X
تبلیغات
زراعت یا مبارزه با گرسنگی

زراعت یا مبارزه با گرسنگی

کشت و پرورش نیشکر

مقدمه :

تولید شکردردنیا برمبنای اطلاعات سازمان خوراکه جهان (F A O  ) درسال 2003 میلادی برابربا 145 ملیون تن میباشد . درحالیکه میزان مصرف شکردراین سال برابربا 138 ملیون تن بوده است، لذا این نظربرای چندین سال پیاپی تولید شکردردنیا بیش ازمصرف آن بوده ودرنتیجه میان نکته قابل توجه اینکه مصرف شکردردنیا طی 30 سال اخیر همواره افزایش پیدا کرده .چنانچه مصرف شکرازحدود 17 کیلوگرام درسال 1963 به حدود 30 کیلوگرام درسال 1999 رسیده است . ازکل میزان شکرتولیدی دنیا حدود 40 درصد آن ازنیشکرو 35 درصد دیگرازلبلبو قندی بدست می آید . زراعت نیشکردر104 ولبلبو در48 کشوردنیا صورت میگیرد . مهمترین کشورهای تولید کننده نیشکربرازیل ، کیوبا ، هندوستان است گذشته ازاینها درچین ، استرالیا ، امریکای شمالی وافریقای جنوبی نیزدرسطح قابل توجه کشت میشود ، دربسیاری ازکشورهای جهان تولید قند یکی اززمینه های ضروری اقتصادی زراعتی آنها میباشد وتنها عوامل اقلیمی است که تعین کننده انتخاب یکی ازدوگیاهان عمده تولید کننده قند یعنی نیشکرولبلبوی قندی میباشد . نیشکرکه امروزه حدود % 40 کل شکردردنیا را تولید میکند ، منحصراً درمناطق حاره وشبه حاره کشت میشود . قسمت اعظم تولید آن درمناطق حاره مرطوب است ولی درشرایط آبی درنواحی خشک نیزکشت میشود که درآن سلامت بذرتعین کننده سلامت محصول است دراین محصول کنترول کیمیاوی نقش اندکی دارد . تقریبا ً تمام بیماری قارچی ، باکتریائی وویروسی این محصول به وسیله نی هایکه به عنوان بذراستفاده میشود انتقال می یابند .

تاریخچه مختصردرمورد نیشکر:

نیشکریکی ازقدیم ترین گیاهان زراعتی است وبرای اولین باردرجزایر اقیانوس آرام اهلی شده وازآنجا به هندوستان وچین برده شده است ، ودراین کشورها برای اولین بارشکرازنیشکراستخراج گردید .درحدود 300 سال قبل ازمیلاد چنین نوشته شده است  که درهندوستان گیاهی میروید که میتوان ازآن بدون استفاده اززنبورعسل تولید نمود بااین گیاه ازراه های تجارتی ازهندوستان به افریقای شمالی منطق مدیترانه هسپانیه برده شد . کرستیف کلمپ نیشکررا به امریکای جنوبی برد وازقرن شانزدهم به بعد این منطقه بصورت هسته جهان تولید شکردرآمد .تا اوایل قرن نزدهم نیشکرعملا ً تنها گیاهی بودکه درمقایسه تجارتی برای تهیه شکرکشت میشد وحدود 200 سال بیش یکی ازکیمیا دان های آلمانی بنام مارگراف دریافت که میتوان ازدو وراتیتی لبلبوی علوفه ائی نیزشکراستخراج نمود واین شکرازنظرکیمیای شبه شکرنیشکراست. جهت تولید شکرازلبلبوی قند دراروپا گردید وازآنجا به تمام قسمت های معتدله شمالی گسترش یافت . سابقه تاریخی کشت نیشکردرهند به 1000 سال قبل ازمیلاد مسیح میرسد نیشکرازهند به سایر نقاط دنیا راه یافت وتا اوایل قرن 18 تنها محصول بود که درسطح تجارتی برای تولید شکرکشت میشد .

معرفی نیشکر

نیشکرگیاه مناطق حاره وشبه حاره است وبرای ادامه حیات خود به درجه حرارت های بالاتراز20 درجه سانتی گراد نیازدارد این گیاه چند ساله است وبرای تولید محصول به 24 – 8 ماه احتیاج دارد . نیشکربسیارحساس به نورااست وطورزیاد باعث عدم برخورد نورکافی باعث تلف شدن تعدادی ازپنجه ها گردد . گیاه که ازنورکامل رشد کرده باشند دارای ساقه های ضخیم وکوتاه تروبرگ های سبزوپهن ترهستند فیصدی ماده شکرآنها بیشتراست .  نیشکردامنه وسعی ازرطوبت خاک را تحمل میکند وبرخی ازورایتی های آن به خشکی بسیارمقاوم هستند . البته درمناطق خشک ونیمه خشک این گیاه مختصرا ً درشرایط آبی کشت میشود نیشکردرانواع خاک ها رشد میکند واغلب درخاک های که  دارای بافت درشت هستند کشت میکند ویا کشت میشود . دررابطه با PH خاک هیچ گونه توقع خاص ندارد وبه نمکی بودن خاک نیزمقاوم است .

اهمیت اقتصادی

نیشکربه شکل وحشی درتمام مناطق حاره ونیمه حاره میروید اما نبات مهم مناطق گرم آسیا بشمارمیرود .نیشکردرامریکا درساحات وسیع کشت میشود وهمچنان درکیوبا به منظورتولید شکرکشت میگردد . کشورهای که نیشکردرآن به پیمانه وسیع رایج است عبارت اند از: کوریا ، هندوستان ، برازیل ، ایالات متحده امریکا ، فلپین ، استرالیا ، افریقای جنوبی وجمهوریت دومینکاه .  ازنیشکرعلاوه برشکرمقدارمواد دیگر بدست می آید که  ازعلم تغذیه استنباط میشود که غذا ها بخش مهم غذای انسان ها را تشکیل میدهد که کمبود آن باعث اختلالات فکری وحتی درانسان وحیوان میگردد درکشورهای روبه انکشاف این مشکل درپهلوی مشکلات دیگر وجود دارد . درکشورما به منظورتولید شکرصرف لبلبو کشت میشود درحالیکه کشت نیشکربه شکل عنعنوی درمناطق شرقی وجنوب شرقی رایج است وازآن بمنظورتولید گروشکل تازه استفاده میشود .نیشکرنبات است که موارد قندی آن به مصرف کم وجنسیت خوب حاصل میگردد کشت نیشکراززمان های بسیارقدیم درافغانستان رایج دارد که به کوشش غازی امان الله خان درجلال آباد یک فابریکه تولید شکرنیزایجاد گردیده بود که بعدا ً به رکود مواجه شد .نیشکراکثرا ً بخاطربدست آوردن شربت ، میلاس ، شکرکشت میگردد که ازمیلاس درتغذیه حیوانات وصعنت الکول استفاده میگردد وازمحصولات فرعی آن درساختن کاغذ تخم های تعمیراتی حاصلخیزی خاک ویا مواد سوخت استفاده میشود .قابل تذکراست که بطورکل این شرایط آب وهوای هرمنطقه است که تعین میکند . شکررا ازلبلبو تیه مینماید ویا ازنیشکر؟ تولید شکراساسا ً درنواحی حاره ائی ونیمه حاره ائی انجام میشود وقسمت اعظم تولید آن درنواحی حاره مرطوب است . گرچه بعضا ً درمناطق خشک نیزتحت شرایط آبی تولید میگردد. 

خواص بوتانیکی نیشکر

نیشکرکه نام علمی آن  Saccharum officinurum یک نبات مهم قدیمی قندی وچندین ساله بوده مربوط به فامیل   Gramin ceae میباشد که بصورت چندین ساله برای برداشت ساقه های حاوی قندی تولید میشود یا اینکه نیشکرازنظرتبدیل انرژی توری وگازقند ازکلیه محصولات زراعتی دیگرقوتیتراست اما طول دوره رشد لازم برای یک یا جمع آوری آن طولانی بوده از 24 – 8 ماه درحال تغیراست .نیشکرچندین ساقه تولید میکند وارتفاع ساقه آن 2 تا 6 متروبه قطر2 تا 6 سانتی مترمیرسد . درهرساقه 10 تا 10 بند ویا نوده وجود دارد که فاصله بین هرنوده 25 – 5 سانتی متراست پاینترین نوده هافاصله کمی ازهم دارند . فاصله میان گره ها فاصله بتدریج افزایش یافته تا دراواسط ساقه به یک حد لازمه میرسد .گره یعنی بند ویا نوده های نزدیک به خاک دارای تعداد زیادی جوانه ساقه است . بنا براین امکالن تولید پنجه های زیادی 50 – 5 عدد درهربته ( بته ) موجود میباشد ساقه نیشکردارای مغزاست که قند درآن ذخیره میگردد . ذخیره شکر درقسمت های مرکزی وپائین ساقه بیشترمیباشد . برای تکثرنیشکرازبذراستفاده نمی شود بلکه قلمه های ازساقه را برای این منظور بکارمی برند ، ازجوانه های ریشه ائی موجود روی قلمه ریشه های بوجود میآید ریشه های قلمه ائی گفته میشود این ریشه ها نازک بوده وانشعاب زیادی می یابد ازبند های زیر خاک ساقه وپنجه های مربوط به آن نیزسیستم ریشه بوجود میآید که طوردوام دارتوسعه میآبد تجدید میگردد.  ازهربند ساقه نیشکریک برگ بوجود میآید برگ نیشکرطویل وباریک است طول یک برگ کامل به یک متروحتی بیشترمیرسد . برگ های پائین آهسته آهسته دراثرنرسیدن نوروپیری یکی پس ازدیگر میبرند .نیشکرپس ازحد اقل 12 تا 24 ماه رشد وبا قرارگرفتن درروزهای بسیارکوتاه تولید گل مینماید رشد ساقه که به گل میرود متوقف میگردد . ومقدارقند آن شدیدا ً نقصان مییابد دراین حال رشد ساقه های جانبی تحریک میشود ولی این ساقه ها نیزقیرزیاد وقند کمی دارد . بطورکلی عملکرد قند محصول باگل دهی نقصان میآبد استفاده به موقع ازعلف کش پارا کوات ازتوسعه گل ها جلوگیری میکند . دواپاشی باید درزمان گلدهی انجام یابد این دواپاشی علف ها وبرگ های جوان را خشک میسازد وشرایط لازمه را رشد بهترساقه مساعد میسازد .

خصوصیات بیولوژیکی نیشکر

نیشکربا تاج مخروطی شکل خود که درقسمت پائین ساقه تشکیل میگردد یک نبات قد بلند چندین ساله است که طول بند های میانی آن معمولا ً تا 2 تا 3 انچ میرسد رنگ ساقه آن سبززرد بنفش ویا مایل به سرخ است . ساقه آن توسط برگ ها پوشیده میباشد موجودیت چندین بند باعث بوجود آمدن برگ ها میگردد . ساقه آن توسط طبقه مومی پوشیده شده که دراخیرهربند میانی یک شکل بند مانند بمیان می آورد که ریشه ازآن بوجود میآید وشکل چشم دارمیباشد . یک پوشش برگی ساقه ها را احاطه کرده است که ازبندها محافظت میکند . برگ ها ی آن بصورت راست ومستقیم بوده وگاهی اوقات رنگ مایل به بنفش دارد .درنیشکرتخم بعد ازکشت آن 12 تا 24 ماه تولید میگردد وگل ها را تشکیل میکند اکثرا ً بته های نیشکریک نبات گرم پسند است ودرطول دوران نموئی خود به حرارت وروشنی زیاد ضرورت دارد . شدت گرما درتولید مواد قندی ساقه اول بسزای دارد ودرطول دوران نموئی خود به آب زیاد ضرورت دارد .نیشکردرخاک هایکهPH آن بالا باشد چندان حساس نیست یعنی اسیدیت آن بالاباشد آنقدر حساس نمی باشد .

انواع ورایتی های نیشکر

نوع Sacchurum officinaram این نوع نیشکرحقیقی است ودارای ساقه های ضخیم یا درصد قند زیاد ودرصد سلولوزکم میباشد . قبل ازاینکه شیوع بیماری های ویروسی نیشکررا دربعضی ازکشورها ریشه کن سازد . تقریبا ً تمام ورایتی های تجارتی دنیا به این نوع تعلق داشتند چون این ورایتی خیلی حساس به بیماری های نیشکرهستند . تنها تعداد محدود ازورایتی های اصلی هستند درسطح اقتصادی کشت میشون البته غیرازمقاومت به بیماری ها نوع  S. officinarum منبع اصلی جنتیکی جهت بالابردن کیفیت ورایتی های تجارتی است . بنابراین دربرنامه های به نژاد دارای اهمیت زیاد ی میباشد ورایتی های جدید همه ازبه هم رسیدن بین این نوع وبرخی انواع وحشی حاصل شده اند . نوع S.spontuneum یک نوع وحشی نیشکردرآسیا است ودارای ساقه های نازک وبرگ های باریک وبرخی بیماری های دیگر است .  نوع S. burberi درشمال هندوستان یافت شده ودارای ساقه های استوانه ائی میباشد وبه برخی بیماری ها مقاوم است . نوع S.sinense نیزدارای ساقه های استوانه ائی هستند وبومی چین میباشند وبه برخی بیماری ها مقاوم هستند . نوع S. robuslum ازنوع جدید منشا گرفته وساقه های آن ضخیم ترازبرگ های آن بزرگترازنوع S.sponlanenm میباشد .

عملیات زراعتی

تحقیقات زیادی روی عملیات زراعتی نیشکرصورت گرفته ولی این تحقیقات عمده درنواحی گرم ومرطوب انجام گرفته است ویا تولید نیشکردرمناطق خشک تحت شرایط آبی ارتباط زیادی ندارد .نیشکرگل های چند ساله که دارای طول عمر مفید حدود 5 – 4 سال میباشد . دربسیاری ازکشورها این نبات بطورمداوم دریک زمین کشت میشود . بقایای نباتی وسیستم ریشه این گیاه باعث افزایش مقدارماده ائی عضوی خاک وبهبود ساختمان آن میگردد . اگردرتناوب نیشکررشقه وارد شود مفید خواهد بود .

تناوب زراعتی

نیشکرچون دیگر نباتات به مراعات کردن تناوب زراعتی ضرورت دارند . باوجودیکه بعضا ً نیشکررا بدون تناوب زراعتی با محصول دیگر کشت مینماید . برکشت مواد غذای مدتی برگ ها به خاک طی برداشت محصول وپوسیدن ریشه های توسعه یافته باعث بهبود ساختمان خاک وافزایش مواد غذائی آن میشود درصورتیکه زمین قوی باشد نیشکررا همراه شبدربالوبیا یعنی سویا درتناوب قرارداده زرع نمایم . معمولا ً نیشکربدون تناوب میکارند . نیشکر5 – 4 سال درزمین نگهداشته وهرسال یک محصول برداشت میکند درپایان این دوره زمین را دوباره قلبه وآماده نموده مجدا ً نیشکرمیکارند .

آماده کردن خاک

پس ازآخرین برداشت ( جمع آوری ) نیشکرنسبت به خارج کردن بقایای گیاهی اقدام نموده واین بقایای را میتواند . سپس زمین را تا حد اکثربه عمق تقریبا ً Ahorizon قلبه مینمایند . درصورتیکه مقدارمواد غذای خاک کم باشد بهتراست حد اقل 50 تن فی هکتارکود عضوی (حوانی ) درزمان قبل ازقلبه نمودن به زمین داده میشود درصورتیکه زمین سخت باشد باید قلبه دسک را بااحتیاط کامل انجام دهیم تا زمین نرم وآماده بذرنیشکرگردد.

ضرورت نیشکربه کود کیمیاوی

نیشکربه عناصر غذائی نیازبیشتردارد . برای بدست آوردن فی تن نیشکرلازم است 0،9 الی 0،45 کیلوگرام نایتروجن به همین پیمانه کود فاسفورس وهمچنان 1،8 الی 0،45 کیلوگرام پتاشیم استفاده نمایم . نیشکردرتمام خاک ها به نایتروجن بمنظوررشد خود ضرورت دارد استفاده نایتروجن درنیشکرمساوی به استفاده نایتروجن به لبلبوی قندی است . کود را زمان پنجه زدن نیشکراستفاده میکنند توجه شود که زمان کاشتن نیشکرکود نایتروجن استفاده نشود بهترین زمان اسفتاده زمان پنجه زدن آنها میباشد .قابل یاد آوری نیست که عکس العمل نیشکربه کود فاسفورس به نوعیت خاک بستگی دارد . معمولا ً کود فاسفورس را قبل زاکاشت نیشکربه زمین میدهند . همچنان عکس العمل نیشکربه کود پتاشیم مربوط به چگونگی خاک است . کمبود پتاشیم  منجربه پیدایش ساقه های لاغرونرم میگردد ومقدارفیصدی قند را پائین میسازد . بعضا ً سوختاندن برگ های نیشکر بعد ازجمع آوری آن باعث افزایش کود پتاشیم میگردد درآن صورت ضرورت به ستفاده کود پتاشیم نمیباشد .

زمان کاشت

درنواحی گرم میتوان درهرتاریخ که خواسته باشیم به کشت آن اقدام نمایم درنواحی که دارای زمستان ملایم میداشته باشد کشت آنرا درخزان ویا دربهارانجام داد . به هرحال درجه حرارت 20 درجه سانتی گراد را درنظرگرفته به کشت آن اقدام مینماین که این مسله را نباید فراموش کرد .

طریق کاشت

برای کشت نیشکرازقلمه های استفاده میکنند که 5 – 3 بند داشته باشد . درهربند جوانه این وجود دارد که میتواند تولید ساقه نماید . قلمه های جوان رشد میکند وجوانه های ضعیف میمرند وازرشد بازمیماند بنا ء ً بمنظوراقتصادی شدن این کار قلمه های سالم خوب وبهترانتخاب شود وکاشته شود .برای کاشت هرهکتارنیشکراز 10 – 3 قلمه ضرورت است براساس قدرت تولیدی مزرعه ومقدارقلمه مورد نیازلازم است از 0،1 الی 0،25 هکتارقلمه را برای کشت هرهکتارزمین اصلی درنظرگرفته شود . برای کاشت نیشکرجوی های به عمق درحدود 50 سانتی متروفاصله بین قلمه یک الی 40 سانتی مترتعین شده است . روی قلمه هارا درحدود 10 الی 15 سانتی مترخاک میدهند وبلافاصله آبیاری مینمایند . ودرهمین جاست که کود نایتروجن را مورد استفاده قرارمیدهد ،زیرا این حالت مفید ومثمراست. برای خاک دادن روی قلمه میتوان ازدوصفحه دیکی متقابل ویا درسرکارکوچک استفاده نمود بعد ازآنکه ساقه ها به اندازه کافی بالاآمد کود نایتروجن دار را درجوی های طرفین بته ها پاشیده وباشیارکن که روی پشته های موجود درحد فاصل درردیف کاشت عمل میکند خاک را درقسمت پاین بته ها داده وبه این طریق پشته بزرگ تری درردیف کاشت بوجود می آید وجوی های آبیاری درطرفین ردیف کاشت قرارمیگیرد .

آبیاری

باوجود نیشکربه خشکی مقاومت دارد ، اما بمنظورذخیره بیشترقند درنبات به رطوبت نیازدارد . درصورتیکه رطوبت بیشترباشد به همان پیمانه مقدارقند آن درنبات بیشترذخیره میشود .نیشکردرمرحله رشد ساقه ها به آب نسبت به مراحل دیگر بیشترنیازدارد . بناءً تجربه نشان داده است که رطوبت بیشترخاک درمرحله رشد وسریع شدن ساقه ها باعث افزایش قند آن میگردد . به هراندازه که رطوبت خاک دراین مرحله بیشترباشد به همان پیمانه حاصل آن بیشترمیگردد موضوع آبیاری نیشکرنیزبستگی به نوعیت خاک وچگونگی اقلیم دارد ، اما معمولا ً بعد ازغرس کردن قلمه ها آبیاری صورت میگیرد یعنی ( سه روزبعد ازغرس کردن قلمه ) . آبیاری دوم 17 روزبعد صورت میگیرد . بدین ترتیب نیشکردرطول دوران نموئی خود به 66 – 14 بارآبیاری ضرورت دارد .آبیاری نیشکریک ماه قبل ازبرداشت متوقف میگردد وخشاوه ونرم کردن زمین ودررساختن گیاهان هرزه تازمان ادامه میآبد که ساقه نیشکرزمین اطراف خود  را بپوشاند .

کنترول گیاهان هرزه

رقابت رشد گیاهان هرزه دردوره رشد نیشکراهمیت دارد . یعنی زمانیکه نیشکررشد میکند گیاهان هرزه نیزبه شدت رشد میکند وباعث کاشته شدن ریشه ، ساقه نیشکرمیگردد . بناءً کنترول گیاهان هرزه درمرحله رشد نبات زمان با اهمیت است لازم است دراین مرحله جلورشد گیاهان هرزه گرفته شود تا باشد ساقه نیشکربخوبی رشد ونمونماید .همچنان بمظورکنترول گیاهان هرزه ازمواد کیمیاوی یعنی توفوردی پس ازسبزشدن نیشکردرزمین استفاده کردکه باعث ازبین بردن گیاهان هرزه میگردد .توفوردی D 4 – 2 ) مواد کیمیاوی است که نباتات هرزه را ازبین برده بخود نبات یعنی نیشکرتاثیرمنفی وارد نمیکند وبرعکس باعث رشد بهترنبات ( نیشکر) میگردد.

امراض نیشکر

نیشکریکی ازمحصولات دیگری است که درآن سلامت بذرتعین کننده سلامت محصول است . دراین محصول کنترول کیمیاوی نقش اندک دارد تقریبا ً تمام امراض قارچی باکتریائی وویروسی این محصول بوسیله نی ها که به عنوان بذراستفاده میشود انتقال کیمیاوی آنها دربرابروارد ماده آلوده کننده را نمیدهد .

تعریف : مرض را میتوان به عنوان مجموع ازاخلالات دانستیم نبات تعریف کرد که دراثرعوامل زنده ویروس ها وعوامل غیرزنده ایجاد شده ونبات را ازانجام اعمال مطلوب میتالولیزم بازداشته وباعث کاهش بازده یا کیفیت محصول میگردد . نیشکردارای انواع امراض  مختلف است که عمده ترین ومخریب ترین انواع آن قرارذیل است .

پوسیده گی سرخ : پوسیده گی نیشکردرتمام نقاط حاره ونیمه حاره جهان بمشاهده رسیده وسالانه خسارات هنگفتی را به بارمیآورد . این مرض درهندوستان طی سالهای 1939 ، 1940 ، 1946 و 1947 بشکل وبائی شیوع یافته وخساره زیادی را بمیان آورد . مرض متذکره درافغانستان درولایت ننگرهارموجود بوده وخساره آن بالای انواع محلی تا % 20 راپورداده شده است .

علایم مرض

 این مرض سبب پوسیده گی سرخ رنگ برگ ها ، ساقه ها وبیخ ساقه ها میگردد درمراحل اول مشکلات است تااین مرض را تشخیص نمود . علایم اولیه آن بعد ازموسم بارانی هنگام که نموی نباتات توقف وتشکیل سکروز شروع میشود بمشاهده میرسد . تغیررنگ وپژمردن برگ های پاینی ازعلایم اولیه مرص محسوب میگردد . بعدا ً قسمت نوک برگ ها تخریب گردیده وداغ های مخطط نسبتا ً طویل درامتداد رگهای وسطی برگ ها بمشاهده میرسد . همچنان ساقه های مصاب آب خودرا باخته قسما ً چملک گردیده ونسبت به ساقه هاهی سالم سبکتربوده وبه آسانی میشکند . اگرساقه های مریض قطع وبازگردد دیده میشود که انساج بین فاصله گره های ساقه رنگ سرخ را بخود گرفته ودربعضی نقاط ساحات سفید دربین انساج مذکوردیده خواهد شد . فازپوسیده گی انساج بین ساقه معمولا ً بعد ازقطع نبات انکشاف بیشتریافته وعصاره این گونه نبات دارای بوی بد بوده وهنگام جوش دادن به سبب تبدیل سکروزبه گلوکوزوالکول حاصل خوبی ببارنمی آورد . دراخیرفصل نمو نقاط سبزرنگ نزدیک دربند های ساقه وسایرقسمت های که آب خود را باخته بالای مایسلیم داخل انساج نباتات بمشاهده میرسد . مرحله کامل این قارچ که تولید سپورهای زوجی را مینماید بنام های    T  Physalo spora  ، tulumanessiss ، alomerella tacumanessis یاد میگردد . درصنف اسکومایست طبقه بندی میگردد قارچ عامل مرض دارای مایسلیم انکشاف یافته کوارا میباشد . دروسط های زرعیه مایسلیم این قارچ کالونی سفید رنگ باقشرپنبه مانند (درنوع روشن) وبارنگ خاکی یا قشرسخت ( درنوع تیره رنگ ) تشکیل میدهد . درنوع اخیرالذکرسپورهای رکودی غیرزوجی ( کمید وسپورها ) بوفرت تولید میگردد . کونیدیا دروسط زرعیه به شکل انفرادی ویا درستروماتا stromata تشکیل گردیده اما درزخم های رگبرگ های وسطی درساختمان بخصوص که بنام البتروس یاد میگردد بوجود میآید . مهمترین وسیله انتشارقارچ مذکوراسیروس ها کلمید وسپورها وپرنثیا میباشد . البروس ها وکلمبد اسپورها حتمی درسیستم هاضمه حیوانات که ازبرگ های وبعضی نیشکرتغذیه نموده باشد ، ازبین نرفته ویا مدفوع حیوانات به شکل فعال انتشاریافته میتواند . رطوبت بلند عدم استعمال کود های متوازن کم سبب ضعف نموی نباتات میگردد . بذرمسلسل ومتداوم نبات درعین مزرعه برای چندین سال وموجودیت انواع غیرمقاوم نباتات عوامل اند که سبب تراکم مقدارزیاد مواد تلقی گردیده وباعث شیوع شکل وبائی مرض میشود .

مبارزه

عوامل که دربالا ذکر گردیده چون سبب تراکم مقدارزیادی مواد تلقیحی طی چند سال محدود میگردد ، لهذا برای جلوگیری ازآن مقررات وقایوی وحفظ الصحوی جدا ً مراعات گردد مثلا ً هنگامیکه واقعات مرص دریک مزرعه بصورت موضعی بمشاهده رسیده باید نباتات مریض کاملا ً ازبین برده شوند استعمال کود های متوازن ومناسب نموی نباتات را تقویه نموده ودرنتیجه نباتات مذکورمتحمل بیشتری درمقابل این مرض ازخود نشان میدهد . تناوب زراعتی 2 تا 3 ساله با نباتات غیرمیزبان درتقلیل مواد تلقیحی خاکزی موثرواقع میگردد .  انتخاب وبذرانواع مقاوم موثرترین طریقه کنترول مرض محسوب میگردد اما چون قارچ مذکور وقتا ً فوقتا ً نژاد های جدیدی را بوجود میآورد فلهذا پروسه انکشاف انواع مقاوم ایجاب سردی نژاد های موجود را دریک منطقه مینماید روش های جلوگیری ازمرض مذکورعبارت انداز:

الف – استفاده ازقلمه های که ازنی های سالم گرفته شده اند .

ب – ضد عفونی گرمای وکیمیای بذری قلمه ها .

ج – تناوب کشت .

د – کشت انواع مقاوم .

هـ - نابود سازی نباتات مریض را ازکشت نباتات مریض .

سیاه قاق

سیاه قاق نیشکردرساحه اقیانوس آرام ممالک افریقائی ، امریکای جنوبی وآسیائی بمشاهده رسیده است . مرض مذکورخسارات هنگفت را درارجنتاین ، هندستان ، یوراگوئی وافریقای جنوبی ببارمی آورد . نوع آسیائی نیشکر Ssccharum  spontaneum درمقابل این مرض فوق العاده حساس میباشد درکشورما نمونه های این مرض درسال 1944 ازولسوالی بهسود ولایت ننگرهار جمع آوری وتشخیص گردیده وانواع محلی نیشکردرولایت ننگرهار درمقابل آن حساس راپورداده شده است .

علایم مرض

علایم مرض قسم سورمهای شلاق مانند درقسمت فوقانی ساقه ها بمشاهده می رسد . سورمهای مولده ائی طویل متشکل ازانساج پندک های نهائی وگل آذین نبات ولکه های سپورهای سیاه رنگ عامل مرض میباشد . درمراحل اولیه انکشاف مرض این سورمها توسط یک قشر نفره مانند تقریبا ً رنگ پوسیده بوده ودرحقیقت پیدرمس انساج نبات میزبان میباشد . بعد ازمدت این قشرترکیده ولکه های سپوری که حاوی ملیون ها سپورهای سیاه رنگ وبودرمانند میباشد . ازقسمت تحتانی ساقه های مصاب ، ساقه گگ های جانبی بوجود آمده وتولید سورتهای بالای آنها صورت میگیرد درصورت مصابیت موضعی سورمهای شلاق مانند درقسمت فوقانی نبات تولید نگردیده بلکه بالای یک یا چند ساقه گگ های جانبی بوجود میآیند ، نموی نباتات مصاب بطی گردیده ساقه ها باریک وضعیف مانده وحتی قبل ازتولید سورمهای شلاق مانند مرض مذکوررا میتوان تشخیص نمود .

عامل ودوان مرض

عامل مرض Ustilugo scitaminae فامیل Ustilagina ceae ردیف Ustilaginales صنف Basidiomy cetes میباشد .قارچ عامل سیاه قاق نیشکربرای نخستین مرتبه تحت نام علمی Ustilago sacchari درسال 1870 تشریح گردید بعدا ً تثبیت گردید که سپورهای قارچ عامل سیاه قاق نیشکرنسبت به سپورهای U-socchari بزرگترمیباشد ازاین سبب این قارچ بنام Scitaminae ustilago مسمی گردید . سپورهای این قارچ شکل بیضوی داشته رنگ آنها نصواری ودیوارحجروی شان لشم میباشد .قطرسپورهای مذکوربه 10 – 5 میکرون میرسد . این سپورها فوق العاده سبک بوده وتوسط عریان باد ازیک منطقه به منطقه دیگر به سهولت انتشارمیآبد . چون نبات نیشکردرحقیقت وقفه موسمی ندارد ، فلهذا قارچ مذکوربه آسانی میتواند میزبان مناسب خود را بیابد انتشاراین مرض توسط زرع قلمه های مصاب، سپورهای مربوط درپندک های رکودی وجریان باد صورت میگیرد .

مبارزه

بهترین طریقه مبارزه بااین مرض ازبین بردن منابع مواد تلقیحی میباشد . درصورتیکه شیوع مرض دریک مزرعه محدود به چند نبات باشد شلاق ها حاوی کتله های سپوررا باید به احتیاط قطع وجمع آوری نمود . کوشش شود تا ازافتادن مقدارزیاد سپورها به زمین خود داری گردد، شلاق های جمع آوری شده درمحل مصون عمیقا ً دفن ویا سوختانده شود ازبذرقلمه های مصاب جداً خود داری صورت گیرد . قلمه ها ازنباتات سالم وعاری ازمرض انتخاب گردد برای اطمینان بیشترقلمه ها باید محلول داده شود فیصدی کلوراید سن Agallol  باارتباط Aretan برای مدت پنج دقیقه فرو برده شوند ازفورمالین یک فیصدی نیزبه این منظوراستفاده شده میتواند . بعد ازاستعمال فورمالین ، قلمه هابرای مدت دوساعت توسط تکه های مرطو ب پوشانیده شود . معرفی وبذرانواع مقاوم بهترین طریقه کنترول مرض محسوب میگردد اما بخاطر باید داشت که ازبذرمسلسل چندین ساله انواع مقاوم نیز باید خود داری نمود .

موزائیک

ویروس موزائیک نیشکردرسرتاسرجهان وسیعا ً انتشارداشته وسالانه سبب ضایعات هنگفتی میگردد . این ویروس علاوه برنیشکریکعده نباتات اقتصادی مهم ائی جواری ، باجره ، ارزن ویک تعداد زیاد گیاهان هرزه را نیزمورد حمله قرارمیدهد .گرچه ازشیوع این مرض درافغانستان راپورری دردست نیست ، اما منابع معتبرعلمی خارجی شیوع مرض را جهان شمول ونشائت این ویروس را ازشرق راپورداده اند .

علایم مرض

علایم اولیه مرض  مذکورشش هفته بعد ازبذرنباتات ظاهرمیگردد لکه های کمرنگ درانساج سبزبرگها باحاشیه هاکمتربمشاهده میرسد . لکه های مذکوردارای اشکال وجسامت های مختلف بوده حتی بالای عین برگ یکسان نمیباشد . جسامت این لکه ممکن است بالای یک نوع نیشکرکوچک وبالای نوع دیگری بزرگ باشد . شکل آنها معمولا ً بیضوی یا کروی غیرمنظم بوده ومحورطویل آنها به امتداد رگبرگ وسطی توسعه میابد . همچنان این لکه ها محدود به ساحه داخل رگبرگ ها نبوده وعرض آنها نیزیکسان نمیباشد چون درتمام انواع نیشکرعلایم مرض هنگام بخوبی مشاهده میشود که برگ ها جدیدا ً به باد شدن شروع نماید ، فلهذا علایم مرض را باید بالای برگ های جوان جستجو نمود . رنگ لکه هابالای ساقه های نباتات نیزتولید گردیده وعلایم ثانوی مرض مذکورمحسوب میگردد .گرچه تظاهراین گونه لکه ها بالای تمام انواع نیشکردیده نمیشود ما درانواع که به مشاهده رسیده است معمولا ً بعد ازمواجه شدن به شعاع قوی آفتاب به سرعت انکشاف میآبد . درچنین واقعات لکه های مذکوربه داغ های نیشکرتبدیل شده وسرانجام به نوده های عمیق انکشاف میآبد ساقه های مریض ضعیف وباریک باقی مانده وبعضا ً رنگ انساج داخلی آنها نیزتغیرمینماید .

عامل ودوران مرض

عامل مرض : Suyur cane mosiac virus

نام مترادیف : Succharum  virus  و Sugarcane virus

وزن ویروس موزائیک نیشکربصورت اوسط دارای طول 760+10 ملی مایکرون وقطر 13- 12 ملی مایکرون میباشد . ویروس مذکوردرحرارت بین 55 – 53 درجه سانتی گراد فعال گردیده ودرمحلول به رقابت (100 : 1 قدرت مصابیت خود را ازدست میدهد . این ویروس درعصاره نباتات مصاب درحرارت اتاق برای مدت 2 تا 24 ساعت فعال باقی مانده میتواند .

مبارزه

مبارزه باموزائیک نیشکرایجاب مینماید که تاحد مقدارانواع مقاوم نباتات نیشکربذرگردد . نباتات مصاب ازمزارع باید کاملا ً ازبین برده شود ازبین بردن میزبانهای وحشی این ویروس مخصوصا ً نباتات sorgham halepense ، Rottboeilia پنداشته میشود .

جمع آوری نیشکر

نیشکرباسرد شدن هوا دراوائیل خزان شروع به رسیدن میکند ومقدارزیاد مواد قندی را درخود ذخیره میکند . این رسیدن را ادامه پیدا میکند تاسرمای زمستان باعث وقفه دررشد ونمو نیشکرگردد . برداشت نیشکردرکشورما نیزباسرد شدن هوا آغازمیگردد . درقسمت برداشت نیشکرنباید فراموش کرد که معمولا ً ابتدا مزرعه را آتش میزنند تا برگ های نبات بسوزد ، درصورتیکه برگها به صورت درست سوخت توسط استعمال مواد کیمیاوی که بنام گراماکسون برگ های آنرا خشکانید وبعدا ً آنرا آتش زد وبعدا ً به قطع نمودن ساقه ها اقدام میکنیم . درجمع آوری آن ازماشین های میکانیزه شده نیزمیتوانیم استفاده نمایم ومحصول را به موترهای مورد نیازبارگیری مینماید . به هراندازه که انتقال نیشکربعد ازقطع شدن به کارخانه ویا فابریکه تولید قند سریع ترویا بوقت مناسب صورت گیرد تلفات قند کمتراست بناءً توجه شود که بعد ازقطع نیشکربه فرصت مناسب بدون گذشت زمان به فابریکات تولید قند انتقال داده شود .

+ نوشته شده در  90/09/23ساعت 9:50  توسط ايمل " نظري "  | 

نماتود گندم

مقدمه:

علم زراعت فعالیتهای از انسان را دربر میگیرد که به منظور تأمین نیازمندیهای بعضی از نباتات ودر نتیجه بهره گیری از حد اکثر قدرت تولیدی آنها انجام میشود.این فعالیتها را علاوه برکاشت وبرداشت محصول وحفاظت آن درمقابل آفات ،امراض وعلفهای هرزه میتوان عموماً شامل تغیر درعوامل محیطی ویا توافق نباتات وعملیات زراعتی با عوامل محیطی دانست. عوامل محیطی موثر بر رشد گیاه عبارت اند از هوا ،حرارت ،باد ،نور ،خاک ومواد غذایی میباشند.نبات شناسان برآورده کرده اند که حدود 350000 نوع نبات وجود دارد از آن جمله 195000 نوع نبات گلدار میباشد که اهمیت اقتصادی داشته و غذای مردم دنیابصورت مستقیم ویا غیر مستقیم از این نباتات به دست میاید. ولی جای تعجب است که کمتر از 0.1 فیصد یعنی کمتر از 300 نوع نبات برای تولید غذا استفاده میشود. درسطح دینا 50 نوع ازاین نباتات فعالانه کشت وکار میشوند و17 نوع آن غذای مردم رافراهم میکنند وحدود 75 فیصد از کل زمین های زراعتی سطح کره زمین را اشغال میکند. این نباتات شامل گندم،برنج،جواری ،کچالو،کچالوی شرین ،جوو غیره بوده که 56 فیصد از انرژی غذایی و50 فیصد از پروتین مصرفی مردم دنیا را فراهم میکنند. البته بشتر جمیعت دنیا وابسته به دو نبات زراعی یعنی گندم وبرنج هستند. به طور کلی گندم ،برنج وجواری با هم سه چهارم حصه تولید غلات دنیا را تشکیل میدهند. این حقایق به اهمیت جهانی غلات به عنوان منبع غذای انسان تأکید دارد.ولی سالانه یک مقدار هنگفت از این غلات به اثر عوامل چون امراض وآفات از بین رفته که در درجه اول متوجه کسانی است که  به کاشت نباتات اشتغال دارند، ولی به طور غیر مستقیم زنده گی تعداد کثیر از کارگران که درصنایع وابسته به زراعت کار میگنند نیز مورد تهدید قرار میگیرد. امراض نباتی که بوسیله نیماتود ها ایجاد میشوند

تعریف:

نیماتودها تنها پرازیت های نباتی هستند که به جهان حیوانات تعلق داشته ودرامراض نباتی مطالعه میشوند.نیماتودها که (Eelworm) نیز خوانده میشوند ظاهراً شبه کرمها بوده اما از نظر طبقه بندی کاملاً از کرمهای حقیقی فرق میکنند.بیشتر از هزاران نوع نیماتود ها به صورت آزاد بوده وبه تعداد زیادی از آنها درآبهای شور وشرین ویا خاک زنده گی کرده واز نباتات وحیوانات وحیدالحجروی تغذیه میکنند.تعداد زیادی از نیماتودها به انسانها وحیوانات حمله کرده وتولید امراض گوناگون را میکند. چند صد نوع دیگر شناخته شده که بصورت پرازیت روی نباتات زنده گی کرده وتولید انواع امرض را میکنند.مقدار جمیعت آنها در100cm3 ازخاکهای زراعتی وباغی حدود 4000 تا 5000 عدد از انواع مختلف برآورده شده است. به طور کلی جمیعت نیماتود را حدود 500000 نوع تخمین زده اند.تا اکنون بیش از 2000 نوع نیماتود به عنوان پرازیت درنباتات شناسائی شده اند. مقدار جمیعت وانواع آنها درخاک به فکتورهای خاک وشرایط محیطی مثل درجه حرارت ورطوبت بستگی دارد.

تاریخچه شناسائی  وبررسی نیماتودها:

نیماتودهای پرازیت اگرچه از هزاران سال قبل وجود داشتند ولی اولین نماتود پرازیت نباتی Anguina tritici (نیماتود گال دانه گندم)بود که (Needham) کشیش انگلیسی درسال 1743 آنرا درزیر میکروسکوپ مشاهده نمود.درقرن بیستم بسیاری ازنیماتودهای پرازیت درنباتات شناسائی شدند،محقیقین بسیاری از کشور ها مختلف درزمینه های مختلف روی نیماتود ها به مطاله مشغول هستند.هر روز که میگذرد نه تنها جنسها ونوعهای جدیدی از نیماتودهای پرازیت وغیر پرازیت معرفی میگردند، بلکه روی مورفولوژی،سیستماتیک،بیولوژی،ایکولوژی ،مبارزه وسایر مسایل مربوط به آنها اطلاعات جدیدی حاصل میشود.خواص نیماتودهای که عاملین امراض نباتی هستند

مورفولوژی:

نیماتودها پتوجنیک نباتی خیلی خورد بوده ودرای سایز300-1000 ملی میکرون میباشد که طول آنها به 4 ملی متر وعرض شان 15-35 ملی میکرون میرسد. نیماتودها به صورت عموم کرم مانند بوده وقطع عرضانی آنها دایره وی میباشد بدن شان لشم ،بدون بند ،پا ویا اعضای دیگر میباشند.دربعضی از انواع وقیکه جنس ماده به پختگی رسید پندیده وشکل ناک مانند ویا کروی داشته میباشد.

اناتومی:

نیماتودها بدن شفاف دارند وتوسط کیوتیکل که دارای نشانه ها و خطوط میباشند پوشیده شده اند کیوتیکل بعد از هر دوره لاروا ها از بدن دور میشود. کیوتیکل توسط Hypodermis تولید گردیده که دارای حجرات که به طرف خالیگاه بدن ،پیشرفته وعضلات بدن را به 4 قسمت عمده به قسم طولانی درداخل تقسیم مینماید وهمین عضلات نیماتود را قادر به حرکت میسازد. برعلاوه عضلات مخصوص دیگر دردهن به سیستم هاضمه وسیستم تناسلی وجود دارد. خالیگاه بدن نیماتود دارای مواد مایعی میباشد که از طریق آن دوران وتنفس صورت میگرد.سیستم هاضمه عبارت از یک تیوپ میان خالی است که از دهن شروع وازطریق Oseophagus,intestine,recrum and anus عبور میکند. تعداد لب ها در نیماتودها 6 عدد بوده که دهن را پوشانید  میباشد.تمام نیماتودهای پرازیتی نباتی دارای ستایلیت میان خالی Hallow style spea    بوده که توسط آن نبات را سرراخ مینماید.سیستم تناسلی آنها خوب انکشاف نموده و نیماتود ماده دارای 2 عدد Ovary یا تخمدان میباشد که از طریق Oviduct و Uterus  به Valva ختم میشود.سیستم تناسلی جسم مذکر مشابه به مونث است به استثنای اینکه درجسم مذکر Seminal vesicls Testis موجود است که به مجرای نهایی که روده درآن ارتباط میگرد میرسد.برعلاوه تکثر در نیماتودها از طریق تخم صورت میگرد میتواند زوجی (Sexral) Hermaphroditic یعنی دارای هردو آله مذکر ومونث دریک جسم زنده ویا Parthenogenetic   که تولید تخم بدون عملیه القاح باشد بسیاری از انواع فاقد جنس مذکر میباشد.

دوران حیات:

دوران حیات دراکثر نیماتود های که پرازیتی های نباتی اند تقریباً یکسان است تخم ها به لاروا مبدل میگردند . ساختمان وشکل ظاهری این لارواها مشابه به والدین میباشد. لارواها بزرگ شده ودراین مدت زمان چند مرتبه پوست اندازی میکنند که به اساس همین پوست اندازی لاروا ها از همدیگر تفکیک میشوند.تمام نیماتودها 4 مرحله لاروا دارند که پوست اول معمولاً درداخل تخم صورت میگرد وبعد از پوست اندازی آخری به مرحله کامل رسیده  جنس مذکر و مونث از همدیگر تفکیک میشوند. بعداً  نیماتود ماده تخم های القاح شده تولید مینماید یعنی بعد از جفتگیری یا درعدم جنس مذکر به قسم Parthenogenetic ویا خود تولید سپرم مینماید یک دروه حیات ازتخم به تخم تحت شرایط نورمال محیطی بخصوص درجه حرارت مدت 3-4 هفته را دربر میگیرد.واگر درجه حرارت کمتر ازحد نورمال باشد به مدت بیشتر ضرورت دارد.دربعضی از انواع نیماتود لارواهای سنین اول ودوم نمی تواند نبات را مصاب نماید که این مربوط فعالیت های میتابولیکی آنها از اثر ذخیره انرژی درداخل تخم میباشد و زماینکه مرحله مصاب کننده آنها فرامیرسد آنها باید از نبات میزبان تغذیه نموده ویا به گرسنگی مواجه شده وبمیرند.

طبقه بندی نیماتودها :

تمام نیماتودهای که پرازیت های نباتی هستند مربوط به فایلم Namatoda میباشند.اکثریت جنس های که پرازیت نباتی اند مربوط به ردیف یا اردر Tylencheda  ویک تعداد محدود مربوط به اردر یا ردیف Dieylaimida  میباشند.

Phylum: NEMATODA

Order: Tylenchida

Suborder: Tylenchina

Super family: Tylenchoida

Family: Tylenchida

Genus: Anguina, Wheat or seed gall nematode نیماتود دانه گندم

Detylenchus, stem or bulb nematode نیماتود ساقه وپیاز دررشقه وپیاز                      

Family: Tylenchorhynchidae

Genus: Tylenchorhynchus, stunt

nematode نیماتود قد کوتاه تنباکو ،جواری و پخته

Family: Paratylenchidae

Genus: paratylenchus, lesion nematode

نیماتود داغ یا لکه اکثر نباتات                          

Radophlus, burrowing nematode

نیماتود سوراخ کننده کیله ستروس،قهوه،نیشکر

Family: Hoplolamidae

Genus: Hoplamus,lance nematode

نیماتود نیزه ای جواری،نیشکر ،پخته،رشقه وغیره

Rotylenchus, spiral nematode

نیماتود مارپیچ اکثرنباتات

Helicotylnechus, spiral nematode

نیماتود مارپیچ اکثرنباتات

Family: Beloliamidea

Genus: Beloliamus, sting nematode

نیماتود نیشزن غله جات،لیگیوم،کوربیت وغیره

Super family: Hetetoderoidea

Family: Hetetoderidea

Genus: Globodera, cyst nematode

نیماتود کیسه کچالو

Hetetoder,cyst nematode

نیماتود کیسه تنباکو،سایبین،لبلبو وغله جات

Meloidogyne,root-kont nematode

نیماتود گره ریشه اگثر نباتات

Family:Nacobbidae

Genus: Nacobbus,fals root-kont

نیماتود گره ریشه کاذب

Rotylenchulus,reniforn nematode

نیماتود بادنجان رومی وغیره

 Super family: Criconematoidae

Family: Criconematoidea

Genus: Criconemella نیماتود حلقوی نباتات چوبی

Family:Paratylenchidae

Genus:Paratylenchus نیماتود سنجاق مانند 

Family:Tylenchulidae

Genus:tylenchulus نیماتود ستروس

Suborder:Aphelenchina

Super family: Aphelenchoidea

family: Aphelenchoididae

Genus: Aphelenchoidesنیماتود توت زمینی

Order:Dorylaimida

family: Longidoridae

Genus: Longidrus نیماتود سوزنی بعضی نباتات

family:trichodoridae

Genus: Paratrichodorus

نیماتودی کوتاه هی مانند غله جات                                                                

ایکولوژی وانتشار نیماتود های نباتی:

تقریباً تمام نیماتودهای پرازیت نباتی قسمتی از عمر خود را درداخل خاک سپری مینمایند.تعداد زیادی آنها به قسم آزاد درخاک زنده گی میکند وبه قسم سپروفایت از ریشه وساقه های زیر زمینی تغذیه مینمایند وحتی پرازیت های به خصوص که Sedentary هستند یعنی دریک نقطه ثابت میمانند ،تخم ها ولاروا درمرحله قبل از پرازیتیکی آنها ،جنس مذکر درطول دوره حیات میتوانند درخاک دریافت گردند.درجه حرارت ،رطوبت وهوای داری خاک بالای زنده ماندن وحرکت نماتودها درخاک تأثیر دارند نیماتودها  به تعداد زیاد  دریک طبقه مشخص الی عمق 15cm خاک به تعداد زیاد موجود میباشند وتقسیمات نیماتود ها درخاکهای زراعتی غیر منظم بوده وفرق دارند.معمولاً بیشتردراطراف ریشه نبات میزبان که عمق 30- 150 سانتی متر وحتی بیشتر را احتوا میکند موجود میباشند.موجودیت تعداد زیاد نیماتود دراطراف ریشه اولاً مربوط به تکثر سریع  نیماتود ها درمنطقه که مقدار زیاد مواد غذائی موجود است میباشد وثانیاً ترشح مواد از طرف ریشه نبات میزبان میباشد که باعث جلب وجذب نیماتود دراطراف ریشه میگردد.باید علاوه نمود که مواد ترشح شده (Hatching f) دراطراف ریشه باعث تحریک بعضی لارواهای بعضی از انواع میگردد تا از تخم بیرون آیند. بسیاری از نیماتود ها درعدم فکتور تحریک کننده فوق به طور آزاد درآب ازتخم بیرون میایند.انتشار نیماتودها درخاک از اثر حرکت خود آنها درداخل خاک بسیار بطی بوده ودرطول فصل نموئی از 1m تجاوز نمی کند.سرعت انتشار نیماتودها درخاکهای که خالیگاههای آن توسط آب با هم ارتباط داشته باشد بیشتر است نظر به خاکهای که عبور آب درآن وجود نداشته باشد.علاوه برآن انتشار نیماتودها توسط تمام چیزهای که پارتیکل های خاک را انتقال دهد به آسانی صورت میگیرد. افزارزراعتی ،آبیاری ،دند نمودن زمین از آب ،آب زهبر ها پاهای حیوانات وطوفان های بادی نیماتود ها را داخل مزارع انتشار میدهد. انتشار نیماتود ها درفاصله های بعیدتر توسط نهالی ها ونهال ها صورت میگیرد.تعداد محدود نیماتود ها که درقسمت های عمده فوقانی نبات را مورد حمله قرار میدهند توسط قطرات باران وآبیاری بیش از حد که آب درمزرعه دند شود ویا توسط حرکت خود آنها بالای ساقه نبات که یک فلم آب بالای آن موجود باشد انتشار مینماید. همچنان انتشار نیماتود ها از نبات به نبات توسط تماس نقطه مصاب نبات مریض با نبات سالم صورت میگیرد.

علایمی که توسط نیماتودها بوجود میآید:

نباتات که مصاب به امراض نیماتودی میاشند،علایمی را روی ریشه وهمچنان قسمتهای هوایی آنها بروز میکند.علایم که درروی ریشه ظاهر میگردد ممکن است بصورت هیپروتروفی ،نکروز ویا رشد فوق العاده ظاهرمیشود وبه شرح ذیل است.غده ریشه (Root knot or root galls) که برجستگی روی ریشه بوده ودراثر تغذیه نیماتود ها که بعداً ممکن است خارج شده یا داخل غده باقی مانده باشد بوجود میآید.اندازه که غده ها تشکیل میشود مختلف بوده واز یک ملی متر تا بیش از 2cm ممکن است باشد.زخم ریشه (Root lesione) قسمتهای تخریب شده وبی رنگ شده ریشه بوده که در  اثر تغذیه نیماتودها روی سلولها بوجود آمده اند.اندازه های آنها کوچک بوده ودورا دور ریشه را فرا گرفته است.شاخه شاخه شدن زیاد ،از حد ریشه که با تشکیل ریشه ها جانبی کوتاه دراطراف نقطه مصاب پدیدار میشود.جراحات انتهایی ریشه ها هنگامیکه نیماتودها روی آنها تغذیه میکند این جراحات پدیدار شده وریشه از رشد باز میماند وزخم شده ویا کم حاصل میشود.پوسیده گی ریشه،هنگامی اتفاق می افتد که نبات آلوده به نیماتود همرای قارچها، بکتریاها، پتوجن های نباتی ویا سپروفایت انجام بگیرد.این علایم ریشه معمولاً همرای با علایم اختصاصی قسمت های بالای نبات که عبارت اند از رشد بطی،علایم کمبود عناصر ازقبیل زرد شدن برگها ،پژمرده شدن نباتات درهوای گرم وخشک شدن،کم شدن حاصل وبلاخره نامرغوبی محصول بوجود میآید. بعضی از انواع نیماتودها به قسمتهای فوق خاک نبات حمله کرده وتولید غده ،لکه پوسیده گی ،پیچخوردگی برگ وساقه ورشد غیر طبیعی اعضای گل را مینماید.

چگونه نیماتود ها بالای نبات تأثیر میگذارد:

خساراتیکه نیماتود ها با ایجاد جراحات دراثر تغذیه روی نباتات بوجود میاورند بخودی خود خیلی جزئی است. برعکس ،قسمت اعظم خسارات وارده ظاهراً دراثر ترزیق ترشحات بداخل نبات هنگام تغذیه نیماتودها انجام میگیرد. این ترشحات که بزاق (انزایم )نامیده میشوند توسط غده تولید شده وازطریق مری ونیش نیماتود ها به نبات ترزیق میشوند.این ها دیوار یک حجره را سوراخ کرده انزایم خود را به داخل آن ترزیق میکند،قسمتی از محتویات حجره را می مکند ودرظرف چند ثانیه به حجره دیگر حمله میکند و به همین ترتیب اگربه ریشه نبات حمله ور گردیده واز ریشه نبات تغذیه کرده احتمالاً قدرت نبات را دربرابر جذب آب ومواد معدنی از خاک کم میکند ولذا باعث ایجاد علایم مربوط به کمبود ومواد غذائی درقسمت فوق خاک نبات بوجود میآید.

جداسازی نیماتود ها

نیماتودهای پرازیت  نباتی را عموماً از ریشه های نباتاتی که آنهارا آلوده کرده اند یا خاک اطراف ریشه ای که بالای آن تغذیه میکند جدا سازی مینمایند.تعداد نیماتودها هم به بخشهای بالائی گیاهان حمله میکند مانند نیماتود برگ داوری،نیماتود پیازوغیره میتوان استخراج کرد.

جداسازی نیماتودها از خاک:

نیماتودهای داخل یک نمونه 100 – 300cm3 خاک تازه جمع آوری شده را میتوان با یکی از روشهای قیف برمن (Baermann) ویا با روش الک کردن جدا نمود.قیف برمن از یک قیف شیشه ای بزرگ تشکیل یافته که به انتهایش لوله پلاستیکی بسته شده ولوله توسط یک گیرا پنس مانند بازو بسته میشود،قیف به روی یک پایه گذاشته شده وپر از آب میشود ،نمونه خاک بروی کاغذ منفذ دار که درحالت مرطوب که توان نگهداری خاک را داشته باشد،در داخل قیف قرار میگیرد که این گاهی به وسیله یک قطعه جالی (تور)مدور(5 – 6cm) حمایت میشود.یا این که خاک را داخل یک بشرقرار داده وپارچه پلاستیکی دهانه بشر را بسته میشود،بشررا سپس با پارچه وتمام خاکی که زیر آن است برگردانده ودرسطح آب قرار میدهد وچندین ساعت یا یک شب تمام به حال خود رها میکند نیماتودهای زنده فعالیت داشته واز طریق منافذ پارچه،کاغذ به داخل آب وارد ودرپائین لوله پلاستیکی بالاتر از گیرا باقی میماند.بیش از 90% نیماتودهای زنده درداخل اولین 5- 8 ملی لیتر آب خارج شده از لوله پلاستیکی جمع میشوند واین نمونه درظرف پهن ریخته وبرای عملیات میکروسکوپی ویا جداسازی تک تک نیماتودها آماده است.

جداسازی نیماتودها از مواد نباتی:

اندام نبات حاوی نیماتود هرچه که باشد،بادست ویا چند ثانیه کار یک مخلوط کن به قطعات ریزه بریده میشود وبه صورتی که شرح داده شد در داخل یک قیف برمن گذاشته میشود.نیماتود از بافتها خارج وبه داخل لوله وارد میشوند واز آنجا درداخل ظرف کم عمق جمع آوری میشوند.

امراض گندم (Wheat Diseases)

گندم منبع مهم غذای است که حدود 20% کالوری لازم را تامین میکند ودانه های آن حاوی کاربوهایدریت ها،پروتینها،ویتامین ها،مواد معدنی مورد نیاز رشد ونگهداری بدن میباشد.مصرف این ماده غذایی به صورت نان وسایر محصولات غذائی است،دردانه های آن پروتین وجود دارد که درحین تخمیر سبب چسپیدگی وحفظ کاربن دای اکساید میشود.گرچه گندم به منظور تأمین غذاکشت میشود ولی تمام اندامهای نباتی آن مورد مصرف دارد،کاه آن برای سوخت ،تغذیه حیوانات ،بستر حیوانات ،مواد عضوی خاک وکشت قارچهای خوراکی بکار میروند. تاریخچه کشت این نبات به 1500 سال قبل از میلاد میرسد.لاکن هیچ کس بدرستی نمی داند که دقیق چه موقع وتوسط چه شخصی گندم کشف گردید.وامروز حدود 20% زمین های زراعتی را اشغال کرده است. بیش از 80% این محصول از مناطق امریکای شمالی،اروپا،چین ، روسیه،تامین میشود.این گیاه دراکثر مناطق جهان کشت میشود واز جمله محصولات ضروری ودرجه اول استراتژیک محسوب میشود وبیشتر به صورت دیمه میباشد.یکی از دلایل قدامت این گیاه با ارزش،اشاره های تکرار قرآن مجید به آن است چنانچه درآیات سوره یوسف علیه السلام به آن اشاره شده است.این نبات دارای انواع مختلف است از جمله گندم خوشه سفید ،سرخ،سیاه،سخت ونرم،گندم شیشه ای ،پروانه ورنگ دانه های آن سفید نخودی ،قهوه ای یا سرخ میباشد.سالانه خسارات هنگفتی از ناحیه های مختلف بالای مزارع گندم وارد میگردد که از جمله آن امراض مختلف گندم که باعث خساره از ساختن مزارع درمراحل مختلف رشد این نبات میشود نام برد.

نیماتودهای گندمDiseases caused by Nematodes

روی ریشه های گندم ،انواع پرازیت ها به سر میبرند که جهت شناسائی باید تعداد از انواع را به نبات تلقیح نمود.نیماتودها بعد از قارچها قدیمی ترین پرازیت های گندم هستند که  شناخته شده اند. نیماتودAnguina triticiدرسال1743مشخص شده است وابتدا Shak espeareبه آن اشاره کرد.

1- بوغمه نیماتودی دانه ها:بعضی نیماتودها نباتات را درمرحله آغاز گل مورد حمله قرار داده وبه عوض دانه ها بوغمه های کوچک تشکیل میگردد. این نیماتود ها اولین مرتبه درسال 1943 تشخیص گردیده است.این مرض تقریباً دراکثریت نقاط جهان موجود بود ودرکشور ما درولایات تخار،بغلان و کندوز راپور داده شده است.

علایم مرض:

علایم بوغمه نیماتودی معموالاً درمزارع و تخم جمع آوری شده بالای نبات ظاهر میگردد.نبات گندم قبل از خوشه آوری ،درقسمت نزیک به سطح زمین یک اندازه پندیده گی را از خود نشان میدهد. برگهای این نوع نباتات درهم تاب خورده ورنگ آنها زرد میگردد. هنگام خوشه آوری تاب خوردگی برگها کمتر به ملاحظه رسیده ،اما نموی نبات مصاب فوق العاده بطی میگردد.پخته شدن نباتات مریض نسبت به نباتات سالم به آهستگی صورت میگرد.خوشه های مصاب کوچک مانده ودارای گلوم باز میباشد.زیرا تمام دانه ها توسط بوغمه های نیماتودی کوچک ،دانه مانند وسیاه 2 – 3×3- 5 میلی متر تعویض میگردد.بوغمه ها داری رنگ نصواری تیره بوده وفاقد نمای جینین دانه ها میباشد.این بوغمه ها به آسانی تخریب گردیده ومانند بوغمه های سیاه قاق پوشیده دارای کدام نوع بوی نامطبوع نمیباشد.بوغمه های نیماتودی تخم گندم ازتخم های گیاهان هرزه ،سکیلروشیای ناخنک توسط ترنمودن تخم فرق شده میتواند.زیرا لاروای متحریک نیماتود عامل مرض از بین بوغمه ها خارج گردیده وقابل تفکیک میباشد.

عامل ودوران مرض:

عامل مرض (Anguina tritici(steinb chit

فامیل:Tylenchedae

ردیف: Tylencheda

صنف:Nematoda

نیماتود عامل مرض یک پرازیت اجباری بوده که کوتیکل جسم آن بسیار ظریف ،ناحیه لبها باریک ،هموار ودارای حلقه ها میباشد.ستایلیت آنها 8- 10 میکرون طول داشته ودرقسمت قاعده آن حبابه های مدور وجود دارد. نیماتود ماده بالغ بطور اوسط 3.8 ملی متر طول داشته تحرک کمتر وقوی میباشد.،اکثراًاز طریق بوغمه های که با تخم مخلوط میگردد انتشار میابد.بوغمه های که یکجا با تخم گندم بذر میگردد،هزاران لاورا درخاک مرطوب رها مینماید.هوای مرطوب برای حرکت ومصابیت نبات گندم مساعد میباشد. این نیماتود پرازیت خارجی بوده ،برخلاف اکثر نیماتود ها ،ریشه های نباتات را مورد حمله قرار نمیدهد.بلکه قبل از مرحله گل آوری از برگهای به هم نزدیک تغذیه مینماید.درشروع مراحل انکشاف ساختمانهای گل آوری ،نیماتود مذکور به داخل این ساختمان ها نفوذ نموده ودوران تکامل آنها شروع میگردد.لارواهای مرحله سوم وچهارم وهمچنان نیماتود بالغ از بین انساج ساختمان های گل آوری نبات انکشاف وتکامل میابد.این انساج بوغمه تخمی را تشکیل داده ودربین هر بوغمه درحدود 80 نیماتود بالغ از لحاظ جنس به تناسب 1:1 موجود میباشد.امکان دارد بیشتر از یک بوغمه درموقیعت تخم تشکیل گردد، یا هنگام که تشکیل بوغمه ناوقتتر صورت گیرد،امکان آن وجود دارد، که لاروا دربین تخم های که ظاهرا صحتمند معلوم میشوند تولید گردند ،یا هنگام جمع آوری حاصل بوغمه های نیماتودی با دانه های گندم مخلوط گردیده وبه زمین می افتد.لاروای بین بوغمه ها برای چندین سال میتواند زنده باقی بماند.چنانچه ازیک تحقیق علمی لاروای زنده از بوغمه های که برای مدت 68 سال ذخیره گردیده بود،بدست آمده است. پتوجن های دیگری چون Corynebacterirm  عامل بلایت خوشه های گندم وDilophospora alopecuri عامل لکه های برگ را با خود انتقال داده وبر برعلاوه بوغمه دانه،امرض فوق الذکر را نیز باعث میگردد.

مبارزه :

بذر تخمهای عاری از بوغمه ها ،واقعات مرض را فوق العاده تقلیل میدهد. بوغمه ها را توسط وسایل میخانیکی پاک کننده تخم میتوان از بین تخم ها جدا نمود. تناوب زراعتی دوساله ، با نباتات غیر میزان ،لاروای این نیماتود را درخاک از بین میبرد. زیرا لاروای مذکور بدون میزبان بیشتر از یک سال قادر به زندگی درخاک نمیباشد.

غوطه نمودن تخم برای مدت ده دقیقه درآب گرم که حرارت آن 54 درجه سانتی گرید باشد،اکثریت لاروا بالای تخم را ،بدون این که به قدرت جوانه زدن تخم ها آسیبی برسد ، ازبین میرود.

2- نیماتود سیست غلات(cereal cyst Nematode): این نیماتود Heterodera avenae به نام نیماتود سیست یولاف ونیماتود کرمی غلات هم گفته میشود که ابتدا در آلمان درسال 1874 روی یولاف کشف شده است ودرانگلستان درروی نبات گندم درسال 1905 گذارش داده شده است واز ایالات متحده امریکا درسال 1972 (Oregon) معلوم گریده است. امروز این نیماتود پرازیت مهم نبات گندم وسایر غلات وگرامینه ها شناخته شده است. موجودیت این نیماتود ها درنیوزرلند ایالت متحده امریکا سراسر اروپا حوزه دریای وجنوب شرق کانادا را به اثبات رسیده است . درکشور های استرلیا،افریقا ،جاپان،اسرایل وشوری سابق نیز خسارات وارد کرده است.سیست های این نوع نماتود ها دریک گرام خاک 0.8 وتخم لاروا آن را 20 عدد میرسد.H.avenae پرازیت گرامینه ها است که یولاف حساس ترین آنها بوده جو،گندم،جواری،نیز شدیدآً آلوده میشوند . در خاک سبک ،خاکهای زهکشی خوب شدت کم دارد. گندم بهاری آسیب پذیرتر از گندم زمستان است.

علایم:

نشانه های امرض روی نباتات که جدیداً نمو کرده باشد بارزتر از روی نباتات مسن میباشد. ریشه های نباتات جدید انشعابات کوتاه تر وکمی متورم (Knots ) اند.رشد ریشه ها کاهش یافته وضرر دیده شده است سیست نیماتودهای ماده متورم وشفاف امکان دارد به سستی به ریشه ها تماس داشته باشد سیست ها درابتداً سفید ،وخاکستری رنگ بوده ودرمرحله کامل شدن رنگ آنها به قهویی تیره تبدیل میگردند. دراثر سستی تمام سیست ها بسیاری از آنها درموقع بررسی ریشه های که از خاک خارج میشوند از آنها جدا میشوند.نباتات که مبتلا به این مرض هستند ضعیف شده وامکان فعالیت های سایر امرض را مساعد میسازد. بخصوص قارچها ریشه برای مثال قارچ Rhizoctonia salani که سبب  پوسیده گی ریشه میشوند. این قارچها با نیماتود سیست غلات مرتبط بوده وضرر آن نیز بیشتر میباشد ونباتات مصاب صدمه به ریشه وارد شده وبته های مبتلا به این مرض قدرت جذب آب ومواد غذایی کاهش یافته وبته کوتاه میماند.

عامل بیماری:

Heterodera avenae woll . ( Syn.Heterodera major frank سیست غلات است انواع دیگر مانند:H.zeae koshy,H bifenestra cooper,H.hordecalis Andersson نماتودهای هستند که کمتر خساره واردنموده ویا زیاد معمول نیستند.انواع Heterodera ازروی ماده حاوی تخم شناخته میشوند که صدها تخم دربدن متورم کیسه ای آنها باقی میماند وپس از مرگ تبدیل به سیست شده دربدن باقی میماند. سیستهای این نیماتود لمویی شکل وبه اندازه 0.77- 0.55×0.5- 0.3 ملی متر هستند.کیوتیکل ناصاف وخالهای نامنظم دارد سر آن حلقه مانند لبه گرد دارد. استایلیت حدود 26 میکرومتر طول دارد یک لایه تقریباًکرستالی به رنگ روشن به فرم شکل ماده به صورت سیست جدا میشود.نرها معمولاً به طول 6/1 – 1 ملیمتر واستایلت آنها 26- 29 میکرومتر میباشد.که قاعده آن گره ای گرد میباشد.

سایکل مرض:

علاوه بر گرامینه ها دایمی ویکساله متعدی نیماتود Heterodera avenaeرا حفظ میکند. سیست ها ممکن است سالها به حالت غیر فعال درخاک باقی بماند ولی درلارواهای سن دو اگرمیزبان وجود نداشته باشد فقط چند هفته دوام میاورند لارواهای دوره دو حیات دربهار از تخم داخل سیست زمستانی بیرون آمده ،رطوبت وحرارت خاک حدود 10 درجه سانتی گرید شرایط مناسب برای تفریخ تخم است . این تفریخ چنانچه دوران خشکی درخاک پدید نیاید تا خزان ادامه میآبد به نظر نمیرسد که تفریخ تخم ها تحت تأثر ترشحات ریشه باشد لاروا های سن دو درسیست پس از خروج از تخم درانتهای نقطه مریستم ریشه به آن نفوذ کرده وتا مجرای انساج ارتباطی درعین کامل شدن پیش میروند. ماده ها متورم وبالغ میشوند به طور میخانیکی در درون بافت ریشه قرار میگیرند وباعث انشعابات ریشه وبزرگ شدن حجرات وتوارم ریشه میشوند . رشد ماده ها ادامه یافته وتولید تخم مینمایند وسپس به سیست تبدیل میشوند اکثر سیست ها حدود 10 هفته پس از آلوده گی ظاهر میگردند ودرمناطق شمالی آلوده گی های خزانی با وسیله لارواهای سن دو سیست بوجود نمیآیند. تا فصل بعدی فرا رسد درهر سال تنها یک نسل کامل میشود. تخم های سیست های موجود درخاک ونماتود های سنین مختلف لاروا به حالت پنهان درریشه ،فصل زمستان را سپری مینماید درهرسال حدود نیم از تخم ها درسیست های تفریخ شده باقی میماند .انتشار نیماتودها به وسیله باد نیز میسر است .

مبارزه :

جمیعت نیماتودها سیست غلات تحت تأثیر میزبان است. گندم وسایر گیاهان دانه ریز ،باید حتی الامکان به دفعات متعدد کشت نشود.لارواهای نیماتود ،کلیه ارقام گندم را مورد حمله قرار داده ولی روی بعضی از ارقام، سیست ها کامل نمیشود واستفاده از این ارقام درتناوب زراعتی توصیه میشود حتی این امر امکان دارد روی چند از نوع نیماتود های که باعث عامل امراض میگردد نیز موثر میباشد. درآسترلیا ضد عفونی بذر ومصرف کم نیماتود کش ها درخطوط کاشت درمرحله بذر کاری ،محصول را تا 50%  افزایش میدهد. وباید بررسی شود که دراین موقع نیماتودها وجود دارد یا نی. عملیات زراعتی به ویژه مبارزه با آفات وامراض ممکن است برعلیه نیماتود نیز موثر باشد.تأمین مواد غذایی کافی ورطوبت کافی مقاومت نبات را درمقابل نیماتودها بیشتر میسازد. نایتروجن باید به طور تدریجی مصرف شود زیرا جمیعت نیماتودها درموقع که نایتروجن زیاد است کاهش پیدا میکند. عملیات حاصل خیز کننده خاک درمصرف هیومس وبالا بردن نگهداری رطوبت مفید است. درشمال اروپا قارچها نیماتودخور مانند Nematophthora gynophila kerrw,crump درکشت های یک فصله غلات افزایش یافته ودرمبازه بیولوژیکی علیه نیماتود H.avenae موثر میباشد که تخمها را مصاب میسازد. اجرای تناوب زراعتی با محصولات غیر میزبان ،رعایت مقرارات قرنطین، بوره گذاشتن دو الی سه ساله زمین های زراعتی همرا با آبیاری وشخم وکنترول علف های هرزه،بوره گذاشتن با تقویت زمین آبیاری منظم وکاشت به موقع قابل توجه است. 

3 – نیماتود مولد غده ریشه Root-knot Nematods: نیماتود های Meloidogyne sp  از شناخته شده ترین نیماتودهای پرازیت نباتی اند که ایجاد تورم وگال روی ریشه بیش 1000 نوع نبات مینمایند. این نیماتودها به طور وسیع ،پراگنده بوده واغلب همرا با عامل دیگر به ویژه قارچها شامل کمپلکس از بیماری ها میشوند. نوع  Hapla chit  Meloidogyne پرازیت دو مشیمه ای درایالات متحده امریکا واروپا بوده وبعضی مانند M.naasi  روی گندم ،جو وگرامینه ها بسر میبرند.

علایم:

نیماتودهای مولد غده ریشه ایجاد تورم کرده وباعث گره ای وگالی شدن روی ریشه میشود.دربهار وتابستان غده ها بهتر بمشاهده رسیده ودراثر انبساط سلولهای پوستی بدن متورم نیماتودها حاصل میشوند. درهر غده یک یا چند نیماتود ماده همرا با توده بزرگ جلاتینی تخم وجود دارند. توده های تخم معمولاً شفاف بوده وقتیکه درمعرض هوا قرار میگیرند تیره میشوند.درگره ها ممکن است لارواهای سن دوم کرمی شکل نیز وجود داشته باشند که از کناره های مجرای سلولهای ارتباطی تغذیه میکنند. بته ها دراثر آلودگی شدید ممکن است رنگ زرد را بخود بگیرد.

عامل مرض:

چهار نوع اصلی از جنس Meloidogyne  عامل گره ریشه اند که بصورت پرازیتی داخلی به سر میبرند. M.nassi Frank مـــــــــــــهم ترین نـــــــوع است ونــــــــــــــوع هـــــــــای M.javanica, M.chitwoodi, M.Incognita کمتر متداول اند. ماده های Meloidogyne  کروی تا کیسه ای بوده وبه قطر 0.7 – 0.2 ملیمتر اند. طول گردن 0.2 – 0.1 ملیمتر بوده وفازمیدها  مشخص وکوتیکل درناحیه پشتی نا صاف است.اندازه نرها 3/1-0.8×%4-%2 ملیمتر واستایلیت دار به طول 19- 16 میکرومتر با گرده های کروی میباشد. طول آلت  تناسلی 20- 30 میکرومتر ودم کوتاه وبدون نوک است . اطراف سر را سه حلقه قرار گرفته است. تخمها بیضوی ولاروا سن 2 از آنها بیرون می آید.

سایکل مرض:

اکثر آلودگی ها دراوایل بهار اتفاق میافند ولی لاروا های سن 2 امکان دارد در هر موقع وارد ریشه شوند . دراوسط تابستان ماده های متورم توده تخم از خود خارج کرده وبدن آنها دربافت ریشه قرار دارند . این نیماتود ها زمستان را اصولاً به صورت تخم طی میکنند،برای مثال M.naasi  درهر سال فقط یک نسل دارد. میزان خسارات درارتباط مستقیم با جمیعت توده های تخم درخاک است.

مبارزه:

M.naasi به وسیله تناوب گندم با گیاهان غیر میزبان مانند یولاف وبرخی دیگر از گیاهان ریشه دار قابل کنترول است ولی کچالوو لبلبو ممکن است به وسلیه سایر انواع Meloidogyne مورد حمله قرار گیرند. بعضی از ارقام گندم وگرامینه ها مورد حمله قرار میگیرند ولی نیماتود ها تکثر نمی شوند وکوتولگی ریشه ممکن است تولید کال اتفاق بیفتد ولی نیماتودها مرده یا برای تغذیه به قسمت دیگری روند. گندمهای خزانی در مقابل مقدار زیادی از لاروا های سن دو متحمل تر از گندم های بهاری اند.

+ نوشته شده در  90/09/23ساعت 9:38  توسط ايمل " نظري "  | 

نقش نباتات در تصفیه آلوده گی هوا

مقدمه:

نقش در لغت به معنای قالب صورت می باشد و در اصطلاح کاری که یک چیز می تواند یا انتظار می رود در یک پروسه انجام دهد را نقش می گویند.نباتات جمع نبات لغتی عربی است که معادل آن نبات می باشد و در لاتین plant یاد می شود در فرهنگ نبات شناسی چنین تعریف شده است " موجود زنده ایی که دارای بیشتر خصوصیات زیر یا تمام آنها باشد، توانایی سنتز کاربن دای اکساید توسط عمل فتو سنتز، داشتن دیوارحجروی سلولزی، دوران زندگی تناوب نسلها، و عدم توانایی حرکت"از نقش نباتات می توان چنین برداشت کرد که منظور کاری است که نبات ها می توانند یا انتظار می رود در جریان یک پروسه انجام دهند است لغت اتمسفیر ترکیبی است که از دو لغت یونانی atoms (بخار) و sphere  کره مشتق شده است به غشاء نازک هوای اطلاق  می شود که کره زمین را در برگرفته است در لغت نامه ده خدا بنام اتمسفیر هوا  میان آسمان و زمین طبقه سیال گازی که دارای بخارها ی مختلف است و کره زمین را احاطه کرده است و به اصطلاح عامیانه هوا یاد می گردد. و منظور مجموعه از گازها، بخارآب، و ذرات گرد غباراست که اطراف کره زمین را احاطه کرده است.تصفیه نیز لغتی عربی می باشد بمعنی صاف کردن، روشن کردن، پاک نمودن، آلایش می باشد. و در اصطلاح پاک کردن یک چیز از آلودگی را گویند .لغت آلودگی به معنی ناخالص ناپاکی ،کثیفی ومضرمی باشد دراصطلاح هرگونه تغییر در ویژه گی های هوا، خاک، آب ومواد غذائی که اثر نامطلوب بر سلامتی محیط زیست بشر نباتات وحیوانات داشته باشد آلودگی نامیده ماتمسفیر شودهرماده که وارد هوا شود خواص فزیکی ،کیمیاوی وزیستی آنرا تغیر دهد و سبب یک اثر زیان بخش شود آلودگیی هوا گفته می شود.

"تصفیه اتمسفیر هوا " یعنی پاک کردن هوا از مواد اضافی که به محیط زیست و موجودات زنده ضرر و آسیب برساند.

و "نقش نباتات در تصفیه اتمسفیر هوا " را چنین می توان معنی کرد " کاری که نبات ها با الفعل و بالقوه می توانند درپاک کردن هوای کره زمین از مواد اضافی که به محیط زیست و موجودات زنده آسیب و ضرر می رسانند، انجام دهند"

برای رسیدن به این هدف نخست در شناخت اتمسفیر هوا و ترکیب آن گام برداشته و سپس در شناخت آلوده کننده های هوا و عوامل آلودگی معلومات داده و بعد به این سوال پاسخ می دهیم که "هوای آلوده را چگونه می توان تصفیه نمود " و پس از ذکر راههای تصفیه هوا توجه خود را در نقشی که نباتات می توانند در تصفیه اتمسفیر هوا داشته باشند معطوف می داریم وبه مکانیزیمی که نباتات در تصفیه اتمسفیر هوا دارند می پردازیم.

چوکات تحقیق با سوالات زیرشکل می گیرد

1. اتمسفیر هوا چیست؟

2. اتمسفیر هوا چه آلودگی هایی دارد که باید تصفیه شود؟

3. هوا را چگونه از چه طریقی می توان تصفیه کرد؟

4. نباتات در تصفیه هوا چه کارهایی را می توانند انجام دهند؟

5. مکانیزم تصفیه هوا در نباتات به چه صورت عمل می کند ؟

اتمسفیر هوا چیست؟

اهمیت اتمسفیر هوا:

حیاتی ترین مادهء که همواره با آن سرکار داریم، هوا است، هرکس در طول روز سه وعده غدا می خورد وچند بار هم آب می نوشد  ولی به طور دایم به هوا نیاز دارد. تحمل یک روز گرسنگی برای همه آسان است ولی هیچ کس نمی تواند بیش از چند دقیقه بدون هوا زنده بماند.

تعریف اتمسفیر هوا

اتمسفیر هوا در واقع مجموعه از گازها، بخارآب، ذرات گرد و غبار است. باید بگوییم که ترکیبت هوای فعلی در قشرهای مختلف آن متقاوت است منظور ما از هوا قسمتی از هواست که روزانه با آن سرکار داریم. ترکیب هوا معمولی را می توان به دو دسته گاز ها بخارها وگرد و غبار تقسیم بندی کرد.

اجزاء تشکیل دهنده اتمسفیر هوا :

مهم ترین گازموجود درهوا ازنظر انسان اکسیجن است که اگر فیصدی آن از حدی کمتر شود  مرگ فوری به دنبال دارد بخار آب نقش مهمی درمطبوع کردن هوا دارد اما مقدارش متغییر است البته باید توجه داشت که ترکیب هوا در قسمت های مختلف زمین بویژه درمناطق صنعتی متغییراست دراین مناطق وجود بعضی گازها بویژه کاربن مونواکساید نقش بسیار مهمی دارد در غلظت ها خیلی کم نیز سمی است  و ممکن است باعث مرگ افراد شود   %99.99 حجم هوا از گازهای نایتروجن، اکسیجن، آرگون، و کاربن دای اکساید تشکیل شده است به همین دلیل به این گازها، گاز اصلی میگویند. به این ترتیب تنها 0.01% حجم اتمسفیر را عناصری از قبیل نئون، هایدروجن، آمونیا، ازن وآیودین و رادون هلیوم، کریپتون، گزنون تشکیل می دهد. ذرات جامد از قبیل غبار، دوده، انواع نمک های، گازهای صنعتی، و مایکروارگانیزم های که در آلودگی هوا نقشی مهم دارند، جزو ترکیب های فرعی هوابه شما می آیند. فیصدی حجمی گازهای اصلی اتمسفیر خشک به تفکیک ازاین قرار است نایتروجن 78.08% اکسیجن20.95%  آرگون 0.03%    کاربن  0.93%.

گازهای اتمسفیر: اکسیجن در اتمسفیر ثبات بیشتری دارد درتابستان و زمستان اختلافات حجم آن ختی به 0.1% هم نمی رسد، فتوسنتز نباتات اکسیجن تولید و تنفس و سوخت آنرا مصرف می کند اگر این گاز %20 فیصد کاهش یابد انسان سریعا عکس العمل نشان می دهد. کاربن دای اکساید اتمسفیر با توجه به افزایش پروسه های سوخت افزایش داشته مقدار این گاز درمناطق صنعتی حتی دوبرابرشده بررسی ها انجام شده حاکی از رشد %12 فیصدی این گاز در 50 سال اخیر بوده است  علت توجه به کاربن دای اکساید زهری بودن و اثر گلخانه ای آن می باشد. ممکن است که فکر کنید که نایتروجن با این حجم زیاد هیج نقشی ندارد بلکه برعکس اگر نایتروجن در هوا نبود آتش داغ تر بود و مواد سوختی سریعتر می سوخت درنتیجه موجودات زنده ارگانیزم شان بهم می ریخت، نقش نایتروجن درهرمیتابولیزیمی ایجاد توازن در مصرف اکسیجن است.

 لایه های هوا :

ضخامت موثر هوارا بر اساس عوامل مختلف مثل ترکیب کیماوی، حرارت، ویژگی های الکترومقناطیسی هوا تقسیم بندی می کنند.

تقسیم بندی لایه های هوا بر اساس ترکیب کیمیاوی:

هموسفر:ضخامت آن 80 تا 100(به طور متوسط 90) کیلومتر می باشد و عناصر هایدروجن، اکسیجن، کاربن دای اکساید، آرگون و نایتروجن گازهای تشکیل دهنده آن می باشد به علت تداخل و تلاطم شدید اتمسفیر نایتروجن و اکسیجن پیوسته ثابت باقی مانده اند ازین رو هموسفرنامیده شده است که معرف هوای همگون این لایه می باشد.

هتروسفر:از ارتفاع 90 کیلومتر به بعد ترکیب هوا تغییر می کند و گازهای به لایه ها مختلفی تفکیک می شوند و گازهای سنگین را پایین و گازهای سبک بالا قرارمی گیرند.

تقسیم بندی لایه های هوا بر اساس حرارت:

هوا بر اساس حرارت به چهار لایه تروپوسفر، استراتوسفر، مزوسفر و ترموسفرتقسیم می شود این چهار لایه به سه سطح موسوم به تروپوز، استراتوپوز، موزوپوزازهم جدا شده اند.

تروپوسفر: این لایه هوا از سطح زمین تا ارتفاع 18 تا 8 کیلومتر ادامه دارد و سنگین ترین قشر هوا است هوا در این قشر با افزایش ارتفاع حرارت کاهش می یابد ابر ها معمولا دراین لایه متمرکز اند این لایه به سطح تروپوز محدودمی شود. تمام موجودات زنده دراین لایه زندگی می کنند. دراین لایه مقدار کاربن دای اکساید و بخارآب بیشتر از لایه های دیگر است. کاربن دای اکساید وبخارآب موجود در این لایه اشعه مادون سرخ که از خورشید به زمین می تابد وبه فضا منعکس می شود درخود نگه می دارد و به مرور آنرا به مصرف یا به فضا بر می گرداند.

استراتوسفر:این لایه روی تروپوسفر قرار می گیرد تا ارتفاع 52 کیلومتری گسترش دارد و به سطح استراتوپوز محدود است در وسط این لایه قشر بنام ازونوسفر وجود دارد که حاوی گاز ازون است. از آنجا قشرهای این قسمت بالای استراتوسفر گرمتر و بنابراین سبکترند. لذا قشرهای این قسمت از هوا پایدار دارترند طبقه بندی خوبی دارند به همین جهت استراتوسفر نامگذاری شده اند.

مزوسفر: این لایه از ارتفاع 52 تا 80 کیلومتری گسترش دارد وچون در آن  پروسه تولید حرارت انجام نمی گیرد. حرارتی آن با افزایش ارتفاع کاهش می یابد در قسمت های بالایی این لایه یعنی در سطح  مزوسفر به °C90 می رسد.

ترموسفر: این لایه قسمت فوقانی هوارا تشکیل می دهد و به علت جذب شعاع ها ماورا بنفش با طول موج کوتاه حرارتی آن ب افزایش ارتفاع افزایش می یابد در قشر ها بالایی به 1000سانترگراد می رسد.

لایه اوزن: درارتفاعی بین 20 کیلومتر ی (یعنی استراتوسفر) وجود دارد که نه در دسترس نه قابل مشاهده است با این حال زندگی کامل به وجود ان بستگی دارد لایه ازون مانند سپری بین دوماده اشعه خطرناک خورشید قرار گرفته است. شعاع ماورا بنفش برای سلامت انسان و حیوانات و نباتا ت مضراست.

تقسیم بندی اتمسفیر هوا بر اساس ویژگی های مقناطیسی:

یونسفر: بخشی از هوا را که درارتفاع 80 تا 400 کیلومتری قرار داشته حاوی زرات باردارالکتریکی بنام یونسفرمیباشد.

ماگنتوسفر: زمین همانند یک آهن ربای قوی در اطراف خود ایجاد می کند شعاع این میدان محدود به اتمسفیر هوا نیست تا فواصل خیلی دورتر نیر گسترش دارد ماگنتوسفر زمین را در برابر ذرات باردار خطرناک که از سایر نقاط فضا که سمت زمین می آیند محافظت می کند.

کدام لایه اتمسفیر قرار داریم: از لحاظ ترکیب کیماوی اتمسفیر ما درلایه هوموسفر که تا 90 کیلومتری ارتفاع دارد خصوصیات ترکیب کیمیاوی این لایه برا ی حیات موجودات زنده مهم می باشد و ازلحاظ تغییرات حرارت اتمسفیر هوا در لایه تروپوسفر می باشد این لایه از سطح زمین 8 تا 18 کیلومتر ی ادامه دارد. وسنگین ترین قشر هوا است ابرها معمولا در این لایه متمرکز اند ادامه دارد. در این لایه با افزایش ارتفاع حرارت کاهش می باید. انرژی حرارتی آن زمین است. از لحاظ مقنا طیسی  در لایه یونسفر هستیم که  در ارتباطات رادیویی اهیمت دارد. در هموسفر مهمترین گاز برای موجودات زنده اکسیجن می باشد.

اتمسفیرهوا چه آلودگی هایی دارد که باید تصفیه شود؟

وقتی گفته می شود تصفیه هوا باید مشخص شود که در هوا چه آلودگی هایی وجود دارد ؟ که باید تصفیه شود. لذا نخست باید آلودگی هوا را بشناسیم تا بتوانیم در مورد تصفیه هوا معلومات کسب کنیم.برای تصفیه هوا ازآلودگی باید برای عامل هایی که باعث آلودگی هوامی شوند چاره ای اندیشید.باید عواملی که منجر به آلودگی هوا می شوند شناسایی شوند اینکه با چگونگی آلوده کردنشان و نوع الودگی شان تصفیه شان کرد. ممکن است در تصفیه هوا برای هرآلودگی متناسب با منشاء و خصوصیات آلودگی روش تصفیه متفاوت باشد . لذا برای تصفیه باید آلودگی را کاملا بشناسیم عامل و منشاو خصوصیات و اثرات مواد آلوده کننده و عاقبت آن در هوا را بدانیم تا بتوانیم روش تصفیه مناسبی را پیدا کنیم و عمل تصفیه هوا موثر واقع شود .

اهمیت آلودگی هوا

اهمیت آلودگی هوا ارتباط مستقیم به اهمیت هوا در حیات بشرو موجودات زنده دارد .بدون هوا زندگی چند دقیقه ایی بیشتر دوام نخواهد آورد و انسان به هوا برای زندگی نیاز دارد .اگر هوا آلوده شود سلامتی وحیات بشر به خطر می افتد. لازم است رابطه بین موجودات زنده با هوا را مشخص شود .

رابطه هوا با زندگی بشر :

در بخش های قبلی اتمسفیر هوا معرفی کرده و گفتیم برای زنده جان ها اکسیجن مهم ترین گاز محسوب می شود.اگر چه مقدار اکسیجن اتمسفیر نایتروجن کمتر است اما همین ترکیب حجمی عامل سوخت وساز درموجودات زنده است. اکسیجن موجود دراتمسفیر عامل سوختن است زیرا سوختن یعنی ترکیب اکسیجن با کاربن . کاربن قابل سوخت ممکن است زغال سنگ زغال چوب نفت و در جانوران مواد غذایی باشد که می خورند . به هر حال به هر شکلی که اکسیجن با کاربن ترکیب شود حاصل اش سوختن است . وپروسه سوختن تولید انرژی گرما کار تنفس وادامه حیات و تولید مثل است . ما هوا را به شش ها یمان می فرستیم شش اکسیجن هوا را از آن جدا و بوسیله گلبول های سرخبه اعضای بدن می رسانند تا سوخته شود مازاد این سوخت ساز به شکل گاز کاربن دای اکساید در هر بازدم از ریه ها دفع می شود . تمام موجودات زنده برای ادامه حیات  رشد ونمو تولید مثل نیاز به انرژی  دارند و این انرژی بوسیله غذا تامین می شود در غذا کاربن است و در غذا کاربن است و برای تبدیل انرژی به غذا عملیه سوختن صورت می گیرد که حضور اکسیجن درآن ضروری است .موجودات زنده اکسیجن خود رابوسیله عمیله تنفس تامین می کنند. حیات همه موجودات زنده که تنفس می کنند به ترکیب هوا بستگی دارد اگر هریک از ترکیبات آن کم یا زیاد شود به عمیله تنفس لطمه وارد کرده وسریعا در بدن موجود زنده اثر منفی وارد می کند و زندگی را مختل می کند .به عنوان مثال اگر نایتروجن کم یا زیاد شود توازن در مصرف اکسیجن در تنفس بهم می خورد و یا اگر در مقدار اکسیجن هوا %20کاهش یابد ارگانیزم بدن انسان سریعا واکنش نشان می دهد . ویا اگر گازها و غبار ها وارد هوا شوند ( الودگی هوا ) نیر برحیات موجودات تاثیر منفی خواهد گذاشت .

تعریف آلودگی هوا :

درسال 1967شورای اروپا آلودگی هوا را چنین تعریف کرده " آلودگی عبارت است از وجود جسم خارجی در هوا با تغییر مهم درنسبت عوامل متشکله هوا که توجه به شناسایی های علمی زمان سبب یک اثر زیان بخش شود" در طرزالعمل جلوگیری از آلودگی هوای کشور ایران چنین تعریف شده است " آلودگی هوا عبارتست ازوجود یک یا چند ماده آلودکننده در هوای آزاد به مقدارو مدتی که کیفیت آنرا بطور مضربه حال انسان –حیوان – نبات یا آثار و ابنیه باشد تغییر دهد " ماده ایی که وارد هوا شود و خواص فیزیکی  کیمیاوی  زیستی هوا را تغییر می دهد همی هوای تغییریافته را آلودگی هوا می گویند .

منابع انتشار مواد آلوده کننده:
1- منابع طبیعی: فعالیت‌های آتشفشانها و آتش سوزی جنگل‌ها،گرد و غبار طبیعی، دود و مـــونواكسیــد كربــــن ناشی از آتش سوزی‌ها- گاز رادون ناشی از كانی‌های زمین فرسایش در اثر باد فرسایش بادی خاکهای خشک و سرزمینهای بیابانی توسط بادهای قوی می‌تواند طوفانهای بزرگی از غبار را بوجود آورد. ذرات غبار عمدتا شامل SiO2 هستند اما ممکن است شامل مقدار کمی از فلزات سنگین هم باشند. آتش سوزی جنگلها بسیاری از آتش سوزی جنگلها که بوسیله برق آسمانی تولید می‌شوند، مقدار زیادی دود ، NOx ، CO2 ، CO و هیدروکاربنها را آزاد می‌کنند. فوران آتشفشانی آتشفشانهای بزرگ مقدار عظیمی از ذرات معلق ، SO2 ، CO2 و سایر گازها را بهدرون جو آزاد می‌کنند. بعضی از این ذرات بقدر کافی به سطوح بالا منتقل شده و در آنجا برای ماهها و سالها باقی می‌مانند و بر اقلیم جهانی تأثیر می‌گذارند. پاشیدن توسط دریا و تبخیر :وقتی که بادهای قوی وزیده می‌شوند، امواج شکسته شده و دریا مقدار زیادی از آب را می‌پاشد، به این ترتیب نمک زیادی به داخل اتمسفیر هوا  وارد می‌شود. عموما پروسهتبخیر نه فقط آب بلکه بسیاری گازهای نادر را به داخل اتمسفیر هوا  منتشر می‌سازند.

2- منابع مصنوعی: می‌توان در چهار گروه اصلی طبقه بندی کرد: حمل و نقل متحرک ، احتراق ساکن ، پروسه های صنعت ، دفع مواد زاید جامد . وسایل نقلیه موتوری مشكلی اساسی هستند كه دی‌اكسید نایتروجن كه مهمترین آلوده كننده هوا است را تولید می‌كنند.سایر منابع مصنوعی آلوده كننده هوا عبارتند از: زغال سنگ سوزها، صنایع مختلف، آلودگیهای ناشی از سوزاندن بقایای كشاورزی و. کاربن دای اکساید،مونواکسایدکاربن،دی اکساید ناتروجن،دی اکساید سلفر،سرب هایدروجن فلوراید، ازن و غیره را می توان محصول انقلاب صنعتی برای اتمسفیر هوا و موجودات زنده دانست.

مواد آلوده کننده هوا:

تركیبات آلوده كننده هوا به دو قسمت گازها و ذرات جامد تقسیم می‌شوند:

ذرات جامد: ذرات كوچك و جامد براساس اندازه تقسیم می‌شوند و عبارتند از: pm 10و 5/2 pm. دسته اول ذراتی كه دارای قطر كمتراز 10 مایكرومتر هستند و دسته دوم ذراتی كه دارای قطر كمتر از 5/2 میكرومتر هستند. ذرات با قطر كمتر از 5/2 میكرومتر برای سلامتی زیانبارترند.
 گازها: شامل مونواكسید كربن، دی اكسید نایتروجن، دی اكسید گوگرد، هیدروكربن‌ها، ازن و... هستند، مواد آلوده کننده قرار ذیل می باشند:

۱)مه دود و گرد وغبار : گاهی شهر ها با پدیده مه دود روبرو  میشوند تشکیل مه دود امری اتفاقی نیست زاییده دست بشر و دنیای صنعتی است. علت آن وجود وسایل نقلیه وسایل گرمازایی است که بیش از حد دود می کنند دوم سکون و بی حرکتی هواست در این حالت هوا بیش از حد دارای گازها و دود های مسموم کننده است موجب مرگ افراد مسن و بیماری های قلبی و ریوی است.

2) کاربن مونواکساید: (co)گازکاربن منواکساید بیرنگ، بی‌مزه و بی‌ بو است مهم ترین آلوده کننده هوا در شهر ها است. علت وجود این گاز سوختن ناقص انجین موترها است و از تزیه بقایا ی نباتی در خاک هم مقدار کمی بوجود می اید. به علت سبکی بالا صعود می کند ازین جهت آلودگی در اثر این گاز به مرور زمان کاهش می یابد. در لایه های بالا اتمسفیر تحت تاثیر شعاع ماورا بنفش خورشید قرار گرفته و تبدیل به انیدریک کاربنیک می شود. تمایل شدید ی به ترکیب با هموگلوبین خون دارد. که برای ریه ها مضر و موجب مرگ می شود.

3)  اکساید ها ی سلفر :  SO2و SO3اینها یکی از مهم ترین آلوده کننده های هواست گازی بی بو بی رنگ مقدار آن از 6.8 بیشتر شود بوی زننده پیدا می کند % 16 فیصد کل این گاز از احتراق سوخت های سلفردار وباقی از ذوب فلزات و تصفیه نفت است. به درستی سرنوشت این گاز در هوا معلوم نیست ولی می دانیم  تبدیل به انیدریک سلفوریک شده که به آسانی در آب حل شده و تبدیل به سلفوریک اسید می شود. اسید حاصل در هوا بوسیله آب باران می ریزد که اثرات زیان بخشی روی میحط زیست، موجودات زنده، و ابینه تاریخی دارد که  به نام باران های اسیدی خوانده می شود و نیز با دود و غبار هوا مخلوط شده و با تنفس وارد حبابچه های شش ها شده که ضایعات جبران ناپذیر و مرگباری را بوجود می آورد.

4) اوزن : O3اکسیجن خالص غیر قابل تنفس است گازی است بی رنگ با بوی مخصوص شبیه کلورین. از ویرینگ کاری برق و رعد برق منبع آن در زمین است. یکی از عوامل تشکیل دهنده دوده است  تنفس در هوایی که اوزن بیش ازحد باشد باعث سر درد و بالاخره مسمومیت ها مزمن میشود.

دوری و دوستی با ازون :اوزن گازی است مفید وحیاتی درعین حال آلوده کننده هوا و خطرنا ک، اوزن در صورتی که در ارتفاعات اتمسفیر باشد و مانع شعاع  ماورا بنفش شود مفید و حیاتی و در صورتی که پایین بیاید هم سنگر محافظت زمین از شعاع ماورا بنفش شکسته می شود و هم اثرا منفی بر موجودات زنده خواهد گذاشت.                

5) سرب: یکی از عناصر است که بدلیل بهتر سوختن در تیل پطرول موتر علاوه می شود معمولا  هر لیتر پطرول 200 الی 600 میلی گرام وجود دارد، هر لیترپطرول سوخته شده 32 گرام سرب تولید می کند که بیشترآن روی سرک ها انباشته و هنگام تنفس همراه گرد و غبار جذب بدن می گردد % 50 فیصد سرب موجود درموترها وارد جریان خون هر فرد از شهر های کلان می شود و دربدن تبیت می شود.

۶) CO2 کاربن دای اکساید:احتراق کامل سوخت موتر کاربن دای اکساید تولید می شود. کاربن دای اکساید گازی است بی رنگ بی بو و سنگین در طبیعت از تجزیه موادعضوی وتنفس هم حاصل می شود، غلظت زیاد آن خطرات زیادی را برای موجودات زنده دارد طبق تخمین مالبرگ (1985) سوخت مواد فوسیلی در 150 سال اخیر 910x14، تن کاربن دای اکساید وارد زمین شده و هرسال وهر سال 910x5 تن افزوده می شود . مقدار دی اکساید کاربن اتمسفیر در سال 1957،  ppm314 و در 20 سال بعد   ppm330  رسیده است. کاربن دای اکساید علاوه بر سمی بودن در غلظت ساده، مانع از خروج شعاع خورشید از اتمسفیر هوا گردیده و باعث گرم شدن اتمسفیر زمین شده درکل تاکنون 2 درجه سانتی گراد زمین به همین دلیل گرمتر شده و درنتیجه باعث تغییراقلیم در سطح جهان می شود.

کاربن دای اکساید گاز گلخانه‌ای

گازهای اصلی تشکیل دهنده هوا، ( Ar ، O2  ،N2) به علت داشتن گشتاور دو قطبی، نمی‌توانند نور زیر سرخ را جذب کنند. گازهایی که در گرم شدن گلخانه‌ای زمین دخالت دارند، آب، کاربن دای اکساید، متان و سایر گازها به مقدار کم می‌باشند. علت شبهای سرد بیابان با وجود روزهای بسیار گرم، نبودن بخارآب در اتمسفیر هوا این مناطق می‌باشد.حدود یک چهارم اثر گلخانه‌ای ناشی از جذب نیمی از IR گرمایی بازتاب شده در گستره طول موج 14 تا 16 مایکرومتر، توسط مولکولهای کاربن دای اکساید می‌شود. افزایش غلظت CO2 در اتمسفیرهوا، از خارج شدن مقدار بیشتر IR باقیمانده جلوگیری کرده و باعث گرم شدن بیشترهوا می‌شود .گاز رادون بصورت طبیعی در هوا منتشر می شود از تجزیه دو عنصر رادیوم و توریم موجود در خاک حاصل شده و عامل رادیواکتیو طبیعی هستند توسط گیاهان جذب می گردند. NO2 اکسایدهای نایتروجن دار: بطور عمده مربوط به خندان های نفت و سوخت دیزل و مقدار کمتری مربوط به مصرف پطرول و تیل خاک است از ترکیب هوا بوسیله منابع طبیعی سوختی حاصل می شود و جذب نباتات می شود هایدروجن فلوراید و تتراپراکسی استیل PAN، از دیگر آلوده کننده های هوا هستند آن دسته از آلوده کننده‌ها هستند که در اتمسفیر توسط یک واکنش فتوکیمیایی در اثر هایدرولیز و یا اکسید یشن تشکیل میشوند.هرنوع ماده و انرژی اعم از گرما،نور، صدا، گردو خاک که وارد محیط شوند و برای موجودات زنده مضر باشد آلودگی است  بنا براین گرد و غبار و دود منازل و فابریکات وقوع طوفان ها همه از انواع آلوده کننده های هوا هستند. هوای آلوده موجب بیماری های خطرناک برانسان و سایر موجودات می شود که گاها غیر قابل جبران است. مهمترین آلوده کننده های هوا CO ، SO2 ،O3 گاز رادون تورن و خاک باد است.

هوا را چگونه از چه طریقی می توان تصفیه کرد؟

تصفیه اتمسفیر هوا:

تصفیه لغتی عربی است که بمعنی پاک کردن پالودن . تصفیه اتمسفیر هوا منظور  پاک سازی لایه نزدیک سطح محیط زیست از گازها و ذراتی که به سلامتی موجودات زنده مضر باشد.

طرق تصفیه هوا:

برای دستیابی به کنترول آلوده کننده‌های گازی و ذرات دامنه‌ای گسترده، دو راه وجود دارد:

1. کاهش غلظت آلوده کننده در اتمسفیر

2. کنترول آلوده کننده‌ها در منبع تولید آنها

 رقیق سازی: رقیق ساختن در اتمسفیر با استفاده از دودکشهای بلند امکان پذیراست. دودکشهای بلند می‌توانند در لایه برعکس نفوذ کرده، آلوده کننده‌ها را به گونه‌ای پراکنده سازند که غلظت آلوده کننده‌ها در سطح زمین تا مقدار زیادی کاهش یابد. رقیق سازی در بهترین حالت خود عبارتست از یک وسیله کوتاه مدت به منظور کنترول آلودگی و در بدترین حالت خود وسیله‌ای است برای انتقال آثار ناخواسته آلوده کننده‌ها به مناطق دور دست.

کنترول در منبع مولد آلوده کننده‌ها:

به منظور کنترول آلودگی هوا در دامنه‌های بسیار وسیع تا نقاط دوردست،  کنترول این مواد در منبع تولید شان مطلوبتر و موثرتر از رقیق سازی است. در مرحله اول چنین به نظر می‌رسد که اولین و موثرترین روش جلوگیری از تولید آلوده کننده‌ها باشد در مورد آلوده کننده‌های تولید شده در اثر پروسه های احتراقی ، جایگزین کردن یک منبع انرژی می‌تواند از تولید آلوده کننده‌ها جلوگیری کند. روشهای باقیمانده برای کنترول آلوده کننده‌ها در منبع می‌تواند موجب کاهش انتشار آلوده کننده‌ها شود، اما نمی‌تواند سبب حذف کامل موجود به عنوان مثال موتر ایکه دارای یک فیلتر کثیف هوا، به یک سیستم نامناسب برای تهویه موتور، عملکرد نادرست تنظیم دور موتور و ... نسبت به موتر که  با بهترین بازده کار میکند، آلوده کننده‌های بیشتری را از خود منتشر می‌سازد.تغییر پروسه مورد استفاده همچنان روش دیگر برای کنترول انتشار آلوده کننده‌ها در منبع تولید شان بکار می‌رود. به عنوان مثال جایگزین کردن کوره‌های باز با کوره‌های اکسیجنی کنترول شده یا کوره‌های الکتریکی و یکی دیگر از روشهایی که در کنترول آلوده کننده‌های هوا در منبع تولید آنها دارای وسیعترین کاربرد است، عبارت است از نصب تجهیزات کنترولی طراحی شده بر طبق برخی از اصول اساسی که توسط آنها مکانیزمهای طبیعی حذف آلوده کنندهها عمل می‌کنند.

کنترول آلودگی هوا :

اتمسفیر مانند نهر یا رودخانه دارای پروسه های طبیعی است که در پاک کردن آن نقش دارند. بدون چنین پروسه هایی تروپوسفر سریعا به محیطی نامناسب برای زیست بشر تبدیل خواهد شد. پراکندگی، ت‌نشینی گرانش ، لخته سازی، جذب (همراه با شستشو و واشویی)، شستشو توسط باران و جذب سطحی از جمله مهمترین میکانیزمهای طبیعی آلوده کننده‌ها در اتمسفیر به شمار می‌روند.

پروسه های تصفیه  طبیعی اتمسفیر هوا:

پراکندگی: پراکندگی آلوده کننده‌ها توسط جریانهای باد ، غلظت آلوده کننده‌ها را در هر جایی کاهش می‌دهد.

ته‌نشینی گرانشی: یکی از مهترین میکانیزمهای طبیعی در جداسازی ذرات از اتمسفیر بویژه ذراتی که بزرگتر از 20µm هستند شمرده می‌شوند.

لخته سازی: ت‌نشینی گرانشی در چندین پروسه دیگر پاکسازی طبیعی اتمسفیر نیز نقش مهمی دارد به عنوان مثال ذرات کوچکتر از µm 0.1 به کمک لخته‌سازی قابل ته‌نشین‌ هستند. در این پدیده ذرات بزرگتر بصورت گیرنده‌های ذرات کوچکتر عمل می‌کنند. دو ذره با یکدیگر برخورد و اتصال پیدا کرده تشکیل یک واحد می‌دهند. این پروسه تا تشکیل یک ذره لخته‌ای کوچک ادامه می‌یابد، تا آنجا که این لخته برای ته ‌نشین شدن به اندازه کافی بزرگ و سنگین شود.

جذب ذرات: در پروسه طبیعی جذب ذرات یا آلوده کننده‌های گازی در باران یا غبار تجمع حاصل کرده همراه رطوبت ته نشین می‌شوند، این پدیده که به نام شستشو نامیده می‌شود در قسمت پایینتر از سطح ابرها رخ می‌دهد پتانسیل لازم برای شستشوی ذرات و گازها بستگی به تحقیقات اخیر نشان داده‌ اند که برای ذرات دارای قطر کوچکتر از µm 1پروسه شستشو موثر نخواهد بود.گازها ممکن است بدون تغییر کیمیایی حل شوند و یا امکان دارد در برخی مواقع با آب باران وارد واکنش شیمیایی شوند مانند گاز So2 که به سهولت در باران حل میشود و همراه با قطرات باران پایین می‌آید با این وجود So2 ممکن است با آب باران واکنش نشان داده ایجاد غبارهای H2SO3   (اسید سولفورو) یا H2SO4   (سلفوریک اسید) نماید که به نام بارانهای اسیدی شهرت دارند و بالقوه نسبت بهSO2  اولیه دارای اثرات زیانبار بیشتری هستند.

شستشو در اثر بارش: در این حالت شستشو در سطح پایینتر از ابرها اتفاق می‌افتد و هنگامی که قطرات سقوط کننده باران آلوده کننده‌ها را جذب می‌کنند در داخل ابرها پدیده شستشو صورت میگیرد. بدین ترتیب که ذرات کوچکتر از ابعاد مایکرون بصورت هسته‌های میعان که در اطراف آنها قطرات آب تشکیل می‌شوند، عمل می‌کنند. این پدیده در نواحی شهری موجب افزایش بارندگی و تشکیل غبار می‌شود.

جذب سطحی: عمدتا در لایه اصطکاکی اتمسفیر یعنی در نزدیکترین لایه به سطح زمین انجام می‌گیرد. در این پدیده آلوده کننده‌های گازی ، مایع یا جامد جذب یک سطح شده پس از غلیظ شدن در همان سطح باقی می‌مانند. سطوح طبیعی از قبیل خاکها، صخره‌ها، برگها و علفها قادر به جذب و نگهداری آلوده کننده‌ها هستند. ذرات ممکن است با سطوح جذب توسط ته ‌نشینی گرانشی یا اثر اینرسی که در طی آن ذرات آلوده کننده‌های گازی در اثر جریانهای باد به سطوح منتقل می‌شوند تماس یابند. اثر اینرسی برای ذراتی در دامنه ابعادی بین  µm 10 تا 15 سطوح کوچک به تعدد مانند علفها و برگهای درختان نسبت به سطوح بزرگتر به منظور جداسازی ذرات بیشتر است.

پروسه های تصفیه مصنوعی اتمسفیر هوا:

کنترول هایدروکاربن های متصاعد شده از منابع ساکن:

تکنالوژی کنترول هایدروکاربنهای متصاعد شده از منابع ساکن عبارتند از: خاکستر سازی، جذب، تراکم و جایگزین نمودن سایر مواد. عملیه خاکسترسازی با دستگاههای سوزاننده مکمل و دستگاههای سوزاننده مکمل کاتالیستی صورت می‌گیرد. جذب سطحی توسط کاربن فعال صورت می‌گیرد و جذب هیدروکاربنها بوسیله یک محلول شوینده در برجهای سینی‌دار، شوینده‌های جت و برجهای آکنه،  برجهای پاشنده و شوینده‌های ونتوری صورت می‌گیرد. نباتات بصورت عموم از راه کاهش غلظت آلوده کننده در اتمسفیر هوا را تصفیه می کنند. و پروسه تصفیه نباتات جذب آلوده کننده های گازی، مایع، یا جامد می باشد در سطح خارجی نباتات یعنی برگ، ساقه و حتی ریشه می باشد که پس از غلیظ شدن آلوده کننده های هوا در سطح نباتات باقی می مانند و نبات قادر به جذب و نگهداری آلوده کننده ها می باشد. آلوده کننده ها ممکن است جذب داخل نبات شوند ویا توسط باران شستشو شوند.

نباتات در تصفیه اتمسفیر هوا چه کارهایی را می توانند انجام دهند؟

در فصل های گذشته با اتمسفیر هوا آشنا شدیم و متوجه آلودگی های هوا و منابع و عوامل آلوده کننده هوا گشتیم و راه های تصفیه هوا را نیز بررسی نمودیم و گفتیم که نباتات از طریق کاهش غلظت آلوده کننده، هوا را تصفیه می کنند. اکنون به توانایی هایی که نباتات در تصفیه اتمسفیر هوا دارند، می پردازیم و نقشی که نباتات می توانند در پروسه تصفیه هوا ایفا کنند را بررسی می کنیم. و سعی می کنیم بفهمیم نباتات چگونه هوارا تصفیه می کنند؟

تعریف نباتات:

منظور از نباتات موجودات زنده ایی  هستند که بتوانند تولید هایدروکاربن  توسط عملیه فتوسنتز کنند و دیوار حجروی داشته و دیوار حجروی سلولزی داشته باشند.هدف آن دسته از نباتاتی است که در اتمسفیر هوا هستند و در تصفیه آلودگی سهیم هستند.

اجزاء تشکیل دهنده نبات که در تصفیه هوا نقش دارند:

برگ: عضو بسیار مهم نبات بوده بصورت عموم دارای رنگ سبز می باشد و ظیفه آن تنفس فتوسنتز و تعرق است. برگ ها از جوانه روی جوانه روی ساقه بوجود می آیند برگ ها دارای اشکال بسیار متنوعی هستند. کلروپلاست در برگ  عامل سبزی و فتوسنتزی می باشد. برگ دارای روزنه هایی (Stoma) در سطح خود است و معمولا شامل دو سلول محافظ با یک فضای خالی در بین آنها است . روزنه  ها با باز و بسته شدن خود مقدار تبخیر آب از برگ ها و مقدار ورودco2 به داخل برگ را کنترول می کند.

ساقه: بخشی از نبات که دارای گره ها جوانه ها و برگ هاست. اکثر ساقه ها بالای زمین قرار دارند ساقه ایی که هنوز پوست سبز رنگ دارند می توانند فتوسنتز هم کنند. ذخیره و انتقال مواد، محافظت از اعضای نبات مهم ترین وظیفه آن است. بوسیله جذب گردوغبار و شعاع های مضره نقش در تصفیه هوا دارد.

ریشه: یکی از اندام های نباتات که درخاک که  به سمت پایین رشد می کند، آب و مواد غذایی را از خاک جذب میکند. ریشه از اکسیجن موجود درخاک تنفس می کند و Co2 خارج می سازد را به کمک فلتر کردن کاربن فعال توانایی دفع آلودگی را تاحد بالایی دارند.

 نقش نباتات در تصفیه آلودگی هوا:

آغاز این تحقیقات به سال 1970 بازمی‌گردد. پروفسور بیل ولورتون آمریکایی اولین کسی بود که سعی کرد  عقیده خود را به اثبات برساند. نظریه بیل ولورتون بسیار جالب بود و اکنون این موضوع کاملا به اثبات رسیده که گیاهان می‌توانند بین 20 تا 100 فیصد آلودگی هوا را به خود جذب کرده و هوا را کاملا تصفیه کنند. محققان ناسا در ادامه تحقیقات خود دریافتند تمامی اجزایی یک نبات از جمله برگ‌ها، ساقه، ریشه و حتی میکروارگانیسم‌های داخل خاک نیز به فرآیند تصفیه‌سازی هوا کمک می‌کنند و این بدان معنی است که تنها برگ‌های سبز تصفیه‌کننده هوا نیستند، تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد.طی مطالعاتی که توسط سازمان ناسا نظارت شده است، مشخص شد که گیاهان زینتی در یک فضای بسته و محیط کنترول شده توانایی جذب آلودگی از هوا را خواهند داشت.به گزارش پایگاه اطلاع ‌رسانی سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس (www.pseez.ir)، این مطالعات نشان داد که برگ درختان زینتی توانایی جذب آلودگی در مقادیر کم و ریشه گیاهان به کمک فیلتر کاربن فعال توانایی دفع آلودگی تا حد بسیار بالاتری را دارا هستند. این فیلترها در اطراف ریشه های نبات قبل از آنکه آلودگی تجمع پیدا کند، آنها را از بین برده و باعث کاهش آلودگی می‌شوند.تحقیقات این سازمان نشان داد که گیاهان هوا را از آلودگی گازهایی مانند فرمالدئید و بنزن پاک می‌کنند. تحقیقات بیشتر مشخص کرد که گیاهان زینتی در پاک کردن هوای اطراف خود از ذرات بزرگتر و آلوده کننده های زینتی نظیر آزبست‌ها، حشره‌کش‌ها، کاربن دای اکساید، کاربن منواکسید و سایر گازها، مواد شیمیایی حاصل از مواد شوینده، حلال‌ها و مایعات پاک کننده، الیاف پخش شده در هوا حاصل از پوشاک، مبلمان، پرده ها، زیراندازها و فرش ها و همچنین قارچ ها و باکتریها و دود حاصل از تنباکو موثرند.امروزه توجه بیشتری به گیاهان به عنوان چاره‌ای بر آلودگی هوا در شهرها، معطوف شده است، چرا که گیاهان طی عملیه فتوسنتز کاربن با جذب کاربن دای اکساید و تبدیل آن به اکسیژن بطور طبیعی کاربن اضافی هوا را جذب می‌کنند. همچنین طی عملیه فتوسنتز، برگ درختان سایر مواد شیمیایی مانند اکسیدهای نایتروجن، آمونیم تولید شده در هوا، بخشی از دی So2 و ازن که مولد قسمتی از مشکلات مه آلودگی و اثرات گلخانه‌ای هستند را از محیط خارج می‌کند.برگ درختان با جذب و حفظ گرد و غبار و سایر ذرات معلق هوا تا زمان شست‌وشو و بارندگی مقدار گرد و غبار و سایر ذرات معلق هوا را تا 75 فیصد کاهش داده و تاثیر به‌ سزایی بر بهبود کیفیت هوا دارد. شرایط بد آب و هوایی که در مناطق شهری بسیار معمول است، با افزایش تعداد درختان در فضای شهرها که به صورت تصفیه کننده‌های طبیعی هوا عمل می‌کنند، بهبود خواهد یافت. گیاهان به کمک پروسه های طبیعی مانند فتوسنتز و تنفس و تعرق هوا را تصفیه و خنک کرده و به فضای اطراف بر میگردانند. مقدار توانایی درختان در جذب کاربن به ابعاد درخت، سن، سلامتی و پهنه چتر درخت بستگی دارد و به طور متوسط درختان بزرگ می توانند 2 تا 3 فیصد مقدار کاربن هوا را کاهش دهند. یک درخت راش 80 فوتی می تواند روزانه کاربن دای اکسایدی را که معادل کاربن دای اکساید ایجاد شده توسط دو خانواده دو نفره است حذف کند. درختان همچنین به طور غیر مستقیم، از طریق ذخیره انرژی بر کیفیت هوا تاثیر می‌گذارند. درختانی که به منظور ایجاد سایه بر منازل کاشته شده اند، می‌توانند 10 تا 15 فیصد در هزینه خنک کردن و 4 تا 22 فیصد در هزینه‌های تامین گرما از طریق مانع شدن در برابر جریان‌های باد موثر واقع شوند که البته مقدار این صرفه جویی با توجه به نوع درخت، محل کاشت و فضاسازی متغیر خواهد بود.        
اگر چه بشر امروزه به تکنالوژی‌های مختلفی دست یافته است، ولی به نظر می‌رسد برگ درختان و گیاهان می‌توانند بهترین وسیله جهت بهبود کیفیت هوای محیط زیست بشری باشد. این جانداران قادرند گازها و ذرات آلوده کننده را از هوا خارج کرده، مصرف انرژی را کاهش داده، باعث کاهش حرارتی اتمسفیر  زمین شده و جوامع را در جهت زندگی هرچه مطلوب تر یاری کنند. 

جذب Co2:

گیاهان سبز به هنگام رشد ،کاربن دای اکساید موجود در اتمسفیر هوا  را جذب می کند. آنها کاربن موجود در Co2 رابا  هایدروجن ترکیب کرده قند  ساده تولید می کند . و آنرا در بافت خود ذخیره می نمایند ،پس از مرگ نبات با تجزیه آن متساطع می شود . اکوسیستم هایی با زندگی نباتی غنی میتوانند کاربن دی اکساید بیشتری را درخود حبس نمایند.پروسه جذب کاربن دی اکساید در طی عملیه فتوسنتز انجام می شود .مقدار کاربن دای اکساید که بطور دایم در طول روز بوسیله گیاهان سبز از اتمسفیر هوا  گرفته می شود.بسیار زیاد است . برای مثال : 10000بوته جواری در یک جریب زمین کاشته شده اند در فصل رشد بیش از 2500کیلوگرم کاربن را در خود ذخیره می کنند برای تامین این کاربن حدود 11000کیلوگرام دای اکساید کاربن لازم است . یک درخت صد ساله راش با 2.5 تن وزن (وزن چوب خشک) در طول عمر خود 12.5 میلیون متر مکعب گاز کاربنیک هوا را جذب کرده است تا بتواند این مقدار چوب را تولید کند. مقدار توانایی درختان در جذب کاربن به ابعاد درخت، سن، سلامتی و پهنه چتر درخت بستگی دارد و به طور متوسط درختان بزرگ می توانند 2 تا 3 فیصد مقدار کاربن هوا را کاهش دهند. یک درخت راش 80 فوتی می تواند روزانه کاربن دای اکساید را که معادل کاربن دای اکساید ایجاد شده توسط دو خانواده دو نفره است حذف کند. سالانه میلیون ها تن ( CO۲ ) هوا برای كربن گیری مورد استفاده گیاهان قرار می گیرد و در نتیجه مقدار ان در طبیعت تا حدی ثابت و بی ضرر برای انسان و حیوان باقی می ماند.

تولید اکسیجن (O2):

هنگام با جذب کاربن دای اکساید، مقدار زیادی اکسیجن آزاد می شود و از این طریق كمبود اکسیجن در اثر تنفس موجودات زنده و احتراق مواد فسیلی در كارخانه ها و خودروها جبران می شود . از ۲۶۴ گرم کاربن دای اکساید به هنگام كربن گیری در برابر نور آفتاب ۱۹۲ گرم اکسیجن آزاد می شود. هر هكتار جنگل قادر است سالانه ۵.۲ تن اكسیجن ( اکسیجن لازم برای ۱۰ نفر در سال ) آزاد كند. هوای مورد نیاز انسان در روز حدود۱۵ كیلوگرم است. درحالی كه جذب غذای مورد احتیاج وی به آب ۵.۱ كیلوگرم و غذا ۵.۲ كیلوگرم می باشد. از این مقدار هوای سالم كه به بدن انسان وارد می شود ۷۸ فیصد آن را نایتروجن و ۲۱ فیصد آن را اکسیجن تشكیل می دهد. تأكید می شود كه مقدار زیادی از اکسیجن آزاد شده در طبیعت از طریق فضای سبز تولید می گردد. حال اگر درخت و فضای سبزی وجود نداشته باشد مشكل انسان در رابطه با وجود کاربن دای اکساید در هوا و كمبود اکسیجن به خوبی نمایان می شود. علفها و چمنزارها اگر چیده و كوتاه نشوند سطح سبز زیادی را به وجود می آورند مثلاً یك متر مربع چمن چیده (بریده) شده به ارتفاع ۳-۵ سانتیمتر دارای ۶ تا۱۰ مترمربع سطح سبز می باشد. در صورتی كه همین چمن در حالت كوتاه نشده در هر متر مربع دارای ۲۰۰متر مربع سطح سبز است.براساس این محاسبه تنها ۵.۱ مترمربع چمن كوتاه نشده میتواند به اندازه یك انسان در یك سال اکسیجن تولید كند.لازم به تذکر است که دای اکساید کاربن جذب شده توسط نبات هم اکسیجن دارد ولی اکسیجن تولید شده توسط نبات از آنالیز آب می باشد. و اکسجن موجود درکاربن دای اکساید  ترکیب هایدروکاربن ساخته شده بکار گرفته میشود. لذا آب در تولید اکسیجن نقش دارد.

جذب گازهای آلوده کننده:

امروزه توجه بیشتری به گیاهان به عنوان چاره‌ای بر آلودگی هوا در شهرها، معطوف شده است، چرا که گیاهان طی عملیه فتوسنتز کاربن با جذب کاربن دای اکساید و تبدیل آن به اکسیژن بطور طبیعی کاربن اضافی هوا را جذب می‌کنند. همچنین طی عملیه فتوسنتز، برگ درختان سایر مواد شیمیایی مانند اکساید های نایتروجن، آمونیم تولید شده در هوا، بخشی از دای اکساید گوگرد و ازن را جذب می کند . گروهی از گیاهان دارویی در برابر آلودگیهای هوا، گرد و غبار، شعاع ماوراء بنفش و آلودگی صوتی تحمل خوبی از خود نشان می دهند. انواع رز مثل گل محمدی دی اکسید گوگرد (So2) را در نسوج خود تثبیت می کنند. اقاقیا، نمدار و فندق در کاهش شدت آلودگی صوتی بسیار مؤثر است و گل سرخ و داتوره فلوراید اطراف کارخانجات آلومینیم سازی را جذب کرده و نسبت به آن تحمل نشان می دهد. نبات نمدار (زیرفون) به ازن (O3) متحمل است. نبات ژینکو نسبت به آلودگی هوا تحمل زیادی دارد.

این گاز ها در کنار پروسه فتوسنتز جذب نبات می شوند هر چند این گاز ها اثرات منفی مانند تجمع مواد سمی یا مشتقات آن در نبات و غیره.. دارند به هر حال گاز های آلوده کننده هوا را جذب می کنند و می توانند در کاهش غلظت گازه های آلوده کننده در محیط زیست نقش مثبتی را بازی کنند. پیشنهاد می شود یک گروه از نباتات صرف برای تصفیه اتمسفیر هوا درنقاط آلوده کشت گردد.

جذب سرب: نباتات در كاهش میزان سرب بویژه در حاشیه جاده‌ها و شاهراه‌ها بسیار مهم بوده است. مقایسه درختان با سایر گیاهان مانند گیاهان علفی و گیاهان زراعی نشان می‌دهد كه درختان 10 تا 20 برابر گیاهان علفی و 2 برابر گیاهان زراعی توان رسوب ‌گیری دارند. در مناطق پرترافیك، شاهراه‌ها و شهرهای انبوه اهمیت درختان در جذب مقدار سرب هوا كه از ماشین‌ها پراكنده می‌شود حائز اهمیت است.

جذب گرد و غبار:

درختان به سبب پراكندگی شاخ و برگ خود بر تمام زوایا و سطوح، همچون یك گرد گیر عمل می كنند. اگر درخت را به دقت نظاره كنیم می توانیم تنه آن را به جای دسته و شاخ و برگ آن را به جای پرهای روی یك گرد گیر معمولی كه در خانه بكار گرفته می شود، تصور كنیم. 
با این ویژگی، درختانی كه در خاك ثابت مانده اند به منزله یك گرد گیر كاشته شده در زمین نقش خود را ایفا می كنند. طی بررسیهای بعمل آمده یك هكتار از فضای سبز كه حدود ۲۰۰ درخت در آن كاشته شده باشد تا ۶۸ تن از گرد و غبار را در هر بارندگی در خود جذب می كند. كاملاً واضح است كه با وجود چنین درختانی زدودن ۶۸ تن گرد وغبار، رایگان خواهد شد در صورتیكه بدون این درختان باید هزینه بسیاری را برای این كار اختصاص داد.
درختان به كمك شاخ و برگ خود ذرات معلق در هوا را شانه كرده و بر روی خود رسوب می دهند. از آن جایی كه جریان هوا در جنگل آرامتر است بسیاری از ذرات درشت نمی توانند به وسیله باد حمل شوند، ‌لذا در مناطق جنگلی رسوب كرده و از آلودگی محیط می كاهند. یك هكتار جنگل قادر است هر بار تا ۴۸ تن گرد و غبار هوا را بر شاخ و برگ درختان خود رسوب دهد. پس از هر باران كه شاخ و برگ ها شسته می شود، جنگل مجدداً می تواند همین مقدار را در خود رسوب دهد. به این ترتیب سالانه هزاران تن گرد و غبار در جنگل یا فضای سبز رسوب كرده و از مضارهای ان برای انسان و سایر موجودات كاسته می شود.

جذب شعاع مضره در اتمسفیر هوا:

دو دسته از پرتوهای خورشیدی تأثیرات چشمگیری بر بدن انسان و سایر جانداران باقی می گذارند. یكی از آنها پرتومادون سرخ و دیگری پرتو ماوراء بنفش است. احساس آرامشی را كه انسان در سایه، به ویژه در سایه یك درخت احساس می كند تا حدی مربوط می شود به جذب پرتوهای مادون سرخ خورشید توسط درخت (نا گفته نماند كه كه پرتوهای مادون سرخ با طول موج بلند خود خاصیت گرمازایی دارند) و مقداری نیز به دلیل جذب پرتوهای ماوراء بنفش صورت می گیرد. امروزه تأثیرات پرتو ماوراء بنفش بربافت سلولی گیاهان و جانوران و همچنین خاصیت ضد عفونی آن بخوبی روشن شده است بنابراین نقش درختان در حمایت از انسان و سایر جانداران در برابر آفتاب سوزان به خوبی روشن می شود. 

ضد عفونی هوا:

  بررسیهای دانشمندان علم محیط زیست نشان می دهد كه درختانی مانند چهار مغز، ناجو، نراد، بلوط، فندق، سروكوهی، اكالیپتوس، بید، افرا، از خود ماده ای به نام فیتونسید در فضا رها می سازند كه برای بسیاری از باكتریها و قارچهای تك سلولی و برخی از حشرات ریز اثر كشندگی دارد. در عین حال تولید چنین موادی توسط درختان برروی انسان اثر فرح بخشی دارد. دلیل این امر را دانشمندان چنین بیان می كنند: مغز انسان از دو نیمكره چپ و راست تشكیل شده است.نیمكره راست در تنظیم احساس غریزیوی و طبیعی انسان مانند احساس محبت، خواب و نیازهای دیگر طبیعی نقش دارد. در حالی كه نیمكره چپ كار به نظم كشیدن كارهای میكانیكی انسان مانند تنظیم وقت و سروقت حاضر بودن را بعهده دارد. انسان شهرنشین به دلیل درگیری در كارهای روزمره و شرایط محیط زیست شهری به مراتب كار بیشتری از نیمكره چپ خود می كشد كه ایت امر موجب اختلال بین دو نیمكره مغز و در نتیجه عملكرد طبیعی مغز انسان می گردد. دانشمندان پی برده اند كه درختان به سبب رهاسازی مواد شبیه فیتونسید می توانند تعادل بین دو نیمكره مغز را به خوبی برقرار ساخته و حالت طبیعی و آرام بخشی را به انسان ارزانی دارند. بنابراین نقش آرامبخشی درختان و فضای سبز به خوبی نمایان می گردد. مثلاً اگر پشه یا مگسی را در زیر سرپوشی قرار دهیم كه در ان برگ های خرد شده اكالیپتوس یا زبان گنجشك ریخته شده باشد، پس از مدتی می میرد. برای مبارزه با بیماری سل، ‌افراد مبتلا را در روسیه برای استراحت به مناطقی می فرستند كه جنگل های ناجو در آن ها وجود دارد و در آزمایشگاه ماده فیتونسید درخت ناجو به آسانی می تواند میكروب استرپتوكوكوس و استافیلوكوكوس را از بین برد. این مسئله اهمیت فضای سبز در اطراف و داخل شهرها و به ویژه اطراف شفاخانه ها، مکاتب و اماكن عمومی را آشكار می سازد.

افزایش رطوبت نسبی، کاهش حرارت و تنظیف هوا:

نباتات مخصوصا درختان با توجه به وسعت سطح برگی خود نسبت به سایر اشكال نباتی میتواند از طریق تعرق سبب افزایش رطوبت نسبی، كاهش حرارت و تنظیف هوا ‌گردد. درختان حرارت را كاهش داده، هوا را به حركت و جریان وامی‌دارند و از خشكی هوا جلوگیری می‌كنند. حرارت یك هكتار فضای سبز در ماه سرطان تا ۵.۴ درجه كمتر از فضای مجاور خالی از درخت است. و به همین نحو رطوبت نسبی درون یك فضای سبز تا۱۱% بیش از محیط خارج اندازه گیری شده است. به عنوان مثال درختزاری از گونه راش به مساحت یك هكتار در شش ماه میتواند 3 هزار تن آب را بصورت بخار در هوا پخش كند. عمل تعریق همراه با جذب كالری است و به همین جهت سبب كاهش حرارت هم می‌شود. با تعدیل دو فکتور یاد شده، فضای سب، مایكروکیمایی به وجود می آورد كه آسایش فیزیكی مناسبی برای زیست انسان در پی دارد. 

نقش گیاهان تزیینی و خانگی در تصفیه هوا:

1 - در صورتی که در خانه فرد سیگرتی دارید حتما گلدانی در خانه بگذارید، گیاهان هوای خانه را تصفیه کرده و به شما کمک میکنند بهتر نفس بکشید. از میان گیاهان، نبات پیچک، سانسوئیریا از جمله بهترین‌ها برای تصفیه فضای، آلوده منزل، از بین بردن کاربن مونو اکساید و فورمالیدها است. در ضمن این گیاهان سبب بروز آلرژی نیز نمی‌شوند

2-  اگر دیوارهایتان را عایق کرده‌اید بهتر است یک یا چند گلدان زیر آن قرار دهید تا هوای آلوده به فومالدهید که از عایق‌های قدیمی متصاعد می‌شود را گرفته و هوا را تصفیه کنند. برای این منظور نبات سینگونیوم یا آلئوبار بادنسیس بسیار مناسب است.

 3 - در صورتی که در منزل با گاز یا چوب، آتش روشن میکنند، قرار دادن چند گلدان در محیط احتمال بروز مسمومیت یا خفگی با کاربن منواکساید را کاهش می‌دهد. البته قرار دادن نبات هرگز جایگزین چک کردن‌ها و کنترول‌های مرتب شما نباید باشد. برای این منظور نبات پوتوس مناسب است. این نبات قادر است بیش از 90 فیصد گازهای سمی را در کمتر از 24 ساعت جذب کرده و هوا را تصفیه کند.

4 - در صورتی که به تازگی کف منزل را فرش (موکت) کرده‌اید بهتر است چند نبات پهن نبات مانند گربراس در منزل بگذارید. این گیاهان سموم ناشی از چسب فرش (موکت) را جذب کرده و هوا را تصفیه میکنند. اگر از جریان الکتریسته موکت خود ناراضی هستید می‌توانید از گیاهان بهره ببرید که آب زیادی درون خون ذخیره می ‌کنند برای مثال نبات فوژر برای این منظور مفید است.

5 - خز و برخی تکه های روکش فرنیچر گازی از فامیل بنزن از خود متصاعد می‌کنند که سمی است اگر نمیخواهید این گازها را تنفس کنید بهتر از نبات اسپاتیفیلوم بگیرید تا در عرض نصف روز هوای خانه کاملا تصفیه شود.

6 - اگر از مواد شوینده آمونیاک را در خانه استفاده میکنید احتمال مبتلا شدن ‌تان به ناراحتی‌ های ریه بسیار زیاد است. نبات «ازاله» نیازی به نور مستقیم ندارد و می‌توانید آن را در آشپزخانه، حمام و تشناب قرار دهید.  

نقش فضای سبز شهری در تصفیه اتمسفیر هوا:

فضای سبز در شهرها به عنوان ریه‌های تنفسی شهرنشینان بشمار می‌آید و به همین دلیل فقدان آن به معنی عدم وجود سلامت و تندرستی در شهرها محسوب می‌شود. توسعه فضای سبز شهری در جهت كاهش آلودگی ‌های کیمیاوی هوای شهر ازجمله ضروریات زندگی شهرنشینی می‌باشد. فضای سبز عامل مهمی در جلوگیری از آلودگی‌های مختلف نظیر آلودگی هوا، آلودگی‌های صوتی، تقلیل حرارت، افزایش رطوبت نسبی و جذب گرد و غبار و می‌شود. و یكی از مهمترین اثرات فضای سبز درون شهرها باعث شده تا زندگی كردن در جامعه شهری و صنعتی‌ شده را برای انسان قابل تحمل كند. چـمن بیـشترین نقش را در تصفـیه هوا وكـاهـش آلــودگی هوا را در مـحـیط های شـهری بـر عـهـده دارد. چـمــن را هــر 15 روز یـكبار كـوتاه كرده. گرد وخاك و ذرات مـعلـق بـر روی سـطـح بـرگ چـمن ها نـشـسته و با چمن زنی از محیط خـارج مـی شـود.

نقش جنگل در تصفیه اتمسفیر هوا:

درآزمایش های متعددیکه درکشورهای اروپا وامریکا بعمل آمده است چنین نتیجه بدست میآید که جنگل آب وهوا راملایم ومعتدل ساخته، مقداربارندگی را زیادساخته، ازآسیب بادهای سخت میکاهد وهوای ماحول خویش را تصفیه کرده وآنرابرای تنفس مساعد میسازد. بزرگ ترین منبع تولید اکسیجن می باشد هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسیجن (اکسیجن لازم برای 10 نفر در سال) آزاد کند ومنبع جذب Co2 و تثبیت کاربن می باشد. درمیان نباتات درخت ودرمجموع جنگل بیشترین نقش را در تصفیه اتمسفیر هوا دارد.  در جنگل همیشه رطوبت نسبی بیشتر از محیط باز است. گاز های سمی از طریق جنگل جذب می شود. جنگل بعنوان فلتر صاف کننده هوا بشمار می رود. ثابت شده است که جنگل های می توانند حتی %50 فیصد مقدار رادیو اکتیو(گازرادون و ترون) موجود در هوا را  که به صورت غبار وجود داشته باشد جذب کند به همین دلیل امروزه در کنار نیروگاه های اتمی جنگل کاری ضروری است.  درجه حرارت جنگل در روز پایین تر از محیط خارج است و در شب هم با وجود تشعشعات حرارتی کمتر باز هم خنک تر است (باقی ماندن رطوبت) درزمستان جنگل گرمتر و در تابستان خنک تر احساس می شود.

میکانیزم جذب گرد و غبار های سنگین توسط نباتات:

گرد  غبار و بخار و گازهای آلوده کننده از زمین یا نزدیک سطح بوجود می آید. پخش شدن مواد مذکور به الگو جابجایی هوا روزانه هوا بستگی دارد. ازین جهت در شب که مقدار یعنی هنگامی که جابجایی هوا ناچیز است. مواد فوق در هوا حداکثر خود می رسد. و در روزیعنی که هوا در جهات عمودی و جانبی جابجا می شود، مقدار این مواد در هوا به حداقل می رسد، و در هوا به حداقل می رسد. جابجایی هوا در یک توده نباتی به شدت کاهش می یابد در اثر این کاهش میابد. در اثر این کاهش مواد معلق موجود در هوا متناسب به اندازه  وزن آنها بتدریج روی اندام های گیاهان توده فرو می نشینند به این ترتیب است که که پوشش های نباتی می توانند نقش موثری در کاهش تراکم گرد و غبار هوا ایفا کنند. بنابرین درختکاری در مناطق آلوده یک اقدام بهداشتی محسوب می گردد.

 میکانیزم جذب و تثبیت کاربن دای اکساید و تولید اکسیجن:

عملیه فتوسنتز که دربرگ سبز صورت می گیرد نور آب و کاربن دای اکساید ضروری است محصول آن اکسیجن و قند می باشد این پروسه رابه اختصار این گونه می توان نشان داد

6CO2+6H2O      C6H12O6+6O    

 

عوامل موثر بر فتو سنتز را به عوامل درونی مانند نوع ساختار برگ، محتوی کلوروفیلی آن، سن اندام های فتوسنتز کننده، تاثیر آنزایم های موجود در سایتو پلازم ، مقدار ذخیره مواد تولید شده در درون حجرات کلروفیل دار و عوامل بیرونی مثل غلظت CO2  که اگر همراه نورافزایش یابد فتوسنتز زیاد می شود، شدت و کیفیت نو، حرارت که اگر همراه با نور افزایش یابد موجب افزایش فتوسنتز می شود آب وعناصر معدنی در خاک نام گرفت.

تولید اکسیجن:

1.CO2 از طریق روزنه ها وارد برگ می شود.

2. سپس درلایه نازک آبی که دیوار سلول های میانبرگ را فرا گرفته حل شده.

3. واز طریق انتشار وارد سلول ها می شود و به کلورپلاست می رسد.کلوروپلاست نوعی پلاستید سبز رنگ که حاوی کلوروفیل است می باشد. کلروفیل نوعی رنگریزه سبز دارای منیزیم می باشد. مجموعه کلروفیل ها را فتوسیستم می گویند. فتوسیستم ها محل به دام انداختن انرژی خورشید هستند. دوفتوسیستم وجود دارد. فوتو سیستم یک و فتو سیستم دو.

4. کلروفیل  نور را در طول موج آبی تا سرخ برای عمل کردن فتوسنتز جذب می کنند .

5.در اثر جذب نور کلروفیل پر انرژی می شود و الکترون های پر انرژی خود را آزاد می کند. در نتیجه کلورفیل دچار کمبود الکترون می شود

6.کمبود الکترون در کلورفیل توسط آیونایزیشن مالیکول آب برطرف می شود و در نتیجه آب در حضور نور تجزیه می شود که به این عمل فتولایز می گویند.

H2O+ 2H+2e+ 1/2


7.اکسیجن به عنوان یک ماده دفعی آزاد واز طریق روزنه ها و عدسک ها وارد اتمسفیر هوا می شود.

8.دو الکترون آزاد شده درعمل تجزیه آب به مالیکول های پذیرنده الکترون انتقال می یابند این الکترون ها دارای انرژی می باشد.

9.الکترون ها از مالیکول ها پذیرنده الکترون به مالیکول ها ناقل الکترون (سایتوکروم ) وارد می شوند. این مالیکول ها به شکل زنجیره درامتداد هم قرار دارند.

10.                 

ADP+P+انرژی   ATP                                                 

                            

الکترون ها از در طول حرکت در زنجیره مالیکول ها ی انتقال دهنده مقداری انرژی خود را می دهند تا به کمک آن مالیکون ATP ساخته شود.

11.الکترون ها از مالیکول ها ی انتقال دهنده وارد فتوسنتز 1 می شوند. با اخذ انرژی خورشید به این فتوسیستم الکترون ها دو باره پر انرژی می شوند .و از فتو سیستم یک، خارج می شوند.

12.به مالیکول پذیرنده الکترون می روند و بوسیله این مالیکول به مالیکولی بنام NADP می روند.

13. مالیکول NADP  آیون های هایدروجن حامل از تجزیه آب را نیز دریافت می کند. 2NADPH2  تبدیل می شود.

NADP+2H+2e   2NADPH2                                                  

                            

وقایع فوق را فاسفری شدن نوری به طریقه غیر حرفه ایی می نامند که درنتیجه آن ATP، NADPH2وO2 بوجود می آید. معادلات فوق وابسته به نور بود و ادامه پروسه فتوسنتز نور انجام می شود که منجر به احیا و تثبیت کاربن دای اکساید جذب شده در نبات بشکل هایدرو کاربن می شود احیاء کاربن دای اکساید طی یک سری تعاملات به نام چرخه کالوین در درون استرومای کلوروپلاست صورت می گیرد. استروما بخشی از کلروپلاست است که در بین گرانوم ها قرار گرفته است است. چرخه کالوین شامل میباشد. ابتدا مالیکول کاربن دای اکساید با یک مالیکول قند پنج کاربنه دوفاسفاته بنام رایبوز دای فاسفات ترکیب و مولوکولی شش کاربنی وناپایدار پدید می آورد که بعد از یک اندازه تعاملات دیگر قنده ها ی سه کاربنی ساده ای رابوجود می آورند. و طی تعاملات دیگری قندهای شش کاربنه حاصل می شود.

میکانیزم تعرق در برگها 

تعرق: خروج آب از قسمتهای هوایی نبات به صورت بخار آب تعرق نامیده می‌شود. گیاهان در حالی که از طریق ریشه آب جذب می‌کنند از طریق اندامهای هوایی مقداری از آب خود را از دست می‌دهند. این عمل بوسیله دو میکانیزم مختلف تعرق (Transpiration) و تعریق (Guttation) انجام می‌شود که اولی اساسی ‌تر بوده و در نتیجه انجام آن در اتمسفیر اشباع نشده آب به صورت بخار آب خارج می‌شود. در حالی که دومی جزء مکمل پدیده اول است و مخصوصا در اتمسفر اشباع شده باعث دفع آب مایع از نبات می‌شود. تعرق انواع مختلف دارد. عوامل موثر بر تعرق: رطوبت نسبی، دما، بادوجریان هوا، روشنایی، عوامل ساختاری،سطح اندام هوای آرایش بافتهای برگ، تعداد و وضع روزنه‌ها، مواد کیماوی بازدارنده تعرق، واکیولهای تمام حجره‌های زنده برگ پر از آب هستند. همچنین پروتوپلاسم و دیواره حجره نیز از آب اشباع است، آب از راه انساجهای چوبی رگبرگها به برگ می‌رسد، آب دیواره‌ های مرطوب حجره‌های بخار شده به اتمسفیر هوا درونی فضاهای بین حجره‌ای وارد میشود. این حالت ممکن است از هر سطحی که مرطوب باشد، به اتمسفیر هوا  پیرامون رخ دهد. فضاهای بین حجره‌ای شبکه، ارتباطی درونی با ساختار بعدی برگ ایجاد می‌ کند که بوسیله بخار آب اشباع می ‌شوند و حجره آخری بخار آب را در هوایی که کمتر اشباع شده، پخش میکند. تعرق روزنه‌ ای از طریق تبخیر سطحی دیواره‌های حجره‌ای که در محدوده فضاهای بین حجره‌ای قرار دارند و همچنین از بخار آبی که از فضاهای بین حجره‌ای از طریق روزنه وارد میشود، انجام میگردد. 

مکانیزم نباتات در جذب گازهای آلوده کننده:

میکانیزم تصفیه سلفر دای اکساید در نباتات: از طریق روزنه ها وارد نبات می شود اگر روزنه ها بسته باشند این گاز مانند اکسیجن از طریق کوتیکول برگ وارد نبات می شود. اگر غلظت خارجی سلفر دای اکساید کم باشد (حدود 45 کیلو گرم بر متر مکعب) هوا فشار تورژسانس در سلول ها بشره ای اطراف سلول ها  محافظ بوجود می آید که در نتیجه آن روزنه ها باز می شوند. غلظت بالای سلفر دای اکساید درمجاورت نبات (بیش از 13000مایکرو گرام بر متر مکعب هوا) موجب بسته شدن روزنه ها خواهد شد. مسیر انتشار گاز سلفر دای اکساید درنبات همان مسیرگاز کاربن دای اکساید است. در دیواره های سلولی نبات ابتدا سلفر دای اکساید در آب دیواره د اخل شده و ترکیب SO2H2O   را بوجود می آورد این ترکیب سپس به آنیون HSO3   تبدیل و در داخل سلول ها بین اندامک ها کلوروپلاست ها و سیستوسول ها و واکیول ها به ترتیب به نسبت ها96:3:1  پخش می شود. 

میکانیزم تصفیه اکساید های نایترجن و ازون در نباتات:

گازها مزبور و حتی اکساید های سلفر می توانند از طریق روزنه های باز برگ ها وارد نبات شوند. گاز نایتروجن دای اکساید از طریق کوتیکل خیلی سریعتر از اکساید های سلفر  انتشار می یابد. این موضوع یکی از دلایل جذب سریع این گاز از نقاط مرطوب نبات است و بیش از ازن در دیواره بیرونی حجرات بشره به اکسیجن تجزیه می شود. وقتی که اکساید ها نایتریک در مجاورت آب قرار می گیرند HNO3   و HNO2   تشکیل می شود. این ترکیبات سپس به نایتریت ونایترایت تجزیه شده وآنگاه به راحتی توسط حجرات جذب می شوند.

+ نوشته شده در  90/09/23ساعت 9:18  توسط ايمل " نظري "  | 

نقش ميوه جات خشك در صادرات افغانستان

مقدمه

با اغتنام ازفرصت باید گفت که قرن بیستم تحولات عظمی را در زندگی  و ضروریات انسان بار آورده و تا اندازه زیادی ماشین انسان را  از قید حیوانات و قلبه خارج ساخته است .پیشرفت مدنیت،ساینس و ماشین تغیرات عمده را  درفعالیت های اقتصادی انسان بار آورده ازیکطرف تقاضا را برای استحصال مواد خام زیاد از طبیعیت با در نظر گرفتن کمیت و تنوع ازدیاد بخشیده و از جا نب دیگر با در نظر داشتن این امر که همه مناطق انواع مختلف این نوع مواد را دارا نمی با شد تجارت را به سویه بین المللی توسعه بخشیده است.صادرات بین المللی از مهم ترین فعالیت اقتصادی بوده ازعناصر عمده درسازمان اقتصادی جهان و همچنان روابط بین ممالک بشمار رفته و با سیاست خارجی هر مملکت ارتباط نزدیک دارد و با سطح حیات باشندگان ممالک نیز تا یک اندازه زیادی به آن ارتباط میگیرد.اما روی همرفته اساس و عامل عمده بوجود آمدن صادرات خارجی را تقسیمات غیر متوازن منابع طبیعی و چگونگی استعداد مردم در مورد استفاده تخنیک برای انکشاف آن ها تشکیل میدهد.همچنان مردم به تجارت می پردازند و میخواهند موادی راکه خود تولید کرده نمی توانند و یا اشیایرا که به قیمت کمتر ا زتولیدات داخلی د رمناطق دیگر بدست آورده میتوانند خریداری نمایند.تجارت خارجی افغانستان به حیث یک شغل عمده اقتصادی بوده زیرا این سکتور اقتصادی بعد از زراعت و صنایع مشغولیت عده باشندگان این کشور تشکیل داده و هم به مقایسه هر فعالیت دیگر اقتصادی ساده تر و منکشف تر می باشد بنابر آن علاقه مردم به آن بیشتر بوده و هم قسمت اعظیم اسعار مورد ضرورت در کشور از این راه بدست می آید . از همین سبب است که افغانستان با داشتن موقعیت خاص آن در قسمت مرکزی آسیا از زمانه های قدیم بحیث یک مرکز بزرگی تجارتی و ترانزیتی د رجهان معرفی و ضمنی تولیدات خاص زراعتی و معدنی آن از زمانه های قدیم به بازار های جهان عرضه شده است.در حال حاضر نیز چون افغانستان یک مملکت زراعتی بوده بنابر آن با درنظر گرفتن این امر که عدم موجودیت سرمایه و بعضی عوامل دیگر استخراج معادن و انکشاف صنایع را نسبتاً بطی گردانیده مواد خام زراعتی چون پشم،پنبه،قره قل و یا نیمه صنعتی چون قالین و میوه جات خشک و تازه اقلام عمده صادراتی را تشکیل داده ودررشد اقتصاد رول به سزا دارد که  انواع مختلف مواد استهلاکی وسرمایوی واردات آنرا تشکیل مینماید. 2% را صادرات و 98% را واردات کشور تشکیل میدهد.

تاریخچه صادرات در افغانستان

با استفاده از شواهد و آثار تاریخی مکشوفه این نتیجه حاصل میشود که افغانستان امروزی یا آریانای قدیم یکی از مما لک کهن و مدنی بوده و دارای آثار و شواهد تاریخی چندین هزا رساله میباشد دلالت به آن مینماید که این کشور با مدنیت های باستانی خود در مسیر تاریخ جهان مقام ارزنده داشته است.مدنیت های قدیم افغانستان مخصوصاً از سال 200 ق م به بعد بیک پیمانه زیاد مرهون موقعیت جغرافیایی و ستراتیژیکی آنست باین معنی که افغانستان از زمان باستان چهارراه آسیا , مهاجرت و تمدن و فرهنگ و نقطه تصادم افکار کانون آمیزش و اخطلاط مفکوره ها و مظاهر ذهنی و بالاخره یک از مراکز عمده انتشار نظریات ادبی, هنری, فلسفی و مذهبی بوده است.افغانستان محل تلاقی تمدن های شرق و غرب یعنی چین, ایران,هند,یونان و روم است .در ابتداء در اثر فتوحات اسکندر مقدونی شرق به غرب وصل گردید استفاده از لاجورد بدخشان در اکثر زیورات و مصنوعات اکثر کشورها بدست آمده.لاجورد افغانستان شش هزار سال قبل از امروز در تمام کشورهای غربی آسیا  فارس تا وادی نیل انتشار یافته بود.و در تجارت جهانی حایز اهمیت بوده است. قبل از کشف راه بحری واردات وحمل و نقل مال التجارت ذریعه کاروان ها روی معبری در خشکه صورت میگرفت که از کناره های شرقی بحیرۀ مدیترانه تا قلب چین در وسط آسیا امتداد داشت.  اما بعد ا زکشف راه بحری چون مسافرت در آن خالی از خطر نبود راه خشکه موقعیت خود را از  دست نداد.انکشاف مزید راه تجارتی در خشکه تا حدی به تجارت ابریشم در قدیم ارتباط میگردد. مناطق مولدین ابریشم یعنی ترکستان شرقی وسیکیانگ و شهر های عمده کاشغر و ختن بود چو ن امپراتوری روم از افغانستان بعید واقع بود کاروان های شتر از این مناطق به روم در حرکت بود و در زمان کوشانی ها به تدریج تجارت افغانستان ترقی کرد و برعلاوه ابریشم مال التجارت افغانستان را محصولات معدنی, حیوانی ونباتی ازقبل لاجورد,عیقق,پشم,پوست,قره قل,پنبه,مواد معطر نباتی,تشکیل میداد بعداً منازعات داخلی مسیر تجارت بین المللی تغیر کرد وهم تولیدات ابریشم نیز با رایج شدن تربیه کرم ابریشم دراروپا وغیره عوامل ارزش قدیمی خود را از دست داد .هرصورت تجارت مانند زراعت از سالیان متمادی در اقتصاد افغانستان اهمیت بارزی داشت در تمام دوره های تاریخی از ابتدا ظهور اسلام تا هجوم چنگیز کاروان های تجارتی دایماً ازشرق تا به غرب و ا زجنوب به شمال این کشور درحرکت بوده است.بعد از قرن نوزده روابط تجارتی بین افغانستان و اروپا به واسط انگلستان صورت گرفت در زمان امیردوست محمد خان تجارت بیش از بیش انکشاف نمود زیرا میرادوست محمد خان به مقایسه بردران خود حکمران قندهار وپشاوربوده وتا اندازه زیاد تجارت را تشویق میکرد .و اقلام عمده تجارتی این زمان را پوست, ابریشم,پوست روباه,میوه جات تازه وخشک تشکیل میداد.در زمان امیرعبدالرحمان خان رفت وآمد قافله های تجارتی را بر راه های که مراکز اخذ محصول برآنها تاًسیس شده بود اجازه داده بود .برای اموال که توسط تجاران افغانی در سرزمین روسیه خریداری میشد یک تخفیف معادل محصول وضع شده و توسط مقامات افغانی قبول شد .باید گفت که تا نیمه قرن نزدهم قسمت عمده یا تقریباً تمام میوه جات تولید شده در داخل کشور به مصرف میرسد اما د رنیمه دوم قرن نزده بود که میوه جات درصادرات افغانستان بجانب هند سهم بارز را اجراً نمود.در دهه شست قرن نزده ارزش میوه صادر شده از طریق پشاور بر 1570هزار روپیه بالغ میگردند تا قبل از سال 1891 که خط آهن کویته تمدید نگردیده بود میوه قندهار بطرف جنوب انتقال داده میشد .بنابر آن خط مهم مواصلاتی برای صادرات میوه از طریق کابل و پشاور بجانب هند بود تمدید خط کویته و چمن در صادرات میوه افغانی تغیرقابل ملاحظه پدید آورده باین معنی که باعث ترویج باغداری ازدیاد حاصلات وبآلاخره انکشاف صادرات میوه تازه گردیده در اواخر قرن نزده و اوایل  قرن بیت صادرات میوه افغانی از طریق کابل و پشاوربعد از موافقه امیر حبیب الله خان به مقایسه دورۀ امیر عبدالرحمن خان توسعه پیدا کرد.به ین ترتیب صادرات میوه افغانی که در سال های قبل ازبروز جنگ جهانی اول در اطراف ده هزار تن بود. در سال های قبل از جنگ جهانی دوم به 38 تا 40 هزار تن رسید. بنابر آن طوریکه ملاحظه میشود سالهای آخیر نیمه اول قرن بیستم شاهد پیشرفت شایانی در این مورد میباشد. و به اساس همین تقاضا روز افزون است که مناطق اطراف کابل و قندهار به باغ های میوه مبدل شده بود.اما نظر به تحول وسایل حمل و نقل معاصر سهم  میوه جات تازه بیشتر شده بود  در جریان سال 1329 ارزش صادرات میوه جات از سه صد تا پنجصد وپنجاه میلیون افغانی تخمین شده بود که  این مبلغ معادل به سی تا چهل فیصد صادرات عموم افغانستان میباشد. حد وسطی این صادرات در سال های 1332 و 1335 به 35 %  میرسد که از جمله میوه جات تازه از 6-12% و میوه جات خشک از21-23% صادرات را تشکیل میدهد.در قسمت میوه تازه و خشک انگور و کشمش حایز اهمیت فوق العاده اند زیرا افغانستان به نسبت مساعدت آب و هوا و دیگرعوامل طبیعی از ممالک عمده تولید کننده انگور وکشمش بوده و از مدرک صادرات آن مبلغ هنگفتی بدست میآید.در افغانستان اقسام مختلف انگور میرود که از چند قسم آن کشمش میسازند بصورت عمومی در جمله کشمش صادراتی کشمش سبز، کشمش آبجوش، کشمش سرخ و کشمش سیاه تشکیل میدهد.نا گفته نباید گذاشت که کشمش به تنهایی نیز یک قلم عمده صادراتی برای افغانستان تلقی میشود. درسال1385 , 49400 تن به ارزش صادرات 48692000 دالرامریکایی به کشور های خارجی صادرگردید. و30% صادرات را میوه جات خشک را کشمش تشکیل میدهد.اگرچه رنگ ولذت کشمش افغانی بمقایسه اکثر کشور های تولید کننده آن درجهان خوبتراست اما با آنهم خشک کردن کشمش بصورت ابتدایی بوده عکس العمل آن در قیمت ها نمایان میگردد. در قسمت تصفیه و باربندی آن نیزمخصوصاً تا این اواخر نقایص زیادی وجود داشت که تاثیر آن بصورت  غیر مستقیم باز هم بالای تجارت این ماده حایز اهمیت بوده است.ضمناً چون میوه جات افغانستان عمدتاً در مارکیت های عنعنوی آن در ممالک همجوار بفروش میرسد زیرا میوه جات مخصوصاً بقسم تازه خاصیت خراب شدن را بیشتر داشته و ضمناً وسایل کافی حمل و نقل وجود ندارد. معلومات واصله از اداره احصائیه مرکزی برای سال 1384( 21 مارچ 2005 تا 20 مارچ 2006) نشان میدهد که واردات به 2.5 میلیارد دالر امریکایی رسیده که نسبت به 2.1 میلیارد دالر امریکایی در سال 1383 به اندازه 20 درصد افزایش یافته و مجموع صادرات ثبت شده در حدود 383.72 میلیون دالر امریکایی که نسبت به 300 میلیون دالر امریکایی در سال 1383 به اندازه 27 درصد افزایش را نشان میدهد. کسر تجارت در سال 1384، به اساس معلومات درافغانستان بانک و اداره مرکزی احصائیه، به استثنای صادرات تریاک، در حدود 2.2 میلیارد دالر امریکایی تخمین زده میشود. پاکستان یکی از بزرگترین واردکننده کالاهای افغانستان میباشد. از مجموع کالاهای صادراتی، 73 درصد ان ( در مقایسه با 65 درصد در سال 1383) به پاکستان صادر گردیده است. سهم کشورهای دیگر( به شمول کشورهای اروپایی، و  مشترک المنافع) درحدود 21 درصد بوده است. سهم هند در حدود 6 در صد میباشد.چین با 17 درصد بزرگترین کشور صادرکننده به افغانستان بوده که بعد ازان پاکستان با 16 درصد در ردیف دوم، و جاپان با 13 درصد در ردیف سوم قرار داشته است. سهم کشورهای مشترک المنافع در حدود 22 در صد بوده و سهم بقیه کشورهای جهان در حدود 27 در صد میباشد.در سال 1385حجم صادرات كشور به 385میلیون دالر امريكايي و واردات كشوربه 2471ملیون دالر امريكايي بالغ ميگرديد و در نو ماه سال1386 صادرات كشور به 326میلیون دالرامريكایي و واردت كشور به 1931میلیون دالر امريكایي بالغ ميگرديد. که درچارت ذیل معلوم میگردد.

بیلانس تجارت افغانستان طی سالهای 1381 – 1386 (ارقام به ملیون دالر امریکایی)

سال

 

1381

 

1382

1383

1384

1385

سه ربع اخیر سال 1386

03

/2002

04/2003

05/2004

06/2005

07/2006

08/2007

صادرات

100

 

144

305

384

416

326

واردات

2452

 

2101

2177

2471

2744

1931

کسرتجارتی

2352-

1957-

1872-

2087-

2328-

1605-

 

صادرات نوماه 1386 میلیون دالر امریکایی

صادرات1385 به میلیون  دالر امریکایی

كشورها

42.83

33.03

كشورهاي مشترك المنافع

6.5

2.28

آلمان

0.16

0.24

چين

53.93

79.36

هند

187.7

264.6

پاكستان

3.5

5.44

ايران

3.5

3.31

عربستان سعودی

28.09

26.3

سايركشورها

326.21

416.44

مجموعه

نقش میوه جات خشک د رصادرات افغانستان  

میوه جات خشک یکی از عمده ترین اقلام صادراتی افغانستان را تشکیل میدهد و همه ساله در حدود 100 میلیون دالر از بابت صدور، تولید و پروسس آن عواید به بودجه دولت افزود میشود.این سکتور طی سالهای جنگ و به خصوص رژیم طالبان صدمات شدید و بزرگ را متحمل گردید و خشکسالی یکی از مهمترین عوامل کاهش تولیدات میوه جات تازه و خشک در چندین سال گذشته قلمداد شده میتواند.در حال حاضر سکتور میوه جات خشک افغانستان با دو چالش روبرو است. بلند بردن حجم تولیدات و ازدیاد ارزش تجارت، روی همین ملحوظ ستراتیژی انکشاف صادرات در عرصه میوه جات خشک تمرکز بیشتر فعالیت های خویش را روی بلند بردن سطح تولیدات میوه جات خشک ، حمایه مؤلدین و باغداران ، تامین ارتباطات مشتریان بیرونی با تجار صادر کننده داخلی، رفع مشکلات و چالش ها فراروی فعالیت های تجار صادر کننده ، فراهم آوری امکانات تخنیکی جهت سهولت انتقال اقلام صادراتی به کشور های بیرونی، بازاریابی، تدویرنمایشگاه ها و سهل ساختن روند اداری صادرات متمرکز میباشد.تا جایکه قسمت اعظم پروسه تولید میوه جات خشک در چندین محل  یا مکان صورت میگرد.درین صورت کنترول کیفیت را به صورت خوبتر آن میسر و ممکن نمیسازد و از اینرو تمرکز فعالیت های تجار و مؤلدین این صنعت بیشتر   به مسله استندر و معیاری ساختن تولیدات و بسته بندی آن مطابق به استندرد های    جهانی مبذول میباشد و مسله بازاریابی به میوه جات خشک روی همین نکته مکث بیشتر دارد.

که آیا محصولات تولیدی افغانستان مطابق به معیارات جهانی است یا خیر؟

و جهان چگونه تولیدات را بیشتر تورید مینماید؟

با توجه به این نکات یکی از اهداف عمده در رشد سکتور میوه جات خشک همانا استندرد سازی تولیدات این سکتور مطابق به معیارات پذیرفته جهانی میباشد که در حال حاضر میوه جات افغانستان کمتر از آن مستفید است و متاسفانه باوجود امضای چندین قرار داد ترجیحی در خصوص معافیت ورود میوه جات خشک افغانستان از پرداخت مالیات به کشور های همچو هندوستان و ایالات متحده امریکا که در طی دو سال اخیر صورت گرفت است ولی تجار صادر کننده میوه جات خشک کمترین استفاده را هم از این شرایط مساعد ننمود است.میوه جات خشک 32% صادرات را تشکیل میدهد که در سال 1385 کشمش سرخ 30% صادرات را مغز چارمغز 0% صادرات را مغز پسته 9% صادرات را  و سایر میوه جات خشک 58% صادرات را تشکیل میدهید.

پیش بینی و عوامل عمده ایکه بالای میوه جات خشک و تازه تاثیر دارد   عبارتند از: 

1-ارزش صادرات میوه جات خشک از سال 2005 الی 2015:

صادرات میوه جات خشک افغانستان در سال 2005 بالغ بر (100) میلیون بود ، این رقم طی سالهای 2006 الی 2015 به ترتیب در سال 2006 به بیش از (115) میلیون دالر افزایش یافت و قرار است که در صورت مساعد شدن زمینه های لازم این رقم تا سال2015 به (934) ملیون دالر امریکایی در هر سال افزایش نماید. گفتنیست که در سال 2007 به ارزش بیشتر از (131) میلیون دالر میوه خشک از افغانستان صادر گردیده است.میوه جات خشک سالانه در حدود 32یا35 درصد مجموع ارزش صادراتی کشور را تشکیل میدهد.بیشتر میوه جات خشک افغانستان به کشور های پاکستان، هندوستان،چین،بنگله دیش ، مالدویس، ترکیه،امارات عربی، آلمان، و ایالات متحده امریکا صادر میشود.

2-سرمایه مورد نیاز به منظور رشد هر چه بیشتر تولیدات و صادرات میوه جات خشک:  

به منظور تقویت و رشد این سکتور در سال 2006 به (107) ملیون دالر  و الی سال 2015 به صورت اوسط همه ساله به (90) ملیون دالر سرمایه گذاری نیاز احساس میشود ، بنا اند در صورت فراهم سازی شرایط مساعد سرمایه گذاری عواید سالانه که از بابت صادرات میوه خشک به بودیجه دولت سرازیز خواهد شد، همه ساله در حدود (934) میلیون دالر خواهد بود.

3- تولیدات که توسط صنایع داخلی منطقوی صورت میگرد:مناطق مرکزی و مناطق جنوبی افغانستان بیشتر میوه جات خشک و تازه را تولید مینمایند. در حالیکه مناطق شمال و مناطق غربی افغانستان بیشتر در تولید خسته باب مشغول هستند.  

مناطق شمال: 48.5 ملیون دالر

انگور

چهارمغز

بادام

زردآلو خشک

شمال غرب: 16.6 ملیون دالر

انگور

چهارمغز

بادام

مناطق مرکزی: 1.7ملیون دالر

زردآلو خشک

چهارمغز

شرق: 0.86 ملیون دالر 

زردآلوخشک

مناطق غربی:

 52.4 ملیون

انگور

خسته

زردآلو

مناطق مرکزی: 70ملیون                                                                     

دالر   انگور

زردآلو

مناطق جنوب شرق: 32 ملیون دالر

انگور

زردآلو خشک

جنوب: 74.9ملیون دالر

انگور

زردآلو

بادام

4- مارکیت های موجود برای میوه جات خشک:

محصولات میوه جات خشک افغانستان از کیفیت بسیار پایین برخوردار بوده، زیرا دست اندر کاران این بخش به ماشین آلات و وسایل مجهز و مدرن دسترسی ندارند. فلهذا محصولات میوه خشک افغانستان به یک قیمت بسیار پایین به فروش میرسد.

قیمت های وارداتی میوه خشک انتخاب شده افغانستان سال 2007

انجیر خشک

زردآلو خشک

کشمش

هندوستان و پاکستان

هندوستان، روسیه و بلا روس

هندوستان و پاکستان

قیمت صادراتی بصورت اوسط:640 دالر

قیمت صادراتی بصورت اوسط:1.250 دالر

قیمت صادراتی به صورت اوسط:1.771 دالر

5- پیش بینی زمینه های رقابتی برای میوه خشک و تازه :

یکی از عوامل بسیار عمده و مهم که افغانستان میتواند با سایر محصولات دیگر کشور ها چون، ایران ، ترکیه وغیره رقابت نماید، عبارت از چگونگی سایز یا بزرگی میوه جات خشک و تازه میباشد. یعنی مولدین و صادرکننده گان میوه خشک و تازه باید در زمینه سایز یا بزرگی محصولات خویش بیشتر توجه داشته باشند.

6- به صورت عموم موانع ومشکلات تجارتی که فراروی انکشاف صادرات میوه جات افغانستان قراردارند قرار ذیل میباشند:

Ø     عدم موجودیت امکانات قرضه و امتیازات تشویقی هم مانند کشور های همسایه به مؤلدین و باغداران

Ø  بیروکراسی اداری و تعدد نهاد های مختلف که در بدل ارایه خدمات از صنعت کاران و مؤلدین مبالغ را تحت عناوین حق الخدمت اخذ مینمایند و روند مرحلوی صادرات میوه جات خشک را کند میسازند.

Ø     عدم جلب و کمبود سرمایه گذاری در بخش میوه جات خشک

Ø  عدم موجودیت راه های ترانسپورت و ترانزیت با امکانات آسان و ارزان اینک میوه جات عمده صادراتی در ذیلأ بیان میگردد:

کشمش

افغانستان يك كشور زراعتی بوده و بيشتر از 80 فيصد مردم ما در زراعت اشتغال دارد و ساحه زمين كه براي غرس تاكستان ها تخصيص داده شده 176 هزار هكتار زمين می باشد.و در سال 1385 تحت بذرانگور به57600 هکتار میرسید.از جمله اقلام صادراتی كشمش قدم درشت در توليد و صادرات كشور تشكيل مي دهد و افغانستان بزركترين كشور صادركننده كشمش در جهان محسوس مي شد دومين كشور مولد كشمش بوده و از نگاه كيفيت تاپ ترين كوالتي را درجهان جايز است. سالانه در حدود 80-85 هزار تن كشمش در بيشتر از 25 كشوردر جهان صادر می گرديد كه از مدارك فروش آن اسعار فوق العاده وارد كشور مي شود ،و يكي از اساس ترين پايه اقتصاد كشور را تشكيل مي داد چون در سيستم موجود توليد كه به حالت عنعنوی صورت ميگيرد حاصل في اصله تاك با وجود زحمات زياد مولدين به كمترين رقم مي باشد البته در نظر است با همكاري جامعه بين المللي در عرصه توليد بتوانيم سيستم تاك داري خود ار از حالت عنعنوي بحالت مدرن و چيله بندي تغير دهيم. در مورد جمع آوری ویا رفع حاصل باید تذکر داد که انگور باید به پختگی خود رسیده باشد جمع آوری توسط چاقو های تیز صورت گرفته و کوشش شود تا دانه زخمی و د رجای مناسب که رفت وآمد حیونات نباشد در روی کاغذ بوریا با زمین کاگل غرض خشک کردن گذاشته میشود و در اثنای خشک کردن کوشش شود تا کشمش یکسان به یک رنگ باشد یعنی د رتمام قسمت دانه افتاب کافی برسد بعداً در ذخیره خانه های مناسب که نم نداشته باشد گذاشته شود.تولید با کیفیت پروسس کمتر ضرورت دارد و کشمش پاک به قیمت بهتر به فروش می رسد هر قدر در بهبود کیفیت توجه شود بهمان اندازه د رخرید آن در مارکیت های جهانی علاقمندی پیدا میشود.چون کشمش افغانی به شکل طبیعی خشک و پاک کاری می شود بدین لحاظ مارکیت خوبی در جهان دارد.

انواع کشمش صادراتی افغانستان:

·        کشمش سرخ

·        کشمش سبز

·        کشمش سیاه

·        کشمش آبجوش

جدول صادرات کشمش طی سه سال اخیر 1383 ، 1384 و 1385به تفکیک مقدار و ارزش

1385

1384

1383

سالها

شماره

ارزش به  دالر امریکای

مقدا به تن

ارزش به دالر امریکای

مقدا به تن

ارزش به دالر امریکای

مقدار به تن

میوه جات

39185000

39393

18326000

17081

9575000

13625

کشمش سرخ

1

3594000

5357

1407000

1563

4569000

4921

کشمش سبز

2

1305000

1426

964000

1205

1153000

1481

کشمش سیاه

3

1582000

3224

2062000

1661

2355000

5362

کشمش آبجوش

4

45666000

49400

22759000

21510

17652000

25389

مجموعه

5

بادام و مغز بادام

امریکا

ایران

ترکیه

افغانستان

بادام یکی از محصولات عمده صادراتی کشور می باشد که افغانستان به  داشتن بیش از 60 ورایتی بادام از جمله مراکز اصلی بادام به شمار میرود . تولید بادام در ولایات زابل ، کندز ، سمنگان و ارزگان صورت می گیرد. .

انواع بادام افغانستان:

یکی آن شیرین و قابل خوردن و دیگر آن تلخک و غیر قابل خوردن میباشد.

بادام شیرین بر اساس سخت بودن پوست میوه به چارگروپ تقسیم میگردد.

·  بادام کاغذی

·  بادام دارای پوست نرم

· بادام دارای پوست ستندرد

· بادام دارای پوست سخت.                                                                                                  ساحه تحت بذر آن در سال 1385 به 12000 هکتار تخمین گردیده است که سالانه در حدود 13404 تن بادام و مغز بادام به خارج صادر میشود که 20000 تن امسال تولید گردید. بادام اکثراً به ممالک هند ، پاکستان ، دوبی و روسیه صادر می شود در حالیکه مغز آن به کشورهای اروپائی نیز صادر می شود .

جدول صادرات بادام و مغز آن طی سه سال اخیر 1385,1384,1383به تفکیک مقدارو ارزش

1385

1384

1383

سال

شماره

ارزش به  دالر امریکای

مقدار به تن

ارزش به  دالر امریکای

مقدار به تن

ارزش به  دالر امریکای

مقدار به تن

میوه جات

21961000

4167

23533000

2526

5383000

2413

مغز بادام

1

16128000

4167

9458000

4526

5040000

1676

بادام کاغذی

2

4227000

5070

4708000

5231

1279000

1723

بادام سنگی

3

42316000

13404

37699000

12283

11702000

 

5812

 

مجموعه

4

پسته

تا سال 1359,پسته یک قلم صادراتی بسیار مهم افغانستان را تشکیل می داد . اما  درحال حاضرمقدار پسته ای که از افغانستان صادر میشود به تناسب سال های قبل از جنگ نشان میدهد که تقریباً 50% درختان طی سه دهه گذشته از بین رفته است.درحال حاضرافغانستان سالانه در حدود 23000 تن پسته تولید می کند. که قیمت پسته پوست دار به 12 میلیون دالر میرسد. در حالیکه تولید و صدور مجموع میوه جات خشک دیگر افغانستان در سال 1384 به 563.5 تن میرسید. و در شمال غرب  مانند بادغیس, مزارشریف,ایبگ,میمنه,بغلان, تالقان وغیره پیدا میگردد اما پسته بادغیس نظر به دیگر ساحات  دارای کیفیت بهتر است.  افغانستان به مقدار بیشتر پیدا میگردد. یکی از مواد تجارتی کشور را تشکیل میدهد.

انواع پسته افغانستان: 

1. بهترین نوع آن پسته بنامpistacia veray

2. پسته بادغیس که بنام پسته وحشی یا جنگلی یا pistacia acummata kabulina

3. نوع دیگر پسته به نام خنجک یا pistacia khinjek

4. نوع دیگر آن بنام  apistacia cabulic(1)

ساحه تحت بذر پسته درافغانستان در سال 1357 به 33000  هکتار می رسید که متاسفانه در حال حاضر به (20000) هکتار کاهش یافته است ساحه تحت بذر آن در سال 1385 ,2.211 هکتار میباشد که از آن 2552 تن پسته بدست میاید.  

جدول صادرات  مغز پسته طی سه سال اخیر1383 ، 1384 و 1385 به تفکیک مقدار و ارزش

شماره

سال

1383

1384

1385

میوه جات

مقدار به تن

ارزش به دالر امریکای

مقدار به تن

ارزش به دالر امریکای

مقدار به تن

ارزش به دالر امریکای

1

مغز پسته

3203

15051000

1311

7998000

2552

12427000

2

مجموعه

3203

15051000

1311

7998000

2552

12427000

کشورهای وارد کننده پسته افغانستان عبارتند از پاکستان که به مقدار 62.58 تن , هندوستان که به مقدار 48.5 تن, جرمنی که به مقدار6.9 تن ,انگلستان به مقدار2.3 تن ا, عربستان به مقدار4.3 تن و اوکراین به مقدار3.2 تن را در سال 1384 وارد نموده بودند.  که درجدول و چارت ذیل مشاهده میکنیم.

چارمغز

ساحه تحت بذر چارمغز از 3200 هکتار در سال 1357 به 2300 هکتار در سال1385 کاهش یافته است.  سه نوع چارمغز در افغانستان وجود دارد. فعلاً در سال 1385 , 5000 تن  تولید گریده بود. ودر حدود 130تن به کشور های خارج صادر گردید.چارمغزدرکوهستان,نورستان,کنر, درولسوالی خوکیانی ولایت ننگرهار, کابل  پروان,کاپیسا,میدان شهر,هرات,ارزگان,غور و درتعداد از ولایات شمال کشور وجود دارد. 

انواع چارمغز افغانستان:

ü     چارمغز کاغذی

ü     چارمغزکورک

ü     چارمغز هراتی

جدول صادرات مغزچارمغز طی سه سال اخیر 1383 ، 1384 و 1385به تفکیک مقدار و ارزش

شماره

سال

1383

1384

1385

میوه جات

مقدار به تن

ارزش به دالر امریکای

مقدار به تن

ارزش به دالر امریکای

مقدار به تن

ارزش به دالر امریکای

1

مغز چرمغز

1528

1317000

432

890000

130

381000

2

چارمغز

32

29000

112

101000

-

-

 

مجموعه

1560

1346000

544

991000

130

381000

کشته

کشته که از خشک کردن زردآلو بوجود می آید از جمله میوجات عمده صادراتی کشور به شمار میرود.ساحه تحت بذر آن در سال 1385, 8030 هکتار و307 تن  کشته اعلی در همین سال صدور گردیده بود.دو نوع کشته در افغانستان وجود دارد یک نوع در هوای آزاد زیر شعاع آفتاب خشک میگردد نوع دیگر  آن توسط سلفر خشک میگردد که روش بهتر و عصری تر است و این نوع  کشته در مارکیت های خارجی فروش و موقف بهتر رقابتی دارد.تولید کشته در ولایات سمنگان ، غزنی ، وردک، قندهار و غوربند صورت میگرد.

(1)  سالنامه احصاییه مرکزی ص166-165, طبع کابل سال1385

(2)  میوه های سخت پوست افغانستان ص50-49, اسکندر حسینی , طبع کابل سال2000م

انواع کشته صادراتی افغانستان 

جدول صادرات کشته طی سه سال اخیر1383, 1384و 1385به تفکیک مقدار و ارزش

1385

1384

1383

سال

شماره

ارزش به دالر امریکای

مقدار به تن

ارزش به دالر امریکای

مقدار به تن

ارزش به  دالر امریکای

مقدار به تن

میوه جات

410000

307

119000

108

262000

238

کشمش اعلی

1

410000

307

119000

108

262000

238

مجموعه

2

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت 15:16  توسط ايمل " نظري "  | 

زراعت و نقش آن در توسعه قریه ها

مقدمه

زراعت یک سکتور عمده واساسی اقتصاد ملی بوده که در زندگی انسان ها در ادوار مختلف تکامل وانکشاف جامعه بشری دارای نقش بسزای بوده است .از نظر تاریخی انسان ها از زمان خلقت وپیدایش از محصولات زراعتی استفاده کرده است انسان ها در کمون اولیه که از ریشه درختان وبالاخره از میوه درختان خودرو واز شیرحیوانات استفاده کرده اند این همه مربوط به سکتور زراعت میشود که بادر نظرداشت رشد نفوس که( آن هم در دهات وشهرها تنظیم شده اند ) به علت بارز بودن زراعت عنعنوی وسطح پایین تولیدات زراعتی باگذشت زمان دامنه فقر ومهاجرت روستاییان به شهر ها که شهر ها از امکانات بیشتر نسبت به روستا ها برخوردار است صورت گرفته که این یک معضله بزرگ را در سطح کشور بوجود آورده است .چون زراعت منبع اساسی معیشت روستاییان را تشکیل داده واکثر روستاییان بالای منابع زراعتی , مالداری ,جنگلات وسایر منابع طبعی امرار حیات مینمایند وهمچنان سکتور زراعت ضروریات اولیه مردم دهات را فراهم نموده ودر جهت تهیه مواد خام برای صنایع روستایی ودر ایجاد وگسترش فرصت های شغلی نقش عمده دارد  بناً با استفاده از وسایل وامکانات عصری ازقبیل تکنالوژی های نوین زراعتی ,موجودیت یک سیستم فعال ترویجی ,نهاد ها وسازمان های همآهنگ کننده وبرنامه های زراعتی به سویه ملی در عرصه زراعت برشد وانکشاف زراعت سرعت بخشیده که درنتیجه باعث خود کفایی مردم روستایی وشهری گردیده ودر ضمن اقتصاد ملی را تقویت میکند.

توسعه

توسعه حاوی مفاهیم واشارات روشن دایر بر پیشرفت , بسط ,ترقی ,نمو ( وسعت دادن سطح ) ونیز (گسترش دامنه )فعالیت ها است .توسعه عبارت از درجه تحول است که جامعه را بر اساس خصوصیات مربوط برای رسیدن به آرمان ها واهداف خود هدایت میکند.به مفهوم جامع تر توسعه به عنوان متعالی ,دستاورد بشری وپدیده چند بخشی است که دریک مسلک به حساب میاید به دلیل اینکه توسعه دستاورد انسان محسوب میگردد در محتوای دارای مختصات فرهنگی بوده وبرتحول ارگانیک دلالت دارد . هدف از توسعه ایجاد زندگی پر ثمره است که توسط فرهنگ تعریف میشود بنابراین توسعه (دستیابی فزاینده انسان به ارزش های فرهنگی خود ) است .این مفهوم بر معانی ذیل تاکید دارد.

اول: توسعه یک پروسه است ونه یک وضیعت ساکن .

دوم : این پروسه درنهایت به ارزش ها مربوط میشود .

سوم : این ارزش ها ارزشهای مردمان است که تعلق به جهان غرب ویا هر جهان دیگر ندارد.

تعریف توسعه ومفاهیم آن :

بطور کلی توسعه بمعنی تلاش برای بهبود زندگی ,همزاد تاریخ جامعه بشری است .توسه در مفهوم کلی خود بمنی ارتقای سطح مادی ومعنوی حامعه انسانی وایجاد شرایط مناسب یک زندگی سالم برای تمام افراد جامعه است مقصد مطلوب  توسعه بهبود کیفیت زندگی هم است بنابراین کوشش برای دستیابی به توسعه باید بشکل باشد که منافع اکثریت مردم را در برگیرد در صورییکه بخش محدود از جامعه از پروسه توسعه که خود یک تغیر مطلوب است بهره مند شوند نمی توان آن را توسعه نامید سه تفسیرعمده  از توسعه را میتوان به این شرح مورد توجه قرار داد(2) .

تفسیر اول: درین برداشت اغلب توسعه را با رشد اقتصادی مترادف میدانند وآنرا به معنی افزایش بهره برداری از نیروی انسانی ,سهم کاهش زراعت در کلی محصول ,پیشرفت تکنالوژی وصنعتی شدن با نتیجه آن که انتقال جمعیت به مناطق شهری است تفسیرمیکنند .

تفسیر دوم :ازتوسعه با تمرکز با شاخص های از میعیار های زندگی مانند فقز , توضیع درآمد ,تغذیه ,مرگ ومیر نوزادان , امید به زندگی بهتر , باسوادی ,تعلیم وتربیه , دست رسی به اشتغال ,سیستم آبرسانی وخدمات دیگر سعی درجبران این نارسایی ها دارد.انیگونه تیوری به مسئله توسعه واقیعت انسانی بیشتر با آن بخشیده درعین حال همچنان تاکید بر شاخص های اقتصادی واجتماعی است اشخاص وگرو های منفرد که کالا ها خدمات ومواد برای آنها تامین میشود به حالت انفعالی از صحنه دور مانده اند.

تفسیر سوم :برتوان مندی های بلقوه واستعداد های انسانی در زمینه روابط باسایر گره های اجتماعی متمرکز است که این برداشت از توسعه را (توسعه انسانی) مینامند آن طوریکه در زمینه فعلی درک میشود توسعه انسانی سه مفهوم تغیرات متوالی ومتحریک درآن دسته از شرایط است که موجب یک زندگی آزاد ورضایت بخش را به مفهوم واقعی خود برای تمام افراد یک منطیقه ویا کشور فزاهم میکند(2) .

خلاصه اینکه درتعریف توسعه بادرنظرگرفتن برداشت های مختلف ازآن باید گفت که :

·توسعه مفهوم جامع ,چند بعدی ,پیچیده وغیر قابل تقسیم است .

·مفهوم توسعه هم ابعاد کمی وهم کیفی دارد وتاکید بر جنبه های کمی بدون درنظر داشت جنبه های کیفی وبرعکس آن به مفهوم توسعه نیست .

·توسعه دارای ابعاد مادی ومعنوی است نه تنها رفع فقر ومحرومیت وارتفای سطح مادی رندگی بلکه ارتقای سطح فرهنگ وشعور اجتماعی یا کیفیت زندگی را دربر میگیرد.

·توسعه یک مفهوم ارزشی است ودر تعریف آن باید به شرایط جامعه مورد نظر توجه داشت به عباره دیگر توسعه را باید تعریف بومی کرد.

تعاریف ومفاهیم توسعه از دیدگاه صاحب نظران :

پس از گذشت دو دهه از شروع برنامه های توسعه صاحب نظران باتوجه به کاستی ها ونواقص دربرداشت ها وتعاریف توسعه شروع به تجدید نظر در افکار خویش نموده ونظریات جدیدی را دراین خصوص ارائه نمودند.

A.فریدریک هاربیسون (F .harbeson) که خود قبلاً تولید ناخالص ملی را به عنوان مهمترین میعار توسعه کشور ها به شمار میاورد این نظریه را رد کرده وتوسعه را در افق وسیع تر مورد برسی قرارمیدهد . اوهدف های سیاست توسعه ملی را مورد توجه قرار داده که عبارت اند از به حداقل رسانیدن بیکاری , به حداکثر رسانیدن سطح فرهنگ وعلم ,صحت بهتر ,محدود کردن رشد جمعیت واصلاح میحط زیست .

B.پروفیسور دودلی سیرز(Dudely seers) یکی از اقتصاد دانان نامدار است که توسعه را از دیدگاه کلی تر مورد بررسی قرار میدهد تا شامل مسایل مربوط به بیکاری , بهبود وضع فقر وعدم برابری توضیع درامد ها هم شود .اومیگوید اگر به اثر اقدامات وفعالیت های که در جامعه به منظور انجام امر توسعه صورت میگیرد هریک از سه پدیده فوق در وضیعت بهتری قرار گیرند واصلاح شوند درآن موقع به اعتقاد وی توسعه رخ داده است.

C.ادگاراوون (Adgar owens ) ورابرت شاوو( Robert show) برای تعریف توسعه روش دیگری را برسی کرده که خور آنرا پایگاه وسیع توسعه مینامند .منظور ازپایگاه وسیع توسعه عبارت از استقرا وتاسیس نهاد های درجامعه است که افراد فقیر ومحروم را در کشورها جهان سوم فرصت اعطا کند تا درتمام مراحل اتخاذ تصمیمات که برای رندگی آنها مهم وسرنوشت ساز است شرکت نمایند .افراد فقیر ومحروم از طریق این نهاد ها به زنجیره زندگی خوب ومدرن جامعه متصل میشوند.

توسعه زراعت :

توسعه زراعت به عنوان بخش از اقتصاد یک کشور تلقی گردیده  واگر بخواهیم به معنی واقعی کلمه انجام شود کار بس دشوار ومشکل است به قول پروفیسور لویس مالاسیس        ( Lowis mallassiss ) انجام این کار یعنی توسعه زراعت درعین حال که ضرورت دارد ولی خارج از حد توانای تعداد از مالکین بزرگ واقلیت تحصیل کرده ومدیران دولتی وکارمندان اداری وانبوه دهاقین وروستایان کم سواد ویا بیسواد میباشد توسعه زراعت درچوکات ملی یک کشور مورد بحث قرار میگیرد وبه عنوان یک بخش اقتصادی مهم نقش حیاتی در توسعه ملی ایفامینماید .مفهوم توسعه زراعت وتعریف آن مانند مقوله توسعه بعد ازجنگ جهانی دوم تغیر وتحول یافته است ومدل های مختلف توسعه زراعت نیز توسط اقتصاد دانان وصاحب نظران طراحی گردیده وبه مورد اجرا درامده است .بعد ازجنگ جهان دوم که تعریف توسعه عبارت از رشد اقتصادی بود وآن هم از طریق صنعتی شدن به سبک غربی , توسعه زراعت هم به معنی مدرنیزه کردن بخش زراعت ورسیدن به هدف رشد زرعت تلقی میشدکه بخش زراعت درتلقی توسعه به معنی رشد اقتصادی دو وضیفه اصلی را به عهده داشت یک تهیه وتولید غذای ارزان برای کارگران صنعتی وطبقات شهر نشین ودیگری تامین نیروی انسانی برای اشتغال در صنایع نوتاسیس شهری .این نظریه منطبق به پروسه تاریخ توسعه وپیشرفت کشورهای غربی بود بخش زراعت این کشور ها به علل وعوامل تونست وظیفه تامین محصولات غذای ارزان را ونیروی کارگر لازم را برای صنعت نوتاسیس انجام دهد . لذا بعد از جنگ جهانی دوم الگوی توسعه غربی که در آن توسعه زراعت هم وجود داشت به عنوان راه اصلی پیشرفت وترقی مورد بسیاری از متفکرین , صاحب نظران وسیاست مداران قرار گرفت .

مفاهیم وتعاریف توسعه زراعت :

در تعریف توسعه زراعت نیز قول یکسان وجود نداشته . برخی آنرا گزار از زراعت سنتی دانسته وبعضی دیگر آن را پروسه میدانند که درطی آن اوضاع اقتصادی واجتماعی اکثریت دهقانان یک کشور بهبود میابد واصلاح میشود.پروفیسور موشیر (A.mosher) شاید اولین کسی باشدکه توسعه زراعت را بصورت سیستمی مورد برسی قرار داده است .اوپنج عامل را در توسعه زراعت اساسی وپنج عامل را سرعت بخشنده زراعت میداند عوامل اساسی توسعه زراعت بنابه گفته وی عبارت اند از:

1. بازار جهت فروش محصولات زراعتی .

2. تکنالوژی که پیوسته در حال تکامل وپیشرفت باشد .

3. در دسترس بودن نهاد ها ووسایل مورد نیاز زراعت .

4. مشوق های تولیدی برای دهقانان .

5. تسهیلات حمل ونقل .

عوامل سرعت بخشنده زراعت عبارت اند از :

1.آموزش وترویج زراعت .

2.کردیت های زراعتی .

3.انجام اقتدامات وعملیات گروهی وسازمان یافته دهقانان (کوپراتیف های زراعتی )

4.وسعت دادن گسترش زمین های زراعتی واصلاح فزیکی آنها .

5.پلان گذاری ملی .

داکتر رابرت استونز(Robert. Stevesn) استاد پوهنتون ایالت مشیگان درخصوص تعریف توسعه زراعت میگوید که توسعه زراعت دلالت بر ایجاد تغیر در بخش زراعت میکند .این تغیرات تعادل زراعت سنتی را به منظور به دست آوردن رشد سریع تر تولیدات زراعتی وافزایش درامد دهقانان بر هم میزند .اومعتقد است که درین پروسه تغیر چهار عامل اساسی دخالت دارند که عبارت اند از:

1.تغیرات تکنالوژی.

2.تغیرات نهادی وسازمانی .

3.سرمایه گذاری در تربیت نیروی انسانی .

4.سرمایه گذاری در تحقیق وترویج زراعتی به منظور سرعت بخشیدن به ایجاد تغیرات تکنالوژی ونهادی .

هرچه درجه ومیزان این تغیرات بیشترباشد ضرورت برای سرمایه گذاری در بخش تربیت نیروی انسانی بیشتر احساس میشود تامدیریت علمی وموثرتری را برای اداره امور زراعت وموسسات مربوطه فراهم کرده ورشد زراعت را سرعت بخشند .بمنظور رسیدن به اهداف مطلوب باید شرایط مساعد وامکانات مناسب فراهم شود تادهقانان بتوانند تحت آن شرایط مساعد وبا استفاده از وسایل وامکانات مناسب بر فعالیت های خود بیفزایند و محصول کار شان چنان بالا رود که بازهم تشویق در ازدیاد فعالیت گردند وزراعت را توسعه دهند.البته چنان که ذکر گردید توسعه زراعت مستلزم تهیه تکنالوژی مناسب وسرمایه گذاری مکفی است اما آنچه از همه این ها مهم است موضوع حمایت سیاسی از بخش زراعت است . رهبران سیاسی باید با صداقت و تعهد وصمیمیت از پروسه توسعه زراعت حمایت کنند وهماهنگی ها ی لازم را بین سازمان ها وارگان های زیربط بوجود آورند که همین ایجاد هماهنگی به نوبه خود موجب ایجا د محیط مساعد برای توسعه زراعت است که رسیدن به اهداف مطلوب را میسر میسازرد.

عوامل یا فکتورهای توسعه دهنده زراعت

الف : مارکیتنگ محصولا ت زراعتی:

مارکیتـــنگ عبارت از یک پروسه اقتصادی است که بین تولید ومصرف رابطه برقرار میکند .سیسم مارکیتینگ که وظیفه انتقال اشیا وخدمات را از مولدین به مستهلیکین  به عهده دارد و در براورده ساختن نیاز ها ی مادی ومعنوی ورفاع واسایش آن نقش ارزنده دارد .زیرا رفع نیازمندی های جامعه رفاع وآسایش آن ها بدون یک سیستم فعال وموثرمارکیتنگ امکان پزیر نیست .هم چنان پیشرفت اقتصادی یک جامعه رابطه نزدیک به یک سیستم فعال وموثر دارد از نقطه نظر تولید که اقتصاد دانها که تولید را ایجاد سود مندی تعریف نموده اند بناً مارکیتینگ یک عملیه تولید است زیرا مارکیتینگ منحث یک فعالیت اقتصادی برارزش اقتصاد محصولات تولید شده می افزاید که این ارزش علاوه گی در بعضی موارد اضافه تر از ارزش محصول درمزرعه میباشد که با در نظرداشت چنن  ارزش افزای وعلاوگی ارزش بالای محصولات باعث توسعه زراعت گردیده است.

ب: تکنالوجی زراعتی :

میدانیم که تکنالوجی در توسعه زراعت نقش مهمی دارد وحتی بیشتر تیوری ها ومودل های توسعه زراعت در سال های اخیر مبتنی بر ابداع وایجاد تکنالوجی زراعتی وترویج آن بین دهاقین بوده است وتکنالوجی مناسب برای گذار از زراعت سنتی به زراعت پیشرفته لازم وضروری است . تکنالوجی در زراعت سه قسمت دارد یکی تکنالوجی بیولوجیکی مانند تخم های اصلاح شده وسایر ورایتی های پرمحصول نباتی وحیوانی . تکنالوجی کیمیاوی مانند انواع سموم دفع افات وامراض نباتی وحیوانی وکود های کیمیاوی وبالاخره تکنالوجی میخانیکی مانند تراکتور وانواع واقسام وسایل وماشین الات زراعتی .برای تهیه وتولید تکنالوجی در انواع فوق دو عنصر لازم است . یکی علم ودیگری سرمایه . علم محصول فکری بشر است که به کمک سرمایه بوجود می آید ورشد میکند وسرمایه به نوبه خود نتیجه کار جسمی ودماغی انسان است که این دو باهم ترکیب شوند تکنالوجی بوجود می آید.

ج: وسایل ترانسپورتی محصولات زراعتی :

چون تعداد تولید کنندگان ومصرف کنندگان محصولات زراعتی خیلی زیاد ودر سطح کشور پراگنده هستند روی این اصل بهبود وسایل ترانسپورتی نقش بزرگ در انتخاب نوع زراعت محل های مختلف وانکشاف زراعت دارد مثلاً انواع محصولات زراعتی که در یکی از قسمت های کشور تولید میشود در صورت نبود یک سیستم فعال ترانسپورتی امکان انتقال ان از محل تولید به محل دیگر مصارف زیادی را متقبل گریده وروند انکشاف زراعت به کندی مواجه میگردد. هرچه وسایل ترانسپورتیشن سریع تر وارزان تر باشد امکان دسترسی به بازارهای دور تر بیشتر میگردد ودر نتیجه هر دهقان هر محصولی را که در تولید ان برتری نسبی دارد بعمل می اورد. در گذشته که وسایل ترانسپورتیشن به شکل ابتدائی بود بسیاری از زمین های مستعد بدون استفاده میماند ویا دهقانان هرمحل مجبور بودند که محصولات خودرا به قیمت ارزان تر بفروشند ویا محصولات تولید کنند که فساد پذیر نباشد (مثل پنبه ، گندم وغیره) ولی باظهور وسایل ترانسپورتی بهتر امروزه همه محصولات در تمام فصول سال در دسترس همه مصرف کنندگان قرار میگیرد وچون وسایل ترانسپورتی موثریت خوبی بالای کاهش قیمت در مناطق مختلف کشور ، توسعه بازار وایجاد اشتغال دارد با در نظرداشت چنین مفیدیت بکارگیری درست وسایل ترانسپورتی مهم وضروری میباشد.

د:میکانیزه ساختن زراعت

پیشرفت هایکه هم در میکانیزسیون وهم در فناوری غیر ماشینی حاصل شده است تغیراتی زیادی را در ساختار زراعت ونیز سطح جوامع زراعتی وغیر زراعتی در دهه های گذشته بوجود اورده است که نتایج ان در همه کشور های پیشرفته تقریباً مشابه بوده است . در نتیجه افزایش دایمی در اندازه مزارع ، خروج نیروی کار اضافی از بخش زراعت وتوسعه کامل زراعت بشکل یک فعالیت تخصصی واقتصادی مزارع در بسیاری از موارد خصوصیاتی راکه معمولاً نمایانگر بنگاه های صنعتی را بخود گرفته است .

در نهایت این تغیرات سبب شده است که :

1.تعداد زیادی نهاد های جدید بکار گرفته شود.

2.افزایش دایمی در کیفیت این نهادها بوجود آید.

3.روش های بهتر تولید بکار گرفته شود.

4.استفاده از نهاد های ماشینی شدیداً نسبت مصرف نهاده ها را برهم بزند.

5.ارزش های حساب داری در محاسبه مفاد ونقص فعالیت های زراعت استفاده شود.

6.زراعت بیشتر وابستگی بیشتری به بازار های مالی پیداکند.

7.از سختی کار زراعت کاسته شود.

از جمله تاثیرات فوق در سطح مزرعه لزوم تجدید نظر یا تغیر مهارت های سابق وارزش های سنتی واساسی در شکل زندگی خانواده دهقان میباش.

عوامل یا فکتور های سرعت بخشنده زراعت

الف :آموزش وترویج زراعت:

زراعت در طول تاریخ همواره منبع تغذیه وکانون اشتغال ودرآمد مردم بوده است ، ازینرو استمرار حیات وبقای انسانها وقدرت ملت ها بستگی به ان داشته است پس پیروزی دهقانان در عرصه تولیدی مربوط به میزان دانش واگاهی انها از رموز فلاحت است . البته انجام دقیق هر کاری وبدست اوردن توفیق در هر حرفه ئی مستلزم داشتن در جه دانش واگاهی است. چون انسان در پروسه تولید نقش اساسی دارد که بدو صورت بیان میشود اول نقش انسان در به عنوان نیروی کار جهت تغیر شکل منابع طبیعی وانجام فعالیت های مختلف اقتصادی واجتماعی . دوم نقش انسان به عنوان کتلست صحنه های تولید در شکل مدیریت وتلفیق صحی عوامل تولید که در نهایت موجب افزایش تولید میشود. ازین جهت انسان بعد از هرچیزی دیگر یگانه هنر پیشه های صحنه های تولید است وقتی میتواند نقش خودرا به خوبی ایفاکند که توانائی های لازم را کسب کند یعنی قدرت ومهارت انجام کار وتوان مدیریتی خودرا افزایش دهد این کار بوسیله اموزش انجام میشود لذا اموزش در توسعه بطور اعم ودر توسعه زراعت بطور اخص تاثیر انکار ناپذیر دارد.آموزش در زراعت توانسته است رشد وشگوفائی وترقی را برای جوامع به ارمغان اورد ودسترسی بدون توسعه هم بدون کسب دانش هم امکان پذیر نیست واموزش یکی از عوامل مهم وکتلست اصلی وعنصر کلیدی در توسعه زراعت محسوب میشود . حقایق فوق از یک طرف اهمیت ونقش اموزش را در توسعه زراعت نشان میدهد  واز طرف دیگر نیاز شدید دهاقین به اموزش جهت افزایش توان اکتسابی وقدرت بازدهی خودرا اشکار میسازد. وتقریباً هریک از زمین های توسعه زراعتی احتیاج به یک استندرد مشخص اموزش دارد.

ب : قرضه های زراعتی :

کریدیت انتقال موقتی قدرت خرید ازیک فرد به فرد دیگری است که دانش ومدیریت لازم جهت انجام یک فعالیت اقتصادی را دارد ولی فاقد سرمایه کافی است. وجو د کردیدت زراعتی سبب کار ائی تولید وباعث میشود که مدیریت این افراد ونیروی کار انان (بافردسومی) با سرمایه افرادیکه علم ویا امکان کار زراعت را ندارند ترکیب شود. نتیجه چنان ترکیبی بهتر از نتیجه مجموع فعالیت این افراد به تنهائی میباشد. کریدیت برحسب محل مصرف انها به کریدیت مصرفی وکریدیت تولیدی تقسیم میشوند که کریدیت مصرفی قرضه های هستند که بر ای خرید مواد مصرفی خانواده دهقان مورد استفاده قرار میگیرد ولی کریدیت تولیدی قرضه های هستند که برای خرید عوامل تولید بکار میروند کریدت تولیدی بیشتر برای خرید عوامل غیر سنتی جهت نوین کردن زراعت به مصرف میرسند . دهقانان کوچک به علت اینکه قرضه های مورد نیاز خودرا به دست نمی اورند مجبور میشوند که احتیاجات خودرا به صورت قرضه بخرند ومحصولات خودرا به قیمت نازل پیش فروش کنند وبه این ترتیب همه ساله قسمت اعظم درامد انان نصیب خوران وسرمایه داران محلی میشود.کردیدت های زراعتی در جهت رشد وانکشاف زراعت به مقصد بلند بردن سطح تولیدی در مزارع دهاقین توسط بانک های زراعتی وسایر نهاد های مالی برای دهاقین داده میشود. یکی از هدف های مهم تامین قرضه های زراعتی دولتی توزیع عادلانه ثروت (علاوه برکمک به افزایش تولیدات زراعتی در داخل کشور) وایجاد اشتغال میباشد لذا در واگذاری ان به طبقات مختلف دهقانان باید فکر کرد.

ج: کوپراتیف های زراعتی :

این یک واقیعت مسلم است که 85 % نفوس کشوربه صورت مستقیم وغیرمستقیم در امور زراعت .مالداری مصروف کار اند وسکتور زراعت یکی از ارکان اساسی اقتصاد کشور مارا تشکیل میدهد .انکشاف زراعت ایجاب یک سلسله اقدامات را در جهات مختلف مینماید تا به میزان تولید در فی واحد سطح افزایش به عمل آمده ودر سطح عواید دهاقین بهبود رونما گردد ویکی از طریقه های موثر که اقدامات وخدمات را درراه بلند بردن سطح کمیت وکیفیت تولید یک واحد تولیدی دربین توده های دهاقین واقتصاد متکی به زراعت افغانستان انسجام بخشد .همانا  تشکیل دهاقین درانجمن های شان میباشد .لذا اشتراک دهاقین در پروگرام های اقتصادی موجب موفقیت میگردد .منظور از اشتراک مساعی نهادینه ساختن دهاقین است .

 کوپراتف های زراعتی وسیله سرمایه گذاری اقتصادی وسرمایه گذاری اقتصادی یعنی نیروی تولید به منظور رشد وانکشاف زراعت پنداشته میشود برای این که نشان دهیم چگونه کوپراتیف های زراعتی میتواند به نحوه رضایت بخش به حل وفصل پاره از مشکلات ووسایل خاص زراعتی پرداخته ونقش موثر را  درانکشاف زراعت وبلند برادن سطح اقتصادی انجام میدهد .درین جا یک سلسله مسایل وپرابلم های مشخص را مورد بررسی قرار میدهیم .

1.ایجاد روحیه سرمایه گذاری وکریدیتی زراعتی دربین دهاقین به وسیله تاسیس کوپراتیف های زراعتی در سطوح مختلف قراء, محلات وولایات وبالاخره مرکز وهمزمان تشکیل بانک های کریدیتی کوپراتیف های زراعتی به همان سطوح یک امر مهم وضروری در راه پیشرفت وانکشاف زراعت وبهبود اقتصاد دهاقین کشور پنداشته میشود.

2.  پیرامون مواد مورد ضرورت به منظور تولید باید گفت که دهاقین درمناطق دهات بصورت پراگنده بالای مزارع خویش زندگی داشته واین امر سبب ازدیاد مصارف وقیمت حمل ونقل وذخیره مواد مذکور دراین مناطق نسبت به مراکز وشهر ها گردیده است .لذا با درنظرداشت عواید ناچیز فامیل های زارع وعدم سرمایه کافی به منظور اشتغال در دهات زمینه را برای عدم رقابت مساعد ساخته وبدینصورت قدرت انحصار بصورت پنهان وآشکار توسط یک عده محدود سوداگران ودلالان محلی اعمال میگردد این هم منحصر به مواد زراعتی نبوده حتی عین طرزالعمل درمورد مواد استهلاکی نیز صورت میگیرد .بناً کوپراتیف های زراعتی میتواند مطابق به جمع آوری عوایج وتقاضای اعضای خود در دهات مواد زراعتی مورد ضرورت را به جنسیت اعلی به قیمت مناسب در موقع ضرورت آن تهیه وتوزیع میدارد .

3.فروش وعرضه محصولات زراعتی به قیمت مناسب مسئله مهم دیگری است در راه بهبود انکشاف زراعت وبلند بردن اقتصاد ,زیرا موقیعت تولید کنندگان بصورت پراگنده در مساحت های وسیع وبعید از همدیگر میزان ناچیزی تولید هر دهقان کاهش عواید دهقانان را بار آورده وبه محرومیت های شان می افزاید  مناسب ترین راه حل این مشکلات نهادینه شدن دهاقین در وجود کوپراتیف های زراعتی میباشد که از طریق جمع آوری ,درجه بندی , باربندی ,حمل ونقل وبالاخره عرضه آن مطابق تقاضا دردور ترین بازار های فروش به حل مشکلات مذکور فایق میگردد.

4.اهمیت وارزش کوپراتیف های زراعتی در فراهم ساختن وانتشار معلومات جدید وتعلیمات مسلکی وانکشاف اطلاعات ومعلومات عمومی درمناطق روستایی همراه با مفکوره واساسات کوپراتیف میباشد .از آن جایکه تعلیمات بنای پیشرفت های فنی در همه امور اقتصادی بناً انجمن های کوپراتیف های برای آن ارزش خاص قایل بوده وبدین لحاظ منبع جمع آوری وترویج معلومات مختلف بشمار میرود .گذشته از این نباید فراموش کرد که ساحه خدمات کوپراتیف های زراعتی خیلی وسیع بوده وفعالیت های وسیع را از قبیل تادیه قرضه , تهیه مواد زراعتی ,فروش محصولات زراعتی , تهیه ماشین آلات زراعتی ,پروسس ,آبیاری ,مالداری ,مرغداری ,زنبورداری ,جنگل واحداث سرد خانه ها , گرین هاوس ها یا بستر گرم ومارکیت های کوپراتیفی درشهرهای بزرگ وبالاخره مارکیتنگ محصولات زراعتی غرض صدور به خارج از کشور را در بر میگیرد .مفهوم از یک نهاد کوپراتیفی عبارت از یک عمل دسته جمعی  واتحاد باهمی داوطلبانه یک دسته مردم است به منظور رفع هوایج مشترک وبلند بردن سطح اقتصادی ,اجتماعی ومعنوی اعظا بدون تمایلات انفرادی شعار کوپراتیف یکی برای همه وهمه برای یک بوده واین مفکوره استوار به عمل کمک بخود توسط کمک متقابل میباشد .لذا رشد وانکشاف زراعت از طریق کوپراتیف ها خوب تر محسوس شده وروند انکشافی خود را بهتر وخوبتر طی میکند .

د: رسانه های گروهی :

انچه سبب اهمیت بیشتری وسایل جمعی درجامعه بشری گردیده است همانا نقش چشم گیر آن در رسانیدن پیام های آموزشی (تعلیم وتربیه ) میباشد .این خصوصیات وسایل ارتباط جمعی را قادر ساخت تا در زندگی انسان ها بیشتر دخیل گردد .در عرصه های علوم وفنون عرصه زراعت یکی از بخش های مهم آنرا تشکیل میدهد .بدون شک زراعت علمی است که بدون فراگرفتن خصوصیات مسلکی وفنی آن , دست یافتن به موفقیت کار دشوار است بناً در این جا پای وسایل گروهی در میان کشیده میشود ونقش برازنده آن در رسانیدن پیام ها وآموزش های مسلکی برجسته میگردد .رسانه های گروهی درجاهای مختلف ومحلات مختلف آموزش های ذیل را دراختیار دهقانان قرار میدهد .که این پیام ها عبارت اند از آمادهه نمودن زمین برای کشت واستفاده از وسایل عصری ,آگاهی از تخم های اصلاح شده , کود های کیمیاوی وچگونگی استعمال آن , روش های جدید واستفاده از آن , تاثیرات خاک ,اقلیم , درجه حرارت ورطوبت , استفاده از سیستم های جدیدابیاری , دانستن امراض وآفات نباتی وحیوانی وشیوه های وقایوی آن , کنترول گیاهان هرزه , جمع آوری حاصل وجلوگیری از ضایعات در هنگام انتقال ,دستیافتن به بازارها ومارکیت های زراعتی ,دسترسی به قرضه وکریدیت , آوردن تغیرات در پلان ها وتولیدات زراعتی مطابق به تقاضا وضروریات مارکیت وبلند بردن کیفیت محصولات زراعتی همه مسایل اند که در روشنی آن محصولات وعواید زراعتی بلند رفته , فقر محدود گردیده ,مصونیت غذایی تامین میشود وزندگی مردم رنگ ورونق پیدامیکند که بالاخره باعث توسعه زراعت میگردد .تجارب نشان داده است که وسایل جمعی با اطمنان کامل باشیوه های عالی از همه وظایف متذکره به خوبی بدر شده وبرای کتله های عظیم دهاقین درزمان کوتاه درهرنوع شرایط آموزش های مسلکی وفنی را بخوبی عرضه میدارد.

نقش ترویج درانکشاف زراعت :

از آن جایکه رشد وتکامل یک جامعه مربوط به بکار انداختن منابع ( زمین , قوای بشری وسرمایه )میباشد از آن رو در جوامع پیشرته این عوامل تولید بطور درست تنظیم شده در نتیجه حاصل دهی هر کدام آن نسبت به ممالک روبه انکشاف زیاد است .تنظیم درست این عوامل عامل اساسی رشد وازدیادحاصلات عمومی آنها نسبت به رشد سالانه نفوس شان  میباشد .درتمان جوامع بشری سکتور زراعت رول اساسی دارد زیرا زراعت ضروریت اولیه (پوشاک ,خوراک وقسماً مسکن)  آن ها را تهیه کرده ودر عصری شدن آن ها کمک شایان نموده است . از نگاه اقتصادی زراعت مواد خام را برای فابریکات تهیه کرده وبدون موجودیت تولیدات زراعتی اکثر فابریکات بکار انداخته نمیشود ترقی وتعالی یک کشور مربوط به سکتور صنعت وزراعت آن کشور میباشد هر قدر تولیدات زراعتی زیاد شود سکتور صنعت را بیشتر تقویه وفعال میسازد .ازجمله عوامل تولید قوای بشری نقش فعال دارد زیرا بابلند بردن سطح دانش ,مهارت ,لیاقت واستعداد بشری میتوان سرمایه را بوجود آورد واز زمین حاصل زیاد گرفت .تعلیم وتربیه درجهان  امروز که قدرت کار وتنظیم بشری را بلند میبرد بدو قسم صورت میگرد عبارت از  تعلیمات رسمی وتعلیمات غیر رسمی میباشد .تعلیمات رسمی تمام مکاتب ابتدایی ,لیسه های مسلکی وغیرمسلکی وپوهنتون ها را در بر میگیرد .تعلیمات غیر رسمی عبارت از تعلیم وتربیه ترویجی وراهنمای مردم در بسا از امور حیاتی شان بیرون از مکتب بوده که منظورش بلند بردن قوت کار آن ها وحاصل دهی زمین با استعمال درست سرمایه میباشد .چون در اکثر ممالک روبه انکشاف سکتور زراعت اساس رشد اقتصادی را تشکیل داده ودرحدود 60-80% مردم به زراعت مشغمول اند .بزرگترین منابع طبعی ممالک عقب مانده نیروی انسانی وزمین میباشد انسان ها استعداد فوق العاده برای انکشاف زراعت وقدرت تولیدی را دارا میباشد بناً کمک وراهنمای دهقانان در بکار برد وسایل اصلی , تولیدات زرعتی شان را بلند خواهد برد معرفی تخنیک های عصری و مروج ساختن معقول آن در بین زارعین قدرت تولیدی را بلند برده ودر حاصلات عمومی افزایش به عمل می آورد که در رشد اقتصاد ملی کمک بسزای مینماید اختلاف در مهارت , قدرت کار واستعدادهای بشری طبعی نبوده ودر تبارز استعداد ها وپیدا کردن قدرت کار , تعلیم وتربیه اهمیت خاص داشته وحاصل دهی فی فرد را بالامیبرد .تسریع انکشاف زراعت وازدیاد محصولات زراعتی نیاز مند تغیرات لازم در ذهنیت وروش های زراعت عنعنوی به روش های عصری وتخنیکی میباشد .برای براورده ساختن این هدف تعلیم وتریبه دسته جمعی مردم روستا میباشد دراین جا ترویج زراعتی یکی از اشکال بسیار مهم تعلیم وتربیه برای مردم دهات است زیرا تعلیم وتریبه ترویجی که بصورت فردی , گروپی ویادسته جمعی صورت میگیرد قسماً بیسوادی را کم ساخته ودهاقین درک میکنند که چطور راهت وآرام زندگی کنند وحاصلات خود را جهت رفع نیاز مندی های شان بلند ببرند وتعلیمات ترویجی هماهنگ به دیگر شقوق زراعتی که در انکشاف زراعت رول دارند موثر ومفید میباشد.

نگرشی برنقش ترویج زراعتی درپروسه توسعه

ترویج زراعت به طریق اولی توسعه منابع انسانی وانتقال تکنالوژی به خانواده های روستای را مدنظر قرار می دهد . این دوعنصر ستون های اساسی توسعه زراعت هستند، تلاش برای بهبود بخشیدن به یکی از این دوعنطر بدون ایجاد بهبود دردیگری پیشرفت چندان نخواهد داشت، نظر به اینکه توسعه منابع انسانی وانتقال تکنالوژی برای رسالت تاریخی ترویج زراعتی نقش محوری را داشته اند، بناَ این دوعنصر را مورد بحث قرار می دهیم.

الف - توسعه منابع انسانی

بهبود بخشیدن به منابع انسانی درمیان جامعه روستایی کشور های درحال توسعه برای توسعه زراعت از اهمیت خاص برخورداراست. چون مهارت های ازقبیل خواند، نوشتن،حساب کردن زمینه را جهت یاد گیری اماده می کنند، بناُ با برخورداری ازاین مهارت های اساسی روستاییان می تواند بجای دریافت اموزش به طور فعال درپروسه فراگیری مشارکت نمایند.برای اینکه دهقانان به تکنالوژی جدید ومهارت های مدیریتی که باعث توسعه زراعت می شود دسترسی بیشتر داشته باشند نیاز به اموزش دارند.متاسفانه بسیاری از دهاقین جوان وبزرگ سال درحال حاضر فاقد مهارت ها بوده وبرای اینکه درپروسه توسعه مشارکت کامل داشته باشند نیاز به تروج زراعت مستقیم وعینی دارند.دهاقین که برای رقابت دریک اقتصاد زراعتی درحال توسعه نیاز به مهارت های پیشرفته تکنیکی ومدیریتی خواهند داشت. دهاقین که موفق به کسب این مهارت نمی شوند، درپروسه توسعه زراعت کنار زده می شوند، سپس همینکه دهقانان به سطوح معین از اموزش راه یافتند ترویج می تواند توجه خود را بیش از پیش به انتقال تکنالوژی معطوف دارد.

ب-انتقال تکنالوژی

توسعه زراعت را می توان از طریق آوردن منابع اضافی زمین ونیروی کار به عرصه تولید ویا با استفاده از تکنالوژی نوین افزایش داد. جهت رسیدن به امنیت غذایی در بیشتر کشور ها دقاقین جهت افزایش بازدهی تولید خود به پذیرش واستفاده از تکنالوژی جدید نیاز دارند. خود دهقانان منابع اولی تکنالوژی جدید بوده وهمچنان درتوسعه وانتقال تکنالوژی یک نقش محوری ایفا می کنند. درنتیجه انتقال تکنالوژی تجاری شدن بخش زراعت را تسریع می کند به منظور کاهش تاثیرات منفی اجتماعی، تغییر تکنالوژی وبرای رسیدن به یک توسعه زراعت متعادل باید از طریق نظام ها وسیاست های مترقی زراعتی فرست های مساوی برای دقاقین بی بضاعت جهت دسترسی به تکنالوژی پیشرفته فراهم نمود.

روستا

روستا محل زیست جماعتی از مردم در خارج از محدوده شهر هاست که با مشخصات جمعیتی معین وبه عنوان جامعه مستقیل ودارای هویت های خاص فرهنگی، تاریخی، اقلیمی، جغرافیایی واقتصادی با اتکا به نظام های رهبری ومدریت محلی عرصه های فعالیت های زراعتی است ویا روستا عبارت از یک مرکزجمعیت ومحل سکونت وکار تعداد خانواد ه های که دراراضی به عملیات زراعتی اشتغال داشته ودرامد اکثریت ان از طریق زراعت حاصل می گردد وعرفا درمحل ده یا روستا شناخته شود.ازمجموع تقریبا 24 میلیون جمعیت کشور درسال 1384 درحدود 79 درصد ان درروستا ها زندگی می نمودند، چون زراعت منبع اساسی معیشت روستایات را تشکیل می دهد بناَ انها بالای منابع زراعتی، مالداری، جنگلات وسایر منابع طبعی امرار حیات می نمیایند. 

تعریف انکشاف روستایی

اگر هدف توسعه را به طور مشخص رهایی از چنگال فقر وکاهش سطح ان از طریق ایجاد اشتغال برای تهی دستان شهری وروستایی،تامین حد اقل نیازهای  انسانی قابل قبول برای همه، بالا بردن بهروری، تساوی بیشترین حوزه های جغرافیایی درمیان تبقات اجتماعی واقتصادی، تمرکز زدایی ومداخله مردم درتصمیم گیری، تاکید بر اعتماد به نفس جمعی وملی متوازن وبهبود کیفیت محیط زندگی تعریف کنیم جامعه ومناطق روستایی یکی از کانون های مهم برای براورده ساختن این اهداف خواهد بود، وانکشاف روستایی سهم بسیاری دردستیابی به اهداف کلی توسعه درسطح ملی خواهد داشت. انکشاف روستایی بخش مهم از پروسه توسعه ملی را به خود اختصاص می دهد. اگر قراراست، توسعه انجام گیرد، ومستمر باشد باید بطور اعم از مناطق روستایی وبطور اخص از بخش زراعت اغاز شود. مسایل فقر گسترده، نابرابری درحال رشد وبیکاری فزاینده تماما ریشه دررکود وسیر قهقرایی زندگی اقتصادی مناطق روستایی دارد شاید معتبرترین تصمیم درمورد فقرا این باشد که انان بطور نامتاسب درنواحی روستایی جای دارند وبطورعمده به زراعت وفعالیت وابسته به ان مشغول اند. هرنوع سیاست که جهت کاهش فقر وایجاد توسعه طرح ریزی شود باید لزوما تا حد درجهت توسعه روستایی به طور اعم وبخش زراعت بطور اخص باشد با درنظر داشت توسعه روستایی می تواند براین تکته تاکید کرد که انشکاف روستایی باید دارای خصوصیات ذیل باشد.

1- نوسعه باید تغییر درجهت بهبود شرایط برای اکثریت مردم باشد.

2- مردم که ازتوسعه سود می برند باید بیش از مردم باشد که از ان متضرر می شوند.

3-  توسعه باید دست کم مردم را نسبت به تامین احد اقل نیازهای زندگی یا نیازهای بنا

4-  توسعه باید باعث تشویق خود اتکایی شود.

5-  توسعه باید با نیاز های مردم هماهنگی ومطابقت داشته باشد.

6-  توسعه باید بهبود طولانی ومستمر را به ارمغان اورد.

7-  توسعه نباید باعث تخریب محیط زیست طبعی شود.

بنابرین هرالگوی نظری یا علمی که بتواند که مجموع خصوصیات فوق را کنار هم تاین کند یا حداقل دستیابی به تعداد بیشتری ازاین خصوصیات را موردی نظرداشته باشد، می تواندالگوی مناسب تری دررسیدن به اهداف توسعه باشد. ازطریق توسعه مناطق روستای همراه با شهر های کوچک که در این مناطق وحود دارد وایجادرابطه متعادل بین شهرها وروستا ها میتواند این امکان را فراهم کرد که مردم بر اساس خاص وترجیح خود زندگی در شهرها یامناطق روستای را برگزینندودر واقع هدف توسعه روستای ایجاد الگوی جایگزینی در مقابل زندگی شهری است. مردم که درآن زندگی می کنند آنرا برای زندگی برگزیده باشند ونه از روی ناچار خودراناگزیر ازاقامت در آن ببینند. خلاصه اینکه توسعه روستای یک ضرورت به شمار میرود به دلیل اینکه:

1- بیش ازنیم از جمعیت در روستاها ومناطق روستای زندگی می کنند.

2- این جمعیت کمترازآثار توسعه بهره مند شده اندواز سطح رفاه پائین تری برخوردار اند ودرمواردی حتی درتامین حداقل نیازهای خودمشکیل دارند

3- این جمعیت سطح درآمد پائین تروفقربالاتری دارند.

4- بخش مهم ازتولیدات اساسی(موادغذائی ومواداولیه صنعتی) جامعه به وسیله این گروه انجام می گیرد.

5- سطح بهره وری نیروی کارومنابع تولید بسیار نازل است وسطح بیکاری بسیار بالا است.

6- وبالاخره وضیعت نامطلوب این بخش ازجامعه برسایربخش های جامعه ومناطق اثرنامطلوب میگزارد.

انکشاف روستای

توسعه روستای به عنوان یک مفهوم اشارۀ ضمنی به عمران کلی مناطق روستای بانظراصلاح کیفیت زندگی مردم روستایی دارد. درچارچوب این مفهوم توسعه روستایی یک امرجامع ومفهوم وتصور چند بعدی بوده که دربرگیرنده توسعه دهاقین وفعالیت های وابسته به آن یعنی صنایع دستی وصنایع روستایی، زیربنای اقتصادی اجتماعی، خدمات اجتماعی وتسهیلات مربوط وبالاترازهمه توسعه منابع انسانی درمناطق روستایی می ناشد.توسعه روستایی به عنوان یک پدیده نتیجه عکس العمل ها وواکش ها بین عوامل مختلف فزیکی ، تکنالوژیکی،اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی ونهادی است. انکشاف روستائی به عنوان یک استراتیژی جهت اصلاح بهبود وضع زندگی اقتصادی واجتماعی یک گروه خاص روستائی یعنی فقراء ومستمندان درمناطق روستایی طراحی می شودوبلآخره توسعه روستائی به عنوان یک دسپلین عبارت ازبرخوردوواکنش بین علوم زراعتی،علوم اجتماعی،مهندسی ومدیریتی می باشد. درواقع توسعه روستایی درطبیعت خود مجموع چند دسپلینی است. به هرحال توسعه روستایی پروسه تغیرات اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی درمحیط روستا است.توسعه روستایی یک فعالیت چند بخشی مرکب می باشد که شامل توسعه زراعتی وتوسعه تسهیلات اجتماعی برای هرفرد روستایی می باشد.هدف نخستین توسعه زراعتی معمولا افزایش رشد تولیدات زراعتی است درحالی که هدف نخستین توسعه روستایی تقویت رفاه مادی واجتماعی جمعیت روستایی که غالبا شامل دهقانان فقیروبرخی مواقع شامل کارگران بی زمین وسایرافراد درمناطق روستایی می باشد.البته توسعه زراعت وخود کفایی درزراعت کلید خودگردانی عمران روستایی پایدارمی باشد اگربرنامه های عمران روستایی پایداربماند باید زراعت پیوسته حامی وپشتیبان آن باشد. بانک جهانی توسعه زراعت را یک استراتیژی میداند که به منظور بهبود زندگی اقتصادی واجتماعی گروه خاص از مردم به خصوص روستایان فقیر طراحی شده واجرا میگردد .این پروسه شامل بسط منافع توسعه درمیان فقیر ترین اقشار است که در مناطق روستایی در پی کسب معاش هستند که این گروه شامل دهقانان کوچک ودهقانان بی زمین است . بانک جهانی است که چون توسعه روستایی قصد تقلیل فقر را دارد بنابراین باید بطور واضیح طوری طراحی واجرا گردد که تولیدات را افزایش داده وقدرت تولیدی روستائیان را نیز بالا ببرد . بانک جهانی بر اهداف توسعه روستای تاکید داشته وآنرا شامل بهبود بازدهی وافزایش اشتغال وبالا بردن درآمد برای روستائیان وهمچنین تامین حد اقل قابل قبول سطح تغذیه, مسکن , تعلیم وتربیه وصحت میداند .بطورکل انکشاف روستایی یک پروسه توسعه دادن ومورد استفاده قرار دادن منابع طبعی وانسانی ,تکنالوژی , تسهیلات زیر بنائی , نهاد ها وسازمان ها , سیاست های دولت وبرنامه ها به منظور تشویق وتسریح رشد اقتصادی در مناطق روستای جهت ایجاد شغل وبهبود کیفیت زندگی روستائیان برای ادامه زندگی وپایه  دارحیات است .پروسه توسعه روستای در بر گیرنده تمام قدم های تغیر است که به وسیله یک سیستم اجتماعی روستای از شرایط زندگی که غیر مطلوب به نظ میرسد بطرف شرایط مطلوب مادی وروحی حرکت میکند.

اهمیت انکشاف روستایئ

مطابق امار های منتشره از طرف سازمان ملل متحد تقریباً 62در صد از جمیعت کلی دنیا را روستائیان تشکیل میدهند . در آسیا وافریقا نسبت فوق به 76 فیصد هم میرسد برعلاوه در سال 1972 در جهان در حدود 700ملیون نفر وجود داشتند که قربانی فقر مطلق بودند وتقریباً85 فیصد آن ها در مناطق روستایی زندگی میکند که این رقم 700ملیون در مقایسه با دهه قبل 43ملیون نفر افزایش نشان میدهد وباتوجه با امار فوق رقم مذکور در دهه آخر قرن بیستم باز هم افزایش خواهدکرد. گزارش بانک جهانی که درسال 1993 به کنفرانس گرسنه گی در واشنگتن ارائه گردید میگوید در حال حاضر3/1 حصه جمعیت جهان در گرسنه  گی بسر میبرند واغلب این ها در مناطق روستایی زندگی مینمایند. چنانکه میدانیم اقتصاد کشور های سوم اغلب به تولیدات زراعتی متکی است وفعالیت های زراعتی هم غالباً در روستاها انجام میشود لذا از یک طرف به خاطر بهبود بخشیدن به روشهای سنتی تولید زراعت واستفاده درست از زمین ومنابع تولید وتوزیع محصولات زراعتی وبه تعقیب آن تخفیفف گرسنه گی ومحو فقر واز طرف دیگر به منظورنوسازی  اجتماعی وفرهنگی  رستاها که خود منبعث از توجه به مسایل انسانی وضرورت های سیاسی است موضوع توسعه روستایی واهمیت آن آشکار میشود .اهمیت امر انکشاف روستای از آن حهت است که گروه عظیمی جمعت روستا نشین از برنامه های توسعه ملی دردهه ها ی گذشته منفعت نبردهه اند ودر بسیاری موارد حتی وضع زندگی شان از سابق هم بتر شده است . اختلاسطح زندگی شهری وروستائی افزایش میابد وبرعلاوه فاصله طبقاتی در میان اقشار مختلف روستای نیز پیوسته روبه افزایش است واز این رو مهاجرت روستائیان به شهر ها شتاب بیشتری میگیرد که مهاجرین مشکلات روشتاییان را با خود به شهرها منتقل کرده وشهرها هر روز غیر قابل تحمل تر میشوند وزندگی دشوار ترمیگردد بنابراین توسعه روسایی بخاطر حل مشکلات مذکورومخصوصاً براوردن نیاز های مردم روستایی از اهمیت واولویت خاص برخوردار است.

توسعه پایدار زراعت وروستا:

تلفیق رابطه غذا , جمعیت ومحیط بشکل جدید از توسعه منجر شده است که فائو به عنوان توسعه پایدار زراعت  وروستا بدان پرداخته است . فائو این مفهوم جدید توسعه پایدار زراعت وروستایی را به مصابه ( مدیریت وحفاظت از منابع طبعی وهدایت تغیرات تکنالوژی ونهادی به شیوه که متضمن براورده ساختن نیازهای انسانی برای نسل ها  آینده باشد ) تعریف کرده است . این گونه توسعه  پایدار (در بخش های زراعت , جنگلات ) منابع چون آب , زمین ومنابع جنتیکی نباتی وحیوانی را حفظ میکند . از نظرمحیط غیر مخرب , از نظر فن مناسب , از نظر اقتصاد عملی  واز نظر اجتماعی قابل قبول میباشد . نقش دهقانان در توسعه پایدار زراعت وروستاها به خصوص درمدیریت وحفاظت از خاک , منابع زیستی , حفظ تعادل ایکولوژیکی وکاربرد تکنالوژی سازگار بامحیط زیست مانند مدریت جامع آفات کاملاًمورد تاید قرار گرفته است .دهقانان تهعا بزرگترینگروه استفاده کننده گان ومدیران زمین , آب ودیگر منابع در سرتار جهان به شمار میروند . درسال 1970 حدوذد 790 ملیون نفر از مردم جهان از نظر اقتصادی در بخش زراعت فعالیت داشته واین تعداد واین تعداد تاسال 2000 به 1.13 ملیون نفر افزایش خواهد یافت وتاسال 2010 شمار آنان به 1.19 ملیارد نفر خواهد رسید .اکثرمردان ,زنان وجوانان دهقان نه نتها برای  افزایش درامد وبهره وری زراعت بلکه برایت غنی تر وپایدارتر ساختن زراعت وزندگی روستایی به اطلاعات مفید, تکنالوژی های مفید وتوسعه ها ی فنی نیازخواهد داشت که نقش ترویج زراعتی در برآورده ساختن این نیازها نهفته است.

نقش ترویج در توسعه پایدار زراعت وروستاها :

دهقانان بدرستی ترویج را به مصبابه شکل از مساعدت تلقی میکند که آنر در ارتقای دانش عملی , کارآیی , بهره وری وسود دهی بیشتر کمک کرده ودر سلامتی خانواده ,اجتماع وجامعه نقش مهم بر عهده دارد  .در عین حال سیاست مداران , پلانگذاران در بسیاری از کشوره ترویج را به مصابه ابزار برای افزایش تولیدات زراعتی ,تامین امنیت غذایی ملی وکمک به کاهش فقر روستایی تلقی میکند .افزون براین برخی از اقتصاد دانان ترویج رابه مصابه وسایل سیاست گذاری قلمداد میکند که به توسعه سرمایه انسانی  ورشد اقتصادی کمک میکند . از دیدگاه کار گزاران ترویج زراعت دستیابی مردم روستایی به تکنالوژی های نوین ودانش عملی را ارتقا وسرعت میبخشد .انتظارمیرودکه این فعالیت ها به افزایش وپایداری بهره وری , افرایش درامد ورفاه مردم دهقانان وبه ارتقأ امنیت غذایی درسطح ملی ورشد اقتصادی منجر میشود .این هدف ها از طریق پلان های آموزشی غیر رسمی وحرفه یی وانتقال تکنالوژی ونظامهای باز خورد براورده میشود که درآنها ترویج نقش مهمی را درتوسعه روستایی وزراعت بر عهده میگیرد درعین حال توسعه زراعت وورستای دیگر افزایش تولیدات زراعتی وغذایی تلقی نمی شود .سیاست گذاران ومسولان خدمات حمایی باید هنگام تدوین واجرای خط مشی های زراعتی وروستایی به عوامل چون جمعیت ومنابع طبعی وعوامل محیطی توجه داشته باشند.

جایگاه خط مشی ترویج درتوسعه پایدار زراعت وروستاها :

نخستین اصلی که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که ترویج از نظر راه بردی یکی از مهم ترین وسایل های خط مشی رسیدن به اهداف دوگانه امنیت غذای وتوسعه پایدار زراعت وروستا در کشور های درحال توسعه است . در کشور های که از قبل دارای یک نظام ترویج زراعتی اثربخش میباشند مصارف ادامه توسعه پایدار زراعت وروستا را میتوان به تلفیق موضوعات پایداری محیطی مرتبط ومفید برای دهقانان در برنامه های مستمر ترویج کاهش داد .دوم اهداف جدیدی پی گیری توسعه پایه دار ی زراعت وروستا باید در خط مش های موجود ترویج گنجانیده شود . در پلانهای مشورتی تخصصی فائو در زمینه تلفق موضوعات توسعه پایدار محیطی  یا پلان های ترویج وآموزش زراعی اظهار شده است .(بدون وجود مجموعه از طریقه های قانع کننده , اثربخش وشفاف درمورد شیوه های درست عمل کرد درقالب خط مش های سطح بالای ترویج , رهیافت پلان گذاری نشده حاضر در زمینه مسایل محیطی احتمالاً ادامه خواهد داشت ).بطور خلاصه سیاست گذاران ترویج بامشارکت شرکت کننده گان متعدد باید درتدوین خط مش های ترویج نیازهای دهقانان ومسایل محیطی را مورد توجه قرار بدهند.

انقلاب سبز (راه برد توسعه زراعت )منحیث مهم ترین عامل درانکشاف روستای

توسعه روستایی با تاکید به نهادیه سازی وابعادی اجتماعی توسعه صاحب نظران را به این واقیعت روبروساخت که در شرایط که اکثریت جمعیت روستای درفقرمطلق بسر میبرند تاکید بر جنبه های اجتماعی توسعه بی فایده است .ار آن جایکه زراعت بخش عمده از از اقتصاد روستایی را تشکیل میدهد استدلال براین است که با توسعه زراعت وبهبود وضیعت تولید ودرامد درین بخش خود بخود بخش مهم از اهداف توسعه روستایی نیز براورده میشود .بحران های غذایی جهانی که مشکلات زیادی را به همراه داشته بود توجه حکومت ها وسازمان های کمک کننده برای توسعه را به مسئله تمرکز دقیق تر بر طرح های تدبیر شده برای افزایش تولیدات زراعتی معطوف کرده اند .روند توسعه زراعت در کشور های کمتر توسعه یافته رامیتوان در مراحل مشخص تعریف کرد .مرحله نخست مرحله زراعتی سنتی است که در آن دهقانان عموماًبرای مصرف خود تولیدمیکنند در زراعت معیشتی هدف اصلی تولید کننده به حد اکثر رسانیدن چانس بقأ است نه بدست آوردن مفدیت بیشتر .مرحله دوم رشد زراعت مختلط است که دهقانان بخش ازمحصول خود را برای مصرف خود وبخش دیگر را برای بازار تولید میکند که این تولید برای بازار نقطه آغاز تجاری شدن زراعت است .در مرحله سوم زراعت کاملاً تجاری میشود وتولید به منظور بازار صورت میگیرد وهدف اصلی دهقان بالا بردن سطح تولید ومفاد بیشتر است .تحقق این هدف یعنی توسعه زراعت که به معنی افزایش تولید غذا ,درامد وبلند بردن سطح تولید خواهد بود .بدین ترتیب توسعه زراعت به عنوان مهم ترین عامل درتوسعه روستایی مورد توجه قرار گرفته است .زیرا زراعت منبع عمده درامد ومعاش اکثر ساکنان مناطق روستایی را تشکیل میده بناً استفاده از تکنالوژی های جدید مانند ماشین آلات زراعتی ,ادویه جات ضد آفات وکود های کیمیاوی وهمچنان میزان دسترسی منابع آب وسیاست های عمومی دولت ازجمله عوامل دیگری است که د رافزایش میزان تولید محصولات زراعتی نقش مهم در انقلاب سبز وافزایش محصولات زراعتی دارد . چون اکثریت ساکنان روستاها افراد فقیر هستند در ضمن در مشاغل زراعتی مصروف بکار هستند بناً انقلاب سبز (توسعه زراعت ) یگانه راه بیرون کشیدن ساکنان روستایی از زنجیره فقر , توقف مهاجرت روستاییان به شهر ها وبکار انداختن صنایع دستی وماشینی روستاها که تقویت کننده انکشاف روستایی هستند میباشد.

نقش توسعه زراعت درتهیه ضروریات اولیه روستا ها

درپروسه انکشاف زراعت مقدم برهمه تامین احتیاجات اولیه جامعه مطرح است. زیرابقای جامعه به تامین همین ضروریات وابسته است. زراعت بصورت عموم ضروریات اولیه مردم روستا ها را(غذا، لباس، وسرپناه)درکشورهای روبه انکشاف تامین می کند. ضرورت حیاتی برای غذا وسطح پائین مولدیت سکتور زراعت ایجاب می نماید.تافیصدی بزرگ منابع زمین، سرمایه وقوای بشری (60-80) درکشورهای روبه انکشاف به زراعت اختصاص داده شود(8). دلایل عمده ایکه کشورهای روبه انکشاف زراعتی هستند وفیصدی قابل ملاحظه نفوس شان دررزاعت اشتغال دارد عبارت انداز

1- زراعت خود مصرفی.

2- عدم مصونیت غذائی.

3- سطح پائین مولدیت سکتور زراعت وفوادی بشری.

4- رشدناکافی سکتورصنایع وخدمات.

5- عدم فرصت های شغلی لازم خارج از سکتور زراعت.

نقش توسعه زراعت در استخدام قوای بشری:

درشرایط فعلی بشتر از 80 فیصد جمعیت کشوربصورت مستقیم وغیرمستقیم ازسکتور زراعت امرارمعشیت نمایند. نقش سکتورزراعت دراستخدام قوای بشری نظربه مرحله انکشاف زراعت وفرصت های استخدام بیرون ازسکتور زراعت مربوط میشود. وقتی اقتصاد ملی انکشاف می کند صنایع پروسس محصولات زراعتی توسعه می یابد ودرنتجیه رشد سکتور صنعت وخدمات زمینه برای استخدام نیروی کار بیرون از زراعت مساعد می شود وبه ترویج نقش سکتور زراعت دراستخدام قوای بشری کاهش می یابد درافغانستان که سکتورخدمات وصنعت محدود است فیصدی بشتری قوای بشری 78 فیصددر سکتورزراعت درمناطق روستایی مصروف کار هستند بایدفرصت های بیشتری استخدام قوای بشری در خودسکتورروستایی جستجو گردد. درافغانستان به نسبت محدود بودن سکتور صنعت وخدمات ازاهمیت سکتور زراعت دراستخدام قوای بشری کاسته نمی شود اما به نیت رشد سریع نفوس روستاها ،عدم استفاده ازتکنالوژی وبارزبودن زراعت عنعنوی، محدود بودن فرصت های شغلی خارج اززراعت ،قیمت پائین محصولات زراعتی، محدود بودن منابع زمین وتخریب شنکه های آبیاری ، تعدادبیکاران در روستاها زیادشده میرود ومهاجرت جوانان ازروستاها به شهرها بسیار سریع وقابل ملاحظه است بنابران باید به پروسه انکشاف سرسع روستا ها توجه بیشتر گردد وزمینه استخدام فعال جوانان درحود روستاها مهیا گردد تااز یک طرف جلو مهاجرت جوانان گرفته شود وازطرف دیگر ازنیروی جوانان در پروسه انکشاف روستاها استفاده وسیع بعمل آید

برای تحقق این هدف باید:

· ازقوای بشری درپیشبرد فعالیتهای زراعتی بصورت تشدیدی استفاده شود.

· زمینه کاری درمشاغل غیرزراعتی درروستا فراهم شود.

· تسهیلات برای مردم روستاها ازقبیل آب صحی، برق، کلینیک، شفاخانه، سرک،تسهیلات،تفریحی،نشرات تلویزونی وغیره فراهم شود تاجوانان علاقه به زندگی روستایی پیدا نمایند.

· صنایع زراعتی وروستایی انکشاف کند.

· ازطریق اصلاحات زراعتی (اصلاحات ارضی)زمینه انتقال این به مردم فراهم شود.

· استفاده از زمین های بکروبایر صورت گیرد.

· ازمنابع آب استفاده اعظمی وموثر صورت گیرد

نقش توسعه زراعت درانکشاف صنایع روستای:

زراغت درحیات اقتصادی واجتماعی مردم ما دارای اهمیت فراوان می باشد که بعضی ازاقدام صنایع ملی اعم ازصنایع ماشسنی دستی، ایجاداشتغال، ازبین بردن فقر وتامین مصونیت غذائی ومعشیت جامعه بشری مربوط به انکشاف زراعت بوده است. واکنون به همه واضح وروشن است که تولدمواد مخدر که نهایت مضر برای عالم بشریت است تعویض ان مربوط به انکشاف زراعت می باشد باتاسف میتوان گفت کهزراعت در کشور ما طی سالهای جنگ شدیدا آسیب دیده وهمین موضوع باعث گردیده که این سکتور نتواند نیاز مندی های جامعه را مرفوع سازد. بادر نظرداشت مطالب فوق عدم رشد وانکشاف زراعت درسالهای جنگ واز بین رفتن سیستم آبیاری منتج به مهاجرت دهاقین وزمینداران به شهرها وخارج از کشور گردیده ، صنایع کشور مخصوصا در بخش تولید منسوجات ،روغنیات ، شکر ، صنایع نان پزی در سیلو ها وصنایع روستایی مخصوصا در بخش های قالین بافی ، گلم بافی ، پوست دوزی ، جاکت بافی وصنایع پروسس محصولات زراعتی ومالداری وسایر دستگاه تولیدی به بسبت نبود مواد خام به سقوط مواجه گردیده وکشور ما به یک کشور وارداتی در بخش محصولات زراعتی وتولیدات صنعتی مبدل گردیده . باید یاد آورگردید که سکتور زراعت زراعت در ایجاد وتولیدات محصولات صنعتی مانند صنعت نساجی، صنایع موادارتزاقی ، صنایع پروسس محصولات زراعتی وصنایع موبل وفرنیچر در فابریکات نجاری وامثال آن نقش عمده داشته است.

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت 14:57  توسط ايمل " نظري "  | 

کشت و پرورش نبات نخود

مقدمه:

در اکثر کشورهاي که با کمبود مواد غذايي روبرو هستند ،کميت و کيفيت پروتين مساله اساسي تغذيه ميباشد. مطالعات زيادي حکايت گر آن است که ترکيب مناسب از پروتين نباتي ميتواند سؤ تغذي و کمبود پروتين را مرفوع ساخته وميتوان قسمتي از کمبود پروتيين را بوسيله مصرف حبوبات جبران نمود.حبوبات با داشتن مقدار کافي پروتيين (25 فيصد و گاهي بيشتر) نقش مهمي را در تامين مواد پروتيني مورد نياز انسان دارند. سطح زير کشت کل حبوبات در جهان حدود 37 مليون هکتار گزارش شده است. حبوبات که در حقيقت  گوشت فقرا لقب دارد وبطور کلي بين حبوبات مصرفي و غذاهاي که منشأ حيواني دارند يک رابطه معکوس وجود دارد و به همين دليل حبوبات قسمت عمده ازغذای مردم کشورهاي عقب مانده مناطق خشک را تشکيل ميدهد. براي مثال مصرف سرانه حبوبات در هندوستان 71 گرام ودر مکزيک 51 گرام در روز است و اين در مقايسه با مصرف (3 تا7 گرام ) براي کشورهاي مناطق معتدله رقم بالاي است.دربين حبوبات نخود بيشترين مقبوليت  غذايي را دارد و از جهات مختلف با ساير حبوبات فرق دارد. دال نخود رنگ زرد روشن و جذاب دارد. آماده ساختن نخود صرف نظر از اينکه دانه کامل ،دال يا آرد باشد طعم مطبوعي داشته و از پذيرش بالاي برخوردار است.نخود از جمله نباتات پلي دار بوده معمولا بحيث غذاي انساني مورد استفاده قرار ميگيرد.اين نبات 24-26% پروتين ،4-7%  شحم يا روغن و 50-60% نشايسته دارد که از اهميت بلند تغذيوي برخوردار ميباشد. از دانه نخود به شکل جوشانده،بريان شده، اقسام مختلف غذاها استفاده شده و برعلاوه از نخود در ساختن قهوه مصنوعي، کانسرو و ماکاروني و کلچه باب نيز استفاد ميشود.از نقطه نظر اگروتخنيک مورد استفاده در زرع نخود ، اين نبات بحيث يک کشت پيشينه خوب براي نباتات خانواده گندميان ، سبزيها و پنبه در سيستم تناوب زراعتي به شمار ميرود. نخود مانند ساير نباتات خاندان ليگيوم با داشتن قدرت بلند در جهت تثبيت نايتروجن از اهميت والاي بر خوردار بوده و باعث حاصل خيزي خاک ميشود. نخود نباتي است داراي مقدار زياد پروتين (24-26%)  بنا برآن کشت آن از قديم الايام مروج بوده است. ساحه تحت بذر آن در جهان حدود 11 مليون هکتار گزارش شده است که در ميان حبوبات حايز مقام بالاي است. اين نبات را به پيمانه وسيع در هندو پاکستان زرع مينمايند ، بر علاوه زرع آن در افغانستان ،ترکيه،ايران،امريکا،بالکان،هسپانيا، سواحل افريقا،سواحل مديترانه و مکسيکو صورت ميگيرد.اين نبات مانند ساير حبوبات باشرايط اقليمي و جغرافيايي کشورعزيز ما توافق خوب داشته و با توجه به به محدوديتهاي موجود مانند کاهش سطح چراگاه ها در کشور،کمبود فارمهاي پرورش حيوانات و عدم توانايي هاي اقتصادي مردم در تأمين پروتينهاي حيواني، ميتواند بخشي از پروتيين مورد نياز مردم کشورمارا در شرايط که اکثر اقشار جامعه خصوصا اطفال و مردم فقير از سؤ تغذي رنج ميبرند،تامين نمايد.با توجه به مطا لب فوق و اهميت گسترش سطح زير کشت و ازدياد حاصل در في واحد سطح در کشور ، ضرورت به انجام مطالعه و تحقيق همه جانبه پيرامون مسايل و اطلاعات علمي مربوط به نبات نخود بيش از پيش احساس ميشود. اولين قدم در تحقق اين امر ، جمع آوري و جمع بندي معلومات علمي از کتب ورسالات دانشمندان و محققين عرصه زراعت ميباشد که بتوان از تجربيات و دستاوردهاي آنها استفاده نمود. لذا سمينار هذا با هدف ارايه معلومات مختصر علمي در مورد نبات نخودآماده شده است. اميد است ارايه آن بتواند در جهت تحقق امر فوق مؤثر واقع شده و حد اقل نياز علاقه مندان اين رشته را بر آورده نمايد.

گذري بر تاريخچه و منشا نخود

 نخود زراعتي (Cicer areithinum) يکي از اولين ليگيوم هاي دانه اي است که در دنياي قديم اهلي شده است.در ارتباط با مصرف نخود توسط انسانهاي اوليه ، مدارک تاريخي(نقلي) و باستانشناسي محدود وجود دارد. با آنهم مي توان تصوير مختصر و قابل قبولي از تاريخجه آن ارايه نمود  در حاليکه مدارک زيادي در اين زمينه مورد نياز است. اهم نظريات و مدارک که توسط دانشمندان در کتب و  رساله هاي مختلف تحقيقاتي در مورد نخود ابراز شده اند بصورت زير است:

عقيده بر اين است که مبدا نخود هماليا ميباشد و نباتات وحشي نخود که در ناحيه مديترانه رشد ميکنند در حقيقت مربوط به نخود زراعتي ميباشند که به نحوي به اين نقاط آورده شده اند. اين نبات در زمان هاي قديم اهلي شده و در کتابهاي يوناني و رومي از آن ياد شده است.به احتمال زياد نخود از نواحي جنوب شرق ترکيه و مناطق مجاور آن در سوريه منشأ گرفته است. در اين منطقه سه نوع وحشي يکساله از جنس Cicer  که ارتباط زيادي با نخود زراعتي دارند پيدا شده است. اين سه نوع عبارت اند از :

Cicer echinospermum P.H Daris

Cicer bijugum K.H. Rech

Cicer reticulatum Lad که ابتدا توسط لاريزنسکي (1979) مورد تحقيق قرار گرفته است را مي توان به عنوان ورايتي هاي وحشي يا sub species. Cicer atiethinum طبقه بندي نمود.ديکاندول (1883) منشا نخود را به منطقه جنوب قفقاز و شمال ايران نسبت داد. واويلوف (1950،1949،1926) دو مرکز اوليه (مراکز تنوع فعلي) جنوب غربي آسيا و مديترانه و يک مرکز ثانويه ابتدايي را به عنوان مراکز منشأ نخود معرفی نمود. وي گزارش کرد که مشابه به ديگر ليگيومها ي دانه اي ، انواع دانه درشت نخود در حوزه مديترانه گسترش ياقته است. در حاليکه انواع دانه ريز به سمت مشرق گسترش پيداکرده اند. شواهد نشان ميدهد که نخودهاي دانه درشت و کرمي از دو قرن پيش از طريق افغانستان  به هندوستان وارد شده است کما اينکه نام هندي آنرا نخود کابلي (kabuki chana) نسبت به پايتخت افغانستان ميبرد. انواع دانه ريز و سياه رنگ نخود بنام(Desi) معروف هستند و هم اکنون اين طبقه بندي بصورت وسيع به منظور تشخيص دو گروپ اصلي از انواع نخود استفاده ميشود. دانه هاي نخود نسبت به دانه هاي نخود فرنگي(نخودباغي) و عدس تحمل بيشتري نسبت به حالت فسيل شدن از خود نشان ميدهند. در بقاياي بجاي مانده نوک تيز و اختصاصي دانه هاي نخود ،اغلب از بين رفته و لذا تشخيص آن را نسبت به دانه هاي نخود باغي که اغلب به وفور در رسوبات باستاني مشاهده ميشود مشکل ميسازد. هلبيک(1959) گزارش کرد که قديمي ترين اطلاعات حدودأ 5450  سال قبل از ميلاد در باره نخود ازمنطقه هاسيلار(Hasilar) در نزديکي بوردور(Burdur) در کشور ترکيه بدست آمده است.از يک مقبره باستاني در (Der –el –Madina) مصر نيز کاسه اي که محتوي بذر نخود به قدامت 1400 سال قبل از ميلاد بود کشف شده است. هوف(1969)شواهدي مبني برزراعت اين نبات درخاورميانه ارايه کرده است.درجديکومقاديرزيادي نخوددرلايه هاي رسوبي پيداشده که به تاريخ اوايل عصربرنز(3200سال قبل ازميلاد)وياشايدقبل ازعصرسفال(6250سال قبل ازميلاد) برميگردد .درمنطقه لاچيش(lachish)فلسطين نخودهاي ازدوره آهن وبرنزکشف شده است.دانشگاه شيکاگونيزبسته اي حاوي مخلوطي ازدانه هاي فسيل شده طي حفاري سال1926 درمنطقه مجيدودرفلسطين کشف کرده است.اين نمونه ازحفره هاي درمناطق مرتفع آن ناحيه بدست آمده که بعضي ازاين دانه هانخودوبقيه باقولاي دانه ريز(vicia faba)است که مربوط به 1000سال قبل ازميلادميباشد.نخودازطريق نوشته هاي خطي دستي شناخته شده است.واژه هالورو(halluru)به اين نکته دلالت ميکندکه نخوداززمان هاي بسيارگذشته(بيش از3000سال قبل ازميلاد)به عنوان يک ماده غذايي ثابت ولي کم اهميت دربين النهرين مصرف ميشده است.نام (cicer)داراي منشاي لاتين است(Horace)واحتمالاً ازواژه   (kickere)درزبان اروپايي اقوام اوليه يونان که درشمال يونان زيست داشته اند مشتق شده است.دان معتقداست که cicerازکلمه عبري kikus به معني کروي مشتق شده است.قديم ترين منبع لاتين درمورداصطلاحarietinum درکارهاي کالوميلامشاهده شده است،که احتمالاًبه عنوان ترجمه کلمه يونانيcuriosميباشد نام هاي ramوckick peaنيزمربوط به حالت وشکل بذرآن است.(درترکيه،رومانيا،بلغارستان،ايران،افغانستان،ونواحي مرزي شوروي سابق دراين کشورهانخودتحت عنوانnakhut،nahut ناميده ميشودکه مشتق ازواژه هاي مانندnut. ،naut،nohot است.درزمينه مصرف طبي وغذايي نخودازآن به عنوان غذاي مقوي فکرنامبرده اند.تااوايل قرن بيستم نخودبطوروسيع درمرکزوغرب اروپاکشت ميشد. امروز نخودجاي خودرا درمراکزفروش غذاهاي سالم بازکرده است.باازديادرستورانت هاي خارجي وغذاهاي محلي مصرف کننده گان اين نوع غذاهاافزايش يافته اند.درامريکای شمالي نخودکابلي به عنوان يک ماده افزودني درسالاد لوبياوسايرسالادها دررستورانت هااستفاده ميشود.درنواحي مديترانه اي تاهندوبرما نخودبه عنوان غذاي بخش بزرگ ازمردم مورداستفاده قرارميگرد.

اهميت اقتصادي نخود

نخود در بسياري از مناطق جهان بصورت سنتي کشت ميشود. در کشور هاي در حال توسعه نخود مشابه با ساير حبوبات نقش مهمي را در سيستم هاي کشت سنتي ايفا ميکند. علاوه بر اهميت اين نبات به عنوان يک منبع مهم براي تغذيه انسانها و حيوانات ،اين نبات ميتواند در مديريت حاصلخيزي خاک مخصوصا در مناطق خشک کمک نمايد.طبق ارقام و احصايه هاي منتشره سال (1980-1982) سازمان خوراکه و زراعت جهان (FAO) سطح زير کشت نخود در جهان حدود يازده مليون هکتار بوده و کل توليد نخود 6.6 مليون تن بوده است. با اين وجود نخود %15 فيصد از سطح جهاني زير کشت حبوبات و %13 فيصد از توليدات جهاني اين محصول را بخود اختصاص داده است. از 33 کشور جهان که در آنها نخود کشت ميشود تنها در هجده کشور سطح زير کشت نخود بيش از 20 هزار هکتار ميباشد. به علت موقعيت نسبتا غير مؤثر اين نبات و و ضعيت ثانويه آن به عنوان يک محصول همراه با کشت مخلوط سطح زير کشت آن اغلب کمتر گزارش شده است و سطح زير کشت واقعي آن ممکن است نسبت به گزارشات منتشره بيشتر باشد. در هر منطقه که نخود کشت ميشود از نقطه نظر اقتصادي موقعيت ممتازي را در بين ديگر حبوبات بخود اختصاص ميدهد.در افغانستان نخود به عنوان يکي از بهترين حبوبات مصرف ميشود. انواع کابلي (دانه درشت) بر انواع دسي آن ترجيح داده ميشود. نخود در انواع مختلف غذاها بشکل بريان شده ،جوشيده،شورنخود،بريان شده شورو بريان شده شيرين مصرف ميشود.مدت پخت نخودهاي خشک پوستگيري شده از 40 تا قريب 300 دقيقه متغير است ولي اين مدت با نم زدن و يا پوستگيري کاهش مي يابد.نخود در  کشور عزيزما افغانستان از اهميت اقتصادی بالای بر خوردار است که مردم کشور آنرا به پيمانه زياد به اشکال مختلف مصرف می نمايند. قيمت هر کيلو گرام نخود در در مارکيت به ارزش حدود 50 افغانی بوده که ارزش اقتصادی والای را در بين ديگر محصولات زراعتی دار است .حتی نخود بريان شده را در مغازه های خوراکه فروشی در زمره ميوه جات خشک به فروش می رسانند.

خواص بوتانيکي نخود:

نخودبانام علمي(Cicer arietinum L)به فاميل نباتات پلـــــــــــــــــي دار(leguminaceae) تعلق داشته.نبات يکساله علفي وداراي مشخصــــــــــات مارفولوژيکي ذيل ميباشد.

سيتم ريشه:سيتم ريشه آن اســـــــــــــــــــاسي ياعمده بوده وتاعمق 1-1.5mمتردرخاک فرومي رود.ريشه هاي جانبي آن بعدازجوانه زدن بوجودميايدوبشکل عمودبالاي ريشه اصلي قرارميگرد.درزمين هاي للمي ريشه نخودبه عرض cm50-cm70 سانتي مترمنتشرگرديده وزيادترين ريشه درطبقه شديارشده واقع ميگردد.ريشه هاگره هاي رايزوبيمي رابوجودميآورد داراي شاخه ها وانشعابات پهن جانبي است.

ساقه:ساقه نخودنسبتاً باريک تيغ دارمويکدار،مستحکم بوده وراست مي ايستد.ساقه نخوددرقسمت نهايي منشعب مي گردد.طول ساقه آن مربوط به نوع نخودبوده ودرحدود cm20-cm60 سانتي مترميباشد بطورکلي تغيرات ارتفاع نبات نخودراميتوان بين 20 تا 100 سانتي مترهم محاسبه کرد اوسط ارتفاع22 نوع اسپانيايي که دردوسال پي درپي اندازه گيري شده اندبه ترتيب برابربا cm90 و cm 36 سانتي متربوده است که اين اختلاف قابل توجه است، درنخود هاسه نوع ساقه راميتوان مشخص نمود.

a-شاخه هاي اوليه که ازسطح زمين شروع ميشودوازجوانه هاي اوليه قسمت هــــــــــــــــــاي هوايي وشاخه هاي جانبي نبات اوليه منشأميگيرندوهمچنين ساقه هاي قوي که توسط پاين ترين گره هاتوليد ميشوند شاخه هاي اوليه ضخيم ،قوي،وچوبي هستندوبطورکلي استقامت نبات به اندازه قابل توجهي به وجوداين شاخه ها بستگي دارد.

b-شاخه هاي ثانويه که بوسيله جوانه هاي که بر روي شاخه هاي اوليه قرارگرفته اند توليد ميشوند و نسبت به شاخه هاي اوليه ضعيف تر هستند.

c-شاخه هاي سومي: که از جوانه هاي واقع بر روي شاخه هاي ثانويه توليد ميشوند و نسبتا برگي شکل و از نقطه نظر محصول خيلي مهم نيستند.

برگ: برگ نخود تاقه تاقه بوده برگچه هايش خورد و بيضوي ميباشد، برگ نخود مويک هاي زيادي داشته و کناره هاي برگ دندانه دار ميباشد. بطور اوسط محور برگ داري 10 تا 15 برگچه است که اين برگچه ها بوسيله دمبرگ هاي کوچک به محور اصلي متصل ميشوند.

گل:گل نخود بشکل تاقه و شب پرگ مانند ميباشد رنگ گل نخود زرد،گلابي،گلابي سرخ،سرخ بنفش و کبود ميباشد.(4)  پلي نخود کوتاه بوده پوفک مانند،بيضوي شکل، منحني و نوک تيز است. در هر پلي (غلافک) نخود از 1 تا 3 عدد تخم موجود است. پلي هاي نخود نيز بوسيله مويکهاي کوتاه و ضخيم پوشيده شده است. .موجوديت اين مويکها پلي را از صدمه حشرات در امان نگهميدارد.نبات نخود القاح خودي(self pollination) داشته اما از يکديگر نيز القاح شده مي تواندوگرده افشانی طبيعی در آن بين صفر تا يک فيصد است .از لحاظ خصوصيـــــــــــــــــــات جنيتيکی دارای کروموزوم های ديپلوييد با 16 کروموزوم(2n=16)ميباشد.

تخم نخود: تخم نخود کلوله يا کنج دار و نوک دار بوده و شکل کله گوسفند يا بوم را بخاطر مي آورد. دانه نخود سفيد ، کرمي،زرد،گلابي،سرخ،قهوه اي رنگ و سياه ميباشد.جري تخم بيضوي شکل و کوتاه است. رنگ آن مانند رنگ تخم بوده در قسمت پاياني نوک تخم قرار دارد. سطح تخم داراي چملکي هاي کم يازياد بوده و بعضا لشم ميباشد. وزن 1000 دانه آن از 150 تا 400 گرام است .در وقت نيش زدن تخم پله هاي نخود(مشيمه ها) بروي خاک بيرون نيامده بلکه در زير خاک باقي مي ماند.تعداد دانه در يک نبات ارتباط نزديک به تعداد پلي در نبات دارد. اما بطور اوسط از 20 تا 240 دانه در يک نبات است.اما در تعداد محدودي از نباتات بيش از اين مقدارنيز مي تواند باشد.

انواع نخود:

نخود زراعتي(Cicer ariethinum) به سه نوع فرعي تقسيم ميشود .در داخل اين نوع يکتعداد گروه هاي مستقل موجود اند که از نظر قد،شکل،ساقه و رنگ گل متفاوت ميباشند.

1-گروپ قد دراز: (40-50cm) داراي شاخچه هاي متراکم و غلو بوده و شاخه ها در نوک ساقه توليد ميشود. گلهاي اين گروپ رنگ سرخ گلابي داشته و به گروه اروپاي جنوبي تعلق دارد.

2-ساقه آن قد دراز ولي کوتاه تر از گروه شاخه متراکم فوق بوده(cm40-30)  سانتي متر شاخه هاي آن يک اندازه پراکنده وگل آن داراي رنگ سفيدبوده وبه گروه اروپاي مرکزي تعلق دارد.

3- ساقه آن قدمتوسط(cm30-25)داشته وشاخچه هاي قسمت نهايي ساقه پراگنده ميباشد.گل آن رنگ سفيددارد.

انواع نخودبداخل يک گروه ازنقطه نظرشکل،رنگ تخم وديگرعلامات فرق ميکند.نوع هاي نخودرا نظربه علايم مارفولوژيکي وبيولوژيکي وهمچنان اوصاف زراعتي ازهمديگرفرق مينمايند.

ورايتی های مروجه نخود:

نخود انواع متعدد داشته که ما صرف در اينجااز  دو ورايتی که در سالهای (1998-1999) توسط سازمان خوراکه و زراعت ملل متحد (FAO) در افغانستان در ولايات تخار،بلخ،کندز،بغلان،ننگرهارو هرات   بعد از تحقيقات متعدد معرفی و تکثير شده اند ياد آور می شويم.

1-صحت-99(Sehat-99): اين ورايتی از القاح لاين های ILD-1272.و FILP93-58 درفارمهای تحقيقاتی FAO بوجود آمده است. در مدت زمان حدود64 روز به گلدهی آغاز می کند و مدت زمان پخته شدن کامل آن در حدود 103 روز را در بر می گيرد. ارتفاع اين ورايتی بطور اوسط 55cm بوده که نموی ساقه آن مستقيم و تعداد شاخ و برگ آن زياد است. وزن 100 عدد تخم آن 31gr بوده ودر مقايسه با ورايتی های محلی 12% حاصلدهی بيشتر دارد. مقدار محصول آن در ولايات مختلف از 1450kgتا3680kg در هکتار می باشد.

2- مدد-99( Madat-99): اين ورايتی نيز از القاح لاين های FILP93-53و CIDTN بوجود آمده است که برای کشت بهاری در ولايات بلخ،تخار در فارم های FAO  بعد از تحقيقات بوجود آمده و به دهاقين معرفی و تکثير شده است. بطور اوسط در مدت 71 روز به گل می نشيند  و به مدت  103 روز به مرحله پختگی کامل می رسد. ارتفاع اين ورايتی 41cm بوده و نموی ساقه آن مستقيم می باشد. وزن 100 عدد تخم آن 32gr می باشد و کيفيت دانه آن مورد پسند دهاقين قرارگرفته است. توانايی حاصلدهی آن 15% بيشتر از ورايتی های محلی است. مقدار حاصل آن در ولايات مختلف از 1289kgتا3182kg در هکتار تثبيت شده است. 

خواص بيولوژيکي نخود:

نخود نبات زودرس و روز دراز بوده که به حرارت مشخص ضرورت ندارد. طول مدت دوران حيات نخود مربوط به ورايتي وشرايط پرورش آن بوده از 70 تا 140 روز را در بر ميگيرد. تخم آن درحرارت 0C1 تا 0C2 درجه سانتيگراد به نمو آغاز مي نمايد. جوانه هاي نخودبه حرارت0C6تا0C7 درجه سانتي گرادتحت صفر را مقاومت دارد.(4) نخود نظر به مشنگ در مقابل سردي مقاومت کمتر داشته اما نظر به نسک ونباتات پلي دار ديگر مقاومت بيشتر دارد انکشاف ابتدايي نبات نخود در حرارت 0C2تا 0C8 درجه سانتي گراد و در طول مدت 10تا12 روز صورت ميگيرد. بذر وقت تر به تکميل سريع اين مرحله انکشافي کمک ميکند. بعد از توليد شگوفه ها گل شدن نبات مذکور نسبتا به سرعت صورت ميگيرد و در موجوديت شرايط مساعد 20 الي 30 روز و يا بيشتر از آن طول ميکشد و در اثناي خشکي تا 8 الي 12 روز ادامه مي نمايد.مناسب ترين درجه حرارت برای رشد ونموی نخود 8-35C0 تثبيت شده است.در طول مدت زمان کوتاه بعد از فاز گلي توليد شگوفه ها و آغاز به گل کردن ،نبات نخود کتله زياد قسمت فوقاني خودرا تشکيل مي دهد و در اين وقت به مقدار بيشتر آب ومواد غذايي ضرورت دارد

خواص کيمياوي نخود:

ترکيبات کيمياوي دانه نخود را بطور خلاصه طور ذيل ارايه مينماييم . در 100 گرام نخود مواد و ترکيبات ذيل وجود دارد.

آب 10 گرام

پروتين 20 گرام

نشايسته 55 گرام

کلسيم 150  ملي گرام

فاسفورس 25 ملي گرام

آهن 7 ملي گرام

سوديم 25 ملي گرام

پتاشيم 780 ملي گرام

ويتامين A 50 واحد (unit)

ويتامين B1 2 واحد (unit)

ويتامين B2 15 واحد.

ويتامين B6 6 ملي گرام

مواد معدني 5 گرام

نخود همچنان داراي مقدار کمي ارسنيک، اگزاليک اسيد،اسيتيک اسيد، ماليک اسيد وا ملاح معدني ديگر مانند برون و مس نيز است. ضمنا داراي مواد مانند ليسيتين، سکروز و سلولوز نيز ميباشد.

کشت نخود:

نخود به عنوان يک محصول کم مصرف (Law input crop) در سيستمهاي زراعتي مناطق گرمسير و نيمه خشک کشت ميشود. اين نبات بخاطر قابليت توافق با طيف وسيعي از شرايط محيطي و خاک، از قبيل اراضي حاشيه اي براي کشت ديگر محصولات مانند گندم ،حايز اهميت ميباشد. از آنجا که اين محصول از زمانهاي قديم کشت ميشده ،درمناطق مختلف سيستمهاي متنوع براي کشت و توليد آن بوجود آمده است.  در بسياري از نواحي توليد نخود،اين محصول بطور عمده براي مصارف خانگي ، باروشهاي سنتي کشت و کار ميگردد، روشهاي که نسل به نسل در بين دهاقين رواج يافته است. باافزايش توليد و تجارت نخود نياز به بهبود روش هاي توليد آن روز به روز بيشتر احساس ميشود.

آب و هوا:

اگرچه نخود اساسا يک نبات زراعتي نيمه گرمسيري است ،ليکين در طيف و سيعي از شرايط محيطي کشت ميگردد. کما اينکه زراعت آن در نواحي متنوع جغرافيايي از قبيل مناطق که از زمان هاي قديم نخود در آن بشکل سنتي کشت مي شده ويا مناطق که اخيرا کشت نخود در آن شروع شده است انجام ميشود. به علت حساسيت اين نبات به رطوبت بيش از حد ،رطوبت بالا و آب و هواي ابري توليد گل و تشکيل ميوه را در اين نبات محدود ميکند. در مناطق کم ارتفاع اين نبات معمولا در طول فصل خزان يا اوايل زمستان کشت ميشود و محصول آن در بهار برداشت ميشود. در مناطق داراي ارتفاع بلند ونواحي معتدل مديترانه اي کشت آن در بهار انجام ميشود وبرداشت محصول آن در تابستان صورت ميگيرد.

خاک مناسب:

نخود قادر است در انواع متفاوتي از خاکها رشد کند. باور عمومي اين است نخود نبات مقاومي است و کشت آن در زمينهاي که مناسب زراعت محصولات ديگر مانند گندم نيست نيز امکان دارد.نوع و کيفيت خاک در مناطق عمده توليد نخود، ازنوع ريگي لومي و خاکهاي عميق (block cotton) متغير ميباشد.در زمين هاي که جديدا تحت بذر آمده و شوراب اند ،نخود بهترين پيشينه کشت جواري و پخته بوده ميتواند. انتخاب زمين هاي تلخک زار و خارزار به منظور کشت نخود مناسب نمي باشد. محدوده PH خاک بين 6 تا9 براي اين نبات مناسب است.

قلبه نمودن و استعمال کود:

عمليات اساسي زراعتي جهت کشت نخود عبارت اند از شديار عميق تيرماهي که عمدتا بوسيله قلبه پيش بلوک دار انجام مي گردد. اول بهار شديار را سيخ ماله نموده و قبل از بذر تخم آن را به عمق لازم براي بذر تخم قلبه و سيخماله مينمايد. زمين که در موسم خزان قلبه شده باشد،بايد در همان وقت خوب هموار گردد تا اين کار بذر وقت تر را به تعويق نياندازد.بهترين کود براي مزارع نخود کودهاي فاسفورس دار ميباشد. در هر هکتار زمين مقدار 200 تا 300 کيلو گرام کود سوپرفاسفيت و مقدار 60 کيلو گرام کود پتاشيم دارعلاوه ميگردد.هرگاه سوپرفاسفيت در فصل تيرماه در زمين استعمال نشده باشد،آنگاه در وقت بذر تخم مقدار 75 تا100 کيلو گرام  کود پتاشيم دار نيز استفاده ميشود. مصرف مقدار کم نايتروجن براي شروع رشد نبات (15تا 30 کيلو گرام در هکتار) جهت تحريک رشد وافزايش محصول در خاکهاي ريگي و لومي که از نظر نايتروجن فقير هستند موثر است. اين مقدار کود در مراحل اوليه جهت فعال ساختن عمل نصب نايتروجن توسط باکتريا در غده هاي ريشه نخود توصيه مي گردد.

مقدار تخم و طرق کشت:

به نظر ميرسد که بذر(دانه) نخود دوره استراحت (Dormancy) نداشته و يک بذر زنده با محتوي رطوبت اوليه 10% ميباشد. در صورتيکه آب جذب کند و مقدار رطوبت آن به اندازه بيشتر از 80% برسد مي تواند جوانه بزندمقدار تخم نظر به جسامت تخم ،مقدار رطوبت خاک ، وقت کشت و شرايط منطقوي متفاوت بوده و تخم سالم بطور اوسط kg250 تا kg300 کيلو گرام في هکتار بذر ميگردد.در اينصورت از 0.3 تا0.5 مليون نبات در يک هکتار جاي ميگيرد. براي مبارزه با عليه مرض پوسيدگي تخم نخود را با مرکب فين تيودان(4تا6 کيلو گرام في تن بذر) دواپاشي ميگردد. اين مرکب همچنان جوانه ها را از مرض باکتريايي و آفات حمايه ميکند.عمق کشت تخم آن به اندازه cm4 تا cm8 سانتي متر بوده و بعد از کشت خاکهايش فشرده ميشود .به نسبت رطوبت سطح خاک عمق کشت فرق ميکند، اگر رطوبت بيشتر باشد عميقتر و برعکس عمق کشت کمتر ميگردد. تخم نخود در حرارت 2 تا 5 درجه سانتي گراد نيش زده ودر حرارت 6 تا 8 درجه سانتي گراد و بيشتر از آن سراسر سبز ميشود. کشت بهاري نخود را در شرايط سرد و داراي رطوبت زياد که درجه حرارت متوسط شبانه روزي آن به 6 تا8 درجه سانتي گراد برسدتوصيه مينمايد.بهترين طريقه کشت نخود بشکل قطاري محسوب ميگردد که فاصله بين قطار هاي آن 45 سانتي متر باشد و فاصله بين دو نبات 10 الي 15 سانتي متر باشد. کشت تسمه اي دورجه اي که بين رجه هاي آن 15 سانتي متر و بين تسمه هاي آن 45 سانتي متر بوده و شيماي آن شکل 45×15×10 سانتي متر را ميگيرد نيز نتيجه بهتر ميدهد. در زمين هاي عاري از گياهان هرزه و داراي رطوبت کافي نخود را ميتوان به شکل سراسر قطاري بذر نمود. نخود را با ماشين بذري غله کاري کشت نموده ولي در اين صورت ارگان تخمپاش را بالا مينمايند.

مراحل آبياري:

نبات نخود نياز آبي زياد خودرا از ذخاير رطوبتي خاکهاي عميق که طي فصل بارندگي قبلي رطوبت در آنها ذخيره شده است،تامين مي نمايد. نخود قادر است آب را از عمق بيش از 150 سانتي متري خاک جذب کند. ولي اين نبات قسمت عمده آب مورد نياز خودرا از سطح خاک تا عمق 65 سانتي متري پروفايل خاک که محل اصلي تمرکز ريشه هاي فعال است تامين ميکند. تحمل به خشکي صفت خوب براي محصولي مثل نخود است که عمدتا از رطوبت ذخيره شده استفاده ميکند. در مورد عکس العمل اين نبات به آبياري تکميلي در مناطق مختلف کشور هندوستان که توليد نخود در آن صورت ميگيرد بررسي جامع صورت گرفته و به اين نتيجه رسيده اند که جايکه تبخير با لا است آبياري مکرر مقدار محصول را دو برابر افزايش ميدهد. ولي در نقاطيکه تبخير کم است، آبياري به رشد اضافي نبات و نهايتا کاهش محصول منجر ميشود. روش آبياري کم و مکرر در مناطقيکه درجه حرارت در مرحله رشد و نموي نبات از حد optimum فراتر ميرود تاثير خوب در کاهش درجه حرارت خاک وتعرق نبات داشته و براي گره زايي و تثبيت نايتروجن و مقدار محصول نبات نيز مفيد ميباشد.آبياري تکميلي به منظور رفع کمبود رطوبت در مراحل بحراني رشد نبات تاثير جدي در افزايش محصول نخود داشته است ،به نظر ميرسد مراحل نهايي گلدهي و غلاف بندي (تشکيل پلي )بيشترين حساسيت را به کمبود رطوبت داشته باشد ،لازم است درامر آبياري دقت صورت گيرد زيرا نخود به عدم تهويه خاک حساسيت زيادي دارد.تسطيح خوب زمين و استفاده از پشته يا بستر کاشت باريک به منظور آبياري يکنواخت آب آبياري از اهميت زيادي برخوردار است.خاک را در موقع آبياري ذخيروي به عمق 80 تا 90 سانتي متر مرطوب مي سازند. براي اين مطلب در خاکهاي تحت کشت استعمال 800 تا 1000 متر مکعب آب في هکتار به ارتباط رطوبت خاک قبل از کشت کافي پنداشته ميشود.در صورت ذخيره رطوبت کافي خاک ،بذرهاي نخود تا فاز شگوفه ها يا آغاز گلها تأمين ميشود. رطوبت 60% خاک حد اقل ظرفيت مزرعه در خاکهاي تحت کشت نخود مخصوصا در سالهاي خيل خشک کافي نميباشد و زياد ترين فيصدي رطوبت در مرحله گل و تشکيل ميوه نبات احساس ميگردد.قبل از گل نمودن بايد توسط آبياري هاي نمويي رطوبت را در سطح 70% حفظ نمود ودر وقت گل و تشکيل ميوه 80% سرحد نهايي ظرفيت رطوبت مزرعه حفظ شود. نورم آبياري به ارتباط شرايط محيطي از500 تا 800 متر مکعب في هکتار در نظر گرفته ميشود.

گياهان هرزه نخود وکنترل آنها:

نخود نظر به بسياري از نباتات زراعتي ديگر اوايل رشد در رقابت با گياهان هرزه ضعيف است. چنانچه گياهان هرزه آن در مراحل اوليه رشد کنترل نشوند باعث کاهش قابل توجهي در محصول اين نبات خواهد شد.(2)درچندين کشور توليد کننده نخود خسارات گياهان هرزه به محصول نخود تخمين شده است. در هندوستان خسارت فوق بين 40-87% متغير بوده است. اين خسارت در شوروي سابق 41-42% در غرب آسيا حدود 23-54% تخمين شده است. تنوع وسيع در فيصدي خسارت توسط گياهان هرزه به مقدار محصول درمناطق مختلف بخاطر تفاوت در درجه آلودگي و انواع گياهان هرزه در مزارع مختلف نخود ميباشد.انواع گياهان هرزه رقيب نخود بسته به نوع خاک،عرض جغرافيايي ،ارتفاع از سطح بحر ،مديريت آبياري ،مديريت کوددهي وتکنالوژي کنترل گياهان هرزه متفاوت است. بر اساس گزارشات موجوده حدود 60 نوع مختلف گياهان هرزه مزارع نخود را آلوده ميکند. مهم ترين گياهان هرزه مزارع نخود عبارت اند از سلمه با نام علمي(chenopodium) که يک گياه هرزه يکساله پهن برگ است. يولاف Avena.spp و خردل وحشي از جمله گياهان هرزه عمده در اکثر مزارع نخود در نقاط مختلف جهان که نخود توليد ميشود شناخته شده اند. جهت کنترل گياهان هرزه درمزارع نخود از دو طريقه عمده ميخانيک و کيمياوي استفاده ميشود.

کنترول ميخانيکي:

روشهاي ميخانيکي کنترول گياهان هرزه نخود عبارت اند از کاربرد اسکنه دستي، خشاوه کن دستي، چرخ سله شکن يا استفاده از کلتيواتور بين قطار ها که توسط نيروي حيواني يا تراکتور کشيده ميشود. از آنجايکه چهار تا هشت هفته اول نبات نخود بيشترين حساسيت را با رقابت با گياهان هرزه دارد ،اولين خشاوه 3 تا 4 هفته بعد از کاشت و دومين خشاوه6 تا 8 هفته بعد از کاشت انجام ميگيرد. ممکن است يک مرحله ديگر خشاوه درحدود هفته نهم تا دوازدهم نيز ضروري باشد.

کنترول کيمياوي:

به دليل محدوديت هاي موجود در کنترل ميخانيکي گياهان،کنترول کيمياوي مزيت هاي قابل توجهي دارد. گياه کش هاي متعددي در کشورهاي مختلف جهت کنترل گياهان هرزه مزارع نخود مورد آزمايش و تجربه قرار گرفته اند که نبات قادر به تحمل آن بوده اند.گياه کش پرومترين با غلظت 0.5kg در هکتار، تروترين با غلظت 0.75kgدر هکتار ، ميتابنزيتازورون با غلظت 1.5kg در هکتار بشکل قبل از سبز شدن استعمال ميشود. گياه کش هاي ديگري مانند تروبوترين در غلظت1.2kg درهکتار ،تريفلورالين با غلظت 1kg در هکتار بصورت قبل از کشت يا مخلوط با خاک ،گياهان هرزه پهن برگ يکساله و علفهاي چمني را بشکل موثر کنترول ميکند و سيمازين با غلظت 0.8kg در هکتار همچنان گياهان هرزه چمني و يولاف را در مزارع نخود ميتوان با استعمال فلوآيزوفوب-بوتيل بعد از سبز شدن کنترول کرد.

تاثيرگياه کشها برروي تشکيل گره هاي تثبيت کننده نايتروجن:

تاثير گياه کشها بالاي پروسه گره زايي نخود (مستقيم يا غير مستقيم عمدتا از طريق توقف رشد نبات ) توسط چندين نفر از علما مطالعه شده است. با افزايش غلظت سيمازين و  پرومترين   ( هردو به مقدار 1-20gr در ليتر) رشد رايزوبيم در محيط کشت را کاهش داده است. شروع تشکيل گره ها در ريشه تحت تاثير هيچ گياه کش قرار نگرفت ولي توليد بعدي گره ها و رشد آنها به درجات متفاوت تحت تاثير انواع مختلف گياه کشها قرار گرفت. سيمازين سريعا پروسه تشکيل گره را کاهش داده است.

تثبيت نايتروجن در نخود:

در طول تاريخ نباتات خانواده بقولات(ليگيوم) نقش مهمي را در توليدات زراعتي داشته اند. اين موضوع بطور مشخص مربوط به ظرفيت و توانمندي تثبيت نايتروجن آنها است که در ارتباط با رايزوبيم(Rhizobium) از طريق استفاده از انرژي آفتاب در جريان عمليه فوتوسنتيز بدست ميايد. قيمت گزاف سوختهاي فوسيلي (نفت و گاز) براي کارخانجات سازنده کودهاي نايتروجني ،به افزايش آگاهي در مورد همزيستي ليگيوم ها با رايزوبيم کمک کرده است. باوجود اينکه نخود سومين دانه ليگيومي است که بطور گسترده در جهان کشت ميشود اما تحقيقات روي تثبيت نايتروجن در اين نبات نسبتا کمتر انجام شده است.رايزوبيم که در نخود گره ايجاد ميکند بنام Bradyrhizobium ياد ميشود. برآوردهاي که در مورد جمعيت رايزوبيم نخود در مراکز تحقيقاتي انجام شده نشانداده است که مقدار آن حدود 3.9×102 تا 3.8×106 رايزوبيم در هر گرام خاک در پروفايل هاي سطحي خاک (15cm) بوده است. تعداد رايزوبيم در خاک ها با افزايش عمق کاهش ميابد. بيشترين تعداد رايزوبيم در عمق (5-15cm) سانتي متري خاک و کمترين تعداد رايزوبيم در عمق (90-120cm) سانتي متري پيدا شده است. تحت شرايط مطلوب مزرعه حدود 8-10 روز بعد از کاشت ،بدون توجه به نوع خاک گره هاي متورم جوان در قسمت انتهاي ريشه گياهچه تشکيل ميشود. در اکثر مناطق کشت نخود گره هاي صورتي روشن را ميتوان 15 روز بعد از کاشت بطور واضح مشاهده کرد. ابتدا گره ها يا غده ها کروي تا استوانه اي هستند اما بعد (حدود 30 روزبعد) غده ها منشعب و بصورت ساختمان هاي چندين وجهي تغير شکل مي يابند. يک گره مي تواند به اندازه 2-3cm رشد کند. گره هاي به اندازه هاي مختلف را مي توان در يک نبات مشاهده کرد که اندازه گره ها نشاندهنده سنين مختلف گره ها ميبا شد. حد اکثر تشکيل غده ها در زمان گلدهي و ابتداي تشکيل غلاف ها (پلي ها) ميباشد.

عوامل موثر بر تشکيل غده ها و تثبيت نايتروجن:

عوامل مؤثر در تشکيل غده ها و تثبيت نايتروجن عبارت اند از:

1- همخواني ميزبان با باکترياي مشخص رايزوبيم(Bradyrhizobium).

2- اندازه رطوبت مزرعه که بيشترين مقدار تشکيل غده در حد اکثر مقدار رطوبت مزرعه نخود(70-80%) صورت ميگيرد.

3- درجه حرارت درمحيط ريشه کمتر از 36C0.

4- عمليات زراعتي و استفاده از سيستم پشته و جويه که مقدار تبخير در آن کمتر است.

5- روزهاي گرم و شب هاي سرد که باعث فعاليت غده هاي ميشود.

6- طول روز که بايد کمتر از 16 ساعت باشد.

بذور آغشته شده با باکتريا بايد بلا فاصله بايد کاشته شوند.مقدار يا اندازه باکتريا نظر به جسامت و نوع تخم و زمين که در آن کشت نخود صورت ميگيرد فرق ميکند. اما بطور اوسط در 40 کيلو گرام تخم نخود نيم کيلو گرام باکترياي رازوبيم نخود سفارش شده است. مقادر تخمينی منتشر شده در ارتباط با تثبيت نايتروجن در حبوبات از 49 تا 224 کيلو گرام متفاوت است. تخمين هاي زده شده در مورد  نايتروجن تثبيت شده بوسيله نخود به اندازه 49 کيلو گرام تا 141 کيلو گرام در هکتار متفاوت است.

امراض و آفات مهم نخود:

تاکنون بيشتر از 50 پتوجن (عاملين امراض) از نقاط مختلف جهان در مورد نخود گزارش شده است. تنها تعداد محدودي از اين پتوجن ها توانايي ايجاد ضايعه در نباتات زراعتي را دارند. برخي از امراض مهم که در سطح جهان مشکلات جدي بوجود مي آورندعبارت اند از : برق زدگي نخود، پژمردگي فوزاريمي ، پوسيدگي خشک ريشه، کوتولگي(ويروس پيچيدگي برگ نخود) ،کپک خاکستري بوسيله قارچ بيوتريتس، پوسيدگي سياه   ريشه ،پوسيدگي ريشه در اثر قارچ فايتوفتورا و پوسيدگي ريشه وبذر در اثر حمله قارچ پيتيوم که نظر به ظرفيت اين رساله در اينجا چند مرض خيلي مهم آن تشريح ميگردد.

۱-برق زدگي نخود(Labr{Pass}Ascochyta rabiei) :

برق زدگي نخود اولين بار در سال 1911 در شمال غربي ايالات سرحد هندوستان که اکنون جزء از پاکستان است بررسي شد. از آنجا که نخود يک نبات قديمي در شبه قاره هند است، اين مرض احتمالا از مدت ها قبل وجود داشته باشد. از سال 1911 به بعد اين مرض در29 کشور گزارش شده است. ماهيت گسترش وسيع و قدرت تخريبي آن باعث شده است که مرض برق زدگي به عنوان يک فکتور عمده محدود کننده توليد نخود بحساب آيد. در سالهاي اخير (1981-1982) خسارت مربوط به اين مرض در پاکستان و هندوستان بسيار هنگفت بوده است. خسارات وارده در پاکستان در سال( 1982-1983) منجر به کاهش شديد حبوبات وواردات آن به ارزش 7.43 مليون دالر امريکايي شده است.

علايم(Symptoms):

پتوجن به تمامي قسمت هاي هوايي نبات حمله ميکند. وقتيکه منبع آلودگي بذر باشد،گياهچه ها تحت شرايط مطلوب علايم مرض را بشکل لکه هاي قهوه اي تيره رنگ در قسمت هاي تحتاني ساقه نشان ميدهند. با در نظرداشت آب و هوا، اندازه لکه هاي ايجاد شده از کوچک تا بزرگ که باعث مرگ گياهچه ميشودمتغير است. پکنيديا ها(Pycnidia)  ممکن است در محل لکه ها مشاهده شوند. در شرايط مزرعه در ابتدا ممکن است علايم ايجاد شده قال مشاهده نباشد ولي با گذشت زمانف نزديک به زمان گلدهي و تشکيل پلي وقتي آب و هوا براي بروز برق زدگي مساعد ميشود، عوارض آلودگي برق زدگي بشکل لکه هاي در  پلی های نبات مزرعه مشاهده ميشود.وقتي ک منبع آلودگي spore هاي موجود در هوا باشد، معمولا اولين علايم برق زدگي بشکل لکه هاي کوچک در برگهاي که به تازگي تشکيل شده اند ظاهر ميشود. در شرايط سرد و مرطوب لکه به سرعت گسترش يافته و بزرگ ميشوند. در انواع حساس نقاط لکه دار شده به تدريج به سمت پايين قسمت هاي نبات پيشروي کرده موجب مرگ نبات ميشود. درمواردي که آلودگي برگها شديد است ممکن است تمام نبات بدون آلودگي چندان ساقه خشک شود.اندازه لکه ها تا حدي متغير بوده،بسياري از آنها 3تا4 سانتي متر طول دارند و اغلب بخش هاي مبتلا شده را احاطه ميکنند. اگر قسمت هاي مصاب شده بشکل کمر بندي اطراف ساقه و دمبرگ را احاطه کند شکستن ساقه و دمبرگ را در پي خواهد داشت. لکه هاي کاملا توسعه يافته روي پلي ها معمولا مدور بوده قطر آنها تا 0.5cm مي رسد و پکنيديا ها دردايره هاي متحد المرکز بطور منظم تشکيل ميشوند. قارچ به ديوار پلي حمله کرده و بذر را مصاب ميسازد. علايم مرض در بذر بشکل لکه هاي قهوه اي کمرنگ مشاهده ميشود، اما تعداد زيادي آنها بشکل حلقه عميق توسعه يافته و يا بصورت زخمهاي فرورفته (Canker) نامنظم مشاهده ميشوند و گاهي  اوقات پکنيديا هاي را بوجود مي آورند که با چشم غير مسلح قابل مشاهده اند.

عامل مرض:

عامل اين مرض قارچي  بنام Mycospherella rabiei kovacherski  ميباشد که توسط عالم بنام کواچسکي در سال 1936 براي اولين بار در مزارع نخود در بلغارستان مشاهده گرديد. اعضاي جنسي اين قارچ روي بقاياي نخود بخصوص روي پلي هاي که در زمستان در مزرعه باقي مانده بود پيدا شد.

اپيديمولوژي يا انتشار مرض:

  گزارشات موجود در مورد چندين اپيديمي از اين مرض دلالت بر وجود يک ميکانيزم کار آمد براي بقأ قارچ از يک فصل به فصل بعدي، همچنين انتشار سريع اين مرض تحت شرايط مزرعه دارد. بقاياي نباتي و تخم هاي آلوده ،منبع مهم مصابيت هستندو مرض در شرايط سردو مرطوب به سرعت گسترش مي يابد.بقاياي نباتي آلوده منبع اوليه مصابيت در فصل بعد هستند،زيرا قارچ در انساج آلوده براي مدت دو سال زنده مي ماند. طوريکه تجربه کرده اند دفن بقاياي نبات آلوده در عمق 4cm سانتي متري خاک مرطوب سبب ميشود که قارچ قادر به ادامه حيات نباشد. قارچ مذکور مي تواند در انساجيکه بطور طبيعي مصاب شده اند در درجه حرارت 10-30C0 و رطوبت نسبتي 0-3% به مدت بيشتر از دو سال در سطح زمين زنده بماند، ولي قارچ قدرت حيات خودرا درمدت هشت هفته در شرايط رطوبت نسبتي 65-70% و عمق 10-40 سانتي متري خاک از دست ميدهد. انتشار اين مرض عمدتا به کنيديوسپورهاي توليد شده در بقاياي نباتي انباشته شده يا بذر هاي که مصاب شده است داده شده است. همچنان بارندگي در جريان فصل رشد نخود در تابستان در توسعه و شدت اين مرض نقش کليدي دارد.

کنترل مرض:

از زمانيکه مرض برق زدگي شناسايي شد، روش هاي کنترل آن مورد نظر بوده است. روش هاي موثرکنترل عبارت اند از:

a-استفاده از ميزبان مقاوم.

b-اتخاذ عمليات زراعتي مناسب به منظور کنترل مرض از جمله رعايت حفظ الصحه در مزرعه و دور نمودن بقايی نباتات مصاب شده.

c-استفاده از مواد کيمياوي يا قارچ کشها به منظور ضد عفوني نمودن بذر و محلول پاشي بر روي قسمت هاي هوايي نبات . اين قارچ کشها عبارت اند از: تيابندازول و مالاکيت سبزبه اندازه هاي 150 مايکرو گرام در ملي ليتر يا( 0.0005%.)

d- کنترل مطلوب مرض با غوطه ور کردن بذرهاي مصاب شده به آب داغ (53C0) به مدت 15 دقيقه

2-مرض سرخي نخود(Uromyces circeris) :                                        

سرخي نخود ازکشورهاي زيادي نظيرالجزاير،افغانستان،بنگلاديش  بلغارستان،شيلي،قبرس،ايتيوپيا،هندوستان،مالاوي،مکزيک،نيپال، پاکستان و غيره کشورها گزارش شده است.اصولا سرخي در ابتدا برروي برگ ها بشکل نقاط کوچک ،گرد يا بيضوي، قهوه اي و بشکل آبله هاي پودري ظاهر ميشود.برگهاي مبتلا به سرخي حالت پيچيده پيدا مي کنند. گاهي اوقات يک حلقه از آبله هاي کوچک راميتوان در اطراف آبله هاي بزگتر که روي دو سطح برگ اما مقدار بيشتر روي سطح تحتاني برگ وجود دارند،مشاهده کرد. گاهي هم آبله هارا ميتوان روي ساقه ها و پلي ها نيز مشاهده کرد. نباتاتيکه به شدت مصاب هستند ممکن است قبل از بلوغ خشک شوند.سايکل کامل زندگي قارچ سرخي نخود شناخته نشده است. گياه هرزه شنبليله (Trigonella polycerata) که در ارتفاعات 2000 متر رشد ميکنندممکن است مورد حمله سپورهاي سرخي نخود قرار بگيرد و به عنوان مخزن براي قارچ عامل مرض سرخي به خدمت گرفته شود.شرايط محيطي که مطلوب برق زدگي نخود و کپک خاکستري نخود مي باشد، مطلوب انتشار سرخي نيزاست، بطوريکه اين مرض تقريبا هميشه بطور همزمان با يکي يا هردوي آنها اتفاق مي افتد.مطالعه در مورد جزءيات کامل اپيدمي شدن اين مرض انجام نشده است،مشاهدات موجود دلالت براين دارد که سرخي نخود با شرايط آب و هواي سرد و مرطوب بدون نياز به بارندگي توسعه مي يابد.روشهاي مناسب کنترل شناخته نشده است. اما استفاده از قارچ کشها بشکل محلول روي سطح برگ ها چندان موثريت نداشته است. نوع IP-82 که در مرحله اوليه رشد حساس به سرخي است در مرحله بلوغ بصورت خيل کم مورد حمله قارچ قرار ميگيرد. يعني که بايد از انواع مقاوم مرض استفاده شود.    

مرض سفيدک داخلي نخود:

عامل مرض قارچي است بنام Peronospora Pisi: 

علايم مرض:

آلودگي در سطح فوقاني برگهاي پايني ابتدا بشکل لکه هاي زرد رنگ و بعد قهوه اي وسيع در فواصل رگربرگها ظاهر ميشود. در سطح پايني برگ ها بشکل کپک قهوه اي متمايل به آبي ظاهر ميشود. سفيدک نخود روي پلي ها بشکل لکه هاي کروي فرورفته و تا سطح و تا سطح دانه ها نفوز ميکند وباعث جلو گيري از رشد منظم دانه ميشود.اگر مصابيت آن به دانه هاي رسيده سرايت کند در سطح آنها لکه هاي قهوه اي وسيع ظاهر ميشود. مصابيت در نتيجه منجر به پوشيده شدن دانه هاي نخود از کپک سفيد خواهد شد.

انتشار مرض:

بهار خيلي مرطوب وباراني و حرارت 10 درجه سانتي گراد از شرايط مطلوب آلودگي اين مرض است. پتوجن بشکل OOspore روي بذر ويا در خاک چندين سال زندگي ميکند. OOspore پس از جوانه زدن تشکيل مايسليم ميدهد و بصورت موضعي يا سيستميک به ريشه ها و اعضاي هوايي ميزبان حمله ميکندو در فضاي مابين سلول هاي ميزبان رشد خواهد نمودکه توسط haustorium از سلولهاي ميزبان تغذيه مينمايد و سپس از سطح پايين برگها توسط conidiophoreها حاملconidium ها خارج ميشود. کنيديم ها بوسيله باد به مناطق مختلف انتقال يافته و از اين طريق آلودگي انتشار مي يابد.

کنترل مرض:

براي کنترل اين مرض ضد عفوني نمودن بذر توسط مانب و مانکوذب و ادويه پاشي ميزبان به محض مشاهده اولين علايم با يکي از سموم مانند کلوروتالوين-تيرام و دووين دو الي سه مرتبه به فاصله 7 روز پيشنهاد ميشود. بقاياي نباتات آلوده شده بايد از بين برده شود.

آفت نخود:

نخود آفات(حشرات) زيان آور نسبتا کم داشته و معمولا در مقايسه با اکثر نباتات ليگيومي نيمه گرمسيري ،کمتر دچار خسارت ناشي از آفات ميگردد. دو دليل عمده وجود دارد مبني بر اينکه آفات اهميت کمتري برروي نخود دارند.

1- نبات توسط کرکهاي غده اي پوشيده شده است بطوريکه قطرات کوچک اسيد ها (ما ليک اسيد با غلظت بلند) را ترشح ميکند. به نظر ميرسد بسياري از حشرات و ساير حيوانات کوچک در اثر اين ترشحات اسيدي(PH=1.3) از بين ميروند.عموما برروي برگهاي نباتات بقاياي حشرات کوچک که توسط اين ترشحات غرق شده و کشته شده اند به مشاهده رسيده اند.

2- از آنجا که نخود در سراسر جهان قبل از زمستان و يا درست بلا فاصله بعد از زمستان کشت ميشود،اين موضوع با اهميت است زيرا نبات در زماني رشد ميکند که با فعاليت کمتر حشرات و حد اقل جمعيت آنها مواجه است. در بسياري از مناطق ،بلوغ نخود قبل از رسيدن جمعيت آفات به سطح آستانه خسارات اتفاق مي افتد.اگر چه خسارات وارده توسط آفات در اين محصول کم است،اما آفات مزبور در بعضي مناطق و فصول ميتوانند محصول را از بين ببرد. از ميان آفات نخود در اينجا يکي از آفات انباري نخود راشرح ميدهيم که نسبت به آفات  مزرع اهميت بيشتر دارد. 

سوسک انبار نخود:

بسياري از حشرات و حيوانات مثل موش از دانه هاي خشک تغذيه مي کنند ودر صورتيکه دانه ها بطور مطلوبي انبار نشوند،بطور کلي ظرف چند ماه از بين ميروند. از ميان اين آفت سوسک نوع Callosobruchus spp بيشترين خسارت را وارد ميکند.حشرات بالغ آن سوسک هاي کوچک داراي طول (2.5-3.5mm) قهوه اي رنگ هستند. نخستين علامت آلودگي وجود تخمهاي حشره مذکور بر روي سطح بذر نخود است که بشکل نقطه هاي سفيد رنگ کوچک ديده ميشود. لاروها از ميان قسمت پهن تخم تفريخ شده و مستقيما پوستک بذر را سوراخ ميکند. بنا براين تخمهاي تفريخ شده بشکل سالم برروي بذر به شفيره تبديل ميشوند. چندين لارو و شفيره را مي توان در داخل بذر پيدا کرد.حشره بالغ از حفره گردکه مشخص است بيرون مي آيد. دوران کامل زندگي اين حشره ممکن است از 20 روز بيشتر نباشد وهر حشره ماده ميتواند بيش از 100 تخم بگذارد. بنا بر اين جمعيت هاي زيادي از اين حشره مي توانند ظرف چند ماه ايجاد شوند.واضح ترين و اقتصادي ترين مديريت محصولات انباري ،ذخيره کردن بذر تميز در ظروف تميز وضد عفوني شده از آفت است. از آنجايکه دانه بيشتر ليگيومها از جمله نخود قبل از برداشت مورد حمله آفات انباري مانند کفشک(Callosbruchus spp) قرار مي گيرند،لذا دانه هاي جمع آوري شده آنها پيش از اينکه به ذخيره خانه حمل شوند به اين آفت آلوده ميشوند.ممکن اين سوسک در بعضي از نواحي مزرعه نيز ظاهر شود. آنهم در پلي هاي که بعد از پخته شدن بلا فاصله جمع آوري نشده اند. با اين حال براي جلو گيري از ورود اين آفت در انبار ،محصول به محض رسيدن جمع آوري شود و فورا در انبار تميز و ضد عفوني شده قرار گيرد. معمولا در جاهاي که مقدار کمتر بذر براي کشت نگهداري ميشود،مانند مراکز تحقيقاتي ،اغلب نفتالين با دانه ها مخلوط شده و به اين ترتيب از آلودگي دانه ها جلو گيري ميشود.  در ذخيره خانه های بزرگ از تابليت های ضد حشره مانند فوس تاکسين ، کويک فاز و متايل برومايد استفاده ميشود که اين ادويه ها خاصيت گازی داشته و تا مدت24 ساعت بعد از استعمال به گاز تبديل می شود .

جمع آوري حاصل نخود:

اين نبات  بيشتر به طريقه هاي سنتي در اکثر مناطق جمع آوري ميگردد. چون پلي هاي آن کمتر از ساير حبوبات مي ريزد ،جمع آوري آن زياد به مشکل روبرو نخواهد شد. مقدار محصول آن در منابع مختلف متفاوت گزارش شده است که از 800-3500kg کيلو گرام في هکتار ميرسد.جمع آوري نخود در وقت زرد شدن پلي ها و پخته شدن تخم آغاز می گردد. باوجود عدم بازشدن پلي هاي نخود در وقت پخته شدن ، بايد در جمع آوري آن تاخير زياد صورت نگيرد، زيرا تاخير در جمع آوري حاصل باعث باز شدن پلي و ضياع مقدار حاصل ميگردد.نخود قد دراز را مستقيماً توسط کمباين جمع آوري مينمايند . ولي هر گاه نخود با ماشين غله درو، که داراي عرض وسيع لفتي است دروکرده شود آنر ا با کمباين خود رو زير برشک دار ميده ميکنند. جمع آوري آن بايد زماني آغاز گرددکه پلي هاي پايين ووسط زرد گرديده ودانه آنها سخت گردد. يا بعباره ديگر درحدود %80-70 پلي ها پخته شوند. درجمع آوري غير مستقيم نخود را اولاً بوسيله ماشين هاي درو،که داراي وسايل بلند کننده PB- 2a ميباشد درو کرده خشک مينمايند وبعد با کمباين هاي خود رو SK-2 يا SK-4 داراي ارگان جمع کننده PS-2 جمع آوري وميده ميکنند. 

ذخيره و پروسس نخود:

ذخيره کردن دانه کامل، دال و آرد نخود متفاوت است و تلفات و تغيرات ارزش غذايي نخود به شرايط انبار بستگي دارد. ارزش غذايي دانه کامل نخود بطورغير مستقيم تحت تاثير سخت شدن پوست دانه در اثر انبار نمودن طولاني در حرارت بالا است. اين شرايط باعث تلفات کمي و کيفي در زمان آسياب کردن ميشود. انبار کردن دال و آرد نخود در رطوبت کمتر از 10.8% به مدت 24 تا 52 هفته تغيرات محسوسي در طعم آن ايجاد نميکند. ولي انبار کردن نخود در رطوبت بالا تر از 14% به مدت 8 هفته موجب فساد در طعم و کپک زدگي آن ميشود که به اکسيديشن و تجزيه ليپيد هاي آزاد وتغيرات کروتينوايد ها ارتباط دارد. نخود را ميتوان با حفظ رطوبت 10-12% براي مدت طولاني بدون اينکه تغيرات منفي در کيفيت و کميت آن وارد شود ذخيره نمود. البته در ذخيره خانه هاي که در آنها معيارهاي استندرد رطوبت ودرجه حرارت رعايت شود واز گزند حشرات و قارچهاو ديگر آفات انبار محفوظ باشد.نخودي که در ذخيره خانه هاي با ساختمان معمولي نگهداري ميشود ممکن است مورد حمله حشرات و قارچها قرار گيرد و خسارات فزيکي و کيمياوي به دانه وارد شود.

پوستگيري و تهيه دال از نخود:

اندوسپرم نخود توسط يک پوشش بذر(seed coat) فيبري چين خورده احاطه شده است. در بيشتر موارد حذف اين لايه بذر قبل از پختن و ياهر نوع پروسه ديگر ضروري است. علاوه بر اين کاهش فايبر سبب بهبود ظاهر ،خاصيت پخت و طعم نخود خواهد شد. پوست دانه که مقدار پروتين و روغن آن نسبتا کم وفيبر آن زياد است در مرحله آسياب و توليددال(لپه) جدا ميشود.پوست ها همراه با قطعات دانه کوچک شکستهُ آسياب شده به عنوان غذاي گاو به فروش ميرسد.قديمي ترين تخنيک پوست گيري و توليد دال نخود در خانه، ضربه زدن به دانه ها با استفاده از هاون ميباشد که بعد از مرطوب نمودن با مقدار کمي آب ويا آفتاب دادن به مدت چند ساعت انجام ميگيرد. در شرايط که مقدار بيشتر دانه ها  براي پوست گيري لازم باشد از آسياب دستي چوبي يا سنگي استفاده ميشود.در اين روش دانه هاابتدا کمي مرطوب ساخته ميشوند، سپس به مدت چندين ساعت درمعرض آفتاب قرار ميگيرد تا پوست ها سست شوند و بعدا به درون آسياب ريخته ميشوند. چرخش صفحات آسياب دستي برروي يکديگر سبب پوستگيري و دال شدن دانه هاميگردد .  

تکنالوژي جديد پوستگيري و تهيه دال نخود:

چون روشهاي معمولي پوستگيري و دال نمودن نخود پر مصرف و وقتگير است، در برخي از مراکز توليد نخود تلاشهاي جهت بهبود اين روشها و با ايجاد تکنالوژي هاي جديد تر در حال انجام است. در انستيتوت مرکزي تحققات تکنالوژي غذايي ميسور هند ،يک سيستم مناسب طراحي شده است. دراين سيستم پوست دانه ها توسط جريان هواي گرم سست ميشود، سپس دانه ها توسط يک آسياب ماشيني تغير شکل يافته براي اين شرايط بطور همزمان پوستگيري و توليد ميشوند. چنانچه بعد از پاک کاري وجدا کردن دال ها ،دانه هاي سالم باقي مانده مجددآ براي پوستگيري و دال شدن وارد سيستم ميشود. شرايط رطوبتي ،حرارتي و همچنين فعاليت واحد هاي دستگاه بطور دقيق و همزمان بشکل استندرد و اتوماتيک تنظيم شده است. اين سيستم هاي پروسس نخود به دال ظرفيت توليدي حدود نيم تن در ساعت را دارا است.ماشين پوستگيري و توليد دال از نخود بنام(Decomatic Universal decorticating) ياد ميشود. به علت فشار کمتري که در اين سيستم به دانه ها وارد ميشود  فيصدي شکستگي و ظايعات کمتر مي باشد.

 

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت 14:39  توسط ايمل " نظري "  | 

میوه ناک

مقدمه :

تا به امروزازآنجائیکه علم زراعت یکی ازاساسی ترین علم ومهم ترین بخش تولیدی اززمان های بسیارقدیم دردنیا بوده است درکشورعزیزما هم ازاهمیت خاص برخورداربوده ومیباشد .زراعت ومالداری شغل باستانی وعنعنوی مردم افغانستان را تشکیل میدهد، تقریبا ً % 85 نفوس افغانستان بصورت مستقیم وغیرمستقیم به زراعت اشتغال دارند ودرحدود % 66 عواید ملی ما ازطریق سکتورزراعت مستقیما ً بالای وضع زنده گی اکثریت نفوس کشورعزیزما تاثیروارد میکند . لذا لازم است ازهمه اولترمراحل رشد وانکشاف سکتور زراعت دروطن ما جستجو گردد . ما درعصرزندگی میکنیم که گرسنگی وقحطی ازیکطرف وازدیاد نفوس ازجانب دیگر ما روزبه روزتهدید میکند . وظیفه عمده واساسی علمای زراعت است تا را ه هاوطرق را دریابند که به اساس آن حاصلات زراعتی بلند رفته تا برای نفوس روی زمین غذای کافی تهیه گردد .علم باغداری که یکی ازشقوق مهم وارزنده علم زراعت بشمارمیآید بناءً مردم ما ازسابق درعرصه باغداری علاقه واستعداد فوق العاده داشته وحاصلات فراوانی را ازتولیدات باغداری بدست میآورند . ناک نیزازجمله درختان دانه دارمثمربوده که مردم بطریقه های مختلف ازمحصولات آن استفاده میکنند . ازنگاه ارزش تجارتی واقتصادی ناک حایزاهمیت میباشد . صدورناک نه تنها به پاکستان بلکه به تمام نقاط جهان ازکیفیت عالی برخوردارمیباشد ازنگاه اینکه ناک ازسایرمیوه های تازه مارکیت بشمارمیرود وازطریق این میوه میتوانیم رول عمده را دراقتصاد مملکت بازی کنیم ، ازنگاه کیفیت بالابوده ودرعرصه باغداری دراین اواخرپیشرفت چشم گیری صورت گرفته که این پیشرفت دربلند بردن سطح محصولات باغداری منجمله حاصلات ناک ( بلخی ) تاثیرات زیادی را وانمود کرده است .

تاریخچه ناک :

ناک (pear ) یکی ازمهمترین درختان دانه داراست که درمورد پیدایش آن علما نظریات مختلف را ابرازداشته اند . باید دانست که برخلاف سیب نوع وحشی ناک درامریکای شمالی دیده شده، ولی اولین باردرتاریخ کشت درخت ناک توسط رومی ها ویونانیان آغازشده است وازآن به بعد دردیگر کشورهای جهان وسعت یافته وتا امروزشهرت جهانی دارد . امروزپس ازامریکا بترتیب شوری ، آلمان ، ایتالیا ، فرانسه ، سویس وبلژیک ازتولید کننده گان بزرگ ناک دردنیا بشمار میروند . وعلاقه مندان میتوانند آنرا تکثیرکنند تا سبب پیشرفت اقتصادی کشورما گردد تا بتوانیم جامعه خودرا ازاین بد بختی وعقب مانده گی نجاب دهیم درکشورهمسایه ما درایران بحالت وحشی درجنگل های شمالی وغربی فراوان دیده میشود که بنام های خوچ وانچوچک نامیده میشود .

خصوصیات بوتانیکی ناک

تعریف : این درخت بعد ازسیب دربین درختان میوه دردرجه دوم حایزاهمیت قرارمیگیرد . نام علمی آن Pirus communis   یا Pirus  میباشد وازخاندان  Rosa ceae  وازفامیل  Pomoidea  است . درخت جوان ناک دارای شکل مخروطی است ولی به مرورزمان تاج آن شکل بیضوی را بخود میگیرد وروی همرفته ارتفاع تمام درخت همیشه ازقطر تاج آن بیشتراست ، درخت ناک دارای ریشه های عمیق بوده ودوام آن نسبتا ً زیاد است این درخت دراوایل بهاروگاهی اواخرحوت قبل ازپیدایش برگ گل میکند وگل آن فوق العاده به سرما حساس میباشد . میوه درخت ناک برای رسیدن کامل احتیاج به مقدارزیادی حرارت دارد مخصوصا ً انواع دیررس زمستانی آن سطح انتشاردرخت ناک خیلی وسیع است ولی به اندازه سیب نسبت بطوریکه تحقیق شده انواع مختلف آن درنواحی معتدل اروپای غربی تا آسیای شرقی یافت میشود . ناک ازجمله میوه های دانه داربشمارمیآید شاخه بری ازارقام ناک خارداربوده برگ های اره ائی ودندانه داریا حاشیه صاف دراثرگل های ناک هم زمان با برگ ها ظاهرمیشوند وروی گل آذین پیهم قرارمیگیرند . روی هرگل 8 – 7 عدد گل وجود دارد ، اکثرا ً گل ها درنوک شاخک های دوساله حاصل میشوند معمولا ً اکثرگونه های ناک شبیه سیب بوده وشامل میخک ونوده میباشد . درخت ناک دربرابر سرما حساس بوده میتواند تا 30 درجه سانتی گراد را تحمل کند درضمن گونه های مختلف ناک گرمای تابستان را نیزتحمل میکنند وتابستان های خشک درکنترول بیماری آتشک ناک به آن بسیارحساس میباشد مناسب است .درختان ناک خاک های شنی ولومی را دوست دارند وخاک های سنگین ومرطوب برای این گیاه مناسب نمیباشد میزان استراحت جوانه های ناک درحدود 1500 – 600 ساعت زیر7 درجه سانتی گراد میباشد . درخاک های زهکشی شده برای احداث باغات ناک ازپایه ها استفاده میشود ودرخاک های سنگ لاخ پایه مناسب نیمباشد ودرخاک های خشک وآهکی پایه های وحشی مناسب هستند ودرخاک های زهشکی شده ازپایه های بذری ناک استفاده گردیده وفاصله کشت روی پایه های کوتاه 4 – 3 متردرنظرگرفته میشود . شاخه بری سالانه مانند سیب نمی باشد شاخه بری سبک برای درختان ناک مناسب میباشد زیرا ساقه های میوه دهنده اکثرا ً درنوک نوده های دوساله تشکیل میشود وبرای محصول دهی مناسب باید روی درخت به اندازه کافی نوده موجود باشد .

ترکیبات ناک

ناک دارای ویتامین های A  ،  B  ، C ومقداراملاح معدنی مانند آهن مگنزیم ویک مقدارکلسیم کلوراید دارد . مصرف ناک برای مبتلایان به بیماری های قند تجویزشده است .مصرف ناک ترشح بزاق دهان را زیاد میکند ودرنتیجه باعث تسهیل عمل دستگاه هاضمه میگردد . تانن محلل های پتاشیم که درناک وجود دارد یوریک اسید (uric acid ) یا اسید یوریا به اندازه ومقدارکه باشد حل میکند به همین جهت است که کسانیکه مبتلا به رما تیزم درمفاصل میباشد ناک برای آنها فوق العاده مفید است . کسانیکه مبتلا به فشارخون هستند اگربطورمرتب ناک بخورند وبدن آنها مواد غذائی این میوه را جذب کند خون آنها تصفیه خواهد گردید .

اهمیت اقتصادی ناک

ازنظرخواص طبی ناک نیزمانند سیب دارای اهمیت بسیاراست ودرجدول ترتیب ویتامین ه مقدارزیادی ویتامین ومواد معدنی وسایرمواد متشکله ناک درج شده است . ناک ازنقطه نظراقتصادی بدرجه سیب نمیرسد زیرا :

1 – برخلاف سیب قابلیت انبارداری ناک بسیارکم است ودربعضی انواع آن فقط میتوان حد اکثر تاسه ماه آنرا درذخیره خانه نگهداری کرد وسایرانواع ناک اصلا ً قابلیت ذخیره خانه را ندارد واجبارا ً باید به فاصله کمی پس ازبرداشت فروخته شود وبه همین دلیل است که تافصل جدید بازارهای میوه ناک خالی است درصورتیکه سیب را درطول تمام مدت سال میتوان دربازارپیدا کرد .

2 – ازسیب محصولات مختلف ومتعددی بدست می آید درصورتیکه ازناک فقط میتوان کمپوست ( مربا ) را تهیه نمود .

3 – ناک برای حمل ونقل ترانسپورت حساسیت دارد ومیوه رسیده ناک دارای وضع وحالت مخصوصی است که اگرچنانکه مدت زیادی درصندوق وجعبه مخصوص قرارگیرد درشکل وحتی مزه آن تغیرات مخصوصی حاصل شده وقیمت آن پائین میآید .

انواع ناک

جنس ناک Pyrus ومربوط فامیل Rosa ceae میباشد . انواع پیوندی ناک دارای اوصاف عالی میباشد ، یخ ناک خیلی بادوام است چنانچه ناک های گرمه ، غوری ، یخ ناک ، لشم ،یخ ناک گوشتی ، ترشک ومرغ آبی ناک مشهوراند .

یخ ناک : یخ ناک ازجمله شهرت زیادی دارد وبه قیمت خوب فروخته میشود . باید تکثیر شود مثل سیب ، انگوروزرد آلو باغ های کلان آن احداث شود مخصوصا ً درجائیکه هوای مساعد برای ناک میباشد مثل تگاب واندراب وغیره . یخ ناک به مدت زیادی نگهداری شده میتواند ، درحالیکه ناک های قارچی به مجردیکه پخته شده باید استفاده شود واگراستفاده نشود داغ هاپیدا کرده نرم وخراب میشود ، نوع دیگر ازناک بنام ناک بلخی بسیاردلچسپ است وکوشش نهائی به عمل آید که میوه مذکوردرهرجا ترویج گردد .

طریقه کشت

برای کاشت تخم ناک پشته های باارتفاع 20 – 10 سانتی مترومحل آن 50 – 25 متروفواصل بین خطوط 30 سانتی مترترتیب میدهند. بدهی است تخم روی پشته کاشته میشود وآب بوسیله نهرهای باریک یعین بین فواصل پشته ها به تدریج درپشته نفوذ میکند . برای کاشتن خسته های ازقبیل شفتالو وغیره فواصل پشته ها تا 60 سانتی مترخواهد بود .

شرایط کشت: ازلحاظ شرایط کشت سبزناک به سیب تفاوت زیادی دارد وبا مقایسه آن ها میتوان گفت که کشت ناک محدود تراست واین محدودیت بااین علت است که برخلاف سیب که وجود پایه های متعدد امکان پرورش آنرا همه جاودرنوع آب وهوامیسرساخته بود چون درمورد ناک یک یا دونوع آن پایه بیشتربرای انتخاب موجود است بنا براین واضح است که محدودیت بیشتری بوجود خواهد آمد .

عمق کاشت : دانه تخم ناک به عمق 1،5 – 1 سانتی مترکاشته میشوند وروی تخم را بوسیله مخلوطی ازخاک برگ بپوشانند . مدت سبزشدن تخم ها درحدود 90 روزمیتواند جوانه بزند نوع تخم ، فاصله خطوط ، مقدارتخم ، فاصله بین خطوط ، مقدار تخم ناک   cm 50 ، kgr 34 ، cm 60 – 3 ردیف ، 46  کیلوبطوریکه دربالاگفته شده ازمیوه های نارس نباید کم تهیه شود ومیوه باید کاملا ً رسیده باشد.

موقع کاشت : اگرهوا بسیارسرد باشد بهتراست تخم را دربهاربکارند درصورتیکه هوا معتدل باشد وبیم یخبندان های بسیارسخت نرود درخزان میتوان تخم را کاشت .

خاک : درخت ناک ازحیث خاک طالب زمین های عمیق ریگی ورسی وقوی میباشد ودرزمین های شنی وخشک ویا رسی این درخت کم است چون رشد ریشه عمیق ناک به مراتب بیش ازسیب است لذا قادر میباشد که دراعماق زمین نفوذ کرده وازرطوبت طبقات زمین استفاده نموده وشکل را به درخت بدهد ودرخت بزرگ شود وعمر درخت ناک بیشترازسیب میباشد . باتوجه به مطالب بالا این موضوع روشن میشود که کشت درختان ناک درزمین های شنی وسست نیزامکان پذیر است بدون اینکه احتیاج زیادی به آبیاری بیشترداشته باشد زمین های رسی وسرد چندان برا ی خاک مخصوصا ً انواع دیررس مناسب نیست ودراین نوع زمین ها انواع دیررس فاقد مرغوبیت اصلی خود بوده ولی برعکس ورایتی های زود رس دراین نوع اراضی نسبتا ً بهتربه عمل میآید . ازنقطه نظرآب وهوا ناک درمحیط خشک وگرم معتدل دارای محصول بهترودرنموی بهترداشته خواهد بود .  

کود مورد ضرورت

درخت ناک کود ومواد غذای فراوان میخواهند نباید درقطعه ایکه قبلا ً درآن درخت ناک کاشته شده بود مجددا ً درخت ناک کاشت وباید مقدارزیادی کود حیوانی به زمین داد وپس ازآن اقدام به کشت این درخت نمود رشد درخت ناک به حدی است که باغداران بعد از50 – 30 بعد مجبورمیشوند که محل باغدارتغیردهند . درباغات کوچک ویا تفریحی (باغچه های خانه های مسکونی وغیره ) اگربخواهند درخت ناک درهمان محل اولی بکارند باید حتما ً زمین به به عمق یک متروسطح دومتری دردومتریعنی چهارمترمربع بکلی عوض بکنند البته این طرز عمل بسیارگران تمام میشود ولی جزاین چاره نیست .

نوت : اگربخواهند درخت ناک را درمحلی که قبلا ً ناک بوده بکارند باید خاک زمین را چهارمترمربع بکلی عوض کنند .

تکثیر: برای انتشارانواع ناک تنها راه تکثیرپیوند است زیرا دانه ناک همچووقت درخت را که دارای خواص پایه مادری باشد تولید نمی نماید فقط برای ایجاد انواع جدید ویا تهیه پایه پیوند ارقام مختلف ناک مرغوب ازتخم آن استفاده مینمایند درخت ناک که ازتخم عمل میآید نرک نام دارد وبهترین پایه برای پیوند ناک میباشد .

پیوند : برای پیوند نهال جوان معمولا ً ازپیوند شکمی وگاهی اسکنه استفاده مینمایند ولی برای جوان کردن درختان پیرپیوند شکافی انتهائی بیشتر مورد استعمال دارد .

انواع پایه : درپیوند ناک ازارتفاع پایه های بذری وناک وپایه ازگیل (معمولی وژابین ) وزالزالک استفاده میشود .

پایه تخمی : همان پایه نرک است که قبلا ً ذکرشده ومیتوان مهم ترین وبهترین پایه ناک دانست به علت اینکه ریشه اصلی خیلی طویل بوده وقادراست دراعماق زمین تامحلی که رطوبت کافی دارد فرورفته وجذب رطوبت بکند لذا برای درخت رشد واستقامت واستواری خوبی میدهد . بطوریکه درخت درتمام طول عمرخود به قیلم احتیاجی ندارد ازاین پایه بیشتربرای تربیت درختان پایه بلند ونیمه بلند استفاده میشود . اگر تخم ناک درقوریه کاشته شود باید حتما ً محل آنرا دویاسه مرتبه تغیرداد زیرا به علت داشتن ریشه اصلی طویل وطبیعتا ً فاقد ریشه فرعی بوده گرفتن نهال جابجاشده درمحل اصلی پس ازسه یا چهارسال خیلی مشکل میباشد . درصورتیکه اگردرجوانی ومکررا ً درمحل نهال را جابجا بکنند ریشه اصلی قطع شده درنموی خود را کد میماند ودرعوض ریشه های فرعی زیادی ظاهرمیگردد . درهرصورت درخت ناک بهترین پایه برای انواع ناک میباشد یعنی نوع مرغوب ناک که روی پایه ناک پیوند میگردد خیلی قوی کاشته شود . درخت ناک نموی پیوندی که روی پایه ناک بذری قرارگرفته درچند سال اول خیلی کند بوده ولی ازسال سوم به بعد نموی آن خیلی زیاد شده این رشد تاسن بیست سالگی ادامه دارد .جوش خوردن پیوند انواع ناک بایکدیگر همیشه کامل است وبه همین دلیل دوام چنین درخت پیوندی نیززیاد میباشد.

پایه درخت به Cydonia : این پایه تنها پایه است که بعد ازپایه بذری یا نرک جهت ناک مناسب بوده ومورد استعمال زیادی دارد . این پایه که میتوان آنرا ازطریق پاجوش زیاد تکثیر نمود ، بیشتربرای تهیه وتربیت وپرورش درختان پاکوتاه ونیمه پاکوتاه مناسب بوده است . زیرا چون اساسا ً درختان دارای رشد کم وضعیفی هستند ودرخت دارای ریشه های سطحی وزیاد میباشد ودرزمین عمیق به سختی زندگانی مینماید وهیچ وقت درخت بزرگ وقوی تولید نمیکند . درخت ناک که درروی پایه به پیوند شده باشد درزمین های خشک خیلی دیرنمو میکند ودرتابستان ازخشکی وکم آبی صدمه می بینند . پیوند ناک روی پایه بهی فقط روی پایه ها وساقه های جوان ممکن است ، پیوند ناک که روی پای بهی پیوند شده به آسانی درمحل اصلی میگیرد ولی دوام آن کمترازدرخت است که روی پایه ناک پیوند شده باشد (تقریبا ً درحدود 25 الی 30 سال ) بهترین محل برای پیوند ناک نزدیک به پایه میباشد زیرا تشکیل تنه بلند با پایه بهی خیلی مشکل است . همچنین ازنظرکیفیت میوه بخصوص ازلحاظ داشتن ورنگ آن وطعم مطبوع تری که پیدا میکند ازپیوند روی پایه بذری بهتراست ولی ازمقاومت آن یکی این است که پایه به مقاومت کمتری درمقابل سرما دارد ولازم است ازآن پایه بیشتری درنواحی معتدله استفاده شود درغیراین صورت خسارات زیاد متوجه خواهد شد وهم چنین عدم قابلیت انبارناک هایکه دارای پایه بد میباشد ازمعایب آن بشمارمیرود . عیب بزرگترعدم سازگاری این ورایتی های ناک است وبطورکلی تمام انواع ناک قابل پیوند روی پایه بد نیستند .

شاخه بری درختان ناک

درختان ناک درصورتیکه کمترشاخه بری شوند خیلی زود دارای شاخه های لمیوازات شاخه اصلی ( امتداد تنه ) میشون . ساقه های کوتاه حامل میوه مینمایند شاخک های نازک کیفیت به سیب درازترمیشوند ومحصول اغلب ورایتی های ناک بروی شاخک های بلند قراردارد . سیستم شاخه بری شدید میتواند درتولید شاخه های اطراف دخالت زیادی داشته باشد ولی دوره باروری درخت کمی به تاخیرخواهد افتاد ودرصورتیکه رشد پایه وهمچنین پینوندک قوی باشد انتخاب چنین سیستم کمکی به تولید شاخه های درازخواهد نمود ودرناک باید ازشاخه بری کوتاه کردن شاخه های انشعابی که درسطح زیرین شاخه های اصلی است خود داری نمود زیرا این شاخه ها خیلی زود تولید جوانه های گل ودرنتیجه میوه میکند .شاخه های میانی درخت لازم است قد کوتاه ترنگاه داشته شود که شاید بدین وسیله میتوان به درخت قد نسبتا ً چتری مانند داده شود .

فورمهای مختلف درخت ناک

درخت ناک را اشکال مختلف گرد یا پهن میتوان تربیت نمود درختان پایه بلند را اگرتربیت نموده ودروسط قطعات میکارند ارتفاع درحدود 1،8 مترخواهد بود ولی درکنارسرک های باغ وجاده ها ارتفاع آنها بین 2،5 – 1 مترمیباشد وبرای موقعیت کامل این نوع درخت را روی پایه های بذری باید پیوند نمایند وبرای موفقیت کامل این نوع درختان را روی پایه های بذری باید پیوند نمایند . البته انتخاب این پایه ها علاوه برقد که درخت تابع آب وهوا نیزمیباشد .

فواصل بین درختان ناک

فواصل بین درختان ناک را نسبت به سیب میتوان کمترگرفت بخصوص برای درختان پایه بلند یا نیمه بلند . زیرا که درختان ناک طبیعتا ً دارای رشد دوکی شکل هستند ومانند سیب کمترچتری میشوند . برای پرورش درختان پاکوتاه بطوری که دربالاگفته شد ازپایه های بهی استفاده میشود وفواصل آنها نسبتا ً بیشترباشد .

برداشت محصول

دردوران باروری تامیزان یکصد کیلوازهردرخت میتوان محصول برداشت کرد وحد اقل محصول یک درخت 15 کیلواست ومانند درختان ومانند درختان وگیاهان دیگر هرچه نسبت به میزان تقویت آن اقدام شود به همان نسبت میتوان محصول بیشتروعالیتری ازآن برداشت نمود.

انتقال به مکان دوم

پس ازیک سال درخزان بعد ازسه برگه شدن نهال های کوچک باید آنها را جابجاکرده به مکان دوم برد وبلافاصله پس ازشاندن آنها را باید آب ودرصورت امکان چند روزآنرا آب داده میشود .معمولا ً نباتات دانه داررا جابجا کرده وهسته داررا اغلب درمحل خود میکارند ونباتات هسته داربدون جابجا کردن ریشه عمل مآورند. هرچه نبات خوردتر باشد جابجاکردن آن بهتراست درموقع جابجا کردن نوک ریشه را میبرند وعمیق ترباید آنرا بکارند بین بته ها درحدود 30 – 20 سانتی مترفاصله میدهند ودرزمین سطح باید کاشت وکاملا ً خاک باید فشرده شود که ریشه ها به خاک پیچیده وفورا ً آب باید داد . بطوریکه گفته شد درموقع انتقال به مکان دوم باید ریشه ها را اصلاح نمود تاریشه فرعی زیاد شود وباید آنها را پرکرده بعدا ً شاند ودرختان که قد بلند تردارند باید سرشانرا کوتاه کرد وبااندازه 12 – 10 سانتی مترنوک شاخه را زد زیرا وقتی ریشه را قطع کردیم باید ریشه وسرشاخه تعادل باشد وبرای این کارنوک شاخه را میزنیم . به مجرد شاندن باید فورا ً آب داد زیرا آب خاک را به ریشه چسپاند ونمیگذارد منافذی برای هوا وجود داشته باشد زیاد هم نباید آب داد . درموقع جابجا کردن باید رعایت سمت آفتاب را درمکان اول کرد وسمت آفتاب گیررا علامت گذاشت ودرمکان دوم به همان نموشانه تاصدمه نبیند .

آفات ناک

آفاتیکه به درختان ناک ومیوه آن صدمه میزند همانها هستند که به درختان سیب صدمه میزند وما آنها را قبلا ً دیدیم وطرز مبارزه با آنها را دانستیم فصول سم پاشی وفرمول ها تقریبا ً یکی است فقط علاوه برآفات مذکورچند آفت مخصوص ناک است که دراین جا راجع به آنها توضیحات داده میشود .

1 – سنگ ناک : این حشره خورد بارنگ پلنگی وشکل مخصوص خود دراولین نگاه تشخیص داده میشود . برعلاوه درپشت برگ آثارنیش وفضولات این حشره ( لکه های سیاه ) به تشخیص آفت کمک مینماید این آفت دراواسط تابستان شهرت بیشتری دارد وبرگها دراثرخسارات میریزند. این حشره دراوایل بهار ازپایگاه های زمستانی یعنی اززیر کلوخ ها وبرگها وزیرعلف های هرزه خارج میشود . ماده ها تخم های خود را درپشت برگ میگذارند این تخم ها تبدیل به نوزاد شده وازقسمت تحتانی برگ شیره نباتی را مکیده خسارات میرسانند . این نوزادان که ازاول شبیه به پدر ومادر خود هستند ودرمدت یک ماه کامل شده شکل دوم آفت را درماه سرطان بوجود میآورند ودرنتیجه میوه ها ریخته یا کوچک میمانند . 

2 – دربهاروتابستان درختان را بایکی ازترکیبات زیر سم پاشی نمایند .

ملاسیون                      % 57                               40 گرام

آب                                                                       2 لیتر

3 – کرم زنبورک ناک (Hoploeampa   brevis ) رنگ این زنبورک ها سیاه است وبازحمت باچشم دیده میشود دراوایل بهار ظاهر شده وپس ازجفت گیری روی میوه ها تخم ریزی میکنند ، ازتخم ها کرم های ریزی خارج شده داخل میوه میشوند وپس ازتغذیه گوشت وتخم وهسته میوه باعث زرد شدن وریزش میشوند . لاروا ها ( کرم ها ) میوه دومی را نیزمورد حمله قرارمیدهند پس ازتکمیل تغذیه کرم ها ازمیوه خارج شده وخودرا بداخل خاک میاندازند وتابهارسال آینده درخاک بسرمیبرند . برای دفع این کرم ها بدوطریق میتوان عمل نمود . بلافاصله بعد ازریختن گل های درختان را باید با محلول زیرسم پاشی کرد .

بیماری های لکه سیاه

قارچ عامل این بیماری درسال 1819 توسط Fries ازسویدن جمع آوری گردید وتشخیص داده شد . این بیماری درایران اولین بار توسط اسفندیاری درسال 1326 گذارش گردید که هم اکنون دربیشترمناطق جهان وجود دارد.

علایم مرض : علایم بیماری ابتدا به صورت لکه های زیتونی درزیر کاه برگ با برگهای جوان ظاهرمیشوند وسپس با رنگ خاکستری وسیاه درمیآیند لکه ها دربرگهای تازه رویده عموما ً درروی برگ ظاهرمیگردند دربرگ های مسن لکه ابتدا درپشت پندک برگ ظاهر میشوند لکه ها ممکن است بطورانفرادی بمانند ویا گاهی به هم پیوسته بزرگ شوند . همچنین لکه ها ممکن است درروی میوه نیزبوجود آیند که ابتدا به رنگ زیتونی هستند وسپس سیاه میشوند . کیوتکل میوه درقسمت های آلوده چوپ پنبه ای وسخت شده شکاف میخورد .

پوپنک سبزناک

پوپنک سبزناک یکی ازبیماری های شایع ناک بعد ازجمع آوری محصول درانبارویا صندوق های میوه فروشی میباشد این بیماری درتمام نقاط جهان خصوصا ً افغانستان دیده میشود . عامل این بیماری قارچ بنام Pencillium  expansum است .

علایم بیماری : علایم اولیه بیماری به صورت لکه های قهوه ائی ی پوسیدگی روی میوه ظاهرمیشود . لکه هادرحرارت 20 تا 25 درجه سانتی گراد سریعا ً توسعه پیدا میکنند . وقسمت اعظم میوه را فرا میگیرند . حاشیه لکه ها روشن میباشد ودرصورت وجود رطوبت بالا سپورهای آبی وگاهی سبزروی آنها تولید میشود .میوه ها درطول مدت انبارداری به این بیماری بسیارحساس هستند . شد ت خسارات درمیوه های ضربه خورده ویا درمیوه های خسارات دیده دراثرژاله بیشتر است .

مبارزه : برداشت میوه ، انبارکردن وحمل ونقل آنها باید به گونه ای انجام شود تا میزان صدمه به حد اقل میرسد درصورت شدت آلودگی سم پاشی باغ قبل ازعمل برداشت ازشدت خسارات میکاهد . نگهداری میوه ها درمحیط سرد وسرد خانه درکاهش آلودگی بسیارموثراست .

نخی شدن برگ ناک

 این عارضه درسال 1372 توسط الهی نیازجمع آوری شده ودربرسی مقدماتی ازطریق پیوند اسکنه ائی به پایه های سالم انتقال داده شده است . به نظرمیرسد .

پیشگیری ومبارزه علیه عوارض فزیولوژیکی ناک

عوامل متعددی دربروزعوارض فیزیولوژیکی درناک وسایرمیوه دخالت دارند . تلقین عملیات باغبانی واستفاده ازمواد شیمیائی درطول دوره رشد میوه زمان برداشت وبعد ازبرداشت ورعایت موارد زیر سبب کاهش خسارات وکنترول این عوارض میگردند .

1 – شناخت نیازهای کودی وآبیاری به موقع ازضروریات میباشند .

2 – مصرف کودهای نایتروجن داربه مقدارزیاد موجب کاهش عمرمیوه درانبارمیشود . وهمچنین موجب کم شدن کلسیم درمیوه میگردد بنا براین اززیاده روی درمصرف کود هاباید خود داری نمود .

3 – باید ازشاخه بری شدید درزمستان وشاخه بری سبزدرتابستان خود داری کرد چون سبب تحریک رشد رویشی شده ، دراین صورت جذب کلسیم دربرگ ها بیشترازمیوه ها میگردد.

4 – باید ازتنش خشکی دردوران رشد میوه بخصوص دراواخررشد جلوگیری نمود چون کلسیم توسط آب به میوه ها حرکت میکند .

5- باید تدابیر اندیشند که درختان تولید میوه های متوسط کنند چون میوه های ناهمواردرشت به علت کمی غلظت کلسیم بروزعارضه لکه تلخی میباشند .

6 – میوه ها را باید بعد ازبرداشت حتی المکان سرد نمود وسپس انبارکرد.

7 – واکس زدن میوه هاقبل ازانبارکردن درکاهش لکه تخمی موثراست.

8 – ازنگهداری طولانی مدت میوه هایکه ازدرختان جوان وبارز دردرختان کم باربرداشت شده باشد خود داری نمود چون به علت کمبود کلسیم آنها دچارلکه تخمی میشوند .

9 – درطول فصل رشد میتوان درختان را باکلسیم کلوراید 5 تا 10 هزاربه اضافه 0،25 هزارمویان محلول پاشی نمود ویا میوه را بعد ازبرداشت درترکیبات کلسیم دارغوطه ورکرده این عمل لکه بافت میوه را کاهش داده عمر نگهداری آنرا درانبارافزایش میدهد .

محلول پاشی باترکیبات کلسیم دار: اولین محلول پاشی باید تاشش هفته بعد ازریزش گل برگ انجام شود . یوریت های بعدی به فاصله یک ماه ازمحلول پاشی های قبل صورت گیرد این عمل تا دوهفته قبل ازبرداشت محلول ادامه یابد .

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت 14:15  توسط ايمل " نظري "  | 

ملخ و اضرار آن

مقدمه :

زراعت اساس تکامل بدون بشروپیوند انسان باطبعیت است ، علمای زراعت باتحلیل این موضوع پراحساس ودرک عمیق ازوظایف اشد اجمتاعی ، اقتصادی جهت بهبود وضع زراعت وافزایش محصولات زراعتی که منبع اول احتیاجات مردم ومواد خام ضایع را تشکیل میدهد. بمنظورآرام بشریت واعتلای متداوم سطح زنده گی آنها اهمیت اساسی قایل گردیده وتوجه خاص دراین راه حیاتی مبذول داشته اند. درحال حاضردراکثرنقاط جهان مسله کمبود مواد غذای یکی ازمشکلات عمده جهانیان را تشکیل میدهد . به قول نیم ملیارد وبه قول هفصت ملیون گرسنه دردنیا وجود دارد وعده ای بیشتری بامسله کمبود مواد غذای روبروهستند . نفوس جهان همه ساله روبه افزایش بوده وازطرف دیگرمیزان رشد ، تولید مواد غذای کافی نیست. وبه نسبت ازدیاد جمعیت افزایش نمیابد وآینده بشرازنظرتامین غذا وپوشاک مبهم است، یکی ازتلاش های ملل متحد درسال های اخیرمبارزه بااین مشکلات جهانی است .بالابردن تولیدات درواحد سطح منطقی ترین واصولی ترین کاریست که جهت افزایش تولیدات زراعتی میتوان انجام داد بخصوص درشرایط مملکت ما اغلب موارد میزان تولیدات زراعتی درواحد سطح ازحد مصارف نسبت به کشورهای پیشرفته جهان کمتراست . اگرچه درافغانستان % 85  مردم به کشت زراعت مصروف اند ولی اکثردهاقین کشورما بی سواد بوده . طرز بذری ، وقت بذری ، مبارزه باآفات وحشرات ، کنترول بموقع گیاهان هرزه ، تطبیق ادویه لازمه واستفاده درست ازماشین آلات ومیکانیزه زراعتی معلومات وبلدیت کافی ندارند وبه رهنمود ها وهدایات متخصیصن ودانشمندان زراعت نیازاحساس میگردد . یکی ازعوامل عمده که باعث ازبین بردن حاصلات زراعتی میگردد که عبارت ازحشرات ، کنه های نباتی ، حلزون ها ، هزارپایان  ، جونده گان وغیره میباشد . این گروه غالبا ً خسرات چون خوردن وازبین بردن برگ ، ساقه ، ریشه ، پوست ، چوب ویا میوه نباتات میباشد که دراکثرموارد این ضایعات چشم گیرند ودفعتا ً نباتات را ازپا درمی آورند ومزرعه ویا باغ را درمدت کوتاهی ازبین می برند.

تاریخچه حشرات :

حشرات به گروه ازجانوران اطلاق میشود که دارای سه بندArthropod بوده وبه دلیل داشتن سر، قفس سینه وشکم مجزا(Insects) سه جفت پای سینه ای Hexapoda ازسایربند پایان متمایزمیگردد . حشرات ملیون ها سال قبل ازپیدایش انسان درروی زمین میزیستند ودرحدود 250 ملیون سال درروی سابقه طولانی دارند وحال اینکه وحال اینکه ازپیدایش انسان 500 هزارسال نمیگذرد . این زنده گی موجب گردیده است که حشرات خود را باعوامل نامساعد زمین سازش داده وبه زنده گی خود ادامه بدهند این موجودات را میتوان جزدربعضی ازنواحی خیلی سرد قطبی ونواحی خاص مانند : مناطق خیلی گرم استوائی وداخل چشمه های آب گرم، درعمق آنها، دراعماق زمین ، ارتفاعات بالای جووحتی درداخل معادن نفت مشاهده کرد.حشرات ازفراوان ترین جانوران زمین هستند و سه برچهار، چهاربرپنج همه آنها را تشکیل میدهند . ازرقیبان سرسخت انسان درتهیه غذا هستند جنگ میان حشرات وانسان ازآغازپیدایش انسان شروع شده وتااحتمال زیاد تاوقتی را بشروحشرات وجود داشته باشد ادامه خواهد داشت . بعضی ازمتخصصین حشرات را قدیم ترین وقوی ترین دشمن انسان بحساب آوردند که مایکی ازآن حشرات را که عبارت ازملخ بوده وبه فایلم (phylum) آرتروپودا(Arthropod) مربوط میشود بحیث نماینده ازحشرات مضره مورد مطالعه قرارمیدهد .دارای Arthropod ملخ ها برای مطالعه ازنظراناتومی بهترین نماینده آنها بوده زیرا جسم آنها بزرگ بوده ودرطول سال آسان تروارزانتر بدسترس ما قرارگرفته متواند ودرلابراتوارها نیزحایزاهمیت میباشد بخاطریکه دارای life cycle یعنی دوره جات کوتاه مدت است ودرهرمرحله زنده گی اش واضح ترمشاهده شده میتواند وتاجایکه مشاهده نشان داده است درحدود 10000 انواع مخلتف ملخ تابحال شناخته شده ولی توجه ما را همان تعداد محدود locust جلب میکند که بسیارمضروبرای کشت زراعت خطرناک میباشد واین نوع ملخ ها بصورت دسته جمعی درآمده واضرارخویش را به کشت زراعت وارد مینماید . هرگاه یک ملخ بصورت انفرادی زنده گی نماید روزانه به اندازه وزن خود ازمحصولات زراعتی تغذیه مینماید واگردراین صورت شکل دسته جمعی را بخود اختیارکنند ملیون ها تن محصولات زراعیتی را درفی روزازبین میبرند. بنا ء ً درساحه که ملخ ها بروزمیکنند ازآن جلوگیری نشود حاصلات را متضرر ساخته ومنتج به قحطی میگردد . چنانچه ممالک حاره ونیمه حاره بعضی اوقات ازاین ناحیه به مشکلات قحطی روبرومیگردند . زمانیکه ملخ ها بصورت دسته جمعی پروازکنند فضارا تاریک ساخته وازیکجا بجای دیگرمیروند . درممالک عزیزما افغانستان یک کشورزراعتی میباشد صفحات شمال وشماالغرب به این مشکل مواجه بوده که ازسالها بسیار قبل برضد این حشره مبارزه نموده اند . بناءً نوع ملخ هایکه درمملکت ما بعضی اوقات جای شده ویا ازمملکت همجوار سرازیرمیشوند درایجا تشریح میگردد .

تاریتخچه زنده گانی ملخ :

ملخ ماده بوسیله ( والو) سخت خود که عضوتخم گذاری آن میباشد درریگ زاریک سوراخ را به اندازه cm 10 عمق حفرمیکند ودردوبرسه همین عمق تخم گذاری خود را آغازمینماید درابتدا ازخود یک ماده چسپناک ( فورتی ) یاافرازرا ترشح نموده که این افرازباخاک مخلوط شده ویک قشرتیوب مانند سخت را تشکیل مید هند که بنام کیسه ویا نیچه یاد میشود ، دربین این نیچه تخم را کشت وملخ جاگزین میگردد قسمت بالاترازدوبرسه سوراخ متذکره نیزازماده افرازی مملوگردیده ومتعاقباً انکشاف جنین آن تقریبا ً بعد ازدوهفته ودردرجه حرارت 33 – 28 سانتی گراد بشکل نصف ازتخم بروزنموده وبقسم کیسه یانیچه درسطح ریگ زاری حرکت مینماید . جلد این حشره سخت است که بقسم پوش ازیک طرف آنرا محافظه نموده وازطرف دیگر یک سطح را برای وجود آن تهیه مینماید که به عضلات آن ارتباط میگیرد .درابتدا بخاطر اینکه جلد آن صحت ازارتجاعیت را ندارد بدین اساس تنها تعداد محدود آن امکان رشد نمورا دارا میباشند . هرگاه حشره متذکره به انواع مختلف این جلد را بدورمی اندازد ویا پوست اندازی میکنند درهمین هنگام انکشاف هم میکنند بعداز هرپوست اندازی جلد جدید که نرمیباشد قبل ازاینکه جلد اش سخت شود بزرگ شده میاورد ومچک آن وقتی که پوست اندازی میکند که درسطح ریگ ظاهرشود دراین هنگام بنام هاپریاد شده (جهنده ) میشود واین مرحله یک مرحله پیشرفته آن میباشد ، هاپرمذکورپنج مرتبه پوست اندازی میکند یعنی قبل ازاینکه به بلوغ برسد ویا درمرحله بال کشیدن باشد این عمل انجام شده که چندین هفته را احتوا مینماید بعد ازمرحله پوست اندازی شکل نهیف آن تجدید شده حالت بین دومرحله پوست اندازی را بنام stage ویا stadium  یاد میگردد . درزمان سه مرحله اولی که هاپر است انکشاف بال آن بقسم نازک دربطن آن صورت گرفته ودرمرحله چهارم وپنجم خود نوک بال درعقب آن بمشاهده میرسد وهرچهار بال آن بوسیله بال عقبی پوشیده میشود .

قدرت تولید نسل Reproductive potentinal) )

یک نیچه ملخ درحدود 100- 70 دانه ملخ را درخود میداشته باشد. یک ملخ ماده درمراحل زنده گی خود چندین نیچه گذرای میکند بناءً امکان دارد که یک ملخ ماده بصورت مجرد ازتخم گذاری خود صد ها نیمف را تبارزمی دهد . ولی معمولاً این نوزاد ها دربقای خود قبل ازاینکه جوان شوند ازبین می روند ، فلهذا درهمان ساحه پروازتعداد شان آنقدر ازیک نسل به نسل دیگر زیاد نمیشوند ولی اگرشرایط همه جانبه مناسب برای تمام نوزاد ها آماده شود که به جوانی برسند وتخمگذاری کنند دراین صورت خیلی مهم وخوف ناک بود ه وحاصلات را ازبین میبرند .

ساحه بروزملخ (Out break area)

اضرارملخ اولا ً ازیک ساحه خورد وکوچک سرچشمه گرفته ودرچوکات همین ساحه محدود انواع Species آن انتشارمیا بد ودرهمین ساحه هرگاه شرایط اقلیمی برای ملخ دلخواه میگردد سرعت تعداد شان تزئیه گردیده که ساحه مذکوربنام ساحه تبارزی یا Out break area  یاد میشود. درسال 1951 یک فرضیه ویا دورنما بخاطرساحه بروزی ملخ (یووارو) طرح شده بود که تغیرات آتی ویافوری درهوا ویا شرایط مساعد برای نموی نباتات بصورت آتی ویا اگر واضح ترنوشته شود هرگاه درنموی نباتات بصورت فوری ازدیاد بعمل می آید دراینصورت باعث تزئیه درتعداد ملخ می گردد وهرگاه دوباره حالت خشکی رخ میدهد تماس وپیوستگی نباتات درروی ساحه محدود می شود اینجاست که ملخ ازیک شکل پراگنده دریک ساحه محدود سرسبزترباهم یکجا شده وشکل دسته جمعی را بخود اختیار می کنند . بطورمثال : دفعتا ً بالان می شود وازهرکنج وکنارآب فرو می آید نباتات تشنه فورا ً ازآب استفاده نموده وسرعت درنموی آن پدیدارمی شود متعاقبا ً خشکی می آید. نباتات پژمرده شده جای زرد رنگ شده وازبین میرود وجای هم سبزمیماند که ملخ ها درهمان ساحه کوچک سبزگرد هم جمع میشوند .

حا لت انفرادی واجتماعی ملخ

(Gregariaus and Solitary phase)

ملخ های نابلوغ یا Hopper که دسته جمعی هستند وازنظررنگ ، ساختمان وخواص فرق دارند که درملخ های انفرادی نیزصدق میکند، درملخ ها نیزتفاوت وجود دارد ملخ های که بصورت دسته جمعی باهم یکجا میشوند نسبت به ملخ های که بصورت تنهائی زیست می کنند زود ترجوان گردیده وبصورت اجتماعی حرکت خود شروع میکنند که ازسرحد نابلوغ عبورنموده بشکل بلوغ دسته جمعی درمی آیند ومحصولات را تغذیه میکنند وبرای انسانها پرابلم ببارمی آورند. جمعیت پروازی ملخ ها بیش ازصد میل مربع بوده هرگاه بصورت دسته جمعی نباشند دراینصورت بصورت انفرادی قراردارند که تفاوت بین شان موجود بوده وحتی گاهی فکرمی شود که ممکن است ازدونوع مختلف باشند ولی مختلف نبوده منتهی یا درحالت انفرادی قراردارند ویا به حالت دسته جمعی درمی آیند حالت متغیرشان تاهنوزهم بصورت مکمل دانسته نشده است .هنگامیکه ملخ ها دسته جمعی ساحه بروزخودرا ترک میگویند همزمان اضرارشان آغازگردیده وکنترول شان مشکل تمام می شود. ملخ ها ممکن است صد ها میل پروازنمایند هرگاه باد متداول باشد اقامت می گزینند ومحصولات زراعتی را تغذیه مینمایند واگرشرایط بهترتروخوبتردریافت نمودند دراین صورت مطابق تعداد ها پر تخم میگذارند.شاید بقسم دسته جمعی ویا انفرادی به بلوغ برسند اگردرحالت فوق بوقوع بپیوندد دونسل جدید تشکیل میشود .کفح بنام ساحه برزوی ملخ یاد گردیده وازهمین ساحه محدود اضرارشان آغازخواهد شد .

زیان :

ملخها یکی ازآفات مهم نباتات ، علوفه جات ، سبزیجات ، غله جات وزراعت های دیگر درکشورها محسوب می شود زیرا شرایط آب وهوای بسیاری ازکشورها برای نشونموی آنها کاملا ً مناسب است ودرهرناحیه یک یا چند ازانواع آنها وجود داشته وهمه ساله خسارات هنگفت را به پیکرزراعت ببارمی آورند وموجب قهتی ها وبروزامراض وزیان های غیرقابل جبران میگردند . بعضی ازانواع ملخ های مضره زراعتی وطرق کنترول شان قرارذیل است .

ملخ صحرائی  

Kingdom     Animal    

Phylum       Arthropoda   

Class            Insecta (Hexapoda ) 

Order           ortoptera

Family          Acrididas 

Genus           shisteera

Species          grogregaria  

این ملخ ها بنام ملخ های چون ( دریائی ، صحرائی ویا ریگستانی)  یاد میگردند . انسانها اززمان های خیلی قدیم با این ملخ ها آشنائی داشته وبااین ملخ ها مجادله نموده است وتاجائیکه تاریخ نشان داده است ملخ صحرائی درقصبه های اطراف شهربابل وبابل موجود بوده وخسارات زیادی را به پیکرزراعت وارد نموده است. مثلا ً درسال 1950 بوسیله حمله ملخ های صحرائی ممالک که تحت حمله آن قرارداشت 30 ملیون پوند تخمین شده بود. ممالک که اکثرا ً تحت حمله ملخ های صحرائی قرارمیگیرند تقریبا ً 64 دولت بوده که ازغرب وشمال افریقا شروع وبه شرق هند میرسد. ملخ های صحرائی پروازطولانی داشته ازیک مملکت به مملکت دیگرمهاجرت وبه کشت زراعت حمله ورمی شوند .

دوره حیا ت ملخ ها ی صحرائی :

ملخ های صحرائی ازجمله حشرات نسبتا ً بزرگتربوده وجسم آنها قوی وطول ملخ نربطوراوسط 55- 45 ملی مترازماده آن 67- 53 ملی مترمیباشد. حصه فوقانی سینه آن شکل زین اسپ وقسمت های جلوآن بشکل مدوراست، بال آن شفاف پراشوتی مانند بوده وانجام شکم آن طویلتراست که دارای لکه ها وداغ های تیره مانند است. رنگ ملخ ازبلوغ گلابی وبعدا ً خاکستری وسپس درهنگام بلوغ یعنی زمانیکه زمینه برای جفت گیری آن مساعد میگردد رنگ آن زرد روشن را نمایش داده که حالت زه گذاری آن میباشد .جفت گیری ازنقطه نظروقت متغیراست که 24 – 8 ساعت را دربرمیگیرد ملخ های ماده بعد ازانجام عملیه جفت گیری دریک مدت کوتاه شروع به تخم گذاری مینماید. ملخ های ماده متمایل هستند پهلوی هم تخم گذاری نمایند ملخ های توسط انتحای شکم خود را بنام والویاد میشود . سوراخ درزمین های ریگی ، بستردریاها واراضی قلبه شده به عمق 6- 4 انچ حفرکرده ودرآنجا تخم گذاری مینمایند، اولا ً ملخ ها دردوبرسه حصه همین عمق یک ماده چسپناک را بنام فورتی ترشح مینماید که این ماده باخاک مخلوط شده ویک قشرتیوب مانند را برای تخم ها بنام کیسه یا نیچه تشکیل میدهد وبعدا ً درانتحای سوراخ ملخ ماده تخم های خودرا بصورت ردیف گذاشته وحصه فوقانی آنرا ماده کف مانند که خاصیت کارک را دارد می پوشاند .تخم ملخ ها مانند برنج باریک ، درازورنگ آن زرد میباشد چون جفت شدن ملخ ها درچند وقفه صورت میگیرد لذا تخم گذاری هم یک بارنبوده بلکه ملخ ماده چند ین بارتخم میگذارد که حد اعظمی آن درحدود 11 بارریکارد شده است دریک نیچه طورمتوسط 100 – 80 عدد تخم گذاشته میشود وروی همرفته یک ملخ ماده تا 800 تخم هم گذاشته میتواند .وقت تبدیل شدن این تخم ها به مچک متغیربوده وبصورت اوسط درظرف 20 – 15 روزمچک ازتخم بیرون می آید بعدها این مچک پنج مرحله را طی میکند وپنج بارپوست اندازی مینماید . درمرحله ششم یعنی بعدازپوست اندازی پنجم ملخ پرازگردیده وبه مرورزمان بالغ ودرباره شروع به جفت گیری وزهگیری مینماید . پوست اندازی مچک ها دارای اهمیت است، زیرا چند ساعت قبل ازپوست اندازی چیزی را نمیخورد ودراین مدت طعمه پاشی مناسب نیست وبرای پودرپاشی میباشد .

مشخصا ت مراحل پنچ گانه مچک

مچک عمراول :  رنگ آن سیاه روشن ، تیره ویاسبزاست.طول بدن آن11-6  ملی مترودرمراحل اخیری عمراول داغ های گلابی روشن دارهویدا میشود . وبطوراوسط یک دهنه را احتوا مینماید .

مچک عمردوم : مشابه عمراول بوده اما داغ ها طورروشن وواضح نمودارگردیده وطول بدن 18 – 12 ملی متربوده که بطوراوسط هشت روزرا دربرمیگیرد .

مچک عمرسوم : داغ های سیاه درازدرزیر شکم آن ظهورنموده ورنگ بدن سیاه ونوک بال آن معلوم می شود . طول بدن آن 26 – 17 ملی متروبطوراوسط 10 روزرا دربرمیگیرد .

مچک عمر چهارم : رنگ آن زرد لیموی وداغ های سیاه درتمام بدن آن دیده میشود طول بدن آن 33 – 25 ملی متربوده بطوراوسط 12 روزرا دربرمیگیرد .

مچک پنجم : رنگ آن زرد وداغ های سیاه روشنترداشته وبال های آن بوضاحت دیده میشود . طول بدن آن 36 – 34 ملی متربوده وطوراوسط دوهفته را احتوا می کند. در52 – 43روزبطوراوسط یک نسل آن تکمیل می گردد.وتحت شرایط لابراتواری شش نسل آن دیده میشود درغیرآن 3-2  نسل آن دیده شده است .طوریکه مطالعه شده ملخ هابرای چند سال خاموش وبرای چند سال دسته های بزرگ را تشکیل می دهد مذکربنام قوس سعود ونزول یاد میکنند درصورتیکه ملخ ها خاموش باشند بصورت انفرادی زیست دارند ودروقت بحران عین ملخ جمعیت پسند می شوند این قضیه تادیرزمانی روشن نبود ولی اکنون علما به حل آن قادرشده واظهارعقیده مینمایند که نسبت بعضی عوامل جوی ومحیطی ملخ ها گاهی به ملخ های انفرادی مبدل میشوند. وزمانیکه شرایط مساعد شد ملخ ها جمع شده ودسته بندی می شوند ودسته های بزرگ را تشکیل می دهند .

نوت : کانون دائمی ملخ های صحرائی عمدتا ً صحرائی شرق فریقا ، شرق پاکستان وغرب هندوستان می باشد . دراین نواهی غالبا ً باران های موسومی میبارد ودراین مناطق ملخ ها معمولا ً بصورت انفرادی زندگی می کنند . اگرمتعاقباً چند سال مساعد دراین مناطق خشک سالی بروزکند ملخ ها تعادل طبیعی خودرا ازدست می دهد وطی چند سال بحالت مهاجردرمی آیند بدین ترتیب درسال های مساعد به دلیل غنی بودن پوشش گیاهی باظرفیت اکثرا ً زادوول میکنند وجمعیت آنها زیاد میشود .

ملخ های مراکیشی

Kingdom : Animal  

Phylum :  Arthropoda

Class  :   insecta ( Hexa poda )  

Order :  ortopoda  

Family :  Acrididas  

Genus :  Dociostanrus

Species :  Dociostanrus   marocoanus

این ملخ ها ازجمله ملخ های خیلی مضربشمار رفته دارائی سرکوتاه وجسم آن نسبتا ً به ملخ صحرائی وایتالوی کوچک بوده ودرپشت سینه شان دوخط طویل برجسته سفید مایل به زردی وجود دارد . طول با ل های اولی آن متجاوزا ً زانوهای عقبی شان می باشد . بد ن آنها دارای رنگ خاکی مایل به زردی ولکه های خاکستری درآنها پدیدار است ودربال های اولی آنها رنگ های تیره رنگ مشاهده شده است . بال های عقبی شان بی رنگ وشفاف بوده ساق پای جفت سوم آنها قرمزرنگ ( زرد کاهی ) وقائیده آنها رنگ روشن دارد . طول بد ن ملخ درنر 28 – 20 ملی متر وازجنس ماده آن 38- 28 ملی مترمی باشد ودرسروسینه مچک ها رنگ نارنجی مشاهده میگردد.

مشخصات انفرادی :

ران های عقبی ملخ انفرادی مراکیشی درقسمت بالای خود لکه های سیاه وبرجسته دارد . رنگ عمومی بدن ملخ های انفرادی مراکیشی خاکستری تیره ویا خاکستری زیتونی می باشد لکه های برجسته وروشن دارد رنگ بدن مچک آن زرد ویا زیتونی است وسطح خارجی ران های عقبی رنگ روشن داشته که دارای لکه های کج سیاه است .

مشخصات ملخ گله ائی:

ران های عقبی شان درسطح بالای خود لکه های تیره ضعیف دارد که گاهی خیره به نظرمیرسد . محوطه اوسط پهلوی شان برجسته بوده بالهای اول آنها طویلتر ازران های عقبی شان می باشد . رنگ ملخ کاملا ً نابالغ درحصه سروپشت سینه بوریا خاکی رنگ بوده ولی درمچک ها رنگ سر، سینه وپشت نارنجی معلوم می شود .ملخ مراکشی بیشتردرولایات بغلان ، تخار ،کندز ، سمنگان ، بلخ ،جوزجان ، فاریاب وهرات خساره می رسانند که بود وباش ملخ صحرائی درساحات نیمه صحرائی صفحات شمال کشورزیاد است درولایت بلخ تخمه ها دراخیرماه حوت ویا هفته اول حمل آزاد شده ومچک های سن اول بروزمیکند وتا ماه جوزا وسرطان باعث ایجاد مشکل می شود .علاوه برآن درایران ، ایتالیا ، هسپانیه ، پرتگال ، جنوب فرانسه ، مجارستان رومانیه ، بلغارستان ، یونان ، ترکیه ، سوریه ، عراق ، فلسطین ، عربستان ، قفقاز ،جنوب اوکرائین ، ازبکستان ، تاجکستان ، بلوچستان وافریقای شمالی موجود است .  

کیسه تخم ملخ های مراکشی :

کیسه تخم یانیچه ملخ های مراکشی ازحیث شکل استوانه ائی منحنی بوده وگاهی داس شکل هم دیده شده است که 75 – 8 ملی مترمی باشد ، قسمت انجام کیسه معمولا ً قدری پهن ترازقسمت انجام آنست دیوارها ضخیم وسخت بوده وبه فشاردوانگشت به سختی میشکند . کیسه یانیچه گنجایش 35 – 30 تخم را داشته ودرقسمت فوقانی نیچه مقدار ماده براق واسفنجی وجود دارد وبالای آن دریچه گلی که به سهولت ازکیسه درموقع برآمد ن مچک جدا میشود وجود دارد رنگ تخم ها سفید مایل به زردی میباشد .

محل نشو ونمو :

این حشره قسمت ازتابستان وتمام خزان وزمستان را بصورت کپسول های تخم درخاک بسرمیبرند . محل استقرارکپسول ها دردامنه تپه ها ونقاط است که خاک فشرده وعاری ازپوشش نباتی باشد . پودرها بعد ازخروج ازتخم طی یک یادو ساعت فعالیت اطراف غشای خود را پاره کرده وازآن خارج میگردند . غذای آنها بیشترازبرگ های لطیف بعضی نباتات گرامینه بخصوص poabubasa  می باشد درسنین بعدی بخصوص درسن پنجم علاقه بخوردن غلات دارند که درواقع خطرناک ترین مرحله زندگی آنها محسوب می گردد . طول ومدت دوران پوره گی این ملخ حدود 45 – 35 روزاست وبستگی به تغیردرجه حرارت ، رطوبت ، نورورژیم غذای دارد . دوره زنده گی حشره بالغ 60 – 20 روزاست این ملخ دارای دومرحله بیولوژیک است . یکی مرحله انفرادی که درحقیقت وضع طبیعی ملخ مراکشی است که درنتیجه تغیرات جوی ونتایج حاصل ازآن درتولید مثل وطرز رفتارملخ ها تغیراتی حاصل می گردد که منجربه پیدایش حالت مهاجروهجوم آنها به مناطق مجاورمی گردد .این تغیرات حالت درمحوطه های محدودی بنام کانون حمله صورت می گیرد این کانون ها معمولا ً دردامنه کوه ها قراردارند وتحت تاثیرشرایط جوی فوق العاده متغیراند. عوامل ازقبیل تراکم تخمریزی دراین مناطق ، کم شدن دشمنان طبیعی وسرانجام خروج وتغیرجلد دسته جمعی ازمچک ها سبب میگردد که ملخ های انفرادی به حالت مهاجردرآمده وبه مزارع غلات مجاورحمله ورنمیشوند .

جفت گیری وتخمریزی:

تخمریزی آن معمولا ً درسنگلاخ های کم نبات ، هوای خشک ونیمه صحرای ، صحراهای مناسب درزمین های سخت وچمن زارها انجام میشود ملخ مراکشی قبل از7 – 6 روزازسن بلوغ علایم بلوغ درآن دیده میشود که عبارت ازقرمزویا بزاق شد ن ساق پا های عقبی آنست. نرهای آن تولید صدا نموده وماده ها را تعقیب میکنند ، مگرجفت گیری نمی نمایند . عمل جفت گیری چند روزبعد صورت میگیرد ملخ ماده درطول عمرخود چندین بارجفت گیری مینماید که جفت گیری اولی آن درحدود چهارساعت دوام میکند بعدا ً کمترادامه میابد درین هنگام شکم حشره ماده بزرگترورنگ آن تیره تروحرکاتش بطی ترمی گردد . برای تخم گذاری خود ملخ ماده جای مناسب راپیداکرده وتخمریزی مینماید ملخ هادرحالت هم ملخ های ماده راراحت نگذاشته وتعقیب می نماید تااگر بتواند جفت گیری کنند اگرعمل تخم ریزی شروع نشده باشد ماده ها فرار میکند درغیرآنصورت پس ازتخم ریزی مجدد جفت گیری شروع شده وتخم ریزی مینماید پس ازآن یک عد ه نرها تلف می شود ولی یک تعداد ماده ها بازهم چنیدین مرتبه جفت گیری کرده وبه تخم ریزی میپردازند. عملیات تخم ریزی کمترازیک ساعت را دربرمیگیرد . درشرایط مصنوعی یک ملخ الی شش نیچه را هم گذاشته میتواند ولی درطبعیت به نسبت اختلاف شرایط اقلیمی تعداد کیسه ها هم اختلاف پیدا میکند .این تخم ها زمستان را دربین کیسه خود گذشتانده وهنگامیکه هوا گرم شد دربهارمچک ها ازآن بروزمیکند که ابتداسفید رنگ مایل به زردی بوده وبعدا ً تیره رنگ میشوند مچک های متذکره درطول عمرخود الی پنج مرتبه پوست اندازی نموده وبالاخره پروازی میشوند اضرارشان عموما ً بالای سبزیجات ، حبوبات ، غله جات وغیره نباتاتیکه بروی زمین میرویند میباشد ضررشان درمرحله مچک بودن زیاد است که 3- 2 چند وزن خودرا دریک روزتغذیه میکند . این ملخ ها درایام گرمی %50 آب حجم خودرا تبخیرمیکند که مقدارآب ضایع شده وجود خودرا ناگزیردوباره ازنباتات سزیکه خوراک شان را تشکیل می دهد تکمیل نمایند .

ملخ های ایتا لوی

Kingdom :      Animal  

Phylum :       Arthropoda      

Class  :  Inecta ( Hexapoda )

Order :  ortoptera

Family :  Acrididas

Genus :   caliptamus

Species :  caliptamus

آردر فامیل ملخ های ایتالوی نیزمانند آردرفامیل ملخ های مراکشی است ونام علمی آن caciptamus  itacicas   میباشد . این ملخ ها درقسمت های شمال ، شمال الغرب افغانستان موجود بوده اما اضرارشان نسبت به ملخ های مراکشی کمتراست .ملخ های ایتالوی نسبت به ملخ های مراکشی بزرگتربوده ورنگ آن مختلف میباشد ملخ ایتالوی دارای رنگ زرد خاکستری روشن واکثرا ً داغهای متعدد سیاه بد نش را فراگرفته ودرحصه پشت گردن خود سه خط موازی دارد . بال های فوقانی آن درانتهای شکم عبورکرده ودارای داغ های متعدد سیاه میباشد وبالهای تحتانی آن شفاف ودارای رنگ گلابی است ازطرف خارج پا های مذکور دارای دولکه ضعیف سیاه است وساق های عقبی آن قرمزمیباشد .

انواع ملخ های ایتا لوی

ملخ های ایتا لوی دوقسم است : 

1 – Caliptamus  turanicas

Kingdom :         Animal  

Phylam :      Arthropoda

Class :     Insecta ( Hexapoda )    

Order :  ortoptera

Family  :   Acrididas

Ginus :   caliptamas                          

Species :  caliptanu

این نوع ملخ ها درکوه ها ، صحرا ها وسنگ زارها زیست منمایند . وملخ های ایتالیکوس بیشتردرمزارع کنارجوی ها وبین علف ها بود وباش دارند وهمیشه بصورت پراگنده دیده میشوند خساره ملخ های ایتالوی تدریجی بوده وتخم گذاری آن درماه های سنبله ومیزان درجا های مرطوب وعلف زارمیباشد . نیچه های ملخ ایتالوی نسبت به نیچه های ملخ مراکشی درازونازکتراست ودریک کیسه آن 45 – 35 دانه تخم است . تخم ملخ متذکره زمستان را بحالت بی حسی وکرختی گذاشتانده ودرماه جوزا سال آینده مچک ها ازنیچه بروزکرده مانند سایرملخ گذ شتاند ه ودرماه جوزا سال آینده مچک ها ازنیچه بروزکرده مانند سایرملخ ها پنج دوره پوست اندازی را می گذارند دوره نشوونموی آن 45 – 35 روزاست. ملخ مذکوربعد ازپروازجفت گیری کرده وشروع به تخم گذاری مینماید . پروازملخ های ایتالوی کم بوده ودسته های بزرگ را تشکیل نمی دهند یعنی پروازهای آنها بصورت د سته جمعی نمیباشند .

ملخ آسیا ئی مها جر 

Kingdom  :   Animal

Phylum  :      Arthropoda   

Class  :       Insecta  

Order  :      ortoptera

Family  :    Acridida 

Genus  :   locusta

Species  :  locusta  migratoria

مشخصات

اندازه طول بدن اینگونه ملخ بین 42 تا 52 ملی متربوده ودرماده ها 54 تا 72 ملی مترمتغیراست . نرها وما ده های اجتماعی تقریبا ً اندازه یکسان دارند . زین پشتی واقع درناحیه پشت گردن حشره بالغ به زین شباهت دارد مشخص میگردد . درمرحله انفرادی ازنظررنگ آمیزی عموما ً سبزیا قهوه ائی بوده ودرجات متفاوتی ازنقاط سیاه زرد یا قهو ائی دیده میشود . درمرحله اجتماعی حشرات بالغ به رنگ زرد خالص همراه با لکه های بسیارتیره دیده میشود درمرحله اجمتاعی حشرات بالغ به رنگ زرد خالص همراه با لکه های بسیارتیره دیده میشوند . بال های کاملا ً شفاف بوده وبدون رنگ هستند .

اهمیت اقتصادی وساحه انتشا ر

ملخ آسیائی به حالت های مهاجروانفرادی وجود دارد مناطق انتشاروحالت انفرادی آن فوق العاده وسیع است . حالت مهاجرآن وسعت انتشارمحدود تری دارد . ودرنیزارهای جوانب روسیه واطراف دریاچه ها ورود خانه های مجاوربحرخذرکه درخا کهای شوروی قراردارد وهمچنین دراطراف دریاچه های شمالی چین انتشاردارد . ملخ آسائی مهاجرپراگندگی وسیعی درسرزمین های قدیم وارد ازجمله افریقا ، جنوب صحرای افریقا ، شبه جزیره هند وستان ، شبه جزیره عربستان ، پاکستان ، اروپا ، مناطق ساحلی مدیترانه ، شرق آسیا واسترالیا میباشند بنا براین درقاره امریکا دیده نمیشود .

محل نشو ونمو : این گونه ملخ ها به گرما ورطوبت متوسط محیط نیازدارند ومطلوب ترین حرارت بین 25 – 20 درجه سانتی گراد ومناسب ترین میزان بارش بین 100 – 50 ملی متردرماه است . این ملخ ها بسیارمسعد تغیرهستند وقادراند ازشکل انفرادی به مرحله زندگی اجمتاعی تغیروضعیت دهند واین تغیردرهنگام رخ میدهد که شرایط ازآستانه تراکم بحرانی فراتررفته است ملخ ی مهاجراجتماعی پروازبسیارخوبی دارند ودسته های ملخ روزها مهاجرت میکنند . 

رژیم غذائی : این ملخ ها ازخانواده گندمیان تغذیه نموده ومیتواند تخریب قابل توجهی درمحصولات غله ائی ایجاد نماید . پوره هاوحشره کامل ازبرگ وساقه های جوان وغنچه ها تغذیه مینمایند ودربسیاری ازکشورها نبات میزبان آنان جواری ، برنج ، گندم ، سبزیجات وغیره می باشند .

کنترول ملخ ها ( Grass hopers control)

کنترول بیولوژیکی :

۱ – زاغ ها درزمستان ازنیچه های که به زیرخاک اند تغذیه می کنند یعنی نیچه ها را اززیر خاک بیرون کشیده وبحیث مواد غذای استفاده می نمایند که به این ترتیب تعداد زیادی ازتخم های ملخ ازبین میروند .

 2 – پرنده ساچ وگنجشک ازملخ ها تغذیه می نمایند وتعدادی را خورده وتعداد دیگررا کشته وازبین میبرند که باید این دوپرنده فوق الذکرشکارنشوند . 

3 -  عده ازقونغوزک های خانواده Meloidae  درمرحله لاروا ازتخم ملخ ها تغذیه می کنند وکپسول های تخم آنها را مورد حمله قرارمی دهند . حشرات کامل این قونغوزک ها گرده خواراند ودرماه های تابستان روی گل گیاهان ازجمله کاسنی دیده می شوند ویازده نوع ازاین گروه قونغوزک ها ازنقاط مختلف کشورگذارش داده شده است .

4 – حشرات خانواده cleridae درمرحله لاروای به کپسول تخم یا حشرات خاکزی ازجمله تخم های ملخ حمله می نمایند .

5 – مگس پرازیت  symmictus  costatus   شباهت زیادی به مگس های خانگی دارد وماده های این گروه روی نبات منتظرمیمانند وزمانیکه مگس ماده تخم گذاری نمود تخم خود را درقسمت فوقانی تخم میگذارند که تخم های آنان بعد ازچند ساعت تفریخ شده ولاروای مگس شروع به خوردن تخم ملخ مینماید .

کنترول میخا نیکی:

1 – ملخ ها را اولا ً تعقیب پروازی نموده وجای را که بعد ازجفت گیری تخم ریزی می کنند نشانی کرده ، نیچه ها یشان جمع آوری شده وازبین برده شوند ویا اینکه نقطه متذکره قلبه زیروزبرویا زیرورگردیده تا درسرما زمستان ازبین بروند .

2 – مچک های که درفصل بهاربروزمی کند توسط تعدادی ازاهالی منطقه ویا کارگران به یک ساحه کوچک آورده شده وذریعه دسته ازغنچه ها زده کوبیده شوند تا ازبین بروند ویا اینکه این مچک ها سوختانده شوند .

3 – پیش روی مچک مهاجرویا چقوری به طول 10 متروعرض 50 سانتی متروچقوری به عمق تقریبا ً یک مترحفرکرده ومچک ها به آن جربوده شده وبالایشان خاک انداخته شوند تاازبین بروند .

4 – مچک ها توسط جال های مخصوص جمع آوری گردیده وازبین برده شوند .

5 – بوسیله غرق آب نمودن نواهی آلوده نیزمیتوانیم تخم های آنان را ازبین ببریم .

کنترول کیمیاوی: 

الف : ادویه الدین که تناسب 50gr الدین 2 گیلن آب 100 پاو کنجاره گرفته شده اولا ً ادویه با آب حل شده بعدا ً بالای کنجاره انداخته شود وطعم بدست آمده به ساحه مربوط طعم گذاری گردد . 

ب : پودرگکسوخلوران ویا ایگزیدول به تناسب 700gr پودرو 21gr کیلو سبوس کنجاره میده وپاروی اسپ را گرفته با پودرمتذکره مخلوط نموده وطعم گذاری گردد .

ج : ادویه درنادیم به اندازه دوسی سی با یک لیترآب حل شده وبالای مچک ها محلول پاشی گردد .

د : ادویه سیعی کبعی الفا که درماشین های مخصوص ( U.L.U) توسط جریان برق بطورخالص دریک فضای مناسب علیه ملخ های مضره ادویه پاشی صورت میگیرد ولی اگر ملخ ها پروازی گردیده وشکل دسته جمعی sworm را بخود بگیرد ودرآنصورت ادویه پاشی باید ازطریق هوا ذریعه طیاره صورت گیرد ناگفته نماند که تا آخرین مرحله قدرت کوشش شود تا ملخ ها به مرحله پروازی وشکل دسته جمعی نرسند .

ﻫ :فنتروتیون % 50 Ec ویک لیتربه محض خروج پودرها استعمال گردد.                                                                            

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت 14:6  توسط ايمل " نظري "  | 

مگس سفید گلخانه

 مقدمه

بدون شک شناخت تشخیص وبه وقت آفات و  کنترول صحیح آنها  یکی از کلیدهای موفقیت در امر پرورش محصولات نه تنها گلخانه بلکه محصولات فارم نیز شامل آنست که بایستی مورد توجه هر گلخانه ها قرار گیرد در واقع شناخت وکنترول آفات یک زمینه تخصصی می باشد که باید با حضور متخصیصن حفاظت نباتات منطقه ای صورت پذیر درنقش این افراد انکار نا پذیر است گلخانه دار باید سعی کند ازمتخصیصن حفاظت نباتات منطقه ای کمال استفاده را نماید تا بتواند به مرحله ای برسد که تشخیص صحیح ازآفات داشته باشد

 مشخصات:ـ                   

مگس سفید حشره کوچک است از ردیف یکسان   )واز  homopteraبالای (Siphoninus granati نام علمیAleurodides .بدلیل کوچک وشباهت به آن مگس سفید اطلاق می شود.وبیشتر درموقع مرطوب وخنک سالی بخصوص درماههای خزان روی درختان مشاهده می شود. ملی مترحشرات کامل به طول2.1 ودارای بالهای سفید چرمی هستند تخمهای بیضوی شکل وبه رنگ زرد ودرسطح زیرین برگها مشاهده می شود لارواهای سن اول متحرک وپس ازچند ساعت حرکت خرطومی خود را در نسج برگ فروبرده ولارواهای به اولین تغیر جلد پاهای وشاخک های خود را از دست می دهند.تعداد زیاد از فامیل های مگس سفید به فامیل کدویان هجوم می آورند تشخیص انواع مگس سفید مهم است زیرا مگس سفیدبرگ نقوه ای گاهگاهی مگس سفید گلخانه بزرگترین قدرت ، یا قوه به فامیل کدویان را به خود اختصاص داده اند تشخیص انواع مگس سفید شکل است مگس سفید حشره کوچکی بدن وبالهای حشره کامل باموم پودری سفید ونرم پوشیده شده .حشره کامل مگس سفید بزرگ نقره ای بالهایش را تا حدی عمودی. مایل بالای بدن نگاه می دارند. معمولا مگس سفید گلخانه بالهایش راصاف برپشت نگاه می دارند.کالونی های مگس سفید در زیر برگها تشکیل می شود. حشرات کامل وتخم ها عموماً درپائین سطح برگهای جوان یافت می شود ومراحل لاروا  فلس مانند تا اندازه ای روی برگ های مسن تر دیده می شود.تخمهای خورد بیضوی شکل ابتدا به مرحله لاروا که حاصل  پاها وشاخک ها است متحرک می شود تفریخ می گردد بعدازاولین پوست اندازی پاها وشاخک ها حذف می گردد ومراحل بعدی مستقر شده به سطح برگ باقی می ماند آخرین مرحله لاروا را اغلب سفیده لاروا چشم سرخ می نامند وآن مرحله ای است که تشخیص حشره ساده می باشد شفیره انواع برگ نقرهای بیضوی نرم سفید رنگ می باشد. لبه شفیره کم کم به طرف سطح برک باریک شده وتعداد رشته های موی دراز اطراف لبه را فرا گرفته ولبه قدری عمودی می باشد که به سطح برک متصل می شود غالب مگس های سفید دیگر نیز روی کدوئیان یافت می شود.

طبقه بندی  :

Kingodom___ Animal

Class ___ Insecta

Order___homoptera

Family___aleredidae

Genus___ trialearodes

Speais___Ttialeurodes_Vaporarium                     

رنگ عمومی بدن حشرات کامل زرد مایل به قهوهای فرق سرو اطراف لب پائین قهوه ای تیره چشم های مرکب زنبور مذکور فهوه ای تیره ولی چشم ساده قرمز رنگ هستند

کنترول بیولوژیکی:ـ

آنان با اندازه گیری طول مدت مراحل زیستی از تخم تا حشره کامل نتیجه گرفته اند که این زنبور که پارازیت مگسک سفید زرد مایل به قهوه ای فرق سرو اطراف لب پائین قهوه ای تیره چشم های مرکب زنبورمذکور قهوه ای تیره ولی چشم ساده قرمز رنگ هستند.

در منطقه اصفهانTrialearades vaporariam

کشور ایران است دارای سه سن لاروای یک پیش سفیدگی یک سن شفیره گی وحشره کامل است زنبور مذکور فاقد خصوصیات سوپرپارازیت است هم چنین پدیده هیپر پارازیتم درانواع زنبور مذکور وجود ندارد درنتیجه می تواند درافزایش فعالیت پرازیتی سایر انواع پارازیت منطقه مذکور موثر زمستان گزرانی مگسAzimer باشد.عظیم آف های سفید.رادر شرایط ازبکستان درمرحلهT.raporariam پویاریوم مقدار نسل این آفت درسال های معمولی وهر ماه یک نسل ودرموقع سالهای گرم هر 10ـ8 روز دارای یک نسل می داند. خسارات عمده ای این آفات به نظر عظیم اف بر روی نباتات مختلف درکشور ازبکستان ناشی از  لاوار های است که با میکیدن شیره نبات وترشح عسلک خسارات وارد می کند دراثر ترشح عسلک قارچهای مختلف روی برگ های این قبیل نباتات رشد می کند مهم ترین خسارات آفت مذکور درازبکستان روی نباتات بخصوص بادرنک وبارنجان رومی است دربرخی سالها خسارات مگس سفید مذکور به روی پنبه فابل توجه است. علاوه براین آفت مذکور روی مرکبات ونیز نباتات زینستی منازل ازقبیل شمعدانی، ازچینی، گل داودی، نیز خسارات وارد می کند .

طرق مبارزه با مگس های سفید

1: کنترول زراعتی :ـ

اوج خهیت افت دراواخر تابستان ظاهر شده وبتدریج تا اوسط میزان کاهش می یابد تا خیر درکشت بکار گیری دوره های بدون میزبان ممکن است خسارات را کاهش دهد. دوره های بدون میزبان جهت کنترول تعداد از انواع مگس های سفید پرارزش می باشدسالیچ پلاسیتگی عکس العمل کننده نقره ای که درکشت مورد استفاده قرار میگیرد درکاهش تعداد مگس سفید برگ نقره ای روی برگ موثر است.این عمل طغیان جمعیت مگس سفید به تاخیر می اندازد.سایچ به سلامت نبات کمک می کند  وتا زمانی که شاخ وبرگ نبات سطح عکس العمل کننده بپوشاند موثر واقع می شود از انتقال نشانه که مورد هجوم مگس سفید واقع شده اجتناب کنید از دلایل انتقال مگس سفید نقره ای از یک منطقه به منطقه دیگر همین انتقال ها می باشد. درصورت امکان حداقل بایستی نیم مایل بین محل کشت فامیل کدویان ودیگر میزبان های مگس سفید همچوکلم ها پنبه فاصله باشد اقدامات صحی را در باره نباتات میزبان زمستان وبهار وعلف های هرزه انجام دهید.علف های هرزه از جمله نیلوفر صحرائی وباقی مانده محصولات کشت قبل را در مزرعه از بین برده شود. درمحیط گلخانه را ضد عفونی نماید سعی نمائید  تولید محصول درکوتاه ترین فصل ممکن صورت پذیرد مدیریت شایسته آبیاری واستفاده از نایتروجن در این راه موثر خواهد بود.

2:کنترول بیالوژیکی :ـ 

درحال حاضر مگس سفید انار آفت اقتصادی باغ های انار محسوب نمی شود. وآفت از طریق دشمنان طبیعی این رفت زنبورپرازیت  AphelinidaeازفامیلTrichaporus.sspاست . زنبور مذکور از طریق صحفه پشتی بیضوی شکل پویاریوم تخم ریزی می کند و نهایتاً زنبور پارازیت  جلد پوپاریوم را سوراخ کرده وخارج می گردد. درست Bugsازشکارگرهای عمومی می توان به یا گلان چشم اشاره کرده اززنبورهایکه ا زفامیل نیزنتایج رضایت بخش بدست آمده  Euopidae است. برخی زنبورهای بی عمل همچون انواع گرم مگس سفیدEretmocerus Encarsia میباشد.لارواهامگس سفیدنیزتوسط سن های چشم Lady bcetlcکلان لاروای  بال تودی  شکارمیشودمگس سفیدنقره ای به عنوان آفتی معرفی گردیده که از دشمنان طبیعی اش گریزان است برخی پرازیت ها بومی وشکارها وانواع مگس ها حمله می کند. اما مانع خسارات آن نمی شوند.

استفاده از قارج  ایتالیک : نام تجارتی این قارج مایکوتال بوده وعلیه مگس سفید قابل استفاده می باشد. این قارچ در شرایط آب وهوای مناسب در صورت که علیه مگس سفید بکار برده شود تا حدودی روی تریپس ها نیز موثر می باشد و به طور پاشیدن دو نوبت مایکوتال به فاصله 10ـ14 روز مگسهای سفید وتریپس ها را از بین می برند . به این اساس که اسپور ها تولید شده داخل بدن حشره شده وآنها را بین می برد. باید توجه داشت محلول پاشی این قارج بروی حشره کامل ولاروا مگس سفید وحشره کامل تری= تاثیر دارد. ولی روی تخم های این حشرات تاثیر ندارد برای استفاده از مایکوتال باید « حشره پائین بوده وگلخانه در شرایط 85% رطوبت وحرارت بین 18ـ 30 درجه سانتی گراد باشد دراین فاصله به علت حساسیت مایکوتال به قارچ کشها توصیه می گردد که از هیچ نوع قارچ کش درگلخانه استفاده نگردد.

3: کنترول کیمیاوی :ـ این مگس با مکیدن شیره نباتات از سطح زیرین برگ ها تغذیه می کند. که درنتیجه آن برگها به رنگ زرد درآمده وپژمرده می شود درسطح تحتانی برگها عسلک ترشح می شوند وموجب رشد وتکثر قارج های دوده را فراهم می کند جمعیت مگس سفید را میتوان با استفاده از(سموم مالاتیون)دیازنیون وهم چنان تدخینی گلخانه  باگازسانید کنترول نمود. جهت استفاده از هر گونه سم با مامورین حفاظت نباتات مشوره نماید .

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت 12:20  توسط ايمل " نظري "  | 

معرفی جنگلات طعییی افغانستان وطروق حفاظت آن

مـــــــقدمـــــــه:

افغانستان یک کشور کوهستانی بوده اقلیمی ونیمه استوایی دارد.جنگلات طبیعی مانند لمنح ،بجور،بلوط وغیره که ارزش صنعتی وساختمانی دارد. درنواحی جنوب شرق کشورانتشاریافته اند. جنگل های پسته،بادام کوهی به پیمانه زیاد در صفحات شمال وشمالغرب کشورانتشاریافته بوده،نسبت قطع یکسره،چرش مفرط مواشی کاهش یافته روبه زوال گذاشته اند.جنگل جنوب شرق کشورنیز به این وضع مواجه می باشد.در کشور ماجز ازیک تعداد محدودنشریه هیچ نوع آثار علمی به اوصاف بوتانیکی ومشخصات بیولوژیکی این جنگل ها را توضیح نموده.به اساس آن پلان انکشاف جنگل روی دست گرفته شده وموجود نمی باشد ازین جاست که ساحات وذخایر چوبی جنگل های کشورتقلیل یافته پروسه صحرایی شدن آن شدید گردیده است ما باید سعی نماییم تا تمام جنــــــــــــگل هـای افغانستان رااز شر دشمنان طبیعی مانند تخریب آب،خاک،قطع بی رویه درختان توسط افراد غیرمسـول ،حیوانات مضره وغیره عوامل که باعث نابودی آن میشود. محفوظ نگهداریم تا باشد که تمام کشور ما با فقر چوب ودیگرمحصولات جنگلات مواجـــــــــــــــه نشـــــــــــــود.

تعریف جنگل:

جنگل اجتماعی است که ساختمان و تشکیلات آن همانند جامعه انسانی می باشد.این اجتماع شامل درختان ،گیاهان،خاک ها،بته ها،آب و حیوانات است به عباره دیگر جنگل جای موجودات زنده مخصوصآ درخت بوده که رابطه با جریان زیست را برای خودو موجودات زنده دیگر مانند حیوانات فراهم می سازد.پس جنگل هنگامی تشکیل می گردد که تعداد محتویات نباتات مخصوصآ درخت آن طور زیاد باشد. که یکی بالای دیگر اثر گذاشته و از طریق آن محیط و ماحول شکل ظاهری خود را تغیردهند اینکه تغیرات ضعیف درجه حرارت،عدم وزش باد و هم چنان رطوبت زیاد هوا مشخصات عمده محیط جنگل است.بنآ درختانیکه درین نوع محیط رشد ونمو می نماید از لحاظ شکل ظاهری زیاد با درختان ساحه آزاد که فاقد این حالت اقلیمی می باشند. مثلآ درختان جنگل ساقه راست وارتفاع زیاد داشته شاخه بری خود بخودی و پربودن چوبی آنها تامین بوده تاج کوچک مخروبه داشته و هم حجم چوب با کیفیت آن زیاد تر می باشد. در زبان های عام جنگل به منطقه گفته می شودکه درختان خود تشکیل یافته و ضمنآ زیست گاه جانوران وحشی است ما باید در نظر داشته که هم منطقه پوشیده از درختان و یا درختچه نمی توانیم جنگل دانست.در یک کلیه روابط ایکولوژیکی از ساده ترین و مشکل ترین آنها بین گیاهان ،جانوران و محیط اطراف آن دارد. در حقیقت یک جنگل همیشه قادر به ارایه حیات بطور مستقل وبدون دخالت انسان می باشد.ازین رو جنگل را میتوان این طور تعریف کرد: جنگل عبارت ازسطح وسیع پوشیده از درخت ، درختچه وسایر گیاهان که همرای جانوران اشتراک زیستی biocoenoseپیشرفته ای بین عناصر تشکیل دهنده آن (گیاهان و جانوران) به وجود می آورند که تحت تاثیر عوامل محیطی قادر به ادامه  حیات به طور مستقل می باشد .یک جنس اشتراکی زیستی جانوران و گیاهای تحت تاثیر عوامل محیطی (اقلیم ، زمین ،خاک و.....) .مجموعه کلی پیچیده تنظیمی راتشکیل میدهد که در زبان های علمی به آن   Biogeocoenose می گویند و این مجموعه ایکولوژیک همان ایکوسیستم است کهTansley در ســــال  1937برای اولین بار پیشنهاد نمود با توجه به این موضوع میتوان گفت که جنگل یک ایکوسیستــــم است و پایه داری جنگل ها بستگی مستقیم به پایداری ایکوسیستم آنها دارد.از تذکرات فوق میتوان تعریف جنگل را به شکل زیرخلاصه نمود.

جنگل به آن نوع جمعیت درختان جنگلی گفته که درختان آنها نه تنها یکی بالای دیگر اثر اندا خته واز طریق ان نه تنها شکل ظاهری خودرا تغیر می دهد ، بلکه بالای خاک و فضا نیز تا ثیر نموده آنها را به دگرگونی های عمیق منتهی میسازد. هکذا جنگل یک پدیده اقتصادی برای استحصال چوب و هم چنین تنظیم کننده شرایط اقلیمی و محیطی (آب وهوا، خاک وغیره) نیز می باشد.

نگاهی به جنگل های طبیعی افغانستان:

فرش های درختان افغانستان به سیستم تقسیمات افقی و عمودی طبقه بندی گردیده است. فرش های که در چوکات طبقه بندی افقی گنجانیده شده اند هفت Formation  1ََartemiseta5,zygophileta,4 caligoneta,3 halophileta2 tamarixxeta  , Haloxiloneta7  xiloneta6 بوده که به ترتیب در جنوب و شمال و جنوب غرب افغانستان دریافت می گردد. بارندگی مناطق متذکره کم تر از 150 ملی متر اندازه گردیده و خاک های خشک وریگی را دارا می باشد.فرش های درختی که در طبقه بندی عمودی گنجانیده شده اند سیزده طبقه در بر می گیرد این formation  ها طبقات درختان جنگلی تحت تاثیر اقلیمی و شرایط مشخص ایکولوژیکی پدید آمده برای طبقه بندی آنها به گمان اغلب به رهنمود های Braun Blangaet که در آن از پرنسیپ نباتی غالب Dominant پیروی میشود. استفاده گردیده است اینکه بر پایه مطالعات عمیق ایکولوژیکی استوار نیست . برای تقسیمات بیولوژیکی فرش ها درخت و استفاده از آن برای پلان های مشخص احداث کافی پنداشته میشود. جنگل ها صنعتی و ساختمانی کشور در ولایت جنوب شرق افغانستان مخصوصآ پکتیا وکنرها انتشار یافته اند.این جنگل ها به ارتفاع 580 متر از سطح بحر که در ناحیه سواحل دریای کنر و ننگرهار که اقلیم نیمه استوایی کشور را تشکیل میدهد، آغاز یافته به ارتفاع 3300 متر از سطوح مر تفع ولایات کنر و پکتیا خاتمه می یابد . بارندگی سالانه در ناحیه نیمه استوایی مذکور بین 178 الی 320 ملی متر تثبیت گردیده. جنگل نیز تجدید  میگردد تغیر یافته در کمر یند فوقا نی سالانه به طور اوسط به 960 الی ی1100 ملی متر بالغ میگردد درجه حرارت قوس نزولی داشته در منطقه اقلیم نیمه استوایی بین18,40   الی 21,20 درجه سانتی در طبقات فوقانی آن با تنزیل دو درجه بالا تر از در سه طبقه دیگر پایین آورده با تنزیل تقریبآ هر یک 5 درجه سانتی گرید کاهش یافته درسرحدات بالایی جنگل به 1,7 درجه سانتی گرید پایین می آید تغیرات اقلیمی متذکره که ناشی از وضع خاص ایکولوژیکی این ناحیه می باشد .

انواع جنگلات طبیعی افغانستان:

جنگلات مهم طبیعی افغانستان به صورت کل به انواع سوزنی برگان و پهن برگان از هم تفریق گردیده که روی اوصاف بیولوژیکی وطرز تکثیر هر کدام آن به ترتیب ذیل توضیح میشود.این جنگل ها به ارتفاعات 580 متر از سطح بحر در ناحیه سواحل دریای کنر،ننگرهار اقلیم نیمه استوایی کشور را تشکیل میدهد. آغاز یافته.به ارتفاع 3300 متر از سطح بحر روی سطوح مرتفع در ولایت کنرو پکتیا خاتمه می یابد.

الف- جنگلات پهن برگان وساحه انتشارآن:

در افغانستان یک تعداد زیاد پهن برگان وجود دارد. به شکل طبیعی ساحات وسیع را احتوا نموده اند. اینعده پهن برگان عبارت انداز بلوط،مارو،کچووزیتون که در سرحدات پایین جنگل سوزنی برگان منطقه جنگلزاری جنوب شرق کشور وسیع اند انتشار یافته اند. در خارج از منطقه جنگلزاری شرقی کشور انواع دیگر پهن برگان پسته،بادام کوهی یا بادام وحشی ،ارغوان ،سکساول ،گز وغیره نیز هستند. بطور طبیعی ساحات وسیع را احتوا نموده ویا گرفته ارزش بزرگ اقتصادی و محافظوی را دارا می باشد. علاوه برآنکه یک درختان پهن برگ دیگری مانندپشه خانه،عکاسی،گل دارسفید،بید روسی،توت،چنار،بید،سنجد که هر کدام به نوبه خود دارای ارزشهای جدا گانه اقتصادی، محافظوی و زیستی می باشند.در کشور ما به شکل طبیعی ساحه مشخص جغرافیاتی را دارا نبوده اغلبآ بطور مصنوعی تکثیر و غرس میگردد. که ازین تمام این انواع به نوبه خود دارای اهمیت فراوانی اقتصاد ی وایکولوژیکی می باشد لازم است که چند نوع آنرا به طور خلاصه مورد مطالعه قرار دهیم.

 درخت بلوط Quercusbalot:این درختان ساحه وسیع را در سرحدات پایین منطقه جنگلات جنوب شرقی کشوراشغال نموده است. در ولایات کنرها وپکتیا وجود دارد.

درخت مارو Quercusdilatata: یکی از درختان بلوط بوده که در ولایت کنرها وپکتیا انتشار یافته اند.

درخت کچوQuercus semicarpifolia: این درسرحدات جنگل های همیشه سبز بلوط درولایات پکتیا وکنر ها در ارتفاعات 2000 الی 2500 از سطح بحر انتشار یافته اند. 

درخت زیتونOlea ferraginea: این درخت در ولایت کنر و پکتیا ساحات وسیع را احتوا نموده اند.

درخت سکساولHaloxylon ammodendron: در کشور ما افغانستان چهار نوع سکساول یافت می شود که عبارت اند از سکساول سیاه، (Haloxylon persicum)  ، سکساول سفید(Haloxylon ammodendron,) سکساول تاغ (haloxylon salicornicum) ،سکساول بامیان haloxylon) multilorum.)درختان سکساول در خاک های نمکی رشد کرده می تواند و هم چنان در خاک های خشک مقاومت دارد. این درختان سکساول در دشت لیلی ، حیرتان و در نواحی دریای آمو توافق زیست دارد.

درخت پسته pistaceae vera: این نوع درخت تقریبآ 300 سال قبل در آسیا کشف گردیده. در کشور ترکیه، ایران، هند و افغانستان از مرکز اصلی آن به شمار می رود . پسته بطور اوسط دارای ارتفاع 5 الی 6 متربوده و در ظرف 10 الی 15 سال به ثمر می رسد و پیش از 1000 سال عمر میکند.

بادام کوهیamygdales communis: این درخت در منطقه جنوب غربی و شرق  افغانستان انتشار یافته در ارتفاع این درخت 4 الی 5 متر به منظور چرای مواشی از آن مورد استفاده قرار می گیرد.

درخت چار مغزgaglans regia: وطن اصلی این درخت کوه های بالکان یک عده کشور های آسیایی منجمله افغانستان می باشد این درخت از نگاه تولید چوب و میوه خود دارای ارزش فراوان اقتصادی واین در خت به عمر بیست سالگی بارور می شود .

ب- جنگلات سوزنی برگان و ساحه انتشار آن:

برای ایجاد جنگل های جدید امروز در اغلب کشور های جهان سوزنی برگان را ترجیح میدهد . این درختان با این نوع جنگل ها برتری های مزید را دارا می باشند. چوب آنها وضع کیفی بهتری داشته ودر صنایع چوب ساختمانی وسیع استعمال می گردد در انواع سوزنی برگان بطور اوسط چوب های ضخیم تر را داشته پس در حالیکه شرایط محیطی مانع رشد و انکشاف آنها نباشد توسعه می شود. در موارد جنگلکاری مصنوعی ویا احیای جنگل های طبیعی به انواع سوزنی برگان ترجیع داده شده از جمله انواع سوزنی برگان محلی درختان لمنح، سرب،نشتر،اوبخت وجلغوزه خیلی مهم بوده. ایجاب می نماید که در مورد جنگل های جدید مورد استفاده قرار گیرد. و از انواع خارجی درختان کاج سفید ، کاج سیاه و ناجو که قبلآ به کشور ما معرفی گردیده اند نیز نتیجه خوب تری داده است.در مورد ایجاد زون های سبز ، باد شکن ها وجمعیت های محافظوی مورد توجه قرار گیرند ساحه انتشار و خصوصیات بوتانیکی و طرز تکثیر آنرا مورد مطالعه قرارمیدهیم.

درخت لمنح cedrus deodara: درخت لمنح بطور طبیعی در نواحی شمال غربی همالیا،قسمت های شمالی بلوچستان و مناطق جنوب غرب افغانستان انتشار یافته اند.چوب این درخت به چوب ارچه معروف بوده این درخت در فی هکتار الی 1500 ملی متر مکعب چوب ساختمانی وچوب صنعتی را تولید می نماید

درخت سرب  picea smithiana : جنگل ها سرب معمولادر تمام مناطق افغانستان ( پکتیا ،کنر ها و لغمان) انتشار یافته اند واهمیت اقتصادی بعد از لمنح در ردیف دوم قرار دارد.

درخت بجور abies spectabilis: درخت بجور یکی از درختان سوزنی برگان بوده. ساحه انتشار آن در کشور ها  خیلی محدود می باشد . به طرف شمال از منطقه جنگلزاری کنر ندرتآ به سمت غربی آن پیش می رود. در لغمان سرب در سرحدات شرقی آن منتشر گردیده است. به سمت جنوب الی منطقه جاجی ولایت پکتیا پیش رفته اند . بجور یک درخت  سایه پسند بوده چوب آن ارزش ساختمانی و صنعتی داشته و مورد استفاده قرار می گیرد.

درخت نشتر:pinus wallchiana: درخت نشتر یکی از انواع سوزنی برگان در مناطق جنگل زاری به نحو بهتر توافق زیست نموده است . این درخت در نواحی غرب لغمان( در دره الینگار) که همراه بلوط ، ماروو کچو جمعیت ها مخلوط را تشکیل داده است. 

درخت جلغوزه. pinus gerardiana : این درخت در تمام ساحه جنگل زاری کشوریا بیشتر از محل زیست درختان لمنح انتشار یافته است . این درخت در ولایت ننگرهار وجود دارد. چوب آن در حال حاضر فاقد اهمیت ساختمانی بوده در غرب ولایت لغمان و جنوب ولایت پکتیا جمعیت خالص را تشکیل داده.

درخت کاج سفید  pinus silivestris : وطن اصلی این درختان براعظم اروپا بوده که بین سال های 1330 الی 1340 به شهر کابل معرفی گردیده است. بعضی از درختان آن که در نواحی بند قرغه ، وپارک پوهنتون کابل و تپه مرنجان غرس گردیده اند. به خوبی نمو نموده نشان میدهد که به محیط کابل توافق زیست دارد . در ساحه آزاد به عمر 15 الی 20 سالگی ودر ساحه جنگل به عمر 30 الی 40 سالگی بارور گردیده .

درخت کاج سیاه. pinus nigra : کاج سیاه مانند کاج سفید از درختا ن معرفی شده در شهر کابل به طور محدود انتشار یافته است .

درخت ناجو.pinus helepensis: وطن اصلی این درخت نواحی بحیره مدیترانه ، سوریه و ترکیه بوده. بین سال های 1330 الی 1340 به شهر کابل ، قندهار، هرات ،جلال آباد وغیره معرفی گردیده در کنار چار راهی ها و برخی از پارکهای این ولایت غرس گردیده است چوب آن دارای کیفیت متوسط می باشد .

حفاظت جنگلات ومنابع طبیعی دیگر:

بعضی جنگلها با دخالت پاره ای از عوامل مخروب درمعرض تخریب کلی ویا جزئی قرار میگیرند. این عوامل ممکن است ناشی از گیاهان،جانوران ویا خود انسانها بوده اند ویا عوامل  اقلیمی ویژه ای باشند ولی کلیه  جنگل ها با کم وبیش شدت خطرات ناشی از اثرات مخروبه بالا را تحمل می نمایند. بنابراین شناخت و موجودیت روش مداوم آنها مهیم می باشد از این زمینه ابتدا باید به روش های حفاظتی احتیاطی مبادرت ورزید.یک جنگل سالم ونیرومند درمقابل دشمنان خود بهتر مقاومت می نماید. اقدامات ویژه معمولاَ در این جنگل ها نیز تاثیرات جالیب وتوجهی  دارد. عوامل که بالای جنگل ومنابع طعیی تاثیر منفی دارند عبارت اند از.

1 : حفاظت درمقابل بعضی ازعوامل آب وهوا.

2: حفاظت درمقابل گیاهان.

3: حفاظت درمقابل جانوران.

4: حفاظت درمقابل اعمال زیان آور انسان ها .

1: حفاظت درمقابل بعضی از عوامل آب وهوا:

این حفاظت به منظور محدود ساختن اثر عوامل است که نمیتوان آنرا از بین برد. بنابر این از روش های احتیاطی کومک می گیریم.

A: حفاظت درمقابل باد های خطرناک:

به صورت مختلف ( افزایش تحرق، کاهش نیروی زیست افتادن درختان ویا شکستن آنها برروی گیاهان جنگل تاثیر می اندازند وابتدا گفته که هدف اساسی بعضی از جنگل های حفاظتی عبارت از جذب وکاهش تاثیرات باد بروی جنگل ها یا زراعت مجاورمیباشد. این حالت درمورد واحد های حفاظتی ، کوه های مرتفع ویا نزدیک سواحل ها میباشد.بعضی از جنگل ها کمتر درمقابل باد قرار می گیرند ولی با وجود که این همواره امکان مشاهده درختان باد انداخت درآنها وجود دارد. جنگلها ویا توده منظم ومتراکم که بیشتر درمقابل باد قرار گرفته وبطورناگهانی میشود. بیدون تردید از درختان با ریشه های سطحی تشکیل یافته اند لحاظا با توجه به شرایط محلی از اجراه روش های بریش های تدریجی میتوان صرف نظر کرد.

B: حفاظت درمقابل خشکی تابستان:

واضح است که مبازه معثیر به عملیه نتایج حاصل از تابستان های بسیار خشک غیر ممکن میباشد. دربعضی از خاک های قابل نفوز خشکی تابستان را کم وبیش میتوان به نگهداری تاج وپوشش کافی به منظور محدود کردن تبخیر با احتراز سخت شدن ناگهانی خاک درسطح وسیع ( جنگل زار های وسیع محوطه های کوچک) کاهش داده. 

C: حفاظت درمقابل یخبندان های زود راس ودیر راس:

یخبندان های بهاری ویا خزانی به ویژه یخبندانهای بهاری در بعضی از مناطق خسارات زیادی به نهال های جوان وارد میسازد ( بلوط کوهی ، بلوط پالک دار، راش) حفاظت موثیر به نهوه انجام بریش های زار آور مربوط میگردد به این ترتیب که به هنگام بریش های مزبور محافظوی از درختان بزرگ دربالای نهال ها ونگهداری می  کنند. درمورد نمونه های وارده به هنگام غنی کردن تا زمانیکه جوانه های انتهایه در خارج از منطقه یخبندان های معمولی قرار نگرفته اند یا بر نگهداری پناه گاه ها ادامه داده یخبندان های معمولی بالاتر از 1 – 2 متر خطر خاک محسوس ندارند. بطور کلی درنظر گرفته مسعله حفاظت درهنگام بریش های زار آور وپناهی ضرورت میباشد.

2: حفاظت جنگل درمقابل گیاهان:

A: حفاظت درمقابل رقابت های زیست

این رقاب درابتدا عبارت از مبارزه برای زیست میباشد که دربین خود درختان حکم فرما است. رقابت زیست به یک انتخاب طعیی منجر میگردد که ممکن است انتظارات ممالک متناسب نباشد. درنتیجه هدف از آزاد کردن بناهای عملیات پاک کردن وروشن کردن عبارت از هدایت انتخاب طعیی وحتی جای گزین که کامل آب یا یک گذین مصنوی خواهد بود. بنابر این نقش حفاظت عملیاتی اصلاح پلان ودرمقابل این حالت از رقابت زیستی بسیار اساس میباشد.

3: حفاظت جنگل درمقابل جانوران:

A: حفاظت  درمقابل جانوران شکاری:

خرگوش که زیان آور ترین جانوران شکاری به شمار میرود این جانوران تقریباَ نوجست های نهالها بذری با نهال های وارد را از بین میبرد گوزن حیوان دیگر است که شاخه های جوان را گاهی تا ارتفاع قابل ملاحظه میخورد این جانوران بعضی از گونه های وارده را که تغیر مطلوب درلست غذائی یکنواخت آنها بوجود می آورند بطور محسوس ترجیه می دهند.

B: حفاظت درمقابل چرای جانوران اهلی درجنگل:

دربعضی ازمناطق ورود دام به جنگل مسائل را مطرح میسازد که برای آینده جنگل ها بسیار خطر ناک میباشد حفظ  جنگلهای مدیترانوی هستند که چراه مفرد که دام ها را تحمل می کنند چراه بی رویه همواره مزیر است بطور کلی هر دام درجستجو علف و همچنین شاخه های جوان چوبی یعنی نسبت به نها ل ها میباشد بنابر این خسارات وارده به ویژه درتوده های که درمرحله وارد آوری یا سبز بهخ جوانی بسر میبرند بسیار خطرناک است علاوه بر آن پای کوبی زیاد دام ها شاخه را بخوبی فشرده وسخت میسازد که خاک بزودی جذب آب باران را از دست می دهند بلاخره چرای دام اغلب خطرات ناشی از اعمال چوپان را نیز مانند آتش سوزی عمده به منظور بدست آوردن جست های جوان وعلوفه جدید وقطعه شاخه ها در درختان سروپا شامل میگردد ولی مسعله از نقطه نظر مطالیب بالا عمومیت ندارد برعکس چراه گاه جنگل  میتواند از فوائید غیر قابل اینکار برخوردار باشد اولاَ از هنگم که پایه های جوان به ارتفاع غیر قابل استفاده برای دام ها رسیدند ترس واز تخریب نها ها ونوجست های جوان ازبین میروند ثانیاَ درجنگلات متعدد که خطر آتش سوزی آنها تهدید میکند چرای دام روش بسیار جالیب توجهی درمحدود کردن باکاهش پوشش زنده درختچه یا درختچه بوته ای بشمار میروند بلاخره درآمد های اساسی بعضی از مردمان فقیر از طریق پرورش وسیع دام به عبارت دیگر از طریق چرای دام درجنگل حاصل  میگردند این حالت اجتماعی چراه گاه دربعضی از شرایط حالت تعین کننده بشمار میرود درنتیجه میتوان گفت که چراه دام درجنگل فوائید و مضیرات دارد بنابر این برای اداره چراه گاه فوائید را باید وضع کرد تا مضیرات آن به حد اقل ممکن برسد این فوائید به چهار سوال پاسخ گو باشد.

1: چگونه؟ طعییت با سرشت دام ها مقاوم هستند: بدین ترتیب که بز زیان آور تر از گوسفندان وگاون ها زیان آور تر از اسپ وقاطرمیباشد.

2: کی؟ که فصل چراه اهمیت قابل ملاحظه درخسارات وارد میباشد.

3: کجا؟ ورود دامها بعضی از قسمت های جنگل( توده های جوان توده های در حال زاد آوری ،شیب های تند) مطلقاَ ممنوع میباشد سایر نقاط جنگل اصطلاحاَ قابل دفاع نامیده میشود.

4: چقدر؟ یک دام دار هرگز 30 راس گاو را در مرتفع به مساحت یک هکتار نگهداری نمی کند هرمساحتی در مرتفع ظرفیت محدود داشته وهنگام که تعداد دام بیشتر از ظرفیت آن گردد سپس از یک یا چندین فصل چراه سیر قهقرایه آغاز وارزش مرتفع از بین میروند.

۵: حفاظت درمقابل اعمال زیان آور انسان: انسان وسایر با رویش های متعدد تخریبی ویا تضعیفی یک جنگل را در اختیار دارد. آتش سوزی یکی از این روش ها بشمار میرود واضح است که اداره نامناسب جنگل دریک مدت طولانی یا کوتاه بیدون تردید کیفیت آنرا بطور محسوس کاهش میدهند ولی با توجه با آشنایه خاننده موضوع تصور میرود که تشریح آن در این مبحث بی فائیده باشد. بنابر این فقط بار آوری می نمایند که وجود وقواعد دقیق وقابل فهم ضرورت درمقابل تبدیل غیر منطقی جنگل ها به زراعت نیز میتوان ه پیش بینی های حفاظت مبادرت ورزید بلکه احتیاط های که منظور کاهش خسارات ناشی از انسان درجنگل باید درنظر گرفته شود بطور مستقیم وغیر مستقیم بررس قرار گرفته اند بنابر این بار آوری سریع آنها کافی خواهد بود.

A: حفاظت درمقابل خسارات ناشی از تخلیه چوپ

درمناطق جلگه ای تخلیه چوپ بعضی از درختان سرپارا زخمی نماید ولی به ویژه به هنگام بریش ها ی زاد آوری است که خسارات ناشی از تخلیه چوپ خطرناک میباشد این مسعله درزمینه دومین بریش های دانه زار منظم ممورد بررسی قرار گرفته است درمناطق کوهستانی هدایت درمثیر بزرگترین شیب ممکن خسارات قابل ملاحظه به توده سرپاه وارد کند بنابر این هدایت باید با رعایت قواعد لازم انجام گیرد درکلیه حالات سیع میشود که هر بریش مثیر انحصاری برای تخلیه داشته باشد.

B: حفاظت درمقابل خسارات ناشی از توریسم

قبلاََ در فرصتی   مناسب گفته شده که درحالت کلی جنگل بعد از شهر نشینان وتوریست را میتواند بخود را دهد این گرایش به جنگل نباید مایوس کننده باشد زیرا برعکس جنگل ها بیشتر موارد بازدید قرار میگیرند درجهت پاسخ گوئی به نیاز مردم از تجهیزات کامل نیز برخوردارباشند علاوه برآن آیا این موضوع وسیله موثر برای جلب توجه مردم به مسائیل جنگلی نیست متسفانه تجهیزات که مورد بررسی قرار گرفت قادر به حذف ضایعات وخسارات ناشی از توریسم نمیباشد بنابر این باید به آموزش توریست همت گماشت تا لزوم رعایت بعضی از مقررات را درک نماید ودرهر فرصت مناسب چند نکته مناسب اساسی زیرا باید به افراد که برای گردش به جنگل می آیند گوشزد کرد.

-گردش که درآن خارج از مثیر راه ها وجاده ها برای خاک ونهال های حاصل از بذر خطر ناک میباشد.

-تخریب ناشی از تکرار قطعه اعضای  درختان کوچک بوسیله صد ها هزار گردیش کننده درطول سال خواهد بود.

-خسارات ناشی از آتش سوزی ها آتش افروختن ساده وخاموش کردن آن همواره بسیار مشکل است.

-تذکر مسائیل بسیار کلی درمورد زنده گی یک درخت یا یک جنگل.

-بحث اجمالی درزمینه نقش جنگل دراقتصاد کشور.

در این فرصت باید از کوشش ها ی که دربوجود آوردن تجهیزات بکار رفته جنگل به یک جنگل تفریحی تبدیل گردد نیز باید سخن گفت نقشه ها ،درختان قابل توجهی ،روش سازگار یافته وغیره میاشد

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت 12:12  توسط ايمل " نظري "  | 

مشكلات عمده جواري

 مقدمه

جواری یکی ازقدیمی ترین نبات زراعتی است که باداشتن خصوصیات مطلوب جایگاه ویژه دردربین محصولات زراعتی دارد.بیش از120 ملیون هکتار زمین زراعتی دنیا به کشت جواری اختصاص داردوتولید محصولات آن بعد ازگندم وبرنج درمقام سوم قراردارد.ولی درافغانستان غله درجه دوم محسوب میگردد.باوجوداینکه تولید کننده های اصلی جواری کشورهای گرمسیر ونیمه گرمسیر است بازهم امروزباداشتن تنوع ارقام وقدامت تطابق باشرایط اقلیمی گوناگون دربیشتر کشورهای جهان ازآن جمله درافغانستان نیززرع میگردد.باید تذکرداد که ازقسمت های مختلف جواری مثل دانه .ساقه برگ .شوته .پوست شوته ابریشم شوته  وغیره   قسمت های جواری استفاده های گوناگون صورت می گیرد.ازدانه جواری نشایسته ، بیر، الکول، رابرمصنوعی واز بعضی انواع آن که مقدارزیاد شحم دارد تا 30% روغن ، ادویه های طبی وویتامین E بدست میاید.ساقه جواری بحیث موادخام برای تهیه کاغز،سلولوز،چوب مصنوعی وغیره استفاده میشود.ازشوته جواری انواع پلاستیک وسرش ساخته میشود. جواری برای تمام حیوانات اهلی غذای خوب میباشد ازکشت جواری خالص ویا مخلوط باسایبین لوبیا ودیگرحبوبات سایلج خوب بدست میآید.زارع یامامورترویج وغیره کسانیکه باامورزراعت سروکاردارند درطول فصل نمو ئی هرنبات تخصص جواری بمشکلات مواجه میشوند که ممکن این مشکلات ناشی ازعدم توجه دروقت بزر،طریق کشت ، نامناسب بودن آب وهواخرابی خاک، تهاجم حشرات وامراض نباتی یااینکه بی اعتنائی دهقان درنگهبانی مزرعه ازجمله حیوانات باشد. بسیاری ازمشکلات ناشی ازعوامل ذیل بوجود میاید. امرض،آفات ، کمبود مواد غذائی درخاک وقلت بعضی ازعناصر که دراین رابطه توجه اکثردهاقین ومتخصصین زراعت رابخود جلب نموده است .

تاریخچه جواری

به احتمال زیاد جواری از امریکای مرکزی ، مکسیکو، و کواتیمالا منشا گرفته است. درین مناطق 5000 سال قبل جواری را کشت مینمودند با کشف براعظم. امریکاجواری در امریکای شمالی و جنوب انتشار وسیع پیدا نمود.در اواخر قرن پانزدهم جواری از امریکا به هسپانیه برده شده که از آنجا به ساییر کشورهای اروپایی انتشار یافته است. در قرن 17 جواری از ترکیه به ایران و احتمال دارد که ازین طریق به کشور های دیگر وهمچنان کشور عزیز ما افغانستان معرفی گردیده باشد، در مقیاس جهانی ساحه تحت بذر جواری 18 میلیون هکتار را احتوا میکند که 22 فیصد آن در ایالات متحده امریکا میباشد ، در کشور ما ساحه تحت بذر جواری 240000 هکتار زمین به اساس راپور سال 1363 است.

تاثیرات عوامل محیطی بالای نبات جواری

یخـــــــــزدگی:

بعضی اوقات نبات جواری توسط سردی شدید متضرر گردیده حتی ازبین میرود .درخاک های که موادعضوی زیاددارد نسبت به خاکهای که موادمعدنی زیاد دارد کمتراست . ضررخنک زده گی درزمین هایکه پائین واقع شده است معمولاً  زیادتر است زیرا هوای سردسنگین بوده ودر حصه پائین تجمع مینماید.برودت اکثرآ برگهارامتضررساخته ونبات راازبین نمی برد. زیراحصه نموئی زیر خاک میباشد وزریعه، باسل ، ضخیم،ساقه حفاظت میگردد با انهم تشکیل گل ابریشمک وپخته شدن رابه تعویق میاندازدوبالای حاصل تاسیر منفی واردمینماید.که تنها برگهاراازبین برده ونبات دوباره نمومیکندزیرا 4-5 برگ اولی اگرچه خنک زده هم نباشد خیلی درازگردیده وزیر سایه دیگر برگها قرارگرفته ومنبع تولید زیادغذا برای نبات نمیباشد درین صورت اگربرگهاراخنک میزند زمین قلبه نشوددرصورتیکه حصه نموئی متضررنشده باشد زیرا 4-3 روزبعدنبات برگهای جدید تولید میکند وضع نامناسب هوابعد ازخنک زدگی سبب مرگ جوانه هامیگردد.

قلت رطوبت:

اگردرنبات نایتروجن ودیگر موادغذائی به اندازه کافی موجودباشددرصورتیکه رطوبت کافی نرسدنبات چملک گردیده وکمرنگ به نظرمیرسد. ولی رنگ زردرابه خودنمیگیرددرصورت کم ابی بعدآ درطول نموی نبات علایم قلت نایتروجن به مشاهده میرسدباوجوداینکه مقداروافرنایتروجن هم استعمال شده باشددرخاکهای سخت ودرشت اب سریعترازریشه درخاک پائین میرود.

ازدیادرطوبت:

درخاکهای که اب زیادداشته باشدبرگهای پائین جوانه زده شده وازبین میرود.یعنی نبات تاوقتکه قدان  بیست وپنج  cm25 میرسددرقابل اب زیادکمتر مقاومت دارد زیراریشه به داخل یاقدری پائین ازتخم میباشد به مجردیکه ریشه های ثانوی تشکیل میشود نبات اب زیادرا به داخل خاک تحمل کرده میتواند.

متضررشدن توسط باد:

بادوقتی باعث خساره درنبات میگردد که قدان به cm 25-10 رسیده باشد. به اثربادهای شدیدساحه وکناربرگ سفیدگردیده بعدآ نصواری رنگ میشود درشتی ساقه وبرگ تاثیرزرات خاک رانشان میدهد ریشه های ثانوی شکسته وتشکیل نمیگردداگربرگها خیلی زیادپیچ وتاب خورده باشدیک حلقه شکسته قدری پائین تراززمین دراطراف ساقه تولید میشود.نبات اکثرآقلت فاسفورس رانشان میدهدزیراریشه های ثانویه بصورت درست عمل نکرده وفاسفورس راجذ ب کرده نمیتواند.

حرارت:

حرارت بین c65-37 باعث سفیدشدن وحصه بالائی نبات گردیده بعدآمیمیرد حرارتیکه باعث ازبین رفتن نبات میگردد مربوط به مقداررطوبت است اگررطوبت نسبتی زیاد باشد درحرارت بلندواگررطوبت نسبتی کم باشدنبات دردرجه حرارت پائین ترمتضررمیگردد.

ژاله :

آفتست که مزرعه جواری رامتضررساخته ونباتات خودراشکستانده ودرصورتیکه خیلی شدید باشد به بته های کلان نیز ضررمیرساند . وقتیکه ژاله بالای بته های خودرااصابت میکند ضرر آن قدری کمتر ازخنک زده گی میباشد اگرنقطه نموئی آن متضررنشده باشد دوباره نمومیکند .ضررژاله مربوط به مقداروشدت زاله ومرحله حیات نبات است درمرحله تشکیل ابرشیمک دربعضی جاها بعضاٌ 3/2 حصه تمام برگ راازبین میبرد وبعد ازآن آسیب آن کم میگردد.

رعــــــــــــــــــدوبرق:

رعدوبرق نیزساحه خورد مزرعه راازبین برده وندرتاٌ واقع میگردد . درصورت واقع شدن حصه مرکزی یعنی اصابت به صورت مکمل ازبین میرود . هرقدر ازمرکز اصابت دورشویم ضررحادثه کمتر شده میرود .دراکثرحالات اگرژاله کلان کلان باشد باعث شکستاندن قسمت Panicleگردیده که این خود باعث کمی درخاصل جواری میگردد.

امراض :

سیاقاق ازجمله امراض معمول جواری بوده ودرسرتاسر کشور وحتی درجهان به مشاهده میرسد این مرض تنها جواری (Zea mayz) وگیاه نوع  ( ( Euchlaenamexicana  رامورد حمله قرارمید هد .سیاقاق درنبات جواری به آسانی قابل تشخیص است .این مرض بوغمه های قابل دیدار درتمام قسمت های مرستما تیک(قسمت نبات که ازسطح خاک بلند ترموقعیت دارد ) تشکیل نموده بتواند ، امابیشتردرشوته ها ، فاصله های بین گره های ساقه وتاج معمول است .هربوغمه دراپتداًرنگ سفید نقرئی مانند راداشته ودرداخل بوغمه ها هزار ها سپور تشکیل میگرددبوغمه های بالای برگ کوچک بوده ولی بوغمه های بالای ساقه وریشه تقریباٌ تابه اند ازه نصف ناریال رسیده میتواند .این سپورها هنگامیکه به پختگی میرسند غشای نقره مانند سفید آن ترکیده وکتله های سیاه جواری سپوررابه انظارقرار مید هد .درنقاط مختلفه نبات هربوغمه معمولاً به اثرمصابیت مستقل تشکیل میگردد.مصابیت گل های موئنث منتج به تشکیل بوغمه هابه عوض دانه ها میگردد هرگاه نبات جوان مصاب گرددقدپخش وضعیف باقی میماند ، این مرض عمدتاً ازطریق بذرانواع مقاوم ومتحمل نبات کنترول میگردد، تناوب زراعتی سه ساله مراعات مقرررات وقایوی ومعامله تخم بامواد کمیاوی برای کنترول آن موئثراست .

سرخی جواری :

سرخی جواری یکی ازمراض معمولی جواری محسوب گردیده ودرتمام جهان که جواری بذرمیگردد،به مشاهده رسیده است اگرچه خساره وارده آن چندان قابل اهمیت نمیباشد امادرصورت مصابیت های شدید مرض مذکورمخصوصاً بالای جواری شرین حاصلات راتاحدی زیاد پائین میاورد.علایم آن این است که زخم های کوچک مدوریابیضوی شکل وسرخ رنگ بالای برگ ها تشکیل می شود ، این زخم ها معمولاً بالای سطح فوقانی وتحتانی برگ فوق العاده به کثرت ظاهرمیگردد. اپیدرمس انساج نبات میزبان دراطراف کناره های زخم هابطرف عقب جمع می گردد وزرات سرخ رنگ پودرمانند (یوریدوسپورها ) به آسانی توسط انگشتان اززخم های مذکوردورشده میتواند .علایم مرض معمولاً بعد ازتولید مویک های شوته جواری ظاهرمیگردد .یوریدوسپورهاتوسط بادانتقال یافته ونثل جدید درظرف (7-14) روزتولید میگردد،ودراخیرفصل نموتلیا(Telia) بصورت پوشیده یابرهنه تولید شده وداغهای مربوط ان رنگ نصواری تاریک ویا سیاه رابخودمیگیرد.بذرانواع مقاوم ویا استعمال قارچکش (zinab) برای کنترول مرض موثئراست.

پوسیدگی دیپلودیائی:

پوسیدگی دیپلودیائی جواری که بنام بلایت جوانه ها،پوسیدگی ریشه وپوسیدگی ساقه نیز یاد میشود ،یکی ازامراض اقتصادی جواری بوده وا زاکثریت نقاط جهان راپورداده شده است وازتمام مناطق جواری کاری جهان راپورداده شده است هنگام که نباتات جوان توسط پوسیدگی ساقه دیپلودیائی مصاب گردند، برگهارنگ سبزخاکی رابخود گرفته،به سرعت خشک گردیده وچنان معلوم میشوند که گویاازناحیه سرمازدگی صدمه دیده باشد،ساقه های مصاب (10-7) روزبعد ازمریضی خشک میگردد،رنگ قسمت پائینی ساقه ها ازسبزبه قهوئی روشن تغیررنگ مینمایند.قسمتهای مصاب ساقه به اسانی توسط باد وباران شکسته وهنگامیکه این گونه ساقه هابازگردند،مشاهد ه خواهدشد که قسمت داخلی ان پوسیده رنگ نصواری رااختیارنموده است، اما انساج انتقالی سالم به نظر میرسد.بعد ازخشک شدن ساقه تعداد کثیر ساختمان های باردهی قارج عامل مرض پائین ترازگره تحتانی ساقه به قسم نکات سیاه رنگ وکمی برجسته ، قابل دید بوده وتوسط ناخن های انگشتان تراش شده نمی توانند . عمرانساج شته وشرایط اقلیمی بالای شدت مرض اثرمهم دارد . پوسیدن شته هامعمولاً ازطرف پائین به طرف بالا پیشرفت می نماید اما هنگام که تخم های مصاب بذرگردد به جوانه زدن ونموشروع می نماید . اگرچنین تخم ها درخاک های سرد بذرگردد جوانه هاقبل ا زسرزدن ازسطح خاک ازبین میرود .گرچه درخاک گرم جوانه ها به نموی خودادامه میدهد ، اما قدآن هاپست مانده وزخم های نصواری ازفاصله گره بین مشیمه هاوکولی اربیتال (میزوکوتایل ) بوجود می آید .

آفــــــــــات

کرم قطع کننده ساقه جواری :

چندین (Species) آن بالای جواری حمله می کند حشره جوان ازبرگها تغذیه نموده وقتیکه بزرگ می شوند درزیرخاک ازساقه تغذیه میکنند جوانه جواری رابصورت مکمل ازبین برده ونبات کلان راازساحه مرکزی ساقه می خورد .دراثنای روز این حشره به اطراف نبات به عمق 7cm   بداخل خاک زنده گی می کند وازطرف شب بروی خاک می براید . حمله حشره مذکور ازساحه کوچک شروع شده وبعداً ساحه وسیع رامورد حمله قرارمیدهداگرنبات درخارج ازخاک قطع می شود حصص نموئی قطع نشده دوباره نمومی کند ولی حاصل آن کم می شود . کرم مذکورازمرحله که بالای نبات حمله می کند ، چاره ازبین بردن ندارد . برای جلوگیری آن باید قبل اززرع مواد کمیاوی ضدحشره استعمال شود . وهنگامیکه تخم تفریخ شد لاروای اولی ازبرگ تغذیه می کند وکنترول این کرم درین مرحله (لاروا) به خوبی بادوزکم ادویه کنترول می گردد.

گروپ کولاپسس (Grop Colapsis ) :

لاروای این حشره ازریشه جوان تغذیه می کنند ونبات ظاهراً قلت فاسفورس رانشان مید هند ورنگ سرخ ارغوانی رابه خود می گیرد ،درین مرحله ازبین بردن آن ممکن نیست وتخم باید قبل اززرع تداوی بذرگردد .وزرع جواری بعد ازخاندان لیگیوم قلبه نمودن زمین درخزان ویاابتداء بهار حمله حشره مذکورابه صورت کافی کنترول مینماید ،هم چنان استعمال زیاد فاسفورس حشره راکم می سازد.

کارن بورر(Corn  borrer):

لاروای این حشره تمام حصص جواری رامورد حمله قرارمید هد ، کرم های جوان بالای برگ های تغذیه می کنند، وبعداً ساقه شوته ودانه راسوراخ می کند وداخل آن می شود ، حشره مذکور دوتاسه نثل دریک سال تولید مثل می کند ، حشره شناسان تخمین نموده اند که نثل اول %4-3 ونثل دوم   %2-1.5 حاصل راازبین می برد ونثل اول باعث ضعیفی نبات گشته که بعداً میشکند ، نثل دوم سبب شکستن ساقه وشته می گردد . بعضی انواع جواری مقابل این حشره مقاومت دارد ، جواری که وقترزرع میشودمورد حمله نثل اول جواری های که دیرتربذرمی گردد موردحمله نثل دوم قرارمی گیرد.

شــــپشـــک برگ :

این حشرات به رنگ سبزآبی خاکستری نازک به تعداد زیاد دارد حلقه هابه برگ های بالائی گل نبات بصورت پراگنده ظاهرمی گردد که حشره مذکور نبات راضعیف وآله تذکیررااکثراً عقیم میسازد .بدین ترتیب ابریشمک القاح نشده نبات عقیم می گردد ، شپشک ها توسط دیگر حشرات شکارگردیده ضررشان زیاد نیست .

کرم شوته جواری :

کرم شوته جواری ازطریق نوک شوته داخل ودردانه تونل می سازند ، این کرم جواری شرین ودیگرانواع آن راموردحمله قرارمید هد ازحلقه هاوشوته ها تغذیه می کند رنگ کرم مذکور سبز ،زرد ویانصواری می باشد .

قلت عناصرغذائی درنبات جواری

قلت نایتروجن درجواری :

زمانیکه نایتروجن درمزرعه جواری کم می شود نبات کمرنگ ، زرد وخورد به نظرمیرسد وساقه آن خالدارمی باشد . شکل زردمانند قلت نایتروجن رادرمرحله بعدی نشان میدهد ، اگرکوددرقطارپاش داده شود ازقلت نایتروجن درمرحله ابتدائی جلوگیری میکند ، به استثنای رطوبت هرقدر وقت بگذرد قلت نایتروجن حالت وخیم تررابه وجود می آورد ومعمولاً  (  50-75 kg/hac)استعمال مینمایند .

قلت پوتاشیم درجواری :

زرد شدن وازبین رفتن کناربرگ ها که ازنوک برگ های پائین شروع می شود ، عمل مهم درشناخت قلت پوتاشیم میباشد ، چون پوتاشیم ازبرگ های پیر به جوان انتقال می نماید تاوقت که قلت مذکورزیادنباشد برگها بالائی نورمال معلوم می شود علایم قلت این عنصر درمرحله ابتدائی ظاهرمیگردد بدین صورت یامقدارمجموعی پوتاشیم استعمال شده کم میباشد ویااین که سیستم ریشه محدودبوده وخاک تخته شده می باشد.درصورت که نبات موجوده نیم متریاکمترازآن بلند شده باشد ، برای درست ساختن آن kg/hac 65-55 پوتاشیم استعمال گردد ، درخاک ریگی خاک که مواد عضوی زیاد دارد خاک های که ازنظرجیولوژیکی خیلی قدیمی باشد ، هم چنان نباتات که پوتاشیم راخیلی جذب می کند (رشقه وجواری ) بذرگرددخاک سخت ومرطوب عوامل اند که محیط رابرای قلت پوتاشیم مساعد میسازند.

قلت فاسفورس درجواری :

قلت فاسفورس درنبات باعث رنگ سبزتیره گردیده ، نوک واطراف برگ رنگ سرخ ارغوانی رابه خودمی گیرد وبه صورت بطی نمومی کند . درمرحله که نبات کمترازنیم متربلند شده باشد سیستم ریشه موادرابه صورت کافی گرفته نمیتواند وسبب کمی مواد درنبات یکی ازعوامل ذیل خواهد بود.

1 – فاسفورس به اندازه کافی درخاک موجود نمی باشد .

2 – خاک خیلی مرطوب ، سردوخیلی خشک می باشد .

3 – ریشه دراثنای خیشاوه قطع شده می باشد .

4 – خاک خیلی فشرده شده نموی ریشه رامحدودمیسازد.

5 – مجادله علیه حشراتیکه ریشه های جاذب نبات راقطع میکند صورت می گیرد وهم چنان فاسفورس باید بیش ازحد استعمال نگردد.

قلت مگنیشیم درجواری :

دربرگ های پائین ، بین رگ برگ ها خط های زرد  وداغ ها ی مدوررابه وجود می آورد وبرگ های پیر ، رنگ سرخ ارغوانی رابه خود می گیرد ، درصورت که قلت آن شدید باشد نوک وکنار برگ میمیرد، استعمال سنگ چونه علاوه براقتصادی بودن آن ضایعات مگنیشیم رادرنبات برطرف میسازد . خاک های که قبلاً PH  بلند داشته باشد kg25 مگنیشیم قابل حل فی هکتار استعمال گردد . پاشیدن kg22  مگنیشیم سلفیت که درlit)   100) آب حل شده باشد ، بدون صدمه برگ مقداری کافی مگنیشیم رابرای یک هکتار تهیه می کند . نگهداشت)  4PH(  درخاک های معدنی و5.5 درخاک های عضوی معمولاً ازقلت مگنیشیم جلوگیری می کند وهم استعمال سنگ چونه ، خاک های تیزابی ، ریگی ، خاک های نیمه مرطوب ومرطوب که مگنیشیم آن شسته شده وخاک های که دارای پوتاشیم باشد سبب قلت مگنیشیم میگردد.

قلت جست درجواری :

علامه قلت جست درنبات دایماً یکسان نیست . معمولی ترین علامه قلت جست درنبات مشاهده می شود خط های ضعیفی که بعداً رنگ سفید رابه خود می گیرد .که ابتداء دراطراف وبعداً دروسط برگ انتشارپیدامی کند  وهم چنان کنار، وسط، ونوک برگ سبزباقی می ماند . بند ها اکثراً کوتاه ونبات چاق معلوم می شود . برگ های جوان اکثراً سفید شده وبه نام  (white bad) یا غنچه سفید یاد می شود . بعضی اوقات کناربرگ ها وساقه رنگ ارغوانی رابه خود می گیرد .وبالاخره ساحه که سفید شده باشد می میرد . تازمانیکه قلت جست خیلی زیاد نباشد هیج نوع علامه راازخود نشان نمی دهد وباازدیاد آن ریشه که ازبین می رود که عین عمل درقلت فاسفورس نیزصورت می گیرد البته بااین تفاوت که علامه قلت جست دیرترازبین می رود وازفاسفورس تیزترصورت می گیرد .برای تثبیت وتشخیص یک قاشق جست سلفیت دریک تشت آب انداخته شود وبالای آن 20-10 بته پاش میشود درصورت که تنها قلت جست باشد برگ های که جدیدآً به وجود می آید نورمال بوده رنگ سبزمیداشته باشد ، اگرجواری بعدازلبلبو کشت شود وجست استعمال نگردد .

قلت جست درخاک های ذیل این طورنشان داده شده است:

1 – وقت که سطح بالائی خاک ازبین برود قلت جست دیده می شود .

2 – استعمال زیادفاسفورس وآن هم به شکل قطار قلت جست رابارمی آورد .

3 – PH  بلند خاک نیز باعث قلت جست می گردد .

4 – خاک های سرد ومرطوب .

5 – زرع جواری بعد ازلبلبو .

6 – نظربه بعضی تجارب استعمال بوران جست رابی تاًثیرمی سازد.

اضراریکه ازاستعال مقدارنامناسب کود به وجودمی آید:

مقدارزیادکودمخصوصاً نایبروجن وپوتاشیم قابل حل که نزدیک تخم باشد ازجوانه زدن ممانعت می کند ویااینکه جوانه به وجود آمده بعداً می میرند .ودرصورت که زنده بماند بسیارضعیف وسوخته می باشد ، برگ ها زرد می شود ویابه کلی ازبین می رود .هم چنان خاک خیلی مرطوب دروقت زرع وبعداً هوای خشک باعث تبخیرآب ازخاک گردیده غلظت نمک را درخاک زیادمی سازد ،خاک ریگی واستعمال کودیکه نمکیات زیادداشته باشد تاثیرمنفی دارد درین باره مرحله باید کودعمیق ترازتخم استعمال می شود ویااینکه به مقدارکم استعمال گردد.

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 15:7  توسط ايمل " نظري "  | 

مرض قرنيه تاك انگور

مقدمه :

ساحه تحت کشت تاک انگور درجهان ازساحه تحت کشت ساير درختان ميوه بيشتر است وتقريبا ده ميليون هکتار زمين ر ا د ربرميگيرد (٤) وهمچنان ساحه تحت کشت انگور در افغانستان قبل از جنگ در حدودهشتاد هزار دوصد (٨٠٢٠٠) هکتار بوده ولې فعلا دوحدود شصت هزار (٦٠٠٠٠) هکتار زمين ميرسد و سالانه پنجا هزار متريک تن انگور توليد ميشود .انگور درمناطق معتدل زياد کشت ميشود و از لحاظ مواد  غذايي غني ميباشد و ١٣٨٦ سال قبل درقرآن کريم توصيف ميوه انګور شده است . تاک انگور يکي از نباتات مهم وتاريخي کشور مابوده که تقريبا بيشتر از ٥٠% فيصد ساحه عمومي ميوه جات رادرکشور ما تشکيل ميدهد ز افغانستان با داشتن شرايط مساعد براي رشد انگور دارايي انواع و اقسام زياد انگور مي باشد ودراين ساله صادرات انگور و کشمش افغاني دردنيا درد رجه ششم قرار دراد و ٢٥ فيصد تمام عوايذد کشور را تاُمين نموده که به ارزش ٣٩ ميليون ډالر به بازار هاي خارجي عرضه و بفروش رسيده شده است .

تاريخچه :

قرغنه يک مرض قريمي تاک دراروپا بود براي اولين بار در منطقه موزل (Mosel) فرانسه مشاهده گريده است ودرسالهاي  ١٨٠٠ م درامريکا ديده شد درافريقا ، استراليا واسيا نيز يافت ميگردد .درافغانستان اين مرض بار اول درکلکان درسال (١٣٤٧) هجري شمسي مشاهده شده  است ددرسمنگان ، غزني ، شمال کابل وپروان نيز ديده شده است .بعد از کشف محلول (بوردو ) درسال٥ ١٨٨م انکشاف وشدت اين مرض روي کليتوار (vitis .vinefera) به طور معمولي کاهش پيداکرده است .اماروي بعضې از هيبريدها وپايه ها از تاک که به طور مرتب به اين محلول سم پاشي نمي شد شيوع يافت .اين مرض دربيسيار مناطق ديده شده است امراض تاک انگور مانند ساير نباتات زراعتي ميتواند  باعث کاهش شديد توليد گردد که از انجمله مرض فرغنه تاک قرغنه تاک انگور که نه تنها   حاصلات يکساله تاک را متضرر ساخته بلکه حاصلات سال هاي آينده رانيز متاثر ميسازد .

علايم بالاي برگ : بروى برگ ها لوده لکه هاي دايروي به قطر ١-٥ ملي متربامرکز سفيد مايل به خاکستري وحاشيه هاي قهوئي تاسياه رنگ بوجود مي اورد . لکه ها گاهي منفرد بوده و زمان  به تعداد زياد تشکيل مې گردد. که دراين حالت ممکن است به هم ديگر وصل شود . اين لکه هاي نکروتيکي زخم اکثراُ خشک (Shot hole) بوده شکل غربال مانند رابه خود ميگيرد وبدين صورت منظره اي  شبه تگرگ زده را پيداکرده وپاره پاره مي شود زمانيکه رگ برگ  ها جوان مصاب گردد زخم ها انکشاف عادي رامانع گريده ومنتج به تغير شکل يا خشک شدن کامل يا سوختگي برگ هامې شود . برگ هاي جوان نسبت به برگ هاي مسن مقابل مصابيت بيشتر حساس مې باشد . ازاينرو بد شکلي غالبا روى برگ هاى انتهائي سر شاخه ها ظاهر مې شود . ودراين حالت چنين به نظر مې رسد که برگ ها سوخته اند .  

علايم بالاى شاخه ها :

قسمت هاى سبز وابدار سر شاخه ها حساس ترين اندام هاى تاک نسبت به اين مرض است . علايم بالاى نوده هاى جوان ونازک ابتداء بشکل داغ هاى متعدد ، خورد ، دايروي وسرخ ظهور مينمايد . داغ ها بعدابزرگ شده وزخم ها را با مرکز خاکسترى وتيغه هاى مدور يا زاويه ئي توليد مې کند . اطراف زخم ها توسط کناره هاى سياه ، نصوارى ، سرخ نما ، تاسيا ، جلادار  محاط ميباشد . لکه هاروى شاخه هم مانند کله هاروى برگ ممکن است به هم وصل شود ، اين لکه ها درمراحل اخرى مصابيت عميق به نظ ر مې رسد . وحتى بعضى اوقات تا عمق  شاخه ميرسد . اين لکه هاروى سره شاخه گاهى شگاف برداشته باعث شگنندگي سرشاخه ها مې گردد. 

علايم بالاى ميوه :

خوشه ها ي انگور يا تاک قبل از دادن تا هنگام رنگ زدن حبه ها نسبت به الودگي به اين مرض حساس اند . درميوه ها ابتداء داغ هاى کوچک ، دايروى ، سرخ ، مايل به نصوارى تظاهر مى کند . بعدا داغ ها به قطر ١\٤ انچ بزرگ شده مراکز داغ ها خاکسترى سفيد نماگشته . وتوسط کناره هاى باريک ، نصوارى ، سرخ نما، تاسيا ه احاطه ميشود . علايم بالاى ميوه مشابه به چشم پرنده بوده واز اينرواين مرض وعلايم انرا به نام پوسيدگي چشم پر نده مې نامند . اسيرولاى درزخم هاى انکشاف مى نمايد کتله هاى بنفش سپورهاى کارچ(٠کونيديا)  درهواي مرطوب طى مدت  طولاني بالاى ساختمان مذکور توليد ميگردد.

دوران مرض :

قارچ عامل مرض به قسم سکلروشيا درساقه هاي مصاب تاک زمستان را سپرى مې کند . د بهار اين سگلرو شيا بالاى  نوده هاى مصاب جوانه زده ومقدار زياد سپور ها (کونيديا ) را زمان که براي ٢٤ ساعت يا بيشتر مرطوب باشد وحرارت بالاتر  از  ٣٦ در جه سانتي گراد باشد توليد مې نمايد  . کونيديا توسط باران وباد به انساج جديد وسالم انتقال مې يابد .سپور ديگر که اسکوسپور ناميده مى شوند . بعد از عمليه زوجي توليد شده ودرانتر نود هاى مصاب وميوه هاى که درزمين ريخته تشکيل مى گردد اهميت اسکوسپور ها در انکشاف مرض تاهنوز به شکل واضح معلوم نه گرديده است .کونيديا از جمله منبع عمده ومواد تلقحى اوليه دربهار به شمار مى رود . علايم مرض زمانيکه مصابيت در٢ درجه سانتي گراد صورت گيرد بعد از ١٣ روز و زمانيکه به حرارت ٣٢ درجه ساتنى گراد مصابيت صورت گيرد بعد از چهار روز به انکشاف خود شروع مى کند . بارندگي وافر و حرارت گر م براى انکشاف وانتشار مرض فوق العاره مطلوب ميباشد .يک بار زمانيکه مرض ايجاد گرديده ساختمان هاى باردهي غير زوچى که اسيرولاى ناميده مې شود درساحات مصاب تشکيل مى شود اين ساختمان ها کونيديا را درهواى مرطوب تشکيل ميکند اين کونيديا منبع دومى مواد تلقحى بشماررفته ادامه وانتشار مرض در طول فصل نموئي مې باشد بارش تگرگ درتابستان از عوامل مساعد براى پخش مرض به حساب مى ايد .

عامل مرض

يک عالم که بنام ( ديباري )  مشهور است دوره نامکمل اين مرض رادر سال ١٨٧٤ مطالعه کرد .همچنان يک  عالم ديکر بنام ( پسروني ) عامل اين مرض را ( Ramularia ampelophage) ياد گرد يک عالم ديگر عامل مذکور را بنام ( Gloeospioum ampelophgam ياد کرد .دوران مکمل اين مرض بنام ( Elsione ampelina ياد مي شود ( ٧)  درشاخ هاي يک ساله قطع شده ديده شده ولي دوران مکمل اين مرض در افغانستان  ديده نمي شود.

کنترول

(0) براي مبارزه اين مرض  به تاک کاران توصيه مي شود که ازکشت تاک انکور در مناطق مرطوب وپست خود داري کند.

(٢) خود داري ازکشت کلتيوارهاي حساس دراحداث باغ ها

(٣) استعمال انواع مقاوم

(٤) مراعات مقررات حفظ الصحوي

(٥)استعمال فلمه هاى سالم درقوريه وخوددارى از کشت تاک هاى مصاب دراحداث باغها .

(٦) جلوگرى از موجوديت تاک هاى وحشي درنزديک تاکستانها .  

(٧) استعمال قارچ کش ها : 

جاى که مرض ايجاد شده به خوصوص درتاکستانهاى تجارتى استعمال قارچ کش ها ضرورى پنداشته مى شود قارچ کش ها درمراحل استراحت يا درزمستاان بلافاصله پس الز عمليات زراعتي براى ازبين بردن سکلوريشيا قارچ عامل مرض تاک هاى خودرا بازينب به مقدار ٢٥٠ گرام فى هکتار ويا تيرام ٢٠٠ فى هکتار سم پاشى نمايد .سم پاشى زمستانى با محلول بورد ود راخر حوت ولايم سلفر دراول حوت براى کنترول انتراکنوز توصيه مى شود .وبعد ا توسط قارچکش هاى پرگى درطول فصل نموئي تعقيب گردد . مانند کوپراويت بلوبه مقدار ٤ گرام درليتر ٢-٣ مرتبه استعمال گردد .

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 14:37  توسط ايمل " نظري "  | 

کشت و پرورش مرچ

مقدمه:

از آنجای که صحت انسان نیازمند غذاهای مختلف است که بصورت متداوم از آنها استفاده میکند. برای اینکه فعالیتهای بیولوژیکی  بدن انسان به صورت خوب انجام یابد ضرورت به انرژی بوده  که این انرژی از تجزیه مواد غذایی در بدن حاصل میشود. غذای انسان دارای اجزای متعدد است که از آن جمله شحمیات ،پروتین ها وکاربوهایدریت ها میباشد که در پهلوی آن یک مقدار کمی ویتامین ها ومنرالها نیز وجود دارد که برای بدن مفید میباشد.این مقدار مواد ضرورت خود را بدن انسان از میوه جات ، حبوبات، سبزیجات و دیگر غذاهای با کیفت بدست میآورد.بناءً سبزیجات نیز در تغذیه انسان رول بسزای دارد. بصورت عموم از نگاه تخنیکی تمام نباتات سبزی است ولی به صورت خاص سبزیجات به آن نباتات اطلاق میشود که تمام حصص آن قابل خوردن باشد. مرچ نیز یکی از مهمترین سبزیجات بوده که دارای اهمیت غذایی فوق العاده ای میباشد.مرچ به قسم خشک و تازه مورد استفاده قرار میگیرد. این گیاه در آب و هوای گرمسیر و نیمه گرمسیر میروید. مرچ به مقابل هوای سرد و شبنم هیچ مقاومت نکرده و سرعت نموی آن در 11 درجه سانتی گرید بسیار بطی میباشد. معمولاً تخم مرچ را 8-10 هفته قبل از نهالی کردن در زمین در گلخانه بذر مینمایند. در وقت نهالی کردن آن زمین باید گرم بوده و درجه حرارت زمین باید بین 11-29درجه سانتی گرید  باشد.در غیر آن نهال مرچ نمو نکره و در حالت خود باقی میماند. آب هوای افغانستان خصوصاً صفحات شمال کشور برای کاشت مرچ  بسیار خوب مناسب  است  از این لحاظ  در افغانستان  برای دهاقین  یک نبات ارزشمند  به حساب می آید .

تاریخچه پیدایش مرچ:

اصلاً مرچ از مناطق حاره امریکای مرکزی و جنوبی منشأ گرفته است و بعداً به مرور زمان توسط کاشفین نهالی به اروپا انتقال داده شده است.ساحه انتشار اولی آن مکسیکو و گواتیمالا بوده است.(5) تقریباً در نزدیکی قرن هجده بود که مرچ در امریکا معمول گرید. مرچ تند در امریکای لاتین و مرچ شرین در امریکای شمالی مروج میباشد.هر دو نوع مرچ در مناطق مختلف جهان بمشاهده میرسد.شواهد باستان شناسى نشان مى دهد كه انواع مرچ سرخ از ۷۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بخشى از رژیم غذایى ساكنان بومى آمریكا را تشكیل مى داده. عده اى معتقدند كه بومیان آمریكا بین ۲۵۰۰ تا ۳۴۰۰ سال پیش از میلاد این گیاهان را پرورش مى دادند. مرچ سرخ از گذشته هاى دور در طب گیاهى به عنوان داروى ضد نفخ، محرك هاضمه و براى درمان قولنج، اسهال، تنگى نفس، ورم مفاصل و دندان درد و غیره استفاده مى شد. امروزه معمولاً از میوه خوراكى مرچ سرخ براى تهیه انواع آچار با طعم تند، چاتنى و دیگر غذاها استفاده مى شود.بذر مرچ سبز در طی یک دوره طولانی در امریکا افزایش یافته قسمی که از لحاظ سطح زیر کشت هفدهمین و از لحاظ ارزش غذایی شانزدهین گیاه در سال 1977 م بوده است. مرچ سبز را بطور تجارتی در بیشتر از 12 ایالت و برای بازارهای محلی و مصارف خانگی در کل نقاط امریکا کشت مینمایند که سطح کشت ،عملکرد، تولید محصول و ارزش غذایی آن را در سال 1977 م در ایالت متحده امریکا تحقیق نموده اند که در جدول شماره (1) نشان داده شده است.Pimento یک نوع مرچ بوده که در ایالت جورجیا تولید میشود. Paprikas نیز یک نوع مرچ دیگر بوده که بطور کلی در نواحی کوچکی از کالفورنیا و اریزونا کشت شده و مرچ Chili به طور عمده از جنوب کالفورنیا و نیو مکزیکو بدست میآید که در شکل (2) نشان داده شده است.محصول عمده مرچ شرین تازه برای بازار در ناحیه وسیعی کشت میشود که عمدتاً در نیمه شرقی ایالات متحده امریکا میباشد.یک نوع مرچ که رنگ آن سرخ بوده و بنام مرچ سرخ نیز یاد میشود برای بار اول از سوی سرخپوستان (کاراییب) به خارج امریکا انتقال داده شد و از آن زمان به بعد به اروپا و آسیا و دیگر کشور های جهان منتشر گردید. مردم جنوب شرق آسیا ،چین و جنوب ایتالیا و مکزیکو از مرچ سرخ (بصورت خشک) در غذاهای محلی شان بیشتر استفاده مینمایند.

جدول شماه(1) مرچ سبز به صورت تازه به بازار" فصل برداشت و سطح زیر کشت، محصول و تولید در ایالت متحده امریکا درسال (1977م)".(1)

ایالت

فصل برداشت

سطح زیر

کشت(هکتار)

محصول در

فی هکتار(Kg)

کل تولید

(تن)

ارزش در کیلو

(دالر)

فولوریدا

بهار

3159

15665

49468

0.42

نیوجرسی

تابستان

2875

8146

3440

0.34

کارولینای شمالی

خزان

2835

4637

13141

0.24

فولوریدا

زمستان

1944

12532

26383

0.36

کالفورنیا

تابستان

1498

6892

39422

0.57

کنتاکی

تابستان

1215

9524

11568

0.24

تگزاس

تابستان

810

10652

8625

0.15

تگزاس

بهار

810

1025

8118

0.35

میشیکان

تابستان

567

9399

5327

0.31

لوئیزیانا

بهار

526

5639

2993

0.34

نیوجرسی

خزان

445

8772

3907

0.31

اوهایو

تابستان

364

1253

4566

0.42

 
معرفی مرچ:

مرچ گیاهی است كه در آب و هوای گرمسیر و نیمه گرمسیر می روید. میوه آن در پوششهای غلافی بلند كه به هنگام رسیدن و پخته شدن رنگ سرخ، نارنجی یا زرد به خود می گیرد، می روید. میوه این گیاه به صورت خام، پخته شده، خشک یا در قالب چاشنی پودری در صنایع غذایی و دارویی، مصرف میشود. مزه آن میوه آن تند و تیز بوده و دارای طمع خوش گوار میباشد. مرچ انواع و اقسام مختلف داشته و بعضی از آنها بسیار تند و برخی دیگر آنقدر تند نبوده و کمی شرین میباشد. مرچ در قسمت های استوائی نبات چندین ساله بوده اما در تحت شرایط اقلیم معتدله گرم یک نبات یک ساله محسوب میشود. مرچ اساساً بصورت نبات یک ساله زرع میگردد.

انواع مرچ (Pepper Varieties):

بصورت عموم در تولیدات زراعتی دو نوع مرچ وجود دارد.

1- Capsicum – annuum  (بنام مرچ سرخ):

مرچ سرخ یا همان مرچ دلمه اى هیچ نسبتی با مرچ سیاه ندارد و حتى در یک خانواده کاملاً مجزا قرار مى گیرد و این نامگذارى تنها در اثر یك اشتباه صورت گرفته است. هنگامى كه كریستف كلمب ندانسته آمریكا را كشف كرد، گمان مى كرد كه به هند رسیده و این گیاه را نیز به خاطر طعم تند میوه هایش مرچ پنداشت. جنس مرچ سرخ به طور تقریبى ۲۲ نوع وحشى و ۵ نوع اهلى دارد. تمام انواع مرچ سرخ در واقع بومى نیمكره غربى اند اما از آنجا كه تقریباً به هر آب و هوایى مقاوم اند، بسیارى از انوع میوه دار آنها در سرتاسر جهان كشت مى شوند. با این حال در آب و هواى گرم محصول بهتر و خوش عطر و طعم ترى به دست مى آید.مرچ سرخ (Capsicum – annuum   دارای دو نوع بوده که مرچ تند و شرین را تشکیل میدهد. دو ورایتی مشهور مرچ تند عبارت از Klifornia و Plowando میباشد که اکثر مردم جهان روزانه از آن استفاده مینمایند.                 

2- Capsicum – frutescens  ( مرچ چندین ساله درخت نما):

این نوع مرچ را در کشور عزیز ما افغانستان بنام مرچ سیاه نیز یاد مینمایند. مرچ سیاه دارای درخت بوده که همه ساله یک مقدار مرچ به قسم خوشه از آن بدست میاورند. مرچ سیاه را  میده یا آرد کرده و با آن  اکثر غذاها را خوش طمع میسازند.

جدول شماره (2) انواع ورایتی های مرچ و خواص مهم آن.

 

ورایتی ها مرچ

 

مصرف

طول فصل رشد( روز)

 

طعم

شکل میوه

طول (cm)

قطر(cm)

Anaheim chili

خشک شده ،کنسروی

80

تند

15-20

3-7

California wonder

خانگی،بازاری،کنسروی

74

شرین

11-12

8-10

Ganape

بازاری

62

شرین

8-7

7-5

Cubanelle

خانگی ، بازاری

62

شرین

15

5

Emerald Giant

بازاری

72

شرین

11-2

9-4

Florida Giant

   بازاری، کنسروی

75

شرین

11-2

8-10

Hungarian Yellow wax

خانگی ، بازاری ، کنسروی

65

تند

15

3-7

Italian E1

بازاری

65

شرین

10

5

Jalapeno M

بازاری ، کنسروی

75

تند

6-2

6.9

Keystone Red . Giant

خانگی، بازاری

75

شرین

10

8-7

Lincoln Belle

خانگی، بازاری

70

شرین

11-2

8-7

Long Red Cayenne

خانگی،کنسروی،بازاری،

خشک شده

70

شرین

11

1.2

Neap  Olitan

بازاری

62

شرین

10

5

Sunnybrook

خانگی ،بازاری

73

شرین

6-2

6.9

Tabasco

کنسروی، خشک شده

95

تند

2-5

1.9

World Beater

خانگی، بازاری

70

شرین

10-11

7-7

Yolo Wonder B

خانگی، بازاری

78

شرین

      10

9.4

Yolo Wonder L

خانگی، بازاری

78

شرین

      10

9.4

اهمیت غذائی و دارویی مرچ:

مرچ به نسبت داشتن ویتامین های A,B,C,E دارای اهمیت بسزایی است. مرچ دارای کراتین و اسید نیکوتین نیز میباشد. در مرچ ویتامین ها نسبت به لیمو و بادنجان رومی بیشتر بوده و مزه تلخ و تند مرچ مربوط به موجودیت ماده است که بنام کپسینشن (Capsaicin) یاد میشود.همچنان مرچ دارای املاح معدنی فراوان است. عناصری مانند کلسیم،سلفر، آهن، سدیم و به خصوص پتاشیم در مرچ سبز به حد وفور وجود دارد.همچنان مرچ دارای پروتین ، چربی، کاربوهایدریت و ترکیبات فایبری میباشد. اضافه تر از 90 فیصد وزن مرچ را آب تشکیل میدهد. از مرچ به عنوان دوا استفاده میشود و آن در درمان روماتیسم ، سوء هاضمه(Dyspepsia) ، ناراحتی ها اعصاب( Neuralgia) ، و بیماری Lumbago تجویز میگردد.برای تهیه ادویه جات از مرچ کاملاً رسیده و پخته شده استفاده مینمایند.میوه مرچ تند به حیث مساله غذاهای گوشتی و همچنان در تولیدات کنسروسازی به مصرف میرسد. از یک نوع مرچ تند و تیزیکه آنرا بنام Capsicum frutescens یاد مینمایند،چتنی ساخته میشود . مرچ را اکثراً خشک کرده و بصورت مساله دیک از آن استفاده نموده و با آن غذاها را خوش طمع میسازند.اکثراً مرچ تند، کوچک ، طویل و لوله ای بوده که این نوع مرچ را بیشتر خشک کرده و بعداً از آن استفاده مینمایند.کپسیشن موجود در مرچ باعث گرم بودن آن میشود . هر چند مرچ گیاه گرم است ، اما کپسیشن موجود در آن سبب کاهش درجه حرارت بدن میشود که یکی از دلایل اصلی تمایل مردم مناطق آب و هوای گرم به مصرف زیاد مرچ محسوب میگردد. این ماده همچنان در بسیاری از خواص دارویی مرچ کمک مینماید. ماده فوق الذکر سیستم قلبی و عروقی را تحریک ، سیستم هاضمه را تقویت و درد های روی  یا مفاصل را تسکین بخشیده و به مثل یک داروی ضد باکتریایی  و ضد عفونی عمل مینماید. مرچ مقدار کلسترول خون را پایین میآورد  که این امر باعث پایین آمدن فشار خون میشود .این گیاه همچنان از انعقاد خون در رگها جلوگیری می کند، این خواص مرچ به وقایه از امراض قلبی مثل آرترواسکلروز (سخت شدن رگها)کمک میکند. مرچ تولید مایعات سیستم هاضمه را تحریک نموده و باعث از بین رفتن بکتریاها میشود. مرچ قدرت هضم را تقویت بخشیده و سبب ازدیاد اشتها میشود. خاصیت ضد عفونی کننده مرچ از اسهال ناشی از عفونت جلوگیری مینماید. از موضوعات که در فوق ذکر شد به این نتیجه میرسیم که مرچ دارای اهمیت غذایی و  طبی(دارویی) فوق العاده ای میباشد.

اهمیت اقتصادی مرچ:

مرچ بر علاوه اهمیت غذایی اهمیت اقتصادی نیز دارد. قابل یاد آوریست که مرچ در صنعت کنسروسازی نیز استفاده میشود که از این لحاظ اهمیت اقتصادی بسزایی دارد. دهاقین میتوانند همه ساله یک مقدار زمین خود را مرچ کاشته و حاصل زحمات کار خود را از طریق فروش مرچ تازه و خشک در مارکیت بدست میآورد. در بخشهای استوائی و نیمه استوائی مرچ شرین نه تنها به منظور استفاده از میوه تازه و کنسروسازی ، بلکه برای صادرات که به صورت تازه و خشک شده به کشور های نیم کره شمالی صادر میگردد ، تربیه میشود. در مناطق که بمنظور تولیدات زرع میگردد انواع ذیل مروج است. کالیفرنیا اوندیر که میوه آن بصورت خام و هم برای تهیه غذاهای مختلف بکار میرود.  تروایرت نوع دیگری از مرچ است که اکثراً در صنعت کنسروسازی استفاده میگردد که این یک نوع تجارت برای بسیاری از کشور های امریکا و کشورهای آسیا و اروپا محسوب میگردد. انواع فوق الذکر در صورت زرع به موقع و مناسب ، اگروتخنیک خوب، حاصل زیاد میدهد.بطور مثال در فی هکتار بیشتر از 10 تن حاصل میدهد. حاصل مرچ شرین تا به 30 -20 تن فی هکتار میرسد. در بعضی حالات حتی تا به 40 تن فی هکتار و مرچ سرخ 10 تن فی هکتار میرسد که این مقدار مرچ تولید شده به مارکیت انتقال یافته و برای مستهلکین میرسد. پس هر قسم تولیدات که در مارکیت جهت فروش فرستاده شود حتماً دارای ارزش اقتصادی میباشد.

خصوصیات بوتانیکی مرچ:

نام علمی یا لاتینی آن Capsicum annuum بوده که در لسان انگلیسی آنرا بنام Pepper و در لسان آلمانی آنرا بنام Paprika و در لسان هسپانوی مرچ را بنام Pimiento یاد مینمایند. مرچ مربوط فامیل Solanaceae میباشد.سیستم ریشه مرچ تاپ روت بوده عمق اوسط آن تا به 100 سانتی متر میرسد. تشکیل میوه و گل در کمتر از 15 درجه سانتی گرید بسیار کم بوده و ضرورت به آب کم داشته و آب زیاد باعث پوسیدن و کندیدن بته آن میشود.وقتیکه ساقه اصلی آن 10-12 برگ تولید کرد به گل میرود و تولید میوه میکند. سپس شاخه های جانبی آن به وجود میآیند که در انتهای آنها گل ها ظاهر می شوند . در بعضی از ارقام آن بته عرضی رشد کرده ، روی زمین پهن میشود. برگها به صورت ساده ، منفرد، بیضوی شکل، و متناوب روی ساقه قرار دارند. اگر بر اثر جابجا شدن بته انتهای ریشه قطع نشود ، ممکن است تا عمق 50 تا 60 سانتی متری در داخل خاک رشد کند .هر گل مرچ دارای 5 گلبرگ پیوسته است که به رنگ سفید یا ارغوانی دیده میشود و حشرات در گرده افشانی آن نقش مهمی را ایفا میکنند. میوه آن بصورت پیوسته بوده که دارای تعداد زیادی تخم است و داخل آن از چندین حفره و یا قسمت تشکیل شده که ممکن است بین 2تا 4 و گاهی تا 5 قسمت متغیر باشد. گاهی اوقات روی یک بته تمام انواع میوه با حفره های مختلف دیده میشود.شکل میوه بسیار متغیر است . بعضی از آنها به صورت کشیده ،نوک تیز ، گرد و کروی، مخروطی و یا استوانه ای مشاهده میگردند. رنگ میوه نارس سبز است ولی وقتیکه پخته شد به رنگ های زرد ، سرخ و یا قهوه ای ظاهر میشود.مرچ یک سبزی یک ساله بوده که اگر هوا مساعد باشد بیش از یک سال عمر میکند و به صورت گیاه دو ساله در میآید. انواع و اقسام مختلفی دارد. گل های آن سفید و یا ارغوانی هستند و شکل میوه آن در انواع مختلف از هم تفاوت داشته و به صورت عموم کشیده نوک تیز، گرد کروی، مخروطی و یا استوانه ای به مشاهده میرسد. رنگ میوه نارس آن سبز بوده ، اما با رسیدن و پخته شدن رنگ آن سرخ یا قهوه ای تبدیل میگردد. انواع و اقسام مختلفی وجود دارد که اکثراً به شکل مخروطی، گیلاسی ، خوشه ای، کشیده و باریک و دلمه ای موجود است. مزه آنها از بسیاری تند و از برخی شرین است.مرچ دارای 2-4 جوف و تعداد زیادی تخم و گوشت میباشد.میوه متشکل از قسمت ، قسمت تولید کننده تخم و تخم میباشد. صرف قسمت گوشتی آن دارای ارزش غذایی میباشد. در مرچ تند این قسمت نازک (تقریباً یک ملی متر) خشک و در مرچ شرین گوشتی ( از 4-10 ملی متر) نرم و آبدار با مقدار کم سلولوز و مقدار زیادی کاربوهایدریت میباشد. مرچ تند بحیث مساله غذاهای گوشتی و همچنان در تولیدات کنسروسازی بمصرف میرسد. مرچ شرین بخاطر میوه تازه آن تربیه میگردد که به صورت تازه و کانسرو به مصرف میرسد. در امریکا نوع مرچ چندین ساله اندومیک که بصورت وحشی میروید خیلی زیاد است ، که میوه آن جمعاوری گردیده و در غذا های روزمره از آن استفاده میگردد.این نوع دارای بته های کوچک بوده میوه به شکل استاده و کمی خمیده بشکل کروی، مخروطی و یا استوانه عریض عز 1.5-2.5 و حتی تا به 5 سانتی متر طویل بوده رنگ آن سرخ ، ارغوانی و یا زرد و خیلی ها تند میباشد.در نقاط مختلف دنیا انواع و اقسام مختلف مرچ و وجود دارد. مثلاً در براعظم امریکا انواع ذیل منتشر میباشد.کالیفرنیا  اوندیر که میوه آن بصورت خام و هم برای تهیه غذاها استفاده میشود. بر علاوه در امریکای مرکزی انواع مرچ محلی مثل اخی چای ،اخی کاچوچا کاپی بلانکا  تربیه میگردد که میوه آن اساساً به قسم مساله دیگ بکار میرود.

آب و هوای مورد ضرورت مرچ:

مرچ از لحاظ احتیاج آب و هوا بسیار مشابه با بادنجان رومی و بادنجان سیاه است. اگر چه مرچ ممکن است درجه حرارت های پائین تری را تحمل نماید. مرچ در آب و هوای نسبتاً گرم جائیکه فصل رشد طولانی و خطر یخبندان کم است ، بهترین رشد را  مینماید. مرچ ظاهراً مقاومتر از بادنجان رومی و بادنجان سیاه میباشد. با وجود این بهترین حاصلدهی مرچ  در زمان  بارنده گی فراوان یا پراگنده و  خوب و حرارت متوسط 20-18 درجه سانتی گراد در زمان تشکیل گل میباشد.(1) در حرارت کمتر از 13 درجه سانتی گراد رشد این بنات قطع میشود. اما حرارت بلند تر از 35 درجه سانتی گراد برای تشکیل میوه آن مساعد نمیباشد. در منفی یک درجه سانتی گراد جوانه های مرچ از بین میرود.

خاک مناسب:

نبات مرچ بمقابل رطوبت اضافی خاک عکس العمل مثبت نشان میدهد. سیستم ریشه های آن به  طوری عمده در طبقات سطحی خاک قرار میگیرد.معمولاً تخم این سبزی را هشت هفته قبل از نهالی کردن به زمین در داخل خانه و یا گلخانه بذر مینمایند. در وقت نهالی کردن ، هوا و زمین باید گرم باشد ، و گر نه نبات نمو نکرده و به حالت خود باقی میماند . خوشبختانه که نموی مرچ متکی به خاک مخصوص نبوده گل رس و خاک ریگی هر کدام برای نموی مرچ مناسب میباشد. (4) مرچ در خاک های مختلف توافق داشته ، ولی خاک های زراعتی با قبله عمیق که عاری از سنگچل و ریگ باشد ، ترجیح میدهد. در مناطق که دوره رشد و نموی کوتاهی دارد بهتر است در خاکهای ریگی زرع گردد.خاک های لوم شنی که رطوبت را تا اندازه ای در خود حفظ کرده بتواند برای کاشت مرچ مناسب است .PH خاک بین 6.5-7.5 برای مرچ مناسب است. ولی در PH کمتر از 5.5-6.5 نیز میتواند بخوبی رشد کند و محصول دهد. مرچ PH کمی اسیدی را بهتر از بادنجان رومی و بادنجان سیاه تحمل میکند..همیشه خاک ریگی برای مرچ گرم بوده و زود رس میباشد. مواد عضوی به شکل کود حیوانی در حدود ده تن در فی جریب به خاک علاوه میگردد. یک نکته جالب دیگر این است که آب برای مرچ مانند دیگر نباتات مضر نمیباشد.

آماده ساختن زمین برای بذر مرچ:

زمینی که در بهار مرچ کاشته میشود باید در اوخر فصل خزان و یا اوایل فصل زمستان سال قبل بطور عمیق قبله گردد. اگر کود سبز یا گیاهان پوششی بکار رفته شده است ، ممکن است در اوایل یا بهار با شخم زدن زیر خاک شوند. در بهار سطح خاک باید بخوبی نرم ساخته شود.(1) عمق قلبه باید 28-30 سانتی متر باشد. اگر کمتر از 28 سانتی متر باشد هم کفایت میکند. ولی اگر 30 سانتی متر قبله شود مفید تر واقع میشود .زمین بعد از این که چندین مرتبه قبله شد  باید هموار گردد و به شکل جویه و پشته ترتیب گردد. قابل یاد آوریست که زمانی زمین قبله گردد که وتر و یا رطوبت کافی داشته باشد . به تعقیب قبله باید بلافاصله جویه ها و پشته ترتیب داده شود . در زمان ترتیب دهی جویه ها و پشته زمین باید کاملاً نم و یا رطوبت داشته باشد.

استعمال کود:

800 – 900 کیلو گرام کود حیوانی برای 350 متر مربع زمین (کرد) کفایت مینماید که در وقت آماده ساختن زمین استعمال میگردد.8 کیلو گرام کود یوریا و 6 کیلو گرام کود DAP برای 350 متر مربع زمین( کرد) کفایت میکند. که یک اندازه معین کود DAP  و نصف همان اندازه کود یوریا را قبل از شاندن نهالی ها و متباقی را بعد از 40 روز شاندن نهالی ها استعمال مینمایند.۴۲ کیلو گرام کود یوریا و 21 گیلو گرام کود DAP برای یک جریب زمین تعیین شده است. 2 الی 3 تن کود حیوانی در فی جریب حاصلات مرچ را از نگاه کمی و کیفی بلند میبرد. برای تهیه نهالی 56-100 گرام تخم مرچ برای فی جریب محاسبه شده است. حرارت مناسب برای جوانه زدن 24 درجه سانتی گراد در ظرف ده روز میباشد.

طریقه بذر تخم مرچ:

تخم مرچ را در مناطق گرم سیر در ماه دلو و در مناطق سرد سیر در ماه حوت کشت مینمایند. باید خاک سبک ریگی برای آماده ساختن قوریه مرچ آماده شود. 10 گرام تخم مرچ برای یک متر مربع زمین که برای قوریه مرچ در نظر گرفته میشود کفایت مینماید. قابل یاد آوریست که زمین که برای قوریه مرچ آماده مینمایم باید به قدر کافی  نم داشته باشد. در قوریه فاصله بین دو بته مرچ یا تخم مرچ باید یک سانتی متر و تخم باید به عمق یک سانتی متر به خاک نرم و مرطوب پوشانده شود تا از دسترس حشرات و مورچه ها محافظت گردد.نهالی ها بعدا 4-5 هفته زمانی که قد آنها تقریباً به 8 سانتی متر رسید باید از قوریه مرچ به مزرعه و یا کرد های آماده شده برای کشت انتقال داده شود. و همچنان روز های آفتابی پلاستیک از روی قوریه دور ساخته  شود  تا نهالی های  مرچ  از نور آفتاب بهره مند گردند. سه ساعت قبل از کشیدن نهالی ها از قوریه باید به آن آب کافی داده شود تا نهالی ها به آسانی از جایش براید و ریشه های فرعی و اصلی آن تخریب نشود. باید نهالی ها به بسیار دقت و احتیاط کامل از قوریه کنده شده و به مزرع انتقال داده شود و بلافاصله به جای اصلی شان کاشته شود. قبل یاد آوری است که مزرعه را قبل از کشیدن نهالی از قوریه باید به صورت کامل آبیاری نمایم تا رطوبت کافی برای نهالی های که در نظر است کاشته شود مهیا گردد.(12) فاصل بین بته های مرچ باید بین 30 -60 سانتی متر و فاصله بین ردیف یا قطار ها 60-90 سانتی متر باشد.

طریقه کشت مرچ در قوریه و  گلخانه:

کاشت مرچ اصلاً از قوریه  شروع می شود . کاشت مرچ معمولا در اروپا از نیمه ماه اکتبر تا نیمه ماه  نوامبر در قوریه آغاز می شود.یعنی در ماه میزان و عقرب کاشته شده و   پس از ۶۰ روز نهالی ها را به گلخانه اصلی منتقل می کنند و برای یک سال از آن محصول برداشت می نمایند.این زمان کشت می تواند برای مناطق گرم سیر در نظر گرفته شود و در مناطق  سرد سیر از اوائل تیرماه می توان کشت در قوریه را آغاز کرد .البته باید در مناطق جنوبی کشور که هوا گرمتر است محیط مناسب را برای قوریه مهیا نمود.چنانچه مقدار نوردهی و حرارت قوریه مطلوب و درست باشد نهالی پس از ۴۵ روز آماده انتقال به زمین اصلی است ، مشروط به آن که حرارت  محیط قوریه در شب و روز بین ۲۵ تا ۲۶ درجه سانتی گراد باشد و برای جوانه زدن بذر رطوبت در حدود ۸۰ درصد ایجاد گردد. با این شرایط می توان امیدوار بود که بذرها بین ۷ تا۱۰ روز جوانه بزنند در این مرحله مقدار نور برای جوانه ها بین ۱۶ تا ۱۸ ساعت در روز است. وقتی جوانه ها سر از خاک بیرون آورند حرارت محیط را باید بین ۲۳ تا ۲۴ درجه سانتی گراد و رطوبت محل را بین ۶۵ تا ۷۰ درصد تنظیم کرد در صورتی که حرارت بستر هم در حد ۲۱ درجه سانتی گراد باشد یک دوره دو هفته ای را به انتظار می نشینیم. در محل قوریه تراکم بته باید به گونه ای باشد که بر روی یکدیگر سایه ننداخته و از طرف دیگر  با رشد نهالی ها همواره جای بیشتری را برای آنها در نظر گرفت از هفته پنجم حرارت محیط را ۲۴ درجه در روز و ۲۲ درجه در شب تنظیم کرده و حرارت محیط بستر را به ۲۰ درجه سانتی گراد می رسانیم چنانچه مقدار نور از ۱۸ ساعت به ۱۴ ساعت در روز تغییر یابد با توجه به وضعیت اقلیمی پس از گذشت ۲ تا ۴ هفته گیاه جوان به اندازه ۲۰ سانتی متر ارتفاع یافته و ۴ برگ حقیقی بر روی ساقه نمایان می شود.در این حالت نهالی مرچ آماده انتقال به زمین است.فراموش نکنیم که قبل از انتقال نهالی گلخانه از هر حیث مهیا باشد تا به راحتی بتوان شرایط رشد گیاه را مهیا نمود. در اینجا باید تاکید کرد که نباید در انتقال نهالی به زمین اصلی زمان را از دست داد و تاخیر نمود.زیرا این بی توجهی باعث مشکلاتی در طول دوره رشد و باروری ایجاد می کند.از طرفی شرایط محیطی گلخانه باید از نظر نور و حرارت مطلوب و قابل کنترل بوده و فضای قوریه عاری از هر گونه علف های هرزه و آفات و بیماریها باشد تا گیاه جوان بتواند مراحل اولیه رشد خود را در شرایط مساعدی انجام دهد زیرا گیاهی که در وضعیت نامطلوب متولد می شود در ابتدا با مشکلات عمده ای مواجه خواهد شد و در صورتی که این گیاه زنده بماند هرگز نمی تواند یک گیاه سالم و قوی در دوره رشد خود باشد.حال می توان با آرامش خاطر نهالی را با تراکم ۲ بته در متر مربع کشت نمود در این شرایط یعنی پس از انتقال نهالی به گلخانه حرارت بستر بین ۱۸ تا ۲۰ درجه و حرارت فضای گلخانه در شب ۱۹ درجه و در روز ۲۱ درجه سانتی گراد و رطوبت محل بین ۵۵ تا ۶۰ درصد باید باشد با توجه به زمان کشت پس از گذشت ۴ تا ۶ هفته بته دارای شاخه و برگ و گل می شود و ارتفاع آن به ۳۰ سانتی متر می رسد. وقتی بته مرچ به ارتفاع ۳۰ سانتی متری رسید کلیه برگ ها و شاخه های فرعی و گل های آن را تا ارتفاع ۳۰ سانتی متری خشاوه می کنیم و فقط اجازه می دهیم ۲ تا ۳ شاخه فرعی رشد نماید. شایان ذکر است اولین گلی که بر روی شاخه های فرعی رویش کرده است باید حذف شود زیرا با تبدیل این گل به میوه با توجه به اینکه در بین دو شاخه فرعی شکل گرفته و رشد کرده است علاوه بر اینکه به صورت بد شکل در می آید آسیب جدی به خود بته نیز وارد می نماید. به عبارت دیگر به علت رشد میوه و فشاری که به واسطه این باروری به دو یا سه شاخه اولیه وارد می شود اولین گل شاخه های فرعی باید حذف شود. در صورتی که بته مرچ به اندازه کافی رشد کرده باشد اجازه میدهیم گل دوم به میوه تبدیل شود و اگر تمایلی به این کار نداشته باشیم فرصت مناسبی برای رشد بیشتر شاخ و برگ و ریشه بته را فراهم ساخته ایم و از طرف دیگر موقعیت را برای تبدیل گل سوم به میوه مهیا و آماده می کنیم. بدیهی است که بر روی ۲ یا ۳ شاخه مذکور تعدادی شاخه های فرعی رویش می کند که به علت حجم برگ ها می توانیم جوانه انتهایی این شاخه های فرعی را بعد از برگ اول حذف کنیم و یا در صورتی که شاخه فرعی مزاحم شاخه های دیگر شد آن را به طور کلی حذف می کنیم. توجه داشته باشید که حذف شاخه های فرعی و شاخه بری جوانه انتهایی شاخه های فرعی باید به گونه ای باشد که در نهایت میوه های مرچ در پوشش برگ ها قرار گرفته و بدین وسیله از آفتاب سوختگی در امان بماند .خاطر نشان می شویم دهاقین ماهر با توجه به فصل کاشت موقعیت بته و تراکم بته اجازه می دهند بین ۵ تا ۷ گل به میوه تبدیل شود و انتخاب به دو شاخه فرعی یا به عبارتی سه شاخه فرعی تنها بر اساس ارتفاع گلخانه تجربه دهقان و استعداد بته می باشد. بنابراین با داشتن ۲ تا ۳ شاخه فرعی بر روی هر بته جمعاً ۵ تا ۷ گل تبدیل به میوه می شود که با توجه به شکل میوه و مرغوبیت آن در صورت نیاز گل های اضافی را حذف می کنیم تا میوه های مرغوب تری برداشت کنیم این روش تا پایان دوره کشت ادامه خواهد داشت.

بستن بته مرچ:

بته مرچ بر خلاف بته بادرنگ و بادنجان رومی به پایین کشیده نمیشود بلکه بر اساس ارتفاع مفید گلخانه می توان دو تا سه شاخه را انتخاب کرده و به انتهای هریک از شاخه های فرعی نخ بسته و آنها را مانند شاخه های اصلی به دور نخ ها پیچید زیرا در پایان دوره گیاه در صورت سلامتی به اندازه ارتفاع مفید گلخانه رشد می کند. بد شکلی میوه زمانی صورت می گیرد که بعد از رویش گل٫ حرارت برای مدت طولانی مناسب گیاه نبوده و در حد ۱۴ درجه سانتی گراد بوده است.لازم به ذکر است در ماه های سرد زمستان نیز این مشکل برای گیاه بوجود می آید البته این عارضه علت دیگری هم دارد و آن وجود حشرات مضر بر روی گیاه است.این حشرات معمولا شیره گیاه را مکیده و باعث بد شکلی میوه آن میشوند در صورتی که رطوبت گلخانه به ۸۵ درصد برسد و یا در مواقع شب هوای گلخانه سرد و اطراف آن گرم باشد و یا اینکه آبیاری در طول روز دیر شروع شود میوه بته مرچ ضخیم و در نهایت دو قسمت می شود.زمانی که میوه در اندازه مناسب است ولی تغییر رنگ نمی دهد درجه حرارت متوسط در شبانه روز کم است بهتر است حداقل نیم درجه ،درجه حرارت متوسط را افزایش داد.

آبیاری مرچ:

مزرعه ( کرد مرچ) باید بطور منظم در طول فصل نمویی 14-16 مرتبه طبق ضرورت آبیاری گردد. در مناطق که بارنده گی کافی وجود ندارد ولی مرچ در آن ساحه کاشته میشود ، آبیاری مناسب جهت دسترسی نبات مرچ به آن ضرورت است.  تعداد دفعات آبیاری باید به مقدار کافی باشد تا یک مقدار رشد متداوم را تأمین کند.نهالی ها در وسط پشته شانده میشود و بعداً آبیاری در جویه ها صورت میگیرد که البته مقدار آن خیلی زیاد نمیباشد. دومین آبیاری در روز دوازدهم بعد از آبیاری اول صورت میگیرد تا سیستم ریشه بهتر و عمیق تر انکشاف نماید. در شروع شگوفه مرچ آبیاری کمتر صورت گرفته و در وقت شگوفه مکمل آبیاری قطع میگردد، تا این که شرایط برای انتقال از نمو به باروری مساعد گردد، در شروع پیدا شدن تخمدان میوه آبیاری از سر گرفته میشود و بعد از هر جمع آوری حاصل آبیاری صورت میگیرد.(5) نورم آبیاری در آغاز مرحله نموئی 250 تا 300 متر مکعب فی هکتار و در مرحله تشکیل شدن میوه 400 تا 500 متر مکعب فی هکتار تعیین گردیده است. زرع نبات مرچ بدون نهالی هم امکان پذیر است تعداد آبیاری آن در مرحله نموئی اولی 1-2 مرتبه بیشتر میباشد.

خشاوه مرچ:

جهت محو نمودن گیاهان هرزه عملیات زراعتی در بین قطار ها به عمق 2.5-5 سانتی متر صورت میگیرد.کرد مرچ را باید 2 -3 مرتبه خشاوه نموده و تمام گیاهان هرزه آن از بین ببریم.

امراض و آفات مرچ:

به ارتباط امراض ، آفات و حشرات نبات مذکور لازم تذکر بدهیم که مرچ افغانستان به امراض و حشرات بسیار کم مبتلا میگردد. اما در ممالک دیگر اکثر امراض و حشراتیکه بالای بادنجان رومی و بادنجان سیاه تأثیر می اندازد ،بالای مرچ نیز حمله ور میگردد. بته نوجوان و نو کشت شده اگر در سطح زمین باشد از این خطر کاسته میشود. همچنان مشکلات دیگری از قبیل مرض پوسیده گی انجام میوه که بادنجان رومی به آن مبتلا میشود مرچ نیز به آن مبتلا میشود.از امراض مهم مرچ میتوان از شته ها ، ترپس، کرم شب پره زمستانی، ککهای گیاهی( Flea beetles) و انواع مختلف نیماتود ها مانند Root-Knot-nematode نام برد. آنترکنوز (Anthracnose) ، پژمرده گی باکتریایی که بنام ( Bacterial Wilt) نیز یاد میشود، لکه برگی، پوسیده گی میوه(Fruit rot)،سفیدک حقیقی ( Powdery mildew) ، بیماری بته مری مرچ  که بنام (Phytophthora capsici Leonian) یاد میشود، و انواع بیماری های ویروسی نیز از جمله امراض مهم مرچ میباشد که بالای مرچ حمله نموده و سبب کاهش کمیت و کیفیت مرچ شده و حاصل مرچ را کاهش میدهد.بعضی از آفات مهم مرچ قرار ذیل است.

1- جدا شدن میوه از بته قبل از رسیدن کامل:این عارضه ممکن است در اول دوره اتفاق بیافتد و علت آن مربوط می شود به برگ های اولیه که هنوز کوچک هستند و نمی توانند به مقدار کافی مواد لازم را تولید کنند با افزایش برگ می توان این نقص را برطرف کرد.      
2- تغییر رنگ میوه در حالیکه اندازه میوه کوچک است:علت این مشکل یا بخاطر تعداد بیش از حد میوه بر روی شاخه ها است و یا اینکه فاصله گره ها کم و برگ ها کوچک است.برای رفع این نارسایی بهتر است درجه حرارت متوسط گلخانه را ۱ تا ۲ درجه افزایش داده و گیاه را وادار به رشد و رویش بیشتری بنماییم. به طور معمول فاصله بین گره ها باید حدود ۶ تا ۷ سانتی متر با شد و شرایط گرم گلخانه نیز می تواند باعث ریز شدن میوه ها گردد.در صورتی که انتهای میوه فاسد و یا پوسیده شود کمبود کلسیم علت اساسی آن می باشد و از آنجا که مقدار نیاز مرچ به کلسیم زیاد بوده و کمبود آن مشکلات زیادی را برای تولید محصول فراوان و مرغوب ایجاد می کند می توان از نوعی کود کامل که دارای ۵.۲۲ فیصد کلسیم می باشد و با نام کال ماکس عرضه میگردد، استفاده نمود با اضافه کردن این ماده به رژیم غذایی گیاه می توان این عارضه را بر طرف کرد.مرسل

3- آفتاب سوختگی مرچ:آفتاب سوختگی هم یکی از عوارضی است که به اثر تابش بیش از حد آفتاب بر روی میوه بر می گردد. برای اینکه مرچ دچار این مشکلات نشود شما می توانید با پوشش برگ ها بر روی میوه از شدت تابش نور آفتاب بر روی میوه جلوگیری کنید و بالاخره آسیب های  که بوسیله گنجشک ها بوجود می آید. مرچ های رنگی در طول زمان رشد خود دچار دگرگونی هایی می شود که لازم است گلخانه داران عزیز در این مورد هم اطلاعاتی داشته باشند مثلا واریتی های  بیانگا که به رنگ سرخ کم رنگ مشهور است در ابتدا به همین رنگ است و سپس به رنگ سرخ کامل در می آید و واریتی های  زرو(یک نوع مرچ است ) ابتدا به رنگ بنفش است و چنانچه چیده نشوند به رنگ سرخ تبدیل می شود. در حقیقت به خاطر زودرسی این دو واریتی و تقاضای بیشتر مرچ های سبز در بازار برای شروع عرضه در بازار می توان از این دو واریتی استفاده کرد. شایان ذکر است که واریتی های دیگر مرچ های سرخ در ابتدا سبز هستند و رفته رفته به رنگ های زرد ٫ نارنجی ٫ سرخ  تبدیل می گردد.

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 13:54  توسط ايمل " نظري "  | 

لبلو و اهمیت آن

مقدمه:                                                 

تولید شکر در دنیا بر مبنای اطلاعات سازمان خوراکه جهانی (FAO) درسال 2003 م برابر با 145 تن میباشد.درحالیکه مقدار مصرف شکردرآن سال برابربا138.1ملیون تن بودازاین جمله برای چندین سال پیدرپی تولیدشکردردنیابیش ازمصرف آن بوده ودرنتیجه باعث مقدار ذخیره  زیادشکرشده است.تااوایل قرن(19)نیشکرعملاً تنها نبات بودکه به اندازه کافی برای تهیه شکرکشت میشد وحدود 200سال پیش یعنی درسال(1747)م یک دانشمندآلمانی توانست دو ورایتی لبلبوی علوفه ای نیزشکر استخراج نمودواین شکرازلحاظ کیمیاوی شبیه شکرنیشکراست.اقدامات دیگری یک دانشمند آلمانی بنام آشارد درسال 1786،برای استخراج صنعتی شکرازلبلبو بعمل آمد به شکست مواجه شد،زیرافیصدی شکردرلبلبوی علوفه ای به اندازه کم بود که تولیدآن بطور موثری میسرنگردید.آشارد نتنهادرامراستخراج قند  ازلبلبوخد مات شایان کرد بلکه درراه کشت وکار و تهیه ورایتی های خوب کارهای انجام داد.پس ازمدتی کوتاهی زراعت لبلبوی قندی دراروپابخصوص آلمان وفرانسه رونق گرفت ، درفرانسه «لوئی دویلمون» درمطالعات درمورداصلاح لبلبوی قندی به عمل آورد و روش آزمایش نتائیج رامعرفی کرد.امروز لبلبوی قندی ازجمله گیاهان مهم صنعتی دنیا محسوب میگردد.دربسیاری ازکشورهای جهان،تولید قند یکی ازجنبه های ضروری اقتصادی دهاقین میباشد. وتنهاعوامل اقلیمی است که تعین کننده انتخاب یکی از دوگیاهان عمده تولید کننده قند میباشد.نیشکرکه امروز درحدود 58%  کل شکر دنیا را تولید میکند بخصوص درمناطق حاره وشبیه حاره کشت میشود.دراینجا قابل توجه براینکه مصرف شکرتولیدی دنیاحدود 65%آن ازنیشکر  و 35%  آن ازلبلبو بدست میآید.زراعت نیشکردر 104  کشور و لبلبوی قندی در48 کشور دنیا صورت میگیرد.دربررسی مسائل مربوط به لبلبوی قندی دراینجاجهت ارائه رهنمائی های عملی ومناسب، تجربیات بدست آمده ازتحقیقات لبلبوی قندی دردنیا مطرح شود.شایدکه اینگونه بررسی ها منجربه اطلاعات وشناخت بیشتری درارتباط با ازدیاد تولید وگسترش بذرلبلبوی قندی درکشور گردد.

تاریخچۀ لبلبوی قندی:

باوجوداینکه بذر لبلبوی قندی سابقۀ طولانی دارد ولی بذرصنعتی آن بمنظورتهیه قندوشکر حدود 250سال است که متداول شده است.پیش ازآنکه،عمدتاًبه عنوان علوفۀ حیوان مورداستفاده قرار میگرفت،درسال1575(الیویه دوسر)اعلام کردکه میتوان ازریشه گیاه لبلبوی قندی،قنداستخراج کردو درستی این گفتارتوسط آندره مارگراف کیمیادان آلمانی درسالهای 1745تا 1747به اثبات رساند و بالآخره درسال 1786شخص بنام آشارد شاگرد مارگراف که اصلاً فرانسه وی ولی مقیم آلمانی بود روش استخراج قندازلبلبورادرسطح تجارتی پیداکردودرسال1801اولین کارخانۀ لبلبوی قندی تاًسیس شد. توسعۀ صنعت قندسازی ازلبلبوی قندی قرن نوزدهم به شدت خاص پیداکردکه نتیجه آن تولید ده ها ملیون تن قندازریشۀ این گیاه درسراسرجهان شد.لبلبوی قندی به نوع Beta vulgaris تعلق دارد که والد آن بنام  Beta marittima درسواحل مدیترانه  وآسیای صغیر میروید. دراین مناطق از حدود 3000سال قبل انواع مختلف از لبلبو جهت مصرف برگ میکاشتند ،همچنین در تمدنهای یونان وروم باستان به منظور استفاده غذایی  ودرمان بعضی از مریضی ها مورد استفاده قرار میگرفت. جینس Beta نتیجه تلاش بشر جهت اهلی کردن این گیاه طی چندین قرن میشود . باوجود شجره طولانی لبلبوی قندی ،وجود انواع از آن با سکروز کافی تا سالهای 1500 م گذارش نشده بود. تا آنزما ن لبلبو دراروپا وبه ویژه درآلمان وفرانسه بیشتر جهت تغذیه حیوان کشت میشد. بعد از آشارد اصلا ح وتولید لبلبوی قندی ادامه پیدا کرد به طوری که فیصدی قند درلبلبو افزایش چشمگیری یافت . لوئس ویلمورین درفرانسه با استفاده از روش به انتخاب Progeny غده های را انتخاب کرد که مقدارسکروز درآنها از 7.5% به 16- 17% میرسد.درهمان قرن کارخانه های زیادی دراروپابه ویژه فرانسه اهداث گردید.افزایش تعدادکارخانه های لبلبوی قندی دراروپامنجر به تعطیلی کارخانه های تصفیه نیشکرشد.استفاده ازارقام جدیدومصرف مناسب کودهای معدنی وآلی، همچنین ساخت وتولید ماشین آلات مربوط به زراعت لبلبوی قندی موجب ازدیاد تولیداین محصول در دنیاگردید.چنانچه درنیمه دوم قرن نوزدهم تولیدلبلبوی قندی درکشورهای همانند فرانسه،اتریش و آلمان نسبت به مصرف آن افزایش پیداکرد.درایالات متحده آمریکا نخستین کارخانه ای که باموفقیت درارتباط بااستخراج شکرازلبلبوی قندی شروع بکار نمود.بعدها بنابربه ازدیاد حاصلات درکشورهای مختلف دنیا تولید شده است.تا اوایل قرن بیستم یکی از مشکلات جمع آوری لبلبوی قندی به نیروی انسانی احتیاج زیاد داشت وهمچنان بخاطر تنک کردن وپاک نمودن گیاه هرزه ازمزرعه لبلبوی قندی ازنیروی انسانی کار میگرفتند.درسال های بعدی ازنیروی انسانی کمتراستفاده گردیده است بخاطرکه ماشین آلات مختلفه را کشف نموده اند،اکنون باتوجه وکوشش زیاد دانشمندان ماشین آلات مدرن وپیشرفته راساختند تا دهاقین ما راحت ترمحصولات خودراجمع آوری نمایند.

لبلبوچیست؟Beta  vulgaris sub sp    
لبلبویک سبزی شناخته شده دراروپای شرقی ومرکزی است ولی دراروپای غربی وایالات متحده اهمیت کمتری دارد.این گیاه برای ریشه متورم آن کشت میگردد.لبلبوسرشارازویتامین هایA،BوC بوده ودارای مقدار زیاد قنداست همچنین این نبات خنک،سرد واشتها آور وحتی به اندازه کافی مقوی میباشد.دارای اثر رادیواکتیف بوده که عمل آن دردستگاه هاضمه بدون قابل توجه واهمیت است لبلبو ادویۀ نرم کننده وآرام کنندۀمعده و روده هامیباشد.جوشاندن لبلبوبه مقدار 25-50gr دریک لیترآب برای التهاب مثانه، بواسیر و بیماری پوست مصرف میشود.مصرف برای اشخاص که مبتلابه مرض قند هستند منع گردیده است.اگربخواهندازخواص طبیعی لبلبو درمعالجه امراض بهره گیری کنند باید رژیم آب لبلبو بگیرند و مدت 3- 4 هفته هرروز فقط یک گیلاس بزرگ آب خام لبلبو رابخورند وآثار شفابخش آن درخود ببینند.لبلبوگیاه است دوساله،یعنی سال اول ریشه تولید میکند ودرسال دوم بذر.بعضی بته ها در سال اول به بذر میرویند که این خاصیت راbolting گویند.رشد ریشه این نوع ها  کم میشودو محصول لبلبو کاهش میابد.بعضی ازانواع وحشی یکساله اند،خاصیت یک ساله بودن بایک جین غالب کنترول میشود. 

اهمیت لبلبوی قندی

اهمیت لبلبوی قندی علوفۀ نسبت به دیگرگیاهان زراعتی حداکثرموادغذائی را بیشتر به سطح زمین استفاده میشود.لبلبوی قندی بیشترجهت تهیه قندکشت میشود. باوجود استخراج قند ازتفالۀ آن هم بصورت علوفه یاموادغذائی حیوان استفاده میکنند.از لبلبونوع قندی نیزدر حالیکه تولید زیاد باشد مقداری بصورت علوفه استفاده میکنند.بذرانواع لبلبو یک جوانه ای که بصورت خطی فاصله دارانجام میشودمواظبت زیاد لازم دارد. نوع بذراثر زیادی برروی کیفیت بذرمیگذارد کیفیت بذربستگی به قدرت نامیه که باعث جوانه زدن بدون فاصله درتراکم میشود ونیز شرایط مناسب جهت تولیدمحصول بالا درواحد سطح دارد.بذر لبلبوی بذری معمولاً با بذر لبلبوی غده ئی که ازغده وبرگ آن استفاده میشود فرق میکند

اهمیت اقتصادی:

لبلبوازجمله نباتات صنعتی است. لبلبوی قندی یکی ازانواع مشهور لبلبو دردنیا میباشد ومنبع عمدۀ مواد خام برای بدست آوردن شکربشمار میرود وهمچنان بخاطرتغذیه حیونات نیز زرع میگردد لبلبوی قندی حاوی20-24%سکروز بوده ونظربه لبلبوی علوفۀ که خوراک حیوانات راتشکیل میدهد دوبرابر ارزش دارد.لبلبوی سرخ که منبع مهم انرژی میباشدوبه قسم ضمیمه باغذای روزمره مصرف میگردد.برگ لبلبورابه شکل تازه میتوان حیوان تغذیه نمود.لبلبوشیر گاو را زیاد ساخته وآنرا حیوان به اشتهاصرف مینمایند.درجهان هشت ملیون هکتارزمین لبلبوزرع میشودکه ازآن جمله 50%آن دراتحاد شوروی سابق قراردارد ومتباقی درکشورهای اروپائی وامریکائی زرع میگردد تقاضای بیشتربه لبلبوی بزرگ ازاثر بوجود آمدن فابریکه های مدرن وعصری شکرسازی میباشد درافغانستان لبلبورابه منظورتازه خوری وتولید شکر زرع میکنند لبلبودر افغانستان درولایات بغلان وکندز زیادتر کشت گردیده بعداز اعمار فابریکۀ قندبغلان درسال 1320هجری-ش کشت لبلبودراین ولایات بمیان آمده زیاد تر رائیج گردیده است.دراینجا قابل تذکرمیدانیم که امکان استخراج قندازلبلبو تاقرن18برکسی آشکارنبود و نیشکرتنهامحصول بودکه درسطح جهانی برای تولید قند کشت میشد تااینکه دانشمندآلمانی بنام مارگراف درسال1747م کشف نمودکه میتوان ازلبلبونیز قند استخراج میشود.این ضرورت منجربه توسعه صنعت لبلبوی قندی دراروپا گردید بالآخره ازآنجابه سایرنقاط جهان راه یافت که اینک به پیمانۀ زیاد درسطح دنیا زرع میگردد.لبلبوگیاهی است با فوایدبسیارکه پختۀ آنرالبومیگویند بخش های خوراکی این گیاه هم برگ آن است وهم ریشۀ آن دربرگ های این نبات درطول روز قند تولید میشود وهنگام عصراگربرگ آنرا خام بخورید کاملاً شیرین است،مصرف شیرۀ لبلبونیزازقدیم رواج داشته است ورنگ زیبای آن موجب میشودکه آنرامانند خون انسان بدانند. شیرۀ لبلبو سیستم دوران خون رابهبود میبخشد وبه عملکرد سیستم انتی بادی کمک میکند.لبلبویک نبات دوساله بوده درسال اول ریشه تولید میکند ودرسال دوم بذر. اگردرسال اول استفاده نگردد درسال دوم ازآن تخم میگیرند زیراتکمیل دوباره حیات این گونه نبات مدت دوسال را در برمیگیرد باوجود آنکه نبات دوساله است اکثراً بصورت یک ساله کشت میشود زیرا ریشۀ ضخیم آنراهرسال به مصرف میرساند.وقتیکه حرارت خاک کم وهواسردباشد نموی اعظمی وحاصل فراوان لبلبو بدست میآید ازاین رو لبلبورا نبات موسم سرد محسوب مینماید دلچسپی این است که اگردرجۀ حرارت پائینتراز10c°باشد میوۀ لبلبو تولید شده ولی ضخیم نمیگردد.بلکه درهمان سال اول تشکیل گل مینماید مقدارشکرلبلبوی که درجاهای سرد میرویند نسبت به لبلبوهای که درجاهای گرم میروید بیشتراست.در زمین لبلبوازکود کیمیاوی وحیوانی استفاده میکنندهر کدام آن به ذات خود دارای اهمیت خاص میباشد.

اهمیت وترویج لبلبوی قندی :

لبلبوی قندی یک نبات زراعتی تخنیکی بوده ومهمترین خوراک مواشی را تشکیل میدهد.لبلبو برای استحصال قند ماده خام اساسی بوده که تا 20-24% سکروز دارد.100kg لبلبوی قندی معادل به  26 واحدغذایی بوده ودارای 1.2%  پروتین قابل هضم میباشد. درجریان پروسس لبلبوی قندی محصولات علاوگی دیگر چون برگ ،تفاله وشیره بدست آمده که به مقصد تغذیه مواشی از آن استفاده میشود. 5kg برگ لبلبو معادل به 1واحد غذایی بوده و110gr پروتین دارد . 10kg تفاله لبلبو معادل به 1واحد غذایی ،یک کیلوگرام شیره آن 0.77 واحدغذایی و45kg  پروتین قابل هضم را درخود احتوا مینماید. هر گاه یک هکتار مقدار 30000kg  لبلبو و15000kg برگ حاصل بدهد پس حاصل مجموعی آن به 10500واحد غذایی بالغ میگردد.برگ لبلبورا به شکل تازه وسایلج میتوان به حیوان تغذیه نمود. لبلبو شیر گاو را زیاد ساخته وآنرا خوکها ومرغها نیزبا اشتها میخورند.چون لبلبو رابه شکل قطار کشت نموده وبین قطار ها را مینمایند .لذا لبلبو برای بسیاری از نباتات زراعتی بحیث بهترین وسابقه ترین کشت محسوب میگردد.

ترکیبات کیمیاوی وکیفیت غذایی:

حدود 25%  غدۀ لبلبوی قندی را ماده خشک و75% بقیه را آب تشکیل میدهد. 20% ماده خشک شامل سکروز ومواد غیر قندی محلول درآب% 5 دیگر ماده خشک شامل مواد غیر محلول درآب یا تفاله میباشد. قند تولیدی دربرگها عمدتاً صرف حصول میتابولیکی گیاه میباشد.وغده لبلبو به عنوان مخزن جهت ذخیره قند اضافه بر نیاز نبات عمل مینماید . فرق مدت زمانیکه قند جهت تجمع درغده تشکیل میشود عملاً غیر ممکن است . حتی ریشه های جوان نیز 8-10%  قند دارد . تجمع قند دارای دو فکتور حاصل میشود:

1-  کاهش رشد برگها وریشه ها .

2- وجود توازن مناسب بین عملیه سوخت وساز وتنفس.

این خود میتواند ناشی از وجود روزهای صاف آفتابی که مناسب برای فتوسینتیز وشبهای نسبتاً سرد تنفس را کاهش میدهد باشد.سکروزحدود 16%ماده خشک وموادغیرقندی محلول درآب 4% ماده خشک راتشکیل میدهدوموادغیرقندی محلول درآب وناخالصی ها باعث افزایش مقدارملاس درلبلبوی قندی میگردد.ملاس شیرۀ است که آخرین پخت لبلبوی قندی بدست میآیدوتولیدشکرازآن به لحاظ اقتصادی نزدیک شده به صرفه نمیباشد.لذاملاس رااغلب باتفاله مخلوط وبه مصرف خوراک حیوان میرسانند.ازجمله موادغیرقندی محلول درآب وناخالصی های که باعث اختلال دراستخراج سکروز و افزایش ملاس میشوند میتوان به نمکهای سودیم ،پتاشیم ،نایتروجن    ،Glutamin,Asparagine، قندانورت، Raffinose و Dextran اشاره نمود.قندانورت (گلوکوزوفرکتوز) عمدترین قنداحیا کننده درلبلبوی قندی میباشدکه در هایدرولیز سکروز به وسیله انورتاز بدست میآید.مقدارآن درلبلبوهای تازه بین 0.2-0.6gr درصدگرام شکراست که درتولیدرنگ شربت قند نقش دارد.علاوه برقندانورت موادغیرقندی مانند سودیم، پتاشیم وگازمضره نیزملاس زای وتولید رنگ شربت رقیق نقش دارد.مقدارقند حاصل هرهکتارلبلبوی قندی بستگی به مقدارمحصول ریشه، فیصدی وخلوص عصاره داردکه برمقدار قند قابل استحصال اثرمیگذارد.درلبلبوی قندی هرچه مقدارمحصول ریشه درواحد سطح زیادتر شود مقدار قندریشه کمترمیگرد دو ورایتی های بدست آمده اندکه 20-22%دارند اما معلوم شده که میزان کل قندآنها درواحد سطح کمترازورایتی های است که قند آنها18% است.این امر دراروپا موجب شده که ورایتی های مختلف ازلبلبوی قندی تولید کنند:

۰-نوعZucker که قند آن زیاداست.

۰-نوع Ernte که محصول ریشه آن زیاداست.

۰-نوع Normalکه حدوسط دونوع دیگراند.

درامریکااصلاح کنندگان بیشترمتوجه هردوعامل زیادی محصول ریشه افزایش در مقدار قندهستند وپیشرفت های نیز بدست آورند.پس ازبرداشت لبلبو وپیش ازتحویل آن به کارخانه شایدلازم باشدکه آنرامدتی انبار کند.درانبارممکن است درمقدارقندلبلبو پائین آیدومحصول انبارشده نیزبه امراض مبتلا شود.بنابراین برای بالابردن کیفیت انبارشدن لبلبوی قندی،باید ورایتی های راتولیدکرد که درآنها مقدارتنفس ریشه هاکم باشدوبه امراض انباری نیزمقاوم باشندمقدارتنفس رامیتوان ازمقدارCo2حاصل ازتنفس یاO2مصرف شده توسط ریشه معلوم کند.عوامل که دراستخراج قند ازلبلبو موثراندازدرجۀ خلوص قند ،raffinose  خاکستروN لبلبو درجۀ خلوص یعنی نسبت قندبه مجموع موادخشک که مقدارآن معمولاً بین 80-97% است.

ترکیبات کیمیاوی لبلبوتحت یک جدول قرارذیل است.

انرژی

پروتین

شحم

هایدروکاربن

کلسیم

فاسفورس

آهن

ویتامینA

ویتامینB1

ویتامینB2

ویتامینB3

ویتامینC

33کالوری

1.2gr

0.06gr

7.2gr

11.1mgr

20mgr

0.8mgr

    5000واحد

0.015mgr

0.025mgr

0.33mgr

17.62mgr

تفالۀ لبلبوی قندی شاملPantosan, Pectin, Cellulose, Lignin،پرروتین خام ومواد معدنی میباشد برگهای لبلبوی قندی  12-14% مادۀخشک دارند 14-16% ماده خشک برگها شامل پروتین 20-30%آن شامل فیبر است.

برگ لبلبوخواص درمانی رادارا میباشد:

*    به عنوان ادویۀ نرم کننده معده وروده ورفع یبوست بکار میرود.

*    تقویه کننده کلیه بدن انسان است.

*    درمانی التهاب محل عبورادراراست.

*    به عنوان مصرف خارجی برای پانسمان زخم وتداوی تاول مصرف میشود.

*    لبلبوباآب زردک رفع کننده سنگ کیسۀ صفرانیزاست.

*    شربت لبلبوبهترین نوشابه وتقویت کننده بدن ودافع سموم بدن است.

خصوصیات نباتی لبلبو

لبلبوی قندی با نام علمی Beta vulgaris  گیاهی Dicotyledon  یاپلیداران ازخاخانواۀ پالک chenopodiaceae میباشد نام این خانواده درلاتین ازکلمه cheneopodus یاپای غازگرفته شده وچون برگها دراین خانواده شبیه پای غازاست دوره زندگی آن دو سال بوده که سال اول رشد نمو داشته وتشکیل یک ریشه ضخیم وسال دوم رشد وتولید ساقه گل دهنده ومیوه رامینماید.گلهای لبلبو بصورت منفرد یامجتمع دربغل برگچه هاایجاد میشود گل ها کوچک یعنی پیاله شکل بدون گلبرگ هستند هر گل 5 میله تخم دان نردارد وهرمیله تخمدان نرمتصل به قسمتی ازگل پوش است. تخمدان معمولآ ازیک دانه درست میشود دارای یک کلاله سه شاخه است هرگاه گلها بصورت منفرد قرارگرفته باشد بذر لبلبوی قندی بصورت تک دانه خواهد بود . ولی گل ها بصورت مجتمع باشند بذر هاچند دانه میشود.پیدایش گل درلبلبو بستگی به دوعامل نور و حرارت دارد. برای ایجاد گل وبدست آوردن بذر درلبلبو به شرح زیر عمل میکنند.

1 - گیاهان رادرگلدان میکارند ودرگلخانه های گرمی قراردهند نورمصنوعی بوسیله گروپ های 0w15که cm75 بالای سطح خاک قراردارند به گیاهان داده میشوند این کاردو هفته ادامه میابد .

2- نوردایمی مصنوعی بوسلیه گروپ های w150که 50cm بالای سطح خاک قرارگرفته اند به گیاهان داده میشوند درجه حرارت بین c°8- 7 باشد این قسمت ازعملیات باید 10 هفته ادامه یابد.

3 - پس بته ها رادرگلخانه یا خارج از گلخانه میشانند وهمه شب ر ا نورمصنوی به آن ها میدهند این کار توسط گروپ های w150 که 50cmبالای سطح خاک قرارگرفته اندانجام میشود . به تدریج که ساقه بذری ظاهرمیشود گروپ ها رابالاتر میبرند لبلبوی قندی معمولا از محصولات غده اند که ممکن است برای مدت های کم وزیاد ذخیره گردند این نبات عمومآ درنواحی میکارندکه درخزان روبه سردی باشد  لبلبوی قندی عمومآ از اجزای ذیل تشکیل گردیده قرارذیل است .

ریشه :

ریشه لبلبوی قندی بعد ازجوانه زدن بذر که ازنوع Epigeal است وظهورریشه اولیه ازطریق تقسیم وطویل شدن سلولهای حاصل از رشد وفعالیت لایه های Cambiam متحد المرکز شروع به حجیم شد ن یا ضخیم شدن میکند . بطوریکه با مساعدبودن شرایط رشد طول ریشه به حدود 35cm یابیشتر نیز میرسد. درعرض ریشه دوایر متحدالمرکزی با رنگ تیره و روشن دید ه میشود که قسمت های روشن نشان دهنده سلولهای پارانشیمی میباشد .تشکیلات نسج انتقالی به علت دارا بوده نسج های انتقالی چوبی یا xylem با دایره های تیره رنگ مشخص میگردد.لبلبوی قندی دارای سیستم ریشه گسترده است که میتواند آب ومواد غذای راازلایه تحتانی جذب کند ریشه اصلی لبلبو بزرگ وآبدار بوده واز سه قسمت تشکیل شده است .

A - طوقه که درحقیقت هیپوکوتیل یاسرک ضخیم شده وبرگها روی آن قرار دارد.

B – پوش صاف ونازکی در زیر طوقه است آنرا گردن میگویند.

C – قسمت اصلی ریشه که به ریشه تقریبآ استوانه ختم میگردد. 

در بین حلقه های انساج انتقالی حجرات کاواک قرا ر داشته که درآنها شیر ه قند ذخیره میگردد.(1)ریشه درلبلبوی قندی ازقسمت ها متفاوتی تشکیل شده که هرکدام دارای اختصاصات منحصربه فردی میباشد بخش های مختلیف ریشه لبلبوی قندی شامل طوقه گردن بخش های اصلی ونوک ریشه میباشد.

برگ :

برگها درلبلبوی قندی بصورت مارپیچ وبهم بافته اند که توسط دمبرگ هابه طوقه متصل اند افزایش سطح برگ ناشی ازبزرگ شدن سلولها پس ازبازشدن برگها میباشد طوریکه هربرگ بالغ ازیک پهنک بزرگ بیضوی شکل ویک برگ گوشتی تشکیل شده است.(9) باخشک شدن وریزش هربرگ، برگ جدید جا یگزین آن میگردد. بیش ازنصف برگها درطول فصل رشد ازبین میرود واین موضوع باعث کاهش مقدارقابل ملاحظه ای درتولید ماده خشک نبات میگردد.رنگ برگ آن سبز مایل به سیاه بوده وسطح آن لشم یا نا هموارمیباشد دریک نبا ت معمولآ 40-30 سرک وبعضآ 80-70 برگ به ملاحظه میرسد.معمولا برگها 3/1 حصه حاصل لبلبو را تشکیل می دهند.

گل :

گل لبلبو دوجنبه بوده برگهای گل آن سبز پنج عددی میباشد که درکنار برگ قسمت های بالای ساقه های گلـدار بوجود می آید . تعــــداد شان 4-2 وبعضآ تا 6 عد د ملاحظه  میرسد.(1)  لبلبو معمولآ درسال دوم گیاه تشکیل یک ساقه گل دهنده میدهد واین ساقه به سرعت منشعب میگردد ودرنتیجه انشعابات فراوانی که تشکیل میشود.ارتفاع گیاه ممکن است به 2 متریا بیشتر برسد  گل های لبلبو کوچک وکاملا دارای 5 میله تخمدان نر و خام کوتاهی میباشد. توده گل لبلبو شکل خوشه کاواک پیدا کرده ودوره گل کردن لبلبوی قندی 40 -25 روز طول میکشد لبلبو ازهمدیگرالقاح میشود با دوحشرات گرده را انتقال میدهند.

خصوصیات بیولوژیکی

لبلبوی قندی ازجنس بیتاونوع ولگاریس وازخانواده chenopodaceae است نوع ولگاریس شامل لبلبوی باغی لبلبوی علوفه ای ولبلبوی برگی نیزاست.همه این ورایتی ها به راحتی باهم ترکیب میشوند نوع ولگاریس 18 کروموزم  دارد ( 18=n2 ) وگیاه دیپلوئید است. انواع وحشی آن دراروپا شمالی، افریقا وآسیای صغیر دیده میشود. گفته شده که مبدأ این گیاه سواحل مدیترانه است. جنس بیتا تعداد 13نوع است نوع ماریتیما درسواحل غرب اروپا ودریای مدیترانه موجوداست وبعضی عقیده دارند که ورایتی های زراعتی لبلبو ازاین نوع بدست آمده اند. لبلبوی قندی یک نبات زراعتی است که دربهار وتیره ماه درمقابل سردی نسبتآ مقاومت دارد . تخم آن درحرارتc°c5–3 نیش زده وجوانه های آن به حرارت°c 7-6 بعداز 18- 15 روز درحرارت °12c– 10 بعداز12 -10 روزسرمیزند. عملیه ترکیب ضیایی ونموی مناسب لبلبو درحرارت °c25 -20 صورت میگیرد . جوانه های لبلبو درمقابل حرارت °c5-4 تحت صفر دربهارخوب مقاومت دارد . برگهای بالغ لبلبو راسردی های   °c6- 5 تحت صفر تیرماه متضرر نمیسازد .نمووتمجمع قند درلبلبو تا فصل تیرماه تا زما نیکه حرارت به°c6 برسد ادامه پیدا میکند.نبات لبلبوی قندی یک نبات دوساله بوده درسال اول دوره حیات خود ریشه های گوشتی وبرگهای را تولید میکند ودرسال دوم ساقه ها گل ها وتخم رابوجود میآورد.گاهی دربعضی نباتات آن درسال اول حیات شاخچه های تولید کننده گل نیز تشکیل میشود.این حادثه بنام ( تندرست ) یادمیشود،کیفیت فابریکه ئی لبلبوراخراب میسازد جسامت تخم لبلبو کو چک است ازاین جهت ذخیره مواد غذای درآن کمترمیباشد . شرایط طبیعی واقلیمی اکثرمناطق کشورما افغا نستا ن برای زرع لبلبو مساعد است چناچه تجارب نشان میدهد کشت لبلبو درشرایط مناطق خشک ای درخزان وزمستان امکان پذیر است. لبلبو درزمین های آبی حاصل خوب میدهد . جهت نیش زدن تخم به اندازه %70 خود به آب ضرورت دارد . نظربه شرایط خاک اقلیم واگروتخنیک ضریب تبخیر ی لبلبوی قندی آب زیاد رامصرف می کند . لبلبو به روشنای زیاد ضرورت دارد زیرا درصورت روشنای زیاد  مقداربیشتر قند تجمع منمایند.

درخصوصیات بیولوژیکی خواص شیره لبلبو راذکرمنمایم .

۱- کمک به جذب آهن وتولید کرویات سرخ خون (برای زنانکه ازکم خونی رنج میبرند مفیداست. )

2-  کمک به حفظ سلامت سلولها.

3-  کمک به حفظ سلامت کل بدن با کمک ضد اکسیدیشن های موجود درآن .

۴-  کمک به جذب بهترسازی ازموادمغذی .

خصوصیات اگروتخنیکی 

از تحقیقات چندین ساله به اثبات رسیده است،که مقدار وکیفت حاصلات لبلبوی قندی درمزرعه تناوب زراعتی به مقایسه بذر بدون تناوب زراعتی خیلی عالی وانمود گردیده است. بذر نبات لبلبو درمزرعه بدون تناوب زراعتی حتی دراستعمال نورم بلند کودها که رول عمده حفظ ما تقدمی را بازی مینماید،باعث تقلیل حاصلات تا 25-92 سینتنردرفی هکتار ودرسال بعدی به اندازه 100-280 ودرسال جداگانه تا 300 سنتنز فی هکتار میگردد. عوامل اساسی که بالای کاهش حاصلات لبلبو دراثنای بذر دوامدار وبدون تناوب زراعتی تأثیر مینماید قرار ذیل ارائه میگردد:

این عوامل عبارت از متضرر شدن نبات ،توسط امراض وآفات گیاهان هرزه ،بلند رفتن زهریات خاک وتخریب شدن خواص آبی وفزیک خاک میباشد.مقدار بذر معرفی اندازۀ سطح به عوامل متعدد همچون بافت وساختمان خاک،رطوبت موجود درخاک ،مقدار بارنده گی ونزولات جوی ،روش کاشت،تاریخ کاشت،وزن هزار دانه وقوه نامیه بستگی دارد.اما به طور معمول مقدار مصرف بذور چند جوانه ای 10-25kg  درهکتار باشد که درکشت دست پاش بیشتر ودرکشت ردیفی کمتر است. همکاران 1379 اعلام نموده اند که با افزایش تراکم بته از 150000 بته درهکتار عملکرد قند خالص وخلوص شربت خام افزایش اما مقدار املاح معدنی سودیم وپوتاشیم ونایتروجن امونیا به طور معنی داری کاهش میابد.تناوب زراعتی از طریق اثرا ت که بر مواد غذایی ،خصوصیات فزیک خاک ووقوع بیماری ها و آفات خاکزی میگذارد،برکیفیت لبلبوی قند ی موثر واقع میشود. وارد کردن رشقه ،شبدر درتناوب زراعتی لبلبو باعث ازدیاد نمو میشود. ولی درقند آن کاهش میدهد ولذا اثرات زیادی برمقدار کل شکرتولیدی ندارد.به اساس معلومات علما لبلبوی قندی که درخاکهای خاکستری رنگ وقهوه یی رنگ بذر میگردد درآنها استعمال مقادر زیر کودهای منرالی به حساب کیلو گرام فی هکتار توصیه میشود :

      نوع خاک

N

P2O5

K2O

خاکهای خاکستری رنگ

90-80

110-90

50-40

خاکهای قهوه یی رنگ

90-80

70-60

60-50

روش تهیه بذر:

1.روش غیرمستقیم:دراین روش پس ازبرداشت غده هاوگذشت زمستان دوباره آنها راجهت تولید بذر درزمین میکارند.این روش رابرای لبلبوولبلبوی قندی بذری نیزبکارمیگیند.

2.روش مستقیم:دراین روش غده ها درمحل خود زمستان راگذرانده ودربهارسال بعد شروع به رشد زائیدن خودمنمایند.دراین صورت سطح کشت غده وتولید بذر یکی است.چون این روش درزمستان مقاومت گیاه رادر برابرحرارت ویخبندان زیادمیکند،ازاین جهت این روش برای تولید بذرلبلبوی قندی مناسب تراست. درحالیکه این روش برای لبلبوی علوفه ای مناسب نمیباشد.

برتری روش مستقیم نسبت به غیرمستقیم قرارزیراست:

a)    پائین آوردن مخارج کار.

b)    برداشت آسان وبه موقع.

c)    تولید محصول بیشتر.

قلبه کاری زمین: 

درزمین های آبی عملیه های نابود ساختن ریشه هاوساقه های باقیمانده است قلبه بااستعـمال کود مقد ماتی هموارکاری ساحــه ونرم کــردن عمیق بعدی خاک رادربر میگیرد. عملیات اساسی وهمچنان آماده کردن زمین قبل ازکشت برای لبلبومانندسایر نباتات قطاری بذری خشاوه شونده میباشد.ساحه موردنظرقبل ازکشت به عمق6-8cm قلبه شده وبعدآ ماله انجام میابد سطح خاک باید هموار وبستر بذر به اندازه کافی فشرده باشد. موجودیت فضای کافی درخاک باعث بهبود شکل ظاهری غده هانیزشده واین عمل در استخراج قند موثراست.دراثنای جاگذین ساختن نبات لبلبوبالای طبقه علفهای چندین ساله لازم است ریشه های رشقه وبقایای هرزه در روی قطع وخورد ساخته شودبرای این مقصداز نابود کننده های پالدار،سیخ ماله،دسکدارسنگینBDT-7,BDT-10 وبعدازقطع کننده سطحKPG-2.2یا نرم کننده عمیقKGS-4.8 کارگرفته میشود.(5)فاصله کشت طوری انتخاب شودکه ماشین برداشت بتواند.به کارادامه دهد دراین روش فاصله خطوط کشت 41/7-45cm میباشد.قلبه کردن خاک تحت بذر لبلبوبه ارتباط نوع خاک به عمق 25-27cmالی30-32cm  توسط قلبه ها اجرامیگردد.وقت قلبه کردن خزانی برای بذر نبات لبلبوتوسط جمع آوری نبات قبلی تعین میگردد به هراندازه که خاک برای بذرنبات لبلبو وقت تر قلبه شده باشد به همان اندازه حاصل ریشه های نبات لبلبو بیشتر میگردد.

استعمال کود:

یکی ازفکتورهای تعین کننده دربلند بردن حاصلات نبات لبلبوی قندی درزمین های آبی برای نبات متذکره بشمارمیرود.انواع ونورم آنهابه ارتباط شرایط محیطی واقلیمی مناطق بذری لبلبو تغیر میخورد.درتمام نقاط زرع لبلبو،کود نایتروجن ازروی اهمیت برای نبات لبلبودرمقام اول،فاسفورس درمقام دوم وپوتاشیم درمقام سوم قراردارد.کودرا برای حاصل پلان شده به اساس محاسبه مصرف برای تولیدهر 30kg وزن ریشه های گوشتی N25-30، P9-10و K45-50 استعمال منمایند.دراین مورد موجودیت آن مرکبات غذائی خاک که برای نباتات قابل جذب باشد وکوایفی شنت استفاده ازمرکبات کود کیمیاوی درنظرگرفته میشود.مقدارمواد غذائی لازم جهت تولید یک تن لبلبوی قندی تقریبآ برابراست گاز نایتروجن (3/4-4kg) ،  P205(1/5-1/25kg)، K20(1-2kg)، Ca(1/8-1kg)، Mg(1/6-2)   و Na20(2-3kg). توجه به اینکه نیازلبلبوبه پتاس وسودیم دارد.مصرف زیاد کود نایتروجن باعث افزایش رشد برگ ها میشود واین موضوع برای فوتوسنتز ضروری است. دراثراستعمال کودحیوانی به نورم30-60ton  درفی هکتاربه ارتباط نوع خاک موقیعت لبلبو درتناوب زراعتی وزمینۀ کودهای کیمیاوی حاصل اضافی لبلبو به 1200-3600kgدر فی هکتار بالغ میگردد.کودحیوانی درتناوب زراعتی لبلبودرسال دوم وسوم بعداز بذرآن درطبقه علفها تطبیق میگردد.موثریت استعمال کودحیوانی بعدازگیاهان چندین ساله تقویه میگردد.هرگاه کودنایتروجن درفصل خزان دیرترازوقت مقرربه زمین داده شود،باعث میشود که غده هاکوچک بمانند ونا وقت برسند.کودحیوانی راهم میتوان درصورت که خوب پوسیده شده باشد بطور یکنواخت درزمین پاش نمود.یکی ازمشکلات موردنظر در زمان برداشت وجودعلفهای هرزاست،که خارج ساختن آنها میتواند تا زمان برداشت انجام شود.

زمان کاشت:

زمان کشت لبلبوی قندی تحت تاثیرشرایط آب وهوای میباشد وبه محض مساعد شدن شرایط جوی باید اقدام به کشت آن نمود.زیرا تاخیر درکشت،پوتانسیل تولیدی این گیاه را کاهش مقدارمحصول غده میشود.اصولآ لبلبودرمناطق سرد ومعتدله کشت میشودوحتی زودتر توصیه میشودزیرااین حالت رشد رویشی افزایش یافته باعث ضخیم ترشدن ریشه لبلبو میگردد وسکروز درآنها  بیشتر ذخیره میگردد.درمناطق لبلبوخیزکه دارای زمستان سردهستند.درخزان زمین راچپه میکنند واوایل بهار کشت میکنند.چپه نمودن زمین درخزان امکان کشت زودرافراهم میسازد.آماده ساختن زمین جهت کشت لبلبومعمولآ تنهابه فاصله زمانی کمی قبل ازکشت آن دربهار است.به دلیل اینکه فاصله وقتی کمی درباره وجوددارد.بعضی از زارعین ازحداقل چپه نمودن زمین استفاده میکنند.درمناطق که دارای زمستانی معتدله اند ولبلبوی قندی درخزان کشت میشودمعمولآ قبل ازکشت زمین رابه عمق 20-25cmچپه میکنندوبا دسک کلوخهای آن راخورد میسازد.رعایت فاصله زمانی بین دوکشت انواع لبلبو بخاطر تکثیر گسترش نماید.لبلبونیزخطر رشد میوه های قابل رشد قبل از6سال لازم است،این خطربیشتردرکشت لبلبوبذری احساس میشود.بسترکاشت باید با دقت تهیه گردد مقداربذر باید طوری تعین گرددکه دریک مترمربع 100تا140جوانه داشته باشیم.جوانه زدن لبلبوی قندی حداقل از4-5c0وحد مناسب آن 16c0است،اما بیشترین سرعت جوانه زنی به درجه حرارت 28c0اتفاق می افتد.در-4c0نبات تازۀ آن ازبین میرود.کشت معمولی چند جین باعث میشود که چندگیاه دریک محل برویند ومخارج تنک کردن مزرعه زیادشود درحالیکه اگرازبذر یک جین استفاده شود درآمدتنک کردن وجود نخواهد داشت.پیش ازآنکه بذریک جین تولید شود بذرهای معمولی رابا دستگاهی شکسته آنرا بصورت تک دانه درمیآورند ولی این کار دوعیب داردیکی بذرها صد درصد بصورت تک دانه درنمی آمدند ودیگراینکه مقدارازآنهاشکسته میشدند وازبین میرفتند.بذرلبلبوی قندی بابذر وقت ترحبوبات وقتیکه خاک تاعمق10cmبه اندازۀ0-4c° گرم میشود وآمادۀ قلبه میگردد.بهترین نتائیج درشرایط آبیاری درزمینه بذرلبلبوتوسط تخم پاش موثق بذری SST-12A,SST-8A,2STSN-6AوSTSN-6 بدست میآید.عمق تخم لبلبو 3-5cm تعین گردیده است.عملیه های حتمی زرع لبلبو-عبارت از فشردن خاک بعداز بذرآن میباشد.نورم بذری تخم به تعداد 20-15 وحتی 12- 10تخم فی مترمربع کم شود تا فاصله مناسب بین لبلبوتامین گردد.فاصله بین قطارهای نبات لبلبودر زمین های آبی شاید 45-60cm باشد.تکنالوژی جدیدزرع نبات لبلبوی قندی درزمین های آبی فاصله بین قطارها 45-50cm وفاصله بین نباتات درخودقطار 15-18cm درنظر گرفته شده است.

زمان آبیاری:

لبلبوی قندی گیاهی است که محصول اقتصادی آن طی دوره رشد رویشی به دست میآید درنتیجه هم مانند گیاهان دیگرکه درمرحله خاص ازدوره رشد نیازبحرانی به آب دارند عکس العمل به ازدیاد رطوبت نشان نمیدهد.(9)درلبلبویکی ازعکس العمل درونی گیاه به کمبودآب علاوه برکاهش رشد،افزایش غلظت قند در ریشه ها میباشد.آبیاری لبلبوی قندی آبیاری ذخیره وی ونموئی را دربر میگیرد.درسال های که دارای موسم خزان خشک باشد،تطبیق آبیاری قبل ازقلبه به نودم 400-500m3 فی هکتارنظربه عناصر شبکه آبیاری نبات قبلی ضروری میباشد.درشرایط خیلی خشک موسم بهار،آبیاری قبل ازبذربه نورم 200-300m3درفی هکتارعملی میگردد.آبیاری ذخیره وی درفصل خزان قبل ازقلبه یا اکثرآ بعدازآن به نورم1000-1400m3/h تطبیق میگرددموثریت این آبیاری ها نظربه شرایط اقلیمی ومحیطی ارتباط میگردد.مرحله بحرانی ودوره های فعال گیاهی برای لبلبوی قندی 3-4هفته بعدازجوانه زدن گفته شده ازدیادآب موجب کاهش قابل ملاحظه درعملکردکمی وکیفی محصول میشود. بررسی رابطه آبیاری باافزایش محصول مشخص ساخته که آبیاری بصورت معنی دارای حدود%15مقدار تولید قند درهکتار را افزایش میدهد.فاصله آبیاری درلبلبوی قندی تحت شرایط آب وهوای معتدل 10-14روزبوده باافزایش درجه حرارت به7-8روزمیرسد.اهمیت آبیاری ذخیره وی دراین است که وقت آبیاری اولی نموئی رابرای مدت10-15 روزوگاهی بیشترازآن به تعویق میاندازد.آبیاری نموئی هم درتولید حاصلات لبلبو رول دارد.درتعین زمان آبیاری نبات لبلبو طور فرضی سه مرحله نموئی آن تفکیک میشود: طورمثال مرحله اولی ازبذر تخم الی 10ماه سرطان،دومی 10ماه سرطان الی30ماه اسد و سومی از30 برج اسد الی جمع آوری حاصل رادربر میگیردد.روش دیگری آبیاری نیازآبی لبلبوی قندی راتامین میکند دوره آبیاری12 روز وتامین مقدارآب به مقدار%80 نیاز آبی گیاه،جهت تولیداقتصادی لبلبوی قندی توصیه شده است.بااستفاده ازروش های صحیح آبیاری کم درکشت لبلبومیتوان ضمن کاهش مصرف آب عملکردقابل ملاحظه نیزازمحصول موردنظر بدست آورد.روش آبیاری دراین آزمایشی سرایت آب بودومقدارآب بااستفاده ازمحاسبه حجمی براساس مراقبت های آزمایشی درهردوآبیاری اعمال وهمچنین دریافت کردن نیزدرقالب طرح دسته های کامل تصادفی با سه تکرارانجام شد.نتائیج حاصل اجرای آزمایشی نشان دادکه دورآبیاری معنی داری برفیصدی قند ملاس داشته وباافزایش آن از8 به 12 روز مقدار قند ملاس به ترتیب از(2.93به3.11)فیصدی افزایش یافت.همچنین مقدارآب مصرف شده نیزبه مقدار نایتروجن ریشه،عملکرد ریشه وعملکرد شکرسفید اثر زیاد داشت.بطوریکه کمترین وپیشترین مقدار نایتروجن درشرایط 50 و 100 فیصد نیاز آبی به ترتیب معادل 6.56  و 8.64 ملی گرام در100گرام غلیظ  ریشه بود،اما عملکرد ریشه وعملکرد شکرسفید با مقدارآب درهر دور آبیاری کاهشی نشان داد. روش دیگر آبیاری، آبیاری قطره ئی میباشد زیرا آب به قسم قطره چکان برای هربته نبات علاوه میگردد این طریقه مصرف اولی زیاد دارد وهم جریان گاه گاه بندش پیدامیکند ولی مفاد زیاد دارد.این طریقه طوری است که یک پایپ پلاستیکی منفزدار نزدیک نباتات طوری به سطح زمین جا داده شده که برای هربته نبات یک آب روتهیه میشود واین پایپ به پایپ عمومی بسته میگردد تمام پایپ تا دوره ختم نموئی همراۀ نباتات درساحه میماند.

انواع لبلبو 

لبلبوی قندی: Beta vulgaris ssp . Alltissima

لبلبوی قندی یکی ازنباتات مهم صنعتی ومنبع عمده مواد خام برای بدست آوردن قند بشمار میرود . این نبات به مقصد تغذیه حیوانات نیز زرع میگردد.لبلبوهای قندی دارای شکل های متعدی بوده وهمه آنها دارای اجداد مشترک یعنی نوع لبلبو وحشی میباشد واین گیاه درنواحی ساحلی مدیترانه وآسیای صغیر یافت میشود تفاوت اصلی لبلبوی وحشی وقندی ازنظر برگهای راست وریشه اصلی خوب توسعه یافته درلبلبوی قندی میباشد عقیده باین است که اصلاح لبلبوی قندی ازاجداد تاثیر بکار کرد فوتوسنتز برگ ها نداشته است.وجود برگهای راست درلبلبوی قندی درمقایسه بابرگهای افقی درلبلبوی وحشی باعث شده است که تداخل برگها کمتر شود .بنابراین با افزایش شاخص سطح برگ کاهش اسمیلاسیون خالص درلبلبوی قندی کمترازلبلبوی وحشی است.  لبلبوی قندی ازلبلبوی علوفه تکامل یافته است.لبلبوی قندی یک محصول مهم زراعتی درمناطق معتدل است وتوجه بسیاری ازگیاه شناسان نژادگردان ومتخصصین زراعت رابه خود جلب کرده است.درآزمایش های مختلف مشاهده شده که طول روزاز8 به ( 14 – 10 ) ساعت تقریبآ وزن ریشه ها ومقدار سکروز را دوبرابر میکند ولی این افزایش طول روز وزن قسمت های هوای گیاه راچندان افزایش نمیدهد وهمچنان احتیاج به نورضرورت زیاد  دارد.

لبلبوی علوفه ای : Beta vulgaris ssp. Rapa

لبلبوی علوفه ای به علت توانای تولید زیاد مفید بودن آن برای حیوانات واستفاده بسیار اقتصادی ازمصرف آب جهت تولید هر یک ماده خشک یکی ازگیاهان با لقوه مهم مناطق خشک میباشد البته لبلبوی علوفه ای عمدتآ درکشورهای معتدله اروپائی کشت میشوند وسطح بسیارمحدودی درمناطق خشک تحت کشت این گیاه است. این نبات بخش عمده ترکیبی حجره حیوانی رامخصوصآ درزمستان تشکیل میدهد کتله آبگین ریشه های گوشتی هضم غذای سخت حیوانی رابهتر میسازد درریشه ها مقدار زیاد کاربو هایدریت ها ونمکیات مفیده ویتامین هاومایۀ تخمرها وجود دارد.ریشه های گوشتی که به مقدارخوراک حیوانی بکاربرده میشود. بناً باقدرت بلندحاصل خیزی وانعکاس بهتر در برابر آبیاری تفکیک میشوند. ازشروع قرن 18 لبلبوی ریشه ای به عنوان علوفه  ای بکارمیرفت با شروع قرن 19 لبلبو ی علوفه ای به عنوان جزی ازسستیم زراعتی مخلوط  اروپاییان درآمد .

لبلبوی لبویی ( باغی ):Beta vulgaris ssp. Esculenta  

کاشت این سبزی تاریخی 2000 سال دارد . وطن اصلی آن معلوم نیست اما ورایتی های اصلاح شد ه زیاد ی ازاروپا به سایر نقاط معرفی شده است گیاهی دوساله است که سال اول غده ودرسال دوم ساقه گل دهنده ازآن نمومیکند رنگ آن متفاوت است واز زرد کمرنگ تا قرمزخونی متغیراست ریشه درآن عمیق وممکن است تا cm90 نفوذ کند گل زینتی درخانواده لبلبوها به انواع است که بذرها چند جنینی هستند وباکشت یک بذرچندگیاه سبزمیشود وعمل تنگ کردن رامشکل میکند اخیرارقام تنها بذر نیز معرفی شده اند ریشه غده آن بصورت پخته وبرگهای آن درخورش مورد استفاده قرارمیگیرد.

لبلبوی برگی : Beta vulgaris ssp. Cicla

نخستین نوع اهلی شده لبلبو،لبلبوی برگی است برگهای آن خورد میشود وریشه تنها برای اهداف تداوی بکارمیرود .ورایتی این نبات ازلبلبوی لبوئی یا لبلبوی سلادی است مابرعکس بجای تولید ریشه غده نماید برگهای آن رشدونموی زیاد کرده وریشه آن کوچک میماند درفصل که پالک درکمبود است از برگهای پخته این گیاه استفاده میگردد . گیاهی دوساله است اما درسبزی کاری به عنوان یک ساله کشت میگردد.

لبلبوی سلاد :

ازلبلبوسلاد محصولات باارزش غذائی بامعیار متوسط مواد قندی مقداربیشتر نمکیات وویتامین ها بدست می آید واهمیت غذائی پرهیزی را دارامیباشد.این لبلبو نیزجهت مصارف گوناگون بسیارمناسب برصنایع شربت سازی وبسته بندی است شکل این نوع لبلبو گرد بوده وبافت درونی آن به رنگ قرمیزخونی است .این لبلبو رادرمناطق جنوبی تقریبآ طول مکمل درموجودیت آِّبیاری زرع مینمایند.(5) مقاوم به سفیدک دروغی بوده وبه خوبی درهرنوع خاک رشدمیکند .این رقم درحدود 58 روز کاملآ میرسد وبه جهت بالای محصول بسیار معروف ومورد توجه است.               

جدول ذیل خصوصیات لبلبوی سلاد رانشان میدهد.

خصوصیات

طول سقف بالائی به cm

رنگ ریشه

شکل ریشه

زمان رسیدن به روز

اقسام

گلدهی بسیار عالی

35-30

قرمزتیره

glibe smooth

55

Boltardy

لبلبو با مصارف گوناگون و بسیار مقاوم

45-40

قرمزارغوانی

Flattened globe

60

Cvosbys Egyption

بسیارسازگاز

35-30

قرمزتیره

Glibe

58

Detroit red 2

مناسب برای بازارمصرف

36-32

قرمزتیره

Flat

52

D. Egypte

امراض وآفات لبلبوی قندی

خسارات امراض گیاهی در کشورهای پیشرفته %10 ودرکشورهای درحال توسعه تا%30 کل محصولات زراعتی تخمین میشود. در نتیجه خسارات امراض ازبین میرود دراکثرمناطق تحت کشت لبلبوی قندی بودیجه های زیاد به کارانداخته شده تا از مقدارخسارات زائی آنها کاسته شود اما به نظر میرسد تاکنون روشهای متفاوت مبارزه با امراض بخصوص درکشورهای درحال توسعــه نتایج مطلوب به همراه نداشته است.مقاومت به امراض گزارش شده است رقم زراعتی آون ارلی دارای مقاومت خوبی به سفیدک داخلی است(peronosporafarinosa ) . مقاومت به سفیدک آردی (Erysiphe communis) شناسائی شده است Betamaritima به عنوان دهند مقاومت به لکه برگی (Cercospora beticola)به کار رفت ولی معلوم شد که به ساق سیاه بسیار حساس است . دورگه های F1 وF2 با مقاومت به لکه برگی وحساسیت کمتر به ساق سیاه تولید گردیده اند.(8) امراض که در لبلبو اهمیت دارند وبرای ایجاد مقاومت نسبت به آنها اقداماتی انجام شده است.

سفیدک دروغی یا داخلی:

عامل این مرض، قارچPeronospora farinosa ازخانواده Peronosporaceae است. از سال 1954 به علت معرض ارقام مقاوم، شیوع امراض واهمیت آن در کالفورنیای امریکا وایران کاسته شده است اماهنوز دربرخی از کشورهای اروپای شمالی این مرض ازاهمیت اقتصادی برخوردار است.سفیدک های دروغی ورایتهای مقاوم بدست آمده است.عامل این مرض اکثر مواقع به برگهای جوان بته های مسن حمله ورشده که کوتاه وسبز روشن شدن برگهای ضخیم ونیز پیچ خورده میشود . از جمله راه های مبارزه باگسترش مرض جدا کردن مزارع مربوط به بذرگیری از مزارع تولید ریشه لبلبوی قندی مقدار مناسب کود نایتروجن وکشت زود میباشد. وهمچنان برقراری تناوب مناسب زراعتی وازبین بردن بقایای گیاهی درمزرعه به کنترول این مرض کمک مینماید.

پوسیدگی لبلبو:

عامل امراض پوسیدگی ریشه طوقه لبلبوی قندی قارچ خاکزی بنام Rhizoctonia solani وشکل جینس آن Thantephorus cucumeris نام دارد.ازجمله امراض مدهش لبلبوی قندی بوده ودرممالک که لبلبوی آبی بذرمیگردد وشرایط محیطی برای انکشاف مرض مساعد باشد خسارات انگفت رابه بارمیآورد این مرض ازاکثریت مناطق لبلبوکاری جهان راپورداده شده است.درکشورمااین مرض در صفحات شمال ولایات کابل به مشاهده رسیده است.(2) این مرض بیشتربته های جوان را مورد حمله قرارداده آنها را ازبین میبرد ورایتی های مقاوم نسبت به این مرض وجوددارد.علایم اولیه مرض درقسمت های هوائی شامل پژمردگی ناگهانی وزردی برگ ها همراه با لکه های قهوه ای تیره درقاعده دمبرگ ها میباشد.ریشه وطوقه گیاه به متفاوت مرض میپوسد.درسطح ریشه وقسمت های آلوده به رنگ سیاه مشاهده میشود علایم پوسیده تابه حرارت 25-33 درجه سانتی گریدباعث گسترش پوسیدگی ریشه میشود.

داغ برگ ها:

عامل این مرض Cercospora beticolaاست که روی برگ ودمبرگ گیاه تولید لکه های گردی میکند.این مرض لبلبودرمناطق گرم ومرطوب شیوع داشته وخسارات انگفت راازنظرکمی وکیفی حاصلات این نبات میرسانداین مرض درکشورما ولایت بغلان راپورداده شده است. داغبرگ ها علاوه برلبلبـوی قندی قادراست تا سایرانواع جینس بیتا را مورد حملــه قراردهد. وهمچنان این مرض دراروپا شایع یافته،درایالات متحده امریکا نیز بصورت گسترده ای گزارش شده است.علایم این مرض داغ های مدور و جدا ازهم با قطر3-5mm است این داغ ها معمولآ به رنگ قهوه ای روشن ومایل به قهوه ای تیره تا ارغوانی مایل به قرمزبوده لکه های نیزروی دمبرگها ظاهر میشود.این مرض بیشتر برگهای خارجی نبات راحمله ور شده انساج قسمت مرکزی برگهای مریض به تدریج خشک شده وازبین میرود.طوقه نبات مریض طویلتر گردیده وشکل مخروطی رابه خودمیگیرد.

امراض ویروسی:

حدود10نوع ویروس آلوده گی ایجادمیکند ازنظرکمی وکیفی مقدارفیصدی نقصان حاصل میشود مهمترین ویروس هاعبارت انداز:پیچیدگی بته لبلبو،زردی لبلبو،موزائیک لبلبو،زردی غربی وکوتولگی زردوپیچیدگی برگ لبلبو ورگ برگ زردی نکروتیک لبلبومیباشد.انتقال ویروس به وسیله یک نوع حشره صورت میگیردرشدنموئی گیاه کم میشود درحال حاضرورایتی های مقاوم لبلبوی قندی ازطریق انتخاب توده ئی بدست آمده اند و معلوم شده است که مقاومت باچندین جین کنترول میشود.(علایم این ویروس هاعبارت انداز:لبلبوی زردی لبلبوازقبیل زردی خفیف تاسیاه شدن رگبرگهاایجادمیشودودیگری علایم آن شفافیت رگبرگهایازردشدن آنهادربرگهای بته جوان آلوده است پس ازشفاف شدن رگبرگها،شامل زردی گل پهنک برگ مسن ترمیشودکه به دنبال آن برگهاضخیم،چرمی وشکننده میشود.علایم موزائیک لبلبوعلایم اولیه مرض شامل روشن شدن رگبرگهاوظهورنقاط  زردرنگ روی برگهای جوان همچنین تشکیل حلقه های زردرنگ بامرکزسبز دربرگهااست.علایم زردی نکروتیک رگبرگ لبلبواولین مرتبه ازایتالیادردههً1950گزارش شده است عامل آن ویروسBeet Necrotic yellow vein virusمیباشد.گسترش آن بطور کلی به ناحیه ریشه محدودمیشودوفقط پس ازبارندگی های شدیدهمراه بادرجه حرارت بلندهمه بته هارافرامیگیردممکن است به رنگ زرددرآمده طویل وشلاقی شکل میشود.خسارات این امراض باکاهش وزن محصول ریشه نمایان میشود ووجودبرگهای زرد ضخیم وشکننده دربته های آلوده ازنشانه های بارزاین مرض است.انتخاب ارقام مقاوم مبارزه باحشرات ناقل وگیاهان هرزه اطراف مزارع وکنترول سیلو های لبلبوی علوفه ای ازروش های مبارزه وکنترول این مرض است.

آفات نماتودی لبلبو:

عامل آن (Hereoderaschachtii)است درارقام تجارتی،مقدارکمی مقاومت دربرابر این آفت موجوداست ولی انواعBeta patellaris, Beta procumbens وBeta webbiana دربرابرآن مصونیت دارند.حمله نماتددرمراحل اولیه موجب شکستن زیادریشه های ذخیره ای میشود.اولین نشانه های آلودگی درروزوزمان تابش آفتاب بصورت پژمردگی برگها بروزمیکندودر هنگام شب مجددآبرگهابه حالت عادی خودبرمیگردند.نماتدلبلبودارای دوجنس نروماده است.این آفت درتمام مناطق دنیای که کشت وکار لبلبوی قندی انجام میشودوجوددارد.به دیگرگیاهان مانندپالک وکرم نیزحمله ورمیشود.25-50%محصول رابخصوص درآب وهوای گرم ویانقاطی که دیرکشت انجام میشودخساره میزندوباعث کاهش وزن ریشه میگردد.این نماتد بالای یک تعدادگیاهان هرزه ای مانندخردل،شورک،سابن بندک گیاه،خلفه،پای گنجشک،پالک نیوزیلندی وملی سرخک وحشی نیز زندگی میکند.(بهترین روش مبارزه بانماتدرعایت تناوب زراعتی است.رعایت تناوب زراعی 3-5 ساله باگیاهان غیرمیزبان چون رشقه،شبدر،سیب زمینی وسورگم بهترین روش مبارزه بانماتداست دراثرتغذیه نماتدازشیرهً گیاهی ریشه های لبلبوکوچک وضعیف میشود ومقدارفیصدی آن کاهش میآبدتغیررنگ ریشه هاازسمت تحتانی به رنگ قهوه ئی وسیاه میشود.گیاهان آلوده به نماتددارای شکل درظاهرآن میشودوارزش بازاری خودراازدست میدهد.

جمع آوری لبلبوی قندی

وقت جمع آوری لبلبوی قندی مصارف با حصول حد اکثر عمل کرد ریشه ومحتوی قند میباشد. این زمان با علایم ظاهری ازجمله قهوه یی شدن برگهای بیرونی وزرد شدن برگهای داخلی همرا ه است .جمع آوری این نبات درمناطق معتدله که دارای زمستانهای سرد هستند،لبلبوی بهاره را درخزان جمع میکنند. فیصدی قند از شروع فصل برداشت تا اواخر آن به اندازه 2% افزایش پیدا میکند. د رنواحی خشک ونیمه حشک که دارای زمستانهای ملایم هستند فیصدی قند درشروع فصل تابستان به حد اکثر میرسد وسپس با بالا رفتن درجه حرارت شبانه مقدار آن به سرعت کاهش میاید ولذ ا اوایل تابستان بهترین وقت برداشت است.درنواحی معتدله لبلبوی قندی را دراواخر خزان جمع آوری میکنند وبدون اینکه ضایع شود ،آنرا برای مدتها درمزرعه یا درکار خانه ها انبا ر میکنند این مو ضوع باعث میشود که کارخانه های قند برای چند ماه کار کند . درمناطق خشک ونیمه خشک درخزان کشت میکنند وآنرا درتابستان جمع میکنند وضع کاملاً متفاوت است  دراین موارد بیش از چند روز نگهداری شده نمیتواند.درجمع آوری لبلبوسه مرحله انجام میشود.ابتدأ سرزنی صورت میگیرد وسپس برگها رابه بیرون مزرعه میکشند تابه وسیله حیوانات چریده شود.درعمل ابتدأ ازسرزنی برگها راقطع کرده وسپس سرزنی انجام میکند چون قسمت یخن گیاه دارای غلظت کمی قند وحاوی مقدارزیادخاکستراست به این دلیل این قسمت راقبل ازحمل لبلبوبه کارخانه قطع میکنند وبرای قطع آن بایدمواظب بود مقدارکم وبیش اندازه قطع نشود.آخرین مرحله جمع آوری لبلبو بیرون آوردن غده ها ازخاک است.لبلبوی قندی معمولی ازمحصولات غده ئی هستند که ممکن است برای مدت کم وبیش طولانی ذخیره شودمحصول رابلا فاصله پس ازبرداشت حمل کرده به کارخانه تحویل میدهند.در کارخانه لبلبورا در گودالها روباز سمنتی وسیعی وتازمان گرفتن محصول نگهداری مکنند.روش برداشت وانبارکردن غده هاسال اول اثرزیادی به روی قدرت ومقدارمحصول گیاهان بارور دارند وغده های برداشت شده حتی الامکان نبایدخشک شده ویابه مقدارزیاد ازمواد آلی خوداستفاده نماید.برداشت غده درسال دوم زمانی است که گیاه به حد رسیدن فزیولوژیکی  وارد شده وبعدآ هم خنک.زمان برداشت معمولآ اوایل تا اوسط ماه میزان، قبل ازیخبندان است.(4)جمع آوری لبلبوعمومآ بدو روش صورت میگیرد:

جمع آوری دستی:

دراین روش که توسط کارگرانجام میشودمعمولآ بوسیلۀ بیل ریشه راخارج وبرگ وطوقه راقطع کرده سپس آنها راجهت حمل به کارخانه درمحل انبارمیکنند.ضایعات این نوع ازبرداشت به دلیل قطع بعضی ازغده هاتوسط بیل معمولآ زیادمیباشد.عمومآ توسط کارگر جمع میشود درصورت کمود نیروی کارمشکلات رابه همراه داشته وهم اقتصادی به نظر نمیرسد،خارج کردن غده لبلبوی قندی توسط دستگاه لبلبوکن های مخصوص انجام میشود سپس جداکردن طوقه وجمع آوری غده ها بادست صورت میگیرد.(9)این روش جمع آوری درشرایط کشورماافغانستان کار وزحمت زیاد مطلبد بخاطریکه کارآسان نمیباشد.زیرا درکشورما کمباین های مخصوص جمع آوری لبلبو بدین منظور وجود ندارد. 

جمع آوری باماشین آلات: 

ماشین های جمع آوری لبلبوی قندی بنام های Suger beet harvesters ونوع     ESN میباشد ممکن است نوع کششی یا خودرو باشد. نوع کششی توسط تراکتورکش میشوداما نوع خودرو دارای موتوری است که حرکت قسمت های مختلف همان موتور صورت میگیرد.دراین ماشین ها مخزنی وجود داردکه پس ازپرشدن بطوراتوماتیک تخلیه میکندواحتیاجی به تراکتورنیست.قسمت های اساسی یک ماشین برداشت شامل برگ زن، طوقه زن،کنارزن  طوقه ولبلبوکن میباشد.بایدتوجه کردکاربریدن طوقهً لبلبوبه طرز صحیح صورت گیرد زیرا درصورت جداشدن مقدار زیادی ازغده هنگام طوقه زدن ازعملکرد ریشه کاسته میشود.برداشت رابعدازمرحله برگ ریزی مستقیمآ به وسله کمباین انجام میدهند.البته اگردر برداشت بذرکاربرگ ریزی باخزان مصنوعی زودتر از زمان رسیدن بذرانجام شود.کیفیت آن زیادتر میباشد.طوریکه دراین حالت بذرخاصیت آردی بخود گرفته وپوسته تستا نیز قرمز تا قرمزقهوه ای شده است،برای خزان مصنوعی هم نسبت به فاصله تراکم ودرجه رسیدن بذرمیتوان بوسیله ماشین های مخصوص برای یک هکتاراز5-6L در600 Lآب مصرف نمود.معیارنسبتی های که درقسمت های مختلف کمباین دربرداشت باماشین نوع ESN باید توجه نمود.

مقداروورودموادبه داخل کمباین                                       1.7kg/sec

فاصله سبدمواد                                                           Korbs

تعدادگردش                                                               700دورفی دقیقه

قسمت جداکن مواد                                                      400دورفی دقیقه 

غربال قابل تعویض                                                     12mmباسوراخ گرد

دهانه غربال                                                              12mm

دهانه پذیرش مواد                                                       درزیر

صفحه قطع کننده                                                        دروسط .

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 13:39  توسط ايمل " نظري "  | 

کشت و پرورش گندم

مقدمه :

کشورعزیزما افغانستان که یک سرزمین زراعتی میباشد وبا توجه به این که گندم یگانه خوراک عمده مردم ومهترین محصولات زراعتی ما را درکشورتشکیل میدهد . لازم وضروری خواهد بود که درمورد کشت گندم وغیره عملیات زراعتی آن معلومات مختصربیان نمایم تا باشد که دهاقین ما بارفررسیدن صلح وآمرامش درکشوربیشتربتوانند استفاده اعظمی خود را اززمین های خود نمایند تا دربلند بردن سطح تولیداتی وصادراتی نقش برارزنده را بازی نموده وازحالت گرسنگی به حالت خود کفابودن تغیرنمایند . گندم یک نبات عمده است که تقریبا ً درتمام مناطق افغانستان کشت میشود وطریق تولید درافغانستان درحال ابتدائی میباشدکه دهاقین ازتولیدات گندم خویش تخم خود را تهیه نموده ومقدار کود را برای استعمال نمودن زمین های خود بدست می آورند. زمین های افغانستان بدون استعمال کود حیوانی وکود های کیمیاوی نمیتوانند حاصل خوب بدست بیاورند . کنترول امراض ، حشرات وگیاهان هرزه باعث بلند بردن سطح تولید شده واین مسله میتواند یک اندازه کاهش قابل ملاحظه را درکنترول ازغله جات بویژه گندم رول مثبت را بازی نماید . ودهاقین بااستفاده ازروش های قبلی میتوانند حاصلا ت خوبتری تقریبا ً درحدود 150 – 100 سیرفی جریب حاصل بدست بیاورند .

تاریخچه گند م :

درزمان های قدیم بیشترمتوجه کشت آنعده گندم های بودند که با جمع آوری آنها بتوانند علاوه برامرارمعاش روزانه ذخیره غذائی خود را درمواقع مهاجرت تامئین کنند برای این منظوردرصدد آن برآمدند که درانتخاب کشت انواع وفورم های مختلف گیاهان نامبرده بکوشند ودانه های را انتخاب کنند که نیازغذای آنها را بیشتربرآورده سازد . به همین لحاظ انتخاب صحیح دانه های بیتشرمنجرشد تااینکه انواع غلات وبخصوص ارزن برگزیده شوند وقدم به قدم وبه تدریج تهیه بسترخاک ، رطوبت ، تهیه زمین وآب وهوا مورد توجه بشرقرارگرفت ومنجربه کشت صحیح انواع غلات امروزی گردید . با اطمینان کامل میتوان گفت که کاشت گندم ها یکه دانه آنها محتوی مورد آردینه زیادی بود درهمان زمان بشر بافکرواندیشه های آن روزخود گشت وزرع گیاهان را آغازکرد وبرای این کارکشت برنج وارزن وحشی را برای مناطق گرم ، گندم وجورا برای مناطق گرمای کمتروبعد ازچندی یولاف را برای مناطق که با آب وهوای نسبتا ً سرد بود انتخاب کردند . برای تک تک غلات تاریخچه کاملا ً صحیح وروشن دردست نیست ولی درقدیم الایام این گیاهان را بصورت وحشی کشت می کردند عمر کشت وکاررا برای گندم وجو درحدود 10000 سال تصورمیکنند وحدس زده میشود که جنوب غربی آسیا مبدا پیدایش گندم است . در15 – 10 هزارسال قبل ازمیلاد دراین مناطق برای تغذیه انسانها ازگندم استفاده میشده است . درسال 1948 باستان شناسان دانشگاه شیکاگودرحفریات یکی ازدهات عراق که قدامت آن به 6700 سال قبل میرسید توانستند دونوع گندم بدست آورند که مشابه گندم های امروزی بوده است روی تابلوهای قرن 19 قبل ازمیلاد که ازسوریه بدست آمده است طریقه حفرکردن کندم وتبدیل آن را به نان بدست آورده اند .چینی ها ی قدیم ، کشت وکارکندم را در2700 سال قیل ازمیلاد گزارش کرده اند امروزدربعضی ازنواحی چین گندم را یک گیاه مقدس می دانند . یونانی در300 سال قبل ازمیلاد به انواع مختلف گندم که درخواص دریای مدیترانه کشت می شده اشاره کرده است . مصریان قدیم تصورمیکردند که خدایان آنها گندم ، آسیاب کردن وتهیه نان را آفریده است درکتاب مقدس تورات وانجیل ازکشت وکار، آسیاب کردن ومصرف گندم سخن به میان آمده است .

خصوصیات بوتانیکی گندم

گندم گل آذین سنبله ای دارد ازهرگری آن معمولا ً یک سنبله متشکل ازدوگلوم وسه گلچه بوجود می آید. گاهی تعداد گلچه ها به 9 هم میرسد دانه گندم بین دوپوشش قاشق مانند به نام های پوشک بیرونی (لما) وپوشک درونی (پالورا) قرارگرفته است . برگ های گندم مانند برگ های سایرغلات جز ذرات وارزن نازک وکم عرض بوده وزبانه های کوچکی دارند . گندم ازجمله نباتات یک ساله بوده که این نبات دارای القاح خود بخودی میباشد وسیستم ریشه این نبات بطورپاشان میباشد پس ازجوانه زدن ریشه غلافی که جوانه گندم وسایرغلات را میپوشاند پس ازجوانه زدن ریشه غلاف جوانه ها را ازصدمه های خارجی ومحافظت میکند بعد ازاین مرحله تشکیل ریشه اولیه آغازمیشود ریشه ها آب ومواد غذائی مورد ضرورت خود را ازخاک تامئین میکنند ودرحدود 5 تا 7 روزبعد ازبیرون آمدن برگ اولی برگ دومی نیزبیرون میشود با همین فاصله سومین وچهارمین برگ نیزظاهرمیگردد دراین هنگام ریشه به عمق 30 تا 35 سانتی متربه زمین فرومیرود وساقه ازداخل خاک پنچه زدن را شروع میکند .

اهمیت اقتصادی گندم

درجهان امروزگندم محصول عمده غذای به شمارمیرود بیش از30 درصد اراضی زیرکشت این محصول بخود اختصاص داده است تامین مواد غذای انسان ها درطبعیت تولیدات مختلف زراعت ارتباط می یابد گندم غذای عمده انسانها است که بشکل های مختلف مصرف می شود مثل نان ، شیرینی های مختلف ، مواد نشایسته ، مواد پروتینی وغیره . کشورهای آسیای 26 درصد سطح زیرکشت گندم (90 ملیون هکتار) را بخود اختصاص داده اند تقریبا ً یک سوم وبه طوری دقیق تر 31 درصد محصول جهان ازاین منطقه به دست می آید . درآسیا این محصول هم درمناطق معتدله (چین وشوروی ) وهم درمناطق گرم مانند هندوستان ، پاکستان ، افغانستان ، سوریه وترکیه کشت میشود . دربرخی ازکشورهای مذکوردرسال های اخیرمحصول گندم بطوراساسی اضافه شده است دلیل این کاراستفاده ازورایتی های یا ارقام پرمحصول واتخاذ روش های کشت جدید بوده است . دربنگلد یش میزان 1000 کیلوگرام درچین وپاکستان 300 تا 500 کیلو گرام درهکتاراضافه محصول به دست آمده است . نتیجه آنکه واردات گندم به این کشورها کاهش یافته است . درکشورهای امریکائی 25 ملیون هکتاربا عملکرد 2400 کیلوگرام درهکتارودرکانادا به ترتیب 10،5 ملیون هکتارو2000 کیلوگرام درهکتاراست .درمکزیک 700 هزارهکتارزمین زیرکشت گندم است حاصل 3،6 تن درهکتاربالاترین مقدارمحصول را درواحد سطح برداشت میکنند . دراروپا گندم ازگذشته ها وجود داشته است این محصول دراتحاد جماهیرشوروی ، ایتالیا ، آلمان ، رومان ، فرانسه ، یوگسلاوی اسپانیا وانگلستان بطورگسترده کشت می شود دراروپا 3،5 تن درهکتاروخیلی بیشتربه دست می آید درشوروی 60 ملیون هکتارزمین زیرکشت گندم است حاصل این محصول 1400تا 1700 کیلو گرام درهکتاراست .

انتخاب تخم

درافغانستان فعلا ً کمتراز%5 ساحه تحت کشت گندم تخم های اصلاح شده بوده که درحال افزایش میباشد باید متذکرشد که اکثرتخم های را که دهقانان میکارند تخم های میباشد که خود دهقان آنرا تولید میکند وازانواع محلی میباشد . تخم که فعلا ً فروخته می شوند توسط سکتورخصوصی تهیه می شوند لذا تخم های که دهقانان خود تولید مینمایند شاید خاصیت تولید حاصلات بلند را نداشته مقاومت علیه آفات را نداشته وشاید باعث انتشارامراض وگیاهان هرزه وسایرمواد گردد باید یاد آورشد که تخم های بذری Q D S  (Quality   Declered  Seed ) یا تخم بذری با کیفیت که کیفیت خوب آن اعلام شده بهترین انواع میباشند که فعلا ً موجوبوده که درتحت شرایط سختگیرانه تولید گردیده اند . همچنان Q D S  ازنظرفیصدی نیش زدن وفیصدی داشتن سایرمواد ناخالص آزمایش شده میباشد . لذا گفته میتوانیم که دهقان میتواند بعد ازسه تا پنج سال تخم گندم مربوط خود را تعویض نمایئ درزمانیکه دهقان ازتخم بذری خویش استفاده مینماید بدین منظور باید یک قطعه زمین را که ازگیاهان هرزه عاری باشد میتواند نباتات سالم را تولید نماید درزمانیکه دهقان ازتخم بذری خویش استفاده مینماید بمنظورباید یک قطعه زمین را که ازگیاهان هرزه عاری باشد میتواند نباتات سالم را تولید نماید وازاین تخم برای کشت درفارم خود استفاده نماید حتی بااین عمل تخم ها ملوث گردیده وازقدرت بلند حاصلخیزی آن کاسته میشود لذا ضروریست تا دهقان مذکوربعد ازچهارسال تخم بذری  Q D S  را خریداری کند .

وقت مناسب کشت

هرگاه گندم به وقت مناسب کشت نشود نواقص ذیل بوقوع می پیوندد.

1 – گندم های تیرماهی که خاصیت گذشتاندن ایام سرد زمستان را دارند کشت آن دراواسط فصل بسیارخوب است درصورتیکه کشت گندم ناوقت صورت گیرد اکثرا ً بته ها ازاثرسردی صدمه دیده وازطرف دیگر قوه ریشه زدن کم شده وبعضاً مقدارزیادی تخم ها تارسیدن بهاراصلا ً سبزنمیشود .

2 – درمناطق بسیارسرد وقتیکه گندم درحالت سه برگه بودن داخل زمستان شود بیشترازخطریخ زدن محفوظ میماند نسبت به آن گندم که وقترکشت شده است . اندازه نموی آن زیاد ترباشد علاوتا ً گندم که وقترکشت شده باشد دربسا موارد باعث حمله امراض گندیدگی ریشه ویا حمله حشرات قرارمیگیرد .

3 – معمولا ً ازکشت وقترگندم بهاری نتیجه مطلوب بدست میاورد، زیرا گندم مذکورازخطرفرارسیدن گرمی وخشکی پیش ازوقت نجات یافته صدمه ازاین رهگذرنمیرسد . همچنان خطرات حمله بعضی امراض وحشرات را نیزکمترمیسازد .

4 – برخلاف هرگاه کشت ناوقت ترصورت گیرد گندم کشت شده هم ازاثرکمتربته زدن وهم دیگرعوامل حاصل کم میدهد .

پا ک کردن تخم

اگردهقان ازگندم خود بمنظورتخم ویا ازگندم مارکیت ( بازار) کارمیگیرد لازم است که گندم مذکورخوب پاک گردد وبرای پا ک کاری گندم مذکورازغربال میده بیزوغیره کارگرفته شود تا بتواند ناپاکی جامد وتخم های گیاهان هرزه را دورکرده همچنان ناگفته نباید گذاشت که دانه های میده شده ودانه های چملک شده ویا دانه هایکه خورد مانده است باید این دانه ها دورکرده شود بخاطریکه اگردانه ها ی میده شده وچملک شده دورکرده نشود درنتیجه درجاهائیکه تخم های سالم قرارمیگیرند . این تخم ها قرارمیگیرند واین تخم ها قدرت جوانه زدن را ندارند وباعث میشوند که زمین حاصل کم را تولید کند بنابراین با ید کوشش شود تاتخم هایکه کشت میشوند . بطوری درست آنها پاک شوند ومواد اضافی آنها دورکرده شود .

آماده ساختن بسترتخم

کشت پی درپی گندم دریک زمین باعث ازدیاد آفات ، کم نمودن حاصل وبلند رفتن قیمت تولید میگردد . همچنان برای کم نمودن فشارامراض باید نباتات کشت شوند که آنها میزبان امراض گندم نمی باشند . گندم را میتوان درخاک های مختلف کشت نمود اما گندم درخا کهای بدون زهکشی یعنی زمین هایکه قسمت بالای آن آب استاده داشته باشد نباید کشت شود بخاطریکه ساختمان خوب نداشته وحاصل قناعت بخش ازآن بدست نمی آید. باید ازخاک های بدون زهکشی شده جلوگیری به عمل آید که باعث کمبود آکسجن درطبقه ریشه گردیده وتحت فشارامراض وحساسیت به آن میگردد . دانه گندم دارای پوست نسبتاً محکم بوده برای اینکه دانه گندم نیش بزند باید درخاک مرطوب گذاشته شود تا رطوبت را جذب نموده تانموی خود را شروع نماید . تجارب که بالای عمق قلبه صورت گرفته نتیجه مثبت ازعمق 7 تا 17 سانتی متربدست آمده است وعمیق ترازآن بالای حاصل تاثیرندارد.

طریقه های کشت

دونوع کشت گندم وجود دارد یکی به شکل پاشیدن تخم توسط دست ودیگری به شکل قطارکه توسط ماشین صورت میگیرد . ازجمله کشت بشکل قطارحاصل زیاد ترنسبت به شکل پاشیدن تخم توسط دست میدهد . فعلا ً درافغانستان بشکل پاشیدن تخم توسط دست معمول است بخاطریکه عدم مجودیت وسایل وماشین آلات زراعتی ، بنابراین ازکشت بشکل قطارصرف نظرمیکنیم . درکشت گندم بشکل پاشیدن تخم توسط دست درقدم اول زمین آبیاری شده زمانیکه وتر شد به عمق 30 سانتی متروماله زده شود بعدا ً گندم را باکود که لازم است طوریکه گندم وکود درپهلوی هم قرارگیرند پاشیدن زمین کشت شده را قلبه وشاخ ماله سطحی نمایم .

عمق تخم ومقدارتخم ریز

عمق تخم درخاک های مختلف متفاوت میباشد . طوریکه درخاک های سنگین نظربه خاک های ریگی یا سبک عمق کشت کمترمیباشد .عمق تخم درخاک های گلی یا سنگین 3 – 2 سانتی متر وعمق تخم درخاک های ریگی یا سبک 4 – 2 سانتی مترمیباشد .همچنان مقدارتخمریز هم نظربه نوع خاک ها وفصل سال متفاوت میباشد یعنی تخمریزکشت خزانی نظربه کشت بهاری زیاد تروهم ناوقت ترسردرفصل خزان نظربه کشت وقتی مقدارتخمریزبیشترمیباشد. به همین قسم تخمریزگندم درخاک های حاصلخیزنظربه خاک های ضعیف زیاد ترمیباشد وطوراوسط تخمریزتوسط دست kg 35 – 30 فی جریب میباشد اما درصورتیکه توسط ماشین ویا وسیله دیگری کشت گردد به سیستم قطارصورت گیرد مقدارتخمریز kg 21 درفی جریب .

آبیاری ومراحل آن

آب جزمهم حیات برای تمام موجودات حیه ازجمله نباتات بوده که تمام فعالیت های فزیولوژیکی وجذب مواد غذای درنباتات درموجودیت آب صورت میگیرد بنا ءً آبیاری درنباتات یک امرخیلی مهم وعمده بشمارمیرود وهرزمانیکه نبات به آب  ضرورت پیدامیکند زمین باید فورا ً آبیاری گردد . بدین اساس درگندم پنج مرحله آبیاری بسیارمهم است که ذیلاً خلاصه میگردد.

1 – آبیاری اول درحرارت معتدل 25 تا 20 روزبعد ازسبزشدن صورت میگیرد البته بسیارسطحی به عمق 5 سانتی مترکه این آبیاری درتشکیل ریشه های اصلی رول عمده را بازی مینماید .

2 – آبیاری دوم درمرحله تشکیل شاخچه های فرعی بته گندم .

3 – آبیاری سوم درمرحله آخرتشکیل بنده ها بوده که خیلی مهم است .

4 – آبیاری چهارم درمرحله شیره گل وتشکیل دانه گندم که این آبیاری هم بسیارمهم وعمده میباشد .  

5 – آبیاری پنجم درمرحله شیره گندم یعنی زمانیکه دانه گندم درمرحله خمیره باشد قابل یاد آوری است که ازجمله 5 نوع آبیاری درصورت آب کافی برای آبیاری موجود نباشد سه آبیاری آن خیلی مهم میباشد که  آبیاری اول ، آبیاری سوم ( تشکیل بندها ) ، آبیاری چهارم (مرحله گل ). ناگفته نباید گذاشت که هرزمانیکه نبات یا گندم ضرورت به آب احساس مینماید باید مزرعه فورا ً آبیاری گردد ولی آبیاری ازحد زیاد هم چندان مفید نخواهد بود .  

استعمال کود ووقت آن

مناطیقیکه زمستان سرد دارند

مناطیقیکه زمستان معتدل دارند

مرحله انکشاف نبات

نوع کود

10

20-10

دروقت کشت

 

 

یوریا

10

20

اوائل بهاروقت بته زدن

20

20

قبل ازسرکشیدن

10

 

دروقت سرکشیدن

20

25

دروقت کشت

DAP

25

20

دروقت کشت

KCl

برای تولید 150 – 100 سیردریک جریبدربعضی زمین های که تحت کشت بوده وبرای مدت طولانی درآن فاسفیت علاوه شده شاید بقایای فاسفیت آن بلند برده فاسفیت زیاد علاوه نگردد. اگرخواسته باشیم حاصلات بلند تررا بگیریم درآن وقت به پتاشیم ضرورت میباشد .

استعمال کود کیمیاوی

بصورت عموم نایتروجن N نموی بالای نبات را سریع ساخته ودرغله جات دانه ها را کلان کرده ومقدارازمواد پروتینی رازیاد می نماید . فاسفورس درغله جات باعث تکامل سریع وتقویه ریشه ها ، تنه ها ، تنه ها وتشکیل دانه میشود وبه زود رسی نبات کمک میکند .قرارتجارب مقدارقابل ملاحظه ازکود نایتروجن وفاسفورس دردوماه اول نموی مورد استفاده گندم وسایرغله جات قرارمیگیرد . ازهمین جهت است که کود کیمیاوی دروقت کشت ویا اندکی بیشتری ازآن درزمین استعمال میشود ، بیشترین آب دروقت گل دهی تشکیل شیره گندم ضرورت میباشد و 6- 5 مرتبه باید آبیاری گردد بهترآنست که کود ذریعه دسک ، ماله وغیره به عمق 5 تا 10 سانتی مترزیرخاک شود دربعضی تجارب پاشیدن کود به مسافه سه ونیم سانتی متربه پهلویا پائین ترازتخم ازنگاه استفاده ازکود فاسفورس داربیشترموثربوده است . ازاستعمال کود های نایتروجن دارنیزتوجه لازم است که سعی بعمل آید تامقدارنایتروجن کود بصورت آمونیا آزاد نشده ازبین نرود لهذا باید زیرخاک کرده شود معمولا ً برای آسانی کاراین کود عموما ً قبل ازکشت استعمال میگردد . مربوط نوع کود هم میباشد طوریکه کود یوریا کود نایتروجن دارکه درجه انحلالیت وشکل استفاده آن سریع است بعضا ً بصورت پاشی بالای زمین استعمال شده وبعد ازآن مقداردونیم سانتی متربارندگی ویا یک آبیاری کافی است تاکود مذکوررا حل کرده وتاناحیه ریشه ها ببرد ولی کودیکه نایتروجن آن بقسم آمونیم میباشد مشکل است که درناحیه ریشه بهمان شکل برود تا آنکه اول نایتروجن آن به شکل نایترویت تبدیل نشود وبعد از آن ذریعه آب اضافی به ناحیه ریشه ها پایان برده شود . شکل دیگر استعمال کود کیمیاوی مخصوصا ً کود نایتروجن دارکه دربسا موارد بدوحصه تقسیم شده یک حصه آن دروقت کشت یعنی درتیرما وحصه دیگرآن دراوایل بهارحینیکه گندم درباره شروع به نموی بهاری می کند استعمال میشود . این طریق استعمال وقتی نتیجه مثبت میدهد که زمستان مقداربارند گی زیاد ازحد نورمال صورت بگیرد که درآن حالت مقدارنایتروجن استعمال شده توسط باران شسته شده وازبین برود ویا اینکه درمسله دینا میتریفکیشن نسبت آب زه شدن زمین که درزمستان رخ میدهد باعث انکسارنایتروجن به نایترریت آمونیا ونایتروجن آزاد درخاک گردیده ازموثریت کود استعمال شده میکاهد . استعمال کود نایتروجن دربهاربه نموی قد نبات افزوده وبته ها رنگ طبیعی خود را حفظ میکنند . بااین نکته متوجه باید نمود که استعمال کود مذکوردرهنگام بهارناوقت صورت نگیرد یعنی ازشروع پنجه زدن باید انجام شود بهترصورت کود وقتی باید استعمال شود که کود توسط باران ویاآبیاری حل شده وبه زمین غرض استفاده به ریشه های نبات برسد.بطورعمومی کودیکه دربهاراستعمال می شود درتزاید مقدارپروتین گندم تاثیردارد نسبت به کودیکه درتیرماه استعمال می گردد .البته علت عمده آن این است که مقدار مواد غذای که نبات درمرحله ابتدای نمو اززمین می گیرد برای نموی بدنی بمصرف رسانیده ولی مقدارباقی مانده آن به تشکیل دانه وساختمان آن مورد استفاده قرارمیگیرد .  

امراض مهم گندم

الف – مرض سرخی گندم .

ب – مرض سیاه قاق درگندم .

الف : مرض سرخی به سه نوع وجود دارد که عامل مرض قارچ میباشد که درصورت بروزمرض وشدت آن حاصلات گندم فوق العاده پائین آمده ودانه های بدست آمده پوچ وباریک میباشد ومرض سرخی به سه نوع میباشد .

1 – سرخی خطی یازرد : این مرض قبل ازبروزخوشه ظاهرمیگردد ودرصورت شدت مرض علایم بالای برگ ، ساقه ، وغلاف دیده میشود وبشکل خط های موازی دیده میشود .

2 – سرخی برگ یا نارنجی : معمولا ً این مرض دربرگ ظاهرمیگردد وکمتربالای ساقه وغلاف برگ دیده میشود .

3 – سرخی ساقه :درآغازاین مرض بشکل لکه های خاکستری تیره بالای ساقه ، برگ وغلاف وحتی خوشه به نظرمیرسد . درصورت شد ت مرض نبات شکل ابریشمی را بخود گرفته حتی اگروقتی حمله کند گندم قادربه تشکیل خوشه نمیگردد .

کنترول : بهترین طریقه کنترول مرض سرخی فقط استفاده ازتخم بذری گندم های مقاوم مقابل مرض میباشد .

ب – سرخی سیاه قاق دونوع است که عامل آن قارچ میباشد .

1 – سیاه قاق عریان (Loose smut) سپورهای مرض متذکره دارای رنگ سیاه بوده که بشکل ظاهری خوشه هم سیاه میباشد .

2 – سیاه قاق داخلی (Bant) این مرض نسبت به سیاه قاق خارجی خطرناک است این مرض درمناطق نسبتا ً سرد وکوهی موجود بوده که خوشه مصاب به مرض دارای رنگ سبزتیره نظربه خوشه های دیگربه نظرمیرسد وزمانیکه گندم درحالت شیره باشد دانه گندم را فشاربدهیم شیره سیاه ظاهرمیگردد وهم مزرعه مصاب شده بوی ماهی گندیده شده را میدهد .

حشرات

تریپس (Thrips) : حشرات بسیارکوچک هستند دارای 4 ملی مترطول وبشکل استوانه میباشد . بعضا ً دارای بال ویا بدون بال میباشد وبال ها بصورت جوره ای بوده وبصورت دستوانه دارای موها میباشد . مچک آن دارای رنگ های مختلف بوده اما حشره جوان آن دارای رنگ سیاه میباشد .تریپس بالای برگ گندم وساقه ها تغذیه وازشیره گندم استفاده مینماید .برای جلوگیری خساره تریپس ازتیودان ویا ملتاین به غلظت 1،5تا 2 ملی لیتردریک لیترآب با استفاده ازدواپاش Rapsack ویا توسط محلول پاش صورت میگیرد .

مورلشکری : این حشره درزمان بلند شدن ساقه وسرکشیدن به گندم بهاری حمله مینماید دراثنای روزحشره درزیربرگ ها خودرا پنهان ودراثنای دیگروشام ازبرگ ها وخوشه ها تقویه مینماید وبعضی اوقات سردانه گندم را نیزقطع مینماید خساره این حشره دربهارهوای سرد ومرطوب بخصوص درجاهایکه گندم کشت نموده باشد زیاد متضرر میگردد . برای جلوگیری این حشره باید طعمه زهرآماده گردد که برای یک جریب زمین 35 گرام دیپتریکس صد گرام بوده ویک کیلوگرام سبوس ، آب بقدرضرورت و5 کیلوگرام آن برای یک جریب کفایت میکند .

طریقه های کنترول گیاهان هرزه

دونوع طریق کنترول گیاه هان هرزه وجود دارد .

1 – طریقه میخانیکی : خیشاوه نمودن گیاه هرزه توسط دست وغیره عملیات زراعتی درمزارع که بالای ازدیاد حاصلات نقش مهم دارد .زیرا گیاه هرزه تنها درگرفتن مواد غذای بانبات اصلی رقابت مینماید بلکه میزبان اصلی اکثرامراض وآفات زراعتی بشمارمیرود که نباید درازبین بردن گیاه هرزه ازمزارع خویش غفلت نمود .

2 – طریقه کیمیاوی : استعمال گیاه کش مثل D 4 – 2 برای کنترول پهن برگان 250 الی 300 گرام فی جریب گرامینون برای کنترول گندمی برگان مثل یولاف ، جودروغیره . 400 ملی لیترفی جریب دایکوران برای کنترول پهن برگان ، گندمی برگان 350 الی 400 ملی لیتردریک جریب میباشد .البته مقادیرفوق در40 الی 50 لیترآب حل گردیده وادویه پاشی صورت میگیرد . ادویه پاشی زمانی صورت میگیرد که مزرعه رطوبت کافی داشته باشد وهم گندم درمرحله قبل ازسر کشیدن قرارداشته باشد . وگیاه هرزه جوان باشد خوبترین زمان مناسب وقتی خواهد بودکه گندم درمرحله پنچ برگی قرارداشته باشد . بهترین طریقه کنترول گیاه هرزه طریقه میخانیکی میباشد زیرا هیچ نوع عوارض حیاتی ندارد اما طریقه کیمیاوی با وجود اینکه دررابطه رهنمای صورت گرفته اما نباید توجه زیاد جهت استعمال آن صورت گیرد ، بلکه اولویت به طریقه میخانیکی داده میشود زیرا طریقه کیمیاوی مضرهم میباشد .

مواد مصرف گند م

برخلاف سایرغلات گندم را می توانیم به طریقه های مختلف ازجمله درتهیه نان ، بسکویت ، شیرینی ، کیک وکلچه وغیره مورد مصرف ویا استفاده قراردهیم . ازگندم درصنایع کاغذ سازی ، چسپ سازی ، وهمچنین درتهیه پوردهای لباس شوئی استفاده میگردد .ازسبوس وکاه آن نیزبه عنوان خوراکه حیوانات استفاده میکنند انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرارمیگیرند . مثلا ً گندم های نرم بهاری یا زمستانی برای مصرف درصنایع بسکویت سازی ،شیرینی پزی وکیک پزی مناسب میباشند . درحالیکه ازگندم های سخت زمستانی ویا بهاری درنانوای استفاده بیشتردارند .

ترکیب کیمیاوی گندم

گندم دارای % 18- 8 پروتین ، % 2 – 1،5 شحم ، % 70 – 60 نشایسته ، % 12 – 9 رطوبت ، % 2 – 1،5 منرالها ، % 3- 2 قند و%2،5 – 2 سلولوزترکیب گردیده است .

جمع آوری یا رفع حاصل

جمع آوری زمانی شروع میشود که دانه ها به حدود 14 فیصد رطوبت برسند . یکی ازطریقه های معلوم نمودن رسیدگی برای رفع حاصل عبارت است ازقطع نمودن چند خوشه ومالیدن درکف دست میباشد . اگردانه ها خارج شد وتنه داخلی خوشه شکست نشان دهند رسیدگی برای رفع حاصل میباشد . زمانیکه ساقه زرد شده وحرکت عناصراستاده شود گندم پخته شده است . ضایعات درزمان خرمن نمودن ورفع حاصل ضیاع مستقیم حاصل میباشد . رفع حاصل عبارت ازمصالحه بین انجام کاردرزمان مناسب وتحمل ضایعات بروی زمین خواب داد که باید استاده گذاشته شود . چه اگرقواه بروی زمین گذاشته شود رطوبت دانه زیاد احتمال حمله قارچ نیززیاد میشود درصورتیکه تریشرمیخانیکی موجود باشد میتواند وقت وزمان را کمائی نماید . ضایعات دانه را کم نموده ودانه های پاک وبهتربدست می آید .

 

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 12:3  توسط ايمل " نظري "  | 

گل نرگس

مقدمه :

 گياهان وگل ها خاموشترين وزيبا ترين شا هكار خلقت ويكي ازبهترين هداياي الهي به انسان است كه سرشارازطراحي برترخداوند توانا ،مواد مغذي وعناصردرماني گوناگون بوده وتما شاي آنها آرامش خاطر ولذ ت رواني به شخص ميدهد .تما شا ي گل وگياه زنتي درهركشور وهراجتماعي به منزله سنبل شكوه وآرامش خاطروهديه ارزنده افرادبه يكديگرميباشد. دراين سيمينارروش نگهداري وتكثيرگل زنتي نرگس تشريح شده وبه ساده گي براي عموم قابل استفاده است . به عبارت ديگرشما ميتواند با مطا لعه اين سيمينارومقدارتمرين وحوصله ازخوديك گل كار ما هربسازيد.شماخود ميدانيد كه چقدرپرورش گل وگياه لذت بخش ونشاط آوراست . اما دوستداران گل بايد بدانند كه دراقدام جدي پرورش در با غ ،خانه علاوه برمنا فع مادي ،يعني ،برخودارشدن اززيباي گياهان وگلهاي زنتي ،روح وروان آنها نيز صفاي ميابد .  كسنايكه پرورش گل وگياه را به عنوان يك كارحرفه اي وتفريحي انتخاب ميكند .درهمدمي با گل وبرخورداري اززيباي وعطرآنها،اعصاب آرام تري خواهند داشت. خلاصه اينكه درخصوص مفيديتهاي گل،اندك گفتن نيززياده گوي است ،زيراانسان بطورعزيزي گل وگياه رادوست داردواين دوستي خاص سن وسال معيني نیست .به نظرميرسد كه هرانسان خوش ذوق وشعردوست ،به هرگفته كه به زبان شعراست،بشترتوجه ميكنند،لذا درتوصيف ضرورت همدمي اين انسان ها با گل وگياه،دست به دامان خواجه حافظ زده ويك قطعه شعردرموريد گل نرگس دراين مقدمه مياوريم .

                 به جزآن نرگس زيبأ كه چشمش مرساد

                                          زيراين تارم فيروزه كسي خوش نه نشست.

تا ريخچه:

گل وگل كاري اززمان هاي قديم تا امروزبا خون هرانسان آميخته وهنوزهم آثاراين عشق وعلاقه درفرهنگ هرانسان ،هركشورومملكتي پايداراست ،چنا نچه پادشاهان وحكمرانان سابق واخصأ مغولها علاقه وافري به گل داشتند،درحين كوچ ازيك منطقه به منطقه ديگرانواع گل ها راانتخاب كرده آنهاراجمع آوري مي كردندوقتكه دريك منطقه اسكان ميشدند. خودطراحي باغ كرده وبوته گلها وكشت آنها رابا ذوق وسليقه خاص خوددرآن مكان كشت مينمود ند (2،3). اگرچه درآن دوران هنوز گلها به صورت امروزي اصلاح شده نبودند وحالت وحشي وخودروداشتند ،ولي باترتيب وهماهنگي رنگ خود به محيط زندگي زيباي خاص ميبخشيد.وفرهنگ پرورش گل ازهمان دوران قديم مرسوم وتا امروز ادامه يافته وموجب علاقه هرانسان به گل وگيا ه شده است(2،3). گل نرگس درحدود 60نوع دارد كه اكثرا درناحيه مديترانه غربي پراگنده بوده .تعداد زياد ازانواع اين جينس جز گياهان معمولي باغي محسوب گرديده ودرطول صدها سال كه پرورش آنها متداول بوده واشكال باغباني زياد ازآنها پيدا شده است

خصوصیات نباتی:

گياه نرگس ازخانواده نرگسيانAmary llidace رديف ( Narcissus (ميباشد .نرگس گياه دايمي وپيازدار بابرگهاي خطي تانخي شكل قاعده اي ،ساقه بي برگ آنها بخوبي رشد نموده ودرانتها داراي يك گل منفرد .باچندين گل بصورت چتراست .پيازهاي گل نرگس درشت وداراي ورقه هاي فلسي يا مطبق است .به عبارت ديگر پيازآن ميتواند چندين سال متوالي گل دهد وگل آن همه ساله درشت ترگرددگلهاي نرگس به رنگ سفيد ،زرد ،نارنجي ،كم پر   وپرپرهستند .برگهاي اين گياه ازبيخ ريشه بصورت صاف يا خط دار بيرون مي آيند ودرطول ساقه قرار ميگيرند گل متشكل از يك لوله بلند ولبه هاي گسترده اي است كه درقاعده داراي (paracorolla  (تاج مانند است .اين جينس درحدود 60نوع دارد كه اكثرا درناحيه اي مديترانه اي غربي پراگنده بوده .تعداد زياد ازانواع اين جينس جزگيا هان معمولي باغ محسوب گرديده ودرطول صدهاسال .كه پرورش آنها متداول بوده اشكال باغداري زياد ازآنها پيدا شده است گل نرگس داراي ارتفاع 45 سانتي متر وبرگها به عرض 6الي 18ملي متر .ساقه بلند وبي برگ آن حامل 2الي 10گل معطر بادمگلهاي بلند است كه بصورت چتر ظاهرميشوند .اين درارا        ضي مسطح كه آب تحت الارضي آنها پايين باشد رشد مينمايد .نرگس ها شايد آسان ترين ومطمين ترين پرورش ازميان خانواده اي تمام گلها هستند .پياز وبرگها حاوي كرستل هاي داروي هستند كه فقط حشرات اصلي ميتوانند بدون آسيب رساندن به آن .ازآن مصرف كند. هرچند ممكن است جانوران آنهارا اززير خاك بيرون بياورند                                                     

طبقه بندي انواع نرگس

طبقه بندی یک نوع  کشت شده (قابل کشت) نرگس بر پایه توصیف و سنجش یا از یک طبقه بندي ارائه شده توسط فردی که انواع را به ثبت می‌رساند، پایه‌ گذاری شده است.کد رنگ‌های استفاده شده برای توصیف رنگ نرگس‌ها به قرار زیر است:
W- سفید (سفید گونه) G- سبز Y- زرد P – صورتی O- نارنجی R- قرمز

در توصیف گل نرگس هر نرگس را به دو بخش تقسیم می‌کنیم

·  گلبرگها‌                      · تاج گلها

۰-تاج گل و گلبرگ با استفاده از حروف کد رنگ که مناسب هستند توصیف می‌شوند. نحوه نوشتاری مورد استفاده برای توصیف طبقه بندی نرگس به شرح زیر است.

1- تقسیم بندی بر اساس شکل ظاهری که از 1 تا 13 شماره گذاری می‌شود.

2- حرف یا حروف کد رنگ باید به درستی برگهای گلبرگ را توصیف کند و پس از آن خط تیره قرار می‌دهیم.

3- حرف یا حروف کد رنگ باید به درستی بخش تاج گل را توصیف کند

4- در نوع چهارم از تقسیم بندی کلی نرگس‌های دوتایی حروف کد رنگ به توصیف دقیق مخلوط گلبرگ‌ها و شبه گلبرگها که با نظم خاصی قرار گرفته‌اند می‌پردازد.

5- اگر گلبرگ و تاج گل دارای یک رنگ واحد باشد از یک کد رنگ برای رده بندی آن استفاده می‌شود. چه نرگس‌های وحشی و چه نرگس‌هایی که قابل کشت و پرورش هستند اگر دارای نامهایی با مشخصات بالا باشند به صورت طبیعی در یکی از تقسیم بندی‌های 1 تا 12 قرار می‌گیرند قسمت سیزدهم مختص نرگس‌هایی است که دارای اصطلاحات علمی گیاه‌شناسی هستند

تقسیماتگل نرگس از روی شکل ظاهری آن

نوع اول- شیپوری: یک گل روی ساقه، تاجی به شکل شیپور که حدوداً به اندازه گلبرگ‌ها و گاهی بلندتر از گلبرگهاست.

نوع دوم- تاج بلند: یک گل روی ساقه که اندازه تاج آن بین تا یک گلبرگ کامل است.

نوع سوم- تاج کوتاه: یک گل روی ساقه و اندازه تاج آن کمتر از بلندی گلبرگ‌هاست.

نوع چهارم- دوگانه: نرگس‌هایی که دارای گلبرگ‌ها و یا تاج خوشه‌ای هستند. و روی یک ساقه می‌تواند یک یا بیش از یک گل داشته باشد.

نوع پنجم- سه پرچمی: معمولاً بیش از یک گل روی ساقه دارند سرگل افتاده و بخش گلبرگها عموماً به صورت تاب خورده و برگشته و دارای بافتی ابریشمی است. گلهای این نوع نرگس مانند زنگ‌های آویزان است.

نوع ششم- سیکلامینوس: یک گل روی ساقه گلبرگ‌ها به طور مشخصی برگشته هستند و تاج آن کشیده و باریک است (مثل این می‌ماند که گلبرگها بوسیله باد خم شده‌اند)

نوع هفتم- جانکوئیلا: دارای گلهای کوچک و گلبرگهای پهن است. عموماً چندین گل روی ساقه است. و گلها بسیار معطر هستند ساقه دارای مقطع عرضی گرد و بخش‌های ساقه و برگ آن نازک شبیه به نی است.

نوع هشتم- تا زِ تا: عموماً دارای 3 الی 20 گل روی یک شاخه قوی است. گلها عموماً خوشبو و دارای تاج بسیار کوتاهی هستند. گلبرگ‌ها گرد و تا حدی مضرس(شكاف دار)هستند.                   6

نوع نهم- شاعرانه: عموماً یک گل روی ساقه دارد گلبرگهای سفید رنگ که در بعضی موارد با رنگ تاج در محل اتصال رنگین شده با تاج کوچک صافی که دارای بله‌های قرمز رنگ است. این گل معطر است.

نوع دهم- بالبوکدیم دورگه: گلهایی کوچک شبیه «دامن دورچین» دارد.

نوع یازدهم- تاج مضرس (شکاف دار) : لبه‌های تاج آن دارای شکاف عمیق است (معمولاً شکافها به اندازه طول تاج هستند)

نوع دوازدهم- نرگس‌های متفرقه: نرگس‌هایی که در طبقه ‌بندی‌های ذکر شده بناشده. و عموماً جزء نرگسهای دو رگه هستند.

نوع سیزدهم- انواع ورايتي هاي وحشی و دورگه

مراقبت از نرگسها

نکاتی برای موفقیت در پرورش نرگس

ماههای اسد و سنبله بهترین زمان برای کشت نرگس  هستند تا ریشه‌ها قبل از شروع زمستان قابلیت رشد را پیدا کنند اگر چه پیازها باید تا ماه ميزان کشت شوند ولی تاماه عقرب  قابل کشت هستند.

۰-برای کشت، آنها را بطور مجزا با فاصله هاي 15cmوفاصله بين دو قطار80-100cm است در یک خاک با زهکشی خوب و مناسب کشت کنید به طوری که حدود 10cm خاک روی پیازها باشد. یک مقدار کود معمولی را با خاک مخلوط کنید و در زیر محل کاشت بریزید و اگر خاک كلي و سنگین است مقداری ريك با آن مخلوط کنید تا به زهکشی خاک کمک کند. پیازها را در زمینی که از آب اشباع است كشت كنيد.

۰-نرگس‌ها برای گلدهی سال بعد خود نیاز به انرژی سرازیر شده از ساقه و برگ به پیازها دارند. به همین دلیل برگها را از محل طوقه(برآمده گي پيشروي برگ كه دمبرگ به ساقه درتماس ميباشد) قطع نکنید چون این کار باعث می‌شود آنها ضعیف شوند. هنگامی که 6 هفته سپری شد بعد از گلدهی می‌توانید برگها را قطع کنید چون تأثیری بر گلدهی سال بعد ندارد.

۰-بعد از پژمرده شدن گلها آنها را از بخش زیرین و پشت تخمدان قطع کنید.

۰-هر پیازی را که در ساقه و برگ آن نشانی از مريضي است خارج کرده و آن را بسوزانید.

۰-پس از گلدهی گیاه را هفته‌ای یک بار آبیاری و بوسیله کودهای غنی از پتاشيم تغذیه کنید تا هنگامی که برگها زرد شوند.

۰-تعداد زیادی از نرگس‌ها، خیلی خوب به طور طبیعی سبز شده و نیاز به جابجایی ندارند. اگر شما باغ کوچکی دارید و دسته‌های نرگس خیلی زیاد و بزرگ شده‌اند می‌توانید آنها را خارج کرده و تقسیم کنید.

۰-پیازهای خارج شده را در مکانی خنک تاریک و با تهویه مناسب ( oدرجه سانتي گريد) ورطوبت نسبتي (60الي 65فيصد) تا زمان کشت بعدی ذخیره کنید. هم قبل از انبار کردن هم قبل از کشت دوباره، تمام پیازهایی را که هنگام لمس کردن حس می ‌کنید نرم هستند یا حالت اسفنجی پیدا کرده‌اند را جدا کرده و بسوزانید.  پیازهای کشت شده در گلدان (برای 16الی 20 هفته) باید حداقل درعمق 5 تا 10 سانتی متری کاشته شوند. که این بستگی به شرایط آب و هوایی منطقه دارد.

۰-بهترین ورايتي ‌ها برای پرورش بستگی به مکانی دارد که می‌خواهید کشت کنید. اگر محیط بزرگی از زمین سبز دارید که می‌خواهید در آنجا نرگس‌ها را کشت کنید نوع «نرگس نما» بهترین نتیجه را دارد. گونه‌های مختلف را در یک بخش با هم مخلوط نکنید که این یک نتیجه کشت خوب نیست.برای حاشیه و کناره‌های کوچک باغهای سنگی بهتر است از انواع کوچک‌تر برای پرورش مانند «دو به دو» یا «پرتاب شعله» استفاده شود. در طول زمان پرورش، حداقل دوبار بوسیله قارچ کش شاخ و برگ نرگس‌ها راادويه  پاشی کنید

تعداد ورايتي های نرگس :گیاه شناسان در این مورد اختلاف نظر دارند اما حداقل 25 ورايتي هاي وجود دارد که بعضی از آنها با تنوع بسیار زیاد هستند و دارای چندین دورگه طبیعی هستند با توجه به این ورايتي ‌ها لیست بانک اطلاعاتی فعلی نرگس نمایانگر بیش از 13000 دورگه است که در بین تقسیمات طبقه بندي شده دوازده گانه قرار می‌گیرند.

تکثیرگل نرگس‌

نرگس‌ها به دو روش تکثیر می‌شوند.

 1-  تکثیر غیر جنسی (تقسیم پیاز) که دقیقاً نتیجه‌اش گلی است مانند گل پیاز اصلی (مادري).

 2-  تکثیر جنسی (دانه) که نتیجه‌اش گلهایی خواهد بود جدید و متفاوت ازنبات مادري.                                                                                         دانه‌ها در بخش تخمدان ایجاد می‌شوند این بخش متورم در پشت گلبرگ هاست. پس از شکوفه کردن بخش تخمدان متورم می‌شود اما خالی از دانه است. گهگاه باد یا حشرات با آوردن گرده‌های جدید از گلهای دیگر می‌توانند باعث گرده افشانی گل در طول مدت گلدهی آن شوند. وقتی این اتفاق روی داد در تخمدان یک یا تعداد کمی دانه ایجاد می‌شود. نرگس‌های دورگه بوسیله گرده افشانی گل‌ها با تماس دادن و مالیدن دانه گرده از یک گل به کلاله گل دیگر بوجود می‌آیند در نتیجه تخمدان می‌تواند تا 25 دانه را در خود ایجاد کند. که هر کدام از آنها یک گیاه کامل را بوجود خواهد آورد. اما برای گلدهی گیاهی که از دانه پرورش می‌یابد باید تا 5 سال صبر کرد.گلدار بودن نرگس از شش هفته تا شش ماه طول می‌کشد که این بستگی به جایی که شما زندگی می‌کنید و همچنین نوع ورايتي که پرورش می‌دهید دارد. بعد از گلدهی اجازه دهید تا گیاه نرگس پیازش را برای سال بعد بازسازی کند. برگها تا آن هنگام سبز هستند. هنگامی که برگها زرد شدند شما می‌توانید آنها را قطع کنید

پرورش نرگس در گلدان

بهتر است شما از گلدانهای كلان به عنوان اندازهٔ استاندارد نرگس‌ها و از گلدانهای خورد برای نرگس‌های میناتوری و پیازهای کوچک استفاده کنید. بهتر است گلدانها را با کلراکس(موادكيمياوي) ضدعفونی کرده و اجازه دهید خاکشان به خوبی زهکشی شود. ترکیب خاکی که  استفاده مكنيد عبارت است از یک بخش پرلیت و سه بخش خاک استرلیزه(عاري از ميكروب،وايرس،قارچ،نيماتود) در انتهای گلدان بر روی یک لایهٔ نازک خاک یک مشت ازكود K ،N،P بريزيد. اجازه ندهید پیازهای نرگس با کود تماس داشته باشند. و سعی کنید پیاز در 3/1 فوقانی قرار گیرد. اگر پیاز را نزدیک سطح خاک بکارید ریشه‌ها پیاز را به سمت بیرون از خاک ميكشند . فقط پیازهای متوسط را در گلدانهای خورد بکارید. براساس اندازهٔ پیازها می‌توانید سه الی چهار پیاز را در یک گلدان بکارید. اگر ملاحظه کردید که مقداری از یک پیاز به خارج از خاک آمده است خاک را به آرامی و با دقت کنار زده و پیازها را در سطوح پایین تری از خاک بکارید. برای نمایش پیازها ترجیح داده ميشود. که آنها با هم در تماس نباشند. روشی که اتخاذ مي كنيد   پیازها را حداقل به اندازهٔ قطر یک پیاز از هم دور قرار دهم و با فاصلهٔ برابر از لبه‌های گلدان. بعد از اول نوامبر(قوس) گلدان را آبیاری سنگین نمایید و اجازه دهید بيو ماس سطح خاک کاملاً از آب اشباع شود. برای هفتهٔ اول هر روز آبیاری کنید. اگر ملاحظه کردید که خاک فوقانی گلدان در حال خشک شدن است به آن آب اضافی دهید. اگر خاک شما قلوي است از آنجایی که نرگس محیط اسیدی را ترجیح می دهد برای حفظ اسیدیتهٔ خاک برای گلدانهاي خورد یک قاشق چای خوری )Iron riteمواد كيمياوي كه خاصيت اسيدي دارد) و دو قاشق برای گلدانهای كلان اضافه کنید. بعد از شگوفه زدن یک مشت کود N.P.Kبه گلدان اضافه کنید. این امر با اضافه کردن کمی پتاسیم کمک می‌کنند که گیاه برای گلدهی سال بعد پیاز خود را بازسازی کند نرگس نیاز به یک دورهٔ تابستانهٔ گرمایی دارد. پیازهای نرگس در گلدانها و مخازن عمیق که به ریشه‌ها اجازهٔ رشد می دهند بیشتر رشد می‌کنند. می‌توانید پیاز را برای 2-3 سال در داخل گلدان نگهداری کنید. می‌توانید پیازها را در آورده تمییز نمایید و در یک کیسهٔ کاغذی یا نایلونی ریخته برچسب زده و در یک جای خشک و خنک تا خزان نگه داری کنید

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 11:51  توسط ايمل " نظري "  | 

گل پياز

مقدمه:

انسان از چند قرن به این طرف تشخیص داد که تنها با محصولات کشاورزی مانندغلات ، حبوبات ، لبلبو ،نیشکر و گیاهان الیافی و روغنی نمی توان زندگی خود را تامین کرد . و باید به آنها سبزیجات و میوه جات را نیز افزود ، تا آنچه برای پرورش جسم و جان انسان لازم است در دسترس او قرار گیرد . گذشته از این خواص ، لذتی را که باغبانی که باید گفت گلکاری هم یک بخشی از آن است ، به انسان میبخشد تاثیر به سزایی در زندگی انسان داشته و از این راه غذای کامل برای آرامش روح بشر تهیه میدارد .زیرا انسان علاوه بر تغذیه جسم ، احتیاج وافری به غذای معنوی و انبساط خاطر و مشاهده زیبایی ها دارد که تا اندازه زیادی گلکاری مانند سایر هنر های زیبا و صنایع ظریفه آن را تامین مینماید وتوجه به این رشته گلکاری مشخص میسازد که بشر متمدن امروز کاملا نیازمند به زیبایی مناظر فرح بخش میباشد .از این رو سیمیناری در باره گل های پیازی ترتیب داده ام امید مورد توجه علاقمندان رشته گلکاری قرار گیرد . 

گلهای پیازی

از خصایش گلهای پیازی استراحت چند ماهه است تا امادگی برای رشد در دوره بعد را داشته باشد . همه این گیاهان یک ذخیره غذایی برای رشد شان در دوره بعد را دارند .بعضی ازپیاز ها درپاییز گل می دهند و بسیاری از آنها در پاییز و زمستان به حالت خواب بوده و در بهار از خواب بیدار می شود بعضی از پیاز ها را قبلا آماده رشد نموده و در ماهای سنبله به فروش می رساند . این گونه پیاز ها را باید در گلخانه کاشته و به طوریکه در اواخر ما جدی به گل بینشینند باید دانست پیاز های که در پاییز به بازار عرضه می شوند پرورش آنها در فصل زمستان در گلخانه های گرم انجام می گیرد مانند زنبق افریقایی و گلایل ناناوی می توان در مناطق گرم و معتندل آنها رد محیط آزاد کشت نمود و چنانچه امکانات کشت فراهم نباشد باید پیاز را در محیط خشک تا فصل بهار ذخیره نموده و در اول بهار مبادرت به کشت آن ورزید .

نکات که در انتخاب پیاز اهمیت دارد

1.اگر پیاز را در زمستان خریداری می نماید باید دقت کرد پیاز یخ زده نباشد وقتی پیاز را لمس می کنید قسمت از آن نرم شده و اگر پیارا در جای گرم نگهداری نموده باشند معمولا پیاز ها رشد نموده و جوانه آن بیرون آمده و قابل استفاده نیستند اینگونه پیاز ها معمولا مورد هجوم قارچهای مختلف قرار گرفته اند .

2.پیاز ها تمیز و پاک باشند ، زیرا پیاز های که همرا با خاک ، گل و کود هستند اغلب به سایر باکتریا ها و قارچها آلوده می باشند .

3.قروشنده باید ورایتی های مختلف یک پیاز را با برچسب مشخص نموده و پیاز های مخلوط فاقد ارزش هستند .

4. پیاز های مادر و پیاز جوان و پیاز های سرشاخه باید جدا از هم به فروش برسند زیرا فقط پیاز های جوان برای پرورش مناسب اند باید پیاز های با قطر متوسط را انتخاب نمود

5.چنانچه در مورد انتخاب پیاز متوجه شدید که پیاز به حد سبک است و یا گوشت آن کمی نرم است از انتخاب اینگونه پیاز ها احتراز کنید . زیرا همگی مبتلا به قارچ هستند چنانچه چند پره پیاز را پره بزنید سپور های قارچ را در لابلای پره ها خواهید دید . 

عمق کاشت

به طور معمول عمق گودال را دوبرابر قطر پیاز در نظر می گیرند و حد اکثر مقدار خاکی که روی پیاز داده می شود . دو برابر قطر آن حد اقل برابر قطر آن خواهد بود ، البته بعضی اوقات برای جلوگیری از نفوز سرما به غذه پیاز ، عمق آنرا بیشتر می نمایند . انتخاب گلدان برای پیاز های گلخانه ای نیز مهم بوده و بستگی به نوع پیاز دروشتی و ریزی آن دارد . معمولا از دو تا چار عدد پیاز در یک گلدان جا می دهند ، برای مثال گلدان ده سانتی متری یک سوح سنبل و  سه تا چار سوخ نرگس و یک یا چار سرخ لاله جا می دهند برای تهیه خاک گلدان مخلوط از خاک برگ پوسیده و خاک کود پوسیده و شین به نسبت مساوی مخلوط شده تا نصف گلدان را پر میکند . و روی آنرا با خاک از پنچ قسمت خاک باغچه  سه قسمت کود پوسیده و سه قسمت ماسه است پر میکنند به طوریکه یک سانتی متر از لبه گلدان خالی بمانند و روی سطخ خاک فشار آورده تا خاک خوب به هم چسپیده انگاه آبداده تا مقدار از گلدان نشست نماید . بسیاری از باغبانان ترجیح می دهد سر پیاز را از خاک بیرون بگذارند باید سعی نمود تا پیاز ها با یکدیگر تماس نداشته باشد . قایده کلی برای پرورش انواع پیاز به منظور اطلاع بیشتر در باره انواع پیا ز ها دسته بندی آنها را بر حسب پیاز های باغی و پیاز های تحت شرایط خاص پرورش داده می شوند بیان می شود . بسیاری از پیازهای که در طبیعت در فصل مشخص پرورش داده می شوند میتوان آنها را تحت شرایط خاص درخارج از موقع طبیعی خود به تولید گل وادار کرد .  این روش که بیشتر در مورد پیاز های درشت اندام عملی می شود به این ترتیب است .، پیاز را در محلی تاریک و سرد قرار داده تا رشه فعالیت را در داخل خود شروع نموده و پس از مدت پیاز را به محل پر نور و گرم انتقال داده تا فعالیت جوانه آن نیز شروع گردد . سنبل از پیاز های است . که بیشتر با این روش پرورش می یابد در صورتیکه لاله در مقابل فشار غیر طبیعی رشد و مقاومت ازخود نشان می دهد .

نگه داری پیاز در دوره استراحت

گیاهان پیاز داررا بهتر است در یک الماری تاریک و یا زیر ماسه در سطح شیب دار نگهدارند در این وضع بهتر است گلدان محتوی پیاز ها را در مجاور هم گذاشته و روی آنرا با خاکی پید مرطوب و یا ماسه به قطر پنج سانتی متر می پوشانند و در این وضع حرارت به طور یک نواخت باقی خواهد ماند ، بهتر است اطراف پیاز ها را تعداد خشت گذاشت که آب باران به طرف خارج هدایت شود . مدت 8 الی 10 هفته پیاز ها را به همین نحو نگه داشته و پس از ان به محل گلخانه انتقال می دهند ، وضع پیاز ها در این موقع به نحو است که آماده ریشه بستن و قبول جذب مواد غذایی از محیط خود برای رشد سریع جوانه گیاهی می باشد .باید توجه داشت که نباید محیط گلخانه گرمای بیشتر از حد لازم داشته باشد زیرا گرمی زیاد باعث رشد سریع جوانه گردیده به حد که ریشه های موجوده قادر به جذب آب و مواد غذایی مورد نیاز آن نبوده و گیاه در مدت کوتاهی پژمرده شده و از بین می رود این عارضه در مورد سنبل خیلی زود روخ می دهد ، عمق کشت پیاز در گلخانه با محیط آزاد تفاوت دارد پیاز های درشت را طوری می کارند که کود فقط یک تا دو سانتیمتر گردن پیاز را بپوشاند .

پرورش پیاز در گلخانه

گلدان های مخصوصی گلخانه باید دارای مقدار کافی سنگریزه برای انجام عمل زهکشی و قارج کردنم آب اضافی داشته باشد ، در غیر این صورت پیاز زود فاسد می شود .پس از آنکه پیاز در گلدان کاشته شد اطراف آنرا خاک داده به طوریکه نصف قطر پیاز را خاک بپوشاند . باید توجه داشت پیاز های مقدار خاک اطراف آن کمتر است ، احتیاچ به نصب قیم دارد . پیاز هایکه برای تهیه شاخه گل پرورش داده می شوند باید در جعبه های چوبی بزرگ و در عمق بیشتری کاشته شوند .

تغذیه گیاه

در مدت که گیاه فعالیت حیاتی دارد باید با کود های کمیاوی یا گیاهی تقویت شود ، مقدار مواد غذایی که در خاک مجتوی گلدان وجود دارد حد اکثر برای مدت شش هفته می تواند جواب گوی احتیاجات گیاه باشد بعد از آن هر دو هفته یک بار کود مایع انرا تقویت می نماید چنانچه انواع پیاز های فصل زمستان را پرورش می دهید ، باید از هنگام زمستان به ترتیب فوق به گیاه کود داد و در مورد پیاز بهاری ، در اواخر فصل تابستان تقویت گیاه را متوقف کرده و در اول بهار مجددا شروع می کنند . هیچگاه کود خشک به گیاه ندهید و باید قبلا گیاه را آب داده سپس کود داده شود .

ابیاری

بسیاری از پیاز ها در مقابل خشکی حساسیت دارند و دوره فعالیت چنانچه آب به آنها نرسد به زودی خشک می شود ، به خصوص پیاز های که رشد سریع دارند به کم آبی اساس تر اند و به تدریج فعالیت گیاه کمتر شده و نیاز به آب کاهش می یابد حساسیت آنها به کم آبی کمتر خواهد شد . در موقع آبیاری باید حتی المقدور سعی کرد اب در پای گلدان داده شود و از پاشیدن آب روی سطح برگها و روی پیاز خودداری نمود ، زیرا در این صورت درجه حرارت سطح برگ به سرعت پایین آمده و این تغیر درجه خرارت محیط مناسبب برا ی رشد عوامل بیماریزای خارچی فراهم می آورد .

رسیدن بته

در هنگام که گیاه به حد بلوغ خود می رسد قبل از آنکه برگ ها خشک شود و بعد از خشک شدن برگ ها یک سو عملیات بیوکمیاوی در داخل گیاه اتفاق می افتد و در عمل ثابت شده است که عنصر پتاشیم در چگونگی و نهوه انجام این عملیات دخالت موثری دارد و بخصوص موجب خارج شدن تدریجی اب داخل پیاز در هنگام خشک کردن و افتاب دادن آن میگردد . افتاب دادن تاثیر مستقیم در رسیدن پیاز دارد عمل رسیدن پیاز در دوره نگهداری زمستانه کامل می شود و تغیرات بیوکمیاوی در داخل حجرات پیاز انجام می گیرد .

دوره استراحت پیاز

وقتی برگ بته های پیاز دار شروع به پژمرده شدن نمود و به زردی گراید آب دادن گیاه باید قطع گردد و از این موقع استراحت گیاه شروع می شود .هر یک از انواع پیاز ها دوره استراحت معین دارد و باید آنها بلافاصله از خاک خارج نمود و در مقابل افتاب خشک کرد ، بعضی از پیاز ها دوره استراحت را در خاک و در گلدان میگذارند ، ولی به این مثال پیاز لاله را باید از خاک خارج نمود و کاملا خشک کرد ولی بعضی دیگر بدون آنکه از گلدان خارج شود در محل مناسب قرار داده اطراف و روی گلدان را ماسه ریخته به طور یکه روی گلدان را کاملا بپوشانند ، چانچه بخواهید زودتر به گل بنشینند و بعد از گذراندن دوره استراحت آنها را به داخل گلخانه انتقال داد تا زودتر از موقع به گل بنشینند در هر صورت پیاز های داخل باغ را تا اخرین فرصت در زمین نگهداشت تا پیاز در دوره استراحت اولیه بافتهای داخلی خود را کامل نماید ، سپس آنها را بیرون اروده پیاز های افت زده و معیوب را دور کرده و بقیه را برای طی دوره استراحت اماده می کنند ، شاخه های پیاز را تا وقتی که به زردی نگرایده نباید دور کرد و همپچنان نباید پیاز را با برگ سبز آن از زمین خارج نمود همچنان در موقع گل نباید برگ سبز را همرا با شاخه گل از بته جدا نمود زیرا برگها مواد غذایی پیاز را آماده می کنند .

پیش رس کردن پیاز

برای آنکه بتوان در اوایل جدی پیاز نرگس ، سنبل و لاله را به گل نشاند باید از پیاز های که برای همین منظور آماده گردیده تهیه نمود و کاشتن پیاز زودتر از موقع معین کمکی به پیش رس کردن آن نمی نماید . نظر به اینکه این نوع پیاز ها قبلا تحت شرایط قرار گرفتند که سلول های زاینده ان به فعالیت واداشته شده است ، لذا فروشنده گان همیشه پیاز مورد مصرف همان روز را در مغازه عرضه میکنند و خریداران نیز به محض خرید پیاز نسبت به کاشت آن اقدام نماید اواسط سنبله موقع خرید و کاشت پیاز های پیش رس است ، در موقع خرید باید دقت نمود پیاز های سالم و اندازه متوسط را انتخاب کرد . کف گلدان را مقدار ماسه و ریک برای نفوز اب ریخته ، سپس یک لایه خاک مخلوط ، خاک برک پوسید ه ، پید و ماسه و پودر استخوان روی ان ریخته و کف گلدان قرار داده شود و روی آنرا خاک می دهند و مقدار خاک به حد است که تا لبه انتهایی پیاز را می پوشاند سپس خاک را به وسیله انگشت فشار داده تا به پیاز بچسبد ، سطح خاک باید نیم سانتی متر از لبه گلدان پاین تر باشد پس از کاشت لازم است گلدان را در محل کاملا تاریک قرار داد و بهتر است از گلدانها را در یک گوشه از باغ یا باغچه قرار داده و روی آن مقدار کود حدود ده سانتی متر ریخته و حرارت مورد نیاز در این دوره حدود چار تا پنج درجه است . همچنین میتوان گلدانها را در گوشه از گراژ قرار داد و روی آنرا با نایلون سیاه پوشاند ، باید توجه داشت که حرارت باید دایما در حدود چار درجه باشد . گلدان ها برای مدت شش تا ده هفته به همین حالت نگهداری شده و در ا ین فاصله باید مراقبت نمود که رطوبت گلدان به میزان مناسب باقی بماند پس از طی این دوره پیاز ظاهر شده و به سه تا پنچ سانتیمتر می رسد . دران گلدان ها را به گلخانه سرد یا اطاق که درجه حرارت آن حدود ده درجه سانتی گراد باشد انتقال داده و پس از چند روز نزدیک به کلکین قرار داده تا نور بیشتری به آن برسد و در مدت چند هفته شکوفه های خود را نشان داده و شروع به باز شدن می نماید ، در این هنگام گلدان را به محل کاملا روشن و دور از اشعه مستقیم افتاب انتقال می دهند ، نباید به خاری نزدیک باشد . درجه خرارت مورد نیاز 16 تا 21 درجه است و گلدان را به تدریح چرخانده تا نور به تمام نقاط بته برسد آبیاری گلدان باید منظم صورت گیرد و باید کود مایع رقیق تغذیه گردد . و به تدریج که گلها ظاهر  شده کود کامل داده شود که انواع زیل ازگلهای  پیاز دار را تحت مطالعه قرار میدهیم .

سنبلhyacinthusl

سنبل شرقی یا h.orientallis این نوع اصلی سنبل است از این نوع ورایتی های بیشماری بدست آمده و سنبل های مشهور هالندی امروز را تشکیل داده اند پیاز های سنبل جز پیاز های برگی یا فلسی پوستی است که چندین سال دوام داشته هر ساله نیز رشد و نمو می نماید گل سنبل در اول بهار باز می شود و ارتفاع آن 25 سانتیمتر می باشد ازدیاد سنبل به وسیله پیازچه های است که از کنار پیاز اصلی بدست می ایند . برای تولید زیادی این پیازچه ها در موقع کشت پیاز اصلی زیر پیاز ها را با چاقوی تیزی به حدود چند ملی متر به شکل + شکاف م دهند . در اطراف قسمتیکه شکاف داده شده تعداد زیادی پیازچه تولید خواهد شد سنبل طالب زمینهای سبک ، قوی ، ریگی و رسی است برای تهیه سنبل در گلدان پیاز آنرا در اویل زمستان در گلدان و در خاک سبک و قوی به قسم که یکی بر دو حصه پیاز از خاک گلدان بیرون قرار گیرد میکارند سپس گل ها بخوبی ریشه بدهد . از این موقع به بعد گلدانها را در مناطق نیمگرم و یا گلخانه معتدل تا موقع گلدهی نگهدار می نمایند ، در بهار پس از تمام شدن گلها پیاز ها چه آنهای که در هوای آزاد کاشته شده اند و چه آنهای که در گلدان در همان بستر اصلی تا پاییز نگهداری نموده مواضبت های لازم از آنها به عمل آورد .

اشکالات پرورشی پیاز سنبل

برگها زرد میشوند علت آن خشکی گلدان ، خشکی هوا ، نامرتب بودن وضع ابیاری و نوری کم می باشد . غنچه ها باز نمیشوند علت عمده آن نحوه آبدادن به گلدان است چنانچه هنگام آبیاری خاک شسته شده و در داخل گلدان سراخ ایجاد نمایید ، و یا پیاز را جابهجا کنید موجب میگردد که غنچه ها باز نشوند و پیاز از بین برود .نامرتب بودن گلها ، دو حالت ممکن است اتفاق بیافتد اول آنکه شکوفه ها یک اندازه نبوده و به همین علت در موقع باز شدن گلها نامرتب است و این یک عیب ژنتیکی است حالت دوم شکوفه ها ی یک طرف مرتب است ولی طرف دیگر نامرتب می باشد علت ان تعلل در چرخاندن گلدان به طوری مرتب به طرف نور است . برگها کشیده و سر انها برگشته میشود ، علت نگهداشتن گلدان در محل تاریک برای مدت طولانی است علت دیگر آن کافی نبودن نور در دوره گلدهی می باشد . رویش و رشد گیاه گیاه متوقف میگردد ، علت آن عدم نگهداری گلدان در محیط تاریک در مدت معتدله بوده است . گل به هیچ وجه ظاهر نمیگردد ، یکی از علل آن انتخاب پیاز های بسیار کوچک است . درجه خرارت محیط تاریک خانه بالا بوده یا آنکه زودتر از موقع معیین از تاریکی خارج شده و در مقابل نور شدید قرار گرفته است .

لاله telipal

لاله نبات دایمی وپیازی است که پیاز آن ورقه فلسی پوستی است . در هنگام بهار رشد و نموی پیاز اصلی یکی از جوانه های بغلی فلس کاملا داخل پیاز نیز رشد کرده و مواد غذایی در خود ذخیره و تولید پیاز جدید می نماید بنابر ا ین لاله نبات است طارا از لحاظ گلکاری یکساله که پیاز اصلی آن فقط یکسال زراعی دوام دارد ولی در واقع گیاه است دایمی که هر ساله پیاز مادری مواد غذایی ذخیره را برای گلدادن مصرف نموده و از بین رفته ، در عوض پیاز جدیدی را جانشین خود می نماید این پیاز در سال بعد گلداده و باز پیاز جدیدی را به وجود می آورد و واضح است که گلهای سالهای بعد کوچک تر شده و به تدریج خواص اصلی خود را از دست خواهند داد . معمولا سه سال از یک پیاز مادری می شود تا حدود استفاده کرد و پس از آن قابل استفاده نخواهد بود در عوض این پیاز اصلی خصوصا در سال سوم پیازچه هایش در اطرافش به وجود می اید که برای ازدیاد نبات به کار خواهند رفت ، لاله دارای گلهای به رنگ سرخ ، زرد ، سفید ، نارنجی ، صورتی و بنفش خیلی تند مایل به سیاه و ابلق می باشد که انواع آنها به صورت گلهای پر پر و کم پر و ساده دیده می شود .

لیلیوم (زنبق): زنبق از خانواده لیلیا سه و دارای گونه های زیادی است از آنجمله لیلیوم لانگیفلورم یا زنبق ایستر می باشد گلهای شیپوری مانند 15 سانتی متری آن که برا فراز ساقه های بلند آن ظاهر میگردد بسیار معطر بوده و ورایتی های مختلف آن به رنگ های سرخ ، زرد و سرخ پرتقالی می باشد . جای فراوان و بزرگ لازم دارد و در هوای خنک به خصوص شب های خنک به خوبی رشد میکند . در موقع خرید باید دقت نمود که پیاز زنبق درشت ، فربه ، تازه و بدون قارچ و لکه باشد مخصوصا پیاز های چمبلک شده به هیچ وجه مناسب نستند . پس از خرید پیاز در پاییز فورا آنرا در گلدان 15 سانتی متری و کف آن  بستری از دو تا سه سانتی متر ریگ گسترده شده قرار داد و روی آن تا ارتفاع 5 سانتی متر کود پوسیده  حیوانی بریزید و محیط آنرا کاملا تاریک مرطوب و خنک (4تا6درجه) نگهداشته وقتی جوانه های ظاهر شده آنرا به محل پر نور و گرم (16 تا 21) درجه انتقال دهید . همچنین میتوان برای انتخاب خاک گلدان مخلوط از یک قسمت خاک برگ پوسیده و سه قسمت پوسیده حیوانی  و یک قسمت ریگ و ماسه شسته اقدام کرد .

گلوریوزا goloriose : گلوریزیا یا زنبق با شکوه که از گیاهان پیاز دار روینده می باشند دارای سرعت رشد زیاد و برگهای نیزهگی است . پیاز آنرا در اوایل حمل در گلدان 15 سانتی متری به طوری عمودی در خاک مرغوب کاشته و روی آنرا تا سه سانتی متر خاک می دهند و به حد که خاک مرطوب شوند پس از ظهور جوانه ابیاری را شروع نموده پس از سه ماه گلهای آنرا ظاهر میگردد

مواظبت بعد از دوره گلدهی : آبیاری انرا کم نموده و بعدا قطع نماید ، و به همان حال پیاز در حرارت 10 تا 12 درجه در داخل گلدان نگهداری نمود و در بهار مجددا در گلدان دیگر میکارند . برای تکثیر درهنگام تعویز گلدان جوانه های اطراف انرا همرا با پیاز چه در گلدان جدید میکارند .

سولانوم یا (تاجریزی) solanum

این گیاه از خانواده سولاناسیا بوده و از گونه های معروف آن سولانیوم کاسپی ، کاستروم که بنام الو بالوی زمستانی نیز یاد میشود . دارای برگهای سبز تیره و میوه های سرخ تند و یا نارنجی است باید در محل پر نور و افتاب دار قرار گیرد . تا میوه های آن برای چند ماه روی بته دوام بیاورد نوع دیگر آن اسپس دیگر است ولی به این گیاه شباهت دارد دارای گلهای درشتر که در تابستان ظاهر گردیده و در پاییز میوه های درشتی سبز رنگی تولید می کند و بالاخره در زمستان برنگ سرخ می اید و میوه های این بوته سمی است چنانچه برگهای آن بریزد دلیل بر زیادی اب و چنانچه میوه ها قبل از رسیدن بریزد دلیل بر کمبود نور و هوای خنک است

نگهداری

حرارت -  در زمستان در حرارت بالاتر از 10 درجه نگهداری شود .

نور – احتیاج به محل روشن و تابش مستقیم افتاب دارد .

آبیاری – خاک گلدان همیشه مرطوب باشد و در فصل تابستان برگها را غبار باشی کرد .

تکثیر – در اوایل بهار بذری انرا در خاک ، باغچه همرا با خاک برگ پوسده می کارند .

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 11:39  توسط ايمل " نظري "  | 

گزند چرا ناشی از چرای مواشی

مقدمه

خداوند متعال را شکر گزارم که فرصت غنیمت دست  داد تا سیمینار تحت عنوان بررسی خسارات ناشی ازچرای حیوانات در جنگل تهیه نمایم  امید است موضوعات  این سیمینار علمی مورد پسند  وعلاقه خواننده گان عزیز قرار گیرد .انسانها از دیر زمان با جنگل وطبیعت  سروکار داشته اند حتی جنگلات راپناه گاهی برای خودمیدانستند اقوام مختلف اهمیت جنگل ودرخت رامیدانستند .د رجنگلها مرد ما ن قدیم برا ی ساختن سرپناه ا زچوب د رخت ا ستفاده میکرد ند. مر دما ن قد یم برا ی جنگل ا همیت خاص قا ئیل بود ند وقا نونها ی مختلف برا ی جنگل صا د ر میکرد ند . تا ا ینکه د رقرن های   ا خیر مکاتب مختلف برای تربیه جنگل با نبا تا ت بوجود ا مد وا رزش سرما یه جنگل روزبه روز روبه  فزونی گذ ا ش  امروز ا زجنگل ا ستفا ده سرشار میشود ا ما د ر طی زما ن به قطع بیرویه وچرای بیرویه درجنگلات پرداختند که درنتیجه سبب ازبین رفتن قسمت جنگل گردید . اگر جنگلات ازبین برود هوا تصفیه نمیشود .جلو گیری ا زسیلا ب ا مکا ن ندا رد .پناه گاه حیوا نا ت وحشی ا زبین میرود.هوا آ لوده شد ه سبب ا مرا ض گونا گون ا نسا نها وحیوا نات میگردد خاک بیشتر د رمعرض فرسا یش قرا ر میگرد مرد م که در دهات ونذ یکی جنگل زند گی میکنند. وقتیکه جنگل ا زبین رفت ا نها به شهرها سرا زیر مشوند که ا مکا ن زندگی د رشهرها دشوار میشودکه این خود سبب مشکلات مرد م دهات و شهر ها میشود .

تا ریخچه جنگل شناسی جهان :علم جنگل شناسی اولین  بار د راروپای مرکزی به وجود آ مد و بعد کم کم در سا یر نقاط دنیا تو سعه پیدا کرد.تحول علم جنگل شناسی هنوز هم  ا د ا مه دا رد ودرآینده نیزاد امه خوا هد یا فت.   قدیمی تر ین  کا ر مر بوط به جنگل  شناسی د ر حد و د ( 1368)- م- د رنورنبر گ آلمان ا تفاق افتا د . د رین سال پترو شترو مر ( p.stroner) عضو شورای شهر نور نبرگ آ لمان ا ولین با ر جنگل کاری مصنوعی را عملآ کشت نمود .ا ولین کتاب جنگل شنا سی را تحت  عنوان اقتصا د جنگلدا ری   (silvicultura oeconomica)  د رسا ل (1713) ها ینریک فون کا رلو و یتس ( H. C. Van vcarlowitz)  به رشته تحریر د ر آ ورد به احتمال زیا د گفته شده که ا لین کتاب د ر باره علم جنگلبا نی میبا شد . زما نیکه  گا یر ( Gair )   د ر جنوب آ لما ن ا زجنگلها ی آ میخته سخن میگفت یک جنگل شنا س فرا نسوی بنام  گورنا د  ( Gurnaud )  ا ز سخنا ن وی روش کنترول را پید ا کرد و د ر سا ل  ( 1879)  م د ر نما یشگا ه  بین ا لمللی پاریس ا را یه  کرد د ر آ ن مجلس ها نری بیو له   ( H,Biolley)   که خو د مد یریت جنگل وا قع  د ر  ا یالا ت نوشا تل سویس را به عهده د ا شت روش کنترول را عملی کرد . وی چرا ی د ا م را د ر جنگل ممنوع قرا ر د ا د وکارگران ماهر جهت کنترول تر بیه نمود . که در حقیقت جنگل تک گزینی را به وجود آورد .

تعریف جنگل :

د ر زبا ن عا م جنگل به منطقه گفته میشود که ا زد رختان خود رو تشکیل یافته وضمنا ا ستاگا ه جا نورا ن وحشی است .  باید در نظر داشت که هرمنطقه پوشیده از درخت یا د رختچه را نمیتوان جنگل د ا نست . دا یک جنگل همه روا بط ا کولوژیکی ا ز ساد ه ترین آ نها بین گیا ها ن ، جا نورا ن و محیط ا طرا ف آ ن وجود د ا رد.د ر حقیقت  یک جنگل طبعی همیشه قا د ر به ا د ا مه حیات بطور مستقیم وبد ون دخالت وا نسا ن میبا شد وا ز ا ین رو جنگل را میتوا ن ا ین طور تعریف نمود .جنگل عبارت ا ز سطح وسیع پو شید ه ا ز د رخت ،د رختچه وسایر گیاها نکه همرا ه با جا نورا ن ا شترا ک زیستی (Biocoenose) پیشرفته ای بین عناصر تشکیل دهنده آن (گیاهان و جانوران ) به وجود میاورد وتحت تأ ثیر عوامل محیطی قادر به ادامه حیات به طور مستقیل میبا شد . یک چنین ا شترا ک زیستی بین جان ورا ن وگیا ها ن تحت   تأ ثیر عوا مل محیطی ( ا قلیم ، زمین، خا ک وغیره )  مجموعه کلی پیچید ه و منظمی را تشکیل مید هد  که د رزبا ن علمی به آن(Biogeocoenose)   میگویند وا ین مجموعه ا کولوژیک هما ن ا کو سیستم ا ست که Tansley )  (درسال (1737) برای ا ولین بار پیشنها د نمود . با توجه به ا ین موضوع میتوا ن گفت که جنگل یک   ا کوسیستم ا ست و پا یه دا ری ا کوسیستم   ا نها دا رد .بد ین جهت لا زم ا ست د رهر نو ع ا ز تعاریف  مربوط به جنگل ، ا کو سیستم جنگل  مبنا ومأ خذ قرا ر گیرد

سیاست جنگلداری درمقابل چرا ی دا م :

توجه براینکه چرای دام های اهلی پستان دار خسارات هنگفت رادر جنگل ببارمیاورند باید چه سیاستی راازنظرجنگلداری برگزینیم.برخی معتقید ا ند سیاست جنگلدا ری در ا ین مورد با ید بر مقایسه بین عوائید سالانه حاصل از چراه و در آمد ی که از رشد یک ساله جنگل به دست میآیداستوار باشد واگر در آمد چرا بر عایدی حاصل از رشد جنگل در سال فزونی داشته باشد .باید توجه داشت که در اثر چرای دام میزان رشد درختان جنگلی کاهش میا بد .در آ مد چوبی جنگل را د ر طول یک سال با عوا ید علوفه همان جنگل را د ر آن مدت مقایسه شود در بیشتر موارید بر تری مالی جنگل به ثبوت میرسد.ممکن است بعضی اوقات جنگل از نظر تولید درآمد نقدی بر تغذیه دام افزونی نشان ندهد اما منع چرای دام ضروری است.   مانند جنگل های واقع در نواحی کوهستانی که حفظ وتجدید نسل آنها از لهاظ حفا ظت وحمایت خاک ، تآمین منابع آب وجلو گیری از خطرات سیل ضروری ا ست بر علاوه چرای دا م درهمه حا لت مضر نیست و تنها ا ز چرای سنگین  ، مفرط، بی قاعده ونا مناسب است که جنگل خساره میبیند ولی میتوا ن  د ر مورد پرورش د ا م وجنگل تا حد ترتیب کرد که هیچ یک ا ز ا ین د و ا خلا ل حیا ت دیگری  نبا شد .با ا ین هشدا ر که ا ین کار نه اصولأ آ سان ونه د رهمه موا رد قابل ا جرا ستبه این ترتیب د رمیابیم که سیا ست وا حد ی را در همه جا نمیتوا ن به اجرا د رآوردودر هر منطقه به دلایل  ا عما ل سیاست جنگلداری خاص ضروری است که بایدتوسط کار شناسان صلا حیت دار مجرب وورزیده جنگل به د قت مورید بررسی تصمیم گیری واقع شود.در صورت راه دادن دام به جنگل مداخلات ا نسا ن بیشتر متوجه فرا هم آ و دن ترتیبات ا ست که در نتجه بتوا ند تعدا د  بیشتر دام را دروسعت معینی از جنگل بچراند  چنانچه از جنگل به شیوه برش یکسره بهره برداری میکند تا جنگل بطورطبعی تجدید نسل کند گاهی میتوان چرای دام رادرجای قطع یکسره آزادکرد .چنا نچه گفته شده که در جنگل ها متشکل از گونه دو گلاس   ((Douglasiواقع در باختر امریکا ی شمالی پس ازقطع یکسره درختان درجنگل مد ت 7 -10 سالچرای حیوانات ا جازه داده میشود وبعداز مدت معین ورود دا م در جنگل ممنوعمیگردد.درقسمت های که نهال هابه مرحله داریعنی مقاوم به چرانباشد دام رادران ساحه نبایداجازه داد.وقتکه در جنگل از کنده بهر ه بردا ی میشود خاک جنگل باز ودر معرضتابش آ فتاب قرارمیگرد ودر نتیجه علوفه زیاد در آ ن ساحه میروید چرای دام در ا ین گونه ساحات تا مو قع که جست ها نروئیده اجازه داده میشود. ا ما وقتکه جست  ها ظهور کرد دام رااز ساحه باید خارج کرد.از نظر سیاست جنگلداری   در مقابل چرای حیوانات باید قواعد ذیل عملی شود.

1- فصل ومدت چرا: دام را باید درفصل چرابه مدت معین جنگل هدایت کرد. اگردرجنگل علوفه کافی یافت شود که دام بتواند سرتاسرسال درآن بچرد باز هم باید از احتیاط کار گرفت تاپوشش خاک از بین نرود. درقسمتهای کوهستانی که در شروع بهار برف آب میشود وباران به فراوانی میبارد وخاک سرشار از آب است نباید در بردن دام به جنگل شتاب ورزید زیرا حرکت دام ممکن است موجب لغزش خاک ، حذف پوشش گیاهی ، ریشه کند شدن  نهالهای که ریشه سطحی دارند شود. همچنان فشاروارده از دام به زمین موجب میشود که خاک پس از خشک شدن سخت شود.چرای بیرویه علوفه ازطرف دیگرموجب کم شدن قدرت حیاتی ونیروی بار آوری گیاه میشود ازاین رو هر قدر بتوان باید از چرای دام در آغاز بهارکه علوفه رشد نکرده باشد باید خود داری کرد.

2-محدود کردن تعداد دام: برای جلوگیری از چرا ی بی ایدازه واز بین رفتن کامل پوشش گیاهی خاک باید تعداد دام مناسب با  ظرفیت چرای جنگل با شد .

3- راه ورود به ناحیه چرا: باید بادقت انتخاب کرد وبعد از مدت چندی باید آنر ا تغیر داد .اگر این راه از محل میگذ رد که ورود دام به آ ن ممنوع است باید خند ق  عمیق که به قدر  کافی پهن نیز باشد حفر کرد .

4- چوپان : هموا ره با ید راهنما برای مراقبت در اجرای مقررات چرا همرا گله باشد . چوپان باید از اقامت بیش از حد دام در نا حیه معین ممانعت کند ونگذ ارد دامها در نقاط تند که خاک درحا لت ریز ش است رفت وآمد کنند.               

5-نحوه چرا : معمولآ دام  رادر جنگل به طور مستقیم به چرا میگذ ا رند درحالیکه این کار غیر اقتصادی میبا شد . اگر علو فه رااز نقاط درو امکان پذ یراست بچینند وبه اصطبل ببرند زیا ن ها ی چرا تا حد کاهش میابد . درمحل های که شاخ وبرگ درختان جنگلی را برای مصرف دام میچنند باید از احتیا ط کار گرفته شود یعنی باید از برگ وشاخه درختان گرانبها خودداری کنند.

6- انتخاب نوع دام :     درهر جنگل باید نظر به علوفه موجود ه دام راهدایت کرد یعنی درجنگل نظر به علوفه موجوده دام راهدایت کرد چرای بز باید درجنگل ها محدود ویابکلی ممنوع شود.نظربه قواعدفوق مااگرعملی نکنیم سبب ازبین رفتن جنگلامیشود.درشرایط فعلی افغانستان به نسبت مراعات نکردن قاعده وقانون سیاست جنگلداری جنگلات روبه کاهش بوده .درصورت که بخواهیم جنگلات طبیعی ازبین نرود بایدکوشش شود تا قوانین فوق در نظرگرفته شود .وچرای بی رویه قطع بی رویه صورت نگیرد .مابحیث یک فردمسلکی خواهان یک جنگل زیبای طبیعی هستیم بناء اگرچنین قوانین را درنظرنگیریم سطح اقتصادی جنگلات راافزایش داده نمیتونیم بایددام داران رانظربه قواعدفوق وصیت کنیم تاقاعده وقانون رامراعات کرده واز چرای بی رویه وقطع بی رویه جلوگیری کنند.

خسارات ناشی ازچرای حیوانات:

عمومأ جنگل ها همانند یک خانه بز ر گ طبعی است که پنا ه گاه بسیاری ازحیوانات شکاری وغیره میباشد. شا خه ها ی در ختان ودر ختچه های کوچک جنگلی غذای حیوانات اهلی را فراهم میسازد .قسم که جمعیت حیوانات افزایش یابد احتیاجات غذای انها نیز افزایش میابد . حیوانات اهلی چرنده با لگد کوب کردن وسخت کردن خاک ممکن است که نو جست های جنگلی را از نشو و نموکردن شان به تعویق اندازد  حیوانات به پو شش گیاهی زمین های جنگلی صد مه وارد کرده وسبب سخت شدن زمین وفرسایش خاک میشو د . باید یاد آورشد که خوگ یکی از زیان مندترین حیوانات بشمار میرود چراکه زمین را کنده وریشه های مغذی درختان را میخورند.حیوانات بزرگترمانند آهو ها وگوزن نیز خسارات سنگین را به جنگل ورد میکنند . آنها خیلی زیبا وبا چشمان بزرگ وشاخ ها ی بزرگ شان نظرهمه را به خود جلب میکند.اما این آهوها در بعضی ازمناطق جنگلی باچرای بیش از اندازه رستنی های خوشخوراکرا حذف میکنند. قرار احصایه گیری دربعضی ازجنگل های که آهوها درآنجا ذندگی میکنند درختان کمتر از(30) سال دیده نمیشود. وجای که تعداد آهوهازیادباشد حتمأ میوه درختان بلوط را صرف نموده ودرنتیجه زادآوری بلوط انجام نمیشود. همچنان آهوها . گوزنها درعین رفتار شاخ های خودرابه تنه درخت مالیده وپوست وشاخه  درختان رامیندازد بیشتر ین خساره ناشی از چرای آهوها زمانی است که گله های آن دریک ساحه محصورگردند.

گوزن- گوزن ازنظرخساراتی که به جنگل واردمیکند به دام های اهلی شباهت دارد .یعنی یک جانوراست که جویدن پوست ودیگر اعضای  درختان و درختچه ها لطمه میزنند . ازلحاظ پسندیدن نوع غذا به گوسفندوبز شباهت دارد.وبطورکل رستنی های چوبی قابل جویدن رابه علوفه ترجیح میدهد .ازاین رودربیشترنقاط ازجنگل که گوزن به تنهای زیست میکند   مقداری علوفه نچریده درزمین باقی می ماند گوزن عملااز همه گونه های جنگلی چه سوزنی برگ وچه پهن برگ که در دست رس خودبیابد تغذیه میکند این حیوان گاهی اوقات ازنباتات غیربومی استفاده میکند وگاهی هم جوانه ،برگ وشاخه درختان جوان به کوتاه باشد که گوزن به آن دسترسی دشته باشد ممکن بکلی همه رانابودکند.گوزن صدمات دیگری هم به جنگل واردمیکند ازجمله شاخ خودرا به تنه درخت مالیده پوست درختانرا کنده کرده وسبب رخمی شدن آن میشود.اگرتعدادگوزن بسیارزیادنباشدچندان خساره وارد نمیکند صدمات شدیدوقت بروز میکند که دریک حوزه معین گوزن بیش از اندازه تجمع کرده باشد. اگرتعدادگوزن دریکجای جمع شوند مائل به خروج ازساحه نیستند هرچند درساحه علوفه کافی موجودنباشد چون به آن ساحه عادت میکنند.درقسمت های که درطول فصل زمستان پوشیده از برف هستند گوزن به قسمت های پاینترکه از برف وسرما محفوظ باشد تجمع میکنند بنابرین گفته شده که کاهش تعدادگوزن ها ضروری است شکاربهترین راه برای کنترول گوزن است .

خارپشت:خارپشت حیوان جونده بوده که به درختان صدمه رسانیده ویاآنرا ازبین میبرند مخصوصاًًًً درشمال غرب اقیانوس آرام که درآنجازیاددیده شده در قسمت غرب غذای مناسب برای این حیوان پوست درختان مانند کاج وغیره میباشد .درمناطق نیوانگلند (New England) وایالتهای ساحلی غذای مناسب برای این حیوانات پهن برگان میباشد . این حیوانات خواب زمستانی نداشته درنتیجه درتمام طول سال پوست درختان رامیجوند بشتر چوبهای زخمی شده توسط این حیوان درآینده باعث نفوذ حشرات وآفات میگردد. این خارپشت ها سالمترین وقوی ترین درختان جنگلی راضعیف انتخاب میکنند . درایالات متحده امریکا نیویارک درسال (1908) به دلیل خسارات که این حیوانات به درختان رسانیده بود پیشنهادات زیادی همراباجائزه برای کنترول این حیوان ارائه گردیده بود .بهترین روش مبارزه بااین جانور کشتن آن است. بوسیله تیراندزی وسیله دام (تله) یاسگهای تربیت شده میگیرند . دراورگان به نسبت این که تعداد شان بیش ازحدمیباشدسالانه هزاران حیوان ازاین خاندان بدام می افتند.

خوگ: ازبعضی دانه های درختان مانند مازووشاه بلوط تغذیه میکنندوازاین راه به زادآوری طبیعی جنگل لطمه وارد میکنندویکی دیگر ازصدمه آن کاویدن زمین است که ریشه بعضی از درختان آسیب میرسانند یانهال ها راریشه کن میسازد .

خرگوش:خرگوش ها نیز جزء عوامل صدمه زننده به جنگل میباشد خرگوش جوانه هاوشاخه های کوچک رامی خورندوپوست ساقه نهال هارامیجوند این خسارات بیشتردر فصل زمستان که غذای دیگری دردسترس این حیوان نیست رخ میدهد بطوریکه میدانیم از روی آثار دندان جانوران بروی ساقه معملاًهوئیت عامل آن راتشخیص میدهند. اثرات دندان خرگوش درروی ساقه بطور افقی دیده میشود درزمستان خرگوش ها به قسمت ها ی پاینی دره هاکه علوفه دردسترس است پناه میبرند خسارات وارده به این نقاط به بیشترین حدمیرسد. درخرگوشها جمعیت آنهاخیلی سریع افزایش میابد بناءچنان خسارات به جنگل واردمیکنند که ممکن بکلی مانع تجدیدنسل جنگل شوند .مبارزه باآنها تیراندازی ومسموم کردن میباشد .

 سنجاب: سنجابها دانه،میوه وجوانه های بسیاری از درختانرا میخورند بر علاوه به پوست درخت نیز حمله میکنند .ازمیان صده مات که به جنگل واردمیکنند خوردن دانه از همه مهمتر است زیرا بطورمستقیم به تجدید نسل اثرنامطلوب میگذارد.دربعضی نقاط ممکن تعداد سنجاب به حدی برسد که کلیه دانه های حاصل از بعضی انواع درختان جنگلی بویژه دانه های سنگین همچودانه مازو،گردو،فندق،راش وغیره را ببلعند . سنجابها گاهی به راد آوری جنگل کمک میکنند از اینکه دانه هارا در زیر پوشش مرده یا درون حفره های که در خاک ایجاد میکنند انبار میکنند که پس از چندی جوانه میزنند و از آنها نهال میرو ید . جنگلبانان در بعضی مواقع برای جمع آوری دانه ها حفره های سنجاب راجستجو میکنند .بنا ً حیوانات مختلیف به اشکال مختلیف به جنگلات خسار ه وارد میکنند .باید ما شرایط زند گی آنها را مسا عد بسازیم تا خسارات وارده از این حیو انات کا هش یا بد . ساحا تیکه حیوانات چون آهو ها و گوزن و غیره چرا میکنند میتوانیم با بذ ر کردن تخم گیاها ن مرتعی خسارات آنها را کا هش دهیم .

سگهای آبی : حیوانا ت هستند که در زیر آب میتوانند آشیانه یا خانه خودا را از چو ب بسا زند ، چنا نچه گفته شده که خساره که این حیوان به جنگل وارد میکند بیشتر از همه حیوانات دیگر بو ده این حیوانات درختان را برای تهیه غذاو ساختن خانه قطع میکنند . بعضی او قات این حیوانات در دریا ها و قتیکه خانه میسازند یک بند اعمار میشود که مسیر آب را تغیر داده و سبب فرسایش کنار در یا ها میگردد . بهترین راه کنترول آنها با استفاده از تله ( TALAK ) اسباب که برای بدام انداختن جانوران بکار میبرند میباشد .گوسفندان اهلی که در جنگل های طبعی چرا میکنند وبه در ختان کاج پوند روزا صدمه وارد میکنند در طول دوره خشک تا بستان گوسفندان تشنگی خود را با خوردن ریشه های آ بدار کا ج های جوان رفع میکنند این گو سفندان نه تنها به در خت خساره وا رد میکنند بلکه همانند چریدن سایر حیوانا ت با عث سخت شدن زمین ، کوبد ه گی خاک ودر نهایت فرسایش خاک میگردند . ریشه های درختان لخت شده در معرض خشکی قرار گرفته و خراش  برداشته و در نهایت مریض میگردند میتوان گفت  که تخریب حاصل از چریدن حیوانا ت اهلی در جنگل طبعی قا بل کنترول میباشد . در افریقا فیل با عث ایجاد خسارات زیاد ترین میشوند زیرا آنها برای گرفتن یک شاخه با لای در خت فشار آور ده و آنرا میشکند بنا ً گفته میتوانیم که تمام حیوانات در جنگل مضر نمی با شند مثال پرند گان در کاهش جمعیت حشرات نقش مهم را بازی میکنند .

صدمه چرا به دختان جنگلی :

سخت شدن خاک ازرفت وآمدبیش ازحد جانوران درجنگل باعث میشود که دانه های که از درختان به زمین میریزند شرایط نامساعد راجهت رویش دانه ایجادمیکند.چرنده گان باآنکه گیاهان رامیخورند به نهالها نیز حمله نموده ومچرند با این ترتیب نسل جنگل کاهش میابد .جویده گی پوست ساقه موجب پیدایش زخم وایجاد راه ورودآفات وبیماری ها میشود .این جویده گی اگر سبب نابودی درخت نشود نموی درخت را ازرشدطولی باز میدارد.بعضاًجانوران چرنده برای تغذیه ازبرگ وشاخه های جوان ..تر.. درخت رابه شدت بطرف خود میکشند که درنتیجه بعضی نهالها ازریشه کنده شده ویاریشهً درخت سست میشود.بعضی اوقات جانوران با سم ویاشاخ خود خاک رامیکنند که دراثراین کار ریشه سطحی درختان آسیب پذیر میشوند .به این ترتیب باید گفت که چرای جانوران نه تنها تغیرات کمی واردمیکنند بلکه تغیرات کیفی رانیز درجنگل بوجودمیاورند. بعضی از چرنده گان ازقبیل خوگ درجنگل انواع دانه هارا میخورند .دانه بلوط. که موجب کاهش زادآوری طبیعی این درختان میشود وقتکه نهال ها از حد پوزرس چرنده گان بلند تر شدبه انهاآسیب کمتروارد میشود . مگربه علت فشرده گی خاک که به اثر رفت وآمد جانوران که نفوذ آب رابه جنگل مختل میسازد وبه رشد درختان لطمه میزند.اگرچه چرای دام به جنگل صدمه بیش از حد وارد میکند. برای دام دار نیزصدمه واردمیکند چون از کودهای حیوانی استفاده کرده نمیتواند.  درضمن چوپان های که همرابادام به جنگل میروند قصداًیاغیر قصد به جنگل خسارات راوردمیکند مثال بعضاًچوپان هاباچوب دست داشته شان به درختان زخم میزنند وگاهی هم زمینه ساز برای آتش سوزی میشوند .به طورعموم جنگلها به یک اندا زه خساره مندنمیشوند بلکه جانوران رغبت بیشتری به گونه های برگ دارند بنأسوزنی برگان نسبت به پهن برگان کمتر خساره مند میشوند .  وپهن برگان که حیوانات بیشتر به آنها  علاقه مند بوده واز طرف حیوانات بیشتر ین خساره رامتحمل میشوند . حیوانات میل به غذای خوشخوراک دارند باآن هم حیوانات داخل جنگل شدند به فکر شکم خود بوده ومیخواهند از هرطریق علوفه کافی پیداکنند حمله بهدرختچه وپوست درخت نموده واز بین میبرند .شترها درجنگل های مناطق خشک که علوفه موجوده کم باشد خسارات هنگفت رابه بار میآورد .حتی دانشمندان به این عقیده استند که در صورت چرای شترها به دراز مدت بکشاند میتوانند جنگل ها راکاملاً نابود سازند.زیرا میتوانند تاج درختان رابخورند .عوامل وشرایط که موجب خسارات سنگین از چرای جانوران به جنگل میشود عبارت انداز –

مقدارگیاه: اگرمقدارعلوفه نسبت به تعداد جانوران ناچیز باشد حیوانات به درختان جنگلی حمله نموده از بین میبرند وسبب خسارات هنگفت میشوند.بنأدرصورت که مقدار علوفه کم یا ناچیزباشد مانباید دام رادرآن ساحه هدا یت کنیم.

موعدچرا: چرا دروقتکه علوفه فراوان باشد کمتر خساره واردمیکند ولی برعکس اگر علوفه خشک ویااندک باشد دام به سراغ نهالهای جنگل میروند واز برگ وشاخه درخت وهم ازپوست درخت به عنوان علوفه استفاده میکنند که این خودخساره بزرگ برای جنگل میباشد .ماباید وقت چرارامراعات کنیم تاسبب خسارات نگردد.

گونه علوفه : انواع پهن برگان نسبت به سوزنی برگان بیشتر مرید توجه حیوانات قرار میگرند ونابودمیشوند .ساحات که علوفه موردتوجه حیوانات رانداشته باشد دام راباید منع قراردهیم .

سن ونوع حیوانات: عناصرجوان ازعناصرسالمند مضرتر است زیراعناصرجوان میتوانند پیشترازعناصرسالمندخودرابه علوفه برسانند وخساره چرابز بیشتر از دیگرحیوانات درجنگل است زیرا بز قادر است تا بردو پای خود ایستاده وبچرد وهمچنان بزدرنقاط که دام های دیگرنمیتوانند یاتوانائی رفتن راندارند این حیوان میتواند بخوبی عبور مرورکند وحتی جای که دیگرحیوانات بشدت آنجارا چریده باشند   بزمیتواند به خوبی چرش کند .دیگرحیوانات به اندازه بز به جنگل ومراتع خساره واردنمیکنند .ماباید درهرجنگل نظربه نوع حیوان وسن آن دامرابه چرش بگذاریم تاازخسارات زیاد جلوگیری کنیم.

گزندچرابه خاک جنگل:

رفت وآمدحیوانات درجنگل سبب فشرده گی خاک جنگل وخرابی وضع فزیکی آن میشود. بدین ترتیب آب باران آنچنان عرصه جنگل راپاک میکند که سطح خاک جنگل عریان وبدون پوشش می ماند که بترتیب دچار فرسایش میشود . جانوران پستان داری که باسم تیز دارند باسم خود درخاک یک نوع بریدهگی های رایجاد میکنند که دراثر این کار درزمین های که شیب دار (تنده) هستند به دلیل بارانی که ممکن بعدازچرای این نوع حیوانات ببارد خاک ساحه دچار فرسایش شده وهمرای آب روان میشود .این آب گیل آلودبه درختان جنگل،درختچه ها وساحه که آب روان میشود صدمه واردمیکند.درقسمت های کوهستانی که خاک وسنگ آماده ریختن است چرای حیوانات قطعه سنگهای که ممکن درحالت غلتید ن باشد سرعت بخشیده وبه درختان بر خورد کرده ودرآنها ایجاد زخم میکنند .حتی بعضی اوقات سبب زخمی شدن حیوانات که درقسمت پاینتر قرار دارند میگردد.سختی خاک که ازحاصل رفت وآمد مکرر حیوانات است شرایط نامساعد برای رویش دانه های که به زمین میریزند ایجادمیکنند.مانباید دام رادریک ساحه برای همیش بچرانیم زیرا خاک جنگل ازبین رفته ودرمعرض فرسایش قرار میگرد وهم رویش نباتات کم میگردد.

گزندچراه به دیگرنباتات :

عوامل مختلف خوشخوراکی گیا هان بته ای که حیوانات را تحت تأثیر قرار مید هند این عوامل شامل خصو صیات فزیکی و شمیائی گیاه هستند که مو جب جلب تو جه حیوانا ت میگردند . متخصصین اصلاح نباتات کوشیده اند که با دست یابی به خوشخوراکی در گیاها ن مرتعی دام را به استفاده بیشتر از آنها سوق داده و تو لیدات  دامی را افزایش دهند . همچنین با اصلاح گیا هان ، با خو شخو راکی کم آنها را از خطر نابودی در اثر چرای بی رویه محا فظت کنند . مطالعات نشان میدهد که حیوانات بیشتر علاقمند گیا ها ن خوشخو راک و با ارزش دارند . لانگ هاریست (Long harist) به اساس مطا لعات که به روی آهوبره های دست آمو ز انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که هانتخاب یک گیاه تو سط این حیوان ارثی است ،اسکو ایریز(Ascowaires ) در سال 1981نشان داد که گاو مواد غذ ایی بد بو را کمتر و علو  فه خوش طعم را بیشتر انتخاب میکنند . پرو و نزاو میلچیک (prowinza and Mil chck ) در سال 1984 برای انجام تحقیقات در مو رد چرای بز روی نوع ( Coleogunuye ramosissima) یک نو علف است که بز بر این علف بیشتر علاقه دارند . وی در طی  تحقیق اش بزی را از تکزاس به یو تای جنوبی انتقال داد حیوان مذکو ر در یو تای به جستجوی گیاه مذ کو ر پرداخت یعنی نو ع را جستجو میکردند که مشا به به گیاهی قبلی باشد و همچنان  آنها به این نتیجه رسیده اند که احشام جوان نسبت به احشام بالغ د ر انتخاب انواع خوشخو راک توانایی کمتری دارند . در یک تحقیق دو ساله در مورد چراه که او تیسنا در سال 1983 که در سال اول بره های 9 ما هه ای را که قبلا ً با یو نجه تغذیه شده بو ده اند و در سال دوم میش های سه ساله ای را که در بته زار های بیا بانی به چحرا گزاشته بو د برای مطالعه مورد استفاده قرار داد . میش ها و برهارا  به چریدن در علف زار ها ی که گیا هان به قسم مخلوط ولی به  ردیف کشت شده بود رها کرد بره ها که تا حال در مرا تع رها نشده بو دند برای بره ها حد اقل یک هفته ضرورت بود تا گیا ه مورد نظر یا گیاه کشت شده اصلی را پیدا کنند و لی میش ها که قبلا ً از این گیا ه استفاده کرده بو دند به را حتی به آن دست یافتند .انواع مختلف دامها از نظر انتخاب گیاه تفاوت قابل توجهی دارند مانند گوسفند ، بز و شتر بیشتر گیا ها ن بته ای را انتخاب میکنند . گاو و اسپ در طی فصل چرا عمد تا ً علف ها ی چمنی و پهن برگها ی علو فه ای را انتخا ب میکنند . چون در منا طق مختلف مثال سو ریه به علت بی تو جهی زمین های مراتع به زمین های مزروعی تبدیل گر دیده و زیر شخم رفت به جای مرا تع غلات کشت شد و سا حه چرا برای دام کمتر گردید در حالیکه تعداد دام بسیار زیاد و لی سا حه چرا محدود گردید . طی سالهای 1976-1971تا آنکه در سال 1976 قانون برای جلو گیری همچو خسارات در نظر گرفته شد قبل از آن با دیه نشینان به قدری قدرت داشتند که نه تنها مراتع خود را بلکه برای عدم تجاوز احشام به مزارع از رو ستایان باج میگرفتند .

پرهیز از چرای دام :

چهار پایان علاوه بر آنکه در اثر چرا با عث از بین رفتن پوشش گیا هی که تأمین کننده اصلی مواد غذا یی خا ک جنگل است خواهند شد با عث سختی خاک نیز میشوند که این عامل با عث وارد شدن صدمه شدید به خاک میشود و در نهایت زنجیره ای غذایی جنگل به خطر خواهد افتاد .به طور کل میتوان گفت که چرای دام د ر جنگل علاو ه به مشکلا ت فوق تغذیه مو جو دات سطح جنگل را به خطر می اندا زد و با عث اسیدی شدن بیشتری خاک میگردد بناً تا بتوانیم از فقیر و ضعیف شدن خاک از نظر مواد غذایی جلو گیری کنیم و در قلب جنگل سکو ن و آرا مش را حفظ نمایم و از شدت خسا رات جلو گیری نمایم باید سعی کنیم تا پوشش جنگل حتی الامکان نگهداری شود که خاک به سایه ورطوبت کافی ضرورت دارد.کود سبز که در کشاورزی اهمیت قابل ملاحظه دارد درجنگلداری نیز در زمینه اصلاح خاک خدمت شایان را میتواند انجام دهید بناًچرای دام این کود سبز را از بین برده وخاک جنگل را در مرض خطر قرار میدهد بنآ به طور خلاصه برای آنکه خاک جنگل محیطی مناسب و مساعد برای پرورش درختان قوی وباارزش باشد ضروریست تا سعی شود حتی الامکان از چرای دام در جنگل پرهیزشود یا بطور کل چرای دام ممنوع قرار داده شود تا از جنگل بصورت درست استفاده شود.

طروق جلوگیری از چرای دام :

چرای دام در درجه اول به نهال های جوان لطمه میزنند واطراف گودالهای نهال کاری شده دام های که در حالت چرا هستند موقعیت بسیار مناسب خواهند داشت ودر نتیجه درآن قسمت بیشترازدیگرجایها خساره وارد میکنند جویدند نهال توسط حیوانات باعث ایجاد زخم میگردد که در نتیجه تنه درخت پوسیده واز بین میرود. چرای دام درمناطق جنگل کاری شده ای که دارای علوفه میباشد میتوان از طریق حفاظت درختان جلوگیری کرد مانند وسائل وادویه جات ویا حصارهای چوبی که این حصارها میتواند درختچه ها را در مقابل حیوانات حفاظت نماید این حفاظت باید توسط چوب محکم ومقاوم که دارای بلندی مناسب باشد تهیه کنیم وبه عنوان مثال از چوب خاردار میتوانیم استفاده کنیم .قراردادن چوب ها باید قسم باشد که از هرنوع دخالت وآسیب رسانیدن حیوانات  درخت را جلوگیری ومحافظت کند .حیوانات مانند موش ، خرگوش ،خوگ خسارات زیادی به بذرهای کاشته شده درجنگل میرسانند برای جلوگیری از آسیب این حیوانات نهالستان رابه وسیله سیم غربالی شکل محافظت باید کرد . وبرای جلوگیری از سنجاب ،خرگوش ، موش صحرائی، خوگ وغیره میتوان از ادویه که 100grجوسیایاجواری ،یا یک کیلوسم فسفردوزنگ ویک لیتر واسلین مخلوط کرده شده رادر سرراه عبوراین حیوانات بپاشند.

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 11:30  توسط ايمل " نظري "  | 

گرده افشاني و القاح

مقدمه:  

بنا م ذات کریم که قلم ازبیان جود کرم اش نا توان بوده وزبان ازتشریح اش عاجز وصفره بزرگش یعنی روی زمین با هزاران نعمت دراختیارمخلوقات او قراردارد خداوند یکتا زمین راطوری آفریده است که همه مخلوقات اعم ازانسان ، حیوانات اهلی و وحشی پرنده گان وحشرات چه درخشگه وچه دراب واعماق ابحار ازنعمات کوناگون ان برخورداربوده وبه خاطرامرارحیات خویش از ان استفاده می نماید اشنای انسان ها با نباتات تاریخ بسیارقدیم دارد که ابتداانسان ها برای تکافو محتاج خود با شیوه ها ومیتود های ساده وغیرعلمی نباتات را مورد استفاده قرارمی دادند ولی بتدریج با انکشاف علم نبات شناسی متکی برتجارت خود انسان ها وطروق بسیارخوب را دریافت کرده اند تا قادر به تکثیر ترویج واصلاح نسل های نباتی گردیده شناخت خویش را با جهان نبات توسعه وتامیم بخشیده استفاده اعظمی را ازانها حاصل نماید پس گردافشانی نباتی دراصلاح نباتات رول مهم دارد که بدون گردافشانی نباتی نمیتوانیم اکثرانباتات خود را اصلاح سازیم وتخم اصلاح شده بدست بیاوریم یعنی ازلحاظ وزن هم 35% محصولات غذای جهان ازتولیدات مزارع وابسته به گردافشانی نباتی بوده است که این گردافشانی بصورت مستقیم وغیرمستقیم صورت میگیرد   .

تاریخچه :

اکثرعلما جهت مطالعه وآموزش جنتیک ازنسلگیری تجربوی نباتات استفاده به عمل می آورند . بیشترانکشافات که دروراثت امروزی به نظرمیرسد درنتیجه تجارب نیسلگیری نباتات مختلف بد ست آمده است .قوانین اساسی وراثت توسط عالم بزرگ جنتیک بنام گریگورمندل که لقب پدرعلم وراثت را کمائی نموده درسال 1822 تا 1884 ازطریق نسلگیری وتجارب خود بالای نبات مشنگ که نام لاتین اش (Pisam  sativum ) است ، عملی گردید . همچنان مصری های قدیم ازگرده افشانی مصنوعی زیاد کارمیگرفتند ، آنها درخت خرما یرا که دارای آله مذکربود بالای درخت مونث آویزان میکردند .  گرده های گل مذکربالای گل مونث می افتید درنتیجه القاح صورت میگرفت ، که این کارآنان بین مردم های مختلف جهان روا ج پیدا کرد .


گرد افشانی والقاح

گردافشانی :عملیه گرده افشانی  یا pollination  یکی از صفات برجسته گلها به منظور تکثر وازدیاد نسل نبات از یک جانب و از جانب دیگر برای تشکیل تخم ومیوه و حفظ توازن زنجیرغذای بین جانداران از ارزش خاص برخورداراست . هم چنان عملیه القا ح نیز در ارتباط گفته بالا صادق بوده و گرده افشانی و القاح برای انجام اهداف فوق الزکر لازم و ملزوم یک دیگر اند . گلها نظر به نوعیت ها و جنس ها ی مختلف خود مدت به کاردارند تاتشکل نموده  وحثیت گلی را  اختیار نمایند این مدت زمان در هر جنس از گلها فرق مینمایند  گل ها زمانیکی میشکوفند  شکل واقعی  خویشرامیگیرند یعنی شگفتنی گلها باز شدن و هموار گردیدن گل برگ ها  petals   شان میباشد گل برگ ها دیری نمیماند یعنی پس از مدت می افتد و در کتله گلی در اطراف گی نی شی ( مجموعه آله تانیث ) تنها کاس برگها      (sepalsو آلات تذکیرباقی میماند  هر گاه القاح (fertilization )صورت گرفته باشد به قیه گل از ریختن گل برگها به بعد میماند میوه را به وجود آورده در میوه ها بیضه ها به دانه ها یا seed تبدیل میگردد تغیرات فوق در گل برگ ها ظهور مینماید به این ساده گی نبوده بلکی یک سلسله فعالیت ها و تغیرات پیچده را گل ها متقبل میشوند نخستین مرحله که به منظور تولید میوه و دانه در گلها انجام میپزیرد عملیه گرده افشانیpollination  بوده که دانه های گرده(pollin grain )از بساک (Anther ) بالای دکمه (stigma) تخمدان  قرار گیرد مراحل بعدی که دانه های گرده با بیضه کیسه جنینی ملاقی گردد در این موقع اتحاد نمایند القاح یا fertilization  صورت گیرد به تعقب تکثر و نشو نمادر حجرات مربوط رخ دهد تامیوه و دانه به وجود آید .برای اینکه تمام تغیرات یادشده را دقیقانه آموخته باشیم از عمل گرده افشانی و طروق مختلف آن آغاز منمایم .تخم های گیاهان بیدون دانه تنها به یک سطح مرطوب ومناسب نیاز دارند که آب جذب کنند ورشد نمایند گیاهان دانه دار دارای سطوح دریافت کننده خاص هستند که دانه گرده را مهار یا آماده نموده تا شروع به روش کنند . بیشتری بازدانه گان و نهان دانه گان به کمک باد گرده افشانی را انجام مید هند ساختمانهای متنوعی در رابطه به مهارکردن دانه گرده از طریق باد وجود دارند در نهان دانه گان که از طریق هوا گرده افشانی میشوند معمولاً دارای کلاله (قسمت بالائی ماده گی گل ) پرز (چیزی شبه پشم نرم ) مانند میباشند . بخری ازگلهای که بوسیله باد گرده افشانی میشوند کلاله نسبتاً ساده دارند ولی وزش هوا در مجاورت برده ها و اجذای پوشش گل باتوجه به ایجاد چرخشهای خاص و همراه با رطوبت باعث میشود که دانه های گرده به دام افتاده و در نهایت بر سطح کلاله قرار بیگیرند در باز دانه گان نیز شکل و مورفولوژی برگها و فلسهای مجاور از اهمیت یک سان برخوردار میباشند به هر حال چرخش و جریان پیچیده ای در دانه های گرده و هوای نزدیک به سطوح جذب حکم فرمااست . تمام در ختان میوه بیغیر از خرما آلو و ناک ومرکبات برای تولید میوه به گرده افشانی نیاز دارند از نظری عامل انتقال گرده میتوان میوه هارا به سه گروه تقسیم کرد .

گروه اول : شامل دو درخت خرما و انجیرهای هسته دار که هرچند بطور طبعی میتوان مقداری بسیارکمی میوه تولید کند .تولید محصول اقتصادی باید گرده افشانی به وسیله انسان صورت گیرد .

گروه دوم : شامل پسته  توت و انار است که در آنها گرده افشانی توسط باد انجا م میگیرد ونیازبه دخالت انسان نیست .

گروه سوم : شامل سایر میوه ها به ویژه انواع دانه دار وهسته دار است که گرده افشانی آنها توسط حشرات به ویژه زنبورعسل انجام میشود و بنا براین کندو گذاری درباغ برای تولید محصول ضروری است تعداد کندو ی لازم برای هر هکــــــــــــتار برحسب اندازه درختان ومیزان گلدهی آنان به یک الا پنج عدد بالا میشود لازم به تذکر است که زنبو عسل در روز های باران هنگام که باد شدید بوزد و وقت درجه حرارت هوا از18 درجه سانتی گراد کمتر باشد قدرت فعالیت خودرا از دست میدهند اگر چنین شرایط مصادف به عیام گلدهی درختان این گروه میشود دربعضی موارد خالت انسان وگرده افشانی مصنو عی از طریق تکان  دادن شاخه های گلدار یک درخت مناسب روی دیگر درختان باغ برای تولید محصول اقتصادی ضروری خواهد بود. 

لزوم گرده افشانی

درامر تولید میوه و دانه گرده افشانی یک امری حتمی ولازمی است ولی طبیعتاً بعضی عوامل وجود دارند که قسماً مانیع گرده افشانی بین گلهامیشوند بخوصوص هنگام شگفتن گلها وجود بارانهای شدید ودوامدار که موجب فرو ریختن گرده ها ازروی دکمه گل میگردد بادرنظرداشت لازمی بودن گرده افشانی تاسرحدی که توان انسانها برسد از این واقعات جلو گیری نمایند قسمیکه هنگام بارشهای شدید نباتات (بخصوص بته ها )را به وسیله پارچه ها میپوشانند تاگرده افشانی در گلها انجام گیرد برخی از گلها (تعداد محدود ) وجود دارند که بیدون گرده افشانی و القاح به نشو نموی خود پرداخته بزرگ میشوند وتوانائی تولید نسل را هم میداشته باشند این طور تکثر را تکثری بکری یا بکرزائی (parthenogenesis) میگویند . درلسان یونانی parthenes به معنی باکره و genes به معنی تولید کردن میباشد .

تاثیر گرده افشانی بروی محصولات زراعتی

امروزه ارزیابی خوبی از شمار تقریبی مزاریع که حیوانات کار گرده افشانی آنرا انجام میدهند وجود ندارد . یک گروه محقیقین آلمانی ،فرانسوی ، استرلیائی وامریکائی بررسی بزرگی علمی را به روی 115 مزرعه که برای بیش از دوصد کشور با اهمیت بود انجام دادند تا وابسته گی گرده افشانی محصولات زراعتی طبعی راکه مستقیماً مورد استفاده غذای انسانها قرار میگیرد ارزیابی کنند .این تحقیقات نشان مید هد که بیشتر مزارع چون مزراع سبز گیاهان داروئی ، ادویه ها وگیاهان مهرک مثل قهو ه وکاکائو ازگرده افشانی حیوانات سود میبرند و فقد 4/1 حصه مزارع وابسته به گرده افشانی نیستند . از لحاظ وزنی نیز %35 محصولات غذایی جهان از تو لیدات مزارع وابسطه به گرده افشانی به دست می آید و %60 دیگری محصولات زراعتی نیز به خصوص غلات چون گندم ،جواری وبرنج وابسطه به گرده افشانی نیستند و پنج در صد از محصولات مزارع تحت تاثیر شدید گرده افشانی اند هنوز ناشناخته ماند ه اند از مزارع که از لحاظ میوه و بزر کاملاً وابسته به گرده افشانی هستند میتوان به کاکائو که یکی از مهم ترین محصولات خوراکی درکشورهای حاره ای ،وانیل ، کدو ، تنبل ،طالبی ،خربوزه ،هندوانه و ماکادمیا ایشاره کرد .درصورت که گرده افشانی تو سط حیوانات انجام نه شود گرده افشانی به کمک افراد ویادست هیچ فائیده ای ندارد اماراهای نشانمیدهد که افزایش 5ـ 50 در صدی محصولات اکثری مزارع به گرده افشانی توسط زنبو ر عسل وابسته است طبق نظر محققان با اصلاح نژاد مزارع انسان توانسته در تولید مواد غذایی تحولات را ایجاد کند امادر این اصلاح نژادی همیشه گرده افشانی به عنوان کو چک ترین اجذا درکنار عناصر طبعی به شمار رفته است .امروزه بیش از 75 در صد مزارع که غذای انسان را تولید میکند وتولید 35 در صد محصولات غذایی هنوز به گرده افشانی است که اکثراً توسط زنبورها صورت میگیرد . اما در سالها ی اخیر گرده افشانی مزارع به روش قابل اتمینا ن و موثر به مقدار زیادی کاهش یافته و نتایج به دست آمده نقش اساسی گرده افشانی هارا تائید کرده است به شمار زیادی ازمواد غذایی اساسی وهم چنین متبوع مثل قهوه شکلات ، روغن نباتی وبرخی از میوه ها وسبزی جات از جمله محصولا ت است که به روش گرده افشانی تولید ودر اختیارمصرف کننده گان آن قرار میگرد .

اقسام گرده افشانی

به طور عموم دوقسم گرده افشانی در بین نباتات عمومیت دارد .

1.   گرده افشانی مستقیم . یا (Self pollination) ویا (Autogamy) .

2.   گرده افشانی غیر مستقیم (Crosspollnation) ویا(Allogamy).

گرده افشانی قسم اول معمولاً به وصیله خود نبات ونوع دوم گرده افشانی بالواسته بوده بادخالت دیگر عاملین صورت میگیرد .

1.گرده افشانی مستقیم : هرگا دانه های گرده بساک یک گل به دکمه (Stigma) تخمدان همان گل در عین نبات ویا دو نبات مذکر و مۇنث قرار گیرد گرده افشانی مستقیم یا(Self pollination) می باشد .گرده افشانی مستقیم درنباتات به ند رت دیده میشود یعنی در گلهای که آلات تذکیر و تأنیث دریک گل واقع گردیده باشد امکان گرده افشانی مستقیم وجود دارد به دلیل اینکه در این نوع گل ها دانه های گرده و بیضه از لحاظ انکشاف در یک زمان ویک جاه میرساند . باوجود گرده افشانی مستقیم در این گلها امکان پذیر است ولی گرده افشانی غیر مستقیم در گلهای نام برده خیلی موثرتر می باشد اما در گل هایکه باز نه می شوند مانند گلها ی خورد بفشه گرده افشانی مستقیم حتمی ولازمی است .

گرده افشانی غیر مستقیم : گرده افشانی غیرمستقیم یا (Crosspollination) درنباتات بسیارعمومیت دارد چه درنباتات یک جنسی ویا دو جنسی باشند یعنی نباتاتیکه دارای گلهای یک جنس (گل که تنها دارای آلت تأنیث ویا تذکیر باشد بوده ویا نباتات دارای گلهای دو جنسی (گل که دارای دو حالت باشد )گرده افشانی غیرمستقیم عمومیت دارد  زیرا درقسم اول به طور عموم ودر قسم دوم نباتات یاد شده به طو راخص بیضه ها و دانه های گرده بیک وقت معین نه میرسند .هرگا گرده افشانی بین نباتات هم جنس صورت گیرد تخم القاح شده یک رگه (Monohybrid) بوده درصورتیکه در جنس های مختلف گرده افشانی ویا القاح انجام پذیرد تخم القاح شده دورگه (Dihybrid) خواهد بود .عمل دو رگه سازی را به اصطلاح Hybridizationیاد میکنند . گرده افشانی یا Pollenationو القاح (Fertilization) گرچه دو عملیه جداگانه اند و مشخص اند وباید بصورت درست تشخیص شوند ولی با ان هم هردو عملیه به صورت دقیقانه و به تعقیب یک دیگر انجام گیرند. گلهای اکثرنباتات انجو اسپرم (Angiosperm) دارای آلات تذکیر و تانیث می باشند یعنی Hermaphrodite اند .نسبت وضع ساختمان گلها گرده افشانی غیر مستقیم در آن ها معمول است وگرده افشانی مستقیم دراین نباتات کمتر صورت میگیرد . در گلهای آفتاب پرست (Compositae) گرده افشانی مستقیم وقتی واقع میگردد که گرده افشانی غیرمستقیم صورت گرفته نه تواند .

عوامل گرده افشانی

درعملیه های گرده افشانی چه مستقیم باشد وچه غیرمستقیم باشد فکتورها وعاملین زیدخل میباشند تاموجبات رسیدن گرده ها به آلات تانیث وتخمدان را فراهم آورند. این عامل ها به قرارذیل ترتیب شده اند.

1- گرده افشانی توسط قوه جازبه زمین: باوجودیکه گرده های نباتی چه مکروسپور(Macrospore ) وچه مایکروسپور(Micro spore) باشند ازلحاظ جسامت خیلی کوچک اند ولی به آنهم تحت کشش قوه جازبه زمین قرارمیگیرند. بناءً هنگام که هوا آرام باشد ودانه های گرده آزاد شوند طوری عمودی پائین آمده وآلات تانیثی که مسیرگرده ها واقع اند برخوردارازدانه های گرده میشوند .

2- گرده افشانی درنتیجه تماس : دربرخی ازگلها دررابطه باساختمان مارفولوژیکی وطرزبخصوص انکشاف شان ، آلات تذکیرگل طوری موقعیت میگرند که بادکمه تخمدان به تماس میباشند به یقین که هنگام آزاد شدن گرده ها دانه های گرده بالای دکمه آله تانیث گل قرارمیگیرند .

3- گرده افشانی بوسیله باد : نباتاتیکه همیشه بوسیله باد گرده افشانی شان صورت میگیرد بنام نباتات Aeromoghileas شهرت دارند مانند کبل ها . این نباتات گرده های micro spore تولید میکنند که ازلحاظ وزن خیلی سبک میباشند. بناءً باد ها به هرشدت که باشند گرده های شانرا ازجای بجای دیگرمنتقل ساخته میتوانند به جزازنباتات اریموفیلس. عده ای دیگرازنباتات نیزازاین عمل مستفید شده میتوانند . اگرشدت باد ملایم باشد ساحه انتقال گرده کوچک ودریک محیط محدود بوده، درحالیکه باشدت زیاد باد ساحه گرده افشانی وسعت میابد .

4- گرده افشانی بوسیله حشرات : معمولاً خاندان حشرات(Insecta) درعمل گرده افشانی بین نباتات سهم بارزی انجام میدهند . آنعده ازنباتات که همیشه گرده افشانی شان توسط حشرات اکمال میگردد بنام Intomoghileas یاد میشوند مانند شبدرورشقه . زیرا گرده های این نباتات بطوری حتمی توسط حشرات انتقال داده شود درغیرآن امکانات گرده افشانی ازطریق دیگرنهایت کم بوده حتی غیر ممکن هم میباشد . زنبورهای عسل درزمینه گرده افشانی نباتات رشقه وشبدربخاطراستحصال عسل نظربه سایرحشرات سهم بیشتری را انجام میدهند .ازعمل گرده افشانی بوسیله حشرات سایرنباتات هم مستفید شده میتوانند ولی عده ازنباتات هم وجود دارند که ازتمام انواع گرده افشانی میتوانند برخوردارشوند ، اکثرحشرات بمنظور استفاده غذائی ازشیره گلها به داخل اوراق گلبرگ داخل میشوند پوشش بدن وپاهای حشرات معمولاً دارای مژه های بسیارکوچک اند این مژه ها وقسما ً چسپناک آنها سبب میگردد تاگرده های مذکربه پاها وبدن شان چشپیده هنگام به تماس آمدن باآلات تانیث یک تعداد دانه های گرده باتخمدان به تماس میایند. عمل فوق میتواند درعین گل که دارای آلات تذکیروتانیث باشد انجام گیرد ویااینکه درگلها ی مختلف عین بته ها ویا درخت ویا درگلهای بته های مختلف ویادرختان مختلیف. به هرحال شیوه گرده افشانی باالوسیله حشرات دربین نباتات خیلی رایج ومفید میباشد .

5- گرده افشانی بوسیله آب : نباتات که بوسیله همیشه گرده افشانی میشوند بنام Hydroghilieas  شهرت دارند این نباتات معمولاً نباتات آبزی اند . موجودیت آب برای نبات آبزی وعمل گرده افشانی شان حتمی ولازیمی است  درغیرآن گرده افشانی ناممکن بوده وحتی نباتات فوق تلف هم میشوند .

6- گرده افشانی توسط حیوانات :پرنده گان وبرخی ازحیوانات درامورگرده افشانی نباتات نیزسهم مگیرند این حیوانات مشتمل برگوگ ها ، حلزون ها وبرخی ازپرنده گان میباشند .نباتاتیکه گرده افشانی شان بوسیله حیوانات صورت مگیرد بنام Zooghyleasیاد میگردند .

7- گرده افشانی توسط انسانها : این گرده افشانی را که بنام گرده افشانی مصنوعی نیزمینامند دراصطلاح ترویج دورگه سازی وبلند بردن حاصلات ازاهمیت خاص برخوردارمیباشد .  زیرا انسانها توانسته اند تاازطریق تجارب زیاد شیوه های علمی وفنی را درربخش گرده افشانی مصنوعی تطبیق ونتایج مثبت را بدست آورند . اشخاص مسلکی که درامورگرده افشانی نباتات بلدیت دارند کما کان مردمان هستند که جنسیت ها وانواع نباتات را ازدید گاه علمی ومسلکی شناسند معمولاً این اشخاص درفارمهای زراعتی همه روزه مصروف تحقیقات بوده ونتایج کارشانرا درجوامع زراعتی ودهاقین غیرمسلکی منتشرمیسازند. یکی ازطریق گرده افشانی مصنوعی توسط انسانها بالای درختان خرما تطبیق میگردد.درختان خرما یک جنس (Unisexual) اند یعنی یگ عده آنها دارای گل های مونث وعده دیگری دارای گل های مذکراند.خرما حاصلات درختان مونث میباشد . برای اینکه حاصلات خرما زیاد گردد وتمام درختان مونث باردارشوند شاخهای درختان مذکررا بالای درختان مونث آویزان میکنند . همچنان بااستفاده ازگرده افشانی مصنوعی عمل دورگه سازی را درنباتات انجام میدهند .زیرا نباتات دورگه هم حاصل خوب میدهند وهم درمقابل امراض مقاومت میداشته باشند . حالات وتدابیرکه درمورد گرده افشانی غیرمستقیم اتخازمیگردد یک سلسله ترتیبات ومیکانیزم های درزمینه وجود دارد که باید مراعات گردد . پس ازاینکه گرده افشانی مستقیم انجام گیرد زمینه برای گرده افشانی غیرمستقیم مساعد میگردد، زیرا عده ای ازنباتات که آلات تانیث وتذکیرشان همزمان میرسند ناگزیرامکانات گرده افشانی مستقیم وجود میداشته باشد . نباتات که دارای گل یک جنس (Unisexual ) اند گرده افشانی غیرمستقیم بین شان جهت تولید دانه (seed) ضروری است . ولی دربسیاری نباتاتیکه دارای گل های دوجنس (Heramaphrodit) (flower) اند ازگرده افشانی مستقیم جلوگیری بعمل میاید ویا اقلا ًغیرمعمول انجام میابد علت آن ازیک جانب نزدیک بودن بساک Anther ودکمه تخمدان (stigma) میباشد وازجانب دیگر علت Dichogamy بودن شان میباشد  . Dichogamy  حالت را میگویند که بساک ودکمه تخمدان گلها دوجنسی ( Hermaghrodit  flower) درزمان واوقات مختلیف به پختگی میرسند . بناءً گرده افشانی مستقیم درآنها صورت گرفته نمیتواند برخی ازنباتات دارای میله های مختلف تخمدان میباشند . همچنان عده ای ازنباتات خود عقیم اند. درنباتات چون خود عقیم ها ونباتاتی دارای میله های مختلف تخمدان بوسیله گرده های خود شان گرده افشانی صورت میگیرد اما القاح نمیگردد .برای میله های مختلف تخمدان اصطلاح Hetererostyls وبرای نبات خود عقیم self sterility استعمال میشود. بطورمثال درلبلبو Brassica Beta تنها درصورت گرده افشانی غیرمستقیم القاح صورت میگرد. همچنان درانواع مختلف سبزیجات ونباتات زراعتی گرده افشانی غیرمستقیم معمول است ، قبلا ً دیدیم که درنباتات حالت Dichogamy دیده میشود این حالت درنباتات بدوشکل است .

1 – حالت Protandry :  دراین حالت اولترازهمه بساک (Anther ) پخته شده مایکروسپورتولید وآزاد میکنند، مایکروسپورها بالای دکمه تخمدان (stigma ) می افتد ولی دراین حالت یا وقت دکمه آله تانیث آماده پذیرش مایکروسپورنمیباشد . درصورت که مایکروسپورضایع نشود به گل سابقه یا کهنه انتقال میابد .

2 – حالت Protogyny :  دراین حالت دکمه آله تانیث اولتربه پختگی رسیده مایکروسپوربه گل جوان انتقال میابد . گل های protandrous که بساک شان اولتربه پختگی میرسد وگل های protogynous که تخمدان شان اولتربه پختگی میرسد باحالات فوق تطابق دارند: مانند گل های نباتات فامیل Compositae ، شرشم (labiatae) وفامیل چترداران (Umbelliferae) زردک وغیره . گل هایکه گرده افشانی شان بوسیله باد صورت میگیرد بیشترprotogyns اند نسبت به اینکه protandros باشند . یک تعداد ازگل ها وجود دارند که ساختمان شان طوری ترتیب وتنظیم گردیده است که برای گرده افشانی مستقیم خیلی مساعد میباشد مانند مشنگ باغی sativam  pisam ساختمان گل های فامیل Papiliona ceae طوری معلوم میشوند که برای گرده افشانی غیرمستقیم آماده اند . درحالیکه گرده افشانی درآنها بطورمنظم صورت پذیراست . درگل Dindalion ساختمان بساک ودکمه تخمدان آن طوری میباشد که جوانه آن یک دانه بوده ومیوه اش بدون القاح به شیوه باکرده زائی Parthenogenetiey نمووانکشاف مینماید . گلهایکه گرده افشانی ذریعه باد Aremoghilieas وحشرات Entomoghileas صورت مگیرد هریک شان دارای خواص ومشخصات خاص میباشند . درگلهایکه گرده افشانی شان ذریعه باد صورت میگیرد مایکروسپورهای شان همیشه خشک ولشم بوده وبه تعداد زیاد تولید میشوند . ساختمان جسمی این گل ها کوچک بوده ویک تعداد زیاد مایکروسپورهای شان ضایع میگردد یعنی ساختمان گلی این گل ها برجسته نبوده غدوات Nectar وعطریان perfama  درآنها وجود ندارد . دکمه تخمدان دراین گل ها اکثراً شاخچه وپت دارمیباشد . این خصوصیت سبب میگردد تامایکروسپورهارا بهترپذیرفته بتواند درختان برگ ریزاکثراً گرده افشانی شان بوسیله باد صورت  میگیرد .

جمع آوری گرده

مکانسم جمع آوری گرده از روی گل و مواد مختلف آن از وقتکه از گل جدا میشود و تا وقتکه در داخل سلول ها یشان ذخیره میشود قرار ذیل است:

ابتدا زنبور خود را روی پرچم یا بیرق ها میکشاند و به آرواره های خود  بساک یعنی انتر را فشرده میکند. و با زبان تر میکند تا دانه های گرده  تر و چسپناک شوند و به این ترتیب مقدار زیاد گرده به بدن یعنی زیری شکم و سینه می چسپد و سپس زنبور شروع به برس زدن و جــــمع آوری گرده ها از سر و سایر قسمت های بدن و انتقال انها به روی ساق پاهای عقبی مینمایند. یعنی گرده ها توسط پاهای جلوی یا پیش رو جمع اوری شده و به پاهای عقبی انتقال داده میشود و در سبد گرده جمع اوری میشود.بعضی از زنبور های کارگر به رقص های مشـــــــــخص سایر زنبوران را از منبه گرده مطلع میسازند.و این زنبوران کارگر اغلبآ گرسنه بوده یا از پرســــــــتار غذا میگرید یا این که از ذخیره عسل میخورد.زنبور کارگر لب سلول را به پای خود محکم گرفته و بد نش را بطور خم میکند که انتهای شکم ان به لب سلول برسد و توسط پای خود گرده را به سلول میریزد وتعداد گرده که در بدن زنبور باقی میماند بین 25-10  هزار و گاهی  30000  دانه گرده میباشد یعنی مقدار گرده که همیشه در بدن زنبور عـــــسل وجود دارد از هر نوع زنبور دیگر بیشتر است این مسله از نظر گرده  افشان اهمیت بسیار دارد.فشردن گرده در داخل سلول و صاف کردن سطح ان وظیفه ها ی جوان پرســــــتار است مدت که زنبور کارگر برای جمع اوری گرده در خارج صرف میکند مربوط به نوع رشد گیاه . درجه حرارت . سرعت  باد . رطوبت نسبتی و عوامل دیگر است. یک زنبور کارگر یک مرتبه  84   گل گلا ب و  100گل قاصد را موردVamsell بنا بر تحقیقات  32گل قاصد را مورد استفاده قرار میدهد.   Ribbands حمله قرار میدهد و از نظرمدت لازم برای جمع اوری یکبار گرده بین 6-187 دقیقه تغیر میکند و یک زنبور کارگر برای جمع اوری گرده ها در روز بین 6-47 دفع از کــــندو خارج میشود و یک بار گرده بین 12 ( برای گرده ارون) و 29 ( برای گرده افراد) عسل گری تغیر میکند.زنبوران از گل ها یکه گرده و شهد دارند عده شان گرده شهد و بعضی انها فقد گرده و بعضی دیگری  از تعداد 13000 زنبور های کارگر Rashsd  شان فقد شهد  جمع اوری میکند . به اســـــاسی گزارشملاقات کننده در یک نوع گل 25% گرده   58% شهد   17%شهد و گرده جمع اوری کردند.زنبوران کارگر به خصوص در فصل بهار حتی در هوای خیلی سرد 26  درجه فارنهایت به جمع اوری گرده میپردازند. و در هوای گرم بیشتر از 95  درج فارنهایت و سرعت باد بیشتر از 16  کیلو متر در یک ساعت جمع اوری گرده متوقف میشود

قدرت یاد گیری زنبور عسل برای جمع اوری گرده و شهد : طبق تحقیقات دانشمندان  زنبور عسل میتواند در جمع اوری گرده ها شهد گل تجربه اندازد.Waiverو  Reinhardtمشاهده کردند که زنبورتازه کار نمیتواند که از گل رشقه و مـــشنگ چگونه گرده و شهد جمع اوری کنند و انها خرطوم خود را نا اگاهانه داخل جام گل کرده باعث ازاد شدن اله تذکر و تانیث گل میشود زنبور به تدریج طریقه استفاده صحیح در ان را میاموزد.و طوری از پهلوخرطوم خود را وارد گل میکنند که مشکلات فوق پیش نباید و موقی که مقدار شهد گل روبه نقصان میگزارد بین کارگران کندو های مختلف یک نوع رقابت بوجود میاید.و حتی به یکدیگر تنه میزند که زود تر منبه غذا برسد.زنبوران یک منطقه جسـتجو میکنند که در یک ناحیه به خوصوص مترکز نشوند و به جستجو منابع جدید میپردازند. زنبوران ورایتی های خوب گیاهان را از نظر کمـــیت و کیفیت شهد و گرده به خوبی میشناسد.زنبوران کارگر شبدر و رشقه مخصوصآ شبدر سرخ را بر اساس مقدار و نوع Weaver طبق مشاهدات مواد قندی انها ترجیع میدهند.قدرت یاد گیری و جهت یابی زنبور های کارگر با سن انها رابطه مستقم دارد. زنبور Levchenko های مسن تر قدرت  جهت یابی بهتر دارند . مشاهده کرد ه است وقتـــیکه زنبور های 5 روزه در فاصله  90 متری از کندو  رها شوند  هیچ یکی به کندو باز نمیگردند حال اینکه در شرایط مشابه 80  متری زنبور های 10  روزه به کندو باز گشت مینماید.  ولی همین زنبور های اگر در فاصله 180 متری رها شود هیچ یک به کندو باز نمیگردند.ولی زنبوران 35 روزه حتی از 450 متری به ساده گی به کندو باز میگردند.

دامنه فعالیت زنبوران برای جمع آوری شهد و گرده: زنبوران کارگر برای جمع اوری شــهد یا گرده حدی اکثیر تا فاصله 13 کیلومتر پرواز میکنند و دامنه فعالیت انها تا 130 کیلومتر میباشد . اگر چه جمع اوری گرده و شــهد را زنبوران تا 500-200  متری ترجیع میدهند لاکن پرواز های زنبوران به فاصله های بسیار دور اقتصادی تمام نمیشود چراکه  معادل گرده و شهد انرژی به مصرف میرسانند.سرعت پرواز زنبوران کارگر به سمت کندو در حدود 22 کیلو متر در ساعــت است همگام دور شدن از   کندو و کمتر دوره و بطور اوسط 18 کیلو متر در ساعت است زیراکه در این حالت مدت از وقت خود را صرف جستجو منابع جدید مینایند.سرعت پرواز زنبوران در خلاف جهــــــــــــت باد بیشتر از پرواز در جهت باد است .اگر سرعت باد 10 کیلومتر در ساعت تجاوزکند از پرواز زنبوران جلوگیری مینماید.

انواع گل از نظری ملاقات زنبور عسل

گل های با گرده فراوان : این گلها مانند خشخاش . کچالو . بادنجان رومی و جواری معمولآ بیدون شهد میباشند. ولی ممکن است خوشبوع بوده و حشرات دور ان جمع میشود گل های ساده و منظم غالبآ دارای گرده فراوان است.

زنده بودن دانه گرده :برخی از ارقام درختان میوه دانه های گرده غیر بارور تولید میکنند این دانه های گرده فاقد قدرت جوانه زنی و یا از جوانه زنی کمتر برخودار هـــــــستند برخی از درختان هم چو سیب های ترییلوهید ( دارای  3 کروموزم) حاوی دانه های گرده نا بارور میباشد . تــــغذیه ناکافی درختان میوه نیز موجب تشکیل n کروموزوم دانه های گرده میگردد.

3- نموی گرده : دانه  رسیده گرده زمانیکه بالای دکمه تخمدان قرار میگرد محیط بسیار خوب و مناسب برای نشو و نموی گرده میباشد. بنآ بر یک از دانه های به نوبه خود نمو می نماید .سایتوپلازم گرده به قسم یک تیوب از منفزی که در جدار گرده وجود دارد خارج میگردد این منافذ دارای  جدار سلولوزی بوده و به نام تیوب گرده تیوب گرده یاد میشود.Pollen Tube اهسته آهسته  بزرگ گردیده هســــــــته های نباتی و تکثری که در گرده وجود داشته به داخل تیوب گرده پیــــــش رفته و بالا خره در انتهای تیوب خود را می رساند در این وقت دانه گرده بکلی خالی گردیده و تمام محتویات ان به تیوب داخل میگردد. زمانیکه تیوب های گرده تشکیل میشوند و به داخل نسج میله تخمدان نفوذ نموده و بجانب بیضه ها در حرکت میشوند تا زمانیکه در پلاسنتاها داخل می شوند . طوریکه ساختمان بیضه ها قبلآ توضیح شده   بود که بیضه دارای مـــــنافزی اند که دخول تیوب های گرده از این منـــافز صورت میگردد در اینجا هنگامیکه تیوب های گرده به داخل پلاســــــــنتا ها شد از طریق همان منافذ یاد شده به بیضه ها داخل میشوند . که بیضه ها راست در تخمدان واقع نه گردیده اند. تیوب گرده پس از گذ شتن از پلاسنتا از  کوتاه ترین راه داخل بیضه (مایکروپیل) میگردد. بیضه راست در برابر میله قرار داشته و پلاسنتا در پاهین بیضه موقعیت دارد تیوب گرده راسآ داخل جوف تخمدان گردیده و مستقمآ به بیضه داخل میگردد.تشکیل تیوب گرده از گرده نفوذ تیوب گرده در انساج دکمه و مسیر حرکت تیوب را به جانب تخمدان و همچنان بقایای گرده را نشان میدهد.تعداد تیوب های گرده مساوی به تعداد بیضه های یک تخمدان میباشد. در بعضی جنس های نیاتات بیضه بصورت یکه و بطور مستقیم با تیوب گرده قرار میداشته باشد.و در انتهای تیوب گرده هسته نباتی واقع میباشد. که در نشو و نمو تیوب کمک مینماید.

4-3جاگیزینی درخت گرده زا : در مناطق که هنگام گل دهی شرایط نامساعد موجب کاهش فعالیت زنبور های عسل میشود. کشت نزدیک تری درختان گرده زا موجب افزایش تشکیل میوه میشود در کشت درختان میوه اگر ارقام گرده زا بصورت دو در میان کاشته شوند به اندازه کافی دانه های گرده در اختیار ارقام اصلی قرار می گیرد اما در ارقام که های کوچک و زیاد تولید میکنند مثلآ گیلاس, به درخت گرده زای بیشتر نیاز است و غالبآ تعداد درخت رقم اصلی گرده زا کمی زود تر از رقم اصلی باشد.در کشت متراکم درختان سیب پاکوتا بهتر است. در هر ردیف کشت رقم گرده زا نیز باشد زیرا زنبورها عسل تمایل به فعالیت در طول ردیف های کشت دارند.

د-القاح (  (Fertilization: تیوب گرده وقتیکه به بیضه نزدیک میگردد یک سلسله تغیرات درمحتویات آن رونمامیگردد. زمانیکه رول هسته نباتی به پایان میرسد پارچه پارچه گردیده ازبین می رود حجره تکثری انقسام نموده به دوگامت Gamete مذکرکه هریک دارای (n) کروموزوم میباشد تبدیل میگردد . هریک ازگامیت ها بنام spermatozoid  ویا اینتروزوئید یاد میشود . درکیسه جنین یک سپرما توزوئید همرای نطفه که آنهم دارای (n) کروموزوم است ملاقی گردیده القاح صورت میگیرد . سپرماتوزوئید دومی همراه هسته دومی که دارای (2n) کروموزوم است یکجا شده القاح صورت میگیرد که درنتیجه هردو القاح دونوع تخم تولید میگردد .

انکشاف بیضه القاح شده : بیضه القاح شده تحت عملیه انکشاف به عرض ارتقاء شان به دانه Formation of  seed  قرارمیگیرند . به این ارتباط تخم فرعی یک تعداد زیاد حجرات را تولید نموده وبه دوکیسه جنین قرارمیگیرد ، درنتیجه کیسه جنین بزرگ شده ونوسل کم میگردد . حجرات تولید شده یک مقدارالبومین را تشکیل مینمایند مواد البومینی حاوی دیگرمواد ذخیره وی میگردد همزمان باانکشافات تخم فرعی ، تخم اصلی نیزانقسام نموده یک کتله حجرات را تشکیل میدهد . درنتیجه به یک نبات خورد یاجوانه تبدیل میگردد . ازلحاظ آنرا نبات کوچک میگویند که دارای ریشه اولی (primary root ) ، ساقه اولی (primary shoot) ، پندک (Bud) وبرگ های اولی (primary leaf) میباشند . نبات کوچک یا یک مشیمه ای (Monocotylidon ) ودومشیمه ای (Dicotylidon ) بوده ودربین البومین قرارمیداشته باشد ارتفاع تخم اصلی وفرعی کم وبیش شگفت آوراست بمعنی اینکه ازآنها توسط دیگرش بلع میگردد وانکشاف بیضه القاح شده :

اگرالبومین توسط تخم اصلی ازبین برود ذخایردانه درمشیمه ها جمع مگردند دراین صورت تجمع مواد ذخیره وی درمشیمه ها موجب میگردد تامشیمه ها گوشتی بارآید این دانه ها ی گوشتی بدون البومین تشکیل میشود مانند دانه های لوبیا ، نخود وغیره . اگرمواد البومین پایداربماند دراین صورت مشیمه ها نازک گردیده ودانه هایکه تشکیل میگردد دارای البومین بوده وبنام دانه البومین داریاد میشود مانند : دانه بید ، انجیرودانه گندم . زمانیکه دانه ها کشت میشوند دروقت نشوونموی دانه نبات خورد تامرحله نبات ابتدای متکی بخود گردد به مواد غذای ضرورت میداشته باشد دراین مرحله دردانه های البومین دار نبات خورد ازالبومین دانه استفاده میکند دردانه هایکه فاقد البومین اند درمرحله نموی انکشافی اولی نبات کوچک ازمواد وذخایرمشیمه ویا مشیمه ها تغذیه میشود . دربعضی جنین های نباتات نوسل دردانه باقی میماند که آنرا Perisperm یاد میگردد . پیری سپرم همانند البومین ویا دیگرذخایر مشیمه ها ی مورد تغذیه نبات قرارمیگیرد .درنتیجه آنچه توضیح گردید القاح دوگمیت (gamet) مذکرومونث تحت شرایط خاص مربوط نبات تخمی را تشکلیل میدهد که دارای 2n کروموزوم میباشد . درحقیقت تخم ملقحه منشه یک نبات خورد جدید میباشد که درمدت انکشاف تخم ملقه نبات خورد جدید را دربین دانه میسازد این نبات کوچک برای مدت کم یا بیش حیات بسرمیبرد ووجود دانه (seed ) یک مرحله مشخص درنباتات فایزوگام ها میباشد وفایزوگام ها بنام (Spermatophytes) یعنی نباتات دانه دارنیزیاد میشود . معلومات مزید درمورد دانه دربخش دانه تذکرداده میشود .

 

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 11:16  توسط ايمل " نظري "  | 

كنترول همه جانبه مگس ميوه

مقدمه

افغانستان یک کشور زراعتی است که 80 فیصد مردم به زراعت مشغول میباشد در افغانستان زراعت به شکل صنعتی وعنعنوی جریان داشته است وازنگاه امراض وآفات مزارع مردم افغانستان خیلی متضرر شده . وامروز که زراعت درافغانستان اندکی به شکل میکانیزه شدن میرود ولی بعضی ازمناطیق افغانستان است که تابه حال هچ توجه به زراعت نشده است که یگانه چیزیکه زراعت افغانستان را متضرر میسازد حشرات است که امروزم تقریبأ تمام میوه جات را مگس ها متضرر ساحته ونیز دربعضی مناطیق میوه جات راازبین برده است .مگس میوه ازجمله حشرات است که درتمام ممالک دنیا خسارات زیاد را به بارآورده است ازیک طرف حاصلات را ازبین برده است وازطرف دیگرتوجه متخصصین رابه خود جلب کرده است .حشرات ازجمله وارثین کره زمین است که همیشه باانسانها رقابت مکنند .حاصلات زراعتی را ازبین میبرد . علیه کنترول حشرات کارهای زیاد صورت گرفته است که شامل مبارزه بیولوژیکی ،کیمیاوی ،وفزیکی تاحدی توانسته که این حشرات را کنترول نماید ودرسال 1384-1386 حاصلات خربوزه را درولایات تخار ،کندز، وبغلان ازبین برده است این نوع مگس است که درسالهای قدیم درافغانستان بوده اماامروز به شکل اپیدمیک آن انتشارنموده است .

کنترول همه جانبه مگس میوه

INTTEGRATET MANAGEMENT OF FRUIT Fly

مگس میوه( Fruit Fly) از سطح بحر گرفته تا به ارتفاع 7000 فت زندگی می کند منبع اولی آن آسیا و بعداً آفریقا و آمریکا است مگس میوه برای نخستین بار درایلات متحده آمریکا تشخیص شده وانتقال آن به جاپان از طریق آفریقا در سال 1890 گزارش گردیده و در قــاره آسیا در کشورهای چون جاپان ، نیپال ،اسرائیل، هند ، پاکستان و افغانستان گزارش شده است و مگس خربوزه یا Melon Fly  بار اول از کشور پاکستان گزارش داده شده که از چند نوع مهم آن درمنطقه یادآوری میکنیم.

Myopardalis   pardalina

cucurbitae   Bactrucera   

dorsailis   Bactrucera 

zanatutu   Bactrucera

Bactrucera   oleae

این آفت درکشورعزیزما نباتات مختلف النوع زراعتی را مورد حمله خویش قرار می دهد مثل نباتات فالیزی Cucurbitaceae و Sitrus و به همین ترتیب انجیر ، شفتالو ، زیتون ،امروت و همچنان سبزیجات مثل بادنجان رومی ، بادنجان سیاه ... و نباتات پلی دار از جمله مثال های بارز میزبان این آفت می باشد.مگس میوه نخستین بار در کشور عزیز ما افغانستان در سال 1350 توسط داکتر لال و استاد پیرمحمد صدیقی از ولایت ننگرهار راپور داده شده است .  بر علاوه از مگس های مذکور نمونه های شفتالو که مصاب به کرم بود  از ساحه باغ ارگ ریاست جمهوری توسط متخصصین ریاست حفاظه نباتات و قرانطین سمپل گرفته شده بعد از آن که دوران حیـــات کرم های مذکور در لابراتوار حشرات حفاظه نباتات تکمیل و مطالعه گردید از نمونه های شفتالو مگس های نوع   zanatutu   Bactruceraبه تاریخ 4 / 8 /1384 ثبت و گزارش گردیده .

ساحه انتشار:

نوع Myopardalis   paradialina مگس خربوزه درولايت شمال وجنوب غرب کشورما به شکل اوبایی انشارنموده که از 75 الی 85% محصولات خربوزه را از بین برده ویا کیفیت آنرا پائین آورده که در مارکیت های منطقه رقابت نتوانسته . و باعث پائین آمدن سطح اقتصاد  دهاقین  فالیز کارشده است . شیوع این آفت درولایات شمال کشور به شکل جدی مزارع  فالیزی ولایات )فاریاب،جوزجان،سرپل،سمنگان،بلخ،كندزوبادغیس ،هرات ،هلمند )را تهدید نموده است .ونوع   zanatutu Bactrucera  صرف درمیوه جات خسته سنگی بل خصوص در باغات شفتالو دیده شده است که قبلاً در کشور  وجود نداشت وهمچنان نوع Bactrucera oleae   که از کشورهای ایران ،عراق واسرائیل گذارش شده تا حال در باغات زیتون کشور ما دیده نشده است.

طرز خساره:

مگس ماده آله تخم گذاری  خویش را زیرپوست میوه (میزبان) که پوست آن سخت نشده باشد فرو برده تخم گذاری می کند. بعد از اینکه تخم به لاروا یاکرم(Magots  )تبدیل می شــــــود لاروای این حشره درداخل گوشت میوه پیشرفت نموده تغذیه می نماید که بعداً قسمت های داخلی میوه سخت وقهوه ای رنگ می شود . مگس ها برعلاوه از اینکه  خساره وارد می کنند برای قارچ ها نیز زمینه فعالیت را فراهم می سازدکه باعث گنده شدن میوه می گردد .

مشخصات: Identification :مگس خربوزه افغانی نسبت به مگس های خانگی کمی کوچکتربوده که نام علمی آن Myopardalis   paradialina میباشد از نوع leopard  (پلنگی) که در پشت خود داراي لكه هاي سياه بوده وسه خط نصواري در هريك از بال هاي آن دیده میشود  .به طور کلی رنگ مگس زرد روشن و سينه آن داراي خالهاي سيا ه . وشكم آن زرد نارنجي روشن وموهاي نسبتآ بلند مایل به زرد طلائي پوشيده است .تخم هاي مگس كوچك، سفيد رنگ استوانه اي و در دو طرف باريك و طول آن 1.2ملي متر و عرض آن 0.2ملمتر و قطرش1.75مليمتر ميرسد .

دوران حیات( Lifecycle ):

مگس میوه زمستان را به شکل  شفیره (Pupae ) درعمق 6-12سانتی متر در خاک سپری میکند . حشره کامل این آفت در ماه جوزا بروزنموده وبعد از مدت تقریبا یک هفته شروع به تخم گذاری میکند تخمهاتحت شرایط مختلف بعد از چند روزتفریخ میشود. طول عمر جنس مونث این آفت از70 الی 105 روز می رسد وجنس مذکرآن از 60 الی75 روزعمردارد.. وهر حشره مونث در حدود 125-200عددتخم  در طول تقریباً سه  هفته تو لید میکند . اگر بالای یک میوه چندین سوراخ دیده شود به این معنی نیست که یک مگس تخم گذاری کرده. بلکه چندین مگس هادرآن تخم گذاری کرده اند .طور معمول خربوزه های کوچک را برای تخم گذاری ترجیح میدهد. مرحله تخمگذاری در تابستان از2-3روز ودرخزان حداکثر 7 هفت روزدوام میکند. لاروا بعدازمدت8-18 روزتغذیه به استراحت می رود وبرای تکمیل نمودن مرحله شفیره از طریق سوراخیکه در خربوزه ایجاد نموده داخل خاک می گرددوازانجاپوست اندازی کرده به شفیره تبدیل می شود .  طور اوسط از مرحله تخم گذاری الی حشره کامل از14-27 روز را دربر میگیرد.یکتعداد شفیره های هــــر نسل به استراحت اجباری (Diapauses)دیاپوز باقی مانده وتا سال آینده مگس از آنها خارج نمی شود . در حالیکه عده دیگربعد ازمدت فوق الذکر به حشره کامل مبدل می شـود.مگس خربوزه سالانه از2-3 نسل تولید می کند  وهمچنان نسلها باهم مخلوط می شود.

طروق کنترول Control :

چون حشره کامل بعدازخروج از کیسه شفیره ازمایعات شیرین تغذیه میکند . لهذا بهترین وقت مبارزه با این آفت هنگامیست که جنساً به بلوغ نرسیده باشد.یعنی قبل از جفت گیری وتخم گذاری.دراین موقع میتوان از طریقهای مختلف کنترول استفاده نمود .مانند کنترول میخانیکی،کنترول بیالوژیکی از حشرات مفیده پرنده ها و نبات طلسی. تلک های فیرمونی، تلک نوری، استفاده از محلول زهری و در مرحله اخیر استعمال مواد کیمیاوی انتخابی (Selective) که تاثیرات آن بعد ازاندک زمان از بین رفته  وبه حشرات مفیده ومحیط صدمه وارد نکند .

1:  کنترول بیولوژیکی مگس خربوزه: Biological control

دشمنان مگس خربوزه مثل سایر آفات دیگر در طبیعت وجود دارد که نفوس این آفت را کنترول  نماید . خوشبختانه پرند ه های کوچکی درکشور ما پیدا می شود که افت مذکور را از مرحله  تخم،  لاروا یا کرم .شفیره ومگس کامل را مورد تغذیه قرار می دهد که با نامهای محلی قرچه ،چتک.،گنجشک ،سایره ،گل سر......وغیره یاد می شوند ممکن حشرات مفیده در اینجا موجود باشد و باید در ساحه متوجه آن بود.خداوند متعال( ج ) درطبیعت هیچ موجودی را بی حکمت پیدا نکرده . یک تعداد زنبور ها wasps درسواحل بحیره مدیترانه پیدا میشود . 16 نوع آنها شناسا یی شدند که در کنترول مگس خربوزه موثر تمام شده وخوشبختانه که این نوع زنبورها در کشور ما نیز وجود دارد . زنبور های مذکور دارای نیش طویل بوده وتوانایی سوراخ نمودن میوه را نداشته در سوراخهایی که توسط مگس خربوزه به وجود امده نیش زده کرمهای مگس را از بین برده تخم گذاری می کنند . تخم های زنبور بعد از اندک زمان تبدیل به کرم یا لاروا شده تخم های آفت را مورد تغذیه خویش قرارداده و به سرعت از میوه به زمین میرود مرحله پیوپا یا شفیره رادرخاک سپری نموده دوران حیات خوش را تکمیل می نماید .

2: کنترول با استفاده ازعملیات زراعتی .

عملیات زراعتی شامل فعلیت های ذیل است :

v تناوب زراعتی رابه مدت سه سال در نظربگرید .یعنی وقتیکه در مزارع خویش خربوزه کشت کردید در سال های آینده دیگر نباتات کشت کنید مثل غله جات...وهمچنان حداقل 500 متردور از فالیزسال گذشته.

v جهت از بین بردن شفیره ها یا  Pupa در خاک. قبل از کشت خربوزه باید زمین به عمق 15-20سانتی مترقلبه شود تا شفیره ها روی خاک آمده و از اثر فشار محیط از بین برود.

v زمین های را که برای سال آئینده پلان کشت فالیز خربوزه دارید  درفصل زمستان یخ آب بدهید تا از اثریخ بندان شفیره ها از بین برود.

v   وقت بذر را تغیر بدهید یعنی نسبت به سال گذشته چند روزقبل یا چندروزبعدخربوزه راکشت کنید.

v وقتیکه میوه های جوان به اندازه شینکی  می شود درداخل برگهای همجوار پیچیده وبالای ایشان یک مقدار خاک بریزید. تاپوست میوه خربوزه ضخیم و سخت شود.

3: کنترول میخانیکی وفزیکی :

v وقتیکه میوه های جوان به اندازه شینکی گردد  ميتوان ازاخبار باطله پاکت ساخته ومیوه  های جوان را بپوشانید تا پوست میوه ضخیم شده  واز خساره آفت در امان بماند .

v میوهای آسیب دیده(زده وزخمی) از ساحه دور در زمین دفن شود به عمق یک متروبعداً بلای سطه زمین گرد پاشی یک حصه پودرسوین باده حصه خاک صورت گیرد ویا هم قبل ازانتقال به مارکیت از بین برده شود و برای حیوانات جهت تغذیه استعمال شود. 

استفاده ازتلک نوری.

در نقاطیکه خطر باد های شدید نباشد میتوانیم از تلک های نوری در هنگام شب استفاده نموده و زیر چراغ نوری یک تشت را به اندازه محدود پر از آب نموده و بعداً  چند قطره تیل خاک را علاوه نمایید. این کار سبب میشود تا یک تعداد از مگس ها و همچنان شبپرک ها که تماماً مضر هستند توسط نور چراغ جذب و در آب از بین میرود که این طریقه در باغات ومزارع نتیجه خوب داده است.

کنترول مگس میوه(شفتالو) با استفاده از تلک فیرمونی:

میتایل ایجینول مواد کیمیاوی است که صرف جهت کنترول مگس شفتالواستفاده میشود ونتایج عالی بدست امده است.

آماده ساختن Traps « تلک فیرمونی » :

ü    قطی پلاستیکی شفاف که ظرفیت1.5-2.5کیلوگرام وزن را داشته باشد. و یا هم  پایپ P.V.C نیم اینچ .

ü    10 سانتی متر سیم نیم اینچ جهت ساختن Hook یا چنگک

ü    توته  پرس شده پخته.

ü    مکسچر و یا یک ظرف برای حل نمودن مواد.

ü    میتایل ایجینولMethyl Eugenol   ¸85 سی سی.

ü    پودر بوره¸ده گرام .

ü    دیپترکس¸پنج گرام.

معرفی میتایل ایجینول:                           

میتایل ایجینول یکی از غذاهای مورد پسند وعلاقه برای مگس هامیباشد.و جنس مذکر این حشره مواد مذکور را خیلی می پسندد  .اگرمیتایل ایجینول همرای ماده کیمیاوی بالای سیستم هاضمه تاثیر داشته باشد مخلوط استعمال شود  مثل دپترکس 80%  مگس های جذب شده توسط میتایل ایجینول در موجودیت دپترکس  به طور کلی از بین رفته وجنس  های مونث مگس بیوه یا بی جوره ((widow مانده وهمچنان مگس های مونث قدرت  تخم گذار را دارا نمیباشند  و به همین ترتیب  نفوس( population ) و خساره  این آفت کنترول می شود.میتایل ایجینول یک ماده با ارزش بوده که در جاپان بنام انجی ساید(Engecides ) یاد میشود.

طرز استعمال میتایل ایجینول :

میتایل ایجنول همرای دپترکس چنین استفاده میشود. نخست85 سی سی میتایل ایجینول را با (10) گرام پودر شکر حل نموده و بعداً (5) گرام  دیپترکس را بالای آنها علاوه می کنیم مخلوط بدســت آمده را به مقدار 2 الی 5 سی سی بالای توته پخته پرس شده  درداخل چنگک  Traps (قطی )  می چکانیم.هر قطی را به اندازه 500 متر مربع از هم دور و به ارتفاع 80 الی 1.30 سانتی متر آویزان می کنیم ناگفته نماند که بالای هر یک از قطی های  محلول باید یک سایبان ساخته شود تا تحت شعاع مستقیم نور آفتاب قرار نگیرد. و هم چنان بعد از هر پانزده روز توته های پخته را توسط آب مرطوب ساخته که در مجموع یک تلک فیرمونی برای دو ماه قابل استفاده می باشد و این پروسه را از شروع گل آغاز می کنیم تا وقتی که پوست میوه خربوزه ضخیم و سخت گردد.

تدابیرمحافظوی محلول مذکور:

ü  در وقت تهیه و استعمال محلول لباس تحفظی را باید به تن داشته باشید  که عبارت از کلاه ضد آب، عینک ،ماسک دست کش ، موزه وخرسک میباشد .

ü    محلول  را دور از منازل رهاشی مخلوط ،آماده واستعمال نماید.

ü    محلول  دور از نور مستقیم آفتاب و در جای خشک و خنک نگهداری گردد.

ü    قبل از استعمال محلول باید خوب شورداده شود.

ü    در هنگام استعمال ازاسفاده نمودن نصوارودود کردن سگرت خود داری نمائید.

ü  مگس های مرده را از تلک فیرمونی دور نموده آن را حساب کنید تا نفوس حد اعظمی و اصغری آن معلوم شود.

ü    برای قطی به ارتفاع 1.50 سانتی متر سایه بان ساخته شود تا از نور مستقیم آفتاب در امان بماند

ü    قطی را به ارتفاع 80 – 1.30 سانتی متراز زمین بلندآویزان کنید

ü    محلول را از دسترس اطفال و اشخاصی که در رابطه معلومات ندارند دور نگهدارید

تلک های فیرمونی  را حفاظت کنید تا کسی آن را به سرقت نبرد وهمچنان درامورات منزل از آن استفاده نشود.

کنترول کیمیاوی مگس : کنترول کیمیاوی آخرین طریق مبارزه با این آفت می باشد که می توان از ادویه های Selective یا انتخابی استفاده کرد (که تاثیرات آنها بعد از اندک زمان از بین برود) تا برای دیگر حشرات مفیده و محیط زیست متضرر تمام نشود .

کنترول مگس خربوزه بااستفاده ازمحلول زهری: کنترول مگس خربوزه بااستفاده ازمحلول زهری یکی از طریقهای بسیار ساده وعام فهم می باشد.

مواد ضروری .

ü    10 لیتر آب .

ü    400 گرام بوره

 « شکر».

ü    20 گرام پودردپترکس.

طرز تهیه : نخست چهارصدگرام شکر را در ده لیتر آب حل نموده و بعداً بیست گرام پودر دپترکس را بالای محلول آب و شکر علاوه میکنیم و محلول را خوب شور میدهیم . محلول بدست آمده را  خالص بدون اینکه چیز دیگررا در آن علاوه کنیم استعمال می شود.

طرز استعمال:از ابتدا وقتـــــــــی که خربوزه بعد از آنکه گلهای شان القاح می شود و  میوه های جــــــوان به اندازه شینکی می باشد استعمال محلول زهری را در پنج مرحله تطبیق نمائید که هفت روز بعد سه مرتبه و بیست روز بعد دو مرتبه استعمال می شود که جمله 61 روز را دربر خواهد گرفت محلول زهری را طور معمول از طرف صبح و یا بعد از ظهر توسط محلول پاش خالص استعمال کنید.  وقتی که در این مدت میوه های خربوزه حفظ شود بعداً پوست خربوزه ضخیم شده و از حمله این آفت نجات می یابد که این طریقه در مزارع فالیزی نتایج خوب داده است .

کنترول مگس بااستفاده از گرد پاشی: این طریقه کنترول مگس در فالیز ها نتایج قناعت بخش داده است بل خصوص در فالیزهای خربوزه که یکی از طریقه های مهم کنترول مگس خربوزه میباشد . استفاده از روش چنین است که از ابتدا وقتیکه پلک های خربوزه (بته ها) به گل اندازی آغاز میکند یک مقدار خاک را خوبتر از تکه ململ کشیده تا شکل پودر را بخود اختیار نماید بعداً از آن مقدار ده حصه خاک را همرای یک حصه پودر سوین (کاربورایل) مخلوط نموده درهفته یک بار توسط  تکه ململ بالای پلکهای خربوزه گرد می شود.

+ نوشته شده در  90/09/21ساعت 10:24  توسط ايمل " نظري "  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر