرچ های سبز در بازار برای شروع عرضه در بازار می توان از این دو واریتی استفاده کرد. شایان ذکر است که واریتی های دیگر مرچ های سرخ در ابتدا سبز هستند و رفته رفته به رنگ های زرد ٫ نارنجی ٫ سرخ  تبدیل می گردد.

محصولات زنبور عسل

مقدمه :

زنبورد ار ی یکی ازبخش ها ی با ارزش مهم زراعت درکشورما است که د ربلند برد ن وضع اقتصا دی فامیل هاوصحت مردم ماوزیا ت شدن حا صلات نبا تی تا ثیرونقش اساسی دارد.هم چنان برای دریا فت شغل وکار اهمیت دارد.ودرزمان های  قدیم زنبور عسل تنها به منظور استحصال عسل تربیه میشد مگرامروز زنبورداری شکل دیگررا به خود گرفته که موضوع تولید فراموش شده پرورش دهنده گان زنبورعسل توجه خودرا به سوی دیگرمحصولات زنبورداری جلب نموده که نسبت به تولید  عسل زیاترداردبه منظور این که مامحصولات زنبورعسل رابه صورت درست بفهمم باید نکات ذیل رابدانم عسل چیست یعنی ازکدام مواد به دست میا ید کدام زنبورعسل رامیسازند کدام مواد بالایی عطروطعم عسل تاثیردارند رنگ عسل توسط چی معلوم میشود کیفت عسل موجودیت آ ب درعسل به معنی انیکه هراندازه ا ب آ ن کم باشد کیفیت آن خوب میبا شد اجزای عسل زنبور عسل چند نوع محصولات راتولید میکند که محصولات ان عیبارت ازمحصول خارج کندوداخل کندو میباشد عسل هم غذا ا ست وهم دوا عسل بسیار لذ یذ است ولذت ان ازسبب موجودیت ویتامین ها نیزمیباشد .

تاریخچه :

بدون شک در ابتدا عسل باعث شده است که توجه انسان به سمت زنبور عسل جلب شود  قدیمی ترین اثر تاریخی که به برداشت عسل توسط انسان تعبیر شده است مربوط به هفت هزار سال قبل از میلاد است که در اسپانیا مشاهده میشود. این اثر شامل قیافه حک شده یک انسان بر سنگ است که زینه را برای رسیدن به محلی کلنی به کاربرده و ظرفی برای قراردادن شان های پر از عسل به کمر دارد . در حالی که زنبور عسل کارگر در اطراف سر او به پرواز در آمده. یک اثر نقاشی که از آفریقا بدست آمده و نشان میدهد که فردی همان عمل را انجام می دهد ، با این تفاوت که او برای دور کردن زنبور از دود استفاده می کند. باستان شناسها حکایت میکنند که. عده ای در برداشت عسل از وسایل دود کننده استفاده میکرده اند و عده ای برای برداشت عسل از لانه هایی که در صخره های تیز و مرتفع سنگی و در دره های عمیق قرار گرفته اند جان خود را به خطر انداخته اند. به نظر می رسد که این نشانه گذاری بیانگر این مطلب بوده است که این صخرها مالکیت عام نداشته و همه نمی توانستند از آن استفاده کنند .عسل در زندگی روحانی ، اجتماعی و اقتصادی مصریان باستان نقش مهمی بازی میکرده است . از حکاکیهای بجا مانده در پرستشگاه ها و دخمه های مردگان چنین بر می آید که عسل در آن روزگار اهمیت ملی زیاد داشته است ، در کتاب  ها به اهمیت دارویی عسل اشاره شده است و در بیشتر داروها مقداری شیر و عسل به کار میرفته است ، مصریان قدیم از نوعی کوشاب (غذا) که از جو ، عسل و گندم تهیه میشده به مقدار زیاد استفاده می کردند ، زیرا الکل در دسترس آنها نبود . کتاب مذهبی یهودیان از سرزمین موعود چنین یاد می کند که در آن نهرهایی از عسل و شیر جاری است . در کتاب انجیل مسیحیان از عسل به عنوان مظهر فراوانی و نعمت یاد شده و در طومار بحرالمیت نیز از عسل نام برده شده ولی از زنبور داری اثری نیست .در یونان باستان نیز عسل یکی از هدایای گرانبهای طبیعت انگاشته میشد . آنها تصور می کردند عسل یکی از اجزای مهم این خوراک بهشتی است.

عـــــــسل :

عسل عبارت ازماده شیرین ومعطری است که بوسیله زنبورعسل ازکاسه گل هاویاازدیگرقسمت های نباتات جمع آوری میشود. به عباره دیگرعسل عبارت ازشیره گل ها که زنبور عسل توسط خرطوم کوچک خودآن را مکیده وازراه دهن به کیسه بسیارکوچک موسوم به کیسه عسلی وارد میکند وقتی میزان عصاره جمع آوری شده به حدود40 ملی گرام رسید گل هارا رها کرده وبه سمت کندو پروازمیکند جالب اینکه برای تهیه یک کیلو عسل زنبور باید عصاره20 میلون گل را جمع وبه کندو حمل کند. عسل عبارت ازیک غذای مکمل میباشد که دارای مواد ضروری اولیه میباشد که نظر به فصل سال مقدار ورطوبت آب وهوا و شیره گل ها تفاوت نشان میدهد.مقدار قند وشیره گلها به نسبت نباتات، زمین که نبات در آن روئیده محل وساحات  مختلف متفاوت است. عسل که درفصل اول سال بدست میآید یک غذای مکمل میباشدوعسل، دروسط وآخرسال بدست می آید دارای کیفیت کمتر میباشد.

عسل ازچه چیزساخته شده :

عسل عبارت ازمخلوط شکرها بوده که ذیاد تر آن گلوکوز وفرکتوز میباشد . برعلاوه آب (عموماً17ـ20 فیصد) عسل دارای مقدارکمی مواد دیگربشمول مواد معدنی ویتامین ها ،پروتین وامینواسید ها نیزمیباشد . بسیارکم لیکن جزمهم بسیاری از انواع عسل راگردیده تشکیل میدهد گرده درکندوانتقال یافته ودرداخل کندوکاملاً جدا ازشیره ذخیره میشود لیکن بهرصورت چند دانه گرده را ه خودرا درداخل شیره بازکرده عافیت درعسل مخلوط میشود گرده را میتواند در عسل زریعه مایکروسکوپ تشخیص نموده واین تشخیص یک رهنما برای شناخت نوع نباتی که زنبورها فعالیت مینمایند میباشد .

جنس عسل

جنس عسل  هم بسته بطرز مواظبت ونگهداری زنبور وگلها ی منطقه  متفاوت است .عسل که ازگلهای آقابی ، شبدرسفید وسپرس به دست میایدخیلی زیاد ولی نسبتاً کم عطر است زود رس و کم دانه  میباشد عسل که ازگلهای کوهستانی بدست میآید مانند اسطور خودرس سویز وغیره خیلی معطر ولطیف است.

ساختن چند دوا خانگی ساده و مؤثر:

1_ برای درمان گلودرد، میتوان آن را با چای و لیموترش مخلوط کرد و نوشید.

2_ یک قاشق غذاخوری عسل را با سفیده یک تخم مرغ و یک قاشق چایخوری گلیسیرین و یک چهارم گلاس آرد مخلوط کنید و از ملحم به دست آمده به جهت جلوگیری از چین و چروک صورت بمدت ۱۵ دقیقه استفاده کنید و سپس پوست خود را با آب گرم بشوئید.

3_ دو قاشق غذاخوری را با ۲ قاشق چایخوری شیر مخلوط کرده، بر روی پوست بمالید، مرطوب کننده خوبی است.

4_ برای جلوگیری از خشکی پوست دست، آرنج و پاشنه پا هم یک قاشق چایخوری عسل را با یک قاشق چایخوری روغن زیتون و یک دوم قاشق چایخوری آب لیمو ترکیب کنید و ۱۵ دقیقه بر روی محل مورد نظر قرار دهید. نتیجه را بزودی خواهید دید.

5_ برای درخشندگی مو نیز یک قاشق چایخوری عسل را در ۴ گیلاس آب گرم حل کنید و بر روی مو بمالید، اگر رنگ موهایتان روشن است، آب یک لیموترش را هم اضافه کنید. نتیجه خوبی خواهد داشت.

6_حتی میتوانید از آن به عنوان دهان شویه هم استفاده کنید: یک قاشق عسل را با یک گلیلاس آب گرم ترکیب کنید و دهان خود را با آن بشوئید.

7_چند سالی است که دانشمندان تحقیقات زیادی بر روی خواص این ماده داشته اند و معتقدند سایر خواص این ماده اسرارآمیز بر آنان پوشیده است که در آینده روشن خواهد شد. بد نیست بر روی تأثیر مثبتی که دوست جوان ما در مبارزه با آلودگی هوا از این ماده مغذی دیده است هم تحقیقاتی انجام شود.

ترکیب کیمیاوی عسل  :

عسل ماده نهایت مغلق وفوق ا لعاده مغذی وشفابخش است، به اثبات رسیده که هر قطره عسل بیشتر از70نوع مواد مختلف مورد ضرورت عضویت را احتوا مینماید عسل به ذات خود تقریباً گلوکوز وفرکتوزخالص میباشد. علاوه برگلوکوزوفرکتوزفرمنتهای بسیارمفید برای عضویت ازقبیل پراوکسیدازو لیپازدرترکیب کیمیاوی عسل شامل میاشد. درعسل بالخاصه درعسل گندم سیاه  Polyfelloron)و(Polygonaceae) املاح منگنیز،سلیکان،المونیم، کرومیم،لیتیم،مس،نیکل، قلعی،تیتانیم وجست که برای عضویت ضروری میباشد، موجوداست . Oxalic acid و C itric acid ,.Di oxysuccinic acid ,.Malic acidعسل سرشار از که اسید های عضوی است برعلاوه ازین درعسل پروتینها،امینواسیدها،هورمونها وانتیبیوتیکها وجود دارد. ترکیب کیمیاوی عسل بسیار پیچیده است وعسل که منشآگیاهی دارند ترکیب آنها نیز فرق میکند که4/3 حصه وزن آنرا کاربوهایدریت تشکیل میدهدوبقیه آن عبارت ازپروتین،املاح معدنی ،عناصرمعطر، انزایم ها،ویتامینها ومقدار کمی آب میباشد. تااکنون 20نوع قنددرعسل شناسایی شده اند.که قنداصلی عسل راقند های ساده onosaccharide  Mتشکیل میدهدمانند گلو کوزوفرکتوز  و Glucose که به ترتیب40% و34% عسل راتشکیل میدهد علاوه برین درترکیب  کیمیاوی عسل پولی سکراید ها که ازچندقندساده تشکیل شده میباشد.((poly saccharaides مانندMaltose, sachroseوLactoseکه تاحدود1-2%عسل راتشکیل میدهد. که درا ثر انزائم بنام انورتازInvertase که مهمترین انزایم موجود در عسل است به کلوکوز ولوالوز تبدیل میشود.

جدول قندهای موجوددرعسل

نوع قند

فورمول کلی

اسم

مونوسکراید ها

C6H1206

گلوکوز.فرکتوز. گالکتوز

دی سکاریدها

C12H22011

سکروز. مالتوز. مونوز

ترای سکرایدها

C18H32016

مازیتوز. رافیتوز

مواد معد نی:

مواد معدنی در عسل بطور اوسط 17% است که این مقدار از یک الی دو فیصد در تغیر مباشد وبیشترین مواد معدنی موجود درعسل پوتاشیم ،کلسیم ،فاسفورس ، سودیم ، منگنیز ،سیلیکان ،المونیوم ،کرومیم ،مس ،لتیم ،نکل آهن وغیره مباشد .

انزایم ها:

انزایم های موجود در عسل عبارت اند از .

1- انورتاز: Invertase این انزایم از غده لعابیه زنبور ترشح وسکروز موجود در عسل را به گلوکوز وفرکتوز تبدیل مینما ید.

2 - الفا وبیتا امیلاز :- منشه وعمل این انزایم مشخص نیست ولی عقیده بر این است که این انزایم توسط زنبور عسل تهیه میشود .

3گلوکوزاوکسیداز:- این انزایم ازغده شیری ترشح وباعث اکسید شد ن گلوکوزوتبدیل آن به گلوکونیک اسید می شود .

4- انزایمهای دیگر :- مانند فوسفتاز وInhibine درعسل وجوددارند.  Inhibine خاصیت باکتری کشی دارد که ازرشد باکتریادرعسل جلوگیری میکند.

ویتامین ها:

درعسل ویتامین های  B1  B2, ,B3,  B5, B6و C می باشد.عسل نه تنها مواد مغذی عالی می باشد بلکه دواهم است زود بخون جذب میشود  واز ایجاد عفونیت درحجره معده وروده جلوگیری می کند عسل دارائی عناصراست که برای ترکیت خون جدید لازم میباشد چون ممکن است درتولید خواب اثرزیادی دارد وبرائی افرادیک ازبی خوابی دررنج وعذاب هستند به منزله اکسیر کیمیاوی است وبرای زنان حامله بسیار مفید است .چنانکه  اگرزنان حامله روز دوقاشق چای خوری عسل بخورند بچه های شان دارائی یک شبکه اعصاب بسیارقوی خواهد بود .آزمایش هانشان داده که بعد ازمصرف عسل به میزان کلسیم خون افزوده میشود .

جمع آوری عسل :

کیفیت عسل تولید شده مربوط به چندین فکتور می گردد ، انواع نباتی که زنبور بالای آن فعالیت می نماید هم دراین مواد دست کم شمرده نمی شود ، وقتکه حجرات ازعسل پرشده زنبورهای کارگر آن را میپوشانند حجره سرپوشیده عسل 20% یا کمتر از آن داشته و بنام عسل رسیده یاد میشود ، اگرآب عسل بسیار زیاد باشد عسل تخمرمی نماید .  

عسل هم غذا وهم دوا :

عسل یکی از بهترین تحفه و از جمله نعمت خداوندج  بوده که در طبیعت توسط زنبور عسل برای استفاده انسانها بوجورد میآید ، لذیذ و مقوی اساسآ شعاع افتاب و عصاره گیاهان و نباتات تولید می گردد ، عسل دا رای مواد معدنی ویتامین های مختلف می باشد ، ویتامینها به غذا لذت می افزاید از جانب دیگر عسل دارو است ، دانشمندان جهان هزاران سال قبل مسًله نیروی علاج بخش عسل را کشف گردانیده واظهار داشتند که عسل غذای نیرو بخش صرف خستگیهای انسان ها رامرفوع  می  سازد، همچنان خوردن آن اشتهای شخص را مکمل می سازد و قوت هاضمه را زیاد می نماید ناگفته نماند که اعصاب و حافظه انسان را ترمیم نموده و برای علاج سرفه مفید است ،  برای توبرکلوز سود مند تمام میشود ، طبیبان قدیم عسل را مشابه یک داروی موئثر مورد استفاده قرار میداد طبیبان عصر نیز این واقیعت را تاًید کرده زیراعسل هاضمه انسانرا کمک و یاری می رساند ، فعالیتهای تیزاب معده را منظم می سازد .

زنبورعسل  د ونوع محصول راتولید مینماید :

 اول آن عده ازمحصولات که زنبور به جستجوی شان به خارج از کندو پرواز کرده وپس از جمع کردن با خودبه کندومیآورد  دوم محصولات خارج ازکندومیباشد که عبارت است ازعسل ,موم ,گرده گل وزهر. هستند که زنبور آنها را داخل بدن بوسیله غده تولید نموده محصولات داخل کندو است

محصولات خارج ازکندو :

محصول های هستند که زنبورعسل همه با موا د ا ولیه ا ش ازخارج به کندو میاوردعبارت اندازعسل زنبورازشهد گیاهان مختلف درست میکنند شهد به وسیله غده یا غده های مخصوص که معمولآ درپائین گل هامیباشد تولید وترشح میگردد این شهد ازروی گلهاجمع آری گریده در داخل کیسه مخصوص دربدنش قرار داردبرای جمع آ وری وذخیره شهد درست شده بطورموقت انبارمیکند وقتیکه کیسه به حدود 40 میلی گرام رسیده گلها را رها میکند وراهی کندو رادرپیش میگرددرطول راه مقدارانورتز  (Inverts) که درجدار همین کیسه تهیه میشود اضافه میناید برعلاوه مقدار ازآب آن در جدار کیسه عسلی جذب بدنش نموده وقتیکه داخل کندوشده انرا به همان حال نارس داخل سلول ها میکند انها دوباره داخل کیسه ذخیره بورده  انور تیزروی انها اضا فه نموده وآبش را جذ ب مینما ید تا شهد کاملاً غلیظ شده ومقدا ر آبش تا17-18 % پا ئین بیا ید چنین شهد غلیظ را عسل رسیده می نامند زنبور ها هم بیش از پر کردن سلول های شان با چنین عسل غلیظ معمولآسر شان را با موم می پوشا ند.

گرده گل :

گرده گل در ترکیبات آن از لحاظ کیمیاوی به مقدار زیاد مواد پروتین و چربی وجود دارد ، و این مواد همان چیزهای است که زنبور برای ساختمان درست بدن نوزاد  خودمیدهد در گرده ویتامین  A ,B1,B6,C,D,E به اندازه کافی وجود دارد . اندازه گرده گل از کوچکترین آن (Myosotis ) یک هزارم میلیمتر تا بزرگترین آن گرده گل کدودودهم میلیمتربا رنگهای متنوع از زردکم رنگ تا قرمز و قهوه ای کاملاً متنوع است.
در کنار عسل و عسلک، گرده گل(عنصر پرزینگی گل) مهمترین غذایی است که زنبور عسل برای زیستن و رشد بدان نیاز دارد و آن را از روی گلهای گیاهان جمع آوری و به کندو آورده و صرف تغذیه لاروها می نماید. بدون گرده لاروها و زنبورها قادر به ادامه حیات نیستند، البته موادی وجود دارند که در مواقع ضروری برای مدت کوتاهی می توانند تا اندازه ای جانشین گرده گل شود و کمبودش را نسبتا جبران نماید ولی جانشینی دائمی مشکل و غیرممکن است. برای تشخیص دقیق نوع گل و منطقه ای که عسل از آن تهیه شده است ، اقدام به تجزیه گرده گل میکنند که هیچگونه احتمال اشتباه در آن نیست از این طریق ، میتوان ارزش عسلهای موجود در بازار را تشخیص داد و آنهایی که می خواهند عسلهایی را به جای نوع دیگر معرفی کنند ، نا اُمید کرد تنها با دیدن خواص فیزیکی ظاهری عسل ( شکل ظاهری ، طعم ، رنگ و عطر ) نمی توان با اطمینان کیفیت آنرا مورد تائید قرار داد و تنها روش بدون خطا برای ارائه کارت هویت برای یک عسل، همان تجزیه گرده گل است، زیرا عسل دارای تعداد بی شماری گرده بوده ( تنها در یک کیلوگرم عسل ، چند میلیون گرده گل یافت می شود که معمولاً از دید چشم غیر مسلح پوشیده است 

گرده گیاه  زنبور عسل :

گرده گیاهی یا گرده زنبورعسل توسط گیاه نر یا اندام نریک گیاه تولید میشود .درحال که گرده زنبوعسل گرده گیاهی تغیرماهیت یافته توسط زنبورعسل است . اجزای بسیازریزی میکروسکوپی هستند که به عنوان عناصر بارورکننده نر دربسیار گیاهان گلدارتولید میشود . گرده بسیار ازگیاهان به ویژه گرده های سبک که توسط باد حمل میشوند airborne) pollens)عامل ایجاد حساسیت دربرخی انسان هاهستند. طول مدت زنده ماندن دانه گرده 3 تا 4 ساعت وگاهی تاچند روز است .چنان چه دانه گرده زنده توسط عوامل منتقل کننده آن روی کلاله گیاه مناسب قرارگیرد ، باجذب آب متورم میشود وله گرده را ایجاد میکند . هسته گرده ازطریق لوله های گرده وارد تخمک موجود درکلاله گیاه شده والقاح انجام میشود ونتیجه این القاح ایجاد دانه یابذرگیاه است که این بذر به نوبه خود وقتی در شرایط مناسب قرار گیرد ازآن یک گیاه جدید میروید. گرده های کوچک باقطر 20 تا50 میکرون به علت سبکی وزن توسط باد قابل حمل هستند، درحالی که گرده های بزرگترکه سنگین ترند ویا گرده های کوچکتر از20 تا 50 میکرون توسط حشرات به خصوص زنبورعسل به گیاهان ماده یاعضوماده گیاهان منتقل میشود. رطوبت گرده گیاهان برحسب رطوبت محیط از9 تا36 درصد است ورطوبت اوسط آن 19% است. پروتین خام گرده 9 تا 37 درصد وبطور اوسط 22% محتوای مواد معدنی گرده 1تا7 درصد وبه طوراوسط 7/2 % چربی خام دانه گرده 1تا4 درصد وبه طوراوسط 7/4 ونشائسته گرده 1/0 تا10 درصد وبه طور متوسط است . کاربوها یدرات های گرده تازه که به طور عمده شامل سکروزر،فروکتوز،کلوکوز(دسکروز) گلاکتوز،مانوز،گزیکوزنشایسته وغیره است . به طوراوسط 31 % وزن گرده تازه راتشکیل میدهد.

گرده درمانی :

خواص غذایی ، دوایی ودرمانی گرده:

تعاریف فراوان ازخواص شگفته انگیز گرده برای مصرف درتغذیه انسان شده است بیشک گرده باداشتن پروتین بالا ومقادیر ازمواد معدنی، ویتامین هاوچربی ها، یک ماده مغذی است وهمان طور که به همراه شهد تنها غذاهای زنبوران عسل راتشکیل میدهد . میتواند به عنوان یک ماده مغذی درتغذیه انسان وحیوانات نیزمطرح باشد. امابرخی ازنوشتها هاحاکی ازخواص خارق العاده گرده درتغذیه انسان است که قطعاً این خواص ازتباطی بامواد غذایی معمولی موجود درگرده ندارد، زیرا این مواد درتغذیه انسان است که قطعاً این خواص ارتباطی بامواد غذای معمولی موجود درگرده ندارد زیرا این مواد درغذاهای دیگرنیزبه مقدار کم وبیش یافت میشود بنابراین باید مواد خاصی درگرده موجود داشته باشد که بتواند سبب اثرات شگفت انگیزیی چون دادن نیرو جوانی ،افزایش قدرت جنسی درمرداوغیره شود .مصرف گرده درتغذیه انسان ، فقط به مقدار یک قاشق چایخوری به همراه عسل درچهار نوبت ازشبانه روز توصیه شده است . امادرمورد خواص خارق العاده گرده ومواد چون خاویار وغیره شاید بتواند به شرح ذیل چنین خواص راتشریح واحتمالاً توجیح کرد.گرده دارای تمامی مواد وعناصر غذایی پرمصرف وکم مصرف دربدن انسان است . مواد چون امینواسید ضروری ، موادمعدنی پرمصرف وکم مصرف دربدن ،ویتامین ها واسید های چرب ضروری ، همه به مقادیر زیاد یامتوسط درگرده یافت میشود . بسیار ازمردم چنان تغذیه میکنند که علی رغم خوردن غذاهای مقوی ، همواره کمبود برخی عناصر معدنی وبه مخصوص ویتامین ها ازجمله ویتامین E رادارد. ازآن جا که کامل غذاها دربدن انسان وحیوانات مستلزم وجود تمامی عناصرو موارد نیاز به مقدار کافی است وکمبود برخی مواد موجب کاهش بازده مصرف سایر مواد غذای میشود مصرف گرده به عنوان مکمل غذایی میتواند این کمبودها را برطرف کند وباعث بالا بردن متابولیسم مواد غذایی دربدن شود. به همین جهت ملاحظه میشود که بامصرف گرده یاخاویار که حاوی ویتامین های A وE فراوان هستند، شخصی احساس افزایش قدرت بدنی وقدرت جنسی میکند. این توجیح ازنظریک متخصص وتغذیه کاملاً قابل قبول است . به همین ترتیب ، چنانچه ویتامین های EوA وعناصر معدنی کم نیازوامینواسید های ضروری ازهرمنبع غذایی یامکمل به انسان برسد هرنوع کمبود این مواد مرتفع میشود وسوخت ساز سایرمواد نیزبه خوبی وبازده بالاانجام میشود ومشابه اثراب مصرف گرده یا خاویار را شخص احساس کرد. به هرحال به دلیل حساس بودن برخی اشخاص نسبت به مصرف گرده ، مصرف آن راتاحداکثر13 گرم در روزی چهار بار درروز هربار4 گرم افزایش داد. اماثابت شده است که گرده علاوه برکامل بودن ازنظر تمامی مواد غذایی مطرح بود به عنوان یک غذای کامل حاوی مواد ضدباکتری (انتی بیوتیک) وبرخی هورمون های جنسی نیز هست به همین دلیل ضمن تحقیقات انجام شده توسط برخی دانشمندان خواص درمانی وپیگیری کننده ذیل برای گرده عنوان شده است که این خواص ازمحتوای غذای وداروی منشا میشود.

1-   افزایش وزن وبه دست آوردن حالت طبیعی دردوره بیماریهای مختلف.

2-   پیشگیری ودرمان التهاب غده پروستات که دربالایی مردان 40 سال رایج است.

3-   پیشگیری ودرمان بیماری های عصبی ازجمله افسردگی .

4-   عمل کردن گرده به عنوان یک آنتی بیوتیک اثرآن روی بهبود برخی ازبیماری های عفونی جزیی .

5-   موثربودن دردرمان ناتوانی های جنسی وافزایش نیروی جنسی افرادبانیرو جنسی اندک.

6-   کاهش فشار خون .

7-   درمان ورم روده بزرگ ومعده وتنظیم حرکات روده .

8-   کاهش تب .

9-   تنظیم سوخت وساز.

10- نرم کردن پوست .

11- کاهش قند خون وموثردرکنترول بیماری دیابت .

خواص دوایی گرده :

گرده دارای تمامی مواد و عناصر غذایی پر مصرف و کم مصرف در بدن انسان است موادی چون امینواسیدهای ضروری مواد معدنی پرمصرف یا کم مصرف در بدن، ویتامینها و اسیدهای چرب ضروری، همه به مقادیر زیاد یا متوسط در گرده یافت می شود. بسیاری از مردم چنان تغذیه می کنند که علی رغم خوردن غذاهای مقوی، همواره کمبود برخی عناصر معدنی و بخصوص ویتامینها از جمله ویتامین E را دارند. از آنجا که مصرف کامل غذاها در بدن انسان و حیوانات مستلزم وجود تمامی عناصر و مواد مورد نیاز به مقدار کافی است و کمبود برخی مواد موجب کاهش بازده مصرف سایر مواد غذایی میشود مصرف گرده بعنوان مکمل غذایی می تواند این کمبودها را برطرف کند و باعث بالا بردن بازده متابولیسم مواد غذایی در بدن شود به همین جهت ملاحظه می شود که با مصرف گرده یا خاویار که حاوی ویتامینهای A و E فراوان هستند، شخص احساس افزایش قدرت بدنی و قدرت جنسی می کند. این توجیه از نظر یک متخصص تغذیه کاملا قابل قبول است. به همین ترتیب، چنانچه ویتامینهای A و E و عناصر معدنی کم نیاز و اسیدهای آمینه ضروری از هر منبع غذایی یا مکمل به انسان برسد، هر نوع کمبود این مواد مرتفع می شود و سوخت و ساز سایر مواد نیز بخوبی و با بازده بالا انجام می شود و مشابه اثرات مصرف گرده یا خاویار را شخص احساس خواهد کرد. به هر حال، بدلیل حساس بودن برخی اشخاص نسبت به مصرف گرده، مصرف آن باید با مقدار اندک؛ مثل، یک گرم در روز شروع شود و چنانچه حساسیتی به بار نیامد، می توان مصرف آن را تا حداکثر 12 گرم در روز (4 بار در روز – هر بار سه گرم) افزایش داد.

بره موم :

بره موم کنددرختان است که به وسیله گیاهان و درختهای مختلف در نقاط بخصوص ترشح و زنبور آنرا معمولا از روی  درختان مثلا بیره ، بلوط ، آلوبالو و غیره جمع آوری می کند و به همین طریق گرده گل را جمع می نماید به پاهای عقب خود چسپانده به کندو می آورد هرگز آن را داخل سلول ها انبار نمی کند ، صمغ در روی درختان حالت چسپانده گی داشته واز یک قشر فوق العاده نازک تشکیل می شود

مصرف بره موم:

موارد مصرف بره موم در علم طب اگر چه بره موم به عنوان یک داروی رسمی در دنیا شناخته نشده اما در سال 1962 میلادی به بعد در روسیه از آن به عنوان دارو استفاده میشود ، همچنین در چین و کشورهای اروپای شرقی با آزمایشاتی که صورت گرفته مواد دارویی زیادی در آن شناخته شده که تکمیل کننده و مکمل یکدیگرند که به همین علت نتوانسته اند بره موم مصنوعی تولید کنند بره موم اثر زیادی روی معالجه کردن بیماریهای ویروسی ، آنفولانزا ، عفونت روده کوچک ، و همچنین فعالیتهای ضد قارچی و ضد باکتریایی برای نمونه در مقابل باسیلوس سوبتیلیس و آلوئی ، باسیلوس لاروه ، پروتئوس بولگاریس و ایشرشیا کولی B و همچنین باعث از بین بردن برخی تیپهای استافیلوکوکس ، استرپتوکوکس ، و گونه های سالمونل میشود موارد استفاده در مقابل التهابهای درونی و خارجی بدن منقبض کننده و خاصیت ضد روماتیسمی و درد و مفاصل ، فعال کننده و تحریک کننده سیستم ایمنی و دفاعی بدن در مقابل بیماریهای عفونی و واگیردار و به عنوان یک داروی مخدر کننده و بیهوشی فعالتر نسبت به کوکائین جهت معالجات موضعی ، مصرف بره موم بجای قرصهای کلروکوئین بعنوان تسکین دهنده ملاریا همراه با تب و لرزهای ستون فقرات ، توسعه شده است.

محصول داخل کندو:

زهر زنبورعسل :

زهر زنبور ماده است که در داخل بدنش به وسیله غده مخصوص از دونیم روز پس از تولد شروع به ترشح نمودن حدود 15 همین روز که زهر در بدنش وجود دارد مقدارش 5.3 ملی گرام می شود زهر زنبور عسل از آب سنگینتر است ، از لحاظ کیمیاوی باید ترش باشد درحقیقت مزه آن تلخ است، اگرزهر زنبور را خشک کنیم حدود 35% پروتین در آن موجود است .

فواید زهر زنبور عسل :

 استفاده‎ درمانی‎ از زهر یا نیش‎ زنبور عسل‎‎‎ حدود دو هزار سال قبل دراروپا و آسیا آغاز شد. زهر زنبور عسل‎ ضدالتهاب‎ , ضد باکتری و ضد قارچ‎ است‎ و به‎‎ علاوه پس‎ از مـصـرف‎ در بدن‎ مـوجـب‎ آزادسـازی‎ تـرکـیبـات‎ طبیـعـی ضدالتهابی‎ به‎‎ ویژه کورتیـزول‎ و آزادسـازی‎ هورمون‎ پیش‎ ساز کورتیزول‎ می‎ شود. آسیب‎ های‎ لیگامان‎ ها , تاندونـیـت‎ , بورسیت‎‎‎ , فیبروزیت و دیگر تروماهای بافـت نرم‎ از جمله‎‎ بیماریهایی‎ است‎ که بـا نـیـش‎ زنبور عسل‎ به‎ خوبی‎‎ درمان‎ میشوند. همچنین‎ استفاده‎ از نیش‎ زنبور عسل‎ در تخفیف‎ سردردهای‎ میگرنی‎‎ و پلـی نـوریـت‎ در حال‎ بررسی‎ است‎ . استفاده‎ از زهـر زنبـور عسـل‎ مـوجـب‎ تاخیر در انعقاد خون‎ به‎‎ ویـژه در رگـهـای‎ کوچک‎ میشود و میتـوان‎‎ از آن در بهـبـود جریان‎‎ خون بهره‎ برد. مدارکی‎ نیز وجود دارد که‎ زهر زنبـور عسل‎‎ در کاهش‎ کلستـرول و تحـریـک‎ دسـتگـاه‎ ایمنی‎ بدن‎ موثر است‎ اسـتفـاده‎ از زهـر زنبـور عـســل‎ در بـیمـارانـی‎ کـه‎‎ بـه هیـچیـک‎ از روشـهـای‎ درمانی‎‎ غیراستـروئیـدی‎ و ضـدالـتهـابـی و کورتیکو استروئیدها و داروهـاایمنی‎ پاسخ‎ نداده‎اند , ممکـن‎ اسـت‎ مفـیـد باشد. محققان‎ توصیه‎‎ می‎ کنند که بهتـر اسـت‎ همزمان‎ با استفاده‎ از زهر زنبور عـسـل‎ از دیگر محصولات‎ زنبور عسل‎ نیز استفـاده‎ شـود تا دستگاه‎‎ ایمنی‎ بدن‎‎ پاسخ‎ بهتری‎ به درمان نشان‎ دهد . 

ساختمان نیش زنبورعسل:

نیش زنبورعسل ازسمت بالا به کیسه ذخیره زهر ارتباط دارد ولی چیزی جالب دراین جالب دراینجا خارهای وارونه ای است که درقسمت انتهایی نیش به تعداد 15الی16 عدد دیده میشود. وجود خارهای وارونه باعث میگردد که زنبور عسل پس ازفروکردن نیش به داخل بدن انسان وپستانداران قادر به خارج کردنش نمیباشد. خارهای وارونه مانع این کارمیشوند. تقاضای زیاد زنبور برای خارج کردن آن باعث پاره شدن نیش ومقداری از روده هایش میگردد وزنبور درنتیجه این زخم پس ازمدتی میمیرد.

ژل رویال(شاه انگبین) :

ژله رویال توسط غدد بزاقی حلقی کارگران جوان ترشح شده که به واسطه آن دیگر لارو های کندو را تغذیه کرده این در حالی است که تغذیه لاروهای کارگر توسط ژله رویال از روز سوم رشد ، متوقف شده در حالی که لارو های انتخابی بجهت ملکه شدن همچنان از ژله رویال تغذیه میکنند از آنجا که تولد ملکه جوان در یک کندو در فصول خواص و تحت شرایط خواص کندو امکان پذیر میباشد . تولید ژله رویال یک کاراساسی بوده و توسط زنبورداران متخصص تحت شرایط آزمایشگاهی خاص صورت پذیر است و نیاز به آموزش دارد.

ترکیب ژله رویال شامل :

آب

مواد قندی

پروتین

لپید

فاکتور R

ویتامین و نمک های معدنی

66 درصد

15 درصد

10 درصد

6 درصد

3 درصد

1 درصد

ژله رویال ماده ی است که به وسیله یک جفت غده مغزی زنبوران کارگر در سنین 3 تا 12 روزگی ترشح و مورد استفاده ملکه در تمام طول عمر و نوزادان زنبور کارگر در مراحل اولیه رشد لارو به مدت سه روز قرار می گیرد. ژله رویال همیشه به طور مستقیم به ملکه یا لارو کارگر داده شده و در کندو ذخیره نمیشود. تنها زمان ممکن بری برداشت ژله رویال زمان پرورش ملکه در مقطع بچه دهی کلنی می باشد. آنچه ملکه را از زنبوران کارگر متمیز میسازد نحوه تغذیه در طول مراحل لیسه ای ( شفیره ای) است. در واقع تمامی تخم های ماده می توانند به یک زنبور ملکه تبدیل شوند اما این تنها زمانی ممکن است که طی تمامی مراحل تکامل، شفیره ها همچون یک زنبور ملکه مورد مراقبت قرار گیرند و از ژله رویال تغذیه شوند. پرورش ملکه که توسط مکانیسم هی پیچیده ی در درون کندو تنظیم می شود، یک سری کنش و واکنش های هورمونی کمیاوی در شفیره جوان به وجود می آورد که موجب تبدیل شفیره به زنبور ملکه می شود. یک زنبور ملکه از خیلی جهات با یک زنبور کارگر متفاوت است.

تولید موم توسط زنبورعسل :

زنبورعسل کارگرموم راتوسط چهار جفت غده موم ساز (Wax gland) که درطرفین وزیر چهار حلقه آخر شکم قرار دارند تولید میکند . موم تولید شده توسط زنبور عسل ابتدا بشل مایع است که درکیسه های کوچک ذخیره موم درطرفین غدد موم ساز ذخیره میشود موم مایع پس ازترشح درمجاورت هوا جامد میشود به صورت پولک تغیری شکل میدهد سپس پولک های مومی توسط پاهای عقبی بکمک پاهای جلوی به طرف قطعات دهانهی متقل میشود وپس ازآغشته شدن با بزاق دهان به آنشکل داده میشود وازآن درساختن حنجره های شان استفاده میشود زنبورهای کار گر برای ساختن یک کیلو گرام موم به خوردن 8 تا 12 کیلو گران عسل نیاز دارند . لذا میتوان گفت قمت واقع موم دستی کم 8 برابری قمت عسل است که این حقیقت یک پیام مسئولیت برای زنبور داران ومصرف عسل شان است .

کاربردهای موم زنبور عسل :

کاربردموم: 
موم در دوران قدیم جهت مومیایی کردن مردگان مورد مصرف قرار می گرفت ماده ای غیر قابل جایگزین برای نگهداری ملزومات چوبی از جمله مبله های منزل و پارکتهاو کف پوشهای چوبی میباشد چرا که علاوه بر نگهداری و ایجاد شفافیت طبیعی چوب ، بوی معطر آن فضا را تصفیه کرده و حشرات را دور می سازد.
ساختن رنگ و کاربرد های هنری ساختن شمع لوازم آرایشی و بهداشتی و دارویی امروزه استفاده از موم های طبیعی پرس شده در کندو های برداشت شهد بسیار رایج شده چرا که دراین حالت زنبورها تنها کارشان پر کردن آنها میباشد ، به این ترتیب ، زنبورداران عمدتاً تولید موم را به دلایل اقتصادی متوقف می کنند زیرا برای ساختن یک کیلو گرم موم ، زنبور باید چند کیلوگرم عسل مصرف نمایید. خواص و عمل مومها در تهیة فرآورده های آرایشی و بهداشتی: مومها در روغن ، محلول بوده و به این سبب باعث افزایش خاصیت نرم کنندگی مواد بر روی پوست می شوند . مومها بعنوان مواد اولیه و ثانویه امولسیون کننده مصرف می گردند مومها بعنوان قوام دهنده امولسیون ها بوده و بافت (ساختمان) و صافی آنها را بهبود می بخشند. در مواد خاصیت شفاف کننده و قالب پذیری ایجاد می کنند.

کیفیت موم زنبور:

موم زنبورنظربه خالص بودن ان ارزیابی میگردد موم کمرنگ نسبت به موم تیزرنگ ارزش زیادداشته ازخاطریکه موم تیره رنگ یاملوث بوده یازیادازحدحرارت داده شده ازنفیس ترین موم زنبورازموم سرپوش حجره حاصل میشود یعنی موم که توسط ان زنبورسرکندو های عسل رسیده رامسدود میسازد این نوع موم کامل جدید خالص کمرنگ است .

استعمال موم : مجموعآبیش از300 مورداستعمال موم زنبورشناخته شده است بعضی مثال ان ازاین قراراست .

برای آرایش :

35ـ40 فیصد تجارت جهان راصنعت مواردارایش تشکیل میدهد این هاموم سفید درجه اول راکه زیاد حرارت داده نشود خالص وعاری باشد باازد اینها اکثرآ موم (Balch) بلیج شده سفیدشده  رااستعمال میکند قیمت آن داریالات متحده امریکا خیلی زیاداست 4ـ8 دالر امریکائی فی کیلوگرام است.

استفاده موم درطبابت :

25ـ30 فیصد موم تجارت جهانی درصنعت طبابت (ادویه سازی) استفاده میشود برابراین مقصد موم بسیارخوب است ضرورت بوده ودرمقابل قیمت بسیارخوب پرداخته میگردد .

ساختن شمع :

20 فیصد موم تجارت برای ساختن شمع بکارمیرود بصورت عمده کشورهای کاتولیک شمع مورد ضرورت خودرا وارد مینماید قسمت موم که جهت شمع سازی ضرورت است .

استفاده دیگرازموم :

10ـ20 فیصد موم تجارتی جهانی به مقاصد ذیل استعمال میگردد .

1ــ برای مودرها وقالب بندی صنعت هنری .

2ــ پالش بوت . لوازم پالش فرش اتاق .

3ــ موم پیونددرخت .

4ــ دروسایل برق (اجزای الکترونیکی بطورمثال صنعت کامپیوتر)

۵ــ زنبورداران مقدارزیاد برای لوحه نمودند چوکات استفاده میکند که مهم ترین بخش استفاده اززنبورموم میباشد

مارکیتینگ محصولات زراعتی


 مقدمه مارکیتنگ : 1.   مارکیتنگ چیست؟ مارکیتنگ عبارت از یک پروسس اقتصادی است که بین تولید ومصرف رابطه برقرار مینماید. به عبارت دیگر مارکیتنگ یک بخش خدماتی تولید است که برمفیدیت اشیا وخدامات بعدازعملیه تخنیکی تولید تا رسیدن آنها به دست مستهلک میفزاید. از نظر کهولز(Kohols) مارکیتنگ عبارت از انجام تمام فعالیت های فزیکی ، معاملاتی وتسیهلاتی است که اجرای آن  مستلزم جریان اشیا وخدمات بوده که از محل اصلی تولید شروع شده وقت بدست آخرین مستهلک رسیده خاتمه می پذیرد. به عبارت دیگر مارکیتنگ عبارت از اجرای تمام فعالیت های میباشد که جریان اشیا وخدمات را از مولد به مستهلک رهنمای مینماید .  به عباره جامعه تر مارکیتنگ عبارت از انجام تمام فعالیت های فزیکی ، معاملاتی وتسیهلاتی است که درنتیجه آن اشیا وخدمات از محل اصلی تولید به حرکت آمده انواع مفیدیت برآنها علاوه گردیده وبه دست آخرین مصرف کننده میرسد ویکی یا چندی از نیازمندی های او را اقناع مینماید.  اهمیت اقتصادی مارکیتنگ : هدف آخری تمام فعالیتهای اقتصادی جوامع بشری رفع نیازمندی های مادی ومنعوی افراد ورفاه اسایش آنها است بنا ً سیستم مارکیتنگ به وظیفه انتقال اشیا وخدمات را از مولدین به مستهلکین به عهده دارد. دربرآورده شدن چنین مامول نقش ارزنده دارد . زیرا رفع نیازمندی های افراد جامعه ورفاه واسایش آنها بدون موجودیت یک سیستم فعال وموثر مارکیتنگ امکان پذیرنیست هم چنان پیشرفت اقتصادی یک جامعه رابطه نزدیک به یک سیستم مارکیتنگ فعال وموثر دارد. زیرا پلان استفاده  به بهره برداری موثر ازمنابع مادی ومنعوی یک جامعه براساس نیازمندی های کوتاه مدت وطویل المدت افراد جامعه طرح وتنظیم میگردد که این نیازمندی های وضرورت ها به کمک سیستم مارکیتنگ درک وتشخیص میگردد. هم چنان سیستم مارکیتنگ بعداز درک ضرورت ونیازمندی های افراد جامعه وفرسایش نیازمندی ها ضرورت ها به مولدین وظیفه انتقال اشیا خدمات به مناسب ترین وقت ، مناسبترین شکل ومناسبترین محل وکمترین قیمت تمام شد به عهده دارد تا رضایت وخوشنودی مردم که هدف اخری فعالیت های اقتصادی را تشکیل میدهد حاصل گردد.از نقطه نظرتولید باید یاد آور شوم که اقتصاد دان ها تولید را ایجاد سودمندی تعریف نموده اند چون درجریان مارکیتنگ ارزش اشیا وخدمات بلند میرودیا به عباره دیگر برمفیدیت آنها افزایش به عمل میاید بنابرآن براساس این تعریف مارکیتنگ نیز یک عملیه تولیدی است زیرا مارکیتنگ منحیث یک فعالیت اقتصادی برارزش اقتصادی محصولات تولید شده میافزاید که این ارزش علاوه گی دربعضی موارد اضافه تر از ارزش محصول درمزرعه میباشد . ازنقطه نظراستخدام قوی بشری باید متذکر شد که سیستم مارکیتنگ منحیث یک فعالیت اقتصادی برای یک تعداد زیاد افراد جامعه زمینه اشتغال مولد را فراهم مینماید. مارکیتنگ عملیه مغلق وپرمصرف است: ماشیزی که محصولات مختلف زراعتی را جمع آوری نموده آنها را دراختیارتعداد زیاد مصرف کننده ها قرار میدهد مغلق وپرمصرف است. تولید ابتدای ویا مواد خام این محصولات درمزارعی صورت میگرد که تمام مملکت پرگنده است بعضی ازاین مزارع مقدار های کم محصولات مختلف را تولید مینیماید وبعضی دیگر آنها مقدار زیاد محصول واحد را تولید مینماید . محصول تولید شده اکثرا ً فساد پذیربوده وکیفیت آنها نیزفرق دارد ونیزتولید آنها عمدتا ً موسومی بوده ونیزدرمناطق تولید آن صورت میگرد که ازمستهلکین بسیارفاصله دارد. این محصولات ازتمام مزارع باید جمع آوری گردد ، سورت گردد ، ازقبل از فاسد شدن انتقال داده شود نیزتاوقت ضرورت گردد . تقریباً مقدارزیاد محصولات قبل از استفاده باید پروسس شود درکشورهای روبه انکشاف مانند افغانستان سیستم مارکیتنگ مغلق نیست زیرا خریدار وفروشنده فاصله چندانی ندارد اما درکشور های پیشرفته که قدرت خرید بلند وزوق مستهلک همیشه درتغیراست سیستم مارکیتنگ بسیارمغلق است. وقت یک محصول وارد سیستم مارکیتنگ میشود تا وقت رسیدن به مصرف کننده هویت آن بکلی تغیرمینماید دراین جوامع مصرف کننده ها حاضراند برای همه خدمات سیستم مارکیتنگ پول بپردازند. مارکیتنگ مؤلد است: متاسفانه کسانیکه وظایف مارکیتنگ را پیش میبرند ازنظر بعضی اشخاص طفیلی های پنداشته میشوند که ازمولدین حقیقی استفاده مینمایند . لاکن واقعیت چنین نبوده زیرا اقتصاد دان ها تولید را ایجاد سودمندی – که خود پروسس مفید ساختن اشیا وخدمات است تعریف نموده اند با استناد تعریف فوق گفته میتوانیم درجریان مارکیتنگ ارزش اشیا وخدمات بلند میرود.یا به عباره دیگر به مفیدیت آنها افزایش بعمل میآید که این مفیدیت نیز انواع مختلف دارد. بطورمثال کسانیکه گندم را ازقندهار به کابل انتقال میدهد برگندم مفیدیت محل علاوه مینمایند زیرا موجودیت گندم درقندهار قبل از انتقال آن برای مستهلکین کابل مفیدیت ندارد . آنهای که گندم را پاک نموده آرد مینمایند ونیزآنهای که ازآرد گندم نان تهیه مینمایند برگندم مفیدیت شکل علاوه مینمایند. ونیزکسانیکه گندم را دروقت تولید آن ذخیره نموده ودرماه های آینده دراختیارمستهلکین قرار میدهند برگندم مفیدیت زمان علاوه مینمایند وبلاخره کسانیکه گندم را میخرند ومیفروشند برگندم مفیدیت تصرف علاوه مینمایند بنا ً گفته میتوانیم که مارکیتنگ منحیث یک فعالیت اقتصادی برارزش اقتصادی ومفیدیت محصولات تولید شده میفزاید که این ارزش علاوه گی دربعضی حالات حتی اضافه تراز ارزش محصول درمزرعه میباشد. موثریت مارکیتنگ: ما بخاطرداریم که مارکیتنگ عبارت از مجموعه تمام فعالیت های معاملاتی است که اشیا وخدمات را ازمولد به مستهلک میرساند. با درنظرداشت این تعریف گفته میتوانیم که حاصل مارکیتنگ عبارت از کسب رضایت خوشنودی مستهلکین توسط اشیا وخدمات است. و Input یا مصارف مارکیتنگ عبارت از منابع  مختلف کار، سرمایه ، تنظیم واداره است که تصدی های مارکیتنگ درپروسس مارکیتنگ ازآن استفاده میکنند لهذا موثریت مارکیتنگ عبارت از اعظمی ساختن نسبت حاصل به مصرف خواهد بود. هرتحولی که باعث تقلیل مصارف مارکیتنگ گردد بدون آنکه رضایت وخوشنودی مستهلک را کاهش دهد بدون شک موثریت مارکیتنگ پنداشته میشود لاکن تحولی که باعث تقلیل مصارف مارکیتنگ ونیزباعث کاهش دررضایت وخوشنودی مستهلک گردد موثریت مارکیتنگ پنداشته نمیشود. موثریت مارکیتنگ به دونوع است . الف: موثریت عملیاتی (تخنیکی) ب: موثریت بها یا قیمت (اقتصادی) درموثریت عملیاتی خاصیت اصلی محصول ثابت نگهداشته شده کوشش میشود که مصارف انجام یک وظیفه مارکیتنگ را تقلیل بخشیده مثلا ً درجریان مارکیتنگ کوشش میگردد که مصارف حمل ونقل ، ذخیره ، پروسس وتوزیع یک محصول کاهش یابد بدون آن که درکیفیت محصول ورضایت مصرف کننده ها کاهش رونما گردد .در موثریت نرخها کوشش میشود که فعالیت های مربوط به خرید وفروش و تثبیت نرخ ها بهتر گردد و نیز کوشش میگردد که نرخ محصول انعکاس دهنده ارزش واقعی محصول باشد که این آرزو از طریق استندرد نمودن و سورت نمودن محصولات زراعتی و آگاه ساختن خریدار و فروشنده از اوضاع بازار و شرایط عرضه برآورده شده میتواند . زارع و مارکیتنگ: زارعین افغانستان دو نوع اند : 1-   دهاقین بخورونمیر یا Subsistence Farmers 2-   دهاقین تجارتی یا Commercial Farmers دهقان بخورونمیر عبارت از آنعده از دهاقین میباشند که حد اقل ضروریات اولیه غذا ، لباس و سرپناه را دارا بوده و هدف عمده فعالیت های تولیدی شان رفع ضروریات زندگی فامیلی شان است . این ها از مارکیت به کلی مجزا نبوده بلکه یک قسمت از محصولات اضافه از ضرورت خود را برای مرفوع ساختن دیگر ضروریات زندگی خود را به بازار عرضه مینماید که همین مقدار عرضه شده از صفر تا پنجاه فیصد محصول تولیدی آنرا تشکیل میدهد . در همچو مزارع قسمت اعظم عوامل تولید مانند کود ، تخم ، قوای بشری ، سامان و آلات از خود فامیل دهقان تهیه میگردد . دهقان تجارتی عبارت از آنعده دهاقینی میباشند که هدف شان در فعالیت های تولیدی شان اعظمی ساختن مفاد بوده و این ها به صورت کل برای مارکیت تولید مینماید اینها بین 100-50 فیصد محصول تولیدی خود را در بازار عرضه نموده و فیصدی زیاد عوامل تولید خویش را از مارکیت بدست میاورند و در مقابل تغیر عوامل اقتصادی حساس میباشند .       تجارتی (commercial)  آن عده از مولدین که برای مارکیت تولید مینمایند به یک سیستم مارکیتنگ موثرعلاقه زیاد دارند. زیرا عوایدی که آنها از فروش محصولات خود بدست میاورد با موثریت مارکیتنگ رابطه مثبت دارد. از نظر یک زارع مارکیتنگ فعال وموثرآن است که تولید آن عده از محصولات زراعتی را تشویق نماید که برای مولد بعداز وضع وکسرمصارف تولید وحد اقل مصارف مارکیتنگ عاید حد اکثررا بدهد . معلومات کافی درباره چی گونگی سیستم مارکیتنگ و پرابلم های آن دهاقین را درتصامیم که با ارتباط تولید به بازار گذاری محصولات خود میگیرند کمک مینماید. بعضی از تصامیم عبارت اند از : 1.    چه تولید شود وچطورمحصول تولید شده برای فروش آماده گردد. 2.    چه وقت ودرکجا خرید وفروش صورت گیرد . 3.    چقدر ازفعالیت های به بازار گذاری محصول توسط خود دهقان انجام گردد. 4.    چه تدابیری برای توسعه بخشیدن مارکیت محصول اتخاذ گردد. 5.    کدام نوع قرار داد یا موافقات فروش امضا گردد. داشتن همچو معلومات دهاقین را درفعالیت های سودمند تولیدی شان کمک مینماید زیرا هدف تولید ازنظرمولد  کسب مفاد است ومفاد لازم تا زمان فروش محصول بدست آمده نمیتواند. هماهنگ نمودن فعالیت داخل مزرعه وخارج آن برای بدست آوردن عاید اعظمی پنداشته میشود . اما موثریت مارکیتنگ محصولات زراعتی درشراید فعلی بسیار پائین است. زیرا سیستم مارکیتنگ تسیهلات لازم را که برای انجام بهترفعالیت هایش لازم است ندارد بعد از پرابلم های که سیستم مارکیتنگ درافغانستان به ان روبرواست عبارت اند از : عدم موجودیت ویا ناکافی بودن زیربنای مارکیتی وخدمات حمایتی . درتحت این پرابلم میتوانیم عدم موجودیت خطوط محصولاتی مانند سرک های اساسی وفرعی وضعیف بودن تسیهلات مارکیتی وعدم مصونیت را نام ببریم. همچنان مارکیت های عمده فروشی درسطح افغانستان ازستندرد پائین است واکثرمارکیت  های عمده فروشی تسیهلات آب وبرق وکانالازیسیون (canalization) را ندارند. ظرفیت ها برای ذخیره ونگهداری محصولات زراعتی محدود وسیستم سرد خانه ها درآنها وجود ندارد درانتقال ، فروش وذخیره محصولات زراعتی شرایط حفظ الصحوی وجود ندارد. محصولات زراعتی دروقت داخل شدن درمارکیت وانتقال آنها به پرچون فروشی ها ویا مصرف کننده ها درداخل ویا خارج کشورکنترول نمیشود وحفظ الصحه مارکیت ها خوب نیست.بطور خلص تسیهلات ذخیره ، سرد کننده ، بسته بندی ، سورت ودرجه بندی ، کنترول کیفیت ، تصدیق نامه ، ازمایشهای لابراتواری درسطح بسیار پائین قرار دارد. ویا هرگز موجود نیست . همچنان تسیهلات مالی ومعلوماتی درمارکیتهای افغانستان کم است ویا هرگزوجود ندارد این عوامل برموثریت مارکیتنگ اثرات منفی میگذارد. مسایل عمده ومهم مارکیتنگ اقتصاد مارکیتنگ تنها محدود به جریان فزیکی اشیا وخدمات از مولد به مستهلک نبوده بلکه دارای دید علمی وسیع تر میباشد . اقتصادی  مارکیتنگ بصورت کلی از سه بخش عمده ذیل تشکیل گردیده است : 1.درک تقاضای مستهلکین. 2.سیستم نرخ ها که تقاضای مستهلکین را به مولدین وتوزیع کننده ها انعکاس میدهند . 3.رسانیدن اشیا وخدمات از مولدین ومستهلکین به کمترین تمام شد. 1.درک وتشخیص تقاضای مستهلکین: محصولات اقتصادی دارای مفیدیت میباشد . این مفیدیت برای همچو محصولات تقاضا بوجود میاورد ونیزهمچو تقاضا همیشه درتغیراست. تغیردرتقاضای مستهلکین قسما ً دراثرتکامل بیالوژیکی خود انسانها ، تغیردرذوق آنها ، درتغیردرسطح درامد (عاید) آنها درتغیردرتعداد آنها پدیدار گشته وقسما ً سیستم مارکیتنگ از طریق اعلانات مارکتی ودیگر فعالیتهای توسعه وی باعث تغیرذوق مستهلک ویا باعث ایجاد ذوق جدید درمستهلک به نفع خود گردیده وتقاضای اورا به نفع خود تغیرمیدهد . بنا ً وظیفه اول مارکیتنگ آن است تا بصورت صحیح تشخیص نماید که مستهلکین کدام نوع وچی مقدار محصولاترا ازکجا ، کدام وقت وبه چی شکل تقاضا دارند. سیستم مارکیتنگ تقاضای مستهلکین رانیز برسی نموده وعوامل آنهارا تشخیص مینماید . اگر چی تولید خود شامل موضوع مارکیتنگ نیست ولی تصامیم مربوط به تولید یک محصول با موضوع به بازار گذاری آن محصول پیوند عمیق دارد . وظیفه دهقانتنها تولید یک محصول نبوده بلکه دهقان مسولیت دارند که قبل از تولید محصول درباره مسایل به بازار گذاری وعواید ممکنه از فروش محصول خود فکر کند . بسیاری ازدهاقین فکرمیکنند که پرابلم های مارکیتنگ محصولات شان بعداز تولید شروع میشود . بسیاری از این پرابلم ها بخاطری بروز میکند که دهاقین درابتدا محصول درست را تولید نکرده اند یا به عباره دیگر تولید شان به اساس درک درست وواقعی تقاضای مستهلکین صورت نگرفته است.برای اینکه مولدین محصولات زراعتی ودیگر تصدی های صنعتی وتجارتی درزمان فروش محصول خود به مشکل روبرو نگردند. واز فروش محصول خود عاید مناسب بدست آورند نقاط زیرا را جدا ً درنظربگیرند: 1.تقاضای مستهلکین وسایرمشتری ها به بصورت درست درک وتشخیص نمایند. 2. بعد از تشخیص درست تقاضای مستهلکین و مشتری ها اشیا مورد نظر را تولید ویا وارد نمایند . 3. بعداً اشیا مورد نظر را به مشتری های خود به فروش برسانند. 2. انعکاس تقاضای مستهلکین به مولدین :پرابلم مهم دیگر مارکیتنگ محصولات زراعتی عبارت از پرابلم نرخ بازار است . تقاضای مستهلکین رهنمای تولید کننده گان است . آنها پلان های تولیدی و بازار گذاری محصولات خویش را برحسب تقاضای مستهلکین طرح مینمایند . وسیله ساده و آسان برای انعکاس همچو تقاضا از مستهلکین به مولدین عبارت از سیستم قیمت ها میباشد .بطور مثال کسی که یک سیر سیب را از بازار میخرد در حقیقت به تولید یک سیر سیب فرمایش میدهد همچنان شخص که یک سیر برنج را از بازار میخرد در حقیقت به مولد سفارش تولید برنج رابرای آینده میدهد و نیز مستهلکی که یک جوره بوت آهو ضرورت دارد . تقاضای باالفعل مستهلکین سیب ، برنج و بوت توسط سیستم قیمتهای از طریق کانال های مارکیتنگ به مولد میرسد . موثریت و کفایت نرخ ها ضروری پنداشته میشود ورنه تولید کننده ها آنچه را که مستهلکین توقع دارند تولید نخواهد کرد و هم نرخ بیانگر ارزش واقعی محصول نخواهد بود که بالنتیجه اعتبار مستهلکین نسبت به مارکیت پائین آمده و رضایت و خوشنودی شان تقلیل خواهد یافت . اگر نرخ ها درست عمل کنند به مولدین میرساند که مستهلکین به کدام نوع و چه مقدار یک محصول در کدام جای و چه وقت ضرورت دارند . اینکه تا چه اندازه نرخ بازار تقاضای مستهلکین را بصورت درست برای مولدین انعکاس میدهد مربوط به موثریت نرخ ها و عواملی که نرخ ها را تعین نموده و تغیر میدهد میباشد .هرگاه مولد و مستهلک پهلوی هم قرار داشته باشند و درمورد تبادله محصول به موافقه برسند پرابلمی درزمینه موجود نیست ولی در شرایط کنونی مولدین و مستهلکین از هم فاصله زیاد داشته و محصولات مولدین قبل از رسیدن به مستهلکین در چندین دست تبادله میشود . و مالکیت آن تغیر میخورد . درتحت شرایط فوق وسیله موثری برای انتقال تقاضای مستهلکین به مولدین همانا سیستم نرخ ها است که در طول کانال مارکیتنگ از پرچون فروش به مولد میرسد. سیستم قیمت ها تقسیمات جغرافیایی نفوس را نیز تشریح میکند مثلاً در نقاطیکه تمرکز نفوس کمتر است تقاضا نیز ضعیف بوده و نرخ ها نسبتاً پایان میباشد . 3.رسیدن اشیا و خدمات از مولد به مستهلک به کمترین تمام شد :انتقال اشیا و خدمات ازمولد به مستهلک مستلزم یک مقدار مصارف است که این مصارف تحت عنوان مصارف وقت یا مصارف ذخیره اشیا از یک وقت به وقت دیگر، مصارف محل یعنی حمل و نقل اشیا از یک محل به محل دیگر ومصارف شکل یا پروسس اشیا از یک شکل به شکل دیگر طبقه بندی میگردد . مصارف تولید و مصارف مارکیتنگ اساس اقتصادی تفاوت نرخ یک محصول را بین دو محل در دو زمان مختلف و در بین دو شکل محصول تشکیل میدهد . بطور مثال تفاوت نرخ گندم بین کابل و پروان باید نتیجه تفاوت تمام شد تولید گندم در پروان و کابل و نیز مصارف حمل و نقل گندم درکابل و پروان باشد . تفاوت نرخ گندم در بین ماه سرطان و جدی در پروان نتیجه مصارف ذخیره گندم در پروان بین ماه سرطان و جدی میباشد و نیز تفاوت نرخ گندم وآرد مصارف تغیر شکل گندم را به آرد وانمود میسازد . به هر پیمانه ایکه مصارف مارکیتنگ محصولات زراعتی تقلیل یابد به محصولات مارکیتنگ افزود گردیده رضایت و خوشنودی مستهلک بیشتر میگردد .  پروسس مارکیتنگ در یک جامعه اقتصادی دو عملیه مهم وعمده وجود دارد یکی از این عملیه ها پروسس تخنیکی تولید است که در نتیجه آن اشیا و خدمات خلق میگردد یا به عباره دیگر مواد خام به مواد پخته تبدیل میگردد .عملیه دیگرآن بنام مارکیتنگ است که عبارت از فعالیت های مشتمل بر جریان اشیا و خدمات از مولد به مستهلک میباشد . بناً پروسس مارکیتنگ عبارت از مجموعه از فعالیت های میباشد که در نتیجه آن اشیا وخدمات از مولد به مستهلک انتقال مینماید. نظر به تعریف فوق دو خصلت برجسته پروسس مارکیتنگ عبارتند از : 1. جریان اشیا و خدمات که درمجموع عبارت از یک سلسله فعالیتها میباشد . 2. برقرار نموده هماهنگی در بین این فعالیت ها (تنظیم فعالیت ها ) که متضمن جریان درست اشیا و خدمات از مولد به مستهلک میباشد . شکل زیر پروسس مارکیتنگ و ابعاد آنرا بصورت دایگرام نشان میدهد . مولد ومحصول تولید آن قوانین ومقررات اجتماعی مثل: قوانین که سلوک نوعیت استخدام و محصول تصدی ها را متاثرسازد.تشکیلاتی که وظایف خرید وفروش را انجام میدهند.   سرمایه اجتماعی مانند: تسهیلات حمل ونقل ، مخابرات واحترام به قوانین.تصدی های که فعالیت های فزیکی وتخنیکی را انجام میدهند.   ارزشهای اجتماعی ، رسم ورواج هافعالیت های سازمانی و تسهیلاتی سیستم سازمان های که وظایف تسهیلاتی را انجام میدهند.       سیستم پولی.فعالیت های مربوط به اداره وتنظیم تصدی های فزیکی وتخنیکی مصرف کننده دراین دایگرام بخوبی ملاحظه میگردد که دریک انجام سیستم مارکیتنگ مولد وتولید او قرار دارد که چگونگی محصول مولد ونیز طریق به بازار گذاری محصول او سیستم مارکیتنگ را متاثر ساخته وتحرک سیستم مارکیتنگ تاثیر مستقیم بالای تولید دارد. دردیگر انجام سیستم مارکیتنگ مستهلک قرار دارد درین نقطه هم تاثیرات مستقیم مارکیتنگ برمستهلک ونیزتاثیر مستهلک بالای سیستم مارکیتنگ دوجانبه است. توقعات وخواستهای مستهلک فعالیتهای مارکیتنگ را دکتی (dicty)  نموده ونیزسیستم مارکیتنگ سعی وتلاش زیاد بخرج میدهد که سلوک ورفتار قرار دارد. این سیستم مغلق قسما ً از تصدیهای تشکیل گردیده که فعالیتهای فزیکی وتخنیکی را به عهده داشته که فعالیتهای این تصدی ها توسط منیجر ها تنظیم میگردد. بخش دیگرآن سیستم متشکل از آنعده ازتصدی ها وسازمان ها میباشد . که وظایف تبادلوی مانند خرید ، فروش ، تثبیت قیمت ها ، عقد قرار دادهای خرید وفروش وموافقات مربوط به آن ونیز وظایف تشکیل سازمانهای اطلاعاتی ، بیمه وتهیه قرضه را به عهده دارند. بالاخره تمام فعالیتهای این سیستم داخل یک چوکات که توسط شرایط مستقل بیرون سیستم تنظیم شده است تعین میگردد . مثلا ً چی گونگی وموثریت سیستم مارکیتنگ تا اندازه زیاد بستگی به سرمایه اجتماعی دارد. یک سیستم مارکیتنگ وسیع مغلق وبا کفایت بدون تسیهلات کافی حمل ونقل وتسهیلات مخابراتی ممکن نیست ونیز یک تصدی عصری مارکیتنگ بدون یک نظم درست اجتماعی واحترام به قوانین  که درتحت آن شرایط موافقه ها وقرار دادها وغیره درمعرض اجرا قرار گیرد فعالیت کرده نمیتواند . سلوک سیستم مارکیتنگ تا اندازه زیاد توسط قوانین وارزش های اجتماعی محدود میگردد. مثلا ً قوانین اجتماعی دربعضی ازجوامع استخدام خردسالان را منع قرار میدهد . فروش مشروبات الکلی وگوشت خوک درافغانستان مجاز نیست. به عباره دیگر  سیستم مارکیتنگ دریک چارچوبه فرصتها و محدودیت ها عمل میکند . که اگر فرصت های کافی مانند زیربنا ، تسهیلات وقدرت خرید قوی برای کالا وخدمات موجود باشد مارکیتنگ ، امنیت ومصونیت ونیز تقاضا وقدرت خرید قوی کالا وخدمات موجود باشد . مارکیتنگ بسرعت انکشاف خواهد کرد. برعکس درصورت عدم موجودیت زیربنا مارکیتی وحمل ونقل ، عدم موجودیت تسهیلات مالی وسرمایه گذاری ، نبودن مارکیت های عوامل تولید ومحصولات تجارتی وعدم تسهیلات لازم بیمه ، نورم وستندرد وقوانین تجارتی وغیره ممکن زمینه برای انکشاف مارکیت ها مساعد نشود. روشهای اساسی مطالعه مارکیتنگ سه روش عمده برای مطالعه مسایل مارکیتنگ موجود است این روش ها عبارتند از : 1- مطالعه مارکیتنگ هرمحصول بصورت جداگانه Cmmodity approach. . 2- بررسی مسایل مارکیتنگ از طریق مطالعه  فعالیتها ی مارکیتنگ Fnctional approach  . 3- بر رسی مسایل مارکیتنگ از طریق مطالعه مؤسسات مارکیتنگ که فعالیت ها ی مختلف فزیکی ، معاملاتی و تسهیلاتی را انجام میدهند Institutional approach  . هیچکدام از این روشها جدا از یکدیگر نبوده برای حل یک پرابلم باید اقلآ از دو روش استفاده گردد . هرگاه خواسته باشیم یک تصویر مکمل از مسایل مارکیتنگ را در ذهن خود داشته باشیم باید هر سه روش مطالعه مارکیتنگ را دنبال کنیم . 1- مطالعه هر محصول بصورت جداگانه   عبارت از مطالعه مارکیتنگ از طریق مطالعه کانالهای توضیع هر محصول بصورت جداگانه وجمع آوری اطلاعات کافی در مورد مسایل مارکیتنگ آن میباشد . درین روش جریان محصول از مؤلد به مستهلک در کانالهای مارکیتنگ تعقیب گردیده و نیز مسایل مربوط به توضیح محصول از قبیل نوع ، شرایط عرضه  وتقاضآ ، نوسانا ت نرخها و عوامل آن ، مسایل توسعه بخشیدن مارکیت محصول مورد ارزیابی ومطالعه قرار میگیرد . مطالعه سیستم مارکیتنگ با این روش کار کآر آسان نیست . این بسیار مشکل خواهد بود که ما چنل تو زیع هزاران نوع محصولا ت مختلف زراعتی و صنعتی را تعقیب کنیم و مسایل مربوط به تو ضیح این اشیآ را یکایک مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم . برای سهولت مطالعه اشیای اقتصادی  را به گروپ یعنی اشیا ی صنعتی   و اشیا ی استهلا کی طبقه بندی مینمایند که هر کدام از گروپ های فوق دارای  گروپ های فرعی دیگر میباشند . 2- بر رسی مسایل مارکیتنگ از طریق مطالعه فعالیتها :  مارکیتنگ بصورت ساده عبارت از انجام یک سلسله وظایف است . تشخیص این و ظایف  و مطالعه آنها  خواننده را به سیستم مارکیتنگ آشنآ میسازد . طبقه بندی این وظایف بر حسب زیر صورت میگیرد : الف – وظایف تبادلوی : 1- خرید . 2- فروش . ب – وظایف فزیکی : 1- ذخیره . 2- انتقال . 3- پروسس . ج – وظایف تسهیلاتی : 1- سورت  و درجه بند ی . 2- تمویل . 3- قبول خطر . 4- جمع آوری و انتشار اطلاعات مارکیتی . الف – وظایف تبادلوی  : مشتمل بر فعالیت ها ی میباشد که در نتیجه آن مالکیت اشیآ تغیر میخورد . 1-   وظیفه خرید : مشتمل بر تغیر ملکیت بوده از جمله وظایفی است که هدف آن جستجوی منابع عرضه ، جمع آوری  و تمرکز اشیآ به منظور سهولت بخشیدن انتقال و توضیح مجدد ، فروش ، تولید و تسهیلات است . معمولآ خرید به سه مقصد صورت میگیرد : الف : خرید برای رفع ضروریات تصدی . ب   : خرید به مقصد فروش مجدد (خرید توسط میانجی های مارکیتنگ ) . ج   : خرید به مقصد استهلاک موادی را که تصدی های تولیدی و صنعتی میخرند منحیث مواد خام در تصدی شان بکار میرود . تجا ر اشیآ را به منظور فروش مجدد میخرد و از معاملات خود مفاد حاصل مینماید هدف از خرید مستهلکین رفع نیازمند ی های شان است . روشهایکه در انتخاب محصول یا یک جنس در وقت خرید بکار میرود عبارتند از : الف – مطالعه کتلاک و  لست نرخها . ب   - مطالعه سمپل یا نمونه ها . ج   - مشاهده محصول قابل خرید .   مراحل زیر باید در وقت خرید محصول تعقیب گردد : الف – انتخاب محصول قابل خرید . ب   - تثبیت کیفیت مورد نظر در محصول قابل خرید . ج   - تعین مقدار محصول . مقایسه نرخ با کیفیت و کمیت محصول . ﻫ  - کسب اطلا عات در مورد منابع عرضه و نیز انتخاب عرضه کننده . 2- وظیفه فروش : در وظایف فروش بر علاوه فروش وظایف توسعه بخشیدن مارکیت محصول ، اعلانات و دیگر امکانات ازدیاد بخشیدن حجم فروش نیز شامل میکردد . فروش : عبارت از تحریک نمودن و قانع ساختن مستقیم و غیر مستقیم یک مشتری است تا یک محصول قابل فروش را بخرد . در نتیجه فعالیت فروش ملکیت اشیای قابل معامله تغیر میخورد فروش از عملیه های مهم مارکیتنگ به شمار میرود . در ایالات متحده امریکا شش ملیون انسان در فعالیتهای فروش مصروف کار اند . اشخاص و مؤسسات که برای آنها اشیا و خدمات به فروش میرسد عبارتند از :   الف – تصدی های صنعتی : مواد خام و درگر ماشین آلات را برای تولید بعدی میخرند . ب – تجارها : اینها اشیا را برای فروش مجدد میخرند . ج – مستهلکین : هدف شان از خرید  رفع یکی از ضروریات شان است . فعالین فروش از دو قسمت تشکیل شده است : 1- فروش مستقیم  (Personal selling) 2- فروش غیرمستقیم یا (Non personal selling  ) الف – اعلانات فروش (Advr tising) ب   -  ایجاد وتوسعه مارکیت (Sales promotion) الف - اعلانات : عبارت از معرفی نمودن غیر مستقیم و توسعه دادن یک مفکوره یک امتعه  ویا یک خدمت است که هدف آن فروش همان امتعه ، مفکوره و یا خدمت میباشد  . پلان اعلانات عمدتآ به منظور سهولت بخشیدن کار فروشنده ها طرح میگردد نه فروش مستقیم . نتیجه عمده اعلانات عبارتند از : 1-   ازدیاد حجم خرید مستهلکین . 2-   تقاضای مشتری ها را برا ی محصول  مورد نظر بالقوه به بالفعل تبدیل مینماید . 3-   روش و سلوک خریدار را به نفع فروشنده تغیر میدهد . وسیله عمده اعلانات عبارتند از اخبار ومجلات ، رادیو و تلویزیون ، انترنت ، پوسترها و کتلاک ها ، فلم ها و سینماها و غیره . ب – توسعه مارکیت و تحریک فرو ش (Sales promotion) : این فعالیت مقدم دیگر فعالیتها ی مستقیم و غیر مستقیم فروش میباشد . هدف این فعالیت آگاه ساختن مردم از موجودیت و مفیدیت یک محصول یا یک مفکوره ویا یک خدمت توسط روشی است که از روش اعلانات فرق دارد  . درین فعالیت محصول از طریق به نمایش گذاشتن آن در یک نمایشگاه ، از طریق نشان دادن عملی مفیدیت محصول ونیز از طریق توزیع نمونه های محصول ایجاد گشته و مارکیت قبلی نیز توسعه  میابد . ب -  وظایف فزیکی : فعالیت ها ی که مشتمل بر باربندی ، ذخیره و انتقال محصولات است بنام فعالیت ها ی فزیکی یاد میشود . 1- وظیفه ذخیره : انتقال اشیا از مِؤلد به مستهلک ایجاب فعالیت ها ی  زیاد فزیکی را مینماید . ذخیره اشیا که مشتمل بر نگهداشت اشیا بعد از تولد تا رسیدن محصول بدست مستهلک است از جمله خدمات عمده مارکیتنگ بشمار میآید . تقریبآ تمام اشیا قبل از توضیح به آخرین مستهلک ایجاب ذخیره را مینماید عملیه ذخیره در تمام مراحل مارکیتنگ از مؤلد تا مستهلک ضروری پنداشته میشود .چون از یک طرف بعضی محصولات زراعتی زود فاسد میگردد و از طرف دیگر تولید محصولات زراعتی در یک یا دو موسم سال متمرکز بوده و تقاضآ برا ی محصولات مذکور نسبتآ ثابت و دوامدار است توسط عملیه ذخیره میتوانیم تناسب بین عرضه و تقاضآ را برای یک محصول معین حفظ کنیم و از نوسانات غیر عادی نرخ محصولا ت که ناشی از برهم خوردن تعادل بین عرضه و تقاضآ است جلوگیری نمائیم . تقاضآ برای بعضی از محصولا ت صنعتی موسمی بوده د ر حالیکه شرایط اقتصادی ایجاب مینماید که تولید شان در طول سال صورت گیرد درچنین شرایط تولیدات باید تا زمان رسیدن موسم تقاضآ باید ذخیره گردد . بعضی از اشخاص اشیا را به منظور استفاده از نو سانات قیم ذخیره مینماید و انتظار میکشند تا نرخ محصول مذکور در بازار بلند برود . مفاد ذخیره : 1- امکانات بدست آوردن قرضه : متصدی بعضی از ذخیره گاه ها برا ی کسانیکه از تجهیزات شان استفاده مینمایند تسهیلا ت قرضه نیز فراهم مینماید . 2- تقلیل بخشیدن خطر : صاحب ذخیره گاه یک قسمت از خطرات احتمالی ناشی از ملکیت یک محصول را جذب میکند . همچنان هرگاه مالک محصول خودش تسهیلات مکفی و محفوظ برای ذخیره محصول خود نداشته باشد با ذخیره کردن آن در ذخیره گاه کرانی میتواند تا اندازه از خطرات احتمالی جلوگیری کند . 3- تقلیل مصارف حمل ونقل : با استفاده از عملیه ذخیره مصارف حمل و نقل محصولات پایان میاید زیرا ذخیره تجمع مقدار بیشتر محصول را ممکن میسازد که امر باعث میشود که و سایل حمل و نقل به ظرفیت کامل شان بار شد ه به این ترتیب و سایل حمل و نقل فی واحد محصول تقلیل میابد . 4- تشویق خریدار : تسهیلات ذخیره خریدار را تشویق مینماید که حجم خرید خود را ازدیاد بخشد . 5- سهولت بخشیدن فروش : با داشتن امکانات ذخیره فرو شنده میتواند انواع مختلف و مقدار زیاد محصول را ذخیره کند که در نتیجه باعث تشویق بیشتر خریدار میگردد که در نتیجه فروش محصول آن زود تر صورت میگیرد. 6- استقرار بخشیدن نرخها : ذخیره تناسب بین عرضه و تقاضآ را بین دو زمان مختلف برقرار نموده از نوسانات نا مطلوب نرخها جلوگیری مینماید . عملیه ذخیره در مراحل مختلف مارکیتنگ لازم است دهقان قبل از فروش محصول خود را ذخیره مینماید . پروسس کننده ها برای مطمئن شدن از ضروریات مواد خام دستگاه پروسس خود بصورت دوامدار مقدار زیاد محصول را ذخیره میکنند . عمده فروشها نیز مقدار زیاد محصولات را قبل از توضیح به پرچون فروشها ذخیره میکنند . و حتی پرچون فروشها نیز یک مقدار مواد ذخیروی قابل فروش به شکل Stock  میداشته باشند . نوعیت ذخیره نظر به نوعیت محصول و اقلیم فرق میکند . حبوبات باید در ذخیره گاه های خشک نگهداری شوند و از رطوبت نگهداری ذخیره گردند . گوشت معمولا در یخچالها و سرد خانه ها ذخیره میگردد . میوه جات و سبزیجات  هم شرایط به خصوص ذخیره را ایجاب میکند . پرابلم های ذخیره : عدم ذخیره گاه های کافی ، شرایط نامطلوب ذخیره گاه ها و روشهای غیر علمی و نادرست ذخیره کردن از عوامل عمده خسارات سنگین دهاقین و سایر تصدی ها در بسیاری از نقاط جهان است . در چنین شرایط مقدار زیاد مواد خوراکه در ذخیره گاه ها و بیرون ذخیره گاه ها فاسد و خراب میگردد که از یک طرف محصولات متذکره برای مستهلک قیمت تمام میشود و از طرف دیگر استقرار نسبی نرخها برهم میخورد . بطور مثال  ضایعات برنج از ناحیه حشرات در ذخیره گاه ها 5-10 فیصد تمام محصول بوده و سالانه اضافه از ده ملیون تن برنج بنا بر عدم  موجودیت ذخیره گاه کافی و روش نا درست ذخیره ضایع میگردد . همچنان یک مقدار محصولات زراعتی نسبت عدم  موجودیت تسهیلات ذخیره بیرون ذخیره گاه ها ماند ه که بنا بر خاصیت فساد پذیری آنها زود خراب میشوند .شیوه ها ی سنتی نگهداری غله جات و سبزیجات باعث ضایعات بیشتر محصولات درداخل ذخیره گاه میشود گندم در صفحات شمال کشور در جاه ها ذخیره میشود که بعضآ باعث گندگی و خرابی محصول میشود . طرق جلوگیری از ضایعات در ذخیره گاه ها  : برای اینکه محصولات در ذخیره گاه ها  خراب نشود باید شرایط  ذخیره گاه ها با نوعیت محصول مطابقت داشته باشد . تهویه در  ذخیره گاه ها بسیار ضروری است . رطوبت داخل ذخیره گاه ها باید کنترول شود . 1-   محافظت محصول در ذخیره گاه ها : کوشش شود که از فاسد شدن محصول در ذخیره گاه ها جلوگیری شود . محصولات مختلف به حرارت و رطوبت مختلف در ذخیره گاه ها ضرورت دارند . چگونگی خود محصول نیز بالای ذخیره درست شان تآثیر دارد . بطور مثال هرگاه حبوبات دارای رطوبت بیش از حد باشد چانس فاسد شدن شان زیاد است . در شرایط فعلی پیشرفتهای زیاد ی به کمک استفاده از علم  و تخنیک در ساحه نگهداری درست محصولات زراعتی رونما گردیده است . 2- بطور مثال با استفاده از ادویه های ضد حشرات در ذخیره گاه ها و ماشین های خشک کننده حبوبات ضایعات احتمالی حبوبات در ذخیره گاه ها بطور قابل ملاحظه تقلیل یافته است . 3-  تقلیل خطرات ذخیره: اعمار ذخیره گاه های فنی و عصری و نیز اداره و تنظیم درست آنها خطرات فاسد شدن و خراب شدن کیفیت محصول را در ذخیره تقلیل میبخشد . بیمه نیز تا اندازه باعث کاهش خطرات احتمالی ذخیره میگردد . 4-   طرح احداث ذخیره گاه ها مطابق به ضروریات مارکیتنگ  محصولات : استفاده از تکنالوجی  جدید زراعتی در ساحه زراعت میزان تولیدات زراعتی را در جهان سوم بلند بردن است . ذخیره گاه ها قبلی برای نگهداری درست این محصولات کافی نیست. بنا مطابق به ضروریات تولید و مارکیتنگ محصولات زراعتی ذخیره گاه های جدید باید ساخته شود تا از ضایعات بی مورد محصولات جلوگیری به عمل آید . همچنان به هر پیمانه که یک جامعه از نظر اقتصادی انکشاف مینماید به همان اندازه امور مارکیتنگ آن نیز مغلق شده میرود بنآ ذخیره محصولات در تمام مراحل مارکیتنگ یک امر لازمی بوده و برآورده شدن این مامول ایجاب تسهیلات وسیع ذخیره را مینمایند . انواع ذخیره گاه ها :            1- ذخیره گاه های عامه : ملکیت چنین ذخیره گاه ها شخصی بوده ولی برای استفاده عامه استخدام میگردد . کسیکه از تسهیلات چنین ذخیره گاه ها استفاده مینمایند  در مقابل آن فیس میپردازد . 2- ذخیره گاه های شخصی : مالکیت افراد است و توسط خود افراد مورد استفاده قرار میگیرد . 3- ذخیره گاه های حکومتی : به منظور نگهداری اموال دولت و یا نگهداری اموال تجار که انتظار محصول را دارد مورد استفاده قرار میگیرد . تحویل خانه های گمرک و گدام های سیلو و دیپوها و امثال همچو ذخیره گاه ها  است . 2- وظیفه حمل و نقل: انتقال محصولات زراعتی از محل به محل دیگر از جمله و ظایف عمده مارکیتنگ به شمار میرود  انتقال محصولات از نقاط تولیدی و مراکز تجمع به محل تقاضا باعث ایجاد مفیدیت محل ومفیدیت و قت گردیده و ارزش محصولات را بلند میبرد .به این ترتیب چون حمل و نقل محصولات بین نقاط عرضه و تقاضآ توازن برقرار مینماید از نوسانات غیر عادی نرخها جلوگیری شد ه باعث استقرار بیشتر نرخها میگردد . بطور مثال اگر خربوزه کندز به صورت دوامدار به کابل و دیگر نقاط توضیح  و استهلاک انتقال نگردد نرخ آن در مراکز تولید بسیار پائین آمده و باالعکس در کابل و دیگر نقاط استهلاک بسیار صعود خواهد کرد .طوریکه حمل نقل اشیآ از مراکز تولید به مراکز استهلاک ضروری پنداشته میشود توقع میرود که اشیای متذکره به وقت مناسب نیز به نقاط استهلاک برسند . بنآ ترانسپورت نه تنها مفیدیت محل بر اشیآ علاوه میکند بلکه مفیدیت وقت نیز بر اشیآ بوجود میآورد .انکشاف زراعت در مجموع بستگی کامل به انکشاف وسایل حمل و نقل و مواصلات در کشور محبوب ما افغانستان دارد . چون مؤلدین محصولات زراعتی  بنآ بر خصلت تولید شان در تمام نقاط مملکت پراگنده میباشند تولیدات اضافی شان باید از تمام مراکز تولید جمع آوری گردد و بعد به مراکز توضیع ویا استهلاک انتقال داده شود که این کار بدون موجودیت یک شبکه وسیع خطوط مواصلاتی (سرک ها) وتسهیلات حمل و نقل که نقاط تولید را به مراکز استهلاک وصل کند امکان پذیر نیست . پیمانه تولید دهاقین بستگی کامل به یک شبکه کامل وسیع خطوط مواصلاتی ووسایل حمل و نقل دارد موجودیت این تسهیلات باعث میشود که دهاقین محصولات خود را به نرخ بلند به فروش برسانند که در نتیجه باعث تشویق تولید و بلند رفتن سطح در آمد دهاقین و بهتر شدن سطح زندگی آنها میگردد .حمل و نقل محصولات زراعتی از مزرعه تا سرک ، ستیشن ریل ، بند کشتی ها و دیگر مراکز تجمع شاید توسط مؤلدین یا اولین خریدار اجرآ گردد .انتقال محصولات از مراکز تجمع به مارکیت های مرکزی  و نقاط توضیع توسط تصدی ها ی مخصوص ترانسپورتی صورت میگیرد انتقال محصولات به مراکز پرچون فروشی توسط عمده فروشی ها و یا پروسس کننده ویا خود پرچون فروش و از پرچون فروش به مستهلک توسط خود مستهلک صورت میگیرد . محصولات زراعتی اکثرآ تسهیلات به خصوص ترانسپورتی را احتیاج دارند بطور مثال ترانسپورت حیوانات مزرعه ایجاب لاری های مستحکم را مینماید که با آب خوره ها و غذآ خوره های ثابت مجهز باشد انتقال میوه جات ، سبزیجات ، شیر و گوشت هر کدام وسایل به خصوص ترانسپورتی را ضرورت دارد اگر وسایل ترانسپورت مکفی نباشد و به نوع محصول مطابقت نداشته باشد امور حمل نقل محصولات زراعتی بطی گردیده و محصولات در جریان حمل نقل فاسد و خراب میگردد که این امر باعث بلند رفتن مصارف حمل و نقل متضرر شدن مستهک و کاهش مؤثریت مارکیتنگ میگردد . 3- وظیفه پروسس یا تغیر شکل: شامل آن عده از فعالیت های صنعتی میباشد که در آن شکل اشیآ تغیر میخورد هدف اصلی پروسس علاوه نمودن مفیدیت شکل روی محصول میباشد پروسس محصولات مفیدیت وقت نیز بر اشیآ و خدمات علاوه میکند زیرا ذخیره بعضی از محصولات زراعتی از یک وقت به و قت دیگر بدون تغیر شکل آنها امکان پذیر نیست .پروسس محصولات زراعتی رابطه نزدیک به انکشاف اقتصادی و اجتماعی یک مملکت دارد . به هر پیمانه که جامعه از نگاه اقتصادی و اجتماعی رشد نماید از یک طرف افراد جامعه در عادت استهلاک استهلاک خود تنوع پسند میگردد و ازطرف دیگر خانواده ها وقت کمتر به پروسس کامل مواد خوراکه در خانه های خود میداشته باشند آنها آرزو میداشته باشند که محصولات زراعتی و خوراکه ها بصورت آماده و نیمه آماده وقابل استفاده در آید همچنین همزمان با انکشاف اقتصادی جامعه تقاضآ برای میوه جات ، سبزیجات وسایر خوراکه ها دوامدار میگردد . بنآ موسمی بدون تولید این محصولات و خاصیت تازگی  وزود فاسد شدن بعضی از آنها چنین حکم مینماید که محصولات مذکود اولآ پروسس شده بعد در قطی ها ویا ظرف های مخصوص نگهداری گردیده و بصورت تدریجی عرضه گردد .تقریبآ همه انواع خاندان لوبیآ ، بسیاری از انواع سبزیجات ، اقسام مختلف میوه جات ، انواع گوشت ها ، محصولات شیر وهمه انواع حبوبات پروسس میگرردد . چون راجع به پروسس محصولات زراعتی در فصل های آیند ه به تفصیل صحبت میگردد بنآ به تشریح مکمل موضوع در ینجا نمیپردازیم . ج – وظایف تسهیلاتی : عبارت از آنعده از وظایف مارکیتنگ میباشد که اجرای درست وظایف فزیکی و تبادلوی را آسان میسازد . یک سیستم مارکیتنگ با کفایت بدون وظایف تسهیلات ممکن نیست . وظایف مهم تسهیلات عبارتند از : تمویل – جمع آوری اطلاعات مارکیتی ، سورت و استندرد ، بیمه . 1- وظیفه استندرد و سورت محصولات زراعتی : سورت نمودن عبارت از درجه بند ی محصول به سورت های مختلف بر حسب استندرد های تعین شده میباشد تمام محصول داخل یک سورت با در نظر داشت معیاری که برای آن تعین شده خواص و نام همان سورت را دارآ میباشد . بعد از معیارهای سورت و درجه بندی محصولات زراعتی عبارتند از : بزرگی ، شکل ، مزه ، رنگ ، درجه پختگی ، کیفیت ، ترکیب کیمیاوی ، پاکی و دیگر خواص قابل سنجش میباشد که ارزش تجارتی و استهلاکی محصول را تعین میکند . از مقاصد مهم سورت و درجه بندی فراهم نموده تسهیلات برای معامله کنندگان است تا بتوانند اشیای دلخواه خود را به قیمت مناسب با اعتماد کامل و به آسانی بدست بیاورند و بفروشند . چون موضوع استندرت و سورت محصولات زراعتی یکی از موضوعات مهم اقتصادی و تجارتی است راجع به این موضوع در یک فصل جداگانه صحبت به عمل میآید . 2 – وظیفه تمویل : عبارت از تمدید کرید یت ، تدارک پولی و عرضه آن برای کسانیکه است که برا ی اجرای فعالیت های مارکیتنگ به پول ضرورت دارند . تمویل جریان اشیآ و خدمات از مؤلد به مستهلک سریع تر میسازد . تمویل یکی از خدمات ضروری مارکیتنگ به شمار میرود . یقینآ موسسات که وظیفه انتقال  و توضیع اشیآ و خدمات را از مؤلد به مستهلک به عهده دارند پول زیاد ضرورت دارند و این پول باید از منابع مناسب پولی تهیه گردد  . بانک های انکشاف صادرات بانکهای صنعتی و سایر بانکهای تجارتی وظیفه تهیه خدمات قرضه را برای تصدی های صنعتی و گروپ های مختلف تجار به عهده دارند . بدون تسهیلات کافی کریدیت و قرضه برای انجام فعالیت های مارکیتنک ، انتقال و توضیع اشیا و خدمات از مؤلد به مستهلک به تعویق افتیده ، موثریت مارکیتنگ تقلیل یافته و مصارف مارکیتنگ بلند میرو د . در بعضی اوقات انتخاب کانال توضیع توسط خریدار بستگی و خدمات کریدتی آنها دارد خریداران و فروشنده ها مایل اند با تصدی های معامله نمایند که فعالیت های خرید و فروش را تمویل مینمایند . یک تصدی فروش میتواند با تمویل فعالیتها ی خود از کدام منبع دیگر حجم فروش خود را ازدیاد بخشید ه مواد بیشتر بدست آورد . مثلآ با بدست آوردن پول یک تصدی فروش قادر خواهد شد تعداد بیشتر فروشند ه ها را استخدام کند و فعالیت ها ی مربوط به توسعه مارکیت محصول خود را شدت بخشیده . تمویل شامل دو بخش است : 1- کریدت : عبارت از تعویق انداختن پرداخت قیمت یک جنس است برای یک مدت معین به تعقیب خرید جنس مذکور .  در امریکا 56 فیصد تمام  فروشات پرچون فروشان به اساس کریدت صورت میگیرد .این رقم در بین خود تصدی های معاملاتی به 95 فیصد میرسد . کریدت جریان اشیا و خدمات را از مؤلد به مستهلک سریع تر ساخته  و نیز باعث بلند رفتن سطح زندگی خریدار میگردد . زیرا مستهلک قادر میشود اشیای مورد ضرورت خود را به اعتبار عاید آیند ه خود بدست بیاورد . 2 – قرضه : عبارت از تهیه و پرداخت و پول است برای مدت کوتاه و یا دراز برای کسانیکه یک فعالیت اقتصادی و یا معاملاتی را روی دست میگیرند . تسهیلات قرضه در ساحه تجارت و صنعت باعث تشویق بیشتر معامله کننده ها و پروسس کننده ها گردیده از یک طرف آنها فعالیت ها ی تجارتی و صنعتی خود را توصعه میبخشند و از طرف دیگر اشخاص جدی قدرت روی دست گرفتن فعالیت های اقتصادی و تجارتی را حاصل میکنند که در مجموع باعث انکشاف سیستم مارکیتنگ ، بهبود مؤثریت و تنقیص مصارف مارکیتنگ میگردد . 3 – وظیفه قبول خطر : عبارت از قبول احتمال خطر در جریان مارکیتنگ محصولات میباشد . در یک اقتصاد مغلق و پیشرفته تولید و توضیع کاملآ به اساس ضرورت فعلی صورت نگرفته بلکه بیشتر متکی به ضرورت های پیشبینی شده و آیند ه میباشد چون آینده صد فیصد قابل پیشبینی نیست در نتیجه عوامل طبیعی ، اشتباهات خود انسان و یا در نتیجه تغیرات شرایط اقتصادی خطرات احتمالی متوجه انسان است . بنآ در جریان تولید ، پروسس ، ذخیره ، حمل و نقل و غیره فعالیت های تجارتی مؤسسات به خطرهای احتمالی رو برو میشوند که مفاد تصدی شان را به خطر مواجه میسازد . برای کاهش دادن این خطرات سیستم بیمه بوجود آمده است که کالاهای تصدی های مارکیتنگ و محصولات تولیدی مؤلدین را بیمه میکند .   خطر سه نوع است : 1-  خطر طبیعی یا فزیکی : این خطرات که ناشی از حوادث طبیعی بوده و باعث منهدم شدن و یا خراب شدن محصو ل میگردد عبارتند از: خراب شدن فزیکی محصول ، باران ، برف ، سردی و گرمی ، برق ، سیلاب ، طوفان ، زلزله ، حریق ، امراض و حشرات و غیره . 2- خطر از ناحیه انسان (human risk)   این خطر نیز به سه نوع است . الف – خطر شخصی personal risk : این خطر متوجه یک شخص و یا یک تصدی در نتیجه عدم توانایی رقابت, بلند رفتن معاش کارگران , بی احتیاطی , مریضی , تصادم ,مرگ و مهاجرت است که همه آنها با عث عدم موثریت در فعالیت و تقلیل عواید از یک فعالیت مشخص اقتصادی یا معاملاتی میگردد. تقویه آگاهی از شرایط عرضه و تقاضا و سایر معاملات تجارتی و نیز تقویه مهارت های منجمنت مدیر تصدی میتواند خطرات که از ناحیه فکتور های انسانی متوجه رهبر تصدی های تجارتی و معاملاتی میشود کاهش بدهد. ب – خطر از ناحیه مشتری ها  Customer risk  : مثلآ خطر که از ناحیه پرداخت حسابات مشتری متوجه یک تصدی است و یا یک تصدی بنآ بر بعضی عوامل مشتری های خود را از دست میدهد و حجم معاملات او کاهش میابد . ج – خطر از ناحیه حکومت Government risk  : خطرات که از ناحیه بلند رفتن تکس محدود شدن فعالیت های یک تصدی توسط حکومت ، کنترول نرخها و یا بروز جنگ ها و بی ثباتی متوجه یک تصدی مارکیتنگ است . 3 – خطر اقتصادی یا مارکیت : این خطر در اثر نوسانات نا مطلوب نرخها متوجه یک تصدی میگردد . خطر اقتصادی یا مارکیت هم دو نوع است . الف : خطر زمان Time risk   : نرخ با گذشت زمان نوسان میکند این نوع نوسانات با برهم خوردن تعادل عرضه  و تقاضا ارتباط دارد که عوامل زیر باعث برهم خوردن تعادل عرضه  و تقاضآ میگردد . 1-   مشبوع شده بازار 2-   تغیر در تقاضای مستهلک 3-   اختراعات و اکتشافات جدید 4-   رقابت ها  5-   شرایط عمومی معلومات 6-   نوسانات موسمی تولید و نرخها ب – خطرمحل place risk  : تقاضا ونرخ در یک محل ثابت نمیماند خطر که از ناحیه تغیر در تقاضای مردم در یک محل و تغیردر نوع محصول بنآ بر شرایط تغیر در تقاضا است بنام خطر محل یاد میگردد . شرایط جغرافیائی و شرایط تقاضای سبب وقوع چنین خطر میگردد همچنان بعضی مناطق تجارتی در نتیجه انکشاف جدید اهمیت خود را از دست داده و کسانیکه در آن نقاط فعالیت های تجارتی دارند به خطرات مواجه  میشوند بطور مثال : پایتخت ها از یک محل به محل دیگر میرود بازار های محل خود را تغیر میدهد واحد های اداری که در اطراف آن بازار ها  و مراکز خرید و فروش ایجان میشوند تغیر محل میکند . روشهای مقابله با خطر : برای مقابله با خطر دو روش عمده موجود است . 1-   تقلیل خطر : برا ی تقلیل خسارات احتمالی یک تصدی به اقدامات زیر دست میزند الف – فعالیت های مربوط به تصدی خود را از سر تنظیم میکند . ب   -  مؤثریت و سایل فزیکی خود را بهتر میسازد . ج   - از نتایج تحقیقات مارکیتی استفاده میکند . 2- انتقال خطر به کسانیکه و ظایف قبول همچو خطرات را به عهده دارند : در صورت انتقال خطر به شخص دیگر از روش های زیر استفاده میشود . الف – تصدی محصول و یا تصدی خود را بیمه میکند . ب   - محصول خود را به نرخ ارزانتر به فروش میرساند تا از خسارات ناشی از نوسانات بیشتر نرخ اجتناب کند . ج   - حکومت خطرات ناشی از پایان آمدن نرخ محصولات زراعتی را در مارکیت تعین میکند و محصولات را به یک نرخ معین خریداری میکند . د  - برای اجتناب خسارات از نوسانات نرخها معامله کننده ها به معاملات پیشکی مبادرت میورزند که این عملیه بنام (Hedging) و یاFuture contract  یاد میشود . Hedging  عبارت از خرید و فروش همزمان یک محصول در مارکیت نقده و در مارکیت پیشکی در یک تاریخ معین است  . بطور مثال یک معامله کنند (Hedger ) به تاریخ دوم میزان داخل مارکیت میگردد او در همین تاریخ از مارکیت نقده میخرد و به مارکیت پیشکی (Market future ) در همین تاریخ میفروشد . در دهم میزان او در مارکیت نقده میفروشد و از مارکیت آینده میخرد . برای روشن شدن این مطلب مثا ل زیر ارائه میگردد . وظیفه جمع آوری و انتشارات مارکیتی : طوریکه از مفهوم این اصطلاح معلوم میگردد این وظیفه عبارت از جمع آوری , تحلیل و تفسیر و انتشار اطلاعات مارکیتی میباشد. فعالیت های مختلف مارکیتنگ در خلال اطلاعات مارکیتی بدرستی انجام یافته نمیتواند . اطاق های تجارت مثال کوچکی از سازمان های تسهیلاتی است که در این ساحه فعالیت میکنند . چون موضوع اطلاعات مارکیتی از موضوعات بسیار مهم مارکیتنگ بشمار میرود بناً روی این موضوع در فصل های آینده به تفصیل صحبت به عمل خواهد آمد . مؤسسات مارکیتنگ : روش دیگر برای تحلیل پرابلم های مارکیتنگ بررسی و مطالعه موسسات واجنسی های است که وظایف مختلف مارکیتنگ را انجام میدهند. واسطه های مارکیتنگ (Middlemen of marketing  ) : عبارت از اشخاص و یا سازمانهای است که وظایف مختلف مارکیتنگ را انجام میدهند . میانجی های مارکیتنگ بر حسب ذیل طبقه بندی شده میتواند : الف – تجارها  Merchant middlemen : 1-   پرچون فروشی ها 2-   عمده فروش ها . ب – دلالان  Agent Middlemen  : 1 – بروکر  Brokers   2 – کمیشن کار  Commission men ج – محتکرین  Speculative Middlemen د – پروسس کننده ها . ھ – سازمانهای تسهیلاتی . تجاران : صاحب یا مالک محصول خویش بوده و اشیای مورد معامله نزد خود شان میباشد و خرید و فروش را بخارطر منفعت خود شان مینمایند . پرچون فرو ش محصول را برای فروش مجدد میخرد ازینرو نماینده شخص عمده فروش در برابر مستهلک میباشد .از نظر انجام وظایف پرچون فروش میتواند تمام وظایف مارکیتنگ را انجام دهد . این گروپ میانجی ها فیصدی بزرگ مؤسسات مارکیتنگ را در افغانستان تشکیل میدهند . عمده فروشها اشیای دست داشته خود را برای پرچون فروشان ، دیگر عمده فروشان و استفاده کننده های صنعتی میفروشند ولی حجم فروشات شان مستقسمآ برای مستهلک بسیار ناچیز است . فعالیت عمده فروشان هم محدود نیست میتوانند اشیای مختلف را در دست داشته و با آن معامله نمایند یا تنها اشیای محدود را معامله نمایند اینها شاید عمده فروشان نقد فروش باشند ویا وظیفه تهیه کریدیت و انتقال محصول را نیز به عهده بگیرند . دلالان  : اینها بحیث نماینده اجرای وظیفه مینمایند اینها مالک اشیای مورد معامله نمیباشند در حالیکه عمده فروش و پرچون فروش مفاد خود را از تفاوت بین قیمت خرید و فروش بدست میآورند . دلالان عواید خود را بطور کمیشن یا حق الزحمه بدست میاورند . دلالان در واقعیت خدمات خود را بر مشتری های خود میفروشند . اشیای مورد معامله دلالان عبارت از فهم و داشته اطلاعات مارکیتی است که در موجودیت این اطلاعات اشخاص معامله گر را بهم نزدیک میسازند . کمیشن کاران نمایند فروش تجاران در مارکیت بوده معمولآ اشیای مورد معامله نزد شان میباشد ولی  مالک اشیا نمیباشند اینها در مورد اشیای مورد معامله دارای صلاحیت بیشتر بود ه و کمیشن خود را به شکل یک فیصدی از فروشات خود بدست میآورند اگرچه خطری متوجه کمیشن کارها نیست و لی اینها کوشش اعظمی خود را مینمایند تا از وقوع همچو خطر اجتناب نمایند . بروکر ها محصول مورد معامله را بصورت فزیکی هم در اختیار ندارند و اینها خریداران و فروشنده های احتمالی را به هم نزدیک میسازند اینها از اطلاعات جامع که در مورد منابع عرضه ، تقاضآ ، نرخها دارند معامله گران را به هم  نزدیک ساخته برای معامله گران بطور میانجی مشوره ها میدهند . ومعامله را سرعت میبخشند و بعد از اجرای معامله در بدل حق الزمه در خواست میکنند . محتکرین : مالک اشیای مورد معامله بوده و هدف فعالیت شان بهره برداری از نوسانات قیم میباشد محصولات زراعتی را در زمانی که مقدار عرضه بسیار میشود و نرخ آن نازل است خریداری نموده جمع آوری و ذخیره مینمایند و زمانیکه مقدار عرضه در بازار  بسیار کم شد و نرخ محصول در بازار بلند رفت دوباره محصول ذخیره را در بازار عرضه نموده از فروش خود عاید بدست میآورند هرگاه احتکار و ذخیره به اندازه برسد که عرضه محصول در مارکیت بسیار کم شود این عمل نادرست بوده تدابیری باید اتخاذ گردد که از همچو اعمال جلوگیری گردد زیرا در تحت همچو شرایط استقرار نسبی نرخها از بین رفته به ضرر مستهلکین تمام میشود . پروسس دهنده ها : به منظور اجرای بعضی عملیات روی تولید و تغیردادن شکل آنها فعالیت مینمایند برعلاوه این پروسس دهنده های مواد غذائی عملیات دیگری را نیز اجرآ مینمایند بعضی از پروسس دهنده ها مانند پروسس دهنده های گوشت ، آرد ، میوه جات  و سبزیجات معمولا خود شان به حیث نماینده خود تولیدات را از محل تولید خریداری مینمایند حصه اعظم پروسس کننده ها میکوشند تا از طریق اعلانات خود را به مستهلکین حقیقی نزدیک ساخته و ازینرو فعالیت فروش را نیز خود شان اجرآ مینمایند . تشکیلات تسهیلاتی : تشکیلات تسهیلاتی به Middlemen های مختلف کمک مینماید تا آنها بتوانند و ظایف خود را بصورت درست انجام دهند همچو تشکیلات بصورت مستقیم در پروسس مارکیتنگ ، خرید ، فروش ، پروسس و احتکار دخالت نمینمایند . یک گروپ ازین تشکیلات تسهیلات فزیکی را جهت انجام معاملات ویا اینکه زمینه را برای نزدیک ساختن فروشنده و خریدار فراهم مینمایند . اینها عاید خود را از پرداخت فیس کسانیکه از تجهیزات شان استفاده مینماند تآ مین مینمایند . گروپ دیگری ازین تشکیلات شامل کتگوری کمپنی های تجارتی و اتاقهای تجارت میباشند . مقصد اصلی این تشکیلات جمع آوری ، ارزیابی و انتشار اطلاعات برای گروپهای معین تجار میباشد . اینها میتوانند تحقیقات مفید تجارتی را برای یک گروپ معین انجام دهند . تشخیص ضروریات مستهلکین  مفهوم ضروریات  : ضروریات بصورت مختلف تعریف شده میتواند . از نگاه سایکالوژضرورت عبارت از احساس است در مقابل کمبودی شی که بواسطه فراهم نمودن آن شی بیلانس سایکالوژی و بیولوژیکی انسان دوباره برقرار میگردد . بیلانس سایکولوژی از یک چنین یک فرضیه منشه گرفته که ارگانیزم دارای مراحل بیلانسی و غیر بیلانسی است . مراحل بیلانسی آن بواسطه پروسس جبران ضروریات تکمیل میگردد یعنی هر قدر که ارگانیزم در حالت غیر بیلانسی قرار میگیرد میکانیزم سایکولوژیکی داخلی برای استقرار بخشیدن بیلانس به حرکت میآید و یا به عباره دیگر احساس ضرورت ایجاد میگردد. میکانیزم که انسان را به یک عمل وادار میسازد بنام میکانیزم انگیزش یا محرک یاد میشود به اساس گفته فوق اگر ضرورت را منحیث انگیزش برای اعمال معین انسانی جهت جبران نمودن ضروریات تشخشص نمائیم آنوقت است که بصورت عموم پروسس جبران ضروریات دارای شکل ذیل میباشد . بطور خلص ضرورت عبارت از احساس کمبودی برای یک متاع و یا یک خدمت است که با رفع آن تعاد ل بیولوژیکی ، روانی ِ، اقتصادی  و اجتماعی و کلتوری انسان دوباره بر قرار میگردد و در نتیجه آن انسان خرسند و راضی میشود . ضرورت میتواند فردی باشد ، گروهی باشد و یا محلی و یا ملی . همچنان ضرورت امکان دارد اقتصادی باشد ، اجتماعی باشد ، و فرهنگی باشد و یا دفاعی .ضرورت عبارت از یک پدیده دانمیک ( متحرک ) است که با گذشت زمان در نتیجه تعداد زیاد عوامل مثبت و منفی تغیر مینماید. چون ذوق انسان ، درامد او و امکانات او همیشه در تغیر است ضرورت او نیز همیشه در تغیر میباشد .   ضروریات ( انگیزش و تحرکات ، موجب ، هوس (غیربیلانسی) ↓ هدف ↓ جبران ضروریات       (بیلانس ) ارایه مودل فوق مربوط ضروریات فردی است و همچنان در ضروریات اجتماعی میتوانیم  پروسس مشابه را برای درک و جبران ضروریات مورد بحث قرار دهیم . اجتماع منحیث کل دارای عین ضروریات است که بعد از ایجاد انگیزه های معین باید آنرا جبران نمایند . همچنان در مناسبات ضروریات اجتماعی باید بیلانس معین ( بیلانس سکتور های اقتصادی ) در نظر گرفته شود .فهمیدن ضروریات بخاطر مهم است که بدون تشخیص ضروریات تولید وجود ندارد  و مصرف ضروریات را دوباره ایجاد مینماید . رابطه بین ضروریات ، تولید و استهلاک برای آن نوع ضروریات مهم پنداشته میشود که تنها بواسطه جریان اشیا و خدمات جبران میگردد . طبقه بندی عمومی ضروریات : ضروریات را میتوانیم از نگاه مختلف طبقه بندی نمائیم . ضروریات فردی و اجتماعی  : ضروریات فردی در برمیگیرد ضروریات را که دریک انسان منحیث یک ضرورت فردی تبارز میکند . مثلآ غذآ ، پوشاک ، مسکن ، دوا ، تعلیم  وتربیه ، استراحت ، تفریح ، کار وغیره . ضروریات اجتماعی تشریح مینماید ضروریات را که در آن منحیث حصه از ضروریات مشترکی وجود داشته باشد . مثلآ ضروریات سازمانها ، ضروریات اتحادیه ها ، ضروریات دفاعی ، ومحافظوی ، ضروریات تنظیم و پلان  ، ضروریات تعلیم  و تربیه ، ضروریات خدمات صحی ، ضروریات ابلاغیه ها و امثال آن قابل محاسبه است . ضروریات را از نقطه نظر شکل میتوان تقسیم نمود و ازین نقطه نظر ضروریات به ضروریات مصرفی و ضروریات تولیدی تقسیم شده است ازین نقطه نظر ضروریات مصرفی ضرورت فردی را دریک فرد و یا دریک فامیل در بر میگیرد . ضروریات تولید هریک موضوعات اقتصادی وغیر اقتصادی را دربر میگیرد که برای تلافی عاید و جبران ضروریات مشترک استعمال میشود بطور مثال : مؤلد ضروریات تولید ی را  از طریق وجه بودیجه وی برای تولید جبران مینماید درین پروسس مؤلد ارزش جدید را ایجاد مینماید که از درآمد خویش  و حصه از امتیاز را برای جبران ضروریات مشترکی مد نظر میگیرد درین بازدید اتحاد بین ضروریات فردی اساس قرارداده شده است حقیقتآ در اجتماع که مالکیت شخصی برای تولید بنآ یافته است مصارف تولید ی دارای انگیزه ها و اهداف دیگر میباشد مالک وسایل برای تولید جهت ازدیاد نمودن سرمایه عمومی وهمچنان ازدیاد نمودن عاید شخصی خویش دارای ضروریات دیگری سرمایوی نیز میباشد . ضروریات تولید ی را میتوانیم بطرف دیگر سوق دهم که عبارت از ضروریات جهت ازدیاد نمودن دارائی اجتماعی ، ضروریات برای جبران مسلسل مصارف مجموعی است . ضروریات تولیدی را میتوانیم از نگاه نوعیت تولید تقسیم نمود ازینجاست که ضروریات برای اساسات کار و ضرورت به انرژی و لوازمات داریم . ضروریات انفرادی مردم : 1-   ضروریات بیالوجیکی 2-   ضروریات سایکولوجیکی  1- ضروریات بیالوجیکی : این ضروریات بنام ضروریات طبیعی یا ذاتی نیز یاد میشود و بقای انسان وابسته به جریان همین ضروریات میباشد . غذآ ، لباس ، مسکن و دوآ از جمله همین ضروریات حیاتی به شمار میرود . محافظت از حوادث هم جز از ضروریات بیولوجیکی انسان است . 2 – ضروریات ساکولوجیی : از حالت معقول روانی انسان بوجود میآید و بنام ضروریات روانی یاد میشود و در پروسس پیشرفت انسان منحیث حصه از موجودیت اجتماعی کمک مینماید و این ضروریات بصورت عمومی قرار ذیل تقسیم شده است : ٭ ضروریات تعلق یا ضروریات اجتماعی که مردم را وادار میسازد که در جمعیت همکاری نماید ، ارتباط پیدا نماید و متحد شود . ٭ ضرورت برای پیشرفت . ٭ ضرورت برای تسلط . یعنی تسلط بالای شخص دیگر و یا کنترول سلوک دیگران به منظور حاصل نمودن وضع گروپها . از نگاه مارکیتنگ بصورت عموم طبقه بندی ضروریات به ضروریات روانی و ضروریات طبیعی قابل محاسبه است . و ازنقطه نظر مارکیتنگ ضروریات روانی عبارت از آن ضروریات است که در انسان به واسطه انکشاف بیالوژیکی در یک اجتماع انکشاف یافته نایل میشود و ضروریات مانند ضروریات اصول  زیبائی ، ضروریات سلامتی ، ضروریات معنوی ، ضروریات مذهبی و امثال آنرا در بر میگیرد .از نقطه نظر مارکیتنگ ضروریات طبیعی بصورت عادی بواسطه ضروریات بولوژیکی تشخیص میشود ودرین نوع ضروریات طبقه بندی ضروریات دیگر شامل است و آن عبارت از ضروریات منطقی و ضروریات غیرمنطقی میباشد (احساساتی و مهیج ) . 1-ضروریات منطقی و معقول را انسان بواسطه انگیزش معقول جبران مینماید و بطور قانونی انسان برای جبران این ضروریات متناوب های مختلف را درک مینمایند و در تصمیم گرفتن جبران آن وقت زیاد را صرف مینمایند . مثلآ خریداری دوامدارمواد استهلاکی مثال خوب برای ضروریات معقول میباشد . 2- ضروریات احساساتی : در تشخیص همجو ضروریات بیشتر احساس انسان دخیل است  و ممکن این ضروریات منطقی و یا غیر منطقی باشد . بسیاری از تحقیقات تجربوی را جع به سلوک انسان در مناطق خریداری نشان  داده است که هر خریداری به اساس تحریک یا سوق دادن مواد در دوکان ها و یا مغازه ها بدون تصمیم پیشکی صورت میگیرد و به سرعت در خریداری مواد کوشش میگردد که ضروریات معقو ل یا منطقی را ثابت بسازند . ضروریات را میتوان به اساس نوع طبقه بندی نمود از نگاه فوق ضروریات به خوراک ، پوشاک ، مسکن ، حمل و نقل ، صحت ، تفریح ، تعلیم و تربیه ، کلچر و امثال آن قابل محاسبه است . هریک از طبقه بندی ضروریات آنقدر که بین هم ارتباط مینماید به همان اندازه اهمیت برای مارکیتنگ دارد زیرا مؤلدین در فعالیت های خویش مجبور اند که ضروریات مورد ضرورت مستهلک را تآمین نماید . درخریداری یک شی اهداف چندین جانبه میتواند وجود داشته باشد یا به عبارت دیگر بعد از انگیزش دیگر میتواند به وجود  و مارا در روابط  که در بین عناصر مارکیتنگ (نرخ تولید ) موجود است آشنآ بسازد در بسیاری از موضوع سایکالوژیکی درک شده است که در پهلوی ضروریات چند جانبه برای اعمال معین انسان همیشه ضروریات برجسته دیگر وجود دارد . ٭ ضروریات زیبانی ٭ ضروریات واقعیت ٭ ضروریات فهم و دانش ٭ ضروریات برای احترام ٭ ضروریات برای اطمینان  و یا امنیت . ٭ ضروریات هیجانی ٭ ضروریات بیولوژیکی ضروریات و مؤلد : مستهلک قسمت بزرگ ضروریات خویش را از طریق خریداری و استهلاک تولید ویا خدمات رفع مینماید در خریداری و استهلاک انگیزش ویا ترکیب ضروریات وجود دارد که تولید را بوجود  میآورد قسمت بزرگ تحقیقات نشان داده است که خریدار تولید را برای استهلاک فردی اجتماعی خریداری مینمایند . میخواهد مارکیت را  بصورت فردی بنا نماید در عین زمان میخواهد ذوق گروپ معین را در مورد استهلاک تولید انعکاس دهد . ازینجاست که پروسس تآمین ضروریات را برای ضروریات فردی و اجتماعی استعمال میگردد . ضروریات در هر فرد ، هر گروپ و هر ملت دارای ارزش مختلف است . و همچنان ضروریات از نگاه سرعت نیز فرق میشود بسیاری از علایم ضروریات از نگاه اقتصادی ، اجتماعی و تسلیمی مستهلک تعریف شده است ازین نگاه هر یک از مؤلد تحقیقات را راجع به ضروریات از نگاه جنبه ها و سازش مارکیتنگ که عبور اساسی فعالیت های مارکیتنگ است ارائه مینماید . ازنگاه مؤلد فهمیدن جنبه های ضروریات قرار ذیل مهم پنداشته میشود . ٭ شدت و تآکید ضروریات ٭ مقدار ضروریات : چقدر تولید یا خدمات ضروری است که ضروریات را تآمین نمایند . ٭صراحت ضروریات : یعنی دقت و ثبات قدم که بواسطه هریک از ضروریات احساس میگردد . ٭ آمیزش یا ترکیب ضروریات  : تعداد جنبه ها و عوامل که هر فرد را به ضروریات ارتباط میدهد . ٭ دفعات ضروریات : یعنی در یک وقفه چند مرتبه ضروریات ظاهرمیگردد . ٭ قبول ضروریات : که در یک فرد یا اجتماع احساس میشود به کدام پیمانه قابل قبول است . ٭ جنبش یا حرکت ضروریات  : احساس و درک ضروریات در هرفرد به کدام طریق ومیکانیزم جنبش داده میشود . ٭ سرعت جریان ضرویات  : آیا تآ مین ضروریات در امروز زیاد است یا در آیند ه . ٭ تعین و اطمینان ضروریات  : احتمالات  که بواسطه آن هر فرد در و قوع ضروریات ارتباط پیدا مینمایند . ٭ رفع ضروریات  : طریقه که بواسطه آن ضروریات به اساس سلوک معین تآمین میشود که خواه این مؤلد سلوک احساساتی باشد یا منطقی باید جبران گردد . مؤلد بواسطه فعالیت های خویش باید تآمین یا جبران ضروریات را بر مستهلکین طوری فراهم سازد که مستهلک آن را آرزو دارد به واسطه فعالیت های خویش میتواند آن ارزش ها را اختصارنماید که مطابق ضروریات صحیح مردم نیست . هریک ا ز اجتماع دارای ارزش معین است که در پروسس تولید و استهلاک ظاهر میشود یکی از مسایل مهم درین پرابلم مطابقت پیشرفته ذاتی و جسمی ضروریات است در مشاهدات ترکیب ضروریات واضح است که نوع از ضروریات جسمی و طبیعی باید جبران شود همچنان در مسایل مالی و اقتصادی میتوانیم ضروریات را سرعت دهیم که هر یک ، هرگروپ و موضوعات میتواند ایجاد شود مورد دل چسپی اجتماع است . مستهلکین محصولات زراعتی استهلاک و مستهلکین : استهلاک عبارت از استعمال  و یا مصرف اشیآ وخدمات جهت اقناع بعضی از ضروریات وخواسته های انسانها است . کسانیکه اشیآ و یا خدمات را استعمال و یا مصرف مینمایند بنام مستهلکین یاد میشوند .آنهائیکه اشیا  و خدمات را به منظور فرو ش مجدد میخرند مستهلکین گفته نمیشوند . کسانیکه میخواهند مسایل مارکیتنگ را تحلیل  و پرابلم های آنرا حل نمایند باید مشخصات مستهلکین را نیز بدانند . همانطوریکه عادات افراد از هم متفاوت است به همان گونه مشخصات آنها برای استهلاک تولیدات زراعتی به اساس تعداد ، ترکیب سن ، عاید ، شغل ، دین ، ملیت وغیره مشخصات اجتماعی و اقتصادی فرق میکند . وقتیکه مستهلک برای خرید یک متاع اقتصادی تصمیم میگیرد و یک محصول را میخرد در باره مفیدیت و یا ارزش استعمال متاع مذکود فکر میکند او متیقن است که متاع خریده شده بعضی از ضرورت ها و یا خواسته ها ی منطقی او را مرفوع ساخته است . مستهلک در وقت تشخیص ضرورت و انتخاب یک متاع اقتصادی و خریدن آن عوامل زیر را در نظر میگیرد . 1 – ارزش وظیفوی محصول : یعنی محصول چی نوع از ضرورت و نیاز مندی او را رفع مینماید در قسمت مواد غذائی این به معنی رول اساسی غذا در بقای زندگی و صحت و سلامت انسان است . 2 : مستهلک در وقت خرید متاع فکر میکند که آیا متاع مورد نظر او از نظر اجتماع که در آن زندگی میکند قابل قبول است و یا خیر . اگر یک متاع مود نظر مستهلک از طرف اجتماع قابل نباشد او جرئت خرید آنرا نخواهد داشت . 3 – موجودیت محصول قابل تعویض : هرگاه برای یک محصول مورد دلخواه مستهلک محصولات قابل تعویض موجود باشد و مستهلک از موجودیت آنها آگاهی داشته باشد در انتخاب محصول آزادی بیشتر میداشته باشد . 4- قضاوت ذهنی مستهلک : قضاوت ذهنی مستهلک در باره رنگ ، دیزاین و مفیدیت محصول تآثیر زیاد دارد . 5 – قدرت خرید : مستهلک قبل از خرید در مورد خرید یک کالا در باره توان مالی و اقتصادی خود فکر میکند . موقعیت مستهلک در مارکیتنگ : نفوس مملکت بصورت کل منشه استهلاک است بنآ مارکیت مستهلکین از جامعه تشکیل گردیده است که به قسم فرد یا گروپ عمل مینمایند . اینها اشیا و خدمات را بخاطر رفع بعضی از نیازمندی ها ی استهلاک مینمایند کسانیکه وظایف مارکیت را انجام میدهند باید مستهلکین خود را خوب بشناسند . آنها باید تشخیص کنند که مستهلکین شان کیها اند یا چند نفر اند ، کجا زندگی دارند ، چقدر پول برای مصرف دارند ، چی میخواهند ، چی وقت میخواهند و به کدام شکل اشیا را میخواهند هرگاه مؤسسات مارکیتنگ به پاسخ همچو سوالات مؤفق گردند میتوانند فعالیت های خود را برای تهیه خدمات مؤثر برای حصول  خوشنودی مستهلکین تنظیم نمایند . بعضی از مشخصات عمده مستهلکین که لازم است مؤسسات مارکیتنگ آنها را بدانند عبارتند از : 1-   تعداد و کثرت نفوس . 2-   ترکیب سن نفوس . 3-   عاید نفوس . 4-   طرز استهلاک نفوس . 5-   عادات خرید مستهلکین  . تعداد وکثرت نفوس : تعداد و کثرت نفوس در فی کیلو متر مربع علامه خوبی برای ظرفیت مارکیت میباشد . زیرا تقاضآ برای محصولات رابطه مستقیم به تعداد نفوس دارد برای اینکه سیستم مارکیتنگ فعالیت های خود را بر حسب تقاضای مستهلکین درست تنظیم کرده بتواند باید راجع به تعداد نفوس و کثرت آن معلومات داشته باشد . در شرایط فعلی در حدود 75 فیصد جمعیت 25 ملیونی افغانستان در روستا ها  و باقی مانده در شهر ها زندگی دارند نفوس شهر ها در حال رشد است و علامت خوب برا ی توسعه مارکیت ها به حساب میآید . تعداد و کثرت نفوس در یک ساحه تابع رشد طبیعی نفوس و مهاجرت ها  و بعضی از شرایط دیگر اقتصادی واجتماعی بوده که رشد طبیعی نفوس بالنوبه تابع عوامل دیگر از قبیل توالد و فیات میباشد .آگاهی و اطلاعات راجع به تعداد و کثرت نفوس ازین جهت خیلی مهم است که ازآن بتوان تصمیم گرفت که تولیدات به کجا عرضه گردد ، برای چی تعداد نفر عرضه گردد و ظرفیت مارکیت چقدر است . علاوه بر آن فهم تغیر داد و کثرت نفوس در آینده برای پیش بینی مصرف تولیدات و فعالیت های مارکیتنگ بس ارزشمند است . ترکیب سن نفوس : ضرورت  و خواسته ها ی افراد جامعه نظر به سن شان فرق میکند اطفال کمتر از پنج سال به خوراکه های اطفال ، شیر ،شیرخوارگاه ، کودکستانها ، سامان بازی و البسه اطفال ضرورت دارند . مواد خوراکی و دیگر ضروریات حیاتی بزرگ سالان از جوانان فرق دارد . ضروریات بیولوژیکی ، اجتماعی و سایکولوجیکی جوانان نیز از دیگر گروپ های سن متفاوت است . آنها به لباس های مفشن ، وسایل تفریح ، وسایل تعلیم و تربیه و دیگر لوازمات ضرورت دارند . بنآ فعالیت های سیستم مارکیتنگ باید با در نظرداشت ترکیب سن افراد جامعه  و ضرورت ها ی گروپ های معین سن عیار گردد . عاید نفوس  : پیمانه تقاضا و طرز استهلاک بستگی کامل به نفوس دارد . همین عاید است که تقاضای مستهلکین را از بالقوه به بالفعل د رمیاورد . حجم استهلاک ، طرز استهلاک وطرز زندگی اشخاص کم عاید از طرز و استهلاک و طرز زندگی اشخاص ثروتمند فرق دارد . مستهلکین کم عاید بیشتر از خوراکه های کاربوهایدریتی ، مواد خام ، لباس عادی و لوازم عادی منزل استفاده میکنند درحالیکه ثروتمندان پیشتر از خوراکه های متوازن پروتین دار ، ویتامین دار ، میوه جات ، البسه مفشن و لوازم مفشن منزل و غیره استفاده مینمایند و در عادات خرید خود تنوع پسند میباشند . یکی از مشخصات عمده عاید طرز توزیع عاید میباشد . توضیع عاید بین افراد و فامیلها ، بین مردم روستاها و شهرها ، دربین مناطق ، بین شغل های مختلف و هم توضیع عاید بین گروپهای سن هم از جمله موضوعات مربوط به عاید مستهلکین میباشد . چیزیکه مهم است اینست که توزیع عاید در ممالک رو به انکشاف نسبت به ممالک پیشرفته غیر عادلانه است در افغانستان هم سطح عاید ملی پایان بوده و توضیع عاید ملی نیز غیرعادلانه صورت میگیرد . آنهایکه کنترول بیشتر وسایل تولید را در بر دارند عاید بیشتر بدست شان میآید  . بطور مثال چون قسمت بیشتر زمین و سرمایه در دست یک اقلیت نفوس متمرکز است عاید بیشتر نیز در جیب همین اقلیت ها میریزد . طرز استهلاک :  مقدارخرید امتعه های اقتصادی و انواع اشیای را که مستهلکین میخرند رابطه مستقیم به عاید آنها دارد . طرز استهلاک افراد نیز تا اندازه زیادی بستگی به عاید شان دارد . مطالعه که راجع به طرز استهلاک صورت گرفته نشان میدهد که هر قدر عاید یک شخص و یا یک فامیل اضافه شده برود فیصدی کمتر عاید صرف مواد خوراکه میگردد و نیز هر قدر عاید یک فرد یا یک خانواده بلند برود به همان اندازه ذوق مستهلکین از خریدن موادغذائی نشایستوی به مواد غذائی پروتینی و مواد غذائی ویتامین دارد تغیر میکند . مستهلکین کم عاید مجبور اند که تمامی و یا فیصدی بزرک عاید خود را برای بدست آوردن ضرورت های اولیه زندگی خود (غذآ ، پوشاک و مسکن ) مصرف نمایند در حالیکه مستهلکین ثروتمند قادر اند فیصدی بیشتر عاید خود را برای خریداری امتعه لکس تخصیص دهند  . برای روشن ساختن این مطلب شما چهار فامیل را که هر کدام شان پنج عضو دارند ولی عاید ماهوار شان متفاوت است در نظر بگیرید . فامیل ها               عاید ماهوار به            مصرف ماهوارمواد              فیصدی عاید که بالای ــــــــــ                     افغانی                      غذائی به افغانی        غذا مصرف شده 1- غریب                 1500                          1000                                    67 2- متوسط                3000                          1500                                    50 3- طبقه بالا             6000                          1800                                     30 4- ثروتمند              10000                         2000                                    20  در جدول فوق به خوبی ملاحظه میگردد که فامیل غریب 67 فیصد عاید خود را صرف مواد خوراکه مینماید در حالیکه فامیل ثروتمند 20 فیصد عاید خود را به همین مقصد مصرف مینماید . همچنین باید تذکرشد که فامیل ثروتمند دو برابر فامیل غریب برای مواد خوراکه پول مصرف مینماید این فرق در آن است که فامیل ثروتمند غذای پروتین دار، ویتامین دار و میوه جات مصرف مینماید که نسبت به مواد خوراکه نشایستوی که فامیل غریب مصرف مینماید قیمت است . وهم حجم استهلاک فامیل ثروتمند نسبت به فامیل غریب بیشتر است . چون تغیر در نرخ مواد غذائی بالای قدرت خرید مستهلکین تآثیر دارد . آنها عادات خرید و حجم استهلاک خود را در اثر تغیر نرخ نیز تغیر میدهند . تغیردر نرخ محصولات ضروری از قبیل نمک ، چای  و بوره باعث تغیر بیشتر در حجم تقاضآ نمیگردد ولی تغیردر نرخ محصولات لکس و محصولات زراعتی قابل تعویض باعث تغیر بیشتر در مقدار خرید همان محصول میگردد . طبقه بندی اشیآ : 1- اشیای صنعتی 2- اشیای مصرفی امتعه های صنعتی (سرمایوی ) آنهای اند که در تهیه دیگر اشیا و خدمات مورد استفاده قرار میگیرند مثال اینها عبارت است از ماشین آلات ، پرزه جات ، مواد خام و غیره . امتعه ها ی مصرفی عبارت از آن نوع اشیای اند که توسط مستهلکین بخاطر رفع بعضی از ضروریات مصرفی شان مورد استفاده قرار میگیرند مثلآ غذا ، لباس و پاپوش . از نگاه دوام اشیای استهلاکی به دو نوع طبقه بندی میگردد  . الف – اشیای مصرفی با دوام  Durable goods مثلآ موتر ، بایسکل ، اتو ، یخچال ، رادیو وغیره . ب – اشیای مصرفی بی دوام Non durable goods   مثلآ خوراکه باب ، نکتائی ، پطرول و غیره .   انگیزه های خرید مستهلکین : مستهلکین اشیا را بخاطر رفع نیازمندی و خواهش شان میخرند بعضی از انگیزه هایکه مستهلکین با در نظرداشت آن در مورد خرید اشیا تصمیم میگیرند منطقی بوده ولی تمام تصامیم که مستهلکین در مورد انتخاب و خرید اشیآ اتخاذ میکند منطقی نبوده بلکه بیشتر جنبه احساساتی را دارا میباشد  . انگیزه ها ی منطقی خرید : وقت مستهلک مفیدیت محصول مورد نظر خود را مطالعه مینماید و لایل کافی نزد خود برای خریدن و یا عدم خریدن محصول مورد نظر میداشته باشد ،گفته میتوایم که مستهلک انگیزه های منطقی خرید را دارد .اقتصاد یکی از عوامل مهم است که در خرید منطقی محصول در نظر گرفته میشود بعضی از مستهلکین میل دارند که به نرخ پائین اشیا را خریداری کنند و اینها توسط لیلام ها جلب میشوند در وقت خرید بیشتر چنه میزنند و یا بصورت  عموم اشیای کم قیمت را میخرند و هم در انگیزه ها ی منطقی خرید مستهلک کیفیت محصول ، مؤثریت محصول ، دوام محصول ، مناسب بودن ، مفیدیت را د ر نظر میگیرد . انگیزه های غیر منطقی خرید : بعضی اوقات مستهلک اشیا را بدون د رنظر داشت ضرورت ، مفیدیت ، نرخ و یا کیفیت محصول خریداری میکند او درین حالت انگیزه های غیر منطقی برای خرید محصو ل میداشته باشد . بعضی ازین انگیزه ها عبارتند از : 1- غرور و حیثیت : یکی از انگیزه های مهم خرید پنداشته میشود مستهلک اشیای را میخواهد بخرد که احساس کند او شخص مهم و با ارزش است مثلآ او میل دارد خانه ای بهتر داشته باشد ، موتر کلان داشته باشد ، لباس فیشنی داشته باشد ، اشیای را داشته باشد که او را نسبت به دیگران مهمتر و برجسته تر جلوه دهد . 2- مطابقت با محیط ( Conformity ) : تمایل انسان به داشتن اشیای که دیگران دارند به عباره دیگر تعقیب مود از جمله چنین انگیزه های احساساتی به حساب میرود . 3- امتیاز و برتری The desire to be different  : میتوانیم انگیزه های مهمی برای بعضی اشخاص گردد .این گروپ اشخاص میخواهند که حس خود خواهی خود را حفظ کنند اینها میخواهند که اولین کسی باشند که یک چیزی نو را میخرند این اشخاص میل دارند اولین کسی باشد که یک مودل جدید موتر را میخرند و اولین مود لباس را میپوشندو غیره . 4- تمایل به تفریح The desire for recreation  : این اشخاص میل دارند و قت خود را خوش بگذرانند از اشیای خریدگی خود لذت ببرند این اشیا عبارت از مواد خواندنی ، اشیای سپورتی ، تلویزیون ، رادیو ، رادیو کست وغیره میباشد . 5- تمایل به راحت بودن : مستهلک میل دارد که از گرمی و سردی در امان باشد . 6- حس کنجکاوی : محض بخاطر فهمیدن چگونگی استعمال و یا ساختار یک شی مستهلک آنرا میخرد . 7- علاقه خاص : بعضی اشخاص محض نسبت به اینکه یک متاع را دوست دارد آنرا میخرد . تولید  و پروسس محصولات زراعتی مزارع منحیث واحد اساسی تولید نقطه شروع فعالیت های مارکیتنگ میباشد نوعیت و چگونگی محصولات زراعتی تعین کننده نوعیت و چگونگی مؤسسات مارکیتنگ است و سیستم مارکیتنگ هم بالنوبه بالای چگونگی ، کمیت و کیفیت محصولات زراعتی  تآثر دارد برای اینکه خدمات مارکیتنگ و مؤسسات آن مطابق به نیازمندی های تولیدات زراعتی عیار گردد و انگشاف نماید آگاهی در مورد خصوصیات تولید  و چگونگی محصولات زراعتی لازم و ضروری پنداشته میشود . سایر مزارع در افغانستان به مقایسه دیگر ممالک کوچک است و اکثر فارم ها کوچکتر از ده جریت میباشد تعداد زیاد فارم ها در افغانستان فارم های عمومی است یعنی محصولات متنوع را در یک فصل تولید مینمایند  .اکثر دهاقین افغانستان بخور ونمیر هستند . اینها پلان های تولیدی خود را بر حسب ضرورت ها و نیازمندیهای خود شان طرح مینمایند و در قسمت تغیر عوامل اقتصادی حساس نمیباشند . اینها قسمت بیشتر عوامل تولید خود را از داخل مزرعه تهیه مینمایند اینها  از مارکیت کاملآ مجزا نیستند . اینها یک قسمت از محصولات اضافی خود را از برای رفع دیگر ضروریات زندگی خود در مارکیت عرضه میدارند ولی حجم فروشات شان در مارکیت از 50 فیصد تولید شان میباشد . سیستم مارکیتنگ وظیفه دارد که تولیدات اضافی آنها را از تمام نقاط مملکت جمع آوری نماید بعد از تجمع و سورت بندی ابتدائی به مارکیت های عمد ه انتقال بدهد . یک قسمت عمده محصولات زراعتی که داخل سیستم مارکیتنگ میشود از فارمها ی تجارتی و اختصاصی بدست میآید . این فارم ها اکثرا روش های علمی زراعت را تعقیب مینمایند اکثر عوامل تولید خود را از خارج مزرعه بدست میآورند و در مقابل تغیر عوامل اقتصاد ی حساس میباشند . تولید زراعتی در مناطق جغرافیائی مختلف متمرکز است بطور مثال تولید انگور در کوهدامن و ارغنداب تولید قره قل د ر شمال هندوکش  وتولید ستروس در ننگرهار متمرکز است صفحات شمال را بنام کندوی غله افغانستان یاد میکند . حاصل خیز ترین مناطق افغانستان را وادی ها ، ساحل دریاها و دیگر مناطق آب دار تشکیل میدهد .چون بارندگی اساس موجودیت آنها را د رکشور تشکیل میدهد حجم تولیدات زراعتی بستگی زیاد به بارندگی سالانه در کشور دارد به همین دلیل تولیدات بعضی محصولات مانند گندم للمی از یک سال تا سال دیگر بسیار فرق میکند تولیدات دیگر محصولات نیز از یک سال تا سال دیگر در نوسان است . مطالعه نرخ ها و نوسانات شان و نیز مطالعه اوضاع مارکیت شرایط عرضه و تقاضای محصولات زراعتی باید در روشنی تولیدات محصولات زراعتی مطالعه گردد موجودیت عوامل تولید ، امراض و حشرات ، قوای بشری ،آب آبیاری از عوامل دیگر تعین کنند ه حجم تولیدات و نوسانات تولید از یک سال به سال دیگر میباشد . خشک سالی های چند سال اخیر  و جنگ ها اثرات ناگوار بر تولیدا ت زراعتی و مالداری وارد نموده است . تولید محصولات زراعتی بصورت عموم موسمی میباشد یعنی در جریان سال یکبار یا دو بار تولید میگردد از طرف دیگر تقاضا برا ی محصولات زراعتی تقریبآ در طول سال ثابت میباشد موسمی بودن تولید و تمرکز آن در یک دو فصل معین سال ایجاب خدمات لازم مارکیتنگ را مینماید . در فصل درو و جمع آوری محصولات تقاضا برای خدمات مختلف مارکیتنگ از قبیل حمل و نقل ذخیره و کریدت بسیار میشود . همچنان اگر محصولات زراعتی دارای خصوصیات تازه گی باشند و انتقال شان بین مؤلد و مصرف کننده به سرعت انجام نشود زود فاسد میگردند . لهذا محصولات زراعتی با داشتن چنین خصلت مستلزم تسهیلات به خصوص ذخیره و حمل و نقل میباشند . اگر تسهیلات ذخیره  و حمل و نقل و باربندی مطابق به خصوصیات تولید عیار نگردد قسمت بیشتر محصولات در جریان ذخیره و انتقال از یک محل به محل دیگر فاسد شده و کیفیت آن خراب میگردد که در نتیجه مصارف مارکیتنگ آن بلند رفته و مؤثریت مارکیتنگ تقلیل میابد . محصولات زراعتی مانند میوه جات تازه ، گوشت ، شیر و سبزیجات که دارای خصلت بیشتر فساد پذیری میباشند در سیستم مارکیتنگ دیر مانده نمیتوانند بی اعتنائی در قسمت باربندی ، ذخیره و حمل  و نقل شان باعث فاسد شدن محصول و یا خراب شدن کیفیت آن میگردد . حبوبات در مقابل شرایط نامساعد ترانسپورت و ذخیره حساسیت زیاد ندارند .آیا استهلاک محصولات زراعتی مساوی به تولید آن است ؟ ضرور نیست چنین باشد تولیدات اضافی یک سال گاهی به سال دیگر ذخیره میگردد همچنان تولیدات اضافی شدید صادر شود و یا در صورت کمبود از خارج وارد گردد . تغیردر حجم مجموعی تقاضای محصولات زراعتی مستلزم تغیر در حجم تولید است وقتی تقاضا برای یک محصول بلند میرود نرخ آن بلند میرود و نیز وقت تقاضا برای یک محصول پائین میاید نرخ آن نیز نزول میکند . آنهایکه به مارکیت تولید مینمایند از نوسانات نرخها الهام میگیرند آنها میتوانند حجم تولید خود را نظر به ضرورت کم و یا زیاد کنند . ولید مؤلدی امروز درک کنند که تقاضا برا ی گوشت ، انگور وسیب بسیار بلند رفته است اینها چند سال بکار دارند که حیوانات را نسل گیری کنند و نهال سیب و انگور را پرورش دهند تا از آن حاصل بدست بیآورند . تنها مؤلدین سبزیجات و حبوبات میتوانند که محصولات بیشتر و کمتر را در مدت یک سال مطابق به شرایط تقاضا و نرخ عرضه کنند . پروسس محصولات زراعتی  : یکی از خدمات لازم مارکیتنگ به شمار میرود محصولات زراعتی باید قبل از رسیدن به مستهلک پروسس شود ، تغیر شکل نماید وبعد به دسترس مستهلک قرار گیرد . انکشاف تصدی های پروسس بستگی کامل به انکشاف اقتصاد ی یک مملکت دارد . متناسب به رشد اقتصاد ی یک کشور افراد جامعه نیز د ر طرز استهلاک خود تنوع پسند میگردند . د رکشور های پیشرفته خانواده ها فرصت کمتر به پروسس محصولات زراعتی میداشته باشند بنآ تقاضا برا ی محصولات پروسس شده و نیمه پروسس شده بیشتر میگردد .  همزمان با رشد اقتصادی صنایع پروسس محصولات زراعتی رشد میکند وتقاضا برای محصولات زراعتی و مالداری پروسس شده بیشتر میگردد . همچنان پروسس محصولات زراعتی نه تنها ارزش مصرفی آنها را بلند میبرد بلکه قابلیت ذخیره و نگهداری محصولات پروسس شده بیشتر از محصولات تازه میباشد . وظیفه عمده تصدی های پروسس علاوه نمودن مفیدیت شکل روی محصولات زراعتی میباشد ممکن است این تصدی ها بر علاوه تغیر شکل محصولات وظیفه خرید  و فروش را نیز انجام دهند . در افغانستان تصدی های پروسس تا هنوز انکشاف کافی نکرده است و قسمت عمده پروسس مواد خوراکه د رخانه ها صورت میگیرد . بطور مثال مقدار کم پروسس سبزیجات بیرون خانه صورت میگیرد . حبوبات از قبیل لوبیا ،نخود و غیره عمدتآ در خانه پروسس میگردند .فابریکه قند بغلان ، فابریکه آب میوه قندهار ، فابریکه های تیل کشی و جنوپرس مثال عمده تصدی های پروسس در افغانستان میباشد که متآسفانه در اثر جنگهای 23 ساله همه از بین رفته اند . پرابلم های تصدی های پروسس به چهار گروپ تقسیم میشوند : 1-   پرابلم تخنیکی 2-   پرابلم خرید 3-   پرابلم فروش 4-   پرابلم مالی   1- پرابلم تخنیکی : الف – پرابلم ظرفیت : فعالیت بسیاری از تصدی های پروسس وسیع وظرفیت آنها کلان میباشد مفاد اعظمی  از تولید این تصدی ها وقتی بد ست میآید که به ظرفیت کامل شان کار کنند متآسفانه تولید بسیاری محصولات زراعتی موسمی است و بسیاری از تصدی های پروسس تنها چند ماه در یک سال فعالیت کرده میتوانند . شرکیت میوه قندها ر و شرکت قند بغلان مثال خوب این نوع تصدی ها است که به پرابلم ظرفیت روبرو بوده اند همچنان تصدی های پروسس از نوسانات موسمی وسالانه محصولات زراعتی متآثر میگردند . ب – پرابلم استخدام : بسیاری از تصدی های پروسس تعداد زیادی قوای بشری را ضرورت دارند وقتی تصدی های پروسس برای یک مدت معین سال فعال باشند مشکل است تصدی قوای بشری مواد مورد ضرورت خود را برای یک موسم سال بدست آورند زیرا قوای بشری میخواهند در تمام سال کار داشته باشند . 2 – پرابلم خرید  : پروسس دهنده ها باید پرابلم تهیه مواد خام مورد ضرورت تصدی خود را حل نمایند بعضی از این پروسس دهنده ها برای دریافت مواد خام مورد ضرورت خود بالای سیستم مارکیتنگ اتکا مینمایند دیگران از طریق امضآ قرارداد های پیشکی با مؤلدین مواد خام تصدی خود را بدست میآورند .شرکت سپین زر از طریق قرار داد های قبلی با پخته کاران و کمک های مالی و تخنیکی برای آنها از دریافت پخته مورد ضرورت خود را مطمئن میساخت . این شرکت در مورد مقدار مجموعی پخته قابل پروسس برای هر سال نیز آگاهی حاصل کرده میتوانست . 3- پرابلم فروش : پروسس کننده ها مناسب ترین کانالهای فروش را برای محصولات خود جستجو مینمایند اینها میتوانند محصول خود را برای عمده فروشان – پرچون فروشان و یا مستقیمآ برای مستهلکین به فروش برسانند . انتخاب کانال توضیع مربوط به خود پروسس کننده میباشد در تحت عنوان عمده فروشی مواد خوراکه کانالهای توضیع یا فروش محصولات پروسس شده به شکل یک دایگرام تشریح خواهد شد . متخصصین مارکیتنگ محصولات زراعتی نیز باید انکشافات آینده را در ساحه پروسس محصولات زراعتی در افغانستان پیش بینی نمود ه  و پرابلم های احتمالی را د رزمینه پیشبینی نمایند . سیر انکشاف سریع خواهد شد اگر ما پرابلم ها را قبلآ تشخیص نموده و را های حل شان را پیش بینی نمائیم از ضایعات منابع جلو گیری نموده و باعث رشد سریع این مؤسسات خواهیم شد . در این اوخرپا لیسی ،استراتیژی سکتور زراعت و منا بع طبیعی منظور شده است در این پا لیسی استراتیژی رشد وانکشاف همه جانبه صنایع پروسس محصولات زراعتی نیز پیش بینی گردیده است . همچنا ن موسسات امداد بین المللی نیز به تولید ومارکیتنگ محصولات دارای ارزش بلند در سیستم تولیدات زراعتی و مالداری توجه بیشتر مبذول داشته که ا نکشاف صنایع پروسس محصولات زراعتی جزﺀ از آن میباشد .

کشت و پرورش کتان

مـــــقــــد مــــــه :

کتان از جمله نباتات صنعتی است که جهت بدست آوردن الیاف وروغن زرع می گردد.نباتات صنعتی از جمله کتان در استوار نگهداشتن ستون اقتصاد کشورهای تولید کننده آن اهمیت بسزا یدارد وعلاوه براینکه از کتان انسان ها استفاده می کنند از محصولات فرعی ان جهت تغذیه حیونات نیز استفاده صورت می گیرد. کشور عزیزما افغانستان باوجدیکه یک کشور زراعتی است ولی کشت وپرورش نبات کتان تاحال در آن صورت نگرفته است وعلت اساسی ان اینست که دهاقین کشور ما عموما نبا تات رابمنظوری ارزش غذائی ان زرع میکنند یعنی نباتات را بیشترکشت می نمایند که در تغذیه روز مره ازآن استفاده میکنند .دلیل دیگری عدم کشت نبات کتان رامی توان از نبودن تکنالوژی عصری در دست راس دهاقین کشور وعدم توافق خاکهای کشور مان  نام برد زیراخاکهای افغانستان دارا یPHقلوی بوده ولی نبات کتان پی اچ خنثی ویاکمی اسیدی رادوست دارد

تــــــاریــخــچه:

 کتان ازجمله آولین گیاه هان است که اهلی شده وتقریبا "5000" س ق کشت وکاری آن در سرزمین مصر وبر آعظم آسیا رایج بود.اولین کتان در مناطق مدیترانه بقسم وحشی میروئید که بنام linum angustifolium یاد می شد که در حال حاضر کتان زراعتی     linum usitatssimumکه منشا آسیا ئی دارد جایگزین آن شده است .کتان 1000 س ق در یونان کشت وکار می شد سپس ازآنجابه هسپانیه  و اروپای باختری برده شدجوامع اولیه از کتان لیفی پوشاک تهیه می کردند وازکتان روغنی مانند غلات از دانه شان استفاده واز روغن خشک شونده آنها برای رنگ سازی استفاده می کردند وبعدهااز آن برای تهیه نخ ها، طناب ها وتور ماهی گیری استفاده میشد.این گیاه بشکل تجارتی در اروپای شمالی ، شمال غرب آیالات متحده امریکا وروسیه کشت میشود

خصوصیات نباتی :

 کتان  گیاه یک ساله مربوط فامیل linaceae بوده که نام علمی آن linum ustatissimum به معنی مفید ترین می باشد وبصورت عموم بقسم بته استاده رشدونمو میکندارتفاع ساقه در کتان های لیفی   100cm- 65cmوحداکثر 150cm ودر کتان روغنی  50cm- 30cm می باشد .در کتان روغنی ساقه منشعب شده درصورتیکه درکتان لیفی انشعاب وجود ندارد .کتان بطوری کلی  دارای یک ساقه اصلی است که گل ها ، میوها ودر نتیجه دانه در انتهائی ساقه بوجود می آید.برگهای کتان بدون دمبرگ به رنگ سبز ویا سبز روشن ودر موقع رسیدن زرد قهوئی میباشد که درطول ساقه بطوری متناوب وبه حالت افتاده قرار دارند . برگ های کتان باریک اما دو تا سه جفت برگ اولی بصورت متقابل میباشد . طول برگها ی کتان حدود 25mm تاm 35m وعرض آن 2mm تا25mm  میباشد . کتان دارای گل خوشه ئی بوده وبطوری مداوم بطرف فوقانی ساقه انشعاباتی بوجود می اورند که هر انشعاب به یک گل ویا کپسول ختم می شود.گل کتان خود بارور بوده وگلها در آنواع مختلف به رنگ های سفید، زرد ، آبی ،بنفش روشن وبنفش تیره دیده می شود .هر گل کتان دارای پنج گل برگ ، پنج کاسبرگ جدا ازهم پنج پرچم وپنج خامه می باشد .باز شدن گل ها بتدریج از پا ئین بطرف بالا طی 2 تا 3 هفته صورت میگیرد.میوه کتان شکل کپسولی داشته که هر کپسول آن دارای پنج قسمت است که توسط دیوار ها از هم جدامی گردند وهر کپسول دارای دو تخمک (دانه) بوده که بوسیله یک دیوار نیم دایروی کاذب ازهم جدا می شود .دانه کتان دارای شکل بیضوی مسطح وبا نوک تیز به طو3,5mm تا  5mmدیده  می شود  

آنواع کتان :

کتان بصورت عموم بدودسته تقسیم شده است .

1- کتان لیفی    fiber flax:

 عبا رت از کتان است که دارای ساقه های بلند بوده ودارای انشعابات محدود در ساحه فوقانی ساقه می باشد.کتان لیفی بمنظوری الیاف آن کشت می شود وطول معمولی الیاف موجود در ساقه های آن حدود 4cm-1cm  وقطر الیاف آن بین (8-(25 وبطوری متوسط (12-18) مایکرون می باشد .کتان نظر به داشتن الیاف نرم ،طویل وباکیفیت مناسب برای ریسنده گی می باشد .

2- کتان روغنی Seed Flax    :

به انواع ازگیاهان اطلاق م شود که دارای ساقه های کوتاه وانشعابات زیاد میباشد که در نتیجه آن دانه ها زیاد شده ولی کیفیت الیاف ان برای صنعت ریسنده گی مناسب نیست.کتان روغنی بمنظوری استفاده از دانه شان جهت بدست آوردن روغن کشت می شود.مقداری روغن موجود در دانه کتان 30-40)) وگاهی اوقات 45%می باشد.کتان روغنی جهت رشدونمووتولید دانه خود ضرورت به هوای گرم دارد  

شرایط محیطی :  

آب وهوا:      

کتان گیاه مخصوص  مناطق  معتد له و گرم سیر است ودر طول دوره رشد ونموی خود به آب وهوای معتدل ،گرم وروطوبت کافی ضرورت دارد سرما ویخبندان باعث محدود ساختن رشدو نموی کتان می شود که علاوه بر عدم رشدو نمو موجب کم شدن کمیت وکیفیت محصول نیز میگردد.کتان روغنی درمنا طقیکه بیشترباران میباردو کتان لیفی در مناطق مرطوب  دارای رشدو نموئی زیاد می باشد .تابستان گرم وملائم بارطوبت وهوای زیاد ،بارنده گی زیاد ولی نه شدید برای مزرعه کتان بسیار زیاد سود مند است  ولی تابستا ن گرم وخشک باعث کوتاهی  الیاف وکم  شدن ارزش کتان می شود.کتان از جمله گیاهان روز طویل است هر گاه طول رو ز 18-16ساعت باشد گل دهی درمدت وزمان 15-10 روز انجام وبه اتمام خواهد رسید

 خاک :

زمین که در آن کتان کشت می شود باید دارای عمق کافی وکاملا قابل نفوز باشد خاکهای رسی بدون زه "سبک " نسبتاعمیق همچنین خاکهائیکه  دارای مواد غذائی کافی باشد برای کشت وپرورش نبات کتان منا سب است گیاه کتان  زمین های خیلی سبک وزمین های که دارای عکسلعمل اسیدی وآهکی باشد نمی پسندد. 

PH :

خاک های که دارای PH7 ویاکمی تیزابی باشد برای کشت وپرورش کتان مناسب است لیکن بهترین PH بین  7 - 5.5می باش

استعما ل کود:

بطوری کلی عناصر ضروری برای رشدو نموئی کتان عبارت اند  ازN.P.Kبوده که افزایش فاسفورس در زمین ها با عث ازدیاد روغن شده وموجودیت فاسفوریک اسید تا ثیر نسبی در زود رسی محصول دارد .مقداری مواد مورد ضرورت نظر باشرایط محیطی ونوع خا ک قرار ذیل میباشد . کتان لیفی   40-30 کیلوگرام نایتروجن درفی هکتاروکتان روغن 80 کیلو گرام  نایتروجن ضرورت دارد . فاسفورس خالص برای هردو نوع کتان 100 کیلو گرام در فی هکتار می با شد در صورتیکه خاکها از لحاظ پتا شیم ضعیف باشد می توان برای  جبران کمبود آن بین 100-75کیلو گرام پتاشیم در فی هکتار به خاک ها علاوه نمود .همچنان می توان 40-30 تن کود حیوانی پوسیده را به خاک جهت بدست آوردن  حاصل بیشتر اضافه کرد وهمراه با قلبه کردن خزانی به زیری خاک  فرو برده شود .

تناوب زراعتی :

جهت بدست اوردن حاصل بهتر وبیشتر باید کتان رابعد از غلات مانند گندم وجودر کشت نمود بشرط انکه زمین فاقد گیاه هرزه باشد .از کشت کتان درزمین هائیکه چند سالی پی در پی غله جات زرع  شده خود داری کرد وهمچنان کتان را نباید چند ین بار در یک قطعه زمین کشت کرد.کتان راباید بعد از شبدر ویا رشقه زرع نمود.

آماده کردن زمین :

زمین هائیکه در آن کتان کشت وپرورش می شود باید عاری از کیاهان هرزه وبقایای محصول سال گذشته باشد .همچنان خاک ها باید دارای عمق کافی وقسمت بالائی آن نرم وقابل نفوز باشد لذا با ید زمین را در خزان قبل از شروع زمستان قلبه نمود در بهار قبل از کشت باید زمین را ما له کرد تا کلوخ ها کاملا خرد شده وعلف ها ی هرزه آن نیز زیر خاک گردد. بستن یک دندانه در عقب ماله جهت صاف کردن خاک وکوچک نمودن کلوخ ها مفید است و دقت شود که قطر کلوخ ها بالای بستر زمین باید کم باشد اما خا ک نباید زیاد میده شده باشد .

انتخاب وآماده کردن تخم:

درانتخاب تخم باید ورایتی خوب ومقاوم در مقابل امراض وافات رادر نظر گرفت وبهتر است قبل از کشت تخم آن را باید با مواد ضد عفونی کننده بخاطر جلوگیری از سرایت بیماریهای قارچی ضد عفونی کرد .مقداری تخم برای تولید کتان حدود 100kg –120kg  فی هکتار ودر مناطق مرطوب میتوان 160kg –189gk در هکتار استفاده کرد

زما ن کشت :

زمان کشت کتان مربوط به شرایط محیطی ، نوع خاک ، ونوع نبات میشود. معمولا زمین های سبک را زود تر کشت کرده وسپس زمین های سنگین را زرع می نما یند.کتان خزانی رازمانی باید کشت کرد که تا قبل از شروع سرمای زیاد گیاه بخوبی رشد کرده وبتواند در مقابل سرمای زمستان مقاومت نماید ( 15-16 درجه سانتی گرید حرارت متوسط) کتان های بهاری وقت کشت میشود که سرمائی زمستان بکلی برطرف شده وخطر یخذدگی  در پیش نباشد .جهت بدست اوردن حاصل بیشتر لازم است از تاخیر درکشت خود داری کرد .کتان را باید زمانی کشت نمود تاحد متوسط درجه حرارت شبانه روزی در مناطق زمستان نیمه سرد به 10 درجه سانتی گرید ودر مناطق سرد تر به 12-10"در جه سانتی گرید رسیده باشد .

طریقه کشت :

 کتان لیفی وکتان روغنی را مانند گندم بصورت مسطح کشت می کنند در صورت موجودیت تخم مناسب انرا در سطح زمین پاش نمود واز یک قلبه بسیار سبک جهت مخلوط کردن آن با خاک استفاده می شود کشت خطی کتان به مراتب بهتر از کشت دست پاش بوده در ین صورت فاصله بین بته ها 15-10 سانتی متر وفاصله بین قطار50 سانتی متر درنظر گرفته میشود .در صورتیکه تخم پاشی در شرایط خوب ومساعد انجام شود 90% تخم ها درمدت 5 روز جوانه تو لید می کند واگر فیصدی آن کمتر باشد باید مقداری بیشتری تخم علاوه گردد تا کمبود قوه نامیه جبران شود.

آبـیــــــــاری:

آبیاری کتان در زراعت سنتی بصورت کردی ودر شرایط میکانیزه به صورت نواری یا بارانی صورت میگیرد.در مناطق که باران به اندازه کافی موجود باشد میتوان کتان لیفی را به شکل دیم"آبیاری توسط اب باران" کشت نمودکتان روغنی درطول دوره حیات خود نسبت به کتان لیفی به آب بیشتر ضرورت دارد.

کنترول علف های هرزه:

کنترول علف های هرزه کتان به تهیه بستر، تناوب زراعتی، خیشاوه واستفاه ازگیاه کشها انجام میشود .لازم است در زما ن رشد کتان یک یادو مرتبه خیشاوه صورت گیرد ودر وقت خیشاوه نمودن کتان باید کوشش شود تا بته های آن تکان نخورند زیرا کتان نسبت به داشتن ریشه های ضعیف امکان از بین رفتن آن وجود دارد.در صورت ازدیاد علف های هرزه میتوان از علف کش های کیمیاوی استفاده نمود که بهترین موقع مبارزه با علف های هرزه کتان زمان نمایان شدن گلهای آن میباشد.برای کنترول تخم علفهای هرزه میتوان ازعلف کش های ترایفلورلین واپتام قبل از کشت نبات استفاده نمود. ایپتام وترایفلورلین به مقدار 1,2liter فی هکتار در خاک های سبک، 1,8liter فی هکتار در خاک های متوسط و2,4liter درخاک های سنگین از مایع امولسون شونده 48% بانام تجارتی ترفلان استفاده میشود.مصرف معمولی مصرف ترفلان در اکثراً خاک های زراعتی 2liter دریک هکتارمیباشد.این گیاه کش به منظور کنترول گیاهان هرزه گندمی برگ یکساله مانند گالگا، بلوگراس وکنترول پهن برگان استفاده میشود این علف کش را روی سطح خاک استفاده نموده ودر همان روزبه یک ویادوباردسک زدن سبک تا عمق نزدیک 10cm درخاک مخلوط میکنند.ترایفلورلین درحالت طبعی جامد کرستلی بوده که دارای رنگ زرد نارنجی میباشد وانحلالیت آن در آب کمتر از یک حصه در ملیون است.ترایفلورلین با اشکال محلول غلیظ تعلیقی ودانه ها ساخته شده و50% سمیت دارد، این علف کش از جمله گیاه کش های انتخابی است که از طویل شدن ریشه جلوگیری نموده وهمچنان ریشه های ثانوی را از نموباز میداردجهت کنترول علف های هرزه پهن برگ یکساله سبزشده در مزرعه کتان میتوان از علف کش های بنتازون وبروموکسنیل استفاده نمود وقت استعمال آن زمانی است که ارتفاع بته های کتان بین 5cm تا 20cm باشد.از مصرف بروموکسنیل در هوای گرم یعنی حرارت شبانه روزی بیش از 27 درجه سانتی گیرید طی دو روز قبل ودو روز بعد از سمپاشی خود داری کرد.برای کنترول علف های هرزه باریک برگ یکساله یی سبز شده در مزرعه کتان میتوان از گیاه کش ستکسیدم استفاده بعمل آورد ودربعضی مواردعلف کش دالاپون را برای کنترول گیاهان هرزه باریک برگ یکساله یا چندین ساله در مزرعه کتان روغنی استفاده میگردد.برای کنترول علف های هرزه ئی که پس از رسیده گی فزیولوژیک کتان و قبل از برداشت هنوز سبز هستند میتوان از علف کش گلایفوسیت به نام تجارتی روندآپ به اندازه 6liter تا 8liter دریک هکتار زمین استفاده نمود.گلایفوسیت یک ماده کیمیاوی است که درحالت طبعی جامد سفید رنگ بوده وانحلالیت آن در 25 درجه سانتی گیرید یک گرام در صد گیرام آب است این گیاه کش به شکل محلول بالای سطح برگ نبات استعمال گردیده وگراس های چندین ساله را مانند کبل، غمی، کوگرس را کنترول مینماید. گلایفوسیت پهن برگان چندین ساله را نیز کنترول میکند.این گـــیاه کــــش نــــظر بــاداشــتــــن خــــصـــوصــــیــــات وسیع گیاه کــــــــــشی بـــحـــیـــــث یک گـــیــــاه کـــــش غــــیــر انــتـــخـــــابی بـــشــــمار مــــیـــرود بـــنـــــأً استــــعـــمـــال آن بـــالای قــــسمت سبز نــــــــبــــــــات کـــــــــشـــــــت شـــــــده مـــعـــمـــــول نـــیـــســت ودر وقــــت اســــتــعــــمال آن بـــاید کــــوشــــش شــــــــــود که از گــــیـــاه کش فــــــــوق بــــــالای قـــــــــــسمـــــت ســــــــبز نـــــــبــــــــات اســـتفاده نــــــــشـــــــــود ( انتـــخابیت آن در طرز استعمال آن است) گــــــــلایـــفوســــیـــت زهـــــــــــــریت خـــــود را یـــــــــــــــــک الی سه هـــفـــــتـــــه  بــعـــــــدازاســــــتـــعـمـــــــــال نــــشــــان مــیــدهــــــــد این گــــــیــــــــاه کــــــــش ساخـتــــــــن امـــیـــــــنواســــیدهای ضــــــــروری را در نـــــــبـــــــــاتـــــــــات جــــــلـــــــوگــــــیــــــــری میــــــــــکند وعـــــــــمــــــــلیه میـــــــــــتـــــــــــابــــــــولـــیـــــــزم را در جـــریان ساختن  امینو اسیدهای اروماتیک مختل میسازد.

جمع آوری کتان:

جمع آوری کتان لیفی با کتان روغنی فرق میکند.

1-   جمع آوری کتان لیفی: در موقع جمع آوری کتان لیفی باید نکات ذیل را مد نظر گرفت.

1- رشد ونموی ساقه ها کامل شده باشد وارتفاع قابل استفاده آن بین70cm تا 90cm باشد.

2- ساقه کاملاً خشک نشده ونسبتاً نرم باشد زیرا ساقه های نرم الیاف بهتر وخوبتر تولید مینماید.

3- ساقه ها به حالت طبعی کاملاً استاده قرار گرفته (خمیده یا خوابیده) نباشد زیرا ساقه های خوابیده وخمیده باعث کم شدن محصول گردیده وهمچنان الیاف شکسته نیز دارای کیفیت خوب نمی باشد.برداشت کتان جهت تولید الیاف هنگام انجام میابد که گلدهی اغازشده باشد ویا میوه های جوان  تشکیل گردیده باشد تاخیر در برداشت موجب افزایش لیگنین شده وکیفیت الیاف را برای ریسینده گی کاهش میدهد.معمولاً بته های کتان را از خاک بیرون میکشند ویا از سطح خاک درو میگردد در شرایط میکانیزه از دستگاه های مخصوص برای بیرون کشیدن بته ها از خاک استفاده میشود.بهترین وسیله برداشت استفاده از ماشین ها است این نوع ماشین ها ساقه هارا بعد از قطع نمودن نزدیک از سطح زمین در دسته های کوچک سه تا پنج کیلو گرام دسته بندی کرده وآنهارا بشکل مخروطی در روی زمین باقی میگذارد.برای سهولت برداشت میتوان  چند روز قبل از شروع کار برگهای موجود در روی کتان را به وسیله سموم  مختلف برگریز مانند Diquat به اندازه 600gr تا 1000gr دریک هکتار که سبب ریزش برگها میگردد ازبین برد تا عمل برداشت ساده تر انجام شود. ماشین های برداشت میتواند روزانه 3 تا5 هکتار زمین را جمع آوری نمایند پس از برداشت الیاف موجود درساقه هارا میتوان به  دوروش استفاده از آب گرم ولیف کشی روی زمین جدا نمود.

۲-جمع آوری کتان روغنی:  کتان روغنی را باید زمانی جمع آوری نمود که ساقه ها وبرگها شروع به زرد شدن نموده وحدود 3/2 حصه برگها ریزش نمایند درین حالت رشد کپسول ها کامل شده وشروع به زرد شدن نموده اند.قبل ازینکه کپسولها تیره رنگ شده وبه رنگ قهوه ئی تیره درآمده وهمچنان قبل از سخت شدن دانه آن باید عمل جمع آوری انجام شود این زمان معمولاً 30 تا35 روز پس از ظهور گلها میباشد.کتان روغنی را میتوان با کمباین غلات جمع آوری نمود.

 مقدار محصول کتان:

1-  کتان روغنی: مقدار محصول کتان روغنی 700grتا 1700kg دریک هکتار میباشد و اگر عملیات زراعتی بشکل درست صورت بگیرد این مقدار به 2500kg دریک هکتار نیز میرسد.مقدار روغن کتان روغنی بین 30% تا35% وگاهی اوقات 45% میباشد، وحدود 15تا25 روز بعد از گلدهی که رشد دانه ها کامل شده روغن در دانه ها شروع به جمع شدن مینماید.بطور متوسط از هر هکتار زمین کتان روغنی میتوان حدود 600kg تا1000kg روغن بدست آورد.

۲-     کتان لیفی: کتان لیفی به منظور تولید الیاف آن کشت میشود ومقدار الیاف آن در یک هکتار زمین بطور متوسط 500kgتا900kg دریک هکتار است.کتان لیفی معمولاً فاقد محصولات فرعی میباشد.

محصول

کتان لیفی

کتان روغنی

دانه

500-800

1000-2000

کاه

3000-4000

1500-3000

مقدار الیاف

24-20 درصد

15-12 در صد

جدول تفاوت های تولید دانه وکاه بین کتان لیفی وروغنی به واحد کیلو گیرام درهکتار درسال 1993

موارد استفاده کتان:

کتان دارای دومورد استفاده است یکی الیاف که کتان شناخته میشود ودیگری روغن که به آن بزرگ میگویند.کتان را در مناطق مختلف بمنظور تولید الیاف وساقه آن برای پارچه نساجی وصنعت، کاغذ سگرت کشت مینماید. کتان قابلیت رنگریزی وبراق شدن خوب را از خود نشان میدهد، آب نمیرود ودر برابر شستشوی واوتو کردن پایه داری زیاد دارد واز آنجاکه حرارت را بخوبی از خود عبور میدهد نظربه دیگر البسه ها خنکتر بوده وبیشتر دردوخت لباسهای تابستانی استفاده میشود ولی به سبب داشتن خاصیت ارتجاعی الیاف کتان این نوع لباسها زود چین وچرک میشوند.کتان بیشتر برای تهیه رویمیزی ،دستمال ،لباس کار وامروز الیاف آن باپنبه یکجای استفاده فراوان دارد.کتان روغنی را در مناطق مختلف بمنظور تولید روغن آن واز دانه آن برای مصرف خوراکی رنگ وجلا وسر انجام کنجاره آن برای استفاده حیوانات کشت وکار مینمایند، کتان روغنی دارای روغن خشک بوده که اکثراً با سایر روغن ها جهت رنگ وجلا دادن مخلوط میشود.تحقیقات بعمل آمده نشان میدهد که روغن کتان درمقابل حملات قلبی مصئونیت ومراقبت میکند ومصرف روغن کتان احتمال ابتلا به سرطان را کاهش میدهد بخاطریکه کتان حاوی غنی ترین منبع لیگان است که درجلوگیری از بیماریهای قلبی، عروقی وسرطان نقش اساسی دارد.بهترین راه مصرف روغن کتان اظافه کردن آن به غذا های مانند سلاد ها است اما نباید از روغن آن برای پخت وپز استفاده کنیم زیرا حرارت زیاد باعث ازبین رفتن تیزاب های شحمی سالم در روغن کتان میشود.

شاخه بری و انواع آن

تاریخچه شاخبری

درقرن اول ودوم دوران ششمین سلسله چین کوتاه کردن درختان از شاخبری درسطح وسیع استفاده میگردید که چنین شاخبری درنباتات زینتی یا (Ornamental Plants ) عملی می شد .که درقرن یازدهم تا سیزدهم کالبد دهی که درآن وقت به نام (Panjing ) یاد می شد به اوج خود رسید ودربین انوآع درختان کشت شده نهال زردآلو وسیب شامل می شد اما گزارشها حاکی از آن است که در حدود 1700 سال بعد ازمیلاد مسیح درختان زردآلو توسط سامورائی به کالبد دهی تربیت شد .مبدا آغاز شاخبری یا کالبد دهی درختان میوه درقرن 14و 15 هم است در 1955 یک عالم فرانسوی بنام (Bierre belon of mons) به پرچینی های از درختان میوه موجود در کنارهای باغ آشکار کرد واظهار کرد که ایتالیائی ها این پرچینی ها را (Spalieres) مینامند که برگرفته از لغت (Espauliere) فرانسوی میباشدو به مفهوم (Palisade) یعنی دیوار زنده ازدرختان که به کالبد های گوناگون تربیت شده اند.گرچه اولین منابع علمی مربوط به وآژه (Espauliere) درقرن شانزدهم میباشد اما شواهد نقاشی شده حاکی ازآن است که این نوع شاخبری حد اقل یک یا دو قرن قبل از آن انجام میگرفته است .در اغازقرن بیستم (Lorette)  در ایالت (Wagnonville) فرانسه نوع سیستم شاخبری تابستانی Summer pruning)) را برای درختان سیب جهت تسریع نمو وپندک گل یعنی (Flower bud) انجام داد.که درنتیجه درقرن نزدههم بویژه دردرختان شفتالو وشلیل بکار میرفت ازآن به بعد این روش عملآ توسعه یافته است تقریبا ازسال 1915 به بعدعکس العمل نهالهانسبت به شاخبری موردتوجه قرارگرفته است.

شاخبری (Pruning)

شاخبری درختان میوه دار گیرنده یا رسیده به خاصیت میوه های گرفتگی ارتباط دارد . درختان میوه رسیده هر سال به شاخبری نیازمند هستند .شاخبری اصلاحی هر سال به هر نوع درخت میوه باید عملی شود.شاخبری اصلاحی انرآ گویند که شاخه های مرده بیمار ,یکی بادیگری چسپیده ازبیخ باید قطع شوند .درمناطق گرم سیردرختان خسته سنگی درآخر خزآن شاخبری شده میتواند زیرا در بهاربوسیله شاخبری آنها اززخم های قطع شده گند یا شیره میدهد که درنتیجه آن بیماری گلوسیزبمیان میاید .میوه جات خسته سنگی عمومآشاخبری آن بشکل میان خالی یا (Open center) تربیه میشود .درسال اول شاخبری آن طوری صورت میگیرد که قد نهال به اندازه یک متر مانده شود باقی قسمت نهآیی آن قطع شود ودر سال اول (3_4) شاخ را ماند باقی همه آن را قطع میکنیم   وشاخ پایین طوری گذاشته میشود که ازسطح زمین ( 45 سانتی متر) فاصله داشته باشد وزآویه بین شاخ وتنه 60 درجه باشد وشاخبری درمناطق سرد باید دراول بهارصورت گیرد .شاخبری شفتالو نسبت به تمام میوه جات خسته سنگی زیادتر صورت میگرد بخاطریکه میوه آن جسامت بزرگ دارد وبالای سپرتولید میشود اگرنموه شاخه های جدید از (30_40 سانتی متر) کم شود شاخبری به شفتالوسریع شود .

فواید ونواقص شاخبری 

الف_فواید شاخبری :

1. درنبات یک چوکات به میان میاید که دارای کیفیت خوب وحاصل اعظمی باشد.

2. شاخه های بیمار ومصاب به آفات ازبین بروند .

3. جریان هوآ درداخل درخت وداخل شدن شعاع افتاب که در نتیجه میوه دارای رنگ کیفیت وجسامت خوب وممانعت از امرض میشود.

4. موازنه بین نموی بدنی وحاصل به میان میآید که درنتیجه نهال زود حاصل میدهد.

5. بلندی وبزرگی درخت کنترول شده تا آنکه در باغ عملیات زراعتی مانند دوآ پاشی ,میوه کندن ,آبیاری وکنترول بته های هرزه به آسانی عملی  شده میتواند.

6. عمرتولیدی درختان میوه ذریعه شاخبری افزایش یافته میتواند.

7.نهال های پیر دوباره جوان میگردد.

ب_نواقص شاخبری:

1. به کاریگرهای زیار ضرورت است.

2. وقت زیاد را دربر میگیرد .

3. به مصارف هنگفت ضرورت دارد.

نقاط ضروری در شاخبری :

1. شاخه که به ساقه مرکزی ضرر داشته باشد ویا خشک ومریض باید دور شود .

2. ممانعیت ازشاخه های دوگانه یا موازی وهم چنان شاخه های ضعیف .

3. دریک درخت (3_4) شاخ مانده شود که زآویه فراخ داشته باشد وفاصله بین شاخه های آن (10_20 سانتی متر) بالا وپایین باشد وطول شاخه های آن باید (15_20 سانتی متر) مانده شود وباقی حصه آن قطع شود.

4. شاخ اول باید 45 سانتی متر از سطح زمین مانده شود .

وقت مناسب شاخبری :

شاخبری در دو وقت سال صورت میگیرد بهار وخزان ولی شاخبری خزان نسبت به بهار ترجیح داده میشود برای میوه جات خسته سنگی درمناطق که خطر سردی زیادوجود نداشته باشد ودرمناطق گرم سیر اکثرآدرخزآن صورت میگیرد درخت های پیر وقت ودرخت های کوچک ناوقت شاخبری شود که در مقابل سردی مقاومت ندارد .

شاخبری درحالت استراحت به اساس واقعیت های ذیل صورت میگیرد 

1. درحالت استراحت تنظیم نهال کم میباشد.

2. درحالت استراحت پوست درخت به درخت چسپیده میباشد وجدا نمی شود.

3.درنهال که برگ نباشد شاخ قابل قطع شدن به خوبی دیده میشود وبه آسانی قطع میشود.

4. شاخبری نسبت به نموی فعال تاثیر منفی کم دارد وآنرازیاد ضعیف نمی سازد مثلا اگرشاخ شکسته دراین وقت دورشود قبل از مساعد شدن شرایط به نموی حشرات در قسمت زخمی شاخچها .

5. به نسبت اینکه شاخبری کارسخت فزیکی میخواهد درهوای سرد نسبت به هوای گرم زحمت ناچیز میخواهد

6. وقت بیکاری میباشد یعنی در این وقت دهقان وقت کافی برای شاخبری دارد 

سامان الات شاخبری :

سامان الات دستی شاخبری عبارت از قیچی کوچک دستی ,قیچی بزرگ ,آره شاخبری وزینه که درممالک خارجی توسط ماشین شاخبری صورت میگیرد مانند ماشین بریدن شاخهای جانبی یا (Hedingmachine) وماشین بریدن شاخهای بالای بنام ( Topping machines) که بواسطه تراکتور طورافقی کار میکند

1.      قیچی کوچک (Pruning shears):برای شاخهای که قطر آن یک سانتی متر باشد استعال میگردد .

2.     قیچی دسته دراز(Lapping shears):برای شاخهای که قطر آن (1_2.5) سانتی متر باشد .

3. آره شاخبری :برای شاخبری که به منظور قطع کردن شاخه های بزرگ از آن استفاده میشود وشاخه های خشک نه باید همرای آن آره شود .

تعین کردن چوکات ویا کالبد

 درقدم اول بایدشکل منظم نهال وچوکات آن مدنظرگرفته شود بخاطریکه اگرچوکات نهال ازاول خراب شودتاآخرعمرآن خراب میماند.بایدطول عمرنهال درنظرگرفته شودنهالهائیکه (10-15)سال عمردارندبه شاخبری کم ضرورت دارند.قالبندی یاسیستم تربیه که هردوباهم بسته است باید درآینده اول قالبندی شود که تاآخرعمرنهال برای باغبان هاکدام زیان مواجه نمیشود آن شاخهای اضافی که ازآن خیشاوه شودبرای آینده قالب آن یکسان میباشد.وشاخهایکه نو تشکیل میشود به طرف بالاحرکت میکند ولی بعداز3-4 سال به زمین نزدیک میشود تابش آفتاب بالای یکه کاری ونموه ویا آن کاریکه که درین تطبیق میشودو یاشاخهائیکه یکی بالای دیگربه تماس میآید قطع کردن شاخهای غیر منظم ونهال دروقت حاصل باید شکل کروی داشته باشد پس از4-5 سال که به قالب مزاحمت میکند باید قطع شوند که مواد غذائی راناحق مصرف میکنند وشاخهائیکه بواسطه بادآویزان شده باشدوشاخهای درازوشاخهائیکه به ساقه عمده سایه میکند بایدقطع شود. وقطع شاخبری بایدطورافقی صورت گیرد. 

سیستم های تربیه 

نظربه خواهشات مردم سیستم های تربیه فرق میکند.هرسیستم جهت حاصل زیادوکیفیت بالابرای آسانی کارشایسته به انجام میرسد که مهمترین آنهاقرارذیل است. 

1. سیستم مرکزی عمودی (Central leader system):

درین سیستم یک ساقه مرکزی وجود دارد وشاخهای جانبی درچهاراطراف نهال به اندازه های مناسب نموه میکند وفایده آن این است که درچهاراطراف ساقه مرکزی به فاصله مناسب شاخهای قوی که زاویه آن بین شاخ وتنه باید 45-60 درجه وشاخ اولی اززمین باید cm45 وطول ساقه های آن cm 15-20 وفاصله بین شاخهای پائین وبالابایدcm 10-15باشد.نقص اینطریقه این است که بالای ساقه مرکزسایه کرده ضعیف شده وحیات نبات به خطرمواجه میشود. 

2- سیستم میان خالی (Open central system):

در این سیستم شاخهای جانبی مانند ساقه که تاب خورد باشد بلکه نموی بین چند شاخه ها که به انجام بالائی نزدیک باشد موقعیت داشته تقسیم شده که به تمام حصه های مرکزی میرسد که کیفیت حاصل آن خوب باشد قدآن کوتاه باشد دوآپاشی وجمع کردن میوه آن به آسانی باشد نقص آن این است که بالای نهال زاویه کم ضعیف  وشاخ یکی به دیگر نزدیک انکشاف میکند که زیان حاصل وبواسطه فشارکم میشکند که در این سیستم شفتالو ,زرداآلو  شلیل وغیره تربیه میشود .

3- سیستم کچ وپیچ مرکزی (Modified leader system) :

این سیستم دربین دوسیستم دیگر حالت بین البینی را دارد که ساقه چندین مرتبه قطع میشود که به سیستم تدریجی سمت آن تغیر میکند ساقه به طور دوامدار مانده نمیشود که قطع کردن شاخ مرکزی وجانبی تا یک وقت دوام میکند که به طور مناسب شاخهای جانبی به میان میآید تمام عملیات به خوبی صورت میگیرد این سیستم طریقه خوب به نظر میخورد بخاطریکه فایده اطراف دیگر را یکجای میکند.

4_سیستم اسپالیر(Espalier system):

دراین سیستم نهال ها طوری افقی یانیمه افقی تربیه میشود نهال های که در این سیستم تربیه میشود نوع اسپالیر نامیده میشود که به طریقه مختلف موازی سیستم نمو کند بنام (Corden) یادمیشود چنانچه این نهال ها کار زیاد میخواهد غیر از انگور دردیگرنهال ها به طور تجارتی تطبیق نمیشود.

انواع شاخبری شفتالو

چند نوع شاخبری است که هر نوع آن در نموی نهال وتولید حاصل انگیزه خاص دارد .

1- کوتاه کردن شاخ ها یا (Heading back pruning):                            

دراین نوع سیستم شاخبری شاخهاسر های نوده ها بریده میشود. وبیخ های آنها مانده میشود بدین ترتیب نموی شاخهای جانبی غیرنورمال میباشد وامکان تولید سپرها (Spurs ) بالای آن شده میتواند اگرقسمت نهائی نهال قطع شود قد نهال کوتاه میآید وحاصل زیاد میدهد این طریقه برای ساختن شاخهای جانبی یکساله است  .

2- یکه کردن شاخ ها (Thinning out pruning )  :                                                             

در این طریقه شاخبری یک شاخ به طورمکمل از بیخ قطع میشود اگر شاخ زیاد دراز باشد ویا کلان باشد این نوع را بنام شاخبری حجمی یاد میکند در این طریقه شاخ از بیخ قطع میشود که نور داخل درخت شده وشاخ بی میوه از بین میرود .

3- شاخبری شاخهای باریک (Thin wood pruning ) :

در این طریقه شاخهای باریک و آویزان یا سپر ها که قدرت تولید را ندارد یا میوه کم کیفیت تولید میکند ازبین برده میشودکه این شاخهای بزرگ نسبت به شاخهای باریک ده چند زیاد حاصل میدهد. 

4- تغیرات نمو در شاخهای جانبی (Cutting to latenalse):

تغیرات نمو درشاخهای جانبی به این اساس اجرا میشود که نمو آن به پایان برسد ویا عوض آن شاخهای چسپیده جانبی دیگر از یکطرف مطلوب نموه کند شاخبری موازی هدف آن این است که کنترول آن از حد بیرون نشود قسمت فوقانی شاخهای بلند به عوض شاخهای جانبی پائین شود تا جمع آوری میوه دوآ پاشی ویکه کاری به طور اقتصادی تمام شود سر شاخها نزدیک زخ قطع میشود تا سمت شاخها طور مطلوب به طرف سمت معین برود .

5- قطع کردن شاخهای کوچک درانتهای شاخهای عمده (Detal pruning) :

دراین طریقه بالای یک شاخ عمده شاخچه های کوچک جابجای درموقعیت های مناسب قطع میشود هدف این شاخبری آن شاخهای است که بالای اطراف بیرونی شاخهای عمده موقعیت داشته باشد که ازغلو شدن وانبوه شدن آن جلوگیری شود تا آنکه شاخهای مرکزی آن زیر تاثیر سایه یا قسمت های مرکزی آن زیر سایه میآید دروقت دوره استراحت فایده این طریقه این است که حصه تربیه زیاد غیرضروری داده میشود باعث رنگ وسبب اصلاح کردن میشود.

شاخبری در قوریه:اولین شاخبری درقوریه صورت میگیرد وقتیکه تخم نوازبستر بیرون شده باشد بعضی وقت که ریشه قطع میشود که بجای دیگر نقل داده میشود که درآن وقت ساقه قطع میشود تعادل ساقه وریشه برقرار شده وبعضی وقت پیوند نهال حصه پائین نهال به صفحه المونیمی پوشیده میشود که ازتولید نوده جلوگیری شود باید چند هفته قبل ازپیوند ساقه پایه مادری به اندازه 30-40 سانتی متر قطع شود که ازفعالیت کمبیم جلوگیری شود یا نموی نهال بطی شود که پوست از نهال به آسانی جدا شود وشکستاندن ,قطع کردن به این منظور انجام میشود که نموی نهال ضعیف شده ونموی پندک سریع میشود هر گاه که زخ پیوند باید به اندازه 60 سانتی متر وهر گاه در باغ نهال شانده شود 80 سانتی متر داشته باشد واز 3-4 شاخچه ها داشته باشد وبه اندازه مساوی دراطراف میوه قرار داشته باشد که 15 الی 20 سانتی متر طول داشته باشد وآن نهال که در قوریه میماند مدت یکسال یا نهال کهنه چند سال هم ساقه دارد.

شاخبری باغ جوان: زیادتر نهال های شفتالو در باغ پس از انتقال دادن از قوریه به شاخبری مناسب در دو سال ضرورت دارد وآن شاخها قطع میشود که درزیرپیوند یادربین چوکات به میآن آمده باشد آن شاخهای ضعیف که بالای ساقه غالب میشود باید قبل ازغالب شدن قطع شود که این شاخهای ضعیف نوده های قوی را تشکیل میدهد که این نوده ها بایدمانده شود وآن شاخچه های که نزدیک به ریشه باشد باید قطع شود.

شاخبری نهال های بالغ ورسیده :نهال های شفتالو به شاخبری زیاتر نسبت به دیگر میوه جات خسته سنگی ضرورت دارد بخاطریکه میوه آن دارای جسامت بزرگ وبالای سپر تولید نمیشود درشفتالو شاخبری زیاد حاصل را زیاد ساخته وشاخبری کم حاصل را نیز کم میسازد کوشش شود که قد نهال شفتالو زیادبلند نشود .شاخبری نهال های پیر نوده های دیگر را تشوق میکند وباید شاخهای که میوه نمیدهد قطع شود تا شاخهای جوان را به حاصل خوب تشویق نمایدوهم شاخهایکه آفتاب را به داخل نمیماند باید قطع شود وشاخهای که نزدیک به یک دیگر باشد شاخ مابین آن باید قطع شود قبل از اینکه یکی بالای دیگر تاثیر کند ودیگر شاخهای که باعث سایه دایمی میشود وشاخهای خشک نیز باید قطع شود.

شاخبری میخانیکی جانبی: شاخهای جانبی شاخهای است که طور عمودی دراطراف نهال نموکرده باشد اگرنهال کوتاه باشد باید یک اندازه مناسب بین آنها مانده شود.دراین شاخهای ضعیف وخشک ازبین شان قطع میشود بخاطریکه زمینه را برای شاخهای نومساعدمیسازد وزمینه بهتر آن داخل شدن ماشین ,دوآپاشی وجمع آوری حاصل مساعد شود . وشاخبری باید طوری مایل شود یعنی شاخ طوری مایل قطع شود شاخبری توسط ماشین این نقص را دارد که شاخهای مضر ومفید فهمیده نمیشود ویکسان قطع نمیشود که این شاخبری یک اندازه حاصل نهال را کم میکند.

شاخبری میخانیکی شاخهای بالای: عبارت از قطع کردن شاخهای بالای است وکوشش شود که قد نهال شفتالو باید بلند نشود بخاطریکه جمع آوری حاصل آن مشکل میشود وشاخهای بالائی باید به فاصله های مناسب قطع شود واین کار درخارج بواسطه ماشین صورت میگیرد شفتالو به نورکافی ضرورت دارد وبرای تحریک نموی شاخهای جدید شاخبری میخانیکی بالای صورت گیرد .

شاخبری نهال های مریض: نهال های که به واسطه شبنم موشها متضرر شده باشد ویا توسط فراست متضرر شده باشد به شاخبری مخصوص ضرورت است .اگر ضرر یخزده گی کم باشد یعنی شاخچه های کوچک آنرا یخ زده باشد به شاخبری چندان ضرورت نیست واگر شاخهای کلان آن خشک شده باشد باید شاخبری صورت بیگیردیخزدهگی درشاخهای نهال های کوچک نسبت به شاخهای نهال های پیر زودمعلوم میشود وشاخبری شاخهال یخزده تا پنج ماه صورت نگیرد وباید ازآنجا قطع شود که نموی فعال دارد.اگرشدید آنرا یخزده باشد باید قطع شود اگرشاخ بالائی را یخزده باشد وقطع گردد باید در عوض آن شاخ دیگر درپهلوی آن مانده شود تا جای شاخ یخزده را بیگیرد .توسط باد برگ میریزد وهم شاخها میشکند اگرشاخ قابلیت آنرا داشته باشد که همرای بسته شدن دوباره ترمیم خواهد شد شاخ شکسته دوباره بسته شود .واگرشاخ طوری شکسته بود که قابل ترمیمم دوباره را نداشت باید قطع شود وشاخ که دروقت پخته شدن حاصل میشکند بعد ازرفع حاصل باید قطع شو 

شاخبری به منظور دوباره جوان نمودن

اگرمیوه نهال پیر خوردباشد حاصل ونموی آن کم میشود نهال های متذکره جوان شوند که کم شدن قدرت حاصل دهی وضعیف شدن نهال عمومآدر انجام شاخچه است این معظله بواسطه عمرزیادنهال ,باران کم ,آبیاری نادرست ,تجمع نمک درخاک ,مشکلات آفات ودیررسها یا هوای ناپاک هم به تنهای وهم بشکل ترکیب اماده میتواند.مطلب ازجوان کردن دوباره تولید شاخهای میوه دار است که میوه میدهد در این شاخبری شاخ مزاحم به دیگر شاخها وشاخهای غیرضروری قطع میشود وحتی دروقت ضرورت نهال به شکل اسکلیت هم مانده میشود .دراین شکل آن شاخهای که قطر شان از2.5 سانتی متر کم باشد باید قطع شود وتنها شاخهای قالبی باقی مانده شودوهرگاه شاخها که ضعیف میشود واین یک شاخبری موقتی است .پایین آمدن تولید میوه یک باغ میتواند که توسط یک پلان آبیاری ,استعمال کود ودر رفع حاصل کردن آفات وشاخبری اصلاح میشود شفتالو دراطراف نوده های یکساله پندک گلهارا تشکیل میکند که بعد آنها میوه میگیرندازاین جهت که این نوده ها باریک ونازک میباشد درتابستان به سبب سنگینی میوه های آنها شاخها کج شده ودرجاهای کج شده آن درز ها پیدا میشود که درزمستان بنا برسردی هواحجره های موجو دراین درزها میمرندودرنتیجه این نوع نوده ها طی یک یادوسال مرده وازبین میروند.باغدران درافغانستان به این عقیده هستند که شفتالو عمر کوتاه دارد برای اینکه این مشکل حل شود باید نوده های دراز یکساله شفتالو همه ساله ازقسمت انجام آن کوتاه شوند.ازاینکه درخت شفتالو برگهای زیادی راتولید میکند بنابرآن درزمان شاخبری یکتعداد نوده های یکساله آن ازبین برده شود تاآنکه درهر قسمت شعاع افتاب به خوبی رسیده بتواند.

مراقبت اززخمهایکه ذریعه شاخبری بمیان میاید

دراقلیم خشک گاگاهی موجوداتی خورد زنده به اساس بوسیده شدن ویا گندیده شدن عامل مریضی میشوند که ازطریق زخمهای شاخبری داخل نبات میشوند .هم چنان زخمهای کلان توسط شاخبری به محلول مخصوص مانند (Asphaltemolation) تداوی میشود این مواد باید اجزای منحل شده نداشته باشد که داخل کمبیم شود وانراازبین ببرد محلول چونه ولاگ آهینه رنگهای چرب برای شاخهای قطع شده قناعت بخش نیست .بخاطریکه این موادزودخشک میشود ودرزپیدامیکند وقدرت محافظوی خودرا ازدست میدهد ودرجایکه مشکل گموسس (Gummosis ) موجود باشد جای قطع شده باید توسط اویناریوس کاربولینیم (Avenarious carbulineum)  رنگ شود پوست شاخ که درسایه باشد همرای آفتاب حساسیت دارد هر گاه که شاخهای بالای شاخبری شود به آن شعاع آفتاب میرسدکه آنرا متضرر میکند باید همرای چونه سفید شود واستعمال چونه باید توسط برس یا محلول پاش صورت گیرد .

انتشارامراض توسط شاخبری:

مرض ایگزوکوتس(Exocotis ) که بواسطه چاقو ودیگرسامان شاخبری حتی توسط دست انسان به نهالهای سالم انتقال میشود.سرایت این نوع امراض درشفتالو به آسانی صورت میگیرد ودرپایه های دیگر مانند سیب,زردآلو وغیره نیز انتقال میگردد برای جلوگیری ازاین مرض سامان الات بعد ازاستعمال باآب پاک شسته شود وبه موادکیمیاوی ضدعفونی شود که این توسط محلول صورت میگیرد که برای چربکاری آن دوقاشق روغن سرکه همرای یک لیتررنگ مخلوط شود وموادمتذکره قبل ازاستعمال خوب شورداده شود.

فارمنت گم (Formeint gum)  یا ریوگاند گموسیس : (Riogaand gummosis) یک مرض دیگر است که بواسطه افزارسرایت میکندکه این مریضی زیاتر درشفتالودیده شده نموی نهال بواسطه این مریضی به زوال می افتد وحتی باعث مرگ نهال میشود .برای جلوگیری از انتشار امراض سامان ولوازم شاخبری باید بعد ازشاخبری خصوصآبعد از شاخبری نهال های مریض ضد عفونی شود وهمچنان قطریک شاخ شونده از2.5 سانتی مترزیادنباشد وانجام شاخهای قطع شده توسط ماده  (Avenerins carbolin pus)معامله شود.

کشت و پرورش پنبه و سورت بندی آن

مقدمه :

بشراولیه برای رفع احتیاجات مختلف خود نباتات وحشی متعددی رامورد بررسی قرارداده است گفته میشود که پنبه ازنباتات بسیار قدیمی است که توسط انسانها اهلی و به زراعت آن اقدام شده است زیرا یکی ازمهمترین نیازهای انسان یعنی پوشاک بوسیله الیاف طبیعی وبسیار مرغوب از این نبات باارزش تامین میگردد. کشت پنبه به عنوان یک فایبر سلولوزی طبیعی دارای خصوصیات انحصاری میباشد وهیچ فایبرمصنوعی دیگری تمام این خصوصیات را بطوریکجاندارد . نرمی ولطافت،توان جذب وانتقال رطوبت وعرق بدن, قابلیت انعطاف، مقاومت، قابلیت شستشوبا آب معمولی وخشکه شویی وغیره ازمهمترین خصوصیات پارچه های حاصل ازالیاف پنبه می باشد.امروزه به رغم ساخته شدن الیاف مصنوعی پنبه همچنان جایگاه خودراحفظ کرده روزبه روزبه دلیل تولیدات متنوع وجالب آن مورد توجه بیشترقرارمی گیرد.با گذشت زمان وکشف روغن ازدانه های پنبه وتولیدات جانبی آن ارزش واهمیت زراعت پنبه دوچندان ساخته است.تولید پنبه بعنوان یک نبات لیفی پس از اختراع دستگاه جین (جداکننده الیاف ازوش)توسط وتیتی درسال1793 میلادی گسترش زیادی یافت.براساس اطلاعات موجود,درسال1998 میلادی حدود45 میلیون تن الیاف درسراسرجهان مصرف شده است که حدود20 میلیون تن آن ازپنبه استخراج شده است.چین,امریکا,هند,پاکستان وازبکستان مهمترین تولیدکنندگان درجهان به حساب می آید.

تاریخچه پنبه :

تاریخ حقیقی پیدایش پنبه را هیچ کس به یقین گفته نمی تواند ؛ ولی علمای باستانشناس بعضی نمونه های پارچه نخی وتوته های غوزه پخته را از حفریات مغاره های کشور مکسیکوپیدانموده اند. دراین مورد علمای مذکور چنین ابراز عقیده می دارند. که شواهد یافت شده امکان دارد در حدود (7000 )سال قدامت تاریخ داشته باشد وعلمای مذکور این موضوع را در یافته اند که پنبه آن زمان خیلی ها شباهت به پنبه امروز که درجهان کشت می گردد داشته است. همچنان از بعضی شواهد بدست آمده هویدا است که تقریبا (3000) سال قبل از میلاد پنبه درنواحی دریای سند واقع پاکستان کشت گردیده و از آن پارچه های نخی تیار شده است. درهمان عصر مردمان وادی نیل درمصر نیز ازتکه های پنبه ئی استفاده نموده واز آن لباس وپوشاکه تیار نموده اند. جوانان عرب پارچه جات نخی را در سال (800) قبل ازمیلاد به اروپا نقل داده اند. در سال 1492 عیسوی در سالیکه کولمبوس امریکا را کشف نمود، ازکشت پخته در اطراف جزیره باهماراپور داده است. روی همرفته پخته کاری درسال 1500 عیسوی در تمام نقاط جهان معرفی ورواج یافت. برای اولین بار در سال 1730 یعنی همزمان با انقلاب صنعتی کشور انگلستان، پنبه توسط ماشین درآنجا رشته شده است که اینکار مصادف به اختراع ماشین جن در ایالات متحده امریکا می باشد. این دو پدیده جدید بود که راه را برای کسب موفقیت ها وموقف امروزی پنبه هموار نمودایلی وتینی از اهل مسیوچیست بعدازمشاهده کارگران ایالت جورجیا که در اثنای کشت پخته، پنبه دانه آنرا از الیاف آن ذریعه دست جدانموده وآنرا کشت می نمودند، مفکوره ساختن جن پنبه بروی خلق شد. درنتیجه بعداز ده روز کار بالای ماشین مذکور موفق به ساختن جن گردید که 50 مرتبه نسبت دست عملیه جداکردن پنبه را از دانه آن سریعتر وآسانتر می ساخت واسم آنرا جن گذاشت (اصلا جن کلمه اختصار از انجن می باشد). وقتی که ایل وتینی درسال 1793 به نیوانگلند برگشت، پترن (pattern)یانمونه ماشین جن را طرح وتکمیل نمودند. درنتیجه اختراع او، زمینه انکشافات نساجی میسرگردیده ومقادیر زیاد پخته به این مقصد تولید گردید ؛ چنانچه درظرف10 سال ارزش تولیدات پخته درایالت متحده امریکا از (150000) دالر به بیشتر از 8 میلیون ارتقایافت

تعريف پخته:

پنبه ازجمله نباتات گلدارمربوط فامیل mavaceae))بوده که به جنس gossypiumتعلق دارد پنبه درنساجی ازدرک الیاف نباتی یک عنصرمهم وعمده میباشد پنبه درحقیقت همان رشته های باریک ونازکی است که  پنبه دانه را میپوشاند.(5)جغرافیای

انواع پخته دنياي قديم:-

کلیه ورایتی هاي دنيا به يکي ازدونوع  Gossypium herbaceum ،arboreum  Gossypium ميباشند. هردو نوع داراي ژنومAبا کروموزومهای بزرگ مي باشند نوع وحشي که ازنظر سايتو جنتکي داراي نزديکترين قرابت به نوع  زراعتي است. نوع – Gossypium ammalum  مي باشد. اين نوع داراي ژنوم ميباشد ودرافريقاپيد ا مي شود درافريقاي جنوبي يک نوع وحشي بنام Gossypium herbaceum ver aafrican مي باشد وجود دارد که داراي دونوع فايبراست. برايش برعلاوه مويک ( کرک ) هاي کوتاه که مخصوص انواع وحشي اند مويک هاي طويل تري نيز وجود دارد که گرچه اين مويک ها چنين ميباشد وبه ساده گي ازپوست تخم جدا نمي شوند ولي اعتقاد براين است که که اين نوع حد وسط بين احداد وحشي که داراي ژنوم B  ونوع  Gossypium herbaceum  که نزديک ترين نوع اهلي به آن وداراي ژنوم A  است ميباشد متعاقباً برخي تغييرات جنيتکي ازنوع Gossypium herbaceum نوع زراعتي ديگري به نام Gossypium arboreum  به وجود آمد.هندوستان توليد کننده عمده پخته دردنيا قديم بوده است ازآن جا دونوع پنبه ازطريق راههاي تجارتي که ازطريق اوقيانوس هند نشعب مي شوند پراگنده شده وازيک طرف به کشور هاي خاور ميانه وازطرف شمال ازطريق افريقأ به مصر وازطرف ديگر به کشورهاي مد يترانه انتقال داده شده اند.

انواع پخته دردنياي جديد:-

کليه ورايتي هاي موجود ازدنياي جديد متعلق به نوع Gossypium hirsutum  ميباشند هردونوع تترايپلوئيد هستند وداراي ژنوم A  ، D مي باشند.

ژنوم A  ازيکي ازاجداد پنبه ازدنيا قديم وژنوم D  ازانواع موجوده دردنياي جديد مشتق شده اند. درمورد چگونگي ارتباط دوژنوم ازدنياي قديم وجديد تعداد فرضيه هاي وجود دارد که يکي ازآنها براساس فرضيه Viger است قبلاً تذکررفته است. فرضيه ديگر حاکي از آن است که ازدورهء ماقبل تاريخ يکي ازتيپ هاي پخته زراعتي دنياي قديم ازطريق اوقيانوس کبير انتقال داده شده ودرکشور پيرو که محيط مناسب باري کشت آن بوده بانوع Gossypium raimendil  بطور طبيعي تلاقي حاصل کرده است وپس ازآن بطور اتفاقي کروموزوم هاي آن دوبرابر شده ونوع تتراپلوئيد جديدي حاصل شده است پخته هاي متعلق به نوع Gossypium barbadense  مي باشد. احتمالاً ازيک پنبه دائمي که بومي کشور پيرواست وتانکويس ناميده ميشوند مشتق شده اند اين ورايتي درامريکا وارد گرديده وازاين طريق نوعي پخته يکساله بوجود آمده که بنام  Sea Island معروف است وداراي طويل ترين الياف بين تمام ارقام زراعتي پنبه ميباشد. تمام پنبه ميباشد. تمام پنبه هاي زراعتي متعلق به يکي ازچهارنوع ذيل ميباشد.: دونوع دپيلوئيد  G.arhoreum. G. herbaceum ازدنياي قديم ودونوع تتراپيلوئيد G. ossypium hirsutum  . Gossypium harbadense. ازدنياي جديد وازکشور هاي آسيائي منجمله افغانستان ورايتي هاي انواع پنبه دنياي جديد کاملاً جايگزين ورايتي دنياي قديم که شتر جهت کشت استفاده ميگردد.

منشاء وانواع:

جنس gossypiumبسیاربزرگ است درحال حاضردارای 50 نوع با تعداد کروموزوم پایه 13 می باشد. انواع جدید به طورممتد در حال کشف می باشند.درمیان انواع شناخته شده 45 نوع آن دیپلوئید(2n=2x=26)است که در هفت گرو ژنومی  A,B,C.D.E,Fو Gقرار میگیرند. انواع دیپلوید با ژنوم A,B,E,یا F دارای منشاء آفریقایی هستند وبه عنوان انواع دنیای قدیم معروف اند.این نوع پخته هابخوبی با یکدیگرجفت شده وقرابت نزدیکی دارند انواع دیپلوئید با ژنوم های C,Gدارای منشاءاسترالیایی می باشند. نوع دیپلوئید دارای ژنومD ازنیمکره غربی منشاءیافته وبه نوع دنیای جدیدمعروف اند. درکل کروموزم های ژنوم D کوچک تر ازکرموزم های سایر ژنوم ها می باشند. علاوه بر45 نوع دیپلوئید پنج نوع آلوتتراپلوئید(n=4x=522)وجوددارد.همگی این انواع مربوط به دنیای جدید است که چهارتای آن منشاء امریکایی ویک منشاءهاوایی دارد.

کیفیت واستحکام الیاف :

الیاف پنبه محصول اصلی تجاری پنبه است . روغن پنبه دانه محصول ثانویه میباشد .اگرچی دانه پنبه منبع مهم روغن نباتی درجهان محسوب میشود . الیاف درداخل غوزه های دارای سه تاپنچ حفره ایجاد میشود . الیاف پنبه برروی دانه به اجود میآید وهر تار الیاف ازرشد بیرونی یک حجره اپیدرمی حاصل میشود الیاف پنبه برحسب طول به دوگروپ تقسیم میشوند لایه بیرونی وطویل تر که لینت نامیده میشود متشکل ازالیاف بلند است که ازدانه جدامیباشد .لایه داخلی وکوتاه تر که لینتر یافیوز نامیده میشود ومتشکل ازالیاف کوتاه است که چسپیده به دانه است. بعد ازپاک نمودن یاجدانمودن الیاف برروی دانه باقی میماند الیاف لینت درریسندگی نخی پنبه ای استفاده میشود والیاف های لینتر یافیوز برای ساختن ابریشم مصنوعی ومحصولات سلولوزی استفاده میگردد و. سلول الیافی پنبه ساختمان لوله ای بادیواره نازک است که آنقدر درازمیشود تااینکه به حد اکثرطول برسد . این سلول لوله ای الیاف بارسوب سلولوز درطبقه های پی درپی برروی دیوار های داخلی ومغذ خالی داخلی مجرا کوتاه ترمیشود رسیده گی الیاف به ضخامت دیواره الیاف اطلاق میشود.الیاف رسیده دارای دیوارهای سلولی داخلی ضخیم هستند.عملکرد ریسندگی الیاف پنبه به طول,استحکام وظرافت الیاف بستگی دارد. انواع پنبهدراین صفات متفاوت اند.دستگاهای ویژه ای برای سنجش هر کدام از این کیفیت ها درنمونه های الیاف پنبه وجود دارد.الیاف رسیده دیواره های حجره وی داخلی ضخیم استند . عملکرد ریسندگی الیاف پنبه به طول استحکام وظرافت الیاف بستگی دارد . انواع پنبه دراین صفات متفاوت اند واستحکام الیاف به عنوان عامل تعین کننده استحکام نخ اهمیت دارد .ارقام که الیاف ظعیف تولید مینماید برای استفاده درعملیات کار خانه های نساجی مشکل ایجادمیکند ساختمان طبقات داخلی الیاف پنبه برروی قدرت کششی آن تاثیر  میگذارد .

طبقه بندی الیاف   

الیاف مورد استفاده در صنعت نساجی را می‌توان از لحاظ کلی به دو دسته کاملاً متمایز تقسیم بندی کرد :

1- الیاف طبیعی                   2- الیاف بشر ساخت

استفاده از مواد خام موجود در طبیعت یا تعاملات کیمیایی با روشهای صنعتی تولید می‌شوند. الیاف طبیعی چه نباتی ، چه حیوانی و چه معدنی همگی تقریباً به همان صورتی که در طبیعت موجود هستند در ریسندگی به کار می روند اما الیاف بشر ساخته نیازمند طی مراحل تولید شیمیایی و فیزیکی می‌باشند.البته در مورد الیاف مصنوعی تقسیم بندی های دیگری نیز وجود دارد که بر مبنای روش تولید و یا مواد اولیه هرکدام به قسمت های مختلف دیگر دسته بندی می‌شوند. برخی الیاف مصنوعی با روش های فیزیکی و برخی با روش های کیمیایی  محض تولید می‌شوند.البته روش های لابراتواری و بدست آوردن الیاف با این روش‌ها با آنچه درصنعت و مقیاس صنعتی تولید می‌شود متفاوت است. در ادامه به بررسی مختصری از هر کدام از الیاف دسته بندی فوق خواهیم پرداخت.

سورت بندی پخته :

سورتمنت ویاطبقه بندی پخته دانه دار به منظور شناخت کیفیت ومشخصات آن است که درهنگام تحویلدهی به موسسات جن وپرس توسط اشخاص فنی (مامورین سورت) صورت میگیرد. بهراندازه که چیدن ویاجمع آوری پخته دانه دار بصورت درست وفنی صورت گیرد به همان پیمانه سورتمنت پخته دانه داروکیفیت آن بهترمیشود.اکثراً دیده شده است که درمورد سورتمنت پخته دانه دار بین زارعین پخته کار وکارکنان تعین سورت پخته اختلاف نظر بروز نموده وباعث جارجنجال زیاد گردیده است .به منظور رفع این نقیصه وایجاد سهولت درجهت سورت بندی وتحول دهی پخته دانه دار تجویز گردید تاطرزالعمل بسیط وعملی سورت بندی پخته دانه دار ترتیب گردد همچنان سورت بندی پخته اجرای عملیات مناسب سورت بندی پخته سبب طبقه بندی الیاف ازنگاه رنگ ، طول الیاف ، استحکام الیاف ظرافت ، کیفیت ، گوشتی بودن رطوبت مجاز وغیره میگردد باعث ارتقاع قیمت الیاف درمارکیت وتوجه منابع مصرف کننده میگردد.

مشخصات سورت اول پخته:

پخته سورت اول ازنگاه رنگ سفید روشن ، سفید نورمال میباشد که در اصل الیاف وش به رنگ سفید تا کریمی کمرنگ میباشد. رنگ الیاف برداشته شده تحت تاثیر عملیات وروش برداشت بارندگی ، سرمازده گی ،خسارات وقارچها وجودبقایای نباتی رنگ کننده وشرایط نگهداری وش والیاف قرارمیگیرد منظور درجه رنگ ( که برای ارزیابی رنگ الیاف مورد استفاده قرار میگیرد

1-میزان تنوع رنگ وتمایل رنگ ازسفید به سمت زرد است.

2- فیصدی کثافات به اساس وزن عمومی (سه فیصد) حد اکثر میباشد که این کثافات شامل بقایای حشرات، برگ، ساقه، غوزه وتخمدانهای سقط شده ویادانهای نارس میباشد . 3- ازنگاه گوشتی بودن، گوشتی بودن ودارای طول الیاف بلند میباشد که طول فایبربروی استکام نخ ، یکنواختی قطرراوزمان نخ ریسی وظرافت نخ تولید تاثیر میگزارد .ازنگاه رطوبت رطوبت نور5/8 فیصد بوده ورطوبت مجاز، سیزده فیصد است که رطوبت موجود درپخته بالای کیفیت وطبقه بندی (سورت بندی پخته تاثیردارد)       

مشخصات سورت دوم پخته 

1- رنگ: سفید داغدار خفیف .

2- فیصدی کثافات: پنچ فیصد (حد اکثر) که شامل بقایای حشرات ،برگ، ساقه،غوزه، تخمدانهای سقط شده ویادانه های نارس میباشد .

3-گوشتی بودن: نمیه گوشتی .

4- رطوبت نورمال (محاسبوی)(5/8) فیصد .

5- روبت مجاز (سیزده) فیصد .

6- طول الیاف 26-28 ملی متر .

7- مقاومت 1700 میلی گرام .

مشخصات سورت سوم پخته

1- ازنگاه رنگ کریمی رنگ بوده .

2- فیصدی کثافت (شش) فیصد حداکثرمیباشد .

3- ازلحاظ گوشتی بودن (کم گوشت) است .

4- رطوبت نورمال (محاسبوی) (5/8) فیصد .

5- طوبت مجاز (13) فیصد .

6- ازنظرطول الیاف 35- 26 ملی متر.

7- مقاومت طول الیاف 1600 ملی گرام است .

پنبه سورت سوم همچنان از نظر ظرافت الیاف درسطح پایین قرار دارد والثراً الیا ف سورت سوم ازگونه های نامرغوب پخته ، غوزهای نارس وفیصدی زیاد آن ازطبقه داخلی وکوتاهتر الیاف پنبه که لینتریافیوز نامیده میشود ومتشکل ازالیاف کوتا هی است که چسپیده به دانه است متشکل کردیده است.

اهمیت اقتصادی سورت اول پخته:

سورت اول پنبه ازنقطه نظر اینکه متقاضیان بیشتر در مارکیت وبالخصوص در صنعت نساجی دارد گفته میشود که نقش سازنده را از لحاظ بلند بردن سطح اقتصاد دارا میباشد. همچنان ارزش آن نسبت به سورت های دیگر 40-30 فیصد بالاتر می باشد نرخ خرید و فروش پنبه (سورت اول) به دلیل ثابت نبودن وضع مارکیت دایمآ در تغیر بوده.سورت اول پنبه در بسته بندی و پروسس کردن سهولت فراوان را بوجود می آورد  برای اینکه نسبت به انواع د یگر که سورت دوم و سوم گفته می شود دارای جذبیت, نرمش و موادی کیماوی که بنام  فرفولر) یاد می شود  دارد .در مجموع تمام سورت اول پنبه که دارای ظرافیت و لطافت خوب می باشد در صنایع نساجی جهت تولید پارچه های نخی بسیار مرغوب و بالخصوص از ماده کیماوی آن در پلاستیک سازی ورنگسازی استفاده می شود . و متا سفانه به دلیل فعال نبودن فابریکات نساجی و تکه سازی در کشور ما افغانستان تکافوی مصرف کامل سورت اول را نداشته و به رکو د مواجه شده به همین دلیل اکثرآ پنبه تولیدی توسط تجار خریداری و به کشور های دیگر صادر می شو د و یک مقدار آن در  داخل کشور به صورت غیر اقتصا دی توسط صنایع دستی کوچک بافندگی به مصرف می رسد. به همین منظور زارعین یا دهاقین در تلاش اند تا پنبه ای را تولید کنند که با سورت اول ازلحاظ کیفیت ،ظرافیت ، طول ، قوی بودن ، خالیصیت  و غیره مطابقت  داشته  باشد.

اهمیت اقتصادی سورت دوم پخته

سورت دوم پخته از لحاظ کیفیت و ارزش در درجه دوم قرار داشته و به مقاصدی مختلف موارد استعمال دارد و بیشتر از پنبه های وطنی و نوع آپلند فیبر کوتاه و آسیایی بدست میاید و نیز اهمیت نسبتآ خوبی را دارا است . استفاده کننده گان در افغا نستان که جهت تهیه بعضی لوازم خانه (توشک ,بالشت ,لحاف وغیره ) بین استفاده از سورت اول و دوم پخته چندان تفاوت قایل نیستند بخاطریکه ارزش کاری واستفاده هر دو برای رفع نیاز مندی های آنها یکسان است در صنعت الیاف(نباتی )ارزش استفاده مناسب جهت تولید پارچه تکه های نخی مرغوب و اهلی یکسان است.بخاطریکه از نگاه رنگ گوشتی بودن – طول الیاف غیره نسبت به سورت اول پائین است .بیشترین مصرف پنبه سورت دوم نیز مانند سورت اول در صنایع نساجی و تکه سازی جهت تولید پارچه ها وتکه های معمولی است . با در نظر داشت مطالب فوق گفته میتوانیم اهمیت اقتصادی آن نظر به سورت اول در درجه پائین قرار دارد .عوامل که میتواند مانع بوجود آمدن پنبه های سورت اول گردد و سورت دوم را بوجود آورد میتوان موارد ذیل را نام برد .

1.باران های شدید بی موقع در جریان جمع آوری

2.کشت و کار  غیر علمی و فنی  نبات پخته .

3.استفاده از ورایتی های اصلاح نا شده .

4.بروز بیش از حد مرض در مزرعه نبات پخته .

5.بالا رفتن درجه حرارت به مقیاس بیش از قابل تحمل نبات پخته .

6.عدم رعایت نکات فنی در قسمت انبار،ذخیره و پروسس نبات پخته.

اهمیت اقتصادی سورت سوم پخته

سورت سوم پخته آخرین درجه سورت پنبه محسوب میشود پنبه سورت سوم که از نظرظرافت الیاف در سطح پائین قراردارد و اکثرآ الیاف سورت سوم از گونه های نا مرغوب پخته ,غوزه های نارس و فیصدی زیاد آن از طبقه داخلی کوتاه تر الیاف پنبه که لینتر یا فیوز نامیده میشود و متشکل از الیاف کوتاهی است که چسپیده به دانه بوده تشکیل گردیده است . پخته سورت سوم بیشتر در مارکیت های داخلی به مصرف میرسد و عمدتآ در افغا نستان برای رفع نیاز های مردم در تهیه توشک , لحاف , بالشت وغیره مصرف میشود از نگاه قیمت فروش در مارکیت به درجه سوم قرار داشته از الیاف درجه سوم عمدتآ برای ساختن ابریشم مصنوعی ,محصولات سلولوزی , در باروت سازی , بعضی اقسام کاغذ مقوا, موبل , فرنیچر, دست پاک , حوله جانپاکی وغیره نیزاستفاده میشود. قمیت فروش پخته درجه سوم در مارکیت افغانستان فی سیر (400-300) افغانی به فروش میرسد وبه دلیل ضعیف بودن وضع اقتصادی مردم بازارنسبتا خوبی دارد. 

پرابلم های مارکیت پنبه:

1- عدم موجودیت مارکیت مشخص پنبه درافغانستان.

2- بروزبیش ازدودهه جنگ خانه خانمانسوزدرکشور.

3- سقوط وورشکستگی فابریکات نساجی ,جن وپرس وغیره.

4- عدم توجه دولت درزمینه صنعت الیاف ونساجی درکشور.

5- واردات و صادرات پنبه در افغانستان بدون کدام مدیریت وسازماندهی.

6- پایین آمدن سطح کشت پنبه به دلیل بالا بودن هزینه آن وافزایش نیافتن قیمت آن مقرون به صرفه نیست.

7- عدم موجودیت خرید تضمینی پنبه ازدهاقین بی بضاعت پخته کار.

8- مشکلات عدیده درمورد بسته بندی وسورتبندی پنبه.

9- نبود موازنه وثبات درنرخ پخته درسورت های مختلف.

10- مشکلات ترانسپورتی درزمینه انتقال صحیح وسالم پخته.

11-عدم فعالیت دیگر فابریکه های تولیدی پوشاک درکشور.

12- نبود پلان های مشخص درجهت بازسازی فابریکات نساجی وجن وپرس ونوسازی فابریکات مصرفی محصولات پنبه.

تدبیربرای پیدا کردن مارکیت پنبه:

برای اينکه مردم ما تا حدی مشغول بکار شوند، دهاقين ما تشويق به کشت نبات صنعتی گردند  از ورود اموال مشابه خارجی که به هيچ صورت نمی تواند کيفيت، مرغوبيت تکه های  توليدی نساجی افغان را داشته باشد که بعضا کيفيت آنها نيز بسيار پائين است و گاهی مضر به صحت است، بعضا ازتاريخ توليد آن مدت زيادی گذشته است، جلوگيری بعمل آيد. چون هدف دولت در پنج سال آينده بلند بردن سطح درآمد سالانه  تا 500 دالر در نظر گرفته شده است. بدون داشتن صنايع توليدی امکان ارتقای سطح زندگی مردم تا مرز تعيين شده نا ممکن خواهد بود.همچنين از مدرک تکس، ماليه، مفاد فابريکات و نمايندگی های فروش آن بودجه دولت تقويه می شود، اساس و شالودهً برای پيشرفت و ارتقای اقتصادی کشور فراهم ميگردد و هم مکلفيت دولت که تهيه کار، مصروفيت مردم مستعد بکار است نيز تا حدودی برآورده می شود. هم تسلسل دور اقتصادی که انگيزه، محرک نيرومند ارتقای سطح زندگی و انکشاف اقتصادی ميباشد را تحقق می بخشد. بايد بهر شکلی که امکان دارد و معقول به نظر ميرسد فابريکات جن وپرس وفابریکه های نساجی را احيا سازيم. اگر آن زمينه مساعد شد از تاسيس فابريکه های جديد نيز غافل نباشيم.  و دعای خير مردم و قضاوت مثبت تاريخ را در حق خود کمايی کنيم.یک سلسله عوامل مثبت جهت بازسازی و احيای مجدد اين فابريکات(جن وپرس ونساجی) مورد ارزيابی قرار ميگيرد

1 ـ مواد خام: قيمت مواد خام بشمول پروسه خريد، انتقال وساير هزينه ها تا رسيدن بمرحلهً توليد، در قيمت تمام شد اجناس تاثير دارد.  کشور ما نسبت مساعد بودن شرايط برای کشت پنبه  می تواند به مارکيت جهانی پنبه تبديل گردد.  قيمت ترانسپورت در داخل کشور ارزان است حتی در صورت وارد کردن مواد خام از تاجکستان و پاکستان بازهم قيمت تمام شد پائين خواهد بود. ازينرو اجناس توليدی با مقايسه مواد خام چندين مرتبه ارزش بالاتر خواهد داشت.

2 ـ مواد سوخت: بازهم اين مواد درداخل کشور موجود است. در فابريکه گلبهار ذغال سنگ بمصرف ميرسد که در معدن کرکر، در نزديکی آن موجود است. استفاده ازاين معدن در انکشاف و استخراج آن نيز کمک خواهد کرد و در نتيجه تعداد بيشتری از مردم در آن معدن نيز بکار جذب ميگردد. که اين موضوع نيز نسبت به قيمت ها در سطح جهانی نيز اقتصادی ارزيابی ميگردد.

3 ـ مزد کارگر: خوشبختانه يا بدبختانه درکشورما مزدها با مقايسه با مزد ها در سطح جهانی، پائين ترين رقم را دارد. با در نظر داشت عودت کنندگان و خلع سلاح شدگان، تعداد زيادی از مردم بيکار اند و نيروی کار فروان و ارزان در دسترس قرار دارد.

4 ـ بازار فروش:  بازار فروش درکشور بی نهايت وسيع است، هرقدر توليدات داشته باشيم در بازار داخلی مصرف ميشود. ضرورت به صادرات اين اموال توليدی خود نخواهيم داشت.

5 ـ توليد:  با در نظر داشت فکتورهای فوق، قيمت تمام شد بسيار پائين بوده و می تواند با توليدات خارجی رقابت نمايد. بناً هيچ بهانه ايکه فعال سازی اينگونه فابريکات را غير اقتصادی ارزيابی نمايد موجه نمی باشد. البته برعلاوهً عوامل فوق، تعدادی عوامل فرعی ديگر نيز وجود دارد که می تواند در قيمت تمام شد تاثير داشته باشد، ولی طوريکه گفتيم اين عوامل فرعی بوده و نمی تواند طور چشمگير تاثير گذار باشد.(8)

مارکیت پنبه درافغانستان

از جمله فابريکه های بزرگ نساجی درافغانستان گلبهار، بگرامی، گذرگاه، پلخمری، هرات.... قابل تذکر است.  تعدادی ديگری هم در پارک های صنعتی شهرکابل فعاليت داشتند. همچنان فابريکه سپين زر کندز با نمايندگی هايی  دربسياری از حکومتی ها و بخش هايی از ولايات صفحات شمال کشور فعال بودند. گرچه بيش از دوالی سه دهه است که تعدادی ازاين تاسيسات در گردش نبوده و هم ماشين آلات تعدادی ازين فابريکات بنام فلز از کشور خارج و به کشورهای ديگر فروخته شد، ولی هستند عدهً از فابريکات که يا دست ناخورده مانده يا اگر ضايعاتی هم داده اند بسيار اندک است که امکان احيا، فعال سازی دوباره شان وجود دارد. از جمله نساجی گلبهار که بزرگترين فابريکه در نوع خود در افغانستان بود. تا جائيکه اطلاع موثق  وجود دارد، اکثر ماشين آلات، شاپ ها ووسايل آن بکلی موجود است  تا جائيکه حتی در گدامهای آن مقداری محلوج (پنبه  جدا شده از دانه) نيز موجود است که به ابتکار رئيس آن فابريکه از آنها لحاف و دوشک ساخته شده، به بازار عرضه ميگردد. هم با استفاده از ورکشاپ  مجهز آن وسايل فلزی ساخته شده وبفروش ميرسد. که قسمتی از احتياجات مردم و مخارج نگهداری فابريکه با آن تامين ميگردد. البته فعاليت های فوق الذکر گرچه از نگاه کميت زياد نبوده  محدود میباشد، ولی باآنهم کاريست قابل قدر زيرا از هيچ نکردن و دست زير الاشه نشستن صد بار بهتر است.درافغانستان اکثرا بعد از آنکه پخته چیده شده توسط تیلر ها ولاری ها (درممالک روبه انکشاف ذریعه حیوانات بارکش ) به فابریکات جن وپرس وپخته پاکنی انتقاال می یابد. ودر اینجا الیاف پنبه از دانه آن جدا می شود. طوریکه پخته دانه در ابتدا ذریعه پایپ های قوی جانب تعمیریکه ماشین جن در آن واقع است کشانیده شده ؛ اما قبل از رسیدن به ماشین مذکور تمام ناپاکی از قبیل چوبک ها، گرد، خاک، خس وخاشاک آن پاک می شود. دندانه های تیز اره های ماشین جن الیاف پنبه را از دانه آن جدا می سازد و الیاف محلوج ذریعه ماشین پرس به عدل های که دارای وزن 180 – 240 کیلوگرام می باشد بسته بندی می گردد.ازهرعدل پخته نمونه ها جهت سورت بندی پخته محلوج گرفته شده مطابق اندازه طول الیاف، سمپل رنگ وپاکی آن طبقه بندی می شود.زارعین عموما پخته را بالای خریداران محلی به فروش می رساند وبعدا تاجران مذکور پخته را بالای موسسات نساجی می فروشند. این طریقه در ممالک که خرید وفروش پخته انحصاری نباشد معمول است. همچنان پنبه آنرا نیز زارعین در فابریکه جن به فروش رسانیده وصاحبان جن باالترتیب آنرا بالای موسسات تیل کشی به فروش می رساند در این جا لنتر آن از پوست خارجی پنبه دانه جداشده ومثل پخته محلوج بعد از عدل بندی بالای موسسات سیت سازی وصنایع پلاستیکی وغیره به فروش می رسد .

مارکیت پنبه درجهان:

درجهان امروزی الیاف پنبه بیشتر از هر نوع تار ها ومنسوجات دیگر موارد استعمال واستفاده داشته وازجمله نباتات پیش قدم صنعتی به شمار می آید ؛ مثلا درایالت متحده امریکا، میلیون ها شغل وابسته به آن بوده وبه میلیون ها دالردرمسایل تولید وپروسس پخته سرمایه گذاری گردیده است .برعلاوه، پخته از جمله ضروریات روزمره انسان ها گشته.پنبه یک ماده قابل قبول ومناسب تجارت بین المللی شمرده میشود وسالانه بیشتر از(30) فیصد تولیدات پنبه به مناطق صیعتی صادر میگردد . ولی ازجمله (30) کشور صادر کننده جهان تنها ایالات متحده امریکا ،مکسیکو ،مصر ،برازیل وپاکستان ازاهمیت زیادی برخوردار هستند که 4/3 حصه پنبه جهان را به کشورهای دیگر صادر مینمایند ،قابل یاد آوری است که میزان صادرات کشورهای نامبرده هیچگاهی ثابت وبه یک اندازه معین نبوده بلکه شرایط سیاسی اقتصادی واقلیمی تا حد زیادی دراندازه صادرا ت تاثیر داشته است مارکیت ها ی فروش پنبه درجهان شهرهای نیویارک ،اسکندریه وبمبی میباشد ، پنبه ازهمین شهرها به کشورهای مصرف کننده خا صتآ اروپا صادرمیشود .درگذشته ایالات متحده امریکا ( 75%) پنبه جهان را تولید میکرد و(50%) آنرا به فروش میرسانید مگردرحال حاضر به نسبت نبودن خریداران ومصرف کننده گان فروش آن محدود وناچیز میباشد . خریداران پنبه ایالات متحده ، انگلستان ، ایتالیا ، آلمان فدرالی ، بلژیک وفرانسه میباشد .مصر دومین صادرکننده پنبه درجهان میباشد پنبه مصری مرغوب ودارای جنسیت عالی بوده اکثرکشورهای اروپائ خریدار آن میباشد اروپای غربی (55%) واروپای شرقی (20%) پنبه جهان را خریداری مینمایند . خاصتآ انگلستان که خود در داخل مملکت پنبه ندارد ودرصنعت نساجی نسبت به دیگران پیشرفته تر است .خریداران تکه های نخی انگلستان درقدم اول چین ،جاپان وهند بوده مگر درحا ل حاضر نظربه رشد وانکشا ف صنایعی داخلی آن کشورها در بازارهای  آسیای وافریقای به سبب منسوجات خویش رقابت وبرابری مینمایند . امروز فرانسه ، انگلستان ، بلژیک وایتالیا دراروپا کشورهای بزرگ صادرکننده تکها ی نخی بشمار میرود .

ممالک ذيل دردنيا پيشقدم ترين ممالک درکشت پخته ميباشد.

شماره

      نام  مملکت

            ساحه به مليون هکتار

1

      هندوستان

             هشت مليون هکتار

2

       ايالات متحده امريکا

             هفت مليون هکتار

3

        چين

             شش مليون هکتار

4

       برازيل

             سه مليون هکتار

5

      پاکستان

         يک ونيم مليون هکتار

6

     ارجنتاين

            نيم مليون هکتار

7

      مکسيکو

            ششصد هزار هکتار

8

      مصر

             هشتصد هزارهکتار

9

     اتحاد شوري سابق

              دونيم مليون هکتار