زراعت یا مبارزه با گرسنگی

زراعت و نقش آن در توسعه قریه ها

مقدمه

زراعت یک سکتور عمده واساسی اقتصاد ملی بوده که در زندگی انسان ها در ادوار مختلف تکامل وانکشاف جامعه بشری دارای نقش بسزای بوده است .از نظر تاریخی انسان ها از زمان خلقت وپیدایش از محصولات زراعتی استفاده کرده است انسان ها در کمون اولیه که از ریشه درختان وبالاخره از میوه درختان خودرو واز شیرحیوانات استفاده کرده اند این همه مربوط به سکتور زراعت میشود که بادر نظرداشت رشد نفوس که( آن هم در دهات وشهرها تنظیم شده اند ) به علت بارز بودن زراعت عنعنوی وسطح پایین تولیدات زراعتی باگذشت زمان دامنه فقر ومهاجرت روستاییان به شهر ها که شهر ها از امکانات بیشتر نسبت به روستا ها برخوردار است صورت گرفته که این یک معضله بزرگ را در سطح کشور بوجود آورده است .چون زراعت منبع اساسی معیشت روستاییان را تشکیل داده واکثر روستاییان بالای منابع زراعتی , مالداری ,جنگلات وسایر منابع طبعی امرار حیات مینمایند وهمچنان سکتور زراعت ضروریات اولیه مردم دهات را فراهم نموده ودر جهت تهیه مواد خام برای صنایع روستایی ودر ایجاد وگسترش فرصت های شغلی نقش عمده دارد  بناً با استفاده از وسایل وامکانات عصری ازقبیل تکنالوژی های نوین زراعتی ,موجودیت یک سیستم فعال ترویجی ,نهاد ها وسازمان های همآهنگ کننده وبرنامه های زراعتی به سویه ملی در عرصه زراعت برشد وانکشاف زراعت سرعت بخشیده که درنتیجه باعث خود کفایی مردم روستایی وشهری گردیده ودر ضمن اقتصاد ملی را تقویت میکند.

توسعه

توسعه حاوی مفاهیم واشارات روشن دایر بر پیشرفت , بسط ,ترقی ,نمو ( وسعت دادن سطح ) ونیز (گسترش دامنه )فعالیت ها است .توسعه عبارت از درجه تحول است که جامعه را بر اساس خصوصیات مربوط برای رسیدن به آرمان ها واهداف خود هدایت میکند.به مفهوم جامع تر توسعه به عنوان متعالی ,دستاورد بشری وپدیده چند بخشی است که دریک مسلک به حساب میاید به دلیل اینکه توسعه دستاورد انسان محسوب میگردد در محتوای دارای مختصات فرهنگی بوده وبرتحول ارگانیک دلالت دارد . هدف از توسعه ایجاد زندگی پر ثمره است که توسط فرهنگ تعریف میشود بنابراین توسعه (دستیابی فزاینده انسان به ارزش های فرهنگی خود ) است .این مفهوم بر معانی ذیل تاکید دارد.

اول: توسعه یک پروسه است ونه یک وضیعت ساکن .

دوم : این پروسه درنهایت به ارزش ها مربوط میشود .

سوم : این ارزش ها ارزشهای مردمان است که تعلق به جهان غرب ویا هر جهان دیگر ندارد.

تعریف توسعه ومفاهیم آن :

بطور کلی توسعه بمعنی تلاش برای بهبود زندگی ,همزاد تاریخ جامعه بشری است .توسه در مفهوم کلی خود بمنی ارتقای سطح مادی ومعنوی حامعه انسانی وایجاد شرایط مناسب یک زندگی سالم برای تمام افراد جامعه است مقصد مطلوب  توسعه بهبود کیفیت زندگی هم است بنابراین کوشش برای دستیابی به توسعه باید بشکل باشد که منافع اکثریت مردم را در برگیرد در صورییکه بخش محدود از جامعه از پروسه توسعه که خود یک تغیر مطلوب است بهره مند شوند نمی توان آن را توسعه نامید سه تفسیرعمده  از توسعه را میتوان به این شرح مورد توجه قرار داد(2) .

تفسیر اول: درین برداشت اغلب توسعه را با رشد اقتصادی مترادف میدانند وآنرا به معنی افزایش بهره برداری از نیروی انسانی ,سهم کاهش زراعت در کلی محصول ,پیشرفت تکنالوژی وصنعتی شدن با نتیجه آن که انتقال جمعیت به مناطق شهری است تفسیرمیکنند .

تفسیر دوم :ازتوسعه با تمرکز با شاخص های از میعیار های زندگی مانند فقز , توضیع درآمد ,تغذیه ,مرگ ومیر نوزادان , امید به زندگی بهتر , باسوادی ,تعلیم وتربیه , دست رسی به اشتغال ,سیستم آبرسانی وخدمات دیگر سعی درجبران این نارسایی ها دارد.انیگونه تیوری به مسئله توسعه واقیعت انسانی بیشتر با آن بخشیده درعین حال همچنان تاکید بر شاخص های اقتصادی واجتماعی است اشخاص وگرو های منفرد که کالا ها خدمات ومواد برای آنها تامین میشود به حالت انفعالی از صحنه دور مانده اند.

تفسیر سوم :برتوان مندی های بلقوه واستعداد های انسانی در زمینه روابط باسایر گره های اجتماعی متمرکز است که این برداشت از توسعه را (توسعه انسانی) مینامند آن طوریکه در زمینه فعلی درک میشود توسعه انسانی سه مفهوم تغیرات متوالی ومتحریک درآن دسته از شرایط است که موجب یک زندگی آزاد ورضایت بخش را به مفهوم واقعی خود برای تمام افراد یک منطیقه ویا کشور فزاهم میکند(2) .

خلاصه اینکه درتعریف توسعه بادرنظرگرفتن برداشت های مختلف ازآن باید گفت که :

·توسعه مفهوم جامع ,چند بعدی ,پیچیده وغیر قابل تقسیم است .

·مفهوم توسعه هم ابعاد کمی وهم کیفی دارد وتاکید بر جنبه های کمی بدون درنظر داشت جنبه های کیفی وبرعکس آن به مفهوم توسعه نیست .

·توسعه دارای ابعاد مادی ومعنوی است نه تنها رفع فقر ومحرومیت وارتفای سطح مادی رندگی بلکه ارتقای سطح فرهنگ وشعور اجتماعی یا کیفیت زندگی را دربر میگیرد.

·توسعه یک مفهوم ارزشی است ودر تعریف آن باید به شرایط جامعه مورد نظر توجه داشت به عباره دیگر توسعه را باید تعریف بومی کرد.

تعاریف ومفاهیم توسعه از دیدگاه صاحب نظران :

پس از گذشت دو دهه از شروع برنامه های توسعه صاحب نظران باتوجه به کاستی ها ونواقص دربرداشت ها وتعاریف توسعه شروع به تجدید نظر در افکار خویش نموده ونظریات جدیدی را دراین خصوص ارائه نمودند.

A.فریدریک هاربیسون (F .harbeson) که خود قبلاً تولید ناخالص ملی را به عنوان مهمترین میعار توسعه کشور ها به شمار میاورد این نظریه را رد کرده وتوسعه را در افق وسیع تر مورد برسی قرارمیدهد . اوهدف های سیاست توسعه ملی را مورد توجه قرار داده که عبارت اند از به حداقل رسانیدن بیکاری , به حداکثر رسانیدن سطح فرهنگ وعلم ,صحت بهتر ,محدود کردن رشد جمعیت واصلاح میحط زیست .

B.پروفیسور دودلی سیرز(Dudely seers) یکی از اقتصاد دانان نامدار است که توسعه را از دیدگاه کلی تر مورد بررسی قرار میدهد تا شامل مسایل مربوط به بیکاری , بهبود وضع فقر وعدم برابری توضیع درامد ها هم شود .اومیگوید اگر به اثر اقدامات وفعالیت های که در جامعه به منظور انجام امر توسعه صورت میگیرد هریک از سه پدیده فوق در وضیعت بهتری قرار گیرند واصلاح شوند درآن موقع به اعتقاد وی توسعه رخ داده است.

C.ادگاراوون (Adgar owens ) ورابرت شاوو( Robert show) برای تعریف توسعه روش دیگری را برسی کرده که خور آنرا پایگاه وسیع توسعه مینامند .منظور ازپایگاه وسیع توسعه عبارت از استقرا وتاسیس نهاد های درجامعه است که افراد فقیر ومحروم را در کشورها جهان سوم فرصت اعطا کند تا درتمام مراحل اتخاذ تصمیمات که برای رندگی آنها مهم وسرنوشت ساز است شرکت نمایند .افراد فقیر ومحروم از طریق این نهاد ها به زنجیره زندگی خوب ومدرن جامعه متصل میشوند.

توسعه زراعت :

توسعه زراعت به عنوان بخش از اقتصاد یک کشور تلقی گردیده  واگر بخواهیم به معنی واقعی کلمه انجام شود کار بس دشوار ومشکل است به قول پروفیسور لویس مالاسیس        ( Lowis mallassiss ) انجام این کار یعنی توسعه زراعت درعین حال که ضرورت دارد ولی خارج از حد توانای تعداد از مالکین بزرگ واقلیت تحصیل کرده ومدیران دولتی وکارمندان اداری وانبوه دهاقین وروستایان کم سواد ویا بیسواد میباشد توسعه زراعت درچوکات ملی یک کشور مورد بحث قرار میگیرد وبه عنوان یک بخش اقتصادی مهم نقش حیاتی در توسعه ملی ایفامینماید .مفهوم توسعه زراعت وتعریف آن مانند مقوله توسعه بعد ازجنگ جهانی دوم تغیر وتحول یافته است ومدل های مختلف توسعه زراعت نیز توسط اقتصاد دانان وصاحب نظران طراحی گردیده وبه مورد اجرا درامده است .بعد ازجنگ جهان دوم که تعریف توسعه عبارت از رشد اقتصادی بود وآن هم از طریق صنعتی شدن به سبک غربی , توسعه زراعت هم به معنی مدرنیزه کردن بخش زراعت ورسیدن به هدف رشد زرعت تلقی میشدکه بخش زراعت درتلقی توسعه به معنی رشد اقتصادی دو وضیفه اصلی را به عهده داشت یک تهیه وتولید غذای ارزان برای کارگران صنعتی وطبقات شهر نشین ودیگری تامین نیروی انسانی برای اشتغال در صنایع نوتاسیس شهری .این نظریه منطبق به پروسه تاریخ توسعه وپیشرفت کشورهای غربی بود بخش زراعت این کشور ها به علل وعوامل تونست وظیفه تامین محصولات غذای ارزان را ونیروی کارگر لازم را برای صنعت نوتاسیس انجام دهد . لذا بعد از جنگ جهانی دوم الگوی توسعه غربی که در آن توسعه زراعت هم وجود داشت به عنوان راه اصلی پیشرفت وترقی مورد بسیاری از متفکرین , صاحب نظران وسیاست مداران قرار گرفت .

مفاهیم وتعاریف توسعه زراعت :

در تعریف توسعه زراعت نیز قول یکسان وجود نداشته . برخی آنرا گزار از زراعت سنتی دانسته وبعضی دیگر آن را پروسه میدانند که درطی آن اوضاع اقتصادی واجتماعی اکثریت دهقانان یک کشور بهبود میابد واصلاح میشود.پروفیسور موشیر (A.mosher) شاید اولین کسی باشدکه توسعه زراعت را بصورت سیستمی مورد برسی قرار داده است .اوپنج عامل را در توسعه زراعت اساسی وپنج عامل را سرعت بخشنده زراعت میداند عوامل اساسی توسعه زراعت بنابه گفته وی عبارت اند از:

1. بازار جهت فروش محصولات زراعتی .

2. تکنالوژی که پیوسته در حال تکامل وپیشرفت باشد .

3. در دسترس بودن نهاد ها ووسایل مورد نیاز زراعت .

4. مشوق های تولیدی برای دهقانان .

5. تسهیلات حمل ونقل .

عوامل سرعت بخشنده زراعت عبارت اند از :

1.آموزش وترویج زراعت .

2.کردیت های زراعتی .

3.انجام اقتدامات وعملیات گروهی وسازمان یافته دهقانان (کوپراتیف های زراعتی )

4.وسعت دادن گسترش زمین های زراعتی واصلاح فزیکی آنها .

5.پلان گذاری ملی .

داکتر رابرت استونز(Robert. Stevesn) استاد پوهنتون ایالت مشیگان درخصوص تعریف توسعه زراعت میگوید که توسعه زراعت دلالت بر ایجاد تغیر در بخش زراعت میکند .این تغیرات تعادل زراعت سنتی را به منظور به دست آوردن رشد سریع تر تولیدات زراعتی وافزایش درامد دهقانان بر هم میزند .اومعتقد است که درین پروسه تغیر چهار عامل اساسی دخالت دارند که عبارت اند از:

1.تغیرات تکنالوژی.

2.تغیرات نهادی وسازمانی .

3.سرمایه گذاری در تربیت نیروی انسانی .

4.سرمایه گذاری در تحقیق وترویج زراعتی به منظور سرعت بخشیدن به ایجاد تغیرات تکنالوژی ونهادی .

هرچه درجه ومیزان این تغیرات بیشترباشد ضرورت برای سرمایه گذاری در بخش تربیت نیروی انسانی بیشتر احساس میشود تامدیریت علمی وموثرتری را برای اداره امور زراعت وموسسات مربوطه فراهم کرده ورشد زراعت را سرعت بخشند .بمنظور رسیدن به اهداف مطلوب باید شرایط مساعد وامکانات مناسب فراهم شود تادهقانان بتوانند تحت آن شرایط مساعد وبا استفاده از وسایل وامکانات مناسب بر فعالیت های خود بیفزایند و محصول کار شان چنان بالا رود که بازهم تشویق در ازدیاد فعالیت گردند وزراعت را توسعه دهند.البته چنان که ذکر گردید توسعه زراعت مستلزم تهیه تکنالوژی مناسب وسرمایه گذاری مکفی است اما آنچه از همه این ها مهم است موضوع حمایت سیاسی از بخش زراعت است . رهبران سیاسی باید با صداقت و تعهد وصمیمیت از پروسه توسعه زراعت حمایت کنند وهماهنگی ها ی لازم را بین سازمان ها وارگان های زیربط بوجود آورند که همین ایجاد هماهنگی به نوبه خود موجب ایجا د محیط مساعد برای توسعه زراعت است که رسیدن به اهداف مطلوب را میسر میسازرد.

عوامل یا فکتورهای توسعه دهنده زراعت

الف : مارکیتنگ محصولا ت زراعتی:

مارکیتـــنگ عبارت از یک پروسه اقتصادی است که بین تولید ومصرف رابطه برقرار میکند .سیسم مارکیتینگ که وظیفه انتقال اشیا وخدمات را از مولدین به مستهلیکین  به عهده دارد و در براورده ساختن نیاز ها ی مادی ومعنوی ورفاع واسایش آن نقش ارزنده دارد .زیرا رفع نیازمندی های جامعه رفاع وآسایش آن ها بدون یک سیستم فعال وموثرمارکیتنگ امکان پزیر نیست .هم چنان پیشرفت اقتصادی یک جامعه رابطه نزدیک به یک سیستم فعال وموثر دارد از نقطه نظر تولید که اقتصاد دانها که تولید را ایجاد سود مندی تعریف نموده اند بناً مارکیتینگ یک عملیه تولید است زیرا مارکیتینگ منحث یک فعالیت اقتصادی برارزش اقتصاد محصولات تولید شده می افزاید که این ارزش علاوه گی در بعضی موارد اضافه تر از ارزش محصول درمزرعه میباشد که با در نظرداشت چنن  ارزش افزای وعلاوگی ارزش بالای محصولات باعث توسعه زراعت گردیده است.

ب: تکنالوجی زراعتی :

میدانیم که تکنالوجی در توسعه زراعت نقش مهمی دارد وحتی بیشتر تیوری ها ومودل های توسعه زراعت در سال های اخیر مبتنی بر ابداع وایجاد تکنالوجی زراعتی وترویج آن بین دهاقین بوده است وتکنالوجی مناسب برای گذار از زراعت سنتی به زراعت پیشرفته لازم وضروری است . تکنالوجی در زراعت سه قسمت دارد یکی تکنالوجی بیولوجیکی مانند تخم های اصلاح شده وسایر ورایتی های پرمحصول نباتی وحیوانی . تکنالوجی کیمیاوی مانند انواع سموم دفع افات وامراض نباتی وحیوانی وکود های کیمیاوی وبالاخره تکنالوجی میخانیکی مانند تراکتور وانواع واقسام وسایل وماشین الات زراعتی .برای تهیه وتولید تکنالوجی در انواع فوق دو عنصر لازم است . یکی علم ودیگری سرمایه . علم محصول فکری بشر است که به کمک سرمایه بوجود می آید ورشد میکند وسرمایه به نوبه خود نتیجه کار جسمی ودماغی انسان است که این دو باهم ترکیب شوند تکنالوجی بوجود می آید.

ج: وسایل ترانسپورتی محصولات زراعتی :

چون تعداد تولید کنندگان ومصرف کنندگان محصولات زراعتی خیلی زیاد ودر سطح کشور پراگنده هستند روی این اصل بهبود وسایل ترانسپورتی نقش بزرگ در انتخاب نوع زراعت محل های مختلف وانکشاف زراعت دارد مثلاً انواع محصولات زراعتی که در یکی از قسمت های کشور تولید میشود در صورت نبود یک سیستم فعال ترانسپورتی امکان انتقال ان از محل تولید به محل دیگر مصارف زیادی را متقبل گریده وروند انکشاف زراعت به کندی مواجه میگردد. هرچه وسایل ترانسپورتیشن سریع تر وارزان تر باشد امکان دسترسی به بازارهای دور تر بیشتر میگردد ودر نتیجه هر دهقان هر محصولی را که در تولید ان برتری نسبی دارد بعمل می اورد. در گذشته که وسایل ترانسپورتیشن به شکل ابتدائی بود بسیاری از زمین های مستعد بدون استفاده میماند ویا دهقانان هرمحل مجبور بودند که محصولات خودرا به قیمت ارزان تر بفروشند ویا محصولات تولید کنند که فساد پذیر نباشد (مثل پنبه ، گندم وغیره) ولی باظهور وسایل ترانسپورتی بهتر امروزه همه محصولات در تمام فصول سال در دسترس همه مصرف کنندگان قرار میگیرد وچون وسایل ترانسپورتی موثریت خوبی بالای کاهش قیمت در مناطق مختلف کشور ، توسعه بازار وایجاد اشتغال دارد با در نظرداشت چنین مفیدیت بکارگیری درست وسایل ترانسپورتی مهم وضروری میباشد.

د:میکانیزه ساختن زراعت

پیشرفت هایکه هم در میکانیزسیون وهم در فناوری غیر ماشینی حاصل شده است تغیراتی زیادی را در ساختار زراعت ونیز سطح جوامع زراعتی وغیر زراعتی در دهه های گذشته بوجود اورده است که نتایج ان در همه کشور های پیشرفته تقریباً مشابه بوده است . در نتیجه افزایش دایمی در اندازه مزارع ، خروج نیروی کار اضافی از بخش زراعت وتوسعه کامل زراعت بشکل یک فعالیت تخصصی واقتصادی مزارع در بسیاری از موارد خصوصیاتی راکه معمولاً نمایانگر بنگاه های صنعتی را بخود گرفته است .

در نهایت این تغیرات سبب شده است که :

1.تعداد زیادی نهاد های جدید بکار گرفته شود.

2.افزایش دایمی در کیفیت این نهادها بوجود آید.

3.روش های بهتر تولید بکار گرفته شود.

4.استفاده از نهاد های ماشینی شدیداً نسبت مصرف نهاده ها را برهم بزند.

5.ارزش های حساب داری در محاسبه مفاد ونقص فعالیت های زراعت استفاده شود.

6.زراعت بیشتر وابستگی بیشتری به بازار های مالی پیداکند.

7.از سختی کار زراعت کاسته شود.

از جمله تاثیرات فوق در سطح مزرعه لزوم تجدید نظر یا تغیر مهارت های سابق وارزش های سنتی واساسی در شکل زندگی خانواده دهقان میباش.

عوامل یا فکتور های سرعت بخشنده زراعت

الف :آموزش وترویج زراعت:

زراعت در طول تاریخ همواره منبع تغذیه وکانون اشتغال ودرآمد مردم بوده است ، ازینرو استمرار حیات وبقای انسانها وقدرت ملت ها بستگی به ان داشته است پس پیروزی دهقانان در عرصه تولیدی مربوط به میزان دانش واگاهی انها از رموز فلاحت است . البته انجام دقیق هر کاری وبدست اوردن توفیق در هر حرفه ئی مستلزم داشتن در جه دانش واگاهی است. چون انسان در پروسه تولید نقش اساسی دارد که بدو صورت بیان میشود اول نقش انسان در به عنوان نیروی کار جهت تغیر شکل منابع طبیعی وانجام فعالیت های مختلف اقتصادی واجتماعی . دوم نقش انسان به عنوان کتلست صحنه های تولید در شکل مدیریت وتلفیق صحی عوامل تولید که در نهایت موجب افزایش تولید میشود. ازین جهت انسان بعد از هرچیزی دیگر یگانه هنر پیشه های صحنه های تولید است وقتی میتواند نقش خودرا به خوبی ایفاکند که توانائی های لازم را کسب کند یعنی قدرت ومهارت انجام کار وتوان مدیریتی خودرا افزایش دهد این کار بوسیله اموزش انجام میشود لذا اموزش در توسعه بطور اعم ودر توسعه زراعت بطور اخص تاثیر انکار ناپذیر دارد.آموزش در زراعت توانسته است رشد وشگوفائی وترقی را برای جوامع به ارمغان اورد ودسترسی بدون توسعه هم بدون کسب دانش هم امکان پذیر نیست واموزش یکی از عوامل مهم وکتلست اصلی وعنصر کلیدی در توسعه زراعت محسوب میشود . حقایق فوق از یک طرف اهمیت ونقش اموزش را در توسعه زراعت نشان میدهد  واز طرف دیگر نیاز شدید دهاقین به اموزش جهت افزایش توان اکتسابی وقدرت بازدهی خودرا اشکار میسازد. وتقریباً هریک از زمین های توسعه زراعتی احتیاج به یک استندرد مشخص اموزش دارد.

ب : قرضه های زراعتی :

کریدیت انتقال موقتی قدرت خرید ازیک فرد به فرد دیگری است که دانش ومدیریت لازم جهت انجام یک فعالیت اقتصادی را دارد ولی فاقد سرمایه کافی است. وجو د کردیدت زراعتی سبب کار ائی تولید وباعث میشود که مدیریت این افراد ونیروی کار انان (بافردسومی) با سرمایه افرادیکه علم ویا امکان کار زراعت را ندارند ترکیب شود. نتیجه چنان ترکیبی بهتر از نتیجه مجموع فعالیت این افراد به تنهائی میباشد. کریدیت برحسب محل مصرف انها به کریدیت مصرفی وکریدیت تولیدی تقسیم میشوند که کریدیت مصرفی قرضه های هستند که بر ای خرید مواد مصرفی خانواده دهقان مورد استفاده قرار میگیرد ولی کریدیت تولیدی قرضه های هستند که برای خرید عوامل تولید بکار میروند کریدت تولیدی بیشتر برای خرید عوامل غیر سنتی جهت نوین کردن زراعت به مصرف میرسند . دهقانان کوچک به علت اینکه قرضه های مورد نیاز خودرا به دست نمی اورند مجبور میشوند که احتیاجات خودرا به صورت قرضه بخرند ومحصولات خودرا به قیمت نازل پیش فروش کنند وبه این ترتیب همه ساله قسمت اعظم درامد انان نصیب خوران وسرمایه داران محلی میشود.کردیدت های زراعتی در جهت رشد وانکشاف زراعت به مقصد بلند بردن سطح تولیدی در مزارع دهاقین توسط بانک های زراعتی وسایر نهاد های مالی برای دهاقین داده میشود. یکی از هدف های مهم تامین قرضه های زراعتی دولتی توزیع عادلانه ثروت (علاوه برکمک به افزایش تولیدات زراعتی در داخل کشور) وایجاد اشتغال میباشد لذا در واگذاری ان به طبقات مختلف دهقانان باید فکر کرد.

ج: کوپراتیف های زراعتی :

این یک واقیعت مسلم است که 85 % نفوس کشوربه صورت مستقیم وغیرمستقیم در امور زراعت .مالداری مصروف کار اند وسکتور زراعت یکی از ارکان اساسی اقتصاد کشور مارا تشکیل میدهد .انکشاف زراعت ایجاب یک سلسله اقدامات را در جهات مختلف مینماید تا به میزان تولید در فی واحد سطح افزایش به عمل آمده ودر سطح عواید دهاقین بهبود رونما گردد ویکی از طریقه های موثر که اقدامات وخدمات را درراه بلند بردن سطح کمیت وکیفیت تولید یک واحد تولیدی دربین توده های دهاقین واقتصاد متکی به زراعت افغانستان انسجام بخشد .همانا  تشکیل دهاقین درانجمن های شان میباشد .لذا اشتراک دهاقین در پروگرام های اقتصادی موجب موفقیت میگردد .منظور از اشتراک مساعی نهادینه ساختن دهاقین است .

 کوپراتف های زراعتی وسیله سرمایه گذاری اقتصادی وسرمایه گذاری اقتصادی یعنی نیروی تولید به منظور رشد وانکشاف زراعت پنداشته میشود برای این که نشان دهیم چگونه کوپراتیف های زراعتی میتواند به نحوه رضایت بخش به حل وفصل پاره از مشکلات ووسایل خاص زراعتی پرداخته ونقش موثر را  درانکشاف زراعت وبلند برادن سطح اقتصادی انجام میدهد .درین جا یک سلسله مسایل وپرابلم های مشخص را مورد بررسی قرار میدهیم .

1.ایجاد روحیه سرمایه گذاری وکریدیتی زراعتی دربین دهاقین به وسیله تاسیس کوپراتیف های زراعتی در سطوح مختلف قراء, محلات وولایات وبالاخره مرکز وهمزمان تشکیل بانک های کریدیتی کوپراتیف های زراعتی به همان سطوح یک امر مهم وضروری در راه پیشرفت وانکشاف زراعت وبهبود اقتصاد دهاقین کشور پنداشته میشود.

2.  پیرامون مواد مورد ضرورت به منظور تولید باید گفت که دهاقین درمناطق دهات بصورت پراگنده بالای مزارع خویش زندگی داشته واین امر سبب ازدیاد مصارف وقیمت حمل ونقل وذخیره مواد مذکور دراین مناطق نسبت به مراکز وشهر ها گردیده است .لذا با درنظرداشت عواید ناچیز فامیل های زارع وعدم سرمایه کافی به منظور اشتغال در دهات زمینه را برای عدم رقابت مساعد ساخته وبدینصورت قدرت انحصار بصورت پنهان وآشکار توسط یک عده محدود سوداگران ودلالان محلی اعمال میگردد این هم منحصر به مواد زراعتی نبوده حتی عین طرزالعمل درمورد مواد استهلاکی نیز صورت میگیرد .بناً کوپراتیف های زراعتی میتواند مطابق به جمع آوری عوایج وتقاضای اعضای خود در دهات مواد زراعتی مورد ضرورت را به جنسیت اعلی به قیمت مناسب در موقع ضرورت آن تهیه وتوزیع میدارد .

3.فروش وعرضه محصولات زراعتی به قیمت مناسب مسئله مهم دیگری است در راه بهبود انکشاف زراعت وبلند بردن اقتصاد ,زیرا موقیعت تولید کنندگان بصورت پراگنده در مساحت های وسیع وبعید از همدیگر میزان ناچیزی تولید هر دهقان کاهش عواید دهقانان را بار آورده وبه محرومیت های شان می افزاید  مناسب ترین راه حل این مشکلات نهادینه شدن دهاقین در وجود کوپراتیف های زراعتی میباشد که از طریق جمع آوری ,درجه بندی , باربندی ,حمل ونقل وبالاخره عرضه آن مطابق تقاضا دردور ترین بازار های فروش به حل مشکلات مذکور فایق میگردد.

4.اهمیت وارزش کوپراتیف های زراعتی در فراهم ساختن وانتشار معلومات جدید وتعلیمات مسلکی وانکشاف اطلاعات ومعلومات عمومی درمناطق روستایی همراه با مفکوره واساسات کوپراتیف میباشد .از آن جایکه تعلیمات بنای پیشرفت های فنی در همه امور اقتصادی بناً انجمن های کوپراتیف های برای آن ارزش خاص قایل بوده وبدین لحاظ منبع جمع آوری وترویج معلومات مختلف بشمار میرود .گذشته از این نباید فراموش کرد که ساحه خدمات کوپراتیف های زراعتی خیلی وسیع بوده وفعالیت های وسیع را از قبیل تادیه قرضه , تهیه مواد زراعتی ,فروش محصولات زراعتی , تهیه ماشین آلات زراعتی ,پروسس ,آبیاری ,مالداری ,مرغداری ,زنبورداری ,جنگل واحداث سرد خانه ها , گرین هاوس ها یا بستر گرم ومارکیت های کوپراتیفی درشهرهای بزرگ وبالاخره مارکیتنگ محصولات زراعتی غرض صدور به خارج از کشور را در بر میگیرد .مفهوم از یک نهاد کوپراتیفی عبارت از یک عمل دسته جمعی  واتحاد باهمی داوطلبانه یک دسته مردم است به منظور رفع هوایج مشترک وبلند بردن سطح اقتصادی ,اجتماعی ومعنوی اعظا بدون تمایلات انفرادی شعار کوپراتیف یکی برای همه وهمه برای یک بوده واین مفکوره استوار به عمل کمک بخود توسط کمک متقابل میباشد .لذا رشد وانکشاف زراعت از طریق کوپراتیف ها خوب تر محسوس شده وروند انکشافی خود را بهتر وخوبتر طی میکند .

د: رسانه های گروهی :

انچه سبب اهمیت بیشتری وسایل جمعی درجامعه بشری گردیده است همانا نقش چشم گیر آن در رسانیدن پیام های آموزشی (تعلیم وتربیه ) میباشد .این خصوصیات وسایل ارتباط جمعی را قادر ساخت تا در زندگی انسان ها بیشتر دخیل گردد .در عرصه های علوم وفنون عرصه زراعت یکی از بخش های مهم آنرا تشکیل میدهد .بدون شک زراعت علمی است که بدون فراگرفتن خصوصیات مسلکی وفنی آن , دست یافتن به موفقیت کار دشوار است بناً در این جا پای وسایل گروهی در میان کشیده میشود ونقش برازنده آن در رسانیدن پیام ها وآموزش های مسلکی برجسته میگردد .رسانه های گروهی درجاهای مختلف ومحلات مختلف آموزش های ذیل را دراختیار دهقانان قرار میدهد .که این پیام ها عبارت اند از آمادهه نمودن زمین برای کشت واستفاده از وسایل عصری ,آگاهی از تخم های اصلاح شده , کود های کیمیاوی وچگونگی استعمال آن , روش های جدید واستفاده از آن , تاثیرات خاک ,اقلیم , درجه حرارت ورطوبت , استفاده از سیستم های جدیدابیاری , دانستن امراض وآفات نباتی وحیوانی وشیوه های وقایوی آن , کنترول گیاهان هرزه , جمع آوری حاصل وجلوگیری از ضایعات در هنگام انتقال ,دستیافتن به بازارها ومارکیت های زراعتی ,دسترسی به قرضه وکریدیت , آوردن تغیرات در پلان ها وتولیدات زراعتی مطابق به تقاضا وضروریات مارکیت وبلند بردن کیفیت محصولات زراعتی همه مسایل اند که در روشنی آن محصولات وعواید زراعتی بلند رفته , فقر محدود گردیده ,مصونیت غذایی تامین میشود وزندگی مردم رنگ ورونق پیدامیکند که بالاخره باعث توسعه زراعت میگردد .تجارب نشان داده است که وسایل جمعی با اطمنان کامل باشیوه های عالی از همه وظایف متذکره به خوبی بدر شده وبرای کتله های عظیم دهاقین درزمان کوتاه درهرنوع شرایط آموزش های مسلکی وفنی را بخوبی عرضه میدارد.

نقش ترویج درانکشاف زراعت :

از آن جایکه رشد وتکامل یک جامعه مربوط به بکار انداختن منابع ( زمین , قوای بشری وسرمایه )میباشد از آن رو در جوامع پیشرته این عوامل تولید بطور درست تنظیم شده در نتیجه حاصل دهی هر کدام آن نسبت به ممالک روبه انکشاف زیاد است .تنظیم درست این عوامل عامل اساسی رشد وازدیادحاصلات عمومی آنها نسبت به رشد سالانه نفوس شان  میباشد .درتمان جوامع بشری سکتور زراعت رول اساسی دارد زیرا زراعت ضروریت اولیه (پوشاک ,خوراک وقسماً مسکن)  آن ها را تهیه کرده ودر عصری شدن آن ها کمک شایان نموده است . از نگاه اقتصادی زراعت مواد خام را برای فابریکات تهیه کرده وبدون موجودیت تولیدات زراعتی اکثر فابریکات بکار انداخته نمیشود ترقی وتعالی یک کشور مربوط به سکتور صنعت وزراعت آن کشور میباشد هر قدر تولیدات زراعتی زیاد شود سکتور صنعت را بیشتر تقویه وفعال میسازد .ازجمله عوامل تولید قوای بشری نقش فعال دارد زیرا بابلند بردن سطح دانش ,مهارت ,لیاقت واستعداد بشری میتوان سرمایه را بوجود آورد واز زمین حاصل زیاد گرفت .تعلیم وتربیه درجهان  امروز که قدرت کار وتنظیم بشری را بلند میبرد بدو قسم صورت میگرد عبارت از  تعلیمات رسمی وتعلیمات غیر رسمی میباشد .تعلیمات رسمی تمام مکاتب ابتدایی ,لیسه های مسلکی وغیرمسلکی وپوهنتون ها را در بر میگیرد .تعلیمات غیر رسمی عبارت از تعلیم وتربیه ترویجی وراهنمای مردم در بسا از امور حیاتی شان بیرون از مکتب بوده که منظورش بلند بردن قوت کار آن ها وحاصل دهی زمین با استعمال درست سرمایه میباشد .چون در اکثر ممالک روبه انکشاف سکتور زراعت اساس رشد اقتصادی را تشکیل داده ودرحدود 60-80% مردم به زراعت مشغمول اند .بزرگترین منابع طبعی ممالک عقب مانده نیروی انسانی وزمین میباشد انسان ها استعداد فوق العاده برای انکشاف زراعت وقدرت تولیدی را دارا میباشد بناً کمک وراهنمای دهقانان در بکار برد وسایل اصلی , تولیدات زرعتی شان را بلند خواهد برد معرفی تخنیک های عصری و مروج ساختن معقول آن در بین زارعین قدرت تولیدی را بلند برده ودر حاصلات عمومی افزایش به عمل می آورد که در رشد اقتصاد ملی کمک بسزای مینماید اختلاف در مهارت , قدرت کار واستعدادهای بشری طبعی نبوده ودر تبارز استعداد ها وپیدا کردن قدرت کار , تعلیم وتربیه اهمیت خاص داشته وحاصل دهی فی فرد را بالامیبرد .تسریع انکشاف زراعت وازدیاد محصولات زراعتی نیاز مند تغیرات لازم در ذهنیت وروش های زراعت عنعنوی به روش های عصری وتخنیکی میباشد .برای براورده ساختن این هدف تعلیم وتریبه دسته جمعی مردم روستا میباشد دراین جا ترویج زراعتی یکی از اشکال بسیار مهم تعلیم وتربیه برای مردم دهات است زیرا تعلیم وتریبه ترویجی که بصورت فردی , گروپی ویادسته جمعی صورت میگیرد قسماً بیسوادی را کم ساخته ودهاقین درک میکنند که چطور راهت وآرام زندگی کنند وحاصلات خود را جهت رفع نیاز مندی های شان بلند ببرند وتعلیمات ترویجی هماهنگ به دیگر شقوق زراعتی که در انکشاف زراعت رول دارند موثر ومفید میباشد.

نگرشی برنقش ترویج زراعتی درپروسه توسعه

ترویج زراعت به طریق اولی توسعه منابع انسانی وانتقال تکنالوژی به خانواده های روستای را مدنظر قرار می دهد . این دوعنصر ستون های اساسی توسعه زراعت هستند، تلاش برای بهبود بخشیدن به یکی از این دوعنطر بدون ایجاد بهبود دردیگری پیشرفت چندان نخواهد داشت، نظر به اینکه توسعه منابع انسانی وانتقال تکنالوژی برای رسالت تاریخی ترویج زراعتی نقش محوری را داشته اند، بناَ این دوعنصر را مورد بحث قرار می دهیم.

الف - توسعه منابع انسانی

بهبود بخشیدن به منابع انسانی درمیان جامعه روستایی کشور های درحال توسعه برای توسعه زراعت از اهمیت خاص برخورداراست. چون مهارت های ازقبیل خواند، نوشتن،حساب کردن زمینه را جهت یاد گیری اماده می کنند، بناُ با برخورداری ازاین مهارت های اساسی روستاییان می تواند بجای دریافت اموزش به طور فعال درپروسه فراگیری مشارکت نمایند.برای اینکه دهقانان به تکنالوژی جدید ومهارت های مدیریتی که باعث توسعه زراعت می شود دسترسی بیشتر داشته باشند نیاز به اموزش دارند.متاسفانه بسیاری از دهاقین جوان وبزرگ سال درحال حاضر فاقد مهارت ها بوده وبرای اینکه درپروسه توسعه مشارکت کامل داشته باشند نیاز به تروج زراعت مستقیم وعینی دارند.دهاقین که برای رقابت دریک اقتصاد زراعتی درحال توسعه نیاز به مهارت های پیشرفته تکنیکی ومدیریتی خواهند داشت. دهاقین که موفق به کسب این مهارت نمی شوند، درپروسه توسعه زراعت کنار زده می شوند، سپس همینکه دهقانان به سطوح معین از اموزش راه یافتند ترویج می تواند توجه خود را بیش از پیش به انتقال تکنالوژی معطوف دارد.

ب-انتقال تکنالوژی

توسعه زراعت را می توان از طریق آوردن منابع اضافی زمین ونیروی کار به عرصه تولید ویا با استفاده از تکنالوژی نوین افزایش داد. جهت رسیدن به امنیت غذایی در بیشتر کشور ها دقاقین جهت افزایش بازدهی تولید خود به پذیرش واستفاده از تکنالوژی جدید نیاز دارند. خود دهقانان منابع اولی تکنالوژی جدید بوده وهمچنان درتوسعه وانتقال تکنالوژی یک نقش محوری ایفا می کنند. درنتیجه انتقال تکنالوژی تجاری شدن بخش زراعت را تسریع می کند به منظور کاهش تاثیرات منفی اجتماعی، تغییر تکنالوژی وبرای رسیدن به یک توسعه زراعت متعادل باید از طریق نظام ها وسیاست های مترقی زراعتی فرست های مساوی برای دقاقین بی بضاعت جهت دسترسی به تکنالوژی پیشرفته فراهم نمود.

روستا

روستا محل زیست جماعتی از مردم در خارج از محدوده شهر هاست که با مشخصات جمعیتی معین وبه عنوان جامعه مستقیل ودارای هویت های خاص فرهنگی، تاریخی، اقلیمی، جغرافیایی واقتصادی با اتکا به نظام های رهبری ومدریت محلی عرصه های فعالیت های زراعتی است ویا روستا عبارت از یک مرکزجمعیت ومحل سکونت وکار تعداد خانواد ه های که دراراضی به عملیات زراعتی اشتغال داشته ودرامد اکثریت ان از طریق زراعت حاصل می گردد وعرفا درمحل ده یا روستا شناخته شود.ازمجموع تقریبا 24 میلیون جمعیت کشور درسال 1384 درحدود 79 درصد ان درروستا ها زندگی می نمودند، چون زراعت منبع اساسی معیشت روستایات را تشکیل می دهد بناَ انها بالای منابع زراعتی، مالداری، جنگلات وسایر منابع طبعی امرار حیات می نمیایند. 

تعریف انکشاف روستایی

اگر هدف توسعه را به طور مشخص رهایی از چنگال فقر وکاهش سطح ان از طریق ایجاد اشتغال برای تهی دستان شهری وروستایی،تامین حد اقل نیازهای  انسانی قابل قبول برای همه، بالا بردن بهروری، تساوی بیشترین حوزه های جغرافیایی درمیان تبقات اجتماعی واقتصادی، تمرکز زدایی ومداخله مردم درتصمیم گیری، تاکید بر اعتماد به نفس جمعی وملی متوازن وبهبود کیفیت محیط زندگی تعریف کنیم جامعه ومناطق روستایی یکی از کانون های مهم برای براورده ساختن این اهداف خواهد بود، وانکشاف روستایی سهم بسیاری دردستیابی به اهداف کلی توسعه درسطح ملی خواهد داشت. انکشاف روستایی بخش مهم از پروسه توسعه ملی را به خود اختصاص می دهد. اگر قراراست، توسعه انجام گیرد، ومستمر باشد باید بطور اعم از مناطق روستایی وبطور اخص از بخش زراعت اغاز شود. مسایل فقر گسترده، نابرابری درحال رشد وبیکاری فزاینده تماما ریشه دررکود وسیر قهقرایی زندگی اقتصادی مناطق روستایی دارد شاید معتبرترین تصمیم درمورد فقرا این باشد که انان بطور نامتاسب درنواحی روستایی جای دارند وبطورعمده به زراعت وفعالیت وابسته به ان مشغول اند. هرنوع سیاست که جهت کاهش فقر وایجاد توسعه طرح ریزی شود باید لزوما تا حد درجهت توسعه روستایی به طور اعم وبخش زراعت بطور اخص باشد با درنظر داشت توسعه روستایی می تواند براین تکته تاکید کرد که انشکاف روستایی باید دارای خصوصیات ذیل باشد.

1- نوسعه باید تغییر درجهت بهبود شرایط برای اکثریت مردم باشد.

2- مردم که ازتوسعه سود می برند باید بیش از مردم باشد که از ان متضرر می شوند.

3-  توسعه باید دست کم مردم را نسبت به تامین احد اقل نیازهای زندگی یا نیازهای بنا

4-  توسعه باید باعث تشویق خود اتکایی شود.

5-  توسعه باید با نیاز های مردم هماهنگی ومطابقت داشته باشد.

6-  توسعه باید بهبود طولانی ومستمر را به ارمغان اورد.

7-  توسعه نباید باعث تخریب محیط زیست طبعی شود.

بنابرین هرالگوی نظری یا علمی که بتواند که مجموع خصوصیات فوق را کنار هم تاین کند یا حداقل دستیابی به تعداد بیشتری ازاین خصوصیات را موردی نظرداشته باشد، می تواندالگوی مناسب تری دررسیدن به اهداف توسعه باشد. ازطریق توسعه مناطق روستای همراه با شهر های کوچک که در این مناطق وحود دارد وایجادرابطه متعادل بین شهرها وروستا ها میتواند این امکان را فراهم کرد که مردم بر اساس خاص وترجیح خود زندگی در شهرها یامناطق روستای را برگزینندودر واقع هدف توسعه روستای ایجاد الگوی جایگزینی در مقابل زندگی شهری است. مردم که درآن زندگی می کنند آنرا برای زندگی برگزیده باشند ونه از روی ناچار خودراناگزیر ازاقامت در آن ببینند. خلاصه اینکه توسعه روستای یک ضرورت به شمار میرود به دلیل اینکه:

1- بیش ازنیم از جمعیت در روستاها ومناطق روستای زندگی می کنند.

2- این جمعیت کمترازآثار توسعه بهره مند شده اندواز سطح رفاه پائین تری برخوردار اند ودرمواردی حتی درتامین حداقل نیازهای خودمشکیل دارند

3- این جمعیت سطح درآمد پائین تروفقربالاتری دارند.

4- بخش مهم ازتولیدات اساسی(موادغذائی ومواداولیه صنعتی) جامعه به وسیله این گروه انجام می گیرد.

5- سطح بهره وری نیروی کارومنابع تولید بسیار نازل است وسطح بیکاری بسیار بالا است.

6- وبالاخره وضیعت نامطلوب این بخش ازجامعه برسایربخش های جامعه ومناطق اثرنامطلوب میگزارد.

انکشاف روستای

توسعه روستای به عنوان یک مفهوم اشارۀ ضمنی به عمران کلی مناطق روستای بانظراصلاح کیفیت زندگی مردم روستایی دارد. درچارچوب این مفهوم توسعه روستایی یک امرجامع ومفهوم وتصور چند بعدی بوده که دربرگیرنده توسعه دهاقین وفعالیت های وابسته به آن یعنی صنایع دستی وصنایع روستایی، زیربنای اقتصادی اجتماعی، خدمات اجتماعی وتسهیلات مربوط وبالاترازهمه توسعه منابع انسانی درمناطق روستایی می ناشد.توسعه روستایی به عنوان یک پدیده نتیجه عکس العمل ها وواکش ها بین عوامل مختلف فزیکی ، تکنالوژیکی،اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی ونهادی است. انکشاف روستائی به عنوان یک استراتیژی جهت اصلاح بهبود وضع زندگی اقتصادی واجتماعی یک گروه خاص روستائی یعنی فقراء ومستمندان درمناطق روستایی طراحی می شودوبلآخره توسعه روستائی به عنوان یک دسپلین عبارت ازبرخوردوواکنش بین علوم زراعتی،علوم اجتماعی،مهندسی ومدیریتی می باشد. درواقع توسعه روستایی درطبیعت خود مجموع چند دسپلینی است. به هرحال توسعه روستایی پروسه تغیرات اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی درمحیط روستا است.توسعه روستایی یک فعالیت چند بخشی مرکب می باشد که شامل توسعه زراعتی وتوسعه تسهیلات اجتماعی برای هرفرد روستایی می باشد.هدف نخستین توسعه زراعتی معمولا افزایش رشد تولیدات زراعتی است درحالی که هدف نخستین توسعه روستایی تقویت رفاه مادی واجتماعی جمعیت روستایی که غالبا شامل دهقانان فقیروبرخی مواقع شامل کارگران بی زمین وسایرافراد درمناطق روستایی می باشد.البته توسعه زراعت وخود کفایی درزراعت کلید خودگردانی عمران روستایی پایدارمی باشد اگربرنامه های عمران روستایی پایداربماند باید زراعت پیوسته حامی وپشتیبان آن باشد. بانک جهانی توسعه زراعت را یک استراتیژی میداند که به منظور بهبود زندگی اقتصادی واجتماعی گروه خاص از مردم به خصوص روستایان فقیر طراحی شده واجرا میگردد .این پروسه شامل بسط منافع توسعه درمیان فقیر ترین اقشار است که در مناطق روستایی در پی کسب معاش هستند که این گروه شامل دهقانان کوچک ودهقانان بی زمین است . بانک جهانی است که چون توسعه روستایی قصد تقلیل فقر را دارد بنابراین باید بطور واضیح طوری طراحی واجرا گردد که تولیدات را افزایش داده وقدرت تولیدی روستائیان را نیز بالا ببرد . بانک جهانی بر اهداف توسعه روستای تاکید داشته وآنرا شامل بهبود بازدهی وافزایش اشتغال وبالا بردن درآمد برای روستائیان وهمچنین تامین حد اقل قابل قبول سطح تغذیه, مسکن , تعلیم وتربیه وصحت میداند .بطورکل انکشاف روستایی یک پروسه توسعه دادن ومورد استفاده قرار دادن منابع طبعی وانسانی ,تکنالوژی , تسهیلات زیر بنائی , نهاد ها وسازمان ها , سیاست های دولت وبرنامه ها به منظور تشویق وتسریح رشد اقتصادی در مناطق روستای جهت ایجاد شغل وبهبود کیفیت زندگی روستائیان برای ادامه زندگی وپایه  دارحیات است .پروسه توسعه روستای در بر گیرنده تمام قدم های تغیر است که به وسیله یک سیستم اجتماعی روستای از شرایط زندگی که غیر مطلوب به نظ میرسد بطرف شرایط مطلوب مادی وروحی حرکت میکند.

اهمیت انکشاف روستایئ

مطابق امار های منتشره از طرف سازمان ملل متحد تقریباً 62در صد از جمیعت کلی دنیا را روستائیان تشکیل میدهند . در آسیا وافریقا نسبت فوق به 76 فیصد هم میرسد برعلاوه در سال 1972 در جهان در حدود 700ملیون نفر وجود داشتند که قربانی فقر مطلق بودند وتقریباً85 فیصد آن ها در مناطق روستایی زندگی میکند که این رقم 700ملیون در مقایسه با دهه قبل 43ملیون نفر افزایش نشان میدهد وباتوجه با امار فوق رقم مذکور در دهه آخر قرن بیستم باز هم افزایش خواهدکرد. گزارش بانک جهانی که درسال 1993 به کنفرانس گرسنه گی در واشنگتن ارائه گردید میگوید در حال حاضر3/1 حصه جمعیت جهان در گرسنه  گی بسر میبرند واغلب این ها در مناطق روستایی زندگی مینمایند. چنانکه میدانیم اقتصاد کشور های سوم اغلب به تولیدات زراعتی متکی است وفعالیت های زراعتی هم غالباً در روستاها انجام میشود لذا از یک طرف به خاطر بهبود بخشیدن به روشهای سنتی تولید زراعت واستفاده درست از زمین ومنابع تولید وتوزیع محصولات زراعتی وبه تعقیب آن تخفیفف گرسنه گی ومحو فقر واز طرف دیگر به منظورنوسازی  اجتماعی وفرهنگی  رستاها که خود منبعث از توجه به مسایل انسانی وضرورت های سیاسی است موضوع توسعه روستایی واهمیت آن آشکار میشود .اهمیت امر انکشاف روستای از آن حهت است که گروه عظیمی جمعت روستا نشین از برنامه های توسعه ملی دردهه ها ی گذشته منفعت نبردهه اند ودر بسیاری موارد حتی وضع زندگی شان از سابق هم بتر شده است . اختلاسطح زندگی شهری وروستائی افزایش میابد وبرعلاوه فاصله طبقاتی در میان اقشار مختلف روستای نیز پیوسته روبه افزایش است واز این رو مهاجرت روستائیان به شهر ها شتاب بیشتری میگیرد که مهاجرین مشکلات روشتاییان را با خود به شهرها منتقل کرده وشهرها هر روز غیر قابل تحمل تر میشوند وزندگی دشوار ترمیگردد بنابراین توسعه روسایی بخاطر حل مشکلات مذکورومخصوصاً براوردن نیاز های مردم روستایی از اهمیت واولویت خاص برخوردار است.

توسعه پایدار زراعت وروستا:

تلفیق رابطه غذا , جمعیت ومحیط بشکل جدید از توسعه منجر شده است که فائو به عنوان توسعه پایدار زراعت  وروستا بدان پرداخته است . فائو این مفهوم جدید توسعه پایدار زراعت وروستایی را به مصابه ( مدیریت وحفاظت از منابع طبعی وهدایت تغیرات تکنالوژی ونهادی به شیوه که متضمن براورده ساختن نیازهای انسانی برای نسل ها  آینده باشد ) تعریف کرده است . این گونه توسعه  پایدار (در بخش های زراعت , جنگلات ) منابع چون آب , زمین ومنابع جنتیکی نباتی وحیوانی را حفظ میکند . از نظرمحیط غیر مخرب , از نظر فن مناسب , از نظر اقتصاد عملی  واز نظر اجتماعی قابل قبول میباشد . نقش دهقانان در توسعه پایدار زراعت وروستاها به خصوص درمدیریت وحفاظت از خاک , منابع زیستی , حفظ تعادل ایکولوژیکی وکاربرد تکنالوژی سازگار بامحیط زیست مانند مدریت جامع آفات کاملاًمورد تاید قرار گرفته است .دهقانان تهعا بزرگترینگروه استفاده کننده گان ومدیران زمین , آب ودیگر منابع در سرتار جهان به شمار میروند . درسال 1970 حدوذد 790 ملیون نفر از مردم جهان از نظر اقتصادی در بخش زراعت فعالیت داشته واین تعداد واین تعداد تاسال 2000 به 1.13 ملیون نفر افزایش خواهد یافت وتاسال 2010 شمار آنان به 1.19 ملیارد نفر خواهد رسید .اکثرمردان ,زنان وجوانان دهقان نه نتها برای  افزایش درامد وبهره وری زراعت بلکه برایت غنی تر وپایدارتر ساختن زراعت وزندگی روستایی به اطلاعات مفید, تکنالوژی های مفید وتوسعه ها ی فنی نیازخواهد داشت که نقش ترویج زراعتی در برآورده ساختن این نیازها نهفته است.

نقش ترویج در توسعه پایدار زراعت وروستاها :

دهقانان بدرستی ترویج را به مصبابه شکل از مساعدت تلقی میکند که آنر در ارتقای دانش عملی , کارآیی , بهره وری وسود دهی بیشتر کمک کرده ودر سلامتی خانواده ,اجتماع وجامعه نقش مهم بر عهده دارد  .در عین حال سیاست مداران , پلانگذاران در بسیاری از کشوره ترویج را به مصابه ابزار برای افزایش تولیدات زراعتی ,تامین امنیت غذایی ملی وکمک به کاهش فقر روستایی تلقی میکند .افزون براین برخی از اقتصاد دانان ترویج رابه مصابه وسایل سیاست گذاری قلمداد میکند که به توسعه سرمایه انسانی  ورشد اقتصادی کمک میکند . از دیدگاه کار گزاران ترویج زراعت دستیابی مردم روستایی به تکنالوژی های نوین ودانش عملی را ارتقا وسرعت میبخشد .انتظارمیرودکه این فعالیت ها به افزایش وپایداری بهره وری , افرایش درامد ورفاه مردم دهقانان وبه ارتقأ امنیت غذایی درسطح ملی ورشد اقتصادی منجر میشود .این هدف ها از طریق پلان های آموزشی غیر رسمی وحرفه یی وانتقال تکنالوژی ونظامهای باز خورد براورده میشود که درآنها ترویج نقش مهمی را درتوسعه روستایی وزراعت بر عهده میگیرد درعین حال توسعه زراعت وورستای دیگر افزایش تولیدات زراعتی وغذایی تلقی نمی شود .سیاست گذاران ومسولان خدمات حمایی باید هنگام تدوین واجرای خط مشی های زراعتی وروستایی به عوامل چون جمعیت ومنابع طبعی وعوامل محیطی توجه داشته باشند.

جایگاه خط مشی ترویج درتوسعه پایدار زراعت وروستاها :

نخستین اصلی که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که ترویج از نظر راه بردی یکی از مهم ترین وسایل های خط مشی رسیدن به اهداف دوگانه امنیت غذای وتوسعه پایدار زراعت وروستا در کشور های درحال توسعه است . در کشور های که از قبل دارای یک نظام ترویج زراعتی اثربخش میباشند مصارف ادامه توسعه پایدار زراعت وروستا را میتوان به تلفیق موضوعات پایداری محیطی مرتبط ومفید برای دهقانان در برنامه های مستمر ترویج کاهش داد .دوم اهداف جدیدی پی گیری توسعه پایه دار ی زراعت وروستا باید در خط مش های موجود ترویج گنجانیده شود . در پلانهای مشورتی تخصصی فائو در زمینه تلفق موضوعات توسعه پایدار محیطی  یا پلان های ترویج وآموزش زراعی اظهار شده است .(بدون وجود مجموعه از طریقه های قانع کننده , اثربخش وشفاف درمورد شیوه های درست عمل کرد درقالب خط مش های سطح بالای ترویج , رهیافت پلان گذاری نشده حاضر در زمینه مسایل محیطی احتمالاً ادامه خواهد داشت ).بطور خلاصه سیاست گذاران ترویج بامشارکت شرکت کننده گان متعدد باید درتدوین خط مش های ترویج نیازهای دهقانان ومسایل محیطی را مورد توجه قرار بدهند.

انقلاب سبز (راه برد توسعه زراعت )منحیث مهم ترین عامل درانکشاف روستای

توسعه روستایی با تاکید به نهادیه سازی وابعادی اجتماعی توسعه صاحب نظران را به این واقیعت روبروساخت که در شرایط که اکثریت جمعیت روستای درفقرمطلق بسر میبرند تاکید بر جنبه های اجتماعی توسعه بی فایده است .ار آن جایکه زراعت بخش عمده از از اقتصاد روستایی را تشکیل میدهد استدلال براین است که با توسعه زراعت وبهبود وضیعت تولید ودرامد درین بخش خود بخود بخش مهم از اهداف توسعه روستایی نیز براورده میشود .بحران های غذایی جهانی که مشکلات زیادی را به همراه داشته بود توجه حکومت ها وسازمان های کمک کننده برای توسعه را به مسئله تمرکز دقیق تر بر طرح های تدبیر شده برای افزایش تولیدات زراعتی معطوف کرده اند .روند توسعه زراعت در کشور های کمتر توسعه یافته رامیتوان در مراحل مشخص تعریف کرد .مرحله نخست مرحله زراعتی سنتی است که در آن دهقانان عموماًبرای مصرف خود تولیدمیکنند در زراعت معیشتی هدف اصلی تولید کننده به حد اکثر رسانیدن چانس بقأ است نه بدست آوردن مفدیت بیشتر .مرحله دوم رشد زراعت مختلط است که دهقانان بخش ازمحصول خود را برای مصرف خود وبخش دیگر را برای بازار تولید میکند که این تولید برای بازار نقطه آغاز تجاری شدن زراعت است .در مرحله سوم زراعت کاملاً تجاری میشود وتولید به منظور بازار صورت میگیرد وهدف اصلی دهقان بالا بردن سطح تولید ومفاد بیشتر است .تحقق این هدف یعنی توسعه زراعت که به معنی افزایش تولید غذا ,درامد وبلند بردن سطح تولید خواهد بود .بدین ترتیب توسعه زراعت به عنوان مهم ترین عامل درتوسعه روستایی مورد توجه قرار گرفته است .زیرا زراعت منبع عمده درامد ومعاش اکثر ساکنان مناطق روستایی را تشکیل میده بناً استفاده از تکنالوژی های جدید مانند ماشین آلات زراعتی ,ادویه جات ضد آفات وکود های کیمیاوی وهمچنان میزان دسترسی منابع آب وسیاست های عمومی دولت ازجمله عوامل دیگری است که د رافزایش میزان تولید محصولات زراعتی نقش مهم در انقلاب سبز وافزایش محصولات زراعتی دارد . چون اکثریت ساکنان روستاها افراد فقیر هستند در ضمن در مشاغل زراعتی مصروف بکار هستند بناً انقلاب سبز (توسعه زراعت ) یگانه راه بیرون کشیدن ساکنان روستایی از زنجیره فقر , توقف مهاجرت روستاییان به شهر ها وبکار انداختن صنایع دستی وماشینی روستاها که تقویت کننده انکشاف روستایی هستند میباشد.

نقش توسعه زراعت درتهیه ضروریات اولیه روستا ها

درپروسه انکشاف زراعت مقدم برهمه تامین احتیاجات اولیه جامعه مطرح است. زیرابقای جامعه به تامین همین ضروریات وابسته است. زراعت بصورت عموم ضروریات اولیه مردم روستا ها را(غذا، لباس، وسرپناه)درکشورهای روبه انکشاف تامین می کند. ضرورت حیاتی برای غذا وسطح پائین مولدیت سکتور زراعت ایجاب می نماید.تافیصدی بزرگ منابع زمین، سرمایه وقوای بشری (60-80) درکشورهای روبه انکشاف به زراعت اختصاص داده شود(8). دلایل عمده ایکه کشورهای روبه انکشاف زراعتی هستند وفیصدی قابل ملاحظه نفوس شان دررزاعت اشتغال دارد عبارت انداز

1- زراعت خود مصرفی.

2- عدم مصونیت غذائی.

3- سطح پائین مولدیت سکتور زراعت وفوادی بشری.

4- رشدناکافی سکتورصنایع وخدمات.

5- عدم فرصت های شغلی لازم خارج از سکتور زراعت.

نقش توسعه زراعت در استخدام قوای بشری:

درشرایط فعلی بشتر از 80 فیصد جمعیت کشوربصورت مستقیم وغیرمستقیم ازسکتور زراعت امرارمعشیت نمایند. نقش سکتورزراعت دراستخدام قوای بشری نظربه مرحله انکشاف زراعت وفرصت های استخدام بیرون ازسکتور زراعت مربوط میشود. وقتی اقتصاد ملی انکشاف می کند صنایع پروسس محصولات زراعتی توسعه می یابد ودرنتجیه رشد سکتور صنعت وخدمات زمینه برای استخدام نیروی کار بیرون از زراعت مساعد می شود وبه ترویج نقش سکتور زراعت دراستخدام قوای بشری کاهش می یابد درافغانستان که سکتورخدمات وصنعت محدود است فیصدی بشتری قوای بشری 78 فیصددر سکتورزراعت درمناطق روستایی مصروف کار هستند بایدفرصت های بیشتری استخدام قوای بشری در خودسکتورروستایی جستجو گردد. درافغانستان به نسبت محدود بودن سکتور صنعت وخدمات ازاهمیت سکتور زراعت دراستخدام قوای بشری کاسته نمی شود اما به نیت رشد سریع نفوس روستاها ،عدم استفاده ازتکنالوژی وبارزبودن زراعت عنعنوی، محدود بودن فرصت های شغلی خارج اززراعت ،قیمت پائین محصولات زراعتی، محدود بودن منابع زمین وتخریب شنکه های آبیاری ، تعدادبیکاران در روستاها زیادشده میرود ومهاجرت جوانان ازروستاها به شهرها بسیار سریع وقابل ملاحظه است بنابران باید به پروسه انکشاف سرسع روستا ها توجه بیشتر گردد وزمینه استخدام فعال جوانان درحود روستاها مهیا گردد تااز یک طرف جلو مهاجرت جوانان گرفته شود وازطرف دیگر ازنیروی جوانان در پروسه انکشاف روستاها استفاده وسیع بعمل آید

برای تحقق این هدف باید:

· ازقوای بشری درپیشبرد فعالیتهای زراعتی بصورت تشدیدی استفاده شود.

· زمینه کاری درمشاغل غیرزراعتی درروستا فراهم شود.

· تسهیلات برای مردم روستاها ازقبیل آب صحی، برق، کلینیک، شفاخانه، سرک،تسهیلات،تفریحی،نشرات تلویزونی وغیره فراهم شود تاجوانان علاقه به زندگی روستایی پیدا نمایند.

· صنایع زراعتی وروستایی انکشاف کند.

· ازطریق اصلاحات زراعتی (اصلاحات ارضی)زمینه انتقال این به مردم فراهم شود.

· استفاده از زمین های بکروبایر صورت گیرد.

· ازمنابع آب استفاده اعظمی وموثر صورت گیرد

نقش توسعه زراعت درانکشاف صنایع روستای:

زراغت درحیات اقتصادی واجتماعی مردم ما دارای اهمیت فراوان می باشد که بعضی ازاقدام صنایع ملی اعم ازصنایع ماشسنی دستی، ایجاداشتغال، ازبین بردن فقر وتامین مصونیت غذائی ومعشیت جامعه بشری مربوط به انکشاف زراعت بوده است. واکنون به همه واضح وروشن است که تولدمواد مخدر که نهایت مضر برای عالم بشریت است تعویض ان مربوط به انکشاف زراعت می باشد باتاسف میتوان گفت کهزراعت در کشور ما طی سالهای جنگ شدیدا آسیب دیده وهمین موضوع باعث گردیده که این سکتور نتواند نیاز مندی های جامعه را مرفوع سازد. بادر نظرداشت مطالب فوق عدم رشد وانکشاف زراعت درسالهای جنگ واز بین رفتن سیستم آبیاری منتج به مهاجرت دهاقین وزمینداران به شهرها وخارج از کشور گردیده ، صنایع کشور مخصوصا در بخش تولید منسوجات ،روغنیات ، شکر ، صنایع نان پزی در سیلو ها وصنایع روستایی مخصوصا در بخش های قالین بافی ، گلم بافی ، پوست دوزی ، جاکت بافی وصنایع پروسس محصولات زراعتی ومالداری وسایر دستگاه تولیدی به بسبت نبود مواد خام به سقوط مواجه گردیده وکشور ما به یک کشور وارداتی در بخش محصولات زراعتی وتولیدات صنعتی مبدل گردیده . باید یاد آورگردید که سکتور زراعت زراعت در ایجاد وتولیدات محصولات صنعتی مانند صنعت نساجی، صنایع موادارتزاقی ، صنایع پروسس محصولات زراعتی وصنایع موبل وفرنیچر در فابریکات نجاری وامثال آن نقش عمده داشته است.

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت 14:57  توسط ايمل " نظري "  |