X
تبلیغات
زراعت یا مبارزه با گرسنگی

زراعت یا مبارزه با گرسنگی

كنترول گياهان هرزه در مزراع گندم

مقدمه :

خساره ومصارف کنترول گیاهان هرزه درساحات زراعتی کشور مااکنون وضاحت کامل دارد وگیاهان هرزه نه تنها کمیت وکیفیت محصولات را پائین می آورد بلکه مصارف تولید ومصارف عملیات زراعتی را نیزبالامی برد، درصورتیکه برای فعالیت های وقایوی ومعالجوی بادرنطرداشت کامل گیاهان هرزه کارگرفته شود این گیاهان تحت کنترول آمده وتزئید قابل ملاحظه درمحصولات زراعتی بوجود خواهد آورد. یکی ازراه های اساسی وعملی نایل شدن به این هدف تربیه کادرها،متخصیصین  وآگاه دادن  باروش های علم کنترول وشناسای گیاهان هرزه تحت شرایط مختلف اقلیمی کشورماآشنا گردیده وازتحقیقات مختلفه انجام یافته درین ساحه باخبرباشند. چون گیاهان هرزه دراثررقابت ازکمیت وکیفیت نباتات زراعتی میکاهد لازم است تامعلومات کامل راجع به انواع گیاهان هرزه طرزانتشارواضرارآنها آگاهی یابیم ، گیاهان هرزه نباتی است که بشکل خود بخودی بطور ناخواسته درمزارع و درباغ ها می روید که کمیت وکیفیت نباتات را خراب ساخته ودرنتیجه ارزش اقتصادی محصول زراعتی را پائین می آورد . همچنان مصارف تولید را بالا می برد یعنی برای کنترول آن پول به مصرف می رسد . درمیان گیاهان هرزه نباتات یاگیاهان اندکه مصرف خوراکی یادوای دارند ولی چون خلاف توقع دهقان رویده است ورقیب برای محصولات اصلی به حساب می آیند ضرر آنها بیشتر ازنفع شان است . گفته می شود که گندم درمزرعه برنج گیاه هرزه گفته می شود چونکه گندم خلاف توقع دهقان می باشد بناءً مشکلات را به بار می آورد . هرگاه دریک مزرعه جو جهت علوفه مواشی استفاده می شود . اگرگندم ویولاف هم بروید گیاهان هرزه گفته نمی شود چون هدف ما ازتهیه علفوفه  برای مواشی است نه بخاطر گرفتن جو. واگردرصورتیکه هدف ازبرداشت گندم درمزرعه باشد درآن صورت جو ویولاف وجود داشته باشد گیاه هرزه گفته می شود . گیاه هرزه شامل تمام اشکال وانواع نباتات ازقبیل بته ها ، علف های پهن برگ ، گندمی برگ ویا گراس نباتات آبی ونباتات پرازیتی مانند زرد پیچک ، شینگل وغیره می باشد .

تاریخچه واهمیت اقتصادی گیاهان هرزه

درزمان های قدیم که نفوس جهان خیلی کم بود انسانها عمدتا ً مواد غذائی خود را ازطریق شکار حیوانات بدست میا وردند به تدریج نفوس جهان زیاد گردید وهمزمان زرع نباتات واهلی ساختن حیوانات آغاز گردید ازدیاد نفوس بلنوبه فشاربیشتربالای تولید وتهیه غذا والیاف نباتی وارد آورد وایجاب استفاده ازتکنالوژی پیشرفته را درساحه زراعت نمود.استفاده ازتکنالوژی پیشرفته درزراعت این امکان را موثرمیسازد تامواد خوراکی وپوشاکی بهتروبیشتر تولید گردد .باید متذکرشد که برای نیل به این هدف بلند بردن سطح دانش وقت وانکشاف منابع ازجمله وسایل حتمی می باشد . شکل زرع وپرورش نباتات باید چنان تنظیم واصلاح گردد که استفاده ازوسایل غیرموثرتولیدی درآن محدود گردد ، همزمان به آن باید زرع وپرورش نباتات کم حاصل وحساس درمقابل آفات خود داری بعمل آید .طی قرون متمادی ساحه کنترول گیاهان هرزه زرع نباتات به سیستم قطار توسط عالم بنام Jethrotull درسال 1731  بنیانگذاری شد به کاربردن این سیستم زرع امکان استفاده ازوسایل میخانیکی را غرض کنترول گیاهان هرزه دربین قطارها با استفاده ازقوه حیوانی ومتعا قبا ً وسایل ماشینی را موثر ساخت این سیستم درکنترول گیاهان هرزه لبلبو درقاره اروپا وجواری را درقاره امریکا بشمار میرفت نباتات عمده غله ای بانباتات فوق نقش موثر درکنترول گیاهان هرزه بازی نمود دراواسط دهه 1945 – 1930 کوشش های متنوع ازقبیل شدیار وبوره گذاشتن زمین درتابستان وطریقه های بذری نباتی ورقابتی بمنظور کنترول موثر گیاهان یک ساله غلات به خرچ داده شد اما بازهم نتایج بدست آمده آنقدر اطمینان بخش نبوده دراثر بوجود آمدن گیاه کش های انتخابی herbicides چون D – 4 – 2 دراوایل دهه 1940 واستعمال آن درساحه نباتات زراعتی در1945 انکشاف عظیم را درساحه بوجود آمد ازآن به بعد توجه بیشتردرکنترول گیاهان هرزه بااستفاده ازگیاه کش ها بملاحظه رسیده ودرحال حاضربا استفاده ازین طریقه گیاهان هرزه درتمام کشورهای پیشرفته درنباتات عمده زراعتی وساحات غیر زراعتی تحت کنترول درآورده شده است .

تعریف گیاهان هرزه : گیاهان هرزه نباتات است که درجای نامناسب نموکرده باشد ویا به عباره دیگر نباتات که خارج ازساحه خواست دهقان رویده ویا نمو کرده باشد گیاها هرزه گفته می شود .

گندم (wheat )

نام علمی گندم Triticum  Sativium   می باشد ویکی ازعمده ترین نباتات فامیل Poa ceae  بوده به سطح جهانی ساحه کشت آن 232 ملیون هکتارزمین زراعتی وانمود گردیده است . که ازین جمله 47 ملیون هکتار زمین دراتحاد شوروی سابق تحت کشت گندم اند که  48،2 ملیون هکتارآن گندم بهاری و19 ملیون هکتار آن گندم تیرماهی می باشد. وهمچنان گندم نبات است که بلندی یاقد آن تایک متر میرسد. درروی کره زمین انواع مختلف ومتنوع گندم پیدا می شود که هم اکنون درجهان 300 نوع گندم زرع میگردد، گندم درسال دوبارکشت می شود یکنوع آن گندم بهاری که دراوایل بهار زرع میگردد ونوع دوم آن گندم زمستانی که دراوایل ویااوسط خزان کاشته میشود . گندم زمستانی دربعضی نقاط جهان ذریعه برف ازسردی محافظت میشود اگردرجه حرارت کم تراز20 درجه زیرصفربرسد گندم مقاومت کرده نمیتواند وازبین میرود . ازطرف دیگربالاترازصفرتا 45 درجه سانتی گراد بسیارخوب نموورشد میکند. نموورشد گندم حد اقل به 45 درجه سانتی مترمکعب آب ضرورت دارد. بهارمرطوب وتابستات خشک درنموی خوشه گندم وپخته شدن آن بسیارکمک مینماید ، تغیرات اقلیمی درنموی گندم تاثیرات زیادی دارد، زرع گندم درهردونوع زمین ممکن نبوده وحاصل مورد نظرنمیدهد مخصوصاً دراراضی چونه زار گندم بامواد نایتروجن دارخوب نمو میکند بناءً برای اینکه مواد نایتروجن دارزمین را نمیشوید بهترآنست که گندم درتناوب باشبدروبارشقه زرع گردد یعنی شبدرورشقه ازجمله نباتات ریشه داربشمارمیرود وخاصیت مهم آن اینست که هوای نایتروجن داررا درخاک ازدیاد بخشیده وزمین را حاصلخیزمیسازد .زرع گندم به نگهداری،مراقبت وتوجه زیادی را دربردارد. گندم که خوب پخته شد باید درو وجمع آوری شود درکشورهای پیشرفته مانند امریکا ،روسیه ،فرانسه وغیره ممالک دیگرتوسط ماشین آلات تخنیکی کاشته وبرداشته میشود ودانه گندم ذریعه ماشین ازکاه آن جداکرده میشود ودربعضی جاها علاوه برماشین آلات فوق به کارکردن توسط انسانها نیزضرورت احساس میشود بطورمثال درفرانسه ازکارگران پولندی وبلژیکی ودرارجنتاین ازمهاجرین ایتالوی کارکرفته میشود.

کشورهای مهم تولید کننده گندم درجهان قرارذیل است :

شوروی سابق درسال (1949 م ) صادرات کندم را در جهان به 317902000 تن رسیده بود درسال 1964 بیشتراز42 ملیون هکتارزمین برای زرع کندم آماده شده بود که قسمت زیاد این اراضی درمنطقه خاک سیاه که چرنوزیم نامیده میشود واقع گردیده است، چرنوزیم منطقه ایستکه دوهزارکیلومترطول دارد. ازپولند شروع شده وتاکوه های التاپی ادامه پیدامیکند ودرنهایت قسمت های شرقی وغربی آن باهم نزدیک میشود بطورمثال عرض آن درقسمت اوکراین 500 کیلومتر درمنطقه اطراف دریای والگاه 200 کیلومترودرامتداد دریای یورال به 50 کیلومتر میرسد. زمین های خاک سیاه (چرنوزیم ) ازتجزیه علوف هادرجهان قرون متمادی تشکیل شده است. اراضی نامبرده بدون استعمال پارو باکود کیمیاوی بسیارحاصل خیز میباشد وحاصلات زیادی ازآن بدست میآید .نسبت داشتن اقلیم سرد وخشک زمین های آن درخزان برای کشت آماده میشود وزمانیکه یخهای زمستانی شروع به آب شدن میکند کاشت وزرع گندم آغازمیشود. تنها خطراین مزارع حاصل خیزمربوط به خشک شدن اقلیم آن میشود زمین های زراعتی وحاصل خیزاولیه بدوقسمت زمین های دولتی وزمین های اشتراکی تقسیم می شود .

اهمیت غذای گندم

گندم ازجمله نباتات غله ای بوده که درتمام جهان به پیمانه وسیع کشت میگردد ازنقطه نظرترکیب کیمیاوی گندم دارای مقدارزیاد پروتین (14- 11) فیصد ، نشایسته 80 – 63 تا % 200 مواد شحمی ودارای ویتامین های مختلف میباشد.پروتین گندم کیفیت عالی داشته %96 توسط سیستم هاضمه جذب گردیده اما ورایتی های گندم نیز وجود دارد که از% 30- 18 پروتین را دارا میباشد در gr 100نان خشک گندم از245 تا 255 کالوری انرژی وجود دارد .اضافه تراز% 50 نفوس جهان ازگندم منحیث مواد غذای استفاده مینماید. نوع گندم نرم دارای آرد خوبترنسبت به دیگرانواع گندم می باشد برعلاوه نان ازگندم مسکرونی درمحصولات قنادی درصنعت نشایسته سازی واستحصال الکول استفاده می شود وازکاه سبوس برای تغذیه حیوانات استفاده میکند درجهان mh  235 زمین گندم زرع میگردد ازمناطق هم سطح گرفته وحتی پاینترازسطح بحرزرع وجود دارد . زرع گندم تاارتفاع چهارصد هزارمتربلند ترازسطح بحر کشور ما کشت میگردد.

اهمیت اقتصادی گندم

دربسیاری ازکشورهای آسیای وافریقای بیش از80 درصد غذای مردم ازغلات تامین میگردد. سهم غلات درغذای مردمان اروپائی 45 تا 55 درصد بوده ودرایالات متحده امریکا تقریباً 20 تا 30 درصد میباشد.امروزه نزدیک به 70 درصد سطح زیرکشت یک ملیارد هکتارجهان را غلات اشغال نموده اند. تقریباً نیمی ازکل نیازهای انسان به ویژه درآسیا بطورمستقیم ازغلات تامین میگردد. همچنین تولید غلات درمقایسه بادیگرتولیدات غذای ازجمله گوشت ،تخم مرغ ،شیر بسیاربیشتراست . تولید سالانه غلات درجهان بیش ازیک ملیارد وهفت صد ملیون تن میباشد گندم ،برنج وجواری سه محصول مهم هستندکه هرکدام تقریباً یک چهارم تولید سالانه غلات را تشکیل میدهند. گندم به عنوان غله ای سازگارعمدتاً درزمین های چمن طبیعی وهمچنین درمناطق که آب وهوا برای کشت جواری مناسب نسیت به عمل میآید. گندم ازغلاتی است که درنواحی سرد هم کشت می شود این غله درسراسرجهان درفصول مختلف کشت میشود بطوریکه درهرماه ازسال که گندم دریکی ازنقاط جهان درحال برداشت میباشد جواری هم به عنوان یک گیاه گرم سیردرمناطق که رطوبت وحرارت کافی دزفصل زرع فراهم باشد رشد مینماید .

 کنترول گیاهان هرزه درمزارع گندم وانواع آن

گیاهان هرزه بصورت عموم حاصلات گندم را پائین می آورد درصورتیکه  بسترتخم بصورت مناسب جورشده باشد مقدارگیاه هرزه را تقلیل می بخشد برای جلوگیری ازگیاهان هرزه ضروری میباشد. کشت صحیح ، جمع آوری صحیح وسامان آلات صحیح قبل ازشروع کاردرمزارع ازمعرفی گیاهان هرزه جدید ضروری میباشد، باید جوارمزرعه ازگیاهان هرزه پاک شود.اگرچه این گیاهان بحیث ذخایر گیاهی هرزه فعالیت مینماید درصورت امکان گیاه هرزه قبل ازکشت گندم توسط بارنده گی وآبیاری شروع به نمونموده که بعداً درزمان کشت گندم ازبین برده میشود آخرین عملیات ازبین بردن گیاهان هرزه زمانیست که گندم کشت میشود واگرتخم های هرزه شروع به نمونموده باشد قدرت رقابت را نمیداشته باشد استعمال دوفال قبل ازکشت گندم نیزدرکم نمودن گیاهان هرزه مهم میباشد . تخم ملوث باتخم گیاهان هرزه که دارای تخم گیاه هرزه باشد یکی ازمعمول ترین طریق معرفی گیاهان هرزه درمزرعه می باشد تخم های تصدیق شده وسایرگندم های باکیفیت ازانتقال گیاه هرزه جلوگیری میکند.

خارکانادائی (Canadian  Thistle ): خارکانادائی چندین ساله بوده ازطریق ریشه تکثرمیکند که به آسانی شکسته وپندک جدید را میسازد . این کارعامل ادامه زنده گی این نبات گردیده درشرایط کشت این نبات ازطریق تخم هم تکثیرمی گردد یک بته این خاردرحدود 4000 تخم تولید میکند که میتوان برای چندین سال درحال استراحت باشد برای جلوگیری ازین نبات چندین ساله باید زمین قلبه عمیق گردد که مورد خواهش نیست بخاطریکه قیمت این عملیات زیاد بوده وزمینه فرسایش خاک را فراهم میگرداند بوسیله مبارزه کیمیاوی میتوان این را کنترول نمود. بااستفاده ازD  - 4 – 2 مایع 4 ملی لیتر دریک لیترآب وبه مقداردوصد لیتر برای یک جریب کفایت میکند. 

اشکال واضرارگیاهان هرزه

گیاهان هرزه به طریق متنوع باعث ضرر گردیده که ضرروارده آن نه تنها متوجه کارکنان ساحه زراعت گردیده بلکه هرانسان کره خاکی را بشکل مستقیم وغیرمستقیم متضرر میسازد .

شکل مستقیم :شکل مستقیم آن پائین آمدن حاصل وجنست محصول دراثررقابت وترشح مواد سمی میباشد .

شکل غیرمستقیم آن قرارذیل است :

1-گیاهان هرزه سبب مصارف اضافی جهت جلوگیری ازامراض وحشرات میگردد.

2-موجودیت گیاهان هرزه استفاده اززمین را غیرموثرساخته ودرنتیجه موثریت کارانسان را پائین میسازد.

3-گیاهان هرزه جنسیت محصولات زراعتی را خراب میسازد .

4-گیاهان هرزه زهری باعث تسمم ودرحالات شدید سبب مرگ نیزمیگردد.

5- موجودیت گیاهان هرزه مصارف پاک کاری کنارخطوط آهن، اطراف شاهراه ، امتداد سیم های برق وتلیفون ، بسترجوی ها وکانال های آبیاری ، کشتی رانی وماهی گیری را زیاد میسازد .

6-کنترول گیاهان هرزه یک قسمت زیاد وقت دهاقین را به عوض اینکه درتولید محصولات زراعتی بمصرف برسانند ضایع ساخته وقیمت تمام شد محصولات زراعتی را بالا می برند .

خساره گیاهان هرزه

خسارات گیاهان هرزه درمناطق غیرزراعتی پرابلم ذیل را به بارمی آورد :

1- تخریب کردن منازل وخط پروازمیدان هوائی .

2- پوشاندن آثاروعلایم مسیرلوله های نفت وگاز.

3- خسارات درمناظیراطراف محیط زیست .

4- بوجود آوردن مشکلات درمنابع آب که باعث شسته شدن جویبارها وکانال ها شده که درنتیجه جریان آب کند یا منابع آب فرارمیکند .

میزان خسارات اقتصادی گیاهان هرزه

انسان قسمت زیادی ازاحتیاجات خود را بصورت مستقیم وغیرمستقیم ازمحصولات زراعتی بدست می آورد . نباتات مزروعی زمان خوب رشد ونمو میکند ومحصول مناسب تولید مینماید که ازتمام عوامل رشد ونمو بشکل مطلوب استفاده کنند وازضایعات ناشی ازعوامل خسارات مثل آفات ، امراض وگیاهان هرزه مصئون باشد.گیاهان هرزه ازمهم ترین عوامل تقلیل تولید محصولات زراعتی محسوب مشوند درکشورهای پیشرفته فعالیت های زیادی برای رفع گیاهان هرزه که منشه زیادی را دربردارد .

کنترول وقایوی گیاهان هرزه

تدابیر کنترول وقایوی گیاهان هرزه به مقایسه کنترول معالجوی آنها مصارف ناچیز را ایجاب می کند هرگاه دریک ساحه عاری ازگیاهان هرزه نبات زراعتی به نمو آغازنماید وبااستفاده تدابیروقایوی میتوان مزرعه بدون گیاه هرزه را تاآخرفصل نموی توقع داشت . بلند ترین حاصل درکشورهای بملاحظه میرسد که ازتکنالوژی پیشرفته استفاده نموده با الخصوص انواع نباتات دارای حاصل زیاد را زرع ومقدارمناسب کود کیمیاوی وآفت کش های نباتی مورد تطبیق قرارمیدهد .

روش های عمده کنترول وقایوی گیاهان هرزه

1-جلوگیری ازتولید تخم : قطع کردن گیاهان هرزه قبل ازمرحله گل توسط وسایل مختلف صورت میگیرد . سوختاندن قسمت های قطع شده وبقایای نباتی بعد ازرفع حاصل نیزنقش عمده را دارد وهمچنان عاری ساختن آب آبیاری ازتخم گیاهان هرزه بوسیله نصب جالی های جمع کننده تخم ونیزاستفاده ازآب پایب ها به عوض جوی وآبیاری پاشان به عوض غرق آب نمودن زمینه انتشارتخم را کمترمیسازد .

2-تولید واستفاده ازتخم عاری ازگیاهان هرزه : دهاقین تاهنوزدرکشورما غالباً تخم مورد نیازخودرا مستقیما ً ازمزرعه خود ویاازدهقان هم جوارخویش ویا از بازاربدست می آورند. اینگونه تخم ها علاوه براینکه خالص نبوده بلکه حاصل را پائین می آورد. ملوث باتخم یک عده گیاهان هرزه معمولی وحتی گیاه هرزه خیلی خطرناک نیزمی باشد،هرگاه این نوع تخم ها درساحه انتشاریابد به آسانی قابل کنترول نیستند مانند گندم ، پیچک مزارع ،شالی وشماق وغیره برای تولید  تخم های بذری عاری ازتخم های گیاهان هرزه ودارای جنسیت بهتروقدرت حاصل دهی زیاد کمپنی ها وموسسات مشخص جهت تولید تخم های بذری تضمین شده درسراسرجهان بوجود آمده است درکشورما نیزاین وظیفه بدوش شرکت تخم های اصلاح شده می باشد.

3-طرق پاک نمودن تخم : این عملیه را میتوان بعد ازجمع آوری حاصلات فرق های فزیکی مانند وزن،شکل ، جسامت ، مساحت سطح ، ساختمان ، رنگ وغیره ازهم تفکیک گردد.

4-پاک کاری ماشین آلات بذری،خیشاوه وبهره برداری : چون تمام ماشین آلات زراعتی درانتشارتخم وغیره حصص نموی گیاهان رول دارند،بناءً بمنظورکم ساختن انتشارگیاهان هرزه با الخصوص انتشاربه مزرعه جدید باید پاک نمودن تمام قسمت های ماشین آلات زراعتی ازبقایای نباتی مدنظرگرفته شود البته این عمل درختم هرکاردرهرمزرعه صورت میگیرد.

5-تنظیم درحرکت انتقال وچرش مواشی : بخاطرجلوگیری ازانتشارتخم های گیاهان هرزه بوسیله رمه های گوسفند وگله گاوها ازارتفاعات بلند ،دامنه کوه ها به مناطق همواروزراعتی قوانین وقرنطین عملی گردد وهمچنان تخم های بعضی گیاهان هرزه جهازهضمی حیوانات زنده عبورنموده وباعث انتشارذریعه کود حیوانی درمزرعه میگردد،بناءً درین صورت دهاقین محترم باید ازچنین کود های حیوانی استفاده ننمایند .

طرق تکثروانتشارگیاهان هرزه

   ازجمله خصوصیات غیرموردپسند یک تعداد گیاهان هرزه توانائی تکثربیشتری آنها میباشد،گیاهان هرزه یکساله عمدتاً بوسیله تخم وگیاهان هرزه دوساله چندین ساله بوسیله تخم واعضای نموئی تکثرنموده بتواند .

بصورت عموم گیاهان هرزه بدوطریق تکثرمینماید :

aبطریقه زوجی .

b – بطریقه غیرزوجی .

a– درین طریقه تخم تولید شده گیاهاه ساحات زراعتی بدین شکل تکثروانتشارمینماید.

b - این نوع تکثرعمدتاً بوسیله ساقه ، ریشه ، برگ ویاشکل تغیریافته یکی ازین اعضا مانند رایزوم ، ستولن وغیره صورت میگیرد.

خصوصیات عمده ایکه درتکثرگیاهان هرزه رول دارد

1- جوانه زدن تخم گیاهان هرزه : شرایط لازم برای جوانه زدن ونموی تخم قرارذیل است:

a- آب قابل استفاده .  b – حرارت مناسب. c- اوکسجن .

اما تخم بعضی ازگیاهان هرزه باوجودیکه شرایط محیطی برای جوانه مساعد میباشد جوانه نمیزنند این حالت بنام رکود Dormancy) ) یاد میکنند ، حالت رکود ازعوامل فزیکی وفزیولوژیکی بملاحظه میرسد .

2- مدت زنده ماندن تخم : تخم بسیاری ازگیاهان هرزه برای سالهای متمادی درخاک زنده باقی می ماند .

3- اوقات جوانه زدن تخم گیاهان هرزه : تخم بعضی ازگیاهان هرزه درطول سال ازطریق دانه های شان جوانه میزنند ، ازاینرو درطول سال شرایط چندین باربرای جوانه زدن چنین تخم ها مساعد میگردد، دانستن وقت جوانه زدن انواع گیاهان هرزه یک رول عمده را درطرح پلانهای کنترول آن بازی نموده ودرغیرآن ممکن است پلان مطروحه به موفقیت نمی انجامد .

4- عمق نفوذ پذیری ریشه گیاهان هرزه درخاک : عمق نفوذ پذیری ریشه گیاهان هرزه مربوط به تکسچرخاک ، سطح آب زیرزمینی ، ساختمان خاک ونوع عملیات زراعتی میباشد .قلبه کردن ویادیگرعملیات زراعتی درمزرعه باعث فرورفتن عمق ریشه یک عده گیاهان هرزه چون غمی، کبل ومستک ها میگردد. پیچک مزارع به عمق 6 متردرزیرخاک قابلیت نمورا دارند ، ریشه گیاه خارکانادای تا 2 متروزیاد تر ازآن درخاک فرومی روند .

طرق کنترول معالجوی گیاهان هرزه

گرچه گیاهان هرزه قبل ازمهاجرت سریع انسانها درروی زمین منتشرگردیده بود ولی به اثرمهاجرت سریع همزمان بااین معرفی نباتات جدید درساحات متخلف روی زمین زمینه این نوع انتشاررا سرعت بخشید باآنکه کنترول وقایوی فعلاً دراکثرکشورها مورد تطبیق قرارمیگیرد اما استفاده ازطریقه های کنترول معالجوی اهمیت خودرا حفظ نموده است زیرا ازیک طرف مدت ها قبل ازکاربرد طرق وقایوی گیاهان هرزه بدورترین نقاط دنیا انتشارنموده وازجانبی هم این نوع کنترول دریک عده حالات غیرعملی میباشد. بناءً ایجاب میکند که تمامی اشکال وانواع روش های کنترول معالجوی وحالاتیکه ازآن استفاده بعمل می آید آشنای پیدا کنیم تا درپرتوآن مداخله گیاه هرزه بانبات اهلی تقلیل یافته ودرنبات بذری حاصل قناعت بخش بدست آید .

طبقه بندی کنترول معالجوی

الف – طریقه های میخانیکی .

ب  -  طریقه های بذرنباتی رقابتی .

ج  - طریقه های کیمیاوی .

د  - طریقه بیولوژیکی بشمول استفاده ازپرازیت .

الف – طریقه میخانیکی .

1-   خیشاوه بوسیله دست .

2-   خیشاوه بوسیله کدمن .

3-   خیشاوه بوسیله ماشین آلات چون کلتیوتورها ،  دسک،ماله ها وغیره.

4-   قطع کردن بوسیله موورها  ( Mowers) .

5-   غرق آب کردن .

6-   سوزاندن .

7-   خفه کردن .

خیشاوه بوسیله دست: دورکردن یاخیشاوه کردن گیاهان هرزه توسط دست یک طریقه عملی وموثربرای کنترول گیاهان هرزه ساحات کوچک وبین قطارهای بعضی نباتاتیکه بوسیله کدمن باوسایل دیگرامکان خیشاوه را نداشته باشد به شمارمیرود.این طریقه برای کنترول گیاهان هرزه یکساله ودوساله که قطعات باقی مانده ریشه آنها درزمین مجدداً سبزکرده نتواند موثراست درشرایط کشورمابرای کنترول گیاهان هرزه اکثرمزارع چون گندم، جواری ،برنج ، پخته ، لبلبو ، سبزیها وحتی درختان مثمرنیز ازین طریقه کارگرفته می شود باید متذکرشد که استفاده ازین طریقه دروقت لازم کار گرفته شود تاموثریت طریقه مذکورحفظ شده ومفاد عظیمی ازآن بدست آید . ازجمله نکات عمدیکه دراستفاده ازین طریقه درنظرگرفته شود عبارت اند ازخیشاوه کردن قبل ازآبیاری اول دراین مرحله خاک نرم بوده ومیتوان عسمت عمده ریشه های نباتات را ازخاک بیرون آورد .

کنترول گیاهان قبل ازتولید تخم : خیشاوه کردن درموقع که خاک نم کافی داشته باشد  این عمل معمولاً باید بعد ازآبیاری های نوبتی صورت گیرد .

خیشاوه بوسیله کدمن : گرچه کدمن بادست دراول بی اهمیت تلقی می گردد ولی این طریقه اهمیت زیادی دارد، زیرا کاری که درحالات خاص میتوان بصورت موثر باکدم انجام داد بااستفاده ازطریقه های دیگرمیسرنیست استفاده ازاین طریقه درساحات کوچک قناعت بخش ارزیابی شده است ، کدمن تاهنوزیک وسیله خوب ومفید برای کنترول گیاهان هرزه باغات گیاهان هرزه یکساله ودوساله تحت کنترول می آید . برای کنترول گیاهان مانند پیچک مزارع باید کدمن را در4 – 3 ماه اول به وقفه های ده روز عملی نموده بعد ازگذشت این مدت نموی نبات ضعیف می گردد میتوان وقفه ها ی که 16 – 14 روزفاصله دارد تعداد دفعات خیشاوه برای کنترول کامل یک گیاه هرزه فرق نموده مربوط به نوع خاک ، عوامل محیطی ونوع گیاه هرزه می باشد.

کنترول بطریقه کیمیاوی

کنترول کیمیاوی گیاهان هرزه ازمعجزات قرن بیستم بشمارمیرود مرکبات کیمیاوی که بدین منظوراستفاده میشود بنام گیاه کش ها مسمی گردیده اند گرچه استفاده ازمرکبات کیمیاوی دراواخرقرن نزدهم آغازگردیده ولی تاسال 1944 تعنی زمان کشف وبکارافتیدن مرکب انتخابی D – 4 ، 2 ساحه استعمال گیاه کش ها خیلی محدود بوده وبه تعقب استفاده ازD – 4 ، 2 که عمدتاً گیاهان هرزه پهن برگ را درمزارع غلات کنترول مینماید مرکباتی انتخابی وغیرانتخابی متعددی بوجود آمده .اکنون صدها گیاه کش بمنظورکنترول گیاهان هرزه ساحات مزروعی وغیرمزروعی بکاررفته شده واستعمال میگردند استفاده ازگیاه کش ها درسراسرجهان مورد استقبال دقاقین قرارگرفته است .چنانچه بااستفاده ازگیاه کش ها به آسانی صورت میگیرد بعضی ازگیاهان هرزه چندین ساله کنترول آن ازطریق میخانیکی ممکن نیست توسط گیاه کش ها ازبین برده می شود. وهمچنان کنترول کیمیاوی گیاه هرزه باشرایط جوی ارتباط کامل نداشته درموقع ضرورت میتوان اقدام به دواپاشی کرد.

کنترول کیمیاوی گیاهان هرزه غلات خوردانه بخصوص گندم

   گیاهان هرزه مزارع گندم عمدتاً بدودسته تقسیم شده است که عبارت انداز:

1 – گیاهان هرزه پهن برگ .

2 – گیاهان هرزه سوزنی برگ .

1- گیاهان هرزه پهن برگ: گیاهان هرزه پهن برگ را میتوان بااستفاده ازgr  500 ماده موثرD – 4، 2 در یک هکتاربطورموثرکنترول کردولی این گیاه کش بالای پندک گیاه موثرنیست . دواپاشی باید بعد ازمرحله 6 – 5 برگی وقبل ازتولید ساقه گندم صورت گیرد اگردواپاشی دراوایل مرحله تولید خوشه صورت گیرد باعث بد شکل شدن خوشه ها وپژمرده گی دانه ها می شود وحاصل نیزکاهش می یابد . مزارع که با D- 4 ، 2 ویا A ،p ،c M دواپاشی شده اند درآن تادو هفته به حیوانات اجازه چرخش داده نشود برای اساس تحقیقات انجام شده برای ازبین بردن گیاهان هرزه پهن برگ مقدار1،5 D-2،4 را در 300 الی 400 لیتر آب حل کرده دریک هکتارگندم درحال شاخه زدن (Tillermy) تا قبل ازتولید ساقه استعمال گردد.استفاده ازگیاه کش ها ی بروموکینیل (Bromokeinil ) بیشترگیاهان هرزه یکساله پهن برگ را کنترول می کند ولی بالای گیاهان چندین ساله کم تا ثیردارد این گیاه کش بالای پندک به (D- 4 ، 2 ) مقاوم است موثراست واحتمال خسارات آن به غلات کم است مقداراستعمال آن gr 600 – 450 درفی هکتاراست که درزمان دوبرگی تاتولید ساقه درغلات تولید می شود .درمبارزه علیه گیاهان هرزه پهن برگ درمزارع للمی نیزآزمایش هیا سال 1366 درایران صورت گرفته است درنتیجه تحقیقات نشان داده شده که استعمال gr 900 -700   ( Bromokcinil) درفی هکتاربرای کنترول گیاهان هرزه پهن برگ خیلی موثربوده ویا ازkgr 4 ، 1 گیاه کش D- 4 ، 2 دریک هکتارکارگرفته می شود .

کنترول گیاهان هرزه سوزنی برگ : برای مبارزه باگیاهان هرزه سوزنی برگ مانند یولاف وحشی ازگیاه کش سافیکشن به مقدار% 5 در500 لیترآب فی هکتاردراواسط شاخه زدن تااوایل تولید ساقه گندم استفاده می شود .گیاه کش های دیگری چون باربن ، ترای لیست ، فلوفن پروپ میتایل تیزاری وغیره نیزوجود دارد . برای کنترول یولاف وحشی ترای فلوراین ، برای کنترول گاه کل ها وترای بونیل بمنظورکنترول سوزنی برگان دیگر مورد استفاده قرارمیگیرد .قابل تذکراست که همیشه باید کنترول وقایوی درنظرگرفته وازتولید تخم وادویه جات گیاهان هرزه باقطع مکرر آن جلوگیری نمود درصورتیکه تراکم گیاه هرزه درمزرعه بیشتر بود واین امررا خصوصا ً درمزارع وسیع ناممکن ساخت یگانه راه وچاره استعمال گیاه کش می باشد وباید عملی گردد، بصورت عموم گیاه کش های که درمزارع غلات استعمال می شود بخصوص گندم (D – 4 ،2 ) ، A .p .c.M دای کیمیا ، بروموکسینیل ، باربن وترالیست که قبلاً ذکرگردیده است برعلاوه درحدود 9 گیاه کش دیگر منجمله ترای فلورین ، نیوران وغیره درصورت بروزپرابلم های مشخص درین ساقه استعمال می شود .

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 10:13  توسط ايمل " نظري "  | 

کفشک گندم

مقدمه:

غله جات گروهي از نباتات زراعتي متعلق به قبيله Poaceae هستند واز هزار ان سال پيش تا کنون درتغذيه انسان وحيوان داراي اهميت زيادي ميباشند  درين گروه از نباتا ت زراعتي گندم ، جود ر ، يولاف ، جواري ، جو ، ارزن وبرنج قرار دارند ودرممالک دنيا بنابه ويژه گيهاي آب وهوا مسايل اقتصادي ، خاک داراي اهميت هاي متفاوت هستند دليل اهميت بسيار زيادي که درتغذيه انسان وحيوان دارند بيشترين سطح زير  کشت را در ميان تمام نباتا ت زراعتي دارا ميباشند. اراضي مورد کشت وکار براي نباتات بالا به طور متوسط حدود 665 ميليون هکتار در سال براي سالهاي  1971-1969 بوده است که به  719 ميليون هکتار براي سالهاي 1981-1979 ازدياد حاصل کرده است . ودر دهه 80 بين 719-700 ميليون هکتار بوده است . يعني حدود %52 کلي اراضي قابل کشت د ردنيا را بخود اختصاص داده اند تقريباً %55 پروتين ، %15 چربي ، %70 گلوسيد  وبطور کلي %55-50 از کالوري مصرف شده توسط انسان در دنيا بوسيله غله جات تامين ميگردد. از جمله غله جات يکي هم گندم ميباشد که از اهميت ويژه برخوردار بوده که از جمله سازگار ترين نوع غله جات است زمينهاي زيادي در سرتاسر جهان درمقايسه باساير نباتا ت به کشت آن اختصاص داده شده است. زيرا گندم غذاي اصلي انسانها به شمار ميرود. گندم مهمترين پيداوار زراعتي افغانستان است زراعت آن دو ثلث اراضي قابل زرع را فر ا گرفته است .  طور تخمين ساحه مزروعي آن اعم از للمي وآبي در حدود 11 ميليون جريب ميشود ولي متا سفانه در چند سا اخير استعمال جملات مثل افغانستان يک مملکت زراعتي است تخميناً %85 مردم افغانستان ا ز زراعت امرار مغيشت مينما يند ، اقتصاد افغانستان متکي به زراعت است ، زراعت مهمترين وبزرگترين ثروت ملي وسکتور توليدي کشور است دربيانات اراکين  دولت تذکر داده شده است . مگر با وجود شناخت حقايق فو ق الذکر آنچه تاحال به آن توجه ناکافي مبذول گرديده است ضرورت تبديل مو قف زراعت ازشکل عنعنوي به اصطلاح بخور ونمير ومتکي بر عوامل طبيعي (بارنده گي ، خشک سالي ، آفات زراعتي ، سيلابها)  بشکل يک پديده ومعامله اقتصادي وتجارتي ميباشند. تا از استعدادهاي توليدي زراعت کشور استفاده اعظمي ، موثر واقتصادي تر صورت گرفته بتواند. ا زجمله آفات که سالانه مقدار هنگفت از محصولات زراعت ي بويژه گندم را خساره مند ميسازد حشره کفشک ميباشد. که اين حشره از ساقه هاي نازک وآبدار نبات جوان تغذيه ميکنند که عموماً دانه هارا که درمرحله شيره مورد حمله قرار ميدهند که اين حمله آنها باعث از بين بردن سلولهاي هم جوار گرديده در نتيجه تمام ساقه را احاطه کرده ونبات را از بين ميبرد.

گندم

گندم نبات است ازخاندان Gramina ceae  داراي ريشه هاي مجموعي وسطح ساقه هايش بلند بعضي اوقات خالي وبعضي اوقات پر بوده با انجام خود حامل خوشه است . برگهاي آن از بيخ گره ها جداشده تاحد ساقه هارا فراگرفته بعداً به شکل طويل ومخطط  بلند ميرود زبانچه وگوشک هاي برگ طول متوسط دارند خوشه از خوشه گک هاي خرد تشکيل يافته وهر خوشه گک را دوبرگچه فرا گرفته است که بنام گلوم ياد ميشود هر خوشه گک از 3تا 5 گل دارد وهر گل داراي تخمدان واحدي است که بالاي آن آلات تذکير وتانث بصورت پرهاي خرد به نظرميرسد. دانه گندم داراي دوحصه است  يک حصه آن بنام البومين ياد ميشود که داراي مواد ذخيره نشايسته اي ميباشد حصه ديگر نطفه نبات بوده در ابتداي نموي خويش مواد ذخيره شده اي نشايسته را به مصرف ميرساند.گندم يکي از اولين نباتات است که بوسيله انسان زرع شده وبهمين دليل مهمترين نبات زراعتي بشمار مي آيد. زيرا زراعت آن از تمام نباتات ساده تر تطابق آن در مناطق مختلف که داراي شرايط آب وهواي متفاوت ميباشد بيشتر واز طرف ديگر غذاي اوليه واصلي اغلب مردم جهان را تشکيل ميدهد. اين نبات حدود 17-12 هزار سال قبل از ميلاد درخاور ميانه کشت شده وحدود 15-10 هزار سال قبل ازميلاد نيز در آسيا وجود داشت. ليکن هيچ کس به درستي نميداند که دقيقاً چه موقع وتوسط چه شخصي شناخته شده  ، ليکن بطور دقيق مرکز اصلي گندمهاي اوليه که شامل  Triticum Monococcum و Triticum Dicoccum ميباشد از سوريه وفلسطين بوده که ا ز اين دو منطقه به مصر وبين النهرين وسپس به ايران آمده واز طريق ايران به هندوستان ، ترکستان ، چين ، روسيه وسر انجام به اروپا برده شده واز طريق اروپا به ساير نقاط جهان انتقال يافته است. برخئ از نبات شناسان مرکز اوليه گندم را از مصر ميدانند زيرا معتقد اند که مقدار از دانه هاي  گندم در مقبره مصريان قديم ودر کنار رود نيل بدست آمده است. اين نبات حدود 6500 سا ل قبل از ميلاد در مناطق از آسيا مانند ايران ،عراق ، هندوستان ، قفقاز و هم چنين اطراف دريا مديترانه وجود داشته و حدود 2500 تا 3000 سال قبل از ميلاد نيز در چين کشت ميشد . در مورد تاريخچه اصلاح گندم هيچ گونه مدرک دقيق درست در دست نيست ليکن آنچه مسلم است طبعيت به خود ي خو د در اين کار دخالت داشته و به مرور زمان در گندم تغيرات به وجود آمده و هايبريداسيون طبيعي در اين ارقام مختلف به وقوع پيوسته است . 

مراحل رشد و نموي گندم

مرحله جوانه زدن :

دانه گندم قدرت جوانه زدن خود را به مدت 10-9 سال حفظ ميکند دانه گندم براي اين که جوانه بزند به مواد غذايي و انرژي ضرورت دارد . مرحله جوانه زدن با جذب آب شروع شده و در مدت کوتاهي حجم دانه افزا يش ميابد حد اقل ميزان رطوبت براي جوانه زدن گندم 45 - 35% وزن خشک دانه ها ميباشد . ودرجه حرارت مناسب براي جوانه زدن گندم 4 درجه سانتي گراد مي باشد. در درجه حرارت بالا تر از 22 درجه سانتي گراد جوانه زدن نا منظم مي گردد . و دانه هاي جوانه زده به ساده گي مورد حمله قارچ ها قرار ميگرد . و جوانه زدن در تاريکي و روشنائي به خوبي  صورت ميگرد . و حد اقل درجه حرارت گندم ها ي خزاني براي جوانه زدن صفر درجه سانتي گراد ميباشد .

رشد ريشه و فعاليت آن :

گندم به طور کلي غله جات ريشه اصلي ندارند بلکه ريشه افشان ميباشند. که در اطراف و عمق خاک نفوذ ميکنند و شامل seminal roots و adventitious roots   هستند . که از گره انشعاب يا طوقه زير خاک رشد ميکنند . ريشه هاي اوليه که کار جذب آب و مواد غذايي را در مراحل اوليه زنده گي به عهده دارد به تدريج کاهش مي يابد البته از هنگام که ريشه هاي اوليه عملاً ديگر ميتوان فعال باشند . ريشه هاي اصلي که نقش اصلي را در تا مين آب و مواد غذاي براي نبات دارند فعاليت خود را شروع مي نمايند .

مرحله ساقه رفتن :

زمان آغاز رشد طولي ساقه گندم را مرحله ساقه رفتن مي نامند . طويل تر شدن ساقه گندم با افزايش برگ همراه است . با بالا رفتن حرارت محيط در بهار مرحله ساقه رفتن نيز شروع ميشود . در شرايط بسيار مناسب اين مرحله از تکامل گندم در عرض 14 روز پايان ميپذير د . در اين مرحله است که احتياج نبات به آب روز به روز بيشتر ميشود . و کمبود آب در اين مرحله باعث کاهش شاخ و برگ گندم ميشود و به عمل کرد دانه صدمه ميرساند .

مرحله تشکيل خوشه :

در اين مرحله وجود دو عامل حرارت و طول روز براي ادامه رشد و تشکيل خوشه ضروري است و مقدار حرارت لازم در ورايتي هاي مختلف متفاوت مي باشد از مرحله تشکيل خوشه تا رسيدن کامل نيز وجود حرارت و طول روز بسيار لازم است (حرارت در ظهور گل ، گرد افشاني و تشکيل دانه کاملاً موثر ميبا شد ) از مرحله تشکيل خوشه تا رسيد ن دانه در جه حرارت هيچ گاه نبا يد کم تر از 14 و بيشتر از 24 درجه سانتي گراد باشد. در نواحي نزديک قطب به علت کم شدن درجه حرارت مرحله تشکيل خوشه گندم تا رسيدن کامل طولاني تر خواهد بود و هر گاه معادل درجه حرارت کمتر از 14 شود گندم به خوبي نرسيده و سبز باقي مي ماند . در نواحي استوائي فاصله تشکيل خوشه تا رسيدن به ازدياد درجه حرارت نسبت عکس دارد . چنان چه معادل درجه حرارت 24 درجه  سانتي گراد باشد فاصله تشکيل خوشه تا رسيدن حدود 30 روز خواهد شد و کمتر از اين مدت گندم قادر به رسيدن نخواهد بود . به طور کلي زيادي درجه حرارت اثر نا مناسب در رشد گندم دارد . درجه حرارت در پنجه زدن گندم بسيار موثر است . گندم هاي بهاري در صورت که معادل درجه حرارت 14- 10 درجه سانتي گراد باشد به خوبي پنجه توليد مي نمايند و در اين مرحله هر چه درجه حرارت کمتر شود عمل پنجه زدن ضعيف تر خواهد شد. گندم هاي خزاني در حرارت هاي کم قدرت توليد پنجه زني زيادي خواهد داشت و به خوبي و يا سرعت زياد توليد پنجه مي نمايند .  

مرحله گل کردن :

با ختم مرحله تشکيل خوشه ، مرحله رشد نمو رويشي به پايان ميرسد و مرحله زايشي با گل کردن و دانه بستن شروع ميشود . تعداد گل در خوشه هاي فرعي غلات بطور کلي متفاوت است . در خوشه هاي فرعي گندم 5- 3 عدد  است  در حال که در جو يک رديفه 1 عدد و در جو ها ي چند رديفه 3 عدد گل در هر خوشه فرعي وجود دارد . همان طوريکه قبلاً  اشاره شد گل گندم داراي دو کلاله پر مانند دو لوديکل و سه پرچم است معمولاً گرده هاي پرچم گندم قبل از باز شدن پوشينه ها آزاد ميشوند و عمل بار وري را انجام ميدهند امکان باز شدن پوشينه ها ي خوشه هاي فرعي گندم در محيط آفتابي و گرم خيلي زياد تر است . و روي اين اصل ممکن است با بازشدن پوشينه ها عمل گرده افشاني غير مستقيم در گندم صورت گيرد  دوام گل کردن در گندم بستگي به حرارت محيط  دارد .در مرحله گل کردن عوامل مختلف درميزان محصول تاثيرميگذارند . لذا هر چه اين نوع عوامل (شرايط محيط و خاک ) مناسب تر به و همان اندازه مقدار دانه را بالا ميبرد و در ميزان محصول اثر ميگذارد . بعد ا ز گرده افشاني حدود 4 -2 روز طول ميکشد تاعمل بار وري گل هاي گندم انجام گيرد.  

مرحله رسيدن دانه :

مرحله رسيدن دانه را از تغير رنگ دادن ساقه گندم تشخيص ميدهند که از قسمت تحتاني آن شروع ميشود و به طرف سنبله ادامه مي يابد . سنبله ساقه اصلي گندم اولين سنبله در بوته است که شروع به رسيدن مي کند و  بعد از آن سنبله ساقه هاي فرعي به ترتيب مي رسند ، رسيدن دانه ها از قسمت مياني سنبله ها آغاز و به طرف بالا و پائين ادامه ميآبد . در موقع رسيدن دانه ميتوان مراحل مختلف را به ترتيب زير تشخيص داد .

حالت شيري : برگ هاي تحتاني گندم در اين حالت رنگ تيز و روشني دارند که اين رنگ به تدريج به طرف سنبله ادامه ميآبد . اين حالت تغير رنگ ، اولين علامت رسيدن دانه است .دراين حالت هنوز گره هاي ساقه تيز رنگ هستند . پوشينه ها و دانه ها ي سنبله گندم هنوز تيز رنگ اند و بزرگترين حجم را دارند . چنانچه دانه ها را در حالت شيري با ناخون فشار دهيم مايع سفيد رنگ از آن خارج ميشود. دانه ها در حالت شيري نمي شکنند در حدود %50 وزن آنها را آب تشکيل ميدهد . دراين حالت گياهک دانه تشکيل شده ولي هنوز تکامل نيافته است و قدرت توليد نبات جديدي را ندارد .

حالت خميري يا زردي : دراين مرحله از رسيدن دانه رنگ زرد ساقه ها و برگ ها ي گندم کاملاً مشخص مي شود . ساقه ها دراين حالت شکننده نيستند . و گره ها هنوز  سبز رنگ اند. پوشينه ها بر حسب ورايتي ها ي مختلف گندم زرد قهوئي يا سياه رنگ ميشوند . دانه در اين مرحله حجم کمتري را پيدا ميکند . ميزان آب دراين مرحله تقليل پيدا ميکند. و به حدود %30 وزن ميرسد و در عوض غلظت شيره داخل دانه بالا مي رود. گياهک دانه دراين مرحله تکامل يافته است . ميتواند جوانه بزند در صورت که هنوز عمل ذخيره مواد غذائي در اندو سپرم دانه ادامه دارد.

حالت نيمه سخت : در اين حالت تمامي اندام هاي گندم زرد رنگ شده اند. و از فعاليت باز ميمانند گره هاي ساقه خشک شده و ساقه ها را ميتوان به سهولت و ساده گي بدون اين که بشکنند خم کرد . پوشينه ها و دانه هاي گندم رنگ زرد نهائي را به خود مي گيرند . دانه ها مقطع نشايسته اي يا شيشه اي را دارند و سخت تر ميشوند . و ديگر بروز دانه ها اضافه نميشود .

حالت سخت : معمولاً در اين حالت برداشت با کمباين انجام ميشود و گرنه در طروق معمولي برداشت با ريزش همراه خواهد بود . برداشت گندم هايکه ريزش دارند بايد در مرحله نيمه سخت و يا اوايل مرحله سخت انجام گيرد. در اين حالت مقدار آب دانه %16 – 14 مي رسد .

 اهميت اقتصادي گندم :

گندم نبات است که به مقدار زياد و در مساحت وسيعي از زمين هاي زراعتي دنيا و حتي در نواحي خشک کشت گرديده و محصول کافي توليد مينمايد . اهميت اقتصادي گندم چه از نظر توليد و چه از نظر تغذيه در دنيا بيش از ساير محصولات زراعتي مي باشد . حتي به مناطق که به علت متغير  بودن شرايط اقليمي و يا خشکي محيط امکان توليد نبات نباشد مي توان گندم را توليد کرد . گندم منبع اصلي کاربوهايدريت غذاي انسان را تشکيل داده و از لحاظ تهيه نان و ارزش نانوائی ، آرد هيچ يک از غلات به پاي آرد گندم نمي رسد . بخاطر داشتن بافت هم بندي گلوتن گندم خاصيت نانوا اي آن داراي ارزش بسيار بالاي است . در افغانستان نيز اين نبات از اهميت بالاي برخوردار بوده چنانچه اين نبات مهم ترين پيداوار مردم است و زراعت آن دو ثلث اراضي قابل زرع مملکت را فراه گرفته است طور تخمين ساحه مزروعي آن هم از للمي و آبي در حدود 11 ميليون جريب ميشود . تقريباً در تمام حصص مملکت از ارتفاع 350 متر در دره هاي مرتفع هندوکش مثل شبر زراعت آن معمول است . گندم للمي يا گندم بدون آبياري مصنوعي بالاي تپه ها و دامنه کوه ها و شيب اراضي که خاک عمق دارند و آب هاي باران را زياده تر ذخيره مي کنند زرع ميشوند. انواع مختلف آن را واويلوف دانشمند روسي طور مفصل مطالعه کرده 60 نوع آن را در مناطق مختلف افغانستان تثبيت نموده است که نصف اراضي مزروعي گندم را فرا گرفته است .

ارزش غذائي دانه گندم :

ارزش غذائي دانه گندم بستگي به ترکيبات کيمياوي آن به ويژه ارزش بيولوژيکي پروتين ها دارند . تقريباً %60 پروتين ها ي مورد نياز انسان به وسيله غله جات تامين ميگردد. که در اين ميان نقش گندم بسيار زياد و بيشترين اهميت را دارد . پروتين هاي دانه گندم داراي هرده امينواسيد ضروري مي باشد. ليکن در مقايسه با تخم مرغ پروتين هاي گندم داراي مقدار کم امينو اسيد ضروري مي باشد. ميزان امينو اسيد هاي ضروري پروتين هاي دانه  گندم کمتر از نياز انسان ميباشد. مواد پروتيني گندم داراي گليادين %45- 35 ، گلوتنين که فقط در بخش اندو سپرم دانه گندم يافت مي شود  %40- 30 ، گلوبولين %20- 15 که بيشتر در لايه آلورون ، جنين و اندو سپرم وجود دارد و آلبومين %5-3 که بيشتر در اندو سپرم و جنين يافت مي گردد. ارزش غذاي آرد گندم نسبت به دانه آن متفاوت است . زيرا در مراحل تهيه آرد بخش هاي از دانه جدا ميگردد . و به همين دليل آرد سفيد تهيه شده از اندو سپرم که بيشتر از مواد دروني دانه ميباشد از نظر ترکيبات کيمياوي با آرد تيره که از تمامي بخش هاي دانه مثل پريکارپ ، لايه آليورن و پوسته بذر به دست آمده متفاوت است .هر چه درجه استخراج آرد کمتر با شد ، به همان نسبت ترکيبات کيمياوي آن نسبت به دانه تغيرات کمتري را شامل مي گردد. هر چه درجه استخراج افزايش يابد به همان نسبت ميزان پروتين ، چربي و سلولوز کاهش و در عوض ميزان کالوري توليدي آن افزايش ميآبد . هم چنين ميزان مواد معدني کاهش ميآبد .قسمت اعظم مواد معدني در بخش هاي خارجي دانه گندم و جود دارد مواد پروتيني مولد گلوتين بيشتر در اندو سپرم دانه قرار دارند . لايه آلوران و پريکارپ دانه بيشتر داراي پروتين هاي سخت ميباشد .

کفشک گندم

کفشک گندم در افغانستان در سال 1335 در ولايت فا رياب سروي و مشاهده شده است . البته اين حشره در ولايت جوزجان ، بلخ ، بادغيس ، هرات ، فارياب وجود داشته و در منطقه گرشک و گلران ولايت هرات شکل اپيدميک را به خود گرفته بود. در سال 1990 چهار نوع کفشک در صفحات شمال کشور تشخيص گرديده که قرار ذيل است .

Eurygaster integriceps :

اين حشره درمناطق شمال کشور ، ننگرهار ، کابل و هرات موجود مي باشد. حشره متذکره علاوه بر افغانستان در ترکيه ، ايران ، سوريه ، عراق ، پاکستان و اتحاد شوروي نيز راپور داده شده است  . کفشک گندم از جمله نباتات فاميل Graminea caea  خساره سنگين به فصل گندم مي رساند . چون جو زود  پخته شده و بهره برداري ميشود چنان خساره بزرگ را متحمل نميشود . علاوه بر فا ميل گندميان انواع مختلفه نباتات ديگر نيز مورد حمله اين آفت قرار مي گيرد. در اوايل بهار حشره کامل از ساقه هاي نازک و آب دار جوان تغذيه مينمايد و در روز هاي بعدي حشره کامل و نوزاد هردو دانه ها را به خصوص در مرحله شيري مورد حمله قرار ميدهند . لکه هاي تغذيه شده روي ساقه باعث مرگ سلول هاي هم جوار گرديده تمام ساقه ها را احاطه مي نمايد  و سبب پژمرده گي نبات مي گردد. خساره وارده از اين ناحيه نه تنها مربوط به تعداد کفشک هاي که بالاي نبات تغذيه مي نمايد مي باشد ، بلکه وضع و چگونگي خود نبات نيز شرط مهم است . در مزارع للمي نبات آفت زده به طور کلي از بين مي رود زيرا نيمتواند ديگر جوانه بزنند اين نوع خساره اکثراً ناديده گرفته ميشود زيرا نباتات آفت زده به زودي چملک شده از بين مي رود . از جانب ديگر در مزارع گندم آبياري شده جوانه ها در مراحل اوليه روي ساقه تشکيل شده و عامل که سبب تقليل حاصل مي شود.عبارت از تخريت اصلي نبات مي با شد . نوع ديگر خساره عبارت از تغذيه روي دانه است .  آفت مذکور دانه هارا سوراخ نموده ومحتويات يا شيره آنها را در مرحله ابتدائي رشد وتشکيل دانه ميمکند  تحت چنين شرايط دو تا حشره ميتواند تمام حاصل را در ساحه يک متر مربع نابود نمايد. اين نوع خساره بس مهم وقابل توجه است زيرا آفت سبب آن ميشودکه مزرعه سالم گندم  ارزش بهره برداري را نميداشته باشد. با وجود که دانه رسيده تاحدي هم سخت شود حشره متذکره پوست آنهارا سوراخ نموده وبا کمک عمليه انزايمها يک مقدار مواد غذائي را براي تغذيه خود خارج نمايد. نوع ديگري خساره موقع صورت ميگيرد که هجوم آفت کم ، و زارع به آن اهميت خاص قايل نشوند. با آنکه تعداد آفت محدود ولي موقع دخول در مزرعه گندم از يک عده انزايم هاي بخصوص تغذيه مينمايند ودر نتيجه ميتواند کيفيت پخت آرد را طورقابل توجه پائين آورند. ولو که مقدار ناچيز دانه هاي آفت زده با مقدار زيادي دانه هاي سالم  مخلوط گردد اثر زيان آور انزايمها را ميتوان طور واضيح ملاحظه نمود معمو لا ً آردکه از گندمهاي آفت زده بدست مي آيد به تنهائي قابل پخت نبوده وبايد با آردهاي مرغوب وقوي مخلوط گردد. تلفاتيکه آفت مذکور باعث ميشوند گرچه نظربه محيط وموسم طور قابل ملاحظه متفاوت است ولي کمتر از %25 محصول را تشکيل ميدهد. در صورت هجوم شديد و وخيم آفت فو ق الذکر ميتواند دريک ساحه وسيع خساره کلي فصل گردد.

مشخصات:

حشره کامل داراي بدن بيضوي شکل وطول 12-11 ملي متر ميباشد صفحه پشت بدن محدب شکل وتوسط سينه روي که خيلي ها طويل ميباشد پوشانيده شده است. سر حشره مثلث شکل ودر وسط آن جوي باريک تا انتهاي سر ادامه دارد ديده ميشود رنگ حشره متغير واز زرد خاکستري تا سياه تغير ميکند .

دوران حيات:

اين آفت حشره مهاجربوده وسالانه داراي يک نسل ميباشد. در اوايل بهار طور معمول تقريباً در اوايل ثور حشرات کامل بعد از تکميل دوره استراحت ازخاک برآمده واز ساحه زمستان گذراني به وادي هاي نزديک پرواز مينمايد. موقع پرواز ميتوانند فاصله بين 24-23 کيلومتر را طي نمايند. هنگام مهاجرت اولاً به قسم انفرادي ولي در اسرع وقت طور دسته هاي بزرگ حرکت ميکند. بعد از رسيدن به واديها بلا فاصله شروع به تغذيه وجفت گيري مينمايند. تخم گذاري از اواخر ثور تا اوايل جوزا ادامه نموده وهر حشره ماده تعدادي 100-60 عدد تخم ويا اظافه تر از آنها توليد مينمايند.  تخمها معمولا ً بقسم دسته جمعي از 3 تا 4 قطار زير برگها قرار داده ميشوند. حشره ماده عادتاً روي برگها وساقه هاي خيلي نزديک به زمين نباتات ميزبان ويا ديگر گياهان هرزه تخم گذاري مينمايند. تخمها بعداز 12-10 روز تفريخ شده ونوزاد ها ي کوچک که داراي رنگ زرد مايل به سبز ميباشد اولاً از شيره برگهاي جوان وبعداً از شيره دانه هاي نرم تغذيه ميکنند.  هر قدر نوزاد ها رشد ميکند رنگ آنها تيره تر ميشود وپس از پنج مرتبه پوست اندازي که تقريباً يک ماه طول ميکشد بالغ ميشوند. در اواسط ماه سرطان تقريباً تمام افراد نسل جديد به مرحله حشره کامل رسيده ودر شرايط حرارت 30-20 درجه سانتي گراد زياد فعال ميباشند. عمليه تغذيه در اوايل صبح وبعداز ظهر  صورت ميگيرد. درهنگام گرمي روز حشرات متذکره روي زمين ويا داخل درزها استراحت مينمايد. قبل از مرحله خوشه افراد آفت مذکور طور مساويانه روي نباتا ت ميزبان وگياهان هرزه هم جوار تقسيم ميباشند. معمولاً گياهان هرزه زود تر پژمرده شده وتمام افراد اين حشره بعداً به مزارع گندم وجو نقل مکان مينمايند. بعد از آنکه فصل درو گرديد حشرات متذکره زير توده ها پناه برده تا آنکه براي دوره استراحت آماده مها جرت بطرف کوها شوند. مهاجرت جانب کوها هنگام اخيرماه سرطان واواسط ماه اسد صورت ميگيرد.اين موضوع هنوزهم نامعلوم وقابل بحث است که آيا حشرات متذکره بعدا ز رسيدن به منطقه زمستان گذراني بلا فاصله داخل خاک شده وشروع به استراحت مينمايند يا اينکه ماهاي گرم را در کوهاي بلند بحالت کرختي سپري نموده ودر موسم خزان  به سطوح پائين نزول وشامل دوره استراحت ميشوند. در اين باره بعضي ها چنين گذارش داده اندکه آفت مذکور هميشه به کوها مهاجرت نکرده بلکه ميتوانند در واديها نيز شامل دوره استراحت شوند بخصوص درنقاط که پناه گاه مساعد موجود باشد. در اکثر موارد دوره استراحت در کوها زير خاک به عمق 7-5 سانتي متر نزديک ريشه نباتات از قبيل Astragalus , Artemisia  وAcantholimon صورت ميگرند. ولي بعضي از آنها اين مرحله را زير خاشاک درجنگل نيز سپري مينمايند. در اوايل بهار سال آينده حشرات کامل از زير خاک برآمده و واپس به واديها مهاجرت ميکنند.

2- Dolycoris Peincillatus:

فعلاً اين حشره بيشترين خساره را درسمت شمال در مزارع گندم وارد ميکند. اندازه بدن 12-9 ملي متر رنگ عمومي بدن خرمائي متمايل به سرخ وحلقه هاي شکم به رنگ سبز متمايل به سفيد است يکي از صفات افتراقي اين نوع از نوعهاي مشابه نماي زيرين بند آخر شکم حشره نر است . که دراين برجسته گي انتهاي کوچک ومودار است.

دوليکوريس پيني سيلاتس

حشره بالغ وشفيره هاي اين حشره در زيست گاهاي طبيعي واقع در ارتفاعات زندگي کرده وضمن نغذيه از نباتات مختلف مرتعي بويژه نوعهاي متعلق به خانواده گندميان به زاد و ولد ميپردازند. اين حشره درجنگلها زندگي کرده ودر سالهاي عادي ومناسب از نظر بارندگي به مزارع غله جات پائين دست روي مي آورند. اين حشره در پناه گاهاي مختلف ارتفاعا ت از جمله زير بقاياي نباتي، زير بوته هاي چند ساله، زير سنگها وحتي زير پوست تنه درختان جنگلي زمستان را ميگذرانند. اين حشره از انواع مختلف نباتات فاميل گندميان تغذيه ميکنند.  اين حشره دونسل درسال دارد. گاهي اوقات نسل اول کامل ونسل دوم ناقص ميشود. زيرا همه لاروا هاي نسل دوم به حشره کامل تبديل نميشود. فيصدي قابل توجه از حشرات کامل نسل اول اقدام به تخمگذاري نميکنند. اين حشره از لحاظ ايکولوژيکي ارتفاعات ودامنه هاي با پوشش وتنوع نباتي کافي ومطلوب را نسبت به ساير نقاط ترجيح ميدهد. مهاجرت اين حشره به ساير مناطق زمان اتفاق مي افتد که در زيستگاها ي طبيعي خود غذاي کافي نداشته باشد.

3- Carpocris Fuscispinus :

خساره کيفي اين حشره مخرب تر  از ديگران ميباشد زيرا نسبت به ديگر حشرات تخريب بيشتري روي گلوتن دانه ها دارد. طول حشره کامل از ملي متر وعرض آن در عريض ترين قسمت  ملي متر است اين نوع در زيستگاهاي طبيعي واقع در ارتفاعات ودامنه ها به تکثر ميپردازد. اين حشرات را ميتوان در دشتها ودامنه هاي کوها يافت اين حشره درمزارع للمي وآبي فعاليت ميکند ومانند ديگران پس از تمام شدن فعاليت اشت در مزارع به مکان ها ي زمستاني پرواز ميکند. اين حشره پل فاژ بوده واز انواع مختلف چند فاميل تغذيه ميکند ولي گرايش آن به گندم وجو قابل توجه است. تغذيه نسل دوم اين حشره عمدتاً از نباتات غير زراعتي است. وانواع مختلف خانواده هاي Apiaceae وAsteraceae دراين رابطه نقش حساسي دارند.  

4- Aelia acuminate:

اين حشره خشکه خوربوده طول بدن  10-7 ملي متر وعرض بدن در عريض ترين قسمت ملي متر است. سطح شکم به رنگ روشن ويا داراي خط هاي از نقاط تيره ميباشد. تخمها به رنگ کهربائي واز نظر شکل استوانه اي مانند ميباشد. حشره کامل نسل جديد قادر اند د راطراف مزارع غله جات جفت گيري  وتخم ريزي نمايند ولي شفيره هاي حاصله ازين تخمها به علت عدم وجود شرايط مناسب تغذيه وي وخشک شدن گياهان حاصل در اثر عدم تحمل گرسنگي از بين ميرود. شفيره هاي نسل دوم اين حشره معمولاً در مزارع ويا علفهاي هرزه حاشيه مزارع به سر ميبرد. تخمهاي اين حشره 12 عدد ( دردورديف شش دانه اي ) گذاشته ميشوند. تخمهاي حشرات کامل زمستان را غالباً روي برگهاي گندم وجو ودر نسلهاي بعدي بيشتر روي خوشه ها ، ساقه وحتي ريشکهاي گندم ويا روي نباتات ساير فاميل گندميان نيز مشاهده  ميشود اين حشره زمستان را درشرايط آب وهواي دشت بصورت حشره کامل در حاشيه مزارع سپري مينمايند. وبه ندرت براي گذشتاندن زمستان به ارتفاعات ميروند. تغذيه شفيره ها گذشته از نباتات فاميل گندميان روي ساير فاميل ها بويژه Asteraceae نيز مشاهده شده است . دوره زنده گي اين حشره کمي طولاني تر نسبت به ديگران ميباشد. اين نوع درساير کشورها نيز مهم بوده وقادر است تحت شرايط زيانهاي اقتصادي قابل توجه به مزرعه هاي غله جات اعم از آبي وللمي وارد نمايد. اين حشره ها نيز به تدريج و با تغير عادات غذايي توانا ئي هاي حياتي خود را بالا برده وبه تدريج به حشره خيلي خطر ناک تبديل ميشوند.  

مبارزه:

طرز فزيکي اصولاً منحصر به نابود نمودن حشرات در ساحه زمستان گذراني ميباشد. طوريکه در وقت مناسب بته هاي نباتات که زير آن پناه برده اند سوزانيده شود .  در بعضي ممالک به عقيده اينکه نبات Astergalus عامل عمده است که ريشه آن قسم پناه  گاه توسط حشره به کارميرود ، سوزانيد ن وا زبيخ کندن نبات مذکور جز مهم عمليات مبارزه را تشکيل ميداد طرز اقتصادي وعملي مبارزه را جمع آوري حشرات کامل از مزرعه ومنطقه زمستان گذراني تشکيل مي دهد. اين عمليه توسط دست ويا وسايل ماشيني صورت ميگيرد . ودر وقت ضرورت موثر وقابل استفاده ميشوند طر موثر مبارزه مقابل اين آفت استفاده ازسموم حشره کش وپرازيتها ميباشد. در طبيعت چندين دشمن آفت مذکور را مورد حمله قرارميدهند. ازجمله پرازيتهاي نوع Asolcus SP, semistristus, Micropharurus در اکثر مناطق فراوان وتخم آفت را مورد حمله قرار ميدهد.  از اين لحاظ در مبارزه با آفت طور موثر وموفقانه بکار برده ميشوند. در بعضي مناطق تقريباً %50 تخم آفت در طبيعت مورد حمله پرازيت قرار ميگيرد. اما قرار معلوم آنقدر کافي نبوده که مقدار خساره را طور اطمنان بخش تقليل دهد. البته ميتوان بسهولت  اين پرازيت را در آزمايشگاه پرورش ودر موقع مناسب در مزرعه رها نمود. در تتخنيک پرورش بايد توجه خاص بکار برده شود تاهنگام رضرورت تعداد کافي پرازيت موجود باشد. پرازيت مذکور زمستان را بقسم حشره کامل زير پوست درختان مگذرانند. برا ي سهولت کار وموفقيت پرازيت ويک تعداد کافي درختان در اطراف مزارع موجود باشند.

ادويه ذيل عليه آفت متذکره مفيد وموثر ميباشد.

o پارا تيون يک فيصده به مقدار 30 کيلو گرام في هکتار.

o پاراتيون 0.5 فيصده به مقدار 50 کيلو گرام في هکتار.

o کلورو تايون %0.05 به مقدار 1.35 کيلو گرام في هکتار.

o فنتايون 700 گرام + ديپترکس 120 گرام  في هکتار.

o دايمتوايت  ويا سا سيگان %40 بصورت دوا پاشي ULV   در اين صورت مقدار 0.75 ليتر دوا در يک هکتار کافي بوده ودر شمال کشور نتيجه قناعت بخش داده است.

نکات قابل ياد داشت:

1.وقت دواپاشي مهم است شايد يک دفعه دواپاشي صورت گيرد واگر بصورت درست تطبق نشود ضياع وقت است. حشرات بالغ وقتيکه از تپه ها پائين مي آيد دواپاشي نکنيد موقع درست دوا پاشي از مرحله اول الي سوم زنده گي اين مرحله ميباشد. وقتيکه همين دوره هاي آن در نبات مشاهده ميشود يک تعداد زيادي تخمها به نوزاد تبديل نشده. داي ميتوئيد يک آفت کش دوراني است که درداخل نبات تا دو هفته جريا ن کرده ونوزادهاي کفشک را که شروع به تغذيه ميکند از بين ميبرد زمانيکه بعضي از تخمها به نوزاد تبديل ميشود از پوست اندازي اول الي سوم در همين مرحله گندم هم درحالت شيره ميباشد.

1.کدام ارقام درتعين حد خساره اقتصاد ي کفشک  درافغانستان در دست نيست به عباره ديگر ما نميدانيم که چه تعداد از حشرات کفشک باعث خساره قابل ملاحظه ميگردد.

2.جمع آوري معلومات دوباره از مزارع بخاطر پلان کردن پروگرام آينده بسيار مهم است.

o  مصاب بودن به کدام اندازه وسيع وشديد بوده؟

o  چه مقدار آفت کش استعمال شده وچه مقدار باقي مانده ؟

o  نتيجه دواپاشي تا چه حد خوبتر بوده ؟

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 10:3  توسط ايمل " نظري "  | 

نبات زعفران

تاریخچه:

درمورد مبدا ومنشأ پیدایش نبات زعفران نظریات گوناگون درکتب ورساله های تحقیقاتی  ازعلما ودانشمندان ابراز گردیده است که بعضی ازاین نظریات چنین تذکرمیگردد که  منشأ اصلی زعفران نواحی مختلیف آسیا بوده ولی امروزباتوسعه که پرورش آن پیدا نموده درنواحی مختلیف جهان یافت میشود .زعفران نباتی است مخصوص منطقه حاره که بصورت وحشی ویاکشت شده درآب وهوای مدیترانه ای مانند اسپا نیا ،ایتالیا،قبریس،ایران ،افغانستان و هندستان وجود دارد . کشت زعفران به وسیله اعراب دراسپانیا رواج یافت وازآنجا به فرانسه وکشورهای دیگر اروپائ رسیده است .مصریان قدیم نوع زعفران رامی شنا ختند وچنین به نظرمیرسد که این نوعی زعفران زینتی بوده استکه مصریان قدیم آنرادرباغ، لوکسور کشت میکردند . عبریهاباکشت زعفران باغ حضرت سلیمان "ع "را زیبا ونما یشی کرده بوداند .درترانه های حضرت سلیمان "ع" از زعفران دربین گلهاوعلفهای خوش بوی ذکرشده است ، عمده تا"شهرت دارد که منشأ زعفران ازمشرق زمین بوده است ولی کشت آن درکوهای جنوبی اروپا بصورت خود روئ وجود داشته است به نظرمیرسد که زعفران درعهدی عطیق شناخته شده است و خصوصا"در لبنان خیلی فروان میباشد .عراب درزمان حکومت عبد الرحمن اول قرن هشتم "م"تسلط کامل برردریای مدیترانه داشتن وازینرومحصولات زعفران رامستقیماًبه تمام بنادراروپا وافریقار صادر میکردند .مطابق مستنداد تاریخی اکثرمناطق زعفران خیز گذشته وکنونی جهان درفاصله عرض جغرافیای 29تا42 درجه شمالی دربین آسیای مرکزی درشرق تا اسپانیا، درغرب درفرانسه  درناحیه  gatine  به روی عرض جغرافیای 24 درجه کاشت زعفران معمول بوده هنوز هم رایج است.دربرخی منابع مثلا"     American eneyclopediaذکرشده که نام زعفران ازکلیمه Corycus که ازنام منطقه در Clicia واقع درشرق مدیترانه میباشد گرفته شده است .عد ه ای هم مبداً زعفران را ایالت ماد ایران میـپندارند وبرخی ازمحققین نیزمنشاًزعفرانرادرمنطقه وسعترازکره زمین، شامل یونان،ترکیه،آسیا صغیر وایران میدانند. تاریخ بیان گری این واقعیت است که مردمان شرق زمین ازروزگاری کهن به زرع زعفران علا قه وتوجه بلیغ داشته اند بطوریک درجشن ها ،سرودها، درمجا لس بزم ها ونشاط،مانند عروسی ها واعیاد بااستقبال از بزدگان وزیران،  زرو زعفران نثار قدم ها میکردن .دربرخی ازمراسم زعفرانرابه تنهای یا همرابامشک وعنبرعروس وداماد را دود ، وگلاب پاشی می نموداند .دربخش تاریخچه بادرنظرداشت مستنداد تاریخی تاریخچه زعفران را درافغا نستان چنین گذارش داده اند که :

درافغانستان زعفران ازسالهای قدیم کشت میگردید بنابرمعلومات دست داشته حتی 180سال قبل ازامروز درافغانستان رواج داشته وزرعه میگردید، که دررابطه ازگفته های ســـــعید نفس نیزضمن شرح مقداری مالیات نقدی وغیرنقدی درسال 213-211 برای قمــــروعبــد الله طاهر، توسط دار الخلافه عباسیان که مشخص شده بود درباره کابل می نوسید .مالیات کابل درهمان سال 2000500 درهم نقد میشد. درآن زمان کا بل انتهای خاک تخارستان به شمار میرفتِِِ، چون همسایه هندستان بود ازآنجا نارگیل ، زعفران وهلیله های ایرانی را میآورند .  در واقع زعفران در زمره مالیات کابل به دارالخافه بغداد حمل می شد .قسمی که گفته شد زعفران از قرن های قبل در افغانستان کشت میگردید ولی تحقیقات علمی پیرامون توسعه و فراگیر کردن آن 30 سال قبل از سوی وزارت زراعت در فارم تحقیقاتی اردوخانی ولایت هرات شروع شد بدین ترتیب در سال 91 19 م بنا بر سع وتلاش کارمندان زراعت کشور زعفران از پوهنتون واشینگتن ایالات متحده امریکا به کمک مهاجرین کشور نیز وارد گردید اما این سع و تلاش وتحقیقات در فارم های افغانستان به علت ناامنی های کشورناتمام وبی نتیجه گردید .بعداً در سال 70 13 توسط موسسه داکار مجدداً ترویج یافت ودر ماه سنبله 81 13 هجری شمسی باخریدن یک محموله 28 تن از پیاز زعفران در ولسوالی های چون غوریان ،انجیل و زرغون برای دهاقین بااستفاده از توضع رایگان از سوی وزارت زراعت آغازگردید ، که فعلاً به 17 ولایت کشور گسترش پیدانموده است .

معــرفی نبـــات زعـــفران

زعفران نبات بانام علمی Crocoussitivus   ازخاندان زنبقیان  Irridaceae  میباشد این نبات چندین سال دارد. پیازکوچک تقریباً کروی پوسیده شده ازغشائی قهوه ای رنگ میباشد . این نبات قدیمی ازنواحی مختلف آسیاه به ویژه جنوب غرب آسیا ، جنوب اروپا و جنوب اسپانیا است. ولی درحال حاضر در نقاط دیگری ازجهان نیز کاشت وبر داشت میشود.     ارتفای قسمت های بیرونی و هوائی این نبات حدود 10تا 30 سانتی متر بوده دارای ساقه و برگهای باریک است . ازوسط برگها ساقه ها تولید شده وگل خارج میشود که در ماه های میزان تا ماه قوس گلها به تعداد سه عدد دیده میشود .پیاز زعفران از نوع ساقه های زیرزمین بنا م Crom  وتقریباً کروی شکل دارای قطر 3 الی 5 سانتی متر باپوش قهوه ای رنگ به ملاحظه میرسد  هر پیاز به تعداد 6تا9 برگ باریک مانند علف های چمن تولید مینماید . ریشه های زعفران از نوع سیستم افشان Fibrousrootsystem هستند.  پیاززعفران درماه های تابستان بصورت غیرفعال وراکید درزمین باقی میماند ورشد دوباره خودرا درحدود پایان فصل تابستان شروع مینماید .

گل زعفران بسیارزیبا به رنگ بنفش مائیل به ارغوان است پوش گل زعفران شامل سه کاس برگ Sepal وسه گل برگ Petale  هم شکل وهم رنگ است که تشخیص آنها به سهولت میسرنیست،مگر از اول  بساکها که در مقابل گل برگهاجاگرفته اند در داخل گل سه عدد پرچم Stamens قرار دارد . هرپرچم شامل بساک ( Anther) به رنگ زرد کوتاه به اندازه نصف طول بساک است . آله تأنیث Pistil شامل تخمدان Ovary سه خانه متورم وخامه Stile دراز وباریک به طول  5الی 20 سانتی متر که قسمت عمده آن سفید وبه طرف بالا به تدریج رنگ کاهی تازرد نارنجی دلچسپ میگردد، تابه کلاله ها Stigma سه شاخه به رنگ سرخ تند به طول 2 الی 3 سانتی متر وگاهی بیشتر است .هر شاخه کلاله درحالت خشک 5 ِ1 الی 5 ِ 2 طول دارد قطرآن درقسمت اتصال به خامه در حدود 2-3 سانتی متر میباشد واین طول وقطر بیشتر به اقلیم حاصل خیزی خاک ،کود ،درشتی پیاز ،سالهای حاصل دهی خشاوه وآبیاری وتنظیم نمودن دهاقین بستگی دارد .درابطه به جوانه زدن باید افزود  تحی تحقیقات که دررابطه به جوانه زدن زعفران انجام گرفته است  دردانشکده بیوشمی،بیو فزیکی دانشگاه تهران ایران به اثبات رسیده است که عملیه جوانه زدن نبات زعفران درماه ،اخیر  واول عقرب گاهی هم درنیمه ماه میزان صورت میگرد ودرماه ثور درفصل بهار نموی آن راکید گردیده بخواب میرود واین استراحت درحدود سه ماه راسپری مینما ید دراوخر ماه سرطان پیاززعفران به بیدار شدن آماده میشود وحجره نموی آن به فعالیت آغازمیکند .برخی اززعفران کاران درهمین موقع یعنی دراواخر ماه سرطان تااوائیل ماه اسد به آبیاری مزرعه میپر دازند .بااین اقدام فعالیت حجرات نموی تسریع وتشدید میشود ودرنتیجه موقع به کانشستن مزرعه وبرداشت محصول زعفران اند کی جلومی افتد .

انـــواع زعــفـــران

جنس زعفران (Crocus) از نقطه نظر نبات شناسی دارای انواع مختلف است که تا کنون 80-100  نوع آن را شناسایی کرده اند. مهمترین آنواع آن قرار آتی اند:

1-  زعفران آلمه یا زرد (Crocus almehensis) : این نوع در سال 1352 (1973) در آلمه در نزدیکی جنگل گلستان ایران شناسایی و جمع آوری شده و رویشگاه طبیعی آن دامنه های 1300-1600m متری از سطح دریا است . گل زعفران آلمه زرد رنگ با خطوط نارنجی تا قهوه ای بر روی کاسه گلی است و معمولا گل آن در زمستان می روید. برتفاع بوته آن در حدود 10cm میرسد.  

 2 - زعفران بنفش ( Crocus michelsonii): ارتفاع بوته آن در حدود 8cm  و کاسه گلی آن بنفش کمرنگ مایل به آبی، رویشگاه طبیعی آن همراه باه با رستنی های استیپی خشک شمال شرق خراسان در ارتفاع 12000 m  - 1300 از  سطح دریا است. 

3-  زعفران سفید (Crocus biflorus) :  کاسه گلی آن سفید بارگهای بنفش در سطح خارجی و محل رویش طبیعی آن دامنه های 800-2700m  از سطح دریا است 

Crocus caspius Fisch: - 4   گلپوش های آن سفید رنگ ، و از بیرون بنفش کمرنگ و کلاله های آن زرد رنگ است. محل رویش طبیعی آن حاشیه جنگل های منطقه دریای خزر تا ارتفاع  1300m  است.

 Crocus speciosus -5: نام لاتینی این نوع به معنی زعفران زیبا است. با گلپوش زیبا آبی کمرنگ مایل به بنفش بر شش قطعه، با خطوط یا رگهای بنفش رنگ و خامه نارنجی رنگ سه شاخه است که در خزان به گل می نشیند. محل رویش طبیعی آن در ارتفاع 1000-1800m  از سطح دریا است.

Crocus gilaniscus -6 : در خزان به گل مینشیند، کاسه گلی آن به طول 3-4cm  ،بنفش رنگ با خطوط  بنفش سیر، طول میله  پرچم 5mm   و بساک آن نیز 5mm ، خامه یا کلاله آن 3 تا 4 شاخه ای ، محل رویش طبیعی آن تا ارتفاع حدود 2400m  است.

Crocus concellotus - 7  : گلپوشهای آن به رنگ های سفید تا بنفش رنگ و در سطح با رنگهای بنفش مایل به ارغوانی و کلاله آن چند شاخهً زرد تا نارنجی است. محل رویش طبیعی آن دامنه های البرز در ارتفاعات 1000-2500m  ، و موسم نموی آن اوایل خزان است.

8- Crocus korokovii : محل رویش آن هرات و شمال شرق ایران  گزارش شده است.

خواص کیمیاوی زعفران:

زعفران بنا بر ارزش غذایی، صنعتی و طبی (دارویی) که دارد، همواره مورد مطالعه دقیق در مراکز تحقیقاتی کشورهای مختلف جهان قرار گرفته است. برخی ترکیبات تجزیه شده از کلاله(stigma)خشک زعفران شامل موارد زیر است:

1-کاربوهایدریتها (carbohydrates) : شامل قندهای مانند گلوکوز، فرکتوز و گلایکوز که بیشتر از 20-26%)  وزن) خشک زعفران را تشکیل میدهد.

1-      مواد معدنی( minerals) : شامل Cl2 ، P2O5،Na2O  که در حدود 4-8%)) وزن خشک زعفران را تشکیل میدهد.

2- ویتامین ها ( vitamins ) : مانند ویتامن های B1 ( Thiamin ) و ویتامین B2 ( Riboflavin) .

3-شحمیات ( fats ) : مانند استگما سترول، کاپتا سترول و سیتروسترول ( (4,69-8,75% .

4- رنگدانه ها ( pigments) : شامل کروتینویید های منحل در شحم مانند کروتین و لیکوین. و کروتینویید های منحل در آب مانند کروسین و انتوسیانین که کروسین (crocin ) عامل اصلی رنگ زرد زعفران است و فورمول کیمیاوی آن C44H64O24 میباشد که فیصدی آن در هنگام گلدادن بین 1,9-15%) ) متغیر است.

5- گلایکورند (picrocrocine): ماده فاقد رنگ است که طعم زعفران را باعث میشود و فورمول کیمیاوی آنC16H26O7 و نقطه ذوبان 156C0 میباشد که در زعفران تازه حدود 4%  گلایکورند وجود دارد.

6- روغنهای فرار کننده : عامل عطر و بو در زعفران سافرانول با فورمول کیمیاوی C10H16O میباشد.

7-  پروتین: در حدود 13% .

8-  رطوبت ( آب): حدود 16% .  

اگـــروتــخـــنیک نبـــات زعــــفــــران

طرز کاشت زعفران :

برای کاشت زعفران ابتدا چاله های یک ردیف رابابیل درمیآورند ودرداخل هرچاله 1تا5 پیازقرار میدهند .درکاشت زعفران 2تا3 نفرشرکت میکند ،یک نفراول ابتدا چاله ها رادرمی آورد ،نفردوم پیازهای انتخاب شده رادرداخل چاله بصورت های که گفته شده قرار میدهند. ونفر سوم درجابجائ وانتخاب پیازها کمک مینماید .وبعداً انجام کاربه همین صورت ادامه میآبد تاتمام زمین کشت گردد، سرانجام که سطح زمین نامسطح گردیده است بابیل یامالهً که با گاوکش میشود، صاف ومسطح بسازند. تاپیازهابه خاک بچسپد، بعداًزمین کشت شده به همین صورت تاموقع آبیاری خزان رها میشود .قبل ازآبیاری درحدود 5تا10 بار الاغ کود حیوانی پوسیده، درصورت که قبل ازکشت پیازدرزمین اضافه نشده باشد درسطح هر 100 مترمربع خاک پخش نموده، بابیل چهارشاخ بااستفاده ازتراکتورهای سبک باغی کودراباخاک مخلوط میکنند .دراسپانیا زعفران بصورت دایم کشت میگردد وپیازهای زعفران را بجای تپه کاری در داخل شدیار هایکه با فرو رفتگی اند در یک ویا دو ردیف میکارند . در طریق یک ردیفه، فاصله پیاز ها از یک دیگر 10الی15سانتی متر میباشد، بناً پیا ز هارابصورت متناوب میکارند فواصل کاشت از یکدیگر 30تا35 سانتی مترمیباشد. پس ازانجام عمل کشت روی شدیا رها باماله پوشیده میشوه وزراعت بصورت خطی بنظر میرسد، در بعضی از نقاط ایران کشت زعفران بطریقه صورت میگیرد که یک نفریک گاو آهن شدیار راعمق 15الی 20 سانتی متر در زمین ایجاد میکند و دونفردیگر بامحارت پیاز ها رادر داخل شدیار به صورت دسته های یکتای ، سه تائی ، پنج تائی ، به فاصله 25 سانتی متر ازیکدیگر قرار میدهند. وقتی شدیار اول تمام شد شدیار دیگر را در پهلوی شدیار اولی به فاصله cm 30 – 25 ازآن ایجاد میگردد شدیار دوم وسایرشدیار ها مانند شدیار اول کاشته میشود وقتی شدیار دوم ایجاد گردد با گاو یا پای خود شدیار اول رامی پوشانند، وسرانجام به زدن ماله سطح زمین یک نواخت میشود برای انجام شدیار از گاو آهن میتوان استفاده کرد. درکاشت ماشینی پس ازقلبه عمیق خزانی وقلبه متوسط بهاری هنگام کشت بعدازنرم کردن سطح خاک مسطح آن بادیستیک وماله ویاتراکتورمعمولاً که عرض چرخهای آن  35الی 40سانتی میباشد فروآورد که عرض پشته آن40الی45 سانتی مترمیباشد .عرض جوئ آن درحدود20الی 15سانتی متر درمیاورند آنگاه درداخل جوئ ها،وتپه هاراهم عوض میکند یعنی دروسط پشته هایک جوئ درمیاورد .خاک این جوئ درمحل جوئ قبلی انداخته میشود وپیازهازعفران درعمق 15الی 20 سانتی مترقرار میگرد .هرگاه بجای تراکتورمعمولی ازتراکتورهای باغی باچرخ های باریک به عرض20 سانتی متراستفاده شود .دراین صورت فاصله جوئ هاویادرواقع فواصل خطوطی کشت را تا25 سانتی مترمتوان تنظیم نمود.درطرزکشت زعفران عناوین ذیل شامل است که میتواند طرق وچگونگی علمی کشت این نبات را ایرایه مینماید :

  1- تـهـیه زمین زعـفران .     

 2- آب وهوا ونوع زمین برای کاشت زعفران .

 3- زمان وموقع کشت زعفران .

 4- تهیه مقدارتخم وانتقال آن .

 5- عمق کشت زعفران.

 6- آبیاری زعفران .

 7- نرم کاری وخشا وه مزارع زعفران .

 8- کود دهی زعفران .

 9- آفات وامراض زعفران .

تـهـیـه زمیـن زعـفـران :

درتهیه زمین زعفران باید پس ازقطع بارانهای بهاری زمین را با گاوآهن قلبه زده وبعد از 10-15 روز به قلبه زنی مجدد اقدام نمود .همچنان اگر کلوخ های آن باقی باشد باید همراه ماله کاملا"کلوخهارا خورد ونرم ساحته واگر زمین لاغر باشد، درهر بسوه زمین 10تا15 بار الاغ کود حیوانی اضافه نمود ه ونیز مکررا" قلبه زده تاکود اضافه شده همراه زمین کاملا"مخلوط گردد. وزمین آماده شده رابه اندازه دلخواه بستگی به شیب زمین وجهت حرکت آب 4x100و10x100 وهر مقدار دیگر باید کرت بندی نمود .

تهیه زمین برای کشت زعفران بطوری ذیل خلاصه میشود .

°زمین آبیاری گردد .

°زمین درصورت که آماده قلبه گردید ،سه مرتبه در صورتیکه خاک نرم وملایم باشد دو مرتبه قلبه کافی است .

°درصورت موجودیت کلوخ درزمین – باید کلوخ آن میده گردد .

°بعدا"زمین مذکور ماله گردد.

°مقدار هشت تن پاروی پوسیده حیوانی یا تعداد یک صد مرکب پاروی حیوانی درفی جریب زمین علاوه گردد.

°مقدار40کیلو گرام کود سیاه (DAP)نیزدر فی جریب زمین استعمال گردد .

°بایدزمین بشکل بلاتها دیزاین گردد. 

آب و هــوا وجــنس زمـیـن :

زعفران گیاه نیمه گرم سیراست ودرنقاط که داری زمستان ملایم وتابستاهای گرم وخشک باشد به خوبی میروید زعفران درمقابل سردی زیادمقاوم است ولی چون رشدآن درخزان و زمستان واوایل بهار منتهی میشود تبعیا"دراین وقت به هوای معتدل نیاز مند می باشد .

زمان کشت زعـفـران :

پیاز زعفران رااز موقع خزان تااوسط میزان میتوان کشت نمود از کشت نمودن پیاززعفران درسرطان واسد خود داری شود. چراکه دراین فاصله هوا وزمین بسیار گرم ورطوبت نسبی هوا فوق العاده کم است. وبیم آن میرود که رطوبت پییازها به هنگام جابجای وکشت برچیده شود وبه آ ن آسیب رسد وخشکی جهت کشت نگهدار کنند بایددرنظرداشت که تآخیردربیرون آوردن پیازهااز خا ک ونیز تاً خیر در کشت پیازهای نگهداری شده چناچه گفته شده موجب ظهوررشیه هادرپیاز میگردد ورشد بته پیازهارابه مخاطره می اندازد .حداکثر گرمی برای زعفران بین 35-42 درجه سانتی گراد  وسردی منفی 15درجه سانتی گراد وارتفاع ازسطح بحر 300-2300 متر میباشد .

مقد ارتخمــریز وانتقـال پــیــاز زعفران به مزرعه :

زعفران به وسیله غدهً ساقه که عبارت ازپیازهای تیوبر(بنه)میباشد ازدیاد حاصل میکند پیازهای بالغ برای کاشت مناسب است وحاصل خوب میدهد.قبل ازکاشت پیاززعفران،پیازهارا به موادسموم قارچ کش باید ضدعفونی شود .مقدارتخم برای کشت بستگی به کوچک ودرشتی وتعداد پیازمورد کاشت درهرچاله (چقوری)که پیازکشت میشود ،دارد .درهریک جریب 100تا200 کیلوگرام پیاززعفران کشت میشود.  وهمچنان هرمقدارکه کشت پیازها درچاله بیشترشود، مقداربیشترازپیاز زعفران در یک جریب جهت کشت نیازمیباشد .باید گفت که پیازهاکه درزمین کاشته میشود مقدارآن بستگی نیزبه هدف کشت که برای چند سال درزمین باقی میماند دارد ،درین صورت مقدارتخمریزفرق میکند .دریک هکتارزمین زعفران مقدار3تا10 تن پیاز کشت میشود .

 °اگرهدف باشد که کشت بالاتر ازهفت سال حاصل بدهد مقدار3تن پیاززعفران درهرهکتارزمین مناسب است  .

◦ اگرهدف کمترازهفت سال بوده باشد مقدارتخم ریزدرین صورت بیشتر

ازمقدارفوق الذکر (از 3 بیشتر) تا10 تن درهرهکتارزمین میباشد .

 ◦بایدازیادنبرد که فواصل کشت زعفران معمولا"3- 20 ازهرطرف میباشد.

 ◦وتعداد پیازانتخا بی جهت کشت درهرچقوری سه پیاز باوزن متوسط 6گرام میباشد وازنوع پیاز،پیازهای که دارای درشتی ازخود داشته باشند بهترنوع آن است.ودرصورت که پیازها ردیف کشت شود به صورت منفرد بافاصله 8 تا 9 سانتی مترازیک دیگر به مقدارسه تن درهرهکتارزمین  پیاز زعفران ضرورت است وبهترین پیاز برای بذر وزن آن به اندازه بیشتر از8 گرام میباشد .

دررابط به انتقال پیـازبه مزرعه باید یاد آورشد که :

◦ غوزه داخل کارتن سوراخ دارانتقال گردد .

◦ مقدار 25 کیلوگرام غوزه زیاد تردریک بوجی انتقال نگردد وبوجی هم باید داری سوراخ باشد .

◦ زمان انتقال بایدمتوجه شد که مستقیماً شعاع آفتاب بالای غوزه هاقرارنگیرد .

◦ درصورت مواجه باگرمی هواانتقال غوزه ها از 1-2 روزبیشتر وقت رادربرنگیرد .

◦ انتقال غوزه ها باید ازطرف شب نسبت موجودیت سردی هواصورت بگیرد .

◦ درجریان انتقال غوزه هامراقبت گردد تاگرم نشود بخاطریکه غوزه گرم شود فاسدوخراب میشود .

◦ بوجی های که دارای پیاززعفران است باید بالای یک دیگرقرار نگیرد .

◦ هرگاه به غوزه های بوج نشده درهوای آذاد گرمی میرسد باید غوزها سرازیر گردد .

عـمــق کشت زعــفــران :

عمق کشت پیاززعفران طوری باشد که روی پیازها 15الی 20 سانتی متر ازخاک پوشیده شود درموقع کشت سرپیازهاباید بالا قراربگیرد .کشت پیازها درعمق 20سانتی سبب میشود که پیازهادرزمستان ازیخبندان سرما درتابستان ازگرمازدگی مصًون باقی میماند ،ضمنا"درمناطق گرم سیرعمق کمی پیازهاموجب میشود که دوره خواب تابستانی پیازها طولانی گردیده احتمالا"زمان گل کردن پیازهابایخبندان مواجه شود .  بطوری خلا صه باید تذ کرگردد که پیازهای زعفران به فاصله وعمق مختلیف کشت میشود :عمق پیازهادرخاک به اندازه 15تا 20 سانتی متر میباشد .فاصله بین دوقطار 25 تا 30 متر میباشد . 

آبیــاری زعــفــران :

زعفران گیاهی است که نیازبه آبیاری کم دارد ودرمناطق که باکمبود آب روبرواست بسیارمناسب است .زیراپیازهای زعفران ازنیمه ثوربابارند ه گی های بهاری قطع میشود،مدت پنج ماه به خواب میرود واحتیاج به آبیاری ندا رد ولی باید زعفران رابه موقع خودش یعنی باتوجه به وضیعت اقلمی منطقهً آبیاری نمود . آبیاری ازاوسط میزان تادهه اول عقرب شروع میشود ،اما اگرهواگرمترباشد زمان آبیاری دیرتراست درصورت که سرمازود رس باشد دراوایل میزان مزرعه آبیاری میشود .لازیم به تذکراست که رشد زعفران بادادن اولین آب شروع شده باعث رشدوگل دهی درزعفران میشود .اگرزراعت کاری زعفران زیاد باشد ولی کارگرکم دردست رس داشته باشیم باید که اولین آب مزرعه بصورت مرحله به مرحله داده شود ناگهان دراوج خود همزمان نباشد . اولین آبیاری به مزرعه دروقتی انجام میگردد که سطح مزرعه کاملا"بدون گیاه باشد ،بادادن اولین آب به مزرعه ابتدا گلهاوبعد ازآن برگهادر روی مزرعه ظاهرمیشود .آبیاری دوم کمتراز4الی5 هفته صورت میگرد آبیاری های بعدی بستگی به وضعیت آبی وزرع دارد. واز 12الی 14 روزشروع میشود .

آبیاری زعفران به سه یاچهار بخش تقسیم میشود :

آبیاری اول: این آبیاری قبل از شدیاردادن سطح زمین صورت میگرد که برا ی ر شد گلها وپته های زعفران مناسب است .شروع این آبیاری مهم است .درصورت که به موقع آب داده شود اول گلهابیرون آمده وبعد برگها ازمین خارج میشود درغیرآن رشد گلها اگرکه همزمان بابرگها ازمین انجام شود چیدن گلها ازدرون برگهابامشکل روبرو خواهد شد .

آبیاری دوم : آبی ست بعدازچیدن وپاک نمودن سطح مزرعه ازوجود علفهای هرزه وتقویت مزرعه یعنی کودهای موردنیازبه مزرعه داده میشود .

آبیاری سوم : آبی است که درپایان فصل نموی اش یاماه ثورداده میشود ،آب دادن زعفران درفصل تابستان صورت نمیگرد ولی آزمایشات که درایران استان خراسان توسط برخی ازمحقیقان صورت گرفته حاکی عمل آب دهی درین فصل انجام شود درمزرعه تازه کاشت 17 فیصد ودرمزرعه چندین ساله 40 فیصد عملکرد گلهاراافزایش می دهد درکشورهای چون جام وکشمیر،اسپانیاوبخش ازایتالیا این صنعت باارزش به صورت دایم انجام می شود ونیازی به آبیاری ندارد .

نرم کاری وخشاوه زعفران :

نرم کاری بعدازآب اول به مجرد آماده شدن زمین انجام میگرد این عمل باعث میگردد که رشد گلهاسریع تروآسانتر اززمین صورت گیرد ولی باید درنظرداشت که عمق عملکرد از 5تا 10 سانتی متر تجاوزنه نماید .چراکه باعث ضربه زدن خراب شدن ویاازجادرآمدن پیازها می شود، وسایل که باآن نرم کاری انجام میشود ،عبارت انداز:

کج بیل،چهارشاخ فلیزی،کاوآهن ویاکلتواتور میباشد .

نرم کاری نیزباعث میگردد که کود های که همراه خاک مخلوط شود که باعث رشد ونمودرزعفران میشود . وهمچنان اگرنرم کاری باتاًخیرانجام شود ازرشدونموً،جوانه های زعفران کاسته میشود  .بعضی دهقانان عملیه نرم کاری زعفران را یک امری  ضروری نمی پندارند ،درحالیکه این امرمیتواند بسیارضروری برای دهیاقین بوده باشد . عملیه نرم کاری نتنهاباعث افزایش حاصل درمزرعه زعفران میشود بلکه این عمل میتواند درسایًرموارد ازقبیل درختان باغ،گلهاهای پارک،تمام سبزیجات مخصوصا"خربوزه،بادنجان رومی،کچالو وغیره میباشد .

نرم کاری وخشاونمودن زمین زعفران راچنین خلاصه میتوان نمود: 

  نرم کاری: بعدازآبیاری اول موقع که زمین کاوروشدسطح زمین مزرعه(بلات زعفران)باید نرم کاری شود . طوری که غوزه زهای کشت شده صدمه وآسیب نبیند ،که این عملیه هامیتوان فوائید ذیل رادرقبال داشته باشد :

°نرم کاری باعث میشودکه کودحیوانی باخاک مخلوط گردد .

°گلهای زعفران به آسانی بیرون شده میتواند .

°باعث حفظ رطوبت درخاک میگردد .

°این عمیله فوق میتواند دررشد زعفران کمک نماید

خشاوه: عبارت ازدورنمون گیاهان هرزه ازقطعات مزارع زعفران میباشد که آنها رقابت بانباتات زعفرانراازنظرآب،موادغذای،نورخورشید داشته که باعث کاهش درمحصول دهی نبات زعفران میگردد .

،برعلا وه گیاه هرزه :

°باعث تولید بعضی بیماری ها درنبات زعفران میگردد .

Ø    دررفع حاصل وزمان برداشت محصول زعفران مشکل ایجاد میکند .

°ازهمه مهمترخشاوه میتواند که درمزرعه زعفران از نباتات میزبان که باعث امراض قارچی میشود ، جلوگیری نما ید .

کـــــود دهــی زعـفــران :

برای کاشت زعفران کود حیوانی بهترکودشناخته شده چراکه همه دهاقین وزارعین بانهوه استفاده آن بخوبی آشنائ دارند، وهم آنکه دردسترس شان میباشد .بهترین روش برای این کاراین است که مقدارزیاد ازخاکسترویاخاک بکرتپه ها (خاک که کاشت نشده باشد )است رامخلوط کرده وبرسطح زمین پخش گردد .اگراین عمل قبل ازکاشت زعفران صورت گیردباعث میگردد که کود خوب درزمین جذب، ورشد زعفران رادرمزرعه یکسان میسازد .درصورتیکه قبل ازکاشت زعفران موفق به کود دهی درزمین نشویم باید ازدادن آب اول به سطح زمین کود اضافه گردد تا آنکه درزمان نرکاری زمین،کود همراه خاک زمین مخلوط شده وکمبود تغذیه زعفران تاًمین گردد .درسالهای بعد نیزهمین منوال یعنی قبل ازآب اول کود به زمین داده وبعدعمل نرم کاری آغازمیگردد. قابل یادآوری است که درمزرعه زعفران هریک سال درمیان مقدارخاک بکر همراه خاکستربه زمین اضافه گردد، این عمل باعث میگردرکه درضمن آنکه تغذیه زعفران کامل میگردد،وازبیرون آمدن بته زعفران ازخاک جلوگیری میشود .

مقداروچگونگی استعمال کودرا بطوری ذیل میتوان خلا  صه کرد :

°پاروحیوانی بعد ازآماده ساخته زمین قبل ازکشت به مقدار8 تن درفی جریب استعمال میشود .

° کود کمیاوی سیاه(DAP) همزمان باکشت غوزه زعفران به مقدار40 کیلوگرام درفی جریب علا و ه میگردد .

° کود یوریا،مرتبه اول به مقدار 20 کیلوگرام درفی جریب درزمان آبیاری اول استعمال صورت میگرد . کود یوریا،مرتبه دوم به مقدار20 کیلو گرام درفی جریب بعد ازتخم وگلدهی درزمان آبیاری دوم وسوم استعمال گردد .سالانه باید پاروحیوانی وکود یوریاباتناسب فوق (پاروحیوانی،کود سیاه قبل از کاشت وکود یوریا ،بعدازکاشت دروقت آبیاری داده شود تاکه بتواندخوب جذب شود ومورد استفاده درست قرارگیرد .

آفات وامراض زعفران

اگرچه زعفران یک گیاهً مقاوم است اماعلت های چون سرما زدگی برگها ،سرما زدگی پیازها، آبیاری زیاد وبی موقع آن، درهنگام رشد زعفران چراندن حیوانات اهلی ،چون ( گاو،گوسفند وغیره ) باعث میشود که مزرعه زعفران به تدریج نابود وازبین میرود چنانچه که درزمستان هوا خیلی سرد شود،اگرچه باعث سرما زدگی برگهامیشود ولی این سرمازدگی باعث ازبین رفتن پیازها نمی گردد. پیازها را ضعیف نموده ودرحاصل دهی سال بعدی کاهش ایجاد میکند . برای رفع خطراین نوع سرمازدگی کافی است، که مقدارکود حیوانی رادر سربته هاپوشیده شود .این عمل باعث میگردد که خطرسرمازدگی تاحدود رفعه گردد .آفات زعفران بر اثر تحقیقات که درمزرعه های ایران انجام گرفته آفات جدید دیده نشده تنها درروی بقایائ زعفران کرمهای کوچک بنام اگونیلول angiolol  دیده شده اند ،این کرمهامحط مساعد برای پذیرش امراض قارچی را فراهم میسازد . برای جلوگری بایدمزرعه را سلفور کاربن(S2C) آبیاری نمود .مقدار استعمال ( 5کیلو گرام فاسفور کاربن رادر هشت -8-لیترخون) مخلوط ویا حل نموده درمزرعه استعمال میگردد .

جونده گان :

1.ازآنجایک درفصل زمستان تنهانبات سبز قابل توجه گیاه زعفران است . خرگوش علا قه زیاد به خوردن این گیاه دارد، که باید ازروش های تله گذاشتن ویا محصور نمودن زمین بران جلوگیری ازنابودی مزرعه استفاده نمود .

2.موش کور: این حیوان علاقه زیاد به خوردن پیاززعفران دارد که باعث خرابی شدید درمزرعه میشود .درصورت دیده شیدن این حیوان دراطراف مزرعه باید به روش زیر این عمل اجراشود :

a.استفاده ازگازخفه کننده وگازشهری(گازبنزین)درداخل سوراخهای آن .

b.انداختن آب درسوراخ آن وکشتن آن .

c. قراردادن طمعه سمی درمسیر رفت وآمد حیوان .

3. همچنان حیوانات وحشی مانند :آهو،به علت نبود عفوفه درکوه ها به مزرعه زعفران نزدیک میشودکه بایدمراقبت جدی ازمزرعه صورت گیرد.(5)

جمع آوری و پرو سس زعفران

دروقت جمع آوری وپروسس زعفران نکات ذیل را باید درنظرگرفت :

1.   طرزوموقع چیدن گل .

2.   بازکردن گل زعفران .

3.   جداکردن گل زعفران .

4.  خشک کردن زعفران .

5.  بسته بـندی زعـفـران .     

 طرزوموقع چیدن گل زعفران

آبیاری اول بعد از2- 3 هفته بستگی به درجه حرارت وهوا دارد .اگرهواگرمترباشد دیرتر،واگرهواسردباشد زود تربیرون میآید مدت گل دهی 15تا20 روز میباشد. روزهای اول و آخر  گل دهی گلهاکم بوده ودر روزهای اوسط گلهادراوج خود میرسد ،که حتی روزی دوبار باید برای گل چیدن اقدام نمود . هرپیاززعفران در 1تا3 گل میدهد که بستگی به خوردی ودرشتی پیازوقدرت خاک دارد .برای چیدن گلها بایدهمراهً دست وازصبح ذود شروع تا 9بجه صبح ادامه دارد . چون درموقع گلهابصورت غنچه است آسیب به کلا له ها نمیرسد، وخامه به آسانی ازکلا له هاجدامیگردد،ونیزبوی عطروخواص زعفران محفوظ میماند ولی اگرگلهادر روزهای اول چیده نشود تاسه  روزمیتوان آنراچید .برای چیدن گلها زعفران باید نوک گل را گرفته وبطرف بالا بکشید وبعد داخل سطل یاسبد که همراه تان است ریخته وبه منزل برده وکلا له هارا از خامه ها جدا نما یند

بازکردن گل زعفران :

برای جداکردن کلاله ها ازگل باید ازهمان روز اول اقدام شود، باید لوله سفید رنگ زیر گل را پاره کرده میله سفید رنگ که دو ویا سه کلاله سرخ رنگ از درون آن بیرون نمایند . اگر زمان گل چینی بهمان صبح زو د باشد بهتر است گلهای زعفران بصورت غنچه و ضایعات ندارد زعفران ماهمان کلاله های سرخ رنگ می باشد .  

جداکردن کلاله ها از گل :

بعد از جدانمودن کلاله ها از گلها باید کلاله را از خامه ها جدانمود،چراکه از کیفیت زعفران کاسته وارزش آنرا در بازارها  برای فروش کم میسازد . روش جدا نمودن  طوری است،که سه برگچه سرخ  به یک میله سفید رنگ چسپیده است. همان فاصله بین   سرخی سه بر گچه وسفیدی میله را از هم جدانموده، و بر گچه های سرخ که  همان کلاله  ها میباشد،جدا گذاشته وخامه هارا جداقرار مید هیم .

جداکردن تار زعفران از گل را چنین خلاصه میشود :

الف : پوش گل از سه کاس برگ  وسه گل برگ همرنگ بنفش تشکیل شده،  بطوریکه تشخیص کاس برگ از گل برگ مشکل است .

ب: درحصه وسطی سه کلاله (تارمانند)به رنگ قرمزدرحدود 2الی 3 سانتی مترنمایان است که تارزعفران نامیده میشود .

ت: گل زعفران رابه دست راست گرفته به کمک دست چپ سه تارزعفرانراازداخل مثـل  جدا مکنیم که بین دو انگشت شهادت قرارداده وبه همین ترتیب پروسه ادامه داده میشود .

ث:تارهای مطلوب را بالای یک پارچه پاک هموارنموده بعدازاین که 75 فیصد رطوبت آن خشک گردیده باشد دسته بندی نموده ودرحدود50الی60د انه تاررا به نخ بسته بندی مینمایم .

خشک کردن کلا له های زعفران :

کلاله های زعفران را درداخل آب کشهای که دارای سوراخ خورد باشد،ویاداخل سبد توری که داخل آن پهن شود قرارداده ودرمحل سایه ویا درسقف اتاق که درآن زندگی میکنیم با توجه به فصل سرما،حرارت مناسب راایجاد نموده وآویزان کنید وباید هرچند روزدسته های زعفران ران رابرگردان کنید .چنانچه رنگ کلاله های زعفران تیره شده ویادربین دست قراردادید خورد شد زعفران کاملا"خشک گردیده است.

 درنتیجه زعفران میتوان بطوری ذیل خشک کرد:

1.  توسط دستگاه عصری خشک کننده زعفران که تقریبا"حدود یک ساعت رادربر میگرد،درمجاورت هوای آزاد .

2.  سنگهای اعیارشده که توسط حرارت ویا آتش داغ میگردد،زعفران هاراباروی آن بطوری هموار قرارداده به کمترین وقت خشک میگردد .

3.  هرقدر که زعفران ذودتر خشک گردد وحفظ الصیحه ومراقبت جدی درمراحل آن درنظرگرفته شود، بعدا" زعفران خشک بدست آمده مرغوب،وباطعم وباارزش میباشد .

بسته بندی زعفران :

معمولا"بعدازخشک کردن بسته های کلا له زعفران،آمادهً بسته بندی وعرضه به بازارجهت مصرف داخلی وصادرات به خارج می باشد. دراین موقع اغلبا" زعفران رادرظرف های مختلیف که محفوظ ومطمین که نوروهوا به آن راه نداشته باشد قرارمیدهند. زیراکه زعفران درای روغن فرارکننده بوده ودرمقابل هوا،نور،رطوبت ،وگرمی زیاد فساد پذیرمیباشد وخصوصیات خود را ازدست میدهد . پس به منظور جلوگیری ازفاسدشدن، همچنان محفوظ ماندن خواص وویژگی های زعفران، بسته بندی های مطمین ضرورت است . اگراین بسته بندی ازنظرشکل وحجم ظاهری زیباوجالب توجه باشد دربازارهای داخلی و جهانی میتواند موقیت مناسب برای مواد زراعتی بوجود آورد .ظرف ها یا قطی های بسته بندی زعفران طوری طراحی ودیزایًن گردد که دریک طرف آن گل زیبا زعفران،رسم وطراحی درطرف مقابل آن ،خواص ومواد مصرف آنرابه زبان های مختلیف خطا طی گرده ،درزیر آن وزن خالص زعفران قید شود،این امرمیتواند که توجه خریدار راجلب نماید. ودر اخرباید یاد آور شویم که این قطی ها بسته بندی شده زعفران باید بارنگ های جالیب دیدنی ونوع فلیزی باشد . (1)

مقدارتولید ومصرف آن درجهان

دراین بحث نکات عمده ایکه ذیلا ً شرح گردیده است درنظرگرفته شود:

a.وضع تولید .

b.وضع مارکیت .

c.موارد مصرف زعفران .

وضع تولید زعفران :

تولید زعفران چه ازلحاظ جهانی وچه ازنیگاه سویه ممالیک تولید کننده نوساناتی مواجه گردیده است. احصایه های تازه تولید جهانی زعفران دریک ساحه 45000 هکتار200 تن درسال راپور داده است که ازآنجمله 100تا 150 تن آنرا ایران درولایات خرسان تولید مینماید، که درحدود 89 تن آن به ارزش $ 37 میلون دالر صادرگردیده است . که بدین حساب حاصل فی هکتار زعفران به 5 ِ3 تا 6 ِ3  کیلوگرام  ، وارزش هرکیلوگرام آن $400 دالرتخمین شده است.هند،یونان ،اسپانیا،چین ،ترکیه ،نیوزیلان،ارجنتاین جمعا"50 تن درسال تولید دارند .در جدول زیر وضعیت وکشت وکار سطح زیر کشت ، مقدار تولید ، عملکرد ، درسال 2002 میلادی در کشور های زعفران خیز عمده جهان در ج گردیده است . ار مقام مر بوط به افغانستان بنا بر گزارش و اقتباس از سایت انتر نیتی خبرگذاری پژواک از سال 2005 میلادی است که جهت ارا یه معلومات به خوانده گان این رساله پیشکش می گردد .  امید است کشور عزیز ما افغانستان جایگاه مناسب ودر خور شان خویش را درمیان کشور های عمده تولید کنندگان زعفران کسب نماید ودر آمد سر شار از این نبات ار زشمند بدست آورند .شماره (1) وضعیت تولید زعفران درچند کشور جهان را بطور نمونه نشان میدهد.

          مقادیر

کشورها

 

سطح زیر کشت

    (هکتار)

 مقدار تولید

    (تن)

مقدار محصول در هکتار (kg)

ایران

  51500

      185

            3,6

اسپانیا

   125

        1

             8

چین

    500

        1

             3

مراکش

    2500

        3

            1,2

هندوستان

   1000

         3

            3

یونان

   1750

          7

            4

افغانستان

     60

     0,834

       10-8 

وضع مارکتینگ :

مارکیت جهانی زعفران بین 200تا 250 تن درسال تخمین گردیده است که درحدود90تا100تن آنرا ایران تهیه میدارد . اگرچه ایران تقرایبا" 90 فیصد زعفران جهان راتولید میکند مگرمارکیت جهانی زعفران درکنترول ایران نبوده اسپانیا کنترول بیشتر به مارکیت زعفران دارد . درفروش دربازار های بین الملی کیفت ،خشک کردن، بسته بندی (paking) نقش کلیدی را دارد .

° بامراعات این شراط زعفران رامیتوان تا$ 2000 دالرامریکائ فی کیلو به فروش رساند .

° محدودیت تقاضای جهانی زعفران بالای انکشاف وتولید آن تاًثردارد .

ایران بحیث اولین کشوروبزرگرترین تولید کننده زعفران هم از نیگاه آبیاری وهم ازلحاظ پروسس وبسته بندی واموری مارکتینگ مشکلات زیاد دارد .آینده کشت زعفران وموقف رقابتی آن درافغا نستان جای شک نیست زیراکه قسمت زیادی از افغانستان مانندی هراتّّ، باولایت خراسان ایران ازنیگاه شرایط اقلمی یک اندازه مشا بهت های دارد ،مگر ازنیگاه شرایط اگروتخنیک ،کیفت وتولید وسابقه کاری ولایت خرسان ایران دروضع بهتر نسبت به افغا نستان قرار دارد .بزرگترین مشکلات برای افغانستان اطمینان ندادن فروش محصولات زعفران برای دها قین است ،دها قین افغا نستان این اطمینان رادر دست ندارند ، مقدارزعفران که تولید میکند (که خریداری میکند ،بکدام قیمت  ،چه وقت ودر کجا ؟ این راهم کس نمیداند وگفته نمیتواند. نظر به رقابت شدید که درعرصه جهانی زعفران موجوداست ، اضافه گی محصول زعفران افغانستان توسط کی ،به کدام قیمت ،چه وقت،ودرکجا فروش خواهد شد ؟زیراکه زعفران افغا نستان بصورت قاچاق مانند دیگر اقلام مهم افغانستان به نام دیگر کشورها دربازارهای دنیا به فروش میرسد . به باور آگاهان امورتجارتی درحال حاضر هرکیلو گرام زعفران افغا نستان درقسمت های ولایات هرات ،قندهار دربازارهای داخلی (درافغانستان ) 282 دالر امریکای به فروش میرسد که بعد ازانتقال قاچاق به کشورهای چون ایران،پاکیستان ویا هندوستان به 600 دالر فروخته میشود .وازآنجا با بسته بندی مارک  ونشان کشورمتبوع خود درممالیک اروپائ وامریکای بین 1000تا 8000 دالر به فروش میرسد .  پس چنین نتیجه گیری میشود که تا دولت جمهوری اسلامی افغانستان خود بصورت مستقلانه درامری جلوگیری ازقاچاق، ونداشتن مارکیت خوب جهت فروش محصول زعفران  اقدام جدی نه نماید ،وبه دهاقین خود این اطمینان را ندهد که ماهمکاری همه جانبه د رعرصه بازار گذاری محصولات زعفران تان مینما یم .بناءً دراین حالت های فوق،نمیتوان توقع بیشتر ازمارکیت زعفران درافغانستان داشت .

موارد مصرف زعفران:

گرچه موارد مصرف زعفران زیاد است اما بطور خلاصه میتوان از سه مقصد عمدهً غذایی، طبی و صنعتی نام برد.

1- مصارف غذایی: بر اساس قانون سازمان نظارت بر مواد غذایی امریکا (FDA) زعفران به جهت طعم،بوء و رنگ که دارد، در غذاها به عنوان عطر و طعم دهنده طبیعی محدودیتی ندارد. زعفران در تهیه مواد خوراکی مانند سوسیس،ماکارونی،مسکه،پنیر وصنایع لبنی، انواع کیک و شیرینی، سوهان، انواع نوشابه ، چای و دیگر نوشیدنیها، سوپ، برنج و مرغ استفاده میشود. 

2-مصارف طبی(درمانی): چرا امروزه زعفران در بازارهای جهانی اهمیت بالای دارد؟  سالهای متمادی زعفران به عنوان یک رنگدهنده، ادویه و یک مطبوع کننده غذامورد استفاده قرار می گرفت، اما مطالعات اخیر نشان داده است در زعفران مواد وجوددارد که نشاط آور بوده و خاصیت آرام بخشی قابل توجه در انسان دارد. در آزمایشات مکرر طبی دریافته اند که مصرف زعفران انسانرا از حالت غم و اندوه خارج میکند و حالت مفرح و شادی به او دست میدهد. صنایع ادویه سازی درسطح جهان در صدد هستند تا دواهای ضد افسردگی از زعفران بدست آورند.زعفران خواص دیگری مانند اشتها آوری و تقویت کننده سیستم هاضمه دارد، و باعث سلامتی انسان میشود. زعفران به علت دارا بودن مقدار غنی ویتامینهای B1 و B2  و مواد تلخ موجب سهولت هضم غذا میشود. تحقیقات  سالهای اخیر نشان میدهد که ترکیبات فعالی چون Crocetin و Crocin و انواع دیگری از کروتینواید ها در زعفران حالت توموری انساج را کاهش داده و خاصیت ضد سرطانی دارد، و نیز میتواند مقدار چربی سیروم (پلازمای ) خون، و ازایجاد حالت Hypolipemic (بلندی مقدار چربی) در پلازمای خون جلو گیری نماید. همچنین از زعفران جهت تداوی بسیاری از اختلالات جسمی مانند ذکام،نقح، سوً هاضمه، هپاتیت و دیابت و غیره نیز به عنوان یک ماده اشتها آور، نشاط آور ،محرک معده و ... ...میتوان استفاده کرد. زعفران را بصورت دم کرده آن 0,5-2gr در هر لیتر مورد استفاده قرارمیگیرد.ریموند دگستریت (Raymond Dextreit) دانشمند فرانسوی ، ضمن تشریح کلی در باب "نباتات معطر" استفاده اززعفران وزیره و برخی نباتات معطر را در سالاد های تهیه شده با مواد غذایی پختنی توصیه کرده و از خاصیت ضد عفونی کننده مواد معطرهً آنها سخن گفته است، بنا" ، علت اصلی اثرات غیر قابل تردید مواد معطر برای ما شگفت انگیزی مینماید و میتوان آنرا سبب تاثیر بر روی غده کوچک داخلی بدن دانست که موجب تسریع ترشحات هاضمه میشود . چنین تجربه شده است که مواد معطرهً طبیعی، حس بویایی و برجستگی های روی زبان را که دارای حس ذایقه هستند ، تحریک کرده  و موجب افزایش اشتها ، و در نتیجه افزایش ترشحات بزاق و شیره معده میشود.

3- مصارف صنعتی: در فرش های ابریشمین که با رنگهای طبیعی در اقصی نقاط جهان شهرت جهانی دارند، از زعفران به عنوان رنگ طبیعی و با ثبات استفاده گردیده  و همچنان در کتب خطی در خوشنویسی های مختلف از زعفران به عنوان یک مرکب با جوهر ارزشمند و با دوام استفاده میگردد. در گذشته ها برخی از سلاطین به دلیل اعتقادی که به برکت زعفران داشتند، دستور میدادند که فرامین ، احکام و سایر موارد مهم  بازعفران نوشته شود. کما اینکه این باور در ذهن بسیاری از مردم عادی نیز ریشه دوانیده است. مثلا در نوشتن بعضی از ادعیه مورد اعتقاد مردم  در پوستهای مختلف وپارچه ها از زعفران استفاده میشده است. در سالهای اخیر هم از این ماده ارزشمند در نقاشی ،مجسمه سازی و هنرهای دیگر بهره گرفته میشود.

سمیت زعفران:

مصرف زعفران  به مقدار زیاد آن سمی است و باعث استفراغ، خونریزی رحم، اسهال خونی ، خونریزی بینی، سرگیجی، بی حالی، زردی پوست و تحریکات شدید ماهیچه های صاف و حتی گاهی مرگ نیز میگردد. با تحقیقاتیکه  به عمل آمده ، مصرف حد اکثر تا 1,5gr درروز برای یک فرد بالغ بلا مانع است ولی باید سعی گردد که برای جلو گیری از عوارض و مشکلات بعدی، کمتر ازاین مقدار مصرف شود.

+ نوشته شده در  90/09/20ساعت 15:38  توسط ايمل " نظري "  | 

کشت و پرورش کچالو

مقد مه :

بنام ذات کریم که قلم ازبیان جودکرم اش ناتوان، وزبان ازتشریح اش عاجزوصفره بزرگش یعنی روی زمین باهزاران نعمت دراختیارمخلوقات اش قراردارد . خداوند یکتا زمین را طوری آفریده است که همه مخلوقات اعم ازانسانها ، حیوانات اهلی ووحشی ، پرنده گان چه درخشکه وچه درآب واعماق ابحارازنعمات گوناگون آن برخورداربوده وبخاطرامرارحیات خویش ازآن استفاده می نمایند . آشنائی انسانها با نباتات تاریخ بسیارقدیمی دارد که ازجمله کچالو نباتات است که ازدیرزمان به این طرف مورد استفاده انسانها قرارگرفته است . کچالو درغذا ی بشراهمیت بسزای دارد کچالونبات باارزش بوده گرچه مقدارپروتین آن کم است ولی ازنظرمواد نشایستوی غنی میباشد . کچالو غذا روزمره مردم را تشکیل داده وشرایط کشورما برای کشت این نبات مساعد میباشد . اما ناگفته نماند که حاصل کچالو درفی جریب نظربه جنس آن ، نوعیت خاک ، آب وهوا ، موجودیت آفات وحشرات ، تطبیق کود حیوانی وکیمیاوی وغیره فعالیت های زراعتی فرق میکند . بنا ءً دهاقین باید فکتورهای فوق را درنظرگرفته تا بتوانند حاصلات بلند را نصیب گردند .

تاریخچه :

اسم لاتین کچالو Solanum  tuberosum بوده یکی ازسبزیجات مهم غذائی میباشد . اگرازنقطه نظرپیدایش واستعمال گندم وبرنج را باکچالو مقایسه نمایم تعجب خواهید کرد که گندم وبرنج ازهزارسال پیش رواج داشته واستعمال میگردید ، درحالیکه ازپیدایش واستعمال کچالو مدت زیاد نمیگذرد بطورمثال تاسال 1700 کچالو به پیمانه بسیارکم دراروپا به مصرف می رسید .عد ه را عقیده برآن است که این نبات ابتدا ازپیرو نشئت کرده اما گروپ دیگرمورخین منشا اولی آنرا مکسیکو میدانند . به هرصورت بعدا ً این نبات توسط اولین دسته مکتشفین امریکائی به اروپا انتقال داده شد .چون کچالو مطلق به خاندان Night  sheet است این خاندان شامل بعضی نباتات زهردار بوده که کچالو را نیززهردارفکرمیکردند . چنانچه درابتدا کشف بادنجان رومی را نیزسمی فکرمی نمودند . بالآخره کچالو به اروپا انتشارزیاد یافت تاجزایر ایرلند رسید که درسال 1800 یکی ازغذاهای مهم اروپا بشمارمیرفت .یکی ازوقایع مهم کچالو درسال 1846 درآنجا بوقوع پیوست که عبارت ازمبتلا شدن تمام مزارع کچالو ایرلند به مرض خشکی (Blight) بوده چون مردم ایرلند ازنقطه نظر غذای به کچالو متکی بودند وبه میان آمدن این مرض تمام حاصلات کچالو ازبین رفت بنا ءً یک تعداد زیاد مردم به قحطی غذا دچارشدند به تعقیب سال فوق یک مقدار زیاد کچالو درامریکا بذرگردید که بعد ازآن درتمام نقاط جهان رواج پیدا کرد . امروزتقریبا ً هرمملکت دریکی ازنقاط کشورخود که هوای مناسب به رویانیدن کچالو دارد این نبات را کشت میکنند . افغانستان آب وهوایش برای کشت کچالو مناسب میباشد بهترین وبامزه ترین کچالو نسبت به محیط های دیگر درآن تولید میگردد.

اهمیت کچالو

کچالو یکی ازنباتات باارزش بوده گرچه مقدارپروتین آن کم است ولی ازنظرنشایسته که منبع خوب انرژی است غنی میباشد . دراکثرنقاط افغانستان کچالو غذای روزانه مردم را تشکیل داده ومخصوصا ً دراین موقع که جنگ واوضاع نامساعد امکانات تولید زراعتی را ازقبیل میوه جات ، غله جات وسبزیجات بکلی پائین آورده کچالویکی ازمهم ترین سبزیجات به حساب میرود .مردم ما به کشت کچالو بلدیت کامل داشته ودرجائیکه آب وهوای مناسب داشته باشد به کشت آن می پردازند . کچالو نبات پرحاصل شناخته شده برای دهاقین منفعیت زیادی را به بارمی آورد . کچالو مارکیت فروش خوب داشته واگرجنس خوب آن انتخاب ازصدمه آفات وحشرات محافظه گردد ، اززمین کم حاصل زیاد بدست می آید .

انواع کچالو 

کچالو نبات است که معمولا ً بوسیله غده ها ( تیوبر) تکثیرمیگردد . درافغانستان دونوع کچالوی سفید پوست کشت میشود ، یکی کچالوی سرده ودیگری بنام گرمه یاد میشود .درسال 1970 یک تیم متخصصین هندی پروگرام اصلاح کچالو را روی دست گرفت وازجمله چند نوع کچالوهندی نوع کفری،چندل مخی وکنری لوگر به پیمانه زیادی برای کشت مخصوصا ً دربامیان ، کابل ، لوگر،غزنی،  وردک ، تجربه شد که مورد پسند مردم واقع گردید . چنانچه دربعضی ولسوالی ها کچالوی وطنی را کاملا ً عوض کرده اما اکنون که سال های زیادی ازترویج آن گذشته است ممکن به امراض مصاب شده باشند وضرورت به تبدیلی آن بکدام جنس جدید وبهتراحساس میشود .کچالوی که برای بذرانتخاب میشود باید ازنوع اصلاح شده وعاری ازحشرات وامراض باشد زیرا بسیاری ارامراض توسط کچالوی بذری ازیک فصل به فصل دیگرانتشارپیدا کرده ودرحاصل کچالو تاثیر بارزمینماید . کچالوهایکه برای کشت درنظرگرفته میشود باید درجا های سرد دریک محل پوشیده وخشک نگهداری شود درجه حرارت محل خیلی سرد باشد ورنه سبب یخ زدن کچالوهای بذری خواهد گردید . کچالوهای بذری باید اقلا ً دارای 3 – 2 چشمک بوده ودرموقع پارچه ساختن کچالو توجه گردد که قطعات کوچک باریک نشده وچشمک ها به حصه بریدگی خیلی نزدیک واقع نگردد هرقطعه بریده شده باید تخمینا ً 50 گرام وزن داشته ویا کچالوهایکه به همین وزن نزدیکی داشته باشد برای بذرانتخاب گردد .  اگرقبل ازبذرکچالوی تخمی اززمین کشیده شده وبرای مدتی درصندوق های سربازکه مستقیما ً درمعرض نورآفتاب قرارنداشته باشد نگهداری گردد تاجوانه کوتاه وقوی روی غده ها ی کچالوانکشاف نماید .

این عمل مفاد های ذیل را میداشته باشد :

1-    کچالودرمزرعه یکسان نمو میکند .

2-    محصول کچالوزود ترمیرسد .

3-    آن تعداد کچالوهای را که جوانه نزده باشد میتوان تشخیص وجدا کرد.

4-    چون تمام کچالوهای شانده شده درمزرعه بسترمینماید حاصل بیشتری را میتوان توقع کرد . درحال حاضردرافغانستان نه پروگرام تولید کچالوی تخمی وجود دارد ونه برای وارد کردن آن ازخارج اقدامی صورت میگیرد . لهذا دهاقین ما باید ازکچالوی دست داشته ویا کچالوی که دردورونزدیکی محل یافت میشود استفاده نمایند . ولی اینرا باید درنظرداشت که درصورت استفاده ازکچالوی محل کوشش شود تاکچالوی تخمی خورد نبوده درشرایط مناسب نگهداری شده وعاری ازمرض ومعائیب دیگرباشد . خوردی کچالوممکن به علت امراض ویروسی باشد .

آماده ساختن زمین

مناسب ترین وبهترین خاک برای کشت کچالو خاک است که نه بسیارریگی ونه بسیار رستی باشد ، رطوبت آن مناسب وانظرمواد غذای غنی باشد جاهایکه آب وهوای مناسب داشته ولی خاک آن حاصل خیزنباشد میتوان باتطبیق وکود حیوانی ، کود سبز، کود کیمیاوی آنرا اصلاح نمود. زمین کچالو باید قبلا ً به عمق 30 – 20 سانتی مترقلبه گردد تاگیاهان هرزه ازبین برود . قبل ازکشت زمین را دوباره قلبه گردد تابسترمناسب برای کشت کچالو آماده شده وهم گیاهان هرزه ازبین برود . درآماده کردن زمین دقیق شوید که زمین هموارشود تاآبیاری زمین بطوردرست صورت گرفته بتواند.کشت کچالودرزمین که بصورت درست آماده نباشد نه تنها حاصل مطلوب را نداده بلکه عملیات زراعتی ازکشت ، آبیاری ، خاک دادن ، رفع حاصل وغیره را دشوارمیسازد .کچالو درزمین خوب نمو میکند که خاک آن ساختمان مناسب داشته نرم وبدون طبقات سخت باشد تا آکسجن به حصص پائین نبات رسیده بتواند . همچنان این قسم خاک قابلیت نگهداشتن رطوبت را داشته ومقدارآب اضافی آن به آسانی زهگشی میشود درنتیجه یک بسترمناسب باعث نموی بهترریشه ، ساقه های متحوله وغذه کچالوشده وحاصل یک سان وانکشاف یافته را سبب میگردد .برا ی اینکه زمین کلوخ دار نشده وهم سخت نگردد موقع قلبه گردد که وترمناسب را دارا باشد .

طرق کشت کچالو

کچالوبصورت معمول بدو طریق ذیل کشت میگردد :

1-بدوطرف پشته که 120 – 80 سانتی مترعرض داشته وبه فاصله 25 سانتی مترازیک دیگرکشت میگردد .

2-بالای پشته دریک قطارقسم کشت میگردد که فاصله بین جویه ها 80- 60 سانتی متربوده کچالوازهمدیگر 30 – 25 سانتی متردورترکشت میگردد . پشته ها به فاصله معین درروی خاک ترتیب وبالای شان چقورک ها کشیده شده ودرآنها تخم گذاشته شده وروی آن به اندازه 10-5 سانتی مترخاک علاوه میگردد . فاصله پشته ها ازیک دیگروابسته به نوع خاک ، نوع کچالو وشرایط جوی بوده دهاقین نظربه تجربه فاصله مناسب را تعین مینماید .دروقت کشت نباید ازتوته های خورد که دارای کمتراز3-2 چشمک بوده ویا کچالوی مریض استفاده نمود .زمین باید برای کشت کچالو رطوبت مناسب داشته زیاد خشک وزیاد مرطوب نباشد . این نقطه را باید درنظرداشت که زمین قبل ازکشت خوب قلبه گردیده تاگیاهان هرزه ازبین برود بعدا ً زمین دوباره قلبه وآبیاری گردد موقع که زمین به وتررسیده بخاطرهموارساختن ومیده کردن کلوخ ها ماله شده وآماده کشیدن پشته وجویه میگردد .  کچالورا میتوان درجویه ویا پشته بادست کشت نمود . وکشت کچالودرجویه به ترتیب ذیل صورت میگیرد .

1 – توسط بیل ، بیلچه ، قلبه ویا وسیله دیگری جویه کشیده میشود .

2 – کود درقسمت پائین جویه با خاک مخلوط میگردد تاریشه ویا جوانه کچالورا نسوزاند .

3 – بالای کچالوی کشت شده خاک علاوه میگردد ، قسمیکه جویه ، پشته وپشته جویه گردد .

عمق کشت کچالو

عمق کشت کچالو مربوط به رطوبت وحرارت خاک میباشد چون سطح خاک زود خشک میگردد ازاین لحاظ  اگرخاک خشک باشد کچالورا عمیق واگرمرطوب باشد آنرا باید سطحی کشت نمود درصورت که حرارت خاک زیاد باشد کشت عمیق ودرصورتیکه کم باشد کشت سطحی کچالو سفارش میشود اگرخاک سرد وخشک باشد کچالو را عمیق کاشته وبلندی پشته را قسما ً پائین بیاورید اما اگرخاک گرم ومرطوب باشد کچالورا عمیق بکارید به شرطیکه خاک زهکشی خوب داشته باشد . اینرا باید بخاطرسپرد که کشت عمیق غده کچالو را ازمصاب شده به امراض مثلا ً آتشک وصدمه بعضی ازحشرات مثلا ً پروانه کچالورا محافظه نموده وکچالورا ازسبزشدن جلوگیری مینماید .کشت سطحی کچالوازمصاب شدن به امراض که درقسمت که پائین درخاک زندگی دارند تقریبا ً محافظه کرده دررفع کردن حاصل را آسان میسازد .کشت عميق (قرارشکل) کچالو را ازمصاب شدن به امراض وحشرات محافظت ميکند وکشت سطحی مصاب شدن کچالورا ازامراض که درخاک زيست دارند کاهش ميدهد .اگرغده ویادنه کچالوبزرگ باشد آنرا باید عمیق کشت نمود ودربعضی حالات کچالوسطحی شده وبعدا ً پشته را بلند میسازند که طریق عمق خوب کچالو حساب میگردد. درصورتیکه کچالوی یکسان کشت شود بته های کچالوهم بصورت یک سان درمزرعه نمودارمیگردد.  

فاصله کشت کچالو

فاصله بین دوبته کچالومربوط به نوع کچالو ، شرایط نمو وبزرگی کچالوی که شانده می شود می باشد. درخاک هائیکه قدرت حاصلخیزی آن کم است کشت مقدارزیاد کچالوسفارش نمیگردد ، زیرا هرقدرتعداد بته کچالو افزود گردد به همان اندازه کچالوهای خورد بدست می آید وبصورت عموم بین دوبته کچالو 25 سانتی متروبین دوقطار75 سانتی مترفاصله درنظرگرفته میشود تاازتشکیل غده های خیلی بزرگ ومیان خالی کچالو جلوگیری می گردد .

وقت  کشت کچالو

کشت کچالو درافغانستان به ارتفاعات 1600 – 1800 متردرماه ثوربعد ازختم موسم باران کشت گردیده ودرماه سنبله ومیزان حاصل آن جمع آوری میشود ، اما درمناطق  گرم که درارتفاع کمتراز1000 مترقراردارند وخطریخبندان متصورنیست . درفصل زمستان کچالو کشت ودراواخربهارکه تقاضای کچالودرمارکیت زیاد است جمع آوری وعرضه میگردد . مثلا ً : بذرکچالو درمناطق شمال شرقی مانند بغلان ، کندزوتخاراز10 قوس الی 10 جدی بوده که دراوائیل بهارشروع به نمو نموده ودرآخرمی وجون رفع حاصل میگردد. دراین مناطق چون کچالو ازبرف باری وبارندگی مستفد میگردد ، دراوائیل بهاربه آبیاری کمترضرورت دارد اوسط حاصل آن درولایت بغلان 30 – 25 تن فی هکتارمعادل 6000 – 5000 کیلوگرام فی جریب میباشد .

خاک دادن کچالو

دوران فصل نموی کچالو ، خاک دادن وکنترول گیاهان هرزه درحاصل کچالو نقش مهمی دارد . لازم است که ریشه بته کچالو سست وخاک داده شود این عمل نظربه ضرورت تکرارمیگردد تاازیک طرف علف های هرزه ازبین رفته وجریان هوا تامین شود وازجانب دیگربسترمناسب برای انکشاف  تعداد زیاد غده های کچالو آماده گردد . کوشش شود که گیاهاه هرزه قبل ازتشکیل غد ه های کچالو وتاوقتیکه هنوزگل نکرده باشند ازبین برده میشود درغیرآن خیشاوه ناوقت به کچالو صدمه رسانده وحاصل نامطلوب بدست میآید . درموقع خاک دادن وکنترول گیاهان هرزه وسیله بهترخاک دادن وخیشاوه کردن کتمن بوده استفاده ازبیل یا بیلچه به ریشه وساقه های که غده کچالو را بار می آورند صدمه می رساند . کچالو دربسترمناسب که خاک سخت نداشته وعاری ازگیاهان هرزه باشد خوب انکشاف می نماید . گیاهان هرزه یک مقدارآب ومواد غذای را اززمین گرفته ودرحاصل وجنسیت کچالو تاثیرمنفی وارد می نماید . خیشاوه وخاک دادن بعد ازانکشاف بته وتولید غد ه های کوچک باید خیلی به احتیاط صورت گیرد تاسبب قطع شدن غده یا ریشه کچالو نگردد . استعمال ادویه گریمکسون بعد ازکشت کچالوقبل ازسبزشدن آن بسیارمفید است ، زیرا تمام گیاهان که تا آن وقت سبزشده است ازبین میرود .

کود واستعما ل آن درکچالو

برای بدست آوردن حاصل بیشترکچالو ضرورت است که به خاک کود حیوانی وکود کیمیاوی علاوه گردد . کود حیوانی ویا کود سبزکه درزمین استفاده میشود ، باید خیلی پوسیده باشد ویا اینکه به مدت کافی قبل ازکشت درخاک علاوه شده وتوسط قلبه با خاک مخلوط گردد.کود حیوانی ازیک طرف مواد غذائی لازم مخصوصا ً نایتروجن را برای نبات آماده ساخته وازجانب دیگر حالات فزیکی خاک را اصلاح میکند کود حیوانی به مقدار 6 – 5 تن درفی جریب درموسم خزان به زمین انداخته وقلبه نمایید ونیزباید گفت که ضرورت کود حیوانی درمزرعه کچالو زیاد محسوس می شود. زیرا کود حیوانی ساختمان خاک را اصلاح نموده ظرفیت نگهداشت آب درخاک را بالا برده وزمین را نرم نگاه میدارد وازطریق دیگرمواد غذائی را برای نبات ومایکرو اورگانیزم ها درخاک تهیه میدارد .

آبیاری مزرعه کچا لو

برای بدست آوردن حاصل بیشترکچالوزمین باید رطوبت کافی ویکسان داشته وباید قبل ازآنکه برگ کچالورنگ سبزتیره که علایم تشنگی است بخود بگیرد مزرعه آبیاری گردد . آب باید درجویه ها بطورمنظم جریان یابد نه اینکه سیلاب مانند دراطراف بته ها جاری شود . درجاهایکه خاک آن ریگی وگرم است کچالوبا آبیاری بیشتراحتیاج دارد مقداربیشترضرورت آب معدنی ظهورگل بوده زیرا غده های کچالو ازاین موقع به بعد به سرعت انکشاف میکند .کچالومقدارزیادی آب مورد ضرورت خود را تقریبا ً از30 سانتی مترفوقانی خا ک بدست می آورد وازهمین سبب باید زمین همیشه دارای رطوبت کافی باشد درجاهائیکه باران متواتروکافی میبارد به تعداد کم آبیاری ضرورت احساس می شود . درمناطق کم ارتفاع وگرم کچالودردوران فصل نموی از10 – 7 روزآبیاری گردید ه اما درمناطق مرتفع یا سرد بعد ازهر14 – 12 روزآبیاری میگردد ونیزباید خاطر نشان ساخت که آبیاری مناسب دررشد ونموی کچالو بسیارمهم است .  قلت آب برای کچالو ولوکه برای وقفه کوتاه هم باشد نبات را متضرر میسازد زیرا که خاک خشک شده وریشه نمو کرده نمیتواند ولی برخلاف آب اضافی درمزرعه کچالو حالت کمبود آکسجن را با رمی آورد وکچالو بصورت نورمال ومنظم نمونکرده وامکان گندیده شدن کچالو ار نیزباعث خواهد شد هم چنان دراثرآب زیاد درسطح کچالوزخک ها نیزتشکیل گردیده وزمینه دخول امراض ازآن به داخل کچالو نیززیاد میگردد .

جمع آوری حاصل کچالو

پیش ازاینکه حاصل کچالو برداشته شود باید غد ه های آن درچند حصه مزرعه مشاهده وامتحان گردد . هرگاه غد ه ها ی کچالو بزرگ وپوست آن توسط ناخن به آسانی جدانشود ، کچالو قابل جمع آوری است . درکچالو تعداد غده ها ، فیصدی نشایسته ، پروتین ومواد معدنی آن تاوقت افزایش می یابد که اکثریت برگ های بته کچالو بمرد . همچنان وزن مجموعی غد ها بین مرحله گل وازبین رفتن کامل برگ ها به اندازه پنج برابر اضافه میگردد . درعین زمان مقدارقند از 2- 1 فیصد ومقداررطوبت از 84  تا 80 فیصد تقلیل می یابد . قسمیکه معلوم گردیده وزن مجموعی غده کچالو دربیست روزاخیرفصل نمو تقریبا ً دوچند می شود . قبل ازجمع آوری حاصل باید قسمت بالای کچالو که شامل برگ ، ساقه وگل است قطع ویا بوسیله مواد کیمیاوی ازبین برده شود این عمل خیلی ارزش داشته زیرا نموی حصص علفی متوقف شده کچالو زود رسیده ازبوجود آمدن کچالو های خیلی بزرگ ومیان خالی جلوگیری شده وازانتشارمرض آتشک پسینه غد ه های کچالو ممانعت بعمل می آید باید دورکردن برگ وساقه کچالو غد ها بزودی رسیده پوست کچالو سخت می شود . همچنان کشیدن کچالو را که دروطن ما معمولا ً بوسیله بیل یا قلبه صورت میگیرد آسانترمیسازد .

+ نوشته شده در  90/09/20ساعت 15:10  توسط ايمل " نظري "  | 

کشت و پرورش کاهو

مقدمه :

دراین قسمت سبزیهای مورد نظربحث قرارمگیرند که فقط ازبرگهای سبزآنها استفاده غذائی میشود . اصولا ً تمام این سبزیها یکساله هستند ،ولی اگرازنظرنبات شناسی نبات دوساله ای هم دربین آنها میباشد. ( جعفری کرفس) به عنوان یکساله کاشته میشوند .سبزی هایکه دراین دسته قرارمیگیرند عبارت اند ازکاهو، پالک ، کرفس ، جعفری ، گشنیز، شبت ، شنبلیله ، تراتیزک ، نعناع ، گندنه ،لبلبوبرگی ، ریحان ، کاسنی . البته آنچه که درکتب سبزی کاری تحت عنوان Greenspotherb آمده است شامل بیشترسبزیهای برگی میباشد که به منظوراستفاده ازبرگ های سبزآنها کاشته میشوند به عنوان مثال : پالک ، لبلبوی برگی ، پالک زیلاند جدید وکلیه سبزیهای خوردنی ( ریحان ، نعناع ) جزاین دسته محسوب میشوند وآنچه تحت عنوان سبزی های سلادی آمده است شامل کرفکس ، کاهو، جعفری وکاسنی میباشد

تاریخچه کاهو :

کاهویکی ازمهمترین وقدیم ترین سبزی های سلاد دنیااست . وطن اصلی کاهو آسیاوبه احتمال زیاد ایران وترکستان میباشد. بیش از2500 سال است که کاهو به عنوان غذا وداروکشت میشده ومورد استفاده بیشترقرارگرفته است . بعضی ازنوشته ها نشان میدهد که در550 سال قبل ازمیلاد مسیح شاهان ایرانی دستوربه کشت وپرورش آن داده اند وآنرا مصرف نموده اند تاریخ بیان گرآن است که کاهوجزسبزی های بوده است که اروپایان وقتی درسال 1494 درسرزمین خود استقراریافتند ، آبرا شناخته اند ومورد استفاده غذائی قراردادند . درسال 1806 آقای ( مک ماهون ) از16 رقم کاهونام برده است این رقم ها بوسیله کلمبوس برای اولین باربه امریکا برده شد وازجمله گیاهان است که بعد ازکشف امریکا کشت درآنجا گردیده است .درسال 1880 بیش از20 رقم کاهو درامریکا وجود داشت ودرسال 1885 استگاه تحقیقاتی کشاورزی نیویارک 873 رقم کاهورا لست کرده که هرکدام ازآنها نام مشخص ومعینی داشته اند .کاهویکی ازسبزیجات سابقه است که اززمان آغاززراعت درمصربه خواص مفید آن پی میبردند . پیدایش کاهو  4500 سال قبل بوده مرکزاصلی پیدایش کاهو آسیای کوچک  بوده ورومی های باستان آنرا کشت مینمودند. کشت کاهوازقرن پنجم به این طرف درچین کشت شده درسال 164 عیسوی دربین رومانیها شهرت زیاد داشته ودرسلاد آنرا زیاد استعمال مینمودند .

ترویج سبزی درافغانستان

ازجمله سبزی کاهو میباشد که نام علمی آن Lactuca  sativai بوده نبات یکساله میباشد که متعلق به فامیل گل کشمیری (Astera ceae) میباشد . کاهودارای ریشه اساسی بوده که درقسمت علیائی ضخیم ودارای ریشه های جانبی متعددی میباشد . برگهای بدون دنباله کامل وبه اشکال مختلف قیچی شده گی داشته ازمدورتامعکوسا ً مانند طویل ودارای رنگ های مختلف اززرد مایل به (سبزتاسبزتیره ) میباشد دربعضی انواع جداگانه پگمنت انتوسائبین به مشاهده میرسد .ساقه درمرحله گل کردن به طورمستقیم استاده حاصل شاخها بوده که 60 – 20 سانتی مترارتفاع میداشته باشد . گل های زرد زبانه دار درگل آذین ها(Hcad) که از 1،1 – 5،1 قطردارد ، جمع گردیده اند . میوه عبارت از(Achene ) بوده که دارای رنگ خاکستری ،نقره ائی یا سیاه میباشد.

خصوصیات نباتی کاهو

نام عملی کاهو Lactuca  sativa  است که متعلق به تیره کلاپرکها ویا Compositeae میباشد . کاهویک سبزی یکساله است که ازیک نوع کاهوی وحشی خارداربنام Lactuca scariola ویا L.serriola که هردوبومی آسیامیباشند گرفته شده است . دربین سایرعلف های هرزه این جنس L. canadensis   ، L. virosa  میتوانند درمنشاء تولید کاهوموثربوده باشند . کاهواولیه که انسان مصرف مینموده است ، همانند آنچه که امروزوجود دارد نبوده بلکه برگ های آن ازهم بازوحالت پیچ وفشردگی نداشته است . شکل کاهو که ازگورهای مصریان به دست آمده موید این عقیده است . رومی ها کاهوی را میکاشتند ومورد استفاده قرارمیدادند که برگ های آن کاملا ً پهن ، بدون خار، دارای شیرابه یالاتکس کم ، حالت پیچ نداشته ونسبت به زود گل کردن مقاوم بوده است . درطبعیت انواع وحشی بانوع اصلاح شده تولید دورگه های مینمایند که باعث تنوع دراین گیاه میگردد . کاهودارای ورایتی های فراوان است که این ورایتی ها دردسته های مشخص تقسیم بندی میشوند . یکی ازاین تقسیم بندیها به شرح ذیل میباشد .  

1–:Criapnead  Leuce این نوع کاهوسرشان محکم وبه آسانی میشکند.

2 – Butterneadluce : ازنوع کاهوشامل میباشد که سرهای شان نرم وخاصیت ارتجاعی را میباشد بسیارنازک ومزه دارمیباشد.

3 – (Cosor  Romain lettufe ) کاسنی یارومین کاهو: این نوع کاهو سرشان درازوباریک وبرگ درازدارد.

4 – (Looselefunchiny  lettlice) سیت پاتی کاهو:این کاهوسرشان خلاص وبازمیباشد.

5 – (Stemlettuce) ساقه دوله کاهو: این نوع کاهودارای گلهای درازساقه های قابل خوردن(seed stalks) آن قابل پخت وپزمیباشد.

آب وهوای مناسب برای کاهو

 کاهوبه آب وهوای خنک احتیاج دارد. درفصل گرما قبل ازنموورشد کافی برگها شاخه گل دهنده ظاهرمیکند. بنابراین درنواحی معتدل سرد وتااندازه مرطوب بهترین نتیجه ازکاشت این محصول بدست می آید.مع هذا باکاشت تخم درفصولی که رشد گیاه به گرمای شدید برنخورد درکلیه نواحی میتوان ازآن استفاده نمود . درنواحی معتدل سرد شمالی بذرکاهو را دراوایل خزان ویا اواخرسنبله برای تهیه محصول خزانی وزمستان نی میکارند وکاشت بذردراواخرخزان ویا درماه حوت برای مصرف بهاری کاهوتهیه میکنند.بذرانواع دیررس ومقاوم به گرما را میتوان تااواخرحمل کاشته وازمحصول آن تااواخرجوزا واوایل تیرماه استفاده نمود . بدین ترتیب درتمام فصول سال میتوان کاهوی تازه کاشت .کاهویک سبزی فصل خنک است.درکلیه مناطقیکه اوسط حرارت ماهانه 12 تا 15 درجه سانتی گراد است بخوبی پرورش می یابد کاهوبه حرارت زیاد بسیارحساس میباشد وقتیکه حرارت بالاباشد برگهای آن شروع به نوک سوختگی میکند . درحرارت 30 درجه سانتی گراد تخم دوره خواب میشوند وجوانه نمیزنند کاهو جزسبزیهای است که درتمام طول سال به شرط دارابودن آن وهوای مناسب قابل کشت است کاشت تابرداشت کاهو حدود 150روزطول میکشد . درموقع کاشت کاهودوعامل را باید درنظرگرفت یکی حرارت ودیگری طول مدت روز، درمناطق که زمستان معتدل دارند (جلال آباد) تخم را درخزان کاراند ولی درنقاط سردسیر(تخار،کابل وپروان) باید دراول بهاراقدام به کشت نمود .چنانچه برداشت کاهویا هوای گرم مصادف شود قبل ازرشد کافی ، شاخه گل دهنده ظاهرشده بته کاهو به تخم دادن آغازمیکند دراین موقع برگ ها طعم تلخ وزننده پیدا کرده غیرقابل استفاده می شوند بهترین مناطق برای کشت کاهو نواحی سرد سیرومرطوب میباشد . درکشت های زمستانی جــــــلال آباد دراثربارندگی های پـی درپــی کاهوی پیچی تولید میشود که برگ ها ی آن ازلطافت ونازکی بی نظیربرخورداراست .

شرایط اقلیمی برای کشت نبات کاهو

انواع مختلف کاهو باطول روزتعاملات گوناگون دارند انواع زود رس در روزهای دراززود تشکیل ساقه نموده که گل خوب بدست نمیاید اما انواع دیررس ومیانه رس باطول روزتعادل خنثی دارد .کاهورا به کیفیت خوب صرف میتوان درزمین های حاصل خیزودرشرایط رطوبت کافی بدست آورد درصورت قلت رطوبت خاک وخشکی هوا حاصل کاهو وکیفیت آن نزول میاید ورطوبت اضافی ازحد منجربه پختن آفات میگردد. نبات مذکوردرخاک تیزابی ضعیف که ازمواد غذائی تامین شده باشد میتواند انکشاف کند کود های منرالی نایتروجن دارخیلی مهم است برای پخته شدن سریع گلها وتخم به فاسفورس ضرورت است . کاهوبه کود های پتاشیم دارکمترضرورت دارد کاهو به غلظت بلند نمکیات معدنی درخاک تعامل منفی نشان میدهد که باید هنگام استعمال کود آنرا درنظرگرفت انواع مختلف کاهوباطول روزتعامل گوناگون دارد انواع زود رس درروزهای دراززود تشکیل ساقه نموده برگها ازنظرساختمان وشکل دارای رنگ سبزتیره بوده وحاشیه تیغه برگ ها بسیارزیاد چین خورده میباشد .گرچه انواع دوبه دارکاهورا اساسا ً درفصل زمستان میکارند ولی کاهو برگی را درطول سال به سرطان واسد که دراین زمان دردرجه حرارت بلند بعد ازنمو برگها مزه تلخ را میگیرند کشت میکنند. تحقیقات که توسط انستیتوت تحقیقاتی حاره اکادمی علوم کیوبادرشرایط تولیدی انجام داده است نشان میدهدکه تربیه کاهوتحت پوشش دیگرنباتات زراعتی ویا زیرساقه منجربه تجمع مواد تلخ دربرگ ها نمیگردد . کاهودرمناطقیکه درجه حرارت از15 – 13 درجه باشد خوب نمو میکند جای که کاهو کشت میگردد باید بسیارهموارگردد کلوخ های کلان باید ازبین برود .

انواع عمده کاهو

1 – کاهوی پیچ گرد : برگ های این نوع کاهو نسبتا ً فشرده وروی هم قرارمیگیرند . برگهای داخلی سفید رنگ وبرگ های بیرونی سبزرنگ اند ویکی ازبهترین ارقام کاهوبرای انتقال به مناطق دورمیباشد .

2 – کاهوی پیچ معمولی : این نوع کاهو استاده است وشاید ارتفاع بته به 40 – 30 سانتی متربرسد . برگهای بیرونی سبزونرم بوده وبرگهای داخلی مایل به سفید میباشد که لطیف وشکننده است این نوع کاهودرایران استفاده زیادی دارد .

3 – کاهوی ساقه ائی : دراین نوع کاهوساقه آن قابل استفاده است ولی گاهی برگ های لطیف وکوچک نیزمورد مصرف واقع میشوند این نوع کاهودرایران مورد استفاده ندارد .

اگروتخنیک نبات کاهو

کاهوازجمله نباتات است که به آب زیاد ضرورت دارد. کاهورا درزمین کشت مینمایند که تحت تناوب سبزیجات ویا مخصوص برای سبزیجات جدا شده باشد زرع گردد . کاهونبات استکه درکشت آن قبلا ً باید کود عضوی استعمال شود کاهورا به دوطریق زرع مینمایند . یکی بطریق نهالی ودیگری بطریق پاش دادن تخم . تخم رابالای پشته ها درقطارهای که فاصله بین قطارها 30 – 25 سانتی مترباشد زرع مینمایند مقداربه منظورنهالی درحدود 1،5 کیلوگرام فی هکتاراست وهم نهالی را به عمر30 – 25 روزغرض کشت انتقال میدهند معمولا ً جویه ها به فاصله 90 – 70 سانتی مترآماده نموده وبعدا ً درکنارجویه ها (ازهردوطرف پشته ) نهالی میشانند فاصله بین دونبات 30 سانتی مترو30 سانتی مترفاصله بین قطارها میباشد . درنتیجه کشت دوخط استفاده شود قبل ازانتقال نهالی به زمین کودهای معدنی راباید علاوه نمود . اولا ً باید تخم کاهوکه درزمین گرم کشت میگردد باید تــــخم کـاهو دردرجه حرارت بلند نگهداری شده تادوره استراحت خویش را سپری نماید بعدا ً باید کشت گردد چون خیشاوه آن زود صورت نگیرد وهم درزمین هایکه بارندگی ندارد وریشه های آن نیزسطحی میباشد به آبیاری زیاد 8 – 6 مرتبه ضرورت دارد حاصل کاهو باید به درجه حرارت صفرتا 3 درجه نگهداری گردد تامعیاد 3 – 2 هفته نگهداری میشود وخاصیت سبزبودن ورطوبت خویش را ازدست نمیدهد .

بذرکاهو

معمولا ً کاهو را برای تهیه نهالی درقوریه کشت مینمایند که یک هکتارزمین حدود یک کیلوگرام تخم کافی است این مقدارتخم 80 تا 100 مترمربع زمین قوریه کاشت میشود باید دقت کردکه تخم بطوریکنواخت پخش گردند ودرهرمترمربع قوریه حدود 10 گرام تخم کاشته شود درغیراینصورت تراکم بیش ازحد نه تنها باعث ضعیف شدن گیاهان میگردد بلکه سبب خواهند شد . ازهنگام کشت تخم درقوریه تاموقع انتقال حدود 6 تا 8 هفته طول میکشد. قوریه ممکن است قسمتی ازهمان زمین اصلی ودرهوای آزاد باشد دراین صورت چنانچه لازم بود میتوان ازسایه بان برای جلوگیری ازتابش مستقیم نورخورشید وازپلاستک برای محافظت ازسرما درشب های سرد استفاده نمود ، اگرهوا اجازه ندهد مقاوم کردن ضــــروری است واین کاریک هفته قبل ازانتقال صورت میگیرد موقع انداختن قوریه درهوای آزاد وقتی است که خطریخبندان رفع شده باشد درنقاط سرد سیرمعمولا ً ازاوائیل حمل یا کمی زودتراقدام قوریه اندازی میکنند وقتیکه نهال آماده شدند آنهارا به زمین اصلی منتقل میکنند دراین موقع زمین اصلی به پاروتبدیل گشته وزمین آماده نهال کاری میباشد . عرض پشته ها بین 40 تا 50 سانتی مترمناسب است فاصله بته های روی ردیف کشت 35 تا 45 سانتی متروفاصله دوخط کشت 40 تا 50 سانتی متر(عرض پشته ) درنظرگرفته میشود . دراین صورت دریک هکتارکاهوحدود 70000 بته خواهیم داشت . انتقال هوای ابری باشد بسیارمناسب است میتوانیم باماشین نهال کنده به کشت اقدام کرد که دراین صورت بهتراست ازمحلول شروع کننده استفاده شود همچنین میتوانیم مستقیما ً به کشت بذراقدام کنیم دراین صورت 2 تا 2،5 کیلوگرام بذراحتیاج میباشد . اگرچنین تصمیم داریم باید زمانی آنرا به انجام رسانیم که خطریخبندان درپیش نباشد . بذرکاری ممکن است بابذرکارمیخانیکی انجام شود دراین صورت ازبذرکاریک تا شش ردیف استفاده میشود . بعد ازسبزشدن بذرباید بته ها را به فاصله های توصیه شده تنک کرد . اخیرا ً نوارهای حاوی بذربه بازارعرضه شده است که بذردرفواصل مناسب درداخل نوارقابل حل قرارگرفتن نواردرزیرخــــاک بوسیله تراکتوربذردرفواصل مشخص جوانه میزنند برای رسیدن وموفق شدن به کشت کاهوانتخاب رقم مناسب با آب وهوای منطقه وکشت درموقع مناسب ضرورت دارد.

موقع کاشت

اگردرنقاط سردسیرگلخانه اقدام به قوره گیری میکنیم دراین صورت محدود یکی ازنظرمان نداریم ولی اگربه دلیل نداشتن چنین اماکاناتی بخواهیم درهوای آزاد قوریه گیری کنیم این کارباید بعد ازرفع خطریخبندان باشد واین موقع معمولا ً اوایل  حوت تا اوایل حمل خواهد بود درمناطق جنوبی که هوا گرم است معمولا ً اوایل خزان درهوای آزاد به قوریه اندازی اقدام میکنیم. موقع کاشت مستقیم بذردرزمین اصلی درمناطق سردسیر وگرمسیرباچند روزاختلاف هم زمان قوریه اندازی درهوای آزاد میباشد وآن زمان است که کاملا ً مطمین شدیم که درنقاط سردسیر خطریخبندان ازبین رفته است ودرنقاط گرم سیرهوا کمی خنک باشد .

مراقبت ازمزرعه کاهو

الف – شکستن قطرنازک ومبارزه گیاهان هرزه : چون ریشه کاهو سطحی است بنابراین باید خیلی سطحی باشد . کاهو قدرت مقاومت باعلف های هرزه را ندارد این مســـــله دراوایل رشد خیـــلی شدید است وزود علف های هرزه برکاهو غلبه میکند بنابراین ازکلتیوتورها استفاده استفاده میکنیم توصیه میشود که ازکلتیوتورهای تیغه ائی بجای کلتیوتورهای دندانه ائی استفاده شود عمق تیغه کلتیوتورها درخاک نباید از 5 تا 7 سانتی متربیشترشود . درغیراینصورت باعث قطع شدن ریشه های کاهو میگردد . میتوانیم ازانواع علف کشهای سوزنی برگ وپهن برگ برای مبارزه با علف های هرزه استفاده کنیم .

ب – کود دادن زمین کاهو : مقدار100 تا 150 کیلوگرام کود ازپائین خالص بصورت اضافه باردر2 تا 3 نوبت ضرورت است .

ج – رطوبت : مزرعه کاهوبه آبیاری زیاد حتیاج دارد . لذا هیچ موقع نباید مزرعه کاهوکاملا ً خشک شود . بهترین طریقه آبیاری روش سطحی میباشد درصورت امکان آبیاری بارانی میشود .

خاک مناسب برای بذر کاهو

کاهودرانواع مختلف خاکها قابل پرورش است از خاکهایرسی لومی وریگی لومی گرفته نا خاکهای که صددرصدهوس پیت ومک آنها زیاداست کاهو بهتر ین نتیجه وبالا ترین کیفیت رادرخاکها ی ریگی لومی خاهد داشت به شرط آنکه از نظرمواد عالی کاملا ً غنی باشند اگر ترجیح مید هیم که محصول زودرس داشته باشیم  خاکهای ریگی لومی بر سایرخاکــها بـرتـری داردچون زود تر کرم می دشود اگر زودرسی مسئله ا ی به وجود نمی آورد ودر این صورت بهتراست از خاکهای سلیتی لومی استفاده میشود کاهودرخاکهایی کهاسیدی هستند خوب رشد نمی کند نا گفته نماند که در خاکهایی که PH  خنثی دارند نیز محصول خوبی نخواهد داشت چون آهن ومنگنیز خوب جذ ب نمی شوند آزمایشهای مختلف نشان داده است که وقتیPHخاک از5،5 به6،5 می رسد میزان محصول کاهو به نحو چشمگیر افزایش میابد اضافه کردن آهک به خاکها ی اسیدی و(عالی PH کمتراز5،2 ) ضروری به نظرمیرسد کاهودرخاک هایکه طبیعتا ً کمی القلی هستند محصول خوبی نمیدهد PH مناسب برای کاهو بین 5،8 – 6،6 میباشد زمین کاهوباید اززهکشی خوبی برخوردارباشد ، درعین حال که رطوبت راهم حفظ کند . خاک باید عمیق ،غنی ازمواد عالی وبقوول معروف پرقوت باشد ، سطح خاک باید کاملا ً صاف ونرم وعاری ازعلف های هرزه باشد کاهوومواد های ناتجزیه شده باشد تاتخم کاهوبخوبی جوانه بزنند وهمچنین ریشه های کاهوبرآسانی رشد نمایند دراین مورد ازمصرف کود حیوانی تازه درقوریه ودرزمین اصلی باید خود داری کرد .

آبیاری کاهو  

کاهوعبارت ازنبات استکه هم درمناطق گرمسیروهم درمناطق سردسیرکشت شده حاصل میدهد . برگ تازه آن خورده شده وبه نموی خود زمین قوی را به منظورحاصل خوب ضرورت دارد(Minral soil) را ضرورت دارد وهم درزمین که کود حیوانی عضوی داده شده باشد ودرهرجریب زمین باید از5 – 7،5 تن کود حیوانی ضرورت دارد کود نایتروجن دار، فاسفورس ، پتاشیم نیزضرورت است ازشرکت کود افغانی دریک جریب زمین 11،3 کیلوگرام نایتروجن 22،7 کیلوگرام فاسفورس 50 کیلوگرام پتاشیم را جهت کشت برای ولایات داخلی به منظور حاصل باکیفیت وکمیت به دهقانان سفارش داده است . دادن آب مربوط به نوعیت خاک ، بارندگی وداشتن رطوبت نسبی درخاک میباشد ولی زارعین سمتت شرق دریک فصل حاصل دهی اقلا ً از6 – 4 مرتبه آبیاری مینمایند . کاهونبات است که به آب زیاد ضرورت دارد . قابل یاد آوری میباشد که کشت کاهودرزمین هایکه خاک آن کلی وکلی لوم باشد (clay clayloam) نتیجه خوب داده است . کاهوکه درمناطق خشک کشت میگردد از 8 – 6 مرتبه آبیاری را ضرورت دارد آبیاری کردن تعلق به خاصیت خاک ، طول روز وزش باد ومواد عضوی دارد .  

کودهی

چون ریشه های کاهو سطحی هستند بنابراین زمین باید ازنظرمواد غذای غنی باشد کود حیوانی لازم به نوع زمین ومیزان کود داده شده درکشت های قبلی بستگی دارد درهرصورت این میزان بین 40 -  25 تن درهکتارتوصیه میشود. چنانچه ازنظرمالی اگرمشکلی نداشته باشیم این مقدارتا 75 تن درهکتارقابل افزایش است . کود حیوانی دوماه قبل اززمان کاشت به زمین اضافه میگرددوبوسیله دسک به زیرخاک برده میشود . برای صرفه جوئی درمصرف کود های حیوانی میتوان باکشت کود های سبزازقبیل رشقه ، شبدروانواع لوبیار به مقدارزیادی مواد عالی وهیومس خاک را تامین نمود . کود های کیمیاوی دربالابردن میزان کمیت وکیفیت محصول نقش عمده ای دارند ، کاهوغیرازکود های نایتروجن دارکه درحدود 150 تا 200 کیلوگرام درهکتاربه زمین داده میشود فاسفورس وپتاشیم هم احتیاج دارد که آنرا باید قبل ازکشت به زمین بدهیم حدود 100تا 150 کیلوگرام درهکتارکود فاسفورس و 80 تا 100 کیلوگرام درهکتارکود پتاشیم مناسب است . درزمین های فقیرباید مقداری بیشتری کود به زمین داده شود کودهای فاسفورس وپتاشیم را قبل ازکشت به زمین می دهند سپس زمین به پاروتبـدیل میشود . بهتراست که 20 تا 30 درصد کود نایتروجن دارقبل ازکشت همراه سایرکودها به زمین اضافه میگردد دراین حالت بقیه کو نایتروجن به صورت سرباردردویا سه نوبت به زمین اضافه میگردد کود اضافه باربوسیله کود پاش وتراکتورزیرخاک میشود ویادرجوی های آبیاری پخش میگردد وبا فاصله انجام میشود . هنگام مصرف کودهای نایتروجن دارمیتوان ازکود های نایتریت وسلفایت استفاده کرد درخاک های ریگی باید کود نایتروجن دار بیشتری به زمین داده شود . مقدارنایتروجن خالص مورد نیازبین 150 تا 200 کیلوگرام درهکتاراست که گاهی این میزان به 250 کیلوگرام هم میرسد .

وقت جمع آوری

رفع حاصلات وجمع آوری کاهو معمولا ً بعدا از40 – 35 روزحاصل ومیوه کاهورا جمع آوری مینمایند داد ن آب زیاد کاهورا زود رس ساخته وبرگ آنرا تازه وآبدارمیسازد . به جمع آوری کاهوی برگی وقتی قدام میگردد که برگ آن سخت نشده وبه حالت تازگی قرارداشته باشد که معمولا ً دریک مرتبه جمع آوری صورت میگیرد . جمع آوری انواع دوباره بطورانتخابی نظربه اندازه تشکیل صورت میگیرد جمع آوری فورا ً بعد ازباران ویا دراوقات گرم روزمجازنیست درحالت اول برگ ها خشـک نشده به آسانی گنده میشود .  درحالت دوم برگها مخصوصا ً درانواع برگی زود پژمرده میشود کاهوی برگی را باریشه های آن جمع آوری نموده ودارای پوش سخت چوبی را درصندوق های نه چندان چقوری وسبد ها طوری دریک قطارمیچینند .  که ریشه های آنها بطرف پائین واقع شود برگ ها ی کاهورا قطع نموده ودردوطبقه روی هم قرارمیدهند که درطبقه تحتانی قاعده برگاها بطرف پائین ودرطبقه فوقانی قاعده برگها بطرف بالاقرارمیگیرند .درکشورهای پیشرفته کاهورا توسط کمپاین جمع آوری نموده وسپس باربندی نموده وبه شکل یخ زده درمیآورند حاصل انواع کاهوبرگی درحدود 20 تا 30 تن فی هکتارمیرسد .

مقدارمحصول ونحوه برداشت حاصل

محصول به عوامل زیادی بستگی دارد ازآن جمله این عوامل میتوان به نوع کاهوی کاشته شده ، نحوه کاشت ، آب وهوا(حد اقل حد اکثرحرارت ومیزان بارندگی ) ساختمان وجنس خاک وغیره را نام برد ولی مقدارمحصول بین 25 تا 35 تن درهکتارمیباشد . نحوه برداشت باداس مخصوص یا چاقوی تیغه بلند میباشد که بته کاهورا ازیکی  دوسانتی متری زیرخاک قطع میکنند . بعد ازبرداشت برگهای آفت زده واحتمالا ً سرما زدهــگی را جـــدا کرده بته ها را درصنــدق های چوبــی یاکارتن بسته بندی میکنند . طرزبسته بندی بدین ترتیب استکه باید ریشه ها روی هم وبرگها مقابل یکدیگرقرارگیرند میتوان باقراردادن بسته های کاهودرماشین یا قطارسرد خانه داران را به نقاط بسیاردورحمل نمود .

امراض عمده کاهو

امراض نبات کاهوزیاد بوده وازجمله چند مرض عمده آنرا شرح میدهیم که قرارذیل است :

1 – سفیدک داخلی (Bremia lactucae Regel  ) : بیماری سفیدک داخلی یادروغی کاهو، اولین باردرسال 1843 توسط Regel  شناخته شد. سپس درسال 1875 درماسا چوست امریکا گزارش گردید. این بیماری درایران ابتدا درسال 1343 توسط ارشاد جمع آوری وتاکنون شیوع آن ازمناطق دریای خزرفارس وخوزستان گزارش گردیده است .

علایم مرض

درسطح فوقانی برگها ، لکه های رنگ پریده زردی که قطرآنها ممکن است تایک سانتی متریابیشتربرسد تشکیل میگردد . درمحل همین لکه ها ودرسطح زیربرگ پوشش سفید رنگی ازعامل بیماری که شامل کنید. یوفوروکنیدیها است تشکیل میشود . لکه های حاصل بعد ازمدتی قهوه ائی رنگ میشوند نسج برگ درآن قسمت میمرد .چنانچه برگهای آلوده روزنامه قرارداده شود ،دردوسطح لکه کنیدیوفورها وکنیدی های عامل بیماری تشکیل ومشاهده میگردد . لکه ها بیشتردربرگهای بیرونی ومجاورخاک مداخله میشود وقسمت های داخلی ومیانی کاهومعمولا ً کمترمورد حمله واقع میگردد خسارات بیماری اغلب درموقع است که کاهوها هنوزجوان ومغزبسته اند . دربعضی موارد اگرشرایط محیطی برای گسترش بیماری مساعد باشد ، نشانه های جوان مبتلا وخشک میگردند. اگربرگها ی خارجی آلوده به بیماری باشند درروی برگهای جوان ومخصوصا ً انتهائی آنها لکه های به رنگ قهوه ائی ایجاد میشود که باعث فساد سریع کاهو میگردد.

عامل مرض

عامل سفیدک داخلی کاهو Bremia lactucae Regel  میباشد میسلیوم بین سلولی ودارای هوستوریوم های کروی میباشد . کنیدیوفورها درانتهای دوشاخه ودرانتهای هرشاخه یک دیسک نعلبکی شکل قراردارد که دراطراف آن چند استریگما وجود داشته وروی هراستریگما یک کنبدی قراردارد . شکل کنیدیوفور وجود دسک درانتهائی شاخه ازمشخصات عمده جنس Bremia  است کنیدی ها تخم مرغی شکل بیرنگ ودرانتهای واحد پستانک است اندازه کنیدی حدود 17،5 × 12 میکرومترمیباشد . براثراسپورانژزئوسپورهای تشکیل میگردد که بیرنگ ، کروی دوتاژکی وبه قطر4،2 میکرومترهستند . برای عامل بیماری تاکنون دردنیا 7 نژاد فزیولوژیکی پیدا شده است که درروی وارتیه های مختلف بیماری زا متفاوتی دارد .

دوران مرض

زمستان گذاری عامل بیماری سفیدک داخلی کاهو بصورت 11 سپوریا میسلیوم میباشد. کنیدی ها درروی برگ جوانه زده تولید زئوسپوریا هیف مینمایند . زئوسپورها نیزلوله زا یا ایجاد کرده ولوله مزبورازطریق روزنه های برگ وارد گیاه شده وپس از 5 تا 6 روزدوران زندگی عامل بیماری تجدید میشود . تشکیل کنیدی ها اغلب درشرایط ابری درحرارت شبانه 6 تا 10 وروزانه 12 تا 21 درجه سانتی گراد ورطوبت نسبی حدود 100 درصد صورت میگیرد . عامل بیماری به ندرت ازطریق بذرکاهو قابل انتقال بوده وتا مدت چندین ماه روی بقایای گیاهی نیزقابل دوام است .

جلوگیری مرض

کاشت گیاهان آآدرخاک کاملا ً زهکشی شده تناوب 2 تا 3 ساله وانهدام بقایای گیاهان وکاهوی وحشی (l . Serrida) درکنترول بیماری بسیارموثراست . استفاده ازقارچ کشها مثل مانب ، مانکوزب وزینب برای کنترول بیماری موثراست اخیرا ً مخلوط سم متاکسیل + مانکوزب بصــورت سم پاشی روی گیاه درچندین نوبت نتایج درخشانی درکنترول بیماری داشته برای کاهش بیماری درهنگام حمل ونقل باید برگهای خارجی را دورریخت بعد ازبسته بندی کردن کاهوباید کاهورا کاملا ً خشک کرد وآنرا به سرد خانه های حدود صفردرجه سانتی گراد استقال داد ودرآنجا نگهداری نمود . نظربه اینکه سموم دی تیوکاربامات مثل زینب ، مانکوزب درسلامتی انسان مشکلات ایجاد میکند درکاربرد این سموم باید دقت زیادی نمود وحتی الامکان باید ازمصرآنها خود داری کرد .

2- مرض سفیدک سطحی (Erysiphe cichora cearum D.c.exmerat):بیماری سفیدک سطحی یکی ازبیماری های نادرمیباشد که اولین باردرسال 1941 ازکلیفورنیا گزارش شده است(sherf and marmrab )  این بیماری درسال 1344 توسط شریف وارشاد ازاطراف تهران گزارش شده است .

عامل مرض

عامل بیماری قارچها میباشد که توسطHubbard و Gerik درسال 1993 پیشنهاد شده ماکروکنیدی های عامل بیماری سه دیواره بوده اماکنیدی هایباچهاردیوارگاه گاهی مشاهده میشود . کلامیدوسپورها بعد از10 روزدرمحیط کشت (clA ) carnation leaf Agar مشــاهــده شده که این کلامید وسپورها انتهای یا بینابینی هستند وبیشترآنها منفرد میباشد . اما گاهی اوقات بصورت جفت یا توده ای مشاهده میشوند .عامل بیماری به جزکاهوبه سایرمحصولات که مورد آزمایش قرارگرفته مثل بادنجان رومی ، خربوزه ، تربوزوپنبه حمله نمیکند .

علایم مرض

سفیدک سطحی درروی برگهای مسن وکناری مشاهده میشود ومعمولا ً هنگامیکه حد اقل 10 برگ درگیاه ظاهرشده باشد بیماری ظاهرمیشود. بیماری درابتدا درروی برگهای کاهوظاهرشده وسپس درزیربرگ ها نیزمشاهده میگردد. اندامهای قارچ بصورت گردسفید رنگ وپودری که همان کنید یوفروکنیدی های قارچی میاشند دیده میشود . برگهای آلوده پیچیده شده زرد میگردند وسپس قهوه ای شده می میرند دراین موقع است که بوی مخصوص که مربوط به قارچ میباشد به مشام میرسد . بته های آلوده کوچک باقی مانده ورشد نمکنند .

دروان زنده گی

دوران زنده گی قارچ عامل مرض شبیه آنچه درمورد سفیدک سطحی خیارگفته شده میباشد . کنیدی ها ازلکه های آلوده به فواصل دوربوسیله باد منتقل میشوند بهترین حرارت برای جوانه زدن کنیدی ها درروی کـــاهو بین 18،3 و 25 درجه سانتی گراد است وماگزیمم دما برای جوانه زدن کنیدی 26،5 درجه سانتی گراد میباشد . رطوبت % 85 بالاتربرای آلوده گی رشد مایسلیوم واسپورزائی ضروری است فقط 4 تا 10 روزطول میکشد تا محصول جدیدی ازکنیدی ها بدست آید شدت نورکم برای توسعه سفیدک سطحی کاهوموثراست . کلیستوتس درروی کاهووکاهوی وحشی ، آفتاب پرست ، شیکوره واندیوتولید میشود . این اندام شاید مهترمین عامل زمستان گذارانی قارچ باشد .

جلوگیری مرض

گرد پاشی باگوگرد به محض بروزمرض درهنگام که حرارت به اندازه کافی برای تصعید گوگرد مناسب باشد پیشنهاد میشود .براساس بررسی هایکه توسط هوبارد وگریک(1993 Hubbard  و Gerik ) انجام شده رقم Salinas متحمل ترین رقم به مرض میباشد . آزمایش های گلخانه ای ومزرعه ای که توسط نگارنده انجام شده نشان داده است که رقم salinas محلی اصفحان و Green  ، Mignonett  محلی اهوازورقم محلی مزرعه به این مرض نسبتا ً مقاوم هستند .

مرض موزائیک کاهو

درسال های اخیرویروس موزائیک کاهودرروی کاهودرچندین منطقه دنیا مشاهده شده است درایران توسط ایزد پناه (1361 ) ازفارس گزارش شده است.

علایم مرض

کوچک ماندن گیاه حالت موزائیکی درروی برگها وعلایم نکروزروی گیاه ازنشانه های بیماری است که باآسانی ازویروس موزائیک کاهوقابل تشخیص نیست ، وجود دوویروس درگیاه سبب بروزعلایم شدید میشود ، ولی اگریکی ازویروس های فوق به گیاه حمله کند ، شدت علایم کمتراست به هرحال موقعیکه این دوویروس درروی گیاه وجود داشته باشد ، کوتولگی وزردی بسیارشدید است .

دوران زنده گی

ویروسمورا ییک خیار دارای دامنه میز بانی وسیعی است می تواند به گیا هان زینتی زراعتی وعلفهای هرزه حمله کند گیاه Vincao که با انگلسی  Periwinkle نامیده می شود به عنوان یک منبع ویروس می باشد این ویروس توسط گونه های مختلف شته انقال می یابد اما ناقل مهمی برای ویروس است ویـــروس موزا یک خیار در کــاهــو بذ رزاد نیست واین اختلاف مهمی است که بین C M V  وویروس موازیک کاهو وجوددارد بنالبراین ورود وئروس وگسترش اولیه آن فقط توسط شته ها ی ناقل صورت میگیرد

جلو گیری مرض

جدا کردن مزارع کاهو از مزارع که سال قبل کاهو کشت شده  وهمچنین ازمزارع جالیز بری کنترول بیماری ضروری است حذف گیاهان دایمی وکاشت مزارع کاهو به فاصله حد اقل 100 متر ارمحل کاشت گیا هان زینتی در کاهش بیماری موثر است مبارزه باشته های ناقل باید از ابتدا شروع شود تا 10 روز قبل از برداشت ادامه یابد کاشت کاهو درمزرعه مر بع شکل وسع بهتر از کاشت کاهو دریک نوار بار یک می باشد این اقدام در کنترول آلودگی موثرSherfmecnab 1986 قابل ذکر است که امر اض کاهو زیاد است ودر اینجا چند تا آن یاد آور شدیم . 

ارزش غذا ودارویی

کاهو دارای مقدار زیاد مواد کانی مانند کلسیم فاسفورس آهن پتا شیم وسودیم است همچنین دارای مقدار کمی مگنیز یم وگوگرد می باشد کاهو از نظر ویتامین های مختلف ما نند A ، B1 ،B2 ، B3 و C بسیار غنی است کاهو از نظر برای افراد مسن وکسانکه مبتلا به مرض چاقی وفشار خون هستند بسیار مفید می باشد در 100 گرام کاهو مقداری 94 درصد آب 5/2 درصد کاربو هاید ریت ½ درصد پروتین 0،3درصد چر بی 0،5 درصد تر کیبات معدنی وجود دارد . در کاهو مقدار 8 کتو کاریوم وجود دارد که از این رویک داروی خواب آورمحسوب می شود وآن در درمان بیماریهای برنشیت وآسیم تجویز می شود درهندو ستان از برگهای کاهودردرمان سوختگی وزخم استفاده می کند وبرگهای  آن راروی زخم می گذارند وآن می بندند تا زخم التیام یابد همچنین آب کاهو تب بر است درایران از کاهو به صورت های مختلف استفاده میشود درخارجک کاهو را به تنهای به صورت تازه تهیه سالاد یا همراه با سایر سبزیهای سالادی مورد استفاده قرار می دهند دربعضی ازکشور های اروپای امر یکای وکشور چین ساقه کاهو را پخته مصرف می کند این سبزی جز غذای روزانه انسا نها بوده ودر سالاد از آ ناستفاده می نمایند.ارزش غذای آن درمقدار زیاد میباشد کاهو دارای ویتامین می باشد همچنان دارای مواد پروتینی قندی ومنرال مانند فاسفورس پوتاشیم ومگنیزیم میباشد خوردن سبزی کاهو برای رفع صفراه درمان بیماری های زردی سوزاک وافزایش ادرار مفید است همچنان از بند ش ادرارنیز جلو گیری می نماید برعلاوه خون را تصفیه نموده رنگ مورا جلا دار رنگ روی را شاداب واعصاب را تسکین می سازد اگر همراه آب زردک نوش جان شود بدن را نیروخواهد بخشید همچنان اگر هنگام خوردن غذا میل شود غذا هایکه هضم نشده باشد در هضم ان کمک خواهد نمود نا گفته نباید گذاشت که کا هو برای معالجه اشخاص پر یشان وعصبانی مفید است واین افراد می تواند هنگام شب قبل از استراحت یکدانه کاهو بخورند .

+ نوشته شده در  90/09/20ساعت 15:3  توسط ايمل " نظري "  | 

سیتم کاناری

مقدمه

کاناری از جمله متداول ترین جانوران خانگی است . از قدیم الایام نگهداری آن بخاطر آواز دلنشین و رنگ آمیزی زیبایش رایج شده و مورد توجه مردم اکثر ی نقاط جهان قرار گرفته است . نگهداری نسبتاً آسان ، تمیزی و خوگیری اش به محیط قفس از جمله خاصیت های هستند که کاناری را به صورت یک پرنده خانگی در آورده اند. توجه توده های مردم نسبت به این جانور خود دلیل این مدعاست .کاناری از گذشته دور مورد توجه مردم کشورما بوده و هنوز هم قفس کاناری در برخی مغازه ها و دستگاهای خیاطی به چشم می خورد . اما می توان ادعا کرد که کاناری در افغانستان به طوراصولی و عمیق مورد توجه قرار نگرفته است .

تاریخچه راه یابی کاناری به سایر کشورها

هنگامی که اسپانیایی ها در اواخر قرن پانزده جزایر کاناری را تسخیر نمودند ، می بایست حداقل آواز دلنشین و جالب توجه کاناری در روی درختان و بوته ها جلب نظر شان را کرده باشد . بهر صورت آنها بودند که اولین کاناری های وحشی را با خود به اسپانیا بردند . دیری نپایید که تکثیر پرنده آغاز گردید. خصوصاً کشیش های اسپانیایی علاقه وافری به نگهداری و تکثیر آن داشتند. آنان تجارت خوبی را با خواننده کوچک سبز زرد رنگ آغاز کرده ولی تنها مبادرت به فروش پرنده های نر نمودند. رفته رفته پرنده به سلیر کشورهای اروپا نظیر ایتالیا،فرانسه و انگلستان راه یافت. اما چون تنها پرندگان نر صادر می گشتند ،همواره نیاز به وارد کردن آن از اسپانیا وجود داشت. این امر موجب آن بود که قیمت پرنده بالا بوده و تنها اشخاص ثروتمند قادر به نگهداریش باشند.

توسعه تکثیر و پرورش

امر تکثیر نه تنها به خاطر  آواز خوش پرنده و زیبایی اش بلکه به دلیل ایجاد رنگ های تازه و نیز مشخصات و فرم بدنی خاص مورد توجه قرار گرفت. امروزه بیشتر آواز و رنگ مورد توجه است . تکثیر کنندگان سعی بر آن دارند که هر دو نکته را به نحو احسن و کامل در هم توأم نمایند . کاناری زرد یکدست در قرن شانزدهم تکثیر گردید اما تکثیر کنندگان در اوایل قرن معاصر موفق به پرورش کاناری قرمز گردیدند.

نژاد های کاناری

از آنجایکه کاناری مدت پنصد سال است که در آلمان بومی شده ،قدری در صدا ،ظاهر و رفتارش تغییراتی بوجود آمد است . نژاد های مختلفی از پرنده پرورش یافته و تکثیر کنندگان شهرت جهانی یافته اند . آنان سعی به تکثیر نژاد های اصیل چه از نظر آواز ،فرم و یارنگ داشته اند . امروز نژاد های کاناری را به سه گروه بزرگ تقسیم کی کنند .

1-  کاناری آواز خوان

2-  کاناری ریگی

3-  کاناری با فرم بدن خاص

به عنوان گروه چهارم می توان نژاد های مخلوط را در نظر گرفت .صرف نظر از بسیاری امتزاج ها با انواع وحشی حدود چهل نژاد مصروف از کاناری آواز خوان ، رنگی و یا فری موجود است . اما این بدان معنی نمی باشد که تمام این نژاد ها در ها در بازار یافت می شوند . از این میان کاناری خوش رنگ زرد یا قرمز و انواع آواز خوان نظیر نژاد هارتس محبوبیت خاصی دارند. 

شناخت کاناری

اصولاً پرنده چیست ؟ پرندگان جانوران مهره داری هستند که اختلاف ظاهری آنها با سایر مهره داران در وجود پوششی از پر می باشد . بنابراین صرف نظر از سوپ جوجه ، پرنده فاقد پر وجود ندارد، در پرنده دست ها به صورت بال تغییر فرم پیدا کرده اند .اما برخی پرندگان طی گذشت زمان قدرت پرواز اولیه را از د ست داد ه اند . برخی دیگر از بالها برای پرواز استفاده نکرده و تنها از آنها به عنوان پارو استفاده می کنند . اما اغلب پرندگان قادر به پرواز بوده و بدنشان به کمک یک سری خواص تکنیکی برای پرواز در هوا تطبیق داده شده است. از آن جمله پرها نه تنها گرما را تنظیم می نمایند ، بلکه با پوشش دوکی خود فرم مناسبی را برای پرواز مهیا می سازند .استخوانهای پرندگان با وجود مقاوم و محکم بودنشان سبک و قسمتی از آنها داخل خالی هستند . نتیجتاً وزن بدن پرندگان نسبتاً کم می باشد . منقار بزرگ برخی پرندگان هوای نسبتاً زیادی را (بیش ازحد تصور) به داخل بدن منتقل می سازد. قسمتی از هوای مکیده شده از طریق شش به لابلای عضلات بزرگ پرواز منتقل می گردد . این هوا عمدتاً صرف خنک کردن عضلات و جلوگیری از گرمای شدید آنها حین پرواز می شود. پرنده نیز مانند پستانداران خون گرم هستند . دمای نورمال بدنشان حدود 41 درجه سانتیگراد می باشد . همانگونه که اشاره شد،نوسانات دمای محیط خارج به میزان زیادی توسط پرها متعادل می گردد . اگر پرنده ای گرمش شود ،پرهایش را جمع و نتیجتاً هوای بین آنها را خالی نموده و بدین ترتیب لایه عایق خویش را کن می کند . اما در صورتی که محیط برایش سرد باشد ،پرهایش را به منظور جمع شدن هوای زیاد بین آنها پف می نماید . هوای جمع شده بین پرها در اثر دمای بدن گرم شده و تشکیل لایه ضخیم عایقی را می دهد.از آنجا که پرندگان فاقد اعضای تجمع آب در زیر پوست هستند ،لذا عرق نمی نمایند. بنابراین برای خنک کردن خویش نولشان را باز کرده و رطوبت داخل آن را با نفس زدن تبخیر می نمایند. سگ ها نیز که قادر  به عرق کردن نمی باشند ،عیناً همین عمل را برای خنک کردن خویش انجام می دهند.

نحوه زندگی کاناری وحشی

طبق دسته بندی سیستماتیک زیست شناسی کاناری وحشی به دسته گنجشگ ها (passeres ) و اینها نیز به خانواده فینچ ها (fringillidae ) تعلق دارند. گروه کاناریها (serinus ) خود جزء کوچکی از این خانواده است . کاناری دارای تمام مشخصه های خاص پرندگان می باشد. کاناری سبز وحشی تا زمانی که روی درختان جزایر کاناری زیست می نمود، موجود خاصی به نظر نمی آمد. تنها زمانی که توسط انسان و با جداسازیهای حساب شده انواع زرد ،قرمز و قرمز مسی آن تکثیر و پرورش یافته و به صرت یک جانور خانگی در آمد ،مورد توجه قرار گرفت .کاناری وحشی جزایر کاناری که اصل و نسب کاناری های اهلی بدان بر می گردد (serinus canaria canaria ) ، در جزایر مادیرا (Madeira) و آزورن (azoren) زندگی می کند . این کاناری از اغلب انواع پرورشی کوچک تر بود ه و طولش از نول تا انتهای دم حدود 13 سانتیمتر می باشد . پرهای زرد خاص انواع اهلی ، در انواع وحشی نیز یافت شده ولی شدیداً با رنگ های سبز زرد ،سبز و سیاه مخلوط می باشند. و ماده های آن دارای رنگ خاکستری قهوی هستند.کاناری های اروپای (serinus , serinus ) با نوع افریقای خویشاوندی نزدیک دارد. آنها را می توان باهم جفت کرد و کاناری های دورگه نیز دارای نطفه می باشد(تکثیر پذیرهستند).هر پرنده دارای شدت صوت و نوع صدایی خاص گروه خویش است. هدفش از آواز ،راندن دشمنان و رقبا و جلب توجه ماده می باشد.کاناریهای ماده به تنهایی سیزده روز تمام روی تخم ها خواهند خوابید . نوع نر در این فاصله تغذیه ماده را به عهده می گیرد . والدین هر دو در پرورش جوجه نقشی به عهده می گیرند . معمولاً در یکسال دو و حتی سه بار تخم گذاری و جوجه کشی انجام می شود . با مستقل شدن جوجه های نوبت آخر ،کاناری تشکیل گروههای بزرگی را داده و برای پیدا کردن خوراک طول زمستان را در اطراف جزایر کاناری به جستجو می پردازند.مرگ و میر کاناریهای جوان بسیار زیاد است . در حد  فاصل تولد و روز استقلال کامل ،فاصله زمانی پر مخاطره ای وجود دارد. تنها تعداد کمی به سن یکسالگی و بلوغ می رسند ،البته این امر در پرندگان کوچک غیر عادی نمی باشد. زنده ماندن والدین و دوتا از جوجه ها برای بقای نسل کافی است . دشمنان کاناری بسیارند: پرندگان شکارچی ، پستانداران شکارچی و مارها از دشمنان درجه اول نوزادان می باشند. بسیاری نیز در اثر بدی آب و هوا در کوتاه مدت و یا سوانح اولین پرواز آزاد به دام مرگ خواهند افتاد.                                                                 

رفتار کناری

نحوه زندگی کناری در اسارت به طور محسوسی با زندگی در طبعیت متفاوت است . امکان استفاده از توانایی های مادر زادی و جزء مهمی از رفتار خویش را ندارد . خورده ،آشامیده،پریده،پرواز کرده،خوابیدهو خود را تمیز می سازد اما قادر به کار دیگر غیر از افعال یاد شده نخواهد بود . در باره اینکه واقعاً کاناری اسیر حسرت افعال و رفتار دیگر را دارد یا نه ،نمی توان به طور قاطعی اظهار نمود. خوشبختانه پرنده قادر به فکر کردن نسبت به سر نوشتی که بدان دچار شده نیست بنابرین احتمال دارد که کاملاً راضی باشد. کاناری اصولاً چندان پرنده اجتماعی نیست . بین پرندگان انواع زندگی گروهی و برخی زندگی انفرادی دارند . این امر بستگی به نوع آنان دارد . واژه اجتماعی  وابسته از بیولوژی و رفتار گروهی پرندگان است .اما کاناری وحشی و نتجیتاً انواع پرورشی آن را می توان بیشتر جز و غیر اجتماعی ها تلقی کرد . اصولاً شاید به کار بردن صفت اجتماعی یا غیر اجتماعی در باره کاناری چندان آسان نباشد. جفت در هنگام جفت گیری و تخم گیری و تخم گذاری دارای منطقه مشخصی بوده و تحمل کاناری دیگری در آن ندارد اما پس از
آن پیر و جوان تشکیل گروهای بزرگ را می دهند این گروها تنها در زمستان پایدار بوده و بیشتر تجمعی حفاظتی در مقابل دشمنان می باشد .
در زمان جفت گیری نیز هر کس جفت مطلوب را نیافته و برخی کاناری ها ی وحشی یک سال را بدون خوانواده سپری می سازند . نتجه آنکه شاید کاناری اهلی ترین جانور خانگی باشد،می توان مدتی تنهایش گذارد. البته این بدان معنی نمی باشد که همه چیز برای کاناری بی تفاوت است . جانوران هر قدر هم که غیر اجتماعی باشند به برخی پدیده های اطراف خود خو گرفته و از آنها یاد میگیرند. کاناری بزودی تشخیص خواهد داد . که به او چه کسی آب و دانه می دهد ،چه کسی به او دانه لذیذ می دهد و چه کسی همدم اوست،شاید صفت همدم با آنچه که در با لا مورد بحث قرار دادیم متضاد به نظر آید ولی چنین نیست ،جانور نیاز به وقوع فعل و انفعالات و پدیده هایی در اطراف خویش دارد.

کناری آواز خوان

معروفترین کاناری آوازخوان اروپایی نژاد هارتس ( رولر هارتس ) می باشد . ابتدا معدن چیان تیرول به عنوان کار جنبی به تکثیر آن پرداختند . سپس پرنده توسط آنان به هارتس برده شد. در این ناحیه کیفیت آواز این کاناری تصحیح گردیده و تکامل یافت. آوازش چندان بلند نبوده و چهچهه ای موزون و متنوع دارد . کاناری آمریکایی نژاد جوانی است که در ایالات متحده آمریکا تکثیر شده است. در این نژاد که آوازش شبیه نوع هارتس می باشد ، علاوه بر آواز رنگ آمیزی و فرم بدن نیز معیار است.تکثیر کنندگان نژاد جدید آوازخوان خوش رنگ نیز همین هدف را دنبال می کنند . مقصد آنان تکثیر کناریهایی است که هنر آوازخوانی و زیبایی را توأماً دارا هستند.

کاناریهای رنگی

نژاد اصلی کاناری یعنی نوع وحشی آن دارای مخلوطی از رنگهای سبز و زرد همراه با خطوط سیاه و شاه پرهای قهوه ای می باشد . کاناریهای موجود در اثر تکثیر و پرورش خاص و استفاده از قوانین وراثت و جدا سازیهای پی در پی حاصل گردیده اند . بر خلاف تصور خیلی اشخاص ، کاناری تنها به رنگ زرد موجود نمی باشد.علاوه بر آن رنگهای زرد خود متفاوتند . برخی کاناریها زرد روشن ، گروهی  زرد معمولی و عده ای دیگر زرد تیره اند . علاوه برآن پرنده به رنگهای سفید ، قرمز ،قهوه ای ، قهوه ای نقره ای و رنگهای مخلوط وجود دارد .از مبتدیها نوع زرد رنگ را به عنوان کاناری می شناسند. علت آن این است که این نوع اولین نژادی است که از نوع وحشی تکثیر و پرورش داده شده و بیش از سایر رنگها در بازار یافت می شود . ضمناً کاناری زرد معمولاً ارزان ترین نوع پرنده است.در بسیاری از فروشگاهها کاناری قرمز و کم بیش سفید نیز یافت می شود . سلیقه ها در باره انتخاب رنگ متفاوت است.

+ نوشته شده در  90/09/20ساعت 14:52  توسط ايمل " نظري "  | 

کنجد واهمیت آن

مقدمه

 اگر نظر به وضع گذشته وفعلی اقتصادی کشور بیاندازیم دیده میشود که بنیاد اقتصادی افغانسان اساسأ بالای منابع زراعتی استوار بوده است . رشته های غیر زراعتی دربرابر منابع زراعتی  نا چیزشمرده میشود. قسمت اعظم صنایع    موجوده کشورنیرمربوط است به تولیدات زراعتی از قبیل صنایع گندم (سیلوها) پخته ، لبلبو، نیشکر ، تیل کشی ، ابریشم ، میوه وغیره برعلاوه ازجمله صنایع که درآینده بوجود خواهد آمد یک حصه اعظم آنها زراعتی خواهد بود.جای شک نیست که وضع اقتصادی وباالاثر وضع تجارت خارجی افغانستان روزبه روز در انکشاف  بوده ودر پرتو آن توصعه مزیدی صنایع متصور است نبا تات روغن دار در طول چند سال اخیر درکشور ما به طور قابل ملاحظه از جهت اقتصادی کسب اهمیت نموده که طبق آمار های موجود قیمت های مواد خام وارداتی برای تهیه روغن های نباتی درمدت همین چند سال اخیر قوس سعودی را طی نموده ومیتوان اظهار داشت که مصرف آن نیز روزافزون است . گرچه در مقابل روغن های که از نباتات تیلی مانند پنبه دانه، کتان، زغر ، کنجد، آفتاب پرست ، بادام زمینی وشاهدانه بدست میاید فوق العاده مؤثر ودارای انرژی وکیفیت بلند غذائی میباشد. بسیاری ازنباتات بخاطر داشتن روغن خوارکی یا غیر خوارکی کشت میشوند روغن نه تنها احتیاجات غذائی بدن مارا مرفوع میسا زد بلکه درروغن مقدار زیاد ویتامین ها واسیدهای شحمی وجود دارد که درتکامل بدن "رشدونمو" انسا ن رول اساسی را بازی میکند . دانه های که ازروغن آنها استفاده میشود عبارت اند از بادام ، سایبین ، بادام زمینی ، زغر ، آفتاب پرست ، پنبه دانه ، کنجد وغیره دانه های روغنی هستند که ازجمله آنها کنجد دارای بیشترین ویتا مین است که وطن اصلی کنجد را افریقا نشان داده اند. از زمانهای قدیم درحبشه ، یونان ، مالی ، ایران وهند کشت شده است . کشت کنجد به منظور بدست آوردن روغن واستفاده از آن دراواخر قرن "18" در روسیه  مروج ومعمول شده ودرین وقتهادر ازبکستان، تاجکستان، ترکمنستان، آذربایجان، کریسنادارروسیه سابق کشت کنجد توسعه یافته است وهم چنان در افغانستان عزیز ما در ولایات مانند بدخشان ، تخار ، کندز ، میمنه ، ارزگان ، کندهار ، مزارشریف وجوزحان وغیره کشت آن توسعه یافته است .کنجد درصنعت خوارکی مانند محصولات قنادی.وحلواباب استفاده میشود . تخم کنجد دارای 26%روغن 20-25% پروتین و 15-20% کاربوهایدریت است . روغن کنجد دارای رنگ زرد سفید نما بوده وخوش طعم ولذیذ است که نسبت به روغن پنبه دانه ، آفتاب پرست وزغر از هر لحاظ برتر وبهتر میباشد. قسمیکه کنجاره آن دارای پروتین زیاد بوده ودارای ارزش غذائی خوب برای مواشی میباشد.کنجد نه تنها یک نبات پر قیمت روغن دار بشما ر میرود بلکه بهترین پیشینه کشت برای گندم وجو نیز میباشد که از هرهکتار زمین زراعتی کنجد kg2500-1500 دانه بدست میاید . با توجه به مطالب فوق اهمیت ترویج وتوسعه کشت نباتات روغن دار از جمله کنجد به خوبی روشن میگردد که درکشورما خوشبختانه پروسه تیل کشی ویا روغن کشی آن با وجود اینکه ماشین های روغن کشی به ندرت پیدا میشود با آنهم به اشکال گوناگون پروسه فوق را ادامه میدهند

تاریخچه پیدایش کنجد:

کنجد یکی از نباتات روغنی مهم وقدیمی درزراعت نواحی گرم وخشک بشمار رفته اما با اصلاح ورایتی های مناسب گسترش آن درمناطق معتدله نیز امکان پذیر بوده است . منشأ این نبات روغنی توسط "واویلوف " vavilov دانشمند روسی درهند ذکر گردیده است ولی تناوع وسیعتر وحشی این نبات درقاره افریقا وجود دارد که احتمالأ این قاره منشأ کنجد میباشد. نبات کنجد احتمالأ قدیمی ترین نبات روغنی جهان میباشد طبق گفته های مفسرین کنجد در 2130 سال قبل از میلاد دراین مناطق مورد کشت قرار گرفته است.کنجد به نام های  Gingelly،Till , simim, benniseed  معروف میباشد . کشت آنرا میتوان تا ارتفاع 1200 متر بالاتر از سطح بحر انجام داد طبق آمار دردست داشته چین با تولید 0.5 میلیون تن درسال"1990"بزرگ ترین تولید کننده کنجد درجهان میباشد ومیزان تولید دانه کنجد درجهان درآخرین آمار گرفته شده درسال 1990-1995 برابر به 2.3 میلیون بوده است . سطح زیر کشت آن در رسیدن به دلیل فعالیت ها ترویجی نا مناسب ویا شاید نا کافی 25000 هکتار بیشتر نیست. طبق یک منبع دیگر سوابق تاریخی متعدد حاکی از آن است که کنجد احتمالا از مناطق وسیع درایتوپی اهلی شده واز آن جابه هند وچین وارد شده پس از حدود 2000 سال قبل از میلاد غذای معروف درجنوب اروپا ، شمالو شرق افریقا وجنوب آسیا شناخته شده است . توسط یر مانس کنجد حدود قرن هفدهم وارد آمریکا شد وبه سرعت درچندین کشورهای جنوبی از جمله مکسیکو ، آلمان ، نیکاراگوا و وینزویلا سطح زیرکشت واستفاده از آن افزایش یافت . درزمان های خیلی قدیم در حبشه ، یونان ، مالی ، ایران وهند کشت شده است وهمچنان کشت کنجد به منظور بدست آوردن روغن واستفاده از آن دراوخر قرن 18 درروسیه مروج ومعمول شده وبعد از آن در تاجکستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، آذربایجان ودیگر کشورهای شوروی کشت آن توسعه یافته است وآهسته آهسته در افغانستان درولایات مانند تخار ، بدخشان ،کندز ، میمنه ، مزارشریف، ارزگان ، کندهار ، جوزجان وغیره کشت آن توسعه یافت .

تعریف کنجد:

کنجد نباتی است که به منظور استفاده از روغن زرع میشود ، رنگ دانه ها سفید یا سیاه گاهی هم قرمز میباشد در هر غلاف در حدود 20 دانه وجود دارد درنواحی گر م وزمین های آهکی (چونه دار) بهتر میرویند نبات کنجد دارای بته است که از 60 سانتی متر الی یک متر ارتفاع دارد میوه آن بشکل کپسول چهار پره بوده که محتوای آن 200 کنجد به بزرگی ارزن میباشد ، وقت کشت آن تابع شرایط محیطی واقلیمی میباشد ودر اکثر مناطق درماه سرطان کشت میگردد.

اهمیت افتصادی کنجد:

کنجد درمیان نباتات تیلی مقام اول را دارا بوده که همه ساله بیشتراز 2 میلیون تن دانه کنجد درجهان تولید میشود . بهترین مراکز تولید آن هندوستان ، چین ، سودان و مکسیکو است . مقدار تولیدروغن سالانه کنجد حدودأ به00000 7 تن میرسد ، تخم این نبات 50-65% روغن را دارا میباشد که روغن آن از عالی ترین روغنهای غدائی است که در تهیه حلوا در قنادی ها ونیز یک مقدار آن بصورت روغن سلات در خوارکه پزی ها مورد استفا ده قرار میگیرد ، روغن کنجد درطبابت ودوا سازی وهم چنین برای ساختن لوازم آرایش ومواد حشره کش مورد استفاده قرار میگیرد. روغن کنجد دارای رنگ زرد سفید نما وخوش مزه بوده طعم آن از روغن پنبه دانه ، آفتاب پرست وزغر برتری داشته ویکی از مشخصات عمده آن از دیگر روغنها که متمائیز میگردد این است که درمجاورت هوا خیلی دیر اکسیده ویا خراب میشود وبدین ترتیب ثبات آن زیاد است واین خاصیت به علت داشتن مواد ضد اکسیدیشن سسامول sesamol    میباشد که منحصراً در روغن کنجد وجود دارد. برعلاوه مقدار اسید های چرب وغیر مشبوع روغن کنجد از سایر روغنها کمتر نیست . مقدار فیصدی روغن موجود درکنجد نظربه انواع مختلف ، آب وهوا ، رطوبت ، خشکی وباالآخره نحوه جمع آوری فرق میکند ولی به طور اوسط 40-45% میباشد وفیصدی روغن کنجد ارقام موجود بیش از %50است کنجاره که درهنگام روغن کشی از آن بوجود میاید دارای %8 روغن وتقریبأ %40پروتین رادرتشکیل خود دارا است که غذای خوب وپر ارزش برای حیوانات میباشد مخصوصأ درتغذیه گاوهای شیری ومرغوب ساختن شیر ومسکه تأثیر عمده دارد.درآسیای میانه نیزاز زمان دیر زرع این نبات مروج بوده که درازبکستان ، ترکمنستان و تاجکستان زرع گردیده است ، درکشور عزیز ما افغانستان نیز کنجد به پیمانه وسیع وقابل ملاحظه ای زرع میگردد که نتیجه بهتر میدهد ، به عقیده ما به کشت کنجد باید توجه خاص صورت گیر د زیرا دراثر رعایت تناوب زراعتی درزمین های آبی وللمی زرع کنجد حاصلات بهتر داده دررشد اقتصا د نقش مهم را ایفأ مینماید (2)

قراری که درجدول "1" دیده میشود مهمترین کشورهای تولید کننده کنجد درجهان از این قرار است :

تولید کنجد به میلیون تن      1935  1950  1960 1970 1980 1990

تولید جهانی                       1.6    1.78  1.44  1.87  2.6    2.35

تولید چین                          0.85 0.83  0.29  0.36  0.45  0.50

تولید هندوستان                  0.4  0.40   0.38  0.44  0.49  0.48

تولید مکسیکو                     0.02 0.07  0.12  0.25  0.16  0.05

تولید سودان                        0.03  0.13  0.8   0.30  0.25  0.27

جدول "1" تولید کنجد درسطح جهان وکشورهای تولید کننده کنجد در جهان باید ذکر گردد که علاوه بر اینکه کنجد ومحصولات آن نسبت به دیگر نباتات روغنی ارزش فوق العاده دارد باید علاوه نمود که ازنگاه طعم روغنی از روغن زیتون عقب نمی ماند . قراری که قبلأ ذکر گردید کنجد به شکل قطار کشت آن قناعت بخش بوده وحاصل خوب نیز مید هد  ما با تطبیق کشت کنجد بشکل قطار میتوانیم بصورت درست بته های کنجد را درزمین زراعتی درعملیه نرم کاری خاک از خطر تضعیف شدن توسط گیاهان هرزه نجات داد که در نتیجه هم گیاهان هرزه کنترول گردیده وهم حاصل بلند بدست خواهیم آورد .از جانب دیگر کنجد مواد غذائی را از طبقه پائین خاک به مصرف رسانیده ومواد قسمت فوقانی را به حال خود میگذارد .

اهمیت غذائی کنجد:

درجهان امروزه دانه های روغنی دربین محصولات زراعتی اهمیت خاصی دارند ، این اهمیت به ترکیبات ارزشمند موجود درآنها مربوط است (پروتین ، چربی روغن) واز ارکان مهم تغذیه سالم بوده که از منابع اصلی نباتی وحیوانی تأ مین میگردد.مصرف  اصلی دانه های کنجد درشیرینی پزی ودر تهیه حلوا باب میباشد دانه کنجد دارای 16-25% پروتین 50-65% روغن %16-18کاربوهایدریت است . ( میزان دراین نبات روغنی بیش از سائر نباتات روغنی است ) . طعم روغن کنجد مطبوع بوده وثبات آن بالا است واکسیدایز نمی شود این خاصیت ( اکسیدی نشدن روغن) به دلیل نوع اسیدی چرب بنام سسامولین sesamolin    که در اثر تجزیه به یک ما ده انتی اکسیدان بنام sesamol  تبدیل میشود. روغن کنجد برای طبخ مواد خوارکی مختلف در تهیه عطر وبه عنوان حلال درادویه سازی مصرف میشود.کنجاره کنجد حدود %40پروتین داشته دوام آن زیاد بوده و فاسد نمی شود ، کنجاره کنجد از نظر امینو اسید های میتونین ، کلسیم ، فاسفورس وویتامین غنی بوده وبرای حیوانات مطلوب میباشد . روغن کنجد دارای %55-44 اسید چرب اولیک ، 29-39%اسید چرب لینولیک% 9 اسید پالمتیک و5% اسید استیاریک است ( اسید چرب اشباع نشده) .خوردن این نبات ازقدیم در افغانستان معمول بوده است. نانوایان مغز آ ن را بالای نانها میپاشند وحلواسازان آنرا برای ساختن حلوا وغیره به کار میبرند.متجاوزاز 5000 سال که به خواص مطلوب این نبات از لحاظ کیفیت ومرغوبیت آن پی برده شده است پهلوانان قدیم آنرا برای زیاد کردن زور وقوت میخورند وامروز هم دربین قهرمانان ترکیه مورد توجه بوده ودارای ارزش زیا دمیباشد

اهمیت داروئی کنجد درسلامتی بدن:

از نظر طب قدیم ایران کنجد گرم بوده وبسیا رمغزی است ودراکثر کشورهای فقیر به عنوان جانشین گوشت بکار میرود، خواص داروئی آن از این قرار است .

1.برای چاق شدن وتقویت نیروی جنسی مؤثر است .

2.برای رفع قولونج کنجد را آسیاب نموده وبا سرکه مخلط وبه مقدار نصف وزن کنجد مغزبادام پوست کرده شده را به آن اضافه کنید سپس آنهارا پودر کرد ه وهر روز به اندازه یک قاشق سوب خوری ا ز آن بخورید.

3.کنجد گرفتگی صدارا ازبین میبرد.

4.کنجد نرم کننده معده وروده است .

5.برگ کنجد اگر بسر مالیده شود با عث رشد وسیاهی موی سر میگردد.

6.کنجد فشار خون بالا را کاهش میدهد.

7.کنجد ضد روماتیسم است .

8.برای رفع ناراحتی کیسه صفرا مفید است .

9.دم کرده بر گ کنجد اسها ل خونی را برطرف میکند.

10. روغن کنجد برای دفع نفس تنگی ، سرفه ، خشکی ، وزخم ریه مفید است .

11.روغن  کنجد سوزش ادرار را دفع میکند.

12.از روغن کنجد به جای روغن زیتون به سلاد استفاده میکنند.

13. کنجد باتمام فواید یکه دارد برای معده ضعیف مناسب نیست زیرا هضم آن سنگین است . اینگونه اشخاص باید آن را با عسل وسرکه بخورند.

خصوصیا ت بوتانیکی کنجد:

نام علمی کنجد Sesamum indicumبوده یک نبات یک ساله مربوط به فامیل pedaliaceaeمیباشد ونام علمی آن درحقیقت ازنام عربی کنجد یعنی سیم سیم (simsim)گرفته شده است .

ریشه:-  کنجد دارای ریشه اصلی بوده تا یک متر ویا اضافه تر از آن درزمین فرو میرود . قسمت بالائی ریشه نسبتأ ضخیم بوده ودارای شاخه های زیاد است. 

ساقه:- ساقه نبات کنجد راست بوده وچپه نمیشود. وهمچنان ساقه آن دارای جری ومویک ها بوده وتعداد شاخه های آن متفاوت میباشد وطول ساقه آن از  80-100 سانتی متر ودر بعضی جاها اضافه تر از آن میباشد.

برگ:- برگ های کنجد بصورت متناوب یا متقابل بوده ، سطح آن ها بدون مویک وجری میباشد . با در نظر داشت موقعیت برگها بالای ساقه سطح برگ تغیر میابد. برگ بعضی از شاخه های کنجد به شکل پارچه به نظر خورده و برگ های قسمت پائینی ساقه بزرگتر ووسیعتر میباشد . بطرف انجام ساقه برگ ها کوچک شده میرونددر یک تعداد اشکال دیگر برگهای پائینی به سه حصه تقسیم میشوند وبرگ های بالائی کم عرض و نشتر شکل میباشند.

گل  :- گل کنجند به شکل یکتائی ویا سه عددی دربغل برگها در بالای دمچه کوتاه قراردارد . کاسه وتاج گل آن دارای مویک ها است .گلها شکل نیچه ، زنگوله و کاسه پنج گوشه ائی را دارا میباشد. گل ها تقریبأ 1.5-2.5 ماه بعد ازسبز شدن درقسمت های پائینی ظاهر میشوند . گل از دو لوله گل برگ تشکیل شده است ، کاسبرگ کوتاه واز قاعده بهم چسپیده باریک ونوک تیز وکرکدار است .

تخم :- تخم کنجد درلانه های تخم دان بشکل عمودی در 4-8 قطار جای گرفته است . ازنقطه نظر شکل، تخم کنجد شبیه به تخم زغر بوده اما بدون جلا میباشد. تخم آن کوچک وبیضوی شکل بوده ، طول آن 2.7 وعرض آن 1.9 ملی متر میباشد. رنگ آن اکثرأ قهوه ائی ولکه ها ی گونانگون سیاه دارد. بعضی ازاشکال آن دارای تخم سفید نیز میباشند . وزن 1000 دانه تخم آن دونیم تا سه گرام است

خصوصیات بیولوژیکی نبات کنجد:

کنجد یک نبات مناطق گرم سیربوده وبه حرارت زیا د ضرورت دارد ودر یک فصل نموئی درحدود 2500 درجه حرارت مجموعی ضرورت دارد کنجد درمقابل سردی مقاومت نداشته وتخم آن به حرارت 15-18 درجه حرارت خاک جوانه زده وبعد از 3-4 روز جوانه های ان به مشاهده میرسد به منضور انکشاف نبات کنجد مساعد ترین حرارت 22-25 درجه سانتی گراد میباشد. نبات کنجد درماه اول انکشاف ضعیف داشته ودو هفته قبل از تولید گل به سرعت نمو میکند. پندک های آن درروز های 34-37 از جوانه زدن پیدا شده ودر دوماهگی تولید گل مینماید.کنجد درمقابل خشکی وگرمی مقاومت دارد. اما درمرحله نیش زدن تخم وبه وجود آمدن جوانه ها واولین روزهای نمو به رطوبت بیشتر خاک ضرورت دارد. وزش بادهای گرم دانه های آنرا پوچ وبی مغز میسازد . کنجد نباتی است دارای گرده افشانی خودی وعمل القاح دراین نبات قبل ازباز شدن گل به داخل پندک ها صورت میگیرد. کنجد درزمین های للمی دارای خاک خاکستری رنگ تیره وقهوه ائی رنگ دامنهً کوه ها که بارنده گی کافی موجود باشد، توافق خوب کرده ودر خاکهای نمناک وشوره زار های ، نموی خوب نمی نماید.

خصوصیات اگروتخنیکی :                                                          درتناوب زراعتی کنجد را به تعقب جمع آوری حاصل نباتات زراعتی که بین قطار های آنها نرم شونده است ، کشت می نمایند . آماده کردن خاک برای زرع کنجد عبارت است از شد یارعمیق تیر ماهی و 1-2 مرتبه قلبه کردن وسیخ ماله نمودن تا وقت زرع کنجد ، قلبه قبل از کشت باید عمیق باشد ومعمولا به عمق بذر تخم صورت میگیرد.به مقصد هموار نمودن سطح خاک وکاهش سخت شدن آن ونیز به میظور نزدیک ساختن به رطوبت خاک ، ساحه را باید خوب ماله نمود.استعمال کود های فاسفورس دار درفی هکتارkg/h90  وهم چنان کود پتاشیم نیز به مقدار kg/h90 درفی هکتارزمین سفارش میگردد.زرع کنجدرا باید درنیمه اول ماه ثور یا اخیر ماه حمل انجام داد . کنجد را به اصول خطی کشت مینمایند که فاصله بین قطار ها 60 سانتی متر میباشد دریک هکتار 6-8 کیلیو گرام تخم کنجد کشت شده وبذرتخم به عمق 2.5-3 سانتی متر باید صورت گیرد. مراقبت ازکشت کنجد عبارت  از یکه کردن آن میباشد که درهر 15 تا 20 سانتی متر یک نبات باقی گذاشته میشود وبه این ترتیب دریک هکتار از 80 تا 100 هزار نبات کاشته میشود.درطول فصل نموی کنجد را به حد ضرورت خیشاوه نموده وبین قطار های آنها را نرم میکنند .حاصل کنجد را همزمان با پخته شدن تخمدان های تحتانی درمدت کوتاه به وسیله دست ویا ماشین ها عادی وکمباین های غله جا ت که عیار شده باشد ، جمع آوری می نمایند.

خواص کیماوی کنجد: کنجد دارای پروتین ویتامین های B.D.Eولیستین lecithin میباشد مقدار روغن آن درحدود 50-62%  است روعن کنجد مرکب از حدود %70 اسیدهای چرب اشباع نشده مانند لنولیک اسید اولیک اسید ومقدار اسیدهای چرب اشباع شده مانند پالمیتیک وآراشیدیک اسید میباشد. روغن کنجد یکی از روغنهای اشباع نشده ومفید برای بدن است ودر امریکا ی شمالی وکانادا به مقدار زیا د مصرف میشود دلیل آن این است که روغن   نه فقط کلسترول بدن را بالا نمیبر د بلکه آن را کاهش میدهد .

شرایط محیطی : تحت این عنوان فکتورهای که بالای ان بحث صورت میگیرد عبارت از: 

1- آب وهوا : کنجد یک نبات روز کوتاه وگرما دو ست است لذا به هوای گرم نور فراوان احتیاج دارد وبه حرارت پائین حساس است.  اما دراین حال هوای بسیار گرم هم باعث نقصان تشکیل دانه میشود. طول روز کوتاه سبب میشود که در انواع زود رس قطر ساقه افزایش یابد حرارت وطول روزبلند بیشترین اثر را روی قطر ساقه بر انواع متوسط رس دارد ولی در انواع دیر رس اثر طول روز بلند برقطر ساقه بیش از حرارت غیر آن میباشد. در مناطقی که کمتر از150 روز یخ بندان دارد میتوان کنجد را مورد کشت قرار داد لذا این نبا ت نیاز زیاد به آبیاری تکمیلی ندارد.کنجد را به صورت للمی هم میتوان مورد کشت قرار داد دراین صورت باید بارنده گی متوسط در فصل رشد کمتر از 400 میلی متر نباشد.نبات کنجدبه غرق آب  شدن بسیارحساس است (حتی برای زمان بسیارکوتاه) پس حتماًباید درآبیاری ودفعات آن دقت زیادی درنظرگرفته شود.کنجد نبات است که شوری زیادخاک راتحمل کرده نتوانسته وph منساب برای آن محدوده خنثی است .

2-  نوع خاک :   کنجد در انواع خاکها رشدو نمو میکند ولی در خاکهای که رنگ خاکستری تیره و قهوه ائی داشته باشدتوافق خوب میکند.(خاکهای لوم) . ویابه عباره دیگرخاک که ازلحاظ ساختمان فزیکی دارای وضع متوسط ودرعین حال حاصل خیزوph  خاک درحدود     6.5تا7وتقریباً نزدیک به خنثی باشد نتیجه بهترمیدهد.ولی باید ذکرشودکه کنجد دراراضی که خاک شوروقلوی باشد نباید کشت آن صورت گیرد.وهم چنین زمین هایکه عمق خاک زراعتی آن کم است برای کشت کنجد مناسب نیست مجدداً تکرارمیشودکه کنجد به شوری یانمکی بودن زمین حساسیت فراوان دارد وتجمع نمک که تاثیرناچیزبالای مصور یاپنبه دانه داردمحصول کنجدرا نابودمیکند.

3-درجه حرارت:حداقل درجه حرارت برای جوانه زدن کنجد21درجه سانتی گراد و درجه های حرارت کم حتی بعدازسبزشدن، رشد نبات به تعویق می افتدواگردانه هم تشکیل شده باشدازلحاظ کیفیت مرغوب نیست واگردرجه حرارت صفر درجه سانتی گراد باشدنبات ازبین میرود.مناسب ترین درجه حرارت برای رشد کنجد موقعی است که حرارت متعدل روزانه 21درجه سانتی گرادباشد. حرارت بالاتراز41درجه سانتی گرادبرای این نبات مناسب نمیباشد.

4- رطوبت:- کنجد نبات است که نسبتاً مقاوم به خشکی والبته باید توجه داشت که خشکی  بیش ازاندازه نیز سبب کاهش حاصلات نبات مذکور میگردد .  ولی اصولاً رطوبت زیا د برای رشد نبات مناسب نیست ، در مناطق که بارنده گی زیا د باشد ایجاد نوع بیماری در برگ های کنجد میشود(پژمرده گی برگ نبات ) علاوه براین اگر آب برای مدت چند ساعت روی ریشه نبات را بیگرد عمل تنفس نبات  قطع ودر نتیجه نبات مذکور از بین میرود. در جاهای که زرع پنبه بشکل للمی ودیمه صورت میگیرد رطوبت کافی برای کنجد کاری موجود است . درماه های اول جوانه زدن رشد آن بشکل غیر نورمال ویا بسیا ر آهسته رشد میکند وهنگامیکه درآستانه گل و گلزاری میرسد رشد آن بشکل "active " یا فعال آغاز میگردد . دوره حیات آن با در نظرداشت نوعیت آن ، نوع سورت شرایط اقلیمی اگرو تخنیکی متفاوت است از90-120روزمیرسد.درصورت که شرایط اقلیمی بهترباشدممکن است به 90روزحیات آن خاتمه یابدودرغیرآن میتواند به 120روزطول بکشد

 مورفولوژی نبات کنجد:  

کنجدیک نبات یکساله است که درظرف90-120روزبه مرحله پختگی میرسد.نباتیست استاده منشعب وارتفاع آن بستگی به نوع وشرایط محیطی از1-2مترمتغیراست.برگها نزدیک به پاین ساقه متقابل هستندامادربالابصورت متناسب درمیایند ودارای دمبرگ های سبزبطول تقریباً5سانتی مترهستند.گل هابروی محورگل بصورت انفرادی دوتایی ویاسه تایی ظاهرمیشود.دانه های کوچک بیضوی شکل درداخل کپسول (تخم دان)های قراردارند که برروی دمگلهای کوتاه درمحوربرگ های فوقانی ساقه اصلی وشاخه های فرعی ظاهرمیشود.کنجدگرده افشانی خودی دارد وازشبکه ریشه قوی تاعمق 90سانتی مترنفوذ میکند وانشعابات فرعی آن درسطع خاک بطورمتراکم پخش میشود برخی ازدانشمندان ذکرنموده اند(کوبلی 1976).                                                                                                                طبقه بندی نبات کنجد:   کنجد مزروعی به اساس طبقه بندی و. م. گلتی برانت بدو نوع کوچک اساسی تقسیم میشوند که از. هم دیگر با علایم ذیل فرق میشوند

1-تخم دان نوع کوچک اول از دو میوه برگ تشکیل شده است . مقطع عرضانی آ ن مستطیلی میباشد. تاج گل آن از پنج گلبرگ دارای رنگ تیز (روشن ) تشکیل گردیده است . کاسبرگ آن پنج خانه ائی واستگمای تاج گل آن دوپله ئی است .  

2- تخمدان نوع کوچک دو م ازچهار میوه برگ تشکیل شده است . مقطع عرضانی تخمدان آن بشکل مربع میباشد. کاسبرگ وگلبرگ ان زیاد تراز پنج عدد است. استگمای تاج گل آن چهار گوشه ئی میباشد. نوع دارای دو میوه برگ بیشتر مروج گردیده است. درداخل این نوع دو گروه متفاوت موجود میباشد. گروه آسیائی ( proles asiaticum hilt) وگروه حبشه ئی (proles abussinicumhilt).بته گروه آسیائی دارای حجم متوسط بوده اقسام وانواع گوناگون این گروه به خشکی بیشتر مقاومت داشته وسیر روغن میباشد. این گروه دراتحاد شوروی سابق بیشتر انتشار یافته است .بته گروه حبشه ئی پر قو ت ونهایت سیر برگ میباشد . اقسام گوناگون این گروه به رطوبت زیاد ضرورت داشته ودیر ترپخته میشوند. این گروه از مناطق قفقاز درمناطق دیگر از شوروی سابق دارای اهمیت زیاد نبوده وبنأ برآن دراین جا صرف خصوصیات انواع گروه آسیائی تشریح میگردد.

اول: برگ های انفرادی دربغل پندک دارند .

1-     ساقه آن شاخ نداشته یا کم شاخه (تا سه عدد) است .

الف : رنگ تخم آن سفید است var albens hilt

ب    : رنگ تخم آن بور وقهوه ئی است var fuscum hilt

ج     : رنگ تخم آن سیاه است var uniflorum hilt

2- ساقه آن دارای شاخه های زیاد ( ازسه عدد زیاد)  است .

الف : رنگ تخم آن سفید است var albidum hilt

ب    : رنگ تخم آن بور وقهوه ئی است var ramiferum hilt

ج     : رنگ تخم آن سیاه است var raniferum hilt

دوم : دربغل برگها سه عدد پندک وجود دارد .

1- ساقه آن شاخه نداشته یا کم شاخه است .

الف : رنگ تخم آن سفید است var indivisum hilt

ب    : رنگ تخم آن بور وقهوه ئی است var castaneum hilt

ج  : رنگ تخم آن سیاه است var multicapsulre hilt

انواع کنجد:

دربین انوع که استیشن نسل گیری که اتحاد شوروی سابق بدست آورده است. دونوع آن ازهمه زیاد تر گسترش یافته است.

"کنجد تاشکندی 122 " :- این نوع را ستیشن تجربوی(vir)   آسیای میانه بطریق انتخاب انفرادی ازنمونه محلی منطقه دریائی از ازبکستان بدست آورده است . این نوع به ورایتی vulgar hilt و دسته ایکا لوژیکی بخارا منسوب بوده وقد بته ان بلند وشاخه های زیاد دارد . درزمین های آبی بلندی ساقه ان به 120-130 سانتی متر ودرزمین های للمی به 70-90 سانتی متر میرسد. برگ آن یک پارچه ( یک لخت) کم عرض وکنار برگهای آن لشم یا کمی دانه دار میباشد. دربغل برگهای انفرادی پندک به وجود آمده که از آنها گل پیدا میشود. گلهای آن دارای رنگ گلابی وبنفش میباشد. تاج گل آنها بسیار مویکدار ورنگ پند ک آن سبزروشن ودیوارهای مؤقتی تخمدادآن خوب انکشاف کرده وچهار خانه ئی میباشد. طول تخم دان آن سه سانتی متر وتخم آن قهوه ئی رنگ است. وزن هزاردانه تخم آن از 2.5-3 گرام ومقدار روغن آن 58-60% است .این نوع کنجد میانه رس بوده دوره نشو ونموی آن درزمین های آبی 110-120 روز ودرزمینهای للمی 90-100روز دوام میکند .درشرایط تاجکستان درمقابل مرض فیوزا ریوس مقاومت نداشته وزرع آن در جمهوری های ازبکستان ، تاجکستان و آذربایجان معمول است .

"کنجد تاجکی :  35 " :-  این نوع را ستیشن نسل گیر ی دولتی تاجکستا ن بطریقه انتخا ب انفرادی از نمونه نوع محلی سابق منطقه کنگورا ت بدست آورده است.  ( انکشاف دهدنده این نوع ا ی.گ. سوخا بروس است ) . این نوع به ورایتی vulgar hilt ودسته ایکالوژیکی تاجکی منسوب است .بته این کنجد پرقوت وشاخه های آن متراکم قد بلند وبلندی قد آنها در زمین های للمی به 80 – 100 سانتی متر ودرزمینهای آبی به 120 – 140 سانتی متر میرسد . برگهای آن دارای مویکهای زیاد یک پارچه وکناره های بر گ آن  یک اندازه دندانه دار است .این نوع دارای یک گل بوده و میوه وتخم دان د ر بغل برگ به شکل انفرادی قرار دارند . یک بته آن در زمینهای آبی 55 – 95 میوه یا تخمدان تولید میکند. میوه یا تخم دان ان کوچک طول آن 2.5- 3 ملی متربوده ودیوار مؤقتی ندارد. نقص عمده این نوع ریختن تخم آن بوده که به اثر کفیدن میوه یا تخم دان صورت میگیرد . تخم آن قهوای رنگ ووزن 1000 دانه ان 2.7 تا 3 گرام میباشد.  این نوع دارای روغن زیا د( تا63%) میباشد. دوره نشوونموی آن 95 – 100 روز دوام میکند. این نوع باوجود آنکه حاصل زیاد دارد اما نسبت ریختن دانه آن زرع نمیشود. علمای نسل گیری تاجکستان وظیفه دارند که دراین نوع دیوار مؤقتی بوجود آورند  تا دروخت  پختن تخم آن نریخته وعلاوه برا ن خصوصیا ت سفید شدن دانه ومقاومت آن درمقابل مرض فیوزا دیوز با لا رود بدون اینکه خصوصیت روغن داری زیاد آن برهم بخورد .

طرق کشت ومراقبت نبات کنجد: 

1- آماده کردن بستر تخم : به علت اینکه دانه کنجد درمرحله اول رشد درجوانه زدن خیلی ضعیف وحساس میباشد. باید درآماده کردن زمین قبل ازکشت نهایت دقت را مبذول داشت .

الف : زمین باید کاملاٌ عاری از گیاهان هرزه بوده گرمی ورطوبت کافی جهت جوانه زدن داشته باشد .

ب :کودهای حیوانی باید قبل از کشت به زمین داده شود تا که باشد توسط مایکرو ارگانیزم های تجزیه وآماده مصرف نبات گردد.

ج : کشت همرا با آبیاری باشد.

د  : زمین مسطح وبه خوبی هموار گردد.

ه  : شیب هاو جوی های طوری تنظیم گردد که آب در هیچ یک قست از زمین روی بستر تخم را نگیرد تا از سخت شدن زمین دروقت جوانه زدن تخم ها وروئیش نبات ، جلو گیری شده ومانع آن نگردد.

2-تاریخ کشت: همان طوریکه ذکر گردید کنجد درمقابل هوای سرد مقاومت ندارد و به موقع باید به کشت آن اقدام نمود ، که هوای نسبتاً گرم ومعتدل یعنی حرارت روزانه 21- 24 درجه سانتی گراد باشد .درمناطقی که کشت پنبه متداول است میتوان 2- 3 هفته بعد از گذشتن تاریخ کشت پنبه به کشت کنجد اقدام کرد . درمورد طول دوره نموئی وسبز شدن آن اغلب ارقام موجود است ( 140 – 150 ) روز . ولی امرو ز انواع زود رس که درحدود 100-  110 روز میرسد نیز وجود دارد وهم چنان باید درنظر داشت که درمناطق گرم سیر کشور ، آ ن را میتوان ناوقت تر کشت کرد ودرموقع کشت دربهار باید تاریخ کشت کنجد را طوری انتخاب نمود که درجه حرارت خاک بیشتر از 20 درجه سانتی گراد باشد .

3- طریق کشت :کنجد را درشرایط دیمه روی بستر مسطح یا درون جویه میکارند، فاصله بین قطار های کشت 40 – 45  سانتی متر بوده وفاصله بین دو بته روی قطار کشت 8 – 15 سانتی متر است . تراکم بته درهر هکتار بین 4000 – 6000 است درواقع درهر متر مربع  40 – 60 بته موجود دارد .درشرایط آبی باید بصورت جویه و پشته کشت شود . فاصله قطار های کشت 45 – 55 سانتی متر و فاصله بین دو بته روی قطار کشت باید 4 – 6 سانتی متر باشد  ، تراکم تخم لازم برای یک هکتار 2 – 5 کلیو گرام درهکتار است و حتماً باید بایک قارچ کش ضد عفونی  شود ، تخم باید حتماً درخاک مرطوب کشت گردد لذا باید قبل از کشت محل مورد نظر آبیاری شود ودرصورت که میزان تراکم بته هابیش از حد مورد نظر باشد حتماً عملیا ت تاقه کردن زمان که ارتفاع بته ها 5 – 7 سانتی متر است انجام گیرد چراکه  دراین وقت نبات آن قدر آسیب پذیر نیست .

4 – آبیاری : کنجد همان طوری که گفته شد به خشکی مقاوم است لذا میزان آب لازم برای آن کم است اما درزمان گل دهی ودانه بندی به کم آبی حساس می باشد . اولین آبیاری کنجد قبل از کشت وخاک را تا عمق حد اقل یک متر مرطوب میکنند ، دومین آبیاری را کمی پس از کشت و سبک باید انجام داد آخرین آبیاری کنجد را دو الی سه هفته قبل از ریزش برگ ها درزمان رسیده گی دانه ها باید انجام گیرد ، با توجه به مقاوم بودن آ ن به خشکی نیاز چندان به آبیاری تکمیلی دیده نمیشود .کنجد  را در وقت گل حتماً آبیار باید کرد و بالاخره دروقت شروع کپسول بندی آبیاری سبب پرشدن کپسول های ودانه بندی کامل میشود.زمانیکه اولین غلافها شروع به رسیدن مینماید باید آبیار بطور کامل قطع گردد تا رسیدن غلافها تسریع شود ، توج باید کنیم که آبیاری قبل از کشت بیشترین اهمیت را دارد که هرچه سخاوتمندانه ترباشد شانس موفقیت بیشتر خواهد بود که دراین صورت یک یا دو بار آبیاری بیشتر لازم نخواهد بود.باران زیا د دروقت گل باعث کاهش محصول مگردد واگر زما ن برداشت ویا موقع که آماده برداشت شده اند باران ببارد باعث مبتلا شدن به مرض قارچی میگردد وبا تأ خیر درخشک شدن کپسول های باعث کم شدن محصول خواهد شد ، کشت کنجد  آبی درمناطق که آب وهوا ی گرم وآفتابی و خشک دارند نتیجه بسیار مطلوب خواهد داشت .

5- کود دهی درنبات کنجد : مقدار کود مورد ضرورت کنجد  دراراضی ونواحی مختلف متفاوت بوده و مستلزم تجربه های محلی است ، ولی بطور کلی میتوان گفت که احتیاجات کود کیمیاوی کنجد  مانند پخته است . دراراضی ضعیف طبق بر رسی های صورت گرفته وتحقیقات علمی برای هر هکتار 150 کیلیو گرام کود سوپر فاسفیت و 200 کیلیو گرام یوریا واگر مقدار لازم پتاشیم درخاک موجود نباشد به مقدار 100 کیلیو گرام و یا کمتر از آن توصعه میشود . کود را قبل از کشت و موقع کندن گیاهان هرزه به زمین پاش میدهند ویا بصورت نوار یا قطار به فاصله 5 سانتی متر وبه عمق 3 – 7 سانتی متر در کنار ویا زیرتخم می پاشند واستعمال بیش از حد آ ن کم رشدی ساقه های ودیر رسی محصول میگردد. استعمال کودهای فاسفورس دار و پوتاشیم دار به قدر ضرورت وسفارش باید صورت گیرد. کودهای فوق را باید در وقت شدیار خزانی وکودهای نایتروجنی دار را درزمان قلبه قبل از کشت استعمال نمود بخاطر ازدیاد حاصل فی واحد زمین اگر درزمین کنجد کاری مواد عضوی و غیر عضوی به ترتیب زیر استعمال گردد . از زرع آن میتوان حاصل خوب وقناعت بخش را توقع برد نایترو جن 90 کیلیو گرام فاسفورس در هکتار  و 90 کیلوگرام پوتاشیم 90 کیلو گرام در هکتار ونیز تطبیق ده تن پاروی حیوانی ( کود حیوانی) درفی هکتار مؤثریت بیشتر دارد . ودرصورت استعمال وتطبیق انبار حیوانی میتوانیم از مقدار کودهای کیمیاوی بکاهیم ودراین صورت در یک هکتار زمین نایتروجن 30 کیلیو گرا م فاسفورس 30 کیلیو گرا م وپوتاشیم 30 کیلیو گرام ضرورت دیده میشود. زرع کنجد را باید درنیمه اول ماه ثور یا اخیر ماه حمل انجام داد . کنجد را به اصول خطی کشت مینمایند که فاصله بین قطار ها 60 سانتی متر میباشد. در یک هکتار 6- 8 کیلیو گرام تخمریز کنجد کشت شد ه و به  بذ ر تخم به عمق 2- 2.5 سانتی متر صورت گیرد. مراقبت از کشت کنجد عبارت ازیکه کردن آن میباشد که در هر 15- 20 سانتی متر یک نبات گذاشته میشود وبه این ترتیب دریک قطار از 80 تا 100 هزار نبات کاشته میشود. درطول فصل نموی کنجد عندالضرورت خیشاوه نموده بین قطارهای آن را نرم میکند. درکشور ماکه هنوززراعت که به شکل میکانیزه اساسی نیامده البته دهقانان به طرز محلی قلبه وماله خواهند نمود ولی اگر درعمق طرق بذر توجه واز اساسات فنی کار گرفته شود ، بد نخواهد بود.دفعات ومقدار آبیاری نظر به شرایط اقلیمی ، وضع جوی ، بارنده گی ومخصوصاً نوع خاک ونوع نبا ت درمحل فرق دارد.  

جمع آوری یا برداشت محصول:

اکثر انواع کنجد دارای زمان رسیده گی طولانی بوده ورسیده گی غلاف بته از پائین گیاه آغاز وبه طرف بالا ادامه میابد غلاف های بته شگوفا ( درحالت باز شدن ) هستند و بنابر این ، قبل از تلف شدن محصول غلافهای پائینی ، باید محصول درو شود . نبات درو شده را میتوان روی یک پارچه خشک کنند ه درمزارع طوری خشک کرد که بتوان بعد از خشک شدن دانه های ریخته شده را جمع آوری کرد وبعدازآن غلافهای بته ها (کپسولهای) با دست یا چوب کوبیده میشوند. بر اثر اصلاح نباتات اخیراً یک تعداد ورایتی های غیر شگوفا تولید شده است(شتررینگ درآنها وجود ندارد ) که میتوان باماشین برداشت شوند .در شرایطی که رسیدن کنجد به درازا میکشد ، محصول باید توسط درو کن درو شود وقبل از کوبیدن یک خرمنکوب یا کمباین ، خرمن شود. روش دیگر اینکه محصول میتواند درو شده وردیف شود وسپس با یک کمباین برداشت شود. برداشت مستقیم باکمباین نیز امکان پذیر است . ولی مقداربذر نارس ( غلافهای  بته های نا رس) ممکن است برداشت شود که کوبیدن کپسول ها (غلافهای بته ها ) را مشکل میکند . دانه کنجد بسیار ظریف است وهر ماشین که به کار میرود باید دقیقاً تنظیم شود ومورد استفاده قرار گیرد تا باعث از دست رفتن جوانه زنی دانه ها نگردد. دانه کنجد خیلی ریزه بوده وبه راحتی ازدرز وشگاف ها ریزش میکنند ، بنابرین کمباین یا دستگاه خرمنکوب باید درزگیری شود تااز تلفات دانه از طریق درز وشگافها جلو گیری به عمل آید. زمان برداشت کنجد چهار ماه بعد از کشت است . یک هفته پیش ازآن که تمام غلاف بوته ها برسد بوته ها را بادست میکنند وبا چوب میکوبند ازهر هکتار تا 1500کیلوگرام دانه برداشت میشود. ازکنجاره کنجد به دلیل پروتین وکلسیم وفاسفورس در خوراک حیوانات استفاده نیز میشود.علامات پخته شدن ویا رفع حاصل کنجد زمان آغاز میشوند که جعبه های تحتانی خود مخصوصاً دانه های آن رنگ خودرا تغیر داده وبه یک رنگ تیره وپختگی تبدیل شوند . دراین وقت جعبه آن تماماً بازمیگردد ، لذا درموقع درو کردن ویا جمع آوری حاصلات باید مراتب فوق را در نظر داشت . هم چنان حاصل کنجد را همزمان با پخته شد ن تخمدان های تحتانی درمدت کوتاه به وسیله دست ویا ماشین های عادی وکمباین های غله جات که عیار شده باشد جمع آوری مینمایند .

پروسس کنجد:

برای تهیه روغن کنجد معمولاً دانه ها را میشویند تا رنگ روی آن از بین برود سپس دانه ها را آسیاب کرده درآب میریزند تا پوست آن که سبک است روی آب بیاید که آنرا میگیرند بعداً دانه ها خشک کرده ودر آب جوش میریزند خمیر میکنند. این خمیر تحت فشار قرار داده شده تا روغن آن جدا شود . این روغن را روغن سرد فشار اول منامند واز تفاله باقی مانده تحت اثر فشار وگرما روغن به دست میاید که بنام روغن گرم یا فشار دوم معروف است که البته ارزش غذائی روغن سرد را ندارد.تفاله باقی مانده ازاین مرحله معمولاً برای غذائی حیوانات بکار میگیرند ، مخصوصاً این تفاله از نظر داشتن مواد پروتینی ، غذای خوبی برای گاو های شیر ده است . اگر میخواهید از روغن کنجد استفاده کنید باید روغن سرد فشار اول باید باشد که بنام (firstcold pressed)معروف است ، زیرا دراثر حرارت دادن روغن کنجد خواص خود را ازدست میدهد .خشک کردن معمولاً لازم نمی باشد چرا که دانه های برداشت شده کنجد حدود 8 درصد رطوبت دارد . دانه ها باید بعد ازکوبیدن عاری از مواد سبز باشد ، پاکسازی دانه را میتوان به نحو مطلوب توسط ماشین های پاک کاری کننده باپکه وغربال انجام داد.

+ نوشته شده در  90/09/20ساعت 14:46  توسط ايمل " نظري "  | 

کانولا(شرشم)

مقدمه:

کانولا (canola) یا rapeseed دربین دانه های روغنی یکساله جایگاه بسیار مهم را بخود اختصاص داده است . در 20 سال اخیر مقدارتولید کا نولا ازتمام دانه های روغنی یکساله وچندین ساله بیشتر بوده است ود لیل آن وجود امکانات با لقوه برای کشت ، مزیت های نسبی تولید ، توان وایستا د گی وقدرت گیاه  درمقابل با عوارض طبیعی وتحمل شرایط نامطلوب حرارتی (سرد) است.کوشش وفعالیت متخصصان برجسته اصلاح  نباتی درزمینه ایجاد ورایتی ها با خصوصیات برجسته بوتا نیکیی از انواع مختلف جنس براسیکا (B.nigra,B.oleracea,B.compestris) منجر به تولیدی B.juncea ودونوع دیگر B.carinata وB.napus شده که به دلیل داشتن اسیدهای چرب با ارزش وپروتین محتوی از امینو اسیدهای مورد نیاز بدن انسان وحیوانات، کانول بصورت یک نبات مهم روغنی وپروتیینی با 40- 49 فیصد روغن و35-39 فیصد پروتیین (بعد از روغن کشی) در آورده شده است.درحال حاضر کانولا به عنوان مهم ترین نبات روغنی وپروتییینی یکساله درمناطق معتدله سرد وسرد ومرطوب (درشرایط که دیگر نباتات روغنی قادر به رشد مطلوب نیستند) هم چنین درمناطق نیمه گرم میتواند پروتین وروغن قابل ملاحظه را در واحد سطح تولید کند .درسا ل 1998 تولید جهانی کانولا با استفاده به آمارFAO.  (FAO yearbook vol.54)33568000 تن از 24987000 هکتا ر زمین بعد از سویا درمقام سوم قرارگرفت تفاوت مقادر تولید دررشد سریع ومقدار تولید در 20 سال اخیر ممکن است در آینده نزدیک تولید کانولا به تولید بسیار وسیع سویا نزدیک شود . شواهد نشانگر از افزایش سریع سطح زیر کشت کانولا توانسته است از رقیبان برجسته خود چون آفتاب پرست وبادام زمینی پیشی گیرد.             

معرفی نبات (CanolaOil seed brassica napus

کانولا (brassica.spp) مربوط خانواده crusiferae بوده که دارای حدود 300 جنس وتقریباً 3000 species میباشد. خود جنس براسیکا تقریباً 40 نوع یا sp را دارا بوده که همگی نبات یکساله یاچندین ساله باریشه های اصلی (top root) میباشد. همه آنها نباتات بومی اقلیم ناحیه شمال بر قدیم یاجهان کهن (اروپا ، افریقا، آسیا ) میباشند . ازجنس (brassica)  دونوع آن بنامهای براسیکاناپوس و براسیکا کمپازیتیف ازجمله صیعتی روغنی مهم هستند . درحالیکه انواع دیگر آن مانند b.alba,bnigra و bguncea برای مصرف سلاد یاسبزی استفاده میشوند . مانند boleraceae .نبات روغنی کانولا مربوط فامیل brassica ceae واز جمله نبات بومی اروپا میباشد. کانولای روغنی نبات یکسا له باارتفاع 30 سانتی متر یا بیشتر از آن ودارای ریشه غیر معمولی طویل میباشد. برگهای آن صاف وهموار سبز مایل به آبی وکاملاً دندانه دار میباشد. که قاعده برگها بالای آن اطراف ساقه را پوشانیده است .براسیکا یکی ازجنس های brassica ceae بوده که مشهور ومعروف به خانواده خردل ومنداب میباشد. این فامیل دارای 375 جنس و3200 نوع را دارابوده که نباتات مذروعی طبی ، نباتات زینتی وتعدادی زیادی ازگیاهان رانیز شامل میشود .

تاریخچه نبات کانولا:

کشت نبات کانولا (شرشم ) از 3000 سال قبل درهند رواج داشته است واز آنجا به چین وجاپان راه یافته است . کشت واستخراج روغن دانه این نبات در اروپا از قرن شانزدههم بدین طرف رواج یافته است واز روغن آن ، ابتدا به عنوان روغن چراغ استفاده میشد واز دانه آن به عنوان روغن خوراکی مرسوم گردید. درسال 1936 این نبا ت به کانادا وارد شد وکشت آن درین کشور توسعه یافت. اکنون کانولا بعد از نباتات روغنی (سویا ونخل روغنی ) مقام سوم را درتأ مین روغن نباتی دردنیا کسب کرده است . بطوریکه حدود 14.7% کلی روغن نباتی را درجهان بخود اختصاص داده است. ازسوی دیگر میزان زیاد روغن در دانه کانولا وترکیب مناسب اسیدهای چرب آن باعث تسلط آن دربازارهای روغن جهان گردیده است .مهمترین کشورهای تولید کننده آن به ترتیب عبارت اند از چین، کانادا ، هند ، فرانسه ، انگلستان ، آلمان ، ایالات متحده امریکا ، پاکستان واروپایی شمالی که درمجموع حدود 89.4% تولید کانولای جهان رادارند. اما مهمترین عرضه کننده این دانه به بازار جهانی کانا دا است .بطوریکه این کشور (کانادا) درسال 1985 1.5, میلیون تن کانولا یعنی درحدود نیم ازتولید خودرا دربازار جهانی عرضه نمود . چین وهند تولیدات خودرا درداخل کشور به مصرف میرساند. نوع کانولا درایران 5000 سال قبل بنام منداب شناخته شده بود ولی کشت انواع اصلاح شده آن از اوایل دهه 70 آغاز گردیده است .وسطح زیر کاشت آن درسال 1375 و 1376 به 10560 هکتار رسیده است. البته قابل یاد آوریست که کانولا برای باراول 2000 سال قبل درآسیا کشت میشد.

خصوصیات بوتانیکی:

کانولا نبات یکساله ودوساله با ریشه های عمودی ، کمی دراز با شاخه های بلند به ارتفاع 80 – 150 سانتی متر ، برگها سبز حینایی ، برگها ی جوان دارا ی دندانه های اره ای ، گلها سفید یازرد ، میوه آن باغلاف دراز که دانه های  سیا ه ومدور غنی از روغن در آن قرار دارد . تکثیر آن طریق کاشت تخم صورت میگیرد. بوته به نوع زود رس تابستانی ویا دیر رس زمستانی میباشد. ورایتی های زودرس از اوایل بهار تا اواسط بهار کشت میشود وپس از 40 -50 روز قبل از گرمای شدید تابستان برداشت میشود . انواع زمستانی کانولا دراواخر تابستان کاشته میشود وپس از دوماه آماده برداشت میشود . از دانه های انواع B.napus , B.oleifera و B.compastvis روغن میگیرند.ریشه این نبات طوریکه قبلاً ذکر شد ، عمودی میباشد که تا عمق 80 سانتی متری خاک وحتی بیشتر از آن نفوذ میکند . هم چنان دارا ی ریشه های جانبی متعدد است که معمولاً در لابلای خاک  پراگنده هستند و کمتر به عمق خاک فرو میروند . ساقه های اصلی دارا شاخه های فرعی زیاد ی است . تخم آن توسط یک پرده کاذیب شکل دوجوفی را اختیار نموده است اما درحقیقت یک جوفی است. تخم این نبات شکل تاب خوردگی دارد ، میوه آن با پلی نازک که 5-10 سانتی متر طول دارد. هر پلی حاوی 40- 50 دانه کانولا وهر 1000 دانه کانولا 2.5-4  گرام وزن دارد.دانه های آن در موجودیت شرایط مساعد بعد از 6-10 روز شروع به جوانه زدن میکند . تخم شرشم از 4-5سال قدرت جوانه زدن را دارد حاصل هر 100 متر مربع آن تقریباً 10-15 کیلوگرام میباشد. 

خصوصیات اگروتخنیکی:

سیستم کاشت شرشم، آماده ساختن زمین وعملیات اگروتخنیکی آن شباهت زیاد به عملیات اگروتخنیکی نباتا خرد دانه دارد. شرشم درتمام اشکال زمینهای که کلسیم ومواد عضوی زیاد داشته خوب میروید. درمناطق سر سیر کشت پسینه آن به وجه احسن صورت میگیرد ، مگر حاصل آن کم میباشد. ساحات پست برای کشت کانولا خوب مناسب میباشد.

انتخاب مزرعه وتناوب زراعتی:

کانولا در محدودیت وسیع از خاکها رشد میکند ، ولی مناسب ترین اراضی برا ی رشد کانولا ، خاکهای با بافت متوسط ، زهکشی مناسب مواد عضوی کافی وPH  درحدود 5-6 و7-8 میباشد. ولی PH مناسب برای کانولا 6-7 میباشد. کانولا درشرایط آبهای ایستاده ، سیلابی وزهکشی ضعیف زمین و PH پائین تر از 5.5 نباید کشت شود . کانولا درتناوب هر محصول که اجازه مناسب تهیه بستر بذر را داده واز توسعه عوامل سبب امراض درخاک  میشود جلوگیری کند رشد مینماید.بویژه درتناوب با غلات ، عکس العمل مطلوب نشان میدهد. این تناوب باعث کنترول امراض وآفات وعلفهای هرزه کانولا میگردد. تحقیقات نشان داده که عملکرد گند م پس از بار آوردن محصول است.کشت متوالی کانولا دریک زمین یا کشت آن درتناوب با سایر نباتات خانواده Brassica باعث تجدید بیماری های کانولا  میگردد ، چراکه درین حالت عامل امراض میتوانند درسالهای متوالی درخاک وروی نبات میزبان باقی بماند وجمعیت خودرا افزایش دهد. بنا براین هنگام انتخاب یک منطقه برای تولید کانولا توجه به تناوب زراعتی منطقه بسیار مهم است.

جدول لیست زراعت های عمده وفاصله زمانی بین تولید آنهاباکشت کانولا.

محصول

تناوب سال   

ملاحضات

گندم، يولاف، جو

0

هيچ بيماري مشترکي وجود ندارد. اين گياهان مي توانند قبل يا بعد از کلزا کشت گردند. دقت شود باقي مانده علف کش کشت را به تعويق مي اندازد.

ذرت و سورگوم

1

در مناطقي که آترازين براي کنترل علف هرز استفاده مي شود.

 

0

اگر باقي مانده علف کش قابل ملاحضه نباشد.

سيب زميني، شبدر، لوبيا و پنبه

1

بيماري مشترک ريزوکتونيا و فوزاريوم ريشه

يونجه و سويا

2

بيماري مشترک ريزوکتونيا، فوزاريو ريشه و پوسيدگي اسکلروتينيايي ساقه.

آفتابگردان و کلزا

3

بيماريهاي مشترک ريزوکتونيا، فوزاريوم ريشه، و وسيدگي اسکلروتينيايي ساقه، براي جلوگيري از افزايش بيماري ها، آفات و علف هاي هرز، کلزا نبايد بيش از يک مرتبه در يک دوره چهارساله کشت گردد.

آماده سازی زمین :

مجموعه شرایط که سرعت جوانه زنی وایجاد پوشش سریع ویکنواخت را فراهم میسازد وباعث بهبود کنترول علفهای هرزه وافزایش مقاومت به سرما وعملکرد دانه میشود . بستر بذر باید نسبتاً هموار باشد وتاعمق مناسب رطوبت کافی داشته باشد. ساختمان سطح خاک باید خوب هوادار باشد.وحاوی 30-45 درصد ذرات ریزومقدار کلوخ کوچک جهت جلوگیری ازفرسایش باشد. اگر بستر بذر دارای زیاد مواد ریز (خاک بسیار میده ) باشد رطوبت خاک از دست رس خارج میشود، بستر بذر محکم میشود یعنی crasst میشودو سطح بسیار محکمی را ایجاد میکند که این موضوع باعث استقرار ضعیف گیاه چه ها ورطوبت میگردد. بنابر این جهت تهیه بستر بذر مناسب ضمن دقت در انتخاب مزرعه معمولاً عملیات آماده سازی زمین شامل قلبه دیسک وما له انجام میشود.در افغانستان که از دیسک کمتر استفاده به عمل می آید، زمین بعد از قلبه باید توسط ماله هموار کاری گردد.وخاک که کانولا در آن کشت میشود باید دانه دار باشد.

انتخاب نوع :

انتخاب نوع کانولا از نظررشد باتوجه به خواص ارثی به سه گروپ تقسیم میشود.

A: کانولا با تیپ رشد بهاری spring: این انواع برای گل رفتن (گل گرفتن) به درجه حرارت حدود 3 درجه سانتی گریت به مدت یک هفته نیاز دارند.

B: انواع یا ارقام کانولا با تیپ رشد بین البین (intermediate)

این ارقام جهت بهاری سازی یا شروع رشد زایشی به درجه حرارت حدود 3 درجه سانتی گریت وکمتربه مدت یک ماه ضرورت دارند.

ارقام(intermediate ) به دوگروپ زود رس دیررس تقسیم میشود.

C: انواع ویا ارقام با تیپ رشد زمستانی ( winter )

این گروپ مقاومت زیاد درمقابل سرما داشته وجهت رشد زایشی به درجه حرارت حدود 3 درجه سانتی گریت وکمتر ازآن ضرورت دارد البته برای یک ونیم ماه . 

نیازهای خاکی:

تمام انواع این نبات درخاکهای حاصل خیز بازهکشی خوب وPH بیشتراز6 وساختمان خاک تحت الرض خوب رشد میکند. کانولا درخاک های تولید زیاد نمیکند.

تاریخ کاشت:

جهت پوشش مناسب مزرعه ورشد مطلوب وافزایش تحمل به سرما کانول باید درتاریخ مناسب کشت گردد. به طورکلی کانولا باید 6 هفته قبل ازشروع اولین یخبندان (درحرارت کمتر از 4 درجه سانتی گرید)کشت گردد.کاشت زود هنگام باعث جذب مقدار زیاد آب ومواد معدنی وغذایی درطول فصل خزان ودرنتیجه رشد زیاد بته ها میشوند که این مسله بقای نبات را درزمستان کاهش میدهد. از طرف دیگر کاشت به تأخیر باعث کوچک ماندن نبات وعدم ذخیره کافی مواد غذایی شده واین مسله نیز خطر سرما زدگی را افزایش میدهد.چنانچه قبل از شروع زمستان بته 8 برگه قطرقوطه 8 ملی متر،طول ریشه عمودی نبات 15  -20 سانتی متر و وزن خشک بته 6-8 گرام باشد درجه حرارت 18-22درجه گرید برای بته قابل تحمل است واگر بته قبل از شروع زمستان درمرحله 4 برگه با قطر طوقه 5ملی متر وطول ریشه عمودی 7-9 سانتی متر باشد درجه حرارت 13-17 درجه سانتی گرید را تحمل مینماید.

روش کاشت :

کانولا را به دو روش کشت مینمایند.

1- دشت پاش 2- میکانیزه یا توسط ماشین

درکشت دست پاش به مقدار بیشتر تخم نیاز خواهد بود دراین روش ، بستر تخم باید کاملاً صاف شود وپس از پخش تخم یک ماله بسیار سبک زده شود تا تماس کافی بین تخم وخاک ایجاد گردد. آبیاری باید به دقت زیاد انجام شود.کانولا را میتوان به ورش میکانیزه هم کشت نمود.دراین روش میتوان کانولا را بصورت کشت آنرا انجام داد. این عمل کمی مشکل است زیرا که بذر کانولا نسبت به بذرغلات ریزتر بوده وکار آن سکی تر میباشد.دراین روش بهتر است فاصله خطوط کشت شده 30 سانتی متر درنظر گرفته شود البته درورش کشت مسطح ،ودر روش کشت ردیفی فاصله بین هر ردیف 50 -60 سانتی متر وروی هر ردیف دو خط کشت درنظر گرفته میشود.

عمق واعماق کشت:

بذر کانولا را باید به دلیل کوچک بودن دانه ان درعمق کم کشت کرد عمق کشت معولاً 1-30 سانتی متر با توجه به نوع آن بافت وساختمان خاک،رطوبت خاک واقلیم منطقه درنظر گرفته میشود .دانه های کوچک کانولا درشرایط ایده آل باید توسط خاک پوشانیده شوند اما درمناطق خشک لازم است تا دانه بذر کمی عمقتر کاشته شود تا با اطمینان بیشتری با رطوبت خاک  درتماس باشد. حفظ رطوبت برای جوانه زدن سریع لازم است بنابراین بهتر است یک غلظت سبک برای فشردن خاک بیش از کشت زده شود.البته این عمل درخاک های سنگین توصیه نمیشود . عمق کاشت بیش از 4 سانتی  متر جوانه زنی را به تأخیر می انداخته ،دانه را ضعیف نموده به تکامل گیاه چه را نیز از خزان به تعویق می اندازد. فاصله خطوط کشت میتوان برای کنترول علفهای هرزه ،حساسیت به خوابیدکی مقدار مصرفی آب وکود نایتروجن ودرنهایت رشد دانه اثر داشته باشد. فاصله خطوط 15-35 سانتی متر که دراغلب بذر کار های دانه ریز (کوچک )قابل تنظیم است،برای کشت کانولا نیز مناسب میباش.فاصله جوانه ها روی ردیف طوری که قبلا ً ذکر شد هم از 3-4 و 5-7 سانتر متر درنظر گرفته میشود.

مقدار بذر وتراکم بته:

کانولا دردامنه وسیع از ترکم بته سازگاری دارد. به این معنی که مصرف 4- 10 کیلو گرام تخم درهکتار تفاوتی درعمل کرد دانه ایجاد نخواهد کرد. تراکم بته 60 – 60 درمتر مربع مطلوب میباشد. تراکم بته کمتر از 20 بته درمتر مربع باعث افزایش خوابیدگی وحساسیت به سرما ونهایتاً کاهش عمل کرد دانه میگردد.اگر مزرعه کانولا درزمستان با خسارت سرما مواجه شده باشد، باید قبل از نابود کردن وشخم زدن مزرعه،10 – 20 بته کانولا وجود داشته باشد، بته ها میتواند با افزایش شاخه دهی ، فواصل بین خود را پر نماید .دراین حالت عمل کرد دانه این مزرعه 60 – 70 فیصد عمل کرد مزرعه ای است که 60 – 80 بته درمتر مربع داشته باشد. با این حال ترکم بته پایین مزرعه باعث ایجاد پوشش تنک میشود که این مسله تراکم علفهای هرزه ورقابت آنها را افزایش میدهد وهمچنین باعث ایجاد ساقه های محکم میگردد وبرداشت مزرعه با مشکل مواجه میشود. ترکم بته مطلوب باعث زودرسی ویکنواختی دررسیدگی میگردد وساقه های نازک ایجاد شده ،راحت تر برداشت میشود. به هر حال ترکم های بته بالا نیز نتنها عمل کرد دانه را افزایش نمیدهند ، بلکه ممکن است خطر وقوع امراض را افزایش دهد.علاوه براین باعث ضعیف وکوچک شدن بته ها ونهایت موجب افزایش خطر سرما زده گی درزمستان میشود.این نبات خاک های با PH 6 -8 را تحمل میکند ودربرابر خاکهای اسیدی بیش از قلوی مقاوم است،همچنان به شوری خاک نیز مقاوم است واغلب اولین محصول است که درزمین های از ساحل دریا گشت میشود.کانولا به دامنه وسیع از خاکهای ساز گار است اما برای خاکهای رستی سنگین مناسب نیست. درجه حرارت برای جوانه زدن دانه باید حدود 6 درجه سانتی گراد باشد.مقدار بذر درصورت بستر مناسب 5- 7 کیلو گرام درروش کشت (یعنی قطار ) و7- 9 کیلوگرام درهکتار در روش دست پاش وار 7- 14 کیلوگرام درهکتار نیز توصیه شده است . کانولا به قسم قطار کشت میشود وفاصله بین قطار ها30- 25 سانتی متر به عمق 3.1 سانتی متر واگر عرض قطار 7-5 سانتی متر باشد فاصله بین قطار ها 50 سانتی متر باید باشد.دانه های این نبات درموجودیت شرایط مناسب بعد از 6-10 روز شروع به جوانه زدن میکند. تخم نبات کانولا از 4-5 سال قدرت جوانه زدن را دارا میباشد وحاصل چند صد متر مربع زمین تقریباً 10-15 کیلومتر میباشد.

استعمال کود:

کانولا درتقویت وحاصل خیزی خاک شبه به غله جات (Small grains) میباشد. نایتروجن و سلفر عناصری اساسی جهت رشد وحاصل خیزی این نبات محسوب میشوند. پتاشیم ونایتروجن به صورت مستقیم درتماس با تخم این نبات قرار میگیرد. بلکه بصورت پاشان ویا درحدود چند انچ از تخم نبات دو سه درزمین دفن کرد. جهت ارزیابی مناسب مواد غذایی مورد نیاز خاک که این نبات درآن کشت میگیردد یا زرع میگردد قبلاً تست کردد. کانولا سلفررا به مقدار زیاد به مصرف میرساند.(13) کانولا زمستانی برای تولید یک محصول خوب نیازمند 150- 200 کیلوگرام کود نایتروجن دار درهکتار 35-40 کیلوگرام کود فاسفورس درهکتار 130-300 کیلوگرام کود پتاشیم دار است. از طرف ریگر کانولای بهاری نیازمند یا ضروت به 190 – 150 کلیوگرام درهکتار کود نایتروجن دار 40- 35 کیلوگرام فاسفورس( کود فاسفورس دار) و 65- 80 کیلوگرام درهکتار پتاشیم را دارد.

آبیاری:

1-    موقع کاشت.

2-    یک هفته بعد از کاشت.

3-    هنگام شروع به ساقه زمین.

4-    هنگام گل دهی.

5-    هنگام تشکیل غلات.

6-    هنگام رسیدن دانه.

براداشت ،ذخیره وپروسس

محصول زمانی میرسد که تمام دانه سیاه رنگ شده باشد. کانولا را بعد از کذشت 180-290 روز بعد از کشت وبه خصوص کانولای زمستانی را میتوان بعد از 85-125 روز بعد ازکشت به وسیله کمباین برداشت نمود.دانه کانولا با غلاف که حاوی 15% است برداشت میشود وضایعات این نبات بعد از برداشت درحدود 30فیصد میباشد. اما با استفاده از تکنالوژی پیشرفته این رقم را درحدود5-10 فیصد کاهش میدهد. چنانچه مقدار رطوبت کانولا بین 8-9 فیصد باشد آنرا باید قبل از ذخیره کردن خشک نمود دربسیاری  موارد از وسایل خشک کننده مصنوعی استفاده میشودک با این حال نیز باید دقت زیادی صورت گیرد،تا از درجه حرارت زیاد اجتناب شود. چرا که نتیجه آن میتواند کاهش شدید کیفت دانه باشد.برای پروسس و نگهداری طولا نی کانولا باید مقدار رطوبت آن 7 فیصد باشد.                                                                    

امراض وآفات نبات کانولا(Canola)

امراض مهم این نبات قرار ذیل اند:

1- پوسیده گی ساقه:

علایم مرض: از اولین نشانه ها رسیدن قبل از بلوغ بته های آلوده است که بصورت گروهی یا منفرد دربین بته های سبز دیده میشوند.این نباتات به آسانی از خاک کنده میشوند ذخم های خاکستری رنگ روشن همرابا حلقه های ضعیف محتدالمرکز بروی ساقه ها وجود دارند که به طوقه و پایه شاخه ها ویا برگها گسترش میابند. این زخم ها درابتدا سوخته اند ومیتوانند روی ساقه را بگیرند ونبات خشک وپژمرده میگردد. این ساقه بی رنگ با ظاهر سفید میشوند وبه آسانی از وسط شگاف برمیدارند. اسکلوروت های سخت (اسپوهای سخت) دانه های سیاه رنگ سخت در داخل این ساقه ها ،خصوصاً درنزدیکی طوقه ،دیده میشوند. درهوای مرطوب همین اسپورهای سخت ممکن است بروی ساقه ویا غلافها پدید آیند.

عامل مرض: قارچ Selerotinia  sclerotiorum)) عامل مرض است که اسپورهای آن درخاک زمستان را سپری میکند. به ندرت خود تخم نیز آلوده میگردد. اسپورها دربهار جوانه زده وتشکیل مایسلیم را میدهند، که به فاصله کوتاهی درخاک مرطوب رشد کرده ونیاتات را درسطح خاک آلوده میکند. همچنان گلها نیز ممکن است آلوده وخشک شوند ویا زخم های بروی غلاف پدید آیند. اسپورها از مایسلیم درساقه های مریض پدید می آیند. اسپورها اغلب به صورت خفته درخاک میمانند وبرای جوانه ،آنها باید درنزدیکی سطح خاک،عمق 2.2 -4 سانتی متر حرارت 18-25 درجه سانتی گرید به رطوبت دوام دار برای 10 روز قرار داشته باشند . این مرض درهوای گرم مرطوب شدید میگردد وکشت متراکم شرایط مناسب را برای مرض را فر هم میکند. این قارچ علاوه بر کانولا به آفتابپرست ،کاهو،تره،بادنجان رومی،وبادنجان سیاه،توت وتعداد زیادی از علفهای هرزه حمله میکند

مبارزه:

1.تناوب چهارساله با غله جات.

2.کاشت تخم پاک وعاری ازهر نوع آلوده گی .

3.قلبه باید عمیق صورت بگیرد تا بقایای اسپور نتوانند جوانه بزنند.

4.ضد عفونی کردن خاک به کمک نور آفتاب ، یعنی زمین را قبل از کشت درتابستان کرد بندی میکنند پس آنرا غرآب نموده وسطح آنرا برای مرت 26- 31 روز با پلاستیک شفاف پوشانیده تا اسپورها در خاک از بین برود.

5. ازبین بردن علفهای هرزه کاشت ورایتی های مقاوم.

2- لکه سیاه آلترناریائی (Alterneria black spot) یا لکه ساه غلاف(Dark pot spot:

لکه ه سیاه رنگ بروی برگ ها ساقه وغلافها ظاهرمیگردند. این لکه ها درابتدا به صورت نقاط تیره ولی بعد از آن گسترش یافته وخاکستری تا سیاه رنگ میگردند. این لکه ها بشکل کروی ویا نامنظم بزرگ میشوند. همچنان که نبات بالغ میگردد،غلافها نیز به شدد آلوده میشود ولکه ها بروی آنها به رنگ سیاه تا خاکستری ظاهر میشوند. به این ترتیب کمیت وکیفت بذر یا تخم هار بشدد پایی میاورد وآنها نیز آلوده میگردد.

عوامل مرض : قارچهای Alternaria brassicaو A.brassicicola باعث این مرض میباشد. این قاچها زمستان را دربقایای گیاهای آلوده روی تخم،روی سایر نباتات خاندان کرم مانند کرم شلغم وگیاهان هرزه سپری مینماید . اگر تخم آلوده باشد پس از کشت ،گیاه چه ها آلوده میگردند این قارچها توسط جریان باد هوا،به گیلومتر ها دور پخش میشوند وباعث شیوع مرض وآلودگی غلاف تخم میگردند. هوای گرم ومرطوب برای شیوع این قارچها بسیار مناسب است ودرچنین شرایط میتوانند باعث بوجودآوردن خسارات شدید شوند.(2)

مناطق انتشار: این مرض درمناطق که کشت کانولا صورت میگیرد (کانادا،ایران ،امریکا شیوع دارد).

مبارزه:

 از بین بردن بقایای  نباتات آلوده.

ازبین بردن گیاهای هرزه میزبان قبل از کشت.

استفاده ازتخمهای پاک وعاری از هرنوع آلوده گی

کانولا درنزدیکی سایر نباتات کرم کشت نشوند.(کرم ،شلغم وغیره)

درصورت آلودگی درمزرعه،تناوب حد اقل 4 ساله برقرار شود.

درصورت امکانات بروز خسارات شدید میتوان مزرعه را ادویه پاشی نمود.

3-سفیدک پودری:

علایم : لکه های پوشیده از پودرسفید رنگ درسطح برگها پدید میایند. سرانجام برگ ها زود خشک میگردند واز مقدار محصول به شدت کاسته میشود .

عوامل که باعث مریضی میشود:

قاچهای Erysiphe cruciferarum ویا  E.polygoni میتوانند عامل این مرض باشند. این قاچها که به تعداد برگها وغلافها به وجود میایند همرا با باد پخش میشوند وبه شیوع این مرض می انجامند. هوای معتدل ورطویت نسبی بالا برای رشد وتکثیر این قارچه مناسب است.

مناطق انتشار: این گونه امراض درامریکا ،کانادا ،انگلستان ،ایران،ارجنتاین گذارش شده است.

مبارزه:

a.مقدار زیاد کودهای نایتروجن دار باعث افزایش حساسیت این نبات به مرض میگردد.بنابراین این کودها را درمزارع آلوده درحد پایین توصیه شده استفاده کرد.

b.کشت متراکم به شیوع این مرض کمک میکند. بنابراین درووقت کشت فاصله ها رعایت شود.

c.شناسایی وکشت ورایتی های مقاوم

4-پوسیده گی ذغالی:   

این مرض،خصوصاً دراویل فصل رشد س،اگرنبات به خشکی مواجه باشد میتوان خساره شدیدی به نبات وارد کند.انساج ساقه ،طوقه وریشه رنگ سیاه مایل به خاکستری را به خود میگیردر و سرانجام نبات ویا بته ها پژمرده ویا خشک میشوند واز مقدار محصول کاسته میشوند.

عامل مرض: قارچ مایکروفومینافسولینا عامل این مرض میباشد.همان طوری که قبلاٌ درمأخذ های دیگر نوشته شده است بالای سویا ،جواری ،سارگم و تعداد زیادی علفهای هرزه نیز حمله ور میشود.اسپور های این قارچ دربقایای آلوده نبات درخاک برای دو سال زنده باقی میماند ولی درخاک های مرطوب نمیتوانند بیش از چند هفته زنده بمانند. این اسپورها درحرارت 28-35 درجه سانتی گرید ویا رطوبت کم جوانه میزنند وریشه وطوقه را آلوده میکند. قارچ به آرامی درنبات رشد میکند وقمستهای بیشتر نبات را فاسد میکند وباعث پژمرده گی نبات میگردد.

مبارزه:

a.تناوب حد اقل 1-2 سال با گندم ،جو یا   پنبه

b.غرقاب کردن خاک 3-4 هفته قبل ازکاشت،جمیعت اولیه قارچ را کاهش میدهد.

c.عدم کشت متراکم وبیش از اندازه

d.دادن کودهای کیمیاوی درمقادیر توصیه شده،تا رشد قوی نبات تأمین شود مقاومت آن افزایش یابد.

e.آبیاری باید به صورت قطره ای انجام گیرد تا رطوبت خاک همواره کافی باشد ونبات تحت حساسیت به مریضی قرار نگیرد.

5-زنگ سفید:

علایم: زنگهای سفید رنگ درسطح زیرین برگها ،روی ساقه ، گل وغلافها ظاهر میشوند که موجب بد شکلی برگها گل وغلافها وکیمت وکیفت حاصل میگردد.

عامل مرض: شبه قارچ A.crcciferarumو Albugo,candida   عامل این مرض است که بروی دیگر نباتات خاندان کرم نیز این مریضی را تولید مینماید. هوای خنک ومرطوب برای رشد وتکثیر  آن مناسب است ومیتوان از یک فصل زراعتی به فصل دیگر به روی علفهای هرزه خاندان کرم سپری نماید.

مبارزه:

a.     ازبین بردن علفهای هرزه خانواده کرم پیش از کشت.

b.    کشت ورایتی های مقاوم (ورایتی ارژانتینی به این مرض مقاوم است).

c.     برقرار نمودن تناوب زراعتی 3 ساله با غله جات> 

6-گل سبز Phyllody :رشد جوانه های جانبی ساقه ،کوچک ماندن برگها ،کاهش فاصله میان گره ها ،سبز شدن رگ برگها وبرگی شدن اجزای گلی وغیره.

عامل مرض:

یک فیتو پلازمای است که درApoplast که شامل انساج زایلم میباشد. جابجا میگردد وتوسط زنجیرک circulifer haematoceps منتقل ومنتشر میشود.

مبارزه:

a.کشت ورایتها مقاوم

b.کندن بته های مریض از مزرعه

c.مرقبت های زراعتی وتغذیه مناسب نبات با کودهای نایتروجندار فاسفورس دار وپوتاشیم دار.

d.از بین بردن علفهای هرزه غلات.

امراض ویروسی: ویروس مزایک تربچه ،ویروس مزایک شلغم ،ویروس زدی لبلبو وغیره

امراض بکتریای :لکله برگی ،پوسیده گی غلاف،پوسیده گی نرم،پوسیده گی ساقه و Scab وغیره. 

اهمیت اقتصادی کانولا(شرشم):

شرشم یک نبات تیلی قدیمی است ،که شکل زمستانی آن رواج بیشتر دارد. دانه های شرشم 35-42فیصد تیل دارد،ازتیل شرشم (کانولا) درآشپزی وتخنیک استفاده به عمل میاید واز کنجاره کانولا که 35 فیصد مواد پروتینی دارد برای تغذیه حیوانات بکار برده میشود.از تیل کانولا درساحه تخنیک درصنعت فولاد سازی ومکدرساختن فولاد ودرتولید صابون ورابر استفاده گردیده واهمیت به سزای دارد.روغ خوراکی که از شرشم بدست میاید باید زود تصفیه شود ،تا مواد که طعم روغن را خراب میسازد زود دور گردد.از کنجاره کانولا جهت تغذیه گاوها استفاده به عمل میاید اما اندازه آن باید محدود باشد،زیرا مواد نامطلوب نیز دارد.از علوفه سبز آن نیز درتغذیه حیوانات استفاده میگردد. کانولا یک نبات خوبی تولید کننده عسل است ،زیرا تولید گل آن بیشتر از یک ماه را در بر میگیرد، بناءً گرده ومواد عسلی زیادی تولید میکند.عسل کانولا رنگ روشن دارد اما بوی آن انقدر خوب نیست،کانولا درمناطق معتدله که هوای سرد دارد کشت میگردد. دربعضی مناطق کشور ما نیز کانولا نیز به دلیل بدست آوردن تخم های روغنی آن کشت میشود وازتخم آن روغن بدست میاید.کشت کانولا دراروپا وکانادا توصه یافته وجدول ذیل مقدار تولید کانولا را از سال 1985 الی 200 میلادی درجهان نشان میدهد.

کشورهای تولید کننده کانولا

1935

1950

1960

1970

1980

2000

تولید جهانی به میلیون تن

3.87

4.8

3.8

6.5

12

30.4

کاندا

-

0.01

0.25

1.62

3.4

8

چین

2.47

3.07

0.85

1

2.4

8

هندوستان

0.75

3.07

1.07

1.5

1.4

6.4

بازار مشترک اروپا

-

-

0.21

0.7

1.2

8

ارزش غذایی وترکیبات کیمیاوی نبات کانولا

A-این نبات از نظرارزش غذایی دارای ارزشهای فراوانی میباشد که این ارزشهای عمده قرار ذیل است.

1-یکی از ارزشهای مهم این نبات استفاده از تیل آن درپخت و پز میباشد که از ورغن بعضی ورایتی های این نبات درتهیه غذاهای خوش مزه وسلاد استفاده میشود.

2- عناصر غذایی: فاسفورس ،آهن،منگنیز،پوتاشیم ومگنیزیم است. دانه این نبات حاوی 35 – 43 فیصد روغن و38- 43 فیصد پروتین را دارا میباشد. حدود 50 – 58 فیصد وزن خشک دانه کانولا را کنجاره تشکیل میدهد که پروتین موجود درکنجاره حاوی ترکیبات مهم امینواسید های ضروری برای بدن حیوانات محسوب میشود.(2)

B_ ترکیبات کیمیاوی:

پروتین خام 22فیصد

آب 9 فیصد

خاکستر 5فیصد

استرکت بدون نایتروجن 20 فیصد

سلولوز 5 فیصد

چربی خام 39فیصد

سلولوز موجود درکنجاره 12فیصد

اسید ارکدینیک درکنجاره 3.5- 12فیصد

 

+ نوشته شده در  90/09/20ساعت 14:26  توسط ايمل " نظري "  | 

از کاشت تا برداشت سیب

مقدمه:

ازآن جایکه کشور ما بعد ازسال های طولانی جنگ وخشک سالی اکنون بطرف بازسازی ونوسازی درحرکت است بهتر خواهد بود تاشغل باغداری راقدم نیک برشمرد بدین طریق وبااستفاده ازتکنالوژی معاصر یکی ازراهای احیاء وانکشاف زراعت را فن باغداری تشکیل میدهد. که باتوجه به افزایش روزافزون جمعیت ومحدود بودن منابع آب وخاک استفاده ازدرختان میوه که بتوانند درسطح کمتری مقدارمیوه بیشتری تولید نمایند ازضروریات امرمیباشد. یکی ازمسایل عمده درباغداری نوین استفاده ازروش های است که باعث تولید بیشتر محصول با مصرف کمتر شود که کشورهای فرانسه،آلمان،انگلستان وهالند ازپیشگامان این طرزباغداری بوده اند. یکی ازجمله میوه های فراوان سیب است. درمورود سیب واحداث باغ آن که دارای میوه شیرین ولذیذ وپراهمیت که از لحاظ غذایی واقتصادی واقعاً پراهمیت بوده که ازهمه مهمتر خواص درمانی خوبی برای بیماری های مختلف انسان هم دارد. پس برای ما رهروان عرصه زراعت لازم است تا درزرع وپرورش این میوه پراهمیت توجه لازم را به کارببریم وزرع واحداث باغ آنرا دروطن عزیز خود توسعه وانکشاف بدهیم.

تاریخچه وطبقه بندی سیب: ازلحاظ علم نباتات سیب ازجمله میوه جات گوشتی یاpome بوده که cartex آن قابل استفاده میباشد. میوه سیب داری (5 )  تخمدان میباشد ودرهرتخمدان  دو دانه تخم موجود است.اصطلاح Pomology که در حقیقت علم میوه را میدهد ازسیب یا Pom مشتق گردیده است که از این لحاظ اکثر میوه جات به سیب مشهور است. سیب های امروزی امکان دارد از چند نوع وحشی بوجود آمده باشد از همین سبب تا امروز تکسانومی سیب برای هیچ کس معلوم نیست . به طور مثال بعضی علمای تکسانومی به این عقیده هستند که نام علمی سیب pyrussylvestris است و برخی Pyrusmalus نام نهاده اند و عده هم Malusdomesticak نامگذاری کرده اند. اما در این جا عمدتاً بنام Palussylvestrismill یاد شده که سیب های امروزی غرس و تربیه میشوند از دو نوع سیب وحشی مثل Malussioensisvritt و Malussbaccataborkh شامل میباشد تشکیل میدهد. نوع وحشی Bucata درقسمت های سایبریا توافق داشته و در -48 درجه سانتی گرید  مقاومت داشته از بین نمیرود.قدامت تاریخی سیب هنوز به کسی معلوم نبوده مگر از شواهد معلوم میشود که باغداران تربیه کننده سیب بار اول از قسمت های شمال افغانستان به دیگر حصص جهان برده باشند. از این سبب  افغانستان که تا هنوزدارای جنگلات وحشی میباشد. .زرعه وغرس سیب دریونان قدیم 600 سال قبل از میلاد رواج داشته شاید توسط بعضی حیوانات پیش از ان که به حیث غذای روزمره استفاده نماید با اروپا برده شده باشد . قبل ازدوره تاریخ صرف میوه خشک شده سیب به سویزرلند و ایتالیا بسیار مشهور بود برای بار اول سیب از هالند به امریکا برده شده است حالا در اکثر قسمت های جهان غرس و تربیه درخت سیب رواج دارد . و دربعضی ولایات افغانستان مثل وردک و لوگر وغیره یکتعداد زیاد مردم به باغداری و تربیه و پرورش سیب مشغول اند برعلاوه این مناطق باغداران بعضی جنس های اصلاح شده سیب مثل Reddelicious و geldendelicious را دربعضی مناطق غرس و تریبه میکند . درفغانستان تا حال سیب به شکل تازه و مربا خورده میشود اما در دیگر ممالک با اشکال زیاد از سیب مثل قطی کردن ، مربا ، شربت و غیره استفاده میشود .

انتخاب تخم: در درختان میوه دار، تخم برای سبز شدن نهالی و بعداً بالای آن برای اجرای عملیه پیوند مورد استفاده قرار میگیرد، مگر انتخاب تخم برای تولید بته های مناسب وقوی سبب حاصلات زیاد میگردد. بنابرین باید تخم قابل کشت ازنظر شکل ظاهری چملک،شکسته،کوچک بیرنگ وکرم خورده نباشد. سعی شود تاتخم گوشتی،عاری ازعلایم مرض، بزرگ وبردار، انتخاب شود تانهالی قوی و عاری از مرض تولید شود. تخم باید کفیده نباشد وخام جمع آوری نشود همین گونه برخی از تخم های میوه ازبین قسمت گوشتی خودخوب جدا میشود و برخی دیگر در قسمت گوشتی میوه به سختی چسپیده میباشد.زمان جمع آوری تخم میوه ها به انواع میوه ها ارتباط دارد همان میوهای که تخم آن قبل ازپخته شدن فرومیریزند مثل نارنج،مالته ومانند آن زمان جمع آوری شده میتواند که تخم های آن کاشته میشود. مگرتخمهای میوه های برگریزبعد ازپخته شدن آن به موقع جمع آوری میگردد. بوسیله چاقو میتوانیم میوه راشق کنیم ونطفه اش رابیرون بیاوریم واگر نطفه درقسمت گوشتی میوه چسپیده باشد درآنصورت میتوانیم نطفه ر ا د ریک تشت یا ستل بوسیله آب وبادست بشویم وپاک کنیم. تخم میوه های برگریز بعد ازشستن باید درمقابل آفتاب خشک ساخته شود وبعدا درخریطه های تکه ای یا کاغذی نگهداری شوند . تخم های لوکات وستروس بعد ازشستن وپاک کردن به خشک کردن ضرورت ندارند ومیتوانند بی موقع زرع شوند زیرا تخمهای یاد شده به اثر خشک شدن قدرت جوانه زدن خود را ازدست میدهند. همچنین تخم میوهای برگریز به زودی سبز نمیشوند وباید که باهوای سرد ومرطوب روبرو گردد. تاقابلیت جوانه زدن را بدست آورند انواع تخم های میوه های برگریزبرای چند روز باید باهوای سرد ومرطوب روبه رو شوند.

خاک های مناسب: سیب درخت است پرتوقع که ریشه های آن درسطح زمین گسترش زیادی دارد. بنا برین خاک باید حاصل خیز وازلحاظ مواد عضوی غنی باشد ضمناً قابلیت نفوذ آب نیزخوب باشد روی این اصل خاک های sandyloum را انتخاب مینما یند به شرطیکه باکودهای حیوانی ومواد عضوی به خوبی تقویت شده باشد.در خاک های نمکی این میوه مبتلا به کم بود مواد غذای مانند آهن ومنگنیزروبرومی شود وخاک های خنثی برای غرس نهال سیب مناسب است.درخاک های ضعیف رشد سالانه شاخه ها کم وبرگهای کوچک وبزرگ سبزکم رنگ مایل به زرد میباشد وتعداد میوه های آن زیاد ولی بسیاری میوه آن خورد میباشد. نمکی بودن خاکهاوکمبود آهن یکی ازمشکلات عمده باغداران است گرچه آهن درمحیط نمکی بصورت ترکیبات غیر منحل درمی آید.برای تقویت خاک کود کیمیاوی را درمنطقه سایه اندازدرخت پاش نموده وبیل میزنند تااینکه زیر خاک شود.طریقه دیگرآن حفر نمودن است که دردوردرخت به عمق 30 تا40 سانتی متر حفر مینماید و کود را در داخل آن میریزند . کود حیوانی باید کاملاً پوسیده باشد به خاطر که تولید گیاهان هرزه را ننمایند . علاوه بر تقویت  خاک از لحاظ مواد غذایی ، خواص فیزیکی خاک را نیز اصلاح مینماید .

آماده نمودن بستر تخم: قبل از آنکه زمان زرع تخم فرا برسد زمین انتخاب شده باید عمیقاً قلبه شود سنگ  ها و گیاهان هرزه آن جمع آوری شوند . در صورتکه کلوخ های بزرگ داشته باشد باید میده شوند . کرت مرطوب باید قلبه نشود زیرا کلوخ به وجود میآورد کرت  خشک هم قلبه نشود چرا که خاک آن به شکل پودر در میآید . وقتیکه چنین کرت آبیاری شود بعداً پتره ها میسازد که در چنان خاک تخم به آسانی شانده شده نمیتواند . برای این منظور خاک ریگی مناسب است ، که برای چنین در باغداری خاک سندی لوم میگوند .خاک مت دار برای تخم پاشی و نموی آن مناسب نیست به این سبب که ذرات خاک آن میده و در خود محکم چسپیده میباشد و ریشه ها تیغه های برآمده از تخم در آن نمو کرده نمتواند ، در صورتکه امکان داشته باشد بنابرآن به واسطه کود حیوانی گندیده مناسب آنرا اصلاح کرده میتوانید . زیرا کود حیوانی خاصیت خاک را افزایش داده میتواند . تخم هایکه در خریطه های پلاستیکی کاشته میشوند مانند امرو د بر اساس فورمول زراعتی خاک آماده میشود .

1.یک قسمت کود حیوانی پشت رو شده .

2. دو قسمت ریگ پاک میده

3.سه قسمت خاک کرت .

خاک آماده شده فوق ، ریگ و کود حیوانی همه یکجا مخلوط میشوند بعداً از یک جالی سیمی غربال میشود تا کلوخ   ها ، سنگ ها ، خس وخاشاک آن جدا شود  بعد از آن خاک پاک غربال شده باید در خریطه های پلاستیکی انداخته شود و تخم ها در آن کشت شود .

شرایط اقلیمی : درخت سیب میتواند در آب و هوای متنوعی کشت و پرورش یابد به عباره دیگر دارای سازگاری زیاد میباشد درجه  حرارت از فکتور های مهم تعین کننده مناطق کاشت درختان سیب است . اگر درجه حرارت هوا در زمستان پاینتر از منفی 35درجه سانتی گراد برسد خسارت زیاد به درخت و ریشه آن وارد خواهد شد و چنین مناطق عمده تا برای پرورش سیب مساعد نخواهد بود در مناطق که سرما دیر رس بهاری دارند یعنی در زمان شگوفه کاهش ( درجه حرارت ) زیاد است باید از کشت وپرورش سیب پرهیز شود . در مناطق که حد اقل مدت هزار ساعت در مجموع درجه حرارت زیر مثبت 7 درجه سانتی گراد دارد باید سیب را پرورش دهیم . هم چنان مشاهدات نشان میدهد اقسام Red و Golden در عرض جغرافیای 36تا 37درجه شمالی و ارتفاعات 1800-2000 متر بهترین کیفیت را دارند و در مکان های سیب استفاده از سیب های رو به شمال به خاطر سرد بودن و دیر باز شده شگوفه ها میوه ها دیر رس خواهد شد ولی در سمت های جنوبی میوه ها زود رس خواهد شد بعضی از اقسام سیب نظر به اکثریت درختان مثمر در مقابل هوای سرد مقاومت زیاد دارد . به همین درختان سیب نسبتاً به دیگر درختان مثمر به قطب شمال نزدیک تر کشت یا غرس می شوند. سیب های مانند RedAstrachan که هرقدر بطرف قطب شمال غرس گردد شرین ومزه خوب دارد امابعضی دیگری مثلGoldendelicous   winesup هر گاه در39 درجه عرض البلد کشت وغرس گردد مزه شیرین دارد. درخت سیب برای تولید میوه های باکیفیت ومطلوب باید درنقاط کشت شود که هوا دریکی دوماه آخر فصل رشد مخصوصاً درشب های خنک با شد واگر نه میوه طعم ومزه وقدرت نگهداری خودرا تاحدود زیادی ازدست خواهد داد.همچنان درجه حرارت مساعد در تعاون عناصر کمک کرده و برگهای درختان میتواند وظیفه محوله را به وجه بهترانجام دهند یعنی از روشنی آفتاب استفاده خوب تر نموده و عملیه  فتوسنتیز بصورت صحیح انجام گرفته و مواد تهیه شده را به تمام حصص درختان برسانند همچنان روزهای گرم و خشک بهار به درختان مفید نبوده ودراثرغفلت خساره متوجه درختان شده وحتی خشک میشوند. بادهای شدید نیز خطری متوجه درختان سیب مخصوصاً درختان که ارتفاع آن زیاد تراست می سازد. بادها درفصل رشد ونمو وموقع گل نمودن باعث ریختن گلها به سطح زمین شده وازطرف دیگرنسبت عدم شرایط مساعد برای حشرات عملیه القاح درگلها طوریکه لازم است صورت نمیگیرد ودرفصل که میوه نزدیک به پخته شدن میباشد.بادهای شدید نیز باعث ریزش میوه میشود که این مشکل رامیتوان باغرس درختان بنام باد شکن دراطراف باغ خنثی نمود.مقدار شعاع آفتاب نیزدرزندگی نبا تات مهم بوده نقش مهمی درتشکیل برگ ، شاخه ، رنگ وکیفیت میوه بازی مینماید. خصوصاً دررنگ میوه درختان وهمچنان حاصل دهی درختان ازیک سال به سال دیگرخیلی موثرمیباشد.باران های زیاد وشدید وباریدن ژاله نیزخالی از صدمه حاصل دهی درختان سیب نبوده وخساره آن مثل  سردی های بهاری میباشد درختان صدمه دیده باعث ریزش گل ومیوه میشوند وهرگاه ژاله دانه های ان کلان تر باشد باعث شکستن شاخه های جوان شده وبه پوست درختان نیز صدمه میرسان

فصل کاشت: وضیعت اقلیمی مناطق مختلف افغانستان فرق دارد. بطورمثال دریک وقت معین هوای ننگرهار گرم میباشد وهوای لوگر وبامیان سرد میباشد. تخم های میوه های برگریزراباید درآخرخزان ویا دراوایل زمستان زرع گردد.تاآنها باهوای مرطوب وسرد بصورت طبعی مواجه شوند ودوره استراحت آنها ازبین برود میتواند تخم این میوه ها نخست درآب شسته شود وبعداً طی 38 ساعت درآب غرق شوند وبعد ازآن درزمستان بردیوار یامنزل به جانب باد (شمال) درچقوری های کنده شده 38 سانتی متری درطبقه ریگ مرطوب نگهداری شود که دوره استراحت آن از بین برود بعدازآن دربهاردرقوریه کشت شود. زمانکه دوره استراحت تخم میوه های برگ ریز سپری شده باشد،که درآن صورت زمان کشت آن بوضیعت اقلیمی وابسته است به طورمثال درمناطق گرم افغانستان مانند قندهار،ننگرهار، لغمان ،هلمند،تخم های یاد شده دراوایل ماه حوت درقوریه ها کشت میشوند ودر مناطق سرد سیر ،کابل ولوگر ،وردک درهفته آخر ماه حوت ویادرهفته اول ماه حمل کشت میگردد. طوریکه میوه های ستروس  صرف دربعضی از مناطق مانند ننگرهار ، لغمان وکندهار به شکل تجارتی زرع میگردد.بنابرآن قوریه های آنها هم باید درهمین مناطق ساخته شود. بدین اساس تخمهای ستروس میتواند درننگر هار درزیر پلاستیک درماهای قوس و جدی زرع گردد و بعد از گرمی بر فراز آن سایه بان ساخته شود ، زیرا نهال های کوچک ستروس به روشنایی مستقیم آفتاب حساسیت دارند . کشت سیب درولسوالی اندر آب بقسم کرت و یا به سیستم قطار کشت میشود واز آن نهالی بدست آمده قوریه یاکرت را درماه عقرب و قوس نرم کرده ویک مقدار کود حیوانی را باآن مخلوط میکنیم و بعداً درآن تخم را به فاصله 25-30 سانتی متر کشت میکنیم اندازه میان جویک ها 50-60 سانتی متر میگذاریم تابتوانیم به شکل درست خشا وه کنیم.

طرق کشت: کاشتن عمیق تخم ها به بزرگی وکوچکی آنها ارتباط دارد.درصورت که تخم ها به عمق مناسب غرس نشود  امکان  دارد که آنها جوانه نزنند وقتی که تخم هابه صورت سر سری یا درعمق کمتر کاشته شوند، امکان دارد آب آنجا تبخیرکند وخاک آن رطوبت کافی نداشته باشد درین صورت تخمها جوانه زده نمیتواند زیراممکن است مواد ذخییره غذای آنها تمام شود وبر بالای زمین بر آمده نمی تواند. درخاک های سست ونرم تخم انواع سیب درعمق 3-6 سانتی متر کاشته می شود. درقوریه باید تخم میوه ها درهردو پهلوی پلوان  زرع شود که این نوع کاشتن فیصدی مصرف آب را کاهش مید هد.درزمین قوریه باید به عرض 75 سانتی مترپلوان وهم 75 سانتی مترجویه ساخته شود وبعداً دردوطرف پلوان تخم کشت شود.دراحداث قوریه یا جای گزین کردن درختان باغ باید نکات زیرامد نظر داشت.

 1- پاک سازی زمین ازکشت قبل، بیرون آوردن درختان وکنده ها،سنگ های بزرگ وتاحدی ممکن ریشه های پیر وکنده های درخت راازمحل قدیمی خود بیرون آورد وازباغ خارج کرد.

 2- به مدت 2-3 سال اقدام به کشت گیاهان ردیفی،سبزیجات،علوفه جات،کود سبز وغیره کرد.

 3- دواپاشی را به ترتیب انجام داد.

 4- درچقوری های محل کشت درخت،کود امونیم فاسفیت قرار داد.

 5- علف کش های باقیمانده یادواها درزمین محصول میتواندبرای درخت مشکل ساز باشد.

 استعمال کود در باغ : در باغ های سیب دو نوع کود استعمال می شود یکی حیوانی ودیگری کیمیا وی که استعمال کود حیوانی مزایای آتی رادر بر دارد.

۱- کود حیوانی ساختمان خاکرااصلاح میکند.

۲- ظرفیت نگهداری آب رادرخاک زیاد میکند.

3- حرارت خاک را تا اندازه ثابت نگهمیدارد.                                                                                        

4-  درخاک عنا صر ضروری نباتات راافزا یش داده میتواند.

5-  ریشه درختان در خاک به آسانی به هر طرف نمو کرده میتواند.

کود حیوانی که استعمال میگردد باید به قدر کافی پوسیده شده باشد.تادرآن تخم گیاهان هرزه وتخم حشرات از بین رفته وعنا صر ضروری آن برای درختان قابل استفاده می باشد و پیش از ایجاد باغ به وسیله قلبه به  خاک مخلوط میگردد و به دنبال آنها نهالی ها غرس می گردند در یک جریب زمین از 4 تا 7 تن کود حیوانی پوسیده شده استعمال کرده میشود واین امر به نوعیت  خاک و قوی بودن آنها ارتباط دارد . قبلاً کود DAP یا دای امونیم فاسفیت را بر علاوه کود یوریا در درختان سیب استعمال می نمودند اما با استعمال متواتر DAP باعث به وجود آمدن علایم زردی در برگ های درختان سیب گردیده که به مرور زمان علایم مذکور زیاد شده و کناره های برگ ها سوختگی پیدا نموده که برگ ها را از فعالیت انداخته نموی درخت ضعیف شده و میوه درخت خورد مانده و باعث از بین رفتن درختان می گردد . پس استعمال کود DAP پی در پی و همه ساله باعث این مشکلات میگردد که باید از استعمال متواتر آن جلوگیری گردد. نظر به تجارب و تحقیقات که در چند سال اخیر صورت گرفته که به استثنای سال اول و دوم که یک مقدار DAP در اطراف ریشه ها استعمال گردد که برای انکشاف ریشه ضرورت می باشد . و بعداً استعمال آنرا اجازه نمیدهند و قرار تحقیقات که صورت گرفته است استعمال کود فاسفیت دار در درختان مثمر ضرور نمی باشد به خصوص در افغانستان که PH خاک ها بلند بوده و مشکل در جذب عناصر کم مصرف مانند Fe ،Mn ، Zn موجود است . درمرحله ابتدای نموی درختان میوه دار دراوایل بهار بهتر است اما در مرحله دوم کود یوریا باید استعمال شود . کود DAP 2 کیلو گرام ، کود پوتاشیم 19 کیلو گرام در مرحله اول و کود یوریا 15 کیلو گرام در مرحله دوم باید   در هر جریب زمین استعال شود .

آبیاری : از موقع بذر الی نمو نهالی جدید نمو عادی خود به رطوبت کافی ضرورت دارد . که این رطوبت ذریعه آبیاری تامین شده میتواند لذا از موقع بذر الی نموی نهالی آبیاری به وقفه چندین مراتب صورت میگیرد تا قلت آب و رطوبت باعث سکتگی و توقف نموی آن ها نگردد . البته تخنیک آبیاری و موقع آبیاری در این وقت اول مهم داشته و در صورت امکان در وقت جوانه زدن تخم اگر آبیاری به صورت بارانی و یا به واسطه آب پاش انجام یابد موثرتر است  و هم چنان آب برای درختان سیب مانند سایر درختان میوه دار عامل بسیار ضروری تلقی می شود کمبود آب بالای مقدار زیادی عملیات فزیولوژیکی که درختان سیب تاثیر دارد . هر گاه برای درختان سیب به اندازه کافی آب به رسد پس نموی بدنی آنها کم می شود و اگر به امین ترتیب هر گاه برای مدت طولانی در باغ سیب آب ایستاده شود باعث خساره درختان میشود به همین معنی که ریشه های درختان به اندازه کافی O2 اکسیجن اخذ نموده نمتواند . به همین لحاظ در اندازه تنفس آنها کمی وارد می شود سبب و مرگ ریشه ها میگردد. اندازه آب درختان سیب در یک باغ با یک سلسله عوامل مانند عمر درختان ، نوع خاک موسم سال و امثال آن ارتباط دارد . به همین ترتیب باغ های سیب مناطق گرم در مقایسه با باغ های مناطق سرد در فصل خزان با آب های زیاد و پی درپی ضرورت دارد . طوری که قبلاً گفته شد در کشور ما باغ های سیب به آبیاری ضرورت دارند بناءً در هر منطقه که باغ سیب احداث می شود، اولتر از همه باید منبع آب منطقه مذکور پیدا شود . تا در وقت ضرورت از آن به صورت خوب استفاده به عمل بیاید . به صورت عموم باغ های سیب به چهار طریق آبیار می شود .

اول به شکل کرت دوم به شکل جویه سوم به شکل باران مصنوعی (پاش نمودن ) چهارم بواسطه نعل به شکل قطره ها . در افغانستان به دو شکل یعنی اول و دوم رواج دارد ودو طریق اخیرالذکر غیر اقتصادی تمام می شود.

انتخاب نمودن جای باغ : همانطوریکه سیب برای مدت مدیدی کشت میشود پس باید در رابطه به انتخاب محل کشت سیب غور و توجه بیشتر شود ،بخاطریکه  در بدل سهو وغلطی برای مدت 30 یا 40 سال تحمل نموده خساره اقتصادی کاری بسیار مشکل است . در اوقات زمستان و بهار هوای سرد در پرورش سیب ها رول مهمی را بازی مینماید پس در آن جا و مناطق که در زمستان از - 30 الی - 40 درجه سانتی گراد سردی هوا عمومیت دارد در آنجا باید سیب کشت شود به همین ترتیب در آن مناطق که در بهار گرمی هوا برای همیشه بسیار متغیر میباشد یعنی در وقت بسیار کم تفاوت بسیار زیاد در آن میآید ، هم برای کشت سیب خوب جلوه نمیدهد. در تابستان برای مدت مدید و طولانی هوا بسیار خشک وگرم هم به ضرر باغ سیب تمام میشود.در مناطق که برای همیشه باد های گرم وسرد میوزد امکان غرس سیب ها کم است .سیب باید هیچ گاه در جای پست کشت نشود که در آن امکان جریان هوای آزا د نباشد به خاطر که در مناطق پست هوای سرد جمع شده و برای سیب ها خساره زیاد وارد میکند ، خصوصا در بهار وقتی گل نمودن که درختان تازه به نمو آغاز میکنند درجا های پست باید باغهای سیب حد اقل در70 متر بلندی آماده گردد. یخاطریکه درهمچو جاها درهر34 متر بلندی آن درگرمی هوا از 3-5 درجه سانتی گرد ازیاد بوجود میآید.برای غرس سیب ها بایدخاک باغ عمیق باشد(2 متر)  وجر یان آب هوا به آسانی امکان پذیر با شد،درآن خاک هایکه بعد ازباران بعد ازیک هفته آب درآن استاده شود وراه پیدا ننماید برای کشت سیب ازآن استفاده نگردد.برای باغ سیب خاک خوبتر آن است که 50% آنرا آب و50%  آنرا هوا اشغال کرده باشد. این نوع خاک برای ریشه درختان بسیار مناسب می باشد. علاوه بر انکه برای حاصلات خوبتر سیب PH خاک 6.5 -5.5 تخمین گردیده ولی PH باغهای سیب 8.5 نیز مفید میباشد.اگردرمنطقه که ازیک جانب باد شدید به قسم عمومی یا همیش در وزیدن باشد، باید درآن سمت برای منع باد های شدید درختان جنگلی غرس گردد، وازطرف دیگر باید شاخچه های درختان مذکور که باعث منع جریان هوا میگردد قطع گردد.هم چنان یادآور باید شد که دراحداث باغ همه امورات مطابق به دستورات و اساسات باغداری صورت گرفته وکوشش شود که کوچکترین اشتباء صورت نگیرد زیرا یک اشتباء جزی باعث خساره بزرگ درآینده گردیده، ازآنجایکه این درختان ازجمله میوه جات چندین ساله بوده و بعد ازکشت حد اقل 4-3 سال به حاصل می نشند. بناءً دراحداث باغ نکات ذیل را باید درنظرگرفت .

 1- نوع خاک:- جایکه به منظور باغ احداث می شود باید ازهر نقطه نظر خاک آن خوب باشد تانبات ازآن به حد اعظمی استفا ده کرده به نموی خویش بپردازد هم چنان خاک باید زهکشی خوب داشته باشد.

 2- مارکیت :- موقیعت باغ نزدیک به مار کیت بوده تا محصولات بزودترین فرصت بدست رس مشتریان قرارداده شود.

 3 - سرک :- باغ باید به سرک که عراده جات بزرگ بتواند ازآن عبورنماید متصل باشد.

 4 - آب :- باغ باید منبع آب همیشگی داشته باشد.

 5 - topography :- زمین باغ باید هموار باشد تادرعملیات باغداری کدام سکتگی وارد نگردد.

 6 - عوامل اقلیمی یا climiticfactors باغ باید در جای احداث گردد که درجه حرارت ، روشنی و سایر موضعات اقلیمی جهت احداث باغ  و پرورش میوه مطلوب مساعد باشد .                       

انتقال نهال ها به باغ  

انتقال نهال ها به باغ و غرس آنها بسته گی به شرایط آب و هوای حاکم در مناطق پرورش سیب دارد درهر صورت نهال های سیب از اول حوت الی اخیر عمل اجازه انتقال از قوریه و غرس در مواضع جدید را دارند هم چنان انتقال نهال ها از قوریه به زمین باغ و غرس آنها در خزان نیز موفقانه بوده و بدون روبرو شدن به مشکلات صورت میگیرد و دارای صفات ذیل است .

1 - زمین اماده برای حفر چقرک ها میباشد و حفر چقر ها به آسانی و به وقت کم صورت میگیرد .

2 - شرایط جوی خوبتر و بهتر میباشد .

3 - جریان باد کمتر میباشد نظر به اواخر زمستان .

4 - کشیدن نهال از قوریه انتقال آن به صورت خوب و آسان صورت میگیرد .

5 - نهال غرس شده در خزان زوتر به فعالیت حیاتی خویش در فصل بهار شروع میکنند و کوشش زیار شود بعد از غرس نهال مقدار خاک در اطراف ساقه انداخته شود تا نهال و ساقه آن از صدمه امراض و افات زراعتیی در امان بماند هم چنان بهتر است که پیش از شاندن  چقری حفر شود به این ترتیب امکان دارد در چقری ها نهال ها میکروب ها ، گازهای زهر دار ، تخم حشرات و لاروا ها از بین بروند و به چقری آفتاب کافی برسد . چقری هر یک از نهال ها باید کم از کم 50- 80 سانتی متر عمق و 60-100 سانتی متر قطر داشته باشد . در زمان کندن چقری باید سعی شود که خاک روی چقری را جدا و خاک عمق داخل چقری را به صورت جدا گانه در قسمت شمال چقری بیندازد تا بدین ترتیب چقری خوبی از طرف جنوب شعاع آفتاب رسیده بتواند در وقت غرس نهال نخست خاک روی چقری بعداًخاک داخل چقری رامورد استفاده قرارمیدهند زیراخاک روی چقری دارای مواد عضوی فراوان میباشد.خارج کردن نهال ها ازقوریه باید دروقت مناسب ویافرصت زیاد انجام گیرد طوریکه ریشه هرنهال سالم،کامل، بانوده ای ازخاکهای جانبی آن با احتیاط تمام بیرون آید وبعد ازبیرون آوردن باهمان خاک های اطراف ریشه درون چقری های آماده شده قرارداد،بطوریکه ریشه نهال درزیرخاک قرار گیرد وساقه درمعرض هوا وسطح خاک واقع شود اگر قسمتی ازساقه درزیر خاک قرار گیرد موجب پوسیده گی ومبتلا شدن به امراض وآفات میگردد.

 نکات که درکاشتن نهال باید رعایت کرد قرار ذیل است .

1 - موقع کندن چقرک برای کشت نهال درخاک سطح الارض وتحت الارض راازیکدیگر جداقرار دهید تادرموقع کشت وپرکردن خالیگاه خاک سطح الارض راباکودحیوانی پوسیده مخلوط کرده ومقدار ازآنرادرچقرک ریخته وسپس ریشه نهال را روی آن قرارداد.

 2- عمیق کشت باید طوری باشد که محل پیوند حداقل چند سانتی متربالای سطح خاک قرارگیرد تاازریشه دارشدن محل پیوند جلو گیری شود.

 3- قراردادن تنه درجهت وزش باد بطورمقاوم.

 4- محل پیوند نباید درجهت وزش باد باشد.

 5- بعد ازکشت وپرکردن چقرک نهال،خاک اطراف نهال باپا ی  یابیل فشارداده شود تامقدار نشست خاک دراثر آبیاری کاهیش یابد.

6- بلا فاصله بعدازکشت حتماً نهال ها باید آبیاری شود.

سیب درتمام طول عمر خود به آب کافی نیازدارد وآبیاری درمراحل زیر اساسی است.

۱- قبل ازشکوفه کردن .

۲- بیست روز قبل ازبرداشت میوه.

۳- بعد ازجمع آوری.

تولید و انکشاف پندک های گلی سیب: پندک های گلی سیب وقتی به تولید شروع مینمایند که در فصل بهار برگ های تازه به وسعت دادن خود نزدیک می شوند که بدین ترتیب تقریباً یک سال از اینکه شکوفه گل باز میکند پندک های آن تولید میگردد. چگونه گی وقت تولید پندک گل سیب به یک سلسله عوامل اقلیمی،نوع سیب ، جای باغ و امثال ان ارتباط دارد.

القاح یاگرده افشانی:

مقصد ازpollination یاگرده افشانی انتقال یک گرده ازیک نبات به نبات دیکر می باشد. ویادرعین نبات انتقال گرده ازآله تذکیر بالای آله تانیث نیز بنام گرده افشانی یاد می شود.

 گرده افشانی بدو نوع بوده :-

 یکی گرده افشانی خود بخودی یاpollination  Self  که در ین صورت نبات به گرده خود القاح میگردد مثال آنرا می توانیم در گندم ،جو و غیره مشاهده نمایم. طریقه دیگری گرده افشانی بنام گرده افشانی غیر خودی یاpollination Cross میباشد.که در ین صورت نبات به گرده خود القاح نشده و نتوانسته گرده یک نبات بالای نبات دیگر انتقال کند.مثال آنرا میتوان درسیب مشاهده کنیم، وهم چنان بعضی نباتاتکی تنها دارای آله تذکر وآله تانیث می باشند که درین حالت ضرورت داریم تانباتی را که جنس  مخالف آنرادارد نیزدرپهلوی آن پرورش وتر بیه نمایم تا اینکه عملیه گرده افشانی صورت بگیرد. القاح عبارت ازیک جاشدن سپرم وOvame میباشد که درنتیجه Zygote یاتخمه القاح شده  تشکیل می شود.                                               

برداشت حاصل: جمع آوری سیب حتماً باید بادست انجام گیرد برای این کار باید درخت را قد کوتاه تربیه کرد یا اززینه های دوطرفه استفاده کرد سیب را نبا ید باتکان دادن جمع اوری کرد چون ضایعات زیادی ببار می آورد. میوه سیب وقتی ازدرخت چید می شود می توان مصرف شود .سیب های راکه درنظراست زمان طولانی درسردخانه ها نگهداری شوند. بعضی ازسیب هارا کمی زودتر ونارس تر ازسیب هایکه در نظر است جمع آ وری میکنند که بلا فاصله به بازار عرضه شوند .سیب هایکه تازه به مصرف می رسند به محض جمع آوری این چنین میوه ها کیفت میوه ازبین میرود ازین رو برای حفظ کیفیت باید هرچه زودتر بعد ازجمع آوری سردگردد.درموقع جمع آوری وحمل ونقل دقت شود تا میوه ها کمتر زخمی شوند زیراهم کیفیت آ نها پاین میآید وهم راه نفوذ قارچها بازمی شود که پوسیده گی های میوه را درذخیره گاه بدنبالدارد تقریباً همه انواع سیب ازضربه وصدمه های که دروقت جمع آوری خسارات می بینند دروقت کندن ،نگهداری،انتقال  وذخیره کردن سیب باید از احتیاط کار گرفته شود که میوه سیب زخمی ،قطع وگنده نشود که آ ن وقت خواهش فروختن وخوردن سیب کم می شود ودروقت کندن سیب باید هر سیب بطور جداگانه باکف دست گرفته وتاب داده  وکنده شود که دنباله سیب ازسیب جدا نشود ویا سیب ازبیخ این طور جدا نشود که انساج آن نشارد ازخاطریکه ازیک طرف تنفس سیب زیاد می شود واز طرف دیگر مکروب ها داخل شدن به آن پیدا میکند.هم چنان سیب باید هیچ وقت ازدرخت به زمین انداخته نشود.هرباغبان باید همرای خود خریطه تکه ای ویا توکری داشته باشد که بعد ازکندن سیب را درآن بگذارد وبعد ازکندن وجمع آوری باید دفعتاً به جای نهگداری ویا ذخیره برده شود بعد ازکندن هیچ وقت درهوا ویا نور آفتاب روبرونشود ازخاطریکه درپختگی افتد زود خراب می شود هرگاه سیب قبل ازنگهداری مراقبت گردد ازیک طرف سیب های  خرا ب  ازسالم جداشود وازطرف دیگر درذخیره خانه برای نگهداری جای زیاد باقی میماند. در سورت بندی سیب ها اول باید هر نوع را جدا کنیم بعد ازآن زخمی شده ،گنده شده خراب وبزرگ آن درنظر گرفته می شود.. سیب برای فروختن باید در بکس ها وکارتن های چوبی وکاغذی انداخته شود درعقب بکس باید قسم یانوع سیب ،درجه وجای  کشت آن نوشته شود وتمام وزن کارتن هم معلوم باشد.

ذخیره کردن سیب:

درکشورهای دیگر سیب نسبت به سایر میوه ها به پیمانه زیاد نگهداری می شود وبطو اوسط مدت نگهداری سیب نسبت به دیگر میوه ها زیاد است. مد ت نگهداری سیب بابعضی عوامل چون نوع سیب ها، جای تولید،شرایط اقلیمی،پخته گی سییب ها دروقت چیدن وغیره ارتباط دارد. درصورت که سیب ها دروقت چیدن آن بسیار خام چیده شوند وبعد ذخیره شود ازیک طرف درذخیره خانه ها نیزبرده می شوند وازجانب دیگر مزه ولذت آن ازبین می رود . ولی اگر سیب ها بسیار پخته شوند دراین صورت نیز خساره دارد، وآن انکه درذخیره خانه هازودتر نرم می شوند ودرهیچ گونه شرایط برای مدت زیاد نگهداری شده نمیتواند.سیب ها بصورت عموم از 3-0 گرمی واز 8-3 ماه  نگهداری می شود، اگر سیب ها درهوای گرم صفردرجه سانتی گرید نگهداری شود پس مدت نگهداری دوامدار می گردد.ولی بعضی از اقسام سیب ها که درصفردرجه سانتی گرید نگهداری شود درسطح آنها لکه پوسیده گی وداغها پیدا می شود.ازهمین لحاظ هم چو سیب ها در درجه بلند گرمی 2 یا 3 درجه سانتی گرید نگهداری شود. درکرمی بلند 2 یا3 درجه سانتی گرید عملیه تنفس وفعالیت های انزایمی سیب ها زیاد می شود و سیب ها به مدت زیاد نگهداری شده نمی توانند بناءً این نوع سیب ها باید  دراتمسفیر کنترول شده نگهداری شود.

عوامل امراض در سیب:

لکه سیاه درختان سیب:- لکه سیاه یکی ازامراض رایج درختان سیب میباشد که سال هاست شناخته شده ودرفرانسه ازاوایل قرن 19 میلادی مورد توجه ومطالعه قرار گرفته است.این مرض به علت وارد آور دن خسارات شدید به میوه هاباعث کاهش بازار پسندی وخوش فروشی میوه گردیده وهمواره موجب وحشت باغداران بوده است.قارچ مولد مرضventuriainaegualis نام دارد.

علایم مرض: اثرات مرض روی برگها:- درسطح فوقانی برگ ها ودر امتداد رگ برگهای ضخیم نر، لکه های کوچک مدورپدیدارمیشوند وبه تدریج بزرگتر شده وقطرشان به یک سانتی مترمیرسد.

  - رنگ لکه زیتونی است که در ابتداء ظاهری نرم وملایم داشته سپس به رنگ قهوه ای تیره درمی آیند لکه های اولیه معمولاً بزرگ بوده ولی تعداد شان کم است ولی لکه های ثانوی کوچکتربوده وباتعداد زیاد تری بروز میکنند.پس ازمد ت لکه ها به هم پیوسته ومحدوده بزرگترومتغیرراآلوده میسازند با بروزلکه ها وآلوده شدن برگها بافت خورده و می افتند.

 -  روی گل ها:- لکه های قهوه ای رنگی درانتهای کاسبرک ها وبرآمده گی های تخمدان ها یاروی دم گل های سبز پدیدار می شود. سپس شکوفه ها خشک شده ومی افتند.

 - روی میوه ها:- میوه هادر تمام مراحل خود نسبت به امراض حساس هستند وحتی درصورت هجوم زود رس  قارچ ریزش منما یند. اما میوه هایکه نسبتاً دیر تردر تهاجم وآلوده گی قرار میگیرند،بواسطه بوجود آمدن لکه های سیاه بشکل قرمزدرسطح آنها به قسم غربال بخود گرفته وغیر قابل عرضه وفروش می شوند.

 - روی شاخه های جوان:- درمراحل اولیه آلوده گی، اثرات آلوده گی بروی شاخه های جوان مانند برگ ها است که بعداً  بشکل خال خالی  شدن یا پندیده گی های بسیار خورد که بوسیله پوست شاخه ها پوشیده  شده اند درمی آیند.پندیده گی های مذکور سر باز کرده وبدین ترتیب لکه های نرم وملایم شکل به رنگ قهوه ای ظاهر می شوند که همان اندامهای بار دهی قارچ هستند.

 روش های کنترول:- باغداران می توانند ازورایتی هایکه نسبت به بیماری لکه سیاه  حساسیت کمتری دارند دراحداث  باغ خود استفا ده نمایند. ازان جمله ، رانیت خاکستری کانادایی ،رانیت مانس ویابوسکوپ ،ویا میتوانند ازورایتی های مقاوم چون ، پریام ، پریما وفلورنیا استفا ده نمایند.باغداران باید درفصل میزان تمام برگ های مبتلا وافتاده درپاین درختان را جمع آوری نموده ودفن نمایند وبدین ترتیب موجب کاهش منشاء مرض گردند.باغداران به هرقیمتی که شده ازانتقال واستقرارمرض لکه سیاه درباغ خود با استفاده ازروش های زیر جلو گیری نمایند. دواپاشی به منظورجلو گیری وپیش گیری ازورود بیماری پیش ازاولین آلوده گی ها با املاح مسی به مقدار 250 گرام درهکتار،کاپتان به مقدارgr h 150 ، یافولیل به مقدارgr h 100 ، البته درمورد ورایتی های حساس به  مواد مسی نباید ازین گروه مواد کیمیا وی استفاده کرد.دواپاشی به منظور تداوی قارچ کش های مجاز مانند بنومیل به مقدارgr h 30 کرباندازیم به همان مقدار وتیو فانات متیل به مقدارgr h70 گرام پاش داده شود. 

سفیدک سطحی سیب:- سفیدک سطحی سیب نیزمانند مرض لکه سیاه از امراض شایع باغ های سیب بوده وهم چنان ازامراض خطرناک درختان سیب محسوب می شود.عامل مرض قارچpodosphaeraleucitricha  است.

 علایم مرض:-

 - روی جوانه ها:- جوانه هایکه باشروع فصل مبتلا می شوند. معمولاً کوچکتر از جوانه های سالم هستند وبعضی از جوانه های مبتلا نابود شده ومی میرند. جوانه های انتهایی برخی از شاخه ها ظاهری پریشان داشته وپوشش آنها به دشواری شگفته وباز می شوند. 

 - روی شاخه ها:- قارچ مولد سفیدک که عموماً روی شاخه ها ی یک ساله وتازه رشد وپیشرفت میکند، باعث تولید رشته های نمویی بکتریایی می شود که شاخه هارا مانند پودرهای سفید ی می پوشانند. درنتیجه فعالیت قارچ آن رشد ونموی شاخه ها متوقف شده ونوع پژ مرده گی درآنها به چشم میخورد.عدم یاکاهش رشد شاخه ها باکوتا   ه ترشدن فاصله گره های شاخه کاملاً پدیدار می شود.

 عامل مرض به صورت نقطه های سیاه رنگ ظاهر میگردند.

 - روی برگ ها:- روی هردو سطح فوقانی وزیر برگ ها لکه های سفید آردی شکل ظاهر شده وسپس به تدریج به تمام شاخه ها انتقال میابد. برگ های مبتلا پیچیده وضخیم شده ورشد شان متوقف میگردد.سپس برگ های آلوده دورخود پیچیده وقاشقی شکل می گردند.درهوای گرم وخشک تابستان روی برگ های مبتلا نقش های ظاهرشده وسپس برگ ها شکاف شده وبرنگ قهوه ای درمی آیند بالاخره پیش ازموقع زرد شده ومی افتند.

 - روی گل ها:- گل ها وشکوفه های مبتلا تقریباً بصورت پژمرده هستند رشته های نمویی بکتریا پس ازانتقال به گل وارد تخمدان وکاسبرک های گل می شود.گل های مبتلا ظاهری گرد آلود وسفید رنگ ( مانند آرد پاشی شده )داشته، رشد ونموی بسیار کند وبطی داشته ضعیف وکوچکتر ازگل های سالم به نظر می رسند، اینگونه گل ها بلاخره به بارنشسته  وتولید میوه نمی کنند.

 - روی میوه ها:- آلوده گی میوه معمولاً نسبت به شاخه ها وبرگ ها کمتر انجام میگیرد واما درمیوه های آلوده ازرشته های نموی بکتریا قارچ قادراست تمام سطح میوه را بپوشاند.آلوده گی میوه ها ی جوان موجب سفید شدن رنگ میوه ها وریزش آنها می گردد این آلوده گی درطول دوره رشد میوه موجب تشکیل لایه نمدین سفید رنگ بروی آنها شده ومتعاقب آن حالت چوب پنبه ای دراپیدرم پوست خارج میوه ظاهرمی گردد.گاهی این حالت باعث تغیر شکل موضیعی میوه ها نیز می شود دردرختان آلوده اندازه فاصله برگ ها تنک شده وشاخه ها نیمه برهنه وگرد الود می شوند،به طوریکه ظاهرانگونه درختان کاملاً مشخص وازفاصله نسبتاً دورقابل تشخیص هستند.

 روش کنترول:- باغداران باید تمام شاخه هایکه جوانه های مبتلادارند قطع کرده وازبین ببرند. بمحض مشاهده علایم مرض باید تمامی اندامهای مبتلا(شاخه های جوان وجوانه ها....) راقطع نموده وبسوزانند تاازآلوده گی های ثانوی جلوگیری گردد. دواپاشی های مکرر به فاصله هر 7 تا 8 روزبامواد قارچ کش ضدسفیدک مانند دینوکاپ به مقدارgr h 25 ،بینا پاکریل به مقدارgr h 50 ،بوپیریمات به مقدارgr h 10 ، کینومیتیونات به مقدارgr h 5/7 ومخصوصاً گوگرد وتابل به مقدارgr h 400 لازم به یاد آوری است که اشکال اصلی گوگرد خاصیت گیاه سوزی آن دردرجه حرارت 25 درجه سانتی گراد بروی بعضی ورایتی های گیاهان می باشد.

پوسیده گی خاکستری سیب  یا Botrytis: قارچ های شناخته شده وشایع باغهای انگور،وسبزیجات ونیزگل ها ومحل پرورش گل ها می باشد. این قارچ گاهی نیز باعث ایجاد آلوده گی های درناحیه چشم جوانه های سیب می شود.قارچ مولد بیماری Botrytiscinerea نام دارد که رشد ونموی آن درطبیعت به فراوانی انجام می پذیرد.

 علایم مرض:- همزمان باگل دهی درخت سیب اسپورهای قارچ به وسیله باد به گل ها منتقل شده وروی آنها شروع به رشد ونمو میکنند. رشته های نموی بکتریا ابتدا روی قسمت های نرینه گل که پیش ازموعد پژ مرده شده اند رشد کر ده سپس ازطریق میله ها به قاعده کاسبرک ها منتقل می شود.درناحیه چشم میوه لکه سطحی قهوه ای ر نگ وخشک با حاشیه کاملاً واضیح پدیدارمی شود وبه آرامی درکنارچشم ویا دور آن به رشد خود ادامه می دهد، قطرلکه 1 تا 10 ملی مترمی رسد ومیوه قدرت رشد خود را ازدست میدهد پاین لکه ها فاسد وقهوه ای رنگ شده وعصاره ترشی ازآن به خارج ترشح میکند.بروی میوه های آلوده ای که درسردخانه نگهداری می شوند گاهی مرض توسعه یافته وبصورت پوسیده گی نرم درمیآید.بروی چنین میوه ها رشته های خاکستری رنگی به صورت انبوه که حاصل قارچ هستند ظاهر می شود با این همه اندازه خسارات مرض برحسب شرایط آب وهوای سال وورایتی های مختلف سیب متفاوت است.عامل مرض علاوه برآلوده گی میوه های سیب قادراند به شاخه هانیز حمله نموده وزخم های روی آنها بوجود آورده که این زخم ها به صورت کفیده گی بروی پوست شاخه ها خود نمایی منمایند.

روش های مبارزه:- مبارزه خاصی برعلیه این مرض وجود ندارد ولی توصیه می شود که درفصل بهارپس ازافتادن گل برگ ها با قارج کش های ازگروه بنزیمیدازولها درختان را دواپاشی نموده ودرصورت بالا بودن رطوبت دواپاشی تکرار گردد.

مرض لکه تلخ سیب:- این مرض فزیولوژیک که ارتباط مستقیمی با تغذیه نباتات داروباعث تاثیرات منفی درفروش وتجارت سیب می گردد.

علایم مرض:- نشانه های این مرض بیشتر روی میوه ها و گاه روی درخت نیزپدیدار می شوند ولی اغلب این نشانه ها درطول انبار داری میوه ها یا درسرد خانه ها روی میوه ظاهر می شوند.لکه های اسفنجی نرم وسطحی گرد وبرنگ قهوه ای بلوطی باقطر3 تا5 ملی متر درقسمت اطراف فرورفتگی محل اتصال دم به میوه پدیدار میشود به تدریج محل لکه هافرورفته تر شده ورنگ آنها نیز تیره می گردد.دربرخی ورایتی ها این لکه ها قهوه ای رنگ شده سپس به رنگ سیاه در می آیند ، گوشت میوه ها درمحل این لکه ها کمی تلخ وظاهری  خشک میباشد. لکه ها گاه تاعمق نیم سانتی متری گوشت میوه فرومیروند وشامل توده ای اسفنجی شکل خشک هستند، درابتدا این لکه هادرگوشتی میوه به صورت نقاط قهوه ای رنگ درچند ملی متری زیر اپیدرم تشکیل می گردند که به تد ریج پیشروی کرده وگاهی تاسطح میوه می رسند که درین حالت درسطح میوه لکه نسبتاً فرورفتگی تولید می گردد.

 عوامل مرض:-

 - تغذیه نامناسب ازکلسیم ، پراگنده گی نامناسب این عنصر ویا کمبود آن یکی ازعلل مرض است. میوه های مبتلا به لکه تلخ دارای ترکیب بسیار غیر طبیعی بوده ودرآنها نسبت کلسیم به مکنیزیم بسیار پاین ونسبت پتاشیم  به کلسیم بسیار بالا میباشد.

 - فراوانی نایتروجن خاک وبارش بارانهای شدید درخاک هایکه اززهکشی خوبی برخوردار نیستند شرایط رابرای بروز مرض مساعد میسازند.

 روش مبارزه : به باغداران توصیه  می شود.

 - ازکاشت ورایتی های حساس درخاک های تسهیل کننده بیماری جداً احتناب کنند.

 -  ازمرض پس ازموعد لازم وآبیاری زیاد خود داری کنند.

 - پا شیدن محلول کلسیم کلوراید درپنچ نوبت به قرارزیر.

اوسط ماه ثور یکونیم ماه پس ازپایان گلدهی وتکرار آن هر 15 روز یک بار به مقدار 0،5 گرام جهت جلوگیری ازآلوده گی میوه ها به مرض لکه تلخ ،غوطه ور کردن میوه ها درمحلول 1% کلسیم کلوراید به مدت 30 ثانیه یکی دیگر ازروش های مبارزه با این مرض است. گاه دیده شده به عوض محلول کلسیم کلوراید ازمحلول اتوکسی کین کلسیم  جهت غوطه ورکردن میوه ها استفاده می شود این ماده به دلیل سوختگی های که برسطح میوه های سیب به وجود می آورد توصیه نمی شودوباید ازاستفاده این ماده جداً پرهیز گردد.

جرب سیب یا Applescab :- ازنگاه اقتصادی یکی ازامراض مهم سیب بوده ودراکثرنقاط دنیا یافت شده باعث پاین آمدن حاصلات سیب می شود. درمناطق که دارای اقلیم سرد ومرطوب باشد بظهور می رسد امادرمناطق گرم وخشک یافت نمی شود وازجمله پتوجن های فنجای بوده که بنام  Genturia  inaegualis   یادشده وبه صنف اسکومای ستیزAscomycetes شامل می باشد. این فنجی به چهار طریقه به سیب ضرروارد می کند.

1- حاصلات باغ را کم می سازد.

۲- جنسیت حاصل  را خراب ساخته وسیب مریضی درذخیره خانه نگهداری شده نمی تواند.

۳- پندک های گلی کم شده وبرگ مصاب به مرض میگردد، وقبل ازختم موسوم نمویی برگ ها ازدرخت می ریزد.

4- درین مرحله تجربه حاصلات سالم ازمریض بسیار گران تمام شده قیمت بلند میرود.علایم مشخصه این مرض عبارت ازظاهر شدن داغهای سبز زیتونی، دایروی درقسمت تحتانی برگ دیده می شود. وکنترول این مرض ذریعه ادویه جات  phyqon و Benomyle  صورت می گیرد.

خاکسترک سیب یا PouxleryMillew :- این مرض ازنگاه اقتصادی اهمیت زیاد داشته برعلاوه سیب، بهی وناک رانیزمتضرر می سازد این نبات جوان قوریه را درماهای ثور،جوزا وسرطان زیادتر مصاب می سازد.دربرگ های نبات مصاب بمرض خاکسترک،پودرهای سفید یاخاکستری درقسمت تحتانی برگ ها مشاهده می شود عامل این مرض عبارت ازفنجی بنام  podosphaeraleucotricha بوده که مربوط به فامل Erysiphaceae میباشد. کنترول این مرض ذریعه limesulfur وKarathane صورت می گیرد به فاصله 10- 14 روز ادویه مذکور پاشیده می شود وهم Dinocap ،Benomyle وCydoheximide بصورت هفته وار پاشیده شود.

مرض سوختگی سیب یا Fireblightofpomefruite :- این مرض به نباتات خاندان Rosaceae حمله نموده شاخچه ها، گل ها،شکوفه ومیوه نبات رامتضرر می سازد وعلایم مشخصه آن اکثراً درگل ها به قسم آب گین به مشاهده می رسد وبه زودی می ریزد بعد تر به رنگ نصواری سیاه رنگ مشاهده می شود. وبه زودی بالای برگ هاوspor اسپور حمله نموده داغهای نصواری سیاه رنگ دربین حاشیه ورگ های برگ دیده می شود. عامل این مرض Erwinioamylovora بوده که بشکل میله تحت مایکروسکوپ بمشاهده می رسد وکنترول آن ذریعه ادویه بنام Bordeauxmixture  بخوبی صورت می گیرد.

+ نوشته شده در  90/09/20ساعت 10:52  توسط ايمل " نظري "  | 

فوتوسنتيز

مقدمه

فوتوسنتیزیک پروسه غذا سازی می باشد که درحیات تمام حیوانات ، انسانها ونباتات اهمیت بسزای دارد . واین پروسه رابطه مستقیم با پروسه تنفس واحتراق داشته که امکان این پروسه باعث ازبین رفتن پروسه های فوق خواهد شد . محصول فوتوسنتیزبحیث غذا درحیات بشرجایگاه خاصی دارد که بسیاری ازمشکلات وپرابلم های که بشربه آن مواجه بود رفع نموده است .

تاریخچه پروسه فوتوسنتیز :

تاریخ کشف پروسه فوتوسنتیز را میتوان سال 1771 محسوب نمود. دانشمندان انگلیسی مانند برستلی تغیرترکیب هوا دراثر فعالیت حیاتی را متوجه شد درموجودیت نباتات سبزهوا مجددا ً برای تنفس واحتراق مناسب میگردد . بعدا ً دانشمندان دیگر چون ایتگینها وز، سینسیه ، سوسیوروبوسینگو معلوم کردند که نباتات سبز ازهوا Co2 را جذ ب نموده که ازآن به اشتراک آب ونورماده عضوی بوجود می آید همین پروسه را دانشمندان آلمانی بنام پغیفر ودرسال 1877 فوتوسنتیزنامید .مایردرسال 1845 فرضیه ای را پیش کش نمود مبنی براینکه انرژی مورد استفاده نباتات عبارت ازانرژی آفتاب بوده که نباتات درپروسه فوتوسنتیز به انرژی کیمیاوی تبدیل می نمایند .نزدیک به اواخر قرن نزدهم ( 19) Joseph pristley  راپور داد که وی به مجرد ذخیره هوائی مصرف شده ازاثر روشن شدن شمع گردیده است. یرستلی درهفده آگیست 1871 یک شاخه زنده نعناع را درمحیط که آکسجن آن توسط شمع به مصرف رسیده بود گذاشت به تاریخ 27 همان ماه شمع دیگر قادر به روشن شدن درعین هوا گردید. به اساس این کشف وی مستحق به اخذ مدال شد، امروزماتجربه یرستلی را به این مشکل توزیع میکنیم که نباتات Co2 تولید شده ازاثر روشن کردن شمع را گرفته وآکسجن را رها میکند .

اهمیت پروسه فوتوسنتیز

ازجمله تعاملات متعددی که درنباتات صورت میگیرد یکی هم ترکیب ضیائی می باشد، فوتوسنتیزکه به اساس استفاده ازمواد غیرعضوی ساده مانند Co2) ، H2o) وانرژی نورآفتاب مرکبات عضوی را تولید میکند مقام بارزی دارد . فوتوسنتیزبرای تمام نباتات سبزمعمول میباشد .معادکه عمومی فوتوسنتیز چنین است ونباتات قرارمعادله ذیل شکر گلوکوزرا دربرگها ی شان درموجودیت کلوروفیل مسازند .

O2 + H2o+O2+ C6H12o6   6 Co2 + 12 H2o 6فوتوسنتیزعبارت ازپروسه می باشد که درآن انرژی نورآفتاب به انرژی کیمیاوی تبدیل می شود . درین ترتیب مواد عضوی که انسان وحیوانات آنهارا بمثابه غذا بکارمیرند اول دربرگ سبزتولید میشوند قسمت اعظم آن انرژی که انسان آنرا درکارهای فزیکی بکارمیبرد عبارت ازانرژی آفتاب است که دربرگ تبدیل به انرژی میخانیکی شده است . تحقیقات نشان داده است که تمام آکسجن اتموسفیراصل فوتوسنتیزی دارد. پس پروسه های تنفس وسوختن فقط بعد ازپیدایش فوتوسنتیزامکام پذیرگردید به اساس گفته های فوق میتوان موضوع اهمیت جهانی فوتوسنتیزرا مطرح نمود .برای ایجاد تصوربهتردرباره مقایس پروسه فوتوسنتیزچیزی را ذکرمینمایم که مطابق به ارقام دیو وینیو دانشمندی فرانسوی درسال 1972 دراثرپروسه فوتوسنتیزهمه ساله 10 10  × 1 ،3 ماده عضوی توسط نباتات خشک ازجمله درجنگلات 10 10 × 4 0 ، 2 تن درمراتع ودشت ها 10 10× 3، 0 دربیابانها 10 10 × 11، 0 درزمین های زراعتی 10 10× 4 0 ، 0 تن بوجود میآید اگرمحصول ماده عضوی پلانکسون مدنظرگرفته شود این ارقام فوق العاده تزاید یافته وبه کمیت تقریبا ً 1010 × 8 ، 5 تن درسال میرسد. انرژی که درپروسه فوتوسنتیزدرطول سال ذخیره میشود تقریباً 100 مرتبه اضافه ترازانرژی است که ازسوخت ذغال سنگ ومواد نفتی استخراج شده درتمام جهان بوجود میآید . به نظرمیرسد که درصورت چنین تقاضائی عظیم سالانه کاربن تمام Co2 هوا باید درظرف چند سال بمصرف برسد اما مقدار Co2 ازاتموسفیر به صورت متمادی ازکاربونیت ها بای کاربونیت های منحل درآب تلافی میشود .برعلاوه کاربن دای اکساید ازخاک درنتیجه پروسه های میکروبیولوژیکی مختلف مربوط به اکسدیشن مواد عضوی مجزا میگردد( 30 – 25 کیلوگرام Co2 فی هکتاردریک شباروز) . فوتوسنتیزدرزنده گی خود اورگانیزم نباتی نیز دارای اهمیت بسزای میباشد، بادرنظرداشت اهمیت پروسه فوتوسنتیزکشف میکانیزم آن یکی ازمهمترین ودلچسب ترین مسایلی است که درمقابل فزیولوژی قراردارد .

برگ منحیث عضوفوتوسنتیزوخصوصیات تداخل Co2 دربرگ

ساختمان اناتومیکی برگ قادربه آنست که دخول گازکاربن دای اکساید را به حجرات دارای پلاستید های سبزتامین نماید. موجودیت خلاهای بین الحجروی دخول کاربن دای اکساید را به تمام حجرات آسان میسازد اپی درمس واقع بالای سطح فوقانی برگ پارنکیما  سطح برگ کش شده است پارنکیما  عبارت ازنسج اساسی جذب کننده برگ است ازکلوروپلاست غنی می باشد . شبکه انبوه برگ ها دربرگ نه تنها تامین آب حجرات پارنکیما  را سهل می سازد  .بلکه خروج سریع کاربوهایدریت های تولید شده درپروسه فوتوسنتیزرا ازبرگ مساعد میسازد . برای اینکه فوتوسنتیزبه شکل عادی صورت گیرد باید کاربن دای اکساید را بصورت متمادی به پلاستید های سبزحجرات داخل گردد. مقدارکم کاربن دای اکساید درخود برگ دراثرتنفس تشکیل می شود ولی تهیه کننده اساسی کاربن دای اکساید اتموسفیر بوده که مقدارکاربن دای اکساید درآن تقریباً % 3 0 ،0 می باشد. درنتیجه جذب کاربن دای اکساید توسط برگ گرادینت غلظت این گازبوجود میآید که باعث تداخل متمادی Co2 درجهت اعضای پروسه فوتوسنتیزکننده نبات میگردد.کاربن دای اکساید درطبقات دوراتموسفیربه طبقات نزدیک برگ وبعد به خلاهای  بین الحجروی وازآنجا به حجرات وبعدا ً به کلوروپلاست ها تداخل می نماید به هراندازه ایکه استفاده ازکاربن دای اکساید درپروسه فوتوسنیزسریع باشد به همان تناسب درخلای  بین الحجروی فشارجزئی آن کمترشده به همان اندازه کاربن دای اکساید زود تربه آنجا داخل میشود . درپروسه تداخل جریان کاربن دای اکساید به مقاومت مواجه میشود این مقاومت خصوصاً هنگام تداخل کاربن دای اکساید به برگها ی نباتات آب زیاد می باشد .پژوهش ها نشان داده اندکه مقاومت به جریان تداخل کاربن دای اکساید درآب تقریباً 1000 مرتبه نسبت به هوا بیشتراست. هراختلاط محیط ( هوا ویا آب) جریان سریع ترتداخل کاربن دای اکساید را به برگ مساعد میسازد که تحت عنوان فکتورهایکه بالای پروسه فوتوسنتیزتاثیردارند مطالعه خواهد شد .علاوه برمقاومت داخلی (درخودبرگ ) نیزوجود دارد کاربن دای اکساید دربرگ ازطریق روزنه ها  داخل می شود درصورت عبورازطریق درزهای روزنه ها کاربن دای اکساید میتواند به هرقسمت برگ ازراه خلای بین الحجروی به مشکل گازداخل می شود دراین صورت راه آبی تداخل ازطریق ممبران (memmbrane) بداخل حجره ای کلوروپلاست اصغری بوده فلهذا مقاومت نیزکم میباشد . درصورتیکه روزنه ها بسته باشد تداخل کاربن دای اکساید به برگ تقریبا ً % 80 کاهش میآبد . هنگام وزش باد اهمیت اساسی را مقاومت کسب مینماید که کاربن دای اکساید دروقت تداخل ازطریق روزنه ها به آن روبروشود، به همین سبب بسته شدن روزنه ها تاثیر نسبتاً زیاد تری وارد نموده وتداخل کاربن دای اکساید را به اندازه % 90 تقلیل میدهد . بسته شدن روزنه ها ضیاع بخارآب دربرگ (Transpiration) را به مقایسه باتداخل کاربن دای اکساید بداخل برگ شدید ترکاهش میدهد . این وضع اهمیت بسزای را برای زنده ماندن نباتات درشرایط بحرانی حیات خشکی دارد .

محصولات فوتوسنتیز

درنباتات دانه دارعملیه ترکیب ضیائی درکلوروپلاست هایشان صورت میگیرد. زیرا کلوروپلاست ها بنابرداشتن مواد ملونه سبزرنگ کلوروفیل chloroghyll) ) به آسانی میتوانند درموجودیت شعاع آفتاب موادغذای را تهیه نمیاید . درعملیه ترکیب ضیائی نباتات سبزازمواد ساده غیرعضوی co2،H2o مرکبات مغلق عضوی (قندها ) پروتین .....وغیره را تولید میکند قرارمعادله ذیل :

    6Co2 + 12 H2o                       6o2 + c6H12o6 +H2o

وبدین ترتیب گلوکوزحاصل درجریان پروسه فوتوسنتیزبعدازتغیرات بعدی کیمیاوی تولید نشایسته ومرکبات مغلق دیگررا مینماید . که غذای اکثراً حیوانات را تشکیل میدهد غذای ترکیب شده دربرگ توسط انساج فلویم به تمام حجرات نبات رسیده ودراعضای مختلف ازقبیل ریشه ، ساقه وبرگ ذخیره میشود .یک تعداد ازین مواد غذای بمصرف فعالیت های حیوانی نبات رسیده انرژی مورد نیاز را تامین میکند . کلوروفیل ازمالیکول های مغلق عضوی ترکیب یافته است . طوریکه هرکدام آنها دارای عناصر Mg ، C ، H ، O ، وN قرارذیل است .

فرمول ساده ساختمان کلوروفیل عبارت از C55 H72O5N4Mg وهمچنان ماهیت محصولات ابتدای فوتوسنتیزازسال ها ی پیش به اینطرف دلچسپی فزیولوژیست هارا سبب شده است جهت حل این مسله محققین برخوردهای مختلف نموده اند. قبل ازهمه سعی به عمل آمد تاضریب فوتوسنتیزی را تعین نماید ضریب فوتوسنتیزی عبارت ازتناسب آکسجن مجزاشده برCo2 جذب شده درپروسه فوتوسنتیزمی باشد .اگردرپروسه فوتوسنتیزکاربوهایدریت ها تشکلیل گردند پس مطابق به معادله مجموعی قبلاً تذکریافت ضریب فوتوسنتیزباید مساوی به یک باشد .      1  =6o2 =۲    6co2

    اگرتصورنمایم که درپروسه فوتوسنتیزمرکبات بیشترارجاع شده (دارای مقدارکمتر آکسجن ) به مقایسه باکاربوهایدریت ها تشکیل میشوند درآنصورت ضریب فوتوسنتیزی باید بیشترازیک باشد .مثلاً محاسبات نشان میدهد که درصورت تشکیل پروتین ها ضریب فوتوسنتیز 1،25 وبرای شحم 1،44 میباشد کمیت اوسطی ضریب فوتوسنتیزی برای 27 نوع نبات مساوی به 1،04 میباشد . محاسبات نشان داده اندکه چنین کمیت ضریب فوتوسنتیزنشان دهنده آن است که علاوه برکاربوهایدریت ها یکمقدارپروتین تقریباً % 12 نیزتشکیل میگردد، بعداً معلوم گردیده که کمیت ضریب فوتوسنتیزی دروابستگی باشرایط تغیرمینماید . مثلا ً بابهبود تغذیه نایتروجن ضریب فوتوسنتیزی افزایش میابد ازاین مطلب میتوان نتیجه گیری نمود که درپروسه فوتوسنتیزمرکبات نایتروجن دارتشکیل میگردند .حل نهای این مسله درنتیجه پژوهش های وسیع که توسط علما صورت گرفته بدست آمده است. هنگام پژوهش ها بالای برگ های که درمحلول so412NH4  اتموسفیرحاوی Co2 شناوربودند واضح گردید که درروشنی دراین برگها پروتین های که همزمان دارای N و C بودند تشکیل گردیدند . درتاریکی این پدیده به مشاهده نرسید لهذا درروشنی جدیدا ً امینواسید ها وبعدا ً پروتین ها مستقیما ً از Co2  تشکیل میشوند . اکنون قبول گردیده که درزمره محصولات فوتوسنتیز علاوه برکاربوهایدریت ها همچنان امینواسیدها وباالنتیجه پروتین ها نیزمیتوانند باشند دراین صورت دروابستگی باشرایط تناسب محصولات تغیرمیخورد مثلاً برتری اشعه آبی نظربه اشعه سرخ باعث افزایش سهم پروتین های تشکیل شده میگردد.درصورتیکه نورسرخ تشکیل کاربوهایدریت ها را مساعد میسازد ، تشدید تامین نایتروجن نباتات سبزطبعا ً باعث افزایش سنتیزابتدای پروتین ها میگردد .

پیایش آکسجن هنگام فوتوسنتیز

فرضیه مذکور توسط اکادمسین ونیوگرادوف درسال 1941 ازطریق تجربه تایید گردید. موصوف عملیه ترکیب ضیائی ایزوتوپی آکسجن مختلف المنشاء (تناسب 16O ، 17O، و18O ) را انجام داد چنین معلوم شد که آکسجن مجزاشده ازآب وهواوفوتوسنتیزعین تناسب ایزوتوپی دارد. درصورتیکه آکسجن شامل درco2 دارای مقدارنسبتا ً بیشترایزوتوپ های رنگین میباشد ، براساس همین تحقیقات دونتیجه گیری به عمل آمد.

1-   درپروسه فوتوسنتیزآب تجزیه میگردد آکسجن مجزا میگردد .

2-  منبع اصلی آکسجن هوا در پروسه فوتوسنتیزمیباشد . ازآنجائیکه تمام آکسجن فوتوسنتیزازآب مجزا میشود. معادله عمومی فوتوسنتیزشکل ذیل را بخود میگیرد .6O2+c6H12o6 + 6H2o  6Co2 +12H2o آب درقسمت راست معادله تجزیه شد ه نمیتواند . چونکه آکسجن آن دارای ترکیب ایزوتوپی دیگری میباشد. اخیرا ًتوسط تجارب دقیق ثابت شده که ترکیب ایزوتوپی آکسجن که درپروسه فوتوسنتیزمجزا میشود ازترکیب ایزوتوپی آکسجن آب تااندازه متفاوت است . پژوهش که باستفاده ازآکسجن نشانی شدصورت گرفته است برای ب وار تاپتیان زمینه چنین نتیجه گیری را مهیا ساختند که آب درکلوروپلاست ها یکسان نبوده بلکه ازدوجزتشکیل شده است آبیکه ازمحیط خارجی داخل شده وآبیکه درپروسه خود  فوتوسنتیزتشکیل گردیده است . آکسجن این آب بیوسنتیزطوریکه قبلاً دیدم سنگینتر میباشد ، درپروسه فوتوسنتیزهردونوع آب تجزیه میشوند بنا برآن آکسجن که هنگام فوتوسنتیزمجزا میگردد ازنظرمحتوایO18 غنی ترمیباشد .

کمبیاویت فوتوسنتیز

عملیه فوتوسنتیزیک پروسه مغلق چندین مرحله اکسد شنی واجتماعی میباشد که درآن ارجاع گازکاربن دای اکساید الی کاربوهایدریت واکسدیشن آب الی اکسجن صورت میگیرد فوتوسنتیزهم تعاملات نوری وهم تعاملات تاریکی را دربرمیگیرد. تعداد ازتجارب انجام شده نشان داده اند که درپروسه فوتوسنتیز تعاملات صورت میگیرد که مقتضی  نورنمیباشد (تعاملات تاریکی ) .

1 – عملیه فوتوسنتیزباافزایش درجه حرارت تسریع میشود ازاینجا مستقیما ً نتیجه گیری میگردد که دربعضی ازمراحل این پروسه مستقیما ً بااستفاده ازانرژی نورارتباط ندارد . وابستگی فوتوسنتیزبه درجه حرارت درشرط های بلند نورباشدت مخصوص ظاهرمیشود احتمالاً دراین حالت سرعت فوتوسنتیزباتعاملات تاریکی محدود میشود که این موضوع را باتفصیل تحت عنوان تاثیر حرارت بالای عملیه فوتوسنتیزمطالعه خواهیم کرد.

2 – معلوم گردیده که موثریت استفاده ازانرژی نوردرپروسه فوتوسنتیزدرروشنی منقطع بلند ترمیباشد برای استفاده موثرازانرژی نورمدت فواصل تاریکی باید به مراتب نسبت به مدت روشنی زیاد ترباشد .درسال 1932 المرسون موفق شد که بصورت مستقیم دوران تعاملات نوروتاریکی فوتوسنتیزرا اندازه نماید ، معلوم گردید که سرعت تعاملات نوری   5- 10ثانیه را تشکیل داده وابسته به درجه حرارت نیست درصورتیکه سرعت تعامل تاریکی خیلی کمتراست وابستگی به درجه حرارت از1- 10 × 4 الی 2 – 10 × 4 ثانیه تغیرمیخورد .

عواملیکه بالای ترکیب ضیائی تاثیردارد

سرعت عملیه ترکیب ضیائی دارای اهمیت زیاد بوده ودربلند بردن سطح محصولات زراعتی بااهمیت میباشد. فکتورهای که بالای ترکیب ضیائی تاثیر دارند بدوگروپ عمده یعنی فکتورهای داخلی ودیگری فکتورهای خارجی . هنگام توضیح معلومات حاصله ازمیتودهای مختلف باید بخاطرداشت که درموجودیت نورنباتات نه تنها عمل فوتوسنتیزرا انجام میدهد بلکه تنفس نیزمینمایند . به این ارتباط تمام ارتباط شاخص بین شاخص های پروسه های فوتوسنتیزوتنفس میباشد ، این فوتوسنتیزظاهری میباشد بطورمثال تغیرمشاهده شده محتوای Co2 عبارت ازتفاوت بین مقدارآنکه درپروسه فوتوسنتیزجذب شده ومقدارآنکه درپروسه تنفس مجزا گردیده میباشد . برای اینکه به کمیت حقیقی فوتوسنتیزبرسیم ضرورت است که درتمام حالات که شدت پروسه تنفس را بحساب بیاورد وارد گردد.

تاثیررابطه خارجی بالای پروسه فوتوسنتیز

فکتورهای خارجی بالای پروسه فوتوسنتیزتاثیرزیادی دارند قرارذیل میباشد:

a- نور.

b-درجه حرارت .

 c – مقدارco2 .

d – رطوبت (موجودیت آب).

واین را هم باید خاطرنشان ساخت که درشرایط طبیعی تمام یکی بالای دیگرتاثیر تقابل دارد یعنی تاثیریک عامل وابسته به شدت عوامل دیگرمی باشد، بطورعموم این را میتوان چنین فورمول بندی نمود. تغیرشدت یک عامل درصورت عدم تغیرعوامل دیگربالای فوتوسنتیزازسطح اصغری که درآن پروسه فوتوسنتیز شروع شود الی سطح مناسب که درآن این پروسه دیگرتغیرنمیکند (منحنی بقسم افقی تبدیل میشود) تاثیرمیناید .دربعضی موارد افزایش شدت یک عامل بعد ازیک سطح معین حتی باعث ابطای پروسه میگردد. لاکن اگرکدام دیگرآغازبه تغیرنماید درآنصورت قیمت مناسب شد ت عامل اولی درجهت ازدیاد تغیرمیابد . به عباره دیگرقطعه مستقیم افقی درمنحنی به قیمت بلند ترشد ت مطابقت میکند . سرعت پروسه وبه خصوص سرعت فوتوسنتیزدرقدم اول وابسته به شد ت آن عامل است که به حالت اصغری قراردارد وعامل محدود کننده بطورمثال میتوان تاثیرمتقابل عوامل مانند شدت نورومحتوی Co2 را درنظرگرفت به هراندازه ایکه مقدارCo2 زیاد ترباشد (حدود معین ) به همان اندازه شاخص های فوتوسنتیزدرروشنی بیشتردرقطعه مستقیم افقی قرارمیگیرد. وتاثیرعوامل خارجی بالای پروسه فوتوسنتیزتاثیردارد وتاثیرآن قرارذیل است :

a-  تاثیرنور: سه مطلب عمده به ارتباط نوردرعملیه ترکیب ضیائی رول دارد یکی شدت دوم کیفیت نورسوم مدت نور. درصورتیکه حرارت مناسب وموجودیت مقدارکافی Co2 تولید قند درسطح برگ باتزائید شدت نورتایک حد معین افزایش مینماید . ازجانب دیگرباید متوجه بود که شدت نوردرنقطه که نوربه تماس کلوروپلاست میابد محاسبه میشود، زیرا شد ت نورتایک حد معین افزایش مینماید این موانع عبارت اند ازکیوتیکل ، مویک های سطح برگ ، نسج اپیدرمس وغیره ونیزباید یاد آورشد که ازدیاد شدت روشنی بالای پروسه فوتوسنتیزدروابستگی با نوع نبات وشدت عوامل دیگرتاثیرمختلف دارد ونباتات را به گروپ های روشنی دوست وسایه دوست تقسیم کرده است نباتات روشنی اوسط توسط هریک روشن تر برگ ها ومتحوی عمومی کمترکلوروفیل به مقایسه نباتات سایه پسند ازهم فرق میشود برگ های نباتات سایه پسند به مقایسه نباتات روشنی پسند محتویات نسبی بیشترکلوروفیل را دارامیباشد . درصورتیکه شد ت خیلی زیاد نورایکه مستقیما ً به برگ شاید ممکن است سرکوب شد گی  فوتوسنتیزبمشاهد ه می رسد درمراحل ابتدای سرکوب شد گی که ازشد ت بلند نوربوجود میاید کلوروپلاست ها به سمت جدارهای جانبی حجره حرکت منماید (فوتوحرکت) باافزایش بعدی میزان روشنی ممکن است شدت فوتوسنتیزشدیدا ً تنقیص یابد . رکود فوتوسنتیزتوسط نورقوی میتواند بعلت شیرین زیاد نبات وبرهم خوردن میلانس آبی بوقوع پیوندد. یعنی نباتات انرژی ضروری را برای ترکیب ضیائی ازنورآفتاب میگیرد بناءً جهت ترکیب ضیائی بیشتریک نبات باید بیشترین سطح را به جهت آفتاب قراردهد تانورکه یکی ازفکتورهای عمده کلوروپلاست جهت تولید قند به Co2 ضرورت دارد. دراکثرموارد Co2 به اطراف نباتات وافربوجود میباشد اما برای اینکه این گازداخل نبات شده تانقطه که ترکیب ضیائی رسید میتواند درمحلول آبی ازطریق انتشارحرکت میکند . زیرا غشا حجروی تقریباً غیرقابل نفوذ Co2 بشکل گازمیباشد ازاینرو گازCo2 باید به تماس حجرات مرطوب قرارگیرد .

b – تا ثیردرجه حرارت : عملیه ترکیب ضیا ئی درنباتات اقلیم سرد نسبت به نباتات اقلیم گرم دریک درجه حرارت پائین ترصورت میگیرد این عملیه درنباتات همیشه سبزمناطق سرد حتی) oco ) صورت میگیرد.للمی ها درآب چشمه های گرم عملیه ترکیب ضیائی  را میتواند درCo 75 انجام دهند باید گفت که اکثرنباتات زراعتی عملیه ترکیب ضیائی را بطورموثربین co 25 – 10انجام داده ودرنباتات اقلیم گرم تاازدیاد درجه حرارت به Co 35 این سرعت ازدیاد به ملاحظه میرسد . درحرارت بلند تر ازCo 40 سرعت عملیه ترکیب ضیائی دراکثرنباتات بطی میگردد. درصورتیکه کمی نورازدیاد درجه حرارت باعث افزایش عملیه ترکیب صورت نمیگیرد این حالت درموسوم زمستان درگلخانه به ملاحظه میرسد بلند رفتن زیاد درجه حرارت باعث متضرر شدن نباتات میگردد.وهمچنان تاثیرات حرارت بالای فوتوسنتیزباشدت روشنی وابستگی دارد حدود حرارت که درآنها پروسه های فوتوسنتیزمیتواند تحقق پذیرند برای نباتات مختلف ، مختلف میباشند درجه حرارت اصغری برای فوتوسنتیز نباتات مناطق معتدل تقریبا ً صفردرجه حرارت سانتی گراد وبرای مناطق حاره Co 10- 5 است .شواهدی دردست اندکه نباتات قطبی میتوانند فوتوسنتیزرا درحرارت های پائین ترازصفردرجه سانتی گراد نیزتحقق بخشند . حرارت مناسب فوتوسنتیزبرای اکثرنباتات تقریبا ً Co 33 – 30 میباشد . درحرارت بلند ازCo33- 30 شدت فوتوسنتیزشدیدا ً تنزیل میابد این موضوع مربوط به آنست که وابستگی به پروسه فوتوسنتیزبادرجه حرارت نتیجه پروسه های متضاد میباشد . مثلا ً افزایش درجه حرارت سرعت تعاملات تاریکی فوتوسنتیزرا تزاید میبخشد همزمان درحرارت های Co 30 – 25 پروسه غیرفعال شدن کلوروپلاست ها صورت میگیرد ازدیاد درجه حرارت همچنان میتواد باعث بسته شدن درزهای روزنها شود. 

C - تاثیر مقدارCo2  :هوا ازنظرحجم دارای % 03، 0 کاربن دای اکساید میباشد هرگاه شدت نور درجه حرات نامساعد باشد . تغیردراندازه عادی Co2 میتواند بالای سرعت عملیه ترکیب ضیائی اثروارد کند . این حالت خاصتا ًدرگلخانه ها درموسوم زمستان صدق میکند تحت این شرایط Co2 هواممکن است اندازه عادی کاهش یابد . تجارب نشان داده است که درحرارت های عادی وشدت نورمناسب ازدیاد Co2 تااندازه % 5، 0 میتواند باعث تزاید سرعت عملیه ترکیب ضیائی گردد. اما این تزاید دیردوام نکرده ازدیاد دوام درآن عکس العمل منفی وارد میکند .منبع کاربن برای پروسه فوتوسنتیزگازCo2 میباشد تلاش های که جهت تعویض گازCo2 به گازCo صورت گرفتند به موفقیت نرسیدند بصورت عمده درپروسه فوتوسنتیزازCo2 اتموسفیراستفاده میگردد اما شواهدی وجود دارند که Co2 قیسما ً میتواند ازطریق سیستم ریشه ائی ازخاک به نباتات داخل گردد(کورسانوف) ولی این منبع مقایستا ً اهمیت زیاد ندارد .محتوی Co2  درهوا فقط % 03 ، 0 را تشکیل میدهد پروسه فوتوسنتیزبامحتوی Co2% 3 ، 1 باعث تزاید مستقیما ً متناسب شدت فوتوسنتیزمیگردد درصورت بلند رفتن محتوی   Co2 بلند تراز% 5 ، 1 رشد فوتوسنتیز ادامه یافته اماخیلی بطی ترمیشود . اما باافزایش محتوی Co2 % 15 – 8 پروسه فوتوسنتیزدرقطعه مستقیم افقی می برآید بامحتوی Co2 بلند تراز%70 فوتوسنتیزشروع میشود نباتات موجود اندکه حساسیت بیشتردرمقابل بلند رفتن غلظت Co2 را داشته وابطای فوتوسنتیزدرآنها حتی بامحتوی Co2 مساوی به % 5 بظهورمیرسد .ازدیاد غلظت کاربن دای اکساید تاثیربطی کننده را به علل مختلف وارد میکند . قبل ازهمه تزاید محتوی Co2 باعث بسته شدن روزنه ها میشود . باآنهم غلظت بلند Co2 درشدت بلند روشنی تاثیربالخاص نامساعد مینماید .مطلب اخیرمارا وادارمیسازد تصورنمایم که Co2 درغلظت های معین تعاملات فرمتی تاریکی را تطبیق میسازد . درشرایط طبیعی Co2  آنقدرکم است که میتواند پروسه فوتوسنتیزرا محدود سازد باید اینرا نیزدرنظرگرفت که درساعت روی محتوی Co2 درهوای نبات تنزیل مینماید .دررابطه باگفته های فوق تزاید محتوی Co2  درهوا یکی ازطریقه های مهم بلند بردن شدت فوتوسنتیزودرنتیجه آن ذخیره ماده خشک توسط نبات میباشد . لاکن درشرایط مزارع تنظیم محتوی Co2  کاریست مشکل تااندازه ای این امربه کمک پاشیدن سطحی کود های عضوی میسرمیشود تزاید محتوی Co2  نتیجه خوب داده وباید بطوروسیع ازآن استفاده گردد.نباتات مختلف یکسان ازعین غلظت Co2 استفاده نمی نماید .

d- تا ثیر آب ویا رطوبت بالای پروسه فوتوسنتیز: طوریکه میدانیم که آب یکی ازاجزای عمده ترکیب ضائی بکارمیبرود مطالعات نشان داده است که یک قسمت خیلی کم حدود % 1 ازآب جذب شده درعمل ترکیب ضیائی بکارمیرود . دربعضی موارد شدت عمل ترکیب ضیائی به اثرخشک شدن تدریجی حدود %1 ضیاع آب افزایش میابد . خشک شدن سریع حدود % 45 ضیاع آب شدت عملیه را بطی میسازد چون ستوماتا درصورت کمبود آب داخل انساج تمایل بسته شدن دارند . کمبود ناچیز آب % 15 – 5 درحجرات برگ ها تاثیرمساعد بالای شدت فوتوسنتیزدارد. بی آبی ناچیزبرگ بدون وابستگی بادرجه بازبودن روزنه ها نیزبالای پروسه فوتوسنتیزتاثیرمساعد مینماید تزاید کمبود آب بیشتراز% 20 – 15 باعث کاهش قابل ملاحظه شدت فوتوسنتیزمیگردد. این امردرقدم اول مربوط به بسته شدن روزنه ها ( حرکات هایدرواکتیف بوده که تداخل Co2 را دربرگ شدیدا ً تقلیل میدهد .علاوتا ً برآن این امر باعث کاهش Transpiration  شده که درنتیجه درجه حرارت برگ ها تزاید می یابد . ضمنا ً افزایش حرارت بالا تر ازCo 30 باعث تقلیل فوتوسنتیزمیشود . بالآخره بی آبی بالای کانفورمیشن وباالنتیجه بالای فعالیت فرصت های سهیم درفازتاریکی فوتوسنتیزنیزتاثیرمینماید .

تاثیر شرایط داخلی بالای پروسه فوتوسنتیز

سرعت عملیه ترکیب ضائی به اثریک عده عوامل داخلی ذیل تحت تاثیرقرار میگیرد .

الف – ساختمان برگ .

ب - ذخیره محصول برگ .

ج - تاثیرات پروتوپلازمی .

الف – ساختمان برگ : خصوصیات ساختمان برگ بالای اندازه Co2 به کلوروپلاست که میرسد تاثیروارد میکند این خصوصیات مشتمل است برتعداد موقعیت وجسامت ستوماتا علاوتا ً خلاهای بین الحجروی کیفیت روشنی آب کلوروپلاست میرسد . ضخامت کیوتیکل ترتیب حجرات میزوفیل ازجمله عوامل است که بالای ترکیب ضیائی تاثیردارد وهمچنان تاثیربین برگ همزمان بانموی برگ ها شدت فوتوسنتیزتزاید میابد . بیشترین شدت برای برگ های کاملا ً معمول است باتزاید بعدی بین برگ ها ( پروسه سیرشدن ) شدت فوتوسنتیزکاهش میابد .بالای شدت فوتوسنتیزبین تمام نباتات تاثیردارد دراکثرنباتات یکساله شد ت فوتوسنتیز درپروسه انتوجینیزافزایش یافته وحد اعظمی را درزمان غنچه وگل کردن کسب مینماید . بعد ازگل نمودن شدت فوتوسنتیزدربگ ها تقلیل میابد .

ب – ذخیره محصول ترکیب ضیائی : به اثرازدیاد محصول عملیه ترکیب ضیائی درحجرات میزوفیل وتراکم آن دراین حجرات درسرعت عملیه ترکیب ضیائی یک کاهش بوجود میاورد درطول روزیکه مواد نشایسته وی ساخته میشود اگراندازه انتقال آن کمترازاندازه ساختن آن باشد درنتیجه یک تاخیردرسرعت ترکیب ضیائی بلاحظه میرسد علاوه براینکه آکسجن یکی ازمحصولات پروسه فوتوسنتیزمتوقف میگردد میتوان فرض نمود که تاثیرانا بروبیک غیرمستقیم بوده وابطای پروسه تنفس وتجمع محصولات اکسدیشن ناممکن بخصوص تیزاب های عضوی ارتباط دارد این فرضیه چنین تائید میگردد که تاثیرمضرانابیور درمحیط تیزابی شدید ترمیباشد ازدیاد غلظت آکسجن الی % 25 نیزفوتوسنتیزرا بطی میسازد .

ج – تاثیرات پروتوپلازمی : سرعت عملیه ترکیب ضیائی ذریعه شرایط وعوامل که درپروتوپلازم وجود دارد نیزتحت تاثیرقرارمیگیرد . هرگاه حجرات به کمبود آب مواجه گردد سرعت عملیه بطی میگردد وعلاوتا ً فعالیت یک تعداد انزایم ها سرعت عملیه ترکیب ضیائی را متاثیرمیسازد
+ نوشته شده در  90/09/20ساعت 8:39  توسط ايمل " نظري "  | 

فندق

مقــــد مــــه

فندق درختچه ای است که دارای 15 نوع جنس مختلف می باشد که بومی ونیمکره شمالی هستند ،فندق معمولی ازناحیه ای شامل جنوب اروپا  واسیای صغیر،منشا گرفته وکاشت آن اززمان های کهن دراروپا معمول بوده است. فندق دربرابرسرما بطور پایداراست ولی شگوفه های آن که درزمستان ، پیش ازپدیدارشدن برگ ها ، بازمی شوند . دردرجه حرارت کمتراز10 درجه سانتی گرید ازبین می روند .فندق برای بازکردن پندک  به 800- 1700 ساعت هوای سرد کمتراز7 درجه سانتی گراد ضرورت دارد ولی نیازجوانه های گل به سرما بسیا رکمتراست.فندق فاقد ریشه های محوری است . وبنابراین نیازبه خاک خیلی ژرف ندارد این نبات را میتوان ازانواع خاک کاشت ولی خاکهای کلی  ولوم که حاوی مواد آلی به نسبت زیاد دارای زهکشی خوب باشد برای آن مناسب تراند ، گلهای نرفندق خوشه ای هستند وبه حالت جانبی روی نوده یکساله بوجود می آیند گلهای ماده نیزجانبی هستند ودردسته های 1- 10 عددی روی نوده یکساله پدیدارمیشوند ارقام فندق خود سترون اند وبه نسبت یک برچهارده نیازبه درختان گرده زا دارد، پس اگرگرده افشانی دانه گرده جوانه میزند ولی لوله گرده پس ازرسیدن به دهانه تخمدان به یک دوره استراحت 4- 5 ماهه فرومیرود که دراین مدت تخمدا ن رشد نمی کند. دراواخربهاربا آماده شد ن تخمدان لوله گرده وارد آن می شود، تخمکها ئی را تلقیع می کند ودرنبیجه میوه به سرعت رشد می نماید وازاوسط تابستان به بعد می رسد . فندق را به طورمعمول بوسیله خواباندن افزایش می کنند . ولی این عمل ازطریق جدا کردن sucker های وکشت بذروزدن پیوند نیزامکان دارد پس ازکشت نبات را شکل پیاله تربیت کرد شاخه بری درختان بارور به نسبت سبک ومشابه بادام است فاصله کشت برحسب نوع خاک 4-6 متراست وازیک هکتاربا درشرایط مناسب میتوان تا 4 تن محصول برداشت کرد .

تاریـــــخـــچــــه

فندق درزبا ن انگلیسی به دونام  یاد می شود عده ای آن را Hazelnut وعدۀ دیگری آنرا filbert نامیده اند. درسال 1945 هوز(Howes) درانگلستان بین این دونوع فندق اختلافاتی پیداکرد. درفندق نوع filbert پوست بزرگترازمیوه است وبرعکس درفندق نوع Cobnutمیوه بزرگترازپوست است. درامریکا  میوۀ فندق های اروپائی filbert  ومیوه فندق های امریکائی ر اHazelnut می گویند. فندق اززمانهای بسیارقدیم کاشته شده وبراساس مدارک موجود درکتابهای خطی چینی قدامت آن را تا 5000 سال قبل می دانند. رومی ها ویونانی ها فندقرا برای اهداف درمانی مورد استفاده قرارمی دادند وارزش غذائی آن ر ا ازمدت ها قبل می دانستند . به علت انجام سلکسیون های طبیعی آن که شرایط آب وهوای یکسانی دارند توسعه وگسترش یافته است. نا م انگلیسی filbert که به فندق اطلاق میشود احتمالا به دلیل این است که میوه بطورکامل با پوست حاوی خارپوشیده می شود به عقیده Bunyard بانیارد 1920 ، Theophrastus فقط دونوع فندق تشخیص داده بود، یک نوع دارای میوه های گردودیگری دارای میوه های کشیده ومستطیلی بود. نام گونه avellana ازنام Abellana درآسیا ی گرفته شده است . این جا محلی است که Pliny پلینی فندق را مشاهده کرد ومیوه های آنرا معرفی نمود. همینطوراحتمال دارد avellana ازنام avellino گرفته شده باشد که نام یک شهرمهم درایتالیا است وفندق ازقرن ها پیش درآنجا وجود داشته است.نام ایتالیا ئی Avellana درانگلستا ن پذیرفته شده است وهمین نام هم به عنوان نام علمی توسط لینه ارئه شده است .اززمان های خیلی دورفندق ها پوست بلند filbert   وفندق های پوست کوتا ه Hazel نامیده شده اند. این تقسیم بندی نمی تواند درست باشد زیراهم درCorylus avellana وهم درCorylus maxima وهم درورایتی ها وانواع موجود هردونوع پوست بلند وپوست کوتاه دیده میشود. دراکثرکاشت توام این دوگونه درسطح وسیع تنوع زیادی درطول پوست میوه بوجود آمده است واین دونوع فندق درحال حاضربه هیچ وجه براساس طول پوست قابل تشخیص نیستند. تصورمیشود انواع آسمانی فندق که lambertsnuss نامیده میشوند ازناحیه Lang Bart آمده باشند ویا اینکه این کلمه ازکلمه ریش بلند long beard به معنی پوست بلند گرفته شده باشد. تصوردیگراین است که نام lambertsnuss ازlong beard یا Lombard ایتالیا گرفته شده باشد.

ارزش غذائی فندق

درختچه ای بلند با قد رت تکــثیر خو ب یا بصورت درختی کوچک میبا شد که ارتفاع آ ن بطورمتوسط به 5متر وندرتا 10مترمیرسد . دارای پوسـت  قهوه ای، خا کستری صاف وبراق میبا شد که بصورت نوارهای نسبتاً کوچکی ازاو لی ساقهای قدیمی خدامیشود . برگ ها درقاعدۀ باریک ودارای7-14سا نتی متر طول بایک نوک تیزمیبا شند. درقاعده قبلی نا تقارن وبا حا شیه ای دندانه ای نامنظم هستند . برگ ها نسبتاً نازک ولطیف با برگهای زیروسبزتیره که درخزان به زرد یا قهوه ای تغیررنگ میدهد.نوده های نردرابتدا 2-3 سانتی مترطول دارند که دردورۀ گل دهی  ، آن افزایش می یابد.درزمستان های معتدله دانه های گردۀ زودرس دراواخر دلو منتشرمیشوند. درغیراین صورت درحوت یا حمل این امرصورت می گیرد. فندق خوراکی درسراسراروپا گسترش یافته است( ازشمال تا مدار67 درجه خط استوا)  وامتداد آن تا آسیای صغیرنیزمیرسد. معمولاً درجنگلهای مخلوط 1درزیردرختان بلند یادرحاشیه جنگل بخصوص برروی مواد آهکی رشد می کند این درخت سال ها است که بخاطرمیوه هایش کاشته میشود.(براساس تحقیقا ت انجام شده معلوم شده است که درشروع تشکیل  مغز فندق مقداراسید ئیک بیشتراست. وازتغیرات تجمع روغن درمغزمیوه فند ق برای پیش بینی زمان مناسب برداشت استفاده می کنند. مطالعۀ دیگری که برروی 8 نوع ودوورایتی فندق انجام شده است نشان داده که دراین ارقام وورایتی ها مجموع اسیدها ی چزپ ونسبت اسیدهای چرپ اشباع نشده به اسیدها ی چرپ اشباع شده  ازسالی به سال دیگر ثابت بوده وتغیرنمی کند. درارقام فندق Nemsa وGulshishela بهترین کیفیت روغن را دارند. میوه فندق ازنظراسید های آمنه غنی است ودرآن انواع اسید ها ی آمنه مثل اسید گلوتائیک ، آرژنین ، گلیسین ، اسید اسیاراتیک ، والین  ایزولوسین تعین شده است.

خصوصیات بوتانیکی فندق

انواع فندق

Corylus Hazel nut

فندق نبات  است چوبی بابرگ های ساده خزا ن کننده وگل های نرآن بصورت دستۀ میبا شد که معمولاً درسال قبل تشکیل میشوند، گلها ماده درگروه های نا  نامشخص هستند که بصورت دوتائی احصاردریک براکته وهریک توسط سه براکته ئول احاطه شدند.درطول دورۀ گل دهی ظاهرشدن کلاله های قرمزرنگ ونخ مانند قابل توجه می باشند. بعد ازالقاح گلها بصورت میوۀ تیپیک ومشخص فندقه که توسط براکته وبراکته ئولهای بزرگ احاطه شده است تغیرمی یابد. این پیاله های برگی شکل وسیله خوبی برای تشخیص درفندق اروپامی باشد . درفند ق تر کیه آ نهابلند ترازفندق هستند وزنگوله ای شکل ودارای تقسیمات عمیق بصورت قطعات باریک وخطی میبا شند . درفند ق معمولی آنها عموما کوتا هستند . اما اختلا ف اساسی در طول دمبرگ میبا شد . درفندق ترکیه طول دمبرگ حد اقل 2cmولی درفندق معمولی حدود 1cm است . دربین اقسام مختلف فندق اختلافات زیادی ازنظرمشخصات گیاه شناسی وجود دارد. انواع مختلف Corylus coulrna  وCorylus chine sis درخت محوراصلی central leader است ، درحالیکه انواع مختلف دیگری بصورت درختچه یا بته های بزرگ هستند.  بته ها دارای شاخه های زیادی هستند وبه وسیلۀساکر ازدیاد میشوند.تمام اقسام فندق یک فصله هستند ولی درمناطق دارای زمستان های ملایم ، دربرخی اقسام برگها درروی شاخه ها باقی می مانند. درختان فندق مانند درختان دیگربلند نیستند ولی درصورت حاصل خیزبودن خاک درخت ها ممکن است بیشتررشد کرده ارتفاع آنها به 10 تا 15 مترنیزبرسد.نباتات جنس یک پایه بوده وگل های یک جنس تولید می کنند . گل های فندق درنتیجه رشد شاتون های نردرروی شاخه های کوچک بدون برگ ونیزدرنتیجه آزاد شدن مقدارزیاد گرده قابل رویت می شوند.درزمان ظهورپوست سبزکه میوه ها را فرامی گیرد اختلاف های وجود دارد این اختلافا ت معموالاً درتشخیص اقسام وارقام فندق مفید هستند. پوست میوه درنوع Corylus avellana وAmericana Corylus کوتاه بوده وموجب میشود میوه پس ازرسیدن به راحتی بریزد. این گونه ها را اصطلاحاً اقسام پوست آزاد می نامند که برای برداشت زود هنگام مناسب هستند درحالیکه پوست Corylus colurna  خیلی بزرگتربوده وبطورعمیق درداخل تیغه های نیزه مانند چنگال شد ه است. پس ازخشک شدن ، لبها برگشته وخوشه ای ازپوست های شبیه یک کاکتولین خارداربوجود می آید.پوستCorylus chinsis بطورمحکمی میوۀ فندق را دربرگرفته وبرگچه های لب شده Bracts یعنی برگچه هائی که با چند قسمت شده اند، برگشته ودارای اشعبات زیادمی گردد . پوست برخی گونه ها مثل Corylus ferox و Corylus tibetica  پوشیده ازخارهای زیاد بوده و Corylus maxima دارای پوست بلند است. همینطورپوست Corylus cornuta بطورقابل ملاحظه ای درقسمت بالای میوه جمع شده وجدا کردن میوه را دشوارمی کند.

عملیات زراعتی

درخت فندق متعلق به خانوادۀ Corylaceae است. گونه های وحشی فندق درمناطق معتدله ازجاپان ، چین ، ترکیه ، هند، واروپا تا شمال امریکا یافت می شود. میوه های فندق کوچک بوده وپوستۀ سختی دارند. یکی ازمهمترین گونه های فندق که دراروپا کاشت میشود گونۀ Corylaceae   avellena است. گونه دیگری نیزوجود دارد بنام Corylaceae maxima که بومی جنوب شرق اروپا وقسمت غربی آسیا است . این گونه فندق  درنتیجه یک دورگه گیری انتخاب طبیعی حاصل شده اند. برخی نویسنده هاترجیح می دهند که ارقام بوجود آمده ازCorylaceae avellena را Cobnut وارقام بوجود آمده  Corylaceae maxima  را filbert بنامند. تفاوت زیادی بین این دو وجود ندارد ولی اغلب Cobnut  «فندق بزرگ) به عنوان فندق بامیوه های گرد کوتاه که کاملاً با پوست سبزپوشیده نمی شود توصیف شده است ، درحالیکه فندق filbert کاملاً با پوست پوشیده میشود.

مناطق تولیدی

ترکیه بزرگترین تولید کنند ۀ فندق است وحدود 60 درصد جها ن را تولید می کند. مقدارتولید این کشوردرسال1967 حدود14500 تن فندق بوده است. کشورها ی دیگرتولید کننده فندق به ترتیب اهمیت عبارتند از: ایتالیا  ،اسپانیا وامریکا می باشند درترکیه فندق بطورعمده درساحل جنوبی دریا ی سیاخ تولید میشود .  همچنا ن درکشورهای مانند آلمان ، فرانسه وانگلستان نیزتولید می شود . کاشت فندق درایتالیازمانی آغازشد که درختان شاه بلوط دراثرعوامل بیماریزا ازبین رفتند وبدنبال آن به جای درختان ازبین رفته فندق کاشت شد .

شرایط اقلیمی وخاک

خاک: نوع خاک مناسب برای کاشت فندق درمناطق مختلف متغیراست ولی بطور کلی خاک باید عمیق حاصلخیزودارای زهکشی خوب باشد. درخاک های عمیق مقدارزیاد آب و مواد غذائی وغیره میشود که درطی فصول خشک مورد استفاده قرارمی گیرد ریشه های درخت فندق تاعمق 4- 5 متربه سرعت رشد می کند عوامل نامساعدی مثل وجود لایه غیرقابل نفوس ، بالابودن سطح آب زیرزمینی ، وعدم وجود تهویه درخاک ، رشد ریشه ها را محدود میکند. درختانی که درخاک های باحاصل خیزی متوسط کاشته شد ه اند باافزایش سن واندازۀ درخت محصول خوبی نمی دهند واختلاف زیادی درمقدارمحصول ظاهرمیشود.بدنبال یک سال پرمحصول ممکن است چند سال محصول کاهش یابد. درسالی که مقدارمحصول زیاد است، شاخه های جدید رشد خیلی کمی دارند. چنین شاخه هاباید درسال بابیشتررشد کنند تا میزان رشد شاخه ها برای تولید محصول زیاد کافی باشد.خاک باید تاعمق 4 مترداری تهویه خوبی باشد. درختان فندق درمقایسه بادرختان گردو وپکان تحمل بیشتری نسبت به خاک های فشرده دارند. درختان کوچک یابوته ها درخاک های فقیرتپه ها بخوبی محصول میدهند ولی مقدارمحصول درمقایسه بادرختانی که درخاک های عمیق وحاصلخیزی کاشته شده اند کمتراست. خاک های خنثی تاکمی اسیدی با 6 ph برای کاشت فندق مناسب هستند.

آبیاری: مطالعات محدود برای نیاز آبی فندق انجام شد ه است ولی اگرفندق درخاک های حاصلخیزکه ظرفیت نگهداری آب زیادی دارند کاشته شود به آبیاری کمتری نیازخواهدداشت.

آب وهوا: آب وهوای یک منطقه نقش مهمی را درموفقیت کاشت درختان میوه دار بازی می کند. درختان فندق به زمستان نسبتاً سرد وتابستان خنک نیازدارند . برای رشد وتکامل میوه ، تابستان خنک وطولانی ازتابستان گرم وطولانی درمعرض سرمایی متوسط قرارگیرد. درمناطق مرطوب درخت ها نسبت به عوامل بیماریزا حساس هستند. درختان فندق درمقابله با آب وهوای مناطق دیگربا تابستان خشک ساحل اقیانوس آرام سازگاری بهتری نشان داده اند.

درجـــــــه حــــرارت:

درختان فندق مقاوم به سرماه هستند شاتونها وگل های مادۀ فندق درمقایسه با گلهای بازشده مقاومت بیشترنسبت به سرمادارند. درصورت که گل های ماده بازشده باشند درجه جرارت 9.5 درجه سانتی گراد به آنها صدمه میزند.دربرخی مناطق که مقادیرزیاد آب وجوددارد( مثل دریا چه ودریا) خطرخسارات سرما به تعدادقابل توجهی کا هش میا بد ، دربرخی مناطق مثل انگلستان ، قسمت های ازآلمان واسکا ندیناوی که فندق کاشته می شود ، وجود مقادیرزیاد آب درجه حرارت را تعدیل می کند ویا مو جب تأخیردرگرم شدن هواشده درنتیجه بازشدن گلهای ماده را تارفع خطر شب هاسرد تأخیرمی اندازد.بین حداکثردرجه حرارت هوا باتاریخ های گل دهی گل آزین نروماده رابطه مستقیمی وجود دارد. مجموع درجه حرارت های مؤثرمورد نیازاززمان تمایز گل تاگلدهی درارقام زود رس 2700 درجه سانتی گرید تا 2800 درجه سانتی گرید ودرارقام متوسط رس ودیررس 2900 تا 3000 درجه سانتی گرید است.افزایش مجموع درجه حرارت های مؤثرظهورکلاله را درارقام زودرس به تأخیرمی اندازد . همچنین مشاهده شده است زمانی که اوسط درجه حرارت روزانه به 1،2 تا 4،2 درجه سانتی گرید می رسد تولید محصول افزایش می یابد ولی هنگامی اوسط درجه حرارت ازاین مقادیربیشترشود مقدار محصول کاهش می یابد.(3)

پایـــــه مادری

پایه ها نقش مهمی درظاهرعمومی وپتانشیل افزایش محصول زخم پیوند ک دارند. پیوند کردن فند ق درروی پایه درمقایسه با درختانی که درروی ریشه خود قراردارند مقدارمحصول را 25 تا 50 درصد افزایش میدهد وهمچنین موجب میشود تربیت درختان باتاج کروی برروی تنه کوتاه راحت ترصورت گیرد.Rival 1979 گونه Corylus colurna را به دلیل قوی بودن ، داشتن سیستم ریشه ای تراکم وعدم تولید پاجوش به عنوان پایه ای مناسب Corylus avellena  توحید گرده است.(4)

تکثیر فـــــــــــند ق

اکثردرختان فندق منشا بذری دارند. باغداران معمولاً برای بدست آوردن درختان جدید تلی ازخاک رابه دورتنۀ درخت می ریزند. درشروع فصل بعد خاک را کنارزده وپایه های مادری ریشه داررا میبرند ودرخزان ویا مستقیماً درزمین اصلی می کارند.

1 - تکثیر بوسیلۀ تخم: کاشت فندق بلا فاصله پس ازبرداشت همراه بابریکارپ به مقدارزیادی درحد جوانه زنی را کاهش میدهد. حذف پوستۀ بذرمثل حذف پریکارپ جوانه زنی را تا 81 درصد افزایش میدهد. دورۀ استراحت بایک دورۀ استرانیکاسیون به مدت 6 ماه برطرف می شود . درصورت فندق دیربرداشت شود پریکارپ میوه سخت میشود ، دراین صورت ابتداء یک دورۀ استرنیکاسیون گرم در20 درجه سانتی گرید ضروری است بدنبا ل بذرفندق باید درمعرض یک دورۀ سرما در4 درجه سانتی گرید قرارگیرند.درمیوه هائی که زود برداشت می شوند آندوسپرم وجنین اغلب به اندازه کافی رشد نمی کند وجوانه زنی این قبل بذربخوبی صورت نمی گیرد. برای ازبین بردن خواب بذرفندق اگرآنها به مدت 6 هفته درمعرض سرمای 5 درجه سانتی گرید قرارگرفته وسپس به 20 درجه سانتی گرید منتقل شوند اسید جبرلیک دربذرتجمع یافته وموجب جوانه زنی میشود.(4)

۲-  تکثیر بوسیله قلمه:ازدیاد فندق بوسیله قلمه موفقیت آمیزبوده است.ftiolation   کردن میزان ریشه زائی ودرحد آن افزایش میدهد. بهترین زمان تهیه قلمه ، هنگام رشد سریع شاخه ها است.

3- تکثیر بوسیله خواباندن: موفقیت درخوابانیدن هوائی با استفاده ازانبدول بوتریک اسید IBA گزارش شده است. همچنین خوابانیدن چاک وخوابانیدن کپه ای نیزدر ازدیاد فندق موفقیت آمیزبوده است. درروش خوابانیدن هوائی زمانی که قسمت پائین شاخه با ماد ۀ لانونین محتوی 3000 ppm  ،(IBA)محافظت شده درمحیط ریشه زای شامل مخلوط ازسه قسمت پرلیت ویک قسمت خاک قرارگرفته وبا پلی اتلین سیا ه بسته شده با شد، موفقیت کامل بدست میاید.

کاشت فندق

آماده کردن زمین برای فندق مثل سایرمیوه های خشک صورت می گیرد. زمین شیبدارقبل ازکاشت با ید تراس بندی شوند تا بتوان درختان فندق رابا فواصل مناسب درآنها کاشت این عمل استفاده ازکودهای کیمیاوی، دامی نیز آبیاری را تسهیل می کند. درهنگام کاشت باید دقت شود داخل چامه های عاری ازسنگ باشد زیرا وجود سنگ رشد ریشه ها را محدود کرده ودرنهایت درسلامت ورشد درخت مؤثرخواهد بود .(5)

فاصله کاشت:

درصورت که فندق بصورت بوته ای یا پرچین پرورش داده نشود فاصله کاشت 6 متراست. عمل کرد فندق درحالت درخت بیشترازحالت بوته ای است . درحالت بوته ای قسمت مرکزی ضعیف مانده ویا دراثرسایۀ قسمت های بیرونی ازبین میرود . فاصله کاشت بسته به این که دربین درختان فندق چیزدیگری هم کاشته شود متفاوت خواهد بود. درمناطق فندق کاری ترکیه درختان فندق به فاصله 5 تا8 مترازهم کاشته شده وشاخه بری کمی درآنها صورت می گیرد.

تربیت وشاخه بری :

روش معمول پرورش فندق دراروپا به این ترتیب است که درروی درخت،شاخه  درجهت مختلف باقی گذاشته  ووسط درخت راخالی نگه بدارند . برک هاهم حزف میشوند. درختان بارده شاخه هاجانبی راکه برروی شاخه های اصلی قراردارند هر سال شاخه بری شده شده وشاخه ها ضعیف حذف می شوندزیرا میوه فندق در روی شاخه های قوی تولید میشود ودرروی درختانی که کمتر هرس شده اند میوۀ کمتری تشگیل میشود. اگردر هنگام کاشت هرس ریشه صورت گرفته باشد در مراحل بعدی نیاز به شاخه بری کمترخواهد بود، ولی وقتی درختان فندق 12تا15 ساله  شدند پیشنهاد میشود مقدار زیادی ازشاخه های جانبی شاخه بری شوند تا رشد شاخه ها قوی تحریک شود . دراین حالت درهردرخت 8 تا10 شاخه باقی می گذارند تامیوه بهترپرشده و تولید نیز افزایش یابد

تغذیه درخت فندق

دریک مطاله که درخاک کلی چرنوزم صورت کرفت در ختان بزری فندق به نسبت های 60:60:60  کیلوگرام در هکتارکود ناتیروجن (n)  فاسفورس (p2o5)   وپتاشیم  (k2o)  دریافت کردن . مقدار برداشت این کودها ازخاکش بوسیله درختان فندق درطول سال اندازه گیری شدکه به این ترتیب بود: 118 کیلوگرم ناتیروجن (n) 48کیلوگرم فاسفورس (p2o5)  و63 کیلوگرم پتاشیم (k2o)

تجزیه برگ

نتایج تحقیقات انجام شده نشان میدهد که مقدارعناصر موجوددربرگ های فندق (شامل نایتروجن، فاسفورس  پتاشیم، کلسیم ، مگنیزیم و جست)     درطول ماه سنبله نسبتآ  ثابت است.این موقع مناسب ترین زمان برای نمونه برداری ازبرگ ها است. مقدار بر دراین مدت ثابت نسیت . مقادیر مناسب عناصرفوق برای رشد درشاخ وبرگ به این ترتیب تعین شده است. ناتیروجن (n)  2/2 درصد، پتاسیم  o/8 درصد،کلسیم 1/44 درصد، مکنیزیم، o/27 درصد، سلفر o/14 درصد، مس 16/8 جست 19/5 ppm وآهنppm204 تجزیه خاک برای تعین نیازغذائی ازوقت کمتری برخورداراست ولی انجام آن اطلاعات مفید بیشتری دردسرس قرارمیدهد.(4)

گلدهی

گلدهی فندق 4-3 سال پس ازکاشت صورت می گیرد ولی معمولآ باردهی ازسال5یا6 شروع میشود. مدت باردهی 10تا20 سال است شاخه های که طول آنها 16تا25 سانتی متراست پیشترین ظرفیت باردهی را دارند. (1972) koval مرحله دررشدگل های ماده و 5 مرحله دررشدگل های نر فندق مطالعه گرده است.گل رنگیندی گلهای مادۀ فندق در اوا سط تابستان صورت میگیرد ولی رشدآنها دربهارسال بعد کامل میشود.درکلیه ارقام مطالعه شده کامل شدن گل های نر فندق درهمان سال پس ازگل رنگیندی صورت میگیرد گل های نرمقامت کمتری نسبت به سرمازمستان دارند.

گرده افشانی

فندق گیاهی خود ناسازگاراست لذا برای انجام گرده افشانی مطلوب باید ارقام مختلف باهم کاشته شوند. دورۀ گلدهی فندق درشرایط طبیعی حدود سه ماه طول میکشد که با گرده افشانی ارقام زودرس شروع شد ه وبا مرحله اوج گلدهی درارقام دیررس تمام میشود . عموماً کاشت 12 درصد درختان گرده افشان ، در شرایط مساعد برای گرده افشانی رقم اصلی کافی است. درمناطق که شرایط گرده افشانی نامساعد است 20 درصد درخت هارا ازرقم گرده افشانی درنظرمی گیرند.

رشد ونموی میوه

پس ازگرده افشانی لولۀ گرده درداخل کلاله به طرف پائین رشد می کند ودر این حالت وارد یک دورۀ رکود میشود که 4 تا 5 ماه طول می کشد . پس ازاین مدت لوله گرده دوباره رشد کرده وتخمک ها بارورمیشوند . ازیک جوانۀ گل ماده تعداد زیادی کلاله خارج یک پوشش برگ مانند قراردارند تشکیل میشوند . پوست چوبی میوه ازدیوارۀ تخمدان ومغزمیوه ازجنین بوجود میاید . چند ماه پس ازگرده افشانی هیچ نشانه ای ازرشد میوه دیده نمی شود.

اصلاح فندق

گرچه فندق اززمان های قدیم وجودرداشته ولی اهمیت آن مثل سایردرختان میوه مطرح نشده است بسیاری ازگیاهشناسان باتوجه به بررسی صفات اختصا صی فندق ، گونه Corylus avellena را با گونه های دیگرفندق دریک گروه طبقه بندی می کنند . برخی افراد علاقمند  ونیزبرخی ازدانشمندان برای بدست آوردن ارقام مطلوب فندق اقدام به احداث باغات بذری یاخزانه های بذری فندق کرده اند. درنتیجه فعالیت باغداران وخزانه داران فندق ، تعدادی سلکسیون بذری دراثرگرده افشانی بازبدست آمد ه است.

برداشت محصول

میوه های فندق پس از رسید ن برروی زمین می ریزند. دریک بررسی میوه هائی که ازروی زمین جمع شد ه بود ند درمقایسه با میوه هائی که کمی قبل ازرسیدن چیده شد ه درعملکرد مغز، سهولت پوست کنی ومقاومت به تندی بهتر بودند . درطول مدت رسیدن مقدارویتامین E ، اسید پالمتیک واسید اوئیک افزایش یافته ولی مقداراسید استاریک واسید نیولنیک کاهش می یابد ، میوه های که برروی زمین میریزند دراثررطوبت خاک تغیر رنگ میدهند لذا برای جلوگیری ازآن باید دراولین فرصت پوست میوه ها جدا شود.

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت 14:46  توسط ايمل " نظري "  | 

فعالیت های مروج برای جلوگیری از فرسایش خاک درکشور

همان طوریکه زراعت افغانســــــــــتان یک زراعت سنتی معیشتی است دراین راستا نوآوری هاو استفاده از تکنولوژی عصری صورت نگرفته و از جمله  برخورد های سیاسی حکومات مختلف افغانستان وعدم توجه دولت در هر مقطع اززمان درین سکتور باعث عدم انکشاف و تکامل این سکتور گردیده است از طرف دیگر اقتصاد ضعیف خانواده های دهقانی افغانستان و نبود منبع قرضه برای ایجاد پروژه های کوچک و بزرگ انکشاف این سکتور گردیده است برعلاوه برخورد موسسات وNGO های داخلی وخارجی زیربنای نبوده بلکه به شکل تجارتی وکسب منفعت اشخاص یا ارگان های یاد شده بوده است و انکشاف قناعت بخش این سکتور ایجادنکرده و اگر دربعضی جاها  صورت گرفته محدود و غیرقابل ملاحظه میباشد.روی همرفته مردم محلی بااستفاده از توان وامکانات مادی و مهارتی خود اقداماتی برای جلوگیری از فرسایش خاک انجام داده که ذیلاً معرفی میگردد:

ساختن پتی یامسطح ساختن زمین:

چون افغانستان یک کشور کوهستانی است دارای دره ها و وادی های فراوان میباشد اکثراراضی به شکـل نشیب مباشد که کف دره در اثر سیلاب های قرن های متمادی بستر جفلی و صخره ئی پیدانموده صرف دوطرف دره دارای یک مقدار خاک به ضخامت های مختلف باقی مانده است که مردم محل به خاطر عملیات زراعتی بهتر آبیاری درست و کنترول فرسایش خاک اراضی نشیبی را پتی ساخته که سطح اراضی پتی مسطح میباشد.ساختن پتی دوفایده دارد:1- هم سطح شدن زمین       2- توسعه زمین به طرف دره(قول)

سنگ کاری پای پتی: به خاطرجلوگیری از فرسایش پای پتی توسط جریان آب وسیل به شکل مایل سنگ کاری میگردد.این عملیه بیشتر درمناطق انجام میشودکه کوه نزدیک سنگ فراوان داشته باشد.

غرس نهال درپای پتی: این عملیه درمناطق صورت میگیرد که ارتفاع پتی باکف دره(قول)کم باشدوفاصله پای پتی با کف قول زیاد باشد. درانتخاب نهال نم خاک پای پتی وکف دره رول دارد مثلاً اگر خاک نم ناک درپای پتی وجود داشته باشد یا کف دره خیم آب داشته باشد در آنصورت  نهال عرعر به شکل قطاری که فاصله قطار( 30-40 ) سانتی و فاصله هر نهال 20 سانتی شانده میشود. درصورت نموکردن و بزرگ شدن درخت ها دیوار استنادی زنده برای حفاظت پتی ایجاد میشود و ریشه های درختان برعلاوه پای پتی ،کف دره را نیزازفرسایش جلوگیری مینماید . درجاهای کف دره هم با خیم آب  نداشته باشد و خشک باشد قلمه های سنجیده قلمه های گلاب و حشره عرس مینمایند.

حفاظت بته های خود رو پای پتی:درساحات که ارتفاع پتی باکف دره کم باشد و فاصله پای پتی زیادباشد بته های خود رونیز میرود که بته های مذکور به خاطر جلوگیر فرسایش خاک محافظت گردیده و قطع نمی نمایند.

فرش نمودن کبل و رایزوم در کف دره (قول):

برای کنترول فرسایش کف دره (قول) وجلوگیری از عمیق تر شدن دره و حفاظت پای پتی کف دره که آب جریان دایمی نداشته باشد توسط کبل ویارایزوم مخلوطی باخاک و ریگ فرش میگردد. وقتی کبل درکف دره استقرار یافت مردم محلی به نام تاله یا تالا  یادمینمایند که علف سبز آنرا برای حیوانات نیز درو مینمایند.

قلبه نمودن به عرض میلان درزمین های نشیبی:

درزمین های وسیع و نشیبی که  امکانات مالی کافی وجود نداشته باشد ویاکف دره با زمین تفاوت زیاد از لحاظ ارتفاع داشته باشد زمین های متذکره امکان دارد به شکل للمی باشد یا آبی باشد.برای بزر نباتات مزروعی زمین نشیبی توسط قلبه گاو به عرض میلان نشیب قلبه میگردد. این عملیه جری های که توسط اسپار ایجاد میگردد به شکل نسبی هم سطح میباشد که تاحدامکان دراثر بارندگی از فرسایش خاک جلوگیری مینماید و یااگرزمین متذکره آبی باشد آبیاری نیز به عرض میلان صورت میگیرد.

کندن جوی های جوی مانند درعرض میلان زمین های ریگزار نشیبی:

زمین های ریگزار و بایر که امکان کشت آبی و للمی درآن وجود ندارد و نشیب میباشد که از طرف کوه بطرف دره ختم میگردد درجریان بارندگی و ذوب شدن برف های ذخیره ئی زمستان آب جریان میابد مردم محل به خاطرجلوگیری از فرسایش و آوردن ریگ در زمین های تحت زرع اقدام به کندن جوی های طویل درعرض میلان نشیبی مینمایند.این عملیه دومزیت دارد اول اینکه آب درداخل جوی جذب شده وباعث نگهداری بیشتر آب برای کاریز ها که تحت این نشیبی یا زیر این نشیبی ها وجوددارد میشود، دوم از انتقال ریگ در اراضی زراعتی جلوگیری میشود.

ایجاد بند های آبگردان:

ایجاد بند های آب گردان اکثراً توسط موئسسات و NGOها به کمک اهالی مستفید شونده دربعضی جاها اعمارگردیده است که تعداد این نوع بند ها خیلی کم و ناکافی میباشد. دربعضی جاها این بندها به شکل پخته اعمار گردیده و دربعضی جاها که خودمردم این نوع بندها را ایجاد نموده است خام مبیباشد. این بندها درموقع آبخیزی و فراوانی آب بندها را پرنموده و آب را ذخیره مینماید درموقع گرمی خشک میگردد که برای حفاظت خاک و حفاظت زمین های زراعتی اثر مثبت دارد.

ایجاد دیوار های استنادی:

طوری که دیده میشود دیوارها ی استنادی به دوشکل ساخته میشود که باز هم NGOها و موسسات به سهم اهالی مستفید شونده اعمار نموده اند. یکی به شکل کانکریتی و دیگری جالی های فولادی به قشر جستی دارد از زنگ زدن محافظت مینماید. این جالی ها از سنگ ها ی موجود محل پرساخته میشود و این نوع دیوار استنادی مزیت های بیشتر دارد نسبت به دیوار استنادی کانکریتی وآن اینکه ضرورت به متخصص نیست و هرفرد مهارت ایجاد آنرادارد، قابلیت انعطاف این دیوار بیشتر است و ارزان تمام میشود. این دیوار ها درجاهای زمین های که زراعتی تحت تهدید سیل وآبخیزی میباشد اعمار میگردد که بازهم درکشورمابه اندازه کافی وجود ندارد.

ایجاد بادشکن های زنده درمحلات که تخریب بادی بیشتر مروج است:

درمناطق کهفرسایش بادی بیشتر است ویا برای جلوگیر ازدخول رمه درمزرعه نباتات درختی و بته ئی غرس میگردد. درختان که به منظور باشکن غرس شده است معمولاً دیده شده که یک قطاره میباشد و قسمت بالائی درخت سرعت باد راکم ساخته و باد قسمت پائین که نزدیک سطح زمین میوزد از لای درختان عبور نموده و سرعت آن کاهش نمییابد که درختان یک قطاره به هیچ وجه کاف نیست . باید حداقل سه قطاره در فواصل زمانی مختلف غرس گردد تا به شکل موثر سرعت باد راکاهش دهد و خاک را ازفرسایش بادی محافظت نماید.

ایجاد کمیته های محلی به سطح قریه برای حفاظت منابع طبیعی محل:

درساحات مردم محل به ارزش حیاتی منابع طبیعی پیبرده اند وآگاه شده اند کمیته ها محلی از موسفیدان امامان مساجد و اشخاص خبیر و خیر اندیش کمیته محلی را به سطح قریه خودشان تشکیل داده اند که ساحه علفچیو چراگاه را به شکل نوبتی یا متناوب مشخص ساخته ضمناً برای جلوگیری از برهنه شدن هر چه بیشتر کوه ها از بته ها ی وحشی و تنظیم وتناوب در بته کنی و جمع آوری هیزم مقررات مقتضی وضع نموده اند ضمناً یک شخص را دربدل معاش که توسط اهالی پرداخته میشود به حیث میرکوه یا جنگل بان به خاطر حفاظت کوه و جنگل استخدام نموده اندو ضمناًٌ برای سازماندی کار های حشر و ترمیم راه ، پل و پلچک وغیره مشکلات اجتماعی شان رول ارزنده را بازی مینمایند.

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت 14:35  توسط ايمل " نظري "  | 

فرسایش خاک

مقدمه:

خاک یکی ازمهمترین منابع طبعی هرکشوراست امروزه فرسایش خاک به عنوان خطربرای رفاه انسان وحتی برای حیات اوبشمارمی آید. درمناطق که فرسایش کنترول نمیشود خاک هابه تدریج فرسایش یافته . حا صلخیزی خودرا ازدست می دهند همچنان امروزحفاظت خاک ومبا رزه با فرسایش خاک ازضروری ترین اقدامات هرکشوراست.پدیده فرسایش خاک مسائل و مشکلا ت متعدد را برای جامعه بشری به ارمغان آورده است ورهای از این مصائب و مشکلات و پیدا نمودن راه حل های سریع وبه موقع مستلزم تحقیقات وسیع ودامنه دار در سطع جهانی می باشد .آگاهی از ویژه گیهای فرسایش خاک وآشنائی با حفظ و نگهداری خاک در این است که تا خاک را حفظ وبا فرسایش خاک آشنا شویم . زیرا فرسایش معمولاً کاهش محصول را درپی دارد برای جلوگیری از آثار سوی آن یعنی کاهش محصول باید از زمین طوری استفاده شود که در آن فرسایش بوجود نیا ید .چون با افزایش جمعیت ، تامین مواد غذای برای مردم جهان کم کم به عنوان یک مثله بسیار مشکل اجتماعی خود نمای می کند زیرا تولید مواد غذای در ارتباط مستقیم به زراعت دارد و که بدوماده اصلی آب وخاک احتیاج دارد وعوامل که وجود خاک را به  خطر می اندازد همین فرسایش است که از اثر دخالت انسان ها یک عمل سطحی است وعلاوه بر آن عوامل دیگر چون عوامل طبیعی مانند ، فرسایش توسط باد ، آب ، زمین لغزش وغیره می باشد به همین جهت است که مبارزه با فرسا یش خاک و جلو گیری از آن در سطع جهان مورد توجه قرار گرفته است.

تاریخچه فرسایش خاک:

فرسایش خاک ازحدود  7000 سال سبب سقوط تمد نهای بزرگ شده است اماانسان درگذشته ازپدیده فرسایش اطلاعی نداشت بعدهادرکتاب تورات اشاره به خشک شدن نهرهاووقوع قحطی شده است تعدادازیونانیان باستان درنوشته های خود مطالبی درمورد فرسایش زمین بیان کرده اند . مثلا"افلاطون اظهارمیدارد که جاری شدن سیل وفرسایش به علت ازبین رفتن پوشش نباتی است.اکثربررسی های انجام دادند. اولین تحقیقات علمی درزمینه فرسایش خاک دربین سالهای 1895-1877 توسط Wollny دانشمند برجسته آلمانی انجام شد. بعضی دانشمندان اثرپوشش گیاهی رادرجلوگیری ازبرخورد باران باخاک بررسی نمودند وبه این نتیجه رسیدندکه تاثیرعمده پوشش گیاهی خاک مربوط به خاصیت حفاظتی آن دربرابر برخورد قطرات باران است،همچنان عالم دیگری بنام «الیسون»  درسال 1944 نیزدراین زمینه مطالعه نمود.اوبرای باراول متوجه شد که عامل اصلی فرسایش ضربه قطرات باران به خاک است،بنابراین نتائیج مطالعه این دانشمند (الیسون)نشان داد که فرسایش آبی تنها دراثر آبدوی نیست بلکه به ویژه دراثرضربه قطرات باران به خاک سخت میباشد.باکشف ازضربه قطرات باران تعین راه حل موفقیت آمیزبرای مبارزه به فرسایش را یکی ازدست آورد های مهم که بود بدست آوردند .

تعریف فرسایش:

تخریب خاک دریک منطقه ویا بیجاشدن وانتقال خاک ازیک محل به محل دیگر وتعقیرشکل فزیکی آن منطقه را فرسایش گوید .فرسایش که به آلمانی (Abtnaq) وبه فرانسه انگلیسی (Erosion)گفته میشود وازکلمه لاتین(Eroder)   گرفته شده و عبارت است ازفرسودگی وازبین رفتن مداوم خاک سطح زمین (انتقال ویاحرکت ان ازیک نقطه به نقطه دیگرسطح زمین)  توسط با د وآب . ازآغازپیدایش کره زمین، باد وباران قشر سطحی آن راشسته یااز جاکنده وا جزای آنراازنقته به نقته دیگرحمل کرده است . این نقته قابل ذکراست که فقط سایه حما یت پوشش نباتی (درختان یاسایرگیاهان انبوه) بوده که فرسایش خاک بسیار کند شده وتعادلی درتشکیل وفرسایش خاک ایجاد گردیده است .ازوقتیکه انسان زمین هارا موردکشت وزرع وبهره برداری قرار داده است بعضاباعمال بیرویه خود آنقدر موجب فرسایش شدید خاک شده است که دربسیاری نقاط به ویژه به ویرانیهای محیب منتج گردیده وتعادل اکوسیستم رابرهم زده است.

فرسایش خاک طی عوامل زیرصورت میگرد :

۱-فرسایش طبیعی یابطی:

فرسایش طبیعی که فرسایش عادی نیزگفته میشود پیوسته درطبیعت توسط باد وآب صورت میگرد ،علاوه برآن،  نوع فرسایش بوسیله باد،باران،آبهای هرزه،رودخانه ها ،یخچال های طبیعی،دریاچه ها ،آبهای زیرزمینی ، زمین لغزش وامکانات مانند فقریا عدم پوشش گیاهی صورت میگیرد .

الف: عوامل اقلیمی: دربین عوامل اقلیمی باران،برف ، یخبندان،باد جزمهم این پخش شمرده میشود .که ازجمله فرسایش توسط باران رایاد آوری مینمایم.

انواع فرسایش آبی:

فرسایش ناشی ازعمل آبرا میتوان به (3) دسته تقسیم نمود که عبارت اند از .فرسایش پرتابی  (SPLASH (  فرسایش ورقه ی (Sheet) فرسایش گودالی (Gully) میباشد .

۱ ـ فرسا یش پرتابی :Splash) (عبارت از فرسا یش است که توسط که با ران های شدید خاک از بین رفته و فرسایش پرتابی در اثر بر خورد قطرات باران به سطع خاک بوجود می آید . که در نتیجه خود سبب کم شدن نیروی چسپنده گی بین ذرات خاک شده وبه متلاشی شدن ذرات در اثر باران می گردد .

2- فرسایش ورقه ای: عبارت از بین رفتن خاک سطحی به صورت ورقه های نازک میباشد وبرای این که بدانیم این نوع فرسایش چگونه صورت می گرد قابل ذکر است که همیشه فرورفتهگی های کوچکی که در خاک وجود دارد که آب به تدریج در آنها تجمع می نماید وسپس از آنکه فرورفتگی ها خاک رشد ، آب از حصه پائین فرورفتگی جریان پیدا می کند ودر عین سرا زیر شدن در امتداد شیب ، مسیر خود را صفر می نماید که باید در نظر باشد.

3- فرسایش گودالی : این نوع فرسایش با عث تغییر شکل زمین می شود و علاوه بر آن مواد فرسایش یافته در انتهای شیب زمین به روی خاک حاصل خیز رسوب می نماید ودر نتیجه از ارزش خاک می کاهد . 

فرسایش بارانی :

فرسایش بارانی رافرسایش پرتابی نیزمی گویند. فرسایش بارانی دراثر برخورد قطرات باران به سطح خاک به وجود می آ ید. قطرات باران پس از  بر خورد باخاک خشک قسمتی از ازخاک دانه ها وکلوخهای خاک راخرد کرده به ز ذرات خرد تر تبدیل میکند وخود جذب خاک می گردد. با ادا مه بارنگی خاک بتدریج مرطوب میشود. دراین حالت قطرات باران پس از برخورد باخاک مر طوب ازیک طرف باعث فشرده شدن خاک می شود وازطرف دیگر بصورت ذرات متلا شی شده قبلی را نیز باخود به هوا پرتاپ می کند.ضربه قطرات باران معمولا ذرات با قطر کمتر از2milmetr)) راجدا میسازد وقا دربه جدا کردن ذرات نسبتا بزگ نمی باشد بلکه آنها راسست کرده و متعددفرسایشس سطحی میسازد . مطا لعات جدال اخیرنشان داده است که قبلیت جداشدن ذرات خاک دراثر قطرات باران بستگی به مقاومت برسی خاک دارد. وقتی که خاک به حالت  اشباع درآ ید مقاومت برسی خاک به حد اقل می رسد بنا بر این جداشدن ذرات بیشتراست .

نقش باران درفرسایش خاک :

فرسایش آبی شامل دوپدیده گاملا متفاوت است. درمرحله اول ذرات خاک سطحی در اثربرخورد قطرات باران به سطح خاک متلاشی میشود(فرسایند گی باران )ودرمرحله دوم روان آب سطحی حاصل ازباران این زرات متلاتشی شده را با خود حمل میکند .بنا برآن باران را ازنظرفرسایندگی آن وازنظرفراهم آوردن روان آب سطحی باید مطا لعه قرارداد. مهمترین خصوصیات باران که درفرسایش وحفاظت خاک اهمیت دارد عبارت اند از مقدار باران ،مدت باراندگی، شدت بارندگی ،اندازه قطرات بارن.

مقدار باران:

مقداربا ران معمو لا برحسب ملیمتریا سانتی متر بیان میشود وباعلامت (p) نشان داده میشود. مقدار باران رامی توان به وسیله باران سنجیهای ساده وبا را ن سنجهای باثبات تعین نمود.درمناطق کوهستانی ونقاط دور دست معولا ازبا ران سنجهای مخزن دار استفاده میکنند.فرق بین باران سنجهای باثبات با باران سنجهای معمولی بزرک بودن مخزن آنهاست.

شدت بارندگی درفرسایش خاک :

شدت بارندگی عامل مهم است که درفرسایش خاک دخالت مؤثردراد. شدت بارندگی به دو صورت درتشدید فرسایش اثرمی گذارد ،نخست آن که وقتی شدت زیاد است خاک قدرت جذ ب آب را ندارد ودر نتیجه نزولات به صورت هرزه آب حرکت میکند دیگر آنکه هر چند شدت بیشتر باشد قطره قطره بیشتر وانرژی آن بیشتر خواهد بود .

اندازه قطرات باران :

با استفاده ازروشهای مختلف، اندازه قطرات  باران  ودامنه تعغیرات آنها دربسیاری ازکشورهای جهان ودرمورد بسیاری ازباران های متفاوت  تعین شده است ، محقیقن به این نتیجه رسیده اند  که حد اقل قطر قطره معمو لا milmter) 2 ) وحد اکثر قطر قطرات معمولا حد و(milmter5) است . البته خیلی بندرت قطراتی نیز یافت میشود که قطر آ نهابیشتر از(5یاحتی 6)میلیمتر است واین درحالت است که احتمالا دو قطره درحال سقوط به یک دیگر برخورد کرده وقطره بزرگتر ایجاد شده وبیش ازاین  که امکا ن شکسته شد ن وجود داشته باشد به زمین رسیده وباعث بی جا کردن خاک وبلاخره باعث فرسایسش خاک می گردد. 

فرسایش به وسیله باران وآب های هرز :

قطرات مداوم بارا ن باعث خرده شدن سنگهاو انحلال آ نها میشود ودرنتیجه آ ن حفره های متعد دی درسنگ به وجود می آید. عمل باران به ویژه در مورد طبقات نمکی خیلی مهم است زیرا باعث انحلال وفرسایش طبقات آنها می شود. آ ب بارا ن به صورت آبهای هرز،راه سرازیری را درپیش می گیرد وبه شکل جیبا رهای کوچک ،باعث فرسایش طبقات می شود . اثرات آبها ی هرزرامی توان در دامنه های پر شیب به صورت شیارهای متعد د مشا هده کرد .

جلوگیری از فرسایش آبی خاک درزمینهای زراعتی :

ازآنجای که آ ب درکشورما کم است. باید سعی شود تا سطحهای از منا طق کوهستا نی که دارای خاک خوب وشیب مناسب وباران کافی است ،به زیر زراعت للمی بر ده شود ، تا به این طریق نیا ز به آب برای توسعه زراعتهای آبی کمتر گردد. اما چون شرایط درنواحی کوهستانی طوری است که بهره برداری از آن به صورت زراعت للمی ،خاک راخیلی حساس می کند ودرمعرض فرسایش قرارمیدهد وبر خی موارد حتی حاصلخیزی آن را نا بود می کند، باید زمین های راانتخاب کرد وروشهای را بکار ومحصولاتی را کاشت که از فرسایش بیش از حد خاک جلوگیری کند زمینهای که دارای شیب زیاد است ( بهتر است کاشته نشود ). زمین طوری شخم شود که آب حاصل ازبارندگی، موجب فرسایش خاک آن نگردد. بنابرین زمین به موقع وبا وسایل مناسب این مناطق شخم بشود و حتی المکان باکاشتن نباتات مناسب، ویژه علوفه ای مانند،رشقه للمی ازلامزروع(بایر)افتادن آن جلوگیری بعمل آید .قسمت های اززمین های مناطق کوهستانی که برای زراعت آبی وایجادباغ،  موردتوجه قرار میگرد. چنانچه ازشیب بیش از حد برخورداراست، باید با روش صیح همانطوری که درمورد آبخیزداریء  توضیع دادیم، سکوبندی (Trass) ،یعنی تخت شود تاخطر فرسایش خاک ازبین برود.

جلوگیری ازفرسایش آبی وحفظ خاک درمقابل اثرفرسایش آب :

معمولا برای حفظ خاک ومبارزه با فرسایش دوراه وجودارد :

مبارزه مستقیم ومبارزه غیرمستقیم :

مبارزه مستقیم :مبارزه مستقیم یعنی ایجاد پوشش گیاهی با تقویت پوشش زنده خاک بیشتربه منظورپیشگیری صورت میگیرد. در صورت که مبارزه مستقیم هنگامی که شروع می شود که خاک فرسایش یافته باشد اقداماتی انجام داد که خاک بیش از این فرسایش نیابد و امکاناتی فراهم کرد تا سطح های فرسایش یافته ترمیم گردد .

مبارزه غیر مستقیم : هدف ایجاد پوشش گیاهی یا بیشتر کردن آن است برای نتیجه گیری بهتر ، بایستی روش بهره برداری از زمین با حفظ خاک متناسب باشد و به جهت ایجاد تعادل بین خاک وگیاه وزمین های مرتعی و جنگلی و زراعتی مشخص گردد تا نقاطی که استعداد جنگل را دارد . جنگل کاری ، و قسمت های که برای مرتع داری مناسب است درآنجا پوشش مرتعی ایجاد یا توسعه داده شود و خلاصه سطح های که برای زراعتی متعد است . گیاهان زراعتی متناسب به آن محل به ویژه از خاندان لگو مینوزکاشته شود . تا از تخریب خاک جلو گیری به عمل آید و زمین های که شیب آنها زیاد است و صخره ای است و سطح خاک شان کم است مانند روی قله کوه ها را باید به احدا ث جنگل اختصاص داد تا حساسیت خاک در مقابل فرسایش کم شود .

جلو گیری از فرسایش آبی به طریقه سکوبندی (Trass) :

فرسایش آبی موقعتی اتفاق می افتد که سرعت آبهای جاری از سرعت مبدا فرسایش تجاوز کند و سرعت مبدا فرسایش ، حد اقل سرعتی است که آب بتواند ذرات خاک را با خود حمل کند . در مبارزه مستقیم با فرسایش آبی به طریقه سکوبندی هدف نفوذ دادن آب بیشتر در زمین . یا هدایت آبهای اضافی به طرف مجرای خروجی و خلاصه جلوگیری از سرعت آبهای جاری در سطح زمین است . سکو در زبان فرانسه (Terrasse) و در زبان انگلیسی (Trasse) می گویند . سکوبندی درنواحی شیب دار صورت می گیرد و منظور از ایجاد اسکو از بین بردن شیب زمین بوسیله پله بندی است .چون غرض از مبارزه با فرسایش آبی جلوگیری از شدت جریان آب در سطح زمین و نفوذ دادن آن درخاک است .

فرسایش سطح زمین توسط باد :

عملکرد فرسایش خاک به دوصورت انجام میگیرد(Defaltion )بادکند(Abrasion ) باد ساییدگی وهمچنان کمترین سرعت باد که موجب بی جای یاحرکت اولین ذرات باد کند (Defaltion):خاک میگردد .سرعت اولیه فرسایش باد گفته میشود .حمل ونقل ذارات توسط باد را ) Deflations) میگویند. باد قادر است ذرات ریزه وکوچک موجود درسطح زمین را بخصوص در مناطق که فاقد پوشش گیاهی و رطوبت زیاد است به آسانی از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل کند و ممکن است این عمل سبب کنده شدن سطع زمین و بوجود آمدن گوری هایی می شود که گاهی ممکن است تا صد متر عمق داشته باشد .

بادرنگ :- باد در مناطق صحرایی مخصوصاً در زمین های سست ونرم موجب تشکیل شکاف های باریک طویل می گردد که بادرنگ نامیده می شود . این نوع شکاف های باریک در روی زمین در جنوب دشت لوت دیده می شود .

۲- باد سایدن (Abrosion) :موادی که بوسیله باد حمل می شوند در اثر بر خورد با یک دیگر سایش پیدا میکند . این عمل سایید گی که به وسیله باد انجام میگیرد بنام (Abrosion) یاد شده . البته عمل ساییدگی بدون (Deflation) امکان پذیر نیست . چون در اثر حمل مواد است که ساییدگی ویا خراش بوجود می آید .

فرسایش بادی ونقش آن :

نقش باد : باد معادل ¼ سطح بیابان های کره زمین را به وسیله شن یا سن پوشش داده و هر سال صد ها میلیون تن خاک را از آنها کنده و جابجا می کند . در زمان های گذشته شدت این پدیده از امروز بیشتر بوده است .

فرسایش بادی : در مقیاس جهانی اهمیت وخطر فرسایش بادی کمتر از فرسایش آبی است ولی گاهی ابعاد و عظمت آن از فرسایش آبی بیشتر می باشد . به عنوان مثال درسالهای 1930-1934 فرسایش بادی در مرکز و جنوب ایالات متحده امریکا فاجعه ای به وجود آورد . فاجعه به اندازه ای بود که باد قادر بود از دشت های وسیع تا 300 ملیون تن خاک (بیشتر قسمت حاصلخیزی خاک سیفی مواد ریز)را بردارد و در شهر ها و قصبات ، موتر ها و وسائل کشت و زرع را در زیر خود مدفون سازد . فرسایش بادی گرچه در مناطق خشک و نیمه خشک بسیار معمولی میباشد اما برسی ها نشان داده است که این فرسایش در بعضی از مناطق دارای شرایط آب و هوایی مرطوب نیز به صورت وسیعی ایجاد می گردد . فرسایش بادی اصولاً همرا با خشکی هواست وبا کم شدن رطوبت خاک افزایش می یابد . انواع خاکها و اجزای تشکیل دهنده آنها تحت تاثیرفرسایش بادی قرار میگرند واجزای ریزه تر آنها تا ارتفاعهای بسیار زیاد وتا فواصل خیلی دور که به جند صد کیلو متر میرسد ، حمل میشوند. اثرات مخر ب فرسایش بادی گاهی بسیار جدی است، درنتیجه آن نه تنها ارا ضی  مزروعی ، خاکهای غنی خود رارز دست می دهند بلکه خاک های محصولات زراعتی نیز به نقاط دور تر حمل میشوند .

عمل کرد با د در صحرا ها :

گرچه باد از  نظر فرسایش از آب به مراتب دارای اهمیت کمتری می باشد . ولی نقش مهمی را در فرسایش صحرا به عهده دارد . در مناطق خشک که رسوبات  تخریبی و سست توسط هیچ پوشش گیاهی محافظت نمی شوند .با د ها به آسانی مواد را تخریب واز جای برداشته و در جای دیگر انباشته می سازد . در نتیجه باد علاوه بر عمل حمل و نقل ، عمل تخریب و اسلو بگذاری را نیز انجام می دهد .

حمل خاک بوسیله باد :

باد قادر است ذرات موجود را سطح زمین را برداشته و با خود تا مسافاتی حمل نماید . میزان حمل ،متعدد جابجایی و سرعت ته نشینی یا ته نشست مواد بستگی مستقیم به قدرت (سرعت ) باد و قطر ذرات دارد . سیفی هر چه سرعت باد بیشتر باشد می تواند ذرات را به ارتفاع بیشتر وبه فاصله دورتر ببرد و همچنین دانه های درشت تری را با خود حمل کند . برای به حرکت در آمدن ذرات خشک سرعت کمتری لازم است تا ذرات مرطوب ،بنابر این در صحرا های خشک به علت نبودن رطوبت و پوشش گیاهی حمل مواد بوسیله باد خیلی به سطح زمین (در اثر ایجاد اصطکاک ) کم گشته ولی با دور شدن از سطح زمین به میزان سرعت آن افزونه نمی شود . 

استقرار پوشش گیاهی :

بعضی از خاکها به طور طبیعی بسیار فرسایش پذیر بوده ولی هموار بودن رابطه عامل اصلی که باعث برداشت خاک شده عدم پوشش گیاهی کافی می باشد .در واقع پوشش گیاهی فقیر زمین باعث می شود که باد های قوی خاکهای سخت را مورد فرسایش قرار داده وآنها را به نقاط دیگر حمل نماید . بنابر این بهترین ،ارزانترین موثرترین روش برای جلوگیری از فرسایش بادی عبارت از پوشانیدن سطح زمین بوسیله پوشش گیاهی یا گیاهان طبیعی بوده و هر چه میزان پوشش گیاهی بیشتر باشد نقش آن نیز بهتر و بیشتر نمایان می شود . اگرزمین همواره دارای پوشش محافظوی برروی سطح خاک در کنترول فرسایش بادی حائز اهمیت است. بابه هم پیوستن ذرات خاک حساسیت آنها را به فرسایش کاهش میدهد. چگونگی تغییرات سرعت باد بستکی به نوع نبات ارتفاع نبا ت ارتباط دارد.

نقش قطع بی رویه درختان درفرسایش خاک :

قطع در ختا ن جنگلی به منظورهای مختلف مانند تجارتی ،صنعتی ،توس عه مراتع یا کشا ورزی ، سوخت وغیره سبب افزایش آبدوی (سمت حرکت آب ) ودر نتیجه فرسایش میگردد. که انجا م این اعمال بخصوص در سراشیبی ها منجر به نابودی خاک در زمان خیلی کوتا ه می شود . در مورد قطع بی رویه درختا ن وازبین بردن بوته ها باید خاطر نشان ساخت که دخالت انسان ها یکی از طریقه های صنعطی است که از برگ ، میوه، چوب درختان برای مصارف مختلف استفاده می کنند. واین عمل باعث تخریب ونابودی بعضی از درختان جنگل شده است که تاثیرات مستقیم درفرسایش خاک داراد .قابل تذکر است که حفظ جنگل علاوه بر تولید چوب در حفاظت از خاک وآب ،زیبا سا زی منظره طبیعی ومحیط زیست نقش بیسار مهمی ایفا می کند که در خیلی از موارد با ارزش تر از تولید چوب می با شد .

روش های کنترول فرسایش بادی :

مطالعات که در رابطه با کنترول فرسایش بادی انجام گرفته نشان داده است که مقدار فرسایش بادی به سرعت باد و خصوصیات زمین بستگی دارد . بنابرین برای مبارزه با فرسایش بادی دو روش اساس وجود دارد که عبارتند از .

الف : کاهش سرعت باد در نزدیکی سطح زمین تا حدی که کمتر از سرعت مبدا فرسایش گردد.

ب: کنترول عوامل که بر خصوصیات خاک موثر اند مانند حفاظت رطوبت وشخم ،با توجه به هزینه های سنگین کنترول فرسایش بادی و دشوار بودن شرایط ، انتخاب شیوه های اصولی و فنی درجهت کنترول مناطق حساس به فرسایش بادی علاوه بر فرسایش (Randaman) کار در کاهش هزینه ها نیز موثر خواهد بود . کنترول فرسایش بادی به روش های مختلفی انجام میگیردکه عبارت اند از .

ج- استفاده صحیح از زمین ( استفاده از زمین مطابق استعدادش ) ازآنجای که عامل اصلی فرسایش بادی استفاده نا مناسب و غلط از زمین است بنابر این اصل اساسی در کنترول فرسایش بادی استفاده صحیح از زمین می باشد.فرسایش بادی ناشی از استفاده نا درست از زمین پیدایش «کاسه گرد و خاک یاکاسه غبار » در دشت های مرکزی ایالات متحده امریکا درعرض سالهای 1930 میباشد . زمانی این سر زمین به وسعت 5.4 ملیون هکتار چراگاهای خوب محسوب میشد . چون این مناطق از اثر طوفان های فاجعه آمیز 1934 بود که تخریب گردیده بود که برای زراعت مناسب نبود لذا از طرف دولت برای برگرداندن زمین به وضع اولیه یعنی زیر پوشش طبیعی اقدام جدی صورت گرفت .

جلوگیری از فرسایش بادی توسط طریقه مستقیم و غیر مستقیم :

مبارزه مستقیم : چون شدت فرسایش باد با سرعت آن رابطه مستقیم دارد بنابر آن لازم می افتد تا نخست سرعت باد را تا اندازه که قدرت انتقال یک سی را نداشته باشد توسط تدابیر لازم ذیل کاهش داد .

الف : تاسیس باد شکن ها :- برای کاهش سرعت و شدت شمال ، دیوار های مخصوص از درختان ویا مواد زنده از قبیل سر شاخ وغیره است کراه می شود . همچوساختمان ها در کاهش شدت وسرعت شمال و کنترول خسارات ناشی از آن تاثیر زیاد دارد . باد شکنها را معمولاً به دو صورت ساده و کمربندی می نمایند . در جاهای که وزش باد همواره از یک سمت جریان داشته باشد باد شکنها ساده را احداث می نمایند . اما اگر شمال از جهت های مختلف وزش نماید چهار اطراف ساحه تحت تحدید را توسط نوار های درختان انحصار نموده نام نوار محافظوی یاد می شود .

ب: ایجاد موانع غیر زنده :- مانند سرشاخ درختان ، نی و تخته های چوبی وغیره .

ج: ایجاد نهالشانی :- پوشش نباتی در امر تثبیت خاک و جلوگیری از حرکت ریگهای سیار.

مبارزه غیر مستقیم : مبارزه غیر مستقیم با فرسایش بادی در طریق تدابیر حفاظوی تامین می شود و شامل فعالیت های ذیل است .

الف : جلوگیری از قطع و جمع آوری بته ها ، درختان و انواع نباتات طبیعی دشتزار .

ب: جلوگیری ازچراه بی رویه .

ج: استفاده از عراضی بر حسب استعداد آن .

د: جلوگیری از آتش زدن نباتات دشتی .    

قراردادن بقایای محصول درسطح خاک به منظور جلوگیری ازخاک :

باد های شدید و خشک همراه بادرجه حرارت بالا (باد های گرم وخشک) فرسایش را به خصوص درخاک های که حساس به فرسا یش بادی هستند تشدید می کنند برای کنترول فرسایش دراین شرایط می توان بقایای گیاهان را درسطح خاک قرار داد. بقایای محصول قرار داده شده در سطح زمین به خصوص اگر بلند وانبوه با شد تقریبا به اندا زه خود پوشش گیاهی زنده فرسایش بادی راکنترول می کند .میزان نقش بقایای محصول در کاهش فرسایش بادی به عوامل زیادی بستکی دارد که مهمترین آن عبارت اند از , کمیت وکیفیت بقایای محصول ،وقرا ر کرفتن آنها به سطح خاک ونوع خاک . چون هرچه مقدار بقایای محصول بیشتزباشدتاثیر ش درکاهش فرسایش بادی بیشتر است

فرسایش خاک بوسیله زمین لغزش: زمین لغزش نیز یکی از موارد یاعوامل است که در فرسایش زمین نقش به عهده دارد. ومیتوان آنرا به صورت لغزش قسمتهای از زمین در اثر نیروی ثقل تعریف کرد. معمولاً زمین لغزش به اثر توده های بزرگ سنگ وخاک گفته میشود وفروریختن محصولات سردی ، لغزش خاک نام دارد. گاهی اوقات میزان لغزش سنگ وخاک زیاد است مثلاً درزمین لغزش بزرگ که در سال 1911 درپامیر اتفاق افتاد ، کتله ازسنگ به وزن تقریبی 8-7 میلیارد تن فروریخت که در نتیجه آن جلو یک رود خانه بسته شد سد طبیعی که بدین ترتیب بوجود آمد 600 متر ارتفاع ، 2 متر طول ودر قسمتهای پائین 5کیلومتر ضخامت دارد.معمولاً زمین لغزش یک بار انجام میشود ولی ممکن است مطابق سنجش زمین لغزش درچند مرحله انجام گیرد. که طی آن قسمتهای مختلف روی هم بلغزند. 

۲- فرسایش غیرطبیعی یا مخرب :

فرسایش غیرطبیعی ناشی ازاعمال ناشایسته بشراست وباعث کاهش حاصلخیزی خاک ها وحتی نابودی آن میشود. دخالت انسان ها دربرهم زدن ایکو سیستم محیط خاطرات فراموش ناشدنی رابه بار می آورد منظور از آسیب های انسانی صدمه یا خسارتهایی است که انسان به قصد یا عمدی سبب تخریب خاک میگرددچون از طریق قطع جنگلات و شکن علف چر ها موجب فرسایش وتخریبات گردیده است . فرسایش غیرطبیعی خاک را که انسان عامل برجسته آن است میتوان طوری ذیل خلاصه نمود.

1- تخریب جنگلات: تخریب جنگلات زمینه مضمعل شدن سیستم های فزیکی و بیولوژیکی محیط را به مهیا می گرداند .

2- چراه مفرط : تعلیف بیش از حد و بی موقع چراگاهای شیب دار موجب کاهش و انهدام فرش نباتی می شود .

3- تعویض کشت : انسان به علت افزایش نفوذ واحتیاج زیاد به حاصلات زراعتی جنگلات را تخریب و علفچر های ارتفاعات را چم شکن نموده وبه زمین زراعتی مبدل می سازد ، که این کار باعث فرسایش سطح  خا ک گردیده . چون نسبت عدم یا نبودن موجودیت فرش نباتی خاک مقاومت خود را در مقابل فرسایش از دست داده و درمعرض تخریب قرار می گیرد .تخریب جنگلات که توسط انسانها صورت میگیرد یکی از عوامل غیر طبیعی بوده که باعث مشکلات و آماده ساختن زمینه فرسایش خاک می گردد مثلاٌ در مرحله اول تاثیرات مستقیم آن بالای خاک این است که خاک زودتر تحت تاثیر عوامل محیطی قرار می گیرد یعنی و قتی که جنگل تخریب گردید خاک و محیط جنگل تخریب گردیده و بعداٌ ساحات اطراف جنگل صدمه می بیند یعنی محیط اطراف از اثر باد و باران زودتر تحت تاثیر قرار میگیرد در عدم موجودیت جنگل  مفیدیت جنگل بالای منطقه کم میگردد که خاک محیط جنگل و خاک اطراف آن تخریب میگردد . مرحله اول جداشدن خاک است که دراین مرحله ابتدا ذرات حاصلخیزترین قسمتهای زمین به اثر از بین رفتن مواد عضوی و کلویدهای خاک چسبندگی خود را از دست داده و ازهم میپاشد و آماده فرسایش میگردد و در مرحله دوم انتقال خاک یعنی زمانی که چسبندگی خاک از بین برود خاک در مقابل عوامل فرسایش مقاومت خود را از دست داده و انتقال داده می شود و حجم و مقدار مواد ضایع شونده به شدت عوامل  و شیب عراضی وابستگی دارد .

جلوگیری از تخریب جنگل :

با حفظ از طریق قوانین برای جنگل ازطریق اقدمات جمعی ی گروهی ، از طریق سمینار دادن برای معلمین مکاتب که آنها برای شاگردان مکاتب بفهمانند که قطع و تخریب جنگل نقایسی را به دنبال خواهد داشت که یکی آن فرسایش خاک خواهد بود چون داشتن یک محیط سالم که ما میخواهیم در آن زندگی نمائیم در عدم موجودیت جنگل امکان نخواهد داشت و جنگل که می تواند به خوبی هوا را تعویض کند نخواهد داشت ، پس باید از طریق آگاه ساختن مردم به طور درست آن می توانیم از تخریب جنگل خودداری نمائیم .

عوامل بازدارنده از قطع بی رویه جنگلات :

1-تامین محروقات از منابع دیگر

2-تامین مواد سوخت برای مردم

3-کشیدن مردم از ساحات جنگل به نقاط مرکز شهرها

4-مساعد ساختن زمینه کار که بتواند احتیاج مردم را رفع کند

5- به دسترس دادن زمین های زراعتی به آن عده کسانی که در ساحات جنگل زندگی می کنند تاآنها از قطع بیرویه جنگل دست بکشد تا باشد از یک سو جلو گیری ازقطع بی رویه جنگل صورت بگیرد وازسوی دیگر جلوگیری از فرسایش خاک . 

انسان وفرسایش خاک :

نحوه زندگی انسان های اولیه همانند حیوانات طوری بودکه به تعادل که طبیعت برای بقای بشر فراهم آورده بود خدشه وارد نمیشده ، با پیشرفت جوامع بشری بهره برداری روز افزون انسان از زمین برای فراهم آوردن غذا ، پوشاک ودیگر نیازهای او منجر به تخریب پوشش طبیعی زمین شد ودر نتیجه خاک زیاد تر را در معرض فرسایش قرار داد البته بشر در موارد قادر بوده است که نیروهای فرساینده را کنترول کند وزراعت دایمی برقرار سازد که از قرنها پیش تاکنون باقی مانده است ولی در اغلب موارد قادر به کنترول فرسایش نبوده اند ودر نتیجه اراضی ویران گشته است . برسی های مختلف نشان داده است که فرسایش خاک سبب سقوط بسیاری از امپراطورها وتمدنهای مختلف نشان داده شده است که فرسایش خاک بوده است. در این موارد مثالهای زیادی وجود دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود . مردم بین النهرین حدود 7000 سال پیش به زراعت پرداخته وبه دلیل بهره برداری آنها از شبکه آبیاری تولید محصولات زراعتی آنها به قد ر بالا رفت که بازار پرغذایی زمان خود بودکه این منطقه سرزمین آبادی بود امروز به صورت بیابان درامده است . وتنها چند قریه وخرابه های شهرهای بزرگ که به مواد فرسوده پوشیده شده است بجای مانده اند. علت ویرانی آن درواقع فرسایش خاک بوده است.

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت 14:31  توسط ايمل " نظري "  | 

فاصليه

 مقدمه :

درزبان فارسی به این گیاه لوبیازراعتی ویا لوبیای سبزاطلاق میشود ودرزبان انگلیسی بنام های متفاوت ازجمله common bean ، Kindny bean و snap bean وغیره نامیده میشود این لوبیا دارای ورایتی های بیشماری است ومبدا نوع مذکورحقیقا ًَ معلوم نشده است مقایسه صفات مارفولوژیک ، توزیع جغرافیای ایکالوژیکی ، روابط ژنیتیکی تاریخچه باستان شناسی آن حاکی ازآن است که انواع وحشی آن بابذرهای کوچک سیاه رنگ امریکا است درحال حاضرعقیده براین است که منشی آن امریکای مرکزی وجنوبی است وبیشتراز6000 هزارسال پیش دراین نواحی اهل شده است احتمالا ً برای اولین بارآنراباجواری کاشته اند واکنون درسراسرنواحی گرم سیری کاشته میشود این گیاه درسرتاسرمناطق گرمسیری امریکا وبسیاری ازبخش های افریقا کاشته میشود وازآن به منظورتولید دانه استفاده میکنند اهمیت آن درهندوستان واکثربخشهای گرمسیرآسیا درمقایسه باامریکا وافریقا کمتراست تولید آن درامریکای جنوبی دربرابربخش های دیگرامریکا است وتقریبا ً تمام تولید ازمحل مصرف میشود .  

تاریخچه :

انواع لوبیا امریکای جنوبی میباشد لوبیا در7000 سال قبل درکشورپرو کشف شده است بعضی ازنوشته ها نشان میدهند که درحدود 5000 سال قبل ازمیلاد مسیح لوبیا درغارهای مکزیک یافت گردیده است . عده ای ازگیاه شناسان عقیده دارند که لوبیای معمولی ولوبیاهایکه به این باتریبین هم میگویند. هردوبومی امریکا جنوبی هستند لوبیا درقرن شانزدهم بوسیله اسپانیا وپرتقالیها به اروپا وسایرنقاط جهان انتشاریافت .

خصوصیات نباتی

نام علمی لوبیاسبز(phaselus unlgaris ) میباشد گیاه است که یکساله دارای یک ریشه اصلی است وریشه های فرعی فراوان درروی ریشه های کوچک لوبیاغده های قهوه رنگ، نامنظم تثبیت کننده(لد) قرارگرفته است برگهای که ازسه جفت برگچه تشکیل شده اند بادمبرک طولانی بطورمتناوب روی ساقه آن قرارگرفته اند ممکن است برگچه ها ازگل های خورد پوشیده شده باشند برگهای لوبیا دارای گشواره هستند گلهای لوبیا بصورت خوشه ائی یا منفرد ازجوانه های جانبی کناربرگها بوجود میآیند جام گل لوبیا سفید یاارغوانی میباشد گل لوبیا خودگشن است به اثرتلقیح گل میوه آنکه بصورت غلاف میباشد بوجود میآید بنام لوبیابلند تعداد 12 – 4 عدد بذروجود دارد نیام نارس لوبیا بصورت سبزی مصرف میشودوبه آن snap beans میگویند . نیام ممکن است نخ دارویابدون نخ باشد انواع بدون نخ آن بخصوص زمانی که بصورت نارس برداشت میشود،بیشترمورد توجه است وآنرا بنام kunner  bean میگویند طول بته درانواع بالارونده ممکن است 2 – 1،5 متربرسد دسته دوم غیربالارونده ویاپاکوتاه میباشد وآنرا Bush beans میگویند طول بته درانواع پاکوتاه از50 – 40 سانتی مترتجاوزنمیکند انواع بالارونده احتیاج به کلسیم دارد ودارای دوره رشد طولانی بوده ازمیزان محصول بالائی برخوردارمیباشد درسطح تجارتی لوبیا بیشترازنوع پاکوتاه است ولی چون امروزه انواع پاکوتاه آن بصورت میکانیکی برداشت میشود وهزینه برداشت آن کمترمیباشد لذا بیشترمورد توجه است . درحال حاضر18 نوع لوبیادرجهان کاشته میشود که انواع آن قرارذیل است:

لوبیای سبز،لوبیاچشم بلیلی ، سفید ، قرمز، خجندی ، چپتی ،علوفه ائی ، منحملی یا بنگال ، مت ، آدزوکی ، تپاری ، قرمزتیره صورتی ، چشم زرد، مقرری ، نوع لوبیای سفید ، کرانبری ، قرمزکوچک ، قرمزتیره ودربین آنها بیشترین توجه جهانی را لوبیای سبزبخود اختصاص داده است .

ارزش غذائی لوبیا

انواع لوبیای تجارتی حاوی بیشترین مقدارپروتین هستند . آنها فاقد رهینواید ، میتونین بوده اما این کمبود را میتوان بامخلوط کردن آنها باگوشت ،برنج ،ماهی ویاپنیرجبران کرد. مطالعات انجام شده نشان داده شده استکه پروتین گیاه به سرعت درمیوه ها مخصوصاً بذرهاجمع میشود درفاصله بین 60 – 52 روزگی گیاه هرروزحدود 17 ملی گرام پروتین درگیاه افزوده میشود تجمع پروتین دربذرها درنتیجه انتقال ازبرگهااست زیرا ظرفیت فوتوسنتیزی غلاف پاین است بخش اعظم این پروتین گلوبولین بوده که درطی فرآیند جوانه زنی گیاه ، هایدرولیزوانرژی حاصل ازآن بمصرف میرسد علاوه به پروتین لوبیای سبزدارای کلسیم وآهن ومگنزیم بوده ومنبع خوبی ازچندین ویتامین B ، تیامین ، پیرید وآکسین (B6 ) نیاتسین واسیدفولیک میباشد بطورمتوسط ترکیب دنه های سبزآن به شرح زیراست . 82،2 درصد آب 6،1 درصد پروتین ، 0،3 درصد چربی ، 6،3 درصد هایدریت کاربن ، 1،4 درصد فیبرو0،8 درصد خاکستراست . دانه های خشک آن نیزحاوی 11 درصد آب ، 22 درصد پروتین 1،6 درصد چربی ، 57،8 درصد هایدرولیت کاربن ، 4 درصد فییرو 3،4 درصد خاکستراست .

اهمیت وترویج لوبیا

لوبیایک نبات زراعتی دارای پروتین زیاد است که عمده ترین آنرا بمنظوردانه زرع مینمایند دانه ویلی های لوبیا را بشکل کانسرودرطعام مورد استفاده قرارمیدهند . دانه لوبیا درطعام خوب پخته شده وطعام را لزیذ میسازد دانه لوبیا 30 – 20 فیصد پروتین ، 3،6 – 0،7 فیصد روغن ، 60 – 50 فیصد نشایسته دارد . همچنان لوبیا دارای قند ویتامین های A ، B و C بوده وپروتین لوبیا برای وجود انسان دارای امینواسید های باارزش میباشد برای باشندگاه آسیای میانه لوبیا یک خوراک دوشت داشتنی شان بوده وازدانه لوبیا بمنظورتهیه خوراکه ملی خوش طعم استفاده میشود .لوبیا اهمیت طبی نیزداشته وازآن بمنظورپختن طعام های پرهیزی نیزاستفاده میکنند لوبیا نایتروجن بیولوژیکی خاک را زیاد ساخته وچون بشکل قطاری بذرمیگردد لذا بین قطارهای آن خیشاوه گردیده واین عمل درکنترول علف های هرزه کمک میکند . لوبیا پیشینه بهترین کشت پخته ، باجره ، جواری ، گندم وسایرنباتات زراعتی میباشد درجهان ساحه بذرلوبیا 20 ملیون هکتارمیباشد . لوبیا را دراتحاد شوروی ازقدیم بذرمینمایند ساحه بذرلوبیا دراتحاد شوروی تاسالهای نزدیک به جنگ دوم جهانی به اندازه تقریبا ً 250 هکتاربود درسالهای بعد ازجنگ ساحه تحت بذرلوبیا به 29 هزارهکتارتقلیل یافت مناطق عمده تحت بذرلوبیا را مناطق چرنیزیوم وغیره چرنیزیوم مرکزی ، قفقازشمالی ، قزاقستان ، گرجستان ، مالداوی ، شرق ودرآسیای میانه تشکیل میدهد. جزب ودولت شورا ها اهمیت غذای لوبیا را درنظرگرفته به ازدیاد بخشیدن حجم تولید آن توجه جدی مینماید به ارتباط خریداری لوبیا توسط دولت برای مولدین وظیفه داده شده است که براساس تولید نرخ جدید لوبیا توسط دولت بلند برده شد بمنظوربلند بردن سطح تولید انواع پرحاصل ومقاوم درمقابل خشکی وسردی که امکانات جمع آوری آن با ماش موجود باشد کاشته میشود درسالهای اخیرانواع دارای جنسیت عالی کاشته میشوند وتوسط ماشین های جمع آوری میکردند ودرزمین های آبی تحت بذرپخته جماهیرآسیای میاهه لوبیا مقدارکاشته میشود . درسال 1914 درساحه آسیای میانه 33،2 هزارهکتارازجمله ازبکستان کاشته میشد بعد ازانقلاب کبیراکتوبربه نسبت زیاد شدن ساحه کشت پخته درجماهیرآسیای میانه ساحات کشت لوبیا کم شد درتاجکستان لوبیا ازقدیم زرع گردیده واساساً آنرا زمین های آبی ، وادی ها ودامنه کوه ها وبعضا ً درمناطق میانه کوه ها میکارند درسالهای اخیرکشت لوبیادرتاجکستان نیزکم شد فعلا ً لوبیا را درساحات نزدیک خانه ها بذرمیکنند درساحه کشت این جمهوری کشت لوبیا درزمین های آبی باید توسط پلان پیش بینی گردد تصمیم انواع پرحاصل لوبیا درتاجکستان لازم شمرده میشود درولایات مختلف ودرقطعات نوع سنجی وفارم هابیشتر وتا 4000 – 3800 کیلوگرام حاصل بدست می آید . درتاجکستان ازهرهکتارساحه کشت لوبیا 14000 – 12000 کیلوگرام حاصل گرفته میشود دهقانان وکارکنان اززمین های آبی حاصل نسبتا ً بلند یعنی 2500 – 2000  کیلوگرام فی هکتارلوبیا بدست میآورند .

خصوصیات مارفولوژیکی

لوبیا سبزاگرچه گیاهی متنوع است باصد ها ورایتی جدید اما تمامی آنها را دردوسته طبقه بندی میکند .

الف – ورایتی های بته ائی یا Bush type که روزخنثی بوده وگیاهانی پاکوتاه به ارتفاع 60 – 20 سانتی مترزود رس وبارشدی محدود میباشد .

ب – ورایتی های دونده یا pole type که رشد شان نامحدود بوده وممکن است تاارتفاع 3 – 2 مترهم رشد کنند درآنها انواع روزخنثی وروزکوتاه وجود دارد .

این گیاه دارای یک ریشه اصلی است که تاعمق یک متری رشد میکند وچندین ریشه جانبی که درعمق 15 سانتی مترخاک باقی میباشد . طول ساقه درانواع بته ائی از 60 سانتی مترتجاوزنمیکند وبه هنگام طاهرشدن خوشه اینها گل رشد طولی ساقه متوقف میشود ودرعوض شاخ وبرگ زیادی میدهد درانواع روزها همان طوریکه گفته شد 3 – 2 متررشد میکند دوبرگ اولیه لوبیا ساده وسابقی مرکب وسه برگچه ائی هستند برگچه ها تخم مرغی شکل وکوچک بوده وغالبا ً درکنارهربرگچه یک آیتپول به چشم میخورد رگبرگها منشعب وبه اشکال گوناگون دربته های مختلف مشاهده میشود .

گل : گلها دراین گیاه به رنگهای متنوع سفید ، ارغوانی وصورتی مایل به بنفش مشاهده میشود درروی محورگل آذین بین 8 – 2 گل پدیدارمیشود که بطورهمزمان ازپاین به بالا شگوفا میشوند . اندام نریا نافه آن 10 پرچم دارد که 9 عدد ازآنها بهم چسپیده اند وازمرکزآن مادگی  خارج شده وهمین پرچم هم آناراست . مادگی گل طویل وخاصه آن درانتهای کمی خمیده گی دارد . کلاله برجسته وکرکداراست تخمدان آن ازدواپیدرم داخلی وخارجی تشکیل یافته ک درحد فاصل آنها یک طبقه پارانشیم کلوروفیلی ودسته های آرند آبکش وچوبی قرارگرفته است . تخمک لوبیا خمیده وقسمت های متشکله آن اعم ازکیسه رویان خودش وپوشش آنها وبند تخمک بدورخود پیچیده هستند وسعت آنها نیزمجاورناف قرارگرفته است گلهای آن خورد بوده ودراقلیم های گرم دگرگشتی دران هیچاه بیشتراز5 درصد نخواهد شد .

میوه : غلاف های لوبیای سبزکشیده وآویزان هستند . شکل غلاف درارقام مختلف متفاوت وبه شکل خمیده ، مستقیم پهن یا استوانه ای هستند طول غلاف معمولا ً بین 20 – 7 سانتی متروبه ندرت بیشترازاین تعداد است .

دانه : دانه لوبیا ازرشد ونمو تخمک حاصل میشود وساختمان آن بطورکلی درورایتی های مختلف متفاوت است . دانه آن فاقد آلبومن بوده ولپه های آن دارای حفظ غذای ازقبیل نشایسته ودانه ها آلیوران است وتقریبا ً تمام حجم دانه ازاین مواد تشکیل یافته است . بذرها ازنظررنگ واندازه ازکوچک وبه رنگ سیاه (انواع وحشی ) تابزرگ وبه رنگهای سفید قهوه ای وزرد وبا طول 16 – 7 ملی متردیده میشود . معمولا ً ناف آنها سفید رنگ بوده ووزن یکعده دانه آنها 60 – 20 گرام است .رقابت زیادی برای جذب مواد تثبیت شده با گره ها ایجاد میکنند لذا به محل غلاف دهی وشروع رشد بذرها به تثبیت نایتروجن کاهش مییابد . حرارت مطلوب برای تثبیت نایتروجن درمحیط های از 30 – 25 درجه سانتی گراد متغیراست . اما مقدارتثبیت درکمتر از 12 وبیشتراز 33 درجه سریعا ً کاهش میآبد .

خصوصیات ایکولوژیکی

لوبیای سبزگیاهی گرم دوست وسردی مطلوب رشد آن 29 – 25 درجه سانتی گراد است حرارت بیشتراز 45 منجربه عدم تشکیل بذردرآن شده وحرارت کمتراز15 درجه سانتی گراد برای رشد آن مناسب نیست . لوبیا ی سبز گیاهی روزکوتاه است بخوبی سایه اندازی را تحمل میکند ودرکشت های درهم بخوبی عمل میکند برای رشد کامل آن 130 – 120 روزوقت لازم است به شرط اینکه درجه حرارت هرگزبه صفر یا زیرصفر نرسد درحدود 39 – 26 روزپس ازکاشت چنانچه طول روزبین 18 – 10 ساعت باشد به گل می نشیند . برخلاف دانه کمبود رطوبت را بهترتحمل میکند البته درشرایط خشک تولید آن به شدت کاهش میابد مخصوصا ً درطی گلدهی وپرشدن غلافها به هوای خشک حساس است . بهترین منطقه کشت آن محل است که درآخرفصل رشد آن بارندگی صورت نگیرد پوست بذرها رشد اکثرانواع لوبیا به آب غیرقابل نفوذ میشوند وچنانچه لوبیای سبزرا درموقع وزش باد گرم براشت میکنند یا درانبارهای گدام نگهداری کنند این سخت پوستی تشدید میشود . باران بیش ازرشد نیزباعث ریزش گل وافزایش ابتدا به بیماری آن میشود درشرایط گرمسیری ونیمه گرمسیری آنرا درانواع خاکها کشت میکنند اما قادربه رشد درخاکهای رسی بافت سنگین که سطح آب زیرزمینی هم درآنها بالا باش نسبت شوری زیاد خاک بطورقابل توجهی باعث کاهش رشد لوبیای سبزمیشود به تجمع بیش ازاندازه مگنزیم ، المونیم پرحساس است PH مناسب خاک برای این گیاه حدود 7 – 6 است .

طریقه های کشت

کشت لوبیای سبز: قبل ازکشت زمین را بادیسک کاملا ً نرم کرده وپس ازآن درصورت لزوم باکلتویتور کلوخ های حاصل ازدیسک را خورد ترمیکنند بطوریکه زمین مورد کاشت کاملا ً هوا دارونرم گردد باید توجه داشت که بذرها را قبلا ً بامواد کیمیاوی ضد عفونی کرده ویا اینکه ازبذرهای ضد عفونی شده استفاده کنند برای جوانه زدن لوبیا نیازبه حرارت بیش از 15 درجه سانتی گراد است لوبیا دربهاربعد ازرفع یخبندان زمانیکه حرارت خاک حدود 16 – 12 درجه سانتی گراد میباشد کاشته میشود کشت آن بصورت ردیفی انجام میگیرد عمق کاشت بذرآن درحدود 3 – 2 سانتی مترمیباشد فاصله دوبته درارقام پاکوتاه 10 سانتی متروفاصله دوخط حدود 90 سانتی متردرنظرگرفته میشود درارقام پابلند فاصله دوبته 40 – 30 سانتی متروفاصله دوخط کشت آن 90 سانتی مترمیباشد ارقام پاکوتاه نیازبه قیم ندارند ولی برای انواع پا بلند ودونده باید قیم درنظرگرفته شود نصب قیم قبل ازگلدهی انجام میگیرد معمولا ً ارقام پاکوتاه نسبت به ارقام پا بلند زودتر میوه میوهد واین زمان حدود 60 – 50 رزو اززمان کاشت تاموقع برداشت طول میکشد ولی دوره میوه دهی آنها کمتراست برای اینکه برای یک مدت طولانی محصول داشته باشیم کشت آن هر 3 – 2 هفته تکرارمیشود کاشت لوبیای سبز تا 8 هفته قبل ازیخبندان خزان ادامه دارد درارقام پابلند اززمان کاشت تاموقع برداشت محصول 70 – 60 روزطول میکشد . انواع پابلند لوبیا دوره میوه دهی طولانی تری دارند وتا سرد شدن هوا درخزان میوه دهی آنا ادامه دارد .

کشت درهم یا مخلوط

معمولا ً لوبیا سبزرا همراه بانایتروجن وگیاهان چون سیب زمینی ، قهوه وباقلا میکارند رقابت بین این گیاهان بسته به سیستم کاشت آنها فرق میکند اساسا ً رقابت بین گیانها درکشت درهم تحت تاثیر طول زمانی است که هردوگیاه برروی زمین میباشند وعلاوه براین خصوصیات مورفولوژیکی تراکم ورقابت نسبتی ورایتی های هرنوع قم برآن موثراست درکشت درهم رقابت بین گیاهان برای جذب عوامل اصلی رشد هنگامی به حد اکثرخود میرسد که هردوگیاه تحت کاشت بخواهند بطورهمزمان وفضای مزرعه ائی دوره حد اکثراثرشان بخود اختصاص دهند . این مطالعات نشان میدهد که درمقایسه باکشت منفرد گیاه درکشت درهم محصول نایتروجن 45 درصد ومحصول لوبیا 51 درصد کاهش یافته است اثرکشت درهم برلوبیا تقریبا ً 37 روزبعد ازکاشت آن آشکارشده وحد اکثرسطح برگ یک انگسترون تولیدی آن کوچکترازسطح برگ درکشت منفرد بوده است . اثر آن برسطح برگ نایتروجن بین گلدهی آشکارشده است زیرا سطح برگ آن باسایه اندازی شدیدا ً کاهش یافته است . دیگر عوامل موثر دررقابت آب است که درمراحل بحرانی رشد دریک فصل کم باران منجربه کاهش محصول نایتروجن ، لوبیا ی سبزمیشود بنا براین چنانچه خطر خشک سالی درپیش باشد کشت درهم آنها صحیح نیست درکشت درهم جذب مواد غذائی دراوایل رشد بیشترازکشت منفرد است بنا براین ممکن است محصول کل لوبیا ونایتروجن درکشت درهم بیشترازکشت منفرد آنها درمزرعه باشد. کشت درهم زیاد کاهش خطرات محیطی را نیزدربردارد احتمالا ً بهترین عامل درتعین عکس العمل ورایتی به کشت درهم توانای رقابتی آنها است که میتوان آنرا اختلاف بین محصول آن وورایتی درکشت درهم با محصول ورایتی درکشت منفرد تعریف کرد . رقیب ترین ورایتی های لوبیا آنها هستند که دیررس بوده ودیرگل میدهد آنها پرویا انبوه وبلند شده ومعمولا ً با ژنوتایپ هاب بلند قد نایتروجن درارتفاعات امریکای جنوبی کاشته میشود .  

آب وهوای مناسب

لوبیای سبزضد گیاهان فصل گرم محسوب میشود لوبیای سبزنسبت به سرما ویخبندان کاملا ً حساس است حرارت مناسب ومطلوب برای رشد لوبیای سبز بین 30 – 15 درجه سانتی گراد میباشد . حرارت بالاوپاین به بته آن خسارات وارد میکند اگر حرارت مناسب باشد بذرآن درمدت شش روزجوانه میزند ودرحرارت صفردرجه سانتی گراد ویا بالا 35 درجه سانتی گراد جوانه  نمیزند . لوبیا نسبت به طول روزیک گیاه بی تفاوت میباشد بدین ترتیب تشکیل دانه آن تحت تاثیر طول روز واقع نمیشود انواع بالا رونده آن نسبت به رطوبت زیاد وبالا روندگی فراوان مقاوم است ولی ارقام پا کوتاه آن رطوبت زیاد را تحمل نمی کند .

خاک ، کود وآماده کردن زمین

لوبیای سبزدرهرنوع خاک رشد میکند ولی بهترین خاک برای لوبیای سبزخاک های رسی شنی میباشد . PH بین 6،5 – 5،5 را می پسندد . کودهای عضوی وشیمیای برای زمین لوبیا مناسب هستند . میزان مصرف کود های حیوانی برای لوبیای سبزتا 40 تن درهکتارمیباشد که قبل ازآماده شدن به زمین اضافه میکنند . کود های شیمیای که دارای فاسفورس وپتاشیم باشند برای لوبیا لازم است وآنها باید قبل ازکشت به زمین اضافه شوند درزمین های که ازنظر نایتروجن فقیر میباشند برای تقویت آنها غده های تثبیت کننده نایتروجن به میزان 50 کیلوگرام درهکتارتوصیه شده است آزمایشها نشان داده است که لوبیا چندان نیازی به تثبیت نایتروجن ندارد بنا براین نسبت به اضافه کردن کودهای نایتروجن عکس العمل مثبت نشان میدهد آماده کردن زمین لوبیا ی سبزمانند آماده کردن زمین برای نخود سبز میباشد بنا براین ازذکر جزئیات دراین مورد خود داری میشود .  

تثبیت نایتروجن

لوبیای سبز معمولا ً درتثبیت نایتروجن ضعیف است وواکنش های متغری به تلقیح نشان میدهد مطالعات نشان داده است که ژنوتایپ های متفاوت ازنظرتثبیت نایتروجن باهم فرق دارند این اختلافات تاحدی به علت تفاوت درانقال واختصاص کاربوهایدریت های غیرساختمانی برگره ها درورایتی های متفاوت است بسیاری ازمطالعات اخیرنشان میدهد که دردسترس نبودن کاربوهایدریت ها برای گده ها اغلب تثبیت نایتروجن محدود بوده است . اختلافات درتوانای تثبیت نایتروجن دربین ورایتی های زود رس مدت زمان کوتاهی برای تثبیت نایتروجن فرصت دارند باکتریا همزیست با لوبیای سبزهمانند دیگر لوبیا ها (R.phaseoli) است وتاحدود 5000 سده بروی یک تک بته آن نیزگزارش شده اشت .

طرق اساسی پرورش لوبیا

 لوبیا یک نبات زراعتی است که بین قطارهایش میتوان نرم شده وآنرا باید درتناوب زراعتی نباتات که بین قطارهای شان نرم کرده میشوند زرع نمود درساحه که لوبیا بذرمیشود 5 – 4 سال بعد بذردوباره آن تکرارمیشود درشرایط افغانستان لوبیا ازجمله نباتات زراعتی آبی است . لوبیا به کودهای مخصوصا ً به پارواحتیاج زیاد دارد دروقت شدیار تیرماهی درهرهکتارمیسازد زمین استعال مقدار15 – 10 تن پارو وحاصل لوبیا داخلی را زیاد میسازد درهرهکتارکشت لوبیا استعمال مقدار 300 – 200 کیلوگرام سوپرفاسفیت 150 – 100 کیلوگرام نمک پتاس توصیه میشود کودهای کیمیاوی را دروقت شدیارتیرماهی یا دروقت قلبه قبل ازکشت استعمال میکنند . دروقت قلبه یا کاشتن تخم استعمال مقدار 70 – 60 کیلوگرام 3 لیتر فی هکتاربسیارفایده دارد . استعمال مقدار70 – 60 سوپرفاسفیت دانه فی هکتارنیزحاصل لوبیا را زیاد میسازد . بمنظورکشت لوبیا زمین را به عمق 30 – 25 سانتی مترشدیارویا قلبه مینمایند بمنظورحفظ رطوبت وکنترول گیاهان هرزه شدیار تیرماهی را اول بهاردومرتبه یخ ماله میکنند الی بذرتخم ساحه را دومرتبه باراول 10 – 8 روزبعد ازسیخ ماله به عمق 12- 10 سانتی متر وباردوم قبل ازکشت به عمق 8 – 6 سانتی مترقلبه وسیخ ماله میکنند . قلبه اول به سبزشدن علف های هرزه وقلبه دوم به ازبین بردن آنها کمک میکند .

آفات

بسیاری ازحشرات به لوبیای سبزحمله میکنند دربین آنها خطرناک ترین حشره سوسک کلزیکی لوبیا است .(Epilachan  varivestis) این حشره برای اولین باردرسال 1864 درامریکا تشخیص داده شد نگ آن مسی است بابالپوشهای سخت وپشت مدورکه دارای 16 نقطه سیاه درسه ردیف عرضی برخورداراست این حشره ازلوبیای سبزسفید تغذیه میکند هردومرحله بلوغ ولاروا حشره زیان آوراست وحشره درهردو این مراحل تمامی بخشهای این گیاه را میخورد . لاروا آن زرد رنگ بوده ودارای 6 ردیف میباشد . تخمهانیز نارنجی بوده ومعمولا ً درسطح زیرین برگ گذاشته میشوند استفاده ازیک سم تماسی یا خوارکی میتواند آنرا درهرمرحله دارا حشره بالغ ازبین برد .شپشک لوبیا Obtlctus ازجمله حشرات است که بیشتراوقات درانباربروی لوبیای سبزمشاهده میشود این حشره تخمهای خود را درمزرعه بروی غلاف ها میگذارد وسپس لاروا ازتخم خارج به داخل بذرمنتقل ودرآنجاتغذیه میکنند بعد ازمدتی سوسک بالغ برای خروج پوشش بذر را سوراخ میکند دریک بذرممکن است چندین سوسک رشد کند . سوسک برگ خوارلوبیا تریپس لوبیا وشنه لوبیا ازجمله حشرات دیگری هستند که لوبیا سبز حمله میکنند .

برداشت

بخش خوراکیز لوبیای سبزغلاف نارس آن میباشد زمان برداشت آن وقتی است که بذردرداخل غلاف نارس تشکیل شده باشد وقبل ازاینکه رنگ غلاف به سفیدی بگراید برداشت شود . بعضی معتقد اند برداشت آن زمانی است که بذرتشکیل شده درداخل غلاف نارس تاحدود 25 درصد اندازه وقعی خود را داشته باشد . بطورکلی زمانیکه دانه درداخل غلاف تشکیل شده باشد وطول غلاف یک سوم اندازه واقعی خود رسیده باشد لوبیا سبزقابل برداشت است زمانی برداشت آن بنام باید سبزجوان آبدار، سرد وشکننده باشد . اگر غلاف دیربرداشت شود دراین صورت حالت شکننده گی وسردی خودرا ازدست میدهد وحالت فیبری بخود میگیرد ویا نخ دارمیشود . غلاف لوبیا را بدو دسته تقسیم میکنند ، نخ داروبی نخ نوع نخدار برای مصرف تغذیه مناسب ترمیباشد وازارقام نخ دار برای تهیه کنسرواستفاده میکنند برداشت لوبیا سبز معمولا ً با دست انجام گیرد بطورکلی انواع پا کوتاه در2 الی 3 مرحله ولوبیای پابلند را 6 – 5 مرحله برداشت میکنند مقدار محصول برای انواع پا کوتاه حدود 13 – 8 تن وبرای لوبیا پا بلند 28 – 20 تن فی هکتاراست بعد ازبرداشت کیفیت لوبیا سبزشدیدا ً تحت تاثیرعوامل محیطی بخصوص گرما قرارمیگیرد بنا براین چنانچه کیفیت لوبیا سبزشدیدا ً تحت تاثیر عوامل محیطی بخصوص گرما قرارمیگیرد بنا براین چنانچه کیفیت بالا مورد نظرباشد . باید 24 ساعت بعد ازبرداشت غلاف بصورت تازه مصرف شوند درغیر اینصورت درحرارت صفر درجه سانتی گراد ورطوبت 90 – 80 درصد نگهداری شود .

شرایط نگهداری

چون بعد ازبرداشت کیفیت لوبیا سبزشدیدا ً تحت تاثیر عوامل محیطی بخصوص گرما قرارمیگیرد بنا براین چنانچه کیفیت بالا مورد نظرباشد باید 24 ساعت بعد ازبرداشت غلافهابصورت تازه مصرف شوند درغیراین صورت درحرارت صفر درجه سانتی گراد ورطوبت 90 – 80 درصد نگهداری میگردند میتوان غلافهای برداشت شده را بصورت کنسروشده تهیه کرد ودرمدت طولانی مورد استفاده قرارداد ممکن است آنرا بصورت یخ زده به مصرف برسانند .

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت 14:10  توسط ايمل " نظري "  | 

علوفه جات

مقد مه :

علوفه جات يکي ازمنابع مهم برای تغذيه حيواني بوده که درسراسرکشورعزيزما بصورت بهترتوافق داشته وتوليد آن نيزيکي ازجمله ضروريات مهم درجهت انکشاف ورشد سکتور مالداري مي باشد، چنانچه بخاطررفع نيازمندي هاي اکثرنفوس کشور به موادغذاي باکيفيت ازقبيل گوشت، شير،مسکه وديگرمحصولات حيواني جهت بهبود صحت انسان لازم است تاسطح توليد محصولات حيواني درکشورمابه وجه احسن  رشد يابد ومورد استفاده آنها قرارگيرد. همچنان علوفه جات باعث سرسبزی وزيباي طبعيت مي گردد، ازتخريب خاک توسط آب ،باد وديگرعوامل جلوگيري کرده ونمي گذارد که به گونه هاي مختلف ازبين ببرد. دهاقين کوشش کنند که علوفه را بوقت معين خود کشت کنند وبوقت مناسب برداشت ياد دروکنند تادرتابستان به شکل تازه ودرزمستان به شکل بيده براي حيوان خورانيده شود تاحيوانات صحت مند وتندرست باشد .

تاريخچه علوفه جات :

تاريخچه دقيق کشت علوفه جات بقسم درست آن معلوم نبوده وقرارمطالعات که صورت گرفته است کشت علوفه جات بااهلي شدن حيوانات رابطه نزديک دارد.يعني وقتيکه انسانها به اهلي کردن حيوانات اقدام کردن ضرورت علوفه جات هويدا گرديد . حيوانات علوفه خوارعمدتاً بالاي نباتات خاندان گندميان ( گراسها) وهمچنان بالاي نباتات خواندان لگيوم ها مانند : رشقه، شبدروهمچنان بالاي برگ درختان وديگربته هاي تازه تغذيه وزنده گي ميکردند.اسپ ،گاو،گوسفند ،سگ ،گاوميش،مرغ خانگي وقاض اولين حيوانات اندکه براي باراول اهلي شدند وفعلا ً هم درمحيط خانوادگي  ومزارع دهاقين زنده گي مينمايند باگذشت زمان وازدياد نفوس درکره زمين انسانها با اهلي ساختن حيوانات پي برده اند. وآهسته آهسته شروع به اهلي کردن ونگهداري حيوانات نموده اندکه به اين ترتيب تعداد حيوانات شان زياد شده وآنها درجستجوي محيا نمودن مواد غذاي براي حيوانات شان گرديده اند، تابتوانند محصولات زياد تري حيواني را بدست آورند.دراوايل حيوانات را بشکل آزاد درچراگاه ها نگهداري مي کردند واين کاردرمناطق امکان پذيربود که داراي اقليم ملايم وعلوفه بيشترداشتند . وقتيکه انسانها درمناطق شمال هجرت کردند چون مناطق شمال داراي زمستان سردبود ودرفصل زمستان علوفه تازه را براي حيوانات شان بدست آورده نمي توانستند. بناءً آنهابعضي نباتات را ذخيره مي کردند تادرزمستان براي حيوانات شان تغذيه نمايند ازهمين جا است که اهميت نباتات علوفه درتغذيه حيوانات زياد شده وآنها درکشت وزرع نباتات علوفوي اقدام کردند که بعدازآن انسانها درباره حيوانات علوفه خوارونباتات علوفه اي معلومات بيشتربدست آوردند . درابتدا انسانها ازنباتات علوفه که دردامنه هاي کوه ها ،چمن زارها وغيره جاها پيدا ميشد استفاده مي کردند وحتي ازآنها براي حيوانات شان بيده ميساختند که بعداً حتی برگ درختان، گياهان هرزه ونباتات تازه علوفوي استفاده میکردند .چنانچه که فعلاًهم دربعضي ازکشورها اين امرمعمول است درزمان هاي قديم ازبعضعي نباتات علوفوي ازخاندان گراسها براي مقاصد ديگرمانند ساختن چپری وگيل گير درسربام ها استفاده مي کردند .که فعلا ًهم درکشورعزيزما افغانستان زيادتر استفاده مي شود .

اهميت علوفه جات

علوفه جات يکي ازمنابع مهم برای تغذيه حيوانات بوده که درسراسرکشورعزيزما بصورت بهترتوافق دارد وتوليد آن نيزيکي ازجمله ضروريات مهم درجهت انکشاف ورشد سکتور مالداري مي باشد چنانچه بخاطررفع نيازمندي هاي اکثريت نفوس کشوربه مواد غذاي باکيفيت ازقبيل گوشت ،شير، مسکه ،پنيروديگرمحصولات حيواني جهت بهبود ساختن صحت انسانها لازم است تاسطح توليد محصولات حيواني درکشورما بالابرود برعلاوه اينکه علوفه جات درتغذيه حيوانات بکارمي رود بلکه باعث زيباشدن محل تفريح گاه ها ،پارک هاي زینتی  وغيره بکاررفته ، همچنان باعث زيباي محيط ومنطقه شده وازخراب شدن خاک جلوگيري مي کند. اهميت علوفه جات زياد بوده درحيوانات بشکل تازه درتابستان وبشکل بيده درزمستان براي آنها خورانيده مي شود وهمچنان علوفه جات داراي ويتامين هاي مختلف پروتيني بود وغيره عناصررا باخود دارد. باخوردن علوفه توسط حيوانات ، حيوانات تندرست وصحت مند بارآمده موقع که انسان ازگوشت آن تغذيه مي کند به مرض مبتلا نشد ه بلکه براي انسانها نشاط وشادابيت توليد مي کند .

علوفه جات نه تنها اينکه منبع مهم تغذيه حيوانات بوده بلکه داراي فوايد آتي نيزميباشد.

1- اصلاح خاک ازطريق علاوه کردن مواد عضوي ( نصب نايتروجن درخاک) .

2- بلند بردن سطح توليد وبهترساختن کيفيت علوفه جات ازطريق کشت مخلوط نباتات پليدارباديگرانواع علوفه جات (گراسها ).

3- استفاده بهتردرتناوب زراعتي (غله جات پليدار).

درانتخاب انواع بهترعلوفه جات فکتورهاي ذيل بايد مد نظرگرفته شود .

1- داراي کيفيت بهترتغذيه وبيشترقابل هضم براي حيوانات باشد .

2- داراي قدرت توليدي بهترباشد و درورا داشته باشد.

3- داراي قابليت بهتري نموي وتوافق درشرايط خاص محل را داشته باشد .

4- داراي خصوصيات بهترتوليد ومقاومت درمقابل امراض وآفات نباتي باشد .

5- داراي طول فصل نموي زياد بوده تامشکل کمبود علوفه را دروقفه هاي زمستاني وتابستاني حل نمايد .

علوفه جات براي تغذيه حيوانات خيلي مهم وضروري مي باشد که تقريباً بيش ازنصف ضروريات غذاي حيوانات ازعلوفه جات بدست مي آيد . تقريباً دوبرسه حصه ضرورت گاوهای شيري سه برچهارحصه ضرورت گاوهاي گوشتي نه برده حصه عناصرضروري گوسفندان ازبيده ، سايليچ ، علفچرها وچراگاه هاي طبعي حاصل ميگردد.همچنان علوفه جات بشکل چراگاه و برگ ميده شده  درتوليد مواد غذاي سهم ارزنده دارد يعني يک غذاي استندرد را تهيه ميدارد .علاوه برآن براي حيوانات بزرگترين منبع انرژي،  پروتين ، ويتامين ها ومنرالها ميباشد .علوفه جات درمجموع توسط حيوانات به مصرف ميرسد گرچه هيچ يکي ازنباتات علوفه آن به تنهاي طورمستقيم درتجارت استفاده نشده ومارکيت ندارد، مگربطورغير مستقيم بشکل گوشت ، شير، مسکه ، پنير،پشم وتااندازه بقسم تخم وگوشت مرغ بازارفروش دارد.

ترکيبات وارزش غذاي نباتات علوفوي:

اززمانيکه کشت وکارنباتات علوفوي شروع شده بيشترتوجه به ارزش غذاي اين نبات جلب گرديد بخاطرپيش بيني غذاي لازم حيوانات کافي است که ميزان لازم علوفه تغذيه شود تابتواند به حدلازم انرژي بگيرد. نباتات علوفوي داراي ويتامين ، هارمون وانزايم هاي لازم براي زنده گي حيوانات ميباشد. تامين نباتات علوفوي درتغذيه حيوانات نقش بسيارمهم دارد. ويتامين هاي B کمپلکس C ، E ،K وپرو ويتامين A به ميزان زياد بخصوص دربرگ نبات علوفه اي وجود دارد.ويتامين D درعلوفه هايکه بوسيله نورآفتاب خشک شده يافت مي گردد. مقدارکمي کلسيم caدرشاخ وبرگ نبات علوفه اي موجود میباشد که  برحسب فصول ومناطق مختلف متغيراست . معملاً نباتات علوفه اي لگيومی دارای 1- 1،5فيصد کلسيم ميباشد درحاليکه نباتات علوفه ای  گندميان داراي     % 0،48  - 0،18  کلسيم را درپايه خود دارا است.مقدارمواد کمياب ازقبيل کوبالت، مس ، کلورايد ، آهن ، مگنزيم ، مولبدينم ، سوديم علاوه براينکه براي حيوانات بمنظوررشد ونمولازم ميباشد به مقدارزياد درنباتات علوفه اي وجود دارد .ميزان آب موجوده درنباتات علوفه اي نسبتاً زياد بوده ودرمراحل مختلف رشد ونمو ورطوبت خاک متغيرميباشد.شاخ وبرگ نباتات علوفه اي تقريباً داراي  %80  آب است. سلينيوم ومنگنيزبه ميزان زيادي اثرسمي ( زهري ) داشته وگاهي درشاخ وبرگ نباتات علوفه اي وجود دارد اين مسموميت هاي محدود به مناطق مخصوص بوده وموجب بروزعوارض ناشي ازسوي تغذيه مي گردد.

تقسيم بندي نباتات علوفه اي ازنظرکشت

ازآنجائيکه نمووکشت نباتات علوفه اي درموارد بانباتات زراعتي متفاوت ميباشد روي اين اصل براي استفاده نمودن بيشترازفاصله زمان هاي موجود بعدازکشت وبرداشت نباتات زراعتي تقسيم بندي مي گردد که اين تقسيم بندي را قرارذيل درنظرميگيريم .

۱- کشت اصلي : به طرزکشت نباتات علوفه اي اطلاق مي گردد که مانند نباتات زراعتي دريک فصل معين بصورت يک زراعت اصلي ياتنها کاشته مي شود.درکاشت اصلي نباتات علوفه اي ميتوان زمان کشت را خزان ويابهاردرنظرگرفت کشت اصلي نباتات علوفه اي درچندين موارد خاص مانند جواري ويارشقه که دربهار انجام ميگيرد بقيه نباتات علوفه اي مانند يولاف ، رشقه ، شبدر، باجره وغيره درخزان صورت ميگيرد .

۲- کشت مخلوط : درموارد که کشت اصلي ياتنهاي يک نبات علوفه اي نتيجه رضايت بخش نميدهد بايد متوصل به کشت مخلوط شد. يعني چند گياه علوفه اي بصورت مخلوط که ازنظررشد ونموي شاخ ، برگ وريشه يک تناسب نزديکي باهم داشته باشند کشت نمود مانند يولاف همراه شبدر .

3- کاشت مخلوط زير: ازمفهوم کاشت مخلوط زيرميتوان اسباط کردکه بايد نباتات را براي اين هدف برگزيد که مقاومت خاص دربرابرسايه داشته ودرضمن داراي رشد ونموي بهتر باشد مانند : جودرهمراه ماش . 

نباتات علوفه اي ازنظراستفاده

1-نباتات علوفه اي يکساله : نباتات علوفه اي يکساله به نباتات اطلاق ميشود که بعد ازبرداشت يک دوره رشد ونموي آنها خاتمه ميابد . معمولاً اين نوع نباتات علوفه اي يکساله را بصورت اصلي يا بصورت في مابين درزراعت اصلي ديگرکشت ميکنند. کشت علوفه اي يکساله ياخزاني ويا بهاري ميباشند . نباتات علوفه اي يکساله خزاي عبارت اند ازنباتات که درخزان کاشته ودربهاريادرطول سال مورد استفاده قرارميگيرند. وانواع آنها عبارت اند از: شبدردورگ (Trifolium hybridum )، شبدرايرانی (Trifolium resupiantum)،رشقه گل زرد(M  Lupulina) ميباشد.نباتات علوفه اي يکساله بهاري عبارت ازنباتات است که دربهارکاشته شده ودرتابستان وخزان مورد استفاده قرارميگيرد. وانواع آنهاعبارت اند ازجواري(Zea may) ، شبدرها (Trifolum  spp)،ارزن (panicum) ،جواری خوشه اي ميباشد .

2 - نباتات علوفه اي چندين ساله :به نباتات اطلاق مي شود که داراي دوره رشد ونموي چندين ساله بوده وميتواند درسال چندين درومحصول ازآنها برداشت نمود. کاشت اين نوع نباتات علوفه اي چندين ساله ازنظراقتصادزراعتي داراي مزاياي مهم است که عبارت از صرفه جوي دربکاربردن وسايل کاروتهيه زمين میباشد  نباتات چندين ساله ريشه هاي عميق دارند که مي توانند دربرابرخشکي مقاومت بردارند وازآب هاي تحت اراضي استفاده مينمايند . نباتات علوفه اي يکساله ياچندين ساله خزاني عبارت اند از: جودرونباتات علوفه اي يکساله ياچندين ساله بهاري مانند رشقه وغيره دارد . شبدردرخاک هایکه Hp آن 7 – 6 باشد توافق داشته ونیزدرتحت شرایط خاک های مرطوب نیزتایک اندازه مقاومت دارد. ازاینکه این نبات برای تغذ یه حیوانات بکار میرود باید به حد کافی تغذ یه شوند.  اگر حیوان از این علوفه استفاده کند حیوان نیز تولید ات خوب ازقبیل گوشت، شیروغیره را میکند . اگر حیوان ازاین علوفه استفاده نکند ممکن است باعث بوجود آمد ن بعضی اختالات درحیوان گردد، شبدر درترکیب خود دارای % 20 پروتین میباشد . 

3 – شاخل (Common Vetch): نام علمی این نبات Vicia Sativa بوده ازجمله نبات یک ساله پلیدار بوده یک نوع آن بنام Hairy Vetch  برای دوسال هم تولید محصول کرده میتواند شاخل ازجمله علوفه جات مهم پلید ار بوده که ازلحاظ تغذ یه حیوانی دارای ارزش خیلی زیاد میباشد واضافه تر ازآن بمقصد ساختن بید ه سایلیچ وکود های سبزکار گرفته میشود ازدانه آن درترکیب جیره حیوانات مخصوصا ً درفصل زمستا ن درکشور عزیر ما استفاده بعمل می آید کاه خشک شاخل ازلحاظ ترکیب غذائی دارای 19 فیصد پروتین بوده ودریک کیلو گرام وزن خشک بید ه 37 ملی گرام کروتین ودرعلوفه تازه آن بمقدار 79 – 56 ملی گرام کروتین موجود است .

4 – سویا : نام علمی این نبات Glycine  Max  بود ه وبه جنس Glycine  مربوط فامیل Popilion Oidae  میباشد این نبات ازبهترین نباتات علوفه ای یک ساله لیگیومی است . علوفه تولید شده ازسویا به اندازه علوفه که ازرشقه یا شبدر بدست میاید غنی از پروتین است . علوفه سویا غذای خوشمزه برای حیوانات است علوفه سویا به اندازه 90 – 80 فیصد رشقه ارزش غذائی دارد .

5- لبلبوي علوفه اي ((Fodder Beet : نام علمي اين نبات Beta vulgaris بوده مربوط فاميلChenopodaceae  ونوع آن Beta vulgari وجينس آن vapa ميباشد .اين نبات ازجمله محصولات مهم نباتات ريشه دارگوشتي بوده که بخش عمده ترکيب جيره حيواني را مخصوصا ً درايام زمستان تشکيل ميدهد.  درريشه هاي لبلبوعلوفه اي مقدارکاربوهايدريت ها ونمکيات مفيده ويتامين ها موجود ميباشد. دريک کيلوگرام لبلبوي علوفه اي مقدار 10- 9 گرام پروتين قابل هضم بمشاهده ميرسد .ريشه هاي که بمقصد خوراکه حيواني بکاربرده ميشود،بناءً باداشتن ظرفيت بيشترحاصل وانعکاس بهتردربرابرآبياري ازهمديگرتفکيک ميشود .اين نبات ارزش غذاي بيشترداشته وبراي تغذيه حيوانات ضروري پنداشته شده ومحصولات حيواني را زياد ميسازد .لبلبوعلوفه اي نبات يکساله بوده ازلحاظ نوعيت برگ داراي ساختمان پهن برگ بوده رنگ برگها سبزتيره ويامتمايل به سرخ رنگ مباشد بصورت عموم دراقليم هاي سرد ومعتدل توافق بهترداشته ودرشرايط زياد سرما نيزتاحدودي مقاومت کرده ميتواند.

6- يولاف ((Oats : نام علمي اين نبات sativa Avena بوده جينس آن مربوط به Avena   ونوع آن Sativa بوده است . يولاف ازجمله علوفه جات مهم زمستاني بوده به زودي نموکرده که ازلحاظ طعم وکيفيت خوراکه حيواني برگ هاي آن شاداب، داراي رنگ سبزتيره بوده اگراين نبات به همراه نباتات پليدارموسوم سرد يکجا کشت گردد بهترين خوراکه را براي حيوانات محيا ميسازد .يولاف نسبت به تمام علوفه جات سهل الهضم بوده بعد ازدروقطع وياپارچه شده به مقصد تغذيه برای اسپ ،گوسفند وگاواستفاده گردد دراوايل بهارکشت شده وکاه خوب براي تغذيه وبسترمناسب براي حيوانات تهيه ميدارد. يولاف خوراکه خوب براي حيوانات بوده وازلحاظ موجوديت مواد غذاي قابل هضم بوده وازنظر پروتين ، شحميات،ويتامين B1  ومنرالها ازقبيل فاسفورس وآهن نيزغني ميباشد .يولاف اولين باردراروپاي غربي کشت شده وبعداً به ديگرنقاط جهان سرايت کرد، يولاف بصورت بهتردراقليم هاي سرد ومعتدل وجاهائيکه بارندگي سالانه آن درحدود 750 ملي ليتر ويابيشتر ازآن باشد بصورت بهترتوافق کرده وحرارت مناسب براي نشوونموي يولاف از16 تا 32 درجه سانتي گراد ميباشد .

7- ارزن علوفه اي( Pearl  millet): نام علمي اين نبات Pennise  Ntum يک نبات يکساله علفي بوده وبه فاميل  خوشه دارها  Graminea Lو به جينس  Sorghum متعلق ميباشد.اين نبات به مقصد خوراکه انسانها ،حيوانات وپرنده گان کاشت گرديده وازعلوفه آن بمقصد تغذيه حيواني استفاده بعمل ميآيد .ارزن درمناطق خشک ،نيمه خشک دردرجات بلند حرارت  وخاک هاي ريگ دارمقاومت داشته بخوبي رشد نمو نموده ودرمقايسه به غله جات درخاک هاي ضعيف حرارت زياد وبارندگي  کم حاصل بهترميدهد . درمقابل اکثرامراض وحشرات مقاومت دارد وقابليت هضم بهتررا درحيوانات دارا بوده عاري اززهر ميباشد. اگربه حيوانات بصورت صحيح تغذيه شود ازحيوانات گوشت ،شيروغيره محصولات بدست ميآيد ومورد استفاده انسانها قرارميگيرد ، واگربصورت صحيح براي حيوانات تغذيه نشود باعث کاهش محصولات حيواني خواهد گرديد .

8- باجره (( Sorghum: نام علمي اين نبات Bicolor  Sorghum ميباشد . باجره منبع مهم خوراکه برای انسانها ، پرنده گان وعلوفه حيواني دراقليم هاي خشک ،نيمه خشک ومناطق حاره دنياميباشد. توليدات دانه باجره %75 درتغذيه انسانها % 15 درتغذيه حيوانات وپرنده گان ومتباقي شان درساختن بيده به مصرف ميرسد . اين نبات درمقابل خشک سالي ، درجه حرارت نسبتاً بلند تروسيلاب يک اندازه مقاومت داشته وعلف تازه آن تاحدود % 80- 70 براي حيوانات قابل هضم است . واين نبات يکي ازسابقه دارترين نبات اهلي شده ميباشد.علوفه خشک باجره نسبت به علوفه جواري داراي مواد معدني زياد بوده اندازه پروتين خام نباتي ، نشايسته ورشته هاي فايبري درباجره تقريباً مشابه به جواري ميباشد.ازدانه باجره ، سايليچ وبيده آن بصورت جداگانه استفاده ميشود باجره بقسم چراگاه نيزبذرشده ازلحاظ کيفيت غذاي به مقايسه جواري به حيوان خوش مزه بوده وارزش غذاي آن با علوفه جواري مشابهت دارد .امکان دارد باجره ازشرق افريقاي مرکزي ( سودان وحبشه ) نشئت کرده باشد % 90 باجره درچين ، هندوستان وافريقا توليد گرديده ومملکت عمده توليد کننده ديگري آن عبارت اند از: امريکاي جنوبي ، آستراليا وامريکا است . باجره درخاک هاي نرم وحاصلخيز حاصل خوب داده اگرچه درخاک هاي تيزابي ونمکي نيزبخوبي ميرويد ولي بالاي حاصل آن تاًثيرمنفي بارمياورد .

علوفه سبز: علوفه سبزعلوفه هاي سلولوزي وحجمي هستند که دراشياي خشک بيشتراز%80 فايبرداشته ومواد غذاي قابل هضم اش مثل پروتين خام وانرژي کم است(کمتراز%40) علوفه سبزجهت غذاي حيوانات که درفارم ها پرورش داده مي شوند کشت ميگردد. حيوانات يابصورت چراگاه ها آزاد ازآنها تغذيه ميکند ويااينکه دروشده بصورت دستي به حيوان خورانيده مي شود .

اهميت علوفه سبزدرتغذيه حيوانات

دربين فکتورهاي زيادي که سبب موفقيت درگاوهاي شيري شده احتمالاً اولين فکتور تغذيه روزانه حيوان باعلوفه سبزمي باشد . حرکت کردن حيوان درجريان چريدن سبب تامين سلامت وتوليد مثل حيوان مي شود . تغذيه حيوان بدون علوفه سبزآنقدرمفيد نبوده کوشش شود که حيوان ازعلوفه سبزتغذيه شود که توليدات حيواني خوبترمي شود درغير آن علوفه سبزبراي حيوان داده نشود چنين حيوان نوزادهاي ضعيف ،کوريامرده به دنيا مياورند .بيشترنباتات که به عنوان علوفه سبزدرتغذيه حيوان مورد استفاده قرارمگيرند منبع خوب ويتامين  E وبسياری ويتامين های گروپ B بخصوص رايبوفلاوين هستند .علوفه سبزبه علت داشتن مواد غذاي سهل الهضم بسيارخوش مزه وبطورملايم دستگاه هضم غذا هستند وبه علت تامين مواد مغذي تازه دربسياري ازاشکال طبيعي سبب ميشود  حيوانات ازتمام مواد غذاي که ميخورند استفاده کنند .علوفه سبزمنبع اعلي کروتين پيش تازويتامينA است که مقدار آن بيش از750 ملي گرام درهرکيلوگرام ماده خشک است بنابراين اگرگاوهاي شيري به مقدارکافي ازعلوفه سبزتغذيه شده باشند با ارزانترين قيمت سلامتي شان تضمين خواهد شد . جهت سلامتي بيشتروتوليد زياد حيوانات به خصوص حيوانات نشخوارکننده بايد تاجائيکه امکان دارد باعلوفه سبزتغذيه شوند . ازطرف ديگر گاوهاي که درحدود 10 ليترشيرتوليد ميکنند بدين ترتيب درآمدهاي غذاي کم مي شود ، شرايط جغرافياي وي برعلاوه اينها علوفه توليدي داراي شرايط ذيل است :

۱- داراي قابليت هضم بالا است بخصوص اگر به موقع مناسب دروشده باشد .

2- پروتين خام ممکن است از % 30 درعلوفه رسيده تابيش از % 30 درعلوفه جوان کود داده شده باشد .

۳- کاربوهايدريت علوفه شامل گلوکوز، فرکتوز، سکروز، رافينوزوغيره است .

4- پروتين علوفه سبزعمدتا ً ازآرژنين ( ماده کيمياوي ) وهمچنين شامل گلوتاميک اسيد وليندين است .

5- مقدار شحم به مشکل بيش از % 40 است .

6– مقدار مواد معدني موجود درمواقع بستگي شديد به نوع خاک ، مرحله ، رشد ، نوع نبات وشرايط کشت دارد .

7– درحال حاضر درروستاي کشور ما افغانستان گاوهاي شيري اغلب باعلوفه اي که بطور طبيعي رشد ميکنند تغذيه مي شوند وکاه که ازنظرارزش غذاي بسياراست به عنوان غذاي مکمل به حيوان داده مي شود . ونبود علوفه سبزباکيفيت خوب به اندازه کافي عمده ترين مانع توليد زياد درگاو هاي شيري است .وسعت چراگاه هاي طبيعي به تدريج به علت يا دليل مختلف روز بروزکمترميشود واين امرباعث مي شود که حيوانات به مراتع وچراگاه هاي فقيرفشار وارد کرده ودرنتيجه تخريب خاک بيشترمي شود وبه علت تغذيه ضعيف ونبودن تا مين نيازمندي هاي حيوان توليد کاهش ميآبد .

علوفه جات که درتغذيه حيوانات رول دارد

درجهان انواع واقسام مختلف علوفه جات وجود دارد که داراي ارزش غذاي بيشتر ميباشد که ازجمله مهمترين آنها را بطورخلاصه يادآورميشويم: 
۱- رشقه (alfa alfa ) :
نام عملی اين نبات(Medicago  sativa  L ) بوده وفاميل پلی داران (Leguminosae gussa) تعلق دارد .اين نبات ازجمله علوفه جات مشهوردنيابه شمارميرود که ازلحاظ کيفيت غذاي خوراکه براي حيوانات محسوب ميشود ونيزدرتحت شرايط مناسب ازجمله پرمحصول ترين علوفه هاي نباتات پليداربه شمار ميرود که دراصلاح خاک نيزرول دارد .رشقه قابليت هضم بهتررا براي تغذيه حيوانات دارابوده %80- 70 قابل هضم وداراي کيفيت غذاي بهتربوده که فيصدي مقدارپروتين  خام نباتي آن  % 24 – 20 ميباشد. رشقه سرشارازويتامين هاي مختلف ( A،B ، C، D وE)ومنبع خوب عناصرمانند کلسيم ) Ca ) ، مگنشيم وفاسفورس (P) ميباشد .اين ارقام ارزش خوب بهتررشقه راواضح ميسازد که درتغذيه حيوانات ضروراست حيوان باخوردن اين ويتامين ها وعناصرضروري را بدست آورده وتوليد گوشت شيروغيره محصولات را ميکند .

an  2- شبدر (clover):نام علمي اين نبات Trifolium  resupinmlبوده وبه جنس سه برگه که ومتعلق بافاميل پلی داران) Leguminosae gussa ) شامل میباشد.  شبدرنيزازجمله علوفه مهم بوده که مورد استفاده حيوانات قرارميگيرد.اين علوفه نيزداراي ويتامين هاي مختلف بوده وهم داراي بعضي ازعناصرميباشدکه دررشد ونموي حيوان رول عمده را بازي ميکند.ازنوده هاي جوان اين نبات بقسم پالک غرض سبزی درافغانستان وپاکستان استفاده بعمل ميايد . اين نبات درشرايط چراگاه وآب ايستاده بيشترتوافق داشته ودرمقابل يخبندان نيزتاحدود مقاومت دارد. شبدردرخاک های که PH آن 7-6 باشد توافق داشته ونيز درتحت شرايط خاک های مرطوب نيزتايک اندازه مقاومت دارد .ازاينکه اين نبات براي تغذيه حيوانات بکارميرود بايد به حد کافي تغذيه شوند.اگر حيوان ازاين علوفه استفاده خوب کند حيوان نيزتوليدات خوب ازقبيل گوشت،شيروغيره را ميکند واگرحيوان ازاين علوفه استفاده نکند ممکن است که باعث بوجود آمدن بعضي اختلالات درحيوان گردد. شبدردرترکيب خود داراي % 20 پروتين ميباشد .

ساختن بيده وطرق ذخيره آن

بيده عبارت ازمواد خشک نباتي است که به منظورخورا که حيوانات دروقت نبودن علف تازه درزمستان به مصرف ميرسد .علوفه سبز، نباتات وعلفچرها به قدرکافي خشک گرديده وبدون اينکه مواد غذائي خود را ازدست دهد ويااينکه پوسيده شود بايد ذخيره گردد. تقريباً مقدار % 90 – 70 رطوبت دروقت درونباتات استاده موجود بوده که اين مقداررطوبت ازطريق خشک کردن توسط شعاع آفتاب بدون اينکه ارزش غذائي آن پائين بيايد به % 20 – 18 رطوبت ميرسد . اگربيده به صورت درست ذخيره گردد باکتريا وفنجي ها ( پوپنک ) دررطوبت پائين انکشاف نتوانسته که براي مدت طولاني بدون اينکه ارزش غذائي خودرا ازدست دهد نگهداري شده ميتواند .بيده بحيث ذخيره وپس انداز بوده که دروقت قلت علوفه تازه وهنگام خشک سالي ودروقت که کيفيت علوفه پائين ميآيد بحيث ذخيره استفاده مي گردد ، ودروقت قلت ويا کمبود مواد خوراکي حيوانات ارزش بهترپيدا ميکند فايده ديگربيده آنست که درقسمت هضم مواد غذائي مانند  دانه گندم کمک میکند .

ذخيره بيده: درصورتيکه بيده به شکل درست ذخيره نگردد بدون استفاده باقي مانده خسارات ذيل را بار میاورد.  
۱ – ضايع شدن برگ ها .

۲ – ضايع شدن مواد غذائي قابل حل درآب دراثناي خشک شدن ازاثرشد ت  بارنده گي .

۳– ازدست دادن رنگ وازدست دادن کروتين بيده درمقابل روشنائي زياد آفتاب بخاطرجلوگيري ازخسارات وارده نبات درو شده نبايد به حد اعظمي آن خشک گردد.وهمچنان نبات درو شده که مقدار رطوبت بيشترداشته باشد دروقت ذخيره ازاثراحتراق آتش مي گيرد وبيده را نيزپوپنک زده براي تغذيه حيوان غيرقابل استفاده مي گردد.

ارزش غذائي بيده

ارزش بيده مانند ديگر خورا که هاي حيواني بيشتر بستگي به هضميت آن دارد. بيده مانند که هضميت آن بيشتر است داراي پروتين بيشتر بوده بيده داراي کيفيت خوب ازلحاظ داشتن انرژي تقريباً داراي 81 ميگاجول درفي کيلوگرام وبيده خراب درتناسب داراي 7 ميگاجول ( واحد اندازه گيري انرژي ) درفي کيلو گرام انرژي بوده بیده دارای  کيفيت متوسط داراي % 30 – 25 رشته هاي نباتي وفایبر % 55 – 45 ماده غذائي قابل هضم میباشد .

ذخيره کردن علوفه:

ذخيره کردن علوفه طريقه دوام دار است که علوفه را درشرايط مناسب حفظ کرده وبه خصوص درزمستان مصرف عمده غذائي روزانه مالداران را تامين مکند. ذخيره کردن فوايد زيادي دارد که ذيلا ً ياد آورمي شويم :

1– ارزش غذائي علوفه را بالابرده وآنرا حفظ ميکند .

2– براي تمام سال کبفيت علوفه سبزوشيره دار را حفظ نموده وقسمت هاي سخت ساقه آنها را فراهم ونرمترميکند .

۳– درمواقع که هوا باراني بوده وامکان خشک کردن علوفه نباشد ذخيره کردن بهترين طريقه مي باشد .

۴– علوفه ذخيره شده نسبت به علوفه خشک ضايعات دارد .

5– اگرعلوفه هرزه به ذخيره اضافه شده باشد زهری آنها غالباً ازبين رفته وعلوفه هرزه هم خوش مزه مي شود .

6– به اثرانجام دادن عمل ذخيره فضائي کمتري براي انبارکردن وذخيره کردن علوفه لازم بوده وازنظراقتصادي هم ساختن آن ارزان تر ازانبار تمام مي شود .

7– علوفه ذخيره شده بسيار خوشخوراک بوده وگاو علوفه ذخیره شده  را بهترازعلوفه خشک تنهاي خورده وشير بيشتر مي دهد .

8– علوفه ذخيره براي گاو گوشتي وگوسفند هم مزاياي مساوي يا بالاترازآن برای گاوشيري وحتي برای اسپ دارد .علوفه هاي خاندان لگيومي مانند رشقه وشبدررا هنگام براي ذخيره کردن برداشت  ميکنند که درمراحل اول گل کردن باشند. باقلات دانه ائي را وقتيکه دانه درآن تشکيل شده باشند براي ذخيره کردن برداشت مي شود .علف هاي خاندان گندميان مانند جواري علوفه ائي ، جواري خوشه ائي را زمان جهت ذخيره برداشت ميکنند که دانه ها شيرين شده باشد . درصورتيکه رطوبت محصول برداشت شده بيش از% 70 باشد بايد به مدت چند ساعت آنرا درمزرعه رها نموده تارطوبت آن کم گردد . ساده ترين نوع ذخيره عبارت چقوري يا گودال است که عرض آن 3 -2 متروعمق آن را 3 – 2 متر ميسازند . درجائيکه علوفه ذخيره مي شود بايد نفوذ هوا درآنجا موثر باشد .که علوفه بشکل بهترذخيره شده وازخراب شدن جلوگيري بعمل آيد ودرصورتيکه ذخيره گاه نفوذ هوا درآن موثرنباشد امکان دارد که علوفه ذخيره شده خراب شده وازاستفاده حيوان خارج شود . درذخيره کردن علوفه بايد توجه صورت گيرد، درجاي ذخيره شود که امکان نفوذ هوا مساعد باشد .

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت 14:5  توسط ايمل " نظري "  | 

علايم قلت عناصر ضروري زياد مصرف در غله جات و طرق معالجه آنها

مقدمه

نباتات مانند انسانها وحیوانات به غذا ضرورت دادند . غذای را که نباتات برای رشد .نموی خود ضرورت دارند متشکل از عناصر کیمیاوی معین است که معمولأ به نام عناصر غذای نباتات  یاد می گردند . نباتات سبز اتوتوروف Autotrophic یاموجوداتی هســـــــتند که خودشان قادر به ساختن غذا هســــــــتند نباتات قادر هســــــــــــــتند که کاربوهایدرید ها دا ار مواد خام وغیر عضوی می سازند و خود دا تغذیه نمایند. عناصر که زیاد مورد استفاده نباتات قـــــــــــرارمی گیرند . به نام Macronutrients یاد میگردند که عبارت اند کاربن  C اکسیجن O2    نایتروجن N2 فــا سفورس P پــتاشــیم K کلـــــسم Ca مـــگنیـــشیم  Mg ســـــــــــــــلفر S از جمله عناصر ضروری فوق نباتات  C. H. O2 را از هوا وآب بدست می آورد و باقی مانده عناصر را از خاک بدست می آورند و قلت این عناصر نیز در خاک متصور است . علائم قلت عناصر  قوق در خاک دیده شده و ضرورت به استعمال کود را میداشته باشد . برای بدست آوردن حاصل بهتر از نباتات لازم است تا علائم قلت عناصر ضروری شناخته وبه دقت وزمانش برای معالجه آن اقدام نموده و مواد مورد نیاز شانرا در خاک علاوه نمائمیم تاضرورت نباتات از نگاه عناصر مذ کور رفع و حاصل مطلوب و قناعت بخش را از نباتات بدست بیاریم .

علائم قلت نایتروجن  N در غله جات وطروق معالجه آن

مشخصات نایتروجن N

نایتروجن N نشان داده میشود یک گاز بیرنگ است که مقدار آن در اتمو سفیر 78,12 % می باشد قسمت عمد ه نایتروجن N یعنی 97%   آن در سنگ های اولیه زمین جمع شده است که این مقدار تقریبآ 50% برابر مقدار نایتروجن N  است که در اتموسفیر قــــراردارند . نایتروجن N اتموسفیر تقریبأ 2% نایتروجن N  کل کره زمین را تشکیل میدهد و بقیه همان طوری که گفته شده در سنگ های اولیه زمین جمع شده است نایتروجن N  به  طور اوسط در یک جریب زمین 86kg تخمین گردیده است . ولی در خاکهای افغانستان مقدار آن بسیار کم است یعنی مقدار آن از  250 – 270 kg فی جریب زیاد نیست . واز طرف دیگر فیصدی مواد عضوی افغانستان نیز کم بوده 1% میرسد ئ نایتروجن N  در خاک به سه شکل عنصری  معدنی  و عضوی و جود دارد . نایتروجن N عنصر ی به صورت گاز وجز ترکیبات هوا در خاک وجود دارد . وبا نفود آب در خاک این عنصر در مرطوب خاک حل می شود نایتروجن N معدنی به صورت      No    No2  N2o No3   N o2  No3  و آیون NH4    وجود دارد نایتروجن N عنصر خاک به صورت ترکیبات اشتقاق امینواسد می باشد . و تر کیبات ودیگر آن عبارت از    pyramiding  Purina وغیره می باشد .منابع طبعی نایتروجن N عبارت از مواد عضوی خاک بقایای محصول وکود حیوانی . آب باران و آبیاری و همچنان جذب نایتروجن N  از هوا می باشد .منبع اصلی نایتروجن N  برای نباتات مواد عضوی خاک است . که در واقع باقی مانده مواد حیوانی و نباتات قبلی است معمولأ نایتروجن N عنصری خاک اول تبدیل به نایتروجن N امونیا بوده به نایتروجن N اکساید No2 و سر انجام به No3   تبدیل میگردد امونیا و نایتریت برای تغذیه نباتات بهترین مر کیبات نایتروجنی میبا شد .

نایتروجن N هوا از طریق راه های ذیل مورد استفاده نباتات قرارمیگیرد

1.رایزوبیا ویک تعداد موجودات مایکروسکوپی دیگرکه در نباتات لیگومی ویک تعداد نباتات غیرکه در ریشه آنها به شکل سمبیوتیکی زنده کی می می کند نایتروجن N هوا را نصب می نماید  .

2.در بالای برگ های نباتات مناطق حاره یک تعداد موجودات مایکروسکوپی وجود دارند که نایتروجن N  هوا نصب می کند  ومورد استفاده نباتات مید هد .

3.یک مقدار نایتروجن N  متوسط رعد برق در زمین نصب و مورد استفاده نباتات قرار می گیرد  در نتیجه رعدو برق یک مقدار اکساید های نایتروجن N  در هوا تشکیل می شود که بعد أ توسط باران به زمین اضافه مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی گـــــــــــردد

4.متوسط طریقه های صنعتی که از ین طریق نایتروجن N  هوا با جود کردن کود های مصنوعی کیمیاوی نصب زمین گـــردیده و مورد استفاده نباتات قـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرار میگیرد

نقش نایتروجن N  در نباتات

1.نایتروجن N جز مالیلول کلوروفیل است که به همین خاطر نایتروجن N برای رنگ سبز نباتات ضروری میباشد . واز طرف دیگر چون کلوروفیل برای عملیه ترکیب ضیا ئی ضروری است بنابراین نایتروجن N برای عملیه ترکیب ضیائی

2.به طورغیرمسـتقیم  ضــــــــــــــــروری مــیباشـد

3.نایتروجن N جزانزایم ها و امینواسید ها و پروتین ها میباشد

4.نایتروجن N جز بعضی ویتامین های نباتی DNA  RNA پروتوپلازم و فاسفیت ها مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیباشد

نایتروجن N  برای رشد موجودات مایکروسکوپی خاک و فعالیت آنها ضروری است که به طورغیر مستقیم برای رشد نباتات ضروری مـــــــیباشــــــد

5.چناچه نایتروجن N رشد ونموی قسمت های سبز نباتات را زیاد میکند .بنابر این مصرف آب را زیاد می ســــــــــــــــــــــــــــــــــــازد

6.اندازه زیاد و نامناسب نایتروجن N پخته شدن نباتات را به تعویق انداخته و مقاومت نباتات را در مقابل آفات کم مـیسازد 

علا ئم عمومی کمبود  نایتروجن N در نباتات

 چون نایتروجن N جز مهمی از مالیکول کلوروفیل را تشکیل میدهد . بنابر این اولین مشاهدات کمبود نایتروجن N رنگ پریده کی برگها ست . برگ ها معمولا رنگ روشن . سبز مایل به زرد وزرد روشن را پیدا می کند . و این علت عدم بشکیل کلوروفیل است . در آواخر رشد رنگ زرد سرخ و بنفش مایل به سبز نیز مشاهد می شود که در نتیجه بشکیل رنگ انتوسیانین Anthocanin است در کمبود نایتروجن N هم چنان برگ ها کوچک و ساقه ها باریک می باشد . شاخ های جانبی معمولأ کم تشکیل می شود و زردی رنگ برگ زیر ین زرد تر ظاهــرمیشود

علائم کمبود نایتروجن N در غله جات

در غله جات کمبود نایتروجن N باعیث کوتا و نازک شدن برگ ها و ساقه ها میشود برگها به رنگ زرد مایل سبز و پائین بوته زرد مایل به ازغوانی میباشد . شاخه و برگها تنگ و راست معلوم  می گردد  نبات پخته نمیگردد خوشه کوچک میــماند در جواری مانند سایر غله جات علائم دارد ولی برگ ها ی پیر از نوک شروع به زرد شدن می کند وزردی در امتداد رگبرگ وسطی به صورت هفــــــت پیش مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیرود. وقتی که کمبود در برگ ها ظاهر شود معلوم است  که شدت کمبود زیاد است در صد حصه از محصول بخش بزرگ از دست خواهد رفت  حتی قبل از بروز علائم کمبود نیز کم شدن محصول امکان دارد . طوری که محقیقین در اثر آزمایش ها معلوم نموده است که اگر در هر بته جواری به طور اوسط 3 برگ زرد موجود باشد . محصول جواری 2800 کیلو در هکتار کمتر از حد انتظار است . برای کسب حد اکثر محصول در نبات از 100% مقدار نایتروجن N در برگهای کامل و جوان در موقع القاح دانه ها باید 2.8% باشد هر گاه نایتروجن N همین برگها 2.2% باشد هیچ گونه علائم کمبود مشاهده نمی شود . در فاصله 2.2 تا 2.8 % نبات علایم کمبود را نشان نمی دهد ولی محصول آن قبلی کمتر از حد د لخواه خواهد بود

پیشگیری ومعالجه نایتروجن N در غله جات

نایتروجن N از جمله عناصر زیاد مصرفی است که به مقدار زیاد توسط نباتات به مصرف میرسد بناء لازم است که هم ساله مقدار مورد ضروری آنرا در این جهت رفع نیازمندی غذای نباتات استعمال نمائیم مقدار استعمال کودهای  نایتروجن N دار در غله جات نظربه نوع نبات فرق می کند . معمول ترین ومناسب ترین کود های نایتروجن N دار که در افغانستان مورد استفا ده قرار می گیرد عبارت از یوریا نوده که دارای فومول کیمیاوی Co ( NH2 ) 2  می باشد کود مذکود دارای 45% نایتروجن N می باشد که از امونیا و Co2 بوجود آید

·مقدار استعمال کود یوریا در گندم از  11 – 60 Kg گذارش شده است البته در فی جریب . که مفدار مذکور در گندم اصلاح شده للمی 11KG    J در گندم اصلاح شده بهاری    28 KG   و به ترتیب در انواع تیرماهی تا 60   J      استعمال می گردد کود یوریا در مزرعه گندم باید در 3 مرحله استعمال گردد . 1  3 حصه کود یوریا هما با کو  DAP  در وقت کشت گندم و 1   3 آن در وقت شروع نموی بهاری و 1  3  باقی مانده در وقت کشیدن خــوشه استعمال گـردد

· مقدار استعمال کود یوریا درشالی 40 – 75 kg    فی جریب داده شده است   30%  کود یوریا در وقت انتقال نهالی 40 % دا چهل روز تعد از شاند ن نهالی و متباقی کود قبل  از کشیدن استعمال گردد البته یک مقدار کم  آنرا در قوریه برای بدست آوردن نهالی ساله و قوی استعمال کرده می توانیم

· برای جواری در یک جریب زمین  50 – 75 kg   یوریا ضروری است که استعمل آن مانند استعمال آن در سایر غله جات ذکر شده  دو یا سه مر حله صورت میگیرد در وقت بذ ر یا زمانیکه قد جواری 50 Cm بلند شده باشد و ثلث سوم یوریا در مر حله ابتدائی شته کشید ن و تشکیل دانه ی جواری استعمال و آبیــاری گـــــــردد

· مقدار استعمال کود یوریا درجودر با سایر غله جات یک نبات کم توقع بوده مقدار استعمال کود نایتروجن N 15 – 90 Kg گزارش شده است البته در فی هکتار

· مقدار استعمال کود یوریا دریولاف  35 – 50 kg  فی جریب می باشد که استعمال آن نیز مانند استعمال در سایر غله جـات در ســـــه مرحله صـــورت

·مقدار استعمال کود یوریا درباجره به مقدار 15 -20 TON فی هکتار کود حیوانی ضرورت دارد مقدار کود مورد ضرورت آن  100 – 120 kg  فی هکتار یوریا می باشد .

· مقدار استعمال کود یوریا درارزن هم باید 15 تن  فی هکتار کود حیوانی استعمال گردد در صورت استعمال نکردن کود حیوانی مقدار 60 Kg فی هکتار کود یوریا استعمال گرد

کود های عمده نایتروجن N دار

نوع کود

فورمول کیمیاوی

فیصدی عنصرمودرنظر

1

امونیا

NH3

N = 28%

2

یوریا

[Co ( NH2)2 ]

N =45 %

3

دای امونیم فاسفیت

(  NH4)2HPO4)))

N = 24 %

4

امونیم نایتریت سلفیت

[(NH4)3NO3SO4]

N=26-30% S= 3,5-13,5%

5

امونیم کلوراید

NH4Cl

26%N

6

پــتاشــیم نایتریت

KNo3

N=13% K= 27%

7

سودیم نایتریت

NaNo3

N=16

8

کلـــــسیم  نایتریت

[Ca (No3)2]

N= 17 % Ca=24%

علا ئم قلت فــا سفورس P در غله جات و طرق معالجه آن

مشخصات فــا سفورس P

فــا سفورس به P نشان داده شده بود از مهترین عنصر غذائی مود نیاز نبات است فــا سفورس P در انساجنبات به اندازه 0,1 – 0.4 % میباشد  فــا سفورس P در نبات یک اندازه متحرک می باشد . مقدار فــا سفورس P فشر زمین در حدود o,12(P2 O2 )  تخمین زده شده است مقدار متوسط آن در خاک های زراعتی در0,06% حدود  می باشد . در خاک های جوان و بکر ودر نواحی خشک مثل افغانستان مقدار آن بیشتر است.فــا سفورس P خاک های رسی بیشتر از خاک ها سبک و ریگی می باشد زیرا خاک ها مذکور می بوند مقدار زیاد فــا سفورس P را در خود جذ ب می کند .اکثرأ فــا سفورس P به شکل H2PO4 وHPO4 جذ ب می گردد از این جمله H2Po4 زیاد ترPH در  پائین جذ ب می گردد و لی در خاکهای دارایPH بلند به شکلHP4 جذ ب می گردد فــا سفورس P در خاک به شکل عضوی وغیر عضوی وجود دارد . فــا سفورس P عضوی خاک به شکل فاسفولیپید ها نوکلیک اسده وانوسیتونوجود دارد فاسفولیپیدها مثلCholine نیوکلیک سید ها مثلCytosine . guanine. Adenine و فاسفیت ها یانوسیتول مثل الکهول های مشبوع حلقوی شش کاربونه می باشد.فــا سفورس P غیر عضوی همرای المونیم . آهن . کلسیم . فلورین . کلورین . وهمرای یک مقدار عناصر دیگر وجود دارد . که مرکبات آن در آب انحلالیت خیلی کم دارد.نباتات فــا سفورس P مود نیاز خودرا از محلول خاک به شکل آیونH2Po4 HPo4 جذب می کند منبع اصلی فــا سفورس P ینگ فاسفیت است که عمدتأاز منرال ایتلیت جورشده است فــا سفورس P در خاک به شکل فلورد المونیم و منگنیز فاسفیت می باشدو هم چنان به  شکل فاسفیت آهن ایتایت کاربونیت وجود دارد در افغانستان فــا سفورس P بیشتر به شکل کلـــــسیم Ca فاسفیت دیده می شود

نقش فــا سفورس P در نباتات

فــا سفورس P در نباتات یه تنها باعیث ازدیاد حاصل می گردد بلکه باعیث بهتر ساختن کیفیت آنها نیز میگردد . استعمال فــا سفورس P در غله جات باعیث ازدیاد دانه گردیده و مقدار پروتین و کاربوها یدریت آنها زیاد می سازد و ظایف فــا سفورس P را می توانیم به طور ذیل خلاصه نمایم.

1.فــا سفورس P در انتقال انرژی مهم بوده جزRNA وDNA می باشد

2.انکشاف ورشد ریش را در نباتات جوان تحریک نموده که در نتیجه باعیث زردی نباتات میگـردد

3.انکشاف برگها را تسریع بخشیده و برای رشد نموی ریشه و ساقه ضروری می باشد

4.باعیث انکشاف اعضای تکثری گردیده که در نتیجه باعیث پخته شدن وقتر محصولات خصوصأ غله جات می گردد نباتات  را در مقابل امراض مقاوم میسازد.

5.مقدار شاخه هاTeller را در غله جات زیاد تولید میشود وزن دانه نسبت به گاه زیاد میباشد و از چپه شدن جلوگیری می نماید.

6.گل آوری تشکیل میوه ودانه را تسریع بخشیده باعیث ازدیاد شحم و البومین می گردد.

7.موجب تشکیل نادیولNodule فعالیت رایزوبیا در زیشه نباتات لیگیومی گردیده

بنابراین در نصب بیشتر نایتروجن N هوا توسط نادیول ریشه کمک می کند  تقسیمات حجروی را سرعت می بخشد.

علائم عمومی فــا سفورس P در نباتات

اکثر علائم کمبود نایتروجن N و فــا سفورس P باهم شباهت دارند از این جهت تشخیص آنها یک اندازه مشکل به نظر میرسد . در صورت کمبود فــا سفورس P رشد قسمت هوای و ریشه هر دو کند یامتوقف می شوند برگ ها کوتاه باریک ونازک می شوند رشد نبات عمودی بوده وساقه های جانبی به ندرت ظاهر میگردد مقدار برگ وشاخ محدود وجوانهای کناری یا جانبی ممکن به حالت خواب میروند یا میمیرند ظهرر شگوفه و جوانه های برگی کم شده وبنابر این محصول دانه و میوه کم می شوند باید گفت که این علائم بین نایتروجن N و فــا سفورس P مشترک است تفاوت ها ی اندکی ازنگاه رنگ بین این دو عنصر نیز وجود دارد که ذیلأ در تخش علائم کمبود در غله می تموانیم یاد آور شویم . 

علا ئم کمبود فــا سفورس P در غله جات

·در غله جات مانند گندم .یولاف . جو . جودر . برگ ها رنگ سبز تیره یا متمایل به آبی اختیار می نمایند وقسمت تحتانی رنگ بنفش را می گیرد .اگربا نایتروجن N مقایسه  شود در صورت کمبود نایتروجن N برگ رنگ زرد مایل به سبز و زرد مایل به ارغوانی را به خود می گیرد . وهم چنان در کمبود فــا سفورس P  بر های پیر از نوک به طرف پائین بر گ خشک می شوند . و ممکن است بمیدند سا قه کوتاه در راست وایستاده می ماند خوشه های کوچک می ماند . در صورت پیشرفت کمبود رنگ بنفش خوشه ها نیز به مشا هده می رسد .

·در جواری نظر به دیگر غله جات فرق می کند . برگها در مرحله اولیه رشدرنگ بیفش را به خود گرفته و در بعضی انواع جواری کاملأ بنفش می گردد . برگ ها سبز تیره مایل به آبی وبرگ ها راست استاده می شود . خوشه کوچک دانه ها روی آن نامنظم می باشند و بعضی دانه ها بخصوص در نوک خوشه نمی افتد

پیشگیری و معا لجه فــا سفورس P در غله جات

چون عزیز ما افغانستان در یک سا حه خشک واقع است و مواد عضوی خاک بسیار است .ازینرو به عنصر نایتروجن  به در جه اول و فــا سفورس P به درجه دوم ضرورت دارد معمولتری کود برای رفع نیازمندی و کمبود فــا سفورس P در افغانستان DAP میباشد .

·گندم به30 -40kg دای امونیم فاسفیتDAP فی جریب ضرورت دارد چون کود DAP زود تر مورد استفاده نباتات قر ار نمی گیرد بناأ تمام مقدار کود مذکور را در وقت کشت گندم استعمال می کنند برای گندم اصلاح شده للمی 11kgDAP فی جریب استعمال می گردد

·جواری به 30 – 50kg   فی هکتار P2o5 یا 30 – 40 kg  فی جریب   DAPضرورت دارد DAP  باید به عمق3 – 5 Cm و2 – 3 Cm دور تر از نبات ودانه در خاک استعمال کردد  .

·شالی به مقدار25 – 30 kg فی جریب و قرار یک راپور تحقیقاتی دیگر40 -50kg فی جریبDAP ضرورت دارد . کود مذکور قبل از شاندن نهالی با خاک خوب مخلوط می گردد .

·جودر نظر به تحقیقا ت که صورت گرفته به 100kg فی هکتارDAP و سوپر فاسفیت ضرورت دارد.

·یولاف هم به30 – 40 kg مقدار فی جریبDAP ضرورت داشته که در هنگام بذر ویا قبل از بذ ر یولاف استعمال می گردد.

·باجره در قدم اول به مقدار15 – 20  تن فی هکتار کوهای حیوانی ضرورت دارد مقدار مورد ضرورت فــا سفورس P برای باجره 50 kgفی هکتارP2 O5 می باشد .ارزن بظر به سایر غله جات بهمقدار بیتر مواد عذای ضرورت دارد و باید به طور متداوم در یک زمین کشت نمود قبل از کشت ارزن باید به مقدار15 تن کود حیوانی در فی هکتار استعمال کردد . و هم چنان برای رفع ضرورت فــا سفورس P به مقدار50kg Hectare فــا سفورس P خالص گزارش داد ه شده است .

نوع کود

فومول کیمیاوی

فیصدی مورد ضرورت

1

سوپرفاسفیت عادی

CaH2Po4+2CaSo4

P=7-9 S=8-10%

2

تریپل سوپرفاسفیت

2Ca (H2Po4)2

P=19-23%

3

مونوامونیم فسفیت اموفوس

NH4H2Po4

P=21% N=11%

4

دای امونیم فاسفیت

(NH4)2HPo4

P=20% N=18%

5

امونیم پالی فاسفیت

(H3Po3+H4P2O7)

P=26% N=16

6

نایتریک فاسفیت

 

P=10% N=10-22%

7

پــتاشــیم K فاسفیت

KH2Po4

P=22% K=21%

8

دای کلــــــــــــــــسیم فا سفیت

(CaHPo4)

P=23%

9

کلــــــــــــــــسیم پتافاسفیت

[Ca(Po3)]

P=5-27%

علا ئم قلت پــتاشــیم K در غله جات و طروق معالجه

مشخصات پــتاشــیم K

پــتاشــیم K که دارای سمبول K میباشد.که بغیر از نایتروجن N نظربه عناصر ضروری دیگر در نباتات به پیمانه زیاد موجود می باشد .جذب آن توسط نباتات به شکل آیون آن K صورت می گیرد در خاک یک اندازه متحرک در نباتات خو ب متحرک می باشدو ازنقاط پائین به طرف بالا حرکت میکند .غلظت ان در نباتات به  0.5-6%  میرسد . قشر زمین به طور اوسط دارای K2o 2,3% می باشد ودر خاک های زراعتی به 1.2%میرسد. پــتاشــیم K در خاک های نواحی مرطوب به میزان کمتر وجود دارد . باخاک های نواحی خشک خاکهای هیومس باوجود مواد غضوی زیاد که دارای مقدار زیاد K میاشد کمبود این عنصر رانشان میدهد زیرامحلولیت پــتاشــیم K در این خاک ها زیاد است توسط آب شوی این عنصر به آسانی از دست میرود.پــتاشــیم K در خاک به چهارشکل . منرال . بثبنت شده است متباقی ومحلول وجود دارد از منرالها پــتاشــیم K  که بیشتر از 90% پــتاشــیم K خاک را تشکیل میدهد می توانیم فلدسپات ها و میکاها را نام ببریم . مقدار پــتاشــیم K تبادلی تثبیت شده محلول در خاک بسیار ناچیرزبوده از0.1-1% میرسد.خاک های جوان دارای منرالهای کلی مقدار کافی پــتاشــیم K را دارابوده وبرای سالها ضرورت نباتات دامرفوع کرده می تواند.خاکهای افغانستا ن تا اکنون پــتاشــیم K مورد ضرورت نباتات راپوره کرده می تواند ولی د ربعضی جاها بعضی نباتاتی مثل کچالو لبلبو  در مقابل استعمال کودهای پــتاشــیم K عکس العمل مثبت نشان داده است حتی د ر لغما ن و ننگرهار گندم درمقابل استعمال کود های پتاشمی عکس العمل خوب و مثبت نشان داده است .

نقش پــتاشــیم K در نباتات

1.پــتاشــیم K یک عنصر ضروری برای تشکیل کلوروفیل می باشد

2.برای عملیه فوبوسنتیز ضروری بوده Co2 وH را به قند تبدیل نموده و هم چنان برای انتقال قند و تشکیل نشایسته ضرورت می باشد . وارزش زیاد را برای نبات مثل لبلبو و کچالو که غنی از نشایسته و قند میباشد مداشته باشد برای انکشاف تیوبر هم ضرورنیست .

3.برای نیرومند ساختن و صحت نباتات ضروری بوده آنها را در مقابل شرائط ناگوار محطی مقاوم می سازد .

4.در غله جات باعیث تقویت در ساقه و بر گ شده آنها را سبز نگاه می کند از چپه شدن شان جلوگیری میکند . باعیث انکشاف کیفیت کچالو لبلبو سبزیجات و میوه جات می گردد .

5.مقاومت نباتات را در مقابل امرض زیاد ساخته از اثرات منفی و زیان آورافزایش نایتروجن N جلوگیر ی می کند .

6.ازپخته شدن و رسیدن بی موقع نباتات که فــا سفورس P موجب آن میگردد جلوگیر ی میکند یک عنصر بیلانس شده بین نایتروجن N و فــا سفورس P می باشد که در نتیجه برای کودمخلوط بسیار مهم می باشد.

7.پــتاشــیم K برای فعال نمودن انزایم ها ضروری میباشد.

8.باعیث برجسته شدن وبزرگ شدن تخم و دانه میگردد.

9.توازن آب رادرنبات نگهداشته عملیه میتابولیزم را انکشافداداده که در نتیجه تشکیل و تولید کاربوهایدریت را افزایش میدهد . 

علا ئم عمومی قلت پــتاشــیم K در نباتات

چون پــتاشــیم K در نباتات یک عنصر متحرک است به همین خاطر علا ئم قلت آن در اول در برگ های پائین بوجود می آید . در وقت قلت پــتاشــیم K برگ های پائین نبات رنگ زرد را اختیار می کند وزردی از قسمت کنار ها  ی برگ شروع می شود وبه طرف نوک و پائین و داخل برگ پبشروی می کند . در اوآخر فصل نموی کناره های برگ ها و نوک برگ ها رنگ نصواری رابه خود میگیرد بعضی اوقات در صورت قلت پــتاشــیم K در برگ های نبات داغ های سرخ و یا زرد رنگ بوجود میاید در صورت شد ت قلت این داغک ها مرده و رنگ سرخ تیره را به خود میگیرد که در نتیجه نو ک برگ ها پاره پــاره معلوم میگیردد و هم چنان با قلت پــتاشــیم K رشد گیاه کند می شود کناره  برگ ها از خود سوختگی را نشان میدهد . ساقه ها ضعیف می شوند میوه ها و دانه ها کوچک و چرو کیده میباشند

علا ئم قلت پــتاشــیم K در غله جات :

علا ئم اصلی برای تشخیص کمبود پــتاشــیم K د رغله جات ذ یلأ شرح می گردد. ساقه و فاصله بین بند ها در غله جات کوتا ونبات باریک معلوم می شود برگ ها به رنگ سبز تیره مایل به آبی که ممکن است در حاشیه و نوک زرد شده باشد زردی بعدأ رنگ قهوه ئی  سوختگی و مردن نوک  و حاشیه برگ ها منتهی می شود . سوختگی تمام سطح برگ ها را نیز ممکن است بگیرد . تعداد ساقه ممکن زیاد باشد ولی تعداد خوشه در آنها خیلی محدود است و دانه ها چرو کیده و کوچک هستند . در جو موقع بیماری شدید لکه های کوچک و بزرگ سفید یا زرد روشن درروی برگ ها ظا هر میشود . در یولاف قسمت نوک برگ ها به رنگ قهوه ئی مایل به سرخ در میاید . در جواری طوری است که نبات مریض نسبت به نبات سالم باریک بوده فاصله بین بندها کوتا  برگ ها نسبتأ دراز و چرو کیده و روی آنها خطوط زرد طولی که در زیر برگ بهتر دیده می شود. وجود دارد حاشیه و نوک برگ ممکن است سوخته یا قهوه ئی شود خوشه کوچک بوده و در قسمت انتهای آن دانه تشکیل نمی شود.

پیشگیری ومعالجه پــتاشــیم K در غله جات :

علا ئم قلت پــتاشــیم K در غله جات در افــغــا نســـــــــتــــــان تا هنوز دیده نشده ولی اگردر زمین به اندزاه مناسب علاوه گردد باعیث بلند رفتن حاصلات می گردد . در صورت که علا ئم کمبود پــتاشــیم K در غله جات بروزکند . مقدار مصرف کود پــتاشــیم K دار نظربه اندازه کمبود از50 -100 Kg پــتاشــیم K د رفی هکتار فرق میکند اگرقلت در حد بسیار زیاد باشد تا K2o 100 Kg در فی هکتار باید به شکل نواری خطی و یا کپه ای در حدود2,5-5Cm در اطراف نبات2,5 – 5Cm پائین تر از تخم ویا نبات استعمال کردد . مفاد اند طریقها3,5 مراتبه سفید تر از روشن پاشان اســــــت بعضی ازن غله ای که در مقابل استعمال کود حیوانی که دارای مقدار زیاد پــتاشــیم K  هستند و کود های پــتاشــیم K دار عکس العمل خوب نشان میدهد و باعیث بلند رفتن  حاصلات آنها می گردند قرار ذیل است

·برای جورای باید20 -= 40 kg تن پاروی حیوانی در فی هکتار قبل از کشت در خزان ویا بهار استعمال گردد . وهم چنان مقدار40 – 45 kg Kcl پــتاشــیم K کلوراید ویا5 -10kg K2o پــتاشــیم K در وقت کشت به عمق3 – 5Cm   و2 -3Cm دور تر از نبات و دانه در خاک استعمال گردد  در فی جریب

·شالی به25 – 30 kg    K2So4  پــتاشــیم K سلقیت در فی جریب ضرورت دارد

·ارزن در صورت که پــتاشــیم K در زمین کم باشد به مقدار50kg K2So4  در فی هکتار ضرورت دارد

·باجره به45kg K2So4  فی هکتار پــتاشــیم K سلفیت ضرورت دارد

·یولاف به20 – 25 kg فی جریب پــتاشــیم K سلفیت در وقت بذر و یا قبل از بذ ر ضرورت دارد.

نوع کود

فورمول کیمیاوی

فیصدی عنصرمورد ضرورت

1

پــتاشــیم K کلوراید

Kcl

14,5-52%k

2

پــتاشــیم K سلفیت

K2So4

44-42 %k

3

پــتاشــیم K نایتریت

Kno3

          N13% 37%K &               

4

پــتاشــیم K سلفیت

K2So4.MgSo4

18% K. 11%Mg  22%S

5

پــتاشــیم K فاسفیت

KPo3

33%K & 27%P

6

پــتاشــیم K کارتونیت

K2co3

56%K

7

پــتاشــیم K هایدرواکساید

KoH

63%K

علا ئم قلت ســـــــــــــــلفر S در غله جات و طروق معالجه آن:

مشخصـات ســـــــــــــــلفر S

ســلفر S که دارای سمبولS می باشد . ازلحاظمقدار مورد نیاز نباتات در ردیف پنجم پس از ه عنصر پر مصرف و کلــسیم Ca قرار دارد قشر زمین دارای  0.06% ســلفرS می باشد سـلفر S به صورت معدنی و عضوی در خاک یافت می شود ولی مقدار کل آن در خاک معمولأ از 0.14% کمتر است. مقدار ســلفر S در نباتات معادل مقدارمقدار سـلفر S در نباتات معادل مقدار فــا سفورس P می باشد ودر نباتات به اساس وزن خشک 0,1-0.5%  میرسد مقدار سـلفر S را که نباتات از خاک حاصل مینماید بین  8-10kgفی هکتار می باشد . ســلفر S ازطریق ریشه نباتات عمدتأ به به شکل سلفیت و سلفایت و از طریق برگ به بشکل سلفر دای اکسایدSo2  جذب میگردد غلظت زیاد سـلفر S دای اکساید برای نباتات زهری تمام می شو د نباتات عمدتأ سـلفر S خود را از خاک به شکل محلول جذب می کند . طوری که قبلأ زکر گردید سـلفر S در خاک به شکل عضوی و معدنی وجود دارد در خاک های نواحی مرطوب وهر جای که مواد عضوی د رخاک تجمع کرده باشد قسمت عمده ســلفر S به صورت ســلفر S عضوی وجود دارد . طوری که مقدار ســلفر S عضوی خاک  های چرنیزیم خاک های دارای رنگ سیاه و پرزول به ترتیب 17.73 و49%  مقدار کل سلفر این خاکهای است مطالعات که تا اکنون انجام شده است . نشان میدهد که سلفر S عضوی در خا ک به صورت پروتین پلی پیپتاید و امنواسید وجود دارد که این ترکیبات در اجساد باقی مانده. نباتات حیوانات وموجودات زره بینی خاک یافت می شوند . مقدار ی در حدود 15% سلفر S عضوی خاک را در امینواسید به نام ها سیتین ومتیونین تشکیل مید هد سلفر S غیر عضوی یا معدنی در خاک ها ی نواحی خشک زیاد تر دیده شده و در نواحی مرطوب بسیار کم می باشد سـلفر S منرالی در خاک به شکل  کلسیم Ca مگنیشیم  Mg  پـتاشـیم K  سـودیم ی است امونیم سلفیت وجود دارد در خاک ها ی جبه زار یک اندازه سلفر S به شکل سلفاید دیده می شود اشکال سـلفر S در خاک بنام Pyrite یاد می گردد  که در خاک به شکل سلفیت عضوی و در اتومسفیر به شکل So2 و در نبات به شکل So4   میباشد و سلفر S هوا عبارت از فرا ر گازات سلفر از مرکبات عضوی بحری و گازات سـلفر S غیر عضوی که از احتراق مواد نفتی و ذغال سنگ به وجود میباشد  که به هوا فرار می کند سـلفر S در نبات غیر متحرک بوده درخاک متحرک میباشد

نقش ســـــــــــــــلفر S در نباتات :

1.ســـــــــــــــلفر S در بکیل کلوروفیل رول داشته وبنا بر این رشد و نموی نبات را تحریک می کند ولی ســـــــــــــــلفر S جز تر کیب کلوروفیل نیست .

2. ســـــــــــــــلفر S جز مهم ساقه و دیگر اعضای نباب بجز ساختمان گلی میباشد .

3. تشکیل نادیول را در ریشه نباتات لیگیومی انکشاف مید هد

4. نموی ریشه را سرعت بخشیده و باعیث  برانگیختن تشکیل دانه در نبات می گردد

5. در استقلاب نایتروجن N و کاربوهایدریت نقش دارد .

6. ســلفر جز بعضی  امینواسید و اسیتین ستاین وپتایون و بعضی پروتین ها ی دیگر میباشد

7. ســـــــــــــــلفر S سبب فعالیت بعضی انزایم ها مثل Papainase میشود

8. سـلفر دربعضی نباتات مثل زغر و سایوبین سبب زیاد شدن بیل و شهم می گردد .

علا ئم عمومی کمبود ســـــــــــــــلفر S در نباتات :

 مهمترین علا مت کمبود ســلفر S در نباتات رنگ پرید کی و کوتاهی وکوچک ماندن بوته می باشد ساقه های گیاهان مبتلا کوتاه ترونازکتر از معمول بوده و بیشتر چوبی میشود سطح برگ کوچک و تعداد برگ ها کم می شود تعداو وزن میوه کاهش پیدامی کند علا ئم ذکرشده تاحد زیادی باکمبود نایتروجن N نیز شبا هت دارد شاید علت آن روابط نزدیک این دوعنصر درنبات باشد به هز حال تفاوت های نیز بین این دروعنصر از نظر علا ئم کمبود وجود دارد که در بخش علا ئم کمبود در غله جات میتوانیم مشاهده کنیم .

علا ئم کمبود ســـــــــــــــلفر S در غله جات :

در غله جات دراپتدا در برگ ها ی جوان خطووط طولی زرد ی اسبز مایل به زرد ظاهر میشود رگ بزگ و سطی آن زرد تر می شود این تغیر زنگ اپتدا در بزگ های جوان مشاهده می گردد . ودر صورت شدت آن کمبود با زر د شدن کامل برگ نمایان می گردد اگربا کمبود نایتروجن N مقایسه کنیم می توانیم بگویم که زرد ی برگ ها در کمبود نایتروجن N از برگ ها ی پیر شروع می شود و هم چنان برخلاف کمبود نایتروجن N در کمبود سـلفر S رنگ سرخ انتوسیانین تشکیل می شوکد کمبود ســلفر S رسید نباتات و پخته شدن غله جات را به تاخیر می اندازد

معالجه کمبود ســـــــــــــــلفر S :

در افغا نسـتان استعمال کود ســلفر S به منظور افزایش مقدار این عنصر درخاک به کاز نمی رود و بسیا ر کم اتفا ق می افتد که کمبود  این عنصر برو ز کنددر صورت کمبود فوق می توانیم کودهای امونیم سلفیت و امونیم تایو سلفیت و پــتاشــیم K سلفیت را مورد استفاده قرار بدهیم مقدار مورد استعمال آن نظر به ضرورت 28 – 112 kg  فی هکتار میباشد.کود دیگری که به منظور کود سـلفر S مورد استعمال دارد Gypsum بوده که مقدار 200 -500 Lb فی هیکراستعمال می گردد Gypsum شامل 23%Ca و 18%S بده ویک کود اصلاح کننده خوب برای کمبود CaوS می باشد باید یاد آور شوم که یک پوند سـلفر S برا ی ده پوند نایتروجن N ضرورت است طوری که قبلأ اشاره گردید که کودهای سـلفر S به منظور افزایش مقدار سلفر S تا هنوز در افغا نســتان معمول نگردید ه بخاطر ی که یک مقدار زیاد کود های نایتروجن فــا سفورس P  و پــتاشــمی یک مقدار سلفر S در خود دارد که با استعمال آن مقدار سلفر S مورد ضرورت در خاک اضافه می گردد وبر علاوه یک مقدار کودهای کیمیاوی عناصر کم مصرف یک اندازه سـلفر S در خود دارد  و هم چنان یک مقدار سـلفر S توسط بعضی از آفت کش ها نیز اضا فه می گرد

کود کیمیاوی اندازه (S) 100                  کود کیمیاوی  اندازه (S ) 100

1

امونیم سلفیت  NH4 So4

24,2

سلفوریک اسید 32,7 H2 So4

2

امونیم نایتریت  سلفیت4 No4 So NH4

12,1

سلفیت جست 17,8 Zn So4

3

امونیم تایوسلفیت  NH4 S2 O3

 

لانگینابت22,8

4

پــتاشــیم سلفیت K2 So4

17,6

امونیم نایتریت سلفیت 5

5

سوپر فا سفیت Cu

13,9

امونیم سلفیت نایتریت 12,1

6

کاپر سلفیت Cu So4

11-12

 

7

سلفیت آهن فیری سلفیت Fe So4

18,8

 

8

کلسیم سلفیت Ca So4

18,4

 

9

فیرس امونیم سلفیت

16,0

 

10

مگنیـشیم  سلفیت  Mg So4

13

 

11

پاپرایت

53,7

 

12

پـتاشـیم  مـگنیـشیم  سلفیت

18,3

 

علا ئم قلت کلــــــــــــــــسیم Ca در غله جات وطروق معالجه آن:

مشخصات کلــــــــــــــــسیم Ca:

کلــــــــــــــــسیم Ca ازجمله فراوان ترین عناصر روی زمین است . کلــــــــــــــــسیم Ca با رقم 3.6% وزن قشر زمین بعد از    Fe  Al Si O2 در ردیف پجم قرار می گیرد کلــــــــــــــــسیم Ca در خاک و نبات متحرک نیست تنها در خاک وقتی که به شکل منحل با شد متحرک می باشد . نباتات کلــــــــــــــــسیم Ca را به شکل آیون آن Ca جذ ب می کنند.منبع اصلی کلــــــــــــــــسیم Ca در خاک عبارت از همان منرالها و سنگ های است که خاک قشر زمین از آن ساخته شده بعضی منرالهال مثل کلسایت و دو لومایت  اپتایت فلدسپارهای کلیمدار یک اندازه کلــــــــــــــــسیم Ca دارند وقتی که منرالهای مذکور تجزیه و تخریب گردند کلــــــــــــــــسیم Ca در خاک آزاد می کردد و یک آندازه آن توسط نباتات جذ بت کریده و همچنان یک مقدار آن به شکل تعویضی توسط چارچ های منفی خاک گرفته می شود به  صورت عمو م درخاک های مرطوب وریگی که درمواد اصلی آنها اندازه کلــــــــــــــــسیم Ca کم باشد به مقدار بسیار کم کلــــــــــــــــسیم Ca دارند ولی خاک ها ی مقدار زیاد سلت و کلی دارد به پیمانه زیاد کلــــــــــــــــسیم Ca دارند و به طورعموم خا ک  های مناطق خشک که بارندگی کم دارند امکان شستن کلــــــــــــــــسیم Ca کلــــــــــــــــسیم Ca کم است به پیمانه زیاد و کافی کلــــــــــــــــسیم Ca دارند و برعکس در مناطق دارای اقلیم مرطوب که بارنده گی هم زیاد دارند مقدار کلــــــــــــــــسیم Ca کم دارند. خاک های افــغــا نســـــــــتــــــان به کلــــــــــــــــسیم Ca آنقدر ضرورت ندارند زیرا خاک های کشور ما Ca Co3 کلــــــــــــــــسیم Ca کابونیت زیاد داشته دارای Ph بلند می باشد غلظت کلــــــــــــــــسیم Ca در نباتات 0.2 – 1 % به میرسد نباتات در یک ساله کلــــــــــــــــسیم Ca را از فی هکتار می گیرند مقدار کلــــــــــــــــسیم Ca  در خاک های مناطق حاره 0. – 0.3 % میرسد در خاک های آهکی اضافه تر از30 % می باشد.منابع کلــــــــــــــــسیم Ca عبارت از چونه Cao کلــــــــــــــــسیم Ca هایدروکسایدCa(OH2)2  کلــــــــــــــــسیم Ca کاربو نیتCaco3   کلــــــــــــــــسیم Ca  مـــگنیـــشیم  Mg  کاربونیت Dolomile   CaMg  (Co3) CaS4 2H2o) gypsun ( انورتایت  (CaAl Si2o3) Anorthiteمی باشد.

نقش کلــــــــــــــــسیم Ca در   نـــــــــــباتــــــــــات

1.کلــــــــــــــــسیم Ca درطویل شدن ریشه تقسیمات حجروی رول داشته که در نتیجه باعیث انکشاف ریشه و نبات می گردد.

2.باعیث سختی ساقه درنباتات شده که درنتیجه از چپه شدن نباتات جلوگیری میکند

3.در انتقال قند در نـــــــــــباتــــــــــات کمک مکند.

4.در نـباتـات لگیومی تشکیل نادیول را افزایش دارد ه و باعیث افزایش فعالیت های رایزوبیا در آنها می گردد . وهم چنان مقاومت نــباتـــات را مقابل امرض زیاد می مسازد

5.یکعنصرفعل کنند ه یک تعداد انزایم هامث LiposeوApyrase میباشد.

6.کلسیم Ca در نـباتـات منحیث یک بفر نقش بازی می کند و اثرات زهیری دیگر عناصر اصلاح و خنثی میکند . در صورت که عناصر مذکود به پــیمانه ای وجود داشته باشد. که برا نـــباتـات زهری باشد.

علا ئم عمومی کمبود کلــــــــــــــــسیم Ca در نـــــــــــباتــــــــــات:

در هنگام قلت کلسیم Ca نسج ها فعل نبات رشد کرده نمی تواند و پندک های آخری از رشد بازمی ماند و تعداد پندک های جوان کم می باشد و برگ  ها کوچک باقی میاند و هم چنان یک مقدار داغ ها در بالای برگ ها پدیدار می آید برگ های جوان میمرد وبرگ های سابقه به طورعادی معلوم می گردد مقدار کلـسیم Ca برگ ها پائین نظر به برگ های جوان زیاد می باشد . در هنگام قلت همچنان چروکیده گی و پیچیده گی در کنار برگ ها به مشاهده میرسد ریشه کم و انشعابات آن نیز محدود است روی ریشه لکه های قهوئی یا مرده  نیز مشاهده مـی شود.

علا ئم کمبود  کلــــــــــــــــسیم Ca در غله جات

در موقع بروز کمبود  کلــسیم Ca برگ های جوان نزدیک انتهای به شکل چروکیده کج و معوج شده و نوک برگ به طرف بالا وحاشیه آنها به طرف بالا یا پائین لوله مـی شود. حاشیه برگ نامنظم و پاره  پاره شده رشد ریشه کم و انشعا بات آن نیز محدود است روی ریشه لکه های قهوی ای یامرده نیز دیده می شود .علا ئم فوق درجواری دیده شده  است و لی در گندم علا ئم فلت به به به حال در جهانمشاهده نشده است درافغا نسـتان کمبود کلسیم با امروز راپور داده نشده است زیرا خاکهای افغا نسـتان دارا ی Ph بلند بوده و مقدار CaCo3 آن زیاد میباشد.

معالجه کمبود کلــــــــــــــــسیم Ca :

اصولأ در افــغــا نســـتـان هیچگاه نیازی به مصر کلـسیم Ca به عنوان عنصر غذای نبوده است و در آینده هم تصور نمی رود که احتیاجی به کود ها کلـسیم Ca دار باشد . زیرا خاکهای افــغــا نســـتـان نظر بهمقدار زیاد کلــسیم Ca کاربونیت ضرورت به این عنصر ندارد . در صورت ضروب و موجودیت کمبود کلـسیم Ca آنرا به شکل چونه(CaO) و Ca(OH)2 کــسیم Ca هایدروکساید  سنگ آهک یه CaCo3 که به نام Culcite هم یاد میگردد (gypsum) CaSo4 .2H2o (dolomite) Caco3 Mg Co3 گچ وAnorthite) CaAlSi2 O3  ) مقدا استعمل سفارش شده سنگ چونه  ( Ca Co3 ) نظر به Ph خاک در جدول ذیل نشان داده شده است.

1

Muek

Clay

Loam

Sand

Ph خاک

2

190000

10000

7000

2600

4 – 6,5

3

16200

8400

5800

2200

4,5 – 6,5

4

12600

6600

4600

1800

5 – 6,5

5

8600

4600

3400

1200

5,5 – 6,5

6

4400

2400

1800

600

6 – 6,5

مـــگنیـــشیم  Mg در غله جات وطروق معالجه آن:

مشخصات مـــگنیـــشیم  Mg :

مگنیـشیم  Mg دارای سمبول Mg بوده تقربأ 2.1% وزن قشر زمین تشکیل داده پس از Ca Na  پتاشیم رقم هشتم را دربین کلیه عناصر قشر زمین را تشکیل مید هد نبات مگنیـشیم را به شکل آیون آن Mg جذ ب میکند.در خاک و نبات متحرک است قابل استفاده بودن خوب مگنیشیم  دراPh = 5 – 6 برای نـباتات می باشدPh بلند و پـا ئین کلسیم Ca را کاهش میدهد مقدار زیاد پــتاشــیم K و کلسیم Ca بالای جذ ب مگنیشیم  Mg تاثیر منفی دارد قلت آن در خاک های تیزابی عضوی و یا خاکهای ریکی و خاک های درآن آهک استعال شده باشد به وجود می آید پس در 5,8>Ph>7,4 قلت آن توقع میرود .اگرمقدار مگنیشیم  Mg درخاک کمتر از 100 kg  فیهتکتارمیباشد قلت مگنیشیم  Mg متصوراست  در انساج نباتات غلظت آن از o,1- 0,4  میرسد . مگنیشیم  Mg در Ph های تیزابی به شکل مگنیشیم  Mg  کلوراید مگنیشیم  Mg سلفیت مگنیشیم  Mg نایتریت وجود دارد . در Ph بالا به شکل مگنیشیم  Mg اکساید مگنیـشیم  Mg  کاربونیت گنیشیم  Mg هایدروکساید  مگنیـشیم  Mg کلـسیم Ca کاربوینتوجود دارد جذب مقدار زیاد پــتاشــیم K .امونیم. کلــسیم Ca . مگنیز در نباتـات با لای جذ ب مگنیشیم  Mg باثیز منفی دارد .Ph پائین جذب مگنیشیم  Mg را محدود ساخته و افزایش موجودیت جذب فــا سفورس P را افزایش مید هد

نقش مـــگنیـــشیم  Mg در نـــــــــــباتــــــــــات

1.مـــگنیـــشیم  Mg درتشکیل کلوروفیل کمک نموده وبه برگهارنگ سبز تیره می بخشد برای عملیه فوتو سنتیز ضرور می باشد

2.برای نـــــــــــباتــــــــــات بخاطر تشکیل شحم و تیل ضرور است

3.باعیث مقاومت نـــــــــــباتـــــــات در مقابل خشکی و امراض  میشود

4.در تولید کاربو هایدرید . پرتین . شحم و ویتامین ها نقش داشته و در انتقا ل کاربو هایدرید و شحم کمک میکند

5.در نـــــــــــباتــــــات  تیلی د ر تولید تیل وشحم رول مهم بازی میکند

6.   جذ ب فــا سفورس P توسط نـباتات بدون مگنیشیم  صورت نمگیرد

7.برای متابولیزم فــا سفورس P صروری است

8.برای تقسیمات حجرات تشکیل پروتین وتشکیل RNA  ضروری می باشد

9.برای تنظیم Ph در داخل حجرات ضروری میباشد

10.برا ی تجذیه نشایسته ضروی میباشد

علا ئم عمومی کمبود مـــگنیـــشیم  Mg در نـــــــــــباتــــــــــات :

علا ئم کمبود مگنیشیم معمولأ در اواخر فصل در نباتات ظاهر می شود این علا ئم اپتداد ازبرگهای پیشروع شده و بتدریج به طرف برگ های جوان تی پیش روی می کند یک از علا ئم بازدکمبود مگنیشیم عبارت از Chlorosis زرد شدن برگ هامی باشد که البته بادرنظرگرفتن اینک مگنیـشیم  یک از عناصر اصلی ترکیب کلوروفیل است . بعید به نظر نمی آید که این Chlorosis  در نـباتات مختلف به صورت گونا گون ظاهر می شود مثلأ زرد شدن رگ برگ ها و سبز ماندن فاصله بین رک برگ ها بو جود آمدن لکه های کوچک کشیده سفید یا زرد بین رگ برگ ها و یازردشدن بین رگ برگ ها می باشد . برگ ریزی یک از علا ئم دیگر کمبود مگنیشیم  Mg است و این حالت بیشتردر درختان میوه مشاهده میشود

علا ئم کمبود مـــگنیـــشیم  Mg در غله جات :

در غله جات برگ ها مخصوص برگ های پیررنگ پریده می باشند لکهای کوچک سبزروشن بین رگ برگ ها دیده می شود .هر چه شدت بیماری زیاد ترشود رنگ این لکها سفید ترمیگردد لکها ممکن است به صورت دانه ها ی تسبیح سفید یا زرد رنگی پیشت سرهم و درطول برکها قرارگیرند در جو لبهای برگ ممکن است حالت نکروز سفید رنگی  ظاهر نماید که بتدریج به طرف رگ برگ  میانی پیش رود ولی تمام رگ برگ ا  صلی رافرا نمی گیرد  در جواری عوارض کمبود اپتدا از برگ های سن پائین بوته شروع شده ودر آن اپتدا نوارهای تقریتأ بنفش رنگ درقسمت زیر ین برگ ها ودر امتدا رگ برگها مشاهده می شود . رنگ برگهای پیردرقسمت کنار ونوک به رنگ قرمیزی مایل به بنفش در آمده ودر کمبود شدید به صو رت نقاط مرده در میآید توقف رشد ممکن است . یک دیگر از عوارض کمبود این عنصر بوده هر گز به شدت کمبود پتاس و فــا سفورس P نمیباشد.

معالجه مـــگنیـــشیم  Mg در غله جات :

مگنیشیم  هم مانند کلـسیم در خاک ها افــغــا نستـان به مقدار کافی وجود داشته و تاحال علا ئم قلت آن در خاک های افغا نسـتان دیده نشده و ولی درخاکها ی ریگی فلت آن متصور اسـت خاک های که دارای Ph بالا تر باشد . دارای مقدار کافی کلــــــــــــــــسیم Ca  مـــگنیـــشیم  Mg بوده و ضرورت به علاوه گردن شان در خاک نسیت قلت این عنصر در خاک های تیزابی غضوی خاکهای ریگی و خاکهای که د رآن آهک استعمال شده باشد به وجود می آید. پس خاککه دارای Ph بزرگ تر 7.5 باشد ویا کو چک تر 5.8 باشد قلت مـــگنیـــشیم  Mg توقع میرود اگر مقدار مـــگنیـــشیم  Mg در خاک کمتر از 100 کیلو گرام فی  هکتار با شد قلت آن توقع میرود . در صورت که علائم قلت مـــگنیـــشیم  Mg در غله جات مشاهده گردد ما می توانیم مقدار 100  کیلوگرام فی هکتار مـــگنیـــشیم  Mg سلفیت را بکار ببریم مـــگنیـــشیم  Mg سلفیت دارای 18.3 % مـــگنیـــشیم  Mg می باشد ویک کود بسیار خوب است .

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت 13:46  توسط ايمل " نظري "  | 

عدم مطابقت در گرده افشانی سیب

مقدمه

سيب ازجمله ميوجات بسيار مهم کشور عزيز مان افغانستان  بوده.  که درولايت هاي چون بدخشان ،باميان ،وردک ،لوگر وکابل بشکل تجارتي بعد از انگور ،بادام ،زردالو ،آنار بدرجه پنجم قرار دارد کشت ميشود سيب در ارتفاع 800-2200 متر ازسطح بحر قابل کشت بوده درمناطيقيکه داراي روزهاي آفتابي ،هواي گرم ،زمستان سرد ،روزهاي گرم شب هاي بسيار سرد باشد وهمچنان سيب براي انکشاف وباز شدن پندک گل شان به 1200-1600 ساعت هواي سرد 7.2-0 درجه سانتي گريد نياز دارد . مجموعه ساحه در افغانستان که سيب در آن کشت ميشود 6117 هکتار زمين ميباشد. قبل از جنگ ميوه جات  37-45 % صادارت کشور را تشکيل ميداد وعايد زيادي از اين طريق وارد خزانه دولت ميگرديدولي متاسفانه در دوران جنگ باغ هاي  زيادي از بين رفت. باغداران عزيز ما مشکلات زيادي در قسمت تربيه وپرورش باغ شان دارند يکي از مهم ترين مشکلات شان عدم گرده افشاني درست است  همان طوريکه ميدانيم پروژه احداث باغ طولاني است به  همان اندازه به پول زيادي نياز دارد جهت حل اين مشکل بايد قبل از احداث باغ علاوه بر فکتور هاي مانند ورايتي ،اقليم ،آب ، خاک بايد گرده دهند در باغ به فاصله هاي معين جاگزين شود به خصوص در احداث باغ سيب بايد توجه زياد شود بخاطريکه اکثريت ورايتي هاي سيب توسط گرده خود القاح شده نميتواند بناًبه گرده دهندهPollinizer نياز دارد به طور مثال ميخواهيم که باغ از سيب سرخ البته بشکل تجارتي احداث بکنيم بايد يک قطار گرده دهنده چهار قطار ورايتي اصلي کشت شود گرده دهنده خوب براي سيب سرخ سيب زرد وياهم سفيد است زيراکه گرده آن مطابقت دارد ولي اگر مابه عوض سيب زرد يک ورايتي  از ورايتي هاي ديگري سيب که بنام هاي Winesap, Stayman, Mutsu, Jonagold  ياد ميشود غرس شود مطابقت نداشته گرده افشاني والقاح صورت نگرفته گل ميريزد.                                                                                                                               

سيب

مشخصات وطبقه بندي علمي:

سيب ازجمله ميوه جات دومشيمه اي بوده مربوط به آردر Rosales فاميل Rosaceae وسب فاميلي Maloideae ميباشد نام علمي سيب Malus domistica  مي باشند.از نگاه علم نباتي سيب از جمله ميوه هايpome    است که کورتکسCortex آ ن به حيث غذا استفاده ميشود ميوه سيب داري پنج کارپل بوده ودر هر کارپل دو دانه تخم موجود است.اصطلاح Pomology  که در حقيقت معني پرورش ميوجات را دارد که در اصل از سيب Pome  سرچشمه گرفته ازهمين سبب بسياري از ميوجات به pome   معروف است .سيب هاي قابل کشت امروزي ازانواع وحشي آن بدست آمده است از همين سبب است که تکسانومي سيب بصورت کامل معلوم نيست .بطورمثال بعضي از علماي علم تکسانومي به اين عقيده است که نام علمي سيب Pyrus sylvestris است .بعضي ازعلما به آن Pyrus malus  نام داده است وبعضي ديگر آنرا Pyrus domestica  معرفي نموده اند  ولي در کتاب ها موجود در افغانستان به Pyrus mill ارزش زياد قايل شده است ولي فعلاً نام علمي سيب Malus domistica است.نوع  سيب وحشي بکاتا Baccata   درمقابل هواي سرد مقاومت داشته که حتي در حرارت منفي 48 درجه سانتي گريد از بين نمي رود .تاريخ کهنه سيب بطور واضيح معلوم نيست ولي اين طور معلوم ميشود که سيب از ولايت شمالي افغانستان مانند بدخشان  براي بار اول به قسمت هاي ديگر ي دنيا برده شده است از همين سبب است که افغانستان محل اصلي درختان جنگلي سيب ياد ميشود. ولي بعضي دانشمندان به اين عقيده هستند که منشا اصلي سيب آسيا غربي و جنوب شرق آسيا است.درکشور يونان تربيه سيب 600 سال قبل از ميلاد رواج داشت که معلوم ميشود که سيب به اروپا قبل از اينکه مورد استفاده انسان قرار گرفته باشد توسط حيوانات وبراي تغذيه آنها انتقال داده ميشد . بعداً مورد استفاده انسانها قرار گرفت .درسابق استفاده ازسيب خشک در کشور هاي سويزرلند وايتالياشهرت داشت .به امريکا براي بار اول در اواخرقرن شانزده هم عيسوي از کشور هالند سيب انتقال داده شده وحالا دربسياري ازکشور هاي دنيا کشت سيب رواج دارد . امريکاي شمالي %25سيب دنيا را توليد ميکند.سيب ازجمله ميوجات مناطق معتدله ميباشدکه به روزهاي دراز وشب هاي سرد ضرورت دارد بعضي از ورايتي ها آن چون Malus bacata به قسم وحشي در جنگلات هماليا پيدا شده اند بصورت عموم سيب به ارتفاعات بين 1600-2400وحتي در ارتفاع1000- 1300 متر از سطح بحر حاصل خوب ميدهد .اما بعضا در ارتفاعات بين 800-1000 متر از سطح بحر نيز ديده شده است .اين درخت ازجمله ميوه جات مناطق معتدله چون ناك بوده وميتواند سردي هوايئ منفي ( 35-40)درجه سانتي گراد راتحمل کند البته نظر به ورايتي فرق ميکند .واز جمله درختان برگريز ويا انيكه در خزان برگها شان ميرزد .وبايد گفت كه سيب برا ي تشكيل وانكشاف پندك گل به 400-1600 ساعت هوا سرد بين (0-7.2) درجه سانتي گيرد ضرورت دارد .ودرمناطق كه زمستان شان گرم است اگر درآن جا سيب كاشته شود به خصوص در دوماه آخر كه شبها ي خنك براي آن مناسب بوده تهيه نگردد در غير آن چون هواي سرد زمستان آن پوره نمشود بناًميوه داراي طعم ،مزه وحاصل  خوب نبوده وهمچنان ميوه داراي رنگ تاريك وبافت حجرات آن سست ميشود(3) . در ضمن بايد اضافه كرده كه قدرت ذخيره كردن آن كمتر ميشود ارتفاع درخت سيب (1.5 -8) متربوده برگ آن پهن ونوك تيز وقسمت زيرين برگ پشمك داشته مايل به سفيد وقسمت بالاي آن رنگ نقري دارد . خاك مناسب براي پرورش آن ،لوم  حاصلخيز باعمق بيشتر از دو متر  وpH بين 6.5-8.5 رامپسنددگل سيب داراي پنج كاسبرگ ،پنج گلبرك به رنگ سفيد وشير چائي  است داراي پنج کارپل وهر کارپل داراي دو تخم است. 

اهميت اقتصادي سيب:

درافغانستان از نگاه ساحه كشت واهميت تجارتي  سيب بعد از انگور ،بادام ،زردالو ،انار به درجه پنجم قرار دارد. اقليم  وشرايط طبعي براي کشت وتربيه سيب درافغانيتان خيلي مناسب است .در افغانستان ولايات  مانند بدخشان ،باميان ،وردک ،لوگر وبعضي از ديگر ولايات تربيه وپرورش ميگرددکه  تعداد زيادي ازمردم به کشت وپرورش  سيب روي آورده وامرار حيات ميکنند . مردم ولايات متذکره به کشت بعضي از ورايتي هاي اصلاح شده چون سيب زردGolden delicious ،Royal galaوسيب سرخ Red delicious  کشت کرده اند به همين طور استعمال بعضي روتستاک ها مانند East malling  (EM9) ومالينگ مرتان 106  (Malling morten)و B9  رواج دارد.درافغانستان از سيب تنها بشکل تازه استفاده ميشود ولي در کشور هاي ديگر به اشکال مختلف مانند مربا ، شربت ،کنسرو واشکال ديگر استفاده ميشود(6) سيب بصورت تجارتي در 91 کشور کشت شده وساحه راکه سيب درجهان به خود اختصاص داده 13 مليون ايکر است که کشور هاي توليد کننده سيب درجهان .به ترتيب معرفي گرديده که  مانند چين ،ايالت متحده امريکا ،ترکيه ،فرانسه ،ايران ،ايتاليا ،پولند ،روسيه ،المان وهند ميباشد.نظر به تحقيقات که توسط FAO صورت گرفته نشان ميدهد که سالانه 59059142 تن سيب درجهان توليد ميشودکه ده کشور توليد کننده سيب به شکل تجارتي درجدول -1 نشان داده شده است .

جدول-1 کشورهاي توليد کننده سيب به شکل تجارتي  درجهان.

شماره

ده كشور توليد كننده سيب به شكل تجارتي

فيصدي

1

چين

36  

2

ايالت متحده امريكا

7

3

تركيه

4

4

فرانسه

4

5

ايران

4

6

ايتاليا

4

7

پولند

4

8

روسيه

3

9

آلمان

3

10

هند

2

ورايتي ها Verities

سيب ازجمله ميوجات مناطق معتدله سرد است كه ورايتي هاي بسيار زياد دارد كه در اينجا فقط از ورايتي هاي مهم آن را بطور نمونه ياد آوري ميكنيم(7).

• انواع زرد بيروتي (Golden delicious )

• انواع سرخ بيروتي (Red delicious)

• انواع جين هاردي (Gen hardy)

• انواع كلارك (Clark

• رويال گالا Royal gala

1-امبري Ambri: از جمله ورايتي سيب است كه منشا اصلي آن آسيا مركزي بوده حاصل زياد تولد ميكند .ميوه آن بشكل بيضوي مايل به كروي بوده كه بالا سطح خارجي يا پوست ميوه خطوط سرخ به چشم ميخورد ،ميوه آن شرين پوست سخت وبوي جذاب دارد.وبراي انتقال  دادن بسيار مساعد مبياشد . اين ورايتي ازجملهMid early maturing   مباشد.

2-كوكس اورنج پيپن Cox orang pippin: ميوه اندازه متوسط داشته مدور بيضوي ميباشد گوشت ميوه زرد ،سخت گرسب Grasp بوده به آسان ميشكند ،ميوه شربت زياد داشته وبوي معطردارد  پوست آن سرخ نارنجي الي سرخ روشن ميباشد .معمولاً دراويل اگست (سنبله ) جمع آوري شده الي ماه نوامبر (قوس) نگهداري شده ميتواند . از جمله ورايتي هاي است كه حاصل زياد ميدهد اما خود به خود القاح نميشود. 

3-جونتن Jonathan : از جمله ورايتي ها معمول در جهان ميباشد ميوه آن متوسط ،شكل بيضوي الي مخروطي دارد گوشت ميوه آن زرد روشن بوده به آسانی ميشكند ميوه آن دارای شربت زياد بوده .سطح پوست هموار سرخ داراي داغهاي زرد بوده.ميوه آن درماه سنبله جمع آوري ميشود الي ماه ثور نگهداري شده ميتواند .ازجمله ورايتي ها ي است كه بخوبي نگهداري شده ميتواند.

4-سرخ بيروتي Red delicious : اندازه ميوه متوسط ،رنگ آن سرخ تيره وشكل مشخص دارد .ميوه ها درماه سنبله جمع آوري شده براي چهار ماه نگهداري شده ميتواند گوشت ميوه سفيد وشرين كيفت آن عالي ميباشد .نبات حاصل زياد داشته وخود بخود القاح Self fruitfulميـگردد.

5-زرد بيروتيGolden delicious : از جمله ورايتي هاي Mid Early  بوده ميوه آن شكل مخروطي وسايز متوسط الي بزرگ ميباشد پوست ميوه رنگ طلاي زرد پوشيده با خطوط سرخ است نظرباداشتن ميوه شيرین وباكيفيت ازجمله بهترن سيب براي خوردن محسوب ميشـود(7) .

6-روم بيوتي Rome beauty: سايز ميوه بزرگ ومدور وكيفيت آن خوب ميباشد درماه سنبله پخته شده .ميوه ها معمولاً در نوك نوده ها توليد ميشود از جمله ورايتي هاي است كه خود بخود القاح شده وميوه آن براي مدت زياد نگهداري شده متواند .

7-سيب زردنيوتن Yellow Newton: سايز ميوه بزرگ مدور ،هموار رنگ سبزمايل به زرد دارد .خطوط نصواري دارد گوشت ميوه كرمي رنگ ،شربت زياد داشته وكيفيت آن فوق العاده خوب بوده وظرفيت نگهداري ميوه خوب ميباشد .

8-ستاركينگ  Starking : از جمله ورايتي هاي مشهور جهان بوده رنگ ميوه آن سرخ بعضاً خطوط زرد وسبز ميداشته باشد .ميوه شكل بخصوص دارد پوست ميوه ضخيم ،شربت آن زياد ،رنگ گوشت آن سفيد وظرفيت نگهداري آن خوب بوده معمولاً در آواخر ماه سنبله ميوه آن پخته ميشود .

عوامل كه قبل ازاحداث باغ ميوجات درنظر گرفته مشود :

1-انتخاب نهال سالم

2-اقليم

3-آب

4-خاك

5-گرده توليد كننده Pollinizer

6-فاصله بين نهال درباغ

اول  انتخاب نها ل سالم ميوه جات: طوري كه ميدانيم پروژه احداث باغ يك پروژه طولاني است ودرخت هاي توليد كننده ميوه همچنان داراي طول عمر زيادميباشد از اين لحاظ در انتخاب ميوه بايد جدي عمل بكينم ،در انتخاب نوع ميوه بايد دونقطه را در نظر بيگرم ،اول اينكه نهال با اقليم منطقه توافق داشته باشد ،دوم اينكه ماركيت خوب داشته باشد مهم است وهمچنان در انتخاب نهال بايد علاوه برخصوصيات بالا بايد رنگ خوب ميوه ،وقت پخته شدن ويا ناوقت پخته شدن ،بزرگ وياكوچك ميوه،مقاومت درمقابل امراض ،آفات ،حشرات داشته ،ضرورت او به گرده دهنده وهمچنان معلومات درباره حاصل ويافتن بازار براي ميوه در دست داشته ضروري است.

دوم اقليم :تغيرات هوادربهار ،جریان هوا سرد بهاری سرعت باد كه در بهارميوزد باید درنظر گرفته شود ،توافق بامحیط ميوجات باید تحقيق شود قبل از اینكه يك باغ را احداث كنيم براي معلومات بيشتر باید باغ های كه در منطقه قبلاً وجود داشته باشد كه آن ورايتي ويا اينكه اين باغ را كه احداث میكنيم آن قبلاً درآنجا نتیجه داده است ويانه .برای احداث باغ بايد جاي انتخاب شود كه خطر هواي سرد بهاري وزمستاني وجود نداشته باشد .بايد گفت كه ميوه جات برگريز به هواي سرد زمستان از 7.2 الي درجه پايین تر از آن كه پندك گل انكشاف وميوه توليد گردد.درمناطيقكه هواي سرد كافي وجود نداشته باشد درخت جسماً بزرگ شده وميوه توليد نمي كند .بطور مثال سيب سرخ زراعتي يا Red delicious  براي باز شدن پندك گل به هواي بسيار سرد 1000ساعت نياز دارد ولي انگور براي باز شدن پندك گل شان به هواي سرد كمتراز 100 ساعت ميباشد كه ميوجات برگريز به هواي مختلف ضرورت دارد.

سوم آب : طوري كه ميدانيم ميزان بارندگي در افغانستان كم وبراي نموي جسمي وتوليد ميوه درطول فصل نموي ميوجات برگريز به آب كافي ضرورت دارد كمبود آب بالاي نموي بدن وحاصل تاثير منفي دارد وزمين كه براي احداث باغ تعين ميشود نبايد كه آب زير زمينی نزدك به سطح زمين باشد.

چهارم  خاك: براي احداث باغ بايد خاك كه قوي خوب زهكشي شده عميق بوده وبايد نمك نداشته باشد انتخاب شود خاك باید حداقل دومتر عمق داشته باشد كلوخ وطبقه سخت نداشته باشد وبايد كوشش شود درجايكه قبلاً باغ وجود داشته باشد بايد اين دفعه از همان نوع درخت احداث نشود.

پنجم : جابجاي گرده دهنده درباغ: باوجود اينكه بعضي گل ها نباتات داراي هردو آله تذكرو تانيث مبباشد ولي عين گل يكي ديگر خود را گرده افشاني كرده نميتواند.براي اينكه گرده افشاني والقاح صورت بگيرد وميوه توليد شود عين دور گه بتواند يكديگر خودرا القاح كرده بتواند درباغ غرس شود.بطورمثا ل شفتالو وسيب زرد Golden delicious  به گرده هنده ضرورت نداشته ولي سيب سرخ Red delicious  به گرده دهنده ضرورت دارد كه براي رفع اين مشكل سيب زرد Golden delicious  را در باغ 4:1 و3:1 بايد غرس كرد يعني درمقابل چهار قطار سيب سرخ بايد يك قطار سيب زرد غرس شود در شكل3 نشان داده شده.

گرده افشاني ،القاح وتوليد ميوه :   

بصورت عموم تعداد زيادي ورايتي هاي سيب يک شکل از گرده افشاني خاص ندارد براي اينکه سيب به قسم تجارتي توليد ميوه کند يک قسم آن توسط قسم ديگر گرده افشاني والقاح گردد گرفتن ميوه توسط درخت سيب وکلان شدن آن به موجوديت جنين واندوسپرم آن ارتباط دارد. در صورت که در درخت سيب گرده افشاني والقاح صورت نگيرد وزايگوت تشکيل نشود انکشاف تخم (خسته )وتخمدان هيچ وقت امکان ندارد تمام اين نوع گل ها از درخت ريختانده ميشود. درانواع سيب که داراي تعداد زيادي از جنين (Polyploidy) امکان توليد ميوه آن هيچ نيست  تا اينکه از جمله ده تخم غير القاح شده آن اقلاً سه الي چار تخمه آن بايد القاح شود . اگر يک نوع سيب گل هاي خود راخود گرده افشاني (Self pollination) کرده بتواند بطور اوسط از 3 الي 5 دانه تخم توليد شده .ولي اگر يک نوع از سيب توسط گرده نوع ديگري سيب گرده افشاني شود (Cross pollination) در هر سيب بطور اوسط به تعداد 5 الي 8 دانه تشکل مي شود درصورتيکه در درخت تعداد ميوه زياد توليد شده باشد وتعداد تخمهاي موجود درآن کمتر از سه باشدآن ها  از درخت زير افتاده وزنده باقي نمي ماند .به هر اندازه که تعداد تخم در سيب زياد باشد به خوبي نمو کرده وکلان ميشود وهمچنان بايد علاوه کرد که تخم هاي ميوه توليد کننده بعضي از هارمون هاي نباتي ميباشد. حجرات اندوسپرم يک نوع هارمون نباتي را که بنام (اندول استيک اسيد ايتايل استر ) ياد ميشود درميتابوليزم جنين رول خوبي را بازي ميکند درصورتيکه القاح صورت نگيرد واندوسپرم توليد نشده باشد هارمون ها ياد آور شده توليد نمي شود وبه انيترتيب درخت ميوه گرفته نمي تواند .اگرغلظت الفانفتالين استيک اسيد Alpha naphthalene acetic acid ) از اندازه زياد شود درين صورت هم جنين واندوسپرم انکشاف کرده نتوانسته وميوه از درخت مي افتد از همين سبب است که الفانفتالين استيک اسيد به غلظت زياد براي زنگه کردن ميوه سيب استفاده ميشود .

بعضي عوامل که بالاي ميوه گرفتن تاثير دارد :

گرده افشاني نامکمل وبعضي از عوامل قبل از گرده افشاني که از جمله به تشريح تعداد از آن ميپردازم

1-گرده خراب کم کيفيت :  بعضي از اقسام سيب گرده خنثي توليدمي کند که از آن بشکل کامل عمليه القاح بدست آمده ميتواند .

2-عدم مطابقت Incompatibility) : گرده بعضي از انواع سيب قادربه اين نيست که آله تانيث نوع ديگر را القاح کند بخاطريکه  نل گرده Pollen tube   درگردنه Style  آله تانيث داخل شده وانکشاف کرده نميتواند واين به خاطريستکه انواع نامبرده سيب داراي تعداد زيادي کروموزوم ها(Tri Polyploid) و گرده آ ن ها مرده بوده مانند ورايتي هاي Winesap, Stayman, Mutsu, Jonagold وبه اين لحاظ نل گرده آن بزرگ است ودرهر قسم گردنه (ستايل ) به آساني انکشاف کرده نميتواند . ورايتي هاي چون Lodi, Liberty, Empire, Winesap, Jonathan, Rome Granny Smith Jonagold, Gala, Golden Delicious, داراي گرده زنده بوده و گرده آن ها داري دو کروموزوم بوده وگرده آنها قادر به گرده افشاني Self fruitful ميباشد (13) .تعداد از ورايتي هاي ديگري سيب داراي گرده زنده نبوده ويا عقيم ميباشد که آنها قادر به گرده افشاني نمي باشد اين ها داراي 3N کروموزوم بوده وقتيکه گرده اينها بالاي ستيگما قرار ميگرد جوانه نزده والقاح صورت نمگيرد مانند Winesap, Stayman, Mutsu, Jonagold (4).

3-شرايط اقليمي : درجه حرارت محيطي بالاي گرده افشاني والقاح تاثيردارد درجه حرارت نورمال براي انجام عمليه گرده افشاني در سيبب بين 21-27 درجه سانتي گريد بوده ودر 4.4 درجه سانتي گريد دانه گرده جوانه زده نمي تواند اگر دروقت گرده افشاني درجه حرارت محيطي 7 درجه سانتي گريد دوامدار بماند دراينصورت رشد نل گردهpolen tube  به تعويق افتيده وميوه گرفتن کم ميشود .تا وقت که نل گرده به جنين ميرسد جنين قبلاً از بين رفته است .اگر درجه حرارت از 27 هم بالا برود  باز هم دانه گرده جوانه زده نميتواند .درجه حرارت منفي 4 باعث مرگ شگوفه گل ها ي سيب ميگردد به همين طور بايد رطوبت نسبتي هوا بايد نه زياد باشد ونه هم کم  که درين حالت يا ستيگما خشک شده ويا گرده مي  پندد.

4.وسايل گرده افشاني :از اينکه گرده سيب داراي وزن زياد است از همين خاطر است که باد در گرده افشاني آنقدر رول نداردوبراي گرده افشاني سيب زنبور عسل  داراي اهميت است براي گرده افشاني سيب دريک جريب زمين يک صندوق (يک کالوني ) کفايت ميکند(4) .

5.اقسام توليدكننده گرده سيب: طوريکه قبلاً هم يا آور شديم که درخت سيب براي ميوه گرفتن به کراس پالينيشن Cross pollination  ضرورت دارد براي اين منظور بايد درخت گرده دهنده به اندازه کافي گرده توليد کند ودرخت سيب بايد داري 2n کروموزوم باشد .در هنگام احداث باغ سيب در هر سه قطار هر درخت سومي گرده دهنده باشد واين هم امکان دارد که در وقت گل کرد ن سيب شاخ درختان گرده دهنده در داخل سطل پر از آب گذاشته شود تا اين عمل انجام شود.

سيستم ها گرده افشاني :

عمل انتقال گرده از انتر Anther  به ستيگماStigma  همان گل ويا گل ديگر را گويند .گرده افشاني ( (Pollination اين عمل شروع عمل باروري تخمدان ونموي ميوه است .گرده افشاني عبارت است از انتقال دانه گرده از انتر به ستگما. چنانچه انتروستگما در يک گل واقع شده باشند اصطلاحاً گرده افشاني خودي (Self pollination) ناميده مي‌شود. وقتي که آنها در گلهاي مختلف مخصوصاً در درختان  مجزا از هم بوده باشند اصطلاحاً دگر گرده افشاني غير خوديي (Cross pollination) ناميده مي‌شود. نتيجه مهم گرده افشاني ، بالا بردن چانس ايجاد تنوع در مواد ژنتيکي ورايتي ها  است. در گرده افشاني غيرخودي (Cross pollination)  حقيقي ، کروموزومها ، اختلاطي تازه را از کروموزومهاي دو ورايتي هاي مختلف دريافت مي ‌کنند.  

مشخصات گل هاي که توسط گرده خود القاح شده نمتواند:

اين مشخصات قرار ذيل تشريح شده :-

الف.  ساختمان گل مانع خود گرده افشاني خود ي self pollinationميشود ,مثلا انترAnther  بالاتر از ستيگما قرار گرفته باشد .

ب. وقت پخته شدن دانه گرده وستيگما  متفاوت است Dicogamy .

ج.  عدم مطابقتSelf incompatibility(1).

د . گل هاي نر وماده جدا در يک نبات و يا اينکه در دونبات مختلف قرار دارند .اين وضيعت در نباتات که گل هاي شان در جاهاي مختلف ،در دونبات ويا در درختان که داراي يک نوع گل نر باشد ويا ماده باشد.درختان که در طبيعت توسط گرده ديگردرختان  گرده افشاني ميشود موفق تر وپايدار تر  هستند وبه همين دليل گرده افشاني غير خودي  طبيعي معمول است ودرانواع درختان طبيعي ، (Cross pollination) بيشر مشاهده ميشود .از آميزش بين جنوتايپ هاي مختلف درجامعه درختي که توسط گرده ديگر گرده افشاني ميشود بطور دوامدار تر کيبات جني جديد بوجود ميايد Heterozygosiy  نامتجانسي  Heterogenity از مشخصات عمده گرده افشاني غيرخودي يا Cross pollination  ميباشد جامعه نباتات (Cross pollination) انعطاف پزير وسازگار بوده ،در آن به سرعت ترکيبات جيني مناسب که براي ادامه زندگي در شرايط  مختلف لازم است بوجود ميايد .اگرچه تعداد ورايتي ها  به عنوان خود بارور يا Self pollination  معرفي شده ولي اکثريت سيب ها از نظر گرده افشاني کراس پلينت يا(به گرده ديگرنياز مند  هستند که اين وريتي ها براي گرده افشاني والقاح به گرده دهنده ضرورت دارد به همين دليل بايد دانه گرده از گل هاي يک درخت به ستيگما درخت ديگراز عين ورايتي انتقال نمايد .بنا براين قبل از خريد نهال با يد درفکر تيار کردن گرده دهنده باشد براي گرده افشاني والقاح .بايد دربين درختان ميوه در هر قطار يک درخت گرده دهنده براي انجام عمل القاح غرس شود . نوع گرده دهنده بايد همزمان با رقم اصلي گل کرده ، گرده زياد توليد کند واز نظر القاح با تخمک مورد نظر مطابقت کامل داشته باشد . نوع  يا ورايتي گرده دهنده بايد ارزش اقتصادي نيز داشته باشد وميوه مرغوب بايد توليد کند .

ورايتي هاي گرده افشاني شده (عمده)

 تشکيل ميوه يا حاصل در ورايتي هاي خود بارور نيز در صورت انجام گرده افشاني بيشتر ومنظم خواهد شد . بطور کلي نژاد هاي مختلف يک ورايتي نميتواند بخوبي دوورايتي متفاوت همديگر را گرده افشاني نمايد . در باغ گرده افشاني توسط حشرات (زنبورهاي مخصوصيکه درهنگام ملاقات گل براي کسب گرده وعسل از گلي به گلي ديگر واز درختي به درخت ديگر ميروند ) انجام ميگيريد . گلهاي سيب عسل وگرده فراواني توليد ميکند ومقدار عسل توليد شده توسط گلهاي سيب بيش ازساير درختان برگريز است . زنبورهاي عسل (شکل 3) با اشتياق به جمع آوري عسل وگرده گلهاي سيب گريده که 95 % گلهاي سيب بوسيله حشرات بخصوص توسط زنبور عسل القاح ميگردد .

منجمنت گرده افشاني باغ سيب:

در بسياري از باغ هاي احداث شده باغ سيب به منظور بهتر استفاده کردن از زمين وبه راحتي انجام عمليات زراعتي مانند شاخه بري ، يکه کردن و پاشيدن مواد کيمياوي وجمع آوري حاصل درختان در بلاک هاي خاصي از يک نوع ورايتي کشت ميگردد . براي گرده افشاني اين درختان بايد درختان گرده دهنده را در بين قطار هاي درختان اصلي غرس شود.درختان گرده دهنده جاي توليدي کمي را بخود اختصاص داده ولي تشکيل ميوه را به حد اکثر ميرساند بنابرين بايد درختان گرده دهنده به تناسب ورايتي هاي درختان اصلي انتخاب شوند . اين ورايتي ها بايد از نظر فزيولوژي گل باهم موافق وازنظر باز شدن وقت شگوفه هاي آن بادرختان اصلي همزمان باشد ، به عباره ديگر بايد دانه هاي گرده وقتي آزاد شوندکه Stigma  آماده به پذيرش آنها باشد . اگر دانه هاي گرده با آله تأنيث درخت اصلي مطابق نداشته باشد ميوه تشکيل نميشود ويا اگر تشکيل هم شود مقدار زيادي آن ميريزد .

براي گرده افشاني سيب لبناني سرخ يا Red delicious   ميتوان ازسيب زرد ويا سفيد لبناني به عنوان درخت گرده دهنده يا Pollinizer  استفاده نمود ولي سيب هاي سفيد ويا زرد Golden delicious  به اندازه ورايتي سيب سرخ به گرده دهنده ضرورت ندارد .  در احداث باغ هاي سيب که درختان گرده دهنده به اندازه کافي موجود نباشد بايد بالاي تاج هرسه درخت در هر سه رديف يک ورايتي گرده دهنده پيوند شود .موجوديت يک کندوي زنبور عسل در هر جريب يا دوکندو در يک هکتار باغ سيب نيز ميتواند به امر گرده افشاني کمک کند . علاوه برين اوسط دوره گل دهي در انواع سيب حدود 9 روز ميباشد بنابرين لازم است دوره گل کردن ورايتي اصلي و ورايتي گرده دهنده همزمان باشد .براي انجام حد اکثر گرده افشاني درختان يا ورايتي ها زودودير گرده دهنده را بين ورايتي اصل مي کارند . با اين کار دانه گرده فراوان براي اصلي فراهم خواهد شد . دانه هاي گرده برخي از ورايتي سيب عقيم است . اين ورايتي ها از ورايتي هاي ديگر دانه گرده را دريافت نموده وميوه توليد ميکند وآنها نميتواند به عنوان گرده دهنده استفاده شود . همچنان ميتوان به جاي ورايتي هاي تجارتي از ورايتي هاي وحشي سيب به عنوان گرده دهنده استفاده نمود.

کيفيت دانه گرده:

کيفيت دانه گرده رامي توان پس از مواجه ساختن بامحلول جلاتيت اوتوکامين آزمايش وخاصيت ظاهرر دانه را به کمک ميکروسکوب اندازه گيري نمود .براي اندازه گيري قدرت زنده بودن دانه گرده ميتوان نمونه اي از دانه گرده را روي يک قطره محلول شکر 2.5-20% قرار داده تاجوانه بزند .هم چنين ميتوان از محلول مايع 10% سکروز يا 5% اگار در درجه حرارت 20-25 درجه براي محاسبه تشکيل لوله گرده استفاده نمود .استفاده نمودن 10ppm  بوريک اسيد باعث  افزايش انداره جوانه زني ميشود .از آنجايي که دانه‌هاي گرده قدرت تحرک ندارند گرده افشاني بوسيله حشرات يا بوسيله باد و يا طرق ديگر منتقل مي‌شود. اکثريت قريب به اتفاق گلها داراي مکانيسمهايي هستند که از پديده خود گرده افشاني self pollination ممانعت به عمل مي‌آورند. اما وقتي دانه گرده از گونه‌هاي همنوع دريافت مي‌کند دانه گرده مي‌تواند بر روي ستيگما جوانه کند وعدم مطابقت احتمالي موجود را هم که از رشد لوله گرده ممانعت به عمل مي‌آورد، برطرف نمايد.

انواع گرده افشاني

1-گرده افشاني مستقيم :

در گرده افشاني مستقيم دانه گرده  يک گل به روي ستيگماهمان گل يا گل ديگري که بر‌روي همان گياه قرار دارد انتقال مي‌يابد. اين نوع گرده افشاني بطور معمول در يک گل Hermaphrodite که انترها وستيگما آن با هم مي‌رسند ، انجام مي‌شود.. در گرده افشاني مستقيم تنها يک واليدين د در پديد آوردن نباتات جديد نقش دارد. به همين مناسبت نسل حاصل به هم و به والد خود شباهت بيشتري دارند و تنوع و گوناگوني بين آنها کم است. چنين درختان در برابر شرايط متحول محيطي مقاومت کمتري دارند. به همين مناسبت اين نوع گرده افشاني در طبيعت کمتر است.

گرده افشاني غير مستقيم:

هر گاه گرده افشاني بين دو گل (يک جنسي يا هرمافروديت) از يک نوع که در روي دو درخت مجزا قرار دارند انجام گيرد گرده افشاني را غير مستقيم مي‌نامند. در اين حالت دو والددر  پيدايش نسل جديد شرکت مي‌کنند و در نتيجه نسل حاصل متنوع ‌تر بوده موقعيت مناسب‌تري براي سازش با محيط را دارا هستند. گرده افشاني غير مستقيم به کمک حشرات ، باد ، آب ، جانوران ديگر و بطور مصنوعي بوسيله آدمي انجام مي‌گيرد. اما گرده افشاني بوسيله حشرات و باد عموميت بيشتري دارد.

گرده افشاني بوسيله حشرات :

گرده افشاني بوسيله حشرات در بين درختان بسيار رايج است. گلهايي که به کمک حشرات گرده افشاني مي‌شوند، اين گلهاداراي رنگ مرغوب  ، بوي و عسل(Nectar  )خود حشرات را به سوي خود جلب مي‌کنند.عسل در نقاط مختلف از جمله در قسمت پاياني  گلبرگها ، انترها ، و بر روي بخشهايي ازreceptor  و غيره ساخته مي شود .عسل از ترشحات درخت  است و در آن مواد قندي وجود دارد. پروانه‌ها ، زنبوران بويژه زنبور عسل غذاي خود را از نوش گلها تامين مي‌کنند. اندازه گلها اغلب با جثه حشره هماهنگي دارد. بطوري که حشره به راحتي در درون گل به گونه‌اي جاي مي‌گيرد که بدنش با دانه‌هاي گرده و مادگيstigma تماس پيدا مي‌کنند(5).

گرده افشاني بوسيله باد :

بسياري از نباتات بته يي و درختان براي عمل گرده افشاني به حشرات نياز ندارند. دانه‌هاي گرده گل اين گياهان در هوا پخش شده ، بوسيله باد انتقال مي‌شوند. اما در اين حال بيشتر دانه‌هاي گرده هدر مي‌روند. با وجود اين بعضي به بالاي Stigma هاي گلهاي پخته شده مي‌افتند. گرده افشاني بوسيله باد بيشتر در درختان صورت مي‌گيرد که داراي ‌گلهاي نر و ماده هستند و اين گلها روي درختان جداگانه قرار دارند. در اين قبيل گلها ، انترها که اغلب خارج از گل قرار دارند بوسيله باد تکانده شده ، دانه‌هاي گرده خود را آزاد مي‌سازند.دانه‌هاي گرده اين گلها بسيار فراوان بوده ، صاف و سبک‌اند و مسافتهاي طولاني را همراه باد طي مي‌کنند.ستيگما ‌ها اغلب داراي انشعابات پر مانند بوده و خارج از گل قرار مي‌گيرند اين وضعيت چانس ستيگمتارا براي به دام انداختن دانه‌هاي گرده که بوسيله باد حمل مي‌شوند افزايش مي‌دهد. در گلهايي که بوسيله باد گرده افشاني مي‌کنند گلبرگها يا وجود ندارندو يا بسيار کوچکند و نوش گل وجود ندارد.

عوامل موثردر گرده افشان درختان ميوه:

موافق بودن (مطابقت ) يا compatibility

ميوه جات از نگاه خصوصيات يکي با ديگر فرق دارد بعضي توسط گرده خود  القاح شده ،بعضي شان توسط گرده درختان هم نوع يا از همان ورايتي باشد القاح شده تعداد انواع ديگر آن عقيم که  داراي گرده مرده بوده وخود را القاح کرده نتوانسته وبه گرده دهند ه ضرورت دارد .معمولاً عدم مطابقت در درخت ها  از نوع هومومرفيک Homomorphic  بوده واين نوع عدم مطابقت بدو نوع است .

Gametophitic- 1

Sprophitic-2

۱- در عدم مطابقت  Gametophitic اگر اليل ها مخالف در اعضاي تناسلي مذکر ومونث هردوقرار داشته باشد عمل القاح انجام نمي شود  . عدم مطابقت  Gametophitic اكثراً در درختان چون گيلاس ،بادام ،ناك برخي ازانواع سيب ،چارمغز مشاهده مشود.

2 - در عدم مطابقت  Sprophitic جين غالب مخالف  از عمليه القاح جلوگيري مي کند

نامطابقت Dichogamy:

در بعضي از انواع  درختان ميوه ،رسيدن دانه هاي گرده دريک وقت نبوده گاهي قبل از رسيدن گرده باز ميشود ولي دربعضي بعد از رسيدن گرده درانواع درختان که دانه گرده آنها زود تر آله تانيث   Stigma برسد اين عمل را بنام Protoandry  ياد ميکند که در انجام اين عمليه بالاي انواع درختان را بنام Protoandrous يادميکند اين عمليه بالا چامغز وپسته قابل اجرا است ودر برخي ديگر ازانواع  درختان Protogyny بمشاهد ميرسد مثل درخت سيب وانجير.

زنده بودن دانه گرده: بعضي از درختان ميوه دانه هاي گرده غير بارور توليد ميکنند اين نوع دانه گرده فاقد قدرت جوانه زني ويا ازجوانه زني کمتري برخوردار هستند .برخي از درختان ميوه مانند سيب ورايتي سيب ها ي که داري 3n کروموروم ويا triploid  حاوي دانه گرده نابارور غير زنده ميباشدمانند Winesap, Stayman, Mutsu, Jonagold . تغذيه ناکافي درختان ميوه نيز موجب تشکيل دانه گرده ها ي عقيم ميباشد .

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت 13:23  توسط ايمل " نظري "  | 

طروق آبياري و كار برد ان

مقدمه

طوریکه شما میدانید . تولید نباتات بهتر وبقای نباتات ویا در مجموع موجودات زنده بستگی به آب دارد . آبیاری و فعالیت های دیگری که بالای نبات صورت میگیرد . موجب غالبیت ترکیبات ژنتیکی ، تولید بیشتر وبهتر محصول ، حصول کمیت وکیفیت بیشتر وبهتر محصول در سطح جهان می باشد.افغانستان کشوریست که در اثر جنگهای داخلی که بیش از  24  سال را در بر گرفت . تاهنوز هم دوام دارد . به شدت تخریب شده . وبسوی فقر وناتوانی اقتصادی به پیش میرود . نظر به فهرست پروگرام انکشافی ملل متحد در حال حاضرافغانستان در زمره  174 کشور های جهان از لحاظ اقتصادی در درجه 171 قرار دارد . و از جمله غریب ترین کشور ها محسوب می شود .سیستمهای آبیاری افغانستان همواره با چالشهای مواجه بوده . که سر انجام منجر به نابودی و ویرانی این سیستمها گردید .کشور مادر شرایط کنونی نمی تواند . با اقتصاد نا توان خویش تمام بنیاد های اقتصادی وزیربناهای خویش را دوباره احیا وبازسازی نماید . در این رابطه کشور ما به کمکهای خارجی شدیداٌ نیازمند میباشد.هدف کار احیای مجدد نه تنها اصلاح وترمیم سیستم آبیاری عنعنه ای  افغانستان است . بلکه یک پروگرام تربیوی وازدیا معلومات برای انجنیران افغانی که در اجرای مجدد سیستمهای آبیاری افغانستان سروکار دارند . شده میتواند.

تاریخچه آبیاری

آبیاری یکی از مهمترین طرق افزایش عملکرد وکیفیت نباتات  است. این نه تنها در نواحی خشک ونیمه خشک در جائیکه بیشترین آب برای رشد نباتات به طریق آبیاری  تامین می شود . مهم است . بلکه به همان میزان نیز برای نواحی مرطوب اهمیت دارد. بعد از آن که انسان ها از زندگی بدوئی وزندگی درمغاره ها  بیرون آمد ه ودانستند که نباتات در موجودیت آب خوبتر رشد ونمو میکند . ومشاهده نمودند که درختان و نباتات که درکنار آب های روان وایستاده قرار دارند . نسبت به نباتات که دور از آب ویا درصحراها است . بیشتر رشد نموده و از نگاه مقاومت درمقابل امراض ، تعغیرات اقلیمی نیز مقاوم می باشد .وچون زرع نباتات در ساحات هموار صورت میگیرد . اینها مجبور به هدایت نمودن آب به محیط ریشه نباتات گردید. تا بتوانند از طریق  آبیاری زراعت را تکامل دهند . وزراعت را از حالت ابتدائی به حالت میکانیزه دربیاورند. و از طریق آبیاری ساحات زیاد خشک وکم آب را زیر آب و زرع نباتات  برای جمعیت  که به شکل روز افزون در کره زمین  روبه  افزایش است. مواد خوراکه تهیه نموده رشد وانکشاف نماید.  تابشر را از چنگال گرسنگی نجات دهد.

منابع آب

آب برای آبیاری ممکن است ازدریاها، دریاچه ها، چاه ها، چشمه هاوآبهای ذخیره شده از باران ها . بدست آید. در بیشتر جاها درنقاطی که آبیاری میشود. قوانین و مقررات معین مربوط به استفاده از آب برای مقاصد آبیاری وضع شده است .قبل از اینکه دهاقین برای تجهیزات آبیاری پولی مصرف نماید . باید این قوانین را بدانند وبفهمند.آب را میتوان به وصیله نیروی پمپ از رودخانه ها ، دریاچه های شیرین ،مخزنها به مزرعه رساند. از بعضی چاه ها خودبخود آب خارج میشود . درحالیکه  بقیه  برای بالا کشیدن آب احتیاج به پمپ دارند.دهاقین ممکن است جهت آب آبیاری از یک یا  چندین  منبع یاسیستم استفاده کنند. هزینه انشعاب آب از رودخانه غالباٌ بوسیله گروهی از مردم تامین می شود. مواقع که پمپ های پر قدرت برای بالا آوردن آب لازم است . هزینه های اولیه زیادی را در قبال دارد . هزینه حفر چاه ، نصب پمپ وموتور آن وهمچنین ساختن یک مخزن برای ذخیره موقت ، ممکن است به یک سرمایه گذاری قابل ملاحظه برسد. (4)

نیاز آبی گیاه

جنبه اصلی و کاربردی درآبیاری تعین مقدار آب وزمان است که آب باید به یک گیاه مشخص داده شود . مقدار آبی که به کار رود براساس میزان تبخیر وتعرق تعین می شود. ولذا نیازمند به تخمینی از این عامل می باشد.تبخیر از سطح خاک وتعرق از بافت گیاهی تشکیل شده است. یکی از محققان بدین نکته اشاره نموده که عبارت تبخیر وتعرق مشابه یکدیگر نیستند. تبخیر ، تعغیر شکل از مایع به گاز است . ودر حالیکه تعرق به جریان بخار از گیاه به اتمسفیر مربوط می شود . براین اساس وی پیشنهاد کرد که از عبارت تبخیر(TE) (Total  evaporation)  استفاده میشود. اماماعبارت رایج تر تبخیر وتعرق) ٍ ET) رابرای بیان اتلاف آب از هر دو منبع به کار میبریم ، چراکه تعغیر شکل از مایع به گاز در مورد اتلاف آب به داخل اتمسفیر نیست .گیاهان الزاماٌ به معنی سهم این دو عامل در تبخیر وتعرق کل میتواند درطول فصل رشد برای یک گیاه زراعتی یک ساله ، یا در بخشهای مختلف سال برای یک گیاه چند ساله به مقدار زیادی تعغیر کند. تبخیر – تعرق عامل اصلی درتعین نیاز آبی گیاهان زراعتی است . اگرچه نیاز واقعی ممکن است . تحت تاثیر عوامل دیگری نظیر عدم توانائی در پخش یکنواخت آب، نیاز به آبشوی خاک نواتلاف قابل پیش بینی آب بصورت جاری قرار گیرد . درعین حال تبخیروتعرق  بازهم عامل اصلی است که باید تخمین زده شود . این کار را میتوان چه با روشهای مستفیم وچه غیر مستقیم انجام داد(8)

آبیاری وخاک

درعملیات آبیاری ، مطالعه خصوصیات خاک بسیار ضروری است ودر این میان قدرت نگهداری آبدر خاک یکی ازمهم ترین آنها می باشد .این خصوصیت توسط بافت وساختمان خاک مشخص می شود.قابلیت نگهداری آب خاک ها ممکن است براساس فیصدی آب بر مبنای حجم ویاوزن خاک خشک بیان شود. گزشته از آن میتوانیم مقدار آب موجود دریک عمق معین از خاک را نیز در نظر گرفت . مثلاٌ cm 30   از یک عمق خاک ممکن است cm 3 آب داشته باشد . البته مشخص است که این روش ، برای عملیات روز مره آبیاری مفید است . قابلیت نگهداری آب درخاک های سنگین به مراتب بیشتر از خاک ریگی است. یعنی قابلیت نگهداری آب درخاک نوع اول ممکن است دوبرابر خاک نوع دوم باشد . قابلیت نفوذ خاک نیز یکی دیگر از فکتورهای مهم است . بدین معنی که مقدار آبی که می تواند درواحد زمان وارد خاک شود به همان  اندازه مهم است که خاک  میتواند آب را درخود  نگهداری نماید . کاربرد این موضوع در سرعتی استکه زمین را می توان آبیاری نمود

آبیاری و گیاهان زراعتی

عملیات آبیاری به شرایط محیط ، نوع عملیات زراعتی ونوع گیاه کشت شده بستگی دارد. آبیاری باید باتوجه به نوع گیاه از نظر سیستم ریشه ای ،واحتیاجات آبی و خاکی آن گیاه تنظیم شده باشد.میزان مصرف آب  شاخص مهمی برای تعین نیاز آبی یک گیاه است . آب مصرفی را میتوان این طور تعریف کرد.مقدار آب تعرق یافته از طریق گیاه برعلاوه مقدار آب تبخیر شده از خاک که بر حسب سانتی متر در یک فصل زراعتی نشان داده می شود. این شاخص برای اجرای برنامه های بسیار بااهمیت است.

آب مصرفی را میتوان به روش های مختلف برآورد کرد که عبارتند از .

الف: اندازه گیری مقدار آب لازم جهت رشد مطلوب گیاه . این عمل را میتوان در ظروف مخصوص انجام داد.

ب: اندازه گیری مقدار آب مورد نیاز ،باکشت گیاهان در (Lysimeter) که تعغیرات جزئی آب به طور الکترونیکی  دریابی می کند .

ج:اندازه گیری رطوبت خاک در هر دوره آبیاری .

د:اندازه گیری مقدار آب مصرف شده در مزرعه برای رشد مطلوب گیاهان .

گیاهان مجبور نیستند که ب شرایط آبیاری مخصوص سازش داشته باشند. گیاهانی که درشرایط دیم خوب به عمل می آید.عمل به خشکی عبارت از توانائی گیاه درکاهش رشد دردوران کمبود آب است . به طوریکه گیاه می تواند در شرایط کمبود آب دارای رشد بسیار کند باشد . وبه محض اینکه شرایط مساعد شود وآب کافی در اختیار گیاه قرار گرفت ،دوباره به طور سریع به رشد ونموی خود ادامه دهد.

کیفیت آب آبیاری: کیفیت آب درآبیاری بسیارمهم است ودر صورت مناسب نبودن موجب ازبین رفتن زمینهای زراعتی خواهد شد.خسارات وارده به خاک دراثر آبیاری ،به علت وجود املاح سودیم در آب آبیاری است . اگرمیزان سودیم بیش از اندازه باشد ،باعث کاهش درقابلیت نفوذخاک نسبت به آب می شود . نسبت آیونهای سودیم به مجموع آیونهای مگنیزیم ،سودیم و کلسیم نباید بیش از 50 فیصد باشد.وقتی آب شور جهت آبیاری مورد استفاده قرار گیرد . باید عملیات زراعتی را طوری انجام داد تامانع تجمع املاح درسطح خاک گردد. مخصوصاٌ در مرحله ای که گیاهچه هاکوچک هستند.

عملیات تناوب: زراعتی وانتخاب گیاه مناسب باید طوری صورت گیرد تااثرات سوء ناشی ازاعمال آبیاری درزمینهای خشک ونیمه خشک از بین برود. درغیر این صورت تجمع املاح در سطح خاک صورت خواهد گرفت. آب به مقدار فراوان جهت آبیاری وجود دارد . منتها فیصدی املاح آن بیش از حد متعارف می باشد.درسالهای اخیر کوشش های فراوان به عمل میآید تا با شیرین کردن این نوع آبها بتوان از آن در آبیاری استفاده کرد. البته شیرین کردن آب در مقیاس بالا ازنظر اقتصادی به صرفه نیست . استفاده از انرژی خورشید جهت تبدیل آب دریاها به آب عادی از نمک فرضیه جالبی است . ولی تصفیه این عمل برای تبدیل جهت استفاده های مزارع بسیار پائین است

طرق آبیاری

مهم ترین روشهای آبیاری عبارتند از.

1.آبیاری سطحی.

2.آبیاری زیرزمینی .

3.آبیاری نواری.

4.آبیاری ردیفی.

5.آبیاری بارانی .

6.آبیاری حوضچه ای .

7.آبیاری به روش غرقاب.

8.آبیاری قطره ای.

آبیاری سطحی

در این روش ، آ ب تحت نیرو ی ثقل حرکت میکند ، بنابر این ، دراین روش زمین باید دارای شیب کافی باشد . حرکت آب یا از طریق جوی و پشته های تهیه شده ویااز طریق غرقاب صورت می گیرد.این روش برای اعمال مدیریت نیاز به یک جدول زمانی از پیش تعین شده برای آبیاری دارد. آبیاری اغلب گیاهان زراعتی بر اساس تخلیه %50 آب قابل استفاده در منطقه توسعه رشته برنامه ریزی میشود.  اگر امکان به تاخیر انداختن آبیاری باشد بهتر است . این کار صورت گیرد ، زیرا برنامه ریزی بر اساس تخلیه %50 ممکن است در برخی موارد باعث هدررفتن آب شود . دراین صورت سیستم فقط برای پرکردن دوباره پروفایل خاک عمل میکند . به دلیل آن که درروش آبیاری سطحی سرعت نفوذ عمق آبیاری را کنترول میکند .باالطبع اعمال مقادیر کمتر از 25 ملی متر آب درهر آبیاری دراین روش کار دشواری است . براین اساس مصرف مقادیرکمتر بافاصله های زمانی بیشتر توصیه نمی شود. دراین روش آبیاری ، آب مستقیماٌ روی سطح زمین جریان یافته وبه پای گیاه و اطراف ریشه ها میرسد . این روش آبیاری به سه طریق ، طریق غرقاب ، جوی یاپشته ای ، وشدیاری انجام  میشود

آبیاری زیر زمینی

در آبیاری زیرزمینی ، آب به ترتیب که از پائین بداخل خاک نشست کند به خاک اضافه می شود . آبیاری زیرزمینی به آب فراوان ، خاک سطحی لوم  ریگی ( که در آن آب به راحتی بتوابد تحت نیروی جاذبه حرکت کند). وخاک زیر زمینی غیر قابل نفوذ (که آب را نگهدارد ) نیاز است .همراه باآن زهکشی به مقدار کافی لازم است.اگرچه آبیاری زیر زمینی لزوماٌ احتیاج به استقرار هیچ نوع ساختمان ندارد. زیرا مقدار زیاد آب مورد نیاز ومخارج زیاد شامل قرار دادن لوله های سفالی از اضرار این سیستم است. از فواید این روش نگهداری یک ملچ خاکی دستکاری نشده وفقدان زحمت حاصل از سخت شدن خاک می باشد. درعمل آبیاری زیرزمینی در بعضی اوقات مشکل است . زیرا تحقیقات قابل ملاحظه از نظر شرایط موجود خاک وتامین آب قبل از اینکه چنین سیستم نصب گردد باید توجیه گردد. وهم چنان در این سیستم از آبیاری ، آب درزیر زمین واز راه نیروی کاپیلاریتی در خاک منتشر می شود . آب توسط لوله های افقی زیر زمینی ویا از طریق نهرهای روباز به عمق زمین می رسد.

آبیاری جویچه ای

آبیاری جویچه ای نوعی روش آبیاری است که آب در جویچه های باریکی که بروی زمین ودرجهت شیب غالباٌ احداث گردیده بطرف پائین حرکت می کند انتقال آب به درون این جویچه هامستقیماٌ از طریق محیط مرطوب شده جویچه ها،آب دردوجهت عمودی وجانبی به درون خاک نفوذ میکند .میزان نفوذآب وپخش جانبی آن در هر نقطه از ردیف به خصوصیات نفوذ پذیری خاک ومدت زمانی که آب سطحی درآن نقطه هامتوقف است بستگی دارد.

آبیاری جویچه ای

شایان ذکر است که انجام این فرایند بسیارآهسته می باشد.

بعضی از نکات مهم ونیز محدود یتهای آبیاری جویچه ای در زیر می آید

1.کاربرد آبیاری جویچه ای عمدتاٌ جهت رفع نیازگیاهان ویا درختان ردیفی میباشد .اما میتوان از آن در آبیاری بستر گیاهان که در نزدیکی یکد یگر کشت می شوند نیز استفاده نمود.

2.آبیاری جویچه ای را درخاکهای سبک همچون ریگی بامیزان نفوذ زیاد به شکل مفیدی بکاربرد . به این شکل که طول جویچه هارا کوتاه ومقدار جریان آب را تا اندازه ای که باعث فرسایش خاک نگردد. زیاد کرد واین امر مستلزم زیاد کردن نیروی انسانی است . مگر اینکه بتوان سیستم را اتوماتیک نمود.

3.جریان آب باید به قدری زیاد باشد که درعین پرهیز از فرسایش در مدت زمانی کمتر از زمان لازم جهت پر کردن منطقه ریشه ، به انتها ردیف برسد. تا نفوذ آب به درون خاک حتی الامکان یکنواخت گردد .                      

4.برای از بین بردن چقری ها که آب را درجویچه ها محبوس می کند ،  مسطح بودن اراضی ضرورت است . شیب زمین نباید از 2 الی 3 فیصد تجاوز نماید . درصورتی که شیب اراضی بیشتر باشد باید از روش کشت در امتداد خطوط استفاده نمود .

5. باتعغیر در فاصله وشکل قطار می توان طول مدت آبیاری را تعغیر داد. هر گونه تعغیر باید طوری باشد که پخش جانبی آب بتواند منطقه ریشه را به مقدارکافی آبیاری نماید.

6.خاک مسیر قطار باید یکنواخت باشد .

آبیاری نواری

درآبیاری نواری صفحه از آب به روی سطح شیب دار خاک که بین مرزها محصور هستند. جریان می آید . فاصله بین مرزها که بستگی به عوامل همچون توپوگرافی ،حجم آب ورودی روش آبیاری ، نیاز ماشین آلات کشاورزی ، ویکنواختی آبیاری دارد. معمولاٌ از 20 تا100 فت است . عموماٌ شیب عرض نوارها باید بسیار کم یاتقریباٌ صاف بوده در حالی که شیب طولی مجاز نباید حد اکثر بیش از %1 باشد . عمق نفوذ درهر نقطه نوار به خصوصیات نفوز پذیری خاک ومدت زمانی که آب در سطح خاک درآن نقطه وجود دارد. بستگی خواهد داشت.هزینه آماده سازی زمین ، چگونگی تحمل پروفایل خاک در مرحله خاک برداری و خاک ریزی از عوامل موثر دراین انتخاب می باشند.شرایط لازم برای آبیاری نواری مسطح ، آماده سازی زمین به نحوی است که آب بتواند طول وعرض زمین را بطور یکنواخت پوشش دهد . آبیاری نواری هدایت شونده را معمولاٌ در شیبهای . تند احداث میکنند . لذا شیب عرض یاتقریباٌ مسطح است ویاباکمی تسطیح می توان آنرا مسطح نمود . غالباٌ عرض نوار ها را کم میگیرند تاآب درتمامی سطح نوار پخش شوند.اگر چه روش آبیاری نواری می تواند بسیار موثر باشد . اما به دلیل اینکه فکتور های زیادی را بطور همزمان تداخل داد . نیازفراوان به مهارت در مدیریت این نوع آبیاری ضرورت است . بعضی نکات کلیدی را باید در نظر داشت که عبارتند از.

1.طول نوار ها بر اساس کار برد آبیاری برای هرپروژه بخصوص انتخاب می گردد.

2.طول های کوتاه نوار چندان عملی ومناسب نیست.

3.بعداز اینکه به مقدار کافی انتهای نوار راآبیاری نمود ،جریان را قطع نمایند.

4.برخلاف آبیاری جویچه ای که ابتداجویچه معمولاٌ بیش از مقدار مورد نیاز آبیاری می شود.درآبیاری نواری این امکان وجود دارد که ابتدا نوار هادر مقایسه باوسط نوارها ( آبیاری کمتر از مقدار مورد نیاز ) صورت پذیرد.شایان ذکر است که انتقال آب از جوی به نوار ها از طریق آبراهه(دهنه) که درجدار جوی  ایجاد میکنند انجام می شود.

آبیاری بارانی:

سیستم های آبیاری بارانی ممکن است از یک آبپاش ساده تاشبکه بسیار پیچیده متغیر باشند . این سیستم ها همچنین ممکن قابل حمل ویابطور دایم در یک محل مخصوص نصب شده باشند.در روش آبیاری بارانی آب از بالا روی محصول پاشیده شود. این روش آبیاری در مورد بسیاری از محصولات ودر تمام وضعیت های خاک از نظر بافت . پستی وبلندی وعمق قابل استفاده است. آبیاری بارانی برای خاک های درشت مطلوب است . زیرا آبیاری بارانی بامشکل در پیشروی آب روی سطح این خاکها روبرو نیست . وبرای خاکهای دارای بافت کوچک نیز خوب است . زیرا مسئله  کمبود تهویه خاک رابوجودنمی آورد. آبیاری بارانی در شرایطی که گیاهان جوان هستند وایجاد سوراخ ها برای آبیاری مشکل است . مفید خواهد بود. همرای آبیاری بارانی می توان کودهای کیمیاوی را نیز مصرف کرد. آبیاری بارانی دارای یکنواختی زیاد در توزیع آب در واحد سطح می باشد وتلفات آب در آن پائین است . مفیدیت آبیاری بارانی به 75 تا  80 فیصد میسسرسد . تاسیسات مورد نیاز این روش آبیاری عبارتند از حوضچه، پمپ آب ، لوله های  انتقالی آب به سطح مزارعه وآبپاش ها. قدرت پمپ ، اندازه لوله های آبرسانی وظرفیت وفواصل آبپاش . از خصوصیات طرح آبیاری بارانی هستند که باید مورد محاسبه  قرار گیرد. آبیاری بارانی ، بدون توجه به اندازه  وابعاد وسیستم ، معمولاٌ از 4  تا25  میلیمتر در ساعت ( بسته به نفوذ پذیری خاک ) متغیر است . میزان آبدهی در خاکهای بسیار سبک تا 50 میلیمتر در ساعت میرسد. مهمترین نقص این سیستم ، بالا بودن هزینه نصب وسایل وهمچنین دربعضی شرایط به علت پاشیده شدن آب بروی گیاهان سبب شیوع بعضی از امراض می شود.

آبیاری حوضچه ای

آبیاری حوضچه ای به آن نوع سیستم آبیاری اطلاق می شود که اطراف مساحت تحت آبیاری را باخاکریز های کوتاه ، مخصوص سازند . یک حوضچه ممکن است در حدود چند فت اطراف یک درخت ویابه بزرگی  دهها ایکر باشد . اما مسئله مهم دریک حوضچه بزرگ مسطح بودن ویکنواختی جنس خاک آن است . ونیز نهر آبرسانی باید نسبتاٌ پر آب باشد تا بتواند حوضچه را در کمترین زمان ممکن بپوشاند. مشکل واندازه حوضچه باید به نحوی انتخاب گردد. تا بانوع خاک ، محدوده زمین ومقدار جریان آب هماهنگ باشد . خاکریزی های اطراف حوضچه را میتوان طوری ساخت تا مانع جهت حرکت ماشین آلات زراعتی درحین کاشت وبرداشت ایجاد ننماید. وبرعلاوه بتواند آنها را در مرز خاکهای یکنواخت (که عمدتاٌ شکل غیر هندسی خاص ندارند) نیز ایجاد نمود. آبیاری حوضچه ای آسانترین روش برای آبیاری گیاهانی است که می توانند برای مدتی در زیر آب غرق باشند. هم چنان میتوان از روش درآبشوی خاک استفاده نمود.لیکن این روش برای خاک هایکه قابلیت ترکیدگی دارند ویا بزرها در مرحله جوانه زدن هستند توصیه نمی گردد.آبیاری حوضچه ای میتواند بسیارموثر باشد فقط در صورت که .

·حوضچه ها بادقت مسطح شدند.

·میزان نفوذ پذیری خاک هر حوضچه یکنواخت باشد.

·ارتفاع آب آبیاری ، در کمتر ازنصف زمان کل آبیاری در حوضچه تامین گردد.(1)

آبیاری به روش غرقاب

در روش آبیاری غرقابی آب را در سطح خاک جاری می سازند . بطوریکه تمامی سطح زمین بالایه ای از آب پوشیده شود. آب ضمن جاری شدن بروی سطح خاک به درون آن نفوذ می کند وخاک را تاعمق مورد نظر مرطوب می نماید. درآبیاری غرقابی ، آب به ناحیه طوقه گیاه نفوذ کرده ومسئله سخت شدن سطح خاکهای سنگین وکاهش تهویه خاک پیش میآید. ویا به عباره دیگر . آبیاری به روش غرقاب نوع روش آبیاری است که درآن آب را به شکل سیلاب روی مساحتی از زمین رها کرده ودندآب در آن قسمت برای مدت زمانی کافی ادامه می آید. این روش شباهت های زیادی باآبیاری مزارع برنج ونیز روش های آبیاری حوضچه ای ونواری دارد. دراین نوع آبیاری زمین نیاز به تسطیح ندارد. بلکه بوجود آوردن نوعی شیب جهت تخلیه آب اضافی ضروری است. کنترول دراین روش به وسیله طول مدت ماندن آب ویازمان فرصت نفوذ یعنی به مدت زمانی  که آب در آنجا قابل رویت است . انجام می گیرد. ودر صورت اضافه شدن به این زمان که اغلب در پایان آبیاری است عمق  نفوذ آب افزایش چندان نخواهد داشت . زیرا در پایان آبیاری میزانی جذب  آهسته تر میباشد. آبیاری به روش غرقاب برای شستشوی نمک از زمین ویاآبیاری قبل از شروع فصل در خاکهای با بافت ریز که حجم زیاد آب درآن چند روزی طول می کشد تا تراوش نماید . بسیارمناسب است . این روش مانند آبیاری نواری وحوضچه ای برای محصولات زراعتی که درمعرض آبیاری سیلابی قرار گرفته و صدمه نمی بینند ونیز درختان میوه مناسب می باشد . این روش آبیاری می تواند به همرای قطار های بسیار صاف (باشیب کم) مورد استفاده قرار گیرد . تاآبیاری کم اما متواتر صورت گیرد.

آبیاری ذریعه کاریزها

بیشتر از 50 فیصد ساحه افغانستان دارای مقدار بارندگی کمتر از  300 ملی متر درسال بوده ، آب طرف ضرورت آبیاری را در طول سال ها مهیا کرده نمیتواند. بنابرآن ضرورت شدید به آبیاری مصنوعی احساس میگردد. بدین ملحوظ زارعین به غرض آبیاری مزارع شان از چهار منبع اساسی برای آبیاری استفاده مینماید.

1. دریاهاوشیله ها                 % 80

2. چشمه ها                         %  2

3.  کاریزها                           %  7.5

4.  چاههای نیمه عمیق            %0.5

باید گفت که در بعضی مناطق افغانستان از جمع آوری آب باران در بند های خاکی . به منظور آب آشامیدنی وآبیاری نیز استفاده مینمایند. درسالهای قبل از شروع جنگهای داخلی % 85  ساحه تحت آبیاری ازطریق تغیر دادن مسیر دریاهاوشیله ویااز طریق کاسه های زخیره آب ،آبیاری میگردید . صرف % 7 از ساحه توسط کاریز ها آبیاری میگردید .قرار احصائیه سالهای 1968-1967 دولت وقت افغانستان   167750 هکتار زمین در کشور توسط کاریزها آبیاری میگردید.که تعداد مجموعی کاریز به 6741  رشته میرسید. که هرکدام آن ساحه معادل 15 هکتار یا 125 جریب زمین را آبیاری مینمود. که بدین ترتیب کاریز ها درآبیاری زمین های زراعتی وباغی رول بس مهمی داشت .وتا هنوز از اهمیت آن کاسته نشده است.(1)

کاریز چیست:

سیستم کاریز ها در عصر امپراتوری فارس در مستعمرات آن معرفی گردید.در شمال  افریقا کاریز را بنام ( فوگارس ) درعمان به نام (فلاح ) در ایران بنام ( قنات ) ودر افغانستان بنام کاریز یاد مینمایند. طرز کار تمام کاریز ها یکسان بوده، هدف آن جمع آوری آبهای زیر زمینی میباشد که توسط حفر تونلها ویا صوف ، آب آن به شکل جریان خود بخودی به حرکت می افتد.بصورت عموم کاریز های مروجه دارای سه بخش میباشد . 

1.    بخش جمع آوری آب .

2.    بخش انتقال آب .

3.    بخش تقسیمات آب .

بخش 1و2 عموماٌ در زیر زمین بوده بخش سوم در روی زمین موقعیت دارد.

اکثر کاریز ها در مناطق خشک کشور حفر می گردد. که در آن منابع آب وجود نداشته باشد ویا آب موجود ساحه برای آبیاری کافی نباشد. حفرکاریزهای بزرگ وطویل سالهای زیادی را در بر میگیرد. در مقابل ساحه وسیع را آبیاری مینماید . ساده ترین کاریز ها عبارت از معبر زیر زمینی کوتاه انحرافی آب به یک ساحه زراعتی  خورد میباشد. نوع پیش رفته ومغلق آن عبارت از مجموعه تونلهای زیرزمینی یاحوض ها میباشد که آب را از نقاط مختلف قشر آبدار جمع آوری نموده ، به بخش انتقال دهنده رجعت داده واز آن جا بروی زمین وبعداٌ به زمینهای زراعتی تقسیمات مینماید . قسمت مبدا  یا راس کاریز که ممکن درآن جا قسمت بیشتر آب جمع آوری گردد، بنام چاه مادری یا سر چاه یاد میشود . معمولاٌ سرچاه باز نمیبا شد . مشخصات کاریز ها عبارت از موجودیت یک تعداد چاه ها ست که از آن در زمان حفر کاریز ها به حیث راه خروجی مواد کند نکاری شده استفاده  به عمل می آید .در وقت بهره برداری این چاه ها رول راه ورودی را به حوضها یا تونلهای زیرزمینی باز میکند . واز آن به منظور خارج ساختن لای . ریشه در ختان و دیگر موادکه مانع جریان آب میگردد استفاده میگردد.باوجودیکه چاه ها در قسمت بالای  به صورت مستقیم دیده میشود . اما درقسمت زیر زمین ، دارای فرورفته گیهاو حالت کج وپیچ میباشد . فاصله بین چاه  های مربوط به نوعیت خاک ساحه بوده . اما حاصل جمع اندازه عمق چا ه نصف فاصله بین دو چاه هیچ گاه بیشتر از 60 متر نبوده  ومعمولاٌ 50 متر میباشد . موجودیت اکسیجن در داخل صوفها یکی از فکتور های اساسی کار کردن درکاریز ها محسوب میشود. بدین لحاظ در اثنای کار در تونلها ی کاریز از چراغ تیلی که در موجودیت اکسیجن روشن میگردد استفاده به عمل می آید.در حالت به منظور پوشش چاه کاریز از تخته سنگهای بزرگ که دارای اتکا سنگکاری خشکه میباشد . استفاده صورت میگیرد. کاریز های موجود در کشور را میتوان به سه گروپ تقسیم کرد.

1.کاریز های طویل .

2.کاریز های کوتاه .

3.کاریز های پوشیده با تخته سنگ.

آبیاری قطره ای

آبیاری مایکرو ( Micro  Irrigation  ).اصطلاحاٌ آبیاری قطره ای ابتدا در گلخانه هابکار گرفته شد. ولی بعد در زراعت های ردیفی وبخصوص در خاکهای ریگی که استفاده از طرق دیگر آبیاری سطحی امکان پذیر نمی باشد ودر مواقعی  که تبخیر زیاد بوده آبیاری بارانی نیز انجام نمی شود .بکار گرفته شده وآن نیز رضایت بخش می باشد . وبه سبب خصوصیات مفید که در بر دارد در تمام نقاط جهان به سرعت گسترش یافته است.

آبیاری قطره ای در مزارع مرچ

فواید آن عبارت است از . افزایش کارآئی آب . کاهش مصرف انرژی یانیروی انسانی وماشین آلات مورد نیاز ، امکانپذیر بودن خود کار کردن سیستم وکنترول از راه دور . آبیاری در تمام شبانه روز امکان  پذیر ونیاز به نظارت زیاد ندارد.آسان بودن رفع آفات وکنترول علفهای هرزه به سبب سطحی بودن رطوبت خاک وباالاخره اینکه پاسخ گیاه نسبت به آبیاری قطره ای معمولاٌ از سایر روشهای آبیاری بیشتر است . و کود های کیمیاوی را همراه باآب می توان به زمین داد. واز همه مهمتر اینکه سرعت باد ، پستی وبلندی زمین نمی تواند موجب عدم یکنواختی پخش در سیستم آبیاری قطره ای گردد.تناوب آبیاری در سیستم قطره ای بالاست . وآبیاری هر 2 تا5 روز یک بار انجام میشود. در مناطق که آب کمیاب است . توجه زیادی به آبیاری قطره ای معطوف شده است . بااین روش آب تحت فشار کم به وسیله نفوذ از لوله های سوراخدار یاقطره چکان های بسیا ر کوچک نزدیک گیاهان داده می شود.وسیله خروجی که آب را قطره قطره به بیرون از لوله می ریزد. قطره چکان نام دارد. آب پس از خروج از قطره چکان ها . توسط نیروی جاذبه در پروفایل خاک حرکت می کند.درنتیجه مساحتی که هر قطره چکان می تواند به آنها آب برساند.اساسی ترین مشکلات کاربرد سیستم آبیاری قطره ای عبارتند از . هزینه زیاد آن ، بسته شدن تدریجی دهانه قطره چکان ها وبالا بردن شوری خاک میباشد.

تاریخچه آبیاری قطره ای :

بر خلاف روش های آبیاری سطحی .که قدامت آنها در بعضی مناطق دنیا به 6000 سال قبل از میلاد میرسد. آبیاری قطره ای از یک طرف روش جدید وتاریخچه کوتاه دارد.و از طرف دیگر سابقه آن نیز بسیار طولانی است. مثلاٌ چینی ها وفلسطینی ها در صحراهای نزدیک دریا ویا در دامنه های تپه ها تخته سنگهای را در مقابل باد قرار می دادند . تا شبانگاه که سنگ زود تر وشدید تر از هوا سرد می شود . نسیم گرم ومرطوب دریا در بر خورد باآن تقطیر شود. بدین ترتیب قطرات آبی که از سنگها می چکید به پای درخت ویا بته ای که در آنجا کشت شده بود هدایت میگردید.این خود نمونه ای از یک سیستم آبیاری قطره ای باقدامت هزاران سال است. لذا نمیتوان برای آبیاری قطره ای یک تاریخ مشخصی تعین نمود.درسال 1913 میلادی نیز کاربرد لوله های روزنه دار زیرزمینی در امریکامعمول گردید. اما این روش در آن زمان بسیار گران تمام میشد.ونتوانست به سرعت گسترش یابد. بااین وجود از سال 1920به بعد استفاده از لوله های روزنه دار زیرزمینی در کشور های فرانسه ، آلمان و شوروی سابق معمول گردید.درسال  1953  توسط دو شرکت تجارتی به نامهای کامرون Cameron   و رایت رین Wright – Rain به اجراگذاشته شد. این دو شرکت برای اولین بار نام آبیاری تریکل ( Trickle ).یا قطره چکانی را برآن نهادند.( یک مهندس اسرائیلی که به طور تصادفی نام وی نیز بلاس S.Blass میباشد در یک منطقه مشاهده کرد که رشد درختی که درمجاور یک نل آب قرار داشت واتفاقاٌ این نل چکک می کرد . نسبت به سایر درختان بیشتر است. این موضوع وی را به این فکر انداخت که شاید بتواند برای آبیاری درختان نیزاز روش قطره ای استفاده کرد. نامبرده ساخت اولین قطره چکان را به نام خود به ثبت رسانید. غالباٌ نامهای ال.بلاس انگلیسی واس بلاس (اسرائیلی) بایکدیگر اشتباه میشوند. حال آنکه بلاس انگلیسی آبیاری قطره ای را در انگلستان فقط برای  گیاهان گلخانه ای بکار برد. درصورت که بلاس  اسرائیلی این روش را بر اساس آزمایش های قبلی خود در دانشگاه عبرو(Hebrew). دراوایل سالهای 1960 در بیابانهای نگف Negev   به مرحله اجرا در آورد . به همین دلیل اکثر متخصصان. توسعه روشهای آبیاری قطره ای را اسرائیل میدانند). بطور کل در حال حاضر آبیاری قطره ای بیشتر در موارد زیر کاربرد  دارد.

·در وضعیتی که مقدار آب کم یاهزینه تامین آن زیاد باشد.

·درزمین های ریگی ویا وضعیت هایکه نتوان زمین را برای سایر روش ها ی آبیاری آماده کرد.

·درمورد گیاهان که محصول آن را بتوان با قیمت زیاد بفروش رساند. 

سیستم رایج آبیاری در افغانستان

سکتور زراعت در افغانستان عمد تاٌ به آبیاری وابسته است . و حدود % 85 محصولات زراعتی کشور از زمین های آبی بدست می آید .زمین های آبی بر اساس منبع آب مورد استفاده .به چهار گروپ عمده تقسیم می شود که عبارت از .

·زمین های که آب خود را از دریاها در یافت مینمایند%  6/84

·زمین های که آب خود را از چشمه ها در یافت مینماید.%9/7

·زمین های که آب خود را از کاریزها دریافت مینمایند. %0/7

·زمین های که آب خود را از ارهاد بدست میآورد.% 5/0

سیستم های آبیاری در افغانستان عموماٌ به دو گروپ اصلی تقسیم میشود.

1.سیستم های آبیاری سنتی که توسط جامعه تنظیم میشود.

2.سیستم های آبیاری مدرن

1سیستمهای آبیاری سنتی که توسط جامعه تنظیم میشود.

این ها سیستم های سنتی هستند که بسیاری از آنها سالهاست که ایجاد شده اند .مراقبت وبازسازی سیستم های آبیاری عموماٌ بر اساس یک نظم روستا ئی سنتی غیر رسمی یااجتماعی تنظیم شده است . و سهم هرکس از آب موجود مشخص وثابت است . دانش وروشهای علمی بدین ترتیب به ساختارهای سنتی جمعی متکی است . ودر ذهن اشخاص باقی میماند. تقریباٌ % 90 زمین های زراعتی کشور شامل این کتگری است . این سیستم ها توسط جوامع محلی ، ومطابق به معیارهای قبول شده ای اجتماعی  تنظیم میشود.این سیستم ها شامل اشکال ذیل میباشد.

سیستم ارهد: ارهد به معنی شخص یا شی کامل وارزشمند است. این روش آبیاری بسیار قدیمی است وبرای استخراج آب از آن از حیوانات استفاده میشود . قطر این چاه تاپنج متر وعمق اعظمی آن نیز ده متر می باشد . ارهد معمولاٌ خصوصی است . وحدود سه هکتار زمین را بوسیله بالاکشیدن آب از چاههای سطحی باکمک چرخ تحت آبیاری قرار میدهد.

سیستم کاریز:کاریز یک سیستم آبیاری است . که برای تامین آب برای آشامیدن وآبیاری زمینهای زراعتی در مناطق گرم ، خشک ونیمه خشک مورد استفاده قرار میگیرد. تصور میشود که این تکنالوژی درآریانا انکشاف یافته است . وسپس به ساحات دیگری خصوصاٌ در مسیر جاده ی ابریشم گسترش یافته است . دراین سیستم آب از زخایر زیر زمینی توسط جریان آذاد از طریق کانالهای حفرشده ی زیرزمینی بیرون آورده می شود.ومعمولاٌ ده تا دو صد هکتار زمین راآبیاری میکند . تااواخر دهه ی 1980 حدود 170000 هکتار زمین در افغانستان توسط کاریز آبیاری میشد. آبیاری بیش از % 40 زمین 10 ولایت به این سیستم وابسته بود. اماسالهای بعد از بحران ، کاریزها در وضعیت خوبی قرار نداشت.

سیستم های سطحی کوچک:سیستم های دارای ساحه تحت آبیاری حدود 100 هکتار زمین باسربند های موقت که از ترکیب چوب درخت وبته یااز سنگ ساخته شده است . وجریان آب دریا منحرف میکند . شامل این کتگری میباشد. در این سیستمها. آب دریا ها ورودخانه ها منبع اصلی است .

سیستم های سطحی متوسط:این ها مشابه سیستم های سطحی کوچک میباشد . اما ساحه تحت آبیاری آن در حدود 100 -2000 هکتار میباشد . بسیاری این سیستم ها در حال حاضر توسط وزارت انرژی وآب تحت بازسازی ویا نو سازی میباشد. جامعه بین المللی (بانک جهانی ، بانک انکشاف آسیائی، USAID  ،کمیسون اروپا و....) از نظر مالی وتکنیکی سهم عمده یی دربازسازی این سیستم ها دارا میباشد.سیستم های سطحی بزرگ:این ها معمولاٌ در دشت ها و دره ها قرار دارند. وزمین های به وسعت حداکثر 200،000 هکتار راتحت پوشش قرار میدهد . این سیستم ها منبع اصلی تامین آب ولسوالی های افغانستان میباشد. معمولاٌ هر ولسوالی دارای یک کانال است که از دریا منشاء میگیرد . این کانالها سپس به کانالهای متوسط وسر انجام به کانالهای فرعی که وارد مزارع میشوند تقسیم می شود.

سیستم آبیاری زیرزمینی:این سیستم از نظر تکنیکی مدرن است . وسنتی نیست . اما بیشترتوسط افراد مدیریت میشود.این سیستم آب را توسط چاه های تیوبی از زمین استخراج مینماید. که این چاه ها میتواند باتوجه به خصوصیات زخایر آب عمیق یاکم عمق باشد. چاه های تیوبی کم عمق معمولاٌ کمتر از 20 متر عمق دارد . آبدهی شان از 4 الی 20 لیتر در ثانیه فرق میکند.درحالیکه چاه های تیوبی عمیق مولد تر بوده ومعمولاٌ بیش از 60 متر عمق دارد. آبیاری بااستفاده از آب های زیرزمینی خصوصاٌ درسطح فردی یا اجتماعهای کوچک درسالهای اخیر افزایش یافته است.کشورما درجریان جنگهای داخلی خسارات هنگفت بشری ، مالی واقتصادی را متحمل شد. دراین مدت طولانی مردم افغا نستان رنجها ومشکلات فراوان را دیدند. 

وضع آبیاری دردوران جنگهای داخلی درافغانستان

اقتصادی را به دوش کشیده .احصائیه ها وآمارسازمان ملل متحد خود این وضع اسفبارافغانها است. این آمارها شامل مو        ضوعات آتی میباشد.تولید زراعتی به تناسب سالهای قبل از جنگ بیش از % 53 کاهش یافته است .سیستم آبیاری % 40 تخریب شده ، فارمهای بزرگ زراعتی ومالداری دولتی در بعضی از ولایات کشور قسماٌ ویاکاملاٌ ازبین رفته است.قراریکه در فوق تذکر گردیده % 40شبکه های آبیاری کشور به اثر جنگهای داخلی تخریب گردیده است. ناشی از عوامل زیل میباشد.

·عدم موجودیت حفظ ومراقبت شبکه های آبیاری در دوران جنگ.

·بمبارتمان تاسیسات آبیاری توسط طیارات ها وقوت های توپچی .

·قطع جنگلات که باعث سرازیر شدن سیلابهای مدهش میگردد.

قبل از شروع جنگ داخلی در افعانستان تمام شبکه های آبیاری توسط دولت وقت احداث گردیده بود . همه ساله امور پاکسازی کانالهارا از گل ولای که از اثر سرازیر شدن سیلاب در بستر کانالها تراکم می نمود. صورت میگرفت. باتاءسف باید گفت که باشروع جنگ . اکثریت شبکه های آبیاری که بامصرف گذاف احداث گردیده بود بعد از تلفات بشری به درجه دوم خساره مند گردیده است.اکثر وسایط تخنیکی که در حفظ ومراقبت کانالهای آبیاری به کارمیرفت تاراج گردید. پرسونل فنی که باوسایط تخنیکی سروکارداشتند .در جنگها شهید ویا مهاجر شدند. بعضی اوقات گروه های درگیر درجنگ از کانال ها وکاریز ها آبیاری به صفت سنگر ها استفاده مینمودند.

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت 12:4  توسط ايمل " نظري "  | 

طرز توليد و استعمال كمپوست

مقدمه

کمپوست عبارت از تجزیه بیولوژیکی مواد  عضوی ویا کود عضوی بوده که به منظور مقوی ساختن خاک ونموی نباتات مورد استفاده قرار میگیرد . کمپوست نسبت به سایر انواع کودها کیمیاوی ارزش بیشتر داشته به عنوان سمبول ادامه حیات یک پروسه متحد  طبییعی است که باخلقت اجسام حیه آغاز گردیده واینکه بطور لاینقطع ادامه دارد . برگهای که درروی زمین میریزند ، تدریجا به کمپوست تبدیل گردیده ، مواد غذای خودرا به درخت باز میگرداند ، که از آن تولید گردیده اند .بقایای  حیوانی ونباتی ایکه درمعرض پوسیدن وتجزیه قرار میگیرند نهایتا به کمپوست بدل میشوند از اینجاست که غذای لازم را در اختیار موجودات زنده قرار داده  بقاوادامه حیات را تأمین مینمایند کمپوست را در حال حاضر خیل زیاد به طورمصنوعی تولید مینمایند کشور های پیشرفته جهان به عواقب کود های کیمیاوی پی برده سیع مینمایند با تولید واستعمال این ماده حیاتی استفاده از انواع کودها ی دیگر را کاهش دهند کمپوست در کشور ما به پیمانه خیلی کم تولید میگردد زیرا مردم به مزایای آن آشنائی  کمتر دارند برای اینکه تهیه وتولید آن رایج گردیده واستفاده از آن معمول گردد موسسه آریا همت گماشته تا پروژه امتحانی تولید وترویج آنرا در برخی از نواحی ولایت کابل ، ننگرهار ، ولوگر رویدست گیرد با آنکه از آغاز این پروژه مدت کمی سپری شده است نتایج ابتدائی آن قناعت بخش است .

فواید کمپوست

موجودات زنده ( نباتات ،حیوانات، انسانها ) با عوامل فزیکی محیط زیست ( هوا، خاک ، آب وغیره ) در یک ارتباط باهمی ومتقابل قرار دارند . کمپوست نیز در این رابطه نقش مهمی ایفامینماید در حالیکه رابطه مذکور برقرار باشد تداوم حیات تأمین میگردد. کمپوست نظر به سایر کودها ارزش بیشتر داشته یگانه ماده ایست که ساختار خاک را اصلاح می نماید . پس کمپوست سمبول تداوم حیات است طبیعیت از همان آوان پیدایش خود آغاز به تولید کمپوست نموده هنوز هم ادامه دارد به گونه مثال برگهایکه به روی زمین می ریزد به کمپوست  مبدل میگردد. مواد غذائی خود را به درختانی بر میگرداند که از آنها تولید گردیده اند بقایای حیوانی ونباتی همه به کمپوست عوض گردیده ودوباره در معرض استفاده اجسام حیه قرارمیگیرند . از اینجاست که تداوم حیات بر آورده شده سیر دورانی خود را می پیماند رنگ سبز نباتات گواه برآنست که طبیعت پروگرام کمپوست سازی را ادامه میدهد . بنابرین توضیحات فوق کمپوست  را میتوان چنین تعریف نمود.: کمپوست  عبارت از تجزیه بیولوجیکی مواد فاضله عضوی ویا کود ترکیبی بوده که به منظور تقویه خاک واز طریق آن بهبود رشد ونموی نباتات مورد استفاده قرار میگیرد .

فواید کمپوست را میتوان به ترتیب آتی ارایه نمود

1-مرکبات عضوی ، از جمله کمپوست  نخست از اثر فعالیت میکروارگانیزم ها تجزیه گردیده متعاقبا در اختیار نباتات قرار میگیرند . در اینصورت امکان نفوذ آب در اعماق زمین فراهم آمده رشد ونموی نباتات بهبود میابد .

2-نباتات میگیومی ( رشقه وشبدر ) نایتروجن هوا را به شکل مرکبات عضوی اخذ مینماید اینها نباتات اند که غدوات ریشه های آنها به عنوان میزبان آذوتوباکتر عمل مینماید .

3-بعضی از شکر های که در بین هیومس موجود اند ذریعه نباتات جذب میگردند .

4-هیومس بالای فاسفورس غیر عضوی در خاک تاثیر میگذارد .

5- هیومس منبع آهن قابل اخذ برای نباتات بوده رشد ونموی آنها را تامین می نماید .

6- نباتاتیکه به کمبود کلوروفیل مواجه اند مواد عضوی را به عنوان یک منبع انرژی مورد استفاده قرار میدهد . این عمل معمولا در هماهنگی با خارج مایکوسرایزا صورت میگیرد .

7- موجودیت نایتروجن ومواد عضوی در خاک فصل نموی نباتات راطولانی نیز میسازد.

8- هیومس نفوذ پذیری غشای پروتوپلازم حجره را تامین نموده امکان جذب یکمقدار زیاد مواد غذائی را میسر میسازد . 

فعالیت میکروارگانیزم ها در انبار کمپوست:

انبار کمپوست  دوجنبه مهم دارد . اجسام- وساختمان کیمیاوی کمپوست .

انبار کمپوست  مجموعه حیوانات وسبزیجات ومواد منرالی بوده که از لحاظ موجودیت خود یکی با دیگری ارتباط داشته واز طریق این ارتباط موادعضوی را به هیومس تبدیل مینماید . هیومس محصول نهائی کمپوست بوده در نتیجه یکمقدار زیاد میکروارگانیزم ها بوجود می آید هیومس خیلی مغذی بوده برای تقویه خاک ونموی نباتات خیلی مفید میباشد ازاینکه هیومس نرم است نفوذ آب را در بین خاک به سهولت امکان پذیر ساخته رشد ونموی نباتات را به خوبی تامین مینمایند .عناصر یکه در ترکیب هیومس موجود اند عبارت اند از نایتروجن ، فاسفورس ، پوتاشیم ، سلفر ، آهن ، کلسیم بوده که اندازه هرکدام آن در رابطه باترکیب انبارکمپوست تغیر پذیر میباشد. فیصدی کود مکمل (نایتروجن) فاسفورس  آن به سهولت در خاک رها گردیده وجمعاٌ مورد استسفاده نباتات قرارمیگیرد ارزش قابل ملاحظه ایرا دارامیباشد . هنگامیکه هیومس در خاک علاوه میشود امکان جذب رطوبت وحرارت افزایش یافته ، محیط مساعدی را برای رشد ونموی نباتات بوجود میآورد. تعویض مواد خام عضوی به کمپوست  رسیده یک پروسه مغلق بیوکیمیاوی میباشد تجزیه کمپوست  یعنی تجزیه بقایای حیوانی ونباتی تحت تاثیر فعالیت اجسامی که در خاک موجود اند ، صورت میگیرد تعاملات کیمیاوی ( اکسیدیشن ،هایدرولایز وغیره ) که در انبار کمپوست  صورت میگیرد پروسه است که مواد عضوی راطور مرحله ئی ازیک شکل به شکل تغیر داده در هر مرحله زمینه تجزیه بعدی را برای میکروارگانیزم های دیگرفراهم می آورد . این مواد از جانب باکتری ها به دو هدف مورد استفاده قرار میگیرد .

1- تهیه انرژی به منظور بقای نبات .

2- تهیه مواد غذائی به منظور نمو وتولید مثل آنها .

انرژی متذکره معمولاٌ  از اثر اکسیدیشن مواد عضوی مخصوصاٌ کاربن گیری بدست می آید در نتیجه این اکسیدیشن انبار کمپوست  گرم گردیده حرارت زیادی در آن بوجود می آید بعضی از اجزای دیگر آن زو د تر تجزیه واوکسیدایز میشود از اینجاست که انبار کمپوست  در آغاز تجزیه نسبت به اینکه تحت هجوم باکتریا ها مقرار میگیرد به زودی گرم میشود در حالیکه اگر این پروسه به خوبی اجرا گردد این مواد به اسرع وقت مورد استفاده قرارمیگیرد از سرعت فعالیت باکتری ها کاسته شده وانبار کمپوست  دوباره سرد میگردد. مسلم است که اگر انبار کمپوست  خیلی بزرگ باشد به شکل یک عایق عمل نموده نمیگذارد حرارت آن به زودی ضایع گردد. در صورتیکه انبار کمپوست  زیرور نشود ممکن این حرارت حتی اگر مرحله فعال با کتری ها سپری نیز شده باشد برای یکمدت طولانی حفظ بماند .پس حرارت های بلند را درانبار کمپوست  میتوان ناشی از عدم تجزیه یکسان مواد دانست . مواد عضوی ایکه به انبار کمپوست  علاوه شود ممکن منشأ بیولوژیکی داشته باشد که باید تجزیه گردد. وبه کمپوست  رسیده عوض گردد چوب ،کاغذ ،مواد فاضله آشپز خانه ،بقایای نباتی ، علفهای هرزه ومواد فضله حیوانی را میتوان به انبار کمپوست  علاوه نمود این مواد خام رویهمرفته تجز یه گردد . به اشکال ساده پروتین وکاربوهایدریت ها تعویض میگردد. مواد مستحصله بالاخره تحت هجوم انواع مختلف باکتری ها قرار گرفته به مراحل فراتر تجزه میشود . کاربوهایدریت ها سریعاٌ به شکرهای ساده . اسیدهای عضوی وکاربن دای اکساید تعویض میگردد مواد پروتینی خیلی آسان به پیتد ها ، امینواسید ها ، ومتعاقباٌ به مرکبات امونیم ونایتروجن تبدیل میگردد.نایتروجن حاصله بالاخره ذریعه باکتری ها به نیترات ها ( قابل اخذ نباتات ) عوض میشود در این مرحله تمام انبار کمپوست  به استثنای برخی از مواد یکه هنوز هم مقابل تجزیه مقاومت می نماید به کمپوست  رسیده تبدیل میگردد. این مواد همراه با موادیکه تجزیه شده اند تحت تاثیر عملیات مغلق بیوکیمیاوی به هیوس تبدیل میشود شواهدی موجود است که هیومس اغلبامٌ از بقایای اجسام مکروبی متشکل میباشد .بوی خرابیکه بعضاٌ از انبار کمپوست  خارج میشود همانا مواد نایتروجن است که به شکل امونیا در آمده وبه فضا انتشار می یابد . هنگامیکه در تناسب فوق الذکر اندازه مواد کاربن زیادتر میگردد پروسه تجزیه کمپوست  مغلق گردیده به شکل غیر مطمٌن اجرا ٌ میگردد.

طرق وشیوه های ساختن کمپوست

چندین شیوه برای ساختن کمپوست  موجود است . شیوه های معمول ساختن کمپوست  به ترتیب آتی توضیح میگردد.

1- شیوه ٌ ایندور

در این شیوه مواد عضوی به شکل لایه هاروی هم انبار میگردد .

تنظیم انبار مواد:

- لایه اولی به اندازه 15 سانتی متر متشکل از مواد سخت عضوی که به مشکل تجزیه میگردند.

- لایه دومی به اندازه 15 سانتی متر ازمواد نرم عضوی که به سهولت تجزیه میگردد.

- یک لایه نازک به اندازه 2 سانتی متر ازکود حیوانی که به شکل کمپوست  درآورده شده باشد .

- یک قشر نازک خاک .خاک باید از جای پاک که دارای رطوبت مناسب باشد به عمق الی 15 سانتی متر جمع آوری وانتقال مایکرو ارگانیزم هابه انبار کمپوست  میسر گردیده ، پروسه تجزیه مواد عضوی تأمین میگردد.لایه های فوق الذکر تا وقتی رویهم قرار میگیرند که ارتفاع انبار مواد به5/1 -2 متر برسد ،لایه ها باید طی یک مدت نسبتاٌ کوتاهی رویهم انباشته شوند . مثلاٌ در جریان یک هفته اگر انباشته شوند بهتر است .

ساختن کمپوست  از مواد فاضله خانگی

مواد فاضله خانگی شامل این مواد اند : انواع مواد فاضله خانگی مانند بقایای مواد غذائی ، کاغذ ، انواع قوطی های فلزی وپلاستیکی ،پلاستیک خاکروبه ها وخاکستر ،مواد فاضله خانگی مازاد گوشت سلاخی ها را در بر نمیگیرد . این مواد فاضله توجه حیوانات وحشی وحشرات مضره را بخود جلب نموده وبوی نا مطبوعاتی را دارا میباشد مدفوع انسان وحیوانات خانگی مانند : پشک وسگ هیچگاه شامل مواد فاضله خانگی نمی گردد این  مواد زهری بوده . مگراینکه با رعایت یک سلسله قواعد معین به کمپوست  تبدیل نشوند خطرناک میباشند . بخاطرباید داشت که اجزا متشکله مواد فاضله خانگی نظر به خصوصیات فرهنگی ومنطقوی قابل شناسائی میباشد در قاره آسیاه کمپوست  سازی از مواد فاضله خانگی یک تخنیک وشیوه قدیمی است .چون یکی از اهداف اساسی پروژه تنظیم مواد فاضله جامد ساختن کمپوست  از بخش مواد عضوی موجود د رمواد فاضله خانگی میباشد. بی مورد نخواهد بود اگر درین زمینه اندکی بحث مفصل صورت میگیرد باید فهمید که مواد فاضله کدام ها اند وچطور باید تنظیم ومجدداٌ بدوران انداخته شوند تا درپهلوی  جلوگیری از آلودگی محیط زیست از آنها چیزها ومتاع مفید دیگر به دست آید .

مواد فاضله :موادفاضله عبارت اند از مواد که در نتیجه کار وفعالیت انسانها به وجود آمده ومواد اند که در ظاهر اصلا بی مورد وغیر قابل استفاده پنداشته میشوند . تمام فضلات خشک اند از پوشیدنی وغیرپوشیدنی شامل این اصلاح میگردند ، تنها بدن انسان ازآن مستثنا اند . خاکروبه وخاک جاروبه ها رامیتوان شامل این اصلاح نمود .رشد جمعیت وبلندرفتن سطح زندگی باعث افضایش سریع کمیت این مواد در سطح جهانی گردیده است . یعنی جابجا سازی مناسب زباله های دامن گیر کشورهای  پیشرفته صنعت وممالک عقب مانده چون افغانستان نیز میباشد . اما در کشور های پیشرفته وممالک روبه انکشاف از جمله کشورهای همسایه ما ایران وپاکستان ، چاره های به تناسب توان مالی وتخنیکی آنها جهت جابجا سازی بی خطر زباله ها سنجیده شده است اما در افغانستان مطابق به عرف وعنعنات ملی به این مواد به دیده حقارت نگرسته ،سروکار با آنرا مایه ننگ عیب میدانند اما ، بد بختانه پرابلم مواد فاضله در تمام افغانستان به خصوص شهر های بزرگ ، مصیبت بزرگ است که باید توجه قرار گیرند یکی ازراه های حل ارزان ومفید این معضله همانا تبدیل نموده اند بخشی عضوی آن به کمپوست  میباشد دراینصورت مواد فاضله ، یعنی مواد به ظاهر غیر قابل استفاده ، به یک متاع قابل  استفاده ومفید عوض گردیده واز جانب دیگر محیط زیست که به وسیله این مواد آلوده  میگردد. محافظت میشود .

خاکروبه :خاکروبه به آن نوع فضلاتی اطلاق میشود که پوشیدنی نباشد . خاک ، کاغذ ، میخ ، شیشه ، براده های چوب ، توته های تکه ، پلاستیک ، وغیره را میتوان شامل این اصلاح نمود.

آشغال: بقایای دسترخوان وآشپز خانه را اشغال میگویند ( غذا های پس مانده ، بقایای میوه ها، سبزیجات ، پوست پیاز، کچالو، خربوزه ، تربوزوغیره)

بدوران اندازی مجدد:

اولین اقدام در مورد مواد فاضله عبارت است از سورت بندی مجدد وقابل استفاده ساختن این مواد بدین معنی که مواد فاضله پوشیدنی را از مواد دیگر مانند شیشه ، میخ ، کاغذ، پلاستیک، وغیره جدانمود. بخش عضوی آنرا به  یکی از طریقه هائیکه در این رساله توضیح گردیده است انبار نموده البته بعد از اجرای یک سلسله تعاملات فزیکی – کیمیاوی وبیولوژیکی به کمپوست  تبدیل گردیده ودر زراعت با غداری ، گلکاری وترکاری وغیره مورد استفاده قرارمیگیرد. باید متذکر گردیدکه کمپوست  را نمیتوان از بخش غیر عضوی مواد فاضله تهیه نمود خشبختانه بخش عضوی این مواد نیز میتوانند به یک متاع مفید تبدیل گردند ، شیشه ، پلاستیک، انواع قطی های فلزی ، وغيره نیز میتوانند به فرآورده های دیگری تبدیل شوند که دراینجا مجالی برای بحث آن وجود ندارد.

ساختن كمپوست از مدفوع انسان وحیوان

1-مدفوع انسان:- تعویض مدفوع انسان به کمپوست یک عمل خیل مفید بوده غذائی خوب را برای نباتات فراهم می آورد . در این صورت از امراضیکه ممکن تسط مدفوع انسان سرایت نمایند ، نیز جلوگیری میشود .

امراضیکه توسط مواد غایطه انتقال مییابند :

امراض روده ومعده که اثرات آن ذریعه مواد غایط خارج میشود از لحاظ حفظ الصحه محیطی خیل مهم است . این امراض درکشورما عمومیت داشته ، معمولا محرقه ، کولرا ، اسهالات ، بیماری فلج کودکان ، کرم کدودانه وچند مرض پرازیتی دیگر را دربر میگرد. درحالیکه شهر ذریعه سیستم کانالیزاسیون مجهز باشد مشکل امراض از طریق مدفوع انسان تقریبا مرفوع بوده ساکنین شهر از مصاب شدن به امراض مصٌون میباشد .چه شهرهایکه فاقد اینگونه امکانات هستند وساکنین آن از بیت الخلا های سرباز استفاده مینمایند . معمولا به امراض متذکره مصاب گردیده مرگ ومیر فراوان بار می آورد . با درنظر داشت این معظله لازم است نکات چند در باره خصوصیات ، تصفیه وطرزساختن کمپوست از مدفوع انسانی تقدیم گردد.ازمدفوع انسانی وحیوانی میتوان بدو طریق ذیل کمپوست ساخت

1- ساختن کمپوست از مدفوع انسان ویا حیوان بطور مستقیم :

ارزش غذائی مدفوع حیوان ویا انسانی مربوط به معامله ایست که قبل از استفاده با آن صورت میگیرد .مثال انبار حیوانی رامی توان مستقیما درخاک علاوه نمود ویا اینکه آنرا دریک چقوری ذخیره نمود ، بعد از اینکه به کمپوست مبدل گردید مورد استفاده نباتات قرار دارد . فضله انسانی از قرن ها به این طرف توسط دهاقین جمع آوری وبحیث منبع مواد غذائی در کشت وزراعت استعمال میگردد. درخالیکه به نحوه صحیح انبار وبه کمپوست مبدل گردد، استعمال آن بمنظور تقویه خاک سفارش میگیرد . ولی متوجه باید بود که جمع آوری نادرست وگذاشتن آن در فضای آزاد باعث اذیت مردم شده وحفظ الصحه محیطی را متضرر میسازد . برای اینکه فضله انسانی بدون خطر مورد استفاده نباتات قرار گیرد . بهتر است دریک چقری انداخته شده بالای آن خاک کافی که آنرا کاملامستور نماید . علاوه گردد بعد ازاینکه یکمدت معین حد اقل یک ماه سپری گردد فضله مذکور به کمپوست مبدل گردیده یک ماده مناسبی را برای تقویه رشد ونموی نباتات فراهم می آورد .طریقه دیگریکه اهمیت آن روز بروز بیشتر میگردد همان استفاده از فضله حیوانی درتولید بایوگاز میباشد . دراینصورت تمام مایکروارگانیزم های مضره آن نابود گردید ه کمپوست خوبی تهیه میشود.

2-استفاده از مدفوع انسان وحیوان بحیث تحریک کننده پروسه تشکیل کمپوست :

هر ماده ایکه تجزیه بیولوژیکی انبار کمپوست را تحریک نماید بنام تحریک کنده ویا فعال کننده پروسه کمپوست یاد میگردد. دونوع فعال کننده موجود است : یکی فعال کننده های عضوی عبارت ازمواد اند که حاوی یک مقدار زیاد نایتروجن میباشد ، پروتین ها ، امینو اسید ها ، یوریا : پاروی حیوانی ( یاانسانی ) ،مواد فاضله عضوی ، خون خشک ، کمپوست ، خاکهای هیومس دار، ادرار وغیره در گروپ فعال کننده های عضوی شامل میشوند. بنابر این توضیحات فوق ، مدفوع انسان وحیوان را میتوان در انبار های کمپوست ها به حیث فعال کننده استعمال نمود توصیه میگردد که فضله انسان ویا حیوان را از نخست باید با سایر مواد عضوی مخلوط نمود . وبعداٌ به منظور تهیه کمپوست مورد استفاده قرار داد.

موارد استعمال کمپوست

مهمترین موارد استعمال کمپوست قرار ذیل اند .

استفاده از کمپوست در بین گلدانها ، قوریه ها ، وچقرک نهالها.

استفاده از کمپوست به منظور جلوگیری از فرسایش خاک .

کمپوست به حیث غذائی ماهیان :

بعد از آنکه کمپوست آماده گردید . نباید مستقیماٌ مورد استفاده قرار میگیرد بلکه باید برای یکمدت نگهداری گردد . باید توجه شود که کمپوست کیفیت خودرا هنگام ذخیره از دست ندهد . دراین زمینه نکات آتی رعایت میشود.کمپوست  را نباید در زیر باران ویا نور آفتاب بدون پوشش ذخیره  نموده  باران مواد مغزی آنرا میشوید ونور آفتاب باعث حریق آن میگردد در صورت این نوع بی احتیاطی کمپوست  کیفیت خودرا از دست میدهد برای جلوگیری ویا اقلا کاهش این نوع تاثیرات منفی کمپوست  باید توسط یک غلاف مناسب پوشانیده شود .بوریا . برگ درختان ، تات بوری رامیتوان به این منظور مورد استفاده قرار داد .هرگاه کمپوست  برای مدت طولانی ذخیره گردد ، مورد حجوم حشرات قرار گرفته از کیفیت آن کاسته میشود .

استفاده از کمپوست  به منظور تقویه خاک

کمپوست  کیفیت خاک را بهبود بخشیده ، حاصلخیزی آنرا برای یک مدت طولانی تضمین مینماید .کمپوست  دارای یک مقدار زیاد مواد عضوی میباشد مواد عضوی  برای رشد ونموی نباتات خیلی مهم بوده رطوبت را دربین خاک برای یک مدت طولانی حفظ مینماید . یکی از خوبی های کمپوست  این است که مواد غذائی را به آهستگی رها ساخته برای مدت زیاد بالای نباتات اثر مطلوب را بجا میگذارد . کود های مصنوعی صرف دارای یک ویا چند عنصر ( نایتروجن ، فاسفورس ، وپوتاشیم ) میباشد . درحالیکه این عناصر در ترکیب کمپوست  به وفرت دریافت میگردد. مواد غذائی کودهای مصنوعی به سرعت مصرف میشوند  این بدان معنی است که کود های مصنوعی ضرورت نباتات را صرف برای یک مدت کوتاه مرفوع میسازد .باید تذکر داد که کود ها ی مصنوعی نمیتوانند حاصلخیزی خاک را تأمین نماید . نباتات برای تأمین رطوبت وغذائی خود به مواد عضوی ضرورت دارند. خاکهای ضعیف وفاقد مواد عضوی را نمیتوان به وصیله تطبیق کودهای مصنوعی بهبود بخشید . دراین نوع موارد لازم است درپهلوی کودهای مصنوعی از مواد عضوی نیز استفاده نمود . در درازمدت حتی کود های مصنوعی میتوانند بالای خاک تاثیر منفی داشته باشند زیرا در اثر آن کیفیت خاک تخریب گردیده روی همرفته خاصیت تیزابی را کسب مینماید اگر قرار باشد که کمپوست  برای تقویه خاک یک گلدان مورد استفاده قرار گیرد لازم است یک مقدار زیاد آن استعمال گردد.که این رامیتوان یکی از نوقص کمپوست  قلم داد نمود . استعمال کمپوست  در مورد پرورش سبزیجات خیلی مناسب میباشد .هنگامیکه بستری بذری آماده گردید ، بهتر است سطح فوقانی آن نخست ذریعه کمپوست  مستور گردیده وبعدا با خاک مخلوط گردد. کمپوست  هاوی مواد عضوی بوده به سهولت مورد استفاده نبات قرار میگیرد .کمپوست  را میتوان در چقری های نهال ها نیز استعمال نمود این شیوه مخصوصاٌ در مناطق خشک خیلی مفید میباشد.

استفاده از کمپوست  دربین گلدان ها ،قوریه وچقرک نهالها 

کمپوست  برای نهال های قوریه خیلی مفید میباشد ، دراین نوع موارد کمپوست  را در بین بسترهای بذری ویا درحالیکه نهالها روئیده باشد استعمال میکند ، کمپوست  رامیتوان دربین چقرک های نهال های جوان ویا گلدان ها نیز استعمال نمود کمپوست  رطوبت را برای مدت طولانی حفظ نموده نمیگذارد نباتات را از اثر فقدان آب به زودی متأثر گردند .

استعمال کمپوست  به منظور جلوگیری از فرسایش خاک :

کمپوست  رطوبت را حفظ نموده از فرسایش آن جلوگیری مینماید ، کمپوست  که اصلا مواد عضوی است ذرات خاک را به هم چسپانده نمیگذارد به وصیله آب شسته شود .هرگاه کمپوست  در خاک موجود باشد ، به عنوان سد علیه فشار آبهای شوینده عمل مینماید . در حالیکه یک تعداد جویچه ها عمود بر نشیب یک تپه احداث وذریعه کمپوست  پر گردد.، فرسایش آبی خاک را به کلی متوقف میسازد  .در این نوع موارد آبهای جاری ذریعه کمپوست  جذب گردیده مانع شسته شدن خاک میگردد.

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت 11:43  توسط ايمل " نظري "  | 

کشت شلغم

مقدمه :

درآغاز خداوند (ج) منان را بخاطر نعمتهای فراوانش سپاس میگویم  شلغم از سبزی های مشهر جهان وافغانستان بوده شلغم به شمول افغانستان درتمام جهان یک سبزی قابل فروش وقابل اهمیت میباشد  زیرا در هر جا پیداشده ودر تحت شرایط مختلف نمو میکند شلغم را میتوان در هر وقت سال بدون تابستان گرم وزمستان سرد بذر نمود رویانیدن شلغم تحت اکثر  شرایط آسان بوده وبه خوبی ذخیره ویک سبزی مناسب برای مردم افغانستان بوده که دراکثر اوقات سال خورده شده میتواند . شلغم ازنگاه ارزش غذائی اهمیت زیاد را دارا میباشد . ارزش غذائی از لحاظ مواد معدنی غنی میباشد . باوجودیکه شلغم را برای غذا استعمال میکنند اما برگهای سبز وجوان آن به قسم سبزی نیز استعمال شده میتواند  وهمچنان برگهای آن یک علوفه خوب برای حیوانات میباشد . بر علاوه برگهای سبز شلغم از لحاظ داشتن ویتامین  A  ویتامین    B2    ویتامین  C   غنی بوده ومقدارزیاد مواد معدنی را دارا است . انسانها شلغم را از مدت های طولانی به اینطرف برای مصرف خود بذر مینمودند .

تاریخچه وطبقه بندی شلغم :

جای صلی پیدایش شلغم معلوم نشده مگر گفته شده که جای اصلی آن سایبریا بوده که اقسام وحشی آنها درآنجا فعلاٌ موجود است .افغانستان مرکز احتمال پیدایش شلغم شناخته شده بعضی ازمتخصصین زراعت آسیای میانه ومدیترانه را قلمداد مینمایند شلغم اززمانه های خیلی قدیم تحت ذرعه قرار داشته ودر سال 1550 -ع – به انگلستان برده شده بود شلغم به خاندان نباتی (Cruciferae) تعلق دارد . وبه کلیمه کرم ریپ (Rape) و کیل(Kale) ارتباط جنسی و ارثی دارد. شلغم درطی چهار هزار سال یا بیشتر مانند امروز توسط انسانها کشت میشد واین نبات آنقدر قدیمی است که هیچکس محل پیدایش اصلی آنرا نمیداند بعضی ها منشأ  اصلی آنرا سایبریا وبعضی ها متعقد هستند که سواحل مدیترانه یا چین خواهد بود .شاید سرد ترین محل آن که سایبریا ست درست باشد بخاطریکه شلغم برای نشو نموی خود به هوای سرد ضرورت میداشته باشد. همچنان  علوفه آن به مواشی استفاده میگردید . کشت ورویانیدن آن آنقدر آسان است که حتی مردمان قدیم با استعمال چوب که زمین را میخراشیدن شلغم را کشت واز آن   حاصل خوب میبرداشتند . زیرا درهر جا پیداشده ودرتحت شرایط مختلف نمومیکند با وجودیکه معمولاٌ ریشه کلوله شلغم را برای غذا استعمال میکند در بعضی جا انواع جدید را به وجود آورده اند که محض برای حاصل برگ سبز آن بذر میشود . نوع شکواین (Shogein) یکی از آن جمله میباشد . شلغم یک نبات یکساله وهم دوساله بوده اگر وقت دربهار کشت شود نبات یکساله که درهمان سال تولید تخم را نیزمینماید . اگر ناوقت یعنی در تیرماه بذر گردد سبزی دوساله است بطور عموم ریشه یعنی کلوله شلغم قابل استفاده بوده برگ از قسمت بیخ یا تاج برآمده برگهای آن پاشان وپهن میباشد . ریشه آن متوسط ودارای ریشه های جاذب کوچک بوده .عموماٌ شلغم گرد ، مدور ،هموار وبرنگهای زرد ، سفید ، سرخ میباشد . اما در ارزش مواد غذائی آن کدام تفاوت نمیباشد . ازلحاظ مواد معدنی ومواد غنی است . بر علاوه  برگهای سبز شلغم ازلحاظ داشتن ویتامین ای ویتامین بی دو و ویتامین سی غنی بوده ومقدار زیاد مواد معدنی را دارا است شلغم مانند سایر سبزی های فامـــــیل کروسفـــــیری نـــباتات کراس پالـینیت (Cross-pollinate) بوده وتعداد کروموزم آن 20 میباشد . برای اینکه انواع شلغم را از تخلیط جنسی محافظه نمود کلوله شلغم را جهت تولید تخم آن به مصافه 800-1000 متر دورتر از یک دیگر درساحه بذر میگردد. تولید تخم عیناٌ مانند ملی سرخک صورت گرفته وتخم آن دربین پلی ها تولید میشود . ناگفته نباید گذاشت که شلغم درهوای سرد بسیار خوب نمو  میکند . 

انواع شلغم :

شلغم ازلحاظ شرایط اقلیمی ونموی بدوگروپ تقسیم شده .

انواع معتدله که به نشو نموی خود به آب وهوای ملایم ضرورت میداشته باشد نموی آن سریع وزود رس ودارای کیفیت عالی (مزه شرین واشتها آور) بوده  وهم برای تولید به هوای معتدله ضرورت دارد . این انواع عبارت است از پرپل تاب (purple Top) وایت گلاوب(White globe) گولدن بال(Golden ball) غیره میباشد . گروپ انواع که برای نموی خود به آب وهوای گرم ضرورت دارد که ازنگاه قدرت حاصل دهی زیاد حاصل داده کیفیت آن ضعیف ، نموی آن بطی، دیرس ، ومزه آن تند بوده ودرمناطق معتدله نیزنمو میکند انواع آن عبارت از پوساکانچین (Pusa kanchan ) پوساسوتی (Pusa sweti) میباشد . پوساسوارنیما(Pusa swarnima) یک نوع شلغم جدید است که ازالقاح نوع  شلغم گلدن بال ونوع ملی جاپانیس وایت بوجود آمده است که بعد از مدت 45-60 روز آماده رفع حاصل گردیده که به شکل طویل ومدور بوده ودر مقابل امراض وآفات مقاومت دارد .

شرایط ا قلیمی برای کشت وتیار نمودن شلغم :

شلغم در کشت بهاری حاصل خوب ونتیجه مؤثر داده است شلغم درتمام خاکها نتیجه خوب داده است، ولی درداخل افغانستان خصوصاَ ولایت کابل واطراف آن در ولایات گرم سیر مانند ننگرهار ، لغمان ، کنر  زمین بعد از زهکشی عمیق درخاکهای لوم ، سلت لوم نتیجه خوب داده است . برای کشت خزانی  وبهاری به منظور نموی جدید در زمین کود کیمیاوی استعمال میگردد . کشت خزانی کم پارو میخواهد نظر به کشت بهاری وریشه آن به اندازه کم پوتاشیم ضرورت دارد فاسفورس ونایتروجن باید حتماَ درزمین علاوه شده بعداَ آبیاری گردد. دریک جریب زمین نظر به سفارش شرکت کود که به دهقانان داده شده است . 33 کیلوگرام یوریا 25 کیلو گرام دای امونیم فاسفیت به منظورحاصل با کیفیت و کمیت خوب نتیجه مؤثر میدهد. چون شلغم درهوای گرم زیاد نمو نمینماید سپس دهقانان تخم شلغم را از آمدن بهار به پیش ذرع  مینماید . ودرولایت سرد سیر از یخ آماده کرده دوماه پیش در زمین مست که آماده کشت گردیده زرع مینمایند.فاصله درداخل قطارها توسط دست خیشاوه میگردد. 27,5 -30 سانتی متر وخیشاوه توسط ماشین به فاصله 60 سانتیمتر تعین گردیده است .تخم شلغم توسط دست ویاماشین کشت میگردد.  عمق تخم پاش دادن یک سانتی متر میباشد دریک جریب زمین باید از 454-680 گرام تخم پاش داده میشود . وقتیکه جوانه میزند وبه نمو شروع میکند باید از 5-10 سانتیمتر فاصله تنک میگردد.شلغم در اقلیم سرد یا مناطق معتدله ملایم با داشتن بارندگی اوسط سالانه  700-1000 ملی متر زیادترتوافق دارد .

طریقه بذر: شلغم به شکل قطار یا بصورت پاشکی بذرمیگردد. فاصله بین دونبات دریک قطار 4-6 سانتی متر وبین دوقطار 20-40 سانتی متر میباشد . اگر به طوری پاشکی زرع میگردد . یکه کاری از آن ضروری پنداشته میشود. دراین صورت 4-6 سانتی متر فاصله بین بته ها درنظر گرفته میشود .بهترین حرارت برای جوانه زدن تحت 20 درجه سانتی گراد است . که در ظرف سه روز جوانه میزند .

وقت بذر شلغم :بهترین درجه حرارت برای نشو نموی نبات شلغم 17 درجه سانتی گراد میباشد . شلغم معمولاَُ با پالک دریک وقت بذر میگردد. معمولاَ بذر آن درمناطق سرد  دربرج اسد ودرمناطق گرم سیر دربرج میزان صورت میگیرد . شلغم دارای ارزش غذائی بهتر بوده واز لحاظ مرکبات منرال و ویتامین ها بسیار غنی است . شلغم را در هر وقت سال میتوان کشت کرد اما درتابستان گرم یا زمستان سرد که حرارت از 5 درجه سانتی گراد پاینتر باشد نمو شان بطی میباشد .

مقدار کود : شلغم مانند سایر نباتات برای نموی بهترخود به کود پاشی ضرورت احساس مینماید . اما ریشه گوشتی شلغم نسبت به دیگر سبزیجات به عنصر پوتاشیم ضرورت کمتر دارد .لازم است درمزارع شلغم کود های نایتروجن دار وفاسفورس دارحتماَ استعمال گردد. مقدار کود یوریا 25-30 کیلو گرام ومقدار دای امونیم فاسفیت 20-30 کیلوگرام فی جریب تعین گردیده است همچنان مقدار 4-5 تن کود حیوانی دریک جریب مذرعه شلغم سفارش شده است . بهتر است کود حیوانی وکود دای امونیم فاسفیت ونصف یوریا در وقت آماده کردن زمین درموقع کشت استعمال گردد. ومتباقی کود یوریا بعد از 30 روز بصورت پاشکی درمذرعه شلغم استعمال شود . بعضاَ مقدار 22 کیلوگرام یوریا و 25 کیلوگرام کود امونیم فاسفیت درفی جریب تطبیق مینمایند .یوریا 260 پاو درفی جریب دای امونیم فاسفیت در فی جریب 50 پاو و درفی جریب کود حیوانی 6000 پاو .

آبیاری : آبیاری برای رشد سریع نبات شلغم ضروری میباشد وبطور اوسط با نورم 400-450 متر مکعب فی هکتار (6-8) مرتبه آبیاری میشود شلغم با وجود قلت آب تشکیل ریشه مینماید . لیکن برای نموی سریع به آب زیاد ضرورت دارد .

جمع آوری ونگهداری  حاصلات: شلغم را وقتی رفع حاصل نمود که هنوز سخت ، رشته دار وچوبی نشده باشد واندازه مناسب را کسب نموده باشد. مقدارحاصلات شلغم   نظر به نوع خاک  ونوعیت از 3000-7000 کیلوگرام  فی جریب تخمین گردیده است . شلغم تحت 0 درجه سانتی گراد برای 4-6  ماه ذخیره شده میتواند واگر رطوبت نسبتی هوا بلند باشد (%90 ) آن برای مدت طولانی تر نگهداری میشود.همچنان اگر ذخیره کردن شلغم دربین ریگ مرطوب صورت گیرد بهتربه نظر میرسد . تخم شلغم را میتوان برای مدت 4-6 سال نگهداری نمود . (2)کشیدن شلغم دراثنای نمو جنسیت بهتر داشته واگر به جمع آوری آن تأخیر رونما  گردد رشته دار وچوبی میگردد. شلغم را که برای زمستان میخواهید نگاه کنید ناوقت تر بذر گردد .

مارکتینگ:شلغم را همیشه بصورت تازه یعنی هفته یکبار به بازار ببرید اگر شلغم همرای برگ های خود دسته شده باشد برای جلب توجه مردم هفته دوبار باید عرضه گردد .ولی در افغانستان شلغم را همرای برگ مردم نمی پسندند .

خواص داروئی:

خواص داروئی شلغم آنقدر زیاد است که میتوان گفت این سبزی برای هر درد درمان است . واگر مردم میدانستند که این سبزی چقدر فایده دارد تمام باغچه های خانه خودرا شلغم میکاشتند . وهر روز از آن استفاده میکردند .

1.شلغم مقوی است .

2.شلغم اشتها آور است .

3.شلغم سرفه را تسکین میدهد .

4.ترشی شلغم بهترین نوع ترشی است زیرا مقوی معده وروده ها واشتها آور است .

5.آب شلغم شکر خون را پاین می آورد .

6.تخم شلغم را اگر سرخ کرده وبخورید برای ضعف جنسی مؤثر است .

7.اگر گلودرد دارید آب پخته شلغم را قرقره کنید .

8.خوردن آب شلغم درمان کننده جوش صورت است .

9.آنهایکه  حافظه ضعیف دارند حتما باید شلغم بخورند زیرا ثابت شده است که شلغم حافظه را تقویت میکند .

10.شلغم شب کوری را درمان میکند .

11.شلغم به علت داشتن ویتامین بی اعلاج کم خونی است .

12.زن حامله یکه درمدت بارداری شلغم خورده باشد بچه اش زود تر رشد کرده زود تر حرف می زند وحتی زود تر راه می افتد ودر مقابل امراض مقاومت بیشتری خواهد داشت .

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت 11:34  توسط ايمل " نظري "  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر